فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله المپیک و محیط زیست

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله المپیک و محیط زیست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 


بازیهای المپیک باستان، از 776 پیش از میلاد تا 393 پس از میلاد، به مدت 11 قرن، هر چهار سال یکبار در یونان برگزار میشد، تا آنکه به امر تئودوسیوس پادشاه رم اجرای این بازیها ممنوع اعلام شد. پس از 15 قرن وقفه، متفکر فرانسوی پیر دو کوبرتن بازیهای المپیک را احیا کرد و در سال 1896 نخستین بازیهای المپیک نوین در آتن برگزار شد.
در سال 1994 کنگره صدمین سالگرد تاسیس کمیته بین‌المللی المپیک در پاریس برگزار شد. به پیشنهاد این کنگره منشور المپیک تغییر یافت و محیط زیست به عنوان سومین رکن المپیزم بعد از ورزش و فرهنگ شناخته شد. سال 1994، پس از پایان بازیهای زمستانی لیلی هامر نروژ که در طی آن توجه خاصی به حفاظت محیط زیست شد، رئیس کمیته بین‌المللی المپیک موافقتنامه همکاری را با برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP( به امضا رساند. بر این اساس، در سال 1995، کمیسیون ورزش و محیط زیست در کمیته بین‌المللی المپیک تشکیل و اولین کنفرانس جهانی ورزش و محیط زیست در همین سال در شهر لوزان سوئیس برگزار شد.
سابقه فعالیتهای زیست محیطی در جنبش المپیک
ـ 1992: امضای عهدنامه «پیمان کره زمین» توسط ورزشکاران و مقامات رسمی کمیته بین‌المللی المپیک در بازیهای المپیک بارسلون در الزام به حفاظت و حراست از کره زمین
ـ 1995: ارزیابی طرح‌های زیست محیطی در شهرهای نامزد میزبانی المپیک زمستانی 2002، و همچنین برگزاری اولین کنفرانس جهانی ورزش و محیط زیست
>ـ 1996: تشکیل کمیسیون ورزش و محیط زیست و مطرح شدن محیط زیست به عنوان سومین رکن منشور المپیک
ـ 1997: برگزاری اولین دوره ورزشهای سازگار با طبیعت در «پارانا» با شرکت 55 کشور و برگزاری دومین کنفرانس جهانی ورزش و محیط زیست
ـ 1999: برگزاری سومین کنفرانس جهانی ورزش و محیط زیست و تصویب دستور کار 21 جنبش المپیک
>ـ 2000: بر جای نهادن استانداردهای جهانی نوینی در خصوص محیط زیست و ورزش در بازیهای المپیک سیدنی
تشکیل کمیسیون ورزش و محیط زیست در ایران
در سال 1376، این کمیسیون در کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران تشکیل شد و فعالیت خود را آغاز کرد. این کمیسیون تلاش دارد که با افزایش آگاهی ورزشکاران، مدیران و مسئولان و برگزار کنندگان مسابقات ورزشی، آثار زیانبار حاصل از فعالیتهای ورزشی بر محیط زیست را کاهش دهد تا ورزشکاران بتوانند در محیطی سالم به فعالیتهای ورزشی بپردازند. همچنین این کمیسیون از محبوبیت قهرمانان ورزشی به منظور توسعه فرهنگ زیست محیطی بهره‌مند است.
فعالیتهای کمیسیون ورزش و محیط زیست ایران
ـ امضای موافقتنامه همکاری بین سازمان محیط زیست، سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک در تاریخ 26 اردیبهشت ماه 1379
ـ برگزاری نخستین کنفرانس منطقه غرب آسیا و قفقاز با حضور نمایندگان کشورهای منطقه و سازمانهای بین‌المللی در تهران در سال 1379
ـ برگزاری اولین همایش ملی ورزش، محیط زیست و توسعه پایدار در تهران در سال 1381
ـ شرکت در مراسم نمادین روز پاکسازی کوهستان، روز درختکاری روز هوای پاک، روز همبستگی با طبیعت
ـ ارتباط با نهادهای زیست محیطی ملی و بین‌المللی
ـ انتشار کتاب، بروشور و پوستر به منظور ترویج فرهنگ ورزش و حفظ محیط زیست

 

آثار بالقوه ورزش بر محیط زیست
چنانچه اصول مدیریت پایدار، در ساخت و ساز ورزشگاهها یا برگزاری مسابقات حاکم نباشد، ورزش می‌تواند تهدیدی برای محیط زیست باشد. مانند:
ـ آلودگی هوا بر اثر مصرف سوختهای فسیلی، انتشار گازها و ذرات معلق و تولید مه، دود ناشی از حمل و نقل، مسافرتهای ورزشی و تاسیسات ساختمانی
ـ آلودگی خاک ناشی از کاربرد سموم زراعی، به منظور حذف گیاهان هرز و آماده‌سازی زمینهای ورزشی
ـ افزایش مصرف آب هنگام برگزاری مسابقات ورزشی
ـ استفاده از منابع انرژی تجدید ناپذیر (نفت، ذغال سنگ و ... (
ـ ایجاد تاسیسات ورزشی و آسیب رسانی به محیط زیست (ساخت پیستهای اسکی و حذف پوشش گیاهی در ارتفاعات، برگزاری مسابقات رالی در اکوسیستمهای شکننده مانند بیابان(
اما ورزش آثار مثبت و سازنده‌ای نیز دارد. از جمله آنها می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد:
ورزشهایی همچون کوهپیمایی، قایقرانی، دوچرخه سواری و اسکی سبب انس بیشتر انسان با طبیعت و افزایش احساس مسئولیت پذیری وی به آن می‌شود.
آثار محیط زیست بر ورزش و ورزشکاران
ـ آثار کوتاه مدت یا دراز مدت بر سلامت ورزشکاران
ـ بروز بیماریها و اختلالات تنفسی ناشی از هوای آلوده
ـ تهدید سلامتی ورزشکاران بر اثر انجام فعالیتهای ورزشی در مناطق آلوده پسمانده‌های سمی، بقایای سموم آفتکش یا فلزات سنگین
ورزش
ورزش شامل فعالیت هر کس با یک منظور و در محیطی متفاوت از محیط روزانه برای مسابقه، لذت بردن ، برای کسب برتری، برای پیشرفت مهارت یا ترکیبی از تعدادی از این هاست. تفاوت منظور همراه با در نظر گرفتن مهارت فرد یا گروه یا دلیری علامت مشخصه ورزش است.
بنابر این پریدن از روی یک مانع در مقابل دیدگان هزاران نفر در یک میدان سر پوشیده ورزش است در حالی که پریدن از روی یک چشمه هنگام پیاده روی در روستا فقط تلاش برای خیس نشدن پای فرد است.
انواع مختلفی از ورزش وجود دارند و انسان ها قسمت مهمی از وقت، پولو دلبستگی خود را نه فقط به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان تماشاگر به آن ها اختصاص می دهند .
ورزش امروزه در جهان به وسیله ای مبدل شده که انسان ها را با هم متحد و آشنا کرده و بین آن ها پیوند اخوت و برادری برقرار می کند و مهمترین هدف و وظیفه ورزش همین است ایجاد مودت و دوستی بین ورزش کاران که هر چند در میدان رقیب هم هستند اما در خارج از میدان به عنوان رفیق همدیگر می باشند .
ورزش ترکیبی از فعالیت های فیزیکی عادی و معمول و مهارت های شخصی و به عنوان تفریح و یک سری از قوانین که برای مسابقه ، لذت بردن و رسیدن به برتری است. ترکیب شخصیت هایی با مهارت های متفاوت در یک ملت، شجاعت و دلاوری آن ملت را افزایش می دهد .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   15 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله المپیک و محیط زیست

دانلودمقاله تاثیر موسیقی در کاهش اضطراب

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله تاثیر موسیقی در کاهش اضطراب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

تاثیر موسیقی در کاهش اضطراب
اضطراب
به نظر رولومی اضطراب عبارت است از « ترسی که در اثر به خطر افتادن یکی از ارزشهای اصولی زندگی شخص ایجاد می شود» . ممکن است اضطراب را نوعی دردداخلی دانست که سبب ایجاد هیجان و به هم ریختن تعادل موجود می شود و چون بشر دائماً به منظور برقراری تعادل کوشش می کند بنابراین می توان گفت که اضطراب یک محرک بسیار قوی است امکان دارد این محرک مضر باشد و این خود بستگی دارد به درجه ترس و مقدار خطری که متوجه فرد است .
اضطراب متعادل یا نرمال آن است که شدت عکس العمل متناسب باشد با مقدار خطر و این خود مفید است زیرا شخص را وادار می سازد که با موفقیت خطرات را از خود دفع می کند و بنابراین مقدار معتدل اضطراب برای رشد و تکامل صحیح شخصیت لازم است و در واقع هیچ فرد بشری نیست که مقداری اضطراب نداشته باشد .
اگر چه مقدار محدودی اضطراب برای رشد بشر ضروری است ولی مقدار زیاد آن نیز باعث اختلال در رفتار می شود و اغلب اوقات شخص را به نشان دادن رفتار نوروتیک یا پسیوتیک وادار می سازد . رولومی معتقد است که اضطراب شدید عبارت است از آن چنان عکس العملی که :
1- متناسب با مقدار خطر نیست .
2- توام با تعارض و سرکوبی و سایر مشخصات غیر عادی است .
3- با علایم مرضی و مکانیزمهای دفاعی توام است .
باید توجه داشت که این مشخصات با یکدیگر ارتباط دارد بدین معنی که عکس العمل متناسب با خطر واقعی نیست زیرا نوعی از تعارض در شخص وجود دارد شخص نوروتیک بدرستی نمی داند چرا دچار اضطراب است و به همین دلیل عکس العمل های او مربوط است به حالت اضطراب و ارتباطی با دلیل اصلی آن ندارد .
رفتارهایی که از شخص نوروماتیک بروز می کند به منظور کم کردن درجه اضطراب است و هر رفتاری که به فوریت از میزان اضطراب بکاهد تکرار می شود . این نوع سازگاری نه تنا دلیل اضطراب را از بین نمی برد بلکه باعث ازدیاد آن خواهد شد .
یادگیری اضطراب
به منظور اثبات اینکه اضطراب آموختنی است آزمایشهای متعددی بر روی حیوانات و انسان شده است در یکی از آزمایشهای اولیه در این مورد ماور با موشهای سفید آزمایشهای به عمل آورد . وی موشها را در جعبه آزمایش که شکل دایره داشت و به صورت میدان ساخته شده بود ، قرار داد .
او برای اینکه از بیرون درون جعبه دیده شود اطراف آن را به وسیله پلاستیک هایی پوشاند . کف اطاق به نحوی سیم کشی شده بود که امکان وارد کردن ضربه الکتریکی به پای حیوان وجود داشت . موشها را به سه گروه تقسیم کرد : افراد گروه اول را به صورت انفرادی در قسمت اول جعبه قرار دادو سپس زنگی برای مدت پنج ثانیه به صدا درآمد و اگر در آخر پنج ثانیه حیوان هنوز در جای خود نشسته بود ضربه الکتریکی به او وارد می شد .
اگر موش به قسمت دیگر جعبه می رفت ، از آزار ضربه الکتریکی مصون می ماند و یا اگر زنگ به صدا درمی آمد موش فوراً به سمت دیگر می رفت و هیچ ضربه الکتریکی به او وارد نمی شد . برای این گروه هر 60 ثانیه یکبار به طور منظم صدای زنگ توام با ضربه الکتریکی داده شد . روش آزمایش برای گروه دوم نیز مانند گروه اول بود با این تفاوت که صدای زنگ توام با ضربه الکتریکی در سه موقع بدون نظم معینی ایجادمی شد . فاصله زمانی میان دفعات شوک و صدا به ترتیب 15 دقیقه و 60دقیقه و 105 دقیقه بود . روش آزمایش برای گروه سوم شامل توام بودن شوک و صدا هر 60 دقیقه بود ولی در این فاصله ضربه الکتریکی بدون اخطار قبلی و بدون توام بودن با صدای زنگ وارد می آمد . این ضربه الکتریکی در 10 دقیقه و 30 دقیقه و 45 دقیقه عرضه می شد .
مقدار یادگیری حیوانات گروه اول حداکثربود گروه دوم کمتر از گروه اول و گروه سوم کمتر از گروه دوم آموختند .
درباره این مطلب ماور می گوید :
به طور کلی می توان گفت که کمی یادگیری در گروه های 2 و 3 نتیجه اضطراب و ترسی بود که در آنها تولید شده بود و مجال آموختن به آنان نمی داد . در گروه 2 حیوانات را به وسیله قرار دادن شوک دایم درباره وارد شدن ضربه الکتریکی مضطرب ساختند .
در گروه 3 این عامل تردید وجود داشت ولی انگیزه آزار دهنده آنچنان به سرعت بر حیوان وارد می شد که حیوان به طور مداوم انتظار آزار کشیدن را داشت در هر دو صورت عکس العمل شرطی حیوان نسبت به صدای زنگ نسبتاً بی اجرا بود و از شدت اضطراب نمی کاست در حالی که برای گروه اول بعد از هر عکس العمل حیوان ، مدت زمان نسبتاً طولانی استراحت وجود داشت و این به عنوان پاداش تلقی می شد . بنابراین از شدت اضطراب کم می کرد . در آزمایش بالا موقعیتی که بیشتر باعث کم شدن اضطراب حیوان می شد در یادگیری موثر واقع گردید زیرا عکس العمل حیوان به واسطه تقلیل اضطراب تقویت شد .
اگربخواهیم این اصل را به رفتار بشر تطبیق دهیم به این نتیجه می رسیم که اگر کودکی را برای عملی تنبیه کنیم و در زمان دیگر او را برای همان عمل تشویق نماییم و یا اگر کودک را به طور دایم در معرض تنبیه قرار دهیم نه تنها از یادگیری او جلوگیری کرده ایم بلکه اضطراب او را نیز شدیدتر ساخته ایم .
این موضوع اساس رفتارهای نوروتیک و پسیکوتیک است زیرا اهداف این نوع رفتارها نیز کاستن شدت اضطراب است .
اگر چه امکان دارد شخص بزرگسالی که دذر دوران کودکی سالم و متعادل بوده است به حالات عصبی گرفتار شود ولی به طور کلی اکثر افراد توروتیک و پسیکوتیک کسانی هستند که در طفولیت زندگی ناآرام و مختلی داشته اند . به عبارت دیگر همه کودکان مضطرب در بزرگسالی نوروتیک نمی شوند ولی اغلب بزرگسالان نوروتیک در کودکی مضطرب و مشوش بوده اند . کودک از بدو تولد رابطه نزدیکی با اعضای خانواده و به ویژه پدر و مادر دارد و از طریق آنهاست که اساس شخصیت او بنا می شود .
روابط میان طفل و اولیای او متعدد و اثرات آن در رفتار کودک مختلف است بعضی از این روابط نتایج مفید و تعدادی از آن نتایج سوء دارد .این روابط را می توان به پنج طریق زیر طبقه بندی کرد:
1- مبت ( پاداش ) – خشم ( تنبیه ) – به مقدار مساوی از هر یک
2- محبت زیاد و بدون تنبیه
3- خشم زیاد و بدون محبت
4- محبت – خشم – محبت کم – خشم زیاد
5- محبت – خشم – خشم کم – محبت زیاد
1- محبت ( پاداش ) – خشم ( تنبیه ) به مقدار مساوی
در فصل مربوط به احتیاجات گفته شد که کودک احتیاج شدیدی به احساس ایمنی دارد . اگر او احساس ایمنی نکند مضطرب می شود و رفتاری را که برای تقلیل شدت اضطراب انتخاب می کند رفتاری ناسالم و نا متعادل خواهد بود . در صورتی که کودک تنبیه و پاداش را به یک نسبت از اولیا دریافت دارد، به احتمال قوی رابطه او با آنان مبهم می شود و در نتیجه کودک به نوعی گیجی مبتلا خواهد شد . این موقعیت به ویژه هنگامی که گیج کننده و آزار دهنده می شود که تنبیه یا تشویق ساعتها و یا روزها بعد از انجام عمل صورت گیرد . خلاصه اینکه ابهام و بی نظمی در تنبیه اثرات سویی در رفتار کودک دارد . در اثر این گونه رفتار کودک مضطرب می شود و این اضطراب معمولاً تبدیل به احساس گناه می گردد .
2- محبت ( پاداش ) بدون تنبیه
اگر در رابطه میان کودک و اولیاء هیچ گونه تنبیهی وجود نداشته باشد کودک احساس محرومیت نمی کند و بنابراین آماده مقابله با مشکلات زندگی نخواهد شد . این محافظت زیاداز کودک باعث می شود که به او فرصت تشخیص میان خوشی و ناخوشی داده نشود . البته در چند ماه اول زندگی هر چه اولیتء به کودک توجه کنند زیاد نخواهد بود ولی بعد از آن اگر توجه شدید ادامه یابد کودک می آموزد که از دیگران توقع بیجا و بی اندازه داشته باشد . این گوننه رفتار اولیا نسبت به کودک ایجاد اضطراب را موقتاً به تعویق می اندازد ولی بعدها که این فردخودخواه و لوس با مسائل زندگی روبرو می شود احساس می کند که لیاقت کافی برای حل آنان ندارد در این موقع اضطراب او آغاز می گردد . 3- خشم ( تنبیه ) بدون پاداش
رابطه مملو از خشم درست قطب مخالف رابطه توام با محبت است . زمانی که تنبیه اصل رابطه میان کودک و اولیاست و اصلا محبت و مهربانی وجود ندارد مسلماً اضطراب شدید مزمن در کودک پدید می آید و احساس می کند که والدینش او را طرد کرده اند و عکس العمل او نیز ممکن است طرد کردن آنها باشد . این طرد کردن اولیا ممکن است تعمیم پیدا کند و به صورت طرد کردن اجتماع درآید در این صورت کودک به همه کس و همه چیز بدبین می شود و گمان می کند که منشا تمام ناکامیها ی او محیط است و خود او هیچ نقشی در این مورد ندارد این یکی از اصول اساسی رفتارهای جنایت آمیز و یا اعمال ضد اجتماعی است .
4- محبت ( پاداش ) کم – خشم ( تنبیه ) زیاد
صورت دیگری که گاه بر رابطه کودک با اولیاء مسلط می شود شامل مقدار کمی محبت و مقدار زیادی خشم و تنبیه و عصبانیت است . این نوع رابطه در تولید اضطراب در دوران اولیه زندگی بسیار موثراست . در این مورد اولیاء کودک هم منبع محبت هستند و هم سر چشمه ترس و وحشت بنابراین اگر کودک رفتار بدی کند و تنبیه شود احساس تقصیر و گناه می کند و به شدت خود را مورد ملامت قرار می دهد و سعی می کند عملی انجام دهد تا آن مقدار کمی از مهربانی را که از اولیای خوددریافت می داشته است زیادتر کند .
این وضعیت در به وجود آوردن حالات عصبی بسیار موثر است چنانکه ماور می گوید : به نظر من افراد بشر گرفتار حالات عصبی می شوند البته نه به این دلیل که قادر به انجام عمل مورد نظر خود نیستند بلکه بیشتر به واسطه نادم بودن از عملی که انجام داده اند .
5- محبت ( پاداش ) زیاد – خشم ( تنبیه ) کم
رابطه آمیخته با محبت در درجه اول و خشم در درجه دوم می تواند بهترین نوع رابطه مسلط میان کودک و اولیاء باشد . مقدار زیادی محبت سبب احساس ایمنی و اعتماد به نفس لازم در کودک می شود ، و در ضمن مقدار کمی خشم و تنبیه باعث ایجاد حس تشخیص و مسئولیت در او خواهد شد . این طرز تربیت ، احتیاجات اصلی کودک و به ویژه احتیاج به امنیت و محبت و پیشرفت را ارضا می کند و در مقابل مبتلا کردن او به اضطراب و تشویق احساس اعتماد به نفس را در او به وجود می آورد .
اضطراب سرکوب کننده است : اضطراب یکی از علل مهم سرکوب کردن عواطف است . این موضوع به ویژه زمانی صادق است که اضطراب با احساس تقصیر توام شود شخصی که احساس اضطراب می کند میل دارد دلیل ایجاد اضطراب را فراموش کند چنانکه کامرون معتقد است :
اضطراب حاد در ایجاد فراموشی مرضی بسیار موثر است حتی در افرادیکه از لحاظ روانی سالم هستند در افراد نوروتیک تاثیر اضطراب در فراموشی و تعارض و تخیل زیاد ، پر واضح است و اغلب روان شناسان درمانی آن را مشاهده کرده اند .
در اینجا دلیل اصلی اضطراب طوری سرکوب می شود که یادآوری آن برای شخص بسیار مشکل و گاهی غیر ممکن است .
روش دوم شامل سرکوبی مستقیم اضطراب است بدین معنی که اضطراب همیشه موجود است اما شخص از علت آن آگاهی ندارد . به وسیله هیپنوتیزم می توان به اضطراب سرکوب شده و تجارب فراموش شده دست یافت و موضوع ناخودآگاه را به ضمیر آگاه انتقال داد .
برای مثال وضعیت دانشجویی را که گرفتار اضطراب شدید بود ذکر می کنیم . او درباره روابط اجتماعی ، وضعیت دروس ، آینده و تقریباً همه چیز مضطرب بود . او می دانست که گرفتار اضطراب است ولی از علت آن آگاهی نداشت وی در جریان روان درمانی تحت هیپنوتیزم قرار گرفت . این مصاحبه به وسیله ضبط صوت گرفته شده و بنابراین آنچه که در اینجا مشاهده می گردد عین گفتگوهای میان روان شناس و بیمار است :
دانشجو – من احساس حقارت شدید می کنم احساس می کنم خیلی کوچک هستم .
روان شناس – ممکن است کمی بیشتر درباره این احساس صحبت کنید ؟
دانشجو – احساس می کنم که جسماً خیلی خیلی ریز و کوچک می شوم به نظر می رسد که در جلوی من یک تونل بزرگ است که در آآرین حد آن یک نقطه سیاه وجود دارد .
روان شناس – ممکن است بیشتر درباره آن شرح دهید ؟
دانشجو – نه فقط آنچه که گفتم به نظرم می آید .
روان شناس – اولین دفعه که آن را دیدی چند ساله بودی ؟
دانشجو – من آن را قبلاً ندیده ام . من همیشه احساس می کردم که اشیاء به طرفم می آیند . با اینکه خودم با سایر اشیاء کوچک می شوم احساس می کنم که دستهایم خیلی خیلی کوچک است من احساس را تمام مدت زندگیم داشته ام .
روان شناس – خوب فکر کن و به حافظه ات رجوع نما به عقب برگردد . مثلاً به سن سه سالگی و بگو چه می بینی آبا در آن موقع تجربه ای داشته ای که باعث ایجاد ترس در تو شده باشد .
دانشجو – تجربه ای که مرا بترساند نداشتم ولی یک دفعه اتفاقی افتاد که خیلی از آن شرمنده ام . نه نمی ترسم ولی چرا می ترسم از جاهای بلند ترس دارم من این موضوع را هیچ وقت به کسی نگفته ام . وقتی که احساس کوچکی می کنم هنگامی که چشمانم بسته شده ، احساس می کنم که نزدیک است از مکان مرتفعی به زمین پرت شوم . خیلی عجیب است من قبلاً به هیچ وجه این احساس را نداشتم .
روان شناس – در این باره بیشتر شرح دهید .
دانشجو – من این کار را همیشه می کنم ( دستها را به چشم خود می برد ) در حالی که به چشمانم فشار می آوردم نقطه زردی ظاهر می شود . بعد اشکالی به صورت دایره های زرد رنگ ظهور می کند و به زودی این اشکال تغییر شکل می دهد . کم کم بزرگ شده و حالا در وسط آنها سوراخی پیدا شده است رنگ آنها نیز تغییر می کند .
روان شناس – شما چند ساله بودید که پدر بزرگ شما مرد ؟
دانشجو – نه ساله – در آن موقع من بدرستی نمی دانستم که سرطان چیست.
روان شناس – آیا شما علاقه زیادی نسبت به پدر بزرگ خود داشتید ؟
دانشجو – بله من او را دوست داشتم ولی او یک عادت بد داشت و آن عبارت بود از اینکه دو.د سیگار را به صورت من می دمید و من از این کار متنفر بودم .
روان شناس – آیا سرطان پدر بزرگ شما به طول انجامید ؟
دانشجو – من هیچ وقت او را مریض ندیدم . در واقع آنطور که به خاطرم می آید تا وقتی که فوت کرد بههیچ وجه علامت درد و رنج از خود نشان نداد . من دوست داشتم بهمنزل پدر بزرگم بروم . آنجا آرام بود و درختان سبز و جوی آب و آفتاب ملایمی داشت پدر بزرگ من خود قسمتی از این منظره زیبا بود .
روان شناس – ولی سرطان از او قویتر بود و او را از پا درآورد .آیا خود شما از اینکه مبتلا به سرطان شوید بیم دارید ؟
دانشجو – بله من فکر می کنم که مبتلا به سرطان شده ام . دیروز مقداری خون از گلویم بیرون آمد که مرا مضطرب کرد ولی سعی می کنم فراموش کنم.
روان شناس – از چه مدت تشویق شما درباره سرطان شروع شده است ؟
دانشجو – از مدتها قبل ، تقریباً یکسال بعد از اینکه پدر بزرگم فوت کرد احساس کردم که من هم مبتلا به سرطان هستم و بزودی خواهم مرد . این فکر مرا به وحشت انداخت . به طوری که با شدت شروع به فریاد کشیدن کردم . مادرم به اطاق من آمد و مرا آرام کرد ولی از آن به بعد همیشه احساس می کردم که در آستانه مرگ قرار دارم . هر وقت به چشمانم فشار می آورم .اشکالی را مانند ستاره می بینم و بعد شکل مرگ در نظرم مجسم می شود .
از مکالمه بالا مشهود است که دانشجوی مذکور مرگ پدر بزرگ خود را که به علت سرطان مرده بود سرکوب کرده و احساسی را نیز که خود نسبت به آن داشته ، به ضمیر ناخودآگاه فرستاده است . در کودکی او خود را نزدیک به پدر بزرگ می دانسته و او را مردی بسیار قوی و خلل ناپذیر می پنداشته است . ولی بیماری نامعلومی مانند سرطان ناگهان این مرد قوی و خاطرات خوش مربوط به آن را از بیمار گرفته و اساس آرامش و احساس ایمنی او را به هم زده است. به وسیله هیپنوتیزم معلوم شد که احساس اضطراب و ترس و شرمندگی این جوان ، سرکوب شده و مجال آمدن به ضمیر آگاه را نداشته است .
اضطراب
مهمترین عاملی که براساس نظریه تحلیل روانی علت تمام بیماریهای روانی محسوب می شود اضطراب است . مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی نقش برجسته ای دارد . فروید اضطراب را درد روانی نامیده است .
یعنی به همان صورت که اگر بدن دچار زخم التهاب و بیماری گردد اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می شود اگر فرد از نظر روانی دچار مسئله و مشکل شود اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه گر می شود .
فروید اضطراب را به سه نوع تقسیم کرده است :
الف – اضطراب واقعی : هنگامی تجربه می شود که شخص با خطرات یا تهدیدهای بیرونی مواجه باشد .
ب- اضطراب نوروتیک : زمانی بروز می کند که تکانه های نهاد موجب تهدید فرد در برابر قطع کنترلهای من و ظهور رفتارهایی که منجر به تنبیه وی خواهند گردید .
ج – اضطراب اخلاقی : وقتی ظاهر می شود که فرد عملی بر خلاف وجدان اخلاقی یا ارزشهای اخلاقی خویش انجام داده یا حتی در نظر دارد انجام بدهد و به این دلیل احساس گناه می کند ( کلمن 1972 ، 54)
فروید معتقد است اضطراب بهایی است که بشر کنونی برای تمدن می پردازد . به9 نظر می رسد که در این عصر به اصطلاح تمدن ، مشکلات انسان همواره رو به تزاید بوده است . انفجار جمعیت مسائل و تنشهای اجتماعی خاصی را به همراه داشته است . تعصبهای نژادی همراه با احساس بی دلیل برتری جویی هم موجب خشم و کینه افراد و هم آسیبهای اجتماعی گردیده است . آلودگی هوا و محیط زندگی و اجتماعی به طرزی خطرناک موجبات اضمحلال، فساد و فرسودگی بشر را فراهم ساخته ، امنیت روانی آنان را به مخاطره انداخته است . جامعه شهری با تحرک زیاد و نا مشخص خود ، نبود روابط خانوادگی نزدیک ، فشار روانی فزاینده ای را بر افراد تحمیل نموده است . 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   37 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله تاثیر موسیقی در کاهش اضطراب

دانلود مقاله 13آبان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله 13آبان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله 13آبان


دانلود مقاله 13آبان

در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است، بخصوص آنکه چهارده سال بعداز تبعید حضرت امام (ره) در همین روز (13 آبان 1357) فرزندان امام و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه تهران و خیابان های اطراف با شعار "درود بر خمینی" و "مرگ بر شاه" پایه های حکومت را به لرزه در آوردند و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلتیدند
 
دانش آموزان همچون سایر گروه های ملت در اطاعت از فرمان حضرت امام (ره) که همه را دعوت به مبارزه بی امان با رژیم امریکایی شاه می نمود، سر از پا نمی شناختند و نجات اسلام را در پیروی کامل از امام (ره) سازش ناپذیر می دانستند. این طبقه جوان و فعال جامعه بحق یکی از ارکان و پایه های مهم انقلاب پیروزمند اسلامی بودند.
صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روبه سوی دانشگاه نهادند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصره خود درآورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در کناره نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس "الله اکبر" آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.
ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند. اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کردند و با فریاد دشمن شکن "الله اکبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلتیدند جوانان با  فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر شاه به شهادت رسیدند و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم بخشیدند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست کشاندند. در این واقعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. یکی از شاهدان عینی می گوید:

 

شامل 18 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله 13آبان

دانلود مقاله تلقین پذیری

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تلقین پذیری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 • با ایجاد تمرکز فکری می‌توان تلقین پذیری را زیاد کرد. در حالت خواب هیپنوتیزم قدرت تلقین پذیری زیاد است.
• حرف به تنهایی ایجاد بیماری می‌کند. کسانی که با ساختمان مغز و اعصاب آشنا هستند، برای حرف تلقین ارزش فوق العاده قایل هستند و می‌گویند حرف و تلقین روی غدد داخلی بدن اثر می‌گذارد و موجب بهبود یا بیماری شخص می‌گردد.
• ترس ، اندوه ، اضطراب و بسیاری از عواطف و احساسات منفی دیگر ، بوسیله تلقین اعم از خیالی یا حقیقی ، وارد مغز می‌شود و از طریق دستگاه اعصاب بر غده صنوبری فشار می‌آورد و غده صنوبری ماده‌ای به نام اس. تی. اچ اضافی ترشح می‌کند که این ماده از طریق خون وارد سایر غدد و اعضای بدن می‌شود و در نتیجه بیماریهای متنوعی را سبب می‌شود.
• عواطف مثبت نظیر امید ، نشاط ، عشق ، محبت از طریق حواس و اعصاب وارد مغز می‌شوند و غده صنوبری ماده‌ای به نام آ. سی. اچ ترشح می‌کند که هورمون اس. سی. اچ را خنثی کرده و شخص معالجه می‌شود.
• تلقین هیپنوتیزم کننده زمانی در سوژه موثر خواهد بود که با تلقین به نفس خودش همراه باشد.
• سوژه در خواب مصنوعی هر چند که بی‌اختیار و به خواب است و به دستور عامل ، عمل می‌کند، اما او بکاری که می‌کند کامل آگاه است و اگر فرمانی خلاف تمایلات درونی داده شود، انجام نخواهد داد.
• دکتر جیمز براون گفته است: قوه خیال یکی از طرق بسیار موثر درمان امراض روانی است. با فکر و خیال می‌توان حالات سلامتی و بیماری را تغییر داد.
• پاسکال گفته است: "فکر افتادن سبب افتادن می‌شود. بنابراین بهترین طریق دفع خطر آن است که به خطر فکر نکنیم."
• توجه زیاد به عضوی از اعضای بدن ، موجب ابتلای آن عضو به کسالات و بیماری می‌شود. مثلا شخصی که دائم نگران قلبش باشد و ترس و واهمه ابتلا به بیماری قلبی داشته باشد، به تدریج دچار اختلالات قلبی گشته و در واقع بیمار می‌شود.
• اثرات تلقین به قدری در انسان زیاد است که قادر است او را بیمار کند و یا از سخت‌ترین بیماریها نجات دهد.
• اغلب مردم گاهی چنان تحت تاثیر تلقینات ، غریزه ، شایعات و تبلیغات قرار می‌گیرند که اعمال روز مره خود را مانند ماشینی خود کار و بدون اراده انجام می‌دهند.
• امروزه همه انسانها همواره در محاصره تلقینات مختلف قرار دارند. بنابراین هر صدا و منظره و یا هر نوع تحریک دیگر که تجربه می‌شود، اثر خاصی در حواس پنجگانه انسان می‌گذارد. و بطور ناخودآگاه انسانها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
• در زمانهای قدیم ، افرادی که در اثر ناکامی‌ها ، محرومیت‌ها و غیره حالات عجیب و غریب از خود نشان می‌دادند، مردم فکر می‌کردند که شیطان در جلدشان رفته است، اما با کشف دنیای ضمیر ناخودآگاه ، بیشتر از اسرار نهانی انسان برداشته می‌شود.
• روح و بدن از هم جدا نیستند. در بین این دو وحدت دو جانبه برقرار است. بنابراین هر نوع ناراحتی در جسم ، روان را هم متاثر می‌سازد و بر عکس.
• هنگامی که دلسرد و اندوهناک هستیم، قدرت خلاقیت ما کاهش می‌یابد، باید به زور هم که شده خود را به کارهای فرح‌بخش و مثبت سرگرم کنیم، زیرا انجام این نوع کارها در چنین شرایطی، تاثیر داروی مقوی را دارد و ما را از اندوه و دلسردی رهایی می‌بخشد و ما را در انجام کارها خلاق می‌سازد.
• اکثر مردم آگاه نیستند که چقدر تلقینات سوء خود آنها دلیل بیماری آنهاست. همچنین نمی‌دانند که آنچه غالبا سلامتی آنها را باز می‌گرداند، تلقینات خود آنهاست نه اثرات دارو وقتی آنها فکر می‌کنند فلان دارو شفابخش است، همین فکر و تلقین سبب شفایشان می‌شود.
اگر ما نشست رهبری را دقت کرده باشیم و بعضی از محورهای گذشته را ، در می یابیم که در آنجاها سعی می شد تا زمینه و شرایط و فضا آماده تلقین پذیری گردد ، البته این امر در همه جای دنیا رایج است و انسان ها به گونه های مختلف در همه جا در معرض تلقین پذیری قرار می گیرند .
لاجرم هر کس که انسان تحت امر داشته باشد می بایست افکار ، خواسته ، ابهت و ترس و غیره را به انسان ها تحمیل و تلقین نماید وگرنه اگر قرار می شد که انسان ها از روی فهم و آگاهی برای خود رهبر و قائد انتخاب می کردند و نیازهای حقیقی خود را طلب می کردند که حکومت به دست شیاطین نمی افتاد و آنها حکومت بر انسان ها را ابدالدهر به نام خود ثبت نمی کردند .
و اگر در فرصتی شیاطین نیز بر انسان ها حکومت نکننند و فرد صالحی زمام امور را به دست گیرد او هم ناچار است به دلیل روانشناسی خاص انسان از این رویه تلقین استفاده کند وگرنه شیاطین می توانند در اسرع وقت حکومت را از دست مردم گرفته و به نفع خود قبضه کنند .
بنابراین انسان ها در معرض تلقین پذیری قرار می گیرند و گاه می رسد که فردی از روی ناچار و گریز به چنین خواهش از خود می شود و می تواند به خود بقبولاند و تلقین نماید که بله از کوره گدازان انقلاب سرفراز و سربلند بیرون آمده است و شبانه از خواب بپرد و وارد اتاق فرمانده اش بشود و به او مژده دهد که بله به رهبری برسانید من نیز آزاد شدم ، پرواز کردم ، انقلاب کردم ، انفجار کردم .
هر چند که این چنین تلقیناتی را نمی شود نادیده گرفت چون که در طبیعت و سرشت انسان و روانشناسی انسان نهفته است که خواهان این است به خود نیز تلقین کند ، کمر خود را راست کند ، درد خود را تسکین دهد ، از قل و زنجیر برهاید .
مثل بیماری که پیش دکتر می رود و از او دارو می گیرد ، گاه ممکن است آن دارو مضر به حال بیمار هم باشد ولی در عمل ممکن است عکس آن مشاهده بشود و بر اثر تلقین بیمار به خود تندرستی حاصل شود ، در اینجا دارو هر چند به لحاظ شیمیایی مفید نبود یا خنثی بود ولی به لحاظ روانی وسیله ای شد تا فرد بتواند به کمک آن به خود تلقین نماید که آن دارو شفا بخش می باشد .
تلقین و تلقین پذیری در مکاتب دیگر مثل بودائیسم و مسحیت در حجم زیاد کاربرد و کارآیی دارد و به کار گرفته می شود که پرداختن به ریز آنها و آوردن فاکت های مشخص و مکانیست های دیگر که تلقین کننده انجام می دهد و تلقین پذیر به خود می گیرد در زمره بحث ما نیست .
اما در علم روانشناسی نظریه سوم پاولف سند و گواه آشکارتری است ، وقتی که رهبری به تقلید از مسیح به نیروها می گوید من گناهان شما را بخشیدم ، گذشته را به من بدهید و گناه خود را به من بدهید و کمر خود را زین سنگینی گناه راست گردانید ، گذشته هر چه بود گذشت و رو به آینده داشته باشید .
این کاملاً درست است ، بعداً نیرو نیز خواهد گفت من درد کمر داشتم و بیماری عصبی داشتم و حالا بهبود یافتم ، اما حال که رهبری خود را کنار مسیح قرار می دهد و از او تقلید می کند بهتر است فرق آن دو هم گفته شود .
آن طور که در انجیل آمده است مسیح گناهان اجتماعی انسان ها را می بخشید و آنان را از درد و فلاکت و ذلت نجات می داد ، آنها را از قید و بند و زنجیر رها می کرد ، همان طور که خود رها بود و انسان ها را به کمال و طینت انسانی فرا می خواند ، همان طور که خود در کمال انسانی دارای مرتبه ای بود و هدف مسیح آزاد کردن انسان از قید و بندهای بیرونی و درونی شان بود .
و بالاخره مسیح بهاء تقدس خود را با عمل خود و پرهیزگاری خود پرداخت و بهاء جاودانگی خود را با مصلوب شدن پرداخت و این که هنوز مسیح دارد کار می کند ، چون که او در حیات خود بهاء جاودانگی خود را پرداخت .
ولی اگر رهبری معجزه ای بزرگتر از ازدواج خود ندارد به خاطر این است که بهاء تقدس خود را با ازدواج های خود پرداخته است و چون رهبری می خواهد بزرگترین رهبر و پرداخت کننده در تاریخ باشد ، یعنی بیشترین ازدواج را داشته باشد .
امروز برای چه کسی شک و شبهه باقی می ماند که آیا عسل و ماه عسل شیرین است یا ترش است ، آن هم برای ملکه ای که نه یک ماه و یک سال بلکه همه عمر خود را در کندوی عسل به سر می برد و برای فریب نیروها می گوید من به شما از گلهای باغ مریم شهد می دهم ولی عسلی که می خورم زهر است و تلخ است من این بهاء را به خاطر حیات و نجات شما می دهم !!
یعنی رهبری بر خلاف آنچه باید انجام می دهد ، انسان آزاد را به قید و بند می کشاند و از فن تلقین برای حل مسائل فردی و سیاسی خود استفاده می کند ، وقتی که او با بهترین و زیباترین زن سازمان خود ازدواج می کند به نیروها تلقین می کند این ازدواج فردی نیست ، سیاسی هم نیست ، بلکه عمیقاً ایدئولوژیک است ، به مثابه انفجار چاشنی برای انفجار مخازن TNT است .
و ما برای انفجار رهایی و آزادی انسان ازدواج نمودیم و در اینجا بهایی که مسیح با پرهیزگاری خود می پردازد رهبری نیز با ازدواج خود می پردازد ، هر چند که ممکن است در آن مقطع ازدواج بر اثر هیجانات ، فضا سازی و تلقین و داغ شدن فضا ، عضلات گرفته شده افراد بر اثر گرم شدن باز شود و در یک دور کوتاه فرد بتواند از درد کمر رهایی یابد .
ولی همان طور که همواره دیده می شود درد کمر و ناراحتی های عصبی و روانی همیشه در سازمان سیر صعودی دارد و نه نزولی و این را رهبری بهتر از همه واقف است ، چرا که او این دردها و فشارها را برای شکستن مقاومت نیرو استفاده می کند .
و او علیرغم مسیح هدفش آزاد کردن انسان از شر شیطان نیست ، بلکه به بند کشیدن انسان رها و تسلط و حاکمیت مطلق بر او است و هر چند که در گذشته نیز چنین چیزی ثابت شد .
ولی در اینجا لازم است که بحث مقایسه رهبری با مسیح پیش آمد با بهایی که این دو برای انسان های تحت امر خود می پردازد نیز می شود نتیجه گرفت .
بنابراین رهبری نیز با همه سعی و توان با همه دستگاههای تبلیغاتی که در اختیار دارد به مردم تلقین می کند ، به نیروها تلقین می کند ، کاربرد این کار را هم می داند و شیوه های استفاده از آن را نیز می شناسد .
او حتی به نیروهای اخراجی و به اصطلاح بریده هم تلقین می کند که پس از کنده شدن از ما به مصیبت و عذاب بزرگ الهی گرفتار می شوید و از قبل همه زمینه و شرایط مصیبت و عذاب الهی را در زندان ها و تبعیدگاهها آماده می کند .
تا نیروهای اخراجی با برخورد با مشکلات مردد و مشکوک شوند و به خود تلقین کنند که این سختی ها نشانه بریدن از رهبری است و این سرنوشت انسانهای خطاکار است و واقعی است .
اما در اینجا منظور از تلقین نیروهای داخل سازمان در جهت قید و بند کشیدن کنترل و تهی کردن آنها است که همه اینها با نام رهایی و آزادی و شکوفایی و انفجار انجام می گردد .
مثلاً در مقطع طلاق که جراحی بزرگی در کالبد سازمان بود به نیروها تلقین می شد که باید از عشق قدیمی خود دل بکنید و عاشق رهبری شوید و بدون عشق به رهبری نیز مبارزه ممکن نیست ، دوران عوض شده است و هر کس که عاشق رهبری نباشد از دور مبارزه و تکامل خارج می گردد .
و در اینجا فضا را طوری می سازند و بر افراد معترض و ناراضی آن قدر فشار می آورند که نظریه شکل واقعی به خود بگیرد و افراد ناراضی زندان و تبعیدگاه را به مبارزه در آنجا ترجیح دهند .
بنابراین نیرو در مقابل عمل انجام شده قرار می گیرد ، اگر بخواهد در مبارزه بماند و از دور خارج نشود و از قطار تکامل به بیرون پرتاب نشود باید همه خواسته های رهبری را بدون چون و چرا اطاعت نماید و به خود تلقین نماید که در اثر اطاعت عاشق می شود و عاشق شدن هم امتیاز مادی دارد و هم امتیاز معنوی .
یعنی امتیاز مادی اش حداقل رده و مسئولیت و تشویق است و امتیاز معنوی حداقل رستگار شدن و بهشت را شامل می شود ، مواردی بود که افراد آن قدر با عکس مریم و رهبری عجین می شدند تا هر چه سریعتر عاشق شوند و از قید و بند جنسیت رها شوند و به امتیاز مادی و معنوی دست یابند .
یادم می آید در تابستان 70 ما روی دستگاه های بی سیم کار می کردیم سمت چپ من زنی می نشست که در کار خیلی آکتیو بود و حدوداً 15 ساعت در روز کار می کرد چون کار نیز یکی از بینات وصل به رهبری به شمار می آمد و آن زن در دو طرف دستگاه بی سیم خود دو عکس قاب گرفته و زیبای مریم را گذاشته بود .
لازم به ذکر است که آن عکس های زیبا و با شکوه هدیه مریم بود ، برای مریدان و معشوقان خود که می بایست در ابتدا عاشق او شده و سپس به رهبری برسند.
عکسها که در فاصله نیم متری از چشمان آن زن قرار داشت و آن زن یا خواهر F حداقل در طی 15 ساعت کار می بایست مستمراً به عکسها خیره می شد و اگر چه حواسش به دستگاهها نیز معطوف می شد اما دائماً بر این باور بود که دارد عاشق مریم می شود و از انگیزه عشق او است که دارد کار می کند و مریم می بایست هم در عین و هم در ذهن کار می کرد .
بالاخره بعد از چند ماه که اسامی افراد ذیصلاح و شورای مرکزی را سازمان اعلام نمود اسم خواهر F در جمع شورای مرکزی نبود ، چون که او یک عضو تیم بود و بعداً فرماندهان قسمت پیشنهاد کردند که خواهر F هم صلاحیت مکفی ایدئولوژیک را دارد تا به جرگه شورای مرکزی سازمان بپیوندد .
یعنی اگر ما صد در صد این پیروزی مادی و معنوی آن زن را از بابت آن دو عکس ندانیم منصفانه نیز نخواهد بود که عکسهای مریم کمتر از 50% در ارتقاء و شکوفایی آن زن سهم داشته باشد .
گاه در حین تحمیل و تلقین بلوفهایی که رهبری به نیروها می زند واکنش ظریف و پیچیده و موزیانه نیرو حائز اهمیت و جای تأمل دارد و این نمونه ای است که چطور نیرو تلقین را جدی نگرفته و می خواهد با رهبری بازی کند و از میدان در برود و یا رو دست نخورده و بور نشود .
در پاییز سال 70 فرماندهان بالا مأمور شدند که یک بار از موضع چک و ضد انتقادی و سرکوب اعتراض به میدان بیایند ، آنها نیروها را جمع کردند و به آنها تلقین نمودند که حال که شما عاشق رهبری شده اید و ما هم از به راه انداختن طلاق ها همین را می خواستیم که شما به وصال حقیقی خود برسید .
حال که شما عاشق رهبری شده اید پس دیگر چه مانده اید ، بروید و با همسران قدیمی خود دوباره وصلت کنید ، در اینجا فرمانده می خواهد به نیرو بگوید که هدف از به راه انداختن طلاق ها فقط و فقط عشق به رهبری بود و نه چیز دیگر .
دوم این که به نیرو می گوید که شما پس از طلاق عاشق و رستگار شدید و از بابت بهایی که پرداختید نگران نباشید ، ولی در اینجا نیرو دست رهبری را می خواهد و در پاسخ فرمانده اش می گوید نه خیر ، ما هرگز زیر بار ازدواج نمی رویم ، درست است که ما عاشق رهبری شدیم ، اما همسر و جنسیت در این مقطع برای ما سم کشنده است .
در ثانی ما برای پرداخت به اینجا آمدیم و نه دریافت و فرمانده نیز با شنیدن این حرفها لبخند رضایت بخش خود را نثار آن افراد می کند ، می بینیم که نیرو نیز گاه در برخوردها با رهبری پیچیده و هوشیار عمل می کند و نمی خواهد رو دست خورده و بور شود .
چون نیرو به خوبی می داند که این پیشنهاد رهبری بلفی بیش نیست و از طرفی می آید و تقاضا را رد می کند و خود را عاشق رهبری جا می زند تا حداقل به امتیازی مادی دست پیدا کند .
ضمناً تقاضا را در مقطع رد می کند که برایش اظهر من الشمس است که پیشنهاد رهبری در این مقطع بلوف است ، ولی ته ذهن خود را و نارضایتی خود را نیز اذعان می دارد و می گوید که در این مقطع جنسیت سم است و دوران که عوض شد می شود دوباره از قبر ضد جنسی وارد دنیای روشن و حیات بخش جنسیت شد .
و بعضاً دیده می شد که حتی در نشست های جمعی که رهبری خودش مسئول آن بود نیرو بگونه ای ظریف و خام خیالانه پرداخت و فدای خود را به رخ رهبری می کشید و بر او منت می گذاشت و از او هم درخواست وفای به عهد می نمود .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 20   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تلقین پذیری

دانلود مقاله علل قتل عثمان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله علل قتل عثمان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله علل قتل عثمان


دانلود مقاله علل قتل عثمان

   به‌ خدا سوگند این‌ زنجیر را به‌ گردن‌ تو می‌اندازم‌ تا اینکه‌ این‌ افراد خبیث‌ و ناپاک‌ ( مروان‌ و  ابن‌ عامر و ابن‌  ابی‌سرح‌) را از خود دور کنی‌. جبله‌ بن‌ عمرو گر به‌ فکر جهاد هستید، به‌ سوی‌ ما بشتابید، زیرا خلیفه شما، دین‌  محمد (ص‌) را تباه‌ نموده‌ است‌؛ او رااز حکومت‌ خلع‌ کنید!
 مردم‌  مدینه‌
  یازده‌ سال‌ و چند ماه‌ از حکومت‌  عثمان‌ گذشت‌؛ مردم‌ از شیوه زمامداری‌ او سخت‌ در رنج‌ و عذاب‌ بودند و ناراحتیهای‌ آنان‌ روز به‌ روز افزایش‌ می‌یافت‌، که‌ بروز این‌ فشارها به‌ شکل‌ انقلاب‌ مهمی‌ رخ‌ نمود. برای‌ مسلمانان‌ سخت‌ و ناگوار بود که‌ ببینند مفاهیم‌ و معیارهایی‌ که‌ در زمان‌ پیامبرشان‌  محمد (ص‌) و دو خلیفه اول‌ و دوم‌ وجود داشت‌ و مردم‌ آنها را لمس‌ کرده‌ و دوست‌ می‌داشتند به‌ طور کلی‌ دگرگون‌ شده‌ و به‌ عقب‌ باز گردد. مسلمانان‌ خوگرفته‌ بودند که‌ خلیفه‌ را حامی‌ و مدافع‌ حقوق خود بیابند. هرگاه‌ فرمانداران‌ و استانداران‌ به‌ ملت‌ ستم‌ کردند، داد آنها را بگیرد؛ اما ناگهان‌ دیدند که‌ عثمان‌ پرده‌ای‌ بر مظاهر آن‌ سیاست‌ عادلانه‌ افکنده‌ و شالوده روش‌ و سیاست‌ سودجویی‌ خود را ریخته‌ است‌.
       برای‌ مردم‌ سخت‌ بود که‌ ببینند درباریان‌ و اطرافیان‌ و متنفّذان‌، منافع‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ و ارزاق  مردم‌ را احتکار کرده‌اند. مردم‌ از اینکه‌ حقوق عمومی‌ ملت‌ زیر پا گذاشته‌ می‌شود و به‌ اعتراض‌ جمعیتها و افراد شاکی‌ اعتنایی‌ نمی‌گردد، ناراحت‌ بودند.

 

شامل 10 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله علل قتل عثمان