فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

(الف) تجارت الکترونیکی و تجربیات بین‌المللی
1) واقعیت
فناوری اطلاعات با پیشرفت‏های اخیر خود جامعه‌ای مجازی با آثار کاملاً واقعی به وجود آورده که تأثیر زیادی بر زندگی انسان‏ها داشته است. جامعه‌ای با قواعد مشترک که نوعی یکسانی یا به عبارتی همگرایی در مسائل و قواعد مبتلابه را موجب شده است. بی‌جهت نیست که نویسندگان مایلند پیشرفت‌های اخیر را با آغاز عصر صنعت (فناوری اطلاعات) و خطوط راه‌آهن (فناوری تبادل اطلاعات) مقایسه کنند چون آثار و تبعات اختراعات جدید کمتر از ماشین بخار و راه‌آهن نیست.
برخورداری شئونات جامعه متاثر از فناوری اطلاعاتی پیشرفته تنها بسنده به امور بهداشتی، حمل و نقل، تبادل اطلاعات علمی، سیستم‏های اداری و ... نبوده بلکه اقتصاد و تجارت را تحت‏الشعاع قرار داده و نحوه تجارت جدیدی را به وجود آورده که از تجارت مرسوم فاصله گرفته است.
این فاصله ظهور در نوع عملیات تجاری، قواعد حاکم، مؤسسات لازم و فراگردها دارد. اگر تجارت مرسوم وابسته و مبتنی بر کاغذ است, تجارت الکترونیکی مبتنی بر اطلاعات و جریان اطلاعات است. برقراری یک روش الکترونیکی تجارت کارآمد با همة قابلیت‏ها و توانایی‌هایش مستلزم وجود قوانین متعدد است. جدای از قواعد مورد نیاز باید گفت تجارت الکترونیکی در عرصة حقوقی (غیرکیفری) مسائل و تنش‏هایی را موجب شده که بدوی‏ترین نکات و مسائل ناظر به حقوق مدنی (ادله، قراردادها، مسئولیت‏ مدنی و ...) است.
به تبع حقوق بین‏الملل خصوصی نیز در زمینة قراردادها، اسناد، اختلافات و ... با حضور عنصر خارجی در قضیه تنش‏هایی را مواجه شده است. از جمله مباحث حریم خصوصی یا حمایت از داده‏هاست که نیازمند حمایتی خاص در امر تجارت الکترونیکی است حمایت از مصرف‏کننده عرصة دیگر حقوقی ا ست که با تنش مواجه شده به خصوص از آنجا که در کشور ما قواعد بدوی و غیردیجیتال را نیز دارا نیست تا بتوان با تسری آنها به محیط دیجیتال به حمایت از مصرف‏کننده در‌ این عرصه اخیر پرداخت. تبعاً‌ آیین دادرسی (غیرکیفری) برای رسیدگی به پرونده‏ها و مشکلات پیش آمده، ادلة اثبات مورد نیاز و چگونگی قواعد آن در‌ این عرصه جدید، سیستم‏های پرداخت و مسائل حقوقی آن و به عبارت بهتر ابعاد حقوقی بانکداری الکترونیکی، ابعاد حقوقی کارت‏های اعتباری، حقوق رقابت و ... همه از عرصه‏های حقوقی (غیرکیفری) است که در قبال تجارت الکترونیکی نیازمند تبیین و تشریح وضعیت جدیدند. البته حقوق مالکیت فکری، قواعد مالی و گمرکی را نیز باید به فهرست بالا افزود (ر.ک: گزارش توجیهی لایحة قانون تجارت الکترونیکی، ص 1 تا 3, موسسه مطالعات و پژوهش‏های بازرگانی.)
این تنش‏ها بعضاً در گزارش توجیهی سال 1378 بحث و بررسی شده و بعضاً موضوع مراحل بعدی پروژه است. اما تجارت الکترونیکی و امضای الکترونیکی در کنار تنش‏های حقوقی (غیرکیفری) با تنش‏های جزایی مواجه‏اند. به کارگیری‌ این ابزار جدید تبعاً مطمح نظر مجرمین نیز قرار می‏گیرد و آنان با جعل امضاهای الکترونیکی (در امضای دیجیتال با جعل کلید) و یا سواستفاده از گواهی دیجیتال، کلاه‌برداری به شکل اتخاذ ماهیت کذب برای کسب منافع مالی، رقابت نامشروع، نقض حقوق مصرف‏کننده به شکل ارائه اطلاعات تقلبی و تقلب در امر مبادله، نقض حق مولف و نقض حریم خصوصی جرایم جدیدی در قالب تجارت الکترونیکی را مرتکب می‌شوند گاه نیاز به ارتکاب عمدی نیست بلکه برخی دقت‏ها که از سوی افراد و مراجع مانند دفاتر خدمات الکترونیکی و ... باید رعایت شود، انجام نمی‌شود و یا با بی‏مبالاتی حریم خصوصی افراد نقض و اطلاعات آنان افشاء یا حق تألیف نقض می‌شود که‌اینان نیز دارای مسئولیت کیفری هستند.
به کارگیری و بهره‏برداری مجرمین از سیستم پرداخت جهت ارتکاب جرایم مربوطه، استفاده از شبکه و کلاً تجارت الکترونیکی جهت تطهیر نامشروع، جرایم بالاخص کارت اعتباری و... نیز در عداد سوءاستفاده مجرمانه از تجارت الکترونیکی‌اند. جمعاً‌ این جرایم باید تحت قواعدی رسیدگی و تعقیب شود‌ این تنش و مشکل ناظر به‌ آیین دادرسی کیفری خاص جرایم مربوط به تجارت الکترونیکی است.‌ این‌ آیین دادرسی طبع ملی و داخلی صرف ندارد. مشکلات بعدی ناظر به صلاحیت رسیدگی به‌ این جرایم و چگونگی همکاری دولت‏ها برای مبارزه با آن است.
در طی دو دهه گذشته، با صرف میلیاردها دلار، سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای مربوطه را وارد کشور شده است و نزدیک به دو دهه نیروی انسانی مجربی آموزش یافته، اما‌ این ثروت عظیم معطل مانده چون بسترهای مناسب استفاده از آن مهیا نیست. استدلال می‌شود برای جامعه‌ای که هنوز مبتلابه فناوری جدید نیست نباید قواعد حقوقی خاص آن تاسیس کرد چون "لوکس" و بی‌مورد خواهد بود. اما‌ آیا ما مبتلابه فناوری جدید نیستیم؟‌ آیا ورود و‌ایجاد‌ این ثروت واقعی نیست؟ شاید چون امروز در بطن تحولات جدید قرار گرفته‌ایم‌ایجاد بستر حقوقی مناسب از طریق تدوین قوانین در فضای سیبرنتیک برای ما عجیب و غیر ضرور به نظر برسد اما‌ آیا بدون‌ایجاد ضوابط قانونی مثلاً می‌توان اطلاعات دیجیتال را "مال" محسوب داشت و از آن حمایت کرد؟‌ آیا اطلاعات دیجیتال در دادگاه‌ها و ادارات کشور قابل استناد هستند؟ و‌ آیا فهرست مشکلات و مسایلی که در بالا به آنها اشاره شد بدون وجود قوانین خاص خود از بین خواهند رفت. و ‌ آیا اصولاً سیستم‌های کامپیوتری در کشوری که فاقد بسترهای اصلی استفاده از آن است به‌کار گرفته خواهد شد؟. حتی اگر بپذیریم کشور ما به‌اندازه کافی تجهیزات مورد استفاده در یک جامعه فراصنعتی را نه به لحاظ اقتصادی و نه به لحاظ سیاسی در خود جای داده، اگر‌ این قوانین تاسیس نشود‌ آیا مبتلابه خواهیم شد چون یک وجه از کارکرد قوانین صرفاً مبارزه با سو‌استفاده‌هاست، کارکرد دیگر آن‌ایجاد بستر مناسب (ایجاد امنیت) جهت ورود و استفاده از فناوری‌های نوین است.‌ این قوانین و قواعد حقوقی پیش‌شرط ورود فناوری‌های جدید است.
نیاکان ما در صد سال پیش هنگامی‌که صنعت و راه‌آهن را به کشور وارد می‌کردند به خوبی می‌دانستند که لوازم آنرا نیز باید وارد جامعه‌ایرانی کنند. تاسیس نهادهای جدید دولتی و علمی، قوانین مالی، حقوقی مثل حقوق کار، مسئولیت مدنی، بیمه، حمل و نقل و ده‌ها قانون و نهاد جدید دیگر مثل دانشگاه–که در زمان خود کاملاً جدید و غیر سنتی بود- امروز برای همه ما امری طبیعی و ضروری است. ورود به جامعه جدید و استفاده از موهبت‌های فراوان آن مستلزم‌ایجاد قواعدی جدید در کشور است. قواعد جدیدی که ما مخترع آن نبوده‌ایم و هیچکس به تنهایی مخترع آنها نیست. اما همه ملزم هستند که به‌ این قواعد اساسی احترام گذاشته و کشور خود را با آن هماهنگ سازند.‌ایجاد استانداردها و مدل‌های قانونی در فضای سیبرنتیک و قواعد لازم‌الرعایه، همه، نتیجه اقدامات سازمان‌های بین‌المللی است که در هر یک از آنها ده‌ها کشور حضور دارند و دغدغه‌ها، خواست‌ها و امکانات خود را در خلال اسناد منتشره نشان می‌دهند.‌ایران نیز عضو چندین سازمان بین‌المللی است و در تنظیم برخی از‌ این اسناد بین‌المللی مشارکت داشته است. واقعیت‌ این است که دوری از‌ این جریان بین‌المللی تنها به محو کشور دوری‌شونده خواهد انجامید. دیگر زمان اقدامات انتزاعی و صرفاً بومی‌کشورها در زمینه‌ای که طبیعت فراملی و فرامرزی دارد به سر آمده. باید اصول جدید را شناخت و متناسب با فرهنگ و‌اندیشه ملی -اما با حفظ طبیعت بین‌المللی آن- آنها را در قالب فعالیت‌های قانونی، علمی‌و غیره هدایت کرد. قانونمند کردن تبادل اطلاعات تجاری و مبادله‌ای در فضای الکترونیکی که یکی از زیرمجموعه‌های اصلی جریان آزاد اطلاعات محسوب می‌شود یکی از‌ این اقدامات است که در ضمن آغاز مهمی‌برای ورود در صحنه‌ای است –صحنه اقتصادی- که وقت چندانی برای حضور باقی نمانده است.
بر اساس آماری که در سال 1999 رسماً انتشار یافته:
 171 میلیون نفر جمعیت درونخط (on-line) وجود دارد که از کاربران تار جهان‌گستر محسوب می‌شوند.
 تا سال 2005 میلادی کاربران تار جهان‌گستر خارج از‌ایالات متحده امریکا بالغ بر 700 تا 900 میلیون نفر خواهد شد.
 تا سال 2003 میلادی 47 میلیون خانه‌دار اروپایی به‌اینترنت دسترسی خواهند داشت.
 تا سال 2003 میلادی 3/24 میلیون اتباع امریکای لاتین به‌اینترنت دسترسی خواهند داشت.
 در سال 1999 در هندوستان 500000 تقاضا برای اتصال به‌اینترنت وجود داشت.
 در سیستم‌های بومی، تجار سه برابر خریداران هستند.
 یک سوم جامعه درونخط بلژیک خریدهای خود را از طریق‌اینترنت انجام میدهند.
 تجارت الکترونیکی اروپا در فروش محصولات خود به مصرف‌کننده تا پایان سال 2002 میلادی از امریکا به پیش خواهد افتاد.
 بازار تجارت الکترونیکی تا پایان سال 2001 میلادی به 2/1 تریلیون دلار بالغ خواهد شد.
 5/2 میلیارد ساعت وقت جامعه درونخط صرف download کردن اطلاعات می‌شود.
آمار و حقایق فوق از عظمت فعالیت‌هایی خبر می‌دهد که تازه در آغاز حرکت است. وجود امکانات بالقوه و استعداها از یکطرف و فاصله طبقاتی دارندگان و ندارندگان اطلاعات (have’s and have’s not) از طرف دیگر، دو روی یک سکه هستند. اگر بخواهیم در زمینه تجارت الکترونیکی –یعنی روی مثبت سکه- دقیقتر سخن بگوییم در فضای جدید حداقل چهار لایه اصلی وجود دارد: 1. زیرساخت‌های‌ اینترنتی 2. نرم‌افزارهای کاربردی در‌اینترنت 3. واسطه‌های‌ اینترنت 4. تجارت و مبادلات در‌اینترنت.
1. زیرساخت‌های‌ اینترنتی: تامین‌کنندگان ستون فقرات‌اینترنتی، تامین‌کنندگان خدمات‌اینترنت، شرکت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، سازندگان کامپیوترهای شخصی و سرورها، شرکت‌های ساخت تجهیزات‌ایمنی سیستمها، سازندگان فیبرهای نوری، سازندگان سخت‌افزار.
2. نرم‌افزارهای کاربردی‌اینترنت، مشاوران‌اینترنت، نرم‌افزارهای تجاری‌اینترنت، چندرسانه‌ها، نرم‌افزارهای توسعه وب، نرم‌افزارهای جستجوی فعال، آموزش درونخطی.
3. واسطه‌های‌ اینترنتی، سازندگان بازار در سطح عمودی، واسطه‌های درونخطی، انبوه سازی محتویات (پایگاه‌های داده)، تامین‌کنندگان محتوی/دروازه، دلالان‌اینترنتی، تبلیغات‌اینترنتی
4. لایه تجارت‌اینترنتی، خرده‌فروشان الکترونیکی، سازندگان و فروش درونخط، فروش اشتراک‌ها، فروش بلیط هواپیماها، فروش خدمات حرفه‌ای و تفریحات.
هریک از عناوین فوق دارایی‌های اقتصادی و مالی عظیمی‌هستند -که در ضمن میزان زیادی شغل‌ایجاد خواهند کرد-. جهت "استخراج"‌ این دارایی‌ها، باید زیرساخت‌های لازم قانونی‌، فنی، فرهنگی و سیاسی/اقتصادی بر اساس استانداردهای بین‌المللی ‌ایجاد شود.
به‌عنوان مثال در حالی که دارایی‌های فیزیکی هر اقتصادی –که البته هنوز هم معتبر است- مبتنی بر مواد خام مثل استیل، نفت و گاز می‌باشد، در اقتصاد جامعه‌اینترنتی‌ این دارایی‌ها بر اساس سرعت شبکه‌ها، دقت نرم‌افزارهای کاربردی، فعالیت واسطه‌ها و‌ایجاد بستر مبادلات الکترونیکی‌اندازه‌گیری می‌شود.
کشور ما با اکثریت نیروی جوان می‌تواند با هدایت استعدادها در صنعتی که با اتخاذ چند سیاست کلیدی آثار اقتصادی مهمی‌به ارمغان می‌آورد، انتقال نیروی کار و دانش جامعه را از نمادهای صنعتی به فراصنعتی آغاز کند. با‌ این اقدام ضمن‌ایجاد مشاغل عصر انفورماتیک از فرار نیروهای متخصص موجود جلوگیری خواهد شد. در کشور هندوستان بدون آنکه شرکتها و متخصصان انفورماتیک جلای وطن کنند از طریق تجارت الکترونیکی محصولات نرم‌‌افزاری خود را به امریکا و اروپا صادر کرده و ثروت زیادی تولید می‌کنند.
در فضایی که سرعت و دقت مهمترین عامل‌ایجاد ثروت محسوب می‌شود حتی اگر بهترین کالاهای اطلاعاتی و یا مادی را تولید کنیم –به لحاظ عدم به‌موقع عرضه- موفق به فروش آن نخواهیم شد و شاید در‌آینده نه چندان دور حتی از فروش تک محصولات مهم خود ناتوان شویم. اکنون ثروت و منابع دنیا در اقیانوسی سرازیر می‌شود که تنها طریق استخراج آن آشنایی با فن شنا و قواعد صید است. اگر به دلیل عدم آشنایی ‌با فن شنا یا عدم علاقه نخواهیم وارد‌ این اقیانوس شویم به زودی اقیانوس مارا فرا خواهد گرفت و در‌ این صورت جسد ما طعمه خوبی برای صیادان خواهد بود. تصویب قانون تجارت الکترونیکی به‌عنوان اولین گام اکنون یک ضرورت است. با درک چنین موقعیت‌هایی بود که بعضی کشورهای در حال توسعه همگام و همزمان با کشورهای پیشرفته در اواسط دهه 90 اقدامات لازم را انجام دادند. کره جنوبی در سال 1996 -یعنی یک سال پس از تصویب اولین قانون امضای دیجیتال در‌ایالت یوتا 1995- قانون اتوماسیون و توسعه تجارت خود را تصویب کرد. مالزی در سال 1997 (قانون امضای دیجیتال). سنگاپور در سال 1998 (قانون مبادلات الکترونیکی). هنگ‌کنگ در سال 2000 (قانون امضای دیجیتال). تایلند در 2000 هندوستان در سال 2000 (لایحه فناوری اطلاعات). و آرژانتین 1998، آلمان 1997، استونی 1997، استرالیا 1999،‌ایتالیا 1997،‌ایرلند 2000، برزیل 1997، سوئد 1998، سوییس 2000، فرانسه 2000، فنلاند 1999، کانادا 1998، کلمبیا 1999، لوکزامبورگ 1998(پیشنویس)، مالت 2000(تنظیم لایحه توجیهی)، نیوزلند 1999(لایحه مبادلات الکترونیکی) و امریکا در سطح فدرال و تقریباً همه‌ایالات آن و بسیاری از کشورها در حال تنظیم قانون در‌ این مورد هستند.
پیشنویس جدید قانون تجارت الکترونیکی اولین اقدام از سلسله اقدامات قانونی در حقوق فضای سیبرنتیک محسوب می‌شود. اولین قانون مهم عصر انفورماتیک. با تصویب‌ این قانون تبادل اطلاعات الکترونیکی از طریق شبکه‌ها و واسط‌های الکترونیکی امکان‌پذیر خواهد شد. قانون به نحوی است که نه تنها تجار بلکه سیستم بوروکراتیک کشور نیز می‌تواند بدون مشکلات قانونی، خدمات اداری-مالی را از راه دور به شهروندان ارایه دهد و نیز در‌ این زمینه آغازی برای‌ ایجاد دولت الکترونیکی است-که‌ایده آن در اواسط دهه 90 به‌وجود آمد- (در‌ این مورد به سلسله مقالات خبرنامه انفورماتیک از انتشارات دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک کشور، شماره 68 الی73 رجوع کنید).
بخش‌ اول‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ (مقررات عمومی) در سال‌ 1378 به‌ صورت‌ یک‌ لایحة‌ توجیهی‌ (White Paper) ارائه‌ شد. در گزارش‌ توجیهی آن‌ لایحه‌ راجع‌ به‌ قوانین‌ مرتبط‌ با قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ به اختصار گفته‌ شد و اکنون‌ علاوه بر مقررات عمومی‌سایر عناوین حقوقی در متن جدید پیشنویس قانون تجارت الکترونیکی اضافه شده‌اند.
تحولاتی که در دو سه ساله اخیر روی داده است تغییرات نسبتاً مهمی‌را در بخش مقررات عمومی‌‌آن لایحه باعث شده است. و به‌ نظر می‌رسد که‌ در‌آینده نزدیک به پیروی از قانونگذار فرانسوی (ماده 1316 قانون مدنی و شماره‌های فرعی آن) لازم شود که جلد سوم‌ از قانون‌ مدنی‌ (ادلة‌ اثبات‌) اصلاح‌ شود.
از سال‌ 1995 میلادی‌ که‌‌ایالت‌ یوتا اولین‌ قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌ را معرفی‌ کرد سایر کشورها با الهام‌ از‌ این‌ قانون‌ اقدامات‌ مشابهی‌ را سازمان‌ دادند. قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌‌ایالت‌ یوتا با تکیه‌ بر یک‌ فناوری‌ خاص‌ مانع‌ از پیدایش‌ و تحول‌ سیستم‌های‌ رمزنگاری‌ و امنیتی‌ جدیدتر بود و در نتیجه‌ بازار فناوری‌های‌ مستندسازی‌ اطلاعات‌ با پدیده‌ ثبات‌ و عقب‌ماندگی‌ روبرو می‌شد. به‌ این ترتیب رهیافت‌ قانونی‌‌ایالت یوتا در کمتر از دو سال‌ اعتبار خود را از دست‌ داد و سایر‌ایالات‌ امریکا از جمله‌‌ایلینویز و کالیفرنیا بدون‌ تکیه‌ بر یک‌ فناوری‌ خاص‌ و با اتخاذ رویکردی عام‌تر (فناوری‌-خنثنی‌) اقدام‌ به‌ تصویب‌ قانون‌ کردند. از آن‌ تاریخ‌ تاکنون بیش از 50 کشور قانون‌ تصویب‌ کرده‌اند و کشورهای‌ زیادی‌ در‌ این‌ مورد گزارش‌های‌ ملی‌ تنظیم‌ کرده‌اند و برخی‌ دیگر از کشورها در حال‌ انجام‌‌ این‌ کار هستند.
امروزه‌ بیشتر قانون‌گذاران‌ ملی‌ اعتقاد دارند که‌ در تصویب‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ تلاش‌ خود را معطوف‌ به‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ (electronic authentication) اطلاعات‌ کنند. تا علاوه‌ بر تکیه‌ بر امضای‌ دیجیتال‌ به‌عنوان‌ یک‌ فناوری‌ مطمئن‌، سایر امضاهایی‌ که‌ در‌ این‌ حد از امنیت‌ برخوردار هستند به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شود‌ این‌ وسایل‌ عبارتند از بایومتریک‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ پویای‌ امضاء.
از طرف‌ دیگر فناوری‌های‌ متفاوت‌ برای‌ اهداف‌ متفاوتی‌ به‌ وجود آمده‌اند. در زندگی‌ روزمره‌ طیف‌ وسیعی‌ از فعالیت‌های‌ مالی‌، اقتصادی‌ و اداری‌ صورت‌ می‌گیرد. سؤال‌‌ این‌ است‌ که‌‌ آیا برای‌ تبادل‌‌ این‌ طیف‌ وسیع‌ و متنوع‌ از اطلاعات‌ تنها باید از یک‌ فناوری‌ خاص‌ استفاده‌ کرد؟ به‌عنوان‌ مثال‌ استفاده‌ گسترده‌ از امضای‌ دیجیتال‌ مستلزم‌ وجود یک‌ مرجع‌ ثالث‌ مستندسازی‌ (زیرساخت کلید عمومی‌ PKI ) است‌ که‌ از قبل‌ در قانون‌ ملی‌ حقوق‌ و تکالیف‌ طرفین‌ مبادله‌ و دفتر خدمات الکترونیکی‌ (مرجع‌ ثالث‌) به‌ روشنی‌ بیان‌ شده‌ باشد. استفاده‌ از‌ این‌ فن‌ مستندسازی‌ برای‌ معاملات‌ کم‌ اهمیت‌ و یا برخی‌ از فعالیت‌های‌ بوروکراتیک‌ پرهزینه‌ و غیرضرور است‌ و به‌ سادگی‌ می‌توان‌ از سایر فنون‌ همچون‌ مستندسازی‌ صوتی‌ -که‌ به‌‌ این‌ زیرساخت نیاز ندارد- استفاده‌ کرد.
از طرفی‌ فنون‌ دیگری‌ مثل‌ بایومتریک‌ وجود دارند که‌ به‌‌اندازه‌ امضای‌ دیجیتال‌‌ایمن‌ هستند.‌ این‌ فناوری‌ نیز به‌ یک‌ مرجع‌ ثالث‌ جهت‌ مستندسازی‌ و گواهی‌ نیاز دارد.‌ آیا‌ این‌ امکان‌ وجود دارد که‌ به‌ جای‌ به‌ وجود آوردن‌ زیرساخت کلید عمومی‌، یک‌ زیرساخت ژنریک‌ که‌ عمومی‌تر باشد‌ایجاد کرد تا بایومتریک‌ و سایر فنونی‌ که‌ در‌آینده‌ اختراع‌ می‌شود تحت‌ پوشش‌ قرار گیرد؟ و‌ آیا تعقیب‌‌ این‌ هدف‌ و دست‌ یافتن‌ به‌ یک‌ راه‌حل‌ مطلوب‌ و‌ایده‌ال‌ است‌؟ تجربه‌ کشورها چه‌ چیزی‌ را نشان‌ می‌دهد؟ از سال 1995 یعنی زمان تصویب اولین قانون امضای دیجیتال توسط‌ایالت یوتا، تاکنون سه رویکرد مهم قانونگذاری وجود داشته است: 1.رویکرد دستوری‌ یا تجویزی (Prescriptive Aproach) 2. رویکرد دوگانه‌ (Aproach Two-Tier) 3. رویکرد‌ «حداقلی‌» ( Minimalist Aproach )

 


2) رویکردهای‌ مختلف‌ قانون‌گذاری‌ در جهان‌

 

2-1- رویکرد دستوری‌ یا تجویزی‌
رهیافت‌ دستوری‌ مبتنی‌ بر تعاریف‌ منجز حقوقی‌ است‌ و جزییات مفصلی را در خصوص یک فناوری خاص در خود جای داده است به همین دلیل سایر مکانیزم‌های‌ مستندسازی‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شود. کشورهای‌ آرژانتین‌، آلمان‌،‌ایتالیا و مالزی‌ از‌ این‌ روش‌ پیروی‌ کرده‌اند‌ این‌ کشورها قانون‌ خود را به‌طور مشخص‌ قانون‌ امضای‌ دیجیتال‌ نامیده‌اند. به‌ جز سنگاپور همه‌‌ این‌ کشورها قبل‌ از سال‌ 1998 اقدام‌ به‌ تصویب‌ قانون‌ کردند اما از‌ این‌ سال‌ به‌ بعد (1998) همة‌ لوایح‌ قانونی‌ و یا گزارش‌ متخصصان‌ ملی‌ بر اساس‌ فناوری‌- خنثی‌ تنظیم‌ شده‌ است‌. مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ (1996) نیز فناوری‌- خنثی‌ است‌ و علاوه‌ بر آن‌ قواعد متحدالشکل‌ آنسیترال‌ برای‌ امضای‌ الکترونیکی‌ به‌ نحوی‌ نگارش‌ شده‌ که‌ سایر فناوری‌های‌ رمزنگاری‌ و مستندسازی‌ را به‌ رسمیت‌ می‌شناسد.

 

2-2- رویکرد ‌ دوگانه
در سطح‌ اول‌، قانون‌گذار بیشتر مکانیزم‌های‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ را بر مبنای‌ فناوری‌-خنثی‌ می‌پذیرد و به‌‌ این‌ مکانیزم‌ها آثار حقوقی‌ معینی‌ می‌بخشد. به‌عنوان‌ مثال‌ فناوری‌هایی‌ که‌ در سطح‌ اول‌ قبول‌ می‌شوند به‌عنوان‌ اطلاعات‌ مکتوب‌ محسوب‌ شده‌ که‌ به‌ هر حال‌ وجود دارد و قابل‌ ارائه‌ به‌ دادگاه‌ است‌ اما موجب‌‌ این‌ فرض‌ قانونی‌ نیست‌ که‌ هویت‌ یا قصد امضاءکننده‌ محرز باشد. در سطح‌ دوم‌، قانون‌گذار طبقه‌ای‌ از فناوری‌های‌ مورد قبول‌ را با آثار مثبت‌ و منفی‌ حقوقی‌ به‌ رسمیت‌ می‌شناسد.‌ این‌ فناوری‌ها اغلب‌ به‌ «مطمئن‌»، «ایمن‌» و یا «برتر» موسوم‌ هستند که‌ با عطف‌ به‌ محک‌های‌ عام‌ و یا با عطف‌ به‌ قانون‌ خاص‌ رمزنگاری‌ نامتقارن‌ و یا جدولی‌ از فناوری‌ها اعتبار می‌یابند. اطلاعات تنظیم‌ شده‌ با استفاده‌ از یکی‌ از‌ این‌ روش‌ها نوعاً به‌عنوان‌ سند محکمه‌پسند محسوب‌ می‌شوند که‌ مثلاً هویت‌ امضاءکننده‌ و تمامیت‌ محتوای‌ سند مفروض‌ داشته‌ می‌شود. در‌ این‌ سطح‌ قانون‌گذار چاره‌ای‌ جز آن‌ ندارد که‌ مسایل‌ مربوط‌ به‌ دفاتر خدمات الکترونیکی‌ ثالث‌ (از جمله‌ PKI ) را مورد توجه‌ قرار دهد.
رهیافت‌ دوگانه‌ تقریباً یک‌ روش‌ خود-مستندسازی‌ محسوب‌ می‌شود زیرا به‌ همة‌ اطلاعات‌ الکترونیکی‌ به‌عنوان‌ یک‌ حداقل‌ قانونی‌ اعتباری‌ در حد سند مکتوب‌ می‌بخشد (ماده‌ 5 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌: اثر حقوقی و اعتبار اطلاعات الکترونیکی‌ نباید صرفاً به‌ دلیل‌ شکل آن رد شود). و پیش‌ از‌ این‌ با رعایت‌ شروطی‌ که‌ در متن‌ قانون‌ آمده‌ (رعایت‌ محک‌های‌ امنیتی‌ و مطمئن‌سازی‌) آثار حقوقی‌ قوی‌تری‌ در نظر گرفته‌ می‌شود.‌ این‌ رهیافت‌ برای‌ سیستم‌های‌ باز و بسته‌ قابل‌ استفاده‌ خواهد بود.
‌ این‌ رویکرد در لایحة‌ توجیهی‌ قانون‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ سال‌ 1378 مورد توجه‌ قرار گرفت‌. در‌ این‌ لایحه‌ برای‌ امضاء در دو سطح‌ اعتبار قانونی‌ در نظر گرفته‌ شده‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ شامل‌ هر نوع‌ علامت‌، حرف‌ و ... است‌ که‌ هر واسط‌ الکترونیکی‌ می‌تواند آن‌ را تولید کند. در‌ این‌ وضعیت‌ اعتبار قانونی‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ یک‌ حداقل‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌ می‌شود. اما در سطح‌ دوم‌ دو شاخه‌ اصلی‌ برای‌ امضای‌ مطمئن‌ قایل‌ شده‌ است‌ که‌ در یک‌ شاخه‌ محک‌های‌ عام‌ یک‌ امضای‌ مطمئن‌ معرفی‌ می‌شوند و در شاخه‌ دیگر امضای‌ دیجیتال‌ و زیرساخت کلید عمومی‌توصیف‌ شده‌اند. با اصلاحاتی که در متن جدید پیشنویس قانون تجارت الکترونیکی به‌عمل آمده، شاخه دوم محول به تدوین‌ آیین‌نامه‌های خاص شده است و توابع ضروری آن مثل‌ایجاد زیرساخت کلید عمومی‌(PKI) در دل یک زیرساخت بزرگتر و عمومی‌تر -موسوم به Certification Service Provider که یک زیرساخت ژنریک است-، قرار گرفته است تا سایر فناوری‌ها نیز بتوانند از امکانات زیرساخت گواهی بهره ببرند.
نکتة‌ دیگری‌ که‌ به‌ بحث‌ مستندسازی‌ اطلاعات‌ مربوط‌ می‌شود مسأله‌ سیستم‌ حقوقی‌ ادلة‌ اثبات‌ در‌ایران‌ است‌. ادلة‌ اثبات‌ در قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ احصاء شده‌ است‌ و به‌ نظر می‌رسد که‌ بهتر است‌ هرگونه‌ اصلاح‌ اساسی‌ در سیستم‌ دلایل‌ از طریق‌ قانون‌ مدنی‌ صورت‌ پذیرد لذا در مرحلة‌ اول‌ و در بخش‌ مربوط‌ به‌ اصول‌ اساسی‌ ادله‌ اثبات‌ عنوان‌ جدیدی‌ -ششم‌ و مثلاً دلیل‌ الکترونیکی‌ و یا ذیل‌ اسناد-، به‌ قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ افزوده‌ شود. البته‌ به‌ نظر می‌رسد بهتر است‌ واژه‌ای‌ عام‌تر انتخاب‌ شود زیرا معلوم‌ نیست‌ در‌آینده‌ پیشرفت‌ فناوری‌های‌ اطلاعاتی‌ چه‌ واسط‌های‌ دیگری‌ را با آثار و تبعات‌ مشابه‌- به‌ بازار عرضه‌ کند. قانون‌گذار فرانسوی‌ نیز از‌ این‌ روش‌ پیروی‌ کرده‌؛ ابتدا قانون‌ مدنی‌ خود را – ماده‌ 1316 و توالی‌ آن‌ - تحت‌ عنوان‌ دلیل‌ ادبی‌ یا مکتوب‌ (literal proof) اصلاح،‌ سپس‌ در دستورالعمل شورای دولتی، مواد مربوط‌ به‌ امضای الکترونیکی‌ مدون‌ شده‌ است‌.
قانون‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ سال‌ 1998 سنگاپور نیز مثال‌ خوبی‌ است‌.‌ این‌ قانون‌ یک‌ تفکیک‌ پایه‌ای‌ بین‌ سوابق‌ الکترونیکی‌ و امضاء از یک‌ طرف‌ و سوابق‌ و امضای الکترونیکی‌ مطمئن‌ از طرف‌ دیگر قایل‌ شده‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ یعنی‌ مجموعه‌ای‌ از حروف‌، اعداد، یا علایم‌ دیجیتال‌ که‌ به‌ سابقه‌ (ثبت‌) الکترونیکی‌ ضمیمه‌ یا الصاق شده است‌ و به‌ قصد مستندسازی‌ اطلاعات‌ به‌عنوان‌ یک‌ سابقه‌ ساخته‌ می‌شود.
در‌ این‌ قانون‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ فی‌الواقع‌ یک‌ امضاء محسوب‌ می‌شود (گرچه‌ محدودیت‌هایی‌ در ارتباط‌ با قصد، انتقال‌ مال‌ غیرمنقول‌، و اسناد مشابه‌ وجود دارد) و به‌ هر طریقی‌ قابل‌ اثبات‌ است‌. در عوض‌ یک‌ «امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌» یا یک‌ امضای‌ دیجیتال‌ است‌ و مطابق‌ با استانداردهای‌ امضای‌ دیجیتال‌ مندرج‌ در قانون‌ به‌ وجود آمده‌ و یا «یک‌ فرآیند مطمئن‌ تجاری‌ معقول‌ است‌ که‌ طرفین‌ آن‌ را به‌ رسمیت‌ شناخته‌اند». به‌‌ این‌ ترتیب‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ باید 1) نسبت‌ به‌ شخص‌ استفاده‌کننده‌ منحصر به‌ فرد باشد 2) قابلیت‌ تعیین‌ هویت‌ شخص‌ را داشته‌ باشد 3) به‌ نحوی‌‌ایجاد شده‌ باشد که‌ تحت‌ کنترل‌ انحصاری‌ شخص‌ استفاده‌کننده‌ بوده‌ باشد و 4) به‌ نحوی‌ به‌ سند الکترونیکی‌ متصل‌ شده‌ باشد که‌ تمامیت‌ آن‌را بتوان‌ تصدیق‌ کرد.
اسنادی‌ که‌ به‌ وسیلة‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ تولید می‌شوند فرض‌ تمامیت‌ را در دل‌ خود دارند‌ این‌ فرض‌ که‌ امضاء متعلق‌ به‌ شخص‌‌ایجادکننده‌ است‌ و‌ این‌ فرض‌ که‌ کاربر، امضاء را به‌ قصد امضاء به‌علاوه‌ سایر تبعات‌ حقوقی‌ آن‌ از جمله‌ تأیید سند لحاظ‌ کرده‌ است‌.‌ این‌ قانون‌، امضای‌ دیجیتال‌ را به‌عنوان‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ محسوب‌ و یک‌ رژیم‌ جامع‌ راجع‌ به‌ آن‌ تدوین‌ کرده‌ است‌.
دستورالعمل‌ اتحادیه‌ اروپا (European Directive 1999/93/ce) نیز تقریباً رهیافتی‌ دوگانه‌ معرفی‌ کرده‌ است‌. تفکیک‌ اصلی‌ در‌ این‌ دستورالعمل‌ بین‌ «امضای‌ الکترونیکی‌» و «گواهی‌های‌ معتبر» است‌. یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ امضایی‌ است‌ که‌ چهار معیار مثل‌ آن‌ها که‌ در بالا راجع‌ به‌ قانون‌ سنگاپور توصیف‌ شد - تک‌ بودن‌، هویت‌، امنیت‌ و تمامیت‌ را دارا باشد و‌ این‌ دستورالعمل‌ کشورهای‌ عضو را از‌ این‌ که‌ صرفاً به‌ دلیل‌ الکترونیکی‌ بودن‌ آن‌ را نپذیرند نهی‌ می‌کند. در عوض‌ «گواهی‌ معتبر» یک‌ «گواهی‌ دیجیتال‌ است‌ که‌ وسیله‌ تطبیق‌دهی‌ امضا را به‌ شخص‌ اتصال‌ می‌دهد تا هویت‌ وی‌ تأیید شود» و به‌معنای‌ رعایت‌ الزامات‌ فنی‌ است‌ که‌ در ضمیمه‌ شماره 1 دستورالعمل‌ آمده‌ است‌. کشورهای‌ عضو متعهد هستند که‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مبتنی‌ بر گواهی‌های‌ معتبر را به‌عنوان‌ امضایی‌ که‌ لوازم‌ قانونی‌ امضای‌ دست‌ نوشته‌ را رعایت‌ کرده‌ محسوب‌ کنند و آن‌را به‌عنوان‌ دلیل‌ در دادرسی‌ بپذیرند (مثل‌ سند کاغذی‌) اما فقط‌ به‌ شرط‌ آن‌که‌ امضای‌ الکترونیکی‌ با استفاده‌ از «وسیله‌‌ایجاد امضای‌ مطمئن‌» صورت‌ گرفته‌ باشد (همانطور که‌ در ضمیمه‌ شماره 3 تعریف‌ شده‌ است‌).
در سطح‌ بین‌المللی‌، آنسیترال‌ نیز رهیافت‌ دوگانه‌ای‌ در قواعد متحدالشکل‌ اتخاذ کرده‌ است‌. پیش‌نویس‌ قواعد متحدالشکل‌ بین‌ «امضای‌ الکترونیکی‌» که‌ باید مقررات‌ وسیع‌ ماده‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ را رعایت‌ کند و گروه‌ بسته‌تر امضاء (موسوم‌ به‌ پیشرفته‌) که‌ طرفین‌ مطابق‌ قرارداد، استاندارد بالاتری‌ را رعایت‌ خواهند کرد تفکیک‌ قایل‌ می‌شود. امضای‌ الکترونیکی‌ امضایی‌ همراه‌ با تبعات‌ حقوقی‌ است‌ که‌ باتوجه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ مناسب‌ از جمله‌ یک‌ قرارداد شکل‌ گرفته‌ است‌. امضای‌ الکترونیکی‌ «مطمئن‌» یا «پیشرفته‌» (enhanced) امضایی‌ است‌ که‌ فروض‌ مختلف‌ را در دل‌ خود دارد از جمله‌‌اینکه‌ پیام‌ امضاء شده، شخص‌ موردنظر آن‌را امضاء کرده‌ و داده‌پیام‌ هیچ‌ تغییری‌ نکرده‌ است‌.
در مورد به‌ رسمیت‌ شناختن‌ توافق‌های‌ خصوصی‌ در خصوص‌ امضای‌ پیشرفته‌ یا مطمئن‌ در سی‌ و دومین‌ نشست‌ گروه‌ کاری‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ سازمان‌ ملل‌ در ژانویه‌ 1998، نظر اعضای‌ شرکت‌کننده‌‌ این‌ بود که‌ آزادی‌ قراردادهای‌ خصوصی‌ و آزادی‌ طرفین‌ در انتخاب‌ فناوری‌ مستندسازی‌ با‌ این‌ خطر مواجه‌ است‌ که‌ طرفین‌ به‌ فناوری‌های‌ مستندسازی‌ غیرمطمئن‌ تکیه‌ کنند در نتیجه‌‌ این‌ امر در تعارض‌ با مادة‌ قبل‌ از آن‌ که‌ به‌ تعریف‌ امضای‌ پیشرفته‌ پرداخته‌ قرار گیرد. بنابر این‌ پیشنهاد شد که‌ طرفین‌ قرارداد به‌طور صریح‌ اعلام‌ کنند که‌ فناوری‌ پذیرفته‌ شده‌ در قرارداد آثار یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ مطمئن‌ را داراست‌ و‌ این‌ مضمون‌ در ماده‌ مربوط‌ به قانون‌ لحاظ‌ شود.

 

2-3- رویکرد‌ «حداقلی‌»
امروزه‌ بیشتر قانون‌گذاران‌ ملی‌ مایلند که‌ از تدوین‌ قواعد و استانداردهای‌ جزیی‌ برای‌ فنون‌ متفاوت‌ مستندسازی‌ اجتناب‌ کرده‌ و حداقل‌ ضوابط‌ را برای‌ شناسایی‌ حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ تعیین‌ کنند. گزارش‌ گروه‌ متخصصان‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ استرالیا تحت‌ عنوان‌ «تجارت‌ الکترونیکی‌: ساخت‌ چارچوب‌ حقوقی‌» به‌ بررسی‌ قوانین‌ موجود در سطح‌ ملی‌ و نمونه‌ قوانین‌ بین‌المللی‌ پرداخته‌ و در بخشی‌ از گزارش‌ خود یادآور شده‌:
«در تصویب‌ قانونی‌ که‌ به‌‌ایجاد یک‌ رژیم‌ مفصل‌ قانونی‌ برای‌ تجارت‌ الکترونیکی‌ منجر شود باید احتیاط‌ کرد چون‌ بدون‌ رویکرد متحدالشکل‌ بین‌المللی‌ در امر قانون‌گذاری‌، ممکن‌ است‌ بدون‌ توجه‌ به‌ راه‌حل‌های‌ مناسب‌ بازار یک‌ راه‌حل‌ نامتناسب‌ اتخاذ شده‌ باشد. به‌ دلیل‌ تحولات‌ سریع‌ در‌ این‌ عرصه‌، بهتر‌ این‌ است‌ که‌ بازار را برای‌ انتخاب‌ آزاد بگذاریم‌ مثل‌ سطوح‌ امنیتی‌ و اطمینان‌پذیری‌ مورد لزوم‌ امضا. بنابراین‌ توصیه‌ می‌شود که‌ قانون‌گذار صرفاً راجع‌ به‌ آثار حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ بحث‌ کند».
گزارش‌ ادامه‌ می‌دهد که‌ ماده‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ که‌ استانداردهای‌ وسیعی‌ برای‌ شناسایی‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ تعیین‌ کرده‌ تنها قانون‌ ارائه‌ شده‌ای‌ است‌ که‌ تعیین‌ یک‌ چارچوب‌ را برای‌ فنون‌ متفاوت‌ مستندسازی‌ الکترونیکی‌ لازم‌ دانسته‌. از‌ این‌رو گزارشگر استرالیایی‌ به‌ طور خاص‌‌ این‌ پیشنهاد را که‌ استفاده‌ وسیع‌ از امضای‌ دیجیتال‌ و سایر مستندسازی‌های‌ الکترونیکی‌ لازمه‌اش‌ وجود یک‌ چارچوب‌ قانونی‌ برای‌ تعیین‌ حقوق‌، وظایف‌، و مسئولیت‌های‌ اطراف‌ مبادله‌ در تأمین‌ امنیت‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ است‌ رد می‌کند.
توصیه‌‌ این‌ گروه‌ متخصص‌ در پیش‌نویس‌ لایحة‌ مبادلات‌ الکترونیکی‌ ژانویة‌ 1999 مورد توجه‌ واقع‌ شد. مادة‌ 10 پیش‌نویس‌ لایحه‌ آثار وسیعی‌ به‌ امضای‌ الکترونیکی‌ که‌ به‌ روش‌ «مطمئن‌ و متناسب‌ اهداف‌ مورد تبادل‌ اطلاعات‌»‌ایجاد شده‌، بخشیده‌ است‌.

 

3) آثار و فروض‌ قانونی‌

 

3-1- اثر حقوقی‌
قوانینی‌ که در زمینه امضای‌ الکترونیکی‌ تدوین می‌شوند استنادپذیری‌ آنرا‌ در سیستم قضایی تبیین می‌کند‌. قانون‌گذاران قواعد خاصی را مثل امضاء یا مکتوب‌ در نظر می‌گیرند برای‌ مثال‌ گزارش‌ دیوان‌ عدالت‌ کانادا می‌گوید‌ کلمة‌ «مکتوب‌» 1600 بار در قوانین‌ کانادا تکرار شده‌ است‌. برای‌ فایق‌ آمدن‌ بر مشکل‌ اثر حقوقی‌ یک‌ سند الکترونیکی‌ مادة‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ می‌گوید: « (1) روشی‌ استفاده‌ شود که‌ از طریق‌ آن‌ هویت‌ امضاءکننده‌ و تأیید محتوای‌ داده‌پیام وسیلة‌ وی‌ محرز شود. (2) روشی‌ مطمئن‌ محسوب‌ می‌شود که‌ با توجه به اوضاع و احوال شامل‌ قراردادهای مربوطه، ‌متناسب‌ با هدف‌ داده‌پیام‌، تولید یا مبادله‌ شده باشد.»‌ این‌که‌ قانون‌گذاران‌ چگونه‌‌ این‌ مفاد را در قانون‌ ملی‌ اعمال‌ می‌کنند زیاد مشخص نیست.
البته‌ سیستم‌ قضایی‌ امریکا در دعاوی‌ که‌ مطرح‌ بوده‌ نشان‌ داده‌ که‌ تفاوت‌ زیادی‌ بین‌ تلکس‌، فاکس‌ و امضای‌ الکترونیکی‌ قایل‌ نیست‌ و همانطور که‌ در مبادلات‌ بازرگانی‌ و موارد قبلی‌ آن‌ها را پذیرفته‌ در مورد امضای‌ دیجیتال‌ خواهد پذیرفت‌. «قاعدة‌ بهترین‌ دلیل‌» (best evidence rule) عنوانی‌ است‌ که‌ محاکم‌ امریکا با استناد به‌ آن‌ به‌ نحوی‌ قانونی‌ نسبت‌ به‌ پذیرش‌ ادلة‌ جدید از خود عکس‌العمل‌ نشان‌ می‌دهند.
وضعیت‌ در سیستم‌ حقوق‌ نوشته‌ (civil law) پیچیده‌تر است‌. قانون‌ کشورهای‌ حقوق‌ نوشته‌ در مورد ادلة‌ اثبات‌ بیشتر دستوری‌ و توصیفی‌ است‌. در‌اینگونه‌ کشورها از جمله‌ کشور ما‌ سلسله‌ مراتبی‌ از ادله‌ وجود دارد که‌ ارزش‌ اثباتی‌ هر یک‌ از آن‌ها به‌ دقت‌ تعیین‌ شده‌ است‌. گزارش‌ ملی‌ فرانسه‌ تأکید می‌کند که‌ قانون‌ مدنی‌ در شرایط‌ متفاوتی‌ وجود یک‌ امضای‌ دست‌ نوشته‌ یا اصل‌ سند را لازم‌ می‌داند و لازمة‌ سلسله‌ مراتب‌ ادلة‌ اثبات،‌ ارزش‌ اثباتی‌ متفاوت‌ هر یک‌ از آن‌ها است‌ که‌ یکی‌ از موارد آن‌، اثبات‌ امضای‌ یک‌ سند است‌ (طیفی‌ از امضای‌ انجام‌ شده‌ در دفتر ثبت‌ اسناد یا امضاهایی‌ که‌ از طریق‌ فاکس‌ ارسال‌ می‌شود و کپی‌ امضاء).‌ این‌ گزارش‌ نتیجه‌ می‌گیرد که‌ قانون‌ مدنی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ را پوشش‌ نمی‌دهد، و باید قانون‌ در‌ این‌ زمینه‌ اصلاح‌ شود (برای آگاهی بیشتر به کتاب ادله اثبات در محیط‌های دیجیتال از انتشارات محدود شورای عالی انفورماتیک کشور 1374 مراجعه کنید).
ایتالیا نیز در‌ این‌ مورد اقداماتی‌ انجام‌ داده‌ است‌ و در حال‌ حاضر اطلاعات الکترونیکی‌ امضای‌ دیجیتال‌ شده را که‌ به‌ وسیلة‌ دفتر خدمات الکترونیکی‌ صالح‌ گواهی‌ شده در حکم‌ اسناد امضاء شده دستی‌‌ می‌داند و ارزشی‌ معادل‌ آن‌ اعطا کرده‌ است‌. براساس‌ دستورالعمل‌ اتحادیة‌ اروپا کشورهای‌ عضو متعهد هستند که‌ اثر حقوقی‌ امضای‌ الکترونیکی‌ را که‌ شامل‌ اعتبار و قابلیت‌ اجرای‌ آن‌ است‌ صرفاً به‌دلیل قالب‌ الکترونیکی‌ آن انکار نکنند. البته‌ اتحادیة‌ اروپا استاندارد بالایی‌ برای‌ اعتبار و قابلیت‌ یک‌ امضای‌ الکترونیکی‌ در نظر گرفته‌ از جمله‌ (1) منتسب به‌ فرد امضاءکننده‌ باشد. (2) قابلیت‌ تعیین‌ هویت‌ امضاءکننده‌ را داشته‌ باشد. (3) زمان‌ امضاء تحت‌ کنترل‌ انحصاری‌ صاحب‌ امضا باشد (4) به‌ نحوی‌ متصل‌ به‌ داده‌ باشد که‌ هرگونه‌ تغییر در داده‌ مشخص‌ شود.‌ این‌ پیش‌نویس‌ دستورالعمل‌، بیش‌ از مادة‌ 7 مدل‌ قانونی‌ آنسیترال‌ دستوری‌ و توصیفی‌ است‌.

 

3-2- فرض‌ قانونی‌
همة‌ رویکردهای قانونی مذکور سعی‌ دارند تا تفاوتی‌ بین‌ امضای‌ الکترونیکی‌ و امضای‌ سنتی‌ به‌ وجود نیاید. بعضی‌ فراتر از‌ این‌ رفته‌ و فروض‌ قانونی‌ معینی‌ را برای‌ امضای‌ الکترونیکی‌ قایل‌ شده‌اند. مثل‌ فرض‌ هویت‌ و قصد امضاء. حتی بعضی‌ از قانون‌گذاران‌ آنرا‌ در حد اسناد مهر و موم‌ شده‌ به‌ رسمیت‌ شناخته‌اند.‌ این‌ تمایلات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ از نظر قانون‌گذاران‌ امضای‌ دیجیتال‌ نه‌ تنها می‌تواند جایگزین‌ امضای‌ دستی‌ باشد بلکه‌ در بعضی‌ موارد حتی‌ مطمئن‌تر از آن‌ است‌.
دستورالعمل‌ اروپایی می‌گوید که‌ یک‌ «مرجع‌ صالح‌» -مثلاً دفتر خدمات الکترونیکی‌ که‌ مطابق‌ ضمیمه‌ شمارة‌ 2 تأسیس‌ شده‌- باید به‌ وسیلة‌ کشورهای‌ عضو به‌ رسمیت‌ شناخته‌ شود و مرجع‌ صالح‌ اطلاعات‌ را توثیق کند سپس‌‌ این‌ اطلاعات‌، چنانچه به‌ وسیلة‌ امضای‌ مطمئن‌‌ایجاد شده‌ باشد، همچون‌ اطلاعاتی‌ که‌ به‌ وسیله‌ امضای‌ دست‌نوشته‌ رسمیت‌ یافته‌ در محاکم‌ پذیرفته‌ می‌شوند. استاندارد امضای‌ مطمئن‌ یا‌ایمن‌ در ضمیمة‌ شمارة‌ 3 دستورالعمل‌ آمده‌ است‌.
این‌ استانداردها دقیق‌تر از محک‌های‌ موجود برای‌ امضای‌ دست‌نوشته‌ هستند. مثلاً: «به‌ طور معقول‌‌ایمن‌ شده‌ باشد» یا «به‌ طور مطمئن‌ توسط‌ دارندة‌ مجاز مهر و موم‌ ] الکترونیکی‌[ شده‌ باشد». اگرچه‌ بعضی‌ کشورهای‌ عضو حتی‌ بیش‌ از‌ این‌ را برای‌ «وسایل‌‌ایجاد امضای‌ ایمن‌» خواهان‌ هستند. برای‌ مثال‌، لزوم‌ ذخیره‌شدن‌ کلید اختصاصی در کارت‌های‌ هوشمند.‌ این‌ اختلافات‌ هنوز به‌طور کامل رفع‌ نشده است.
در قانون‌ مدنی‌‌ایران‌ سند بر دو نوع‌ است‌: رسمی‌و عادی‌ (ماده‌ 1286). اسنادی‌ که‌ در اداره‌ ثبت‌ اسناد و املاک‌ و یا دفاتر رسمی‌یا در نزد سایر مأمورین‌ رسمی‌در حدود صلاحیت‌ آن‌ها و بر طبق‌ مقررات‌ قانونی‌ تنظیم‌ شده‌ باشند رسمی‌است‌ (ماده‌ 1287) و غیر از اسناد مذکور در ماده‌ 1287 سایر اسناد عادی‌ است‌ (ماده‌ 1289). سپس‌ ماده‌ 1291 به‌ اسناد عادی‌ در دو مورد اعتبار اسناد رسمی‌می‌دهد: 1- اگر طرفی‌ که‌ سند بر علیه‌ او اقامه‌ شده‌ است‌ صدور آن‌را از منتسب‌الیه‌ تصدیق‌ نماید. 2- هرگاه‌ در محکمه‌ ثابت‌ شود که‌ سند مزبور را طرفی‌ که‌ آن‌را تکذیب‌ یا تردید کرده‌ فی‌الواقع‌ امضا یا مهر کرده‌ است‌. به‌‌ این‌ ترتیب‌ دو سطح مختلف قانونی‌ برای‌ مستندسازی اطلاعات وجود داد که‌ باتوجه‌ به‌ نوع‌‌ایجاد آن،‌ فروض‌ قانونی‌ متفاوت خواهد داشت‌. در سطح اول، چنانچه مضمون‌ ماده‌ 1287 ق‌. م‌. ا. رعایت‌ شود چنین فرض‌ می‌شود که‌ تبعات‌ حقوقی‌ یک‌ امضاء (هویت‌ امضاکننده‌، تمامیت‌ سند، قبول‌ تعهدات‌ مندرج‌ در آن‌ و غیره‌) نسبت‌ به‌ شخص‌ امضاءکننده‌ پیوسته‌ برقرار است‌ مگر آنکه‌ خلاف‌ آن‌ (تنها به‌عنوان‌ جعل‌ سند) ثابت‌ شود. بار اثبات‌ به‌ عهده‌ مدعی‌ جعل‌ است‌. به‌‌ این‌ ترتیب‌‌ایجاد و ثبت اطلاعاتی که‌ مزین به‌ تشریفات‌ رسمی‌است‌ از اعتبار قریب‌ به‌ یقین‌ برخوردار است‌ و بنابراین‌ از ارزش‌ اثباتی‌ قاطع برخورداراست‌. سطح‌ دوم‌ وقتی‌ است‌ که‌ تشریفات‌ تصدیق اطلاعات مطابق‌ قوانین‌ رعایت‌ نمی‌شود در نتیجه‌ با امضای‌ عادی‌ روبرو هستیم‌ که‌ اطلاعات مربوطه‌ را در حد یک‌ سند عادی‌ (به عبارت دقیق‌تر در حد یک نوشته کتبی) تنزل‌ می‌دهد. در‌ این‌ مرحله‌ شخصی‌ که‌ امضاء منتسب‌ به‌ اوست‌ می‌تواند آنرا تکذیب کند (تردید یا انکار) کند و در هر حال‌ اثبات‌ صحت‌ آن‌ امضاء بر عهده‌ طرف مقابل است‌. لذا به‌ محض‌ آنکه‌ شخص‌ امضاء را تأیید کرد در حکم‌ سند رسمی‌و اعتبار امضاء همچون‌ امضای‌ مندرج‌

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله طرح توجیهی قانون تجارت الکترونیکی

دانلود مقاله ISI پژوهش حسابداری مدیریت

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ISI پژوهش حسابداری مدیریت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

موضوع فارسی :پژوهش حسابداری مدیریت

موضوع انگلیسی :

Management Accounting Research: 25 years on

 

تعداد صفحه :9

فرمت فایل :PDF

سال انتشار :2016

زبان مقاله : انگلیسی

این معرفی تحریریه و نظرات در خصوص استفاده از مقالات ارائه شده در کنفرانس 25 Anniver-ساری مدیریت پژوهش حسابداری که در لندن دانشکده شن و ماسه اقتصادی علوم سیاسی در آوریل 2015. برگزار شد برای اولین بار به بررسی زمینه که در مدیریت پژوهش حسابداری بود در سال 1990 تاسیس و پس از آن به معرفی شش مقاله بررسی دعوت کرد. این مقالات پوشش طیف گسترده ای از افراد شامل نظریه انتقادی و اجتماعی، مطالعات مدیریتی، تئوری اقتضایی، تحقیقات رفتاری و تجربی حسابداری مدیریت درون سازمانی. در میان انواع دیگر recom-mendations، برخی از نویسندگان نشان می دهد که نیاز به تحقیقات در حسابداری مدیریت به طور موثر تر در تحقیقات قبلی ساخت تا به عنوان به جمع آوری دانش در مورد مسائل خاص و PROB-مشکلات وجود دارد. علاوه بر این، آنها نشان می دهد که محققان در زمینه های مختلف (و یا زیر رشته) حسابداری مدیریت باید به یکدیگر بیشتر صحبت کنید. به عنوان مثال، بینش و یافته های تحقیق کیفی می تواند برای اطلاع مطالعات کمی و بالعکس. بخش بعد از این سرمقاله بحث oppor-فرصتهای ها و چالش برای تحقیقات حسابداری مدیریت در آینده است. به طور خاص، آن است که با اشاره به اینکه، در مقایسه با درک زمانی که مدیریت پژوهش حسابداری در سال 1990 تاسیس شد، محققان در حال حاضر بسیار تئوریزه از شیوه های حسابداری مدیریت، و یک چالش است برای استفاده از این درک را به تلاش برای بستن شکاف عمل پژوهش . استدلال این است که حسابداری مدیریت تئو پژوهشکده غدد تاثیر نسبتا محدود در عمل داشته اند و، به عنوان افزایش فشارها هستند در دانشگاه ها به نشان دادن تاثیر و ارزش پژوهش دانشگاه وجود دارد، برخی از پیشنهادات در مورد راه های افزایش اثرات تحقیقات حسابداری مدیریت ساخته شده .


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ISI پژوهش حسابداری مدیریت

تحقیق در مورد کاراته

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد کاراته دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد کاراته


تحقیق در مورد کاراته

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه17

 

فهرست مطالب

 

انشین

بودو

وادوریو

ساباکی

 

انشین کاراته در ایران

کنوا مابونی

کاراته

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

 

کاراته ( به ژاپنی:空手 ) یک نوع ورزش رزمی است. به معنای روش مبارزه و دفاع با دست خالی (بدون سلاح) و شامل ضربه‌های سریع دست و پا.

کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و یکی از استادان اولیه و مبتکران این فن بودیدهاراما است که حدود ۵۲۵ سال قبل از میلاد مسیح می زیسته است. وی که از پیشوایان مذهبی بودایی بود، به تنهایی از هند به راه افتاد و پس از راهپیمایی چند هزار کیلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبیعی بسیار مشکل موجود در آن زمان به چین رسید و در ایالت هون نان و معبد شائولین اقامت گزید. تعالیم بودیدهاراما شامل تمرینات شدید انضباطی و رعایت پرهیزکاری بود. وی 9 سال رنج و ریاضت همراه با تفکر و برای این که شاگردانش نیز بتوانند در مقابل ساعت‌های طولانی تفکر و اندیشه تاب مقاومت بیاورند و نیز با زورگویانی که تعالیم مذهبی و مردان دین را سد راه خود می‌‌دیدند به مبارزه و مقابله برخیزند 18 حرکت تمرینی را ابداع نمود که در حقیقت زیر بنای حرکات کاراته امروزی است.

کاراته امروزی شکل تکامل یافته ای از کمپوی چینی (بوکس چینی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده میشد. از هنگامی که حکومت‌های استبدادی در چین سلسله کینک ۱۶۴۴ سلسله ساتسوما در اوکیناوا به منظور جلو گیری از ورزیده شدن مخالفان و نیز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشیر را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاح‌های رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همین امر باعث شکوفایی هرچه بیشتر کاراته شد.

در سال ۱۹۲۱ یکی از بزرگ‌ترین استادان کاراته جزیره اوکیناوا گیچین فونا کوشی ۱۸۶۸-۱۹۵۷ توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نماید و برخی دیگر از هنر جویان که تحت تعلیم بزرگ‌ترین استادان اوکیناوا قرار گرفته بودند، تکنیک‌های سنتی را با یکدیگر ترکیب نموده و سبک‌های متعددی از کاراته را به وجود آوردند.

سال ۱۳۴۲ سال ورود کاراته به ایران توسط هرمز میربابایی و محمدعلی صنعتکاران و فرهاد وارسته هستند می‌‌باشد.

در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک می‌شود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبک‌های


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد کاراته

دانلودمقاله شاهنامه

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله شاهنامه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .


مقدمه

شاهنامه در عین اینکه یک اثر سیاسی – تاریخی است ، جای بالنسبه زیادی به مناسبات زن و مرد ، عروسی ها و عشق بازی ها داده وچندین رمان بزرگ عشقی را نیز در بر گرفته است .منظور از پرداختن به این مسایل چه بوده است ؟ مناسبات زن و مرد رااز چه زاویه ای مطرح کرده است ؟ متاسفانه تا کنون این سؤال ذهن پژوهشگران را به خود مشغول نکرده و داستان های عشقی شاه نامه بیشتر « گریز» های عاشقانه تلقی شده است که چندان هم به اصل کتاب مربوط نیست . درحالی که همه داستان های شاهنامه با اندیشه اصلی راهنمای آن پیوند ارگانیک دارد و در خدمت آن است . شاهنامه گلچینی از حوادث و روایات پراکنده نیست .و اثری است منسجم و هدفمند . و اگر فردوسی داستانی را در آن وارد کرد ه ،میان این داستان ومجموع کتاب رابطه محکمی بر قرار کرده است .حتی داستان « اکوان دیو» که جدا از متن می نماید .به هر صورت به کل کتاب جوش خورده است .
بدون تردید یکی از هدف های فردوسی جمع آوری داستان های باستانی بوده و لذا بسیاری از قصه ها ی نوشته وننوشته را بر مبنای کار خود قرار داده است . ولی فردوسی بسیاری از داستان های باستانی را که همانوقت در دسترس داشته نیاورده و از انواع روایت های موجود روایت معینی را بر گزیده و هر داستان را در متن حوادث جا داده و با مجموعه کتاب یک پارچه کرده است . برای انجام همه این کارها باید معیار و منطقی در کار باشد .
به نظر ما معیار گزینش داستان های عشقی و منطقی که آن ها را با مجموعه شاهنامه پیوند می دهد ، بینش سیاسی فردوسی است . مناسبات زن و مرد در شاهنامه ،جدا از مجموعه حوادث نیست . آیینه ای است که جوانب ناشناخته و یا کم شناخته از سیمای قهرمانان را منعکس کرده و ما را به درک کامل تر آنان هدایت می کنند . در رابطه با زنان ،خصوصیت درونی مردان بهتر نمایانده می شود.
زن و عشق در شاهنامه از اندیشه اصلی آن – نبرد حق با باطل – جدا نیست . داستان های عشقی شاهنامه به طور کامل در خدمت این اندیشه است ؛ مناسبات بیداد گران با زنان از ریشه با مناسبات دادگران با زنان تفاوت دارد . بیداد گران اینجا نیز بیداد گرند و حماسه ‍آفرینان در عرصه عشق نیز بزرگوار و سرا فرازند .
مناسبات شاهان با زنان در شاهنامه
برای اینکه موضوع دقیقتر روشن شود ابتدا نظری کلّی به مناسبات زن ومرد در شاهنامه می اندازیم . درشاهنامه 36 بار رابطه زن و مرد به مثابه ی چاشنی داستان ها آمده که تنها در چهار مورد عشق ها ی بزرگ آفریده است .
در بیشتر موارد شاهان و شاهزادگان ، در رابطه با زن عشقی در میانه نداشته اند. مناسبات آنان با زنان مناسباتی است خشن ، شهوانی ، تابع حسابگری های کوته نظرانه سیاسی و مالی و در بهترین حالت « سجل احوالی ». آنان عاشق نمی شوند ،از روی غرض و شهوت زنان زیبا را در هر جا سراغ کنند، تصاحب می کنند . دختران شاه مغلوب را از پدر و مادر جدا کرده ،به زور به حرمسرای خود می فرستند. زن برای آنان غرامت جنگی است . و آنگاه که از راه مناسبات عادی و ناسوتی کاسبکارانه ، خواستگار می فرستند ، وزنی را به نکاح خود یا فرزند خویش در می آورند ، هدفشان کسب امتیازات سیاسی وقدرت نمایی است . آنان درعروسی هفت شبانه روز جشن می گیرند و دینار می ریزند . اما قلب بزرگی ک مأمن عشقی پاک باشد ندارند قلدری خود محور بینی و خود کامگی آنان در مناسبات با زنان هم به خوبی آشکار است . زن آیئنه ای است که درآن عمیق ترین خصلت های مرد را می توان دید . برای روشن شدن موضوع نمونه هایی می آوریم .
فریدون که با قیام توده مردم به شاهی رسیده ، از همان زمانی که جای خود را محکم کرده ، خود را تافته حدا بافته ای می داند . وقتی می خواهد برای سه پسرش زن بگیرد ،یکی از دربار یان را به نام جندل ، گرد جهان می گرداند که دخترانی از « نژاد مهان » و سزاوار این سه پسر کاکل زری و خسرو نژادش پیدا کند :
فریدون از آن نامداران خویـش یکی را گرانمایه تر خواند پیش
کجا نام او جنــدل پر هنــــر بهر کــار دلسوز بر شاه بــر
بدو گفت بر گرد گرد جهــــان سه دختر گزین از نژاد مهــان
سه خواهر زیک مادر و یک پدر پری چهره و پاک خسرو گهـر
به خوبی سزای سه فرزند من چنان چون بشاید به پیوند من
خواستگار گری که فریدون انتخاب کرده و به گردجهان فرستاده و در سر تاسر جهان واز جمله ایرانی زنی لایق فرزندانی فریدون پیدا نمی کند ،مگر سه دختر شاه یمین که تازی اند .
جندل
یکا یک زایران سر اندر کشید پژوهید و هر گونه گفت و شنید
ز دهقان پر مایه کسی را ندید که پیوسته آفریــدون سزیـــد
در اینجا پسران فریدون هیچ کار ه اند . برای آنها بابا زن می گیرد وتنها شرط عروس ، بزرگ بودن مقام و طبقه ( نژاد) اوست . تمایل انسانی این سه پسر و به طریق اولی تمایل سه دختر کمترین جایی در این مناسبات ندارد. فریدون حتی به فکر پدر دخترها هم نیست که نمی خواهد از نور چشمان خود دور شود . مناسبات ، زور گویانه ی خود کامه است . خواستگار پیام فر یدون و یا بهتر بگوییم فرمان او را به شاه یمن می رساند:
کنون این گرامی دو گونه گهر بباید بر آمیخت با یکدگر
شاه یمن وقتی پیام خوستگاری فریدون را می شنود . به جای خوشحالی می پژمرد :
پیامش چو بشنید شاه یمن بپژمرد چون زاب کنده سمن
بیچاره پیرمرد نمی داند چه خاکی بر سرش بریزد :
اگر گویم آری و دل زان تهی در وغم نه اندر خورد بـا مـــهی
وگر آرزوها سپارم بـــدوی شود دل پر آتش پــر از آب روی
وگر سر بپیچم ز فرمــان او بیک سو گرایــــم زپیــــمان او
کسی کو بود شهریار زمـین نه بازیست با او سگالــید کــین
دختران شاه یمن را به زور از او می گیرند و او مانند هر پدری در چنین موقعی دل آزرده است ونفرین می کند :
زکینه بدل گفت شاه یــــمن که از آفریدون بد آمدبه من
بد از من که هرگز مبادم میان که ماده شد از تخم نر کیان
به اختر کس آن دان که دخترش نیست چو دختر بود روشن اخترش نیست
شاه یمن عاقبت به زور تسلیم می شود و با اشک چشم دخترانش را به پسران فریدون می سپارد ، عروسی به راه می افتد . التبه تشریفات عروسی بسیار پر طمطراق است ، ولی عشقی در میانه نیست .
این نوع ازدواج توام با زور ،بدون عشق وحسابگرانه بارها در شاهنامه تکرار می شود که قهرمان همه آن ها شاهان اند . کاوس می شنود که شاه ها ماوران دختر زیبایی دارد :
که از سرو بالاش زیباتر ست زمشک سیه بر سرش افسرست
ببالا بلند و بگیــسو کـــمند زبانش چو خنجر لبانش چو قند
بهشتی ست آراسته پر نـگار چو خورشید تابان به خرّم بـهار
عشقش می جنبد و خوستگار می فرستد قدرت وتاج و زور خود را به رخ می کشد و تهدید می کند .
که خورشید روشن زتاج منسـت زمین پایه تخت عاج منست
هر آنکس که در سایه ی من پناه نیابد ازو کم شود پایــگاه
بیچاره شاه ها ماوران هم مانند شاه یمن تا پیام کاوس را میشنود ،نمی داند چه کند :
چو بشیند از و شاه ها ماوران دلش گشت پردرد وسر شد گران
همی گفت هر چند کو پادشاست جهاندار و پیروز و فرمان رواست
مرا در جهان این یکی دخترست که از جان شیرین گرامی ترسـت
فرستاده را گر کنم سرد و خوار نـــدارم پـــی و مایـــه کارزار
همان به که این درد را نیز چشم بپوشیم و بر دل بخوابیم خـشم
شاه ها ماوران مجبور می شود و دخترش را به کاوس – که لکشر در دروازه شهر دارد-بدهد اضافه کنیم که از میان ازدواج های زورکی ، در این ازدواج کاوس شراره ای از عشق و یا بهتر بگوییم وفاداری پدید می آید . دختر شاه ها ماوران که نامش سودابه است ، بدش نمی آید که زن کاوس شود و در پاسخ پدرش که نظر او را می پرسد ، می گوید:
بدو گفت سودابه زین چاره نیست از او بهتر امروز غمخوار نیست
کسی کو بود شهریـــار جــــهان بر وبوم خواهد همـــی از مهان
زپیـــوند با او چـــرایــی دژم کسی نشمرد شادمانی به غـــم
سودابه به جاه وجلال شاهی کاوس علاقمند است . زن کاوس می شود و هنگامی که کاوس را با حیله به بند می کشد جامه می درد ، بی تابی می کند و به همراه کاوس در بند می نشیند . همین سودابه است که بعدها عاشق پسر کاوس – سیاوش – می شود و عشقی رسوا پدید می آورد .
مورد سودابه و کاوس که در آن زور و قلدری شاهانه با نوعی و فاداری زنان به هم آمیخته ،تنها موردی است که درآن فردوسی نظر طرف مقابل ازدواج شاهان را می اورد . در باقی موارد زنان برای شاهان مال غارتی اند . نیازی نیست که کسی نظر آنان را
بپرسد .
داراب در جنگ بافیلقوس شاه رومیان پیروز می شود . زن وکودک اسیر می گیرد و می کشد و ....
گریزان بشد فیلقوس وســپاه یکی را نبد ترگ و رومی کـــلاه
زن و کودکان نیز کردند اسیر بکشتند چندی به شمیشیر و تیر
رومیان تقاضای صلح می کنند . شرط داراب این است که دختر فیلقوس را به او ببخشند داراب فرستاده روم را می خواهد ومی گوید :
بدو گفت رو پیش قیصر بگوی اگر جست خواهی همی آب روی
بس پردة تو یکی دختـر است که بر تارک بانوان افسر اســت
نگاری که ناهید خوانـی ورا بر او رنگ زرین نشانـــی ورا
بمن بخش و بفرست با باژروم چوخواهی که بی رنج ماندنت بوم
عین همین است نوشیروان که بر خاقان چین پیروز می شود . دختر خاقان وجه المصالحه است . خاقان نمی خواهد دخترش را بدهد . ولی مجبور است . می خواهد حیله کند ودختر دیگری به جای دختر خودش بدهد :
از آن کار خاقان پر اندیشه گشت بسوی شبستان خاتون گذشت
سخنهای نوشین روان بر گشاد زگنج و ز لشکر بـسی کرد یاد
خاقان با مشورت خاتون چهار دختر در برابر فرستاده نوشیروان می گذارد به امید اینکه فرستاده اشتباه کند و دختر دیگری بردارد . ولی فرستاده خبره است . دختر خاقان را که هنوز « کودک نارسیده ای » است ، بر می گزیند .
اردشیر پس از پیروزی بر اردوان دختر او را تصاحب می کند و خسرو پرویز زمانی که به روم فرار می کند ، مجبور می شود با دختر قیصر ازدواج کرده ،تعهد کند که پسر او را جانشین خود کند .همین خسرو پرویز برای از میان بردن مخالفان خود به گردیه – خواهر بهرا م چوبین –وعده ازدواج می دهد و او را می دارد که شوهر خودش را که مخالف خسرو پرویز است ،بکشد .
قباد پیروز زمانی که بر اثر قیام مردم از کشور فرار می کند تا پیش شاه هیتال برود ، وسط راه عشقش می جنبد . آجودان های همایونی می دوند و دختر صاحبخانه را گیر می آورند .
بر ین گونه سر گشته آن هفت مرد به اهواز رفتند تازان چو گـــرد
رسیدند پویان به پر مایـــــه ده بده در یکی نامـــبردار مـــــه
بدان خان دهقــان فرود آمدنـــد ببودند و یک هفته دم بر زدنــد
یکی دختری داشت دهقان چو ماه ز مشگ سیه بر سـرش کـــلاه
جهانجوی چون روی دختر بدیـد ز مغز جوان شد خرد نا پدیـــد
همانگه بیامد به زر مهر گفــــت که با تو سخن دارم اندر نهفــت
برو راز من پیش دهقان بگــوی مگر جفت من گردد این خوبروی
دختر را به قباد می دهند و او هفته ای با دختر سر می کند و سپس پابه فرار می گذارد .
بدان ده یکی هفته از بهر ماه همی بود وهشتم بیامد براه
طبری داستان این« عشق » را ساده تر گفته است :
« شوق آمیزش در قباد بجنبید و شوق خویش به زر مهر بگفت و خواست تا زنی صاحب نسب ! برای وی بجوید و زر مهر چنان کردو سوی زن صاحبخانه خویش رفت .... و گفت که دختر خود را پیش قباد فرستاد ..... چنان کردند .... قباد همان شب با وی در آمیخت ...بگفت تا جایزه نیکو دهند وعطای شایسته .
حتی در مورد شاهزادگانی که در شاهنامه محترمند ، فردوسی مناسبات آنان را با زنان بیشتر ازنوع مناسبات معمولی و پیش پا افتاده توصیف می کند . وقتی سیاوش محبور می شود از ایران بگذرد و به افراسیاب پناه آورد . پیران ، پهلوان توران ،در حق او پدری می کندو می گوید مثل مسافر زندگی می کنی . خوب نیست . زن بگیری !
سیاوش یکی روز و پیران بهم نشستند و گفتند هر بیش و کم
بدو گفت پیران کزین بوم و بر چنانی که باشد کسی بر گــذر
....
نبینمت پیوسته خون کســـی کجا داردی مهر بر تو بـــــسی
برادر نداری نه خواهـر نه زن چو شاخ گلی بر کنار چمـــــن
یکی زن نگه کن سزاوار خویش از ایران منه درد و تیمار خویش
پیران دختر خود جریره را پیشنهاد می دهد . سیاوش می پذیرد . عروسی است و دینار و دیبا و یاقوت ... مدتی بعد پیران حساب می کند .که بهتر است سیاوش دختر افراسیاب را هم بگیرد . موقعیتش استوار تر می شود . حسابش را به سیاوش می گوید . و هم سبک سنگین می کند . بد نیست . دختر افراسیاب فرنگیس را هم به سیاوش به زنی می دهندو خود پیران و دخترش جریره که زن سیاوش است .بساط عروسی را به راه می کنند وچه عروسی که نپرس !
یکی روز پیران به به روزگـــار سیاوش راگفـــت کای نامـــــدار
تو دانی که سالار توران ســپاه ز اوج فلــــک بر فرازد کـــــلاه
شب و روز روشن روانش تویی دل وهوش و توش و توانش تویی
چو با او تو پیوستة خون شوی از ین پایه هر دم با فزون شـــوی
.....
سیاوش به پیران نگه کردو گفـت که فرمان یزدان نشاید نهفــــت
اگر آسمانی چنین اســـــت رای مرا با سپهر روان نیست پـــای
سیاوش را دل پـــر آژرم بـــود ز پیران رخانش پر از شرم بـود
چو بشنید پیران سوی خانه رفت دل و جان ببست اندر‌آن کار تفت
زبر جد طبقها و پیروزه جــــام پر از نافه مشک و پر از عود خام
فرنگیس با این دلایل و با چنین طمطراقی به خانه سیاوش می آید .
پس از مرگ سیاوش فرنگیس بی شوی می ماند . فریبرز ،برادر سیاوش می خواهد او را به زنی بگیرد . اطرافیان موافقند . خوب نیست زن جوان بی شوی بماند. حادثه آنچنانی ناسوتی است که گویی هم اکنون در بازارچه آقا شیخ هادی در منزل کاسب محله رخ می دهد .
رستم فرنگیس را تشویق می کند که شوهر کند .
فرنگیس در آغاز موافق نیست . وقت مناسب نمی داند:« وگرنه مرا گاه این کار نیست » مدتی پاسخ نمی دهد :
شه بانوان تـا زمانــــی دراز غمی بود و پاسخ نمی داد باز
همی زد بلب هر زمان سرد باد ز شرم پسر پاسخ او نـــداد
ولی سر انجام موافقت می کند. فریبرز را داماد می کند :
و ز آن پس فریبرز داماد گشت ز کیخسرو و رستم آزاد گشت .
در مناسبات زن و مرد ، داستان بهرام گور جای برجسته ای دارد.
بخش بزرگ این داستان به هوسرانی های بهرام گور اختصاص می یابد . او هر جای دختری سراغ می کند ،دنبالش می دود، همه جا دختران فقیر « عاشق » لباس و پول وتاج زر و اسب و زرق و برق و یال و کوپال او می شوند ، با او می خورند وهمان شب کار تمام است . از فردا دختران به شبستان ( حرمسرا ) روانه می شوند . کار به جایی می رسد که بزرگان ودستوران به تنگ می آیند :
وزیران و بزرگان نگران آنند که شاه با این همه ولخرجی که هر زنی را می بیند ، تاج به سرش می گذارد ،کشور را بر باد می دهد . از همه جا باج می گیرد و در شبستانش خرج می کندو این همه زن بارگی عاقبتی ندارد :
تبه گردد از خفت و خیز زنان بزودی شود سست چون پرنیان
رابطه بهرام گور با زنان عشق نیست ، «خفت وخیز » است . فردوسی بی جهت نیست که این کلمات را در حق بهرام بکار می برد وتکرار می کند . فردوسی کلمات را با دقت تمام می سنجد ، منظور توصیف شخصیت بهرام است .

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   45 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله شاهنامه

دانلود مقاله ارزیابی ساختارهای نظارت و بازرسی در کشور

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ارزیابی ساختارهای نظارت و بازرسی در کشور دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


چکیده مقاله
نظارت و بازرسی در کشور دارای چگونه ساختاری است و طرح کلی آن چگونه است؟ به بیان دیگر چارچوب‌ها، نظام‌ها، روش‌ها، اختیارات، وظایف، مسوولیت‌ها، اهداف و زمان‌بندی‌های قانونی نظارت و بازرسی در کشور دارای چه صورت بندی کلی است؟
اهمیت پرسش فوق از این حقیقت ناشی می‌شود که ساختار سازمان‌ها، که ساخته تفکر انسانهاست، به سهم خود رفتار اعضاء سازمان را تنظیم می نماید و حتی رفتار انسان‌هایی که در حوزه شمول کار سازمان‌ها قرار می‌گیرند را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
آیا تعداد سازمان های رسمی نظارت و بازرسی و حجم و روش بازرسی ها با شرایط فرهنگی ، اجتماعی ، اداری ، سیاسی ، تاقنینی ، اقتصادی ، و قضایی کشور تناسب دارد ؟
هدف این مقاله ارائه مبنایی برای تهیه طرحی به منظور ارزیابی ساختارهای نظارت و بازرسی در کشور است .

 

واژه های کلیدی
ساختار قانونی ، نظارت ، بازرسی .
تعریف واژه ها
در مقاله حاضر ، تعریف واژه های کلیدی به این صورت است :
ساختار قانونی ، مراد ساختار قانونی طراحی شده از سوی قوانین و مقررات است . هر سازمانی از دو بعد ساختاری و رفتاری تشکیل شده است . مراد از ساختار با دید کاربردی وبه طور خلاصه ، چارچوب ها ، نظام ها ، وروشها ،اختیارات ، وظایف ، و مسوولیت ها ، اهداف ، و زمانبندی های قانونی است .
نظارت : مراد اقداماتی است که به منظور حصول اطمینان از جریان قانونی و صحیح امور و تحقق اهداف صورت می پذیرد ، اعم از اینکه از طریق نظام هایی مثل بودجه بندی باشد و یا به عنوان نظارت صورت گیرد .
بازرسی : اقداماتی که ماهیت اصلی آن نظارت است . به عبارت دیگر نظارت اعم از بازرسی است.
در کشور : منظور این است که نظارت بر کشو.ر از حوضه این کاوش خارج است .

مقدمه
بررسی اینکه آیا ساختار رسمی نظارت و بازرسیدر کشور ، با اصول و قواعد حقوقی و اداری سازگاری دارد؟مستلزم پژوهشی جامع در این خصوص است . چنین پژوهشی در صورتتی که منتج به ضرورت اصلاح ساختار نظارتی گردد ، می تواند مبنای مناسبی را برای اصلاح این ساختار فراهم آورد.به نظر می رسد مقاله حاضر را می توان مقدمه ای بر چنین پژوهشی دانست .

انواع نظارت از نظر ماهیت
نظارت را از جهت مختلف می توان طبقه بندی نمود . آنچه در اینجا مورد نظر بوده است انواع نظارت از نظر ماهیت است . نظارت را از نظر ماهیت می توان شامل نظارت همگانی ، نظارت سیاسی ، نظارت غذایی ، نظارت اداری و نظارت سازمانی دانست .
مراد از نظارت سیاسی ، نظارتی است که از جهت اعمال حاکمیت مطرح است . شاید بتوان اساس این نظارت را نظارت همگانی دانست .
مراد از نظارت قضایی ، نظارتی است که از سوی قوة قضائیه اعمال می گردد .
منظور از نظارت اداری ، نظارتی است که در دستگاه اداری کشور ، و از سوی این دستگاه اعمال می گردد. این نظارت از نظر سلسله مراتب نظارتی ، مکملی بر نظارت سیاسی است و به دو شعبه نظارت بر / در /و از سوی سازمانهای دولتی ، و نظارت بر / در / و از سوی سازمانهای محلی تقسیم می گردد.
مراد از نظارت سازمانی نظارتی است که در سایزمان اعمال می گردد . هرچند از نظر ماهیت ، این نظارت در همه انواع سازمانها وجود دارد ، با این حال در اینجا ، مراد از نظارت سازمانی ، نظارت در سازمانهای عمومی کشور ، از جمله سازمانهای اداری است ؛ و به این ترتیب نظارت سازمانی در دستگاهههای اداری ، از نظر سلسله مراتب نظارتی ، در ادامه نظارت اداری قرا رمی گیرد. به این ترتیب می تنان سلسله مراتب انواع نظارت را به صورت شکتل شماره 1 نمایش داد.
اول – نظارت همگانی
توجه به دو نکته اهمیت نظارت همگانی را روشن می سازد :
ضمانت اجرا از ارکان قائده حقوقی است .
بین قوانین سلسله مراتب برقراراست ، سعنی هر دسته از قوانین متکی به قوانین رده بالاتر از خود است ، به صورتی که در رأس آنها قانون اساسی قرا ردارد.
اینک این مبحث مطرح است که ؛ ضمانت اجرای قانون اساسی و یا به طور کلی ، ضمانت اجرای قواعتد حقوقی اساسی کدام است ؟ و آیا قواعد حقوق اساسی مانند سایر قواعد حقوقی دارای ضمانت اجرا است یا خیر ؟
در پاسخ باید گفت که علاوه بر وجود تضمین هایی در قواعد حقوقی اساسی ، عامه مردم نیز ، البته در صورت فراهم بودن زمینه ها به ویژه وجود آزادی های سیاسی – قانونی ، با نظارت و اقدامات مقتضی ، اجرای قواعد حقوقی اساسی تضمین می نمایند.
با نگاهی به قواعد مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چنین به نظر می رسد که برای اجرای بعضی از صول در همان قانون تضمین صریح و کافی پیش بینی شده است ؛ ولی برای بعضی دیگر از اصول بجای تضمین مصرح و مخصوص تضمینهای کلی وجود دارد.
به عنوان مثال مطابق اصل چهارم کلیه قوانین و مقررات باید بر اساس موازین اسلامی باشد ؛ و در همان اصل تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان نهاده شده است .
برای مطالعه بیشتر در این زمینه : دکتر الوالفضل قاضی شریعت پناهی ، حقوق اساسی و نهادهای سیاسی ، جلد اول ، کلیات و مبانی مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، چاپ دوم ، 1370، ص ص 56-55.
همچنین مطابق اصل 72 مجلس شورای اسلامی نمی تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد؛ و تشخیص این امر به عهده شورای نگهبان نهاده شده است .
در اصبل 93 ، مجلس شورای اسلامی (که صلاحیت وضع قانون در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی دارا است – اصل 71) بدون وجود شورای نگهبان فاقد اعتبار قانونی اعلام شده است ؛ و مطابق اصل 94 کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود تا آن را از نظر انطباق بر موازین اسلام و قانون اساسی مورد بررسی قرا ردهد و چنانچه آنرا مغایر ببیند برای تجدید نظر به مجلس باز گرداند.به عبارت ساده تر مصوبات مجلس شورای اسلامی باید منطبق بر موازین اسلام و قانون اساسی باشد و قابلیت اجرا آنها به این امر بستگی دارد که شورای نگهبان (که وجود آن لازمه اعتبار قانونی مجلس شواری اسلامی است ) آنرا بررسی نموده و مغایرموازین اسلام و قانون اساسی نبیند.
اما اصل سوم همان قانون دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف نموده است که همه امکانات خود را برای امور مذکور در همان اصل بکار برد .
در پاسخ به این سؤال که تضمین انجام این وظیفه چیست ؟ ، ممکن است گفته شود که مجلس شورای اسلامی می تواند با تذکر یا سؤال اصل 88- یا استیضاح اصل 89- دولت (هیات وزیران و سازمانهای دولتی ) را وادار به انجام وظیفه کند ؛ ولی می توان چنین جواب داد که انجام امور مذکور اقدام و همکار ی قوای سه گانه را اقتضا دارد و بنابراین اگر تذکر ، سؤال یا استیضاح را تضمین کافی و مصرح برای وادار ساختن هیات وزیران (و سازمانهای دولتی ) به انجام آن بخش از امور که وظیفه آنها است بدانیم ، این به معنی وجود تضمین کافی و مصرح برای کل اصل مذکور نیست .
از آن گذشته ، همیشه شبیه این سؤال باقی می ماند که برای اینکه مجلس به وظایف خود در خصوص نظارت بر کار هیات وزیران، تذکر ، و استیضاح بجا و به موقع عمل کند چه تضمین صریحی در قانون اساسی مقرر گشته است ؟
و یا اینکه در خصوص کار شورای نگهبان که مراقب منطبق بودن مصوبات مجلس با موازین شرع و قانون اساسی است ، چه تضمینی وجود دارد؟به عبارت دیگر ، از نظرمنطقی امکان ندارد که برای هر مسوول یک مراقب قرار داد زیرا مراقب نیز مسوول (مراقبت ) است ؛ پس باید این سلسله مسوول - مراقب در یک جا ختم گردد.
نتیجه به صورت سوالی طرح می گردد و آن ایناست که آیا این مراقبین نهایی که قانون اساسی آنها را ناظر قرار داده است (نظیر شورا ی نگهبان ، مجلس شورای اسلامی و ...) تحت نظارت قرار ندارند؟و اگر چنین است آیا این قواعد حقوقی اساسی که تضمین کننده سایر قواعد (و در نتیجه تضمین کننده کل نظام قوانین ، با توجه به سلسله مراتب قوانین ) است ، بدون ضمانت اجرا نیست ؟ و در نتیجه از شمول تعریف قانون (به عنوان یک قاعده حقوقی ) خارج نمی گردد؟
در پاسخ باید گفت که ناظر و ضامن نهایی اجرای کلیه قواعد حقوقی کشور عامه مردم هستند . قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 8 مقرر می دارد :
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر ، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت .شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند ؛
وظیفه یا حق نظارت مردم در بعض اصول دیگر قانون اساسی نیز انعکاس یافته است . منطابق اصل 69، «مذاکرات مجلس شورای اسلامی اسلامی باید علنی باشد و گزارش کامل آن از طریق رادیو و روزنامه رسمی برای اطلاع عموم منتشر شود ...» و مطابق اصل 55 «دیوان محاسبات ... و گزارش تفریغ بودجه هر سال را انضمام نظرات خود به مجلس شورای اسلامی تسلیم می نماید . این گزارش باید در دسترس عموم گذاشته شود » و «هر نماینده در برابر تمام ملت مسوول است ...» (اصل 84) ؛ و «رئیس جمهور در حدود اختیارات و وظایفی که به موجب قانون اساسی و یا قوانین عادی بر عهده دارد در برابر ملت و رهبر و مجلس شورای اسلامی مسوول است » (اصل 122).

دو – نظارت سیاسی
نظارت همگانی تا آنجا که بر عملکرد نظام حاکم و رفتار اعضای آن ، اعمال می گردد ، ماهیت سیاسی می یابد، نتایج این نظنارت به صورت ابراز اداده سیاسی عامه مردم در صحنه هایی نظیر انتخابات جلوه گر می شود . علاوه بر آن از سوی مقامات سیاسی نیز بر جریان امور عمومی کشور ، اعمال نظارت می گردد. این نظارت یا بر دستگاه های سیاسی است و یا بر دستگاه های اداری .
برای نظارت بر دستگاه های سیاسی ، نظارت مجلس بر کار هیات نوزیران ، و برای نظارت بر دستگاه های اداری ، نظارت مجلس بر سازمان های اداری کشور را می توان به عنوان مثال ذکر کرد.
در رأس سلسله مراتب ناظران رسمی ، رهبر قرار دارد که ، از جمله ، نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام با او است . (اصل 110 ق .ا.ج.ا.ا.)
در اینجا ، غرض بر شماری مقامات سیاسی ناظر و ترسیم سلسله مراتب آنها نیست ، در عین حال ، نظر به اهمیت موضوع ، نظارت مجلس شورای اسلامی ، و شورای نگهبان در جمهوری اسلامی ایران در شکل شماره 2 ترسیم شده است .

سوم – نظارت قضایی
مراد از نظارت قضایی ، نظارتی است که از سوی قوه قضائیه اعمال می گردد . بخشی از این نظارت ها نیاز به طرح دعوی ندارد ؛ نظیر بازرسی های سازمان بازرسی کل کشور ، که «بر اساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری » (اصل 174 ق.ا.ج.ا.ا.) تشکیل شده است ؛ ولی بخش دیگر نظارت قوه قضائیه ، در واقع نتیجه غیر مستقیم رسیدگی به پرونده های قضایی است ؛که مثال بارز آن کار دیوان عدالت اداری است ؛ زیرا به منظور «رسیدگی به شکایات ، تظلمات ، و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحدها یا آئین نامه های دولتی و احقاق حقوق آنها» (اصل 173 ق.ا.ج.ا.ا.) تشکیل شده است .
به منظور جلوگیری از اطاعه کلام نمای کلی نظارت قضایی بر دستگاه های اداری در جمهوری اسلامی ایران در شکل شماره 3 آمده است .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  16  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارزیابی ساختارهای نظارت و بازرسی در کشور