تست
نمونه سوالات پایه اول به همراه پاسخنامه
تست
-تاریخچةخانواده درمانی :
خانواده درمانی بعد از جنگ جهانی دوم یعنی اواخر دهة 1940 و اوائل دهة 1950 توسعه یافت . خانواده درمانی تحت تأثیر خانواده های اسکیزوفرنیک و مشکلات رفتاری و بزهکاری کودکان به سرعت پیشرفت نمود. فروید و بسیاری از روان پزشکان بیمار را از خانواده جدا می کردند تا از اثرات زیان آوراحتمالی در خانواده جلوگیری شود .
فروید با مطالعة گذشتة کودک مبتنی بر این عقیده که مشکلات نوروتیکی بیماران به رفتارهای متقابل و تعاملات ناسالم دوران کودکی آنها با پدرو مادرشان بر می گردد ، به مداوای بیمار می پرداخت .ناتان آکرمن از بنیانگذاران خانواده درمانی است و کتاب او تحت عنوان ‹‹ پویائی های روانی زندگی خانوادگی ، 1958 ›› درهای جدیدی به روی خانواده درمانی بازکرد . او از روانکاوی
به خانواده درمانی رسید . در سال 1937 متوجه گردید که مصاحبه فردی با کودک و اعضای خانواده به نتیجة مطلوب که تغییر رفتار کودک است نمی رسد ، لذا کلیة افراد خانواده را با هم مورد مصاحبه قرارداد.
بنابراین کارهای آکرومن و سایر همکارانش در رابطه با کودکان بزهکار و خانواده های اسکیزوفرنیک شروع واقعی نهضت خانواده درمانی بوده است .آکرومن معتقد بود با کسب مهارت در کار با تمامی گروه خانواده به بعد جدیدی در درمان بیماری های روانی و مشکلات خانوادگی میرسیم .
در پایان دهة 1950 خانواده درمانی با این نگرش که با درمان های دیگر متفاوت است ، شناخته شد . در این درمان ، پذیرفته شد که هدف ، تغییر ساختار خانواده است نه تغییر رفتارهای فردی و اعضای خانواده ، به عبارت دیگر خانواده درمانی یک روش درمانی نیست بلکه نوعی درمان با ویژگی ها هدف های خاص می باشد .
تعریف روان درمانی خانواده :
روان درمانی خانواده ارائه خدمت به منظور بالا بردن احساس وحدت ، انس و آرامش و رحمت و مودّت در خانواده است . مشاوران خانواده پس از کسب تجربه روی تعداد زیادی از خانواده ها به این نتیجه رسیدند که خانواده درمانی یک روش نیست ، بلکه یک بینش خاص در مورد مشکلات انسانی است . مشاور خانواده مشکلات هر فرد را در رابطه با خانواده اش مورد مطالعه قرارمی دهد .
مشاوران خانواده معتقدند که مشکلات فرد ناشی از روابط او با دیگران است و منظوراز دیگران در نظر اول خانوادةوی می باشند .بنابراین درمان فردی هم نوعی مداخلة درمانی در خانواده است . این توجیه غلط است که ما در خانواده درمانی به این دلیل که چون فرد بیمار است به درمان او بپردازیم و برای درمان او اقدام کنیم . درمانگر به جای آنکه برای تغییر دادن فرد بکوشد ، هدفش دگرگون کردن رفتارهای حاکم بر روابط اعضای خانواده است .
- تفاوت های خانواده درمانی :
دیدگاه فردی با دیدگاه خانواده درمانی کاملاً متفاوت است که ما به پاره ای از این تفاوتها اشاره می کنیم :
1- دیدگاه درمان فردی به گذشتة فرد اهمیت می دهد و در این دیدگاه اعتقاد بر این است که گذشتة فرد وضعیّت فعلی او را به وجود آورده است . در حالیکه خانواده درمانی وضعیت فعلی را مورد توجه قرار میدهد و برای تغییر آن اقدام می کند . مشاور خانواده وضعیت گذشته را زمانی مورد بررسی قرار می دهد که در تغییر وضع حاضر کمک کند .
2- درمانگر معتقد به درمان فردی ، فرد را بعنوان مشکل را بیمار می پذیرد و کوشش میکند مشکل او را درمان کند ، د رحالیکه مشاور خانواده از کاربرد کلمة‹‹ بیمار›› پرهیز می کند و منظور او از مراجع ، فردی است که علائم اختلال دارد که در رابطه با خانواده مورد بررسی قرار میگیرد .
3- دیدگاه فردی در پی تشخیص ناراحتی فرد و تعیین نوع بیماری یا مشکل است و هدفش کمک به مراجع برای رفع مشکل یا درمان بیماری است ، در صورتیکه خانواده درمانگر پس از کسب اطلاعات مختصری ، کار درمان را در رابطه با تغییر جوّ حاکم بر خانواده شروع می کند . مشاور خانواده خود را جدا از وضع بیمار نمید اند . او خودش و بیمار و کلیةاعضای خانواده و شبکة خویشاوندی را در بروز مشکل و درمان آن دخیل و سهیم می داند .
4- مشاور خانواده سعی می کند از آشکار نمودن عواطف مخرّب و خصومت افراد خانواده با یکدیگر پرهیز کند و بعلاوه مسائل خانواده ها را یکسان نمی بیند . لذا ممکن است درمانگر کارخود را با تمام اعضای خانواده شروع کند و بعد به اقتضای هر مورد با یک عضو و یا زن و شوهر و یا هر ترکیب دیگر مصاحبه کند .
خانواده و مراحل تکامل آن :
خانواده کوچک ترین واحد یک جامعه است که از نظر اثرات فردی و اجتماعی دارای اهمیت زیادی است و به همین علّت چون مشکلات خانواده دررابطه با کل اعضای خانواده می باشد ، خانواده درمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
تعریف مشکل :
هرگاه بین رفتار فرد و شرایط اجتماعی ناهماهنگی به وجود آید و ارزش و فرهنگ حاکم بر جامعه مانع انجام برنامه های فردی گردد و یا تعادل فرد را به هم بزند اصطلاحاً فرد مواجه با مشکل می شود . بنابراین مشکل یا فردی است یا اجتماعی ؛
مشکلاتی در جامعه مطرح می شود که دامنگیر اکثریت افراد جامعه است نظیر مشکلات اقتصادی ، ناامنی و آلودگی هوای شهر ها و مشابه آن .
آنچه در رابطه با فرد مطرح می شود و موضوع مشاوره و روان درمانی به میان می آید مشکلات فردی منبعث از جامعه است . مشکلات اعضای خانواده در رابطه با کل خانواده قابل طرح و بررسی است و درمان ، قبل از آنکه به صورت فردی انجام شودبایددررابطه باکل خانواده مورد مطالعه و اقدام قرارگیرد .
درمان حل مشکل :
پس از شناخت مشکل مرحلة بعدی برنامه ریزی برای حل آن است .
در خانواده درمانی مشکل در نظام خانواده مورد بررسی قرار می گیرد و در این فرآیند تکیه بریک روش نیست . با توجه به نوع مشکل و شرایط و مقتضیات ، درمانگر می تواند روش مناسب را انتخاب و با استفاده از فنون مختلف در حل مشکل اقدام کند .
خانواده بعنوان کانون شکل گیری هویّت :
از زمانی که کودک متولد می شود ، آنچه اثر می پذیرد از محیط اطراف وی می باشد ، بنابراین شخصیت بجه در خانواده به تدریج شکل می گیرد .
شخصیت یا متأثر از وراثت است و یا محیط که خانواده از نظر وراثت مستقیم و از نظر محیط به طور غیرمستقیم روی بچه تأثیر می گذارد .
هویت که مجموعه ای از خصوصیات یک فرد است جنبه های مختلف دارد :
هویت شناسنامه ای ، هویت دینی ، هویت ملی ،…
هویت شناسنامه ای شامل نام و نامن خانوادگی – نام پدر و سایر مشخصات می باشد که تمام آن منتسب به خانواده است .
هویت دینی ؛ اعتقادات دینی فرد می باشد که در خانواده از زمانی که اذان د رگوش کودک می خوانند تا به رشد می رسد در اعماق ذهن وی چنان تأثیر می گذارد که کمتر کسی دین آبااجدادی خود را در صورتیکه خانواده معتقد باشد تغییر بدهد و اگر مواردی هم باشد علت اصلی آن عدم اعتقاد یا ضعف اعتقاد خانواده است .
هویت ملی هم شامل آداب و رسوم و زبان و در مجموع ، ملیت است که بیشترین اثر آن از خانواده است .
بنابراین در مجموع می توان نتیجه گرفت که خانواده به عنوان کانون شکل گیری هویت محسوب می شود و پدر و مادر برای استحکام و تثبیت هویت باید علاوه بر تربیت غیرمستقیم که کودک به طور غیرارادی تحت تأثیر واقع می شود به طور عمومی نیز از طریق آموزش های برنامه ریزی شده است اقدام نمایند .
حضور اعضا در خانواده درمانی :
حضور کلیة اعضای خانواده در روان درمانی ضروری است ، ولی ممکن است یک یا چند عضو از اعضای خانواده در جلسات درمان حاضر نشوند . در این موارد درمانگر باید ضرورت حضور کلیة اعضای خانواده را در روان درمانی متذکر گردد.
کارپل و اشتراوس توصیه می کنند که لا اقل تلفنی به اعضای خانواده گفته شود که هدف از حضور آنها در جلسات روان درمانی جمع آوری اطلاعات بیشتر راجع به خانواده است .
اظهار این مطلب بدین خاطر است که ممکن است پدر یا کسی که در جلسات حاضر نمیشود ، این احساس برایش پیش می آید که ممکن است به علّت قصور در رابطه با ناراحتی خانواده مورد ملامت قرارگیرد و یا درمانگر حالت خشم و ناراحتی پیداکند و در مقابل وی حالت دفاعی به خود گیرد.
عدم حضور یکی از والدین یا هردو :
از آنجا که مشکل فرزند می تواند در رابطه با پدر و مادر یا روابط زناشوئی باشد ، حضور هر دو در جلسة مشاوره ضروری است . چنانکه یکی یا هردو از آمدن به جلسه امتناع ورزند درمانگر باید تلفنی به آنها بگوید که حضور آنان برای رفع مشکل فرزندشان ضروری است .
در دیگر حالت ، یکی از والدین برای رفع مشکل فرزند خود خود کمک خواسته و در جلسه حاضر میشود و دیگری از آمدن پرهیز می کند . در این حالت ممکن است مشکلات زناشوئی جدّی باشد . درمانگر از پدر و مادری که کمک خواسته جداً می خواهد که همسرش را به حضور در جلسه تشویق کند . مشکلات مطرح شده ممکن است مربوط به یکی از دو والد باشد یا ممکن است مربوط به یکی از فرزندان باشد . در هردو حالت درمانگر باید راههایی را که در رابطة با والدین با فرزندان است و حضور آنان مفید می باشد را بررسی کند .
تعارض زوجین :
تعارض در زندگی زناشوئی به طور طبیعی وجود دارد . یک زن و شوهر به خصوص در فرهنگ ما زمانی که با هم ازدواج می کنند با این فکر که تا پایان عمر باهم زندگی می کنند ، پیوند زناشوئی می بندند . هنوز این جمله که دختران با لباس عروسی به خانة بخت می روند و با کفن از آن خارج می شوند در گوش ها طنین انداز است . وقتی ماه عسل پایان می پذیرد و شورو هیجان ماههای اولیه زناشوئی طی می شود ، مسائل خانوادگی از قبیل برنامه ریزی برای فرزنددار شدن ، خرید خانه ، خرید ماشین ، و افزایش درآمد و چگونگی هزینه و نحوة دید و بازدید های خویشاوندان دو طرف و تهیة غذا و انجام کارهای خانه و … مطرح می گردد .
دراین برنامه ها سعی برآن است که تعارض به وجود نیاید ولی با گذشت زمان نارضایتی و رنجش و عدم هماهنگی به وجود می آید و گاه آنقدر این تعارضات شدید است که منجر به جدایی عاطفی و یا طلاق می شود و در اکثر مواقع نیز با وجود تعارض و تنش زندگی ادامه می یابد و در مواقعی نیز به تدریج هماهنگی ایجاد می شود و زندگی حالت ایده آلی به خود می گیرد .
درمان فردی در زوج درمانی :
زوج درمانی معمولاً با حضور زن و شوهر انجام می گیرد . ولی مواردی است که بعضی از متخصصان درمان ها ی فردی را در زوج درمانی بکار می برند از آن جمله :
1- ناکامی های دوران کودکی ممکن است در زندگی زناشویی بارز و توقع ارضاشدن آن از سوی همسر مطرح باشد . پسری که در کودکی از مادر محبت ندیده ، ممکن است از همسرش محبت مادری بخواهد . در این مسأله که زوج درمانی باید به صورت مطالعة انفرادی انجام گیرد ، هدف کلی آن است که به هریک از زن و شوهر کمک شود تا طرف مقابل را نه به عنوان یک والد نمادین بلکه به همان گونه که واقعاً هست بنگرد .
2- درمان منطقی – عاطفی الیس نیز برای حل تعارض های خانوادگی به صورت انفرادی به کار می رود . یعنی درمانگر با این فرض که مشکلی در درون یکی یا هردو زوج وجود دارد که موجب آشفتگی میان آنها شده به درمان فردی مبادرت میکند .
برای مثال زن ممکن است به طور منطقی این باور را داشته باشد که شوهرش باید همیشه او را تمجید کند و محبت او نباید به هیچ وجه کم شود . با این دیدی که زن نسبت به شوهرش دارد اگر در یک میهمانی شوهرش از او فاصله بگیرد و با مردان یا زنان دیگر صحبت کند واکنش نشان خواهد داد .
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 12 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
پاورپوینتی آموزشی و قابل ویرایش
چکیده
هدف اصلی این مقاله مروری بر تعاریف حسابداری محیط زیست، مراحل، ویژگی¬ها، منافع و انواع آن است. ضرورت پاسخگویی برای عملیات جاری و آینده¬ی سازمان¬ها و بنگاه¬های اقتصادی درباره¬ی موضوعات زیست محیطی باعث به وجود آمدن شاخه¬ی جدیدی از حرفه¬ی حسابداری، به نام «حسابداری محیط زیست» شده است. این حسابداری رویه¬های اصلی بنگاه¬های اقتصادی و سازمان¬ها را درباره¬ی موضوعات زیست محیطی بررسی و ارزیابی می¬کند. حسابداری رعایت ( حسابداری مسئولیت¬های گذشته، مسئولیت-های جاری و مسئولیت¬های آینده)، حسابداری فرآیندها ( حسابداری تاثیر خرید یا تحصیل یک شرکت جدید، حسابداری اثرات محیطی منطقه¬ی استقرار سازمان، حسابداری محصولات تولیدی و حسابداری رویه¬های زیست محیطی مدیریت) شیوه¬های متداول و مرسوم حسابداری محیط زیست هستند.
واژه¬های کلیدی : محیط زیست، حسابداری محیط زیست، حسابداری رعایت، حسابداری فرآیندها
مقدمه
نگرانی¬ها برای حفاظت از محیط زیست در چند سال اخیر اهمیت قابل توجه¬ای پیدا کرده و به یک موضوع اساسی برای سازمان¬ها، شرکت¬ها، حکومت¬ها و شهروندان تبدیل شده است. شرکت¬ها و سازمان¬ها در بخش¬های مختلف اقتصادی توجه و تلاش¬های خود را بر روی بهبود مستمر محیط زیست و حفاظت از سلامت انسان در تولیدات و فعالیت¬های حال و آینده خود متمرکز کرده¬اند. بنابراین، در حال حاضر هیچ سازمانی نمی¬تواند تاثیرپذیری از عامل زیست محیطی را انکار کند که به طور مستقیم فعالیت¬های آنها را از طریق وضع قوانین جدید و فشارهای مشتریان و عرضه و تقاضای بازار تحت تاثیر قرار داده است. ضرورت آگاهی و افزایش توجه نسبت به موضوعات زیست محیطی و مسئولیت سازمان¬ها در برابر این موضوعات، باعث به وجود آمدن شاخه¬ی جدیدی ازحرفه¬ی حسابداری به نام «حسابداری محیط زیست » شده است. این نوع از حسابداری رویه¬های اصلی سازمان¬ها در مورد موضوعات زیست محیطی را بررسی کرده و با جدیت ریسک مربوط به فعالیت¬های مشخص برون سازمانی بنگاه اقتصادی و تاثیر آنها را بر روی محیط ارزیابی می¬کند. در این نوع از حسابداری، عملکرد زیست محیطی سازمان بر مبنای رویه¬ها، اهداف و قوانین مربوط به محیط زیست بررسی می¬شود. بنابراین، رویه¬ها و اهداف مزبور باید به طور شفاف تعریف شده و مستند شوند زیرا، این موضوع می¬تواند برای رویکردهای کاربردی مدیریتی در شرکت¬ها و بنگاه¬های اقتصادی ارزش افزوده ایجاد کند (دیات ، 2004).
حسابداری محیط زیست به یک ابزار مهم برای حفظ و دست¬یابی به استانداردهای کنترل آلودگی محیط زیست تبدیل شده است. این نوع حسابداری را بررسی سیستماتیک، مستند، ادواری و بی طرفانه¬ی رعایت قوانین و مقررات زیست محیطی، توسط سازمان¬ها و بنگاه¬های اقتصادی تعریف می¬کنند. حسابداری محیط زیست ممکن است هدف¬های مختلفی از جمله اثبات رعایت الزام¬های زیست محیطی، ارزیابی اثربخشی سیستم¬های مدیریت محیط زیست و بررسی ریسک ناشی از فعالیت¬های قانونی و غیرقانونی بنگاه اقتصادی را داشته¬باشد (فری و جانسون ،2000).
پیشینه تحقیق
تحقیقات پیشین در زمینه¬ی حسابداری محیط زیست را می¬توان در دو دسته زیر طبقه¬بندی کرد :
الف) دسته¬ی اول شامل تحقیقاتی هستندکه به شرح زیر بر روی تعاریف، منافع و مشکلات این نوع حسابداری تمرکز کرده¬اند:
دی مور و دی بلدی (2005) حسابداری محیط زیست را فرآیندی تعریف می¬کنند که سیستم¬ها، فعالیت¬ها و عملکرد بنگاه¬های اقتصادی و سازمان¬ها را درباره¬ی موضوعات زیست محیطی بررسی می¬کند.
پیکارد (1998) معتقد است حسابداری محیط زیست فرآیندی داوطلبانه یا اجباری از سوی سازمان-های قانونی است که اطلاعات مفیدی در رابطه با تاثیر فعالیت¬های واحد تجاری و اقتصادی بر روی محیط زیست فراهم می¬کند.
مالت بای (1995) حسابداری محیط زیست را ابزار مدیریتی برای ارزیابی سیستماتیک، مستند، ادواری و بی¬طرفانه از چگونگی مدیریت فعالیت های زیست محیطی سازمان تعریف کرده است. این فعالیت¬ها از طریق ساده سازی کنترل مدیریت محیط زیست و ارزیابی رعایت رویه¬های زیست محیطی سازمان انجام می¬شود.
به اعتقاد استنفورد (2004) حسابداری محیط زیست یک بررسی داوطلبانه از عملیات و فعالیت های سازمان برای ارزیابی چگونگی رعایت حداقل قوانین و مقررات زیست محیطی و کارآیی و اثربخشی سیستم مدیریت محیط زیست و بررسی صدمات وارد شده به محیط زیست بر اثر عملیات سازمان است.
گیلبرت و گولد (1998) نیز حسابداری محیط زیست را فرآیند سیستماتیکی می دانند که به شیوه¬ای بی طرفانه قابلیت و توانایی ادعاهای مطرح شده در ارتباط با رعایت جنبه های زیست محیطی فعالیت¬های سازمان و معیارهای مورد استفاده برای اندازه¬گیری تاثیر این فعالیت¬ها را بررسی کرده و نتیجه را برای عموم مردم گزارش می¬کند.
فلمیش (2004) این حسابداری را ابزاری برای حفاظت از سیستم مدیریت محیط زیست تعریف می-کند. او اعتقاد دارد برای رسیدن به این هدف باید تاثیرات ورودی¬ها و خروجی¬های ناشی از آنها بر روی محیط، مدیریت انرژی، مدیریت و روش¬های تولید مد نظر قرار گیرند.
کاهیل (2002) نیز حسابداری محیط زیست را فرآیند گردآوری، تجزیه و تحلیل، تفسیر و مستندسازی کافی اطلاعات، برای تحقق اهداف حسابداری تعریف کرده است.
لمبرگ (1996) پس از بررسی های فراوان به این نتیجه رسید که حسابداری محیط زیست بسیار گسترده بوده و یکی از مهم¬ترین ویژگی¬های آن این است که دارای نظم و قاعده¬ی مشخصی نیست و همین ویژگی آن را از دیگر حسابداری¬های موجود متمایز می¬کند.
آن¬هی (1997) حسابداری محیط زیست را جزئی از علم حسابداری می داند که دارای جنبه¬های مثبت و منفی است. او اعتقاد دارد هزینه بالای این نوع حسابداری جزء جنبه¬های منفی آن است که باید کاربران مربوط آن را بپردازند.
در مقابل، سالومون (2000) معتقد است هزینه¬ی انجام حسابداری بر عهده خود شرکت است. او حسابداری را برای اطمینان از رعایت قوانین و مقررات زیست محیطی و کاهش ادعاهای احتمالی آینده علیه شرکت ضروری می¬داند.
به اعتقاد استنویک (2000) کاهش ریسک و بهبود ذهنیت مردم نسبت به شرکت و فعالیت¬هایش دو منفعت مهم حسابداری محیط زیست است.
نی کویست (2000) در تحقیقی به این نتیجه رسید که شرکت ها در صورتی که ارتباط خود را با محیط درک کنند، قادر خواهند بود از منافع رقابتی این نوع حسابداری استفاده کنند.
دی¬مور و دی¬بلدی (2002) تهیه اطلاعات برای تصمیم¬گیری مدیریت، تضمین بازپرداخت بدهی¬ها، مدیریت بهتر فعالیت¬ها و ایجاد یک ابزار اضافی برای ارزیابی عملکرد را به عنوان منافع حسابداری محیط زیست ذکر کرده¬اند.
ب) دسته¬ی دوم تحقیقاتی هستند که به شرح زیر به بررسی انواع حسابداری محیط زیست، مراحل و عوامل تاثیرگذار بر روی آن پرداخته¬اند.
هامفری و دیگران (2000) حسابداری محیط زیست را به دو گروه کلی بررسی وضعیت رعایت قوانین و مقررات زیست محیطی و بررسی سیستم مدیریت محیط زیست طبقه¬بندی کردند.
به نظر بویرال و سالا (1998) حسابداری محیط زیست نوعی حسابداری رعایت است که سایر انواع حسابداری نیز به نوعی با آن در ارتباط هستند و حسابداری سیستم مدیریت محیط زیست نیز زیر مجموعه¬ی همین نوع حسابداری است .
تاکر و کاسپر (1998) معتقدند حسابداری محیط زیست و حسابداری سیستم مدیریت محیط زیست یکی هستند و هدف آن¬ها بررسی چگونگی رعایت قوانین زیست محیطی توسط مدیریت است.
الیوت و پتون (1998) تاثیر قوانین بر روی حسابداری محیط زیست را بررسی کردند . در این تحقیق آنان شرکت¬ها را به دو گروه تهدیدکننده و عدم تهدید کننده¬ی محیط زیست طبقه¬بندی کردند. نتایج تحقیق نشان داد که گروه دوم اهمیت بیشتری برای حسابداری محیط زیست قائل بودند.
گبل و سینکلیر (1994) تاثیر اعطای پاداش به مدیران را برای اهمیت قائل شدن آنها برای حسابداری محیط زیست بررسی کردند به این نتیجه رسیدند که بین این دو رابطه¬ی مستقیم وجود دارد.
میشرا و همکاران (1997) تاثیر جریمه را بر افشای اطلاعات و اهمیت حسابداری محیط زیست، بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که اجباری کردن گزارش حسابداری احتمالاً تاثیر منفی بر روی اهمیت قائل شدن شرکت¬ها برای حسابداری محیط زیست نخواهد داشت.
لارینگ و سایرین (2002 ) نیز در تحقیق مشابهی نشان دادند که شرایط جغرافیایی بر روی حسابداری محیط زیست تاثیر دارد.
آرنس و همکاران (2003) حسابداری محیط زیست را مانند حسابداری مالی، به چهار مرحله¬ی پذیرش کارفرما، برنامه¬ریزی حسابداری، آزمون محتوی و گرد آوری شواهد، ارزیابی و گزارش¬گری تقسیم کردند.
گروبستین و گراج (1984) نیز حسابداری محیط زیست را به سه مرحله¬ی برنامه¬ریزی اولیه، توسعه¬ی برنامه و اجرای برنامه طبقه¬بندی کردند.
دی¬مور و دی¬بلدی (2004) معتقدند حسابداری محیط زیست شامل سه مرحله¬ی فعالیت¬های قبل از حسابداری، فعالیت¬های حین اجرای حسابداری، فعالیت¬های پس از حسابداری است.
کوهن و هانو (2000) حسابداری را به چهار مرحله¬ی عقد قرارداد، برنامه ریزی، آزمون و گردآوری شواهد و گزارش¬گری طبقه¬بندی کرده¬اند.
به اعتقاد هایز و سایرین (1999) حسابداری شامل سه مرحله است و دو مرحله¬ی پذیرش صاحب¬کار و برنامه¬ریزی با هم مشابه هستند و نباید تمایزی بین این دو مرحله قائل شد.
مدلی (1997) حسابداری محیط زیست را به حسابداری داخلی و مستقل تقسیم کرد و معتقد است که هر دو نوع حسابداری در فرآیند حسابداری محیط زیست مشارکت دارند اما، تقاضا برای حسابداری مستقل بیشتر است.
کیت و همکاران (2001) تحقیق مدلی(1997) را گسترش داده و به این نتیجه رسیدند که حسابداری داخلی نقش مهم¬تری در حسابداری زیست محیطی ایفا می¬کند.
کارپترویچ و ویلبورن (2001) در تحقیق خود اعلام کردند رویکرد عمومی حسابداری محیط زیست و حسابداری مالی کاملاً شبیه هم است . آنان معتقدند در فرآیند حسابداری محیط زیست، حسابرس شرایط واقعی را با معیارهای حسابداری مقایسه کرده و اگر خطایی را مشاهده کند، آن را به مدیریت گزارش می-کند.
هارتنسیوس و دی¬جونگ (2002) معتقدند حسابداری باید چرخه¬ی مهم برنامه¬ریزی، اجرا، بررسی و اصلاح را در فرآیند حسابداری مد نظر قرار دهد.
گرای (2001) در تحقیقی به بررسی ویژگی های حسابرس برای انجام حسابداری محیط زیست پرداخت . او استقلال ، بی طرفی ، صداقت و دانش حرفه ای را جزء ویژگی های کلیدی حسابرس معرفی کرده است.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 17 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

خلق بر طبق تعریف عبارت است از احساس هیجانی نافذی که درک و نگرش فرد نسبت به خود، دیگران، و در کل نسبت به محیط را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد (کاپلان و سادوک، 1385).
خلق ممکن است طبیعی، بالا یا پایین باشد. شخص طبیعی طیف وسیعی از خلقها را تجربه میکند و به همان نسبت مجموعهای از تجلیات عاطفی نیز دارد. شخص عادی قادر به کنترل اخلاق و عواطف خود است. اختلالات خلقی حالات بالینی هستند که با اختلال خلق، فقدان احساس کنترل بر خلق، و تجربه ذهنی ناراحتی شدید همراه هستند. ( کاپلان و سادوک، 1379).
اختلالات خلقی به دلیل این که یکی از خصوصیات اساسی آنها غیر عادی بودن خلق است به این نام مشهور شدهاند. امروزه این اصطلاح محدود به اختلالاتی است که به شکل افسردگی یا نشئه ظاهر میشوند (گلدر و همکاران، 1382)
کسانی که خلق بالا دارند (مانیا)، حالت انبساط خاطر، پرش افکار، کاهش خواب، افزایش احترام به نفس و افکار بزرگ منشانه نشان میدهند. افرادی که خلق پایین دارند (افسردگی)، با کاهش انرژی و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بیاشتهایی و افکار مرگ و خودکشی مشخص هستند. این اختلالات عملاً همیشه منجر به اختلال در عملکرد شغلی، روابط اجتماعی و بین فردی میگردد (کاپلان و سادوک، 1379).
تاریخچه:
مردم موارد افسردگی را از زمانهای بسیار دور ثبت کردهاند، و توصیفهائی از آنچه امروزه اختلالات خلقی میخوانیم، در بسیاری از منابع طبی قدیم وجود دادر. حدود 450 سال قبل از میلاد، بقراط اصطلاح مانی و ملانکولی را برای توصیف اختلالات روانی به کار برد (کاپلان و سادوک، 1379).
حدود پانصد سال پس از بقراط، اوائل قرن دوم بعد از میلاد، آرتائوس کاپادوچیا رابطه بین مانی و ملانکولی را کشف کرد (پورافکاری، 1369).
در حدود 100 سال قبل از میلاد، کورنلیوس سلسوس افسردگی را ناشی از صفرای سیاه معرفی نمود. این اصطلاح را پزشکان دیگر از جمله ارسطو (120 تا 180 بعد از میلاد) و جالینوس (129 تا 199 بعد از میلاد) نیز به کار بردند. همین طور الکساندر ترالز در قرن ششم (کاپلان و سالوک، 1379).
در قرون وسطی،طبابت در ممالک اسلامی رونق داشت و دانشمندان نظیر رازی و ابنسینا و میموند (پزشک یهودی) ملانکولی را بیماری مشخصی تلقی کردند و هنرمندان آن زمان نیز این بیماری را به تصویر کشاندن مثل ملانکولی اثر آلبرت دورر (بهرامی و نیکیار، 1384).
طبقهبندی بر اساس سیر بیماری، اختلالات یک قطبی و دوقطبی
همهگیر شناسی اختلالهای خلقی
نژاد:
عوامل اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی
وضع تأهل
تاریخچه خانوادگی:
تجارب دوران کودکی
عامل خطر
اختلال دو قطبی I
اختلال افسردگی اساسی
دورههای خلق
دوره آمیخته:
دوره هپیومانیا:
اختلالات دو قطبی:
انواع اختلال دو قطبی:
اختلال دو قطبی I
علایم و اختلالات همراه:
سیر و پیشآگاهی:
الگوی خانوادگی:
تشخیص افتراقی:
اختلال دو قطبیII:
علایم و اختلالات همراه:
اختلال دو قطبی که به گونهای دیگر مشخص نشده است. N.O.S
سببشناسی
عوامل زیستشناختی
ـ آمینهای بیوژنیک
- نظم عصبی ـ غددی
- تصویرگیری از مغز
- علل ژنتیک
-مطالعات خانوادگی
مطالعات دوقلویی:
مطالعات فرزند خواندگی:
مطالعات کروموزومی
عوامل روانی ـ اجتماعی
رویدادهای زندگی و استرس محیطی
خانواده و تجارب اوایل زندگی
تئوری شناختی
درمان:
درمان دارویی:
اختلال دو قطبی I:
درمان دارویی افسردگی دو قطبی
درمان با الکتروشوک
اختلال خقق ادواری
شامل 81 صفحه فایل word