
طرح یکپارچهسازی فیلترینگ
روشهای فیلترینگ
سیاه، سفید، خاکستریخصوصیات سیستم جدید
دانلود تحقیق فیلترینگ

طرح یکپارچهسازی فیلترینگ
روشهای فیلترینگ
سیاه، سفید، خاکستریخصوصیات سیستم جدید

تاریخچه علم سلول شناسی
سلول شناسی یا به اصطلاح امروزی بیولوژی سلولی یکی از جوانترین شعب علوم زیستی است. در اواخر قرن نوزدهم به علت پیشرفتهای شایان توجهی که در این رشته به عمل آمد آن را به عنوان یک شعبه جداگانه از علم بیولوژی در نظر گرفتند. بدون شک مطالعات اولیه درباره سلول با استفاده از میکروسکپ نوری صورت گرفته و سپس میکروسکوپ با فاز متضاد و سرانجام میکروسکپ الکترونی ساختمان های درونی سلول را به طور نسبتاً دقیق روشن ساخته اند. لغت سلول که از کلمه لاتینی Cella به معنی فضای میان تهی گرفته شده برای اولین بار در سال 1665 توسط رابرت هوک Robert Hooke به حفرات کوچکی که ضمن مطالعه ساختمان چوب پنبه که توسط عدسی های بزرگ کننده دیده می شد اطلاق گردید. این قبیل مطالعات بعدها به توسط دانشمندانی چون گرو Crew و مالپیگی Malpighi ادامه پیدا کرد ولی نامبردگان تنها موفق به مشاهده حفرات دیواره سلولزی گردیدند.
در سال 1674 لیون هوگ Leewenhoek به عکس دانشمندان قبل سلول هائی را که به طور آزاد و جدا از یکدیگر قرار گرفته بودند کشف و مورد بررسی قرار داد، وی بخصوص به وجود هسته در بعضی از گلبوهای قرمز جوان پی برد و از آن به بعد تابیش از یک قرن این مختصر، تنها اطلاعاتی بود که درباره سلول دانسته شده است.

تئوری آزمایش:
بنا بر اصل بقای جرم _قانون بقای لاوازیه_ ماده در واکنش شیمیایی از بین نمی رود بلکه از صورتی به صورت دیگر تبدیل می شود. بنابراین جرم خاصیت و بعد جدا ناپذیر ماده است.این بدان معناست که در تغییرات شیمیایی جرم مواد اولیه شرکت کننده در واکنش برابر با مجموع جرم مواد حاصل از واکنش می باشد.مانند:
C(12 gr) + O2(32gr) ——› CO2(44gr)
شرح آزمایش:
gr502/0مس را برداشته و در داخل بشر می ریزیم ، سپس قطره قطره به آن اسید نیتریک اضافه می کنیم تا اینکه دیگر گاز خرمایی رنگ تولید نشود.محلول حاصل آبی رنگ می باشد.

تاریخ استفاده از سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی ، تاریخچه ظلم مضاعف بر بشریت مظلوم بوده است چه زجرها و دردها که دراین راه بر بشریت مظلوم وارد نیامده است آمار واقعی مصدومین شیمیایی و کشته شدگان در طول جنگها را به درستی کسی نمی داند عمده تهدیدات هم بر علیه کشورهای درحال توسعه صورت می گیرد که فاقد امکانات پیشگیرانه و حتی درمانی درمواجه با بیماری به اشکال مختلف می باشند در کشور ما با توجه به خصوصیات ژئوپلیتیک آن تهدید فوق جدی تر است.
استفاده از سلاح های میکروبی اقدام جدیدی نیست، پیش از قرن بیستم این سلاح ها به سه صورت وجود داشت :
- زهرآلود کردن غذا و آب افراد با یک ماده آلوده
- استفاده از موجودات میکروسکوپی، داروهای سمی یا جانوران کشنده در سلاح هایی که به کار گرفته می شد
- استفاده از بافت ها و پارچه های آلوده
نمونه بمب میکروبی e120 که قبل از ممنوعیت توسط ایالات متحده تولید شده بود.
سلاح های میکروبی به کرات در طول تاریخ مورد استفاده قرار گرفته اند؛ در قرن ششم قبل از میلاد، آشوریان چاههای آب دشمن را به قارچ سمی آلوده می کردند. در سال 184 پیش از میلاد هانی بال کارتاژی (Hannibal of Carthage)، یکی از بزرگترین فرماندهان و سیاستمداران آن زمان، به سپاهیانش فرمان داد کوزه های گلی پر از مارهای زهرآلود را به عرشه کشتی های یونانی پرتاب نمایند.
شواهد تاریخی نشان می دهد در اروپای قرون وسطی نیز لاشه آلوده جانوران توسط مغول ها، ترک ها و نژاد های دیگر به منظور آلوده نمودن ذخایر آبی دشمن مورد استفاده قرار می گرفت. پیش از اینکه طاعون که به نام "مرگ سیاه" شناخته شده بود، همه گیر شود سپاهیان مغول و ترک اجساد قربانیان این بیماری را در شهرهای تحت محاصره می پراکندند.
اکثر قربانیان طاعون در قرون وسطی در حقیقت توسط نوعی سلاح میکروبی که همان پرتاب اجساد آلوده به درون دیواره های قلعه ها بود، مبتلا می شدند. آخرین مورد ثبت شده از انتشار میکروب توسط اجساد قربانیان در سال 1710 است، زمانی که نیروهای روسی به سوئد حمله نمودند و اجساد آلوده را در سراسر شهر تالین (Tallinn شهری در استوانی امروزی) پرتاب نمودند.

یادمان باشد اگر بر فراز دل مان پرواز نکنیم، وسعت مهر ورزی را باور نخواهیم کرد و زمانی که گذشته را رها نمی کنیم، خود را در آغوش سرد تکرار می سپاریم.
اگر نگاه مهربانی نداشته باشیم، ناچاریم نهال تنهایی مان را با ریزش اشک هایمان آبیاری کنیم و این درد پنهانی را با آسیب های آشکاری که به دیگران وارد می کنیم، توجیه می کنیم.
و هنگامی که صادق نیستیم و همچنان به افتخار باورهای نادرست خود را تشویق می کنیم، عریانی تنهایی خویش را با تن پوش غرور و تکبر به روح خویش تحمیل می کنیم.
یادمان باشد استفاده از فرصتها، دلی نترس و قلبی عاشق می خواهد و نتیجه این آزمون رشد و سرآغازی نو خواهد بود که در جست و جوی آن، فقط به مسیرخود چشم دوختیم و نه به راه دیگران…
باقی ماندن در دام رفتارهای نا خوشایند را با گام های تندی که از کنارت بی اعتنا و بی مهر می گذرند، بشناس…
اگر قلبت را نگشایی، اگر سکوت را به کلام مهر آمیز، و سکون را به حرکت در راه عشق ترجیح دهی، رویاهایت را در گذشته جا خواهی گذاشت و روا نیست که آرزوهای تو، با آه و افسوس دم ساز شوند.
رها شو…
زبان تبر هیزم شکن تنومند اما بدخلقی در نزدیکی دهکده شیوانا زندگی می کرد. او بسیار قوی بود و می توانست در کمتر از یک هفته صد تنه تراشیده درخت قطور را تهیه و تحویل دهد اما چون زبان تلخ و تندی داشت با اهالی شهرهای دور قرارداد می بست و برای مردم دهکده خودش کاری نمی کرد. برای ساختن پلی روی رودخانه نیاز به تعداد زیادی تنه درخت و الوار بود و چون فصل باران و سیلاب هم نزدیک بود، اهالی دهکده مجبور بودند به سرعت کار کنند و در کمتر از دو هفته پل را بسازند. به همین خاطر لازم بود کسی نزد هیزم شکن برود و از او بخواهد که کارهای جاری خودش را متوقف کند و برای پل دهکده، درخت آماده کند.چند نفر از اهالی نزد او رفتند اما جواب منفی گرفتند. برای همین اهالی دهکده نزد شیوانا آمدند و از او خواستند به شکلی با مرد هیزم شکن سر صحبت را باز کند و او را راضی کند تا برای پل دهکده تنه درخت آماده کند. شیوانا صبح روز بعد اول لباس کارگری پوشید. تبری تیز را روی شانه گذاشت و به سمت کلبه هیزم شکن رفت. مردم از دور نگاه می کردند ومی دیدند که شیوانا هم پای هیزم شکن تا ظهر تبر زد و درخت اره کرد و سرانجام موقع ناهار با او سر گفت و گو را باز کرد و در خصوص نیاز اهالی به پل و باران شدیدی که در راه است برای او صحبت کرد. بعد از صرف ناهار هیزم شکن با شادی و خوشحالی در خواست شیوانا را پذیرفت و گفت از همین بعدازظهر کار را شروع می کند. شیوانا هم کنار او ایستاد و تا غروب درخت قطع کرد.