فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله بررسی میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بررسی میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه
امروز جامعه در حال پیشرفت، نیازمند افرادی مسئول و خودکفا است و آموزش مسئولیت پذیری به کودکان نیازمند جوی خاص در خانه و مدرسه است.
بایستی شرایطی فراهم کرد تا کودکان و نوجوانان، ابزارهای نگرش و ارزشیابی پیدا کنند تا به کمک آنها بتوانند بهتر تصمیم گیری کنند. تصمیماتی که آنان را در این دنیای پیچیده به سوی زندگی بارور و رضایت بخش رهنمون کند. انسانهای امروز بیش از بیش نیازمند پذیرش مسئولیت برای زندگی و سرنوشت خود هستند و این امر میسر نمی شود مگر اینکه مبنای آموزش و پرورش آنها مبتنی بر افزایش درک کودکان و نوجوانان در مورد نقش خود آنها به تعیین سرنوشت و ساخت کیفیت زندگیشان باشد و برای رسیدن به این اهداف، سعی و کوشش و برنامه ریزی دقیق لازم است.

 

 

 

 

 

 

 


آغاز زندگی اجتماعی کودک
همانطور که می دانیم انسان اجتماعی متولد شده و از زمانی که کودک به مادرش مهر می ورزد و یا به دیگران احساس عشق ، حد و یا دشمنی می کند ، اجتماعی است . روان شناسان تربیت اولیه را در شکل گیری شخصیت کودک بسیار مؤثر دانسته اند .
فروید اولین کسی که نقش نخستین تربیت را در تشکیل شخصیت کودک عنوان کرد ، و جامعه شناسان را بر آن داشت تا از این دریچه به افراد و گذشتة آنان بنگرند و به تحصیل آن بپردازند . چرا که شخصیت هر فرد از ترکیب دو زمینه فطری و اکتسابی صورت می پذیرد . بدین معنا که بعضی از خصوصیات زمینه وراث و ژنتیکی دارند و برخی از آنها اکتسابی است. رفع نیازهای زیستی نوزاد و گرفتن پستان مادر و مکیدن و شیرخوردن، خوابیدن و نظایر آن، به طور غریزی و بدون آموزش صورت می پذیرد. ولی در زمان اندک، زمانی که کودک دست خود را برای گرفتن اشیاء ( خوب یا بد ، خطرناک و یا بی خطر ) دراز می کند، وقتی که سراپا ایستاده آهنگ راه رفتن می کند، آموزش و پرورش اهمیّت و ضرورت خود را می نمایاند، در این موقع است که مرحله ی یادگیری کودک آغاز می گردد. اساس یادگیری اجتماعی کودک که با مشکلات آموزشی نیز توأم است. از وقتی شروع می شود که با« دیگری »مواجه می گردد.یعنی اولین برخورد وی با افراد غیر از والدینش، یا افرادی چون خودش که تا کنون در ذهن و تصورش نبوده است.
او نه پدر و مادرش است و نه اسباب بازی، بلکه او« دیگری » و بیگانه است. کودک در نخستین برخورد و با این« دیگری » اولین نیاز اجتماعی شدن را درک می کند . و با این احساس « زندگی اجتماعی » وی آغاز می گردد. در برابر این وضع جدید مبهوت و سرگردان می شود. نمی داند چه بکند و چه واکنشی از خود نشان دهد. بخندد ، گریه کند ، سازش نماید و یا تسلیم شود. احساس نیاز اجتماعی از طرفی در« خویشتن خود » و از طرف دیگر، کشمکش درونی ایجاد می کند و، واکنش پناه بردن به مادر را در وی می آفریند. کودک تا چهار سالگی در مرحلة سرگردانی و تزلزل تصمیم قرار دارد. تسلط بر دیگران را با همکاری با دیگران و شیر را با سازش در هم می آمیزد. چرا که هنوز یادگیری انجام نشده و تجربة اجتماعی را کسب نکرده است او باید بعضی از بازتاب های اجتماعی را که بکارگیری آنها لازمة زندگی اجتماعی است، و نیز اصول و قواعد رفتارهای لازم و مورد قبول اجتماع را از طریق خانواده و بعضی از نهادها بیاموزد.
در این صورت که فرد با حفظ خویشتن خود شخص اجتماعی می شود و با جامعه و محیط اجتماعی خود روابط پیدا می کند این یادگیری اجتماعی به تدریج تا ۹ سالگی صورت می پذیرد و ادامه می یابد .

 


مهمترین مراحل تحول شخصیت اجتماعی کودکان از نظر مید :
به عقیده مید کودک طی دو مرحله شخصیت اجتماعی و خودش شکل می گیرد که عبارتند از مرحلة نمایشی و مرحله بازی . کودک در مرحلة نمایش نقشهای آدمهایی که برایش مهمند ، مانند پدر ، مادر ، برادر ، یا خواهر را یاد می گیرد و از این طریق نقشهای متنوعی را به نمایش می گذارد و خودش را در نقشهای گوناگون می بیند که در آینده بخشی از شخصیت و خود اجتماعی او را می سازند . اما در این مرحله ، کودک هر یک از این نقشها را به گونه ای جداگانه و بدون ارتباط متقابل آنها فرا می گیرد . هر کودکی برای آن که ادراک یکپارچه تر و منسجمتری از خود و جامعه اش به دست آورد ، باید علاوه بر مرحلة نمایشی مرحلة بازی را نیز پشت سر گذارد تا به خود و شخصیت اجتماعی کاملی دست یابد . در این مرحله ، کودک چشم انداز فراگیری از نقشهای گوناگون اجتماعی را در قالب یک جامعیت یکپارچه و تعمیم یافته به دست می آورد و در نتیجه ، به ادراک منسجمتری از خود نیز دست می یابد .

 

 

 

جامعه پذیری
همانطوریکه اشاره شد کلیه عناصر جامعه (از جمله گروههای اجتماعی، خرده گروهها و حتی کوچکترین عنصر آن یعنی فرد) به طور مستمر و مداوم در حال تغییر و تحول می باشند .
افراد جدیدی که به جامعه می پیوندند (مثلاً نوزادان) ضرورتاً باید با هنجارها ،معیارها، ضوابط و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی جامعه آشنا شده و خود را با آنها همساز و هماهنگ نمایند .فرایند و جریانی که از طریق آن عناصر فرهنگی و اجتماعی به افراد جدید هر جامعه منتقل شده و در درون آن جایگزین می شوند را جامعه پذیری می نامند .
جامعه پذیری جریانی است که الگوها ، مفاهیم اجتماعی ، ضوابط رفتاری ، زبان ، ارزشهای فرهنگی و هنجارهای گروهی را به افراد جامعه انتقال می دهد .
جامعه پذیری ، در جریان زندگی اجتماعی ، فرد را با کلیة مظاهر جامعه و زندگی اجتماعی هماهنگ می نماید و او را برای زندگی اجتماعی مهیا و مجهز می کند .
کودکی که در یک جامعه متولد می شود ، از هر گونه شناخت از محیط پیرامون ( از جمله محیط اجتماعی ) تهی و خالی است . روابط او با والدین و اطرافیان ، بتدریج معیارها و مفاهیم زندگی اجتماعی را ( در ذهن ) او تعبیه می کنند و کودک را به موجودی اجتماعی و همساز با عناصر مختلف حیات اجتماعی تبدیل می نمایند . این جریان را جامعه پذیری می خوانند .
جامعه پذیری در هر جامعه یا از طریق نهادها و سازمانهای اجتماعی ، فرهنگی با برنامه ریزی و به طریقی هدفمند صورت می گیرد ( نظیر خانواده و مدرسه ) و یا به صورت خود بخودی ( غیر برنامه ریزی شده ) از طریق خود فرد بدست می آید ( از طریق گروههای همبازی و . . . ) .

 

عوامل یا کارگزاران جامعه پذیری
فرآیند جامعه پذیری در بر گیرندة تأثیرات متفاوتی است که در طول زندگی بر فرد وارد می آید مهمترین این تأثیرات عبارت است از تأثیر عوامل ( کارگزاران ) جامعه پذیری یعنی افراد ، گروه ها و نهادهای مهمی که وضعیت های ساختی را ، که جامعه پذیری درون آنها رخ می دهد ، فراهم می سازند . چهار عامل از عوامل یاد شده یعنی خانواده ، مدرسه ، گروه همسالان و وسایل ارتباط جمعی بویژه در جوامع نوین حائز اهمیت می باشند زیرا که عوامل مذکور به طور مداوم و مؤثر بر هر کسی تأثیر می گذارند .
مدرسه عامل یا کارگزاری است که رسماً توسط جامعه موظف به اجتماعی کردن نوجوانان در زمینة مهارتها و ارزشهای خاصی گردیده است .
در مجموعه مدرسه ، نوجوان برای اوّلین بار تحت نظارت مستقیم کسانی که خویشاوند او نیستند قرار می گیرد . پس از این دیگر کودک در مدرسه به عنوان فردی مخصوص و شناخته شده محسوب نمی شود بلکه او اکنون یکی از افراد گروه دانش آموزان است و تابع همان مقررات و انتظاراتی است که هر فرد دیگر تابع آنها می باشد .
موفقیتها یا شکستهای تحصیلی و چگونگی رفتار شخصی بخشی از سوابق رسمی و همیشگی فرد می شود و کودکان مدرسه ای می آموزند که خود را با همان معیار هایی که دیگران در مورد آنها بکار می برند ، ارزیابی کنند . مشارکت در زندگی مدرسه همچنین وابستگی و اتکای کودکان را به خانواده کاهش می دهد و ارتباطات جدیدی با جامعه بزرگتر که ورای خانواده قرار دارد ،ایجاد می کنند.

 

عوامل دیگر
علاوه بر عواملی که بیان شد.ممکن است مردم تحت تأثیر عوامل دیگر جامعه پذیری مانند، گروههای مذهبی، سازمانهای جوانان و بعدها در زندگی تحت تأثیر شرکتها ،کلوپها، جنبشهای سیاسی و خانه های سالمندان ، قرار گیرند.
دنیس رانگ:توجه را به مفهومی جلب کرده است که تحت عنوان« فراسوی جامعه پذیری انسان » نامیده است یعنی این عقیده که ما اندکی بیش از محصول قابل پیش بینی جامعه پذیری هستیم که بطور یکنواخت و سازگار با نظم اجتماعی آشنا شده ایم . او خاطر نشان می سازد که مردم غالباً احساس می کند تحت اجبار و فشار جامعه قرار دارند که آنچه را مایل به انجام آن نیستند ، انجام دهند و این نشانة آن است که جامعه پذیری کامل نیست .

 

هدفهای جامعه پذیری
محتوای فراگرد اجتماعی شدن به گوناگونی جامعه های انسانی است بدین معنا که هر جامعه ای با توجه به شرایط و مقتضییات خود ، افراد را پرورش می دهد ؛ مثلاً ، اسکیمو به کودک خود می آموزد که چگونه در مقابل سرمای قطبی از خویش مواظبت کند یا کودک کویر نشین می آموزد که چگونه با آفتاب سوزان صحرا کنار بیاید ، علی رغم تفاوتهای محیطی و فرهنگی ، جامعه پذیری دارای هدفها و مقاصد مشترکی است که به مهمترین آنها می پردازیم :
۱- یکی از مقاصد جامعه پذیری آموزش قواعد و نظامات اساسی ، از آداب و عادات و رفتار روزمره گرفته تا روشهای علمی ، به افراد است .
۲- فراگرد جامعه پذیری به همان میزان که عادات و رفتار فردرا مطابق هنجارهای اجتماعی ، تحت نظم و انضباط در می آورد ، به او امید و آرزو میدهد .
۳- فراگرد جامعه پذیری از طریق بر آوردن خواسته ها ، آرزوها ، امیدها و سوداهای فردی یا ممانت از دستیابی بدانها ، برای فرد هویت می آفریند .
۴ - فراگرد جامعه پذیری ، نقشهای اجتماعی و نگرشها ، انتظارات و گرایشها ی مربوط به آن نقشها را به فرد می آموزد .
۵ - هدف دیگر فراگرد جامعه پذیری ، آموختن مهارتها است .

 

اجتماعی شدن
اجتماعی شدن فرایندی است که طی آن کودک ناتوان به تدریج به شخص خود آگاه، دانا و ورزیده در شیوه های فرهنگی که در آن متولد گردیده است تبدیل می شود. اجتماعی شدن نوعی برنامه ریزی فرهنگی، نیست که در آن کودک تأثیراتی را که با آنها برخورد می کند به طور انفعالی جذب نماید. حتی کودک نوزاد نیازها و خواستهایی دارد که بر رفتار کسانی که مسئول مراقبت از او هستند تأثیرمی گذارد. اجتماعی شدن نسلهای مختلف را به یکدیگر پیوند می دهد. تولد یک کودک زندگی کسانی را که مسئول پرورش او هستند تغییر می دهد و در نتیجه آنها خودشان فرایند های یادگیری جدیدی را تجربه می کنند. تجربة پدر و مادری معمولاً فعالیتهای بزرگترها را به کودکان برای بقیة زندگی هر دو پیوند می دهد. بدیهی است بزرگترها هنگامی که پدربزرگ و مادر بزرگ می شوند، هنوز پدر و مادر باقی می مانند، و بدین سان یک رشته روابط دیگری را به وجود می آورند که نسلهای مختلف را به هم پیوند می دهد. اگرچه فرایند یادگیری فرهنگی در دوران بچگی و اوایل کودکی شدیدتر از دوره های بعدی است، یادگیری و سازگاری در سراسر دور زندگی ادامه می یابد.
اجتماعی شدن فرایندی است که به انسان، راههای زندگی کردن در جامعه را می آموزد و شخصیت می دهد و ظرفیتهای او را در جهت انجام وظایف فردی و به عنوان عضو جامعه، توسعه می بخشد.
در آغاز زندگی، کودک از دیگران فرا می گیرد که چه رفتارهایی از او انتظار می رود و او دارای چه نوع شخصیتی است.مثال(۱) کودکی که برای نخستین بار وارد دبستان می شود، نخستین تماس جدی خود را با یک سازمان رسمی اجتماعی شدن برقرار می کند، امّا حتی پیش از این دوران نیز کودک از طریق مناسبات متقابلی که در خانه و با اعضای گروههای همبازی خود داشته، تا حدی اجتماعی شده است. چنانچه کودک بر طبق رفتار های مورد انتظار عمل کند، آنگاه در همة موارد مشابه از اقبال و پاداش دیگران برخوردار می شود امّا چنانچه کودک بر خلاف انتظارات گروه رفتار کند، احتمالاً چنین رفتاری طرد او از گروه را در پی خواهد داشت.
پاسخ به این سؤال که آیا انسان اجتماعی است؟
نظرات مختلفی از دانشمندان در دست داریم. بعضی اجتماعی بودن انسان را فطری و برخی نیازهای بشری را موجب اجتماعی شدن او دانسته اند. آنچه که اغلب دانشمندان بدان نظر مثبت دارند، اینکه اجتماعی بودن انسان بطور فطری نیست.
چرا که در این صورت می بایست مانند حیوانات دگرگونی و تحول در انسان نیز صورت می گرفت . از این رو می توان گفت که فطرت، نیاز و تعقل، او را به سوی زندگی اجتماعی سوق داده است.اساس اولین نیاز اجتماعی شدن در کودک با روبرو شدن با« دیگری » شکفته می شود. در آغاز این مرحله در واکنش سرگردان می ماند و سرانجام به مادرش پناه می برد. این تزلزل در تصمیم گیری تا۴ سالگی ادامه می یابد، تا اینکه بر کسب تجارب اجتماعی و آموختن اصول و قواعد رفتارهای لازم از طریق خانواده و نهادها توفیق می یابد، این یادگیری اجتماعی به تدریج تا ۹ سالگی ادامه دارد. انسان از طریق اجتماعی شدن با قواعد، هنجارها و آداب جامعه آشنا می شود.

 

 

 


گونه های اجتماعی شدن
اجتماعی شدن می تواند هم از طریق رسمی و هم از راههای غیر رسمی انجام گیرد. نهادهای آموزشی نمونه ای از عوامل رسمی و ساختار انتقال شیوه های عملکرد اندیشیدن مقبول جامعه به فرد به شمار می آیند. امّا اجتماعی شدن می تواند از طریق روابط متقابل با همسالان و عضویت در گروهها و باشگاههای غیر رسمی نیز تحقیق پذیرد.

 

تأثیر هنجار ها بر اجتماعی شدن فرد
ازآنجا که انسان به غرایز بسیار متنوعی مجهز نشده است،برای آنکه بتواند به حیات خود ادامه دهد،بناچار می آموزد که چگونه به دیگران بپیوندد و حتّی برای رفع بنیادی ترین نیازهای خود با آنها همکاری کند. آنچه همکاریهای میان افراد بشر و وابستگی متقابل آنها به یکدیگر را ممکن می سازد، نظامی از الگوهای رفتار آموخته است که دیگر اعضای یک فرهنگ در آن سهیمند. این الگوهای رفتار مشترک یا معیارهای رفتار را هنجار می نامند. کودک ، از سنین بسیار پایین ، هنجارهای فرهنگی تأیید شده را کسب می کند و با این کار در فرایند اجتماعی شدن قرار می گیرد.

 

اهداف اجتماعی شدن
هدفهای بنیانی فرایند اجتماعی شدن را می توان به قرار زیر خلاصه کرد .
1- شخص باید مهارتهای ضروری را که برای زندگی در جامعه ضروری است فرا بگیرد .
2- شخص باید بتواند به صورت مؤثری با دیگران ارتباط برقرار کند و توانایی خواندن ، نوشتن و سخن گفتن پیدا کند.
3- فرد باید بتواند نیازهای بدنی خود ، همچون قضای حاجت را به شیوهای قابل قبول جامعه فرا گیرد .
4- فرد باید ارزشها و اعتقادات اساسی جامعه خود را در ذهن خود متمرکز کند.

 

عوامل اجتماعی شدن
می توان به گروهها یا زمینه های اجتماعی که فرایندهای مهم اجتماعی شدن در درون آنها رخ می دهد تحت عنوان عوامل اجتماعی شدن اشاره کرد. در همه فرهنگها ، خانواده عامل اصلی اجتماعی شدن کودک در دوران طفولیت است امّا در مرحله بعدی زندگی فرد ، بسیاری از عوامل دیگر اجتماعی شدن نقش دارند.
خانواده
از آنجا که نظامهای خانواده بسیار متفاوت هستند، دامنه تماسهایی که کودک تجربه می کند به هیچ وجه در فرهنگهای مختلف یکسان نیست . همه جا مادر معمولاً مهمترین فرد در نخستین دوره زندگی کودک است ، امّا همانگونه خاطر نشان گردیده است ، ماهیت روابطی که میان مادران و کودکانشان بر قرار می شود تحت تأثیر شکل و نظم و ترتیب تماس آنها قرار می گیرد. این جریان ، به نوبه خود ، به وسیله خصلت نهادهای خانواده و رابطه شان با گروه بندی های دیگر در جامعه مشروط می شود . در جوامع امروزی ، اجتماعی شدن بیش از همه در یک زمینه کوچک خانوادگی رخ می دهد . بیشتر کودکان نخستین سالهای زندگی خود را در درون یک واحد خانوادگی شامل مادر، پدر و شاید یکی دو فرزند دیگر سپری می کنند.
امّا ، در بسیاری از فرهنگ ها ، عمّه ها یا خاله ها ، عموها یا دایی ها و نوه ها غالباً جزء یک خانواده واحد بوده و مراقبت کودکان ، حتّی اطفال بسیار خردسال ، را به عهده دارند با وجود این تفاوتهای زیادی از نظر اهمیت زمینه های خانوادگی وجود دارد. بعضی از کودکان در خانواده هایی پرورش می یابند که تنها یکی از والدین در آن حضور دارد بعضی توسط دو مادر و دو پدر ( پدر و مادر جدا شده و ناپدری و نا مادری ) مراقبت می شوند . بخشی اعظم زنانی که تشکیل خانواده داده اند اکنون در خارج از خانه به کار اشتغال دارند و به فاصله نسبتاً کمی بعد از تولد فرزندانشان به کار خود بر می گردند. با وجود این تفاوتها ، خانواده معمولاً یکی از عوامل عمده اجتماعی شدن از دوران کودکی تا نوجوانی و پس از آن است. که به صورت یک سلسله مراحل پی درپی رشد و تکامل ، نسلها را به یکدیگر مربوط می سازد. خانواده ها و جایگاهای ، مختلفی در چارچوب کلی نهادهای یک جامعه دارند. در بیشتر جوامع سنتی ، خانواده ای که فرد در آن متولد می شود تا اندازه زیادی تعیین کننده موقعیت اجتماعی فرد در بقیه زندگانیش است . در جوامع امروزی غربی ، موقعیت اجتماعی به این ترتیب در هنگام تولد به ارث برده نمی شود . با وجود این منطقه و طبقه اجتماعی خانواده ای که فرد در آن متولد می شود بر الگو های اجتماعی شدن به شدّت تأثیر می گذارند کوکان شیوه های رفتار ویژه و مادر شان یا دیگران را در همسایگی یا اجتماع محلی اشان فرا می گیرند.
الگو های مختلف پرورش کودک و انضباط همراه با ارزش ها و انتظارات متعارض ، در بخش های گوناگون جوامع بزرگ یافت می شود. اگر به این بیاندیشیم که زندگی مثلاً برای کودکی که در یک خانواده فقیر سیاه پوست در یک محلة فقیر نشین شهر پرورش می یابد ، در مقایسه با کودکی که در یک خانواده مرفه سفید پوست در حومه سفید پوست نشین شهر متولد می شود چگونه است ، آنگاه درک تأثیر انواع زمینه خانوادگی آسان می شود تحقیقات جامعه شناختی فراوانی که انجام شده به ما امکان می دهد این تفاوتها را به گونة دقیق تری تشریح کنیم بدیهی است فقط محدودی از کودکان ممکن است به سادگی بی چون و چرا بینش والدین خود را بپذیزند. این مطالب به ویژه در جهان معاصر که دگرگونی در آن بسیار فراگیر است ، درست است . از این گذشته ، صرف وجود انواع گوناگون عوامل اجتماعی کردن به ناهمگراییهای بسیار میان بینشهای کودکان ، نوجوانان و نسل پدر و مادری می انجامد.

 

روابط همالان
یکی دیگر از عوامل اجتماعی شدن گروه همالان است. گروههای همالان گروههای دوستی کودکان هم سن هستند. در بعضی از فرهنگها، به ویژه، جوامع کوچک سنتّی، گروههای همالان به عنوان طبقات سنی رسمیت یافته اند. هر نسلی دارای حقوق و مسئولیّت هایی است، که با پیرتر شدن اعضایش تغییر می کنند. ( نظام های طبقات سنی معمولاً به مردان محدود می شوند ) اغلب مراسم یا مناسک ویژه ای وجود دارد که گذار افراد را از یک طبقۀ سنی به طبقۀ دیگر مشخص می نمایند. افرادی که در درون یک مجموعۀ سنی خاص قرار می گیرند معمولاً در سراسر زندگیشان ارتباطات نزدیک و دوستانه برقرار می کنند. نمونۀ یک مجموعۀ طبقات سنی عبارت است از دورۀ کودکی، دورۀ جنگجویی کهتر،دورۀ جنگجویی مهتر، دورۀ ریش سفیدی کهتر و دورۀ ریش سفیدی مهتره مردان از این مراحل نه به عنوان افراد ، بلکه به عنوان گروههای کامل گذر می کند. اهمیّت خانواده در اجتماعی شدن کاملاً آشکار است ، زیرا تجربۀ کودک و طفل بسیار خردسال کم وبیش منحصراً در درون آن شکل می گیرد. امّا اینکه گروههای همالان تا چه اندازه مهّم هستند، به ویژه برای آن دسته از ما که در غرب زندگی می کنیم، چندان آشکار نیست . با وجود این ، حتّی بدون طبقات سنی رسمی، کودکان بالاتر از ۴یا۵ سال معمولاً وقت زیادی را در کنار دوستان همسال خود صرف می کنند. با در نظر گرفتن نسبت بالای زنانی که اکنون جزء نیروی کار هستند، و فرزندان خردسالشان در مراکز مراقبت روزانه با همدیگر به سر می برند. روابط همالان امروز حتّی بیشتر از پیش اهمیت دارد، و بدیهی است مدارس در اینجا تأثیر بسیار مهمی دارند نظریه های مید و پیاژ هر یک بحق بر اهمیت روابط همالان تأکید می ورزند. پیاژه به ویژه بر این موقعیّت تأکید می کند که روابط همالان دموگراتیک تر از روابط میان کودک و پدر و مادرش است .واژۀ هُمال ، به معنای و برابر، است ، و روابط دوستی که میان کودکان خردسال بر قرار می شود به طور معقول گرایش به برابری طلبی دارد. یک کودک قوی ، یا از نظر جسمانی نیرومند ممکن است تا اندازه ای سعی کند بر دیگران تسلّط یابد. با وجود این چون روابط همالان بر پایۀ رضایت متقابل استوار است، و نه بر پایۀ وابستگی ای که ذاتی موقعیت خانوادگی است ناچار باید میزان زیادی بده و بستان وجود داشته باشد. پیاژه خاطر نشان می سازد که ، والدین به واسطۀ قدرتشان قادرند ( به درجات متفاوت ) قواعد رفتار را به فرزندانشان تحمیل کنند. بر عکس، در گروههای همالان کودک زمینۀ کنش متقابل متفاوتی را کشف می کند، که در آن می توان قواعد رفتار را مورد آزمون و کاوش قرار داد . روابط همالان اغلب در سراسر زندگی شخصی اهمیّت خود را حفظ می کند. به ویژه در نواحی ای که تحرک اجتماعی زیاد نیست ، افراد ممکن است در بیشتر یا همۀ زندگیشان عضو یک جرگه غیر رسمی بوده یا یک گروه از دوستان را حفظ کنند. حتّی در جایی که این گونه نباشد باز احتمال دارد که روابط گروه همالان فراتر از دوران کودکی و نوجوانی تأثیر مهّمی داشته باشد. گروههای غیر رسمی افرادی که در سنین مشابهی هستند در محل کار، یا در حوزه های دیگر، معمولاً در شکل دادن به نگرشها و رفتار افراد اهمیّت پایداری دارد.

 

مدارس
آموزش در مدرسه یک فرایند رسمی است؛ یک برنامه معین از دروسی که باید فراگرفته شوند وجود دارد. با وجود این مدارس از جنبه های ظریف تری عوامل اجتماعی شدن نیز هستند. در کنار برنامه ی آموزش رسمی چیزی که بعضی جامعه شناسان آن را برنامه آموزشی پنهان نامیده اند وجود دارد که یادگیری کودکان را مشروط می کند (ر.ک. به فصل 13؛ آموزش و پرورش، ارتباطات و رسانه های همگانی) از کودکان انتظار می رود یاد بگیرند که در کلاس آرام باشند، به موقع در کلاس حاضر شوند . مقررات انضباطی مدرسه را رعایت کنند. از آنها خواسته می شود اقتدار معلمان را بپذیرند و نسبت به آن پاسخگو باشند. واکنش های معلمان نیز بر انتظاراتی که کودکان از خودشان دارند تأثیر می گذارد. اینها به نوبه ی خود، با تجربة شغلی آنها هنگامی که مدرسه را ترک می گویند پیوند پیدا می کند. گروههای همالان اغلب در مدرسه تشکیل می شوند، و نظام طبقه بندی کودکان در کلاسها بر حسب سن تأثیر آنها را تقویت می کند.

 

رسانه های همگانی
روزنامه ها، نشریات ادواری و مجلات از پایان قرن هجدهم به بعد در غرب رواج یافتند، امّا تعداد خوانندگان آنها نسبتاً اندک بود. تنها در یک قرن پس از آن بود که این گونه مطالب چاپی جزئی از تجربه ی هر روزة میلیونها نفر گردیده – نگرش ها و عقاید آنها را تحت تأثیر قرار دادند. گسترش رسانه های هگانی متکی بر اسناد چاپی ، به زودی با ارتباطات الکترونیکی همراه گردید. کودکان انگلیسی معادل تقریباً یکصد روز مدرسه را در هر سال صرف تماشای تلویزیون می کنند. بزرگسالان نیز تقریباً به همین اندازه به تماشای تلویزیون می پردازند. یک مطالعه پژوهشی نشان داد که، اگر یک گزارش خبری در تلویزیون با گزارشی روزنامه متفاوت باشد، تعداد افرادی که گزارش تلویزیون را باور می کنند بیش از دو برابر کسانی است که گزارش روزنامه را باور کرده اند.
تحقیقات فراوانی انجام شده که تأثیر برنامه های خاص یا انواع برنامه های تلویزیون را بر نگرش های کودکان و بزرگسالان بررسی و تحلیل کرده اند. بیشتر این تحقیقات از نظر استنباطاتشان قطعی نیستند. به عنوان مثال هنوز توافق نشده است که تا چه اندازه نمایش خشونت ، رفتار پرخاشگرانه را در میان کودکان تشویق می کنند. امّا نمی توان تردید کرد که رسانه ها نگرش ها و بینش های مردم را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهند. آنها انواع گوناگون اطلاعات را که افراد به گونة دیگری کسب نخواهند کرد انتقال می دهند. روزنامه ها، کتاب ها ، رادیو ، تلویزیون ، فیلم ها ، موسیقی ضبط شده و مجلات عمومی ما را در ارتباط نزدیک با تجاربی قرار می دهند که به گونة دیگری نمی توانستیم آگاهی چندانی از آنها داشته باشیم . امروزه جوامعی که کاملاً از تأثیر رسانه های همگانی برکنار مانده باشند، حتّی در میان فرهنگ های سنتی تر، بسیار محدودند.ارتباطات الکترونیکی حتّی در دسترس کسانی که کاملاً بیسوادند قرار دارند، و در دور افتاده ترین نواحی کشورهای جهان سوّم یافتن مردمی که رادیو، یا تلویزیون دارند امری عادی است.

 


سایر عوامل اجتماعی شدن
افزون بر آنچه گفته شد، به اندازه ی گروهها یا زمینه های اجتماعی که افراد قسمت زیادی از زندگیشان را در آنها صرف می کنند، عوامل اجتماعی شدن وجود دارد. کار در همه فرهنگها زمینة مهمی است که فرایند های اجتماعی شدن در آن عمل می کنند، اگر چه تنها در جوامع صنعتی است که تعداد زیادی از مردم به سر کار می روند، یعنی ، هر روز به محلهای کار که کاملاً جدا از خانه است می روند. در اجتماعات سنتی بسیاری از مردم زمین را در نزدیکی محل زندگی خود کشت می کنند، یا کارگاههایی در منازل خود دارند. کار ، در چنین اجتماعاتی ، آن گونه که در مورد بخش اعظم نیروی کار در غرب امروزی مشاهده می شود، آشکار از فعالیّتهای دیگر متمایز نگردیده است. در جوامع صنعتی، رفتن به سر کار،برای نخستین بار معمولاً مرحله ی انتقالی بسیار مهمتری را در زندگی فرد مشخص می کند تا ورود به فعالیّت کاری در جوامع سنتی. محیط کار اغلب تقاضاهای جدیدی را مطرح می کند که شاید مستلزم سازگازیهای عمده ای در شیوه نگرش یا رفتار فرد باشد، اگر چه اجتماع محلی معمولاً در جوامع امروزی خیلی کمتر از دیگر انواع نظم اجتماعی ، اجتماعی شدن تأثیر می گذارد، امّا کاملاً بی تأثیر نگردیده است.حتّی در شهرهای بزرگ اغلب گروههای همسایگی و سازمانهای کاملاً توسعه یاقته ای - مانند انجمنهای داوطلبانه ، باشگاها یا کلیساها - وجود دارند که عقاید و فعالیّتهای کسانی را که در آنها مشارکت می کنند قویاً تحت تأثیر قرار می دهند .

 

باز اجتماعی شدن
در بعضی شرایط افراد بزرگسال ممکن است باز اجتماعی شدن را تجربه کنند، که با گسیختگی الگوهای رفتار و ارزش های پذیرفته شده پیشین، و به دنبال آن پذیرش ارزشها و الگوهای رفتار اساساً متفاوت مشخص می شود. یکی از انواع شرایطی که این جریان ممکن است در آن پدید آید هنگامی است که فردی وارد یک سازمان بازداشگاهی می شود. سازمانهایی از قبیل بیمارستان روانی ، زندان، سربازخانه، یا محیط دیگری که او را از دنیای خارج جدا کرده و تابع الزامات جدید و انضباط سخت می سازد. در شرایطی که فشار بیش از حدی وجود دارد، تغییراتی که در شیوه نگرش و شخصیت افراد به وجود می آید ممکن است کاملاً چشمگیر باشد. در واقع ، از مطالعة این گونه وضعیتهای بحرانی، ما شناخت قابل ملاحضه ای نسبت به فرایند های رسمی اجتماعی شدن به دست می آوریم.

 

 

 

روشهای پرورش مسئولیت پذیری و رشد عزت نفس
۱- مسئولیت پذیری کودک از همان ابتدای زندگی متناسب با توانائیهای ذهنی و جسمانی اش رفتارهایی از خود نشان می دهد که مبین مسئولیت پذیری او می باشد او به دنیای اطراف خود می نگرد و سوژه های مختلفی را انتخاب مینماید و خود را درگیر آنها می کند . مثلاً دخترها لباسهای کثیف را می شویند ، برای خود آشپزخانه ای از وسایل بازی درست می کنند ، از عروسک خود مانند ، نوزاد نگهداری می کنند و به او شیر می دهند و . . . و پسرها نیز از پدر تقلید می کنند . نکتة مهم این که کودک در تمام این رفتارها ، مایل است مسئولیت کاری را بپذیرد .
۲- رفتار و نتایج آن اصولاً هر رفتاری نتایج و عواقبی به دنبال دارد : انسانی که نتایج ، رفتار و عمل خود را تجربه می کند ، با انسانی که این فرصت را پیدا نمی کند ، تفاوت زیادی دارد . به مثالهای زیر توجه فرمائید .
انسان اگر گرسنه باشد غذا مصرف می کند.
کودک اگر تکلیفش را انجام ندهد در مدرسه مورد مؤاخذه قرار می گیرد .
راننده اگر از چراغ عبور کند ؛ جریمه می شود .
هر کس هر رفتاری داشته باشد ، نتایج معینی به دنبال دارد . انسان از دوران کودکی بایستی بتدریج نتایج عمل خود را بشناسد و برای جلوگیری از نتایج ناخوشایند و با رسیدن به نتایج خوشایند ، آگاهانه انجام وظیفه نماید .
3- روش حل مسئله : یکی از روشهای مؤثر در رشد مسئولیت پذیری ، روش حل مسئله می باشد . انسان در زندگی همواره با مشکلات مواجه می شود ، افرادی که مقاومت بهتری در مقابل حوادث زندگی دارند ، به این واقعیت معترفند که در زندگی ، بروز حوادث و مشکلات اجتناب ناپذیر هستند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


« فصل دوم »

 

چهارچوب عملی تحقیق

 

 

 

 

 


موضوع تحقیق
بررسی میزان مسئولیت پذیری بین دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی مدارس عادی و غیر انتفاعی در حیطه خانواده و جامعه در شهرستان نیشابور

 

اهداف تحقیق
هدف کلی
بررسی میزان مسئولیت پذیری در حیطه خانواده و جامعه ، بین دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی مدارس عادی و غیر انتفاعی در شهرستان نیشابور می باشد .

 

هدف جزئی
هر حرکت و فعالیتی به منظور رسیدن به هدف یا اهدافی صورت می گیرد . به طوری که می توان گفت رفتار اساساً هدفدار است .
و از آنجا که انگیزه رسیدن به هدف باعث انجام کار می شود در این تحقیق نیز اهدافی در نظر است و برای رسیدن به آن اهداف تحقیقات خود را انجام می دهم .
همانطور که می دانیم برای رفع نیازهای مختلف افراد جامعه ،‌ سازمانها و مؤسسات متعددی بوجود آمده اند ، با توجه به اینکه خانواده نمی تواند همه نیازهای دانش آموزان را برطرف کند ، این سازمانها در زندگی اجتماعی اهمیت ویژه ای دارند . یکی از آنها مدرسه ای است که برای رفع نیازهای آموزشی بوجود آمده است .
از آنجا که فعالیت و تلاش انرژی زاید دوران دانش آموزی از ویژگیهای این دوره زندگی انسان است باید برای دانش آموزان به تناسب مقطع تحصیلی و سن ، برنامه های جذاب و مورد علاقه تدارک دیده شود و زمینه را برای مسئولیت پذیری ، بروز خلاقیتها ، ابتکارات ، اصلاح رفتار و در نتیجه بالا بردن عزت نفس در آنان فراهم ساخت .
رفتار و شخصیت فرد به موقعیت ها و شرایط محیطی ، تربیتی ، و آموزشی بستگی دارد و برنامه های زندگی در دوران کودکی و نوجوانی نقش بسیاری را در زندگی و مسیر آینده فرد بازی می کند که باید تمامی نهادها ، خانواده ها و آموزش و پرورش در جهت برنامه ریزی برای لحظه لحظه اوقات دانش آموزان با یکدیگر همکاری نمایند تا انشاء الله آینده سازان این مملکت را بتوان افرادی شایسته و صالح و مفید در اجتماع تربیت کنیم .
و امید است که نتایج حاصل از این تحقیق بتواندراهکاری برای رسیدن به این اهداف باشد .

 

طرح مسئله تحقیق
1- آیا وضعیت اقتصادی در میزان مسئولیت پذیری بین دانش آموزان مؤثر است ؟
2- آیا رسانه های گروهی در میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است ؟
3- آیا مسئولیت پذیری والدین بر مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است ؟
4- آیا کادر مدرسه بر میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر است ؟

 

فرضیات
1- انتظار می رود که وضعیت اقتصادی در میزان مسئولیت پذیری بین دانش آموزان مؤثر باشد ؟
2- انتظار می رود که رسانه های گروهی در میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر باشد ؟
3- انتظار می رود که مسئولیت پذیری والدین بر مسئولیت پذیری دانش آموزان مؤثر باشد ؟
4- انتظار می رود که کادر مدرسه در میزان مسئولیت پذیری آنها مؤثر باشد ؟

 

جامعه آماری : شامل کلیه دانش آموزان دختر مدارس مقطع پیش دانشگاهی عادی و غیرانتفاعی در شهرستان نیشابور می باشد که در سال تحصیلی 85- 84 مشغول به تحصیل می باشند .

 

واحد آماری : هر یک از دانش آموزان دختر ، مقطع پیش دانشگاهی شاغل به تحصیل در شهر شهرستان نیشابور که تعداد 120 نفر می باشد .

 

روش نمونه گیری و حجم نمونه : روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی خوشه ای می باشد بدین صورت که ابتدا لیست تمام مدارس پیش دانشگاهی عادی و غیر انتفاعی با تعداد دانش آموزان هر مدرسه تهیه گردید و سپس از نظر منطقه جغرافیایی شهر به سه منطقه تقسیم شده ( شمالی، جنوبی ، مرکزی ) و در ادامه بر حسب تصادف از هر منطقه یک مدرسه انتخاب می شود و پرسش نامه ها به صورت تصادفی توزیع و تکمیل می شود که کل جامعه نمونه ( 6 مدرسه ) می باشند که از هر مدرسه به طور تصادفی 20 نفر را انتخاب نموده و پرسشنامه بین آنها توزیع شده که کل جامعه نمونه 120 نفر می باشد 60 نفر از مدارس دولتی و 60 نفر از مدارس غیر دولتی انتخاب نموده .

 

روش تحقیق : روش پژوهش در این تحقیق میدانی و به صورت پرسشنامه بسته می باشد بدین طریق که پس از تهیه سئوالات ، پرسشنامه در اختیار دانش آموزان دختر دبیرستان قرار می گیرد و پس از تکمیل پرسشنامه توسط دانش آموزان پاسخهای آنها استخراج و اطلاعات بدست آمده تنظیم می گردد .
تعاریف و مفاهیم
اجتماعی شدن : فراگردی است که انسان ها از طریق آنها می توانند یاد بگیرند که چگونه در جامعه به گونه ای مؤثر سهیم شوند و انسان ها طی فراگرد اجتماعی شدن ، یاد می گیرند که به اعضای دیگر جامعه شان همکاری کنند .

 

جامعه پذیری : عبارت است از همساز شدن افراد با هنجارهای گروه ( یعنی پذیرش مقررات ، ضوابط تفکرات و قواعد رفتاری گروه اجتماعی ) .

 

خانواده : کانونی است که شامل زن و شوهر و فرزندان ازدواج نکرده است .

 

مدرسه : مکان اجتماعی نمودن فرد است و زمینه را برای فراگیری و کسب اطلاعات لازم و رفع نیازها و تسلط و مدیریت برخود فراهم می سازد .

 

معلم : نخستین فرد بزرگسالی است که چون پدر و مادر ، اختیارداری کودک را برعهده می گیرد بدون اینکه چون والدین محرم راز او باشد .

 

شخصیت اجتماعی : شامل ترکیبی از خصایص ارثی و محیط اجتماعی است که فرد با عواطف و احساسات ، رفتار و روابط شایسته با دیگران را دارا می باشد .

 

مسئولیت پذیری : احساس ارزشمندی باعث ایجاد آمادگی در فرد جهت ایفای نقش مؤثر و پذیرش مسئولیت در ادارة امور جامعه می گردد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پیشینه تحقیق
نشریه ماهانه آموزشی – تربیتی – دی 1384/315 و بهمن 1384/316
مسئولیت آموزش ارزش ها وظیفه همه نیروهای تربیتی جامعه
یعنی خانواده ، مدرسه و نهاد های گوناگون اجتماعی مانند نهادهای سیاسی اداری و تبلیغی است وضروری است اهداف و فعالیتهای این نیروهای تربیتی با یکدیگر هماهنگ باشد تا فعالیت نهادهای اجتماعی در تقابل یا تضاد با فعالیتهای مدارس قرار نگیرد .
از آنجا که خانواده نقش بسیار مهم و تأثیر گذار در تربیت انسانهای آگاه ، مسئول و سازگار با تغییر و تحولات شتابان و اجتناب ناپذیر جهان امروز دارد ، اگر شیوه های تربیتی این نهاد متناسب با نیازهای روز جامعه سامان دهی شود خانواده ای سالم ، پویا و با نشاط خواهیم داشت که متضمن جامعه ای سالم ، سازنده ، بالنده و توسعه یافته خواهد شد .

 

قشر بندی اجتماعی در مدراس دولتی و غیر انتفاعی و رابطه آن با عملکرد تحصیلی دانش آموزان / محسن نوغانی دخت بهمنی ؛ به راهنمایی : منوچهر محسنی .
یافته ها نشان می دهند که هم در مدارس دولتی و هم در مدارس غیر انتفاعی کیفیت مدرسه در مقایسه با پایگاه اجتماعی اقتصادی سهم بیشتری در تبییین تغییرات عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارد . بین دانش آموزان مدارس دولتی و غیر انتفاعی از نظر پیشینه تحصیلی عملکرد تحصیلی و پایگاه اجتماعی اقتصادی تفاوت معنی داری به نفع دانش آموزان مدارس غیر انتفاعی وجود دارد . همچنین در صورت کنترل و ثابت نگه داشتن سهم متغیر های پیشینه تحصیلی پایگاه اجتماعی اقتصادی و آمادگی های تحصیلی خارج از مدرسه بین عملکرد تحصیلی دانش آموزان مدارس دولتی و غیرانتفاعی تفاوت معنی داری به نفع دانش آموزان مدارس غیر انتفاعی وجود دارد . پیش بینی انجام گرفته با کمک تحقیق رگرسیون چند متغیری نشان می دهد که فرضاً اگر دانش آموزان مدارس دولتی با در نظر گرفتن پیشینه تحصیلی خود به مدارس غیر انتفاعی می رفتند بطور متوسط معدل آنها 1/41 نمره افزایش می یافت و بالعکس اگر دانش آموزان مدارس غیر انتفاعی با در نظر گرفتن پیشینه تحصیلی خود به مدارس دولتی می رفتند به طور متوسط معدل آنها 1/22 نمره کاهش می یافت . از دیگر یافته های این تحقیق آن است که در صورت کنترل و ثابت نگه داشتن سهم متغیر های پیشینه تحصیلی آمادگی تحصیلی خارج از مدرسه و پایگاه اجتماعی اقتصادی بین آرزوی تحصیلی دانش آموزان مدارس غیر انتفاعی طالب تحصیلات بالاتری هستند .

 

بررسی عوامل مؤثر در انتخاب مدارس غیر انتفاعی توسط والدین بر اساس موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده ها (با تکیه بر مطالعه در شهر تهران )/ حسن قدیری ؛ به راهنمایی : علی محمد حاظری .
نتایج پژوهش به شرح زیر بوده است :
1- رابطه معنا داری بین موقعیت اقتصادی خانواده ها با جنبه آموزشی مدارس غیر انتفاعی به عنوان یکی از علل انتخاب مدارس غیر انتفاعی وجود نداشت .
2- رابطه معنا داری بین موقعیت اجتماعی خانواده ها با جنبه فرهنگی و تربیتی مدارس غیر انتفاعی وجود داشت .
3- خانواده های قرار گرفته در موقعیت اقتصادی و اجتماعی پایین نسبت به دو قشر متوسط و بالا بیشتر دچار فشار هنجاری بودند و در نتیجه در انتخاب مدارس غیر انتفاعی ، فشار هنجاری به عنوان یکی از علل انتخاب برای قشر پایین نسبت به دو قشر دیگر متوسط و بالا تأثیر بیشتری دارد .
4- صرفنظر از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده های ، جنبه آموزشی مدارس غیر انتفاعی بیش از دو عامل دیگر ( فرهنگی و تربیتی و فشار هنجاری ) در انتخاب مدارس غیر انتفاعی توسط والدین برای فرزندان نقش داشته است .

 

 

 


« فصل سوم »

 

توصیف یافته های آماری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 1-1 توزیع پاسخگویان بر حسب سن در مدارس دولتی

 

فراوانی تجمعی درصد فراوانی سن
8 13 8 17 ساله
42 57 34 18 ساله
56 23 14 19 ساله
58 5/3 2 20 ساله
60 5/3 2 21 ساله

100 60 جمع

 


جدول شماره 2-1 توزیع پاسخگویان بر حسب سن در مدارس غیر انتفاعی
فراوانی تجمعی درصد فراوانی سن
11 18 11 17 ساله
54 72 43 18 ساله
58 7 4 19 ساله
60 3 2 20 ساله

 

0 0 21 ساله

 

100 60 جمع

 


با توجه به جداول بالا در مدارس دولتی 57 درصد پاسخگویان در سن 18 سالگی و 23 در صد آنها 19 ساله و 13 درصد 17 ساله می باشند و حدود 3.5 درصد آنها 21 ساله در حالیکه در مدرسه غیر دولتی 72 درصد پاسخگویان 18 ساله و در سن 21 ساله اصلا پاسخگوئی نبود و در سن 20 ساله فقط 3 در صد پاسخگویان بوده است .
جدول شماره 1-2 توزیع پاسخگویان بر حسب رشته تحصیلی در مدارس دولتی
فراوانی تجمعی درصد فراوانی رشته تحصیلی
13 22 13 علوم انسانی
31 30 18 علوم تجربی
42 18 11 ریاضی
60 30 18 هنر

 

100 60 جمع

 

 

 

 

 

 

 


جدول شماره 2-2 توزیع پاسخگویان بر حسب رشته تحصیلی در مدارس غیر انتفاعی

فراوانی تجمعی درصد فراوانی رشته تحصیلی
0 0 0 علوم انسانی
28 47 28 علوم تجربی
43 25 15 ریاضی
60 28 17 هنر

100 60 جمع

 

 

 

 

 

 

 


با توجه به جداول بالادر مدارس دولتی بیشترین پاسخگویان در رشته علوم تجربی و هنر با 30 درصد هر کدام و کمترین آن در رشته علوم انسانی با 22 در صد بوده اما در مدارس غیر دولتی در رشته انسانی اصلا پاسخگوئی نداشته ولی در رشته تجربی با 47 درصد بیشترین پاسخگو را داشته است .

 

جدول شماره 1-3 توزیع پاسخگویان بر حسب تعداد نفرات خانواده در مدارس دولتی
فراوانی تجمعی درصد فراوانی تعداد نفرات خانواده
4 7 4 کمتر از 3 نفر
29 42 25 4-6 نفر
49 33 20 6-8 نفر
60 18 11 8 نفر به بالا

100 60 جمع

 


جدول شماره 2-3 توزیع پاسخگویان بر حسب تعداد نفرات خانواده در مدارس غیر انتفاعی
فراوانی تجمعی درصد فراوانی تعداد نفرات خانواده
9 15 9 کمتر از 3 نفر
34 42 25 4-6 نفر
54 33 20 6-8 نفر
60 10 6 8 نفر به بالا

100 60 جمع

 

 

 

با توجه به جداول بالا در مدارس دولتی جمعیت 42 درصد پاسخگویان بین 6-4 نفر می باشد و تنها 3 درصد پاسخگویان کمتر از 3 نفر می باشد در حالیکه در مدارس غیر دولتی 42 درصد پاسخگویان جمعیت شان 6-4 نفر می باشد و فقط 10 درصد آنها تعداد نفرات شان از 8 نفر به بالا هستند .
ج

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی میزان مسئولیت پذیری دانش آموزان

طرح توجیهی تولید ارد سوخاری

اختصاصی از فایل هلپ طرح توجیهی تولید ارد سوخاری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

طرح توجیهی تولید ارد سوخاری


طرح توجیهی تولید ارد سوخاری

فصل اول : خلاصه ی طرح توجیهی فنی و اقتصادی

فصل دوم : معرفی محصول طرح کسب و کار اشتغالزا ( business plan )

آ- مقدمه طرح توجیهی ( fesibility study )
ب- تعریف ویژگی و مشخصات فنی محصول
ج- بررسی استانداردهای ملی و بین المللی , کد محصول و تعرفه ی گمرکی
چ- موارد مصرف و کاربرد محصول و اهمیت استراتژیکی محصول
ح- برسی بازار ( امکان سنجی پروژه طرح توجیهی )

فصل سوم : مطالعات فنی و مهندسی طرح توجیهی ( مطالعات تکنولوژی طرح توجیهی زودبازده )
آ- بررسی روشهای تولید محصول
ب- شرح فرآیند تولید طرح تولیدی صنعتی
ج- برسی ایستگاهها و مراحل و شیوه های کنترل کیفیت
چ- برآورد ظرفیت برنامه ی تولید سالانه پروژه
ح- آشنایی با ماشین آلات طرح
خ- بر آورد انرژی مورد نیاز طرح
د- برآورد زمین و ساختمان و نیروی انسانی و مواد اولیه مورد نیاز
ذ- برنامه ی زمانبندی پروژه و پیشنهاد محل اجرای طرح

فصل چهارم : برسی های مالی و اقتصادی طرح کسب و کار توجیهی ( گزارش گیری مالی پروژه کارآفرینی )

آ- معرفی محصول طرح و برنامه ی تولید سالانه طرح توجیهی کارآفرینی
ب- روش تولید محصول
پ- برآورد مقداری و ریالی مواد اولیه طرح
ت- بر آورد مقداری و ریالی انرژی مورد نیاز طرح
ث- برآورد هزینه های نیروی انسانی , ماشین آلات تولیدی و تجهیزات عمومی , وسائط نقلیه ی عمومی و وسایل حمل و نقل,لوازم و اثاثیه اداری,زمین ساختمان و محوطه سازی
و هزینه های قبل از بهره برداری
ج- برآورد سرمایه ی ثابت و در گردش و سرمایه گذاری کل طرح تجاری
چ- برآورد هزینه های استهلاک,هزینه های غیر عملیاتی و عملیاتی , نگهداری و تعمیرات(نت) , هزینه های ثابت و متغیر و کل تولید
ح- محاسبه ی قیمت تمام شده و برآورد قیمت فروش محصول

فصل پنجم : محاسبه ی شاخص های مالی طرح توجیهی

آ- محاسبه ی فروش کل و سود سالانه طرح توجیهی
ب- محاسبه ی هزینه ی نقطه ی سر به سر و درصد تولید در نقطه سر به سر
پ- محاسبه ی زمان برگشت سرمایه , نرخ بازگشت سرمایه , سالهای بازگشت سرمایه
ت- محاسبه حقوق سرانه , فروش سرانه , سطح زیر بنای سرانه , سرمایه گذاری ثابت سرانه
ج- نسبت ارزش افزوده ی ماشین آلات تولیدی , درصد کارکنان تولیدی به کل کارکنان
چ- نسبت سرمایه در گردش به سرمایه ثابت طرح کارآفرینی
ح- محاسبه ی شاخص های بهره وری طرح تجاری
خ- نسبت سود به فروش و سود به سرمایه ی ثابت طرح توجیهی
د- خلاصه ی جدول سود و زیان پروژه fesibility study

 


دانلود با لینک مستقیم


طرح توجیهی تولید ارد سوخاری

دانلود مقاله ضمان عاقله

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ضمان عاقله دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 شرح و نقد و بررسی قوانین و مقررات به منظور دقت بیشتر در تفضیل و تکمیل آنها و رفع نواقص و اصطلاحات امری ضروری می‌باشد.
بدیهی است باید مورد عنایت و توجه دانشکده‌های حقوق و اساتید قرار گیرد چون یکی از منابع نظامی حقوقی هر کشور عقاید دانشمندان حقوق آن کشور است گرچه تاثیر دکترین در نظامهای حقوقی قابل توجه نیست و به راحتی مورد توجه قانونگزاران و کارگزاران قرار نمی‌گیرد. اما گذشت زمان متصدیان امر را وا‌می‌دارد برای پیشرفت و تکامل جامعه به نظریات و تحقیقات علمای حقوق جامعه عمل بپوشانند.
با در نظر گرفتن این واقعیت که تحولات ناشی از انقلاب اسلامی و حاکم شدن این نظر که همه قوانین و مقررات می‌بایست بر پایه موازین اسلامی وضع شود بر کسی پوشیده نیست نوعی سیستم فضایی جدید بوجود آمده است خصوصاً در حقوق کیفری بسیاری قوانین عوض شده و یا نسخ گشته است و قوانین جدیدی که ریشه در فکر اسلامی و فقه شیعه دارد ایجاد شده است.
یک سلسله مسایل حقوقی در قانون مجازات اسلامی تصویب شد وبرای اجراء به محاکم فرستاده شده است که برای بسیاری از حقوقدانان و جامعه تازگی داشته است در بعضی موارد با موجی از اعتراضات مواجه شده است و سوالات انبوهی را در ذهن بوجود آورده است اولین مشکلی که در اذهان عمومی ایجاد کرده است کیفیت اجرای آن است و آیا اصولاً در جامعه امروزی قابلیت اجرا را دارد یانه؟ قوانین فراوانی وجود دارد که هنوز جواب قاطع و روشن به این سوالات داده نشده است از جمله قسامه، و ناهمگون موارد دیات با متقضیان زمان و ضمان عاقله و...
با توجه به این مقدمه کوتاه باید اذعان داشت که جامعه کنونی ما اقتصادی نوین از دکترین حقوق اسلامی را دارد که نمی‌توان به آسانی از کنارش گذشت و اهمیت آن زمانی بیشتر می‌شود که قانونگزاران ناچار باشند مبانی حقوقی خود را در وضع قوانین در چارچوب مذهب خاصی طرح‌ریزی کنند و عدول از آن و وضع خودسرانه قوانین را نامشروع بدانند و جامعه پذیرای چنین قوانین نباشد. مشکل زمانی بیشتر به چشم می‌آید که در طول قرنها این قوانین در جامعه جامع عمل نپوشیده و فقط در کتابها و حجرات مدارس علمی مورد بررسی قرار می‌گرفت و مشکل تر از آن است که علماء بخواهند همان دستورات اسلامی را به شکل ترجمه به صورت قانون در‌آورند و برای اجرا به محاکم بفرستند و بخواهند بواسطه همان قوانین جامعه فعلی را اداره کنند غافل از شرایط زمانی و مکانی بسیاری از این قوانین و دستورات را موضوعاً از قابلیت اجراء خارج کرده است و جزء قوانین گذشته با شرایط خاص آن زمان بوده است و امروزه قابلیت اجرا را ندارد به عنوان مثال در کتابهای فقهی با بحث عتق رقبه مواجه می‌شویم که دستورات و احکام شرعی زیادی را به خود اختصاص داده از جمله کیفیت برخورد با رقبه و شرایط به ملک در‌آوردن و آزادی رقبه... و قوانین خاص ذمه و فرزند آن و احکام ازدواج با امه که هنوز هم در رساله‌های علمیه‌ به عنوان کفاره روزه قضا و مسایل دیگر بحث عتق رقبه بیان می‌شود که البته امروزه این مطلب بطورکلی وجود ندارد و در بلاد مختلف یکسان نبوده است حتی در آن زمان نیز در ایران چیزی به نام برده‌داری و بردگی نبوده است تا چه رسد امروزه که در جامعه اسلامی چنین مطلبی نیست.
یکی از مسایل مهمی که در قانون مجازات اسلامی مطرح گردیده است و بعد از انقلاب تصویب شده است ضمان عاقله است.
این مساله گرچه زمان پیامبر (ص) و در جامعه عرب قابل اجراء بوده است ولی تاکنون در جامعه ما با این که در قانون مجازات اسلامی آمده است عمل نشده است و در محاکم دیده نشد که کسی یا کسانی به عنوان ضمان عاقله محکوم به پرداخت دیده شده باشد. و بدواً اینطور به نظر می‌رسد که با مقتضیات زمان هماهنگ نمی‌باشد.
آنچه ما در این تحقیق درصدد آن هستیم بررسی کیفیت تقنین و علت آن در دین مبین اسلام و اینکه آیا در جامعه کنونی ما قابل اجرا است؟ و همین طور در مورد نقد و بررسی این قانون می‌باشد.
گفتار اول
(سابقه تاریخی ضمان عاقله)
برای درک بهتر مسئولیت عاقله باید به بررسی کیفیت ایجاد این قانون در زمانی که مرسوم گشته است بپردازیم، اعراب ساکن جزیره العرب در دوران جاهلیت به شکل نظام قبیله‌ای زندگی می‌کردند گرچه در آن طرف مرزها امپراطوریهای بزرگی وجود داشته است و به شکل متمرکز و مدنی زندگی می‌کردند ولی از لحاظ جغرافیایی عربستان صحرای پهناوری است با توجه به خصوصیات خاص خود سازمان قبیله‌ای را بیشتر پذیرا بود تا حکومت متمرکز.
اعراب بدوی عربستان همیشه از محلی به محل دیگر کوچ می‌کردند و با احشام خود در پی بدست آوردن آب و علوفه سرگردان دشتها بودند و هر نوع تمرکز جمعیت غیرممکن بود. از آنجا که زندگی در صحرای بی‌آب و علف پر مشقت وبه لحاظ فقدان منابع و زندگی در حال کوچ همیشگی دارای خطرات طبیعی و غیرطبیعی فراوان بوده است لذا اعراب را بر‌آن داست که در قالب گروههای خویشاوندی و خانوادگی به صورت قبیله ای خود را اداره کنند زندگی در صحرا و هجوم و غارت قبایل دیگر سبب شد که اتحاد و پیوستگی اعضاء قبیله با یکدیگر بیشتر شود. تا جایی که گروه همچون یک واحد اجتماعی عمل می‌کند در این حالت گروه فقدان یک فرد از اعضاء خود را فقدان تمامی خود می‌داند این ایده سبب می شد که اگر یک نفر بدست اشخاص قبایل دیگر کشته می‌شد فقدان او سبب رنج و صدمه همه قبیله به حساب می‌آمد و آنان را به انتقام وامی‌داشت و غالباً چنین انتقامها به خونریزی و انهدام کامل هر دو طرف منتهی می‌گردید و سالها جنگ و خونریزی را به دنبال داشت.
جهت احتراز از این خونریزی و نابودی دسته جمعی این رسم بنیان گردید که در مقابل کشته شدن فرد تمامی افراد قبیله به صورت پرداخت خون بها جبران شود گفته می‌شود در عصر جاهلیت بهایی که در قتل پرداخت می‌شد ده شتر ماده بوده است و از زمان عبدالمطلب صد شتر ماده میزان جان یک انسان شناخته شده است.
با ایجاد این سنت دادن خون بها مرسوم گشته است « خون بها نوعاً به دیه یا عقل تعبیر می‌شود» و عبارت است از تاوانی که بوسیله قاتل به گروه یا خانواده مقتول یا مجنی علیه تأدیه می‌گردد در واقع بر جانی است که تاوان را بپردازد و ممکن است چنانچه قاتل از اعضاء یک گروه بوده باشد گروه پرداخت آن را تقبل می‌کند.
این رسم دارای مزایای زیادی بوده است از جمله مزایایی که می‌توان برشمرد:
1- جلوگیری از خونریزی وسیع چون در میان اعراب بدوی مرسوم بوده است که خون در مقابل خون قرار دارد و هیچ نوع تاوانی دیگری جزء خون برسمیت شناخته نمی شده و انتقام ترد اعراب یک ضرورت حیاتی تلقی می شده است وعطش انتقام ذاتاً آنچنان شدید بود که هیچ چیز جزء خون نمی‌توانست آنرا فروکش کند در بعضی موارد این انتقام تبدیل به یک سلسله خونریزیها از سوی دو طرف درگیر منجر می‌گردید جنگ که مدت چهل سال ادامه داشت و به انهدام هر دو طرف مخاصمه انجام گرفت .
2- سبب امنیت اجتماعی می‌شود چون در دادن خون بها همه قبیله شریک بودند اعضاء را ملزم می‌کرد بر اعمال اعضاء خود نظارت کنند و مانع تکرار خطای آنان شود.
3- این رسم بار تادیه خسارات را از دوش فردی که مسئول پرداخت خون بهاء است برمی‌دارد چه بسا در اغلب موارد خود قاتل نمی‌تواند تمام دیه را به تنهایی تأدیه کند.
4- این رسم بر تعاون و اتحاد اعضاء قبیله می‌افزود چون زندگی آنان به شکل قبیله‌ای و گروهی بود و اتحاد و یکدلی سبب قوام قبیله‌ای می‌شد.
گفتار دوم
( جایگاه ضمان عاقله در اسلام)
با توجه به محاسن و مزایایی که در فوق بیان نمودیم این رسم به صورت یکی از فضائل درخشان دوره جاهلیت درآورد و بنابراین این رسم با گفتار پیامبر گرامی(ص) اسلام که فرمود فضایل جاهلیت در اسلام مورد قبول قرار می‌گیرد، وارد اسلام شد.
البته لازم به ذکر است گرچه ضمان عاقله دارای مزایای زیاد بوده است ولی خالی از اشکال نبوده است چون در عصر جاهلی عشیره وقبیله فرد به دفاع از جانی برمی‌خواست و این دفاع آنان فاقد هر نوع قید و شرط بود و اسلام درباره آن یک رشته شرایطی را بیان نمود و حکم آن را به صورت عقل پسند و خرد پذیر در آورد و سبب شد ضمان عاقله از آن وسعت دوران جاهلی محدود گردد. این شروط عبارتند از:
الف : جنایت عمدی نباشد.
ب: جنایت خطای محض باشد.
ج: حتی اگر حنایت با بینه ثابت شود در عین حال اولیای دم دیه را با چیزی مصالح کنند.
دیه بر عهده خود جانی است نه عاقله.
دیه در دوران جاهلیت بر تمام اعضاء قبیله پخش می شد و چه بسا هر فردی با پرداخت یک دینار محکوم می شد و اگر روح حکم همان روح قبیله‌ای بود اسلام باید آن را بر تمام قبیله پخش کند وهمه اعضاء را مکلف به پرداخت جزیی از دیه نماید در حالیکه در بین مبین اسلام دیه در خصوص عاقله است و عاقله در لسان حکم اسلامی غیر از عاقله در عصر جاهلی است زیرا در اسلام منظور از عاقله عصبه و نزدیکان قاتل از طریق پدر نه دیگر بستگان و نه مجموع قبایل بنابراین باید توجه داشت که ضمان عاقله به همان کیفیت دوران جاهلیت وارد اسلام نشده است.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در قضیه زنی از قبیله هندیل با دستور اجرای آن خود عامل به ضمان عاقله گردید و این رسم ادامه یافت و عمر خلیفه ثانی به آن عمل می‌کرد و حتی علی‌(ع) نیز به آن عمل می‌کرد.
گفتار سوم
(معنای ضمان عاقله)
بخش اول: ماهیت ضمان: ضمان به معنای قبول کردن و پذیرفتن یا برعهده گرفتن وام دیگری است و ملزم شدن به اینکه هرگاه کسی به عهد خود وفا نکرد از عهده خسارت برآید.
از نظر فقها، ضمان عقدی است که فایده و ثمره‌ آن نقل مال است از ذمه مضمون عنه به ذمه ضامن و التزام به آنچه در عهده غیر است.
ضمان بر دو نوع می‌باشد 1- ضمان عقدی 2- ضمان قهری
ضمان عقد: به معنای عام و خاص به کار می‌رود در معنای خاص به معنای عقد ضمان معروف است که در ماده 684 قانون مدنی تعریف شده است.
«ضمان عقدی عبارت است از اینکه شخص مالی را که به ذمه دیگری است به عهده بگیرد متعهد را ضامن و طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلی می‌گویند»
پس ضمان عقدی یا مسئولیت قراردادی در نتیجه اجرا نکردن تعهدی که از عقد ناشی شده است بوجود می‌آید کسی که به عهد وفا نکند و موجب اضرار غیر شود بدهی است که باید از عهده خسارت وارده برآید.
ضمانی که متخلف در این باره پیدا می‌کند مسئولیت قراردادی نامیده می شود.
ضمان عقدی به معنای عام: شامل عقد ضمان، عقدحواله، عقد کفالت می‌شود زیرا در هر سه به موجب عقد و توافق طرفین شی خاصی بر عهده شخصی به نفع دیگری قرار می‌گیرد با این تفاوت که موضوع ضمان گاه مال است چنانچه در عقد ضمان و حواله وجود دارد و گاه شخص انسان است همانطور که در عقد کفالت می بینیم به موجب عقد ضمان و حواله ضمان مسئول است تا مال معینی را به طلبکار یا محال له پرداخت کند و به سببعقد کفالت کفیل مکلف است شخص معینی را ترد طلبکار خاص نماید.
ضمان قهری یا غیرقراردادی: شی معین بر عهده کسی استقرار می‌یابد اما منبع و منشأ ضمان قراداد و التزام از طرف ضامن نیست بلکه یک عمل مادی محض است که در شکل اتلاف یا استیلای نامشروع و غیره از شخص صر می زند و قانون این عمل را موجب پیدایش ضمان می شناسد.
در موردی ضمان قهری است که موجب آن با اراده واختیار ضامن نباشد جایی که شخص بر حسب عقد معاوضه فاسدی مال دیگری را بدست آورده باشد که قاعده مایضمن بصحیحه بضمن بفاسده و ما لایضمن بصحیحه لا یضمن بفاصده وجود دارد.
برای ضمان قهری موجباتی است که در ماده 307 قانون مدنی ذکر شده است.
امور ذیل موجب ضمان قهری است 1) غصب و آنچه در حکم غصب است 2) اتلاف 3) تعبیب 4) استیفاء
با این توضیحات ملاحظه می‌گردد که پرداخت دیه توسط عاقله یکی از مصادیق ضمان قهری است و به حکم قانونگذار این ضمان بوجود می‌آید و هیچگونه عقد و قراردادی قبلاً باری این کار منعقد نشده است.
بخش دوم : معنای عاقله : عاقله مفرد مونث است و تا تأنیت آن به اعتبار جماعت است که در معنای آن مندرج است مانند جامعه و جمع آن عواقل است و از ماده عقل گرفته شده است. در مفاهیم مختلف بکار رفته است در اصل به نظر می‌رسد واژه عقل به مفهوم «بستن پای از جا در رفته شتر » باشد که بعداً به مفهوم خون بهاء نیز به کار رفته است.
چون خون باء نیز قیدی است بر گردن عاقله بین آنهایی که مکلفند خون بهاء را بپردازند.
در کتاب لمعه برای واژه عاقله سه احتمال بیان گشته است:
اول: عاقله مشتق از کلمه عقل است به معنای بستن و محکم کردن است به همین خاطر ریسمان را نیز عقان گویند از این جهت که هنگام پرداخت دیه به اولیای مقتول شترهایی را که به عنوان خونبهای مقتول است در کنار درب خانه آنها آورده و زانوهایشان را عقال می‌کردند و می بندند و چون با دادن دیه توسط افراد به اولیای مقتول دهان آنها را از هرگونه تعرضی می بستند به این افراد عاقله اطلاق می شود.
دوم : برخی نیز عاقله را از عقل و به معنای خرد می پندارند یعنی دیه بر آن کسی است که عاقل‌تر است حال آنکه این اصطلاح خاص است و یکی از معانی دیه عقل است چرا که اثر بار دارندگی و در برابر هرگونه قتل وجرح ونقض عضو است عاقل یعنی کسی که دیه را می پردازد.
پس عاقله یعنی پرداخت کننده دیه و خونبها و به مناسبت اینکه کسان قاتل محتمل پرداخت دیه و خونبها می‌شوند عاقله گفته می شود.
سوم: عاقله به معنای منع و از ریشه عقل است از این جهت که عاقله به جهت جلوگیری از بروز خسارت و ضرر و زیان همیشه مراقب خویشان و بستگاه خود شده تا از ارتکاب اعمالی که منجر به قتل وجرح و نقص عضو و خطای محض می شود جلوگیری به عمل می‌آورد یا بدین دلیل ک قبل از اسلام بستگان قاتل بوسیله شمشیر از آسیب ولی مقتول به شخص قاتل مانع می شدند ولی اسلام دستور داد که با پرداخت مال او را از انتقام منع کنند.
حدیث مشهور نبوی «اعقل بعیرک و توکل علی الله» نیز به همین معنی بکار رفته است که مولوی می‌گوید: « گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل زانوی اشتر ببند»
به نظر می سد که معنای عاقله اگر به مفهوم منع و بازداشتن تعبیر شود مناسب‌تر باشد.
گفتار چهارم
(مسئولیت عاقله )
عاقله مسئول پرداخت دیه جنایتهای جانی است فقط مسئول جنایتهای خطایی می‌باشد نه سایر جنایات چون جنایت بر سه قسم می‌باشد، عمد، شبه عمد، خطاء.
ماده 206 قانون مجازات اسلامی در موارد زیر قتل عمدی است: الف. مواردی که قاتل با انجام کاری قصد داشتن شخص معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را دارا خواه آن کار نوعاً کشنده باشد یا نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.
ب. مواردی که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد.
ج. مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می‌دهد نوعاً کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری ویا پیری یا ناتوانی یا کودکی وامثال آنها نوعاً کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد.
قتل شبه عمد : چنانچه قاتل در فعل خود قاصد بوده و خواهان نتیجه بدست آمده نبوده است مثل اینکه برای تأدیب بچه‌ای را بزند و یا به قصد درمان و معالجه اقدام کند و مجنی علیه اتفاقاً بمیرد جنایت بوجود آمده را قتل شبه عمد گویند.
قتل خطایی: چنانچه جانی هم در فعل وهم در قصد خطا کند جنایت بوجود آمده را خطای محض بحساب می‌آید.
فصل اول
ضمان در انواع قتل
در قتل عمدی حکم اولیه قصاص جانی است ولی اولیاء دم می توانند در جنایت بجای قصاص دیه بگیرند. در جنایت شبه عمد ضمان ضمان قهری است در صورت مطالبه اولیاء دم جانی باید دیه را بپردازد. و در جنایت خطای محض که عاقله عهده‌دار خونبهای مقتول است نمی‌تواند ضمان عاقله را ضمان قهری دانست. چون ضمان قهری در مقابل اتلاف به تسبیب و توری و تفریط و غصب و امثال آنها بوجود می‌آید و عاقله مرتکب خطایی نشده اند.
بنابراین باید دید ضمان عاقله چه ماهیتی دارد؟ هر یک از مقرراتی که شارع مقدس برای موضوعات مختلف وضع کرده است حکم شرعی می گویند که بر دو قسم است:
1- وضعی 2- تکلیفی
حکم تکلیفی: حکم شرعی چنانچه به فعل یا ترک فعل مکلفان تعلق گرفته باشد آنرا تکلیفی می‌نامند که از لحاظ لزوم یا عدم لزوم انجام آن بر پنج قسم تقسیم می‌شود و عبارتند از واجب، حرام، استجباب، اباحه و کراهت.
حکم وضعی : حکم شرعی است که مستقیماً به فعل یا ترک فعل مکلفان متعلق نباشد بلکه به شی یا شخص تعلق گرفته باشد مانند مالکیت شی یا زوجیت شخص
حکم وضعی را از آن جهت وضعی گویند که :
(1) سببی را برای مسبب وضع می کند منند سرقت سبب قطع دست می‌گردد.
(2) یا شرطی را برای مشروط وضع می‌کند مثلاً شرط اثبات زنا را شهادت چهار نفر می داند.
(3) یا وضع مانع می ‌کند مانند چیده نشدن میوه مانع از قطع دست در سرقت آن می باشد.
فصل دوم
تفاوت حکم تکلیفی و وضعی
این احکام از دو جهت با همدیگر تمایز می‌شوند.
(1) در حکم تکلیفی چنانچه اشاره شد مقصود شارع انجام فعل یا خودداری از انجام آن و یا تخییر در ابتان و عدم آن است ولی درحکم وضعی بیان اسباب و شروط و موانع است.
(2) حکم تکلیفی همیشه به اختیار خود مکلف گذاشته شده است و می‌تواند آن را انجام دهد و اگر بخواهد انجام ندهد ولی حکم وضعی گاهی چنین است و گاهی هم در اختیار مکلف نیست.
فصل سوم
ضمان عاقله حکم وضعی است یا تکلیفی ؟
مسئول پرداخت دیه از قتل عمد و شبه عمد خود قاتل است و در نتیجه ضمان در این جا قهری است در مورد قتل‌ خطا محض مسئول پرداخت به عهده عاقله است آیا ضمان عاقله ضمان وضعی است یا حکم تکلیفی است؟
اگر وضعی باشد در صورتی که عاقله وجود نداشت اولیاء دم نمی‌توانند از خود قاتل خونبها را بستانند و از باب اینکه خون مسلمان نباید هدر رود امام مسلمین از بیت المال خونبهای او را می‌پردازد. اگر حکم تکلیفی باشد و بدهکار و مسئول حقیقی خود جانی باشد در این صورت اگر عاقله وجود نداشت یا فقیر بود یا اصلاً زیر بار نرفت خود جانی باید خونبهای مقتول را بپردازد.
قول معروف و مشهور فقها، امامیه این است که دیه قتل خطایی به عهده عاقله است و اگر عاقله ندارد یا وجود دارد لکن از پرداخت دیه عاجز هستند خونبها از مل جانی گرفته می‌شود و اگر مالی نداشته باشد امام از بیت المال دیه را می پردازد.
گفتار پنجم
(عاقله به چه کسانی می‌گویند؟)
در اصطلاح فقهی عاقله کسی است که مسئول پرداخت دیه قتل خطایی محض است که شخص دیگری مرتکب آن شده است البته بطور مطلق در قتل خطای محض عاقله ضامن نیست بلکه دارای شرایطی است ماده 305 قانون مجازات اسلامی درقتل خطای محض در صورتیکه قتل با بینه و یا قسامه یا علم قاضی ثابت شود پرداخت دیه به عهده عاقله است و اگر با اقرار قاتل یا نکول او از سوگند یا قسامه ثابت شد به عهده خود اوست.
بنابر مشهور فقهاء عاقله عصبه قاتل است و مراد از عصبه اقوام ذکور پدری قاتل است که عبارتند از نزدیکان پدری و مادری و یا پدری.
بنابراین قرابت پدری با پدر و مادر مرتکب جرم را عاقله می‌گویند و همچنین معتق که عبد را مجانی آزاد کرده است.
و ضامن جزیره و امام مسلمین در صورتی که متوفی عصبه ضامن حریره نداشته باشد امام مسلمین و ارث و ولی اوست.
بنابر آنچه گفته شد زن جزء عصبه نیست و عاقله محسوب نمی شود همچنین کودک و مجنون جزء عاقله نیستند و همچنین معسر جزء عاقله نمی‌باشد.
ماده 307 ق مجازات اسلامی دارد: عاقله عبارت از بستگان ذکور مبنی پدر و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث بطوریکه همه کسانیکه حین الفوت می‌توانند ارث ببرند بصورت مساوی عهده‌دار پرداخت دیه خواهند بود.
تبصره : کسی که با عقد ضمان جریره دیه جنایت دیگری را به عهده گرفته است نیز عاقله محسوب می‌شود.
گفتار ششم
(آیا در عاقله غنی معتبر است؟)
آیا عاقله بطور مطلق چه غنی باشد یا نباشد مسئول پرداخت دیه می‌باشد؟ یا اینکه اگر غنی بود مسئول است و شرط مسئولیت عاقله غنی بودن آنهاست. در این رابطه آیه‌الله العظمی خویی رحمه‌الله علیه می‌گویند: به عقیده مشهور غنا معتبر است ولی چون مسأله‌ اجتماعی نیست و دلیل دیگری هم وجود ندارد و شهرت نیز به تنهایی حجت نمی‌باشد حق عدم اعتبار غنی‌ می‌باشد . عبارت ایشان این است: « هر یعتیر العتی فی‌العاقله؟ الشهور اعتباره و فیه اشکال و الاقرب عدم اعتباره».
فصل اول : مقدار توزیع دیه
هریک از افراد عاقله چه مقدار از دیه جنایت خطایی را تقبل می‌کنند؟
سه نظریه وجود دارد: (1) عاقله غنی نصف دینار و عاقله فقیر ربع دینار از خونبهای مقتول را به عهده می‌گیرند که نظریه شیخ طوس و عده‌ای از فقها است.
(2) تشخیص مقدار دیه‌ای که هر یک از افراد عاقله باید تقبل نمایند با امام یا با کسی است که امام نصب کرد این نظریه عده‌ای از فقهاء است.
(3) دیه بر عاقله بطور تساوی تقسیط می‌شود که نظریه صاحب جواهر و آقای خویی رحمت الله علیها است. در قانون مجازات اسلامی در ماده 307 آمده است که همه کسانیکه حین الفوت می‌توانند ارث ببرند بصورت مساوی عهده دار پرداخت دیه خواهند بود.
فصل دوم : مسئولیت عاقله در جراحتها
ماده 480 ق مجازات اسلامی دارد : دیه جراحت سر و صورت به ترتیب زیر است:
1- حارصه، خراش پوست بدون آنکه خون جاری شود- یک شتر .
2- دامیه، خراشی که از پوست بگذرد و مقدار اندکی وارد گوشت شود و همراه با جریان خون باشد کم یا زیاد- دو شتر .
3- متلاحمه، جراحتی که موجب بریدگی عمیق گوشت شود لکن به پوست نازک روی استخوان نرسد- سه شتر.
4 سمحاق، جراحتی که از گوشت بگذرد و پوست نازک روی استخوان برسد- چهار شتر.
5- موضعه، جراحتی که از گوشت بگذرد و پوست نازک روی استخوان را کنار زده و استخوان را آشکار کند- پنج شتر
6- هاشمه، عملی که استخوان را بشکند گرچه جراحتی را تولید نکرده باشد- ده شتر.
7- منقلبه، جراحتی که درمان آن جزء با جابجا کردن استخوان میسر نباشد- پانزده شتر
8- مأمومه، جراحتی که به کیسه مغز برسد ثلث دیه کامل و با – سی و سه شتر.
9- دامغه، جراحتی که کیسه مغز را پاره کند- غیر از ثلث دیه کامل ارش بر او افزوده می‌گردد. ایراد جرح مانند قتل بر سه نوع است (1) عمد (2) شبه عمد (3) خطاء
در عمد قصاص می‌باشد و در شبه عمد حکم آن دیه است که به عهده جانی است و در خطای محض فقط موضعه را شامل است دیه کمتر از آن به عهده خود جانی است (ماده 306 ق. م. ا)
در خطای محض دیه قتل و همچنین دیه جراحت (موضعه) و دیه جنایتهای زیادتر از آن به عهده عاقله می‌باشد و دیه جراحتهای کمتر از آن بهعهده خود جانی است.
تبصره : جنایت عمد و شبه عمد نابالغ و دیوانه به منزله خطای محض و بر عهده عاقله می‌باشد.
گفتار هفتم
(اصل شخصی بودن مجازاتها)
یکی از اصول مسلم در حقوق جزا اصل شخصی بودن مجازاتها می‌باشد این برخلاف انصاف و عدالت است که شخصی را به جای شخص دیگر مجازات نمود قبل از استقرار دین مبین اسلام در جزیره‌العرب مسئولیت کیفری مجرمین و اعمال مجازات منحصر به شخص مرتکب جرم نبود بلکه عملاً اعضای خانواده مجرم که به هیچ وجه در ارتکاب جرم مداخلهای نداشتند از مجازات معاف نبودند و مسئولیت کیفری جنبه گروهی پیدا می‌کرد. اما اسلام با پذیرفتن اصل شخصی بودن مجازاتها احکام جزایی را تحت نظم و قاعده خاصی در‌آورد و رعایت این اصل را به عنوان یک اصل مسلم بر اعمال مجازاتها حاکم کرد. به موجب این اصل تنها کسی که مرتکب جرم شده است باید مسئولیت پاسخگویی آثار و نتایج عمل مجرمانه خود را داشته باشد یعنی نتایج محکومیت جرم فقط باید متوجه مجرم باشد. دلایلی مختلف وجود دارد که می‌شود این اصل را از آن استنباط کرد.
1- قرآن کریم در آیات مختلف به آن اشاره نموده است الف: ولا تزرو وازه وزر اخری یعنی هیچ کس بجای دیگری مجازات نخواهد شد. (سوره فاطر/ 18)
ب: کل نفس بما کسبت رهینه یعنی هر کس در گرو اعمال خویشتن است. (سوره‌مدثر/ 38)
ج: ولا تکسب کل نفس الا علیها یعنی هر کس تنها کیفر کار خویش را می‌بیند(سوره‌انعام/164)
د:و ان لیس للانسان الا ما سعی یعنی و اینکه برای مردم پاداشی جز آنچه خود کرده‌اند نیست. (سوره نجم/ 39) از مفاد آیات مربوط چنین برمی‌آید که شخصی بودن مجازات یکی از ویژگیهای اصلی کیفری اسلامی است بهرحال اهمیت و اعتبار آیات قرآن کریم برای استنباط احکام اسلامی از نظر اصول در بین سایر ادله احکام در مرحله نخستین و مهمترین دلیل محسوب می‌شود. زیرا اهمیت آن ناشی از این ست که قرآن کلام خداست و اصول دین اسلام و حتی پیامبری رسول اکرم (ص) نیز متکی به آن است. بعلاوه قرآن ضامن صحت حجیت سایر ادله از جمله گفتار پیغمبر (ص) نیز هست. چنانکه قرآن کریم تصریح می‌کند که آنچه پیامبر می‌گوید کلام وحی الهی است و محمد (ص) حامل آن پیام است.
مفاد احادیث و روایت وارده از معصومین (ع) نیز حاکی است که عدل و انصاف اقتضاء می‌کند که هیچ کس به اتهام جرم دیگری مورد مؤاخذه و مجازات قرار نگیرد بلکه کیفر فقط درباره شخص مجرم که مسئول ارتکاب جرم است اجرا شود.
با توجه به مطالب فوق وقتی بحث ضمان عاقله می‌شود ین سوال به ذهن می‌آید اگر در دین مبین اسلام اصل شخصی بودن مجازات پذیرفته شده است چرا در بعضی موارد برخلاف آن دیده می‌شود. در ضمان عاقله، عاقله ضامن چیزی است که خود مرتکب نشدند آیا ضمان عاقله یک استنثناء بر اصل فوق می‌باشد؟ و در این حکم اسلام مجازات را به غیر مرتکب جرم تحمیل نموده است؟ یا اینکه نه در واقع مجازات ضمان عاقله نتیجه اعمال خودشان است و منافاتی با اصل شخصی بودن مجازات ندارد وطبق همین اصل عاقله ضامن شناخته شده است.
درباره اینکه ضمان عاقله آیا یک استثناء بر اصل مسلم شخصی بودن مجازات است یا نه؟ دو احتمال وجوددارد:
احتمال اول: اینکه با اصل شخصی بودن مجازات مخالف بوده و انحراف از این اصل تلقی می‌شود دلایلی که می‌شود آورد این است که (1) مسئول شناختن عاقله با ظاهر آیه 92 سوره نساء و سایر آیات قرآن سازگار نیست که تصریح شده است خود جانی باید دیه را بپردازد. و آیه‌ای که بیان کند دیه بر عهده عاقله باشد وجود ندارد. بنابراین مسئول بودن عاقله انحراف از اصل شخصی بودن مجازاتها می‌باشد.
(2) قرآن واصل حکم اسلامی خود جانی را مسئول اعمال خویش می‌داند در آغاز ظهور اسلام جامعه آنروز که بر اساس نظام قبیله‌ای بود ظرفیت پذیریش این اصل نبوده است و پیامبر اکرم (ص) بطور موقت ضمان عاقله را قبول نموده است. اکنون که موقعیت زندگی مردم فرق کرده و نظام قبیله‌ای از بین رفته است باید تشریح موقت را کنار گذاشت و به اصل رجوع نمود و ضمان عاقله یک استثناء منحصر بفرد از قاعده عمومی اصل شخصی بودن مجازاتها می‌باشد.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   32 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ضمان عاقله

دانلود مقاله جایگاه روانکاوی در تاریخ روان شناسی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله جایگاه روانکاوی در تاریخ روان شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

روانکاوی یا روان تحلیل گری و نام زیگموند فروید در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گر چه سایر چهره های پیشرو در تاریخ روان شناسی، مانند فخنر، وونت و تیچنر خارج از روان شناسی حرفه ای کمتر شناخته شده اند، فروید در میان عامه مردم از شهرت فوق العاده ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس از مرگ فروید نیوزویک نوشت که بدون او تفکر قرن بیستم به دشواری قابل تصور است. او یکی از معدود افرادی است که در تغییر شیوه تفکر ما درباره خودمان نقش اساسی داشته است.
روانکاوی با سایر مکاتب روان شناسی همزمان است. وضعیت را در سال 1985 در نظر بگیرید، سالی که فروید نخستین کتابش را انتشار داد و آغاز رسمی جنبش نوین خود را مشخص کرد. وونت در ان زمان 63 سال داشت. تیچنر که تازه 28 ساله شده بود فقط دو سال پیش از ان به دانشگاه رفته بود و تدوین نظام ساخت گرایی اش را به تازگی آغاز می کرد. روح ساخت گرایی در آمریکا در حال رشد بود. روان شناسی رفتار گرایی و روان شناسی گشتالت هیچ کدام شروع نشده بود. واتسون در ان هنگام 17 سال و ورتایمر 15 سال داشتند.
با وجود این در هنگام مرگ فروید در سال 1939 ، چشم انداز کلی روان شناسی تغییر یافته بود. روان شناسی وونت، رفتارگرایی و کارکردگرایی به صورت تاریخ درآمده بودند. روان شناسی گشتالت از سوی آلمان به سوی ایالت متحده ریشه می دوانید، و رفتارگرایی شکل مسلط رفتار در آمریکا شده بود.
بر عکس دیگر مکاتب، روانکاوی نه محصول پژوهش های دانشگاهی بود نه محصول علم محض، ‌بلکه از درون روانپزشکی برخاست که تلاش می کرد کسانی را که جامعه به آنان برچسب بیماران روانی می زد، درمان کند. بدینسان روانکاوی یک مکتب فکری روان شناسی که به طور مستقیم با سایر مکاتب قابل قیاس باشد نبود، و هنوز هم نیست.

 


روانکاوی از نظر هدف، موضوع مطالعه، و روش از همان ابتدا از خط فکری روان شناسی دور شد. موضوع مورد مطالعه آن رفتار نابهنجار است، که تا اندازه ای از سوی مکاتب مورد غفلت قرار گرفته بود، روش اولیه آن به جای آزمایش کنترل شده آزمایشگاهی، مشاهده بالینی است. همچنین روانکاوی با ناهشیاری سرو کار دارد، موضوعی که از سوی سایر مکاتب فکری در روان شناسی اساساً نادیده گرفته شده بود.
با این وجود روانکاوی ویژگی های زمینه ای مشترکی با کارکردگرایی و رفتارگرایی دارد. همه آنها از روح ماشین گرایی، از کارهای فخنر در پسیکوفیزیک و از افکار انقلابی داروین تأثیر پذیرفته بودند.(داون پی شولتز، سیدنی الن شولتز1384)
اهمیت مطالعه روانکاوی:
بانظر به این که روانکاوی اولین نظامی است که به طور کامل به بررسی نیروی انگیزشی و شخصیت پرداخته است وهمچنین این تئوری مسائلی را که تا زمان پیدایش آن به صورت تابو به آن نگریسته می شد ولی در عین حال در تکوین شخصیت ، مبین چگونگی رابطه فرد با دیگران و احتمالاً نیرومند ترین نیروی انگیزشی انسان یعنی مسائل جنسی را به دقت مورد بررسی قرار داد و بر آن تاکید کرد که به علت همین تاکید مخالفتهای جدی با این نظریه صورت گرفت. این مسائل چیزی جز امر جنسی نبود که بنا برمدل روانکاوی مسائل جنسی از بدو تولد تاثیر چشم گیری بررشد شخصیت دارد .
علاوه بر این، مکاتب بعد از نظام روانکاوی که فروید آغاز گر آن بود، به نحو چشم گیری تحت تاثیر روانکاوی بوده اند . همچنین، این نظریه به دلیل ارائه تصویر جدیدی از انسان، روانشناسی را دستخوش انقلاب و مسیر آینده آن را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار داده است .به دلیل این حقیقت که این تصویر تفاوت بسیاری با تصویر مورد قبول عام داشت، روانکاوی نه تنها روان شناسی را، که بسیاری از حوزه های دیگر اندیشه و حیات انسانی را تحت تاثیر قرار داد، به ویژه حوزه هایی از قبیل ادبیات ،هنر ،تعلیم و تربیت ،اخلاق ،جامعه شناسی ،انسان شناسی والهیات.

 


گفته اند که روانکاوی درست به اندازه نظریه های کوپرنیک و داروین تصور انسان را از خویش تغییر داده است.همچنان که کوپر نیک توهم مربوط به وضعیت مرکزی زمین و انسان را در جهان از بین برد و داروین هم توهم یگانه بودن انسان در طبیعت زنده را نابود ساخت ،فروید نیز ضربه ای مهلک بر احتمالاً بزرگترین توهم انسان نواخت ،تصور این بود که انسان حاکم بر اعمال و افکار خود است.
روانکاوی، بالاخص از رهگذر کار زیگموند فروید، جامع ترین و منسجم ترین نظریه درباره انگیزش و آسیب شناسی روانی را ارائه نموده است، نظریه ای که هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده است. در واقع بینش ها و تحلیل های فروید درباره جبرگرایی روانی، اوایل کودکی،و فرایند های ناهشیار، تاثیر زایل نشدنی بر روانشناسی گذاشته است(کورچین، 1983). مفاهیمی مانند آسیب (ضربه)،سوگ، دفاع،روابط شیئی،اظطرب جدایی،و دوره های حساس در اوایل کودکی، برای طرز تفکر روان کاوی درباره مشکلات مراجع بسیار تعیین کننده هستند.مع هذا، انواع دیگر روان درمانی و روش های رفتاری تنها در این اواخر توجه جدی به این اصطلاح ها مبذول داشته اند (بالبی،1982).
افزون بر این، روانکاوی فراتر از یک نوع روان درمانی صرف است؛ روان کاوی همچنین نظریه ای درباره رفتار انسان و روش مشاهده است.اس.فروید (1923) در تعریفی کلی به این نکته اشاره کرده است((شیوه ای برای تحقیق درباره فرایندهای ذهنی به ویژه پدیده ناهشیار، روش درمان مبتنی بر این شیوه، و مجموعه ای از مشاهدات و واقعیت های گردآوری شده که درمجموع ساختار منسجم و یکپارچه نظریه ای در خصوص رفتار انسان را پدید می آورند))(ارگل،1995؛ص523). روانکاوی، به عنوان نظریه ای در خصوص رفتار انسان، بر دو فرضیه بنیادی متکی است:(الف)جبرگرایی روانی- همه رخدادهای ذهنی علت دارند و هیچ رخدادی به طور تصادفی روی نمی دهد ؛(ب)ناهشیاری پویا- بسیاری از نیازها،آرزوها، وتکانه های اساسی بیرون از آگاهی شخص قرار دارند(برنر، 1973)اما هدف روانکاوی، به عنوان فرایند درمانی، این است که افراد کمک کند رشد و تکامل شان را تحقق ببخشند؛روانکاوی عمدتاً برای انجام این کار سعی می کند محتوای قسمت ناهشیار ذهن رابه

 


بخش هشیار بیاورد و سازمان ساختارهای روانی (خود)را که دنیای واقعی، به ویژه دنیای واقعی روابط بین فردی،را دریافت نموده و با آن کنش متقابل دارد،نیرومند سازد(گرینسون،1967).
در اینجا بی مورد نیست یادآوری شود که چنانچه توضیح داده شد روانکاوی فروید فلسفه لهو و لعب نیست. راست است که فروید جنسیت را پایه مهم شخصیت انسانی معرفی کرده و بخصوص در هیستری سرکوب شدن آنرا علت کسالت دانسته است، اما درمان را غرق شدن در عیاشی جنسی ندانسته است (بیماری به علت قوی بودن غریزه جنسی در این اشخاص پیدا نمی شود بلکه به علت غیر صحیح با آن ایجاد می گردد) (جرالد اس . بلوم ، 1352).
قبلا دیدیم که در قرن نوزدهم پزشکان اعصاب می خواستند علل جسمانی بیماری های روانی را کشف و به وسیله رفع آنها بیمار را درمان کنند .فروید در جهت معکوس آنها رفت . یعنی با روش روانی، به کشف علل روانی بعضی بیماریها ، (روش و طرز برخورد شخص بیمار با موانع زندگی)پرداخت و نشان دادن که بعض عوارض جسمانی همراه با بیماریهای روانی علت روانی دارند. مثلا در بیماران مبتلا به هیستر فلجهای جسمانی زیادی دیده می شود که آزمایشهای پزشکی نمی توانند آنها را تایید کنند .مثلا بیمار قادر نیست دستش را حرکت دهد، در حالیکه عضلات و اعصاب دستکاملا سالم اند؛ یا درست نمی بیند، در حالیکه چشم پزشک هیچ ضایعه عضوی در چشم او تشخیص نمی دهد؛ یا مرتب قی می کند و قادر به غذا خوردن نیست، در حالیکه پزشک متخصصدستگاه گوارش علت موجهی برای این حالت نمی یابد. پیش از آن بیماران هیستریک را درغگو می شناختند.فروید نشان داد که در این بیماران اعضای بدن تحت تاثیر بیماری روانی واقعا قدرت عمل خود را از دست می دهند. روش درمان فروید خیلی ثمربخشتر بود.معذلک او رقیب و مخالف پزشکان اعصاب نبود و راهی را که آنها دنبال می کردند مورد تحقیر قرار نداد . چه روش فروید محدود به یک دسته از بیماریهای روانی است که آنها را نوروز می نامید و در مورد دسته دیگر بیماریهای روانی به نام پسیکوز موثر نیست. فروید نخستین کاشف ضمیر ناخوآگاه نیست، چنانچه اشاره شد قبل از او دیگران آن را درک کرده بودند ولی او نخستین کسی است که نقش آن را در ساختمان و و طرز کار روان نشان داده است.یک دسته از پیروان او که مهم ترین آنها فرانتس

 

الکساندر رئیس سابق موسسه روانکاوی شیکاگو است با پیروی از قسمتی از نظریات فروید و تکمیل آنها پایه و علت عده زیادی از بیماریها را که ظاهرا جزء بیماریهای عمومی به نظر می آمد ند روانی معرفی کردند. الکساندر می گوید مثلا ظهور مرض قند حلقه آخر یک سلسله پدیده هایی است که تجزیه ادرار و خون مریض حلقه های پیشین را نمی تواند معرفی کند. این بیماریها را بیماریهای "روانی- تنی" و این رشته مهم جدید پزشکی را "پزشکی-تنی"می نامند.
فروید روشی برای درمان نوروزها ساخته که تا امروز در این راه وسیله منحصر به فرد است. در حقیقت همه روشهای روان درمانی که به وسیله تماس اجتماعی می کوشندفرد را معالجه کنند، بر پایه روش فروید ساخته شده اند. مترجم در اینجا نمی خواهد وارد بحث درباره ارزش پزشکی آن شود. یقینا اگر روانکاوی فروید جز یک روش درمانی چیزی دیگری نبود، سازنده آن در طول زمان اینقدر شهرت پیدا نمی کرد و آثار او مورد بحث و جدال واقع نمی گشت . فروید علاوه بر روش درمانی یک سلسله اطلاعات وسیع راجع به طرز کار روان انسانی داده است. اگر چه از نظر علمی بر روش تحقیق او به حق انتقادهایی کرده اند، با اینهمه این انتقاد پذیری روش پژوهشهای او خود یک دلیل نبوغ این مرد بزرگ است. چه استخوان بندی نظریات او نقطه حرکت بسیاری از تحقیقات علمی روان شناسی شده است که نتیجه گیریهای اورا به رغم ضعف روش پژوهشش تایید کرده اند. بنا بر این فروید نه فقط پدر روانپزشکی نوین است بلکه روانشناسی امروز نیز فوق العاده مدیون اوست. درباره ارزش پزشکی کشف او نظرهای فراوانی ابراز شده است . خود او متواضعانه روانکاوی را فقط در نوروز موثر می دانست و می گفت برای موفقیت بیشتر باید منتظر کشفیات زیستشیمی شویم.امروزه هم روانپزشکان مجرب و محتاط استعمال روانکاوی را در مورد بیماریهای روانی واقعی مانند اسکیزوفرنی و پارانویاو صرع و پسیکوزتحریک- افسردگی و آشفتگی روانیو جنون پیری و کم هوشی شدید مضر و خطر ناک می دانند.
فروید از 1902 در وین در میان پزشکانپیروانی یافت. از 1906 بر تعدادآنها افزوده شد. از طرفداران او آدلر اطریشی و یونگ و بلولر سویسی و کار آبراهام مقیم برلین و رانک اطریشی فرنتسی مقیم بوداپست را می توان نام برد که اغلب آنها در سالهای بعد با او اختلاف عقیده پیدا کردند و از او

 

جدا شدند. آدلر پایه تحریک شخصیت انسانی را میل به توانایی قرار داد. یونگ چنانچه در متن کتاب دیده خواهد شد، از " ضیر ناخودآگاه احتماعی" سخن گفت.
فروید در سالهای آخر عمر از بیم دستگاه هیتلری به انگلستان مهاجرت کردو در سال 1939 در آن کشور درگذشت. اما روانکاوی در کشورهای متمدن جهان رشد و تحول بسیار یافته و از آن شعب مختلفی منشعب شده اند . در خود روانکاوی سه تمایل مهم و اصلی می توان تشخیص داد:
1) روانکاوانی که در درمان می کوشند به اعماق دور ضمیر ناخودآگاه مراجعه کنند. این روانکاوان برای سال اول زندگی نقش اصلی را در شخصیت قائلندو توضیح برخوردهای عاطفی بعدی مانند اودیپ و اضطراب اختگی و غیره را توضیحات سطحی می شمارند. مظهر این تمایل ملانی کلاین انگلیسی است.
2) روانکاوی که تقریبا خطی مشی فروید را می پیمایند و پیرو وفادار او مانده اند نمونه آنها دختر فروید به نام آنا فروید است.
3) روانکاوی که به روشهای دفاع بیمار در برخورد با حالات فعلی اش توجه دارند. سر دسته های آنها را می توان رانک و کارن هورنای معرفی کرد.(جرالد اس.بلوم،1352).
مقایسه روانکاوی و روانشناسی
چنانچه دیده شد روانکاوی و روانشناسی علمی شانه به شانه هم در آخر قرن نوزدهم به وجودآمدند و در قرن بیستم رشد کردند.با اینهمه این دو دانش، که باهم ارتباط بسیار دارند، هم موضوعشان از هم مختلف است هم طرز تحقیقاتشان.
روانکاوی با تفسیر تداعی افکار، تفسیر رویاها، تفسیر اعمال سهوی و شخصیت، انسان بیمار را به منظور معالجه او مورد تحقیق قرار می دهد. لذا روانکاوی در اصل یکی از شعبه های روانپزشکی است. معهذا اطلاعاتی که ضمن این روش درمان بدست آمده وارد روانشناسی و هنر شناسی شده است. روانکاوی به نمایلات ناخودآگاه انسان دسترسی دارد. آزمونهای برون افکن که بعد در روانشناسی ساخته شده اند ملهم از نظیه های روانکاوی اند. تا کنون تنها روانکاوی توانسته است ساختمان و طرز رشد جنبه عاطفی شخصیت انسان را توضیح دهد.

 

نباید روشهای روانکاوی را با روشدرون نگری که قبلا بی اعتباری آن مورد بحث قرار گرفت اشتبا کرد. روانکاوی بر اساس شهادت صریح شخص نیست. روانکاو از گفته های بیمارش مطالبی درک می کندکه خود بیمار متوجه نیست. آنچه بیمار برای روانکاو نقل می کند ولو اینه دروغ باشدبرای روانکاو دلااتگر است. خلاصه روانکاو به ساختمان درونی "ساختمان عاطفی" شخص توجه دارد، به روانکاوی در طرز تحقیق قوانین و خصوصیات رفتار و شخصیت انسان انتقادهایی شده است، چه همواره در تفسیر رویا و تفسیر تجسمهای بیمارو اعمال سهوی او از بین روانکاوان مختلف، به رغم وجود قوانین کلی برای آنها تفات نظرهایی موجود خواهد بودکه نظر درمانی مهم نیستند ولی از نظر پژوهشهای علمی یک نقطه ضعف مهم تلقی می شوند. از اینرو در سالهای اخیر برای کسب اطمینان از استحکام استنتاجهای رو.انکاوان، نظریه های روانکاوی را با روش روانشناسی مورد پژوهش قرار می دهند.
روانشناسی با مشاهده و آزمایش، رفتار خارجی موجود زنده را به منظور پیش بینی استعدادها و واکنشهای آن مورد پژوهش قرار می دهد. روانشناس نتایج مشاهدات و آزمایشهای خود را به کمک روشهای ریاضی تفسیر می کند، از این رو روش پژوهش روانشناسی به روشهای پژوهش علوم فزیک و شیمی نزدیکتر است. با این همه چون در روانشناسی تعداد عوامل مسبب خیلی بیشتر است تا در فزیک و شیمی، بعلاوه اندازه های روانشناسی هنوز دقت اندازه های فیزیک و شیمی را ندارند، در حال حاضر رفتار، بخصوص رفتار انسان صد در صد پیش بینی پذیر نیست بلکه به عنوان احتمال قوی بیان می شود. هدف روانشناسی شناختن انسان سالم است به منظور هدایت او در زندگی. روانشناسی رفتار حیوانات رابخصوص به منظور بهتر شناختن رفتار انسان مطالعه می کند، چه مطالعه رفتار حیوان آسانتر است و در عین حال رفتار حیوان و انسان تابع قوانین واحدند. روانشناسی بیشتر به منظور خارجی شخصیت انسان توجه دارد.وجه اشتراک روانکاوی و روانشناسی این است که هر دو شخصیت انسان را مطالعه می کنند.

 

 

 

ابداع روانکاوی
هیچگونه شرح تاریخی یا جامعه شناختی از پیشرفت علم قادر نیست ظهور ناگهانی روانکاوی و کشفیات آن در مورد جریانات ناخودآگاه روانشناتسی را تشریح کند .در بخش نهایی قرن نوزدهم بسیاری از مردمانی که در وین یا شهرهای مهم دیگر اروپایی رشد یافته بودن و تعلیمات پزشکی را گذرانده بودند، در جهت روانشناسی فیزیولوژیک سنتی گام برداشته بودند ولی فقط فروید بود که به کار در عصب شناسی پرداخت ،بعد درمان با خواب مغناطیسی را در موارد هیستری به کار گرفت و در تهایت روانکاوی را ابداع کرد .تغییر جهت فکری او بخشی به دلیل شرایط اجتماعی و موقعیت دانش علمی زمان او بود ولی از سویی هم نبوغ او و مشکلات خصوصی او بود که او را نسبت به مشکلات مشابه در دیگران حساس کرده بود .
فروید اولین گام کوچک خود را به سوی ابداع روانکاوی نه به صورت طراحی آن بلکه در پاسخ به درخواست یکی از بیمارانش برداشت .این بارونس فنی موزر بیوه چهل ساله ای بود که فروید در کتاب مطالعات راجع به هیستری او را خانم امی فون ان نامیده است.این خانم در سال 1889هنگامی که از پرش عضلات چهره ،او مارهای پرپیچ و تاب و موش های مرده، خواب های ترسناکی در مورد کرکس ها و حیوانات وحشی درنده، قطع پی درپی کلامش به وسیله سرو صداهایی که با دهانش ایجاد می کرد، ترس از اجتماع و نفرت از بیگانگان در رنج بود به دنبال فروید فرستاد .
فروید به مرور زمان با استفاده از روش روان پاک سازی بروئراو رااز بسیاری از عوارضش رهانید-این خانم اولین بیماری بود که فروید این روش را در باره اش به کار برد-او همچنین از روش نانسی در نظریه پس از خواب مغناطیسی نیز بهره گرفت. همان گونه که بعد ها در مطالعات نوشت:
موفقیت درمانی در مجموع قابل توجه بود، ولی پایا نبود .تمایل بیمار به درگیر شدن در بیماری با روش مشابه و بر اثر آسیب روانی جدید از بین نرفته است .هرکس بخواهد درمان قطعی چنین مواردی از هیستری را به عهده بگیرد ،باید خیلی بیشتر از آنچه من سعی داشتم وارد آن پدیده پیچیده بشوم.ولی او از خانم امی چیز بسیار پر اهمیت تری را یاد گرفت .وقتی از او خواست تا ان ماجرای آسیب زا را که در او عوارضی ایجاد کرده بود به یاد بیاورد، خانم امی اغلب با خستگی و مکررگویی،

 

بدون بازگویی چیزی مربوط به قضیه، وقت کشی می کرد .یک روز فروید از او پرسید که چرا مشکلات سوء هاضمه دارد و اینها از کجا ایجاد شده است :
پاسخ او که با قدری تمجمج همراه بود این بود که نمی داند .و من از او درخواست کردم که فدا جواب بدهد .او سپس با لحنی حاکی از اعتراض و غرولند به من گفت که من نمی بایستی مداماز او سئوال کنم که اینها از کجا آمده اند بلکه می بایستی بگذارم آنچه را می خواهد بگوید .
این به نفع فروید بود و او احساس کرد این مسئله درخواست مهمی بوده و اجازه داد او طبق میلش عمل کند.آن خانم راجع مرگ همسرش صحبت کرد و درآن مرحله قدری سرگردان شد،بالاخره به تهمت های رسید که به وسیله افراد خانواده همسرش و یک((روزنامه نویس مجهول))مبنی بر این که او همسرش را مسموم کرده است بر سر زبان افتاده بود.با این که این ماجرا با مشکلات سوءهاضمه او هیچ ارتباطی نداشت،برای فروید مشخص شد که چرا او این قدر منزوی و غیر اجتماعی است.و چرا این همه از بیگانگان نفرت دارد؛اصرارهای قبلی این افکار مهم را بیرون نیاورده بود ولی وقتی بیمار آزاد گذاشته شد،این نتیجه به دست آمد.او تشخیص داد که به رغم ظاهر خسته کننده ای که دارد، اگر بگذارد بیمار هرچه به ذهنش می رسد بگوید،راه موثر تری برای نفوذ به خاطرات پنهان شده است تا ترغیب و کاوش کردن،این امر در نهایت او را به سوی استفاده از روش ((تداعی آزاد))که هم برای درمان و هم درتحقیق بسیار پر اهمیت است راهنمایی کرد.
فروید همچنین تشخیص داد که این شیوه شاید او را از استغاده از خواب مغناطیسی در بیمارانی که نمی توانستند به خواب مغناطیسی بروند،برهاند.او از بیمارش درخواست می کرد- و بعد از چندی از چندی از همه بیمارانش- که در دفتر کار او روی کاناپه ای دراز بکشند، چشمانشان را ببندند،برای یادآوری افکارشان را متمرکز کنند،و هر آنچه به ذهنشان می رسد به زبان بیاورند.
اغلب اوقات ذهنشان بی خواب بود؛هیچ چیزی به ذهن خطور نمی کرد،یا اگر هم چیزی به ذهن می رسید نامربوط بود. دلیل آن هم مشخص بود،فروید متوجه شده بود که خاطرات فراموش شده که تنها با اشکال بسیار زیاد باز می گشتند،همان هایی بودند که شخص تشخیص می داد فراموش کند- خاطراتی که حاوی شرمساری، سرزنش کردن خود،((دردهای جسمانی))،یا صدمات حقیقی بودند.

 

بیمارانی که قادر نبودند وقایع آسیب زا را به یاد بیاورند،ناخودآگاهانه از خودشان در برابر درد دفاع می کردند.
فروید این ناتوانی در به یادآوری خاطرات دردناک را (مقاومت)نامید و راهی ابداع کرد تا آن را درهم بشکند.او اولین مرتبه این شیوه را در 1892 درمورد زن جوانی به کار گرفت که نمی توانست به خواب مغناطیسی برود و خاطرات مفیدی را باز گو کند.فروید پیشانی او را فشار داد و به او اطمینان داد که این حرکت بدون لغزش، خاطرات را بیرون میریخت.و این اتفاق رخ داد.آنچه بار اول به ذهن آن زن آمد،یادآوری شبی بود که او از یک مهمانی به منزل برگشته بود و در کنار تختخواب پدر بیمارش ایستاده بود؛از آنجا به بعد آهسته و با پیچ و خم به باز گویی افکارش پرداخت و پس از لحظه ای این درک برایش پیش آمده بود که از خوشگذرانیش احساس گناه می کرد چون پدرش با بیماری شدیدی بستری بود. تالاخره با تلاش بسیار فروید او را وادار کرد که یکی از عوارضش را تشخیص بدهد،درد شدید پاهایش یکی از دلایلی بود که از آن طریق احساس گناه را که درنتیجه خوشگذرانی پیدا کرده بود از خود دور کند. آن زن بعدها بکلی بهبود یافت و ازدواج کرد.جنبه اساسی این جریان در این نبود که فروید با دست هایش او را لمس کرده بود بلکه موافقت خود بیمار اصل ماجرا بود.بعدها فروید چنین شرح داد :
من بیمار اطمینان می دهم که درتمام مدت فشار باقی می ماند. او درمقابل خود یک اثر یادآوری کننده به شکل یک عکس و یا عقیده ای راکه فکرش به وجود می آید مجسم می کند و من او را وادار میکنم که این عکس یا آن عقیده را،هر چه هست به من منتقل کند.او نباید آن را برای خودش نگاه دارد چون ممکن است فکر کندکه آنچه می خواسته نباشد،یعنی درست همان خواسته او نباشد،با این که ممکن گفتن آن برایش بسیار ناخوشایند باشد.درباره آن هیچ انتقادی یا سکوتی نباید ایجاد بشود، یا به جهات احساسی یا به دلیل این که بی اهمیت دانسته شده است.فقط به این طریق قادریم آنچه را به دنبالش هستیم بیابیم، و تقریبا با این روش آن را بدون کمترین لغزش در می یابیم.
آنچه پیش آمد به ندرت یک خاطره دردناک محوب می شود بلکه اغلب حلقه ای در زنجیره تداعی استکخ اگر پی گیری شود، آرام آرام به فکر بیماری زا و به مفهوم پنهان آن می رسد.در

 

مطالعات،فروید این جریان را"تحلیل"نامید و سال بعد یعنی در 1896استفاده از عبارتروانکاوی را آغاز کرد.
چندی بعد فروید عنوان کرد که شیوه فشار که خود شکلی دیگر از پیشنهاد کردن بود، قابل توصیه نیست، برای این که یادآور خواب مغناطیسی بود و در زمانی که که بیمار سعی داشت برروی خاطراتش تمرمز پیدا کند،حضور پزشک بسیار محسوس می شد. او در سال 1900 این روش را رها کرد و پس از آن بر روی پیشنهادهای شفاهی تکیه می کرد.
بدین ترتیب در سال 1900 عوامل اساسی این روش عبارت بودند از آرام دراز کشیدن در روی کاناپه، پیشنهاد مکرر درمان گر مبنی بر این که تداعی آزاد افکار مفیدی را آزاد می سازد،موافقت بیمار برای ابراز کردن هر آنچه به ذهنش می آید بدون خوداری از بیان یا خودسانسوری و تداعی های ناخوآگاهی که این جریان در خاطرات و افکار بیمار ایجاد می کرد.ثابت شد که این روش نه تنها در مورد هیستری کاربرد دارد بلکه درمورد سایر بیماری های عصبی نیز مفید است.فروید ده ها سال این شیوه را جفت و جور می کرد ولی اساس آن به منظور دست یافتن به بینش درمانی با توجه به روان پویایی ضمیر ناخودآگاه همه در مدت دوازده سال بعذ از زمانی رخ داد که او برای اولین بار بیماری را بدون استفاده از خواب مغناطیسی درمان کرد.البته در مورد شیوه روانکاوی مطلب بسیار زیادتری موجود است که اغلب آنها پوشیده و پیچیده است.چون منظور اصلی ما توسعه علوم روانشناختی و نه مداوای اختلالات روانی است، لازم نیت در اینجا بر روی جزئیات درمان با روانکاوی یا روش های گوناگونی که به وسیله پیران فروید در مخالفت با نظریه ها و روش های درمانی او ایجاد گردید،تکیه کنیم.ولی باید دو عنصر دیگر درمان با روانکاوی را که فروید ابداع کرد در نظر بگیرم،چون این دو عنصر نه تنها در مورد درمان بیمارانش اساسی بودند بلکه در استفاده او از روانکاوی به عنوان روش تحقیقی که طبق آن او به کشفات اصلی روانشناختی خود نائل گردید نیز اهمیت داشتند.
اولین عنصر پدیده انتقال است.فروید آن را به اختصار وبه حالت محدودی در مطالعات ذکرکرده بود ولی پنج سال بعد در 1900 یک درمان ناموفق او را بر آن داشت تا از آن بیشتر استفاده کند.در

 

آن زمان او درمان دختر هجده ساله ای را آغاز کرده بود که درگزارش هایش از او به نام دورا نام برده است.آن دو باهم عوارض هیستریک او را زمانی برگرداندند که دورا به وسیله همسایه اش آقای ک سوء استفاده جنسی قرار گرفته بودولی دورا بعد از سه ماه درست وقتی که داشت به پیشرفت خوبی می رسید،درمان را قطع کرد.فروید که سخت یکه خورده بود، مدتی طولانی و با تعمق فکر کرد که او چرا باید این کار را کرده باشد.هنگامی که یکی از رویاهای اورا درمورد ترک کردن درمان- که قیاسی از فرار کردن او از خانه آقای ک در زمان پیشروی جنسی بوده مورد بررسی قرار داد-فروید به این نتیجه رسید که چون خود او زیاد سیگار می کشید و نفسش بوی تنباکو می داد او را به یاد آقای ک انداخته که او هم سیگاری بودو احتمالا دورا احساساتی را که نسبت به آقای ک داشته به فروید انتقال می داده است.اگر غیر از این بود،او اساسا به شکست مواجه شده بود.فروید چنین بیان می کند:
من می بایستی به هشدارهایی که احساس می کردم گوش می دادم.می بایستی به او می گفتم((حالا تو از آقای ک به من نقل مکان کرده ای.آیا تو متوجه چیزی شده ای که باعث سوءظن تو شده که ممکن است من هم مقاصد شیطانی مشانهی داشته باشم(چه به وضوح و چه پوشیده)که شبیه آقای ک باشد؟یا ایا در من متوجه چیزی شده ای یا می خواهی چیزی درباره من بدانی که با رویای تو مطابقت کندو قبل از این مورد آقای ک داشته ای ؟))
فروید می گوید یک چونین کاری می توانست دورا را در اصطلاح احساساتش نسبت به فروید کمک کند تا درمان را ادامه بدهد و در خودش عمیق تر بنگرد و سایر خاطراتش را هم پیدا کند.فروید نتیجه گرفت که انتقال را نمی توان متوقف کرد؛پیدا کردن چاره کار مشکل ترین بخش کار است ولی گامی اساسی است در شکستن مقاومت تا ضمیر ناخودآگاه را به آگاه تبدیل کند:
فقط بعد از این که مسئله انتقال حل شد، بیمار به مرحله پذریفتن اعتبار ارتباطی می رسد که در طول زمان تحلیل شکل گرفته شده است...‌"در درمان"تمامی تمایلات بیمار،از جمله تمیلات خصمانه بیدار می شوند،سپس آنها از طریق ایجاد آگاهی به جانب مقاصد مورد نظر تحلیل سوق پیدا می کند

 


...انتقال که به نظر می رسد بزرگ ترین مانع و سد راه روان کاوی باشد، قدرتمندترین متحا آن می شود،به شرط این که حضورش هر بار کشف شود و برای بیمار تشریح گردد.
تحلیل انتقال،از نقطه نظر درمان،تجربه ای اصلاح شده است که آسیب را آشکار و ترمیم می کند.اگر فروید به موقع عمل می کرد،دورا می فهمید که او،بر خلاف آقای ک(و احتمالا بسیاری از مردان دیگر)می تواند مورد اعتماد قرار گیردو دورا لازم نیست از احساسات آنها نسبت به خودش و یا احساسات خودش نسبت به آنها وحشت داشته باشد.با توجه به دیدگاه روانشناختی، تحلیل انتقال یک طریقه تحقیق و تشریح فرضیه انگیزه های ضمیر ناخودآگاه است که درپس رفتار غیر قابل شرح قرار می گیرد.
دومین عنصر شیوه تحلیلی که برای فروید روش اصلی تحقیق روانشناختی گردید تعبیر رویاهاست. به رغم این که او نتوانست از رویای دورا نشانه انتقال به خودش را دریافت کند، با استفاده از رویاهای بیمارانش به مدت پنج سال توانسته بود به ذخایر ضمیر ناخوآگاه دست یابد؛او بعدها تعبیر رویاها را ((راه سلطنتی به دانش ضمیر ناخودآگاه در زندگی روانی ))نامید.فروید اولین روانشناسی نبود که رویاها توجه نشان داد؛ در کتاب تعبیر رویاها(1900)او به 155 مورد بحث اولیه در این موضوع اشاره نموده است. ولی اغلب روانشناسان رویاها را افکاری بی اعتبار،مزخرف و بی معنی دانسته اند که از جریان روح نشات نگرفته است بلکه متاثر از جریانات جسمی است که خواب را آشفته می کند.فروید ضمیر ناخودآگاه را تنها افکار و خاطرات بیرون از هشیاری نمی دانست بلکه آن را جایگاه تجمع احساسات و وقایع دردناکی می دانست که با وارد آوردن فشار به فراموشی سپرده می شوند و رویاها را ماده نهفته اصیلی می دانست که آنها را به نمایش می گذارند واین درحالی است که ضمیر ناخودآگاه محافظ از خدمت معاف شده است.
او فرض کرد که رویاها آرزوهایی را براورده می سازند که در غیر آن صورت ما را دنبال می کنندو مقصود اصلی آنها وادار کردن ما به ادامه خوابیدن است. بعضی از رویاها نیازهای ساده جسمانی را بر طرف می کنند. فروید در تعبیر گفته است که هروقت غذای پر نمک خورده استدر طول شب تشنه می شود. و در خواب می دیده جرعه های بزرگ آب می نوشد. همچنین او رویای یک

 

دوست پزشکش را بازگو می کند که دوست داشت شب ها دیر بخوابدو یک روز صبح صاحبخانه اش از پشت در صدا کرد ((بلند شو آقای پپی.وقت رفتن به بیمارستان است.))آن روز صبح پپی تصمیم گرفته بود در رختخواب باقی بماندو در خواب دید که در بیمارستان بیمار و بستری است، در آن موقع او به خودش گفته بود((چون در بیمارستان هستم، دیگر لازم نیستکه به آنجا بروم ))وبه خوابش ادامه داده بود.
ولی برآورده شدن آرزو در بسیاری از رویاها ظریف تر و پیچیده تر است.اغلب آرزوهایی که در ضمیر ناخودآگاه پنهان مانده اند در طول وضعیت آرام خواب برای برای ورود به خودآگاه حمله می کنند؛اگر این طور بشود، به قدری ایجاد تنش می کنند تا شخص خوابیده را بیدارکنند. فروید اظهار داشته استکه در حفاظت از خواب،ذهن ناخودآگاه عوامل ناراحت کننده را پوشیده نگاه می داردو آنها را به شکل عوامل نسبتا بی ضرر تغییر شکل می دهد. رویادقیقا پر راز و رمز است چون درباره آنچه به نظر می رسد باشد،واقعا نیست. ولی به وسیله تداعی آزاداز آنچه از رویا به خاطر می آوریم ممکن است بتوانیم محتویات حقیقی آنچه را پوشیده نگاه داشته شده است تشخیص بدهیم و بدین ترتیب به درون ذهن ناخودآگاهمان نظر بیندازیم.
فروید پس از تحلیل یکی از رویاهای خودش به این دیدگاه رسید.در جولای 1895 او درباره(ایرما)که زن جوانی تحت مداوای او بود خوابی دید. این خواب پیچیده است و تحلیل فروید از آن بسیار طولانی است (درحدود یازده صفحه).به طور خلاصه،او ایرما را در سالن بزرگی که مهمانان بدان جا وارد می شوند ملاقات می کند و از گفته های ایرما در می یابد که در گلو،شکم و معده اش دردهای خفه کننده ای دارد؛فروید می ترسیدکه سر بی توجهی یکی از مشکلات جسمی ایرما را نادیده گرفته باشد؛و بعد از تفاصیل بسیار در می یابد که دوست پزشکش اوتو،به ایرما دارویی را در یک سرم آلوده تزریق کرده است و منشا مشکل او همین بوده است.
فروید در پیگیری مفاهیم حقیقی بسیاری از بخش های این خواب از طریق تداعی آزاد به یاد آورد که روز قبل دوستش اسکاررای متخصص کودکان را دیده بوده است که ایرما را می شناسد و رای به فروید گفته است(او حالش بهتر است ولی کاملا خوب نیست.)این به فروید برخورده بود و آن

 

را انتقادی پوشیده دانسته بود به این معنی که درمان ایرما فقط مقداری موفقیت کسب کرده است.او در خواب حقیقت را پوشیده نگاه داشت و اسکار رای را به اوتو تبدیل کردو بقای عوارض عصبی ایرما را به عوارض جسمانی مبدل نمود و او تو را مسئول وضعیت او قرار داد- به عکی خود او که همواره در مورد سوزن هایی که مصرف می کرد خیلی وسواس به خرج می داد.نتایج فروید از این قرار بود:
اوتو در حقیقت با تذکراتش در مورد درمان ناقص ایرما مرا ناراحت کرده بود،و این رویا برگرداندن آن ملامت به سوی او،برای من انتقام جویی کرد.این خواب مرا از مسئولیت وضع ایرما به وسیله نشان دادن سایر عوامل موثر،مبرا کرد...این خواب حالت خاصی از امور را متجلی می کرد که من آرزو داشتم آنگونه باشد.بنابرین محتویات آن براورده شدن یک آرزو بود و انگیزش هم آرزو بود.
فروید از طریق خودآزمایی بی رحمانه و اعتبار دادن به انگیزه های کم اعتبارش در رویا شیوه ای را کشف کردکه ارزش آن قیاس کردنی نیست.او در طی پنج سال بعد حدود هزار رویای بیمارانش را تحلیل کرد و در تعبیر رویا گزارش نمود که این روش یکی از مفیدترین ابزار درمان به وسیله روانکاوی و تحقیق بر روی کارکرد ذهن ناخودآگاه است.
استفاده از جریانات روانکاوی به منظور تحقیق بسیار مورد انتقاد قرار گرفته است چون آن را از جهت روش شناسی نامطمئن می دانند.تداعی آزاد بیمار و روانکاو را به تغییر رویا راهنمایی می کند ولی شخص چگونه می تواندثابت کند که تعبیر صحیح است؟در بعضی موارد ممکن است شواهد تاریخی مبنی بر وجود آسیب که از یک نماد رویا بازسازی شده است دیده شود که در حقیقت رخ داده است ولی در اغلب موارد مثل رویای فروید درباره ایرماهیچ دلیلی وجود ندارد تا عینا اثبات گردد که تعبیر واقعا محتوای حقیقی رویا را آشکار کرده است.
با وجود این همان گونه که هرکس که رویاهایش در روانکاوی تعبیر شده است می داند،درضمن تلاش لحظه ای پیش می آید که شخص دچار حیرت شناسایی می شود،یک تجلی، یک احساس لغزیدن بر روی حقیقی احساس .در پایان، تحلیل خواب به وسیله پاسخگویی خود تحلیل شونده-

 

یعنی بگوید(بله-این باید معنای حقیقی آن باشد چون احساس می کنم درست باشد)-برای این که آن پاسخ او را قادر می سازد تا با مشکلی که از ناحیه رویا بروز کرده است دست و پنجه نرم کند.
در مورد فروید،تداعی آزاد و تحلیل خواب او را به سمت تجارت اشراقی هدایت کردو از اقدام به یک خطای جدی علمی نجات داد.اودر اوایل اقدام به روانکاوی در این فکر بود که مشکلات جنسی اساس اغلب اختلالات عصبی است.با این که جامعه وینی هنوز در امور جنسی کوته فکر و متعصب بودند،این مسئله در مراکز پزشکی و عملی بسیار مورد توجه قرار گرفته بود.
ولی همه تحقیقات درباره امور جنسی بزرگسالان بود،فکر می شد که کودکان بیگناه،پاک و از نظر خواهش ها و تجارب جنسی بکر هستند.ولی فروید بارها از بیمارانش شنیده بود که انها پس از کوشش بسیار به یاد می آورند که در کودکی هم احساسات جنسی داشته اند و در کمال حیرت اعلام می کردند که به وسیله بزرگسالان مورد آزار جنسی قرار گرفته اندو تجارب آنها شامل موارد نوازش تا تجارب می شود.هیستری یکی از نتایج آن بود و وسواس های عصبی، ترس ها و پارانویا هم نتایج دیگر آن به حساب می آمدند. این بزرگسالان تقصیر کار عبارت بودند از پرستارها،کدبانوها،خدمتکاران،معلمان،برادران بزرگترو حیرت انگیز تر از همه در بیماران مونث،پدرها بودند.
فروید غرق در حیرت شدو به این فکر افتاد که کشف بزرگی کرده است. تاسال 1896 پس از ده دوازده سال درمان با خواب مغناطیسی و تجارب تحلیلی،او نظریه اغوایی خودش را به صورت مقاله چاپ شده،و در طی یک سخنرانی در مقابل انجمن محلی روانکاوی و نورولوژی که تحت ریاست کرافت ابینگ بزرگ تشکیل شده بود،ارائه داد.سخنرانی او با سردی روبه رو شدو کرافت ابینگ به او گفت(مثل یک داستان علمی پریان است)در هفته و ماه های بعد از سخنرانی فروید احساس می کرد که جامعه پزشکی از او دوری می کند و او را کاملا منزوی کرده اند،مراجعات بیماران هم به مقدار محسوسی کاهش یافت. ولی با این که او تا مدتی به باورهایش معتقد بود،خود او هم به تدریج در صحت آن به تردید افتاد.

 


یکی از علل آن این بود که او در میان بیمارانی که خاطرات مربوط به تجاوز را برملا کرده بودند تنها به بخشی از موفقیت نایل آمده بود و در حقیقت بعضی از آنها که فروید فکر می کرد دارند موفق می شوند،قبل از مداوا کامل درمان را رها می کردند.دیگر این که گستردگی دامنه سوءاستفاده جنسی پدران از دخترانشان برای فروید حیرت آور و باور کردنی بود.چون هیچ گونه ذکر حقیقت غیر قابل بحثی در ناخودآگاه وجود نداشت،چنین یادآوری هایی از تجاوز می توانست ساختگی باشد.و این فکر دلسرد کننده ای بود؛ آنچه را او یک کشف عظیم می پنداشت و (راه حل یک مشکل قدیمی هزاران ساله)،ممکن بود نادرست باشد.
با این که او این اواخر توانسته بود خانواده پرجمعیتش را به آپارتمان وسیعی در خیابان برگاس شماره 19 منتقل کند و کارش به قدری خوب شده بود که می توانست به فکر خوشایندتری لذتش باشد که سفر سالانه به ایتالیا بود،به دلایل بسیار دیگری حق داشت دلسردو مضطرب باشد. مرگ پدرش در سال 1896 بیش از آنچه فکر می کرد فروید را تحت تاثیر قرار داد(او احساس می کرد ریشه هایش از هم دریده شده است)؛دوستی دیرپایش با بروئر که این همه به او کمک کرده بود ولی حاضر نبود عقاید انقلابیش را در مورد بیماری های عصبی و درمان بپذیرد داشت از هم فرو می پاشیدو با این که هنوز هم موقعیت محترمانه ولی بدون مزد سخنران در آسیب شناسی اعصاب را به مدت تقریبا دوازده سال حفظ کرده بود،ولی هنوز به مقام استادی نریسده بود.این مقام سطح محترمانه بالا تری داشت که به دوام زندگی حرفه ای اش هم بسیار کمک می کرد.به این دلیل عوارض عصبی عصبی فروید تشدید شد، بخصوص نگرانی هایش در مورد پول،ترس از بیماری قلبی،وسواس در مورد فکر کردن به مرگ و ترس از سفر که دیدارش را از رم غیر ممکن ساخته بود.او شدیدا به این سفر علاقه مند بودولی غرق در وحشت های غیر قایل تشریح می کرد.
فروید چهل ویک ساله در تابستان 1897 روانکاوی از خود را آغاز کرد تا سعی کند روان رنجوری خودش را درک کند وبا آن بجنگد. او تا این زمان از طریق تحلیل خواب هایش توانسته بود تا حدودی این کار را انجام دهدولی حالا دیگر او همه روزه خودش را به سبکی قدرتمندانه و روشمندانه به دقت تحت نظر قرار می داد.دکارت، جیمز و حتی سقراط هم ذهن های آگاه خودشان را

 

بررسی کرده بودند ولی فقط فروید بود که در جستجوی گشودن رازهای ذهن ناخودآگاهش تحقیقاتش را پی گیری می کرد.
تحلیل کردن از خود ممکن است از نظر لغوی دارای مغایرت باشد. چگونه شخص می تواند هم راهنمایی کند و در یک زمان هم تحلیل گر باشد و هم تحلیل شونده؟
چگونه شخص می تواند هم مریض باشد و هم درمانگری که بیمار احساساتش را به او منتقل می کندتا او آنها را تحلیل کند؟ ولی هیچ کس دیگر نمی توانست یا آن گونه تعلیم ندیده بود تا به عنوان تحلیل فروید عمل کند و او می بایستی خودش این کار می کرد. ولی او تا حدودی ویلهلم فلاس را که نسبت به او تعلق خاطری احساس می کرد، به عنوان تحلیل گر جانشینانتخاب کرده بود. فلاس با این که متخصص گوش و حلق و بینی بود،علاقه مندی های فراوان از جمله به روانشناسی داشت و در این مورد اخیر نظریاتی هم ارائه داده بود که تعدادی برجسته و بعضی دیگر نامربوط و اسرار آمیز بودند.فروید مرتبا و اغلب به فلاس نامه می نوشت و برایش توضیح می داد که در تحقیقاتش و در تحلیل از خودش چه اتفاقی رخ می دهد و گاه به گاه او را ملاقات می کرد و این ملاقات ها را (کنگره)می نامید- که عبارت بود از دو یا سه روز بحث عمیق درباره کارهاو نظریه های فلاس و خودش.جواب های فلاس به فروید موجود نیست و هیچ اثری هم از آنچه او در این کنگره ابراز نموده ندارد ولی کلا عقیده بر آن است که او در تحلیل شخصی فروید کمک کرده است یا این که لاقل فروید افکار خودش را بیان نتایج تحلیل از خود به یک شخص قابل اعتماد روشن نموده است.
فروید به مدت چند سال همه روز از تداعی آزاد و بازبینی رویاهای شبانه اش برای کاویدن خاطرات پنهان مانده، تجارب اولیه و انگیزه های پنهان در ورای آرزوهای روزمره،هیجان ها،لغزش های زبانی و گریز های کوچک خاطرات استفاده کرد.او در جستجوی درک کردن خود بود.
و از آن طریق می خواست پدیده های فیزیولوژیکی محاط بر نژاد بشر را کشف کند. او در اوایل این کار به فلاس نوشت:" این تحلیل از هر تحلیل دیگر مشکل تر است ولی اعتقاد دارم که باید انجام شود و در کار من یک مرحله الزامی است." بارها به این فکر افتاده بودکه کار تمام شده ولب

 

بعد خلاف آن مشخص گردیده بود، بارها به مرحله توقف کامل رسیده بودو برای پیشرفت کار جنگیده بود- و بالاخره همانطور که در نامه می گوید، موفق شد:
من حالا دارم چیزهایی را تجربه می کنم که به عنوان سوم شخص شاهد انجام شدنش در بیمارانم بوده ام- روزهایی هست که من به حالت افسرده این طرف و آن طرف می روم چون هیچ چیزی در مورد رویاها، اوهام یا حالات آن روز یا سار روزها در نیافته ام تا این که 1رتوی از نور، وابستگی هارا می نمایاندو آنچه در گذشته رخ داده است برای امروز تمهیدی می گردد.
بدون شک کار سختی بود. او داشت از میان آنگونه که خودش می گوید"انبوهی از پهن" خاطراتی را که عمیقا پنهان مانده بودند بیرون می کشید چون آنها دافع بودند و گناه می آفریدند،مثل حسادت دوران کودکی او به برادر کوچکترش (که در کودکی درگذشت و آثار دائمی احساس گناه را در فروید باقی نهاد)، احساسات در هم ستیز او از محبت و نفرت نسبت به پدرش و یخصوص در زمانی که در دوسال و نیمگی مادرش مادرش را لخت دیده بودو از نظر جنسی برانگیخته شده بود.
ارنست جونز در زندگینامه ماندنیش از فروید گفته است که تحلیل او از خود هیچ گونه نتایج سحرآمیزی ایجاد نکردو عوارض عصبی فروید و وابستگی او به فلایس در سال اول یا دوم که مطلب آزاردهنده ای افشا می شود شدت بیشتری یافت. ولی تا سال 1899 عوارض فروید بهبودبیشتری یافته بودو او خیلی بیش از چهار یا پنج سال قبل احساس عادی بودن داشت. در سال 1900 این کار عمدتا کامل شده بود ولی او تا آخر عرش همواره نیم ساعت آخر هر روزش را به تحلیل حالات و تجاربش می گذارنید.
تحلیل از خود، با اینکه چندان کامل نبود، فواید شخصی قابل ملاحظه ای داشت، ولی طبق نظر بسیاری از شاگردان فروید یک نتیجه خیلی بزرگ تر هم ارائه داد. فروید از طریق این اقدام به بسیاری از نظریه هایش در مورد طبیعت انسان دست یافت و بسیاری از نظریه های را که از راه تجربه با سایر بیمارانش به دست آورده بود، تاکید نمود.
مهمترین این نظریه ها این بود که کودکان حتی در ساله های اولیه زندگی احساسات قوی جنسی دارند بخصوص گرایش جنسی را به پدریا مادر که معمولا باید جنس مخالف باشند برانگیز.

 

ولی بچه ها می فهمند که این امیال و اوهام در چشم پدر و مادرش یا سایر بزرگتر ها به قدری شیطانی است که آنها را در ضمیر ناخودآگاه پنهان می کنندو بدون آن را کاملا به فراموشی می سپارند.
حالا سرانجام فروید درک می کردکه چرا بسیاری از بیمارانش می گفتند که در کودکی به آنها تجاوز شده است. آن"خاطراتی" که آنها عریان کرده بودند اوهام کودکی بودند نه اغوای حقیقی. او در مسیر درستی قرار گژرفته بود، فقط راه را به قدری کافی نپیموده بود تا به حقیقت روحی برسد.جفری میسون می گوید که فروید نظریه اغواگری را برای این رها کرد چون به همکارانپزشکش بر می خوردو برای حرفه اش زیان آور بود ولی در حقیقت همعصران فروید نظریه جدید او را در موردخواسته های جنسی کودکان و تمایلات زنا با محارم نفرت انگیزتر از نظریه اغواگری می دانستند. ولی فروید به رغم نگرانی های مادی،احساس انزواو اشتیاق به قبول شدن در جامعه، برای انتشار حقایق احساس اجبار می کردو همین کار را هم انجام داد، بخشی در سال1900 و به طورکامل تر در1905.
تا سال 1900 او بجز ابداع راه درمان جدیدی برای روان جدیدی برای روان رنجوری و کشف تمایلات جنسی دوران کودکی، موفقیت های به دست آورده بود. او چند نظریه پر بر آیند در مورد روانشناسی انسان عادی ارائه نمود. وقتی که آخرین یاقته ها و افکار بعضی از روانشناسان را مورد نظر قرار داد(روانشناس فرانسوی پیر ژانه حتی فرویدرا محکوم به سرقت افکارش درباره"ضمیر ناخوآگاه"طبق روالی که او می نامید نموده بود).آنچه در کارهای فروید اصیل دانسته می شد- و بسیاری از کارهایش این گونه بود- مبتنی بود بر آنچه او از ذهن خود و بیمارانش به شکلی که در تاریخ روانشناسی سابقه نداشت، جمع آوری کر

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جایگاه روانکاوی در تاریخ روان شناسی

دانلود مقاله حسابداری زیستی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله حسابداری زیستی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

چکیده:

در اقتصاد کنونی جهان،سازمان ها به طور فزاینده فراخوانده می شوند تا ضرورت مدیریت آلودگی صوتی که نگرانیها در مورد نتایج اقتصادی و اجتماعی و محیطی را در برگرفته است،به اثبات رسانند.

در محیط رقابتی امروزی،جداسازی مسئولیت ها برای فرایندهایی که زیربنای برون داده های سازمانی را تشکیل می دهد،غیرمتداوم است،بنابراین چالش ایجاد شده به وسیله رقابت های جهانی ایجاب می کند تا مدیران به طور مستمر به همه منابع و فرآیندها انسجام بخشند.

براساس مرور تحقیقات قبلی،موفقیت های اخیر ثابت کرده است که استانداردهای سیستم مدیریتی«ISO»(ایزو) یک ارتباط جهانی است و ظرفیتی برای منفعت بردن کوچکترین و بزرگترین سازمان ها در هر دو بخش دولتی و خصوصی است.یک سیستم مدیریت محیطی(EMS)یک ساختار محکم برای مقابله با چالش های محیطی و بهره-برداری ازآن را فراهم می کند در حال حاضر بیشتر قانون های محیطی در سطح اروپا سازمان دهی می شوند جایی که ابزارهای قانونی اصلی براساس دستورالعمل«EU»نظارت می شوند.اما به طور سنتی،نظارت ها تحت پوشش رسانه های محیطی هستند.

کلید واژه:حسابداری زیست محیطی،مدیریت محیطی،گزارشات محیطی،هزینه های آلودگی محیطی،سیستم حسابداری محیطی.


    مقدمه:

حسابداری سبز(محیط زیست)،امتیازات محیطی و منابع آنها و افت عملکردهای بین المللی حساب های مشترک را به ثبت می رسانند که از آن به اصطلاح عمومی برای حسابداری منابع طبیعی و محیطی یاد شده است.

امروزه کمبودهای جدید مشاهده شده منابع طبیعی،تداوم پذیری عملکرد را تضعیف کرده و رشد اقتصادی را مورد تهدید قرار می دهد حسابداران بین المللی قدیمی توجه زیادی به این موضوع نشان نمی دهند.

مدیران واحدهای تجاری به دلیل وجود برخی از محدودیت های زیست محیطی به ویژه در تجارت جهانی وتنگ شدن عرصه رقابت تحت فشار فزاینده ای هستند که نه تنها باید هزینه های عملیاتی را کاهش دهند،بلکه باید تأثیرات زیست محیطی حاصل از فعالیت های عملیاتی خود را نیز به حداقل برسانند.این اعمال فشار از طرف گروههایی نظیر سهامداران،دولت،رسانه های گروهی،مصرف کنندگان،سرمایه گذاران و دیگر سازمان ها اعمال می شود.

 

مقاله به صورت ورد قابل ویرایش می باشد word

تعداد صفحات مقاله 12 صثفحه می باشد 

فایل مقاله بعد از خرید قابل دانلود می باشد 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله حسابداری زیستی