فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله کامل درباره اهمیت مطالعه کردن در تعلیم و تربیت

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله کامل درباره اهمیت مطالعه کردن در تعلیم و تربیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره اهمیت مطالعه کردن در تعلیم و تربیت


دانلود مقاله کامل درباره اهمیت مطالعه کردن در تعلیم و تربیت

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :175

 

بخشی از متن مقاله

1-1 مقدمه

به نام خداوندی که والاترین تعلیم خویش را برای برگزیده‌ترین مخلوق حضرت محمّد(ص) با امر بخوان آغاز نمود و به ایشان چنین وحی فرمود «اقرء بِسمِ رَبّکَ الذَّی خَلَق«[1] بخوان به نام پروردگارت که تو را آفرید خواندن را آغاز تعلیم و کاملترین دین خویش قرار داد و قرائت را نخستین پایه‌ای برای تکامل نهایی و رسیدن به آخرین مرحله تعلیم ضروری دانست و لوح قلم نگاشته بدان را چنان گرامی و مقدس دانست که سوگند مؤکد خویش را بر آن استوار نمود و فرمود «ن والقلم و ما یسطرون»[2] سوگند به قلم و آنچه بدان نویسند و چنین شد که خواندن و آنچه از قلم عالمان مؤمن و متقی و متعهد تراوش نمود نخستین گام باروری و اعتقاد و ایمان آدمی و اولین مرحله گام نهادن در وادی آگاهی و سیر به سوی کمال و آراستگی انسان است و انوار حاصل از خواندن مشعل طریق سعادت و کامیابی بشر گردیده است و درود بر حضرت محمد مصطفی (ص) که با ظهور خود چراغ فروزان دانش و آگاهی و تقوا را فرا راه بشر قرار داد و آدمیان را از تپّة ظلمانی ضلالت و گمراهی به سوی بادیة منوّر فضل و دانش رهنمون گردانید و دعوت به آگاهی و امر به آموزش و خواندن را سرلوحة کلام خویش ساخت و فرمود «اطلبو العلم من المهد الی اللحد» خواند و آموختن را از گهواره تا گور بجویید.

    در دو قرن اخیر که سرعت پیشرفت بشر به واسطة پیدایش ابزار جدید ارتباط جمعی از قبیل روزنامه، مجلات، رادیو و تلویزیون و...  و دگرگونی عمیق و شیوة چاپ و نشر کتب بیشتر گردیده و آموزش به نوعی عمومیت تامی یافته است نقش کتاب و کتابخوانی اهمیت و درخشش ویژه داشته است و توجه این موضوع نظر علمای تعلیم و تربیت را به خود جلب نموده تا جایی که رشتة تخصصی روشهای مطالعه عنوان یکی از شاخه‌های آموزش گردیده است و عده‌ای از علمای تربیتی به تحقیق و بررسی آن مشغول شدند و نتایج پژوهشهای اکثر ایشان به صورت مختلف چاپ و نشر شده است آنچه را که اکثر محققین بر آن معتقدند این است که در جهان متغیر عصر حاضر که هر روز در زمینه‌های علمی – سیاسی – اقتصادی – هنری دگرگونی تازه‌ای رخ می‌دهد کتاب و مطالعه دیگر کار افراد ویژه نیست بلکه هر شخصی در هر موقعیت و در هر مقام و شغلی نیازمند به مطالعه و خواندن مستمر است و باید بطور مرتب مقداری از وقت روزانة خود را به خواندن مطالب کتب و روزنامه‌ها و مجلات اختصاص دهد شک نیست که اگر دانش‌آموزان به روزنامه‌خوانی و مطالعة کتب خود گیرند و هر روز که از عمرشان می‌گذرد مقداری بر سطح آگاهیشان افزوده گردد می‌توانند به عنوان افرادی آگاه و بصیر جامعه خود را به سوی پیشرفت و ترقی سوق دهند.

    کتابخوانی انسان را در تعیین سرنوشت خود و جامعة خویش شریک می‌کند حس همنوع‌دوستی و خیرخواهی را برمی‌انگیزد، قوة ابتکار و خلاقیت، روحیة آزادی‌خواهی و بزرگ‌منشی را تقویت می‌کند. خواندن و مطالعه در نزد انسان یک توانایی اکتسابی است که هر چه فرد در آن بیشتر تمرین کند تبحّر بیشتری کسب می‌نماید تمام کسانی که با سرعت و علاقه به خواندن می‌پردازند سالها تجربة مطالعه و کتابخوانی از همان دوران کودکی داشته‌اند بنابراین هر چه انسان بیشتر مطالعه کند و با کتاب و سایر مطالب خواندنی بیشتر سر و کار داشته باشد بر فنون و روشهای درست و تسریع مطالعه تسلط بیشتری پیدا می‌کند و بهتر می‌آموزد که چگونه بر مشکلات سریع‌خوانی غلبه کند همچنین ایجاد علاقمندی و عادت به مطالعه بایستی قسمتی از برنامه مؤسسات آموزشی، کودکستانها، مدارس ابتدائی و متوسطه باشد و در هر سنی مطابق با امکانات و احتیاجات همان سن کار مداوم و مطابق با برنامة معین انجام گیرد.


2-1 بیان مسئله

    علاقه به مطالعة کتاب که ریشه در حس کنجکاوی انسان دارد امری فطری و هماهنگ با انگیزه‌های درونی افراد است و کم و بیش در تمام کودکان وجود دارد کودکان در صورتی که در خانواده‌ای با هر موقعیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی باشند حداقل به تماشای تصویر کتاب علاقه دارند اگر چه این امر می‌تواند سرآغاز علاقه به مطالعة کتاب در بزرگسالی شود اما به مرور زمان با توجه به موقعیت خانواده این علاقه در دو جهت مختلف شکل می‌گیرد در عده‌ای نگرش مثبت به کتاب رشد کرده و علاقه آنها روز به روز بیشتر می‌شود تا آنجا که طبق برنامة منظم و دقیق مطالعة کتاب را در برنامه روزانه خود جای می‌دهند و در عده‌ای نگرش منفی ایجاد می‌گردد و آنچنان از کتاب گریزان می‌شوند که کتابهای درسی را میز برای کسب حداقل نمره قبولی مطالعه می‌کنند و با کتابهای دیگر هیچ رابطة دوستی و نزدیکی ندارند از دلایل عدم استفاده از مطالعه را می‌توان گفت در کشور ما هنوز هیچ اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است دلیل اصلی این بی‌توجهی را می‌توان در این دید که مطالعه هنوز در ایران یک موضوع جدی تلقی نشده و نیاز به مطالعه هنوز برای مردم یک نیاز واقعی به حساب نمی‌آید.

    نظر به اینکه گرایش و انگیزه به مطالعه در خانواده و از دوران کودکی شکل می‌گیرد قطعاً برای یافتن علت اصلی ابتدا باید سراغ خانواده و سپس به دنبال عوامل دیگر رفت که به نوبة خود دارای اهمیت ویژه‌ای هستند به همین دلیل به عنوان یک معلم که می‌تواند در تشویق دانش‌آموزان به مطالعه مؤثر باشد تحقیقی را در زمینة تاثیر مطالعات غیر درسی در کمک به تحصیلی دانش‌آموزان دورة ابتدائی، موضوع پژوهش قرار داده تا قدم کوچکی در راه تعالی بخشیدن فرهنگ مطالعه در میان آینده‌سازان کشور برداشته شود.

3-1 اهداف تحقیق

هدفهای کلی تحقیق

1- آگاهی از تاثیر مطالعات غیر درسی در موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان.

2- آگاهی از تأثیر کتابخانة مدارس در ایجاد عادت به مطالعه در دانش‌آموزان و زمینه‌سازی برای توسعة فرهنگی.

هدفهای جزئی تحقیق

1- آگاهی از تأثیر تشویق والدین و معلمان در گرایش دانش‌آموزان به مطالعه

2- آشنایی با عواملی که در مطالعة دانش‌آموزان نقش دارد.

3- آگاهی از ضرورت تهیة کتابهای ادبیات کودکان مطابق با سن و فهم و احتیاجات فعلی آنها از سوی متخصصان.

4- مشخص کردن میزان علاقة دانش‌آموزان نسبت به موضوعات مختلف مورد مطالعه

5- تحریک قوة خلاقیت و ابتکار دانش‌آموزان و تقویت و پرورش نیروی تخیل آنان.

6- آگاه نمودن والدین دانش‌آموزان به اهمیت مطالعات غیر درسی در کسب موفقیت‌های تحصیلی.

7- آگاهی از تأثیر مطالعات غیر درسی در پیشرفت خواندن.

 

4-1 اهمیت موضوع تحقیق

    انسان از زمانی که خط را اختراع کرد تا امروز که صفحة کامپیوتر منعکس کنندة افکار و امیال و جولانگاه فکر بشر است هیچگاه از کتاب و کتابخانه بی‌نیاز نبوده است در دنیای معاصر که بوسیلة وسایل ارتباطی مثل دهکده‌ای کوچک و محدود شده است و چهار گوشة آن هر لحظه روشن‌تر و واضح‌تر و قابل رویت می‌شود هنوز کتاب و مطالعه جایگاه رفیع فرهنگی خود را حفظ کرده و به عنوان سرآمدترین و بهترین وسیلة انتقال پیام و اطلاعات محسوب می‌شود.

    دربارة اهمیت مطالعه و نقشی که در سازندگی فرد و اجتماع و سرنوشت بشری دارد و اینکه مطالعه می‌تواند چه نقش عظیمی در تعلیم و تربیت ایفا کند صحبت فراوان شده است و امروزه کمتر کسی را می‌توان یافت که با کتاب سر و کار نداشته باشد و به این نکتة مهم واقف نباشد شکی نیست که علاقمندی به مطالعه خصلتی است که باید در افراد بوجود آید و مدام تقویت شود تا زمانی که فرد خود بتواند این کار را ادامه دهد عادت به مطالعه اکتسابی است و باید از همان دوران کودکی در شخص تقویت گردد.

    با توجه به اینکه یکی از وظایف آموزش و پرورش ایجاد عادت به مطالعة مستمر در دانش‌آموزان است و از طرفی نقشی که مطالعة مدام در شکل‌گیری شخصیت انسان دارد به اهمیت نقش والدین و مدرسه و جامعه در این امر مهم پی می‌‌بریم هدف آموزش و پرورش به معنای واقعی گذشته از تعلیم و تدریس، جستجو و کنکاش در روح دانش‌آموزان برای درک ذوق و استعدادهای نهفتة آنان و رهبری این استعدادها به سوی کمال است. در عصری که ما در آن زندگی می‌کنیم هدف آموزش و پرورش در آموزشگاهها به پایان رساندن برنامة درسی سالانه نیست امروز دیگر نمی‌توان دانش‌آموزان را محکوم و محدود به خواندن چند کتاب درسی کرد ذهن کنجکاو و جستجوگر آنان پاسخ پرسشهای بی‌شماری را که پیشرفت حیرت‌انگیز دانش و اکتشافات بی‌شمار امروز برای او بوجود آورده است، طلب می‌کند و برآوردن این نیازها دسترسی به منابع و خدمات کتاب و کتابخانه می‌باشد.

    متأسفانه امروزه دانش‌آموزان به مطالعات جانبی به علل گوناگون رغبت و علاقة چندانی نشان نمی‌دهند و شمار قابل توجهی از اولیاء و معلمان نیز با غفلت و عدم آشنایی از اهمیت و نقش اینگونه مطالعات، دانش‌آموزان را در این جهت تشویق و راهنمایی نمی‌کنند گاهی بر این باورند که این مطالعات باعث اتلاف وقت و موجب افت تحصیلی می‌گردد در صورتی که کتاب بهترین دوست انسان و موجب باروری اندیشه و غذای روح بشر است بنابراین کودکان و نوجوانان به کتابهایی نیاز دارند که جذاب و عمیق و شیرین بوده و با تجربه‌های آنان و نیز نیازها و علایق و تواناییهای آنها هماهنگ باشد و همچنین وسیله‌ای باشد برای کنجکاوی‌های خودانگیخته و آرمانهای بلندپروازانة آنها، خوراکی باشد برای تخیل سرشار و سیّال آنان و بر وسعت تجربه‌های آنان بیافزاید به آنها لذت خواندن و عمیق شدن را ارزانی دارد و سرانجام لذت را به علاقه و علاقه را به عادت مبدل سازد.

    در جوامع مترقی دنیا که اهمیت مطالعه و خواندن مطالب به علت پیشرفت علم و تکنولوژی بر مردم آشکار شده است بهبود وضع مطالعه و افزایش سرعت خواندن و درک مطالب یکی از اقدامات مهم آموزشی به حساب می‌آید در این جوامع روشهای درست مطالعه در ضمن آموزش دروس مختلف آموزشگاهها به یادگیرندگان آموزش داده می‌شود متأسفانه در کشور ما هنوز هیچ اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است بنابراین اهمیت تحقیق با توجه به موارد بالا و اهداف ، به خوبی آشکار است و نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

 

5-1 فرضیه‌های تحقیق

1- بین مطالعه کتابهای غیر درسی و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان دوره ابتدایی رابطة معنی‌دار وجود دارد.

2- بین کتابخانة مدارس و عادت به مطالعه در دانش‌آموزان رابطة معنی‌دار وجود دارد.

3- بین تشویق دانش‌آموزان و تمایل آنان به مطالعة کتابهای غیر درسی رابطة معنی‌داری وجود دارد.

4- بین پرسشهای بعضی از دروس و ارجاع دانش‌آموزان به مطالعة غیر درسی رابطة معنی‌دار وجود ندارد.

5- بین دانش‌آموزان علاقمند به درس و ارجاع آنان به کتابخانه برای مطالعة کتابهای غیر درسی رابطة معنی‌داری وجود دارد.

6-1 تعریف عملیاتی مفاهیم و متغیرها

الف) مفاهیم

بررسی: یک آزمایش منظم پدیدارهای برای فهمیدن یا بیان آنهاست (تحقیق)

تاثیر: اثر کردن، احساس قبول کردن امری یا مطلبی که در فرد ایجاد شود.

مطالعه: بکار بردن عقل یا ذهن برای یادگیری یک مسئله و موضوع و نگریست و دقت نظر در چیزی برای فهمیدن و آگاهی یافتن از آن است.

کتب درسی: کتبی که مربوط به آموزش رسمی کشور می‌باشد.

کتابهای غیر درسی: نوشته‌هایی هستند که در رشته‌‌های گوناگون علمی، ادبی، هنری، اجتماعی و … برای دانش‌آموزان در سنین مختلف نوشته می‌شوند و با کتابهای درسی تفاوت دارند.

مطالعات غیر درسی: مطالعاتی که مربوط به کتابهایی غیر از کتب مربوط به آموزش رسمی کشور باشد.

موفقیت تحصیلی: معلومات یا مهارتهای اکتسابی خصوصی یا عمومی در موضوعهای درسید که معمولا بوسیلة آزمایشها یا نشانه‌ها یا هر دو که معلمان برای دانش‌آموزان وضع می‌کنند اندازه‌گیری می‌شوند و نیز توانایی دانش‌آموز در کسب نمره در زمینه‌های مختلف درسی و توانایی ارتقاء او از یک سطح و پایه تحصیلی به سطح بالاتر است.

دانش‌آموز: شخصی که یک مطالعة جدی و رسمی را آغاز کرده و در این تحقیق منظور کودکان واجب‌التعلیم که دوره‌های مربوط به آموزش رسمی کشور را می‌گذرانند است.

ب) متغیرها

1- متغیر مستقل یا تأثیرگذار: مطالعه کتابهای غیر درسی

2- متغیر وابسته یا تاثیرپذیر: موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان

 

منابع و مآخذ

1- آیاتی از کتاب آسمانی قرآن کریم «سوره علق آیه 1، سوره قلم آیه 1»

2- اداره کل آموزش ضمن خدمت، روش تدریس فارسی، ابتدائی کد 6004 سال 1367

3- استیگر، ال – راههای تشویق به مطالعه، ترجمه: سپرده، پروانه، نشر دبیرخانه هیات امنای کتابخانه‌های عمومی کشور تهران 1370

4- آذرین، جانسن، هنر کتاب خواندن – ترجمة اسماعیل اسعدی – تهران انتشارات اقبال

5- بحارالانوار، جلد 2 صفحه 38

6- بنی‌هاشمیان، فرزانه سادات، تاثیر مطالعات غیر درسی در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، «مرکز دارالفنون» سال 1374

7- - پولادی، کمال: کتاب و کتابخانه کودک، کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان سال 1374

8- - پولادی، کمال: نکاتی در مورد چگونگی علاقمند کردن بچه‌ها به کتابخوانی انتشارت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سال 1374

9- ترابی، ابوالفضل: بررسی علاقه به مطالعه و علل عدم جا؟ سال 74-73

10- حسنی، محمد، اثرات و فواید تربیتی ادبیات کودکان و نوجوانان، پیوند صفحه 2 و 3

11- حسینی، فخرالسادات، «بررسی تأثیر مطالعه مواد غیر درسی در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان منطقه 1 تهران، مرکز شهید باهنر سال 77-67

12- رشد معلم شماره 2 آبان سال 71-70

13- سالاروند، معصومه، عنوان رساله: «تأثیر مطالعات غیر درسی در پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان تهران» شهدای مکه – سال 75-74

14- سیف، علی‌اکبر (مترجم)، روشهای مطالعه  انتشارات رشد سال 1368

15- سپرده، پروانه (مترجم): کتاب راههای تشویق به مطالعه سال 1370 صفحه 36

16- شفیع‌آبادی، عبدالله، راهنمایی و مشاوره کودک، صفحه 30

17- عمید، حسین، فرهنگ فارسی عمید

18- محتاج، مهین (مترجم) چگونه کودکان را به مطالعه تشویق کنیم مؤلف نانسی لاریک انتشارات کانون پرورشی فکری کودکان سال 75

19- مظلومی، رجبعلی، طرحی برای مجله کودک، ضمیمه کتاب تربیت از کودکی تا بلوغ، شماره 18، چاپ دانشگاه اصفهان سال 1357

20- مطلوبی، منصوره، عنوان رساله «بررسی عوامل مؤثر در کتابخوانی دانش‌آموزان پایه پنجم ابتدائی زرند ساوه» مرکز دارالفنون سال 74

22- نشریه شماره 68 هسته مشاوره استان یزد، سال 69

23- کتاب و کتابخانه – روابط عمومی و بین‌المللی شهرداری تهران سال 73 

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره اهمیت مطالعه کردن در تعلیم و تربیت

درس های فیلمسازی:اصغر فرهادی

اختصاصی از فایل هلپ درس های فیلمسازی:اصغر فرهادی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

درس های فیلمسازی:اصغر فرهادی


درس های فیلمسازی:اصغر فرهادی

درس های فیلمسازی

اصغر فرهادی (زادهٔ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۵۱ در خمینی‌شهر، اصفهان) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده فیلم ایرانی است.
فیلم جدایی نادر از سیمین وی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان و جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان را دریافت کرد، همچنین او نامزد دریافت همین جایزه در بخش جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی (اورژینال) برای فیلم خود بود. اصغر فرهادی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶، جایزه بهترین فیلم‌نامه جشنواره فیلم کن، را برای نگارش فیلم‌نامه فیلم فروشنده دریافت کرد.

اصغر فرهادی


دانلود با لینک مستقیم


درس های فیلمسازی:اصغر فرهادی

دانلود مقاله کامل درباره فلسفه وینگشتاین

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله کامل درباره فلسفه وینگشتاین دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کامل درباره فلسفه وینگشتاین


دانلود مقاله کامل درباره فلسفه وینگشتاین

 

 

 

 

 

 

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

فرمت فایل: Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحه :285

 

بخشی از متن مقاله

درآمدی بر فصل اول

لودویک ویتگنشتاین یکی از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است که بواسطه دو اثر مهم فلسفی‌اش- رساله منطقی- فلسفی و پژوهشهای فلسفی- مسیر و جهت فلسفه تحلیلی را تحت تأثیر قرار داد.  او را باید نقطه عطفی در تاریخ تفکر فلسفی و همچنین هم تراز فلاسفه‌ای چون دکارت، کانت، هایدگر و . . . به حساب آورد که انقلاب و چرخش زبانی را ایجاد کرده است. در طول تاریخ تفکر فلسفی می‌توان کسانی را مشاهده کرد که آغازگر یک انقلاب و تحول فکری بوده اند. شاید بتوان گفت سوفسطائیان اولین انقلابیون تاریخ فلسفی هستند. که موضوع پژوهش فلسفی را از عالم و طبیعت به پژوهش درباره خودشان تغییر دارند و یا می‌توان به کانت اشاره کرد که با آراء و عقاید خود توجه متفکران را از متعلق شناسایی به سوی فاعل شناسایی و تواناییها و محدودیتهای ذهن آن معطوف ساخت تغییر و تحول مهم و قابل ملاحظة دیگر توسط هایدگر ایجاد می‌شود، فلسفه که از زمان دکارت همواره دل مشغول این سؤال بوده است که دانش چیست و به چه چیزی ممکن است شناخت پیدا کنیم؟ با ظهور هایدگر دیگر این سؤالات محور دل مشغولی‌های فلسفه قرار نمی‌گیرد و در عوض به مسأله مهم و اساسی «هتسی یا بودن» پرداخته می‌شود. به طور کلی می‌توان گفت که در هر دوره، مسئله‌ای در محور و مرکز توجه قرار گرفته است گاه طبیعت و عالم هستی، گاه انسان و ذهن او و تواناییها و محدودیتهای آن و گاه خود  هستی و وجود مطرح بوده‌اند. اما آنچه که در فلسفه ویتگنشتاین به عنوان مسئله محوری فلسفه وی مطرح است مسئله زبان است و او را باید از این جهت نقطه عطفی در تاریخ فلسفه دانست که آراء و عقایدش نقطه عزیمت تأمل فلسفی از بررسی و تحلیل «ماهیت شناخت و مفاهیم ذهن آدمی» به سوی تحلیل «زبان» است. این تحلیل زبانی را می‌توان در آرای فلاسفة تحلیل زبانی معاصر مشاهده کرد فلاسفه‌ای چون راسل- کارناپ، آیر، رایل و . . . . سعی کردند تا مباحث فلسفی را در مقوله مباحث زبان شناختی جای دهند اما ذکر یک نکته بسیار حائز اهمیت است: مراد ویتگنشتاین از تحلیل زبانی چیست آیا او به دنبال همان تحلیل مورد نظر تجربه گرایان کلاسیک است که تصورات و ایده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کردند تا به انطباعات حسی آنها برسند و یا اینکه تحلیل مورد نظر او همان تحلیل کانتی است که تحلیل مفاهیم و کلیات ذهنی بود. در حقیقت تحلیل زبانی مورد نظر او نه همچون تجربه گرایان کلاسیک تحلیل تصورات و ایده‌ها است و نه تحلیل مفاهیم و کلیات ذهنی. بلکه مراد وی از تحلیل، تحلیل گزاره‌ها است . زیرا به نظر ویتگشتاین گزاره‌های زبان ما یک ساخت و صورت منطقی دارند که در اغلب جملات این صورت در وارء صورت دستوری ظاهری پنهان گشته است و همین عدم وضوح و ابهام صورت منطقی سبب فهم غلط و کاربرد نادرست زبان شده است و مسائل و نظریات فلسفی کثیری را به بار آورده است به همین خاطر ما باید به تحلیل زبان به منظور کشف این صورت منطقی بپردازیم تا از ایجاد مسائل فلسفی اجتناب کنیم.

(Did Wittgensteim take the Linguistic Turn, p.1)

چنین نگرشی در باب رابطه زبان و فلسفه ایجاد چرخش زبانی شد. یکی از مفسران اندیشه‌های ویتگنشاین، رساله منطقی ـ فلسفی را عامل ایجاد این چرخش زبان می‌داند و  به نکاتی که بیانگر و گواه چنین و تحولی است اشاره می‌کند. از میان آنها می‌توان به توجه و علاقه ویتگنشتاین به تعیین حد و مرز میان جملات معنادار و جملات بی‌معنا، تعیین محدودیت‌های زبانی، وضوح بخش منطقی اندیشه‌ از طریق تحلیل منطقی‌ ـ زبان گزاره به عنوان وظیفه فیلسوف، تعیین ماهیت ذاتی گزاره و . . . . اشاره کرد.

(Hacker.P.M, Wittgenstein’s place in twentieth – century Analytic (phiolsophy, p.37

نکته مهم و حائز اهمیت که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که توجه و علاقه شدید ویتگنشتاین به زبان و تعیین محدودیت‌های آن شاید این تصور غلط و نادرست را در ما ایجاد کند که او صرفاً یک زبان شناس است اما این تصور بسیار غلط و نادرست می‌باشد، زیرا او به زبان نه از آن حیث که زبان است بلکه به خاطر فلسفه علاقمند بود.

او به تحلیل زبان پرداخت تا بتواند از این رهگذر مسائل فلسفی‌ای که از بدفهمی‌منطق زبان ناشی شده است را حل کند خود وی نیز در مقدمه رساله منطقی ـ فلسفی می‌گوید هدف کتابش حل مسایل فلسفی است که از بدفهمی‌منطق زبان ناشی شده است و سعی دارد تا با تحلیل زبان و کاربردهای ویژه واژه‌ها در شرایط و مقتضیات معین، راه گریزی برای رهایی از مسائلی بیابد که موجب آشفتگی فکر می‌شوند. در صورت عدم توجه به رابطه میان زبان مسائل فلسفی توج به سختی می‌توان فهمید که منظور او از طرح مسائل زبانی چیست. از نظر فلاسفه تحلیل زبانی هر چند که گام اول در تفکر فلسفی رو در رویی با مسائل فلسفی می‌باشد اما از آنجایی که همه مسائل مطرح شده توسط فلاسفه معنادار نیست و با دقت در محتوا و معنا آنها و  با توجه به ملاک‌ها و معیارهای معناداری متوجه خواهیم شد که آنها هیچ گونه معنا و محتوای محصلی ندارند لذا ابتدا بهتر است که به بحث زبان شناختی و تعیین معناداری و بی‌معنایی گزاره‌ها بپردازیم پس از اثبات معناداری مسائل به بررسی و تحقیق در زمینه آنها بپردازیم بدین جهت مهمترین و اساسی‌ترین سؤال یک فیلسوف زبانی این است که زبان چیست و در چه صورت گزاره معنادار است و در چه حالتی بی‌معنا است مرز میان واژه و جمله‌ی معنادار از بی‌معنا کدام است. بعبارت دیگر اساساً منظور از معنا و محتوای یک جمله چیست و چه عواملی باعث معناداریی و بی معنایی جمله یا واژه می‌گردد. همان طور که ملاحظه کرده‌ایم فلاسفة تحلیل زبان، برای حل مسائل فلسفی است که به بحث زبان شناختی روی آوردند و بحث از معنا و زبان مدخل اصلی فلسفه آنها شد. ما به رابطه‌ی میان مسائل فلسفه و زبان در فلسفه آنها باید توجه کرد. (دکتر احمدی، تحلیل زبانی فلسفه، صص 53-52). عدم توجه برخی از افراد به این رابطه باعث سؤء تعبیر شده است به طوری که «تشخیصشان این است که تحلیلگران زبان، فلسفه را در جهان تنزل مقام داده‌اند فیلسوفانی که روزگاری حقیقت و واقعیت نهایی را به آدمیان تعلیم می‌دادند اکنون به نحویان تمام عیاری تبدیل شده‌اند که در عالم الفاظ مته به خشخاش می‌گذارند» (هادسون، لودویگ ویتگنشتاین، ص 103) اما این نظریات و عقاید درست نیستند زیرا منظور تحلیلگران زبان از تحلیل زبان چیزی جز روشن  اندیشی نیست همانطور که از زمان سقراط نقش فلاسفه روشن اندیشی، یعنی تعیین کاربرد صحیح واژه‌ها بوده است و سعی داشته‌اند تا از آشفته اندیشی یعنی کاربرد نادرست واژه‌ها جلوگیری کنند تحلیل زبان و تعیین حد و مرزهای آن پرداختند. از این رو ویتگنشتاین از تحلیل زبان و بررسی ساخت آن و محدودیتهایش آغاز می‌کند همانطور که کانت از تحلیل ذهن انسانی و بررسی ساختار و محدودیت‌های آن آغاز می‌کند. اختلاف کانت با ویتگنشتاین در این است که کانت به دنبال حدود توانایی ذهن بشر بود حال آنکه ویتگنشتاین و اکثر فلاسفه تحلیلی به دنبال تعیین حدود کلام معنادار. علت اینکه فلاسفه تحلیل زبانی توجه به بحث معناداری را بر توجه به حدود تواناییهای ذهنی بشری مقدم دانستند به این خاطر بود که در مرز زبان معنادار مرز تفکر ممکن است. اما با وجود این تفاوت هر دوی آنها در این نظر توافق دارند که مهملات ظاهر فریب فلسفه به خاطر تجاوز از حدود ایجاد شده‌ است هر چند  که منظور یکی تجاوز از حدود توانایی ذهن بشری است و منظور دیگری تجاوز از حدود زبان. ویتگنشتاین به منظور جلوگیری از تجاوز حدود زبان سعی می‌کند تا مرزی میان کلام معنادار و کلام مهمل ترسیم کند، بدین ترتیب فلسفه که قبلاً به عنوان علم به وجود بماهو وجود تلقی می‌‌شد و وظیفه فیلسوف رفع حجاب از چهره هستی بود. اکنون به مطالعه در زبان تقلیل می‌یابد.

 

دو دوره فعالیت فلسفی و رابطة میان آن دو

اگر چه ویتگنشتاین در تمام دوران فعالیت فلسفی‌اش، از سال 1916 تا 1951، به مطالعه عقاید فلسفی به میانجیگری زبان می‌پردازد و از منظر زبان به فلسفه، متافیزیک، اخلاق و . . . . می‌نگرد اما همواره نظریه واحدی درباره زبان، ماهیت و عملکرد آن اتخاذ نکرده است مهمترین عقیده وی در باب زبان و رابطة آن با فلسفه که بعدها دچار تغییر و تحول می‌گردد این نظریه است که مسائل فلسفی به خاطر خصلت پیشین خود به کمک قواعد زبان قابل حل است اما در دورة اول ابزار مناسب برای حل مسائل فلسفی را تحلیل منطقی و تجزیه گزاره‌ها به گزاره‌های بنیادین می‌دانست و به عبارت دیگر زبان را یک دستگاه محاسبه با قواعدی ثابت می‌دانست که این قواعد زیر لایه دستور زبان پنهان شده‌اند.

اما در دوره دوم، دیگر تحلیل منطقی را لازم نمی‌دانست بلکه آنچه که لازم و ضروری بود چیزی جز توصیف رفتارهای زبانی نبود. در واقع امتیاز فلسفه ویتگنشتاین نیز در این است که دو دیدگاه متفاوت را در این زمینه مطرح کرده است که هر یک از آنها لوازم و نتایج خاص خود را به دنبال دارد و بدین لحاظ بسیاری از صاحبنظران و مفسران اندیشة او قائل به دو دورة حیات فلسفی در اندیشة او شده‌اند که از آن به «ویتگنشتاین متقدم» و «ویتگنشتاین متأخر» یاد می‌کنند. آراء و نظریات اصلی دوره اول در قالب «رساله منطقی- فلسفی» متبلور می‌شود و آراء دورة دوم نیز در کتاب پژوهشهای فلسفی شکل نهایی به خود می‌گیرد. با وجود اینکه اختلافات میان آنها روشن است اما رگه‌های فراوانی وجود دارد که به واسطة آنها می‌توان عقاید دورة نخست و بعدی را به هم پیوند داد. مفسران نیز با اینکه در مورد تمایزات میان دو دوره نظرهای مختلفی ارائه کرده‌اند اما در این نکته اتفاق نظر دارند که در هر دوره مسأله‌ی زبان اهمیت دارد دو اثر مهم فلسفی دوره اولیه، یعنی «یادداشتها»، و «رساله منطقی- فلسفی» به زبان پرداخته‌اند و «پژوهشهای فلسفی» و «کتابهای آبی» نیز که به دوره دوم تعلق دارند بحث از زبان شروع می‌شوند؛ به طور کلی می‌توان گفت که آنچه در کانون توجه هر دو دوره قرار گرفته است اهمیت زبان در اندیشه و زندگی آدمی‌است.

رابطه میان دو دوره از جمله بحث‌انگیزترین مسائلی است که مفسران و شارحان  نظریات مختلفی را در مورد اینکه میان دو دوره فلسفی چه نوع رابطه‌ای برقرار است؟ آیا تباین کامل میان آنهاست یا اینکه دومی‌ بسط و توسعه اول است؟ ارائه کرده‌اند گروهی از مفسران به وجود یک چرخش کامل در جریان تفکر فلسفی ویتگنشتاین قائلند و گروهی نیز متوجه  روابط و علائق میان آراء دو دوره بوده‌اند.

(Mason. Richah, Encyclopaedia Routledge, p.864)

آن دسته از کسانی که تفکر اخیر را «بسط یافتة» تفکر متقدم می‌‌دانند به سخنان ویتگنشتاین در مقدمه «پژوهشهای فلسفی» نظر دارند که معتقد است برای فهم بهتر پژوهشهای فلسفی باید به مطالب رساله منطقی  – فلسفی توجه کرد «ناگهان به نظرم رسید باید آن اندیشه‌های قدیم [آراء رساله] و اندیشه‌های جدید [آراء پژوهشها] را همراه هم منتشر کنم. دومیها را فقط در تباین و به اتکای زمینه شیوة قبلی اندیشه من، می‌توان در روشنایی به درستی دید». (ویتگنشتاین، پژوهش‌های فلسفی، ص 25) دیوید پیرس[1]معتقد است منظور ویتگنشتاین از این سخن صرفاً تأکید بر تفاوت زیاد میان اندیشه‌های جدید و اندیشة گذشته‌اش نیست. زیرا اگر منظورش این بود می‌توانست گذشته را به کلی نادیده بگیرد، و از نوآغاز کند. بنابراین دیگر لازم نبود که اندیشه‌های قدیمی‌اش را همراه با اندیشه‌های جدیدش همراه با هم منتشر کند «مقصودش این است که، علی رغم اختلاف میان کار اولی و کاربعدی، آنچه که سعی بر انجامش داشت هنوز همان بود و تغییر  در روش، قطع ارتباط کامل با گذشته نبود، بلکه تغییر شکل تدریجی آراء مطرح شده در رساله منطقی -  فلسفی بود که آنچه از آن مناسب بوده حفظ کرده است. بنابراین او نقدی همدلانه دربارة‌ آن عقاید در آغاز تحقیقات فلسفی نوشت» (پیرس، ویتگنشتاین، ص 97)

چارلزورت[2] نیز بر همین اساس دربارة رابطه موجود میان رساله و پژوهشهای فلسفی می‌گوید:  تنها زمانی می‌توان آراء این داوتر را به خوبی درک کرد که آنها را مکمل  یکدیگر بدانیم (ک.ت.فن. مفهوم فلسفه نزد ویتگنشتاین. صص 11و12) و یا می‌توان به نظریه هانس و یوهان گلوک[3] فرهنگ لغت فلسفه ویتگنشتاین اشاره کرد که در آنجا پس از ذکر تحولهای نظری که در آراء دوره اولیه ویتگنشتاین صورت گرفته است می‌گوید: «نتیجه این تحولهای نظری دستیابی به برداشت نوی از زبان و رویکردی قابل قبول به فلسفه بود که بسیاری از نظریه‌های تراکتوس را در قالب جدیدی حفظ می‌کرد، گر چه معنای نهایی آن را کاملاً دگرگون می‌‌ساخت» (واله، متافیزیک وظیفة زبان، ص 421). استیس. جی. استیانوف[4] نیز در مقاله‌ای تحت عنوان «تئوری یادگیری زبان» می‌گوید «پژوهشهای فلسفی، رساله منطقی – فلسفی را طرد نمی‌کند بلکه در عوض قضایایی را اضافه می‌کند که در رساله بیرون خط قرار گرفته بودند. پژوهشها صرفاً به رساله منطقی- فلسفی زمینه می‌دهد.» (Stoyanoff. Stacy. J, Language Learning Theory, p.1).

اما برخی از مفسران نیز معتقدند که مرحله دوم یک مرحله کاملاً مستقل و حتی متضاد با مرحله نخست است. به نظر آنها اندیشه‌های فلسفی ویتگنشتاین از سالهای 1933 به بعد دگرگونی‌های بنیادین یافته است و تقریباً همه نظریات بنیادی رساله منطقی ـ فلسفی  مورد اعتراض قرار گرفته است و بسیاری از آنها از جمله مفهوم زبان، نظریه تصویری و نظریه توابع ارزش صدق برای ویتگنشتاین در این دوره گمراه کننده و نامعقول به شمار می‌رود. (بوخشکی، فلسفه معاصر اروپایی، ص 364).

هارتناک[5] از جمله این مفسران است و به نظر می‌رسد که بیشتر شارحان نیز با او موافق باشند. او می‌گوید: «بین «رساله منطقی – فلسفی» و «پژوهشهای فلسفی» هیچ خط مستقیم غیر منقطعی نیست، و مطالب آنها دارای توالی منطقی نمی‌باشد، بلکه در میان آنها از لحاظ منطقی فاصله‌ای مشهود است. افکار مندرج در کتاب اخیر نفی افکار کتاب اولی است.»  لیکن کتاب دوم صرفاً ردیه‌ای بر رسالة منطقی ـ فلسفی نیست (این نکته فقط عارضی است) و آنچه بدان اهمیت می‌بخشد این است که حاوی فلسفة زمان یختگی فکر ویتگنشتاین است  «تحقیقات فلسفی» فصل جدیدی در تاریخ فلسفه می‌گشاید و ادامة  افکار دیگران یا تکمیل آنها نیست. اثری است بلکی اصیل و ابتکاری.» (هارتناک، ویتگنشتاین، ص 82).

اما مفسرانی نیز وجود دارند که هر دو تفسیر را اساساً نادرست‌ می‌دانند به نظر آنها نه این دیدگاه که پژوهشهای فلسفی به طور کلی «بسط یافته» رساله است درست است و نه این دیدگاه که آنها «نفی» یکدیگرند. به نظر آنها آنچه در فلسفه ویتگنشتاین در تقابل با یکدیگرند شیوه‌های پیشین و جدید تفکر اوست و این مطلب را نیز از سخن خود ویتگنشتاین در مقدمه پژوهشهای فلسفی می‌توان استنباط کرد: «دومی‌ها را فقط در تباین و به اتکای زمینه شیوة قبلی اندیشة من می‌توان در روشنایی به درستی دید.» (پژوهش‌ها، ص25).  «ویتگنشتاین صرفاً به ما توصیه می‌کند که اثر متأخر او را با شیوه تفکر پیشین او یعنی روش پیشین فلسفه پردازی او ـ مقایسه نماییم. لذا صرفاً باید روش متأخر او را به عنوان «نفی» روش متقدم او ملاحظه کرد در رساله، روش کاملاً پیشینی است و فیلسوف باید به تحلیل گزاره‌های معمولی بپردازد تا به گزاره‌های بنیادین که مرکب از اسامی‌ابژه‌هایند و بیانگر رابطه مستقیم زبان و عالم هستند برسد. اما در پژوهش‌ها روش پیشینی رساله را مورد حمله قرار می‌دهد و می‌گوید که یک صورت بنیادین را نمی‌توان به نحو پیشینی معین کرد بلکه باید به روش پسین (تجربی) پدیده‌های واقعی زبان را بررسی کنیم در واقع همین تغییر در روشهاست که شکاف میان ویتگنشتاین متقدم و متأخر را تشکیل می‌دهد (ک.ت.فن، مفهوم فلسفه نزد ویتگنشتاین، صص 63-62-13-12).

 

نقاط مشترک میان دو دوره

صرف نظر از تلقی مفسران و شارحان ویتگنشتاین از دو دوره حیات فلسفی او می‌توان به نقاط مشترک و امتیاز میان آنها اشاره کرد. از جمله مهمترین  و اصلی‌ترین ادعاهای که در کل حیات  فلسفی او استمرار دارد این ادعا است که زبان برای تفکر و اندیشه لازم و ضروری است. به نظر وی  تفکر و اندیشه به طور اجتناب ناپذیری متکی و وابسته به کاربرد زبان است این ادعای دکارت را که «من فکر می‌کنم پس من هستم» نادرست می‌داند و معتقد است که دکارت باید در عوض آن بگوید: «من زبان دارم بنابراین فکر می‌کنم پس هستم». به نظر ویتگنشتاین ما نمی‌توانیم مقدم بر یادگیری زبان تفکرات و ایده‌هایی داشته باشیم و نمی‌توانیم عالم را به طور صحیحی تصویر کنیم زیرا به نظر او این زبان است که واقعیت را شکل می‌دهد و صرفاً به وسیلة کاربرد یک زبان عمومی‌و مشترک است که می‌توانیم عالم پیرامون را درک کنیم. البته او سعی ندارد که بگوید عالم مستقل از زبان وجود ندارد بلکه می‌گوید توانایی ما برای ارائه و بیان عقاید و ایده‌هایمان درباره عالم صرفاً از طریق کاربرد زبان ممکن است. البته به این نظریه ویتگنشتاین انتقاداتی وارد است از جمله اینکه اگر این نظریه درست باشد در آن صورت باید گفت که کودکان و حیوانات غیر از انسان چون توانایی به کار بردن زبان را ندارند و مفاهیمی‌را که مربوط به احساسات هستند را یاد نگرفته‌اند، لذا نمی‌توانند اندیشه و تفکری دربارة عالم و احساسات خود داشته باشند و این در حالی است که کودکان و حیوانات روشی برای طبقه‌بندی اشیاء عالم دارند، اما ویتگنشتاین فکر نمی‌کنند که این کار بدون زبان ممکن باشد. نمی‌توان در پاسخ به این اعتراض گفت که آنها یک زبان خیلی ساده و ابتدائی دارند و همین زبان آنها را قادر می‌سازد که جهان را به یک روش ابتدائی تصور و درک کنند. زیرا این زبان بر طبق معیارهای ویتگنشتاین یک زبان واقعی نیست زیرا به نظر او زبان باید عمومی‌و همگانی باشد و از طریق روابط و کنشهای متقابل، کاربردهای آن زبان شود. اما سخت است که بتوان این زبان ابتدائی و ساده کودکان و حیوانات را آموخت.

(Silby, Wittgenstein: Meaning and Representation, p.1,4-5)

یکی دیگر از پیوستگی‌های دو دوره این عقیده ویتگنشتاین است که سرچشمه معضلها و معماهای فلسفه سنتی اغلب نظریات بسیار جالب اما غلط و گمراه کننده درباره عملکرد زبان است . از جمله می‌توان به تصور سنتی «ذهن و عین»  به عنوان دو جوهر مستقل اشاره کرد. به نظر ویتگنشتاین ریشه این تصور غلط، بدفهمی‌منطق زبان است زیرا اغلب گزاره‌های زبان روزمره به صورت «موضوع ـ محمولی» اند و در اینگونه گزاره‌ها همواره محمول به عنوان اوصاف و عوارض هستند،  صورت «موضوع ـ محمولی» گزاره‌های «من درد دارم»، «من می‌دانم که . . . » باعث این تصور شده است که جوهری به نام نفس یا روح وجود دارد که اعراض بر آن حمل می‌شوند. این تصور غلط از اینجا ناشی می‌شود که مقتضیات گرامر سطحی و ظاهری زبان را واقعی فرض می‌کنیم در حالی که همین گرامر سطحی و ظاهری زبان صورت حقیقی واقعیت را پوشانده است بطوری که اگر زبان روزمره چنین گرامر سطحی و ظاهری موضوع ـ محمولی را نداشت دیگر چنین فرضیات و تصورات غلطی بوجود نمی‌آمدند (واله، متافیزیک و فلسفه زبان، ص98) لذا از آنجایی که مسائل فلسفی از فهم غلط منطق زبان ایجاد می‌شوند، وظیفه فلسفه وضوح بخشی جملات و اندیشه‌ به منظور آشکار ساختن ساختار و صورت منطقی آنها و تعیین مرزهای زبان است البته ویتگنشتاین در دو دوره تفکرش این وظیفه را بر اساس دلایل متفاوتی انجام می‌دهد و مرزهای زبان را به نحو متفاوت ترسیم می‌کند. اما با وجود این وضوح بخشی و ترسیم مرز وظیفه اصلی فیلسوف در هر دو دوره است. خود ویتگنشتاین در مقدمه رساله می‌گوید: «بنابراین هدف کتاب آن است که به اندیشه مرز نهند. یا شاید نه به اندیشه بلکه به بیان اندیشه مرز نهد. . . .» در پژوهشهای فلسفی نیز می‌گوید: «ما نیز در این پژوهشها می‌کوشیم که ماهیت زبان را بفهمیم- یعنی کارکرد آن، و ساختارهایش را.» ( ویتگنشتاین، پژوهشهای فلسفی، بند 92) علاوه بر این در هر دوره معتقد است که حدود زبان به موجب ترکیب و نحوه ساختار آن مقدر می‌گردد. به عنوان مثال در رساله بر اساس نظریه‌ای که در باب ماهیت قضایا دارد دین و اخلاق را در خارج از حدود زبان قرار می‌دهد در پژوهشها نیز طبق نظریه‌ای که دربارة زبان و خصوصیاتی که یک زبان باید داشته باشد زبان خصوصی ـ زبانی که بیانگر احساسات و عواطف فرد است و صرف خود فرد آن را می‌فهمد و دیگری نمی‌تواند بفهمد ـ را یک زبان واقعی نمی‌داند زیرا خصوصیات یک زبان را دارا نیست. (هارتناک، ویتگنشتاین، ص 7) البته هر چند در هر دوره معتقد است حدود زبان به موجب ترکیب و نحوه ساختار آن مقدر می‌گردد اما این ساختار و حدود زبان در دوره اول از یک نظریه جامع و واحد استنتاج می‌شود اما در دورة دوم دیگر اینگونه نیست بلکه خرده خرده از روابط درونی مواد زبانی استخراج شده‌اند.

علی رغم پیوستگی‌هایی میان دو دوره، می‌توان گفت که تفاوتهایی بنیادین میان آراء دو دوره وجود دارد که برای فهم بهتر آنها لازم است آراء هر دوره به طور مفصل مطرح گردد بدین منظور مهمترین آراء ویتگنشتاین در دو بخش «ویتگنشتاین متقدم» و «ویتگنشتاین متأخر» مطرح می‌گردد.

1- ویتگنشتاین متقدم

دوره اول فعالیت فلسفی ویتگنشتاین که از آن با عنوان «ویتگنشتاین متقدم» یاد می‌شود از زمان ورود وی به کمبریج، در سال 1912 آغاز می‌شود که در این سال برای تحصیل و تحقیق در زمینه‌ی منطق نزد راسل به آنجا رفته بود. مهم‌ترین و اصلی‌ترین اثر این دوره رساله منطقی – فلسفی است که با بررسی دقیق گزاره‌های آن می‌توان فلسفه‌ی متقدم ویتگنشتاین را عرضه کرد مسئله‌ی محوری و اصلی این رساله درباره ماهیت زبان، جهان و منطق است . در واقع مهم‌ترین موضوعاتی که به هنگام ورود ویتگنشتاین به کمبریج مورد توجه وی بود و بعدها در دفترچه‌های یاد داشتش مطرح می‌شوند دقیقاً همان موضوعاتی بودند که ذهن راسل را برای سالهای متمادی به خود جلب کرده بود: ماهیت و اجزاء سازنده‌ی یک گزاره، رابطه‌اش با ابژه‌ها، صدق یا حقیقت منطقی. علاوه بر این مطالب مسئله اراده ، نفس و جایگاه ارزش نیز برای ویتگنشتاین جالب و جذاب بودند  که احتمالاً تحت تأثیر مطالعه‌ی آثار شوپنهاور به این مسائل کشیده شد.

متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

/images/spilit.png

دانلود فایل 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کامل درباره فلسفه وینگشتاین

تحقیق در مورد کردستان

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد کردستان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد کردستان


تحقیق در مورد کردستان

لینک خرید و دانلود در پایین صفحه

فرمت :word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

تعداد صفحات :219

 

فهرست:

 

عهدنامه ی موسوم به قصر شیرین 1639

(نامة سلطان مراد چهارم مورخ شوال 1049)

سند شماره 2

عهدنامه کردان

استان کردستان

2-جغرافیای طبیعی

کودکستان

استان کردستان دارای

جنگ تحمیلی عراق

مراتع

فصل سوم

روش اجرای تحقیق

فصل پنجم

نتیجه و بیان پیشنهادات و محدودیتها در عمل

 

اختلافات مرزی میان ایران و عراق، همانند اختلافات مرزی و ارضی بسیاری از کشورهای جهان سوم، میراث شوم دوران استعمار بوده و جنگی که دولت عراق در سال 1359 به ایران تحمیل کرد نمی توانست بدون تشویق، حمایت و پشتیبانی قدرتهای استعماری صورت گیرد و دخالت قدرتهای مذکور، در اواسط قرن نوزدهم، موجب شد تا ایران از حقوق سلیمانیه به نفع همسایه غربیش صرف نظر کند. ادامة همین دخالتها نیز در آغاز قرن بیستم موجب گردید تا 700 مایل مربع از اراضی نفت خیز ایران واقع در شمال و جنوب قصر شیرین که به «اراضی اشغالی» نیز معروف است به همسایه غربی آن واگذار گردد. تاریخ به ما می گوید که عراق از زمان پیدایش خود، یعنی حدود 70 سال پیش تا کنون همواره نسبت به بخشهایی از سرزمین ما ادعا داشته و با حمایت های قدرتهای استعماری برای تجریه آن تلاش کرده است و یکی از اهداف تجاوز عراق به ایران در سال 1359 نیز تجزیه قسمتی از کشورمان بوده است.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد کردستان

فرصت ها و تهدیدات شبکه های اجتماعی

اختصاصی از فایل هلپ فرصت ها و تهدیدات شبکه های اجتماعی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .
فرصت ها و تهدیدات شبکه های اجتماعی

عنوان:

فرصت ها و تهدیدات شبکه های اجتماعی

مقدمه

دستاوردهای بشر از صنعت و فناوری های نوین علاوه بر منافعی که برای بشر داشته و رفاهی که برای او به ارمغان آورده است، همواره آسیب هایی را نیز به همراه داشته است. اگرچه بسیاری از ابداعات و نوآوری ها با انگیزه تأمین رفاه و آسایش و تحکیم ارزش های انسانی و در جهت نیل به کمال شکل گرفته است، اما در عین حال به دلیل برخی کج فکری ها و استفاده های نادرست از ابزارهای جدید، این اختراعات، گاه جسم و جان و اخلاق و روان انسان ها را مورد آسیب قرار داده و گاه فرهنگ و اعتقادات و رفتارهای اجتماعی وی را دگرگون کرده است.


دانلود با لینک مستقیم


فرصت ها و تهدیدات شبکه های اجتماعی