فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

30DEM متر استان آذربایجان غربی(ارومیه)

اختصاصی از فایل هلپ 30DEM متر استان آذربایجان غربی(ارومیه) دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .
30DEM متر استان آذربایجان غربی(ارومیه)

نقشه رستری مدل رقومی ارتفاع یا DEM با قدرت تفکیک 30 متر و با کیفیت عالی برای انجام انواع تحلیل های مکانی از جمله هیدرولوژیکی و سایر تحلیل های مربوط به علوم مکانی می باشد. این داده برای کل کشور به صورت پیکسل موجود میباشد و پس از موزائیک نمودن استانها و با درخواست شما به اشتراک گذاشته می شود.


دانلود با لینک مستقیم


30DEM متر استان آذربایجان غربی(ارومیه)

دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سلامت عمومی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سلامت عمومی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه :
طرفداران اصلی روان شناسی انسان گرایانه در این دهه گوردن آلبورت ، آبراهام مازلودکارل راجرز عقیده دارند که یکی از احتیاجات ضروری و مبهرم انسان این است که نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد هیجان های خود را مستقیماً تجربه نماید و از نظر هیجانی رشد کند .
در حیطه روان شناسی اندیشمندان بزرگ از طرفی به علت شناسی دردهای روانی انسان و از طرف دیگر به طرح روش هایی برای بهره مندی انسان از ظرفیت کامل خود در جهت سلامت عمومی پرداخته اند که همه در جای متبول و هریک تکامل بخش و یا حداقل مپوش نظریه های خود بوده است . فروید به عنوان چهره ی معروف ، روان شناسی نیروی اول معتقد است هسترمرکزی روان نژندی یانوردتیک اضطراب است . اضطراب یک ترس درونی شده است ترس از اینکه مبادا تجارب دردآور گذشته یادآوری شوند . (شفیع آبادی و ناصری 1384) .
هدف از رمان درمانی در این دیدگاه ایجاد سلامت عمومی است . سلامت عمومی دو جنبه دارد یکی هدف از آن سازگاری با محیط بیرونی دیگری سازش با محیط درونی ، محیط مجموعه عوامل و امکاناتی است که مراجعه می تواند از آن میان برای توسعة توانایی های خود به منزلة یک انسان آزاده دست به انتخاب بزند (با باترسون 1996 به نقل از شفیع آبادی 1383) .
در سراسر جریان روانکاری در درجة اول بر روشن سازش احساسات و عواطف تأکید می کند این احساسات شامل ، اضطراب ، خصومت وعشق و رنجش و ... و امثال اینها می شود به مرور که احساسات روشن تر می شوند . دفاعهای که آنها را از نظر به دور می دارند نیز واضح تر می شوند و به مرور که مراجع پذیرش بیشتری را از جانب درمانگه احساس می کند . عشق علاقه او به خودش افزایش می یابد ، می تواند احساسات خود را تحمل کند و از دست زدن به دفاع هایی که دیگر برای کنترل احساسات لزومی ندارد ، بپرهیزد (شفیع آبادی ـ 1384) .
به عقیده مازلو (1970) بزرگترین کشف فروید این است که علت عمده بیماریهای روانی به ترس از دانش درباره خویشتن ، درباره هیجان ها ، تکانش ها ، خاطرات ، استعداد ها و ... بطور کلی این نوع ترس دفاعی است به این مفهوم که نوعی حمایت از عزت نفس ما و از عشق و احترام ما به خودمان به شمار می رود ما گرایش داریم که از هر نوع دانشی که بتواند باعث شودکه خودمان بدمان بیاید یا احساس حقارت کنیم . (مازسو ترجمه رضوانی ـ 1379) .
بیان مسأله :
به این ترتیب هیجان که سال ها ارزش محوری خود را از دست داده بود و در سلامت انسان هیچ جایی برای این عنصر اساسی به رسمیت شناخته نمی شد و برعکس تمام مرکزیت دیدگاههای متفاوت را مسأله شناخت تشکیل می داد . دوباره در یک سلسله تغییر و تحولات نظریه ها به عنوان عنصر اساسی قابل توجه علت شناسی رفتارهای انسان از جمله موفقیت ها و شکست ها که سال ها به هوش عقلانی نسبت داده می شد ، مطرح شد سنجش هوش هیجانی جهت آماده ساختن افراد جامعه برای مازهزار توی پیچیده زندگی تأکید ورزید وی توضیح داد که هوش هیجانی توانایی هایی با خود به همراه دارد مثل توانایی برای برانگیختگی خود پایداری در مواقع شکست ، توانایی نظم بخشیدن به حالت های روحی و خلق وخوی و توانایی اصرار و ندیدن و امیدواری . به این ترتیب این نظریه معتقد است آنچه که می تواند پیش بینی کننده موفقیت و سلامت روانی فرد در آینده باشد توانایی هوش هیجانی است است تفاوت ویژه ای که امیدوار کننده نیست می باشد . این است که هوش تحصیلی به عنوان یک صفت تقریباً لاتغییر شناخته شده است و حال آنکه هوش هیجانی از دیدگاه مفسران می تواند بر سلامت روانی و عمومی فرد تأثیر مثبت داشته باشد با توجه به اهمیت مسئله سلامت روان در اثر حاضر و بررسی آمار روز افزون مراجعه کنندگان بر مراکز مشاوره در ارتباط با اختلال های روانی در روابط بین فردی در ایران از یک سو و از سوی دیگر براساس قرائن و شواهدی که نشان دهندة امکان ارتقاء هوش هیجانی از طریق آموزش های ویژه می باشد و همچنین خلأ تحقیقاتی موجود محقق را بر آن داشت که پژوهشی در راستای این پژوهشی انجام دهد که آیا آموزش مؤلفه های هوش هیجانی می تواند سلامت عمومی فرد را افزایش دهد .
اهمیت و ضرورت تحقیق :
قضاوت دربارة ارزش چیزهای کوچک یا بزرگ بستگی به جنسی دارد که آن چیزها در ما ایجاد می کنند در جایی ممکن است چیزی و در نتیجه عقیده ای که راجع به آن داریم اندیشمند قلمداد کنیم و این خود به این خاطر است که خود آن عقیده در حقیقت با یم احساس در رابطه بوده است اما اگر ما به طور رادیکالی خالی از احساس باشیم و اگر عقاید تنها چیزهایی بودند که ذهن ما می توانست به آنها باشد ما به یک باره می بایست تمام چیزهایی را که دوست داریم یا نداریم از دست بدهیم و دیگر برای اشاره به موقعیت یا تجربه ای که در زندگی با عنوان موقعیت یا تجربه ای ارزشمند و با اهمیت تر از بقیة تجربیات است توانایی نداشته ایم در حال حاضر آن چیزی که انسانها نادیده می گیرند این است که تفاوت احساسات خودشان با دیگران را در نظر نمی گیرد . (جیمز 1958 به نقل از کارو وروشی پر ترجمه رضوانی 1375) .
طبق عقیدة بار (1994) احساسات هستة مرکزی زندگی هستند احساسات بر هیجانات و هیجانات بر احساسات اثر می گذارند . این دلیل پر اهمیت تر است مبنی بر اینکه چرا بایستی راجع به چگونگی قضاوت و کنترل هیجانات افراد کاری انجام شود . همه باید بدانند که هیجاناتشان می تواند توانایی زندگی در مدرسه و رابطه با همسالان و پاسخگویی به مسئولیت و اتکا به خود در هم چنین کنار آمدن با مسائل مختلف زندگی و مرگ را به آنها دیکته کند (دیور و اوپیکار 1995) با توجه به تأثیر هیجانات در عرصة زندگی به خصوص سلامت زندگی و ارتباطات پرواضح است که پژوهش دربارة شیوة آموزش مؤثر بر شناخت و کنترل هیجانات و به تعبیر دیگر ارتقاء و بهبود هوش هیجانی تا چه اندازه می تواند مهم باشد . لذا به طور خلاصه اهمیت این موضوع با توجه به مشکلات روزافزون درون فردی مانند اضطراب و افسردگی و از خود بیگانگی اقدام به خودکشی و نیز مشکلات بین فردی واضح و روشن است .

 


اهداف تحقیق :
هدف از تحقیق حاضر بررسی بین رابطة سلامت عمومی و هوش هیجانی در بین دانش آموزان دختر مقطع سوم دبیرستان شهرستان ابهر است که هدف کلی بررسی رابطه بین سلامت عمومی و هوش هیجانی است و هدف جزئی اینکه آیا بین هوش هیجانی و اضطراب یا هوش هیجانی و اختلال در خواب ، ضعف جسمانی و افسردگی رابطة معنی داری وجود دارد یا نه ؟ هوش هیجانی نمی تواند در سلامت عمومی تأثیر گذار باشد .
فرضیه ها ی تحقیق
بین هوش هیجانی و سلامت عمومی رابطة معنی داری وجود دارد . بین هوش هیجانی واضطراب رابطة معنی داری وجود دارد . بین هوش هیجانی و اختلال در خواب رابطة معنی داری وجود دارد . بین هوش هیجانی و ضعف جسمانی رابطة معنی داری وجود دارد .
متغیرهای تحقیق
هوش هیجانی = متغیر وابسته
سلامت عمومی = متغیر مستقل
اضطراب و اختلال در خواب و ضعف جسمانی = متغیر مستقل

 

تعاریف عملیاتی و نظریة واژه ها در مفاهیم :
تعریف نظریة هوش هیجانی: توانایی درک درست محیط پیرامون ـ خود انگیزی، شناخت و کنترل احساسات خویش به طوری که این فرآیند بتواند جریان تفکر و ارتباطات را تسهیل نماید . (مایر و سالودی 1995) .
تعریف عملیاتی هوش هیجانی : دارای مؤلفه های خودآگاهی به معنای تشخیص احساسات و یافتن واژگان برای بیان آنها ، در یافتن پیوند میان افکار و احساسات و واکنش ها و آگاهی بر اینکه در تصمیم گیری فکر غلبه دارد یا احساسات ، توجه کردن به پیامدهای انقلاب راههای مختلف و پیاده کردن این پیش فرض ها در تصمیم گیری درباره مشکلات مختلف .
تعریف نظری سلامت عمومی : عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود ، دنیای اطراف محل زندگی و اطرافیان دارد و مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن حائز اهمیت است . (میلانی فر 1382) .
تعریف عملیاتی سلامت عمومی عبارتند از عزه ای است که آزمودنی از آزمون گلرنبرگ بدست آورده است .

 

 

 

فصل دوم :
پیشینه و ادبیات تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیجان
در اینجا ابتدا به تعریف کلی هیجان پرداخته می شود و بعد از آشنایی کلی با مفهوم هیجان ، به بررسی و تعریف هوش هیجانی پرداخته می شود .
تعریف هیجان
تعاریف هیجان متعدد و اغلب متناقض می باشد ایت تضاد بعلت است که نمادهای متعددی از هیجان وجود دارد . هیجان شامل حداقل چهار جزء اصلیذیل می گردد : (1) جزء بیانی یا حرکتی ، (2) جزء ترکیبی ، (3) جزء تنظیمی ، (4) جزء یا ترکیب تشخیص یا پردازشی .
علاوه بر آن هر یک از اجزاء شامل یک جریان بخصوص عصبی ، مغزی می باشد .
اولین جزء عبارت است از توانایی بیان هیجان از طریق حالت های صورت ، حرکات بدن ، و تن صدا و محتوای آن . نوزادان مجهز به اعمال بدن و صورت بدنیا می آیند که به اعتقاد مامنعکس کننده ی تجربه ی هیجانی آنهاست . مانند بسیاری از جنبه های رشد ، این حالت ها و بیان ها در طی زامن متمایز گشته تصفیه می شود . مثلاً بیان اولیه ناراحتی ، بعدها بصورت حالت غم و خشم متمایز می گردد .
ترکیب یا جزء دوم عبارت است از تشخیص و بازشناسی آگاهانه ی ما از هیجان ها ، یا آنچه که اغلب احساس می نامیم . حالت های احساس ، نتیجه ی آگاهی ما از علائمی است که از سیستم اعصاب مرکزی می آید (مثلاً ضربان قلب ، تغییرات عصبی شیمیایی در بدن ما و غیره ) بازخورد از حالت های چهره و تفسیر و تبین ما از آنچه در حال اتفاق افتادن است هم درونی و هم از علائمی محیطی .
این حالتهای احساسی ، معمولاً پس از اکتساب زبان ، بوسیله ی گزارش کلامی از تجربه ی ما بیان می شود . لیکن باید در نظر داشت که حداقل بخاطر دو دلیل معمولاً یک نوع هماهنگی بین آنچه بدن ما تجربه می کند و توانایی ما از درک آن ، وجود دارد . دلیل اول آن است که معمولاً پردازش محتوای هیجانی خارج از خودآگاه ما صورت می گیرد . (پردازش ناخودآگاه ) .
ثانیاً وضعیت های احساسی معمولاً به صورت مجموعه و مرکب می باشند ، ما اغلب در گزارش کلاسی آنچه به صورت خودآگاه تجربه می کنیم دقیق نبوده ، اشتباه می نمائیم .
ترکیب یا جزء سوم هیجان عبارت است از تنظیم هیجانها ، تمایل به انجام بعضی اعمال به خصوص وجود دارد که نتیجه ی مستقیم تجربه ی هیجان است . برای مثال ، خوشحالی ، بوسیله ی سطح فعالیت زیاد تعبیر می گردد . برعکس غمگین منجر به سطح بسیار پایین می گردد . در حالی که خشم به طور مستقیم با تمایل برخورد یا زدن به هدف یا شخص همراه می باشد . ترس منجر به بی حرکتی یا به اصطلاح یخ زدن و سپس فرار از هدف یا شخص می گردد . این موضوع را به وضوح در کودکان شیرخوار می توان مشاهده نمود ، زیرا آنها حالت های هیجانی خود را مستقیماً نشان می دهند . با افزایش سن و رسش و پختگی عصبی شناختی ، کودکان بهتر قادر می گردند که هیجانهای خود را تنظیم نمایند و تمایل به عمل طبیعی را که همراه هیجان خاصی وجود دارد کنترل کنند و بنابراین وقتی کودک 7 ساله از دیگری کتک می خورد و احساس خشم و غضب می کند می تواند میل به پس زدن را در خود کنترل نموده در عوض روش دیگری به کار ببرد . آخرین جزء یا ترکیب هیجان ، عبارتست از توانایی تشخیص هیجانها در دیگران ، یعنی توانایی تشخیص اینکه دیگری دچار حالت هیجانی می باشد از طریق پردازش حالت های چهره و بدن و تن صدا و سرعت آن .
این توانایی در زمان نوزادی و کودکی اولیه رشد می یابد .

 

 

 

مناطق مهم مغز در رشد هیجان
سیستم لیمبیک 1
مک لین 2 در تحقیقاتی که در مورد نوروبیولوژی هیجان انجام دادند به این نتیجه رسیدند که سیستم لیمبویک به عنوان پایگاه مرکزی هیجان در مغز می باشد . ساخته های سیستم لیمبیک در جنبه های متعدد هیجانها نقش دارند که شامل ، تشخیص حالت های هیجانی در چهره ، تمایل به عمل ، و ذخیره سازی خاطرات هیجانی می گردد .
هوش هیجانی
تاریخچه ی این مفهوم
واژه هوش هیجانی (EL) و بهره ی هیجانی (EQ) ، بعنوان پرکاربردترین لغات و مفاهیم جدید در سال 1995 از سوی جامعة دیالکت3 آمریکا انتخاب گردیدند . از آن پس تاکنون نیز تحقیقات دربارة هوش هیجانی روبه افزایش می باشد .
در سال 1980 رون باران4 ، برای اولین بار مخفف بهرة هیجانی یا EQ را برای این دسته از توانایی ها به کار برد و اولین آزمون در این مورد را ساخت . پیتر سالوی5 و جان مایر6 مفهوم اساسی تئوری خور را برای اولین بار تحت عنوان هوش هیجانی به چاپ رساندند و در سال 1995 این مفهوم در پر فروش ترین کتاب سال 1995 نوشته دانیال گلمن7 تحت هوش هیجانی ظاهر گردید .
بنابراین اگر از نظر روان شناسان سال های 1990 به عنوان دهة شناخت با مغز معروف است در نیمة دوم این دهه یعنی از 1995 مطبوعات مردمی تمایل داشتند آن را احساس و هیجان با قلب اعلام نمایند . نه به عنوان علاقه به فیزیولوژی قلب و عروق ، بلکه به عنوان نشانه ی علاقه ی روز افزون به هیجان و به خصوص هوش هیجانی .
«از پیوند عقل با عواطف» روشن ی همراه با هیجان به وجود می آید . عقل بدون عواطف نابارور است . عواطف و هیجانها بدون عقل کور می باشند (تومکنیز1962 به نقل از سالوی) .
سالوی و مایر عقیده دارند که در زمینه ی روان شناسی ، در مورد مفهوم هوش هیجانی دو مرجع قبل از تئوری آنها وجود دارد : اول ماورر (1960) نتیجه گیری معروف خود را ارائه داد : «هیجان ها را نباید به هیچ عنوان در مقابل هوش قرار داد . به نظر می رسد آنها خود یکی از مراتب بالای هوش می باشند . چارچوب هوش هیجانی تعریف رسمی آن و پیشنهاد در مورد اندازه گیری آن برای اولین بار در دو مقالة مایر و سالوی که در سال 1990 چاپ شده ظاهر گشت . »
تنش بین دیدگاههای شناختی متفرق در مورد معنی باهوش بودن و دیدگاههای وسیع تری که نقش مثبتی به هیجانها می دهند ، به قرنها قبل بر می گردد . برای مثال فلاسفه عقلبون یونان قدیم هیجانها را بسیار فردی می دانستند که توسط خود جذب می گردد و نمی تواند راهنمای بینش و عقل باشد . بعدها حرکت رمانیسم در پایان قرن هجدهم و شروع قرن نوزدهم اروپا تأکید برآن نمود که تفکر شهودی که ریشه در هیجانها و همدردی دارد ، می تواند بینشی را ایجاد کند که بوسیله ی منطق تنها بدست نمی آید . شاید توجه جدید و مدرن امروزی به هوش هیجانی ، ریشه در تحقیقات مربوط به توانایی های انسانی داشته باشد . به دنبال نتیجه گیری کرونباخ1 1960 که عقیده داشت هوش هیجانی را نمی توان تعریف نمود و اندازه گیری هم نشده است . در سال 1980 شکاف هانی در تجزیه و تحلیل ماهیت هوش ظاهر گشت . برای مثال استرنبرک2 (1985) تلاش نمود توجه محققین توانایی های ذهنی را بیشتر به طرف جنبه های خلاق و عملی هوش جلب نماید ، گاردنر3 (1993) حتی هوش درون فردی را معین نمود که مربوط به دستیابی به زندگی احساس فرد است . ظرفیت نشان دادن احساسات و توانایی تکیه نمودن بر آنها به عنوان وسیله ی درک و راهنمای رفتار .
در این جو مطالعاتی و بافت اجتماعی بود که سالوی و مایر مقالات 1990 خود را به چاپ رساندند که طی آنها هوش هیجانی را به عنوان توانایی در ک احساسات در خود و دیگران معرفی نمودند و همچنین استفاده از این احساسات به عنوان راهنماهای اطلاعاتی برای تفکر و عمل (سالووی و مایر ، 1990) .
این افراد هوش هیجانی را به عنوان نماینده ی توانایی تشخیص ، ارزیابی و بیان هیجان به نحو صحیح و سازگارانه تعریف کردند .
همچنین بیان کردند که هوش هیجانی شامل توانایی درک هیجان و آگاهی از هیجان ها ، توانایی دستیابی و یا ایجاد احساسات تسهیل فعالیت های شناختی و عمل سازگارانه و توانایی تنظیم هیجان ها در شخص و دیگران می باشد . بعبارت دیگر هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعاتی می باشد که بارهیجانی دارند و استفاده از آن برای هدایت فعالیت های شناختی مانند حل ، مسأله و تمرکز انرژی بر روی رفتارهای لازم .
مدل توانایی هوش هیجانی
مایر و سالوی اظهار می دارند ، گرچه بعضی اوقات در کاربرد علمی ، لازمست که هوش هیجانی به عنوان یک سازه ی واحد محسوب گردد ، لیکن در بیشتر کارهای ما هوش هیجانی می تواند به چهار شاخه تقسیم گردد : اولین شاخه ، احساس و بیان هیجانی ، که شامل بازشناسی و وارد نمودن اطلاعات کلامی و غیر کلامی از سیستم هیجانی می باشد . شاخه ی دوم ، تسهیل تفکر بوسیله هیجان ، که شامل به کارگیری هیجان ها به عنوان قسمتی از جریان شناختی مانند خلاقیت و حل ، مسأله می باشد . شاخه ی سوم ، فهم یا ادراک هیجانی ، که شامل پردازش شناختی هیجان می باشد و بصیرت و معلومات بدست آمده در مورد احساسات خود یا احساسات دیگران را در بر می گیرد . شاخه ی چهارم ، اداره یا تنظیم هیجانی ، که در مورد تنظیم هیجان ها در خود و افراد دیگر می باشد .
اولین شاخه هوش هیجانی با ظرفیت و بیان احساسات شروع می گردد . هوش هیجانی بدون قابلیت های که در این شاخه اول وجود دارند غیر ممکن می باشد . اگر هر بار که احساسات ناخوشایند به وجود می آیند مردم به آن توجه ننمایند ، در مورد احساسات ، معلومات بسیار کمی بدست می آورند . احساس هیجانی شامل ثبت ، توجه و معنی سازی پیام های هیجانی می باشد ، به آن صورتی که در حالت صورت ، تُن صدا ، یا محصولات هنری فرهنگی بیان گردیده اند . شخصی که حالت ترس را در صورت دیگری می بیند ، خیلی بیشتر در مورد هیجان و افکار آن شخص می فهمد تاکسیکه این علامت را از دست داد . و به آن توجه ننموده است . شاخة دوم : هوش هیجانی در مورد سهولت در فعالیت های شناختی می باشد . هیجان ها ترکیبی از سازمان های مختلف روانی ، فیزیولوژیکی ، تجربی ، شناختی و انگیزش می باشند . هیجان ها از دو طریق وارد سیستم شناختی می گردند : به عنوان احساسات شناخته شده ، مانند : در مورد کسی که فکر می کند «حالا من کمی غمگین هستم» و به عنوان شناخت های تغییر یافته ، مانند وقتی یک شخص غمگین فکر می کند «من خوب نیستم» . تسهیل هیجانی تفکر ، شاخة دوم : متمرکز بر این موضوع است که چگونه هیجان بر روی سیستم شناختی اثر می گذارد و باین ترتیب چگونه می تواند برای حل ـ مسأله به نحو مؤثر ، استدلال ، تصمیم گیری و کارهای خلاق بکار رود البته شناخت می تواند بوسیلة هیجان هائی از قبیل : اضطراب و ترس ، مختل می گردد . از طرف دیگر ، هیجان ها می توانند در سیستم شناختی اولویت ایجاد کنند که به چه چیز مهمی توجه کند و به آن بپردازد و حتی مورد چیزیکه در یک خلق معین بهتر انجام می شود تمرکز نماید .
همچنین هیجانها شناخت ها را تغییر می دهند ، هنگامیکه شخص خوشحال است آنها مثبت ، و وقتی غمگین می باشد منفی می شوند . این تغییرات سیستم شناختی را وادار می نماید که مسائل را از دیدگاههای مختلف ببیند ، مثلاً : تناوب بین شک نمودن و قبول نمودن مزیت این تناوب برای تفکر واضح می باشد . هنگامی که نقطه نظر یک نفر بین شک کردن و قبول نمودن تغییر می سازد ، فرد می تواند نقاط متعدد مثبت و مزایا را در نظر گیرد ، و در نتیجه در مورد یک مسأله عمیق تر و خلاقانه تر بیندیشد . (مایر ، 1986 ، مایروهانسن1 ، 1995 ، به نقل از سالوی ، 1995) .
شاخه سوم شامل درک هیجان می باشد . هیجان ها یکدسته سمبل های غنی را تشکیل می دهند که بطرز پیچیده ای بهم مرتبط می باشند . اساسی ترین قابلیت در این سطح ، شامل نامگذاری هیجان ها بالغات است ، بطوریکه بتوان بین نمونه های لغات عاطفی تشخیص قائل شد .
کسی که بتواند هیجان ها را درک کند ، معنی آنها را بفهمد و بداند آنها چگونه با یکدیگر ترکیب می شوند و در طی زمان پیشرفته می گردند واقعاً از نعمت ظرفیت درک جنبه های مهم طبیعت انسان و روابط بین شخصی برخوردار می باشد .
در نتیجه برداشت های مختلف و همچنین در اثر فشار اجتماعی برای تنظیم هیجان ها ، بسیاری افراد هوش هیجانی را ابتدا از طریق شاخه چهارم آن ، یعنی تنظیم هیجان ها می شناسند . حتی بعضی اوقات آن را تنظیم هیجانی1 می نامند . آنها امید دارند از طریق هوش بتوانند از هیجان های مزاحم خود خلاص شوند یا از نفوذ آنها در روابط انسانی جلوگیری نمایند ، و بیشتر امیدوارند آنها را کنترل نمایند . گرچه این موضوع یک نتیجه طبیعی شاخه چهارم می باشد ، لیکن سطح مطلوب کنترل و تنظیم در تعادل آنهاست . کوشش برای ک.چک سازی یا از بین بردن هیجان ها بطور کامل ، ممکنست هوش هیجانی را سرکوب کند . همچنین تنظیم هیجان در اشخاص دیگر ، کمتر امکان دارد شامل سرکوبی هیجان های دیگران باشد ، بلکه بیشتر در جهت به کارگیری آنها است . مانند وقتی که در مورد یک سخنران ، هر گفته می شود مخاطبین خود را تکان می دهند افراد از روش ها و فنون متعدد برای تنظیم خلق خود استفاده می نمایند .
تایر2 ،نیومن3 و مک کلین4 (1994) اعتقاد دارند ورزش جسمی در بین روش هایی که در کنترل فرد می باشند ، تنها روش مؤثر برای تغییر خلق منفی می باشد . روش های دیگر خلُق که اغلب گزارش می گردند ، شامل گوش دادن به موسیقی ، ارتباطات اجتماعی ، و تنظیم شخصی از طریق شناختی می باشند . فعالیت های خوشایند منحرف نمودن خود نیز مؤثرند (مثلاً مشغولیات اوقات فراغت ، خرید کردن ، مطالعه و نوشتن) . در مقابل ، آنچه کمتر مؤثر است و حتی بعضی اوقات اثر مخالف دارد ، روش هایی است شامل تنظیم خلُق بطریق غیر فعال یا منفعلانه است (مثال: تماشای تلویزیون ، نوشیدن قهوه ، غذاخوردن وخواب) .
اولین و کلی ترین معنی هوش هیجانی را می توان در حوزة فرهنگی یا طرز تفکر یک عصر یا دوره جستجو نمود .
موضوع اساسی در خود تنظیمی هیجانی ، عبارت از توانایی فکر کردن و تنطیم هیجان های شخص می باشد ، در این مورد صحبت راجع به هیجان ها و یا حتی نوشتن آنها وسیلة مناسبی می باشد .
روصدایی را که در یک زمان وجود دارد . طرز تفکر یک عریادوره می نامند و عبارتست از خصوصیات فرهنگی ، معنوی یا احساسی که یکدوره را مشخص می نماید . در دنیائی که مجموعه ای از فرهنگ هاست ، یک طرز تفکر مربوط به آن دوره وجود ندارد ، بلکه طرز تفکر های یک یک دوره متعدد و درهم تنده اند ، به نظر مایر سالوی هوش هوش هیجانی یکی از این طرز تفکرهای این عصر می باشد . بنابراین اولین معنی هوش هیجانی جنبة فرهنگی و سیاسی دارد . کاربرد دومی که برای این اصطلاح بیشتر جنبة مردمی دارد اشاره به یکدسته خصوصیات شخصیتی می نماید . که برای موفقیت در زندگی مهم می باشند ، مانند پافشاری و مقاومت ، انگیزة پیشرفت و مهارت های اجتماعی . چون افراد باهوش هیجانی از نظر اجتماعی نیز کارآمد می باشند ، تعاریفی که در مورد این مفهوم در کتاب های عمومی بچشم می خورد شامل خصوصیات شخصیتی است که همراه با سازگاری فردی و اجتماعی می باشد که ممکنست با مهارت ها و قابلیت های هیجانی ارتباط داشته یا نداشته باشد (مایر1 و همکاران ، 2000) .
مفهوم هوش هیجانی بعنوان تنظیم کنند . در موضوع های مختلف سودمند بوده است . برای متخصصین تعلیم و تربیت نیز در طراحی برنامه ها به مقصود پیشرفت سازگاری هیجانی و اجتماعی کودکان مؤثر می باشد . (مایر وکوب2 ، 2000 ؛ سالوی و سلویتر ، 1997) .
روان شناسی آمریکائی ـ مانند روانشناسی در سایر دنیا ، تاریخچة طولانی در این نسبت داشته است که تفکر و احساس را به عنوان دو قطب مخالف در نظر می گیرند از یک طرف هیجان و احساسات تند و شدید می باشد ، امّا از سوی دیگر عقل وجود دارد . و بطور سنتی ، هیجان و احساس شدید بعنوان عامل کمک کننده به عقل و استدلال در نظر گرفته نمی شود . دیدگاه سنتی ، هیجان ها را در تفکر غربی ، بعنوان پرهرج و مرج ، اتفاقی ، غیر عقلانی و ناپخته یا نابالغ می داند . این دیدگاه در نوشته های محققین کلاسیک 2000 سال قبل منعکس می باشد همانطور که در کارهای نویسندگان کتاب های درسی روان شناسی آمریکائی در قرن حاضر به چشم می خورد .
برای مثال ، در قرن اول قبل از میلاد ، پابلیوس سیروس می نویسد ، «بر احساسات خود حکمرانی کن ، نگذار احساسات تو بر تو غلبه و حکمرانی کند» . یونگ هیجان ها را به عنوان فقدان کامل کنترل مغز می داند . و اینکه شامل «هیچ اثری از قصد آگاهانه» نمی باشد . حتی بنا به عقیده دارد که هیجان ها سازگارانه و کنشی می باشند و برای سازمان دهی فعالیت های شناختی و در نتیجه رفتار به کار می روند ، هیجان ها و احساسات شدید می توانند در خدمت عقل باشند این عقیده ابتدا بوسیلة دوروانشناس تجربی قدیمی بیان شد . روبرت لیپر1 و ماورر2 چنین عقیده ای را در یک مقاله مطرح کردند . لیپر اشاره نمود که «هیجان ها برانگیخته می شوند ، پایدار می مانند ، و به فعالیت ها جهت می بخشد» . ماورر یک قدم جلوتر رفته اظهار داشته هیجان ها اهمیت فوق العاده ای در اقتصاد کلی موجودات زنده دارند و حق نیست که آنها را در مقابل «هوش» قرار دهیم . بنظر می رسد هیجان ها ، خود یک مرتبة بالای هوش را تشکیل می دهند .
اما سؤال این است که منبع این عقیده از نظرات داروین نشاط گرفته است که در سال 1872 کتاب کلاسیک خود تحت عنوان «بیان هیجان در انسان و حیوان» را نوشت . داروین بحث نمود که به دلیل هیجان ها باهوش می باشند : «الف» آنها به رفتاری که در برخی موارد لازمست انرژی می بخشد (مثلاً در عالم حیوانات ، فرار کردن در حالت ترس راحت تر از حالت لذت می باشد ) و «ب» هیجان ها شامل یک سیستم ارتباطی و علامت دهندة می باشند که برای سایر اعضاء یک نوع ، حیاتی است . البته انسانها نیز از این سیستم علامت دهنده استفاده می نمایند . مثلاً اگر کودک به مادرش که نگاه می کند ، مادر لبخند بزند کودک به یک اسباب بازی غیر متداول نزدیک می شود . ولی اگر مادر با ترس نگاه کند کودک به عقب برمیگردد و از اسباب بازی دور می شود . اگر مادر هیچ نوع حالت بیان احساسی در چهره اش نشان ندهد ، کودک ممکن است تا حدی با ناراحتی عمل کند . برای هر دو حیوان و انسان ، این جریان «ارجاع اجتماعی» نامیده می شود ، و نمونه ای از استفادة هوشمندانه از بیان های هیجانی می باشد .
طرفداران عمدة روان شناسی انسان گرایانه در دهة 1960 گوردن آلپورت1 ، آبراهام مازلو2 و کارن راجرز3 از لحاظ سیاسی در زمینة روان شناسی و فراتر از آن ، فعال بودند ، در حالیکه رویاروئی و برخورد متناقضی با آن دسته از حقایق روان شناسی داشتند که از ابتدای قرن منتقل شده بود ، و اینکه مردم بطور وراثتی ضعیف هستند و اغلب بصورت گروگانهائی در خانواده و اجتماع می باشند و بسادگی تأثیر می پذیرند و عوض می شوند . بلکه آنها عقیده داشتند که مردم می توانند ، و در حقیقت باید ، در خود تصمیم گیری تمرین نمایند و قوی شوند . روان شناسی انسان گرایانه ، در میان چیزهای دیگر عقیده بر آن داشت که یکی از احتیاجات ضروری و جرم انسان این است که نسبت به خودش احساس خوبی داشته باشد ، هیجان های خود را مستقیماً تجربه نماید و از نظر هیجانی رشد کند .
هوش هیجانی و شخصیت
اصطلاحات انگیزش ، هیجان ، شناخت و خودآگاهی بطور خاصی در روان شناسی شخصیت به عنوان چهار جریان اصلی و مکانیزم های بوجود آورند . شخصیت مطرح گردید اند . انگیزش پایه ، دیدگاه درونی داشته و در مورد احتیاجات اولیه و تکاملی مانند غذا ، آب و دلبستگی و امنیت می باشد .
نظام انگیزش این چنین احتیاجات را به الزامهایی از قبیل : خوردن ، آشامیدن ، دلبسته شدن به دیگران و بعضی اوقات حمله یا فرار از افراد منتقل می نماید .
نظام هیجانی شامل تجارب درونی می باشد که در پاسخ به الگوهای ارتباطات خارجی بوجود می آیند . اگر شخصی اعتقاد داشته باشد که دیگرانی که در زندگی برایش مهم هستند او را دوست دارند ، خوشحال می شود . اگر معتقد باشد که آنها با او بدرفتاری کرده اند ، عصبانی می شود . گرچه این الگوهای درونی ارتباطات منعکس کننده ی دنیای خارج می باشند ، امّا عین آنچه در خارج اتفاق می افتد نیستند .
در بین این دسته از مکانیزم های روانی ، شناخت بیشترین دیدگاه خارجی را دارد . یکی از هدف های آن کمک به تضمین برآورده شدن انگیزش ها و نگرش ها و نگهداری هیجان های خوشایند می باشد . همچنین برنامه ریزی دورنی که شامل نشخوار افکار و تخیّل می باشد نیز فکر زیادی را به خود مشغول می دارد . معذا شناخت مسئول مواظبت از کارهای روزمره بطرز برنامه ریزی شده ای می باشد .
خودآگاهی در بین انواع چهارگانة ذهن ، کمتر از شناخته شده است . بنظر میرسد این نوع خودآگاهی در تمام ساعات بیداری وجود داشته باشد ، گرچه ممکنست حالت های آن در طی روز در اثر خستگی ، هیجان و سایر شرایط تغییر یابد بعضی عقیده دارند خودآگاهی بسوی تغییر خلاقانه جهت دارد . هنگامیکه ذهن بطریق مناسب ، مسائل را حل نمی نماید مداخله نمود . عملیات ذهنی را مجدداً جهت می دهد . از این دیدگاه ، خودآگاهی یا شعور آگاه ، فرصت ها را برای تغییر هدایت می نماید .
بهرحال ، این چهار جریان و مکانیزم های وابسته به آنها تنها عوامل تشکیل دهندة کل شخصیت نیستند . دسته دیگر اجزاء شخصیت ، شامل مدل های خود ، دنیا و خود در دنیا می باشد . این مدل ها جنبه هائی از انگیزه هائی فردی ، هیجان ها ، شناخت ها و حالت های خودآگاهی را وارد می نماید و آنها را بصورت طرح های مرتبط به خود و دنیا با یکدیگر هماهنگ می سازند . بنابراین هوش هیجانی مکانیزم های شناختی و هیجانی را برای پردازش جنبه های هیجانی خود ، دنیا و خود در دنیا بکار می گیرند ، همانطور که در پردازش معلومات خالص و ماهرانه هیجان ها عمل می نماید .
عواطف در متون نظریات شخصیت
در نظریة روان تحلیلی1 ، عواطف آشکار نقش محوری و شاید محوری تر ، از دیگر رویکردهای نظری مهم دارد . هم از نظر رشته عواطفی که مورد بررسی قرار می دهد و هم از جهت نقشی که عواطف در سازمان شخصیت ایفا می کند . در روش درمان نیز فروید دریافت تجربة مجدد رویداد های بسیار هیجانی ولذا سرکوب شده می تواند نشانه ها را کاهش دهد (پروین ، 1996 ) .
خلق وخوی ، همیشه یکی از قسمتهای اساسی تئوری صفات بوده است . در حقیقت می توان صفات اساسی که در مدال های مختلف مورد بحث قرار می گیرد را شامل خلق و خوی دانست . به عنوان مثال کتل2 صفات را به سه دسته تقسیم می کند که عبارت است از : 1 ـ صفات منشی که سرعت و قوت هیجان انگیزی را می سازند . 2 ـ صفات تحریکی که شخص را به سوی هدفی به حرکت درمی آورند . 3 ـ صفات توانشی که بیانگر زیرکی مهارت و زبردستی هستند (سیاسی ، 1367) .
در نظریة پدیدار شناسی را جرز هیچ اشاره ای به اصطلاح عواطف نکرده است اما به نظر می رسد که با تأکید او بر پدیدار شناسی و تجربه در تحقیقات و کارهای بالینی خود پایه یک نظریه افتراقی قابل توجهی از عواطف را بست داده باشد .
راجز بر اهمیت تغییر درمانی از طریق به تجربه درآورن خود و جهان تأکید دارد ، تغییر از احساسات ثابت ، غیر خودی و ناشناخته به احساسات متغیر پذیرفته و شناخته شده ، اما در خصوص تغییر در ماهیت عواطف خاص تجربه شده به عنوان مثال از افسردگی به شادی ، از شر به غرور یا از نفرت به عشق بحث نمی کند (پروین ، 1996) . نظریه های شناختی ، اجتماعی و پردازش اطلاعات در شخصیت ، طی مراحلی از یک موقعیت شناختی محض به طور فزاینده ای به طرف عواطف تمایل یافتند . مطالعات جدید در این حوزه به چگونگی تأثیر فرآیندهای شناختی بر عواطف و متقابلاً تأثیر عواطف بر فرآیندهای شناختی متمرکز می باشد . (سینگرو سالوی ، 1993 به نقل از پروین ، 1996) .
بندورا نیز مفهوم مهم انگیختگی عاطفی مشاهده ای را در ارتباط با عواطف تعریف کرد . یک نوع تجربه مشاهده ای ، انگیختگی عاطفی مشاهده ای نامیده می شود . ما این را به زبان روزمره همدلی می نامیم همدلی هنگامی رخ می دهد که شما فردی را در حال تجربه کردن یک هیجان مشاهده می کنید آنگاه شما نیز آن هیجان را تجربه می کنید . در میان پژوهشگران بحث برای اینکه آیا اصولاً می توان بعضی از هیجان ها را اصلی تلقی کرد ، هیجان هایی که به مشابه الفبا می باشند که کلمات از ترکیب آنها به وجود می آیند فراوان است . نظریه هیجان اساسی1 که قسمت اصلی آن از تامکین بوده است واکمن2 و ویزارد3 نیز به بسط آن کمک کرده اند اصول اساسی معدودی دارد که عبارت است از :
1 . هیجان اساسی بنیادی یا اولیه ای وجود دارد که همگانی هستند .
2 . هیجان های همگانی اشکال یگانه ای دارند که هر یک از عواطف یا الگویی از حرکات چهره ای مربوط به عضلات خاصی از چهره در ارتباط است و در کودکان و بزرگسالان و اعضای فرهنگ های مختلف یکسان است .
3 . نظام عواطف یک نظام انگیزش ابتدایی4 است . گفته می شود هیجان ها نسبت به سابق ها اثر انرژی زایی و انگیزش بیشتری دارند . بدین ترتیب که بسیاری از افکار و حافظه ها بر حسب ارتباطی که با یک عاطفه دارند سازمان می یابند . چناچه این مطلب در مورد بسیاری از پاسخ های رفتاری نیز صحبت دارد (باور5 1981 ؛ سینگر و سالووی ، 1993 به نقل از پروین ، 1996) .
4 . با توجه به عوامل سرشتی و تجربه افراد از جهت فراوانی و شدت هیجاناتی که تجربه می کنند متفاوتند طبق نظر ایزارد (1993) به کارکرد عمده هیجانات و نظام هیجانی در سازمان صفات و ابعاد شخصیت منعکس است هر چند ماهیت اساس هر پاسخ عاطفی ذاتی و همگانی است . ما ارتباط بین هر هیجان تحرک خاص و نیز قواعد فرهنگی که مربوط به چگونگی محل بیان هر عاطفه است ، مربوط به یادگیری است . (پروین ، 1996) .
هیجان و آسیب شناسی
رابطه عاطفه ، خلق و هیجان : واژه «عاطفه» دارای حیطه مفهومی وسیعی است و توسط روان شناسان برای تجارب ویژه ای چون خلقیات ، احساسات ، نگرش ها ، ترجیح ها ، ارزشیابی ها و هیجان ها به کار برده می شود . همه این تجربیات هم از نظر شدت به یکدیگر فرق می کنند . لکن در میان آنها دارای شدت نسبتاً زیاد و کم مدت در نظر گرفته می شوند . در حالیکه واژه «خلق» برای حالت های دارای شدت کم ولی طولانی مدت به کار برده می شود . موقعی که به نظر می رسد شخص معینی ما را عصبی می کند و یا نقطه نظر ویژه ای برای ماناخوشایند جلوه گر می شود در واقع قضاوت های عاطفی صورت می گیرد . آسیب پذیری هیجانی شامل حساسیت بالا نسبت به محرکهای هیجانی ، عمق هیجانی و بازگشت کند و آرام به خط پایه هیجان است .
حساسیت زیاد به این معنی است که به سرعت واکنش نشان می دهد و دارای یک آستانه هیجانی پائین است که موجب می شود از لحاظ هیجانی آسیب پذیر باشند بازگشت کند به سطح پایه به این معنی است که همه هیجانات نسبتاً مختصر و کوتاه هستند طول کشیدن یک هیجان به این معنی است که برانگیختگی هیجانی یا خلق تأثیر گسترده ای به تعدادی از فرآیندهای شناختی داشته اند که به فعالیت های واکنش حالات هیجانی مربوط می شوند (باور ، 1981 ؛ گلیان1 وباور، 1984 ؛ به نقل از لیتهان2 1996) .
در چه صورت هیجانات و افکار آسیب زا خواهند بود ؟ هر فردی افکار و احساسات خاص دارد که آنها را با دیگران در میان نمی گذارد از زمان فروید روان شناسی توجه روزافزونی به چنین احساسات و افکاری در تحلیل رفتار کرده است زیرا افکار و احساساتی که فرد به طور خصوصی در ذهن خود حفظ می کند در چگونگی ساختار سازمان روان شناختی ولی اهمیت اساسی دارند .
وگنرواین (1995) با الگوی مشغله ذهنی پنهان سازی سعی کرده اند ارتباط بین پنهان سازی افکار و احساسات و ظهور اختلال های روان شناختی خاصی را تبیین کنند . برمبنای این الگو پنهان سازی فرآیندهای شناختی خاص را فعال می کند . فرآیندهایی که مشغله ذهنی وسواسی دربارة افکار پنهان را بوجود می آورند این مؤلفان مراحل شکل گیری افکار وسواسی را بدین صورت ترسیم کرده اند :
الف . پنهان سازی موجب سرکوبی و فرونشانی افکار می شود .
ب . فرونشانی فکر منجر به ظهور افکار ناخوانده و مزاحم می شود .
ج . افکار ناخوانده سبب تلاش مجدد فرد برای فرونشانی افکار می گردد .
د . مراحل اخیر به صورتی روزافزون در پاسخ به یکدیگر تکرار می شوند .
مطالعات نشان داده اند که فرونشانی افکار منجر به بازگشت ناخواسته افکار مذکور به ذهن می شود (وگنر ، اشنایدر1 کارتر2و وایت 1987) . بازداری در مقابل ضدبازداری : رومروپور کوک (1993) معتقدند که نگرانی و فرونشانی افکار فرآیندهای مشابهی دارند . نگرانی در ابتدا تلاش برای فرونشانی افکار در خصوص مسائل هیجانی ناراحت کننده و اجتناب از فعالیت های بدنی ناخواسته ایاست که باادراک موضوع تهدید آمیز بر پا می شوند اما بعداً همین افکار نگران کننده خود به یک فعالیت شناختی ناخواسته تبدیل می شود و سرکوبی را برای مهار خود می طلبند . بنابراین نگرانی خودداری ماهیت بازدارنده چند گانه است . اشخاص نگران ابتدا فعالیت زبانی ، کلامی خود را برای بازداری عواطف و فعالیت های بدنی به کار می گیرند وسپس برای بازداری همین فعالیت کلامی ناراحت کننده به تلاش می پردازند شرح حال بیماران مبتلا به اختلال اضطرابی یافته نشان می دهد که چنین راهبردی کارآیی ندارد و حتی در دانشجویان بهنجار نیز تلاش برای کاهش نگرانی تنها به تشدید افکار نگران کننده منجر می شود . (بورکوک و همکاران ، 1995) .
پندبیکر3 (1989) اظهار می کند که بازگویی هیجانی پردازش هماهنگ و کارآمد اطلاعات را از طریق افزودن مؤلفه زبانی ، کلامی به یک ساخته هیجانی فراهم می کند .
نظریه های پردازش هیجانی براهمیت توجیه بخشی مؤلفه های معنایی و مفهومی با مؤلفه های عاطفی (گرین برگ1 و سافران2 ، 1987) و یا دستیابی به کل شبکه عواطف و شناخت تأکید می کند (فوا3 وکوزاک4 ، 1986) .
رابطه هیجان ، شناخت و رفتار
با توجه به یافته های مورد بحث ، شکل گیری فرضیات جدیدی که بتواند فرآیند رابطه شناخت ، هیجان و رفتار را تبیین کند منتهی به بررسی ویژه انسان یعنی علم بر علم خود می شود .
فراشناخت : فراشناخت به عنوان علم با فرآیند شناختی تعریف می شود که اعمالی چون ارزیابی ، تنظیم یا کنترل بردارد (فلاول5 ، 1979) . بیشتر فعالیت های شناختی وابسته به عوامل فراشناخت پدید می آید اغلب به عنوان احساسات درونی است که بر رفتار اثر می گذارد (لئون ، سیوونلسون،1990 به نقل از لزولز ، 2000) .
اطلاعاتی که افراد در مورد شناخت خودشان و آگاهی از استراتژی های یادگیری و تکالیفی که بر شناخت ایشان اثر می گذارد ، شامل دانش فراشناخت است .
تنظیم فراشناخت : اشاره به دامنه عملکرد اجرایی مانند اختصاص دادن توجه ، آگاهی دادن ، کنترل کردن ، طرح ریزی کردن و دریابی اشتباهات دلالت دارند (براون ، برانسفوردکامبیون وفوا 1982) .
نلسون و نارنس (1990) این طور فرض می کند که عملکرد فرآیند شناختی در دو سطح یا بیشتر است که دارای ارتباط درونی هستند این سطوح به عنوان سطح ناظر و سطح کنترل شناخته شده است . جاری شدن اطلاعات از سطح مافوق ، ارزیابی یا آگاهی دهنده نامیده می شود این موجب آگاه شدن و باخبر شدن سطح فراتر نسبت به حالت سطح عینی است جریان اطلاعات فراتر به سطح عینی را کنترل می نامند (به نقل ازولنر ، 2000) .
را از نظر روانی مشخص می سازد گرچه مطلوب است ما حفظ آنها در هر شرایطی مشکل به نظر می رسد سرانجام تمام افراد باید برای خود سطحی از سازگاری را تعیین کنند تا بتوانند به راحتی و با موفقیت به زندگی ادامه دهند .
هوش هیجانی و سلامت روانی
در این مبحث به بررسی رابطه هوش هیجانی و سلامت روان پرداخته می شود .
در سال 1974 در آزمایشگاهی در دانشکدة پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه روچستر ، روانشانسی به نام روبرت آدر کشف بزرگی کرد که بر زیست شناسی انسان تأثیری شگرف بر جای گذاشت . او دریافت که دستگاه ایمنی بدن می تواند همانند مغز به یادگیری بپردازد . واقعیتی تکان دهنده بود . تا این زمان دانش پزشکی معتقد بود که فقط مغز و دستگاه عصبی مرکزی قادرند با تغییر عملکرد خود به رویدادهای مختلف پاسخ دهند . تحقیقات آدر منجر به کشف مسیرهای تبادل اطلاعات بین دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه ایمنی گردید و نشان که این مسیرهای بیولوژیک ، ارتباط دهندة ذهنی عواطف و جسم به یکدیگر هستند . (گلمن ، 1995) .
گروهی از محققین دریافتند آن دسته از پیام آورهای شیمیایی که بطور گسترده هم در مغز و هم در دستگاه ایمنی فعال هستند در مناطق عصبی کنترل کنندة عواطف از غلظت برخوردارند . برخی از قویترین شواهد دال بر وجود مسیر فیزیکی مستقیم که امکان تأثیر عواطف بر سیستم ایمنی را میسر می سازد توسط دیوید فلتن ، همکار آدر ارائه شده است . مسیر مهم دیگری که عواطف و سیستم ایمنی را بهم مرتبط می سازد از طریق تأثیر هورمون هایی نظیر کانکولامین ها (پی نفرین یا نوراپی نفرین که به آدرنالین و نورآدرنالین نیز معروف هستند) کورتیزول ، برولاکتین و آرام بخش های معمولی بتا اندورفین و انکفالین آزاد می شوند که هر کدام از آنها تأثیر قدرتمندی بر سلول های ایمنی بر جای می گذارند . رابطة میان این هورمون ها با سلول های ایمنی بسیار پیچیده است اما نتیجة اصلی این است که ترشح هورمو ن ها در بدن ، فعالیت سلول های ایمنی را مختل می کنند . فشار روانی ، حداقل بطور موقت مقاومت سیستم ایمنی بدن را متوقف می کند شاید به این دلیل که بدن انرژی خود را برای مقابله با وضعیت اضطراری که حیاتی تر بنظر می رسد ذخیره کند اما اگر فشار روحی و مداوم باشد آن گاه ممکن است فعالیت سیستم ایمنی برای درزا مدت متوقف شود.
شاید قانع کننده ترین داده ها در مورد اهمیت طبی عواطف ، از تحقیقات گسترده و عمیقی که بر روی چند هزار نفر مرد و زن انجام گرفته است حاصل شده باشد . نتیجة این تحقیق با قاطعیت تأکید می کند که عواطف نگران کننده تا اندازه ای برای سلامتی بدن مضر هستند . کسانی که دچار نگرانی مزمن ، دوره های طولانی مدت غم و اندوه و بدبینی ، تنش مداوم یا تنفر و کینه توزی دائم ، بدبینی و سوء ظن شدید هستند دوبرابر افراد عادی در معرض ابتلا به بیماریهای مثا آسم ، درد مفاصل ، سر درد ، زخم دستگاه گوارش و بیماریهای قلبی قرار دارند . (گلمن ، 1995) .
در تحقیقی که دربارة تأثیر حمایت عاطفی در دانشکدة طب دانشگاه بر روی زنان دارای سرطان صورت گرفته نشان داد که زنان حرکت کننده در این جلسات خیلی راحت تر از عواطف خود سخن می گفتند بخاطری که دیگری از صحبت راجع به سرطان و مرگ قریب الوقوع هراس نداشتند بهمین خاطر افراد شرکت کننده مدت زمان بیشتری نسبت به افرادی که در این جلسات حمایت عاطفی شرکت نکرده اند ، زنده مانند . بنابراین با عنایت به اینکه علم پزشکی به تأثیر عواطف و احساسات ایمان کامل دارد باید به دو نکته همیشه توجه نماید :
1 ـ کمک به مردم در راه کنترل بهتر احساسات ناراحت کننده اشان ، از جمله خشم ، نگرانی ، اضطراب ، افسردگی ، بدبینی و تنهایی ـ در واقع نوعی پیشگیری از بیماری است . اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که مرز این عواطف وقتی بزمن می شوند و بی وقفه ادامه می یابند ، مثل کشیدن سیگار است . بنابراین کمک به مردم در راه کنترل بهتر این عواطف ناگوار می تواند معادل با ترک سیگار توسط یک سیگاری قمار باشد . یک راه مؤثر برای گسترش اثر سلامتی بخش این روش این است که مهارتهای اساسی در زمینه هوش عاطفی را به کودکان خود یاد بدهیم تا به جزیی از رفتارهای عادتی آنها تبدیل شود . مزیت دگر این روش پیشگیری از بیماری ها ، زمانی آشکار می شود که نحوة کنترل عواطف را به سالمندان یاد بدهیم . زیرا سلامتی عاطفی عاملی است که باعث طرد سریع یا جذب موفق این افراد به درون اجتماعات می شود . بالاخره این روش پیشگیری از بیماری ها می تواند برای افرادی که در معرض انواع فشارهای غیر عادی زندگی قرار دارند . فقرا ، مادران شاغل و تنها کسانی که در مجلات بدنام زندگی می کنند ، مفید باشد و به آنها کمک کند تا بتوانند با عواقب عاطفی این گونه فشارهای روحی کنار بیایند .
بسیاری از بیماران هنگامی که نیازهای عاطفی شان همزمان با نیازهای پزشکی شان مورد توجه و رسیدگی قرار می گیرد از وضعیت بهتری برخوردار می گردند . اما امروزه مراقبت های عاطفی در اغلب اوقات در سایه مراقبت های طبی به فراموشی سپرده می شوند . (گلم

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی رابطه بین هوش هیجانی و سلامت عمومی

دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

  به گفته امام امت (ره) «رزمندگان ما در جبهه ها در سلوک معنوی و عرفانی خویش ره صد ساله را یک شبه طی می کردند .» سبب چه بود؟ در حالی که مبانی معرفتی و مباحث فلسفه اخلاقی در قم تبیین و تدریس می شد و دروس اخلاق مصطلح در حوزه قم رایج و دایر بود و توصیه به اخلاق از اولین روزهای آغاز زندگی طلبگی در دروس رسمی و در جلسات مختلف تکرار می شد و علی الاصول در فضای معنوی حوزه زمینه های رشد اخلاقی و عرفانی فراهم تر می نمود .
پس علت این رشد اخلاقی عظیم در آن محیط چه بود؟ علت آن بود که حضور در میدان جنگ حق علیه باطل، به عنوان متن و نه در حاشیه، زمینه و بستری در وجود رزمندگان ایجاد کرده بود که کوچک ترین جرقه هامی توانست استعداد متراکم انسانی و معنوی آنان را به کمال رساند. چنین زمینه و بستری در جلسات درس و بحث رسمی و دور از هیاهوها و حوادث هیچگاه به دست نمی آمد .
اگر می بینیم در مقاطعی از زمان، گروهی از نخبگان حوزه به قله معنویت و فضایل اخلاقی نزدیک شده اند، به دلیل مدیریت انگیزه های آنان از سوی مربیان است . هنر استاد اخلاق آن است که شاگرد خود را در متن مبارزه عینی با شیاطین قرار دهد و چنین احساسی را ایجاد نماید که در این جنگ میان نیستی و حیات طیبه تنها طریق نجات، مبارزه و میدان داری است . به همین دلیل، اصرار می ورزیم که تولید دانش در حوزه، نیازمند ایجاد یک «حس مشترک» است . به عبارت دیگر فرهنگ و روحیه حاکم برحوزه باید روحیه علم طلبی و حرکت آفرینی فرهنگی باشد .
در گذشته حوزه های علمیه، سربازی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف - آرمان صنفی روحانیت محسوب و ترویج می شد و آنگاه که طلبه به این آرمان اعتقاد می یافت، حرکت آفرین می شد. مهم ترین آثار مکتوب تشیع نیز توسط عالمانی که خود را در صحنه نبرد حق و باطل و در کسوت سربازی احساس می کردند، نگاشته شده است . حال چگونه می توان این آرمان مقدس را منشا تحرک آفرینی در راستای تولید دانش و دستیابی به تمدن نوین اسلامی قرار داد؟ به نظرنگارنده طرح برخی موضوعات قابلیت این را دارند که منشایی برای ایجاد انگیزه و تحرک برای تولید دانش شوند .
به عنوان مثال:
- موضوع جهانی سازی اگر به معنای آرایش تمامیت کفر در مقابل تمامیت ایمان تفسیر شود و ابعاد مختلف آن از تولید دانش و مفاهیم در خدمت اهداف نظام سرمایه داری و سریان یافتن پیش انگاره های ماتریالیستی در علوم انسانی، از جمله اخلاق، هنر، حقوق، جامعه شناسی، سیاست و اقتصاد باشد؛
- توزیع مفاهیم مادی به منظور تغییر قدر متیقن ها و ایجاد عرف های جدید باشد؛
- استفاده از سازمان های بین المللی به مثابه ابزار فشار و سلطه باشد؛
- ایجاد ادبیات جدید متناسب با فرهنگ لیبرالیستی برای مفاهمه با جامعه جهانی باشد؛
- طرح های خاص نظام استکباری برای تضعیف روحانیت شیعه و مقابله با اصولگرایی اسلامی باشد؛
- این همه، آن چنان ملموس ترسیم و تبیین شود، که حوزه خود را در متن نبردی سهمگین بر سرتمامی هویت خویش احساس کند و چنین حسی در تمامی پیکره این نهاد مقدس خودنمایی کند، زمینه ای فراهم شده است که با مدیریت صحیح می توان به راحتی انگیزه های ایجاد شده را در مسیر تولید مفاهیم جدید و ایجاد پایه های تمدن نوین اسلامی به کار گرفت و حوزه را از پرداختن به منازعات جزئی و امور خرد به موضوعات محوری و کلان معطوف کرد و جهانی اندیشید و حوزه را در جایگاه هدایت تحولات جهانی تعریف کرد .
انگیزه و هدف در مدیریت
وقتی که آدم برای انجام کاری هدف نداشته باشه بدون شک انگیزه ای برای انجام آنکار هم نخواهد داشت و کار را باری به هر جهت به اتمام خواهد رسوند که نتیجه کار زیاد هم جالب نخواهد بود. حالا وقتی توی یک مجموعه بزرگتر مثل یک سازمان وقتی آدم ببینه که در سطوح بالای مدیریتی برای انجام کار انگیزه و هدفی نیست , آن موقع انتظار کار درست و صحیح از زیر مجموعه چنین مدیرانی آب در هاون کوبیدن است .
مدیریت انگیزه
انگیزه یعنی انرژی حرکت ، اگر شما بهترین ماشینها و بهترین نقشه ها را در اختیار داشته باشید یعنی برنامه ریزی صحیحی انجام داده اید. اما بدون سوخت ماشین شما حتی ذره ای به جلو حرکت نخواهید کرد . همانطور که در بالا اشاره شد برنامه ریزی صحیح و مطابق توانایی ها و امکانات می تواند یک عامل اساسی برای تقویت انگیزه ها ی ما باشد.
<< انگیزه >> مورد نظر ما ، جواب این سوال است که << چرا درس می خوانیم ؟ >> مجموعه ای از انگیزه های درونی مانند کسب موفقیت ، پیشرفت در زندگی ، داشتن یک زندگی خوب،خدمت به مردم و ... و مجموعه ای از انگیزه های بیرونی مانند رضایت پدر و مادر ، رهایی از توبیخات و تنبیهات، تشویق اطرافیان و ... می توانند جواب واقعی این سوال باشند . یک قانون جالب در مرد انگیزه های ما وجود دارد .
بسیاری از فعالیت های ما به علت انگیزه های درونی انجام می شوند اما هرگاه فعالیتی به علت یک یا عده ای از انگیزه خارجی قوی انجام شد ، پس از مدتی با حذف انگیزه خارجی دیگر انگیزه های درونی ما برای انجام آن فعالیت کافی نخواهد بود . به این پدیده over justification effect می گویند .
برای مثال فرض کنید شخصی به علت علاقه شخصی هر روز چند جدول از روزنامه ها را پر می کند . اگر برای مدتی به ازای هر جدول پر شده به فرد هزار تومان به عنوان پاداش داده شود ، پس از گذشت چند هفته حال اگر این پاداش خارجی قطع شود دیگر این فرد علاقه ای به حل جدول نخواهد داشت . زیرا انگیزه های خارجی ، انگیزه درونی وی را از بین برده اند .
موفق ترین دانش آموزان آنهایی هستند که براساس انگیزه های عالی درونی خود مسیر پیشرفت را ادامه می دهند . یعنی استفاده از انرژی درونی . تکیه بر انگیزه های خارجی عامل شکست بسیاری از دانش آموزان است . اگر به خاطر پدر ، مادر ، مسائل مالی و ... درس خواندید به زودی متوجه خواهید شد درس خواندن کم کم سخت تر و سخت تر می شود . اگر سوخت ماشین شما رو به اتمام است سعی کنید فقط به درون خود مراجعه کنید و انگیزه های درونی خود را تقویت کنید .
3-خواسته ها و تمایلات : انسان ها به علت نیاز های جسمی و روحی خود علاقه دارند امور خاصی را در طی روز انجام دهند . خوردن ، آشامیدن ، تفریح و استراحت و ... از نیاز های پایه ای انسان به شمار می آیند . پاسخگویی تمایلات درونی امری پذیرفته شده و منطقی است . اما آیا انسان باید هر کاری که دلش می خواهد در هر زمانی انجام دهد ؟ واضح است که اینطور نیست . انسان باید بتواند ارضای تمایلات خود را به تاخیر بیاندازد و هر کار را به موقع خود انجام دهد.
تلاش برای ایجاد تاخیر در پاسخگویی تمایلات در منابع غربی تحت عنوان delay of gratification شناخته می شود . مطالعات مختلف نشان داده اند که از جمله مهمترین عوامل تقویت انگیزه های عالی درونی ، مهارت در همین ایجاد تاخیر می باشد . جالب است که در تعالیم دینی ما نیز به این مهم ، توجه بسیار شده است . روزه و بسیاری دیگر از دستورات شرعی و اخلاقی در واقع به نوعی همین تاخیر در ارضای تمایلات می باشند . در طی روزه ما یاد میگیریم که براساس انگیزه های درونی با اینکه گرسنه هستیم ارضای این میل خود را تا زمان افطار به تاخیر بیاندازیم.
اگر دانش آموزی به دنبال کسب موفقیت حد اکثر است باید تمرین کند تا با ایجاد تاخیر در ارضای امیال خود ، انگیزه های عالی درونی را تقویت نماید . لذت طلبی یا به قول امروزی ها << اهل حال و حول بودن ! >> آفت اصلی انگیزه ها ی شما است پس اگر پاک باک بنزین ماشینتان سوراخ است یک فکر جدی برای آن بکنید .

مدیریت کار و زمان
مقدمه
زمان همیشه به عنوان یک منبع مهم قلمداد شده است. اما ما عادت کرده‌ایم که اتلاف وقت را بیشتر به گردم دیگران بیندازیم و خودمان را در آن مقصر ندانیم. ما از کمبود وقت بیشتر به عنوان پوششی استفاده می‌کنیم که فقدان برنامه‌ریزی یا دوراندیشی، تأخیرها و فقدان ضرب‌العجل‌های تعیین شده قبلی در کارمان را از نظر دور دارد. اما واقعیت این است که ما در یک دنیای آرمانی زندگی نمی‌کنیم و بدین ترتیب مجبوریم با زمان و دیگر منابعی که در اختیار داریم به بهترین نتایج دست یابیم.
مدیریت صحیح زمان، عاملی اساسی در موفقیت هر سازمان محسوب می شود چیزی که تاکنون توجه چندانی به آن مبذول نشده است. مدیریت زمان و مدیریت کار، اساساً معطوف به انضباط فردی است. نظامی که انتخاب می‌کنیم تا ما را در استفاده بهتر از وقتمان یاری رساند، به نوعی ارتباط با این هدف است. عملکرد صحیح هر نظام با عملکرد صحیح کاربران آن سنجیده می‌شود. هیچ چوب جادویی باعث نمی‌شود که ما به طور اتفاقی از زمانی که در اختیار داریم به طور صحیح استفاده کنیم. صرفاً کافی است تصمیم بگیریم که اولویت‌های ما کدامند و سپس به آنها بپردازیم.
برنامه‌ریزی و الویت‌بندی اهداف
زمان همانند پول است که ما مقدار مشخصی از آن را در اختیار داریم و برای استفاده بهتر از آن باید برنامه مشخصی، چه در چگونگی مصرف کردن آن و چه درباره تنظیم هزینه‌ها، داشته باشیم.
در محیط کار، شما باید انتظاراتی را برآورده کنید و براساس نتایجی که ارایه می‌دهید، مورد قضاوت قرار می‌گیرید. موارد مشخصی وجود دارند که جزء وظایف شغلی شما محسوب می‌شوند، اما کار شما لزوماً با آنها قیاس نمی‌شود.
ممکن است شما در جلسه‌ای حضور پیدا کنید. اما حضور در جلسات، در ارزیابی پایان سال شما ملاحظه نخواهد شد. جملاتی مثل «آفرین کارولین! بودجه را تنظیم کردی، اما امسال در 405 جلسه شرکت نموده‌ای!» چیزی نیست که دوست داشته باشید از مدیرتان بشنوید.
در هر کاری که به ما محول می‌شود، وظایف متعدد و متنوعی گنجانده شده است، بعضی از آنها مهم‌اند و عدم انجامشان موجب از دست دادن شغل می‌گردد.
بعضی از آنها هم چندان مهم نیستند، اما باید انجام شوند، چرا که بخشی از رویه‌های داخلی کار محسوب می‌شوند. بعضی از آنها نسبتاً بی‌اهمیت‌اند و باید توسط دیگران انجام شوند. و در نهایت، بعضی از کارها اصلاً اهمیت ندارند و لزومی به انجام آنها نیست، ما این وظایف را انجام می‌دهیم، چون نوشته‌ای که روی میزمان قرار دارد انجام آنها را گوشزد می‌کند و احساس می‌کنیم که چاره‌ای جز انجام آنها نداریم.
توانایی تفکیک بین انواع مختلف وظایفی که انتظار می‌رود شما انجام دهید، اولین قدم به سوی برنامه‌ریزی و الویت‌بندی مؤثر است. همین کار در انجام امور خانه هم مصداق دارد. بعضی کارها مانند پختن غذا و شستشوی لباس و ظروف باید حتماً انجام شوند. بعضی از کارهای دیگر را لازم نیست انجام دهید و انجام آنها صرفاً به علاقه‌ و تمایل شما بستگی دارد. (مثل تمیز کردن اتاق زیرشیروانی)
همه با، با وجود آنکه کارهای مختلفی انجام می‌دهیم، در راستای اهداف سازمان حرکت می‌کنیم. اساساً تمام اهداف شغلی با اهداف بخش‌ها و اهداف کلی سازمان تناسب دارند. شما باید به طور مشخص از اهداف واحدها و سازمان اطلاع کامل داشته باشید. اهداف را یادداشت کنید، آنها را از نظر مدیرتان بگذرانید و از تأیید او مطمئن شوید.
شناخت تعهدات زمانی
وقتی به سازمانی ملحق می‌شوید، شرح کاری در اختیار شما قرار می‌گیرد که حوزه‌های مورد مسئولیت‌تان به تفصیل درآن مشخص شده است. شرح کار شما حداقل یک بار در سال باید به روز شود و زمان انجام کارهای خاص نیز باید در آن قید گردد. به عبارت دیگر، اهداف و وظایف فهرست‌شده در شرح کار شما آن چیزهایی هستند که سازمان در قبال انجامشان به شما حقوق می‌پردازد. این وظایف باید تعهدات اولیه اشتغال را برآورده سازند. آنها تعهدات زمانی شما را هم شامل می‌شوند.
اگر شرح وظیفه کاری ندارید، آنچه را که فکر می‌کنید در حوزه وظایف کاریتان قرار دارد بنویسید. آنها را در اختیار مدیرتان قرار دهید و نظر او را جویا شوید که آیا این وظایف همان تعهدات کاری شما هستند یا خیر. ممکن است به مواردی برخورد کنید که دور از تصورتان باشد!
به همین گونه، اگر مسئول گروهی هستید که فاقد شرح وظیفه است یا لازم است که شرح وظایفش تغییر یابد و به روز شود، از اعضای تیم بخواهید که شرح وظایفش تغییر یاید و به روز شود، از اعضای تیم بخواهید که شرح وظایف مورد نظرشان را بنویسند و در باره مطالب اظهار شده بحث کنید.
رضایت از کار و سبک مدیریت
او کارش را دوست داشت. کارش را بلد بود. وقتی شروع به کار می‌کرد با چنان علاقه‌ای، تمام وجودش را وقف کار می‌کرد که اغلب، گذر زمان را احساس نمی‌کرد.
او کارش را دوست داشت. کارش را بلد بود. وقتی شروع به کار می‌کرد با چنان علاقه‌ای، تمام وجودش را وقف کار می‌کرد که اغلب، گذر زمان را احساس نمی‌کرد.
به چیزی به نام «اضافه‌کار» اعتقادی نداشت، برایش این مهم بود که آن بخش از کار را که امروز به عهده گرفته بود تمام کند یا لااقل به سامانی برساند. اما همیشه مانعی وجود داشت. همیشه اتفاقی غیرمنتظره می‌افتاد که او را خسته می‌کرد.
همیشه کسی بود که شوق و عشق او را از بین ببرد و احساس شور و شادی او را تبدیل به خستگی کند و این که «برای امروز دیگر بس است. باید بروم خانه» جمله تکراری و هر روزه‌ای بود که به ذهنش می‌رسید. آن مانع خسته‌کننده حضور یک فرد به نام «مدیر» بود که به نظر او اصلاً‌ این عنوان برازنده‌اش نبود.
طیفی از مدیران با غرور کاذب تسخیر شده‌اند. حتی زمانی که نمی‌دانند چه کنند، نیاز به اعمال قدرت و کنترل دارند. زمانی که برای همه واضح است که در اشتباهند بر درستی و بر حق بودن خود پافشاری می‌کنند. این افراد معمولاً‌ از کارمندان خود،‌ حمایت چندانی نمی‌کنند. حتی زمانی که کسی نسبت به شغلش علاقه‌مند باشد. او را با عناوینی مثل ناهماهنگی با مجموعه کنار می‌گذارند.
یک کارشناس روابط عمومی در مورد محیط کارش نظر جالبی دارد. وی می‌گوید: محیط کار برایم وقتی مهم است که بدانم با چه کسانی کار می‌کنم، چقدر با آنها احساس نزدیکی دارم و اغلب به ساعتهای طولانی کار اهمیت نمی‌دهم. کار هر چقدر که سخت باشد به نظرم سخت نمی‌آید وقتی که با مدیر و همکارانم احساس راحتی دارم.
طبعاً‌ همه ما می‌خواهیم در کار مورد توجه قرار گیریم. می‌خواهیم باور داشته باشیم که ما نیز به همان اندازه رؤسایمان برای شرکت باارزش هستیم و این، کاملاً ‌‌درست است. زیرا قسمت اعظم زندگی خود را در کار سپری می‌کنیم.
اما معمولاً‌ این اتفاق نمی‌افتد و همین مسئله موجب نارضایتی از کاری می‌شود که سال‌ها به آن اشتغال داشته‌ایم. اما فقط کارمندان جز نیستند که از شغل خود ناراضی‌اند برخی مدیران میانی هم چنین وضعی دارند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 20   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مدیریت تولید انگیزه خلاقیت و کار

دانلود مقاله پمپ

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله پمپ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

از دیرباز بشر برای استفاده از منابع آب جهت کشاورزی به فکر وسیله ای برای انتقال راحت تر آب به محل مصرف بوده و به همین دلیل اقدام به ابتکار و ساخت وسائلی در این زمینه کرده است .

 

تعریف پمپ :
پمپ دستگاهی است که انرژی مکانیکی را به مایعی که از درون آن عبور می کند انتقال می دهد و درنتیجه انرژی مایع بعد از خروج از پمپ افزایش می یابد .
از پمپ ها برای انتقال مایعات از یک نقطه به نقطه ای دیگر توسط سیستم لوله کشی استفاده می گردد . تنوع زیاد در نوع ساختمان و عملکرد پمپ ها بدلیل متفاوت بودن خصوصیات فیزیکی مایعات نظیر گرانروی ، جرم حجمی و نیز تفاوت در خصوصیات شیمیایی همانند خورندگی سیال می باشد . ضمن اینکه وجود ذرات جامد و گازهای همراه سیال و نیز شرایط عملیاتی نظیر دما و فشار در این تنوع مؤثر است .

 

انواع پمپ :
پمپ ها را بر اساس معیارهای مختلف طبقه بندی می نمایند . متداولترین معیار تقسیم بندی پمپ ها نحوة انتقال انرژی به سیال می باشد . هرچند که پمپ ها را
می توان بر اساس ساختار داخلی و نوع سیال عبوری از آن نیز طبقه بندی کرد .
بر اساس معیار نحوه انتقال انرژی به سیال ، پمپ ها به دو دسته عمومی زیر تقسیم می شوند :

 

الف) پمپ های دینامیک :
این پمپ ها از متداول ترین انواع پمپ ها بوده و در صنایع ، کشاورزی و نیز مصارف غیرصنعتی کاربردهای زیادی دارند . پمپ سانتریفیوژ از مهمترین نوع پمپ های دینامیکی می باشد .

 

ب) پمپ های باجابجائی مثبت :
این دسته از پمپ ها خود به خود به دو دسته پمپ های چرخشی و پمپ های رفت و برگشتی تقسیم بندی می شوند . صنایع بسیاری از قبیل پالایشگاه ها ، نیروگاه ها و واحدهای تصفیه فاضلاب از مهمترین استفاده کنندگان این پمپ ها می باشند .
پمپ ها را از نظر جنس بدنه آنها نیز می توان به انواع چدنی ، فولادی ، پلاستیکی و غیره طبقه بندی کرد . بواسطه تنوع بسیار زیاد انواع پمپ ها در ادامه به معرفی برخی از متداولترین آنها پرداخته می شود .

 

پمپ های سانتریفوژ :
در این دسته از پمپ ها سیال وارد مرکز پمپ شده و سپس با استفاده از پره های در حال گردش و بر اساس نیروی گریز از مرکز ، مایع به خارج از پمپ رانده می شود .
اجزاء اصلی این نوع از پمپ ها را پوسته و پروانه تشکیل می دهد . پوسته بدنه پمپ بوده و پروانه پمپ قسمت متحرک آن می باشد . پروانه بعلت داشتن حرکت دورانی مایع ورودی به پمپ را به خارج از پوسته هدایت می کند . این نوع از پمپ ها دارای ساختمان داخلی ساده ای بوده و به همین دلیل قیمت آنها نسبت به انواع دیگر
پمپ ها کمتر می باشد . ایجاد جریان مداوم و یکنواخت سیال ، هزینه های کم نصب و نگهداری و نیاز به فضای کم از ویژگی های این نوع پمپ ها ست . وجود هوا یا گاز در درون مایع ورودی به پمپ ایجاد اختلال در عملکرد پمپ سانتریفوژ می نماید . این مسئله از محدودیت های این نوع از پمپ هاست . ضمن اینکه باید یادآور شد این
پمپ ها برای انتقال سیالاتی با گرانروی بالا مناسب نمی باشند .

 

پمپ های دورانی :
در این نوع پمپ ها از چرخ دنده ها برای انتقال نیرو به سیال استفاده می شود .
این دسته از پمپ ها بر اساس ساختار داخلی خود به انواع چرخ دنده ای داخلی و
چرخ دنده ای خارجی تقسیم بندی می گردند .

 

پمپ های چرخ دنده ای داخلی :
پمپ های رخ دنده ای داخلی جهت جابجائی سیالات با گرانروی های مختلف بسیار مناسب می باشد .
در این پمپ ها ، ابتدا مایع به محفظه داخلی پمپ که چرخ دنده ها در آن قرار دارند وارد شده سپس مایع بواسطه حرکت چرخ دنده ها در درون پوسته پمپ به حرکت در می آید . ساختار داخلی این دسته از پمپ ها بگونه ای است که مسیر حرکت سیال از نقطه ورود آن به پمپ تا نقطه خروج از پمپ تنگ تر شده و همین مسئله سبب افزایش فشار سیال در خروجی می گردد . از مزایای این دسته از پمپ ها کم بودن قطعات متحرک ، مناسب بودن برای جابجائی سیالاتی با گرانروی بالا ، خروجی یکنواخت ، نگهداری آسان و قابلیت انعطاف برای انواع کاربردها را می توان ذکر کرد . از معایب آن سرعت پائین عملکرد ومحدود بودن حداکثر فشار خروجی می باشد .

 

پمپ های چرخ دنده ای خارجی :
عملکرد این پمپ ها نیز تقریباً شبیه پمپ های چرخ دنده ای داخلی می باشد . در این نوع از پمپ ها ، سیال وارد پوسته شده و سپس توسط دو دستگاه چرخ دنده به خارج از پمپ هدایت می گردد . سرعت بالا ، عملکرد یکنواخت امکان استفاده از مواد مختلف در ساخت آن و ایجاد فشارهای متوسط از مزایای آن به شمار می رود .

 

پمپ های حلزونی :
این پمپ ها دارای یک محفظه و یک قسمت متحرک حلزونی شکل یا مارپیچی
می باشند . سیال ورودی در این نوع از پمپ ها بصورت محوری بواسطه چرخش بخش حلزونی شکل جابجا شده و بواسطه تغییر سطح مقطع عبور سیال انرژی سیال افزایش پیدا می کند . پمپ های حلزونی دارای ساختمانی ساده بوده و به همین دلیل قسمت پائینی دارد .
امکان استفاده از این پمپ ها برای سیالاتی که دارای مواد جامد می باشند از مزایای آن بشمار می رود .

 

پمپ های گوشواره ای :
پمپ های گوشواره ای در صنایع مختلف از قبیل صنایع خمیر و کاغذ ، صنایع شیمیائی ، صنایع غذایی ، صنایع دارویی و بیوتکنولوژی بصورت گسترده استفاده
می شود .
از دلایل استفاده گسترده از این پمپ ها در صنایع مختلف راندمان بالا ، قابلیت های زیاد و مقاومت در مقابل خوردگی می باشد .

 

پمپ های رفت و برگشتی :
این پمپ ها از قدیمی ترین انواع پمپ ها می باشند که هنوز هم با حفظ جایگاه خود در صنایع کاربردهای فراوانی دارند . ساختار این پمپ ها متشکل از یک سیلندر ثابت و یک پیستون متحرک می باشد . در این پمپ ها با حرکت پیستون به سمت عقب ، مایع به درون پمپ ها مکیده شده و سپس با حرکت پیستون به سمت جلو مایع با فشار زیاد از سیلندر تخلیه می گردد . ساختار این پمپ بگونه ای است که وقتی پیستون به سمت عقب حرکت می کند مسیر خروجی مایع بسته شده و مسیر ورود مایع به درون سیلندر باز می گردد . پس از پر شدن سیلندر از مایع و شروع حرکت پیستون به سمت جلو مسیر ورود مایع بسته شده و مسیر خروجی آن از سیلندر باز
می گردد . امکان تولید فشارهای بسیار بالا از مهمترین ویژگیهای این نوع از
پمپ هاست .

 

کاربرد پمپ ها در صنایع :
همانگونه که ذکر شد از پمپ ها برای جابجایی سیال استفاده می گردد و لیکن نوع سیال و مقدار فشار مورد نظر سلب می شود تا پمپ خاصی برای این منظور در نظر گرفته شود .
از کاربردهای عمومی پمپ می توان انتقال آب ، پساب ، نفت و سایر مایعات غیرخورنده را نام برد . اغلب برای این منظور از پمپ های سانتریفوژ استفاده می گردد .
در صنایع شیمیایی بسته به ماهیت سیال از پمپ هایی با جنس ساختمانی چدن ، آهن ، فولاد ، تفلون و قطعاتی از جنس شیشه ، پلاستیک ، گرافیت ، لاستیک سخت و انواع آلیاژهای فلزی استفاده می شود . در صنایع شیمیائی اگر هدف انتقال مواد قابل اشتعال زا و خطرناک یا مواد گران قیمت باشد باید از پمپ های بدون نشت با جنس مناسب استفاده کرد .
درصورتیکه هدف انتقال مواد اسیدی و مواد خورنده باشد سعی می شود از پمپ هایی استفاده گردد که جنس آنها مقاوم در مقابل اسید بوده یا پوسته آنها پوشیده از لاستیک ، تفلون و نیز پرونانه آنها از جنس فولاد ضد زنگ ، تفلون یا دیگر انواع پلاستیک های مناسب انتخاب گردد . در صنایع کشاورزی برای آبیاری از انواع پمپ ها جهت کشیدن آب از چاه و یا انتقال آب کانال به شبکه آبیاری استفاده می گردد .
صنایع غذایی از جمله صنایعی است که از پمپ هایی با ویژگی های خاص استفاده زیادی می نماید . بدلیل حساسیت مواد غذائی در این صنعت از پمپ هایی استفاده
می گردد که به آنها پمپ های بهداشتی نیز می گویند . این پمپ ها اغلب دارای اجزاء و ملحقاتی هستند که در موارد دیگر لزومی به وجود آنها نمی باشد . این پمپ ها باید از هر نوع پوسیدگی دور بوده و به راحتی قابل تمیزکاری باشند . جنس قطعات این پمپ ها نباید بو یا مزه ماده عبوری از آن را تغییر دهد .
سیستم روغن کاری این پمپ ها نباید نشتی داشته و باید جنس قطعات بگونه ای باشد که در حین کار سائیده یا پوسیده نگردد . معمولاً جنس اینگونه از پمپ ها را فولاد
ضد زنگ ، آلومینیم یا الیاژهای مخصوص تشکیل می دهد .

 

انتخاب پمپ :
در انتخاب پمپ نکات مختلفی در نظر گرفته می شود . از مهمترین این نکات قابلیت عملیاتی پمپ از نظر ظرفیت و میزان فشار مایع خروجی از پمپ ( هد ) می باشد .
نکته مهم دیگر در انتخاب پمپ جنس پوسته ، پروانه و دیگر قطعات آن می باشد . این مسئله متأثر از نوع سیال جاری در پمپ است در صورتیکه سیال دارای مواد خورنده یا سائیده بدنه و قطعات پمپ باشد ، انتخاب جنس مناسب از اهمیت بالائی برخوردار خواهد شد . ضمن اینکه باید توجه داشت وجود ذرات جامد یا گاز در مایع ، دامنه گرانروی مایع و دمای عملیاتی در انتخاب پمپ نقش مهمی دارند . لازم به ذکر است در کنار لحاظ کردن نکات فوق در انتخاب پمپ باید به مسئله بالا بودن بازده آن در شرایط عملیاتی توجه کافی داشت . این مسئله از نظر میزان مصرف انرژی اهمیت دارد.

 

اجزای پمپ :
1- بدنه : برای باز و بسته شدن پمپ ها بدنه آنها را معمولاً چند تکه می سازند .
2- محور ( شافت ) : هر پمپ دارای مرکزیتی به نام محور ( شافت ) است که تمام قطعات روی آن سوار می شوند . محور از آلیاژهای مختلفی ساخته می شود و جنس آن از فولاد زنگ نزن (Staneless Still) تا در مقابل خوردگی مقاومت کند چرا که اگر محور خراب شود خسارت بر روی قسمتهای دیگر وارد می کند .
3- فلنچ : لوله ورودی پمپ است و قطر آن پیش از لوله خروجی است چون باید مایع زیادی را وارد کند تا درون پمپ کمبود فشار نداشته باشیم .
4- پروانه : پروانه ها با توجه به نوع و حجم سیالی که منتقل می کنند اندازه های مختلفی دارند و نیز جنس های مختلف دارند : impller چدن ، لاستیک فشرده ، برنز
( که از پروانه های برنزی برای انتقال آب استفاده می شود ) و ...
ساختمان پروانه ها : پروانه ها ساختمان ساده ای دارند و دارای دو صفحه در دو طرف هستند و تعدادی پره را احاطه کرده اند ( پره ها در وسط صفحه قرار دارند و دارای زوایای خاصی هستند که با توجه به نوع طراحی پروانه ها انتخاب می شوند ) ، پروانه ها دارای سوراخ یا شیاری در وسط هستند که سوار بر محور می شود و این شیار باعث می شود که پروانه ها روی محور حرکت چرخشی نداشته باشد و همزمان با محور بچرخد برای اینکه محور از سوراخ بیرون نیاید خاری وجود دارد که شیار پروانه را با شیار محور یکی می کند .
- چشم پروانه : ورودی مایع در واقع در چشم است و بر اثر چرخشی که در پروانه ایجاد می شود پروانه در امتداد شعاع می چرخد و مایع از چشم وارد و در اثر نیروی گریز از مرکز در جهت شعاع به بیرون پرتاب می شود .
- انواع پروانه : 1- یک مدخلی ( یک چشمی ) 2- دو مدخلی ( دو چشمی )
توجه : سیالاتی وجود دارند که در آنها چیزهای دیگری مانند املاح معلق ، گرد و خاک و ... وجود دارد که در این سیالات از پروانه های باز استفاده می شود .
توجه : برای روغن کاری پروانه از روغن Sea استفاده می شود .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله پمپ

دانلودمقاله ادبیات معاصر امریکاپ

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله ادبیات معاصر امریکاپ دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 
پیشگفتار
این مطالعات دیر انجام که با ادبیات معاصر امریکا آغاز شد طولی نکشید که سر زندگی اصالت و توانایی این ادبیات ،همه حواسم را به خود مشغول داشت . فاکنر ،اونیل و همینگوی نویسندگان ژرف اندیش و قدرتمندی بودند که مقام رمان و نمایش امریکا را تا حد رمان و نمایش انگلستان ،آلمان و فرانسه ارتقا دادند ، زیرا هنگامی که جایزه نوبل در 1949 له نویسنده گمنامی اهدا شد که ظاهراً در مردابهای میسی سی پی گم شده بود و یا در سال 1954 به جهانگرد ریش و پشم دار سالخورده ای تعلق گرفت که شهر پاریس از سی سال پیش او را روزنامه نگاری تهیدست می شناخت که زیر سقفی در حال فرو ریختن با ماشین تحریر کهنه اش کانجار می رفت ، غولهای ادبی اروپا از جا پریدند . انتقاد از من رواست ، چرا که تا 1966 فقط یک رمان از همینگوی و یک رمان از استین بک خوانده و اصلاً کتابی از فاکنر نخوانده بودم . اکنون نیز از ادبیات کانادا ، مکزیک و امریکای جنوبی چیزی نمی دانم ، هر خواننده آگاهی این نکته بی دردسر ، تنگ نظرانه و توهین آمیز برای « ایالات متحده » ای است به سادگی حدس بزند . به راستی چه کسی به ما صفتی ملی عطا خواهد کرد ؟
باری ، من از « صراحت » عریان بسیاری از نویسندگان متوسط امریکا در بیان اعمال محرمانه تنمان ، اندکی یک خورده ام . ممن پیوریتن1 معصومی نیستم و آن قدر در رگهایم خون فرانسوی – کانادایی جریان دارد که اگر شوخی زشتی با زیرکی بیان شود یا حتی دیدن فیلم « عریانی » هم ممکن است مذاقم خوش بیاید . من پیش خود فرض کرده بودم ، هر کس که آن قدر هوش و حواس دارد که بتواند کتابی بنویسد ، خود به خود می داند ، برخی واژه های تند و رک بوی زننده ای از مصداق خود و محیط آن مصداق را با خود دارند ، چون این گونه واژه ها می تواند هر شعری را که شاید درباره تن و بدن باشد ، به فضاحت بکشاند ، لذا این دسته نویسندگان در آثاری که پیش چشم ما گشوده می شود و با ما تماس حاصل می کند از واژگانی استفاده می کنند که از پیش ضد عفونی شده است . یعنی در گفتگو از اسرار خلوت و رختخواب به شیوه غیر مستقیم و فرهیخته ای متوسل می شوند . وقتی این گونه خودداریها مورد توجه قرار گیرد ، ادراک آدمی تند و تیزتر می شود . و درگیریها و تضادها هم کندتر می شوند و اینک که دادگاههای ما کم و بیش برای تعریف قبح دست از تلاش برداشته اند ، سالها در هرزه نگاری چه بهنجار و چه ناهنجار غوطه خواهیم خورد ، باشد که این وضعیت با افزایش آزادی تخفیف یابد . کتابهایی مانند کندی2 عادی خواهند شد و خوانندگان بالاتر از دیپلم را تحریک نخواهند کرد ؛ همان گونه که ساقهای زنان ، چندان هوسی در دل مردان بر نمی انگیزد و در ضمن باید اذعان کنم که رمانهایی مانند آخرین راه خروجی به بروکلین3 اگرچه تهوع آورند ، آزاد باشد تا ژرفای انحطاطی را که در پس رفاه کور و گیج ما پنهان است ، به ما بنمایاند . به این نکته نیز اعتراف کنم که من این کتابها را خوانده ام .
کتابهای دیگری هم خوانده ام که دوست دارم پیش از آنکه با فراغت درباره فاکنر سخن بگویم ؛ کمی هم از آنها بگویم . نویسندگان قدرتمند و مبتکر بسیاری در ایالات متحده امریکا هستند که برخی از ایشان در برابر وسوسه هرزه نگاری مقاومت کرده اند . من سال بلو را همچون هنرمند بی ریایی که هرگز دستنوشته اش را به چاپ نمی سپارد مگر آنکه همدردی پر احاساس و هنرمندی کمال یافته4 خویش را به آن منتقل کند ، محترم می شمارم . شهرهای در حال گسترش ما ، هر ساله هزار نفر مانند هرزوگ را به وجود می آورند : شوهری که صبورانه کلاه قرمساقی بر سر می گذارد ، پدری شیفته فرزندان اما سهل انگار مردی خوش نیت اما سست اراده و بیحال که در میان تخته پاره الهیاتی درهم شکسته به دست و پازدن مشغول است .
بدو ، ربیت ! اثر جان آپدایک5 تصویری غم انگیز ، لیکن گیرای مردی را به دست می دهد که از محیطی مرگبار ع از غروری کاذب و از ادراکی کم مایه – در تشخیص خیر و شر – رنج می برد . هر شهر امریکا صدها ربیت آنگسرومز در خود دارد که پس از مشاهده سستی و سقوط پیوندهای اخلاقیش از پا در می آید و ما خود را شریک جرم احساس می کنیم . ادبیات زمان ما انباشته از آثار قهرمانان مچاله شده ای است که می پنداشتند با مرگ آورنده ده فرمان ، این مفاهیم نیز منسوخ شده اند 6. آپدایک در کتاب زوجها همه توان خود را برای بیان خیر و شر به کار می گیرد : شاهکاری از ادراکی نافذ و ژرف . طنزی خشمناک در تشریح اجتماعی که عزمی « بی پروا هم » برای آوردن رازهای شیرین عشق و تن در سخان رکیک مردان و زنان به پهنه وضوح ادبیات دارد و من با خواندن هر صفحه آن سخت یکه خوردم ؛ لیکن در میان رسوب اخلاقی آن ع بینشهای درخشان بسیار و ادراکی موجز یافتم : « سرنوشت همه آنان در این عصر ، عصری از اعصار تاریک که در میان هزاره ها و در میان مرگ و تولد مجدد خدایان – به هنگامی که هیچ دستاویزی جز جاذبه های سیارات ، سکس و رواقیگری وجود ندارد – منوط به آن است . »
فرانسیس اسکات فیتز جرالد ( 1940- 1896 ) در خانواده های پرهیزگار و کاتولیک به دنیا آمد . ایمانش را از کف داد و از اینکه کلیسا کتابهایش را تحریم کرد ، رنج بسیار برد . شاید به همین دلیل است که من کتاب شب لطیف است7 را با حرارت بیشتری پذیرا شدم تا گتسبی بزرگ را که عموماً بهترین کار او شمرده می شود . کتاب اول اساساً داستانی اسرار آمیز است ( کی ، کی را کشت ؟ ) با طرحی هیجان انگیز و پایانی دراماتیک ؛ هزاران کتاب از این نوع وجود دارد . کتاب دیگر ، نتیجه تلاش دلیرانه مرد ایرلندی رمانتیکی بود که می کوشید تا – تقریباً به گونه ای بالینی – سقوط یک ایده الیست را بر اثر وسوسه و شور بختی ، درگیر زنبارگی و میخوارگی توصیف کند . وقتی دیدم نویسنده هیچ گونه رنگ خوشبینانه ای بر پایان شتابزده آن نپاشیده است ، حیرت کردم . در این اثر با تصویری نه چندان متفاوت از نویسنده روبرو می شویم : زوال اخلاقی ناشی از میخوارگی خود نویسنده پس از دلبستگی طولانی به همسری بدخو و ناسازگار و مقاومتی دراز مدت در برابر فشارهای اقتصادی و عشقهایی که به او عرضه می شد . این همان شخصیت دوست داشتنی و زندگی عاطفی فیتز جرالد بود که برای این کتابها شهرت گذرایی هم به ارمغان آورد .
2- قلمرو فاکنز
فاکنر از اولیس جیمز جویس به راه افتاد و در جاده تنباکوی ارسکین کالدول پیش رفت . او جریان سیال ذهن را در طبقه کاملی از مردم ساکن میسی سی پی دبنال کرده و با عریان کردن جسم و جان آنان ، تاریخچه و زوالشان را ضبط می کند او که آثار بالزاک را بسیار خوانده بود ، خود به نوشتن کمدی انسانی8 گوشه ای از ایالات متحده پرداخت . این بخش در واقع لافایت بود و مرکز آن شهر اکسفورد جایگاه پر افتخار دانشگاه می سی سی پی لیکن فاکنر این شهر را جفرسن خواند و این بخش را یوکناپاتافا نام داد ؛ واژه ای که به قول خود او ، از آن سرخپوستان چیکاسا9 است و چنین معنا می دهد : « آب در جلگه ها به آرامی روان است . » و این توصیف مصداق کاملی از کتابهای اوست . فاکنر برای این « بخش تخیلی » خود جمعیتی برابر 9313 سیاه پوست و 6298 سفید پوست در نظر می گیرد . حداقل صد تن از این سفید پوستان و انبوهی از سیاه پوستان به رمانهای او داخل یا در آنها خارج می شوند . همچنان که شخصیتهای متعددی ، نظیر همینها در بخشهای گوناگون آثار بالزاک ظاهر می شوند . در نمایش موشکافانة فاکنر ، مردم این قطعه زمین ، صمیمانه تر و صادقانه تر از هر بخش دیگری از مردم امریکا نمایانده می شوند .
فاکنر در 25 سپتامبر 1897 در نیوآلبانی10 می سی سی پی به دنیا آمد . پدرش در سال 1902 خانواده را به آسکفورد برد و با شغل مدیر حسابداری در دانشگاه استخدام شد . تحصیلات رسمی ویلیام از دبیرستان فراتر نرفت . او تلاش کرد برای شرکت در جنگ جهانی اول در ارتش نامنویسی کند ؛ اما پذیرفته نشد . سپس به کانادا رفت و وارد نیروی هوایی سلطنتی شد ؛ اما پیپ از آنکه تعلیماتش را به پایان برساند ، جنگ خاتمه یافته بود . آنگاه به آکسفورد بازگشت و یک سالی را در دانشگاه به تحصیل مشغول شد . در سال 1924 یک جلد از شعرهایش در بوستون چاپ شد . در صفحه عنوان کتاب یک حرف u به اشتباه در اسم او گذاشته شد . فاکنر این اشتباه را حفظ کرد و همه کارهای بعدیش را با همین نام جدید امضا کرد . همان گونه که احساس بر اندیشه مقدم است ، نثر نویسان خوب تقریباً همیشه با شعر آغاز می کنند .
هنگامی که در حرفه روزنامه نویسی و در نیوارلئان کار می کرد با شروود اندرسن آشنا شد . او ویلیام را ترغیب کرد به رغم امتناع مکرر ناشران از چاپ آثارش ، به نوشتن ادامه دهد . فاکنر در ژوئن 1925 با کشتی باری به اروپا سفر کرد . ایتالیا و فرانسه را زیر پا گذاشت و مدتی در روزنامه ای در پاریس به کار پرداخت . سپس به آکسفورد بازگشت و برای تأمین زندگی به هر کاری ، هر اندازه بی ارزش دست زد ، پس از انتشار چند کار جزئی که در اقیانوس انتشار کتابها بازتاب و آوازه چندانی نداشت یکی از بنگاههای انتشاراتی نیویورک را متقاعد کرد تا کتابی از او به چاپ برساند ( 1929 ) و شهرت او با این کتاب آغاز شد .
رمان سارتوریس11 یکی از خانواده های قدیمی اهل جنوب را تصویر می کند که اندک اندک قدرت اجتماعی و املاک خود را به اعضای یک طبقه بازرگان کاسبکار در حال رشد ولی فاقد اصول اخلاقی ، تسلیم می کند . بدین گونه تاریخچه حوادث بخش « یوکناپاتافا » پیش چشم ما گشوده می شود . بنیانگذار این خانواده سرهنگ جان ساتوریس است که در جنگهای داخلی فرمانده یک هنگ سواره نظام بود و با شهامت و بی پروایی خود در آن روزگار داستانهای گوناگون و پر شاخ و برگی برای فرزندانش به یادگار گذاشت . وی در سال 1876 در گذشت و با یارد سالخورده آغاز می شود که در جفرسون رئیس بانک است مردی مبادی آداب که با ویسکی و سیگارش زندگی می کند و مورد احترام همگان است . گرچه در ناتوانی اش در اداره فرزندان و خدمتکاران ، نشانه های زوال به چشم می خورد . شخصیت شرور داستان ، نوه اش بایارد سارتوریس دوم ، است که خوگرفته به خشونت و شتاب – با لاقیدی – از جنگ جهانی اول باز می گردد . اتومبیل جدید او که موجب وحشت پدربزرگ است ، نماد جهان در حال دگرگونی و ابزار فاجعه است .
اعضای خانواده سارتوریس به اصل و نسب خویش می بالند و معیارهای دیرینه آداب دانی ، ذوق و سلیقه و وظیفه شناسی خود را نسبت به خانواده ، طبقه و جامعه حفظ می کنند . آنان مستخدمان سیاه پوست خود را آمرانه به کار می گیرند ب اایشان همچون اعضای پذیرفته شده و پرورش یافته خانواده رفتار می کنند ؛ اما به ایشان به شکلی غیر از نوعی کاست همیشه پست ، نمی نگرند . آنان با تحقیری بی ثمر به تازه واردان بی ریشه ، حیله گر و مبتکر شمالی نگاه می کنند ؛ کسانی که غیر از جاذبه پول و جنسیت هیچ نیروی محرک دیگری ندارند ؛ آنانی که نه وابستگیهای اجتماعی را به رسمیت می شناسند و نه قیود زیبایی شناسی را . در رمانهای فاکنر نمایندگان اصلی این گروه خانواده اسناپس12 هستند ، « خانواده ای به ظاهر خستگی ناپذیر که در طول ده سال اخیر از جای کوچکی مشهور به محله فرانسویها – کم کم به شهر [ جفرسن ] آمده اند . » فلم اسناپس ، مصمم به گردآوری ثروت و رسیدن به قدرت : « روزی ، بی سر و صدا پشت پیشخان رستوران کوچکی کنار خیابان ، سر و کله اش پیدا شده بود . . .
با این جا پا – و مانند ابراهیم پیامبر – خویشان و بستگان خود را تک تک ، یا خانواده خانواده به شهر می آورد و طوری سر و سامان می دهد که بتوانند پول در بیاورند . » آنان ر در شغلهای کوچک و جور واجور درجة سه مغازه های بقالی ، سلمانی و . . . پخش و پلا شدند ؛ زاد و ولد کردند و ریشه دواندند . ساکنان قدیمی ، در خانه ها و مغازه ها و دفترهای آراسته خود ، ابتدا با تفریح و سرگرمی ، سپس با حیرت و آشفتگی ناظر این جریان بودند . » در جریان وقایع رمان ، طبقه جدیدی گسترش می یابد تا آن گاه که « سارتوریس ها » در مقابل «اسناپس ها » محو می شوند . مزرعه ، دهکده ، خانه مجلل و درشکه ، جایشان را به مغازه ، شهر ، بانک و اتومبیل می دهند و سیمای جنوب به تصویری رنگ باخته از شمل مبدل می شود .

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  106  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله ادبیات معاصر امریکاپ