
انقلاب مشروطه ، از آغاز تا انجام
انقلاب مشروطه ، از آغاز تا انجام


مقدمه :
خورشید ستارهای است از ستارگان رشته اصلی که 5 میلیارد سال از عمرش میگذرد. این ستاره کروی شکل بوده و عمدتا از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. وسعت این ستاره 1.4 میلیون کیلومتر (870000 مایل) است. جرم این ستاره 7 برابر جرم یک ستاره معمولی بوده و همچنین 750 برابر جرم تمام سیاراتی است که به دورش میچرخند. در هسته خورشید ، جرم توسط واکنشهای هستهای تبدیل به تشعشعات الکترومغناطیسی که نوعی انرژی هستند، میشود. این انرژی به سمت بیرون تابانده شده و باعث درخشنگی خورشید میگردد. سایر اجسام آسمانی موجود در منظومه شمسی که توسط جاذبه خورشید در مدارهایشان قرار گرفتهاند نیز گرمایشان را از این انرژی میگیرند.
مواد تشکیل دهنده خورشید حالت گازی دارند، بنابراین خورشید محدوده دقیق و معینی نداشته و مواد اطراف آن بتدریج در فضا منتشر میشوند. اما چنین به نظر میرسد که خورشید لبه تیزی داشته باشد، چرا که بیشتر نوری که به زمین میرسد از یک لایه که چند صد کیلومتر ضخامت دارد ساطع میشود. این لایه فوتوسفر نام داشته و به عنوان سطح خورشید شناخته شده است. بالای سطح خورشید ، کروموسفر یا رنگین کره و هاله خورشیدی قرار دارند که با همدیگر جو خورشید را تشکیل میدهند.
مرکز خورشید مانند کورهای هستهای است با دمای 15 میلیون درجه سانتیگراد (27 میلیون درجه فارنهایت) که چگالیاش 160 برابر آب میباشد. تحت چنین شرایطی هستههای اتم هیدروژن باهم ترکیب شده و تبدیل به هستههای هلیووم میشوند. در این حین، 0.7 درصد جرم ترکیب شده ، تبدیل به انرژی میشود. از 590 میلیون تن هیدروژنی که در هر ثانیه در مرکز خورشید ترکیب میشوند، 3.9 میلیون تن به انرژی تبدیل میشود. این سوخت هیدروژنی ، تا 5 میلیارد سال دیگر دوام خواهد داشت. مسیر نامنظم 2 میلیون سال طول میکشد تا انرژی تولید شده در مرکز خورشید به سطح آن رسیده و بصورت نور و گرما تابش کند، سپس بعد از فقط 8 دقیقه ، این انرژی به زمین میرسد.
هنگامی که خورشید منبسط می شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود، قطرش حدود 150برابر بزرگتر خواهد شد. گازهای منبسط شده و داغ، رنگ زرد و حرارت خود را از دست داده و قرمز رنگ و سرد خواهند شد. اما بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید،درخشندگی آن 1000برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع خواهد کرد.
زبانهها و شعلههای خورشیدی
زبانه حلقوی در شکل پایین ، خطوط میدان مغناطیسی ، دو لکه خورشیدی را به هم متصل کرده است. در سال 1973 ، یک زبانه خورشیدی (سمت چپ تصویر) 000/588 کیلومتر (365.000 مایل) از سطح خورشید را پوشاند. اغلب فعالیتهای شدید خورشید در نزدیکی لکههای خورشیدی رخ میدهند. شعلههای خورشیدی ، جرخههایی از انرژی هستند که عمر چند ساعته دارند، این شعلهها هنگامی بوجود میآیند که مقدار زیادی انرژی مغناطیسی بطور ناگهانی آزاد شود. زبانههای خورشیدی ، فوارانهایی از گاز مشتعل هستند که ممکن است صدها هزار کیلومتر در فضا پیش بروند. میدان مغناطیسی خورشید میتواند زبانههای حلقوی را هفتهها در فضا پیش بروند معلق نگاه دارد.
شامل 8 صفحه Word

«ادبوا اولادکم فانکم مسئولون» «فرزندان خود را تربیت کنید چون در مقابل آنها مسئول هستید»،پیامبراکرم (ص).
تعلیم و تربیت مذهبی
“ خدای تبارک و تعالی تعلیم کرده است انبیاء را و ارسال کرده است آنها را برای تعلیم و تربیت کافه ”( امام خمینی ، صحیفه نور ، ج 13 ،ص 256 ) .
نقش شگفتانگیز تعلیم و تربیت در زندگی انسان بر هیچ خردمندی پوشیده نیست . شکوفایی استعدادها و ارزشهای والا مبتنی بر تعلیم و تربیت است و انسان شدن انسان ووصولش به کمال نهایی، همه مرهون تعلیم و تربیت صحیح است (کاردان ، 1372).هدف از تعلیم و تربیت در فرهنگ اسلامی شکوفایی تام و تمام استعدادها و خلاقیتها در جهت رشد شخصیت و تجلی عزت نفس در راه نیل به کمال و تبدیل شدن به یک انسان کامل دانسته شده است ( فرهادیان ، 1376) . در جای دیگر تعلیم و تربیت به اندازهای ارزشمند و با اهمیت تلقی شده است که انسانها ی نمونه و معلمان و مربیان معصوم مکتب اسلام جان خود را فدای آن کردهاند ( کاردان ، 1376 ) .
تربیت
برای تربیت تعاریف گوناگونی ارائه شده و پژوهشگران از چند زاویه بدان نگریسته اند. در یک تعریف کلی تربیت را عبارت از فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی هر موجود و به فعلیت رساندن امکانات بالقوه در درون او دانسته اند ( سادات ، 1365 ) . این تعریف با بیانی که آموزش و پرورش از تربیت دارد همخوان است ، در آنجا نیز تربیت معادل بارور ساختن کلیه استعدادها و به فعلیت رساندن آنها دانسته شده است .
شعاری نژاد (1365 ) برای تربیت تعاریف ذیل را قائل است :
1-مجموعه روشهایی است که شخص برای رشد و تکامل تواناییها ، نظرات و سایر اشکال رفتارش که در جامعه وی ارزش مثبت دارند ، در پیش میگیرد .
2-یک عمل اجتماعی است که اشخاص را زیر نفوذ و تأثیر محــیط برگزیده و مضــبوط (بویژه در مدرسه ) قرار میدهد تا شایستگی اجتماعی کسب کنند و به حد نهایی رشدوتکامل فردی برسند.
3-عمل افزایش مؤثرهای معین و مضبوطی است که هدفشان راهنمایی رفتار انسان به روی یک هدف تعیین شده است و این هدف ، بر حسب اختلاف فلسفه و نظرات مربیان و ارزشهای مورد قبول هر جامعه فرق میکند ، چنانکه هدف روش آموزش و پرورش در سیستم حکومت دیکتاتوری با سیستم دمکراسی اختلاف دارد.
4-عمل افزایش تجارب آموزش معین و مضبوط در یک محیط معین و مضبوط در یک محیط معین است که موجب پیدایش تغییرات مطلوب در رفتار انسانها میشود .
5-بطور کلی آن نوع فعالیتهای معین مدرسه را گویند که کودک را برای سازگاری مثبت با محیط خود آماده می سازد .
شهید مطهری (1374) معتقد است که تعلیم و تربیت ، بحث ساختن افراد انسانهاست. یک مکتب که دارای هدفهای مشخص است و مقررات همه جانبهای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی و سیستم اقتصادی و سیستم سیاسی دارد نمیتواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد . یعنی مکتبی که میخواهد در مردم طرحهای خاص اخلاقی، اقتصادی و سیاسی را پیاده کند بالاخره اینها را برای انسانها میخواهد اعم از اینکه هدف فرد باشد یا جامعه .
با توجه به تعاریف ارائه شده آموزش یکی از ارکان تربیت است ، آموختن انواع رفتارها و اعمال ، نگرشها و تفکرات ، اعتقادات و باورها . پس در تعلیم و تربیت میتوان از مربی و متربی ، معلم و متعلم سخن گفت . معلم و مربی عرضه کننده ، متربی و متعلم دریافت کننده آنچیزی است که باید آموخته شود . مواد آموزشی نیز در این میان جایگاه ویژهای دارد . بنابر این در تعلیم و تربیت با سه رکن سر و کار داریم که میتوان آنها را ماننــد سه رأس مثلث در نظر گرفت که معـــلم یک رأس، متعلم رأس دیگر و مواد آموزشـــی نیز رأس دیگر آن می باشد . البته در بین این سه رکن تـــعاملات مختلفی در جریان اســـت که در بـحثهای تخصــــصی تعلیم و تربیت مشــــروحاً بدانها پرداخـــته میشود . مانند انـــواع روشـــهای آموزشـــی و یا اســـتفاده از وسائل کمک آموزشی .
زمانی که این نظام و مواد آموزشی توسط دین عرضه می شود می توان از تعلیم و تربیــت دینی سخن گفت که در طی آن پیروان یک دین با دستورالعمــلها و احکام و مقررات دینی آشنا شده آنها را اجرا می کنند ، چیزی که از آن به شعائر تعبیر می شود . شـعائر اعمال مخصوصی است که فرد دیندار برای خشنودی خداوند انجام می دهد . رفتار دینی که در قالب شعائر است یکی از پیچیده ترین رفتارهای انسانی است که تا مدتها مــورد توجه جدی دانشــمندان علوم انســانی قرار نمیگرفت ، البته به نظر می رسد که این رویکرد در حال تغییر است (شاکرینیا ، 1379 ) .
تاریخ آفرینش انسان نمایانگر این واقعیت است که همزمان با آفرینش انسان بـرروی زمین دین نیز متولد شد و همواره پیامبرانی به کار هدایت و راهنمایی انسانها مشغول بوده اند . پرستش نیز در ذات و نهاد آدمی نهفته و جبلی و فطری اوست ( روم ، 30 ) . چنانکه شهید مطهری ( 1361 ) ریشه و منشأ واقعی مذهب را که همان پرستش و نیایش باشد فطرت و سرشت انسان معرفی میکند .
از نظر علمای مذهبی ، دین نه تنها در اصلاح فرد و جامعه تأثیری عمیق دارد بلکه تنها وسیله سعادت و نیکبختی است . به نظر آنها جامعهای که به دین پایبند نباشد واقع بینی و روشنفکری را از دست می دهد و عمر گرانمایه را در گمراهی و ظاهربینی میگذراند ، عقل را زیر پا گذاشته و چون حیوانات کوتاه نظر و بی خرد زندگی میکند . دچار زشتی اخلاقی و پستی کردار میشود و بدین ترتیب از امتیازات انسانی محروم می شود .
یکی از مباحثی که امروزه حوزه وسیعی از مسائل تعلیم و تربیت را به خود اختصاص داده است ، تأثیر متغیرهای محیطی بر شکلگیری شخصیت است . از جمله این متغیرهای محیطی دین و آموزشهای دینی معرفی شده است ( پارسا، 1368 ) . تحقیقات فراوانی نشان داده است که دین و مذهب میتواند نقش سازندهای در شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان ایفا کند و مهمتر از آن اینکه این تحقیقات برنقش مثبت دین در بهداشت روانی انسان صحه میگذارد (شاکری نیا ، 1379 ) . تربیت دینی که بوسیله آموزشهای محیطی قابل اجراست به عوامـــل متعـددی بستگی دارد که از جمله مهمترین آنها و دردرجه نـــخست به علاقـمندی والـدین و حسـن ظن آنها به دین و اعتقادات مذهبی بستگی دارد . در نتیجه نقش خانواده در تربیت دینی نقش اساسی و مهم است و در این مقاله هدف بررسی هر چند محدود تأثیر خانواده بر رفتارهای دینی من جمله حــــجاب بعنوان یکی از شعائر دینی است .
خانواده و اهمیت آن در تربیت دینی
بر مبنای یک احساس و سنت دیرین ، مشخصترین مسؤلیت خانواده در قبال زیست و رفاه فرزندان در تأمین خوراک و پوشاک ، مسکن ، بهداشت و تربیت خلاصه شده است . غذا و پوشاک ومسکن در چهار چوب تسهیلاتی که خانواده برای خود فراهم میکند تأمین میشود . در این سه زمینه فرزندان خانوادهها از امکاناتی که نیاز های دیگر اعضای خانواده را تأمین میکند خود بخود بهره مند میشوند . بهداشت فرزندان خانواده در دو بعد مراقبت و پیشگیری و درمان ، یکی با مسئولیت و کوشش خانواده و دیگری با مباشرت پزشک و سازمانهای درمانی شکل میگیرد. یکی دیگر ازموارد ، تربیت است که گرچه گروهها و عوامل اجتماعی زیادی بر تربیت ( فرایند انتقال ارزشهای دینی ) تأثیر میگذارند اما غالباً خانواده در این زمینه به منزله با نفوذ ترین عامل بشمار می رود .
در خانواده است که کودک نخستین چشم انداز را از جــهان پــیرامون میآموزد و احساس وجود میکند . در خانواده است که کودک با آداب و رسوم ملی ، مراسم دیــنی ، وظــایـف فردی و حدود و اختیارات و مسئولیتها پیمیبرد (پارسا،1368). با توجه به نقش سرنوشت ساز تربیت خانوادگی در رشد و تعالی فرزندان است که بحث حــقوق کودکان در اسلام مطرح میشود تا به خانوادهها تذکر داده شود که کودکان دارای حقوقی هستنــد و بایســتی در رفع نیازهای آنان کوشید . از جمله حقوق کودکان که بر عهده خانوادههاست تأمین سعادت دنیایی و آخرتی آنان است که این امر میسر نمیشود مگر از راه انتقال مفاهیم دینی. آیات و روایات فراوانی متذکر این معنی شده ، در عین حال در سیره عملی پیامبر(ص)وائمه(ع) جلوههای فراوانی از این موارد را مشاهده میکنیم ( شاکرینیا ، 1380 ) .
انواع خانواده ها
خانوادهها را ازنظر ساختار و نوع روابط درونی بین اعضاء به چند نوع تقسیم کردهاند . مثلاً جامعه شناسان از خانواده های گسـترده و هــسته ای نام مــیبرنــد یا روانشــناســان نــیز از خانواده های با اقتدار ، قدرت طلب و سهــلانگار یاد میکنند . نوع دیگر طبقه بندی زمانی است که ملاک طبقهبندی مباحث اعتقادی و دینی است ، در ایــن زمـان از خانواده های مذهبی ، خانوادههای بیمذهب و خانوادههای ضدمذهب نام برده میشــود ( رحــمان دوست، 1371 ). خانـــوادههای بیمذهب و ضد مذهب خانواده هایی هستند که یا نسبت به تربیت مذهبی فرزندان غافل و بی تفاوت بوده ویا اینکه نسـبت به آن نگرش منفی دارند، بنابراین نیازی به ارتقای افکار و اعتقادات دینی فرزندان خود توسط آموزشهای دینی نمی بینند ، اما خانواده های مذهبی دوست دارند فرزندان خود را با مفاهیم دینی و مذهبی دمخور سازند ، اعتقادات و باورهای مذهبی را به فرزندان منتقل نمایند . این خانوادهها تلاش میکنند در تربیت فرزندان خود تا آنجا که ممکن است دستورالعملهای دینی و اعتقادی را در فرزندان خود نهادینه سازند و برای توفیق در تربیت دینی سؤالات زیادی دارند و به منابع مختلفی رجوع میکنند ، نــگران وضعیت اعتقادی فرزندان خود میباشند و تلاش میکنند با آموزش مفاهیم دینی و وادار ساخــتن فرزنــدان به پیروی از آنها سعادتمندی را برای آنها به ارمغان بیاورند و بخشی از حقوق آنها را تأمین نمایند. در این بــخش از مقاله به راهکارهایی که میتواند به خانوادههای مذهبی کمک کند تا در راه آموزش اعتقادی فرزندان خود توفیق بیشتری داشته باشند اشاره میشود .
شامل 19 صفحه Word

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه10
فهرست مطالب
ضحاک در شاهنامه فردوسی
ضحاک در نوشتههای پهلوی
داستان ضحاک با پدرش
فریب اهریمن
روییدن مار بر دوش ضحاک
گرفتار شدن جمشید
خواب دیدن ضحاک
خبر یافتن ضحاک
آگاه شدن فریدون ازپشت (نسب) خود
خشم فریدون
بیم ضحاک و گرفتن گواهی بر دادگری خویش
زادن فریدون
داستان کاوه
درفش کاویانی و چرایی نام آن
پایان کار ضحاک
به بند کشیدن فریدون ضحاک را در کوه دماوند
ضحاک در نوشتههای فارسی میانه
مروج الذهب
علی ابن زید
اخبار الطوال
المسالک و الممالک
تاریخ طبری
آثار الباقیه
تاریخ قم
تجارب الامم
منابع
ضحاک
ضحاک از پادشاهان اسطورهای ایرانیان است. در شاهنامه پسر مرداس و فرمانروای دشت نیزه وران است. او پس از کشتن پدرش به ایران میتازد و جمشید را میکشد و بر تخت شاهی مینشیند. با بوسهٔ ابلیس، بر دوش ضحاک دو مار میروید. ابلیس به دست یاری او آمده و میگوید که باید در هر روز مغز سر دو جوان را به مارها خوراند تا گزندی به او نرسد.
و بدینسان روزگار فرمانروایی او هزار سال به درازا میکشد تا این که آهنگری به نام کاوه به پا میخیزد، چرم پارهٔ آهنگریاش (درفش کاویانی) را بر میافرازد و مردم را به پشتیبانی فریدون و جنگ با ضحاک میخواند. فریدون ضحاک را در البرز کوه (دماوند) به بند میکشد.
ضحاک در اوستا
در اوستا، (یسنا ۷ -۹ ؛ یشتها ۳۳ - ۳۴:۵ ؛ ۱۴: ۴۰ ؛ ۲۷:۱۹) ؛ ضحاک (در اوستا: اژی دهاک) اژدهایی سه سر است که ثریتونا (= فریدون) با او میجنگد. تنها در نوشتههای پس از اوستا است که او را به شکل یکی از مردمان میبینیم.
در فرهنگ واژههای اوستا (بهرامی، احسان. فرهنگ واژههای اوستا. نشر بلخ.۱۳۶۹) واژهٔ دَهَه کَهَ برابر با ویرانگر، نابود سازنده و واژهٔ دَهاکَه برابر با گزیدن، نیش زدن، اژدها و واژهٔ اژی دهاک برابر با مار نیش زننده، زهاک (ضحاک) آمدهاست. در پی نوشت واژهٔ اژی دهاک در فرهنگ واژههای اوستا میخوانیم:
«در شاهنامه، فردوسی او را یک مردی شناسانده که دو مار به انگیزهٔ بوسهٔ اهریمن از شانههایش درآمده بود و سالیان دراز در ایران به ستم کاری و کشتار جوانان ایران و سود جویی ازمغز آنان برای خورش مارها ی روی شانههایش میپرداخت تا سر انجام با رستاخیز کاوه آهنگر و فریدون پور آبتین، زهاک دستگیر و در دماوند زندانی گردید. واژهٔ اژدها یک واژهٔ اسطورهای است و آن باید کوه آتشفشان ویرانگر و نابود کننده باشد.» (فرهنگ واژههای اوستا،بهرامی، احسان. به یاری فریدون جنیدی. ص ۷۱۰)
در اوستا چگونگی نبردهای ضحاک با سه دشمنش، آتش (آتَر)، جم (یمه)، و فریدون (ثری ایدون) گزارش شدهاست.
در اوستا ضحاک با پاژنام (ضفت) ثری زَفَن برابر با سه پوزه و سه دهن و ثری کَمِرِذ برابر با سه کله یا سر نیز آمدهاست.
در اوستا، یشت ۱۹-۳۷ چنین میخوانیم:
(فریدون) که کشت
(مار) زهاک سه پوزهٔ سه سر را
با شش چشم و هزار گونه دریافت (ادراک)، آن دیو بسیار توانای دروغگو را.
بر پایه گزارش اوستا، ضحاک مردی سه سر، سه پوزه و شش چشم و دارای هزارگونه چالاکی و از مردم بابل است، سرزمینی که ایرانیان طایفهای عرب نژاد از ساکنان آنجا را تازی مینامیدند؛ نامی که بعدها به همه اعراب دادند. در اوستا همچنین آمدهاست که ضحاک درسرزمین بوری بر چکاد (قله) کوهی برای اَرِدویسوَر اَناهیتا، فدیه و پیشکش بسیار کرد و از وی خواست که او را یاری دهد تا هر هفت کشور را از آدمی تهی سازد ولی او خواهش او را برنیاورد. در آبان یشت، کردهٔ ۸ چنین میخوانیم:
۲۹
«اَژیدَهاکِ» سه پوزه در زمین «بَوری» صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند او را پیشکش آورد...
۳۰
و از وی خواستار شد:
ای اَرِدویسوَر اَناهیتا ! ای نیک ! ای تواناترین !
مرا این کامیابی ارزانی دار که من هفت کشور را از مردمان تهی کنم.
در اوستا زاده شدن فریدون ارمغانی است که به آبتین، پدر فریدون و در پی ساختن نوشابهٔ هوم برای دومین بار در جهان به دستش، به او داده شدهاست و همان گاه ارمغان پیروزی او بر اژی دهاک نیز داده شدهاست. در یسنا، هات ۹ چنین میخوانیم:
(۶)
ای هَوم ِ !
کدامین کس، دیگر باره در میان مردمان جهان استومند، از تو نوشابه برگرفت؟ کدام پاداش بدو داده شد و کدام بهروزی بدو رسید؟
(۷)
آنگاه هَوم ِ اَشَوَن دور دارنده مرگ، مرا پاسخ گفت:
دومین بار در میان مردمان جهان استومند، «آتبین» از من نوشابه برگرفت و این پاداش بدو داده شد و این بهروزی بدو رسید که او را پسری زاده شد:
«فریدون» از خاندان توانا...
(۸)
... آن که «اژی دهاک» را فرو کوفت

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه29
فهرست مطالب
شعرها و کتاب ها
ملک الشعرا بهار
ستایشگر آزادی
نیما یوشیج
زندگینامهٔ خود نوشت
نصایح
شهریار
سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵ - ۲۷ شهریور ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (قبل از
آن بهجت) شاعر ایرانی بود که شعرهایی به زبانهای فارسی و ترکی آذربایجانی دارد. از
شعرهای معروف او میتوان به «علی ای همای رحمت» و «آمدی جانم به قربانت» به
فارسی و «حیدر بابایه سلام» (به معنی سلام بر حیدر بابا) به ترکی آذربایجانی اشاره کرد.
روز وفات این شاعر در این ایران «روز ملی شعر» نامگذاری شدهاست.[1
زندگی
شهریار در جوانی
شهریار به سال ۱۲۸۵ در روستای خشگناب در بخش قرهچمن آذربایجان ایران در
اطراف تبریز متولد شد. پدرش حاج میر آقا خشگنابی نام داشت که در تبریز وکیل
بود. پس از پایان سیکل اول متوسطه در تبریز در سال ۱۳۰۰ برای ادامهٔ تحصیل از
تبریز به تهران رفت و در مدرسهٔ دارالفنون (تا ۱۳۰۳) و پس از آن در رشتهٔ پزشکی
ادامهٔ تحصیل داد. حدود شش ماه پیش از گرفتن مدرک دکتری «به علل عشقی و
ناراحتی خیال و پیشآمدهای دیگر» ترک تحصیل کرد (زاهدی ۱۳۳۷، ص ۵۹). پس
از سفری چهارساله به خراسان برای کار در ادارهٔ ثبت اسناد مشهد و نیشابور،
شهریار به تهران بازگشت و به سال ۱۳۱۵ در بانک کشاورزی استخدام و پس از
مدتی به تبریز منتقل شد. بعدها دانشگاه تبریز وی را یکی از پاسداران شعر و ادب
میهن خواند و عنوان استاد افتخاری دانشکده ادبیات تبریز را نیز به وی اعطا نمود.
شهریار پس از انقلاب ۱۳۵۷، شعرهایی در مدح نظام جمهوری اسلامی و مسئولین
آن، از جمله روح الله خمینی و