فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد آیا زنان در خسرانند

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد آیا زنان در خسرانند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد آیا زنان در خسرانند


تحقیق در مورد آیا زنان در خسرانند

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

 

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

  

 

تعداد صفحه30

آیا زنان در خسرانند؟

صفت پنجم: صبر

«ان ... و الصابرین و الصابرات ...»1

مردان و زنان بردبار و شکیبا

 

صبر از جمله واژه هایی است که معنای حقیقی آن برای بسیاری از افراد روشن نشده است. برای روشن شدن مفهوم صبر به معنای لغوی آن اشاره کرده و سپس روایاتی چند از معصومین (علیهم السلام) بیان می داریم.

راغب در مفردات می گوید: « صبر آن است که نفس را بر آنچه عقل و شرع می طلبد وادار کند و از آنچه عقل و شرع منع می کند باز دارد.»


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد آیا زنان در خسرانند

تحقیق در مورد محمد حسین شهریار

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد محمد حسین شهریار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد محمد حسین شهریار


تحقیق در مورد محمد حسین شهریار

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه16

 

فهرست مطالب

محمدحسین شهریار

زندگی

شهریار در جوانی

عشق و شعر شعرها و کتاب‌ها

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبان‌های فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از شعرهای معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدربابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد. روز وفات این شاعر در ایران روز ملی شعر نام‌گذاری شده‌است.[۱]

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد محمد حسین شهریار

دانلودمقاله تلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله تلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

1 بیان مسئله
جنگ در تمام دوران، جوامع بشری را تهدید کرده است. هر جنگی زیانهایی دارد، زیانهای مالی قابل جبران هستند، اما زیانهای روانی مشکل جبران می شوند و از مهمترین عوارض جنگ هستند. فردی که از جنگ بر می گردد باید خود را هم با خانواده وفق دهد و هم با اجتماع، اکثر این افراد در وفق دادن دچار مشکل می شوند و خود را در این میان غربیه می پندارند. این افراد نه تنها خود دچار مشکلات روانی فراوانی می شوند، بلکه خانواده ی آن ها نیز درگیر این قضیه می شوند، به خصوص همسران این افراد در معرض خطر بیشتری هستند و رضایت زناشویی این افراد کاهش پیدا می کند. بر طبق آمارها نرخ طلاق در این افراد دو برابرافراد عادی می باشد (هاشمی، 1385).
اگر اعضاء خانواده از سوی منابعی حمایت شوند، توانایی بیشتری برای کمک به فرد حادثه دیده دارند. رضایت زناشویی از موارد مهمی است که موجب سازگاری خانواده می شود. نظام خانواده باید نظام محکم و پایداری باشد. بهداشت خانواده یکی از مسائل مهمی است که در استحکام نظام خانواده نقش دارد.
اختلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی مانند افسردگی، اعتیاد و ... می باشد. همچنین مشکلات ارتباطی در خانواده با بیماریهای جسمی نیز همبستگی دارد. افرادی که روابط رضایت بخش وحمایت کننده دارند، احتمال کمی وجود دارد که مبتلا به بیماری سختی شوند و اگر هم بیمار شوند سریعتر بهبود می یابند.
بعد از مرگ ناگهانی در خانواده مشکلات زناشویی و طلاق شدیدترین فشارهایی هستند که افراد تجربه می کنند (بلوم، آشرو وایت 1987 به نقل از طغیانی 1386).
با توجه به نقش رابطه ی زوجین بر سلامت جسم و روان آموزش شیوه های مختلف روان درمانی ضروری می باشد.
متأسفانه بیشتر پژوهشهای صورت گرفته توصیفی است و کمتر آموزشی است. با توجه به افزایش مشکلات زناشویی در همسران جانبازان لازم است به آن ها آموزشهایی داده شود تا با مشکلات خود مقابله کنند و تا حد امکان سبک زندگی خویش راتغییر دهند تا بتوانند علاوه بر بهبود خود به همسرانشان نیز کمک کنند.
تحقیقات نشان داده است که ‌خود دلگرم سازی باعث می‌شود افراد بسیار با جرأت تر، بردبارتر و با اعتماد ‌به نفس بالاتری عمل کنند و نیز دارای رفتار دوستانه تری با دیگران بوده، احساس ثبات بیشتری نموده و همچنین بهتر قادر باشند با مسائل و مشکلات خود مقابله کنند. حال اگر این روش آموزشی بتواند این نتایج را در همسران جانبازان ایجاد کند، شاید بتواند بر رضایت زناشویی ونیز سلامت روانی آن ها تاثیر بگذارد. این تحقیق در صدد بررسی این احتمال می¬باشد.
آدلر بنیانگذار روانشناسی فردنگر چهار نیاز اصلی را بیان می کند که عبارتند از:
نیاز به ارزشمندی، احساس قابلیت، نیاز به تعلق و دلگرم سازی.
دلگرم سازی آن چیزی است که باعث می شود دیگران احساس خوبی داشته باشند، عملکرد مؤثر داشته و برای مشکلات خود به شکلی موثرتر برنامه ریزی کنند، دارای اعتماد به نفس و حس رضایت باشند.
یکی از پیامدهای دلگرم سازی این است که شخص احساس تعلق می کند و از وقف خود برای بهزیستی جامعه احساس رضایت می کند. دلگرم سازی هم هدف شخصی وهم هدف اجتماعی دارد. آنچه مهم است داشتن نگرشهای مثبت نسبت به مسائل اطراف است. اما بسیاری از افراد این گونه نیستند و با احساس عدم کفایت و حقارت زندگی می کنند. آن ها معتقدند مفید نیستند. این یاس و دلسردی باید توسط افرادی در جهت افزایش دلگرم سازی،رضایت مندی و سلامت روانی و برآوردن نیازهای زندگی درمان شود. یکی از روشهای درمانی در مواجهه با این افراد روش آموزشی شوانکر است (باهلمن ودینتر ، 2001).
تئو و آنتینیو شوانکر این برنامه ی آموزشی را بر اساس روانشناسی فردنگر آدلر در سال 1980 تهیه کردند. آن ها مفهوم دلگرم سازی را پرورش دادند و آن را از یک مفهوم تئوریک به صورت روش علمی و قابل اجرا در آوردند.
خانواده¬های جانبازان با مشکلات عدیده ای مواجه هستند که در نتیجه به مشکلات عاطفی و زناشویی در آن ها منجر می شود.
حال این سئوال مطرح می¬شود که آیا روش دلگرم سازی شوانکر قادر است باعث ارتقاء سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان شود؟!
2. 1 اهمیت و ضرورت تحقیق
خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است و یک ارگانیسم زنده است. سلامت آن منوط به سلامت اعضای آن است. نقص یا تغییر در هر یک از اعضاء بر کل خانواده تاثیر گذار است.
مروری بر پژوهشهایی که در ایران صورت گرفته است، نشان می دهد که از سال 1370 تا کنون مشکلات جانبازان و خانواده های آن ها رو به افزایش است. با گذشت 28 سال از آغاز جنگ ایران و عراق هنوز جانبازان و خانواده های آنان با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. با در نظر گرفتن مشکلات و آمارهای رو به افزایش این مشکلات، لزوم توجه جدی به این معضل احساس می شود. از سوی دیگر آموزشهای خانواده یکی از اولویتهای پژوهشی بنیاد جانبازان است که این پژوهش می تواند مورد استفاده آن ها و خانواده ی جانبازان قرار گیرد.
همچنین پژوهشهای بسیاری حمایت تجربی قابل توجهی را برای اثرمندی رویکردهای مختلف زوج درمانی در درمان ناهماهنگی های زناشویی فراهم می سازند.
از ضرورتهای این پژوهش می توان موارد ذیل را نام برد:
- ارتقاء بهداشت روانی خانواده های شاهد و ایثارگر
- کاهش اختلالات روانی در سطح جامعه
- پایین آوردن میزان طلاق و عوارض ناشی از آن در خانواده های جانبازان
- کوتاه مدت بودن رویکرد مورد پژوهش
و ...
3. 1 هدف تحقیق
هدف این پژوهش عبارت است از:
«تعیین میزان اثربخشی روش آموزش دلگرم سازی شوانکر بر سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانبازان».
4. 1 فرضیه های تحقیق
فرضیه های اصلی:
1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر رضایت زناشویی آن ها را افزایش می‌دهد.
2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر سلامت روانی آن ها را افزایش می دهد.
فرضیه های فرعی:
1- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر علائم جسمانی آن ها را کاهش می دهد.
2- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر مشکلات خواب و اضطراب آن ها را کاهش می¬دهد.
3- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر کارکردهای اجتماعی آن ها را افزایش می دهد.
4- آموزش همسران جانبازان با رویکرد شوانکر افسردگی آن ها را کاهش می دهد.
5. 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی طرح
1. 5. 1 دلگرم سازی:
1. 1. 5. 1تعریف نظری: دلگرم سازی همه ی آن چیزی است که از یک فرد انسان دیگری با این مشخصات می سازد: احساس بهتر، کارکردهای مؤثرتر، غلبه مؤثرتر بر مشکلات،
اعتماد به نفس بالاتر، داشتن رغبت بیشتر برای مشارکت در امر سلامت دیگران و به طور کلی جامعه. فرد احساس می کند به قدر کافی انسان خوبی است و توسط دیگران پذیرفته شده است و همواره احساس می کند که: «من می توانم» (شوانکر، 1991).
2. 1. 5. 1تعریف عملیاتی: فرایندی است که با استفاده از جلسات آموزشی شوانکر طی 10 جلسه سعی در افزایش وتقویت آن داریم (به پیوست مراجعه شود).
2. 5. 1 سلامت روانی:
1. 2. 5. 1تعریف نظری: شامل شرایطی است که سطوح بالایی از نشانه های سلامت هیجانی (رضایت خاطر وشادی بالا)، پذیرش خود، رشد شخصی، هدفمندی در زندگی، تسلط بر محیط، حس تعلق وتعامل عاطفی را در برمی گیرد (کریمی زاده، 1384). مشخصه ی آن نداشتن اضطراب و نشانگان مختل کننده ی زندگی و ظرفیت ایجاد رابطه ی حسنه و رضایت بخش با دیگران وظرفیت مقابله ی مناسب با تنیدگیها و تناقضهای زندگی می باشد (کورسینی، 1999 به نقل از اسدی، 1382).
2. 2. 5. 1تعریف عملیاتی: نمره ای که فرد در آزمون سلامت عمومی GHQ کسب می‌کند.
3. 5. 1 رضایت زناشویی :
1. 3. 5. 1 تعریف نظری: به اعتقاد هیلمن (1994) رضایت زناشویی به رویدادهای مثبت یا منفی کلی که زوجین درمورد رابطه شان احساس می کنند، اشاره دارد که این رویدادهای مثبت یا منفی را با عناوین مختلفی نظیر خشنودی رابطه، سازگاری رابطه و احساسات رابطه می نامند (هالفورد ، 1384 به نقل از هاشمی، 1385).
2. 3. 5. 1 تعریف عملیاتی: در این پژوهش رضایت زناشویی نمره¬ای است که فرد درآزمون اینریچ 47 سئوالی کسب می کند.
4. 5. 1جانباز:
1. 4. 5. 1 تعریف نظری: جانباز یعنی کسی که جان خود را فدا می کند یا کسی که جان خویش را در معرض خطر می اندازد (معین، 1375).
2. 4. 5. 1 تعریف عملیاتی: به فردی اطلاق می شود که در طول مدت جنگ (یا دوران انقلاب) به علت حضور در یکی از مناطق جنگی یا سایر مناطق، توسط یکی از انواع سلاحهای جنگی یا ضربات وارده دچار مجروحیت شده باشد. جانبازان بسته به عامل مجروحیت یا ناحیه ی مجروحیت به گروههای زیر تقسیم می شوند:
- جانبازان مصدوم شیمیایی که به وسیله ی گازهای شیمیایی دچار مصدومیت شده اند.
- جانبازان عصبی روانی که به علل مختلف از جمله موج انفجار سلاحهای مخرب،
شکنجه¬های جسمی و روحی، مشاهده ی حوادث ناگوار و ضربه زننده، تحمل فشارهای شدید و ... به انواع مختلف اختلالات روانی مبتلا شده اند.
- جانبازان ضایعه ی نخاعی که از ناحیه ی نخاع شوکی به طور کامل یا نسبی آسیب
دیده اند.
- جانبازان با نقایص یا با ترکیبی از آسیبها و صدمات جسمی و روحی.
5. 5. 1 همسر جانباز:
به زنی گفته می شود که همسر شخص جانباز بوده و در کنار وی دارای زندگی مشترک باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1. 2مبانی نظری رویکرد آدلر
آدلر یک روانشناس فردنگر است که معتقد است وراثت و محیط عوامل جبری زندگی نیستند و این دو تنها چارچوبی را فراهم می کنند که فرد با خلاقیت خود به آن ها پاسخ می دهد.
شهرت آدلر بیشتر به دلایل زیر است:
1- عقده¬ی حقارت 2-تاکید او برکیفیت محیط خانواده و روابط اجتماعی فرد
3- مفهوم علاقه¬ی اجتماعی 4- مفهوم تعرض مردانه (نرنیه نمایی)
5- تاکید بر خود آگاهی انسان 6- من خلاق و.....
زندگی از نظر آدلر، شدن است نه بودن. او جبرگرا نیست و از دیدگاه او انسان به شیوه¬ی خاص خود به زندگی معنی و مفهوم می بخشد. از نظر او هر فرد، موجودی اجتماعی است نه زیستی.
نظریه¬ی آدلر از عناوین کلی زیر تشکیل شده است:
1- هدف گرایی تخیلی
2- تلاش برای توفق و برتری یا کمال
3- احساس حقارت و مکانیزم جبران
4- علاقه¬ی اجتماعی
5- سبک زندگی
6- من یا خود خلاق
آدلرگراها روان درمانی را شامل 4 مرحله می دانند:
1- ایجاد ارتباط: درمانگران آدلری برای ایجاد رابطه¬ی خوب در مقابل هم می نشینند و صندلی های خود را در یک سطح قرار می دهند. آن ها به بیمار می فهمانند مسئول اعمال خودش است و مشکلاتش به خاطر ادراکهای غلط است، بیمار هم سعی می کند ادراک‌هایش را تغییر دهد. مصاحبه و ارتباط براساس علائق و احترام متقابل و مشارکت در کشف و درک چیزها در ارتباط مطرح می شود. از لحظه ای که بیمار وارد می شود، حالتها و نشستن او و بیانش همه به شناخت درمانگر کمک می کند.
2-ارزیابی سبک زندگی فرد: در اینجا بررسی خاطرات اولیه و منظومه ی خانواده ی فرد ضروری است. در درمان باید هدفها خوب تنظیم شود و گرنه امکان پیشروی را از بین می برد. درمانگر باید سبک زندگی بیمار را بشناسد و علاوه برآن چگونگی تاثیر سبک زندگی بر کارکرد موجود بیمار را با توجه به تکالیف زندگی ببیند.
3- تعبیر و تفسیر و ازدیاد بینش: درک متقابل در مورد باورها، انگیزه ها و جهت گیریهای مراجع.
4- بازجهت دهی و بازآموزی: برای تسهیل آن می توان علاقه-ی اجتماعی و دلگرم سازی را تقویت کرد. جهت گیری برای تقویت قابلیتها و استعدادهای مثبت زندگی است. ما باورهای غلط را یا خودمان ساختیم و یا از دیگران یاد گرفتیم. در اینجا روشهایی را یاد می گیریم تا خود و دیگران را بشناسیم و در نتیجه فردی امیدوار، خوش بین و با اعتماد به نفس شویم.
به طور خلاصه درمان و فرایند تربیتی آدلر هدفهای زیر را دنبال می کند:
1- پروراندن علاقه¬ی اجتماعی
2- کاهش احساس کهتری، غلبه بر ناامیدی، تشخیص و استفاده از منابع درونی
3- تغییر سبک زندگی یعنی ادراکها و هدفها. هدف درمان تبدیل اشتباههای بزرگ به اشتباههای کوچک است.
4- تغییر ارزشها یا انگیزه های غلط
5- دلگرم سازی به افراد برای درک برابری انسانها
6- کمک به فرد تا به انسانی مشارکت جو تبدیل شود. این بیماران در نهایت امیدوار،
خوش بین و دارای اعتماد و شهامت می شوند (علیزاده، 1383).
از مفاهیم دیگر نظام آدلر می توان رویاها، خاطرات اولیه، ترتیب تولد و دلگرم سازی را نام برد .
1. 1. 2 دلگرم سازی
برای این اصطلاح ترجمه های مختلفی وجود دارد: تهییج، دلگرمی، شجاعت دهی،
جرأت بخشی، قوت قلب و انگیزه دهی.
براساس اصول روانشناسی فرد نگر، هدفهای آموزشی دلگرم سازی عبارت است از:
افزایش احترام به خود، اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی. دلگرم سازی، اعتماد به نفس و احساس فرد را نسبت به خودش تقویت و بهبود می بخشد و این کلید توسعه و تحول فردی است. بر اثر دلگرم سازی، فرد احساس تعلق و رغبت بیشتر و سودمندی برای جامعه می کند. اغلب دارای اهداف اجتماعی است و بیش از مثبت بودن صرف است و فقط انکار و سرکوبی ابعاد منفی زندگی نیست. دلگرم سازی توجه توامان به ابعاد مثبت و منفی زندگی است.
ناکامل بودن بخشی از وجود انسان است و این امر شرم آوری نیست. وقتی فرد برای غلبه به نقصهایش تلاش می کند و می خواهد کامل باشد به خودی خود چیز بدی نیست. ولی وقتی این نگرش تبدیل به این شود که فرد تنها زمانی انسان خوب است که کامل باشد و کارهایش بدون نقص باشد اثرات نامطلوبی دارد و منجر به احساس حقارت می شود. بنابراین آنچه ضروری است«شهامت ناکامل بودن» است. رشد و تحول فرد قویاً با اشتباه کردن و آموختن از خطاها مرتبط است و این ها تجارب ارزشمندی هستند. امروزه مردم به جای تاکید بر نقاط قوت همدیگر بر روی ضعفها و خطاهای هم تاکید می کنند و فکر می کنند این باعث بهتر عمل کردن دیگران است در حالی که این اشتباه است، بسیاری از مردم در طول زندگی با دلگرم سازی روبرو نمی شوند و زندگی شان پر از احساس حقارت است و آن را به شغل، ازدواج، روابط دوستانه، محل کار و به طور کلی به تمام زندگی شان تسری می دهند.
آن ها متقاعد شده اند که به اندازه¬ی کافی افراد خوبی نیستند وتنها زمانی خوبند که از خواهر و برادر خود بهتر، باهوش تر، لاغرترو.... باشند. آن ها معتقدند به چیزی تعلق ندارند. این یاس ودلسردی باید به وسیله¬ی دلگرم کردن آن ها از بین برود تا آن ها زندگی سالم تری داشته باشند.
برای دلگرم سازی می توان به 10 مهارت اشاره کرد:
1- اظهار علاقه به دیگران
2- گوش دادن فعالانه و با دقت و توجه کامل
3- نشان دادن اشتیاق
4- شکیبایی و صبور بودن
5- به کاربردن لحنی دوستانه هنگام صحبت
6- نشان دادن حالات دوستانه در چهره
7- استفاده از قالب بندی مثبت برای مشاهده و ارزیابی رفتار
8- شناسایی تلاشها و پیشرفتهای دیگران
9- به کاربردن تماسهای بدنی و لمسی (مانند قراردادن بازو روی شانه ی دیگری برای ابراز حمایت)
10-قاطع بودن واظهار وجود کردن ( باهلمن ودینتر،2001).
آدلری ها دلگرم سازی را به منزله¬ی مثلثی با سه ضلع نابرابر می دانند، این سه ضلع عبارتند از: روابط اجتماعی، آموزش و درمان و انسان را در این سه حوزه دلگرم می¬کنند. آن ها معتقدند هر چه بیشتر دیگران را دلگرم سازیم، خودمان نیز بیشتر احساس دلگرمی خواهیم کرد، چرا که با کمک به دیگران برای بهتر شدن، خود نیز احساس بهتری خواهیم داشت (موزاک و میانیاچی،1999 به نقل از هاشمی، 1385). همان طور که گیاه به آب و خاک نیاز دارد ما هم به دلگرم شدن توسط دیگران نیازمندیم.
گفته شد که از دیدگاه آدلر گراها فرد بیمار دلسرد و مأیوس است، برای این که این دلسردی از بین برود باید از دلگرم سازی در روند درمان استفاده کرد. فرد دلگرم کننده استعدادهای دیگران را کشف می¬کند و سپس آن ها را منعکس می¬کند. در رابطه¬ی درمانی پیش بینی موفقیّت نقش مهمی دارد. آدلرگراها به تحلیل مشکل بسنده نمی کنند، بلکه استعدادها وتوانایی بیمار را به او پسخوراند می¬دهند. در رابطه¬ی درمان تلاش می‌کنند فرد به خود و توانایی هایش اعتماد کند وتوانایی هایش را به کار گیرد و عزت نفس و احساس ارزش درونی اش افزایش پیدا کند. باید به جای ناتوانی ها و نقصها به فرد کمک کنیم برتوانایی ها وداشته هایش تاکید داشته باشد و به رغم موانعی که در راهش وجود دارد به سمت جلو حرکت کند. در این روش به فرد کمک می¬شود تا در سبک زندگی اش تغییر ایجاد کند و به بهبود روابط خود و دیگران کمک کند.
در این روش حتی اگر فرد احساس می کند که نمی تواند موفق شود، درمانگر باید او را دلگرم سازد که او می-تواند نگرش هایش را تغییر دهد و پیشرفتش امکان پذیر است. این فرآیند در سراسر درمان ادامه دارد. به فرد آموزش داده می‌شود نیمه¬ی پرلیوان را ببیند. از دیگر راهها برای دلگرمی تلاش برای برنامه ای است که فرد از آن می ترسیده یا نمی داند که در آن قرار دارد. عدم دلگرمی در افراد باعث فقدان اعتماد و بدبینی می‌شود. افراد دلگرم افرادی پذیرا و با مسئولیت هستند.
مهمترین منبع دلگرم سازی برای هر فرد، خانواده است ،اگر افراد خانواده دلگرم باشند، کودکان آن ها نیز به همین طریق رشد پیدا می‌کنند و نکات مثبت دیگران را بیشتر می بینند و به دیگران عشق می ورزند و برعکس در خانواده هایی که عدم دلگرمی در آن ها موج می زند، افراد خانواده هم همین گونه رشد می کنند و به دنبال عیب جویی در خود و دیگران هستند. همکاری، ارتباط، قدردانی و سپاس و... از ویژگیهای خانواده‌های دلگرم است . پیامهای مأیوس کننده در این خانواده ها بسیار کم شنیده می‌شود.
1. 1. 1. 2 رفتارهای دلگرم زدا در خانواده
اکستاین رفتارهای بارز عدم دلگرم سازی در خانواده را به 4 دسته تقسیم می‌کند:
1-اثر مداد قرمز
اعضای خانواده مدام همدیگر را به خاطر خطاها سرزنش می‌کنند و فرد خاطی مدام درگیر این سرزنشهاست و نمی تواند به جنبه های مثبت زندگی توجه کند(فتحی،1386).
2-اثر طرح عمودی در مقابل طرح افقی
طرح افقی دلگرم کننده است ولی طرح عمودی عدم دلگرمی را در بر می‌گیرد. در طرح افقی تساوی و پذیرش همه¬ی اعضای خانواده و رعایت شأن اعضا مطرح است. در طرح عمودی خود خواهی بسیار بارز است. با برچسبهای برتر وکهتر، نگرش مذهبی، نژادی و جنسیتی در طرح عمودی روبرو می¬شویم.
3-کمال گرایی افراطی
تصور عدم اشتباه در یک خانواده¬ی موفق منجر به بروز سرزنشهای دائمی و تلاش برای کشف نقاط ضعف همدیگر می‌شود.
4-چسبیدن به الگوهای کهنه
کودکان در زندگی رویدادهای فراوانی را مشاهده می‌کنند و نتایجش را به موقعیتهای مشابه تعمیم می دهند. بعضی از این تعمیم ها نادرست است، ولی طبق عادت سالیان سال ادامه
می یابد و فرد طی سالها هیچ گونه تغییر مثبت و پیشرفتی نمی کند.
علاوه بر رفتارهای خانواده، شیوه های تربیتی والدین هم می‌تواند عدم دلگرمی را برای بچه ها بوجود بیاورد. والدین خود کامه¬ی مستبد، والدین سهل گیر و والدین طرد کننده با رفتارهای خود دلگرمی را در بچه هایشان از بین می‌برند.
والدین مستبد و خودکامه با کنترل بیش از حد بر انضباط، پیروی بی چون و چرا از مقررات و تنبیه سخت تاکید می‌کنند. کودکان این والدین معمولاً زودرنج و بی تابند و اثری از
اعتماد به نفس در این کودکان دیده نمی شود.
والدین سهل گیر با آزاد گذاشتن فراوان کودک، کودکانی خودخواه، پرتوقع، خواهان توجه و محبت دیگران بار می آورند. کودکان آن ها در برابر برآورده نشدن خواسته ها بی‌صبر و پرخاشگر هستند و دچار بی تابی و اندوه می شوند. این ها هم از عدم اعتماد به نفس رنج
می برند.
والدین طرد کننده گاه با بی توجهی و گاه با خصم با کودکان خود برخورد می کنند. عدم احساس امنیت و نگرانی و پریشانی و رفتارهای ضد اجتماعی از ویژگی های این کودکان است. هیچ یک از این سه دسته والدین دلگرمی را در بچه های خود ایجاد نمی کنند.
برخلاف این سه دسته، والدین دلگرم کننده نه کنترل افراطی دارند و نه سهل گیری افراطی. مدیریت توأم با احترام در این خانواده وجود دارد. والدین، کودکانی با مسئولیت، راستگو، رک و قابل اعتماد پرورش می دهند. این کودکان از اموال خود و دیگران به خوبی نگهداری می کنند و دارای اعتماد به نفس و دلگرمی هستند (احدی وبنی جمالی،1383).
2. 1. 1. 2 خود دلگرم سازی
همان طور که دلگرم کردن دیگران مهم است، دلگرم ساختن خود نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. برای دلگرم ساختن دیگران ابتدا باید به دلگرمی خود بپردازیم. باید خودمان و تلاشهایمان را باور داشته باشیم و برای آن ها ارزش قائل باشیم. ایمان و اعتماد به خود تنها راه تغییر است. تا این حس را در خود به وجود نیاوریم نمی توانیم به دیگران یاد دهیم.
مک کی برای خود دلگرم سازی 6 گام را بیان کرده است:
گام اول: پذیرش خود: با پذیرش خود متوجه می شویم که می‌توانیم از این که هستیم بهتر باشیم.
گام دوم: توجه به کارهای مثبت خود
گام سوم: قدردانی از خود به خاطر تلاشهایمان
گام چهارم: استفاده از شوخی طبعی برای دلگرمی خود
گام پنجم: ایمان به خود و توانایی های خودمان
گام ششم: ارتباط با افراد دیگری خارج از خانواده ( مک کی،2004 به نقل از هاشمی،1385).
3. 1. 1. 2 آموزش دلگرم سازی شوانکر
تئو و آنتینیو شوانکر بر اساس اصول روانشناسی فرد نگر در اواخر دهه 1980 برنامه آموزشی خود را توسعه دادند. آن ها در طی سالها تجربه اندوزی در کار با گروهها و افراد مختلف دریافتند که دلگرم سازی پایه¬ی هر فرآیند تحولی است و در کمک ها و درمانهای روانشناختی از اثرگذاری بالایی برخوردار است. بنابراین آن ها این مفهوم را توسعه دادند و مفاهیم نظری را به روشهای علمی و تجربی تبدیل کردند. مفهوم آموزش دلگرم سازی شوانکر توسط مربیان دلگرم سازی که به مدت دو سال در انستیتوی آدلر- دریکارس واقع در زانترباخ آلمان آموزش دیده اند، توسعه یافته است. دوره¬ی آموزشی مربیان شامل 5 آخر هفته بود که دروسی به آن ها تدریس می شد و مورد تمرین قرار می‌گرفت. علاوه بر این مبانی روانشناسی فردنگر نیز به
آ‌ن ها آموزش داده می شد. همچنین به شرکت کنندگان تکالیفی برای خانه ارائه می شد. این تکالیف شامل دو بخش بود: بخش اول آموزش دادن به گروهی از افراد است. بخش دوم تمرین 10 مهارت دلگرم سازی که در صفحات قبل توضیح داده شده بود. هر دو هفته یک بار، یک شرکت کننده، یکی از 10 مهارت را انتخاب می‌کند و سعی می‌کند در تمرینهایش آن را به صورت آگاهانه بیشتر از دیگر مهارتها انجام دهد و درباره¬ی نتایج تجربیاتش گزارش کوتاهی بنویسد. علاوه بر این دوره در طول 2 سال، افراد آموزش دیده برای مدت 4 هفته
(هریک ترم) در گروههای آموزشی پیشرفته توسط شوانکر شرکت می کنند.
امروزه این برنامه در آلمان، اتریش و هلند تدریس و مورد استفاده قرار می گیرد. آموزش دلگرم سازی برای زوجین، والدین و افراد شاغل در بخشهای آموزشی و تربیتی کاربرد دارد. در طی این آموزشها به این نتیجه می رسند که آ‌موزشها کاملاً در دسترس و ساده است و به راحتی یاد گرفته می‌شود.
در مباحث نظری، آموزش دلگرم سازی به افزایش شهامت منجر خواهد شد و بیشتر از همه باعث جرأت برای ناکامل بودن است. دلگرم سازی بیشتر به احساس کفایت بالاتر منجر
می شود و به فرد کمک می‌کند تا راههای موثری برای مقابله با مشکلات و کاهش تنشهای جسمانی و شکایات روانشناختی بیابد. علاوه بر آثار فردی ، افزایش جرأت و بهبود روابط و افزایش تعامل‌ها از دیگر آثار این آموزش است.
آموزش شوانکر شامل 10 ملاقات هفتگی است. هر جلسه در حدود 1 ساعت و نیم و متشکل از حداقل 4 الی 5 و حداکثر 10 نفر است. هدف آموزش، آموزش دلگرم سازی به خود و دیگران است. در ابتدا عمدتاً به دلگرم سازی خویشتن و سپس دلگرم سازی دیگران تأکید
می شود. هریک از جلسات مطابق یک ساختار معین که «مدل گامهای 6 گانه » نامیده می¬شود، سازماندهی شده است. گام اول آرام سازی است، گام دوم بازخوردی از مطالب جلسه ی قبل، گام سوم دادن اطلاعات در مورد موضوع جلسه، گام چهارم ارائه¬ی یک تمرین، گام پنجم ارائه تمرین برای خانه و گام ششم تمرین آرام سازی دوباره است. در هر جلسه این 6 گام تکرار می شود. محتوای هر 10 جلسه در پیوست الف به تفصیل ارائه شده است.
این آموزش برای کاربردهای کلینیکی و افراد کاملاً بیمار هدف سازی نشده است. در واقع این آموزش برای افرادی است که در جامعه کم یا زیاد کارکرد اجتماعی دارند. با این حال یک مشاور می تواند از این آموزش برای درمانهای بالینی استفاده کند. هنگامی که عدم وجود دلگرمی، اساس و منبع تردیدها، افسردگی و اشکال دیگر رفتارهای زیان بار است،
دلگرم سازی می¬تواند ترمیم کننده¬ی این رنج ها باشد. همچنین یک مورد دیگر برای استفاده درمانی از این روش در مورد مراجعانی است که درمانهای بالینی خود را با موفقیت به پایان برده باشند. آموزش دلگرم سازی اگر بخواهد برای کودکان استفاده شود بدین شکل که گفته شد، مناسب نیست و باید کمی تغییر شکل داد. تورک (1990) یک برنامه ی«کودکان با دلگرمی » برای کودکان دبستانی شکل داد و دید روابط دوستانه¬تر میان کودکان با هم و با معلمانشان شکل گرفته است. مطابق تمام گفتارهایی که گفته شد، این آموزش برای پیشگیری طراحی شده است. با اشاعه¬ی فلسفه ای که در پس این آموزش است نتایج مهمی حاصل
می¬شود که کوشش مثبتی برای سلامت عمومی است (شوانکر، 1991 به نقل از باهلمن ودینتر،2001).

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  134  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تلافات زناشویی عامل خطرساز برای اختلالات روانی

دانلود مقاله ارائه یک سیستم خبره جهت کاریابی برای افراد بیکار

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ارائه یک سیستم خبره جهت کاریابی برای افراد بیکار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 چکیده :
این مقاله یک ES را برای ارزیابی افراد بیکار در خصوص پستهای معین نشان می دهد این خبره از تکنیکهای Neuro –Fuzry برای تجزیه و تحلیل یک پایگاه داده ها از افرادبیکار و بنگاهههای کاریابی استفاده می کنند فرآیند انطباق یک فرد بیکار با یک کار پیشنهاد شده انجام می شود از طریق یک ...........از سیستم Neuro –Fuzry مجموعه های ازمایشات گسترده تاریخچه ای از داده های افراد بیکار (که متعلق به یک کلاس اجتماعی هستند) پستهای متعددی را می پذیرند یا رد می کنند.
{ آزمایشات گسترده نشان می دهند که مجموعه های افراد بیکار (که به یک کلاس اجتماعی تعلق دارند) پستهای متعددی را می پذیرند یا رد می کنند.} که در این پروژه استفاده می شود جهت تعیین اوزان پارامتر های سیستم.
مثالهای جدید از Case هایی رسیده از قبول یا رد یک موقعیت بعنوان یک بخش از مجموعه آموزشی در نظر گرفته می شوند. آزمایشات مجدد بعد از دستیابی به یک میزان استاندارد از حالتهای از حالتهای جدید موجود بدست می آید .
خروجی سیستم یک میزانی از مناسب بودن هر فرد بیکار جهت یک کار معین می باشد.
1. معرفی :
یکپارچه سازی شبکه های عصبی و فازی منطقی سبب بوجود آمدن یکسری از سیستم ها تصمیم گیری خبره بسیار قوی شده است. در سالهای اخیر، دامنه مورد مطالعه از فرآیند شبکه های عصبی بصورت گسترده و قابل توجه ای در حال افزایش می باشد. بعلاوه یک میزان موفقیت در استفاده از سیستم های خبره تلفیق بصورت قابل ملاحظه ای افزایش یافته است در بسیاری از زمینه ها مانند طرح ها، درک زبان عصبی، روباتیک ، تشخیص ها بیماری، تشخیص عیب یابی ابزار آلات صنعتی، آموزش، توصیه یابی و بازیابی اطلاعات. بهر حال در مورد کاریابی خبره ادبیات موضوعی مشخصی در گذشته وجود ندارد. فرآیند انطباق یک فرد بیکار با یک شغل مشخص بندرت احتیاج به مطالعات ساختاری بسیار عمیق و هدف یابی کامل نسبت به یک روش Boolean matchin metchal که استفاده می کنند از یک صفحه web مانند A beater tast Europ's career market on the ) انتخاب جداگانه افراد واجد شرایط برای پستهای مختلف یک کار بسیار مشکل می باشد چه در شرکتهای بزرگ چه در شرکت های کوچک و نیاز به سیستمهای تصمیم گیری خبره دارد. نرم افزارSkills Analyzer tod (labate & Meds keys 1993) طراحی شده است برای حل مسائل مدیریتی که کلاس بندی کارمندان به گروههای مختلف را محور کار خود قرار می دهد و ترکیبی از شبکه های عصبی و آنالیزهایی برمبنای قانون را به منظور تقسیم کارمندان شرکت به گروههای کاری مختلف مورد استفاده قرار می دهد.
سیستم فوق یک سیستم خبره است هر چند تکنیک های تلفیقی مورد استفاده آن قدیمی تر می باشند.
تکنیکهای collaboration filtering در نرم افزار Casper (1) جهت بوجود آمدن موتور جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی بوجود آمد. سیستم Casper بر روی زیر سیستمهایی که ذیلا آورده می شوند تمرکز می نماید
1- یک سیستم مشخصه کاربر که یک پایگاه داده از مشخصات رفتاری فرد را بوجود می آورد درون سایت کاریابی که شامل یک موتور فیلترینگ مکانیزه توصیه سرویس ها و یک موتور برای جستجوی فردی می باشد.
2- تکنولوژی سرویس متحرک (2) که بعنوان EMA شناخته می شود یک سرویس توصیه فعال شمرده می شود و در جهت بوجودآوری اطلاعات بر اساس نیاز یا جایی که توجه به کارهای مرتبط می شود برای یک کاربر خاص استفاده می گردد.
متدهایی که بوسیله Casper و EMA استفاده شده است در زمینه توصیه و پدیدآوری اطلاعات می تواند بسیار با موفقیت زیادی در پدیدآوری اطلاعات استفاده شود.
هر چند چنین سیستم هایی خبره نیستند و هیچ مورد واقعی ای در زمینه کاریابی خبره به حساب نمی آیند. آموزش مجدد بر اساس رد نهایی و یا قبول نهایی استفاده کاربر بوسیله بنگاه ها یک نکته حساس می باشد و نمی بایست نادیده گرفته شود. کم نیستند موردهای توصیه شده که با درصدهای بالا یا متوسط توصیه شده اند ولی در یک مصاحبه معمولی رد شده اند توصیه گرهای خبره و سیستمهای پدید آوری آموزش را تضمین نمی کنند و باید بعنوان یک پایگاه داده اطلاعات کار در نظر گرفته شوند نه به عنوان یک کاریابی واقعی ساختار کنونی مقاله که در قسمت 2 آورده می شود معماری ساختار سیستم را نیز تحلیل می کند در قسمت 3 هر یک مطالعه موردی که در یک مثال واقعی کارهای انجام گرفته را بررسی می نماییم.
نتیجه گیری در قسمت 4 انجام گرفته است در ضمیمه 1 مباحث آماری را مورد بررسی دقیق قرار می دهیم.
2. تعریف سیستم :
سیستم ما در این مقاله شامل 4 مشخصه می باشد.
1- ارتباط با یک پایگاه داده فعال که شامل اطلاعات افراد بیکار شاغل و اطلاعات پیشنهاد شده می باشد.
2- استفاده از تکنیکهای فازی- عصبی برای آموزش استنتاجی پیچیدگی فازی واژگان فازی این واژگان استفاده می شوند برای ارزیابی داده ها و فاز و تصمیم گیری نهایی
3- آموزش مجدد سرپرستی شبکه های فازی – عصبی هر کجا که توسط Aolminstartel توصیه گردد.
4- مدل های فازی که طراحی و گسترش می دهد موتور استنتاج فازی
5- بوجود آوری ترکیبی از عناصر فازی برای ارزیابی نهایی یک داده.
6- بوجود آوری یک برنامه werfrindly و قابل انعطاف (توسط فرم های ورودی ویژوال بیسیک)
سیستم ما مبتنی بر مفاهیم شخصی می باشد (مطابق شکل1) که نیاز به یکپارچه سازی به یک سیستم خبره برای دستیابی به خروج نهایی دارد (یعنی برای ارزیابی یک فرد بیکار برای شغل مناسب ) تابع هدف ارزیابی بر مبنای پارامتر که در زیر می آیند فرموله شده اند (شکل 2)
1-سن
2- تحصیلات
3- آموزش های مرتبط
4- تجربه کاری مرتبط
5- زبان های خارجی
6- تسلط بر سیستمهای کامپیوتر
به طور کلی تابع هدف از دو قسمت تشکیل گردیده است. قسمت مقطعی و قسمت احتمالی (تقریبی) قسمت قطعی شامل صدهای صفر و یک در نظر گرفته می شود که فرد متقاضی حتما در یک شغل قرار گیرد.
در احتمالی که چندین محدودیت وجود دارد پایگاه داده بگونه ای فیلتر می شود که تابع هدف بصورت فاز در می آید و باز خود را بصورت که در مقاله sngeno (3) آمده است می آید.
خروجی Fis یک میزان ارزیابی از فرد متقاضی بیکار است که برای یک شغل معین در نظر گرفته می شود. ( یعنی تا چه اندازه فرد متقاضی برای شغل مورد نظر مناسب است)
این مسئله یک مسئله ریاضی احتمالی است با ورودی های پیوسته بدین معنی که شکل انتخاب سرپرست کار را تا اندازه ای حل می نماید.
ما از داده های ارزیابی قبلی به منظور پارامترهای ورودی FIS استفاده می نماییم
1.2 . Rule های مبتنی بر سیستم
در اینجا ما از یک قانون تازی برای کلیه شغل هایی که باید ویزیت شوند استفاده می کنیم بصورت زیر:
Candidate X matches Cnterion
در حالیکه x می تواند فقط یک محموله فازی را شامل شوند (سن – تحصیلات- آموزش- تجربه – زبان و کامپیوتر) مجموعه کلیه قانون های فوق ، قانون کلی سیستم را شامل می شود (جدول 1)
2.2 فازی سازی و قوانین ارزشیابی :
در متن های زیر با متدهای فازی سازی رشته های مرتبط را در تابع هدف فرمول می کنیم در این مقاله استفاده بسیاری از ارتباطات فازی می شود. ارتباطات فازی صفر و یک مجموعه ای از فازی هستند که در موقعیت هر عنصر در x,y را به یک عنصر جامعه امتیاز صفر و یک مشخص می نمایند بصورت دقیق تر : اگر x,y دو عنصر مجموعه باشند داریم:

تساوی فرق یک ارتباط فازی صفر و یک از Xn,Y می باشد هر گاه x,y گسسته باشند می توانیم ارتباط فازی با استفاده از ماتریس زیر تعریف کنیم.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  14  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارائه یک سیستم خبره جهت کاریابی برای افراد بیکار

دانلود مقاله سوابق کشت و تولید مواد مخدر در جهان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله سوابق کشت و تولید مواد مخدر در جهان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 
بحث تروریسم و موادمخدر یکی از مباحث مهم سیاسی، اجتماعی در جهان امروز است، هرچند تروریسم به معنای نظام و یا جریان رعب و وحشت، سابقه بسیار طولانی در تاریخ دارد، اما تعریف روشن و سیاسی تروریسم، به قبل از انقلاب فرانسه در نیمه دوم قرن 17 میلادی برمی گردد که سلاطین حاکم دراین کشور، نوعی از نظام تروریستی مبتنی بر گیوتین، قتل و ترور مخالفین را در پیش گرفته بودند.
درعین حال برخی از مورخین و مفسرین علم سیاست، آغاز پدیده تروریسم را به اواخر قرن 18 میلادی و ترور ولیعهد اتریش نسبت می دهند که ترور وی باعث آغاز جنگ جهانی اول گردید.
اما تروریسم از آغاز قرن 19 میلادی تعریف وسیع تری به خود گرفت و به عنوان وسیله ای برای سرکوب مخالفان سیاسی و ابزاری برای سلطه استعمار در جهان به کار گرفته شد.
از میان انواع تروریسم در جهان امروز می توان به تروریسم آنارشیستی، تروریسم استعماری، تروریسم قومی، تروریسم سیاسی- اقتصادی، تروریسم دولتی و تروریسم موادمخدر اشاره کرد؛ اما آنچه به عنوان یک خطر بالقوه برای زندگی بشر محسوب می شود تروریسم موادمخدر است که در حقیقت نوع پنهان تروریسم به حساب می آید.
امروزه تعریف تروریسم براساس ایجاد رعب و وحشت از طریق انفجار، ترور افراد و یا حملات مسلحانه سازمان یافته، یک تعریف رایج است. اما مافیای موادمخدر، تروریسم مخفی و پنهانی است که در خدمت انواع تروریسم دیگر قرار دارد و به تعبیر بهتر، اقسام تروریسم را درخود جمع نموده است.
باتوجه به اهداف پنهان تروریسم موادمخدر در جهان، در این مجموعه میزگرد به بررسی ابعاد مختلف پدیده موادمخدر، از سوابق کشت و تولید آن گرفته تا وضعیت گسترش آن در افغانستان و نقش استعمار و مافیای جهانی در ترویج این پدیده خواهیم پرداخت. اولین قسمت از این مجموعه به سوابق کشت و تولید موادمخدر در جهان و افغانستان اختصاص دارد.
*****
براساس اسناد تاریخی، سابقه آشنائی بشر با موادمخدر به 4 هزار سال قبل از میلاد برمی گردد.
لوح های نقاشی کشف شده از یونان قدیم و مصر باستان حکایت از آن دارد که طبیبان، از بوته خشخاش و بوته شاه دانه به عنوان یک گیاه داروئی استفاده می کردند.
« پلین » دانشمند رومی، اولین شخصی بود که شیره غلیظ خشخاش را به نام « اپیوم » جهت استفاده علمی در داروهای مسکن عرضه کرد، اپیوم از ریشه اپوس به معنای شیره گرفته شده و در برخی موارد از آن به نام هیپون و یا افیون نیز نام برده شده است.
آنچه مسلم است در قرون قبل از میلاد، کشت و استفاده از بوته های موادمخدر، صرفاً جنبه داروئی داشته است، اما پس از سازمان یافتن استعمار از کشورهای انگلیس، فرانسه و پرتغال در قرن 16 – 17 و بخصوص 18 میلادی، استعمار از این مواد افیونی برای سلطه بر ملت های ضعیف استفاده نمود. وقوع جنگ اول تریاک در 1839 میلادی و جنگ دوم تریاک در 1856 میلادی در چین از سوی انگلیس، واقعیت غیرقابل انکار در ترویج موادمخدر از جانب استعمار است.
چیزی که امروز به عنوان موادمخدر مشهور است قرن ها به عنوان دارو استفاده می شده است. و گاهی هم درتاریخ رد پای مصرف تریاک را به عنوان داروی خواب آور می بینیم. سرخ پوستان آمریکائی تنباکو و توتون را استفاده می کردند و حتی برخی از سرخ پوستان در مکزیک ، آن را با مواد دیگری هم مخلوط می کردند، یا حتی بعضی از رومی ها از برگ کوکائین استفاده می کردند که نوع شدیدتر از موادمخدر می باشد. همانطور که گفتیم تریاک به عنوان یک دارو از قدیم الایام استفاده می شده است، ولی جنبه اعتیاد نداشت و همراه آن مسئله سرمایه داری مسئله تجارت موادمخدر و مافیا دراین حد وسیع مطرح نبود، اما در اواسط قرن 18میلادی کم کم استعمار انگلیس به خواص این مواد پی برد و در چین رواج زیادی پیدا می کند و آرام آرام غرب، سودجویان و استعمارگران متوجه می شوند که با این مواد می توان عده زیادی از مردم جهان سوم را دچار گرفتاری و خواب کردو به همین خاطر در چین مصرف این مواد رونق پیدا می کند. در اوایل چینی ها هم مثل ما به عنوان یک دارو از آن استفاده می کردند اما براثرتلاش استعمارگران بخصوص انگلیس وضعیت به شکلی می شود که مشهور است وقتی کمونیست ها حدوداً در سال 1947 یا 48 در چین به قدرت می رسند، بیش از نیمی از جمعیت چین همه معتاد بودند. به هرحال زمانی اعتیاد جنبه عمومیت پیدا می کند که در پشت این کار سازمان های بسیار بزرگ مافیایی باشند که بعضی از آنها به طور مستقل و غیرمستقل به دولت های امپریالیستی و سرمایه دار وابسته اند بنابراین در بحث موادمخدر دو مسئله مطرح می باشد: یکی بحث مصرف آن به عنوان تفنن یا به عنوان ماده ای که تولید و مصرف آن جنبه داروئی داشته است، که درمیان مردم سرخ پوست، سفیدپوست، مصر قدیم و در آفریقا وجود داشته است ، ولی بحث اساسی از زمانی مطرح می گردد که این موضوع وارد چرخه سرمایه داری و سازمان مخوف مافیائی می شود و بخصوص که امروز موادمخدر با مسائل سیاسی و تروریسم ارتباط پیدا می کند وبسیاری از تشکیلات تروریستی دنیا، بودجه و پول شان از موادمخدر تهیه می شود و بسیاری از کشورهائی که می خواهند کشوردیگری را خراب کنند از این وسیله استفاده می کنند. بنابراین معضل ما ، قبل از اینکه خود موادمخدر باشد، سازمان ها، تشکیلات و نظام سرمایه داری بسیار گسترده و مافیایی است که از موادمخدر به عنوان یک ابزار سیای و ضد فرهنگی استفاده کرده و می کنند.
هزاران سال پیش در آفریقا و همچنین در فرهنگ مایاها و سرخ پوستان آمریکائی موادمخدر کشت و مصرف می شده است و در استرالیا، بومی های بسیار قدیم نیز از موادمخدر استفاده می کردند، اما نقش موادمخدر در روابط استعماری بسیار برجسته تر بوده که نمونه های بسیار زیادی داریم مثل جنگ تریاک در چین و بهره گرفتن استعمار انگلیس از طریق کمپانی هند شرقی در آنکشور ، و در منطقه ما خصوصاً در ایران و افغانستان نیز به همین صورت گسترش یافت.
استعمار از موادمخدر هم به عنوان یک کالای اقتصادی پربهره و هم در جهت ازپادرآوردن مقاومت های ضد استعماری، ضعیف کردن روان ملی و پائین کشیدن شخصیت انسانی انسان ها استفاده نموده است . در حال حاضر اگر بخواهیم معضلات بشری را رده بندی کنیم، موادمخدر در رده های خیلی بالا قرار می گیرد و خیلی از عوارض دیگر اجتماعی، جزء زیرمجموعه های بزرگی مانند موادمخدر هستند و باید بدانیم که اکنون یک مافیای بسیار تشکیلات یافته مدرن که از آخرین دستاوردهای علوم اطلاعات و الکترونیک بهره مند اند و شریک قدرت و اقتدار هستند در همین اروپا، آسیا و افغانستان فعال می باشند .
کشت موادمخدر در افغانستان سابقه نسبتا" طولانی دارد؛ وقتی که سلطان محمود بر افغانستان حاکم بود، در آن وقت هم کشت تریاک صورت می گرفت و در بعضی مناطق بخصوص مناطق شرقی افغانستان از آن به شکل دارو برای تسکین درد و برای درمان بی خوابی استفاده می کردند. اما استفاده ازاین مواد در آن زمان بسیار محدود بود. در زمان پادشاهی محمد ظاهرشاه هم موادمخدر در افغانستان کشت می شد، اما بعد از کودتای جولای 1973 محمد داوود که قاچاق این مواد یک کار جهانی شده بود، تولید آن در افغانستان ترویج شد. در آن وقت در مناطق کوهستانی استان کنر ، درخود ننگرهار، مرکز جلال آباد و ولایت لغمان هم کشت می شد و سپس کشت آن در مناطق دیگر افغانستان ترویج شد و آنجا هم تبدیل شد به یک مرکز کشت موادمخدر و عمدتاً در سرحدات افغانستان با پاکستان در مناطق پشتون نشین و بلوچ نشین صورت می گرفت . از آنجایی که حاکمیت مرکزی در آن مناطق وجود نداشت کشت تریاک در تعدادی از استان های هم مرز با پاکستان گسترش یافت و از پاکستان به داخل افغانستان سرایت کرد و متأسفانه بعد از کودتای 7 ثور 1357 خورشیدی زمانی که دولت مرکزی افغانستان کاملاً ناتوان گردید و تاحدودی تنها در مراکز شهرها و ولایات حاکمیت داشت ، از آغاز دهه 80 میلادی تخم این مواد از طرف پاکستانی ها آورده شد و پس از تولید درا فغانستان، به کارخانه های تولید هروئین درداخل پاکستان برده می شد.
در ایران ما می دانیم که کالای اصلی تجارت در دوره صفویه ابریشم بوده است و بخش عمده ارزی که پادشاهان صفوی به دست می آوردند از راه تجارت ابریشم به دست می آمد. ولی وقتی که ایران وارد یک فاز توسعه نیافتگی شدید می شود و سرو کله استعمارگران بخصوص انگلیس در ایران پیدا می شود ، کم کم تجارت و خرید تریاک باعث می شود که روستائیان ما به جای تولید ابریشم به طرف تریاک روی آورند، به طوری که در دوره قاجاریه تجارتً ابریشم عملا" نقش چندانی ندارد و کالای تجارتی عمده در سراسر ایران تریاک است و اکثر روستاهای ایران به کشت تریاک مشغول می شوند. این روند ادامه پیدا می کند تا اینکه در 1334 خورشیدی کشت خشخاش درایران ممنوع می گردد و به عنوان یک کالای مضر ، مبارزه با آن شروع می شود.
اعتیاد در به مواد مخدر در ایران نیز به دوره استعمار برمی گردد و بسیاری از پادشاهان حتی خود رضاشاه و همسرش هم معتاد به تریاک بوده است.
درمورد تولید موادمخدر دو موضوع را باید از هم جدا نمائیم: اول اگر کشت موادمخدر را به عنوان یک پروسه کاملاً شخصی و جدا از تجارت در نظر بگیریم ، کشورهایی مانند افغانستان ، مثل اروپا کشورهای آماری نیستند که به شما دقیق از همه چیز آمار و ارقام بدهند، افغانستان کشور استتیستیک نیست بنابراین از گذشته نمی توانیم آمار و ارقام و تاریخ دقیق ارائه کنیم، اما می توانیم بگویم که اقلاً تا همین 30-40 سال پیش درافغانستان، دستگاههای منظم و سازماندهی شده تولید موادمخدر که روابط بین المللی و مافیائی قوی داشته باشند وجود نداشت.
به هرحال تریاک درافغانستان وجود داشته، اما به پیمانه بسیار کم و از نظر اجتماعی هم ، افراد تریاکی از جایگاه مناسب در جامعه برخوردار نبوده و شخص محترمی بشمار نمی آمدند.
در گذشته های دور در افغانستان کسانی دریک گوشه و مکانی مقداری تریاک کشت می کرده اند اما سابقه تشکیلاتی عرضه و کشت و تولید موادمخدر را درگذشته های دور نداشتیم و گذشته نزدیک آن نیز برمی گردد به شروع جنگ نامیمون سرد در افغانستان و منطقه.
مافیای جهانی موادمخدر جائی را می خواهند که در آنجا حاکمیت، قانون ودولت مرکزی وجود نداشته باشد تا با خاطر آسوده بتوانند فعالیت کنند ، به این ترتیب سرحدات افغانستان که به نام مرزهای آزاد یاد می شده است مناطقی بودند که در آنجا قانون حاکمیت نداشت و زمینه فعالیت مافیای موادمخدر جهت تجارت، قاچاق و ترانزیت موادمخدر فراهم بود. اما بعد از آغاز جنگ های داخلی در افغانستان ، ما می بینیم که القاعده و طالبان بخاطر خریداری اسلحه از همین موادمخدر استفاده می کنند و به طوری کلی بهره گیری سیاسی از موادمخدر در افغانستان به همین سه دهه اخیر برمی گردد و قبل از آن نبوده است.
سر آغاز نقش استعمار در تولید و تجارت موادمخدر به جنگ تریاک در چین برمی گردد. اما در اوایل سال 1900 می بینیم که واقعاً تریاک یک ابزار سیاسی شد و عمدتاً تجارت آن در اختیار تجار غربی بود و حتی ما می بینیم که آنها دنبال تجارت موادمخدر ضعیف تر مثل تنباکو هم بودند به همین علت درایران شاهد قیام علمای شیعه و مرحوم میرزای شیرازی برای حذف تجارت تنباکو بودیم.
در چین، ایران و افغانستان گسترش تجارت موادمخدر ارتباط مستقیم با سازمان های گسترده و مخفوف دارد که زیر مجموعه استعمار است. استعمار در یک فاز دیگری بعد از جنگ جهانی دوم عملاً تجارت این مواد را گسترش می دهد تا جائی که وارد حوزه اروپا می شوند و جوان های اروپا را معتاد می کنند که ما شاهد پیدایش گرفتاری های روحی و روانی بعد از جنگ جهانی دوم در غرب بودیم. از این تاریخ است که اروپا و آمریکا متوجه می شوند که این شمشیری را که حواله مردم شرق کرده بودند به طرف خودشان برمی گردد و از آن زمان مبارزه با موادمخدر جنبه جهانی پیدا کرد . هرچند که هنوز هم مراکز بسیاری از این سازمان های مافیائی در کشورهای اروپائی و آمریکائی هستند و بسیاری از سیاستمداران بطور غیرمستقیم از منافع آن استفاده می کنند و به نحوی آن ها را حمایت می کنند واکنون ما وارد فازی شدیم که سیاست پشت پرده بسیاری از کشورها از آن حمایت می کنند. بنابراین کشورهائی مثل افغانستان ، خودشان کشورهائی هستند که تحت تأثیر استعمار و مافیای بین الملل و تحت تأثیر ظلم و ستم واقع شده اند و امروز هم که اقتصاد افغانستان پیوند مستقیم با اقتصاد موادمخدر دارد به خواست آگاهان و سیاستمداران افغانستان و به خواست مردم این کشور و منطقه نبوده است بلکه عملاً استعمار و استثمار اقتصادی رژیم های سرمایه داری که امروز بخش مهمی از جهان را هدف قرار داده است تولید این مواد را در افغانستان افزایش دادند. همانطور که کشور کلمبیا را نیز بازار تولید و قاچاق کوکائین ساختند.
می توانیم بگوییم که پرپیام ترین امر روشنگری همین است که مطرح گردید که چگونه می شود از پدیده هائی که در این جهان وجود دارند استفاده انسانی کرد و چرا اصلاً استفاده انسانی صورت نمی گیرد؟

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 11   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سوابق کشت و تولید مواد مخدر در جهان