فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

ترجمه در مورد ناتوانی یادگیری به همراه فایل انگلیسی آن

اختصاصی از فایل هلپ ترجمه در مورد ناتوانی یادگیری به همراه فایل انگلیسی آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

ناتوانی در یادگیری شایع بوده، و بر روی 1 تا 5/2 % از جمعیت کلی جهان غرب تاثیر می گذارد، و همچنین بر بسیاری از شرایط مختلف احاطه دارد. این حالت معمولا منجر به اختلال عملکرد عمده و نیاز مادام العمر برای حمایت و مداخله می شود ، نه حداقل کمک های پزشکی و مراقبت های بهداشتی. پیشرفت سریعی در درک علت و پاتوژن های سندرم ناتوانی شدید در یادگیری در حال رخ دادن است ، و این  پیشرفت ها به احتمال زیاد به بهبود مداخلات هدفمند در دهه آینده می انجامد. بسیاری از کشورها تخصص ناتوانی یادگیری را برای حرفه پزشکی لغو کرده اند، اما یک نیاز بزرگ برای احیای این جایگاه دانش پزشکی وجود دارد. ما در مورد کیفیت زندگی و اثرات آن بر خانواده های افراد با ناتوانی در یادگیری بسیار کم می دانیم ، و تحقیقات زیادی برای بررسی این مسائل مورد نیاز است.


دانلود با لینک مستقیم


ترجمه در مورد ناتوانی یادگیری به همراه فایل انگلیسی آن

دانلود مقاله پیامبراکرم (ص) در قرآن کریم و نهج البلاغه و جلد اول تفسیر کشاف زمخشری

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله پیامبراکرم (ص) در قرآن کریم و نهج البلاغه و جلد اول تفسیر کشاف زمخشری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

چکیده :
پیامبر بزرگوار اسلام ، حضرت محمّد مصطفی (ص) که بنده برگزیده خدا ، خاتم الانبیاء ، مبلغ دین الهی ، معلم آیات حکمت و مربّی و اسوه انسانهاست در زمانی که جهل و تاریکی در حجاز سایه افکنده بود از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شد و افلاکی ترین فرشته خاکی گردید و تمام عمر با برکت خود را که سرشار از فراز و نشیبهای بسیاری بود در راه هدایت و راهنمایی مردم و دعوت به دین مبین اسلام سپری نمود و با عبودیّت و بندگی ذات حق به عالی ترین درجه عبودیّت دست یافت و به قلّه رفیع کمال انسانی رسید.
در قرآن کریم که معجزه جاویدان پیامبر عظیم الشّان اسلام بوده و به عنوان کتاب هدایت بشری همواره مورد توجّه بوده است درباره پیامبر اکرم (ص) بسیار سخن گفته شده است . اطاعت از پیامبر (ص) در کنار اطاعت از خدا مطرح شده است ، آزار و ایذاء پیامبر اکرم (ص) موجب عذاب دردناک و لعنت خداوند در دنیا و آخرت تلقّی شده و دوستی خداوند مشروط به اطاعت از پیامبر اکرم (ص) گردیده است . خلق و خوی الهی پیامبر اکرم (ص) و رحمت و عطوفت آن حضرت مایه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبیر« وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ » توصیف شده است . بنا بر آیات قرآن کریم که بیش از 500 آیه را شامل می شود ، وجود پیامبر اسلام (ص) لطفی بر بشریت ، رحمتی برای عالمیان ، الگویی ابدی برای نسل بشر و شاهدی بر همه انبیاء الهی معرّفی شده است .مولای متّقیان حضرت علی (ع) که از دوران کودکی همواره در کنار پیامبر بود در کتاب ارزشمند نهج البلاغه مراحل مختلف زندگانی آن حضرت را طی خطبه های مختلفی به تصویر کشیده و از عظمت و بزرگواری پیامبر (ص) سخن به میان آورده است.
در این رساله سعی شده است تا اخلاق و رفتار و زندگانی پیامبر اکرم (ص) در کتب مقدّس قرآن کریم و نهج البلاغه و همچنین تفسیر کشاف زمخشری بررسی شود و آیات و خطبه ها و تفاسیری که در این زمینه وجود دارد آورده شود. هرچند که هیچ کس نمی تواند مدّعی باشد که این شخصیت بی نظیر عالم امکان را کامل و جامع شناخته است تا بتواند دانش خود را در مورد آن حضرت مکتوب سازد.

 

 

 

 

 

فصل اول
کلیات تحقیق
1-1. مقدّمه :
آنگاه که جهل و تاریکی در حجاز سایه افکنده بود‏، آنگاه که نوزادان دختر عرب به جرم دختر بودنشان‏ زنده به گور می‌شدند‏، آنگاه که کعبه را بتخانه اعظم می خواندند‏ و آنگاه که در جامعه عرب نشانی از صداقت و راستی و مهربانی نبود، مهربان ترین فرشته خاکی متولد شد‏‏، از حق آمد و به حق برانگیخت، تمام کائنات را رنگ خدایی داد، آفتاب جهان فروز وجودش‏، نور علم و رحمت را بر زمین گستراند، از توحید گفت و به خدای یکتا فراخواند، برف ظلمت را آب کرد و نوید بهار داد. قلب عالم امکان شد و جریده هستی. از ملکوت آسمان به زمین فرا خوانده شد و افلاکی ترین فرشته خاکی گردید‏، خواند:
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَق، خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَق...». بنده برگزیده حق تعالی شد و نامش بلند و دینش پاینده . آشنا ساخت انسان را با معنای واقعی اش. روشن نمود حقیقت را با آفتاب وجودش در شام تیره زندگی. نبوّت را ختم داد و قرآن را عینیّت. سخن از کیست؟ سخن از بنده برگزیده خدا ؛ حضرت محمّد مصطفی صلّی الله علیه و آله است، سخن از آخرین پیغام دار و خاتم انبیاء است. سخن از کلمه الله الاعظم و کلام تکوینی خدا است، سخن از حقیقتی عینی و جاودانه است، سخن از ذخیره‌ای تمام نشدنی و حقیقتی است عینی و انسانی، که شناخت ابعاد مختلف شخصیت و دستیابی به عمق سیره و سلوک و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادی مستمر نیازمند است. سخن از خاتم الانبیاء و قلّه رفیع کمال انسانی است، سخن از خلیفه الله الاعظم و واسطه ابدی نزول فیض الهی است. سخن از آینه تمام نمای صفات حسنای حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم است. سخن از پیامبری است که اطاعت از وی همان اطاعت از خدا شمرده شده است، سخن از نبی‌ مکرم است که آزار و ایذاء وی موجب عذاب دردناک و لعنت خداوند در دنیا و آخرت تلقی شده و دوستی خداوند متعال مشروط به اطاعت از وی گردیده است. سخنی از پیامبری است که خلق و خوی الهی و رحمت و عطوفتش، مایه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبیر «وانک لعلی خلق عظیم»، توصیف شده است. سخن از «عبد خدا» است که با عبودیت و بندگی ذات حق، به عالی‌ترین درجه عبودیّت دست یافت و از همه تعلّقات و وابستگی‌ها رها شد و به عنوان «رحمه للعالمین» و عامل رهایی و آزادی مردمان از زنجیرها و بندهای سخت معرّفی شد.
آری سخن از محمّد مصطفی (ص)؛ مبلغ دین الهی، معلم آیات حکمت و مربی و اسوه انسان ها است. نوشتن درباره بزرگ ترین شخصیتهای آفرینش ، برگزیدگان حضرت حق ؛ نه آنکه آسان نیست ، بلکه بسیار هم دشوار است.کیست که مدّعی باشد آنها را کامل و جامع شناخته است تا بتواند دانش خود را از آن برگزیدگان مکتوب سازد . امابا توکل برخداوند متعال و عنایات خود حضرت (ص) و توجهات حضرت ولی عصر (عج) در نوشتار حاضر سعی دارم در حد بضاعت خویش بتوانم از اخلاق و رفتار ، آداب و سنن برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی، حضرت محمّد مصطفی (ص) سخن بگویم. امید است بتوانیم همواره رهرو دینش باشیم و از پرتو وجودش بهره مند.» (قمی ، 1361 : 3 ).

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم
زندگی نامه ی پیامبراعظم (ص)
2-1. اجداد رسول خدا (ص):
خاندانی که رسول خدا در میان آنها به دنیا آمد از بهترین خاندانهای عرب و شریفترین آنها بود و بزرگترین منصبها و سیادتها در آنها وجود داشت زیرا منصب سقایت و اطعام حاجیان که بزرگترین افتخار و بهترین منصبها بود از راه ارث به خاندان بنی هاشم و عبدالمطلب جدّ آن بزرگوار رسیده بود .
حضرت رسول (ص) از اولاد اسماعیل ذبیح الله است ودر واقع فرزند ابراهیم خلیل الله (ع) است و جدّ بیستم ایشان به عدنان می رسدوخود حضرت فرموده اند : « چون اجداد من به عدنان رسید از ذکر دیگر اجداد خودداری کنید. » (میر عرب ، 1385 : 16 ). دکتر سعید منصوری در کتاب پیامبر رحمت (ص) نسب پیامبر را این چنین معرفی می کند :
«عدنان پدر عرب عدنانی است که در تهامه ، نجد ، و حجاز تا شام و عراق مسکن داشته اند وآنان را عرب معدی ، عرب نزاری ، عرب مضری ، عرب اسماعیل ، عرب شمالی ، عرب متعرّبه ، عرب مستعربه ، بنی اسماعیل ، بنی قیدار و قیدار نیز می گویند که نسب آنها به حضرت اسماعیل ذبیح می رسد . مادر فرزندان اسماعیل ، رعله دختر یکی از جرهمیان به نام مضاض بن عمرو جرهمی بود . قبیله جرهم از اعقاب جرهم بن قحطان بوده و از جنوب به شمال عربستان آمده بودند.
عدنان دو پسر داشت یکی معد و دیگری عک ، که بنی غافق از عک پدید آمده اند . معد بن عدنان چهار پسر به نامهای نزار ، قضاعه ، قنص و ایاد داشت . نزار بن معد سرور و بزرگ فرزندان پدرش بود و در مکّه سکنی داشت و او چهار پسر به نامهای مضر ، ربیعه ، انمار و ایاد داشت و دو قبیله خشعم و بجیله از انمار به وجود آمده اند . مضر بن نزار دو پسر به نامهای الیاس و عیلان داشت ، مادرشان زنی از قبیله جرهم بود، مضر سرور فرزندان پدرش و مردی دانا و بخشنده بود و قبایل بنی ذبیان ، بنی هلال و بنی ثقیف از مضربن نزار منشعب شده اند. پس از مضر بن نزار فرزندش الیاس در میان قبایل وسعت بزرگی یافت واو را سیّد العشیره ، لقب دادند . وی سه پسر به نامهای مدرکه ، طابخه و قمعه داشت. قبایلی را که نسبشان به الیاس می رسد بنی خندف گویند. قبیله های بنی تمیم ، مزینه ، رباب ، خزاعه و اسلم از الیاس بن مضر منفصل شده اند. مدرکه بن الیاس نامش عامر و کنیه اش ابوالهذیل و ابوخزیمه بود. مدرکه چهار فرزند به نامهای خزیمه ، هذیل ، حارثه وغالب داشت . پس از مدرکه فرزند وی خزیمه بن مدرکه بر عرب حکومت یافت و او چهار پسر به نامهای کنانه ، اسد ، اسده ، و هون داشت . پس از خزیمه فرزند وی کنانه بن خزیمه برتری یافت. قبایل بنی لیث و بنی عامر از کنانه بن خزیمه ریشه گرفتند. فرزندان کنانه عبارتند از : نضر ومالک وعبد مناه. پس از کنانه نضر بن کنانه فرزند وی بود که برتری یافت و فرزندانش مالک و یخلد و صلت بوده است. پس از نضر فرزندش مالک است که پسر مالک ، فهر می باشدو فرزندان فهر بن مالک عبارتند از : غالب ، محارب ، حارث ، اسد و دختری به نام جندله . پس از فهر ، پسر وی برتری یافت و فرزندان وی عبارتند از : لُوی و تیم الادرم و فرزندان تیم بن غالب به بنو ادرم بن غالب معروف شده اند. پس از غالب ، فرزند وی لوی برتری یافت و فرزندان وی کعب ، عامر ، سامه ، عوف و خزیمه می باشند. پس از لوی نوبت کعب است که از همه فرزاندان پدرش بزرگوارتر و ارجمندتر بود. پس از کعب نوبت مره بن کعب است و فرزندان وی عبارتند از : کلاب ، تیم و یقظه است . پس از مره پسرش کلاب برتری یافت که پدر یک دختر و دو پسر به نامهای قصی و زهره است .نسب بنی زهره از جمله آمنه مادر بزرگوار رسول اکرم (ص) به زهره بن کلاب می رسد، پس از کلاب فرزند وی قصی بن کلاب امور کعبه و مکه را به دست گرفت و قریش را به عزت و سربلندی رساند و آنها را از جاهای پراکنده در وادی مکه جمع نمودو نزدیک کعبه جای داد. پس از قصی فرزند او عبد مناف برتری یافت وفرزندانش عبارتند از : هاشم ، عبد شمس ، مطلب ، نوفل ، ابوعمرو و شش دختر . پس از عبد مناف هاشم پسر وی سروری یافت. پس از هاشم ، عبدالمطلب بن هاشم سروری یافت فرزندان وی عباس ، حمزه ، عبدالله ، ابوطالب ، زبیر ، حارث ، حجل ، مقدم ، ضرار ، ابولهب ، قشم وشش دختر می باشند . عبد المطلب نخستین کسی بود که در کوه حرا به اعتکاف پرداخت و چون ماه رمضان می رسید به کوه حرا می رفت ودر تمام ماه بینوایان را اطعام می کرد ودر صد وبیست سالگی وفات یافت . »(منصوری ، 1387 :15 ).
2 – 1 – 1 . بیان راز نسب پیامبر توسط امام علی(ع):
امام جعفر صادق (علیه السلام) از حضرت علی (علیه السلام) نقل می کند که: «آن حضرت در توصیف از آفرینش و نسب محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: خداوند تعالی نور مقدّس حضرت محمّد صّلی الله علیه و آله و سلّم را خلق فرمود، پیش از آنکه آسمانها و زمین و عرش دو کرسی و لوح و قلم و بهشت و دوزخ را بیافریند و قبل از اینکه احدی از انبیا را اراده آفرینش کند به چهار صد و بیست چهار هزار سال، به آن نور دوازده حجاب خلق نمود:
1- حجاب قدرت. 2- حجاب عظمت. 3- حجاب منّت. 4- حجاب رحمت. 5- حجاب سعادت. 6- حجاب کرامت. 7- حجاب منزلت. 8- حجاب هدایت. 9- حجاب نبوّت. 10- حجاب رفعت. 11- حجاب شفاعت.
پس آن نور مقدس را در حجاب قدرت 12 هزار سال جاری داد و او می گفت: سُبحانَ رَبّیَ الاَعلَی.
و در حجاب عظمت یازده هزار سال و او می گفت: سُبحانَ عالَمُ السِّر.
و در حجاب منّت ده هزار سال و می گفت: سُبحانَ مَن هُو قائِم لایَلهو.
و در حجاب رحمت نه هزار سال و می گفت: سُبحانَ الرَّفیعُ الاَعلی.
و در حجاب سعادت هشت هزار سال و می گفت: سُبحانَ مَن هُو دائِمُ لایَسهو.
و در حجاب کرامت هفت هزار سال و می گفت: سُبحانَ مَن هُو غَنیّ لایَفتَقِر.
و در حجاب منزلت شش هزار سال و می گفت: سُبحانَ العَلیمُ الکَریم.
و در حجاب هدایت پنج هزار سال و می گفت: سُبحانَ ذِی العَرشِ العَظیم.
و در حجاب نبوّت چهار هزار سال و می گفت: سُبحانَ ربِّ العِزَّه عَمّا یَصِفون.
و در حجاب رفعت سه هزار سال و می گفت: سُبحانَ ذِی المُلکِ وَ المَلَکوُت.
و در حجاب هیبت دو هزار سال و می گفت: سُبحانَ اللهُ وبِحَمدِه.
و در حجاب شفاعت دو هزار سال و می گفت: سُبحانَ رَبیَّ العَظیمِ وَ بِحَمدِه.
پس نام مقدس آن حضرت را بر لوح ظاهر گردانید وآن نام مبارک چهار هزار سال بر لوح می درخشید پس اسم اطهر آن حضرت را بر عرش ظاهر گردانید و هفت هزار سال در آنجا نور می بخشید همچنین در احوال رفعت و جلال می گردید تا آنکه حق تعالی آن نور را در صلب آدم جای داد و از آدم در شیث و از شیث در انوش و از انوش در قینان و از قینان در مهلائیل... تا در ابراهیم خلیل الله و ابراهیم در اسماعیل... در عبدمناف و از عبدمناف در هاشم و از هاشم سید قریش در عبدالمطلّب و از عبدالمطلّب در عبدالله جای داد و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به دنیا آمد.
فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین خندان و شادان وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بدنیا آمد نزد ابوطالب پدر حضرت علی (علیه السلام) آمد و او را به آنچه واقع شده بود خبر داد. پس ابوطالب به وی گفت: مگر از این امر در شگفتی؟ تو هم باردار می شوی و وصی و وزیر او را می زایی.» ( رمزی اوحدی ، 1378 : 702 ) .
2-2. پدر رسول خدا (ص):
« پدر بزرگوار آن حضرت عبدالله بن عبدالمطلّب است که مادرش فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن مخزوم است که یکی از پنج فاطمه ای است که در نسب رسول خدا (ص) می باشند. ابوطالب و زبیر بن عبدالمطلّب و پنج نفر از دختران عبدالمطلّب به جز صفیه مادر زبیر از همین بانو تولد یافته اند. کنیه عبدالله را ابوقشم و ابومحمّد و ابواحمد و لقبش را ذبیح نوشته اند. پدر رسول خدادر سن بیست و پنج سالگی در مدینه نزد دایی های پدرش بین طایفه بنی النجار در خانه ای معروف به دارالنابغه وفات کرد ودر همان خانه نیز دفن شد. گفته شده از عبدالله کنیزی به نام ام ایمن و پنج شتر و یک گله گوسفند و شمشیری کهن و پولی نیز بر جای ماند که رسول خدا(ص) آنها را به ارث برد. »(منصوری ، 1387 :21 ).
بنابر آنچه در اجداد رسول گرامی اسلام ذکر شد می توان اجداد وی را تا عدنان چنین ذکر کرد: «محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلّب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن نزار بن معد بن عدنان . »(همان ).
2-3. مادر رسول خدا (ص):
«آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهره بن کلاب است که ده سال پس از واقعه حفر زمزم و یک سال پس از آنکه عبدالمطلّب برای آزادی عبدالله از کشته شدن صد شتر فدیه داد به ازدواج عبدالله درآمد و شش سال و سه ماه پس از ولادت رسول خدا (ص) در سفری که فرزند خویش را به مدینه برده بود تا خویشان مادری وی یعنی بنی عدی بن النجار اورا ببینند ، هنگام بازگشتن به مکّه در سی سالگی در ابواء وفات کرد و همانجا دفن شد. »(همان :22 ).
2-4. تولد رسول خدا (ص):
ابرهای تیره وتار جاهلیت سراسر شبه جزیره عربستان را فرا گرفته بود ؛ کردارهای زشت و ناروا ، کارزارهای خونین ، یغما گری ، فرزند کشی ؛ هرگونه فضایل اخلاقی را از میان برده ، وجامعه عرب در سراشیبی بدبختی عجیبی قرار گرفته بود . فاصله مرگ و زندگی آنان بیش از حد کوتاه شده بود .در این هنگام ستاره صبح سعادت دمید ، و محیط تاریک عربستان ، با میلاد مسعود رسول گرامی (ص) روشن شد ، و از این راه مقدمات و سعادت یک ملت عقب افتاده ، پی ریزی گردید . طولی نکشید که شعاع این نور سراسر جهان را روشن ساخت ، و اساس یک تمدّن انسانی ، در تمام نقاط جهان پایه گذاری گردید .
بنابر بسیاری از روایات، در 17 ربیع الاوّل عام الفیل (570 م)، یا به روایتی 12 ربیع الاوّل پیامبر نور و رحمت متولد شد و با ولادتش تازگیهایی در جهان پدید آمد:
«1 - امام ششم (ع) فرمود: «شیطان به هفت آسمان بالا می‌رفت و خبرهای آسمانی را گوش می داد، وقتی که عیسی (ع) تولد یافت از سه آسمان رانده شد، و تا آسمان چهارم می رفت، و چون حضرت رسول (ص) متولد شد از همه آسمانها رانده گردید. »
2- بارگاه انوشیروان (ایوان مدائن) شکست و چهارده کنگره آن افتاد.
3 - انوشیروان در خواب دید که خورشید در تاریکی شب از طرف حجاز برآمد و از نردبان چهل پلّه‌ای که سر به کیوان کشیده بود بالا رفت، و همه جا را روشن کرد، جز کاخ او که در تاریکی ماند.
4 - آتشکده آذر گشسب که هزار سال روشن بود، خاموش شد، سرد گشت و مرد.
5 - در یثرب یک یهود بر فراز قلعه ای فریاد کرد: این ستاره احمد است، ستاره پیامبر جدید است، یهودی هایی که پای قلعه ایستاده بودند، به سراغ غیبگو و دانشمند خود دویدند.
6 - یک عرب بیابانی با ریش سپید، و قامتی بلند، مهار شترش در دست، وارد مکه شد، و این اشعار را میخواند: «دیشب مکه در خواب بود و ندید که در آسمانش چه نورافشانی و چه ستاره بارانی بود.»
7 - در آن شب هر بتی که در هر جای عالم بود، بر رو افتاده بود.
8 - دریاچه ساوه که سالها آن را می پرستیدند فرو رفت و خشک گردید.
9 - وادی سماوه که سالها بود کسی آب در آن ندیده بود، آب در آن جاری شد.
10 - داناترین دانشمند مجوس در خواب دید که چند شتر صعب، اسبان عربی را می‌کشتند و از دجله گذشته داخل بلاد ایشان شدند، طاق کسری از میان شکست و دو حصه شد، و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاری گردید، و نوری از طرف حجاز ظاهر گردید و در عالم منتشر شد وپرواز کرد تا به مشرق رسید.
11- سریر سلطنت پادشاهان، سرنگون شده بود.
12- مجمع پادشاهان در آن روز، غمناک و از سخن بازمانده بودند.
13 - میان کاهنان و همزادشان که خبرها به آنها می‌گفتند جدایی افتاد، و ساحران از علم خود نمی‌توانستند استفاده نمایند.
نزدیک به فجر صادق، مقارن این حوادث، جناب آمنه دید که ستاره های آبی، با دنباله های ارغوانی، به پشت بام خانه‌اش می‌ریزند، از این تماشا مسرور شده بود که ناگهان دید زنهایی نورانی اطراف بالینش نشستند، فکر کرد زنان قریشند، ولی متحیّر بود که چگونه خبر یافته‌اند که او در این وقت می خواهد وضع حمل کند ، صدایی به سان زمزمه فرشتگان و صدای ارواح از میان آنان بلند شد. یکی گفت: من آسیه زن فرعونم، دیگری گفت: من مریم دختر عمرانم...آمنه بر روی آنها تبسّم کرد (پسرش به دنیا آمد). آمنه گفت: صدایی شنیدم که می‌گفت: ای آمنه به پسر تو، خلق آدم، معرفت شیث، شجاعت نوح، خصلت ابراهیم، زبان اسماعیل، رضای اسحاق، فصاحت صالح، حکمت داوود، حشمت سلیمان، ملاحت یوسف، تحمّل موسی، طاعت یونس، صبر ایّوب، جهاد یوشع، حبّ دانیال، وقار الیاس، عصمت یحیی، و زهد عیسی عطا شده است. »(همان :23 ).
2-5.دوران شیر خوارگی وکودکی رسول خدا (ص):
«محمّد (ص) هفت روز از مادر خود آمنه شیر خوردو روز هفتم ولادت ، عبدالمطلّب قوچی برای وی عقیقه کرد و او را محمّد نامید وبه خاطر اینکه پدر بزرگوارشان(عبدالله) را پیش از تولد از دست داده بود، برای آنکه در فضای ساده و پاک بادیه پرورش یابد و بنابر رسمی که در مکه رایج بود به زنی به نام حلیمه از قبیله بنی سعد سپرده شد. حلیمه دو سال تمام رسول خدا (ص) را شیر داد ودر دو سالگی او را از شیر باز گرفت. با حضور محمّد(ص) در خانه حلیمه خیر و برکت بر آنها روی آورد. حلیمه محمّد(ص) را در سن پنج سالگی به علّت علاقه و اصرار مادرش (آمنه)‏، به مکّه بازگرداند. آمنه با محمّد(ص) برای دیدار پدر و مادرش و آرامگاه عبدالله، راهی سفر به مدینه شد، اما در راه بازگشت به مکّه، در محلی بنام «ابواء» درگذشت. محمّد (ص) پس از وفات مادر، تحت سرپرستی جدّ بزرگوارشان عبدالمطلّب قرار گرفتند اما او نیز زمانی که محمّد(ص) به 8 سالگی رسیده بود‏، درگذشت و این بار عموی آن حضرت (ابوطالب) سرپرستی محمّد(ص) را بر عهده گرفت. »(همان :24 ).
2-6.سفرهای رسول خدا (ص) تا قبل از ازدواج آن حضرت:
«محمّد(ص) زمانی که 12 سال داشت در سفری تجاری همراه عموی خویش به شام رفت، این سفر در دهم ربیع الاوّل سال سیزدهم واقعه فیل ، اتفاق افتاد. در این سفر راهبی مسیحی بنام «بحیرا» ، محمد را دید و نشانه پیامبری را چنان که در کتابهای مقدّس خوانده بود، در وی مشاهده کرد. بحیرا برای آنکه به اطمینان بیشتر دست یابد، محمّد(ص) را به لات و عزی (نام دو بت از بتهای مکه بودند) سوگند داد که در آنچه از وی می‌پرسد، جز راست و درست بر زبانش نیاید. محمّد (ص) در جوابش گفت: «من این دو بت را که نام بردی دشمن دارم. مرا به خدا سوگند بده!». بحیرا با این جواب محمّد(ص) یقین پیدا کرد که وی، آخرین پیامبر خداست که آمدنش را وعده داده بودند. بنابراین ابوطالب را از آن مهم‏، مطّلع ساخت و به او سفارش کرد تا محمّد(ص) را از شرّ دشمنان محافظت کند‏، زیرا وی در آینده مأموریّت بزرگی بر عهده خواهد گرفت . »(رسولی محلاتی ، 1378 :79 ).
«سفر دوّم رسول خدا (ص) زمانی بود که خدیجه دختر خویلد بن اسد بن عبدالعزی بن قصی که زنی تجارت پیشه بود و از راستگویی و امانت و مکارم اخلاق رسول خدا خبر یافت ، به آن حضرت پیشنهاد کرد که با سرمایه وی و همراه غلام وی میسره برای تجارت رهسپار شام شود رسول خدا (ص) پذیرفت. رسول خدا در شانزدهم ذی الحجّه سال بیست و پنجم واقعه فیل در بیست و پنج سالگی از مکّه بیرون رفت و چون به بصری رسید نسطور راهب وی را دید و میسره را به پیامبری او مژده داد و میسره نیز از آن حضرت کراماتی دید که حین بازگشت به مکّه برای خدیجه نقل کرد.
محمّد (ص) در تمام دوران نوجوانی و جوانی جز در راه راستی و درستی، پاکی و صداقت گام برنداشت و در صدق لهجه، راستی کردار، ملایمت و صبر و حوصله موجب شگفتی همگان گشت و آن اندازه مورد اعتماد مردم قرار گرفت که وی را «محمّد امین» می نامیدند. »(منصوری ، 1387 :27 ).
2-7.ازدواج محمّد ( ص) :
«خدیجه دختر خویلد که در ثروت زیاد و عفّت و تقوا بی نظیر بود، محمّد (ص) را برای تجارت به شام فرستاد که در این سفر «مسیره» غلام خدیجه نیز همراه محمّد (ص) بود. وقتی آنان از سفر پرسود شام برگشتند، «مسیره»در نزد خدیجه از امانت و درستی محمّد (ص) حکایتها گفت و فضایل پیامبر را برای خدیجه بیان کرد .خدیجه شیفته امانت و صداقت محمّد (ص) شد و علاقه مندی خویش را برای ازدواج با ایشان اظهار نمود وخواستار ازدواج با وی گردید. رسول خدا هم با عموهای خویش مشورت کرد وبا عموی خود حمزه بن عبدالمطلب نزد خویلد بن اسد بن عبدالعزی رفت و خدیجه را خواستگاری کرد برخی گفته اند که خویلد آن زمان مرده بود وعموی خدیجه عمربن اسد وی را به رسول خدا تزویج کرد. تاریخ ازدواج دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت رسول خدا از سفر شام بود و رسول خدا بیست شتر جوان مهر داد و خطبه عقد را ابوطالب ایراد کرد. در آن زمان خدیجه چهل سال و محمّد (ص) بیست و پنج سال داشت. »(همان :30 ).
تا زمانی که خدیجه زنده بود پیامبر (ص) همسر دیگری نداشت و بعد از خدیجه ، همسران دیگری اختیار نمود.
زمخشری در کشّاف گفته است که : « بر پیامبر اکرم (ص) عیب می گرفتند که همسرانش زیاد هستند و در پاسخ به آنها گفته شده ، چگونه همسران آن حضرت را زیاد می دانید حال آنکه او فقط نه همسر برگزیده و داود (ع) یکصد همسر و حضرت سلیمان (ع) سیصد زن آزاد (کد بانو ) و هفتصد کنیز داشته است .» (زمخشری ، 1389 ، ج 1 : 644 ).
2-8.فرزندان محمّد ( ص) از خدیجه :
خدیجه نخستین همسر رسول خدا (ص) بود و تاوی زنده بود زنی دیگری اختیار نفرمود و خداوند از خدیجه دو پسر و چهار دختر به آن حضرت عنایت فرمود. فرزندان آن حضرت به این ترتیب بودند :
1- «اولین فرزند آن حضرت قاسم است و رسول خدا به نام وی ابوالقاسم کنیه گرفت و قاسم نخستین فرزند رسول خداست که در مکّه در سن دو سالگی وفات یافت.
2- زینب دختر بزرگ رسول خدا است که بعد از قاسم متولّد شد و پیش از اسلام به ازدواج پسر خاله خود ابوالعاص بن ربیع درآمد و پس از جنگ بدر به مدینه هجرت کرد و در سال ششم هجرت در مدینه وفات یافت .
3- رقیه پیش از اسلام و بعد از زینب در مکّه تولد یافت و پیش از اسلام به عقد عتیبه بن ابی لهب در آمد و پس از نزول سوره «تبّت یدا ابی لهب »و پیش از عروسی به دستور ابولهب و همسرش ام جمیل از وی جدا گشت وبعد به عقد عثمان بن عفّان درآمد.رقیه در سال دوّم هجرت سه روز بعد از بدر همان روزی که مژده فتح بدر به مدینه رسید وفات یافت.
4- امّ کلثوم در مکّه تولد یافت و پیش از اسلام به عقد عتیبه بن ابی لهب در آمد ومانند خواهرش پیش از عروسی از عتیبه جدا شدودر سال سوّم هجرت به ازدواج عثمان بن عفّان درآمد و در سال نهم هجرت وفات کرد.
5- فاطمه (س) که به نقلی پنج سال پس از بعثت رسول خدا وبه نقلی دیگر پنج سال پیش از بعثت رسول خدا در مکّه تولد یافت ، به همین جهت در سنّ وفات آن حضرت اختلاف است. آن بانوی گرامی در مدینه به ازدواج امیرالمومنین علی (ع) درآمد و پس از وفات رسول خدا به فاصله ای در حدود چهل روز تا هشت ماه وفات یافت و نسل رسول خدا تنها از وی باقی ماند.
6- عبد الله که پس از بعثت رسول خدا (ص) در مکّه متولد شد و طاهر لقب یافت . عبدالله در همان مکّه وفات یافت و پس از وفات او عاص بن وائل سهمی رسول خدا را ابتر خواند و سوره کوثر در پاسخ وی نازل گردید. »(همان :34 ).

 

 

 

 

 

 

 

 

 


فصل سوم
بعثت پیامبراعظم (ص)
3 – 1 . کیفیت نزول وحی :
چهل سال از عمر رسول خدا (ص) گذشته بود که به طور آشکار فرشته وحی به آن حضرت نازل شد و آن بزرگوار به نبوّت مبعوث گردید.
«رسول خدا (ص) هرچه به چهل سالگی مبعوث می شد به تنهایی و خلوت با خود بیشتر علاقه مند می گردید و بیشتر اوقات فراغت را به خارج از مکّه می رفت و در دامنه کوهها و میان غار حرا می نشست و در آثار صنع خدا و شگفتیهای جهان خلقت به تفکّر می پرداخت و با خدای خویش راز و نیاز می کرد و بدین ترتیب صفای روحی بیشتری پیدا کرده و آمادگی زیادتری برای فرا گرفتن وحی الهی و مبارزه با شرک و بت پرستی و اعمال زشت دیگر مردم آن زمان پیدا می کرد .
زمانی که محمّد (ص) در سن چهل سالگی بود در شبی از شبهای ماه رمضان، (به روایتی دیگر شبی قبل از 27 ماه رجب) در غار حرا که به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده یکتا مشغول بود، جبرئیل، فرشته وحی بر وی ظاهر شد و آیاتی از قرآن را بر محمّد (ص) خواند، جبرئیل از محمّد (ص) خواست این آیات را بخواند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِى خَلَق، خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَق، اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَم، الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَم، عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ یَعْلَم ؛ بخوان به نام پروردگارت که - جهان را- آفرید. همان که انسان را از خون بسته اى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى دانست، یاد داد.» ( قرآن مجید ،96 :5-1).
محمّد (ص) که امّی و درس نخوانده بود، گفت: من توانایی خواندن ندارم. اما جبرئیل باز از او خواست که این آیات را بخواند، اما همان جواب را شنید. در دفعه سوّم محمّد (ص) احساس کرد که می تواند این آیات را بخواند. به گفته استاد ارجمندم جناب آقای دکتر امیر پور گویا جبرئیل (ع) شانه های رسول اکرم (ص) را فشار داده بود تا یارای خواندن یافته بود، پس شروع به خواندن آیات الهی نمود و مأموریّت وی آغاز گردید. پیامبر (ص) مأموریّت یافت که مردم را هدایت و جامعه را از فسادهای دینی و اخلاقی اصلاح نماید و خانه خدا را از بتان پاک گرداند وخدایان دروغین را از دلهای مردم مکّه بیرون براند.(چراغی ، 1382 : 34 ).
3 – 2. باز گشت رسول خدا (ص) به خانه :
پیامبربزرگ الهی با شتاب به خانه بازگشت و آنچه بر وی گذشته بود با خدیجه باز گفت و خدیجه با شنیدن سخنان همسر بزرگوارش چهره اش شکفته گردید و گویا سالها بود در انتظار و آرزوی شنیدن این سخنان و مشاهده چنین روزی بود و به این جهت بی درنگ گفت :
«ای عمو زاده ! مژده باد تورا ، ثابت قدم باش ، سوگند بدان خدایی که جانم به دست اوست من امید دارم که تو پیغمبر این امت باشی .
به هرصورت این سخنان که تمام شد لرزه ای اندام آن حضرت را فرا گرفت و احساس سرما در خود کرد و خدیجه گلیمی آورد و بر بدن آن حضرت انداخت و رسول خدا (ص) در زیر گلیم آرمید.
رسول خدا همچنانکه خوابیده بود احساس کرد فرشته وحی بر او نازل گردید و از این رو گوش فرا داد تا چه می گوید و این آیات را شنید که بر وی نازل نمود :
« یَأَیهَُّا الْمُدَّثِّرُ،قُمْ فَأَنذِرْ، وَ رَبَّکَ فَکَبرِّْ، وَ ثِیَابَکَ فَطَهِّرْ، وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ، وَ لَا تَمْنُن تَسْتَکْثرُِ، وَ لِرَبِّکَ فَاصْبر ؛ الا اى رسولى که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‏اى، برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان، و خدایت را به بزرگى و کبریایى یاد کن، و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار، و از ناپاکى (بت و بت‏پرستان) به کلى دورى گزین، و بر هر که احسان کنى ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه، و براى خدایت صبر و شکیبایى پیش‏گیر. » (قرآن مجید ، 74 : 1 - 7).
با نزول این آیات پیغمبر خدا با اراده ای آهنین و تصمیمی قاطع آماده تبلیغ دعوت الهی گردیدواز جای برخاسته دست بیخ گوش گذارد و فریاد زد : الله اکبر ، الله اکبر ، و در این وقت بود که موجودات دیگری که بانگ او را شنیدند با او همصدا شده همگی این جمله را تکرار کردند. » (موسوی گرمارودی ، 1381 : 52 ).
3 – 3 . نخستین مسلمان :
«از نظر تاریخ و گفتار مورّخین چون ابن اسحاق ، ابن هشام و دیگران مسلّم است که نخستین مردی که به رسول خدا ایمان آورد علی بن ابیطالب و نخستین زن ، خدیجه بوده است و اصحاب رسول خدا (ص) نیز چون جابر بن عبدالله و زید بن ارقم و عباس و دیگران نیز آن را روایت کرده اند. . » (رسولی محلاتی ، 1378 : 133).
خدیجه که به صداقت و راستی پیامبر (ص) واقف بود، به او ایمان آورد و علی بن ابی طالب (ع) که در آن هنگام سرپرستی او را پیامبر (ص) بر عهده داشت، نیز به ندای حقیقت لبّیک گفت و به دین و خدای محمّد (ص) ایمان آورد. این مهم را می توانیم در کلام علی (ع) به خوبی مشاهده کنیم:
« وَقَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللهِ -صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ- بِالْقَرَابَةِ الْقَرِیبَةِ، وَالْمَنْزِلَةِ الْخَصِیصَةِ، وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَأَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إِلَی صَدْرِهِ، وَیَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ، وَیُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَیُشِمُّنِی عَرْفَهُ. وَکَانَ یَمْضَغُ الشَّیْءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ، وَمَا وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْلٍ، وَلاَ خَطْلَةً فِی فِعْلٍ. وَلَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ -صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ- مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَکٍ مِنْ مَلاَئِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ، وَمَحَاسِنَ أَخْلاَقِ الْعَالَمِ، لَیْلَهُ وَنَهَارَهُ، وَلَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ، یَرْفَعُ لی فِی کُلِّ یَوْمٍ عَلَماً مِنْ أخْلاقِهِ، وَیَأْمُرُنی بِالْإِقْتِدَاءِ بِهِ. وَلَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَة بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ, وَلاَ یَرَاهُ غَیْرِی، وَلَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذٍ فِی الْإِسْلاَمِ غَیْرَ رَسُولِ اللهِ -صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ- وَخَدِیجَةَ وَأَنَا ثَالِثُهُمَا، أَرَی نُورَ الْوَحْیِ وَالرِّسَالَةِ، وَأَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ. وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْه ِ-صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ- فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللهِ مَا هذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقَالَ: «هذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ، إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ، وَتَرَی مَا أَرَی، إِلاَّ أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیّ، وَلکِنَّکَ وَزِیرٌ، وَإِنَّکَ لَعَلَی خَیْرٍ؛ شما به خوبی جایگاه مرا از نظر خویشاوندی و قرابت و منزلت و مقام ویژه نسبت به رسول‏خدا (ص) می‏دانید. او مرا در دامن خویش پرورش داد. من کودک بودم، او مرا همچون فرزندش در آغوش خویش می‏فشرد و در استراحتگاه مخصوص خویش جای می‏داد، بدنش را به بدنم می‏چسبانید و بوی پاکیزه‏ی او را استشمام می‏کردم، غذا را نرم می‏کرد و در دهانم می‏گذاشت. هرگز دروغی در گفتارم نیافت و اشتباهی در کردارم پیدا ننمود.
از همان زمان که رسول‏خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز ایشان را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیک سوق دهد. من همچون سایه‏ای به دنبال او حرکت می‏کردم و آن حضرت هر روز نکته‏ای تازه از اخلاق نیک را برای من آشکار می‏ساخت و مرا فرمان می‏داد که به او اقتدا کنم. وی مدتی از سال، مجاور کوه حرا می‏شد، تنها من او را مشاهده می‏کردم و کسی جز من او را نمی‏دید. در آن روز غیر از خانه‏ی رسول‏خدا ( ص) خانه‏ای که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت و من نفر سوّم آن خانه بودم که اسلام درآن راه یافته بود. من نور وحی و رسالت را می‏دیدم و نسیم نبوّت را استشمام می‏کردم. به هنگام نزول وحی بر محمّد (ص) صدای ناله شیطان را شنیدم. از رسول‏خدا (ص) پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویش مأیوس گردیده است. تو آنچه را من می‏شنوم، می‏شنوی و آنچه را من می‏بینم، می‏بینی، تنها فرق من و تو این است که تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر منی و بر طریق و جاده خیر و درستی قرار داری. » (سید رضی، 1389،خطبه 192: 282).
3 – 4 . اظهار دعوت :
حضرت محمّد (ص) مأموریّت داشت که 3 سال به طور مخفیانه مردم را به اسلام و خدای یکتا دعوت کند. بعد از 3 سال پیامبر مأموریّت یافت که دعوت خود را آشکار کند.
این دستور در ضمن دو آیه به آن حضرت نازل گردید که یکی آیه : « وَ أَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ، وَ اخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِین ؛ و (نخست) خویشان نزدیکت را (از خدا) بترسان ، و پر و بال مرحمت بر تمام پیروان با ایمانت به تواضع بگستران . » (قرآن مجید ، 26 : 214 - 215) بود و دیگری آیه : « فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِین ؛ پس تو آشکارا آنچه مأمورى (به خلق) برسان و از مشرکان روى بگردان. » (قرآن مجید ، 15 : 94) .
3 – 5 . دعوت خویشاوندان :
«رسول خدا (ص) برای آنکه مأموریت نخست را انجام دهد پس از بررسی جوانب به علی (ع) که آن روز سنّ او از سیزده یا پانزده سال تجاوز نمی کرد، دستور داد که غذایی آماده کند و همراه آن شیری نیز ترتیب دهد. سپس چهل و پنج نفر از سران بنی هاشم را دعوت نموده و تصمیم گرفت در ضمن پذیرایی از مهمانان راز نهفته را آشکار سازد.ولی متاسفانه پس از صرف غذا پیش از آنکه او آغاز سخن کند ، ابولهب عموی پیامبر با سخنان سبک و بی اساس خود ، آمادگی مجلس را برای طرح موضوع رسالت از بین برد . پیامبر مصلحت دید که طرح موضوع را به فردا موکول سازد. سپس فردا برنامه خود را تکرار کرده و با ترتیب یک ضیافت دیگر، رو به سران فامیل نمود و سخن خود را با ستایش خدا و اعتراف به وحدانیت وی آغاز کرد و چنین فرمود :
« به راستی هیچگاه راهنمای یک جمعیت به کسان خود دروغ نمی گوید؛ به خدایی که جز او خداوندی نیست ، من فرستاده شده خدا به سود شما ، وبه عموم جهانیان هستم ؛ هان ای خویشاوندان من ، شما بسان خفتگان می میرید ، و همانند بیداران ، زنده می گردید و طبق کردار خود مجازات می شوید و این بهشت دائمی خداست برای نیکوکاران و دوزخ همیشگی اوست برای بدکاران .
سپس افزود : هیچ کس از مردم برای کسان خود چیزی بهتر از آنچه من برای شما آورده ام ، نیاورده است . من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام ، خدایم به من فرمان داده که شما را به جانب او بخوانم . کدام یک از شما پشتیبان من خواهد بود ، تا برادر ، وصی و جانشین من میان شما باشد.
وقتی سخنان آن حضرت به این نقطه رسید ، سکوت مطلق همه مجلس را فرا گرفت و هر کدام از آنها در بزرگی مقصد و سرانجام کار خود در دریای فکر فرو رفتند. یک مرتبه علی (ع) که آن روز جوانی پانزده ساله بود سکوت مجلس را در هم شکست و برخاست و با یک لحن تند عرض کرد : « ای پیامبر خدا من آماده پشتیبانی از شما هستم .»
پیامبر دستور داد تا بنشیند و سپس گفتار خود را تا سه بار تکرار نمود. جز همان جوان پانزده ساله کسی پرسش او را پاسخ نگفت. در چنین هنگام پیامبر رو به خویشاوندان نمود و فرمود :
«مردم ! این جوان برادر ، وصی و جانشین من است میان شما ! به سخنان او گوش دهید و از او پیروی کنید. و در این هنگام مجلس پایان یافت و حضار با حالت خنده و تبسم رو به ابوطالب نمودند و گفتند : محمد دستور داد که از پسرت پیروی کنی و از او فرمان ببری و او را بزرگ تو قرار داد. » (جعفر سبحانی ، 1378، ج1 : 257) .
3 – 6. دعوت عمومی :
«سه سال از آغاز بعثت گذشته بود ، که پیامبر پس از دعوت خویشاوندان دست به دعوت عمومی زد . ایشان در مدت سه سال با تماسهای خصوصی ، گروهی را به آیین اسلام هدایت کرده بودند ولی این بار با صدای رسا ، عموم مردم را به آیین یکتا پرستی دعوت نمودند .
پیامبراکرم (ص) برای انجام دادن مأموریت دوّم که همان دعوت عمومی بود بالای کوه صفا آمد و فریاد زده مردم را به گرد خویش جمع کرد ، به او گفتند چه پیش آمده ؟
فرمود : اگر من به شما خبر دهم که دشمن صبحگاه یا شامگاه بر شما فرود می آید مرا تصدیق می کنید و سخنم را می پذیرید ؟ همگی گفتند : آری.
فرمود : ای مردم ! سوگند به آن خدایی که جز او معبودی نیست که من به سوی شما به رسالت از جانب خدای تعالی مبعوث گشته ام و به خدا همچنان که می خوابید می میرید و همان گونه که بیدار می شوید از گورها محشور خواهید شد و هر چه بکنید بدان محاسبه و بازرسی خواهید شد و پاداش نیکی را نیکی و کیفر بدی را بدی خواهید دید، بهشتی ابدی و دوزخی ابدی در پیش دارید ، و شما نخستین گروهی هستید که من مأمور به انذار آنها گشته ام . » (رسولی محلاتی ، 1378 : 138).
3 – 7 . آ زار مسلمانان :
« با شنیدن سخنان پیامبر (ص) عده ای زیادی از مردم مکه به وی ایمان آوردند. بلال ، یاسر و سمیه ، خباب، أرقم ، طلحه ، زبیر، عثمان و سعد از جمله و نخستین مسلمانان بودند، روی هم رفته در سه سال اول ، تعداد پیروان محمد ( ص ) به بیست نفر رسیدند. اما هر روز که می گذشت سختگیری های مشرکان بر آنان شدت می گرفت، بنابراین پیامبر (ص) تصمیم گرفت برای گسترش دین اسلام در سرزمین های دیگر و برای مراقبت یاران خویش از شکنجه مشرکان، عده ای از مسلمانان به سرپرستی جعفربن ابی طالب به حبشه هجرت کنند. در سال ششم بعثت، قریشیان پیمانی بستند که در آن ازدواج یا خرید و فروش با خاندان عبدالمطلب نهی شده بود ، آنان این پیمان نامه را بر دیوار کعبه آویختند. و با این پیمان نامه پیامبر (ص) و یاران وی را محاصره اقتصادی نمودند. پیامبر (ص) همراه یاران خویش به دره ای که مشهور به «شعب ابوطالب» بود، پناه آوردند. سال های سختی در شعب ابو طالب بر محمد (ص) و یارانش گذشت تا آنکه در سال 10 بعثت، پیامبر (ص) خبر داد که موریانه خطوط پیمان نامه ای که قریشیان نوشته بودند را خورده است، قریشیان پذیرفتند اگر سخن پیامبر (ص) راست باشد، از محاصر ایشان دست بردارند؛ وقتی قریش پیمان نامه را دیدند به حقیقت موضوع پی برده و دست از محاصره اقتصادی پیامبر (ص) و یاران وی برداشتند. » (رسولی محلاتی ، 1378 : 139).
3 – 8 . هجرت حضرت محمّد (ص) از مکّه به مدینه:
با مخالفت هایی که مشرکان مکّه با پیامبر (ص) و یارانش داشتند، آن حضرت تصمیم گرفت به دعوت مردم مدینه به آنجا هجرت نمایند و اسلام را در دیگر سرزمین ها گسترش داده و مردم را به توحید و خداپرستی فراخوانند. وقتی بت پرستان از هجرت پیامبر (ص ) باخبر شدند، تصمیم گرفتند که چهل نفر از قبایل را تعیین کنند، تا شب هجرت به خانه پیامبر بریزند و آن حضرت را به قتل رسانند، تا خون وی در بین تمام قبایل پخش شود و بنی هاشم نتوانند انتقام بگیرند و درنتیجه خون آن حضرت پایمال شود. اما فرشته وحی آن حضرت را از این نقشه شوم باخبر ساخت و علی بن ابیطالب (ع) که در شجاعت بی همتا بود به جای رسول اکرم (ص) در بستر خوابید و آن حضرت مخفیانه از خانه خارج شد و ابتدا به غار ثور پناه برد و از آنجا به همراه ابوبکر به سوی مدینه هجرت فرمود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :
«وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ بِالْعِبَاد ؛ و بعضى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است . »( قرآن مجید ،2 :207).
در کتاب امام علی (ع) و امور نظامی و دفاعی از محمّد دشتی در مورد هجرت پیامبر (ص) و خوابیدن حضرت علی (ع) به جای ایشان اینگونه آمده است که :
«هنگامی که قریش در دارالنّدوه کمی پیش از هجرت درباره رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم تصمیم خطرناکی گرفتند و با او اراده مکر و نیرنگ کردند، ابلیس به صورت پیر مردی از اهل نجد در جمع آنان حاضر شد و آنها را وسوسه می‏کرد.جبرئیل به نزد رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم آمد و گفت: امشب بر بستری که هر شب می‏خوابیدی مخواب.
هنگامی که پاسی از شب گذشت بر در خانه ایشان اجتماع کردند و در کمین پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم نشستند تا زمانی که پیغمبر به خواب رود، بر او یورش برند.
وقتی رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم موقعیّت آنها را احساس کرد، به علی بن ابیطالب‏ علیه السلام فرمود:
بر بستر من بخواب و خود را با بُرد سبز رنگ یمن، که متعلّق به ناحیه «حضرموت» است بپوشان.
محمّد بن کعب قُرَظی گفته است: ابوجهل بن هشام در میان آنها بود، ابوجهل در حالی که آنها بر در خانه او بودند به مسخره گفت:
محمّد (ص) می‏پندارد که اگر شما او را در این کارش پیروی نمودید، پادشاهان عرب و عجم خواهید شد، و چون پس از مرگتان برانگیخته شوید، از برای شما باغ‏هایی چون باغ‏های اردن فراهم شده است، و اگر چنین کاری نکنید، قربانی خواهید شد و چون پس از مرگ برانگیخته شوید، آتشی برایتان فراهم شده است که در آن خواهید سوخت.
رسول خدا به سوی آنها بیرون آمد و مشتی از خاک را به دست گرفت و به سوی آنان باشید و فرمود:
آری من چنان می‏گویم و تو یکی از آنها هستی.
خداوند متعال بر چشمان آنها پوشش نهاد بطوری که او را نمی‏دیدند.
پیغمبر (ص) خاک را بر روی سر آنها پراکند، در حالی که این آیات از سوره یس را می‏خواند:
«یس وَ الْقُرآنِ الْحَکیم انَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلین ؛ای سیّد عالم، سوگند به آن قرآنِ مشتمل بر حکمت، بی‏گمان تو از پیغمبرانی. »( قرآن مجید ،36 :1 - 3).
تا اینجا که:
«وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أیْدیهِمْ سَدّاً وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّاً فَاَغْشَیْناکُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرون؛ و گردانیدیم در برابر ایشان سدّی و از پس سرشان سدّی، پس فرو انداختیم بر چشم‏هایشان پرده‏ای، پس ایشان نمی‏بینند.»( قرآن مجید ،36 :8).
چون رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از خواندن این آیات فارغ شد، راه مدینه را در پیش گرفت. شخصی عبور می‏کرد و چون اهل قریش را دید گفت:در اینجا برای چه انتظار می‏کشید؟گفتند: برای محمّد (ص) گفت:
پروردگار شما را ناامید کند، سوگند به پروردگار، محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم به سوی شما بیرون آمد و مردی از شما را باقی نگذاشت مگر آنکه بر سر او خاکی نهاد و آنگاه به دنبال کار خود روانه شد.
آیا نمی‏بینید چه بر سر شما آمده است؟
هر مردی از آنها که دستش را بر روی سرش قرار می‏داد، مقداری خاک می‏یافت. آنگاه حلقه محاصره را تنگ‏تر کردند. شخصی را در بستر دیدند که در میان بُرد رسول اللّه ‏ (ص) خوابیده است.گفتند: سوگند به خدا، این محمّد است که در میان بُرد خوابیده است.در آنجا باقی ماندند تا صبحگاهان رسید، امّا با شگفتی مشاهده کردند که علی‏ علیه السّلام از بستر برخاست.گفتند:
سوگند به خداوند، آنچه را که به ما گفته بود راست بود.
و از جمله آیاتی که از قرآن در آن روز از سوی خداوند نازل گردید و روشنگر نیرنگی است که برای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم هم داستان شده بودند، این آیه است :
«وَ اِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أوْ یَقْتُلُوکَ أوْ یُخْرِجُو

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله پیامبراکرم (ص) در قرآن کریم و نهج البلاغه و جلد اول تفسیر کشاف زمخشری

پاور پوینت WiFi-شبکه بی سیم WiFi

اختصاصی از فایل هلپ پاور پوینت WiFi-شبکه بی سیم WiFi دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پاور پوینت WiFi-شبکه بی سیم WiFi


پاور پوینت  WiFi-شبکه بی سیم  WiFi

WiFi

Wifi مخفف کلمات Wireless Fidelity می باشد و در حقیقت یک شبکه بی سیم است که از امواج رادیویی جهت ارسال اطلاعات دیجیتال بین گیرنده و فرستنده استفاده می کند. و به نوعی زیر مجموعه بلوتوث است منتها با قدرت بیشتر .

توسط این شبکه می توان در فواصل محدود بدون ایجاد اختلال و نویز اقدام به ایجاد ارتباط نمود و موانع موجود در طبیعت تاثیر چندانی روی آن نمی گذارند.


دانلود با لینک مستقیم


پاور پوینت WiFi-شبکه بی سیم WiFi

آئین نامه حفاظت و بهداشت عمومی در کارگاه ها

اختصاصی از فایل هلپ آئین نامه حفاظت و بهداشت عمومی در کارگاه ها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

آئین نامه حفاظت و بهداشت عمومی در کارگاه ها


آئین نامه حفاظت و بهداشت عمومی در کارگاه ها

کلیه کارگاه های موجود و کارگاههایی که در آتیه تاسیس می شوند باید مقررات عمومی مربوط به حفاظت و بهداشت کار را که در این آئین نامه مقرر می شود طبق ماده 48 قانون کار رعایت نمایند.


دانلود با لینک مستقیم


آئین نامه حفاظت و بهداشت عمومی در کارگاه ها

دانلود مقاله تاریخ هنر

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تاریخ هنر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

تاریخ هنر
مدرس: اسعدی
گردآوری و تنظیم: ثابت نیا

 

هنر ابتدایی :
مقصود ما از هنر ابتدایی جلوه های آفرینش هنری توسط انسانهایی است که هنوز نتوانسته اند پای در جاده تمدن بگذارند و از این رو فرهنگ آنها ساده و ابتدایی است . هنر ابتدایی از یک طرف شامل هنر غارنشینان زمانهای بسیار دور می شود و از سوی دیگرهنر انسانهایی را در برمی گیرد که در زمانهای اخیر و حتی امروز در نقاط دور افتاده کره زمین زندگی بدوی خود را می گذرانند . در حدود 50 هزار سال قبل یعنی دوران دیرینه سنگی انسان در غارها زندگی می کرد . او نقاشیهایی از خود باقی گذارده که از هر لحاظ موجب شگفتی بشر امروزی است .
هنر غارنشینان را می توان اولین بخش از تاریخ تفکر ، تخیل و خلاقیت بشری بشمار آورد . چرا که به واسطه قابلیت ساختن تصویر و نماد ( سمبل ) بود که بشر توانست بر محیط خود مسلط شود .
در غارهای جنوب فرانسه و شمال اسپانیا تولد این توانایی بشری را مشاهده می کنیم . انسان غارنشین بوسیله تصاویر ی که به دیواره این غارها کشید ، می توانست تجربیات زندگی پر کنکاش خویش را ثابت و پا برجا نگه داشته و جریانات بهم پیوسته زندگی را بصورت شکلهای ساکن و مجزا از هم نشان دهد . طریقه ترسیم پیکر ( فیگور ) حیوانات آنطور که در نقاشیهای غار لاسکو فرانسه دیده می شود طبیعت گرایانه ( ناتورالسیمتی ) است . طوری که نقاش سعی کرده حرکت پیکر حیوان را تا حد امکان طبیعی و نزدیک به واقعیت نشان دهد . گر چه پیکرها بسیار نزدیک به طبیعت و درست کشیده شده اند ، ترتیب و آرایش آنها برروی دیوارها نشان می دهد که هنرمند به هیچ وجه در بند رابطه تصاویر با یکدیگر نبوده است و هیچ تنظیمی در مورد کمپوزیسیون ( ترکیب بندی ) صورت نگرفته است .
هنرمند شکارگر از سطوح نامنظم و دست نخورده دیوارها یعنی از برجستگی و فرورفتگی ها و لبه ها با مهارت استفاده کرده است تا به شکلهای خود واقعیت بیشتری بدهد . بطور مثال یک برآمدگی دیوار که در داخل طرح یک گاومیش قرارمی گیرد می تواند حجم شکم جانور را القاء کند .

 

هنرهای بدوی :
درمیان فرهنگ های مختلف بشری فرهنگ سرخ پوستان ، اسکیموها و برخی سیاه پوستان را اغلب بدوی ( پریمی تو ) می نامند . مردم در این فرهنگ ها در تماس مستقیم با طبیعت زندگی می کنند و برای ارتباط با نیاکان واقعی و اساطیری خویش و همینطور با عالم وجود از آیین ها و مراسم روحانی و نیز دست ساخته های جادویی استفاده می کنند از این رو قسمت عمده آثار هنری آنها جنبه مذهبی دارد که در این میان تندیس های خلاصه و اغراق شده از پیکره آدمی دارای اهمیت بسزایی است . این مردم چون علاقه خاصی به حفظ سنت های خویش داشتند در آثارشان صورتک هایی ( ماسک هایی ) نیز مشاهده می شود . صورتکها تقریباً همیشه ارواحی را بطور تمثیلی و نمادین ( سمبلیک ) مجسم می کنند . بدین معنی که مردم با استفاده از صورتک خود را به شکل ارواح نیاکان موجودات اساطیری قهرمانان ، حیوانات و خدایان طبیعی در می آورند .
آثار سیاه پوستان افریقایی و آنچه به هنر آفریقایی مشهور است در واقع آثاریست که توسط سیاهان مناطق استوایی قاره آفریقا بوجود آمده است . در این میان تندیسهای چوبین شهرت بیشتری دارند . در اغلب تندیسهای آفریقایی پیکر انسان به طرزی تجویدی (آبستره ) و دور از واقع نشان داده می شود .( آبستره : برداشت شخصی از یک موضوع ) اما باید اشاره کنیم که گاهی شیوه های طبیعت گرایانه نیز در کار تندیس سازان سیاه پوست بروز می کند . مثلا در یک مجسمه مفرقی که بی تردید تندیس یکی از پادشاهان باستانی نیجریه است . پیکر شاه با حجم پردازی واقع گرایانه ارائه می شود .
آثار سرخپوستان امریکایی و آثار حکاکی و نقاشی روی صخره نیز در میان آثار سرخپوستان اولیه اهمیت دارد . تصور می شود که اینگونه نمایشها و حکاکی ها اکثراً در مکانهایی جای گرفته که از آنها برای اجرای مراسم دسته جمعی ویا سبک اعمال مذهبی خصوصی استفاده می شده است . در بعضی نمونه های صخره نگاری نقوش تازه ای روی نقش های قبلی کشیده شده اند که حاکی از تکرار مراسم در همان مکان است .

 

هنر بین النهرین :
با حضور سومریان و آغاز تاریخ مکتوب ، جادوی کهن جای خود را به مذهب خدایان داد . خدایان توفان ، آسمان ، آب ،ماه ، خورشید ، عشق و باروری . از نمونه های بدست آمده از آثار سومریان معلوم می شود که هنرمندان سومری برای ساختن تصاویر و پیکرهای انسانی قواعدی ابداع کرده بودند . چشم های بزرگ پیکره های هل اسمرو دارک از جمله خصوصیات هنر پیکره سازی سومری است . در پیکره های کوچک روی یک جعبه تدابیر تصویری دیگری می بینیم . پیکره ها به نحوی قرار گرفته اند که همانند یک نوار فیلم توالی صحنه ها را نشان می دهند . این صحنه ها عبارتند از صحنه های پیروزی نظامی و مناظر بعد از آن ، اکثر پیکره ها نیم رخ هستند . اما چشمها همچنان که در هنر خاور نزدیک معمول است تمام رخ و بسیار بزرگند . هنرمند همه حالتها و زاویه دیدهایی را که ممکن است به پنهان شدن یا مبهم شدن بخش های مشخصه پیکرها بیانجامد از کار خود دور می کنند .مثلاً وقتی پیکری در وضعیت نیم رخ کامل قرار می گیرد معمولاً باید یک دست و یک پا از نظر پنهان شود . بدن نصف پهنای واقعیش را داشته باشد و چشم بطور کامل دیده نشود . اما هنرمند سومری همه این قواعد را زیر پا می گذارد . او از بعد نمایی و دید خاصی استفاده می کند که نمونه آن را در گاوهای غار لاسکو دیده ایم .

 

هنر آکد :
تندیس برنزی پادشاهی که از نینوا بدست آمده است . تجسمی است از مفهوم جدید حاکمیت مطلق .
مشخصات تندیس : چشمهای بزرگ که به واسطه فقدان سنگهای گرانبهایی که زمانی در داخل حفره آنها قرارداشته اند بزرگتر هم شده است و ابروهای بهم پیوسته آن ظاهراً از سنتی دیرینه سرمایه گرفته است . دهان حساس این تندیس نیز یادآور واژه ( زن آکدی ) است .
وحدت شکلهای طبیعی و غیرطبیعی که وجه مشترک هنرهای بین النهرین است با وضوح بیشتری دیده می شود . لوحه سنگی نارامسین که معروف به لوحه پیروزی نارامسین است که دیگر از مشخصات هنر آکدی است .فرزند جنگ طلب سارگن سپاهیان پیروزمند خود را به بالای یک کوه جنگلی رهبری می کند . پادشاه که از همه سربازان بلند قامت تر است پا بر پیکر دو تن از دشمنان نهاده و حالت مشخص دارد . او سرپوشی شاخدار بر سر گذاشته است که کنایه از الویت اوست .
درمقایسه پیکره های این لوح سنگی ، پیکره های سومری خشک و رسمی به نظر می رسد . هنرمند آکدی در این اثر گرچه از لحاظ تجسم پیکره ها به سنت های کهن پایبند است مع الهذا بر احساس و بینش شخصی تکیه می کند .

 

هنربابل :
یکی ازجلوه های هنر بابل لوحه سیاه رنگی است که متن قوانین حمورابی به طور زیبا برآن کنده شده است . شامل نقش برجسته ای از حمورابی است . در اینجا حمورابی از خدای خورشید برای ارائه قوانین مذکور الهام می گیرد .
خدای خورشید در وضعیت سنتی تجسم پیکره ها ( نیم رخ و تمام رخ ) نمایانگر شده است . در حالی که حمورابی به وضعیت نیم رخ نزدیکتر است و این دوگانگی ساختاری برای نشان دادن مقام هر یک از این دو شخصیت است . خدای خورشید که مقامی بالاتر دارد و با حالتی تشریفاتی و رسمی ارائه شده است .

 

هنر آشور :
اساساً هنر کنده کاری روی سنگ و نقش برجسته است و برخلاف سایر تمدنهای بین النهرین از آشوریان تندیسهای استوانه ای و گرد به ندرت باقی مانده است . حتی چهارپایان بالدار هم تندیسهای نقش برجسته ای به حساب می آیند که در بستر سنگی خود گرفتار مانده و بصورت نقش برجسته در سه سطح هستند .
روایت جشنها به صورت تصویر به سطوح صاف و یکدستی احتیاج داشت که بر روی آن لشکرکشی ها ، محاصره ها ، فتوحات ، کشتارها و شکار حیوانات وحشی که تمامی اوقات پادشاهان را اشغال می کرد تقریباً بدون پایان و انجام تکرار می شود . هنرمندان که در محدوده یک سطح چهار گوش کار می کردند ، زبانی یک تصویری ابداع کرده بودند که در عین خشکی و قراردادی بودنش قدرت توصیفی و روایی فراوان داشت . پیوستگی و ادامه داستانهای نقش برجسته آشور ی تنها در کنار کتیبه های سنگی قطع می شود . یکی از نمونه های بارز حالت تشریفاتی و رسمی در هنر آشوری را در نقش برجسته ای از آشور نصیریان دوم می توانیم ببینیم که در آن پادشاه در گوشه ای نشسته و به آرامی جام خود را بالا برده است .
ضمن آنکه شخصیت پر اهمیت سمت چپ موجود بالدار که در حال پاشیدن آب متبرک است عمل پادشاه را بخشی از یک آئین مذهبی جلوه می دهد .

 

هنر مصر :
یکی از جلوه های هنر مصری تندیسهای سنگی است که تندیس یکی از فرعون ها به نام خفرن یکی از مجموعه تندیس های شبیه به هم است که برای مقبره او ساخته شده است . در این تندیس خفرن بر تختی نشسته است که در روی پایه های آن نقش ترکیبی از ساقه های دو گیاه بومی مصر به نام پاپیروس و لوتوس علامت اتحاد مصر اولیا ومصر صفلا کنده کاری شده است .
بالهای محافظ شاهین که بر سر او گسترده شده اشاره به مقام رسمی خفرن ( خدای خورشید دارد ) . او ملبس به دامن سنتی فراعنه کهن و سرپوش کتانی است . که پیشانیش را پوشانده و به طرزی چین دار بر روی شانه هایش افتاده است . ظاهراً قالب گونه تندیس به خاطر آن است که پیکر تراش مصری تندیس خود را به روش تراش قالب گونه قسمتهای اضافی از تخته سنگ بوجود می آورد . یعنی یک طرح نیم رخ و یک طرح تمام رخ در روی تخته سنگ می کشید و بعد به برداشتن و تراشیدن قسمت های زائد می پرداخت .

 

هنر هند :
تعداد زیادی از مهر های حکاکی شده سنگی که در موهبخودارو بدست آمده اند تداخل عناصر هنری هند و خاور نزدیک را به نمایش می گذارند . در حقیقت کشف یکی از همین مهرهای موهبخودارو در یک ناحیه باستان شناسی بین النهرین بود که باستان شناسان را در تعیین قدمت و تاریخ تمدنهای هندی یاری داد . مفهوم نوشته های روی مهرها هنوز کشف نشده است . نقشهای چهارپایان ، نمودار گاوکوهان دار هندی کرگردن و فیل است . در روی یکی از مهرها پیکر یشسته ای دیده می شود که حالت نشستن او نماینگر یکی از حرکت های آیین هند است که تا به امروز هم مرسوم است و یوگا نام دارد .
تدبیر 3 کله نشان دادن این پیکر ( دو نیم رخ و یک تمام رخ ) :
از جمله تدابیری است که 2000 سال بعد نیز برای نمایش یکی از خدایان هندی موسوم به شیوا بکار گرفته می شود . این تداوم و پیوستگی در طرز نمایش پیکره ها و ریشه های عمیق سنن مذهبی را در هندوستان نشان می دهد .
اولین نشانه های ایین بودائی بر هنر هند را در ستونی که به دستور امپراطور آشورکا ساخته شده بود می توانیم ببینیم . همه شکل های کنده بر این سر ستون تمثیلی هستند . چرخ علامت دور زندگی ، مرگ و تولد دوباره است . این چرخ زندگی معمولاً معنای دیگری نیز داشته ، در اینجا یادآور پیامی است که بودا درباره چرخاندن چرخ قانون داده است . مجموعه این چهار شیر ( چهار ربع دایره ) و چرخ که از نمادهای باستانی خورشید مایه گرفته است معنایی از عالم وجود را بیان می کند . شیرها به معنی دیگری نیز هستند اما در اینجا نشانگر بودا هستند .

 

هنر یونان باستان :
به اعتقاد یونانیان نظم طبیعت و نظم عقل هردو زیبا و ساده است . و زیبایی چیزها با شناخت ما از آنها یکی است . لذا زندگی خوب و دست یابی به روح زیبا در گرو پیروی از آن حکم یونانی است که می گوید :
خودت را بشناس . پس انسان از طریق اندیشه به زندگی خوب دست می یابد . انسان بر طبق آن قوانین طبیعی زندگی می کند که بتواند آنها را کشف کند بنابراین خویشتن یا خود اهمیت عمده می یابد و آنگاه که انسان به خودآگاهی کامل برسد لزوماً طبیعت را شناخته است . یونانیان بر مبنای چنین اعتقادی آثار هنری خود را می آفرینند .
آثار بجا مانده از هنر یونانیان :
از یونانیان آثار قابل توجه نقاشی بر جای نمانده است . اما یونانیان روی ظروف سفالین خود نقوش و تصاویری را ترسیم می کردند . تعداد زیادی از این ظروف در دست است و ازروی تصاویر آنها بررسی نقاشی یونانی برای ما ممکن می شود . در ظروف عتیقه یونانی می بینیم که برای اولین بار پیکر انسان مورد مطالعه تحلیلی قرار می گیرد . آن شیوه تکرار یک حالت واحد به تدریج جای خود را به روشی می دهد که متکی بر مطالعه دقیق وضعیت و حرکت بدن انسان زنده است . این تغییر البته فوراً صورت نگرفت بلکه مراحل منظمی را پشت سر گذاشت . پیکر انسان از نخستین حضور خود در روی ظروف به صورت نقش مایه عمده هنر یونانی در آمد . اما همین نقش مایه نیز برای متکامل شدن مراحلی را طی کرد . مثلاً در گلان دیفیلون پیکره ها از حد نماد فراتر نمی رود و بصورت شکلهای هندسی لوزی و مثلث هستند که با خصوصیات شکل های هندسی و منظم نوارهای روی گلدان کاملاً هماهنگ هستند . حال آنکه پیکره های روی ظرف دیگری که تقریباً 300 سال بعد ساخته شده است تا حد زیادی شکل طبیعی دارند .
نخستین نمونه های پیکره سازی یونانی که قدمت آنها به اوایل سده نهم پیش از میلاد می رسد تندیسهای کوچکی از حیوانات و پیکره های انسانی هستند که از مصالحی نظیر مس ، برنز ، سرب ، عاج و سفال ساخته شده اند . اما مجسمه های ساده بزرگ به اندازه طبیعی یا بزرگتر از آن حوالی سده ششم پیش از میلاد ظاهر می شود .
نمونه ای از این پیکره ها که حدود 180 سانتیمترقد دارد شکلی استوانه ای دارد که شاید از پیکره های بین النهرین مایه گرفته باشد . یونانیان نیز پیکره هایی نزدیک به شکل طبیعی انسان می ساختند و آنها را رنگ می کردند . یک نمونه از این پیکره ها که در آن حجم پردازی چانه ، گونه و گوشه های دهان با ظرافت خاصی صورت گرفته است .
در قرن 5 قبل از میلاد معمار و پیکره ساز معتبری در یونان پیدا شد که به یاری همکارانش شهر آتن را بصورت یک شهر زیبا و هنری درآورد . پیکره های او اسلوب طبیعت پردازی را پایه گذاری کرد . پس از او پیکره ساز دیگری به نام میرون حرکت را به پیکره سازی اضافه کرد . پیکره دیسک انداز یکی از آثار معروف میرون است

 

هنر باختر در دوره نوزآیی ( رنسانس )
معمولا هنر دوره نوزآیی را به دو دوره تقسیم می کنند.
دوره اول یا اوائل رنسانس :
از اواخر سده سیزدهم آغاز می شود و تا نخستین سالهای قرن پانزدهم ادامه می یابد.
دوره دوم :
دوره ای است که در آن هنرمندان طراز اول مهارت های تکنیکی خود را به کمال می رسانند. این دوره را اوج رنسانس می گویند.
در دوره اخیر با استفاده از الگوهای کلاسیک یونان و روم باستان نوعی هم نوایی متعادل کلاسیک و ناب بوجود آمد.
کلاسیسم :
کلاسیسم عبارت است از اصول و قواعد یا کیفیت های جمال شناختی که در هنر یونان و روم باستان یافت می شود. از لحاظ لغوی کلاسیسم یعنی پیروی از اصول کلاسیک و خود کلمه کلاسیک علاوه بر معنای تحت اللفظی اش (عالی و نمونه )‌در زمینه هنر و ادبیات معرف خصوصیات (‌و یا متابعت از اصول و روشهای )‌ هنری و ادبی یونان و روم باستان است .
از جمله آثار کلاسیک یونانی و رومی ( دیسک انداز ، اثر میرون و منظره چوپانی است ) از مرحله اوج رنسانس بی شک باید تنها از یک پیکره ساز و نقاش نمونه بیاوریم و او میکل آنژ است (پیکره موسی یکی از آثار میکل آنژ است ) که در اصل قرار بود در قسمتی از مقبره پاپ (ژولیوس دوم ) ‌نصب شود . خشم عظیمی که می رود از چشمها و پیکر حضرت موسی بیرون بریزد ، با چرخشی که میکل آنژ به سر او داده است بیان روشنتری به خود گرفته است .
در بین نقاشان بدعت گذار قرن پانزدهم ماساچو جوان ترین آنها بود ، در تابلوی باج سه مرحله از یک رویداد مذهبی را در کنار هم قرار داده است . تضاد روشنایی و تاریکی در تابلو ایجاد بعد کرده و تابلو را به یک نقش برجسته تشبیه کرده است .
یکی دیگر از نقاشان قرن پانزدهم ساندرو بوتچلی بود او در دنیای هنر بعنوان یکی از استادان خط ( در مقابل رنگ )‌شناخته شده است . صورت یک مرد جوان یکی از آثار بوتچلی است . در این تابلو گرچه بوتچلی وضعیت سه رخ را انتخاب کرده اما نظیر بسیاری از هنرمندان معاصر خود ترجیح داده است که شخصیت باطنی مدل را اشکار نکند . این حالت تشریفاتی در اغلب تک چهره های این دوره دیده می شود. ودلیل آن احتمالا این بوده است که خود مدلها نمی خواستند بیننده تابلو از خصوصیات روانی وشخصی شان چیزی بفهمند.
از استادان بزرگ نقاشی در مرحله اوج رنسانس دو تن شاخص تر از دیگرانند . یکی لئو ناردو داوینچی و دیگری رافائل نام دارند.در تابلوی باکره صخره ها ، لئو ناردو نشان داده است که حجم پردازی با تاریکی و روشنایی و بیان حالات عاطفی را روح و قلب نقاش می دانسته است ، و موفق ترین اثر لئوناردو از حیث بیان حالتهای درونی تابلوی شام آخر است .
شاید بتوان گفت که رافائل بارزترین نماینده مرحله اوج رنسانس است او با وجود آنکه شدیدا تحت تاثیر لئو ناردو و میکل آنژ بود اما شیوه ای شخصی بوجود آورد که خصوصیات هنر اوج رنسانس را بوضوح در آن می بینیم . در تابلوی ازدواج باکره رافائل از حالت های تشریفاتی پیکره های جلویی کاسته و شخصیتهای خود را در عمق بیشتری جای داده و به این ترتیب نه تنها برای آنها امکان حرکت های آزادتری فراهم آورده بلکه فاصله ی میان پیکره ها و عمارت زمینه را بهتر پر کرده است .

 

شیوه ی باروک :
کلمه ی باروک در زمینه ی معماری و هنر به شیوه ای اطلاق می شود که در آن بجای خطوط مستقیم از قوس ها و منحنی ها و آرایش های پیچیده استفاده شده باشد . و به تعبیری شاید بتوان گفت که معنای تحت اللفظی باروک عبارت است از پیرایه بندی شده (‌پرتکلف ) یعنی به آرایش و تزئینات خیلی پرداخته شده است . هنرمندان بزرگی چون رامبراند ، کاراواجو ،‌ روبنس و پوسن می توان نام برد. که به هیچ وجه نمی توانیم آثار آنها را در یک قاب سبک شناختی واحد قرار دهیم .
این شیوه ی هنری در مرحله اوج خود هنرهای معماری ، نقاشی و پیکره سازی را برای بر انگیختن عواطف بیننده بکار می گیرد و با تلفیق توهم گرایی رنگ و نور و حرکت می خواهد که بیننده را از طریق کششهای عاطفی مستقیم احاطه کند . از جمله نقاشان باروک دیه گو ولاسکوئز است که اوهام و خیالات را کنار می گذارد و به واقعیت بصری می پردازد . در تابلوی ندیمه ها استادی ولاسکوئز را در نمایش ظواهر واقعیت به خوبی می توانیم مشاهده کنیم .در مورد موضوعات مذهبی رامبراند شاید استثنایی ترین نقاش دوره باروک باشد.
یکی از تابلو های مذهبی او بازگشت پسر نافرمان که در اواخر عمر رامبراند بوجود آمد . او در اینجا از شیوه ی معمول باروک فاصله گرفته و به شیوه هایی کار کرده است که بابیان ساده کتاب مقدس هم ساز است . اساسا رامبراند در پرداخت خاصر نور و سایه و همچنین در رنگ آمیزی غنی خود به دست آوردهای بی سابقه ای برای نمایش حالات روانی شخصیت ها نائل می شود. می توان گفت آثار او برای گرایش هنر نقاشی به کاویدن درون آدمی است . تک چهره هایی که رامبراند از خود ساخته است نمونه هایی درخشان از این گرایش است .

 

شیوه ی رومانتیسیسم :
رومانتیسیسم اصطلاحی است که در تاریخ هنرهای نوین (مدرن ) نمی توان آن را کنار گذاشت ، اما در عین حال آنچنانکه باید گویا نیست . این اصطلاح را در اواخر قرن 18 ابتدا منتقدین آلمانی برای تکنیک خصوصیات هنری مدرن و تفکیک هنر مدرن از هنر کلاسیک بکار برده اند. از آنجا که اصطلاح مذکور نه به یک شیوه ی مشخص بلکه به شیوه های متعددی اطلاق می شود . در اینجا تعریفی دقیقی از آن ارائه نخواهیم کرد. نمایش هیجان طوفانی و طبیعت سرکش که از جمله علایق رومانتیسیم بود نیاز به شیوه ای پر از حرکت و رنگ داشت و برای آنکه بیننده متقاعد شود باید نحوه ارائه تا حد امکان واقع گرایانه باشد . اما رومانتیسیم برای نمایش درنده خویی حیوانی که سلیقه قرن نوزدهمی اجازه نمایش آن را در انسان نمی داد از حیوانات کمک می گزفت . پیکره پلنگک در حال دریدن خرگوش نمایانگر وفاداری هنرمند به طبیعت است .

 

نقاشان رومانتیسیسم :
اوژن دلاک رو آ – فرانسیسکو گویا - گوستا و کوربه یکی از پیشکسوتان شیوه ی رئالیسم در نقاشی های خود از هرگونه پیرایه بندی و ااقراق احساساتی خود داری می کرد.
رئالیسم شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت ( بدون انسان و با انسان ) از هر گونه احساساتی گری خودداری کند .
از رئالیستهای دیگر یکی هم انوره دمیه است او که در طی حکومت ناپلئون سوم برای نشریات انتقادی ، فکاهی کاریکاتور تهیه می کرد . بارها بخاطر لحن سیاسی کاریکاتورهایش با دولت درگیر شد. یکی از آثار چاپی معروف او مربوط به کشتار ساکنان یکی از خانه های یک محله پاریسی است . که در اینجا دمیه وحشیگری و بیرحمی را از دیدگاهی واقع گرایانه نشان داده و از هرگونه اب و تاب دادن به موضوع خودداری می کند .
از جمله هنرمندان رئالیسم روی ایلیا ر پین است که قسمت عمده آثار خود را به ترسیم رنج های دهقانان روسی اختصاص داده است .

 

شیوه امپر سیو نیسم :
واژه امپر سیو نیسم را نخستین بار یکی از روزنامه نگاران فرانسوی به مسخره در مورد یکی از منظره های مونه بنام امپرسیون ، طلوع آفتاب بکار برد . معنای واژه امپر سیون در اینجا تقریبا عبارت است از تصویر مبهمی که چشم در لحظه اول نگاه کردن به چیزی مشاهده می کند . امپر سیونیسم از یک لحاظ با رومانتیسم وجه اشتراک داشت و آن تکیه اش بر من هنرمند بود ، اما در امپر سیو نیسم بر خلاف رومانتیسم هنرمند آنقدر که از دریافتهای صرفا بصری خود کمک می گرفت به احساسات و تخیلات خویش تکیه نمی کرد .
امپر سیو نیسم ها فهمیده بودند که رنگ واقعی اشیاء معمولا تحت تاثیر عواملی نظیر گیفیت نور محل و همچنین نورهای منعکس شده از اشیاء دیگر تغییر می کند . آنها ضمنا متوجه شده بودند که کنار هم قرار گرفتن رنگها در روی پرده نقاشی باعث می شود که رنگ ها درخشانتر به نظر می رسد.
تجربه ی کلود مونه در این شیوه ی کار بیش از سایرین بود ، او 26 منظره از یک کلیسا کشیده و در آن گذشت زمان را از طریق حرکت و جابجایی نور در روی شکلهای مشابه بطرز بی نظیر ثبت کرده است.
کامی پیسارو یکی از امپر سیو نیسم های مشهور در تابلوی میدان تآتر فرانسه همانند مونه به دنبال نمودهای لحظه ای حرکت است اما نه حرکت نور بلکه حرکت زندگی در خیابان او در آرایش پیکره های این تابلو به نوعی اتفاقی بودن آگاهانه دست یافته است ، که شبیه آن را در یک نگاه چند ثانیه ای به خیابان ممکن است ببینیم .
تولوز لوترک نقاش فرانسوی از جمله نقاشانی است که آثار او شامل عناصر امپر سیونیستی است . لوترک علاوه بر نقاشی در زمینه ی پوستر سازی نیز دست داشت و یکی از بنیان گذاران این هنر بود .

 

قرن بیستم و جلوه هایی از نوگرا
سمبولیسم :
سمبولیسم که بیان نامه آن در سال 1886 میلادی در پاریس صادر شد ، کلمه ای بود که اول بار منتقدان آن را برای نقاشی های وان گوگ و رودن بکار بردند. سمبولیسم واقعیت محض را مبتذل و ناچیز می شمارد و مدعی بود که باید واقعیت را بشکال نماد ( سمبل ) شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد. در سمبولیسم ذهنیت رومانتیسیم شکل افراطی به خود گرفت . علاوه بر این ذهنیت افراطی سمبولیست ها اسرار داشتند که هنر را از هرگونه کیفیت سودمند بزدایند و شعار هنر برای هنر را ترویج دهند.

 

کوبیسیم :
درکوبیسم با همزمان کردن نقاط دید ( دریک زمان انسان را در چند نقطه ببینیم ) مختلف یکپارچگی قیافه ی اشخاص را به هم می زند، و بجای آن شکل ، شکل تجریدی (آبستره)‌ را ارائه می کند. بدین معنا که هنرمند کوبیسیم اشیاء را در آن واحد از زوایای مختلف می بیند ، اما تمامی تصویر را که دیده است به ما نشان نمی دهد، بلکه فقط عناصر و اجزایی از آنها را انتخاب کرده و روی سطح دوبعدی تابلو می نمایاند. از این رواست که یک اثر کوبیستی مغشوش و درهم و غیر طبیعی جلوه می کند . بنابراین هنرمند کوبیسم که دیگر در بند یک نقطه ی دید واحد نیست می تواند هر شیئی را نه بعنوان یک قیافه ی ثابت بلکه بصورت مجموعه ای از خطوط ، سطوح و رنگها ببیند. نمونه ای از اینگونه برخورد با موضوع نوازنده آکاردئون اثر پیکاسو است که در آن مجموعه ای از خطوط و سطوح متقاطع شکل های نوازنده و آکاردئون او را به بیننده القاء می کند.
کوبیسیم این منشاء تمام هنرهای آبستره را به سادگی نمی توان تعریف کرد ، زیرا کوبیسیم نه از فلسفه خاصی الهام گرفته بود و نه به نظریه زیبایی شناختی معینی تکیه می کرد . کوبیسیم بر اساس این اعتقاد بوجود آمده بود که :
روشها و قراردادهای مرسوم هنری (بخصوص نقاشی ) نادرست و کهنه اند . و لذا نسل هنرمندان جوان می بایست وسیله ی بیان تصویری تازه ای را کشف یا ابداع کند . یکی از هدف های عمده کوبیسیم این بود که واقعیت ملموس هر چیز را بدون توسل به تدابیر چشم فریب ارائه نماید . نقاش کو بیسیم می خواست از هر تابلویی یک واقعیت ملموس تازه و نه یک تصویر وهم انگیز از ادراک بصری واقعیت بوجود بیاورد.
کوبیسیم ها نظام پرستکتیو خطی سنتی را که از رنسانس به بعد بر نقاش های اروپایی تحکیم می کرد در هم ریخته اند و به هنرمند حق دادند که در یک زمان از نقاط دید مختلفی بر یک شئی نظر بیافکند . مشهورترین نقاشان این سبک پیکاسو و براک بودند.

 

اکسپرسیونیسم :
اکسپر سیونیسیم به یک تعبیر تحریف و اغراق آمیز کردن پیکر انسان بمنظور بیان احساسات و عواطف شدید است . از این دیدگاه اکسپر سیونیسیم از دیر باز در هنر غربی رایج بوده است و یک ابتکار تازه نیست . اما کار تحریف و اغراق را به روشن ترین وجه در آثار اکسپر سیونیستی نوگرا می توانیم ببینیم .
گرایشهای اکسپرسیونیستی قبل از هر جای دیگر اروپاه ابتدا در شمال و بخصوص در آلمان رواج داشت . اکسپرسیونیسم آلمانی بیانگر احساس ذهنی نسبت به واقعیت عینی و جهان تخیل بود ، در این نوع خاص از اکسپرسیو نیسم که بر پایه ی سنت های نقاشی و گراور سازی آلمانی استوار بود ، نقاش از رنگ های زنده و خطوط مشخص و زمخت استفاده می کرد و موضوعاتی را انتخاب می کرد که حال و هوای عاطفی شدیدی داشتند . این عناصر را به آشکار ترین صورت در آثار امیل نولده می توانیم مشاهده کنیم ، از دیگر اکسپرسیونیستهای آلمانی می توان از ماکس بک مان نام ببریم ، او هنرمند مستقلی بود که تعدادی از برجسته ترین آثار اکسپرسیونیستی آلمان را بوجود آورد و هنر او گویای برخی از تاریک ترین لحظات تاریخ قرن بیستم یعنی دوران فاشیسم آلمان تمدن اروپا را تهدید می کرد ، اما او برغم گزنده بودن لحن آثارش به زمان و مکان معینی اشاره نمی کند . و به کلی گویی درباره خشونت ها و رنج های بشری می پردازد. دامنه عاطفی اکسپرسیونیسم آلمانی از وحشت و خشم آثار هنرمندانی چون نولده و بک من گرفته تا شفقت و همدردی طرحها و آثار چاپی کته کل ویتس بسیار وسیع است . کته کل ویتس یکی از برجسته ترین زنان هنرمند در قرن بیستم با استفاده از تکنیک چاپ آثار ارزشمندی بوجود آورد. اثر مادران چاپ بطریقه کنده کاری روی چوب که در اینجا هنرمند ایجاد همدردی خود را نسبت به مردم و رنج های آنها را بخوبی نمایان ساخته .

 

دادا و سوررئالیسم :
گرایش دادا این محصول فشارها و تکان های روانی ناشی از جنگ جهانی اول گرایش و ضد هنر و انکار گرایانه (نهی لیستی ) (پوچ گرایی ) بود . هنرمندان دنباله روی این حرکت همهی ارزشهای عصر خود را به مسخره می گرفتند و معتقد بودند که تمدن معاصر آنها تمدنی دیوانه و بی منطق است . از آنجایی که مبنای کار دادایست ها انکارگرایی بود. تفسیر و فهم ایشان دشوار است .

 

سوررئالیسم :
در سور رئالیسم هدف هنرمند این است که واقعیت های ذهنی ضمیر خودآگاه و نیمه خود آگاه را بصورت یک واقعیت تازه و مطلق در بیاورد . بعبارت دیگر واقعیت و رویا را به هم می آمیزد.و واقعیتی برتر از واقعیت بیافریند. یکی از مشهور ترین هنرمندان سوررئالیست سالوادوردالی است .
هنر تجریدی (آبستره )‌ (انتزاعی) :
هنری است که به مضمون اثر هنری اعتقادی ندارد ، بلکه صرفا به ارزش های زیبایی شناختی فرم و رنگ تاکید می کند . براین اساس بسیاری از آثار هنری صرفا تزئینی که موضع مشخصی ندارند ، در حیطه هنر آبستره قرار می گیرند. از سردمداران هنر آبستره در دوران جدید میتوانیم از واسیلی کاندینسکی نام ببریم . موندریان نقاش هلندی ، نیز که ابتدا تحت تاثیر کوبیسم ، شیوه واقع گرایانه خود را رها کرده بود ، از جمله هنرمندانی است که به شیوه تجریدی کار کرده است . شیوه خاص او اساسا ترکیبی است از خطوط افقی و عمودی ، و سطوح یکدست رنگی معمولا از رنگهای اصلی سیاه و سفید استفاده می کند.

 

پیکره سازی نوگرا:
یکی از پیکره سازان نوگرا که تحت تاثیر کنده کاریهای سده میانه قرار گرفت ارنست بارلاخ پیکره ساز آلمانی بود . کارهای این هنرمند ترکیبی است از شکلهای نسبتا مسطح شده ، با حرکتها و حالتهای گویا . پیکره یادبود جنگ اثر بارلاخ یکی از نیشدار ترین پیکره های یادبود جنگ اول جهانی است . در اینجا هنرمند روح یک مرده را در لحظه ای که می خواهد برای زندگی ابدی بیدار باشد نمایش می دهد.
یکی دیگر از پیکره سازان نو گرا هنری مور انگلیسی که بیشتر روی شکل بدن انسان کارکرده است . او البته بدن انسان را به شکل طبیعی اش ارائه نمی کند . بلکه شکلهای تجریدی از آن را نشان می دهد.

 

هنر ایران باستان
پیکره سازی و نقش برجسته :
می دانیم که نقاشی در صفحه فقط با دو بعد مطرح می شود. و هنری است دو بعدی ، اما پیکره سازی هنری است سه بعدی دارای حجم به همین دلیل دست هنرمند در این رشته برای نشان دادن حالتهای قابل لمس باز تر است . این نکته در مورد آثار سه بعدی دیگر مثل نقش برجسته کاری ، مهرها ، کنده کاری های روی دیوارها (کتیبه) و حتی سکه ها نیز صادق است . بنابر این تمام آثار سه بعدی را می توانیم در این رشته بگنجانیم ، عالی ترین و قدیمی ترین نمونه ای که در این زمینه بدست آمده دسته ی چاقویی از استخوان است که از سیلک کاشان بدست آمده و مردی را نشان می دهد که لنگی در بردارد و کمربندی به کمرش بسته است .
تعدادی مهر هم از همین منطقه بدست آمده که شباهت تصویری زیادی با تصاویری که از شوش در دست داریم دارد . این نشانگر نوعی رابطه میان سیلک و شوش می باشد.
آثار بعدی متعلق به عیلامیان است که در شوش به دست آمده است . دولت عیلام تا حد زیادی مدیون تمدن بین النهرین بوده است ، بنا براین شباهت های فراوانی در آثار عیلامیان و مردم بین النهرین وجود دارد ، از حفاریهای شوش و هفت تپه تعدادی پیکره و لوحه بدست آمده که نشانگر هنر پیکره سازی در میان عیلامیان است . مقایسه میان آثار تمدنهای عیلام و بین النهرین شباهت ها را روشن تر می سازد . بطور مثال مجسمه هایی که از شوش بدست آمده اند نشانگر خصوصیات فرهنگی مردم عیلامند . مثل شکل پوشاک ، زیوذ آلات و حتی زندگی آنها .

 

سفالگری :
ماده سفالگری گل است . گل در دستها جان می گیرد و به شکل های مختلف در می آید . مثل کوزه و ظروفی که نقشهای برجسته دارند . از ساکنان اولیه فلات ایران سفالینه های قابل توجهی بدست آمده است . معروفترین آنها متعلق به سیلک و شوش است . این سفالها تقریبا از 4 تا 6 هزار سال پیش قدمت دارد . اما در فاصله بین این دو زمان دگرگونی بسیار مهمی در سفالگری صورت می گیرد و آن اختراع چرخ سفالگری است . تقریبا در همین زمان بدعت پختن سفالها در کوره نیز آغاز می شود . این دو عامل باعث رشد قابل توجهی در این رشته هنری می گردد. بسیاری از محققین اعتقاد دارند که ساکنین اولیه فلات ایران مبتکر ساخت چرخ سفالگری بودند.
آثاری که تا به حال از مناطق مختلف بدست آمده قدمتی بیش از 6 هزار سال و اکثرا دست ساز هستند . یعنی بدون استفاده از چرخ کوزه گری ساخته شده اند . به این دلیل این آثار از تقارن کاملی برخوردار نیستند . در حالی که اگر به سفالینه هایی که از سیلک بدست آمده بنگریم تاثیر چرخ سفالگری را در این آثار مشاهده می کنیم . یعنی ظروف و کوزه ها کاملا متقارن هستند . تاثیر این تحول در سفالهایی که از شوش بدست آمده بخوبی پیدا ست . زیرا کوزه ها از حد عادی بسیار بزرگتر و از ساخت ظریفتری برخوردار هستند. در آثاری که از شوش و هفت تپه بدست آمده قطعاتی از سفال لعاب دار و مجسمه های لعاب دیده نیز به چشم می خورد ، احتمالا این فن از بین النهرین به عیلامیان رسیده است . زیرا مردم بین النهرین در فن لعاب دادن سفال بسیار پیشرفته بودند. با ورود آریائیان آثار سفالی متفاوتی ساخته شد این آثار بیشتر در ما رلیک (گیلان ) کشف شده است . در این آثار نوعی پیوند میان سفالگری و پیکره سازی مشاهده می شود ، بطور مثال یک کوزه یا پی سوز بشکل حیوان یا انسان باشد.

 

نقاشی :
نقاشی در میان ساکنان اولیه فلات ایران بیشتر شامل نقشهای روی سفالینه هاست ، بدعت نقاشی روی سفال را بیشتر محققان به ساکنان اولیه فلات ایران نسبت می دهند . به جز نقاشی های روی سفال ها تعدادی نقاشی بر دیوارهای غارهای لرستان بدست آمده که متعلق به بیش از 12 هزار سال پیش است . اختراع چرخ سفالگری و بدعت پختن سفال از تحولات بزرگی بوده اند که در سفالگری رخ داد. این دو مسئله امکانات بیشتری را برای نقاشی روی سفال فراهم کرد.
وجه مشترکی که در اکثر سفالهای بدست آمده از سیلک و شوش وجود دارد کاربرد یک رنگ بخصوص (رنگ سیاه ) در ترسیم آنها است . نقشهای بکار برده شده عبارتند از شکلهای حیوانات و طبیعت که بسیار ساده و هندسی ترسیم شده است .( مهم)

 

فلزکاری :
کشف ذوب فلزات تاثیر بزرگی در تمدن بشری داشته است . با ذوب فلزات و قالب گیری می توان به هر شکلی دست یافت . شاید این نکته در گل سفالگری هم مطرح باشد . اما فلز مانند سفال شکننده نبوده و از استحکام برخوردار است . به همین دلیل ساختن بسیاری وسایل تا پیش از کشف فلزات مقدور نبوده است . ذوب فلزات حدود 5 هزار سال پیش کشف شده است . اما ساختن آلیاژ تا
4 هزار سال پیش میسر نشده بود . آلیاژی که از ترکیب مس ، روی و قلع بدست می آید مفرق (برنز) نامیده می شود. آثار مفرقی زیبایی از لرستان بدست آمده که اکثرا شامل وسایل روزمره زندگی هستند . مثل دهنه اسب ، ظروف ، آلات جنگی و غیر ...پس از این دوره تعدادی از آثار زرین از مارلیک و زیویه بدست آمده است که در ردیف زیباترین آثار هنری جهان است . که از طرفی به نوعی پیکره سازی و یا برجسته کاری روی طلا به حساب می آید.

 

هنر هخامنشی :
در د.وره هخامنشی با آثار معتبری روبرو هستیم که در پاسارگارد تخت جمشید و شوش قرار دارد و ما فقط به بررسی آثاری که از تخت جمشید به دست آمده اکتفا می کنیم . نام اصلی تخت جمشید پارسه بوده و امروزه ثابت شده که این مکان جنبه ی مقدسی برای هخامنشیان داشته است . آثاری که از تخت جمشید باقی مانده بیشتر شامل نقوش برجسته است .
این نقش برجسته کاری بر دیواره تالارها کنده شده اند که بهترین و سالمترین این نقشها متعلق به تالار آپادانا است . آنچه در تمام تخت جمشید جلب نظر می کند رعایت کامل تقارن است . اگر در تعداد ستونها ی هرتالار دقت کنیم عدد زوج می یابیم . اگر به نقش روی دیوارها خوب دقت کنیم در تمام آنها رعایت تقارن را می بینیم .
در تخت جمشید نقش برجسته ای وجود دارد که در میان سایر نقش برجسته ها منحصر بفرد است . این نقش برجسته تنها نقشی است که یک رویداد را روایت می کند . درحالی که اکثر نقوش دیگر این جنبه روایت گری را ندارند. نقش هایی را که گویای اتفاق هایی هستند روایت گری می خوانیم . این نقش گویای شکایت کسی است که بر او ظلم شده و از مظلومیت خود در نزد داریوش شکوه می کند ، بنام متظلم مدی است .
نقش برجسته دیگری هم در بیستون وجود دارد که از همین خاصیت برخوردار است ، این دو نقش برجسته تنها آثار هخامنشی هستند که از خاصیت روایت گری برخوردارند . موضوع این نقش برجسته شکست دادن اقوام مختلف بوسیله داریوش است .

 

کاشیکاری در عهد هخامنشی :
کاشی هایی لعاب دار از شوش و تخت جمشید بدست آمده که بسیار ظریف و زیبا تهیه شده است ، آثار شوش در زمان هخامنشی با همان شیوه کاشی سازی بین النهرین ساخته شده است و این خود دلیل دیگری است بر تاثیر هنر بین النهرین بر هنر هخامنشیان است .

 

فلزکاری در عهد هخامنشی :
آثار زرین دوره هخامنشی چندان زیاد نیست . ولی آنچه بدست آمده از ساختاری بسیار ظریف برخوردار است ، نکته قابل توجه در آنها شباهتشان با نقوش برجسته در تخت جمشید است .

 

مرصع کاری در عهد هخامنشی :
مرصع کاری نیز در این دوره رواج داشته است که مبین مهارت کار صنعتگران این دوره بوده است . مرصع کاری عبارت است از کار گذاشتن سنگهای قیمتی روی فلزات ، طلا یا مواد دیگر است .

 

هنر ساسانیان:
نقوش برجسته طاق بستان :
نقش برجسته های طاق بستان ، همگی تجسم رویدادها و یا نمایش عظمت و اقتدار را ارائه می دهد و تنها در صحنه شکارگاه طاق بستان با جنبه عظمت نمایسی مواجه نیستیم .

 

هنر ایران بعد از اسلام :
اوج هنر اسلام در دوره سلجوقی بوده است .
هنر سلجوقی :
پس از تسلط حاکمان اموی و عباسی بر ایران نقاشی دچار نوعی تناقض گردید ، حاکمان اموی و عباسی به استناد اینکه تصویر سازی در اسلام حرام است از رشد نقاشی در میان مردم جلوگیری کرده و برای هنرمندان ممانعت هایی بوجود آورده اند . در حالی که در کاخهای خود از نقاشی و حتی تصویر انسان استفاده می کردند و در حقیقت آنها به نوعی نقاشی را به انحصار خود در آوردند. نمونه هایی در کاخ سلجوق خاقانی از عهد عباسیان بدست آمده ، این نکته کاملا آشکار در این نقاشی از رنگهای ساده استفاده شده است و به سبک نقاشی مانویان (آیین مانی ) در پیرامون طرح اصلی خطوط تیره رنگ بکار رفته است . قدیمی ترین اثری که در ایران بدست آمده دیواره نگاری است از قرن دو هجری که این نقاشی خصوصبات کاخ های عباسی دیده می شود.
خوشنویسی و تذهیب عهد سلجوقی :
خطی که در ابتدا قرآن مجید به آن نوشته می شد خط کوفی بود از این رو تا چندی همین خط برای کتابت نیز مورد استفاده قرار می گرفت . خوشنویسی یکی از ارکان اصلی کتاب آرائی بشمار می آید. در قرن های اولیه هجری کتابهایی بجز قرآن مجید و کتابهای مذهبی رونویسی و نگاشته نمی شد ، اما رفته رفته از حدود قرن دوم هجری به بعد با ترجمه آثار یونانی ، سریانی و هندی نیز با پیدایش آثار دانشمندان و متفکران اسلامی رونویسی و نگارش کتابهای مختلف رایج گردید.
خطی که در قرن اولیه هجری در ایران به آن می نوشتند خط عربی بوده که به دو شیوه رایج بود یکی خط کوفی که حروفش قوس دار است . رشد خوشنویسی خط کوفی ایرانی به شدتی پیش می رود که در عهد سلجوقی به شیوایی خاصی می رسد ، در همین عصر هم شاهد تذهیب در لابه لای حروف خطوط و سطرها نیز هستیم . شکلهایی که در تذهیب استفاده می شود بیشتر شامل نقشهای گیاهی و بخصوص نقش معروف اسلیمی است .

 

جلد سازی در عهد سلجوقی :
جلد کتاب در عین اینکه حافظ اوراق کتاب بوده با منقوش ساختن آن ارزش گذاری بر کتاب بیشتر جلوه می کند . برای جلد کتاب بیشتر از چرم استفاده می شده ، زیرا چرم همخاصیت شکل پذیری دارد و هم با دوام است . غالبا روی قسمت های مختلف جلد کتاب کار می کردند . یعنی پوشش بیرونی جلد ( پشت جلد – پوشش داخلی جلد – آستر – و عطف جلد و گاهی نیز روی زبانه جلد که روی جلد تا می شده است ) نقش اندازی برجلد کتابها به شکل های گوناگون انجام می شده است . ولی در همه شیوه ها باید که چرم پشت جلد را تحت فشار قرار داد تا شکل مورد نظر را بدست بیاورد. وقتی چرم شکل می گرفت شیارهای خالی را با طلا کاری پر می کردند . در قسمت داخلی یا آستر جلد برای نقش اندازی از طرحهایی که بر روی کاغذ یا چرم بریده شده بود استفاده می کردند. ولی روی عطف کتاب هم به همان شیوه پشت جلد کار می کردند . بطور عمده ما با دو نوع جلد سازی چرمی روبرو هستیم .
یکی شیوه جلد سوخته و دیگری جلد ضربی :
در شیوه ضربی جلد چرمی خام را تحت فشار ضربات وا می داشتند تا نقش های برجسته دست بیاید و در شیوه جلد سوخته جلد چرمی خام را با داغ کردن نقش دلخواه که بر بروی فلز کنده بود و با استفاده از فشار آن بر جلد به نقش برجسته دست می یافتند.
نقش هایی که از پشت جلدهای قرن های اولیه هجری بدست آمده بیشتر تحت تاثیر جلد سازی قبطی (مصرعلیا) و همین شیوه که تا عهد سلجوقی نیز ادامه می یابد . نقوشی که در این جلدها بکار رفته است ، نقش های هندسی هستند.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  67  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاریخ هنر