
نام محصول : پاورپوینت انگیزش و رفتار
فرمت : PPT
حجم : 0.6 مگابایت
تعداد اسلاید : 32
زبان : فارسی
سال گردآوری : 1394
انگیزه :
- آدمی در بیشتر موارد در آن واحد بیش از یک فعالیت انجام می دهد مانند قدم زدن و در همان حال صحبت کردن
انگیزش و رفتار PPT

نام محصول : پاورپوینت انگیزش و رفتار
فرمت : PPT
حجم : 0.6 مگابایت
تعداد اسلاید : 32
زبان : فارسی
سال گردآوری : 1394
انگیزه :
- آدمی در بیشتر موارد در آن واحد بیش از یک فعالیت انجام می دهد مانند قدم زدن و در همان حال صحبت کردن

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 38
خاتمیت
در آغاز کار، برای من همانند هر کس دیگری که بیش و کم آگاهی دارد یک جهت و وایمان کلی مطرح بود وآن، جهت وایمان به اسلام وتشیع بود... ولی،هر قدر زمان می گذرد وهرقدر ،مسائل روشن تر می شود ،هر عکس العملها ، تهمتها ، بدگوئیها ، توطئه ها ، دشنامها و شایعه ها زیادتر می شود ودشمنی ها شدیدتر و دستها روتر و نقاط تحریک معلوم تر وترس آنها بیشتر می شود ، این جهت و ایمان کلی که اسلام و تشیع علوی است ، برایم دقیقتر ، عمیقتر ، حساس تر ، عینی تر وعلمی تر از پیش مطرح می شود وبیش از پیش ، نسبت به علی ، نسبت به راه علی و خانه کوچک فاطمه که از همه تاریخ بزرگتر است ، آگاهی ، اخلاص ، ارادت ، ایمان و تعصب پیدا می کنم ... تا آنجا که دربرابرم درتازه ای به این خانه بی کران ، گشوده می شود ، تا اینکه ... آخرین برداشت و اندوخته ام این است که " معلوم است که آنها از تشیع علوی بیشتر از هر چیز دیگری می ترسند " از این همه قرائن پیدا است که تشیع صفوی وولایت ابوسفیانی ریشه همه پریشانی های ودشمن اصلی شیعه و ولایت علوی است . و بالاخره پس از بررسی همة مکتبها ، ایدئولوژیها ، جامعه ها ، انقلابها ، نهضت ها ، اسلام شناسی ، بررسی تاریخ ، تحقیق عوامل انحطاط فرهنگی و انحراف فکری و اجتماعی و شناخت عمیق تر خاندان وامامت و ولایت وانتظار و عدل و وراثت آدم در طول تاریخ بشری و پس از تجربه ها ودر گیری ها وروشن شدن تاریکی ها وپنهانی ها ، به این اصل نهایی رسیده ام که :
اساسا " شیعه یک حزب تمام " است .
حزبی که با تمام خصوصیات و ابعادی که در قرآن میگوید و با همه ویژگیها و مشخصاتی که در تلقی روشنفکر امروز ، سنگر نجات انسان امروز است .در آگاهی بخشیدن به توده های جامعه متحجر ، در رهبری مبارزه طبقاتی آنها ، در رفع مشکلات و موانع راه چنین مبارزه ای ودر تحقق آرمانهای طبقات محروم . شیعه می تواند پاسخگوی چنین نیاز مبرمی باشد . و می تواند برای این نسل روشنفکر مسئول ، حزب ایده آل و کاملی است .
هر چه زمان می گذرد ، هر چه مشکلات و سختیها شدیدتر و بیشتر و تیزتر می شوند و انسان، هر قدر در این راه فراتر گام می نهد ... شدیدا و موانع و پیچ خم راه ، راه را روشنتر و آشکار تر می سازد و اگر گروهی در راه حقیقت ، صادق و کوشا گام بردارند ، در گیر و دار و رنج و کار برای حقیقت ، حقیقت برایشان آشکار تر می شود و راه را روشنتر می یابند ، تحقق عینی یا مصداق این آیه عجیب است که :
" والذین جاهدوا فینا ، لنهدینهم سبلنا "
این منطق قرآن است که بر خلاف منطق صوری ارسطوئی است ، زیرا منطقی است ماوراء منطق . در منطق عقل نظری ، اول خدا باید راههای خود را به انسان نشان دهد و آنگاه ، آن افرادی که راههای او را شناخته اند ، به راه افتند و جهاد کنند . در حالیکه خداوند در منطق خود ، اول به راه افتادن – عمل و جهاد – را می گوید وآنگاه به راهروان – عاملین و مجاهدین – وعده هدایت می دهد ...
هر فردی ، گروهی ، حزبی ، ویا ملتی که در راه وجهت خدا از هر چیز خود بگذرد، بی هیچگونه محاسبه های شخصی و مصلحت بازیهای اجتماعی ، با اخلاص و ایمان ، " ایثار " ، کند وپیش برود هر چند که بیفتد و برخیزد ، و هر چند در آغاز، آمادگی و ارزش رفتن بر این راه نداشته باشد چنانچه جهاد کنند . چه این جهاد با شمشیر یا با قلم یا با جان باشد و چه با انفاق مال و مقام و آبرو ... ، در هر حال خداوند در بطن عمل و حوادث و دشواریها ، همواره راههای روشنتر را در پیش چشمش نماید و گوئی او را در صراط مستقیمی قرار می دهد . در مشکلات به قدرت " صبر" و اعجاز" توفیق"جان می گیرد و آرامش و یقین، به نیروی خدائی تفویض ، می گذرد و پیشتر می تازد.
دیگران نصیحتمان می کنند که اول باید فکر کنی ، مطالعه و تحصیل و علم کنی و بعد از آنکه عارف حکیم فقیه جامع معقول و منقول و بصیر به حق و باطل و خبیر از اسرار الهی و علیم به حقایق دینی و عالم کامل به عقاید و احکام شرعی ، شدی ، ( که محال است که بشوی ) وارد مرحله دوم می شوی ، وارد مرحله ، عمل ، اصلاح ، اما عمل فردی ، اصلاح خود ، انحصارا از طریق عبادت و ریاضت و دعا و توبه و استغفار و استرحام و روزه های استحبابی و عمل به مستحبات و ترک مطلق مکروهات و بالاتخره ، توسل و شفاعت و ندبه و استغاثه و نذر و نیاز و گریه ، یعنی ریشه کن کردن کامل همه امیال ، لذات و ضعف ها ، آلودگیها در خود، به مقام قدس و ثقوی و درجه کمال را درک کنی و مرتبه اخلاص را نائل شوی وبه تمام معنی مومن صالح متقی عابد زاهد مخلص کامل که شدی ، آنوقت می توانی مرحله سوم را شروع کنی و به اصلاح دیگران بپردازی و مسئو لیت دین و دنیای مردم را هم به گردن بگیری .
این است طرز تفکر و متد راهنمائی بعضی از قدما در مذهب . و اما در ایدئولوژی هم چنین است .
" اول " باید خود را از نظر ایدئولوژی بسازی . جهان بینی ات را انتخاب کنی ، تکلیف خود را با مذهب یکسره کنی ، متد تحلیل منطقی پدیده های طبیعی و اجتماعی را برگزینی ، آگاهی کامل و همه جانبه ای از مسائل اجتماعی ، طبقاتی ، سیاسی ، جهانی و ملی پیدا کنی ، پایگاه فکری و موضع اجتماعی و سلاح ایدئولوژیک و منطق دیالکتیک و بالاخره ، جهان بینی ماتیالیستی و بینش ضد مذهبی و سنگر حزبی و تکیه گاه جهانی ات را معین کنی و بعد از آنکه به صورت یک عدد روشنفکر استاندارد شده بر اساس ضوابط معمول در سراسردنیا ، در آمدی ، آن وقت حق داری ، به عنوان یک روشنفکر انقلابی طراز نوین ، برای تحقق مالکیت اجتماعی بر منابع اقتصادیش و نفی تضاد طبقاتی واستثمار انسان از انسان ومالکیت فردی بر ابزار و منابع تولید جامعه تلاش کنی و متعهد شوی .
می بینید که هر دو می گویند : اول ، فکر بعد عمل .
اسلام می گوید وقتی به سن بلوغ رسیدی پس به سن تکلیف رسیده ای یعنی انسان مکلفی و مسئولیتهایی را برایت تعیین می کند : انتخاب دین و پذیرش آگاهانه آن ، نه دیگر به تقلید پدر و مادر و بزرگترهایت ، که به تعقل خودت ، فهم خودت ، درک پایه های اعتقادی مذهب از راه خود ، آگاهی واستدلال وانتخاب ، و عمل به شاخه های عملی مذهب ، احکام ، واجبات ، نماز ، روزه ، جهاد ، زکات ، حج ، امر به معروف و نهی از منکر .
و این مسئولیت های حتمی عملی مرحله به مرحله نیست . همه با هم ، در یک حال و هم فرضیه ، مسئولیت ناگزیر هر مسلمانی ، از نخستین روز تکلیف ، از نخستین روز بلوغ هر دختر و هر پسر !
عجبا ! اختلاف دو اسلام را ببین ! او ، امر به معروف و نهی از منکر به مسئولیت اجتماعی – را به پس از طی دو مرحله علم و تقوی در فرد موکول می کند ، دو مرحله ای که برای رسیدن به نهایت هر کدام ، عمر نوح هم کافی نیست .
و این ، مسئولیت اجتماعی امر و نهی را ، بر دوش های ظریف یک دختر بچه ، یک پسر بچه می نهد ، درست از همان لحظه که او را به نماز و روزه دعوت می کند ! نماز و روزه ، همزمان با مسئولیت امرو نهی در برابر معروف و منکر اجتماع و نیز جهاد !
یعنی که مسئولیت های یک انسان مسلمان ( واجبات ) در این اسلام ، در طول هم قرار نگرفته اند ،در عرض هم اند و با هم ، بر خلاف مو عظه های دینی و اخلاقی این " اندیوید و آلسیت های مذهبی " که تحت تاثیر اخلاق صوفیانه شرقی و زهد گرائی مسیحی قرار دارند و یا رندانه احکام را کلا سه می کنند تا آخرین حکم را به امر و نهی بدهند و آنرا با شرط و شروط عجیب و غریبی که عملا محال است مشروط کنند و تعلیق به محال ! و این هم ، برای فرار از فکر پر دردسر و مشکل امر و نهی اجتماعی است و توجیه حقیقت جوئی ذهنی و خود گرائی فردی و گریز از مسئولیت است و کشیدن پرده سپید و یا سبزعلم و تقوای دینی ، بر روی لش بودن انسانی ! و چه ماهرانه و چه خوب ! در همان لحظه که امر و نهی آغاز می شود ، و به اصلاح جامعه پرداخته شده است . که در اسلام ، فرد، در متن مردم سازی ، به خود سازی می پردازد . در حالی که با تفکر و تجربه و در گیری و صبر و مقابله با مشکلات و را هیابی ها و رو یاروئی با تازه ها و پیش بینی نشده ها و واقعه ها و واقعیت ها و حقایق دینی ... می کوشد تا به زیبائیها ( معروف ) دعوت کند و برای نابودی زشتیها در جامعه ، مبارزه کند و محیط را بسازد . خودش ساخته می شود ، قدرت روح می گیرد ، و به رشد ارزشهای اخلاقی ، تزکیه نفس ، تقویت نیروی تقوی ، بیداری وجدان خفته انسانس ، صفای روح و قوت ایمان می رسدو استعداد نهفته بشری در فطرتش می شکفد . و بدین گونه است که در مسلمانی کردن ، هر روز ، مسلمان تر می شود !!
و امروز نیز ، مردان بزرگی که آگاهی بر واقعیات انسانی و اجتماعی را – نه در کتابخانه ها و دانشکده ها وکنفرانس های علمی و مصاحبه های نظری – بلکه از "عمل اجتماعی " و " مبارزه و درگیری و مسئولیت " کسب کرده اند بر خلاف " منطقیون نظری " که معتقدند : " بدیهی است که اول باید فکر کرد ، بعد عمل ، به این واقعیت عینی پی برده اند که فکر و عمل دو مرحله پشت سر هم ، و مقدم و مؤخر نیست و میان این دو " رابطة علیت " یکجانبه ، برقرار نیست ، بلکه میان این دو ، رابطة علیت متقابل و دو جانبه ای وجود دارد که بطور مداوم ، در تأثیر وتأثر از یکدیگرند به طوریکه یکی از برجسته ترین متفکران اجتماعی قرن ما بیان کرده است : " میان عقیده و عمل ، یک رابطة دیالکتیکی وجود دارد . " یعنی فکر و عمل ، سازنده و زایندة یکدیگرند . هر کدام ، در دیگری و به دست دیگری ، ساخته و پرورده می شود و شکل می گیرد و " رابطة دیالکتیکی " میان فکر و عمل ، یعنی این !
که علی بزرگ ، این رابطه را ، در تعبیری دقیق وزیبا خبر داده است که :
" فبالایمان یستدل علی الصالحات ، و بالصالحات یستدل علی الایمان " ( از کلام 155 نهج البلاغه )
ما مردمی هستیم که خطا می کنیم ، اما امیدواریم که در این تلاشی که آغاز کرده ایم وتنها در راه " او " است ، او خود درست ترین و نزدیک ترین راههای خویش را به ما خواهد نمود .
" و الذین جاهدوا فینا ، لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین " ( عنکبوت – 69 )
کسانی که در کار ما به مجاهدت آغاز کردند ، ما راههای خویش را برای رستگاری و رهائی شان ، پیش پایشان خواهیم نهاد ،
" ... و بی تردید خداوند با کسانی است که خوب کار می کنند و کار خوب می کنند . "
یکی از این " راه ها " ، فهم تشیع علوی ، به عنوان یک " حزب تمام " !
" امت " ، عبارت از جامعه ای است که ، در بطن آن ، " تعهد " ، " تحرک " و " تکامل " نهفته است.
کلمه سوسیته ( SOCIETE ) – جامعه – بمعنای نفس تجمع افرادیست در یک مکان که طبیعتاً دارای " روابط اجتماعی " هستند . یا واژة ناسیون یا نیشن ( NATION) از ریشة NAITRE ( تولد یا زادن ) است و به مجموعه افرادی اطلاق می شود که ریشة نژادی مشترکی دارند . کلمه "راس " ( RACE ) - نژاد – حاکی از مجموعه افرادیست که دارای رنگ و پوست و خصائص بدنی ... مشترکی هستند . کلمة " شعب " ، در زبان عربی شعبه یا شاخه ای از بشریت است . کلمة " قوم " ، به مجموعه افرادی اطلاق می شود که بخاطر هدف خاص یا کار مشترکی "قیام " می کنند . و کلمة " قبیله " اجتماعی است از افرادی که در صحرا بسوی " قبله

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
/
کاربرگرامی: شما از طریق جستجوی گوگل وارد این پایگاه شده اید:
آیا مایلید کلمه مورد نظرتان را در داخل پایگاه جستجو نمایید؟
مجلات >فصلنامه معرفت > شماره 36
جایگاه هیات منصفه در حقوق ایران
دکتر غلامحسین الهام
اشاره
آنچه در پى مىآید حاصل سخنرانى جنابآقاى دکتر غلامحسین الهام مىباشد که درجمع دانشپژوهان مؤسسه آموزشى وپژوهشى امام خمینىرحمه الله ایراد نمودهاند.ضمن تشکر از جناب آقاى محمدرضاباقرزاده که در تهیه این متن ما را یارىنمودند، این مبحث را به علاقهمندان اینرشته تقدیم مىداریم. معرفت
تاریخچه شکلگیرى هیات منصفه
سابقه هیات منصفه به عنوان یک نهادقضایى در نظام حقوقى ما، به قریبیکصد سال پیش باز مىگردد; یعنى دورانمشروطیت که در متمم قانون اساسىمصوب 1287 ش. / 1325 ق. چنیننهادى در نظر گرفته شد. اما تاکنون کارکرداین نهاد بسیار محدود بوده است و ما حتىتجربه چندانى از تشکیل این نهاد نداریم.درباره اینکه ابداع هیات منصفه یا «هیاتژورى» - به تعبیر غربى - کار چه کسىاست، اتفاق نظرى وجود ندارد. انگلیسىهامعتقدند که این یک نهاد انگلیسى و مربوطبه نظام حقوقى آنهاست، ولى تحقیقاتقاطعى در این زمینه وجود ندارد. بعضىگمان مىکنند هیات منصفهاى که درانگلستان رایج مىباشد از نهادهاى حقوقىیونانى و رومى سرچشمه گرفته است.آنچه موجب چنین طرز تلقىاى شدهوجود نهادى در مجموعه نهادهاى یا «جودیس»، (Judice) مىگفتند. یودیسها کسانى بودند که ازمیان افراد عادى به وسیله قاضى رومى وبا موافقت طرفین دعوا انتخاب مىشدند تابه دعاوى رسیدگى و نظرشان را اعلامکنند. قاضى هم وظایف و قواعدى را کهباید رعایت کنند، طى نوشتهاى به آنهایادآورى مىکرد. شاید از نظر کلمه هممشابهتى بین یودیس یا جودکس و ژورىاز لحاظ نزدیکى مفهومى و لغوى وجودداشته باشد; زیرا شباهتى هم بین کارهیات منصفه کنونى و کار یودیسها درحقوق روم وجود دارد.
بعضى مىگویند این نهاد نزد ژرمنهاسابقه دارد; ژرمنها نهادى مثل هیاتمنصفه کنونى داشتهاند. بعضى ریشههیات منصفه را در عرف نرماندها - قبایلىاز انگلیسىها - ذکر مىکنند و بعضى اصلاآن را نهادى مربوط به سالهاى 860 تا901 میلادى مىدانند که هانرى دومحکومت مىکرد و دادگاههایى به تقلید ازدادگاههاى اورشلیم تاسیس کرد;دادگاههایى که در زمان جنگ صلیبى پساز فتح اورشلیم توسط صلاح الدین ایوبىدایر شد و در آنها، از نهادهایى استفادهمىکردند که به منزله هیاتهاى منصفهکنونى بود. بعضى هم به طور کلى، گفتهاند:در تاریکىهاى زمان و ابهامات تاریخى،موضوع هیات منصفه گم شده و معلومنیست پیدایش آن مربوط به چه زمانىاست. بنابراین، اظهار نظر صریح درباره آنممکن نمىباشد.
به هر حال، این هیات در حقوق امریکاو انگلیس سابقه بیشترى دارد و تجاربعمل بیشترى در آن نظامها کسب کردهاست. عمل آنها هم محدود نیست. آنهادر مسائل جنایى و دعاوى و حتى مدنىهم از هیات منصفه استفاده مىکنند، اما درعین حال، اختلاف دیدگاه در مورد هیاتمنصفه، ضرورت آن و نقش آن در دادگاههاهنوز هم وجود دارد. هیات منصفه همموافق دارد و هم مخالف. موافقان ومخالفان هر کدام دلایلى قابل اعتنا دارند.به نظر مىرسد این نهاد با اقتباس از حقوقغربى از بدو تصویب قانون اساسىمشروطیت وارد نظام حقوق ما شده است.اصل 70 متمم قانون اساسى مزبور بحثهیات منصفه را به این شکل در خودداشت: «در مورد تقصیرات سیاسیه ومطبوعات، هیات منصفین در محاکمحاضر خواهند بود.» بر این اساس اینقانون حضور هیات منصفه را فقط درجرایم سیاسى و مطبوعاتى الزامى کردهبود، جزئیاتى هم در مورد هیات منصفهذکر نکرده و به همین مقدار بسنده نمودهاست. اما پس از این، از نظر ادبیاتحقوقى، قوانین متعددى درباره هیاتمنصفه به تصویب رسیده است; قوانینمصوب از سال 1301 تا 1360 شمسى درقریب شصتسال که فهرست اجمالىآنها را مىتوان ذکر کرد:
1. قانون موقت هیات منصفه، مصوب1301;
2. قانون مجازات عمومى، مواد 162تا 167 مصوب در 1304;
3. قانون محاکمه وزرا و هیات منصفهمصوب در 1307;
4. قانون هیات منصفه، مصوب1310;
5. مقررات مربوط به تعداد هیاتمنصفه، مصوب 7/11/1315;
6. لایحه قانونى مطبوعات، مواد 34الى 44، مصوب 1331;
7. لایحه قانونى مطبوعات، مواد 30الى 40، مصوب 1334 - که جایگزینقانون قبلى شد;
8. لایحه قانونى مطبوعات، مواد 30الى 28، مصوب 1358; آخرین قانونمورد عمل در هیات منصفه که مصوبشوراى انقلاب است.
جایگاه هیات منصفه در قانوناساسى
علاوه بر اینها، اصل 168 قانون اساسى راباید ذکر کرد که در خصوص جرایم سیاسىو مطبوعاتى مىباشد و وجود هیاتمنصفه را در رسیدگى به اینگونه جرایم،الزامى کرده است; همچنین ماده 19 قانوناحزاب مصوب 1360، شوراى عالىقضایى وقت را موظف کرده بود ظرف یکماه لایحه تشکیل هیات منصفه در محاکمدادگسترى، موضوع اصل 168 قانوناساسى را تهیه و به مجلس تقدیم کند کهالبته با گذشت هفده سال، هنوز چنینقانونى تدوین نشده است و ما هیچ لایحهقانونى یا قانونى در خصوص هیاتمنصفه، که مبتنى بر قانون اساسى باشد،نداریم. آنچه در مورد هیات منصفه هستمقدم بر قانون اساسى است و ما قانونىموخر بر آن به صورت تفصیلى نداریم.ماده 19 قانون احزاب و قانون مطبوعات،مصوب 1364 فقط یک ماده درباره هیاتمنصفه ذکر کرده است و آن الزام به تدوینقانون هیات منصفه مىباشد. قانونمطبوعات هم چنین الزامى کرده است.بنابراین، ما تنها مواد 30 تا 38 لایحهقانون مطبوعات، مصوب سال 1358 رابه عنوان قانون لازمالاجرا مىدانیم که اینقانون فقط به هیات منصفه مربوط بهمطبوعات اختصاص دارد و بیش از آن رادر برنمىگیرد.
اگر به اصل 168 قانون اساسى توجهکنیم این اصل مبناى شرعى هیات منصفهاست و بر این مبنا، باید نظام جدید هیات منصفه طراحى شود. اصل 168 قانوناساسى که مىگوید «رسیدگى به جرایمسیاسى و مطبوعاتى علنى است و باحضور هیات منصفه در محاکم دادگسترىصورت مىگیرد» نحوه انتخاب، اختیاراتهیات منصفه و تعریف «جرم سیاسى» رابر اساس موازین اسلامى معین مىکند.همانگونه که معلوم است، اصول کلىقانون اساسى تا وقتى به شکل تفصیلى، بهصورت قانون درنیاید اجرایش مشکلاست و تا وقتى چنین نشود مثل قوانینمتروکه است; یعنى با اینکه در نظامحقوقى، هویت قانونى دارد، اما هویتاجرایى پیدا نمىکند.
هیات منصفه در دادگاههاى ایران
از فهرست اجمالى قوانین مصوب دربارههیات منصفه که بگذریم، در مورد واقعیتهیات منصفه، باید بگوییم در طول تاریخ،از 1301 تا 1370 به طور جدى هیاتمنصفهاى فعال را در محاکماتى که صورتگرفته است، نمىبینیم; در طى هفتاد سال،با وجود هیات منصفه، وجودى از هیاتمنصفه در نظام اجرایى سراغ نداریم. ممکن است هیات منصفهاى تشکیل شدهباشد، اما به طور جدى در محاکمملاحظهاى نداشته است; چون حضور اوبیشتر یا در مورد جرایم سیاسى بوده و یاجرایم مطبوعاتى. در مورد جرایممطبوعاتى، اولین قانون مطبوعات در سال1286 ش. / 1326 ق. تدوین شد;همزمان با تصویب متمم قانون اساسى وپیش از آنکه قانون مربوط به دادگاه وجودداشته باشد و نظام دادگسترى جدیدىداشته باشیم. در آن موقع، ما قانونمطبوعات داشتیم، اما رسیدگى به جرایممطبوعاتى در کجا باید انجام مىشد؟ درحالى که هنوز دادگاهى وجود نداشت، فشارهاى دولتبر مطبوعات آن زمان ووضعیتسیاسى کشور اقتضا مىکرد کهقانون مطبوعات را تصویب کنند. بهخصوص یک وجه اختلاف محمدعلىشاه با مشروطهخواهان بر سر هتاکىهاىمطبوعات بود; جسارت و گستاخىفوقالعاده مطبوعات و توهینهاى زیادىکه در مطبوعات صورت مىگرفت و بهابزار فشار دولت بر مشروطهخواهانتبدیل شد. از اینرو، به تعجیل، در سال1286 قانونى را تصویب کردند که درواقع، ترجمه قانون 1793 فرانسه بود، نهیک قانون خودى. به همین دلیل، در حالىآیین دادرسى در آن در نظر گرفتند که هنوزدر کشور آیین دادرسى وجود نداشت و اینمصوبه مقدم بر دادگسترى نوین بود.طبیعى است که وقتى دادگاهى وجودندارد، جرایم مطبوعاتى هم قابل رسیدگىنیست. بنابراین، در آن دوره، ما دادگاهى رامطابق با اصل 79 قانون اساسى سراغنداریم، به خصوص از سال 1290 کهمجلس تعطیل شد و 1299 که کودتاىرضاخان رخ داد. پس از کودتاى رضاخان،در این فاصله فقط یک شکایت مطبوعاتىمشاهده شده که از احمد شاه علیهضیاءالواعظین در دادگاه جنایى موردرسیدگى قرار گرفته است. البته براى ایندادگاه هیات منصفه قانونى وجود نداشتهو به صدور حکم هم منتهى نشده است. ازسال 1299 تا 1320 - دوره حکومتاستبدادى رضا خان - مطبوعات درمحدودیتشدید قرار داشتند تا آنجا کهبسیارى از روزنامهها در توقیف بودند;فضا اصلا براى فعالیتهاى مطبوعاتىمناسب نبود. در این دوره، دادگاهمطبوعاتى و هیات منصفهاى را سراغنداریم.
پس از رفتن رضاخان، از سال 1320 تا1327 حکومت نظامى برقرار بود. در اینفاصله دادگاههاى نظامى به جرایم رسیدگىمىکردند و رسیدگى به جرایم مطبوعاتىدر دادگاههاى نظامى صورت مىگرفت.معلوم است که دادگاههاى نظامى تابعتشریفات عادى نیستند. به همین دلیل، دراین مدت، اصل 79 متروک مانده بود. ازسال 1321 تا 1331 که دوران حکومتمصدق است، همچنین پس از رفتن او، درسال 1334 قانونى تصویب شد که تا زمانانقلاب اسلامى وجود داشت، ولى درعمل، هیچوقت هیات منصفهاى نداشتیمو دادگاه مطبوعات برگزار نشد; اصلا درسال 1321 صلاحیت دادگاه را هم تغییردادند; هیات منصفه حضورش مخصوصدادگاههاى جنایى شد و صلاحیترسیدگى به جرایم مطبوعاتى را بهدادگاههاى جنحه دادند. دادگاههاى جنحههم هیات منصفه نداشت; هماننددادگاههاى نظامى. این وضعیت تا پیش ازپیروزى انقلاب وجود داشت، با آن کهقوانین متفاوتى - قریب هفت قانون - درمورد هیات منصفه وجود داشت و درعمل، هیات منصفهاى در کار نبود. پس ازپیروزى انقلاب، از جمله اولین قانونهایىکه شوراى انقلاب تصویب کرد، لایحهقانون مطبوعات بود. به دلیل حساسیتىکه مطبوعات به طور طبیعى در زمانانقلاب دارند، این قانون با دید دفاع ازحقوق مطبوعات تدوین شد. در آن تاریخهم قانون هیات منصفه تصویب شد، اماهیات منصفهاى تشکیل نشد یا اگر شد،فقط در حد مشخص شدن افراد آن بود.سال 1370 سال جدیت کار هیات منصفهاست. ادبیات حقوقى ما در مورد هیاتمنصفه در این هفتساله شکل گرفتهاست. در این سال، هیات منصفهمطبوعات تشکیل شد و تا سال 1372، چند محاکمه مهم برگزار شد. ولى از نظرکمیت، محدود بود. عمدهترین آن محاکمهنشریههاى گردون و فاراد بود. محاکمه ایندو هفتهنامه به برائتیکى و محکومیتدیگرى انجامید. سال 1370 تا 1372هیات منصفه قریب سه محاکمهمطبوعاتى داشت. از سال 1372 بهبعد، دور جدید محاکمات مطبوعاتى وفعالیت جدىتر هیات منصفه است. دراین مدت، به طور تقریبى، هر 15 روزیکبار در تهران دادگاه مطبوعاتىداشتهایم.
ترکیب و وظایف هیات منصفه
اما باید ببینیم وظایف هیات منصفهچیست و ترکیب هیات منصفه چگونهاست. لازم است ارتباط این موضوع را بامساله قضاوت و دادگاهها نیز تبیین کنیم.بر اساس مصوبه شوراى انقلاب در سال1358 که مقدم بر قانون اساسى است،هیات منصفه مرکب از 14 نفر است; 7 نفرعضو اصلى و 7 نفر عضو علىالبدل. حوزهفعالیت هیاتها استانى است; در هراستانى هیات منصفه مستقل تشکیلمىشود. هیاتها هر دو سال یکبار درمهرماه به دعوت وزیر ارشاد از رئیسدادگاههاى شهرستان - که اکنون منحل شدهو رئیس دادگسترى جایگزین آن شده - ورئیس انجمن شهر - که به جاى آن شوراىشهر قرار داده شده و شوراهاى استان - کههنوز برگزار نشده - تشکیل مىشود. طبققانون، در صورتى که انجمن شهر وجودنداشته باشد، شهردار به عنوان قائم مقامانجمن شهر و جانشین آن دعوت مىشود.این هیات سه نفره متشکل از وزیر ارشاد،رئیس دادگسترى و شهردار به دعوت وزیرارشاد تشکیل مىشود. در استانها، رئیسدادگسترى، رئیس انجمن شهر یا به جاىاو، شهردار و نماینده وزارت ارشاد بهدعوت استاندار چهارده نفر از افراد مورداعتماد عمومى از گروههاى اجتماعى، اعماز روحانیان، استادان دانشگاهها، پزشکان،نویسندگان، روزنامهنگاران، وکلاىدادگسترى، دبیران، آموزگاران، سردفتران،پیشهوران، کارگران و کشاورزان انتخابمىشوند. اینها به تشخیص خودشان،هفت نفر عضو اصلى را انتخاب مىکنند.
شروط خاصى که اینها باید داشتهباشند عبارت از اینکه دست کم سى سالسن داشته باشند; محکومیت کیفرى مؤثرنداشته باشند; و به امانت، صداقت وحسن شهرت معروف باشند. پس ازانتخاب هیات، اسامى آنها توسط وزیرارشاد در مرکز و در استانها به وسیلهاستاندار، به ریاست دادگسترى استان ابلاغمىشود. اما بر خلاف این، قانونمطبوعات مصوب سال 1334، هم ترکیبهیات منصفه را بهگونهاى دیگر مطرح کردهبود و هم تعدادش را. در ماده 33 قانونمزبور آمده بود: «انتخاب هیات منصفه وترتیب شرکت اعضاى آن در راى دادگاه بهطریق ذیل خواهد بود: هر دو سال یک بار(منتهى در بهمن ماه) در تهران و در مراکزىکه داراى دادگاه استان است، هیاتى مرکباز فرماندار و رئیس دادگسترى و رئیسانجمن شهر - و یا شهردار - و نمایندهفرهنگ به دعوت فرماندار تشکیلمىشود. هیات مزبور در تهران، از 75 نفرطبقات سهگانه ذیل تعیین مىشود:
طبقه اول: علما و دانشمندان،نویسندگان، دبیران و آموزگاران، وکلاىدادگسترى و سردفتران;
طبقه دوم: بازرگانان، ملاکین وکشاورزان;
طبقه سوم: کارگران، اصناف وپیشهوران جزء.
از هر طبقه فهرستى مشتمل بر 25 نفرتهیه مىکنند. اشخاص مزبور باید علاوه برداشتن حسن سابقه، واجد شرایط انتخابشدن براى نمایندگى مجلسین شوراى ملىو سنا بود و در مقر دادگاه مقیم پس ازتنظیم صورتها از هر طبقه، 12 نفر باقرعه، براى عضویت هیات منصفهانتخاب مىشوند. فرماندار مراتب را کتبابه کلیه 36 نفرى که براى عضویت هیاتمنصفه انتخاب شدهاند ابلاغ مىکند که ردیا قبولى خود را ظرف سه روز اعلام دارند.عدم اعلام رد در حکم قبولى است و اگریک یا چند نفر از قبول این سمتخوددارى کنند، هیات مزبور کسرى هرطبقه را تا میزان 25 نفر از خارج تکمیل وبه جاى افراد مستعفى، با قرعه از میان افرادهمان طبقه انتخاب مىنماید. سپسفرماندار آنان را به وسیله رئیس دادگاهاستان به دادگاه جنایى محل معرفىمىکند. رئیس دادگاه استان تا نیمه اسفندهمان سال، صورت اعضاى هیات منصفهرا باید در یکى از روزنامههاى کثیرالانتشاراعلام نماید. و براى سایر مراکز استانها،عده اعضاى هیات منصفه 18 نفر مقررمىشود که به همان ترتیب مذکور در فوق(به جاى 25 نفر از هر طبقه، 6 نفر) انتخابو معرفى خواهند کرد. در مورد هر محاکمهمطبوعاتى و یا سیاسى، دادگاه جنایى درجلسه مقدماتى خود با حضور دادستاناستان یا نماینده او، سه نفر از اعضاىهیات منصفه را (از هر طبقه یک نفر) بهسمت عضو اصلى و سه نفر را به همانترتیب، به سمت عضو على البدل با قرعهانتخاب و دعوت مىنمایند.»
پس در واقع، اعضاى هیات منصفه سهنفر بود، رسیدگى به جرایم مطبوعاتى همدر دادگاه جنایى صورت مىگرفت. در سال1358 که شوراى انقلاب، قانونمطبوعات را تصویب کرد، هنوز دادگاهجنایى وجود داشت. در مردادماه همانسال، دادگاههاى جنایى منحل گردید و بهصورت دادگاههاى عمومى درآمد. تا آنسال دادگاههاى جنایى وجود داشت کهمعمولا در مقر استانها تشکیل مىشد ومرکب بود از اعضاى دادگاههاى استان. درسراسر کشور، عمدتا دادگاههاى جنایىتعدادشان محدود بود و شعب گستردهاىهم نداشت. به همین دلیل، اعضاى ترکیبىدادگاه جنایى یا سه نفر یا پنج نفر بودند وبه شیوه تعدد قضات اداره مىشد; در آنهاوحدت قاضى وجود نداشت. اگر حکمدادگاهها اعدام یا حبس ابد بود، تعداداعضاى این دادگاهها پنج نفر بود و اگرجرایم پایینتر و مجازات سبکتر بود،دادگاه از سه نفر تشکیل مىشد. بنابراین،در دادگاههاى جنایى یک دادرسى باحداقل سه نفر انجام مىشد که علاوه براینها، سه نفر علىالبدل هم وجود داشت.


لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 36
مقدمه:
حجاب یکی از مهمترین مسائلی است که در ادیان آسمانی و بخصوص اسلام به آن توجه شده است. در این باب کتابهای متعددی ارائه گردیده و هر یک به زبانی خاص در مورد آن سخن گفته است. حجاب رفتاری است که به لحاظ ارتباطش با خصوصیات فردی و اجتماعی میتوان از دیدگاههای متعددی به بررسی آن پرداخت و از دیدگاه فرهنگی، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، اخلاق، مذهب، سیاست و ..... دردین آسمانی اسلام کاملترین و مهمترین دین خدا، و بخصوص قرآن بارها به مسئله حجاب توجه شده است و بر آن تأکید شده است.اسلام میخواهد زن را از اینکه فقط وسیله شهوت باشد خارج کند و وجود زن را در تحکم مبانی خانواده و جامعه روشن نماید و اگر به این رهنمودها توجه نشود، همان وضع می شود که در دورة پهلوی می شد. یعنی زن وسیله ارزان ولی همیشه در دسترس برای عیش و عشرت و رواج بی عفتی و فساد می شود، ابزاری برای گرم کردن مجالس، و همچنین وسیلة تبلیغ در بازارها و سودهای تجاری در بازار سیاه استعمارگران می شود و حاضر است به نازل ترین قیمت به هرکاری تن دهد و جامعه ای که زن در آن به ابتذال کشیده شد مردان نیز در امان نخواهند بود. و مکانی جز هرزه بازی وهوس رانی نخواهد بود. و همین زن وسیله ای برای تضعیف اراده های فاسد گمراه کردن جامعه که خود بزرگترین سلاح و مانع پیشرفت جامعه است خواهند شد و مردم دست به دل خود برده و بعد مادی و تمایلات جنسی خود را تا آنجا که در توان دارد ارضاء می کنند. زن که آرامش مرد است چرا باید بلای جان او شود. مگر اسلام کم نشانه کمال از زنان دارد. حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب کبری و بسیاری زنان پاکدامن دیگر که در بستر حجاب اسلامی به کمال رسیدند کم نشانه ای است؟ آنروز که آدمی خلق شد پوشش هم پا به عرصه گذاشت. هم مرد و هم زن هر یک با پوشش خاص خود طبق حکمت و تدبیر خدا پا به عرصه وجود گذاشتند و دلایل برای حجاب آنقدر کافی هست که نیازی به نظریه پردازی ما نیست. نه تنها اسلام بلکه ادیان دیگر نیز حجاب و پوشش را پدیده ای مقدس و مقبول دانسته و آن را توصیه نموده اند. در بستر پوشش درست میتوان به همه کمالی دست یافت و به همه چیز رسید. پوشش مانع پیشرفت نیست بلکه پرچمی افراشته از استقلال و انسانیت است حجاب چیزی نیست که فقط بخواهیم با اسلام از آن دفاع کنیم زیرا که غربی ها که خود در چنگال ابتذال گرفتارند از آن حمایت می کنند آنگاه که هنرمند بزرگ کمدی چارلی چاپلین به دختر عزیزش در نامه ای می نویسد:
» دخترم هچیکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را بخاطر آن عریان کند .برهنگی بیماری عصر ماست به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است.»
این تنها نمونه ای است در اعماق وجود مردانی که با هرزگان اند. حسرت پاکدامنان نشته است.پس بدانیم که حجاب چه لطف عظیمی است که خدا به بندگانش رحمت کرده و به بهترین شکل آنرا حفظ کنیم و پرچم اسلام را با پوشش درست به اهتزاز درآوریم.
شناخت واژگانی حجاب
« حجاب» واژه ای است عربی که دارای معانی متعدد و مختلفی است. حجاب در لغت به معنای پرده، پوشش، وسیلة پوشش، حایل و .... می باشد. در کتاب« لسان العرب» دربارة معانی آن چنین آمده است:
« حجاب به معنای پوشش است زن محجوبه یعنی زنی که بوسیله ای پوشیده شده است. همچنین حجاب نامی است برای آنچه بدان خودر ا می پوشانند وآنچه میان دو چیز حایل گردد نیز حجاب نامیده می شود.جمع آن« حجب» است. کلام خداوند که می فرماید:« و من بیننا و بینک حجابه» بدین معناست که میان ما و شما حاضر و فاصله ای در لحظه و دین وجود دارد. حجاب در لغت معانی دیگری دارد. حجاب همان منع کردن است. گفته می شود« حجبوا زیداً عن الدخول» یعنی از ورود او ممانعت کردند و یا حجبوه عن الکلام.
در اصطلاح
معنای اصطلاحی واژه حجاب، متناسب با معانی لغوی آن است به همین جهت به دلیل اختلاف و تعدد معانی لغوی، برداشت هایی که از معنای اصطلاحی آن شده است با یکدیگر متفاوت می باشد. طبق نوشتة برخی از نوسیندگان حجاب در معنای اصطلاحی به معنای" پوشش مخصوص زنان" است. ولی گاهی هم

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 106
طرح ارتقای امنیت اجتماعی
یک واحد «گشت ارشاد» در پارک ملت تهران. طرح امنیت اجتماعی در پارکها نیز به اجرا در آمدهاست.[۱]
«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» برنامه اجرایی نیروی انتظامی است که در راستای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان«طرح جامع عفاف» اجرا شد.پس از تصویب «طرح جامع عفاف» و تایید آن توسط علی خامنهای ، محمود احمدی نژاد (که بعنوان رییس جمهور، رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بشمار می رود) «طرح جامع عفاف» را به نیروی انتظامی ابلاغ کرد. نیروی انتظامی برنامه اجرایی خود پیرامون عملی کردن«طرح جامع عفاف» را پس از چند جلسه هماهنگی با محمود احمدی نژاد با عنوان «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» آغاز کرد.[۲] [۳] با توجه به آنکه طرح در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب گردیده بود ،در کنار دولت قوه قضائیه، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، نیروی مقاومت بسیج و... نیز همکاری داشتند.
مراحل نخستین طرح بیشتر بر پوشش زنان تمرکز داشت و در مراحل بعدی ابتدا جمع آوری معتادان و سپس جمع آوری اراذل و اوباش ،بازرسی از کارگاهها و فروشگاههای لباس و ارایشگاههای مردانه ،عکاسی ها و.. نیز در دستور کار نیروی انتظامی قرار گرفت. اجرای این طرح واکنشهای فراوانی به همراه داشتهاست و در بسیاری موارد با مقاومت شهروندان روبرو گردیدهاست. [۴][۵].
این طرح مورد حمایت مسئولان بلند پایه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در دیدار با دانش آموختگان علوم انتظامی از نیروی انتظامی خواست با قدرت این طرح را ادامه دهد. [۶] [۷]
ابعاد حقوقی و روند طرح
«طرح ارتقای امنیت اجتماعی» از ابعاد مختلفی مورد بررسی و انتقاد قرار گرفته است که مهمترین آن جایگاه حقوقی اقدامات پلیس و سایر دستگاههای اجرا کننده طرح است.
قانونگذاری پیرامون پوشش و آرایش مردم
پلیس در جریان اجرای طرح انواعی مختلفی از پوشش و آرایش ها را ممنوع کرد و مانع از تولید،واردات،فروش و استفاده از آن گردید و اقدام به تذکر یا بازداشت و انتقال افراد به مراکز پلیس و پرونده سازی برای آنان کرد. این درحالی است که بر اساس قوانین ایران پلیس تنها ضابط قضایی و اجرا کننده قوانین است و نمی تواند راسا قانونگذاری کند. اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی پس از بالا گرفتن انتقادات و و خصوصا پس از آنکه غلامحسن الهام سخنگوی دولت احمدی نژاد،حمایت دولت از اجرای «طرح ارتقای امنیت اجتماعی» را انکار کرد گفت:
تاکنون نخواستیم موضوع بند یکم این طرح را عنوان کنیم، اما به دلیل به وجود آمدن این بحثها باید بگوییم بر اساس بند یکم، تعیین مصادیق حجاب و حد و مرز آن بر عهده نیروی انتظامی است و صراحتا به آن اشاره شده، از این رو تنها انجام وظیفه کردیم.
بنا به تایید علی خامنه ای ،شورای عالی انقلاب فرهنگی (بر خلاف قانون اساسی که یگانه قانونگذار را مجلس میداند) حق وضع قانون دارد.[۸]این شورا نیز در «طرح جامع عفاف» (ابلاغ شده توسط محمود احمدی نژاد) اختیار قانونگذاری پیرامون پوشش و آرایش مردم را به پلیس داده است. [۹]. مجری این طرح نیروی انتظامی، سپاه و بسیج میباشد. [۱۰]. [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵]
عاملان طرح
نیروی انتظامی ،وزارت اطلاعات و بسیج تنها ارگانهایی هستند که بعنوان ضابط قضایی در ایران معرفی شده اند.اما رییس پلیس امنیت اخلاقی خراسان رضوی از ارائه برگه های جریمه اتومبیل ها توسط طلاب حوزه های علمیه و بسیاری ارگانهای دیگر خبر میدهد.
در این طرح از ارگانهای زیادی کمک گرفته شده است اما تعداد قبوض محدود است و به طور مثال از نیروهای بسیج، حوزه علمیه و دانشگاه هم استفاده شده که همگی این افراد کاملا قابل وثوق هستند.رییس پلیس امنیت اخلاقی خراسان رضوی خاطرنشان ساخت: در یک روش دیگر به صورت محسوس و با خودرو در خیابان توقف میکنیم.
[۱۶]
