فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


چکیده
مهندسی ارزش ابزار موثر تصمیم سازی برای مدیران می‌باشد. مطالعات ارزش فرصت‌های مناسبی برای کاهش هزینه طول عمر، بهبود کیفیت، بهبود ساخت‌پذیری، کاهش زمان ساخت، افزایش طول عمر و گاه ترکیب موارد بالا در اختیار قرارمی‌دهد. تحت فشار قرارگرفتن مدیران در پذیرش و اعمال تغییرات پیشنهادی از یک سو و مسوولیت ایشان در قبال حوزه تحت اختیار به همراه ریسک و ابهام ذاتی گزینه‌های پیشنهادی از سوی دیگر اغلب این افراد را در وضعیت دشوار قرار می دهد. از اینرو مدیران زیادی بدلیل ابهام در مورد مقدار ریسک گزینه‌های ارائه شده در مطالعات ارزش از قبول انجام این مطالعات سرباز زده یا در طول مطالعات مقاومت می‌نمایند. از اثرات این تصورات می‌توان به انتخاب گزینه‌های کم‌خطرتر و اغلب کم ارزش‌تر، رد گزینه‌های خلاقانه، عدم تناسب ریسک در تصمیم‌ها و پروژه‌ها و در نهایت تاخیر در تصمیم‌گیری اشاره کرد. در این مقاله به اثر بکارگیری مدیریت ریسک در مطالعات ارزش و شفاف‌سازی ذهن مدیران نسبت به اثرات طرح مبنا و گزینه‌های پیشنهادی و اقدامات چهارگانه حذف، تسکین، انتقال و پذیرش ریسک یا ترکیبی از اقدامات با اشاره به چند مطالعه موردی بررسی می‌شود و در نهایت روش پیشنهادی تلفیقی و تحلیل کیفی ریسک به کمک AHP را تلفیق مهندسی ارزش با مدیریت ریسک بعنوان نتیجه این نوشتار، ارائه می‌گردد.
کلمات کلیدی: مهندسی ارزش، مدیریت ریسک، تحلیل ریسک،‌AHP،

 

1- مقدمه
مدیریت ریسک و مهندسی ارزش هر دو پدیده‌های نوظهور و جدیدی در ایران هستند. در ایران از طرفی با توجه به بحران‌های مکرر و کمبود روزافزون منابع، مدیریت نوین ناگزیر از استفاده از تمامی ابزارها و توانایی‌های خویش در جهت دستیابی به اهداف می‌باشد. تقریباً تمام مدیران به‌دنبال ابزاری هستند تا خطرات و پیامدهای ناشی از تصمیمات را تا حداقل ممکن کاهش دهد. مدیریت ریسک ابزار جدیدی است که در زمان کوتاه توانسته است جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند. غیر از ابزارهای کمی‌سازی ریسک که به‌دلیل محاسبات پیچیده مانع فراگیری همگانی آن می‌شوند، ابزارهای ساده و بررسی کیفی ریسک، ساده و برآمده از تفکر منطقی می‌باشد.
ترکیب عوامل مختلف طرح در پروژه‌های عمرانی به صورتی پیش‌بینی شده است که اغلب ریسک‌ها به عوامل غیر‌تصمیم‌گیر منتقل می‌شود. با ترکیب سه عاملی (کارفرما، مشاور و پیمانکار) که ترکیبی معمول و جا افتاده می‌باشد، ریسک‌های طراحی به مشاور طرح و ریسک‌های اجرا به پیمانکار انتقال می‌یابد. در ترکیب‌های چهارعاملی ریسک‌های مدیریتی به مدیریت طرح و ریسک‌های باقیمانده مدیریت به این دو عامل نیز انتقال می‌یابد. ظهور مهندسی ارزش و اجباری‌شدن آن در طرح‌های پرهزینه و پیچیده، به‌دلیل ماهیت دگراندیش آن و تفکر خارج از چهارچوب عادات و روش‌های معمول و پذیرفته شده، موقعیت دشواری برای کارفرما ایجاد می‌کند.
توجه به این نکته ضروری است که در فرآیند تصمیم‌گیری برای اجرای پروژه‌ها باتوجه به اینکه در کشور ما دولت، کارفرما و تصمیم‌گیر اجرای بسیاری از پروژه‌های عظیم می‌باشد، در بسیاری از مواقع محافظه‌کاری و ریسک‌گریزی غیرمنطقی مدیران دولتی سبب انتخاب گزینه‌های پرهزینه و کم ارزش گردیده است. دلیل این محافظه‌کاری و ریسک‌گریزی معقول ریشه در ریسکی که مدیران از گزینه‌های مختلف متصورند، باید جستجو نمود. این ریسک‌های تصوری به‌همراه عدم آگاهی و دانش نسبت به طرح‌های پیشنهادی و ریسک‌های عناصر مختلف این طرح‌ها سبب انتخاب گزینه‌های نابهینه و از بین رفتن فرصت‌ها می‌گردد.

 

2-تحلیل و مدیریت ریسک
تعاریف مختلفی از ریسک ارائه شده است که می‌توان از مهمترین آن به موارد ذیل اشاره نمود]1[:
1. اتفاق افتادن احتمالات واقعه‌ای نامطلوب
2. رویدادی که با احتمال شناخته شده‌ای روی می‌دهد.
3. امکان حادث‌شدن واقعه‌ای نامعین از پیش برنامه‌ریزی نشده که ماهیتی منفی در آن نهفته (صدمه‌زا و مخرب) بر حسب احتمال وقوع آن واقعه و شدت عوارض و پیامدهای آن واقعه
4. معیاری برای تعیین احتمال و شدت وقوع یک پدیده مخرب که بصورت کمی توسط رابطه ذیل بیان می‌گردد:
احتمال وقوع* عواقب وقوع = ریسک
مدیریت ریسک یکی از بخش‌های اصلی و جدانشدنی حرفه مهندسی می‌باشد. این مدیریت، فرآیندی سیستماتیک جهت تعریف، تحلیل و پاسخگویی ریسک سیستم‌ها می‌باشد]2[. وظیفه مدیریت ریسک افزایش احتمالات و دوره تکرار رخدادهای مطلوب و کاهش احتمال وقوع رخدادهای نامطلوب و یا کاهش شدت اثرات منفی وقایع نامطلوب را دارا می‌باشد]1[. این فرآیند را می‌توان یک فرآیند تصمیم‌گیری، جهت انتخاب و اجرای با صرفه‌ترین تکنیک‌ها و اقدامات در رویارویی با ریسک‌های مختلف سیستم جهت به حداقل رساندن آن ریسک در سیستم دانست. مدیریت ریسک درباره حذف، کاهش، انتقال عواقب منفی حوادث و بهره‌جستن از فرصت‌های احتمالی سخن می‌گوید.
دلایلی را که معمولاً برای بکارگیری مدیریت ریسک برمی‌شمارند عبارتند از:
• حداقل‌رساندن بحران‌ها
• حداقل‌ رساندن مسایل غیر منتظره و مشکلات
• افزایش میزان موفقیت و یا کاهش شکست‌ها
• انجام هزینه‌ها و برنامه زمانی کار مطابق برآوردها و پیش‌بینی‌های صورت‌گرفته.
می‌توان فرایند مدیریت ریسک را به مراحل زیر طبقه بندی نمود]3‍[:
o برنامه‌ریزی مدیریت ریسک
o تعریف ریسک
o تحلیل کمّی و یا کیفی ریسک و رتبه‌بندی ریسک‌ها
o ارزیابی ریسک و مقایسه با ریسک‌های قابل قبول جامعه
o برنامه‌ریزی پاسخ و مقابله با ریسک
o کنترل و نظارت ریسک
مدیریت ریسک دربرگیرنده ارزیابی ریسک‌های سیستم و قیاس با ریسک‌های دیگر سیستم و با ریسک‌های قابل قبول اجتماعی است که از این ارزیابی جهت تعیین مکانیزم‌های کاهش شدت ریسک و یا مهار ریسک سیستم با در نظر گرفتن مسایل اقتصادی و فنی استفاده می گردد. ریسک قابل‌قبول اجتماعی پاسخی به نیاز جامعه برای برآورد کمّی ریسک تحمیلی و ابزاری برای برآورد ارزش جانی بدون استفاده از ارزش مادی می‌باشد]4[.
انتخاب بهترین تکنیک‌ها برای مدیریت ریسک یکی از مراحل پر اهمیت فرآیند تصمیم‌گیری می‌باشد. در مرحله نظارت بر بهبود برنامه مدیریت ریسک، مدیریت توانایی بررسی روش بکارگیری و اجرای تکنیک‌های انتخاب شده را بدست می‌دهد(شکل1).

 


شکل1- نمونه‌ای از ساختار مدیریت ریسک سدها]1[

 

منشا ریسک‌ها را می‌توان در وجود محدودیت و نقص در آگاهی، دانش، تجربه، اطلاعات و وجود عدم قطعیت در آینده دید. عدم قطعیت در هر سیستمی به عنوان یک واقعیت شناخته شده است
محدودیت جدی برای اعمال مناسب عدم قطعیت‌ها در تحلیل ریسک وجود دارد. این محدودیت‌ها تحلیل ریسک را میان روش‌های قطعی (عدم قطعیت ناچیز) و روشهای فازی (بدون کنترل برعدم قطعیت) قرار می‌دهد. در حقیقت تحلیل ریسک به‌عنوان تلفیقی از قضاوت مهندسی و علم، امکان ارزیابی همسنگ شرایط نامطلوب را فراهم می‌سازد و امکان بررسی عمیق‌تر و همه جانبه‌تر ایمنی سیستم‌ها را ممکن می‌سازد و در گستره وسیعی تمامی عواملی که ایمنی سیستم را تهدید نموده و یا آنرا بهبود می‌بخشد، شامل می‌گردد. گام‌های مختلف تحلیل و بررسی ریسک یک پدیده شامل موارد ذیل می‌باشد:
1. شناسایی تمام ریسک‌های وقایع نامطلوب اثرگذار در یک سیستم( استفاده از چک‌لیست، مشابهت با سیستم‌های مشابه، طوفان ذهنی و ...)
2. برآورد احتمال رخداد واقعه‌های نامطلوب
3. برآورد عواقب شکست و یا خسارات ناشی از واقعه نامطلوب.
4. محاسبه ریسک
5. اولویت بندی ریسک‌های مؤثر بر سیستم
برای مقایسه و رتبه بندی ریسک‌ها می‌توان از مکانیسم ماتریس رتبه بندی ریسک و یا درخت حوادث بهره جست(شکل2و3)]5[.

 

شکل2- ماتریس رتبه بندی ریسک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل3- درخت حوادث برای زلزله (عامل تخریب سد)
3-مهندسی ارزش
مهندسی ارزش شیوه‌ای نظام‌یافته است که در آن با سازمان‌دهی گروه‏های میان رشته‌ای، جوانب مختلف کارکردها و هزینه‏ها در تمام طول عمر طرح مورد بررسی قرار می‌گیرد و تلاش می‌شود تا با شناسایی و حذف هزینه‏های غیرضروری، کوتاه‌کردن زمان اجرا و یا بهبود کارکردهای قابل دست‌یابی از اجرای طرح، در نهایت مجموعة دستاوردهای حاصله نسبت به هزینة صرف شده افزایش یابد. این توضیح لازم است که بررسی‌های مهندسی ارزش تنها به مرحلة طراحی و ساخت طرح‏ها محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در مراحل بهره‌برداری و نگهداری نیز مورد استفاده قرار گیرد و یا در مراحل ابتدایی طرح، حتی اهداف راهبردی طرح را نیز بازنگری و یا تکمیل کند.
طرح‏کاری متدولوژی ارزش ارائه شده توسط انجمن بین‌المللی مهندسی ارزش آمریکا (SAVE) شامل سه دوره مهم از فعالیت‏ها‌ است:
1. پیش‌مطالعه
2. مطالعه ارزش
الف. فاز اطلاعات
ب. فاز تحلیل کارکرد
پ. فاز خلاقیت
ت. فاز ارزیابی
ث. فاز توسعه
ج- فاز ارائه
3. پس‌مطالعه

 

3- نمونه مطالعات
در مطالعه سد ونیار که در بالادست شهر تبریز قرار داشت، گزینه برتر مطالعات که از طریق کاهش تمهیدات و میزان سیلاب طراحی حاصل گردیده بود، از طریق اقدامات حفاظتی چند‌لایه همچون خاکریزهای شسته‌شونده و استفاده از تخلیه‌کننده تحتانی در مواقع سیلابی و نیز توجیه اقتصادی ریسک سیلاب هزار ساله به جای حداکثر سیلاب محتمل حاصل گردید (نمونه تلفیق).
در عوض در مطالعه ارزش یک پست برق، به دلیل وجود ریسک‌های تصوری و غیرواقعی ناشی از عدم حضور متخصص سازه در مطالعه، کلیه گزینه‌های طبقاتی و امکان کاهش هزینه‌های ناشی از آن حذف گردید (نمونه‌ای از عدم تلفیق).
4- اثرگذاری مهندسی ارزش بر ریسک پروژه‌ها
بکارگیری مهندسی ارزش با روش معمول به دلایل زیر خود موجب افزایش یا کاهش ریسک می‌گردد(جدول1):

 

 

 

 

 

 

 

جدول3- اثرات مهندسی ارزش بر روی ریسک
افزایش ریسک کاهش ریسک
• ایجاد وقفه احتمالی در روند توسعه پروژه
• کوتاه‌مدت بودن مطالعات و اتکاپذیری کم نتایج
• محدود بودن دامنه اطلاعات تیم
• ارائه گزینه‌های نهایی در حد طراحی شماتیک
• ایجاد اختلاف احتمالی بین عوامل طرح
• مطرح کردن ایده‌های نو و گزینه‌های متفاوت از معمول
• اشتباهات احتمالی در فرآیند مهندسی ارزش
• مطرح‌کردن ایده‌های نو • توان انتخاب پروژه‌های پرخطر و تمرکز جهت برطرف سازی آن
• توان تمرکز بر ارتقاء ایمنی به‌عنوان یکی از اهداف
• استفاده از تیم چند تخصصی
• تجمیع و نزدیک‌سازی عوامل طرح
• اضافه‌کردن آرای متخصصان خبره به طرح
• ایجاد همدلی بین عوامل طرح
• شفاف‌سازی اهداف
• تحلیل تطبیقی طرح و اهداف

 

5- مزایا، معایب و محدودیت‌های استفاده از مدیریت ریسک در مهندسی ارزش
مزایا و محدودیت استفاده از ابزارهای مدیریت ریسک در فرآیند مهندسی ارزش به صورت زیر می‌باشد(جدول2):

 

جدول 2- مزایا و معایب کاربرد مدیریت ریسک در مطالعات ارزش
مزایا معایب
• افزایش جامع‌نگری در مطالعات
• جلوگیری از تصمیمات غیرمنطقی
• شفاف‌سازی مطالعه
• افزایش اتکاپذیری نتایج
• قابل دفاع بودن گزینه‌ها
• کمک به فرآیند مدیریت ریسک در پروژه
• مشخص‌شدن میزان ریسک گزینه‌های پیشنهادی برای تسهیل در تصمیم‌گیری مدیران
• تسهیل تصمیم‌گیری
• در نظرگرفتن عدم قطعیت‌ها • کندکردن روند مطالعات در اثر محاسبه ریسک
• نیاز به متخصصان یا پشتیبانی بخش‌های تخصصی ویژه
• هزینه‌های بالای مدل‌سازی‌های ریسک

 

این درحالی‌ست که تنها محدودیت تلفیق دو روش، عدم امکان کمی و دقیق‌نمودن ریسک در زمان کوتاه مطالعات ارزش می‌باشد. کمبود اطلاعات و داده‌های پیش‌نیاز تحلیل ریسک نیز ابزارهای تحلیل ریسک را محدود و نادقیق می‌نماید. در صورت جمع‌آوری و تحلیل آنها قبل از شروع مطالعات ارزش و در یک برنامه از پیش تعیین‌شده می‌توان این نقیصه را تا حد زیادی جبران نمود.

 

6- نقش ابزارهای ریسک در فرآیند مهندسی ارزش
نقش ریسک در فرآیند مهندسی ارزش را می‌توان بصورت زیر خلاصه نمود: (شکل 4)

شکل 4- فرآیند تلفیقی مهندسی ارزش و مدیریت ریسک
اکنون به تفصیل امکان و روش تلفیق این دو روش بیان می‌گردد:
6-1- پیش‌کارگاه
6-1-1- انتخاب تیم
مطالعه مهندسی ارزش از دیدگاه احاطه بر موضوع مورد مطالعه با دعوت از عوامل طرح و متخصصان تکمیلی که در عوامل موجود نمی‌باشند سعی می‌نماید دامنه مطالعات خود را آنقدر وسیع نماید که پیشنهادات مطالعه عملی و نتیجه بخش باشد. مشابه این جلسات در مدیریت ریسک پیش‌بینی گردیده است. در این جلسات از تمام گروه‌های تاثیرپذیر در پروژه، نماینده یا نمایندگانی شرکت می‌نماید و ریسک‌های پیش‌رو را بیان می‌نمایند. مجموع دانسته‌های افراد به تیم کمک می‌کند سرفصل ریسک‌های پروژه را شناسایی کنند. این عناوین با استفاده از روش‌های کمی کردن ریسک نیز قابل دستیابی با دقت بالا هستند. یکی از این ابزارها درخت حوادث می‌باشد.
تیم مدیریت ریسک معمولاً استراتژی‌های ذیل را دنبال می‌کند]6[:
• شناسایی ریسک‌ها و بحران‌های بالقوه
• تحلیل اثر و وسعت ریسک‌ها به سیستم
• انتخاب بهترین تکنیک مدیریت ریسک ‌
شناسایی ریسک‌ها به کمک تحلیل ریسک میسر می باشد؛ ازاینرو تحلیل ریسک هر سیستم را از ارکان اصلی مدیریت ریسک شمار می‌آید. پس ضروریست ریسک و تحلیل ریسک به گونه‌ای دقیق تبیین گردد]7[.
باشناسایی گروه‌های ذی‌نفع از دیدگاه ریسک پروژه می‌توان نمایندگان گروه‌هایی که با ریسک زیادی مواجه هستند را به صورت پاره‌وقت (به‌خصوص در سمینار پیش مطالعه و فاز اطلاعات و ارزیابی) با تمام وقت به عضویت تیم درآورد.

 

6-1-2- تعیین مبانی مطالعه
چهارچوب مطالعات که با توافق اعضای تیم تعیین می‌گردند را مبانی مطالعه می‌نامند.
• الف- اهداف مطالعه
اصولاً هدف از مطالعات ارزش بهبود یکی از پارامترهای هزینه، زمان، کیفیت و ریسک می‌باشد. در عین حال یکی از دغدغه‌های مدیران و کارفرمایان امکان افزایش مخاطرات درصورت بهبود سه عامل اول می‌باشد. بنابراین با شناسایی مسایل و فرصت‌ها باتوجه به نوع پروژه و نیازهای آن می‌توان اقدامات چهارگانه مدیریت ریسک را در قالب بهبود ایمنی جزء اهداف مطالعه ارزش گنجاند.
• ب- تعیین محدوده مطالعه و ذی‌نفعان
می‌توان همانطور که در بخش انتخاب تیم بیان گردید ذی‌نفعان و گروه‌های تاثیرپذیر را به خوبی شناسایی و از اطلاعات آن‌ها استفاده نمود.
• ج- تعیین معیارهای ارزیابی
ریسک به‌عنوان یکی از معیارهای ارزیابی می‌تواند امتیاز و وزن‌ زیادی را به خود اختصاص دهد. اصولاً یکی از پایه‌ای‌ترین اهداف در پروژه‌ها به‌دست‌آوردن یک فرصت یا رفع یک تهدید است که هر دو جنبه‌های مثبت و منفی یک عامل هستند.
• د- تعیین محدودیت (محدودیت‌های) مطالعات
در این مرحله عامل محوری در قبول ریسک قابل قبول اجتماعی (SAR) است که می‌تواند در تعیین محدودیت‌های مطالعات نقش داشته باشد.

 

6-2- کارگاه

 

6-2-1- فاز اطلاعات
در صورت محاسبه تلفات و احتمال وقوع حوادث در مطالعات پیش کارگاه، می‌توان نمودار پارتو ریسک را رسم نمود. بارسم نمودار پارتویی ریسک نقاط تمرکز تیم را علاوه بر نقاط پرهزینه، برنقاط پرریسک نیز تمرکز داد. بنابراین در کنار مدل هزینه می‌توان مدل ریسک را تعیین نمود که مدل ریسک در تعیین کارکردهای با ریسک بالا (فاز تحلیل کارکرد) بسیار موثر است.

 

6-2-2- فاز تحلیل کارکرد و خلاقیت
بعد از ترسیم نمودار تحلیل کارکرد سیستمی، کارکردهای پرهزینه، پرریسک و پرفرصت می‌توانند جهت ایده‌پردازی انتخاب گردند. تحلیل ریسک و نیز کمی کردن تخمینی آن می‌تواند دید مناسب‌تری به تیم در انتخاب کارکردهای بهبودپذیر ایجاد نماید. پیشنهاد می‌گردد در پروژه‌های زیربنایی (مرتبط با عموم مردم، کارکرد «حفظ (یا ارتقاء) ایمنی» به‌عنوان یک کارکرد ثانویه ذکر گردد.

 

6-2-3- فاز ارزیابی
در فاز ارزیابی، ایده‌هایی که امکان‌پذیری آن‌ها تایید شده است مورد بررسی و انتخاب قرار می‌گیرند. ایده‌های پرمخاطره به شدت در معرض حذف شدن قرار می‌گیرند. مناسب است این کارکردها پس از شناسایی از دیدگاه‌های چهارگانه مدیریت ریسک مورد بررسی قرار گرفته با برگزاری یک نشست ایده‌پردازی تکمیلی ترمیم قرار گیرند.

 

6-2-4- فاز توسعه
فاز توسعه که محل ترکیب ایده‌ها، توسعه و مقایسه گزینه‌ها می‌باشد زمان مناسب برای تحلیل ریسک گزینه‌ها نیز می‌باشد. همچنین در مقایسه گزینه‌ها می‌توان از ماتریس مقایسه دو دویی ریسک‌ها و گزینه های منتج از آن به جای استناد به ریسک تصوری استفاده نمود.
ریسک تصوری بسته به نوع تفکر و دیدگاه هر شخص نسبت به ریسک، سطح مشخصی از ریسک را پذیرا می‌باشد. بطور مثال در استفاده از هواپیما جامعه ریسک آن را قبول کرده است و از این وسیله با وجود خطرات معلوم مورد استفاده اکثر مردم واقع می گردد (ریسک قابل قبول اجتماعی) ، اما در مورد همین وسیله افرادی در جامعه هستند که حتی با علم بر این که جامعه این ریسک را قبول کرده است، حاضر به پذیرفتن آن نیستند و یا احساس خطر بسیار بیشتری نسبت به سایرین می‌کنند. ]1[

 

6-2-5- فاز ارائه
در مهندسی ارزش در فاز ارائه معمولاً 2 تا 3 گزینه جهت تصمیم‌گیری به کارفرما ارائه می‌‌شود. مسأله مهم برای تصمیم‌گیری کارفرما میزان ریسک هرکدام از گزینه‌ها می‌باشد با تلفیق مدیریت ریسک در این بخش می‌توان گزینه‌ها را با ریسک‌های مربوط (مثلاً ریسک بالا، متوسط و پایین) ارائه کرد در اینصورت با دو گزینه با سه سطح ریسک 6 گزینه به کارفرما ارائه می‌شود.
6-3- پس از کارگاه
در گام پس‌کارگاه ضمن تکمیل گزینه‌ها، نتایج مطالعه به مدیریت ارائه می‌گردد. با تحلیل و کمی‌کردن ریسک یکی از پیشنهادات تیم به مدیریت می‌تواند تدوین برنامه عمل مدیریت ریسک باشد. همزمانی این دو فرآیند می‌تواند زمان توسعه پروژه را کاهش دهد.

 

6-3-1- برنامه‌ریزی جهت پاسخ به ریسک‌های سیستم
برای پاسخگوئی به ریسک‌های مؤثر بر سیستم می‌بایستی پاسخهای مناسب و ممکن تهیه و مورد بررسی قرار گیرند. این پاسخها می‌تواند در سطوح و قالب‌های مختلف ارائه گردند.
1- ممانعت از وقوع ریسک : با حذف منبع ریسک زا و یا حذف خسارات ناشی از وقوع
2- تسکین اثرات ریسک : اتخاذ روش‌های جهت کاهش عواقب منفی ریسک و یا افزایش وقوع حوادث مثبت
3- انتقال ریسک : تحمیل عواقب ریسک از یک زیر سیستم به یک زیر سیستم دیگر(بیمه)
4- پذیرش ریسک
در نهایت با بررسی گزینه‌ها بهترین قالب پاسخ به ریسک انتخاب می‌گردد و این بستری برای تدوین طرح عمل ریسک می‌شود.

 

6-3-2- اجرای طرح عمل ریسک جهت پاسخ به ریسک‌های سیستم
مهم‌ترین بخش یک فرآیند مدیریت ریسک، فاز اجرای طرح می‌باشد. در این فاز اثرگذاری برنامه‌ها و اقدامات مدیریتی همراه با اقداماتی جهت ارزیابی و پایش ریسک و کارایی مدیریت ریسک می‌باشد. این اقدامات می‌بایستی در این فاز بصورت مستمر در دوره‌های از پیش تعیین شده صورت پذیرد.
7- نحوه محاسبه ریسک در کارگاه‌های مهندسی ارزش
از نقاط ضعف استفاده از تحلیل و مدیریت ریسک در کارگاه‌های مهندسی ارزش زمان‌بر بودن محاسبه ریسک است. باتوجه به اینکه در کمّی‌سازی ریسک‌ها، وجود عدم قطعیت‌های مختلف و عدم احاطه کامل به نقاط شکست طرح‌ها از یک طرف و از طرفی دیگر پیچیده‌بودن برآورد احتمال علل مختلف شکست سبب گریز تصمیم‌سازان و عدم تمایل تصمیم‌گیران گردیده است؛ از اینرو، تحلیل کیفی ریسک فارغ از مشکلات مذکور می‌تواند ابزاری مناسب و کارآ جهت تحلیل ریسک بکارگرفته شود. بکارگیری A.H.P در تحلیل کیفی ریسک، سرعت بالایی را می‌تواند به تحلیل‌ها ببخشد.
در این روش پیشنهادی جهت کاهش اثرات ریسک تصوری تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران در فرآیند تصمیم‌سازی در فاز توسعه مهندسی ارزش، به‌جای استفاده از معیار ریسک، از دو معیار احتمال وقوع شکست و عواقب ناشی از شکست طرح استفاده شده است. روش کار بدین شکل است که پس از اینکه انواع ریسک‌های شکست طرح از نظر هر کدام از معیارهای فوق جداگانه مقایسه گردیدند، در نهایت عناصر نظیر به نظیر هر دو ماتریس مقایسه در یکدیگر ضرب گردیده و ماتریس مقایسه ریسک را تشکیل می‌دهد و ادامه ارزیابی‌ها به کمک ماتریس مقایسه ریسک صورت می‌گیرد. جهت مقایسه دو به دو مخاطرات از جدول (3) استفاده می‌گردد.

 

جدول 3- مقیاس امتیازدهی در مقایسه دو به دو مخاطرات
امتیاز میزان اهمیت
1 مساوی
2 مساوی تاکمی بیشتر
3 کمی بیشتر
4 کمی تا خیلی بیشتر
5 خیلی بیشتر
6 خیلی تا خیلی خیلی بیشتر
7 خیلی خیلی بیشتر
8 خیلی خیلی بیشتر تا بی‌نهایت بیشتر
9 بی‌نهایت بیشتر

 

7-1- مطالعه موردی استفاده از مدل ریسک در مهندسی ارزش
در یک مطالعه فرضی سد، توسط تیم مخاطرات ذیل، مهم‌ترین علل شکست سد شناسایی شده‌اند:
1- هیدرولوژیکی
2- فرسایش داخلی
3- شکست سازه‌ای
4- زلزله
5- اقدامات خرابکارانه
ماتریس مقایسه مخاطرات با معیار احتمال در جدول (4) بیان شده است.

 

جدول4- ماتریس مقایسه مخاطرات از نظر احتمال وقوع
مخاطره 1 2 3 4 5
1 1



2 5 1 4

3 2
1

4 7 5 8 1 2
5 9 2 8
1
جمع 24 45/8 5/21 97/1 74/3

 

با توجه به عواقب هر کدام از مخاطرات مذکور شکست سد می باشد, خسارات یکسانی را تحمیل می نماید؛ از اینرو درایه های ماتریس مقایسه مخاطرات یک می باشد؛ پس ماتریس معیار ریسک مشابه جدول(4) خواهد بود.

 

8- تحلیل و نتیجه‌گیری
به‌کارگیری ابزاری مانند مدیریت ریسک می‌تواند علاوه بر شفاف‌سازی تلاش در جهت راهکار برای کاهش اثرات ناخواسته اطمینان کارفرما و عوامل پروژه را تاحدی جلب نموده هر چه سریع‌تر و سرعت پذیرش نتایج را افزایش دهد.
در حقیقت کاربرد ابزارهای رایج و سریع تحلیل و مدیریت ریسک درفرآیند مهندسی ارزش می‌توان با انجام کار سیستماتیک و مبتنی بر کارگروهی، گزینه‌های خلاقانه‌ای ارائه داد که با حفظ یا ارتقاء کیفیت و حفظ همسنگ‌سازی و کاهش ریسک، هزینه طول عمر کمتری را صرف نماید.
در این مطالعه در جهت کاراترکردن مهندسی ارزش از طریق تحلیل و مدیریت ریسک استفاده از ریسک در مراحل و فازهای مختلف مهندسی ارزش آورده شده است. (شکل 4) همچنین با استفاده از مقایسه دودویی مدل ریسک در کنار مدل هزینه جهت استفاده در تعیین کارکردهای منتخب در مدت زمان کم تعیین می‌گردد.

 

مراجع

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   12 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ارتقای اثر بخشی مطالعات مهندسی ارزش با استفاده از مدیریت ریسک

دانلود مقاله بلندگوها چگونه کار می‌کنند

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بلندگوها چگونه کار می‌کنند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 مقدمه:
در هر سیستم صوتی، کیفیت نهایی سیستم به بلندگوهای به‌کار رفته در آن سیستم بستگی دارد، اگر یک سیستم بسیار حرفه‌ای صوتی با آمپلیفایر بسیار پر قدرت، صدایی را که با کیفیت بسیار خوب ضبط شده است، از بلندگویی ضعیف پخش کند، صدا بسیار نا مطلوب خواهد بود.
بلندگوها سیگنالهای الکترونیکی را از دستگاههایی همانند سی دی های صوتی و DVD ها دریافت کرده و تبدیل به صداهای قابل شنیدن برای ما می‌کنند.
مقدمه‌ای بر صوت:
در درون گوش آدمی پرده بسیار نازکی به نام پرده صماخ وجود دارد، هنگامی که این پرده مرتعش می‌شود، مغز انسان این لرزشها را بصورت صوت تفسیر خواهد کرد. یکی از عمده‌ترین عواملی که باعث تحریک و مرتعش شدن این پرده می‌شود، تغیرات فشار هوایی است که با آن برخورد می‌کند.
در عمل هنگامی که جسمی در فضا حرکت می‌کند، هوای اطراف خود را منبسط کرده و این انبساط باعث فشرده‌شدن هوا گردیده و این تغیر فشار در هوا منتشر شده و به گوش رسیده و باعث مرتعش شدن پرده صماخ می‌گردد.
تفاوت اصوات:
صداهای اطراف ما را می‌توان بر اساس دو فاکتور زیر تقسیم‌بندی کرد:
1-فرکانس صوت: هرچه فرکانس جسمی که مرتعش می‌شود بیشتر باشد، (سریعتر حرکت کند و مرتعش شود)، مولکولهای هوا با سرعت بیشتری تغیر مکان می‌دهند، لذا صدایی که به گوش می‌رسد صدای زیر تری خواهد بود. اگر تعداد نوسانات در واحد ثانیه کم باشد، صدا بصورت بم به گوش خواهد رسید.
2-دامنه صوت: صدایی که از دامنه بیشتری برخوردار باشد، هوا را بیشتر فشرده خواهد کرد و به علت اینکه قادر است پرده گوش را بیشتر به حرکت در آورد، بلندتر شنیده خواهد شد.
میکروفون‌ها عملی مشابه گوش ما انجام می‌دهند. آنها نیز دارای صفحه نازکی همانند گوش می‌باشند که در اثر برخورد مولکولهای متحرک هوا به آنها، تغیراتی در میزان ولتاژ عبوری از میکروفون را باعث می‌شوند و بدین ترتیب سیگنالهای الکتریکی تولید شده را می‌توان ثبت کرد. در هنگام پخش نیز، بلندگو، عکس این عمل را انجام داده و سیگنالهای الکتریکی را به لرزه‌های فیزیکی و در نتیجه، امواج صوتی تبدیل می‌کند.
دسیبل:
دسیبل که بطور مخفف آن را با dB نشان می‌دهند، واحد اندازه‌گیری شدت صوت است. اصواتی که ما قادر به شنیدن آن هستیم، بسیار متفاوتند.
ما می‌توانیم صدای کشیدن انگشتان بر پوست دست و صدای یک جت جنگنده را بشنویم. صدای یک جت جنگنده 1000.000.000.000 بار بیشتر از صدای انگشتان است، با این حال گوش انسان قادر است خود را با این شرایط وفق دهد.
واحد دسیبل بصورت لگاریتمی افزایش می‌یابد. بدین صورت که کمترین صوت قابل شنیدن، صفر دسیبل (0 dB) بوده و صدایی ده برابر قویتر از آن 10 dB بوده و صدایی 100 برابر آن 20 dB خواهد بود.
در زیر می‌توان اصوات معمول و شدت آن را مشاهده کرد.
نزدیک به سکوت مطلق 0 dB
نجوا کردن 15 dB
صحبت کردن عادی 60 dB
صدای یک موتور سیکلت 90 dB
بوق اتوموبیل 110 dB
موتور جت 120 dB
انفجار 140 dB
اصوات بیشتر از 85 دسیبل باعث کاهش شنوایی می‌شوند. البته میزان نزدیکی و دوری از منبع صوت و مدت زمان قرار گرفتن در معرض آن، خود عامل مهمی در میزان صدمه خواهد بود.
قرار گرفتن مداوم به مدت 8 ساعت در معرض اصوات با قدرت 90 دسیبل باعث آسیب دیدن گوش شده و اصوات بالای 140 دسیبل، حتی اگر بطور لحظه‌ای با گوش برخورد کنند باعث پارگی پرده گوش و در شدید خواهند شد.
ساختار درونی بلندگوها:
همانطور که گفته شد، بلندگو عمل عکس یک میکروفون را انجام می‌دهد و سیگنالهای الکتریکی را به صوت تبدیل می‌کند.
دیافراگم بلندگو غالباً از کاغذ ساخته می‌شود تا بتواند به راحتی تحرک کند.
مرکز دیافراگم به مرکز بلندگو که سیم پیچ قرار دارد متصل شده است و از اطراف نیز از طریق ثابت کننده به بدنه بلندگو متصل شده است.
هنگامی که جریان الکتریکی از طریق سیمهای سیم‌پیچ بلندگو عبور می‌کند، باعث بوجود آمدن میدان مغناطیسی می‌گردد که در اثر مجاورت با آهنربای بلندگو، باعث بالارفتن یا پایین آمدن هسته مرکزی و درپوش محافظ شده و در نتیجه کاغذ دیافراگم را به داخل کشیده یا به خارج فشار خواهد داد. در اثر حرکت سریع این هسته و تغیرات پیوسته جریان الکتریسیته در داخل سیم‌پیچ، کاغذ دیافراگم بصورت پیوسته نوسان خواهد کرد که خود باعث تولید صوت خواهد شد.
از الکترومغناطیس می‌دانیم که اگر از سیمهای پیچیده شده به دور یک هسته آهنی، جریان عبور کند، باعث بوجود آمدن میدان مغناطیسی می‌شود.
اگر این میدان هم قطب با قطب آهنربای ثابتی باشد که در بلندگو وجود دارد، باعث دفع شدن هسته آهنی از آهنربا می‌گردد و در صورت غیر هم قطب بودن آن، باعث جذب آهنربا می‌گردد.
انواع بلندگوها:
بلندگوها را بر اساس کاربردهای آنها می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:
1-«Woofer»ها که در فرکانسهای پایین کاربرد دارد.
2-«Tweeters»ها که در فرکانسهای بالا کاربرد دارند.
3-«Midrange»ها که فرکانسهای میانی ناحیه شنوایی صوت را پخش می‌کنند.
یک «Woofer» بلندگوی بزرگی است که برای تولید اصوات با فرکانس پایین تولید شده است. همانطور که توضیح داده شد، برای تولید اصوات با فرکانس پایین، کاغذ دیافراگم، تحرک کمی خواهد داشت. به همین دلیل اندازه این بلنگوها بزرگ انتخاب شده است.
«Tweeter» در ابعاد کوچک طراحی شده است تا کاغذ دیافراگم آن بتواند به سرعت مرتعش شود. بنابراین از این بلنگوها برای پخش اصوات با فرکانس بالا (اصوات زیر) استفاده می‌شود.
یک «Midrange» با ابعادی متوسط، توانایی تولید فرکانسهای میانی حوزه اصوات قابل شنیدن برای انسان را دارد. اندازه متوسط آن و طراحی آن بگونه‌ای است که به جز اصوات بسیار زیر و اصوات بسیار بم توانایی پخش بقیه اصوات را دارا می‌باشد. بنابر این در کاربردهای خانگی و آماتوری بطور گسترده‌ای از آنها استفاه می‌شود.
Crossover:
گاهی برای تولید صدا با کیفیت بهتر، از ترکیب یک «Woofer» و یک «Tweeter» به طور همزمان استفاده می‌شود.
در این حالت لازم است که فرکانسهای صوت به دو قسمت تقسیم شوند و فرکانسهای بالا از «Woofer» و فرکانسهای پایین از «Tweeter» عبور کند. بلندگوهای با کیفیت هر دو قسمت را در درون یک مجموعه قرار داده‌اند. به عمل تقسیم فرکانسهای صوتی جهت پخش از بلندگوی مناسب آن فرکانس را «Crossover» گویند.
«Crossover» ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1-غیر فعال: این دسته از مقسمهای فرکانس از خازن و سلف تشکیل شده است و به علت فعال شدن بوسیله سیگنالی که از آن عبور می‌کند، برای تغذیه به منبع خارجی نیاز ندارند. ساده ترین نوع این دسته را می‌توان با کمک سلف و خازن تولید کرد.
هر خازن بر اساس مشخصات درونی خود، فرکانسهای پایین تر از حد مشخصی را عبور نخواهد داد و بصورت یک مدار باز عمل خواهد کرد. ولی هرگاه در مسیر فرکانسی بیشتر از آن قرار گیرد بصورت یک اتصال کوتاه عمل کرده و سیگنال را عبور خواهد داد. بدین وسیله می‌توان فرکانسهای بالا را از فرکانسهای پایین جدا کرد.
سلفها عملی معکوس خازنها انجام می‌دهند و در فرکانسهای پایین عمل رسانایی و انتقال فرکانس را انجام داده و در فرکانسهای بالا سیگنال را به سختی عبور می‌دهند، پس می‌توان برای فیلتر کردن فرکانسهای بالا از آنها استفاده کرد.
2-فعال: این دسته از Crossoverها، از مدارهای الکترونیکی تشکیل شده است و سیگنال صوتی را قبل از ورود به آمپلیفایر به آن فرستاده و از هرکدام از خروجی‌های آن به طور مجزا به آمپلیفایر مخصوص خود فرستاده می‌شوند. از مزایای این دسته نسبت به دسته غیر فعال، می‌توان به توانایی تنظیم فرکانسهای خروجی و کیفیت بسیار بالا اشاره کرد، ولی قیمت بسیار بالای آن، یکی از معایب آن به شمار می‌رود.
جعبه‌های عایق صوتی:
در سیستمهای حرفه‌ای صوتی، برای تولید صدا با کیفیت بهتر، از یک جعبه که دارای عایق بندی خاص صوتی بوده و در خود هر سه بلنگوی «Tweeter» و «Woofer» و «Midrange» را دارد استفاده می‌شود. بدین طریق، هم یک سیستم صوتی یکپارچه خواهیم داشت و هم از مزایای کیفیت بهتر آن استفاده خواهیم کرد.
ساده‌ترین عملی که یک جعبه بلندگو انجام می‌دهد، ثابت نگهداشتن بلنگوها و سهولت حمل و نقل است.
جعبه‌های بلندگو را معمولا از چوب سخت یا اجسام بسیار سخت که توانایی جذب لرزشهای بلندگو را داشته باشد، می‌سازند. علاوه بر مزایای ذکر شده، جعبه‌های بلندگو، بر نحوه تولید صدا، تاثیر زیادی دارند. همانطور که قبلا گفته شد، در هنگام تولید صدا، صفحه دیافراگم بلندگو شروع به بالا و پایین رفتن کرده و با تغیرات فشار هوایی که ایجاد می‌کند، صدا تولید می‌شود، در هنگام بالا و پایین رفتن صفحه دیافراگم، نه تنها تغییرات فشار در جلوی دیافراگم ایجاد می‌شود، بلکه در پشت آن نیز هوا فشرده شده و در پشت آن نیز صدا تولید می‌شود.
هر جعبه بلندگو برای مهار این بازتاب صوتی، روش مخصوص به خود دارد.
جعبه عایق بندی شده:
این نوع جعبه که متداول ترین نوع جعبه‌های بلندگو می‌باشد، از جعبه‌ای تشکیل شده که کاملا عایق بندی شده و هوا به داخل آن راه ندارد. بدین طریق هنگام تولید امواج صوتی، در حالت فشار به بیرون بلنگو، هوا به سمت اطاق فشار داده می‌شود و هنگامی که صفحه بلندگو به داخل کشیده می‌شود، فشار هوا به داخل جعبه وارد می‌شود.
پس در هر دو حالت، بلندگو نسبت به حالت سکون، فشار ایجاد کرده است که تمایل به رفع آن دارد.
این نوع جعبه‌ها از بازده خوب برخوردار نیستند، زیرا آمپلیفایر می‌بایست سیگنال صوتی را آنقدر تقویت کند تا بتواند بر فشار هوای داخل و خارج جعبه غلبه کند.
با این حال این فشار همانند یک فنر به صفحه عمل کرده و باعث تولید اصوات با دقت خوب می‌گردد.
جعبه بازتاب اصوات بم (Bass Reflect):
در این جعبه‌ها حفره‌کوچکی در جلو جعبه قرارداده می‌شود که در هنگام حرکت رو به عقب دیافراگم، هوای داخل جعبه را به خارج هدایت کرده و در هنگام حرکت رو به جلوی دیافراگم، هوا را به داخل جعبه هدایت می‌کند. بدین طریق اصوات بلندتری تولید می‌گردد.
از مزایای این جعبه، می‌توان به بهره مناسب و از معایب آن به عدم وجود حالت فنری (که در جعبه قبل وجود داشت) جهت باز گرداندن صفحه دیافراگم به حالت اولیه خود، و در نتیجه دقت کم صوتی اشاره کرد.
جعبه با بلندگوی غیر فعال:
جهت به حداقل رساندن معایب دو دسته فوق الذکر و به حداکثر رساندن مزایای آن دو دسته می‌توان از جعبه زیر کمک گرفت. این جعبه که دارای یک بلندگو در جلو و یک بلندگوی غیر فعال در عقب می‌باشد، ساخته شده است. بلندگوی غیر فعال همانند یک بلنگوی معمولی بوده با این تفاوت که سیم‌پیچ و آهنربای آن حذف شده است.
بدین طریق هنگامی که بلندگوی اصلی شروع به نوسان می‌کند، فشار هوایی که در داخل جعبه ایجاد می‌کند، باعث تحریک صفحه بلنگوی غیر فعال شده و در نتیجه باعث تولید صوت می‌گردد.
این نوع جعبه‌ها از نوع عایق بهره بهتری داشته و از نوع بازتابی دقت بیشتری دارد.
انواع دیگر بلندگو:
به جز بلندگوهای ذکر شده در فوق، بلندگوهای دیگری نیز وجود دارد که از روشهای دیگری جهت تولید اصوات استفاده می‌کنند.
یکی از این انواع، بلندگوی الکترواستاتیک است. این بلندگو از خاصیت الکترومغناطیسی برای تولید صوت استفاده نمی‌کند. بلندگوهای الکترو استاتیک، با مرتعش شدن یک صفحه نازک رسانا، باعث تولید صوت می‌گردند. این صفحه در بین دو صفحه رسانای ثابت که به ترتیب دارای جریان مثبت و منفی هستند و در اطراف آن قرار دارد احاطه شده است. این دو صفحه مثبت و منفی، در بین خود تولید میدان الکترومغناطیسی می‌کنند. صفحه رسانای میانی نیز به سیگنال الکتریکی متصل می‌گردد. هنگامی که این سیگنال مثبت باشد، به صفحه دیافراگم به سمت صفحه ثابت با بار منفی کشیده شده و در صورتی که سیگنال منفی باشد، به سمت صفحه با بار مثبت جذب خواهد شد. بدین طریق، با حرکت سریع صفحه متحرک رسانای میانی، صوت تولید می‌شود.
به علت نازکی صفحه‌های این نوع بلندگو، به سرعت به تغیرات صوت پاسخ داده و اصوات فوق‌العاده دقیق و با کیفیتی تولید می‌کند. با این حال به علت تحرک کم صفحات، این نوع بلندگو جهت تولید اصوات بم و فرکانسهای پایین مناسب نمی‌باشد.
آشنائی با شبکه های بی سیم
مقدمه
نیاز روز افزون به پویایی کارها ، استفاده از تجهیزاتی مانند تلفن همراه ، پیجرها و ...
بواسطه وجود شبکه های بی سیم امکان پذیر شده است.
اگر کاربر یا شرکت یا برنامه کاربردی خواهان آن باشد که داده و اطلاعات مورد نیاز خود را به صورت متحرک در هر لحظه در اختیار داشته باشند شبکه های بی سیم جواب مناسبی برای آنها ست.
این مقاله دربخش‌های مختلفی ارائه میشود، در بخش حاضر فقط به بیان کلیاتی در رابطه با شبکه‌های بی‌سیم و کابلی پرداخته شده، در بخش‌های بعدی به جزئیات بیشتری در رابطه با شبکه‌های بی‌سیم خواهیم پرداخت.
تشریح مقدماتی شبکه های بی سیم و کابلی
شبکه های محلی (LAN ) برای خانه و محیط کار می توانند به دو صورت کابلی (Wired ) یا بی سیم (Wireless ) طراحی گردند . درابتدا این شبکه ها به روش کابلی با استفاده از تکنولوژی Ethernet طراحی می شدند اما اکنون با روند رو به افزایش استفاده از شبکه های بی سیم با تکنولوژی Wi-Fi مواجه هستیم .
در شبکه های کابلی (که در حال حاضر بیشتر با توپولوژی ستاره ای بکار می روند ) بایستی از محل هر ایستگاه کاری تا دستگاه توزیع کننده (هاب یا سوئیچ ) به صورت مستقل کابل کشی صورت پذیرد(طول کابل ازنوع CAT5 نبایستی 100 متر بیشتر باشد در غیر اینصورت از فیبر نوری استفاده میگردد) که تجهیزات بکار رفته از دونوع غیر فعال (Passive ) مانند کابل ، پریز، داکت ، پچ پنل و.......... . و فعال (Active )مانند هاب ،سوئیچ ،روتر ، کارت شبکه و........... هستند .
موسسه مهندسی IEEE استانداردهای 802.3u را برای Fast Ethernet و 802.3ab و802.3z را برای Gigabit Ethernet ( مربوط به کابلهای الکتریکی و نوری ) در نظر گرفته است.
شبکه های بی سیم نیز شامل دستگاه مرکزی (Access Point ) می باشد که هر ایستگاه کاری می تواند حداکثر تا فاصله 30 متر ی آن (بدون مانع ) قرار گیرد.
شبکه های بی سیم (Wlan ) یکی از سه استاندارد ارتباطی Wi-Fi زیر را بکار می برند:
802.11b که اولین استانداردی است که به صورت گسترده بکار رفته است .
802.11a سریعتر اما گرانتر از 802.11b می باشد.
802.11g جدیدترین استاندارد که شامل هر دو استاندارد قبلی بوده و از همه گرانتر میباشد.
هر دونوع شبکه های کابلی و بی سیم ادعای برتری بر دیگری را دارند اما انتخاب صحیح با در نظر گرفتن قابلیتهای آنها میسر می باشد.
عوامل مقایسه
در مقایسه شبکه های بی سیم و کابلی می تواند قابلیتهای زیر مورد بررسی قرار گیرد:
نصب و راه اندازی
هزینه
قابلیت اطمینان
کارائی
امنیت
نصب و راه اندازی
در شبکه های کابلی بدلیل آنکه به هر یک از ایستگاههای کاری بایستی از محل سویئچ مربوطه کابل کشیده شود با مسائلی همچون سوارخکاری ، داکت کشی ، نصب پریز و......... مواجه هستیم در ضمن اگر محل فیزیکی ایستگاه مورد نظر تغییر یابد بایستی که کابل کشی مجدد و .......صورت پذیرد
شبکه های بی سیم از امواج استفاده نموده و قابلیت تحرک بالائی را دارا هستند بنابراین تغییرات در محل فیزیکی ایستگاههای کاری به راحتی امکان پذیر می باشد برای راه اندازی آن کافیست که از روشهای زیر بهره برد:
Ad hoc که ارتباط مستقیم یا همتا به همتا (peer to peer ) تجهیزات را با یکدیگر میسر می سازد.
Infrastructure که باعث ارتباط تمامی تجهیزات با دستگاه مرکزی می شود.
بنابراین میتوان دریافت که نصب و را ه اندازی شبکه های کابلی یا تغییرات در آن بسیار مشکلتر نسبت به مورد مشابه یعنی شبکه های بی سیم است .
هزینه
تجهیزاتی همچون هاب ، سوئیچ یا کابل شبکه نسبت به مورد های مشابه در شبکه های بی سیم ارزانتر می باشد اما درنظر گرفتن هزینه های نصب و تغییرات احتمالی محیطی نیز قابل توجه است .
قابل به ذکر است که با رشد روز افزون شبکه های بی سیم ، قیمت آن نیز در حال کاهش است .
قابلیت اطمینان
تجهیزات کابلی بسیار قابل اعتماد میباشند که دلیل سرمایه گذاری سازندگان از حدود بیست سال گذشته نیز همین می باشد فقط بایستی در موقع نصب و یا جابجائی ، اتصالات با دقت کنترل شوند.
تجهیزات بی سیم همچون Broadband Router ها مشکلاتی مانند قطع شدن‌های پیاپی، تداخل امواج الکترومغناظیس، تداخل با شبکه‌های بی‌سیم مجاور و ... را داشته اند که روند رو به تکامل آن نسبت به گذشته(مانند 802.11g ) باعث بهبود در قابلیت اطمینان نیز داشته است .

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   66 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بلندگوها چگونه کار می‌کنند

دانلود مقاله رشد عقلانی و حقوق جنایی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله رشد عقلانی و حقوق جنایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

چکیده
در ساختار سنتی حقوق جنائی تعامل تابعان این شاخه از حقوق با آن دسته از قواعد ماهوی آن، که به تبیین ‏جرائم و مجازاتها می پردازند، تنها در قلمرو مسئولیت کیفری مورد توجه قرار می گیرد. در حالی که اگر جوهره مسئولیت فرد را توانایی ‏ادراکی او بدانیم و بپذیریم که میزان این توانایی بر اساس میزان رشد عقلانی متفاوت است، خواهیم ‏دانست که تعامل فرد با تکالیف دوگانه ای که آن قواعد پدید می آورند (تکلیف به رعایت هنجارها و تکلیف به تحمیل تبعات هنجارشکنی ) به حسب میزان توانمندی اش متفاوت خواهد بود، که در نهایت در چهار مرحله ‏مشخص قابل بررسی است: 1. مرحله آموزشی، 2. مرحله پیش کیفری، 3. مرحله مسئولیت کیفری ‏نسبی، 3. مرحله مسئولیت کیفری تام.
مقدمه
هر شاخه از دانش حقوق متضمن گزاره هایی بر خاسته از منابع آن است که از حقوق و تکالیف افراد و شیوه اعمال و اجرای آنها و احیاناً رسیدگی به اختلافات و منازعات درگرفته بر سر آنها سخن می گویند؛ هر یک از این گزاره ها قاعده ای حقوقی به شمار می رود.
اگر قوانین جنائی را مجموعه ای از گزاره های حقوقی بدانیم که قانونگذار به وسیله آنها اراده خود ‏مبنی بر محدود کردن (کنترل) رفتارهایی که جرم می انگارد و ساماندهی پاسخ قانونی به تخطی از آنها را اظهار می کند، هر یک از این گزاره ها یک قاعده جنائی است. (عوض ‏محمد، 1994، ص4) با این توصیف، هر قاعده ماهوی حقوق جنائی گزاره ای حقوقی است که به تبیین یک ‏رفتار مجرمانه (نا بهنجار) یا وضعیت خطرناک و تعیین واکنش یا تدابیر کنترلی مربوط بدان می پردازد. بدین ترتیب قاعده جنائی همواره ساختمانی مرکب دارد و متضمن دو تکلیف متوالی ‏است؛ تکلیف اول مخاطب قاعده را از هنجارشکنی بر حذر می دارد و تکلیف دوم نظام پاسخ گویی را ‏به تحمیل تبعات تخلف از تکلیف اول بر فرد هنجارشکن ملزم می کند. (الصیفی،1967، ص45)
از این رو هرچند اعمال تبعات مقرر ‏شده قانونی برای رفتار جنائی هر فرد منوط به ارتکاب جرم از سوی اوست اما قواعد جنائی به ‏واسطه رسالت اولیه شان (ملزم کردن افراد به رعایت ارزش ها) همه افراد جامعه (مجرم و غیر مجرم) ‏را مورد خطاب قرار می دهند و منحصر به مرتکبین جرائم نخواهند بود.
حقوق جنائی به عنوان پاسدار ارزش های اجتماعی بیش و پیش از آنکه در پی اعمال کیفر در ‏مورد ارزش ستیزان باشد به دنبال حاکم ساختن ارزش ها و پیشگیری از فرو ریختن منزلت اجتماعی ‏آنهاست. به عبارتی روشن تر قوانین کیفری می کوشند که اولاً از طریق جنبه تعلیمی خود و از طریق ‏جرم انگاری از وقوع جرائم جلوگیری کنند (بازدارندگی عام) (نیازپور، 1382،ص132) و ثانیاً از طریق اعمال کیفر علیه مجرمان ‏مسیر پیشگیری از تکرار جرم را دنبال نمایند. (بازدارندگی خاص). (نیازپور، 1382،ص135) این نگره ساختار سنتی حاکم بر ‏حقوق جنائی را که به صورتی عملگرایانه و تحت تأثیر رویکرد اثباتی نظام عدالت کیفری، تمام ‏موضوعات را از منظر قابلیت کیفر می نگرد و بدین ترتیب از پرداختن به رسالت اولیه حقوق جنائی ‏باز می ماند، به چالش می کشد و نقطه عزیمت مباحث را از کیفردهی به سوی فراگیر کردن ارزش ها ‏تغییر می دهد. چه، قوانین کیفری همواره با این امید تدوین می شوند که هرگز به مرحله اجرا در نیایند، زیرا هیچ قانونگذاری وقوع جرم را نمی پسندد.

 

رویکرد فوق در تعامل با قوانین کیفری، تنها به افرادی که قابل کیفرند توجه نمی کند، بلکه با اتکا به ‏جنبه تعلیمی قواعد جنائی افرادی را که می توانند ـ بدون آنکه مرتکب جرمی شده یا حتی قابل کیفر باشند ـ مخاطب ‏قاعده قرار گیرند نیز شناسایی می کند.
1. سیر تکاملی عقل از منظر حقوق
دانستیم قواعد ماهوی حقوق جنائی کارکردی دو گانه دارند لذا در شناسایی مخاطب قاعده سؤال این است که آیا قاعده جنائی تنها کسانی را که اهلیت تحمل ‏کیفر دارند، از ارتکاب جرم نهی می کند یا این نهی دامنه ای وسیع تر دارد؟ به عبارت دیگر آیا کارکرد ‏تعلیمی قواعد جنائی نیز منحصر به افرادی است که نظام واکنش می تواند بر آنان اعمال کیفر کند ‏یا می توان دامنه مخاطبان بخش اول قاعده را وسیع تر از افراد واجد شرایط کیفر دانست؟ برای پاسخ ‏به این پرسش ابتدا باید مسیر رشد تکاملی عقل بشر ترسیم شود.
بی شک دانش حقوق نمی تواند بدون توجه به دست آوردهای جامعه شناسی و روان شناسی از ‏موضوعات واقعی مربوط به شخص یا جامعه انسانی سخن گوید؛ از همین رو پیش از تبیین حقوقی ‏تکامل عقلانی بشر باید این فرایند از دیدگاه علوم یاد شده مورد بررسی قرار گیرد تا مقاطع تحقق ملاک های مورد نظر حقوق را بتوان شناسایی کرد.
1-1. تکامل عقل از منظر علمی
عقل انسانی (به شرط عدم نقصان در رشد دوران جنینی) همچون زمینی مساعد، آمادگی ‏دریافت آگاهی های گوناگون را دارد. عقل آدمی نه در بدو تولد کامل است و نه در لحظه ای معین از ‏زندگی متکامل می شود، بلکه در سیر صعودی از قوه به فعل، مرحله به مرحله رشد می یابد و با ‏فعلیت یافتن هر مرحله از رشد در آستانه فعلیت یافتن مرحله دیگر قرار می گیرد. بدین ترتیب در هر ‏مرحله از زندگی عقل انسانی وضعیتی دوگانه دارد و تا رشد کامل عقلانی همواره در صیرورت از ‏قوه به فعل حرکت می کند. از این رو، رشد و ادراک، مفاهیمی مشکک اند و از مدارج و مراحل ‏متفاوتی برخوردارند و فرد در هر مرحله ای از رشد خود واجد درجه ای از ادراک خواهد ‏بود. (العوجی، 1988، ص55)
فروید (1939-1586) به عنوان یکی از بنیانگذاران روان شناسی نوین و صاحب یکی از نظریه های مهم رشد بر این ‏باور است که کودکان در بدو تولد تنها بر اساس امیال خود محورشان عمل می کنند اما با ورود به پنج ‏سالگی به مرحله ای از رشد توانایی های خود می رسند که می توانند امیال شان را بر اساس آنچه از ‏پیرامون خود می آموزند کنترل کنند. (گیدنز، 1383، صص97و98) جی اچ مید (1931-1863) دیگر نظریه پرداز رشد ‏معتقد است که کودکان در پنج سالگی می توانند رفتاری مستقل از والدین خود داشته باشند و بدین ‏ترتیب با فروید همراه می شود اما به رغم دیدگاه فروید که این تحول را به خواستگاه هایی حسی ‏منتسب می کند آن را نتیجه توانایی تکامل یافته خوداگاهی طفل می داند.
تحقیقات او نشان می دهد که کودکان در حدود هشت سالگی از بازی های نامنظم و فردی به سمت ‏بازیهای سازمان یافته و همکارانه گرایش پیدا می کنند و به مرور توانایی درک ارزش ها و اصول اخلاقی ‏را به دست می آورند. (گیدنز، 1383، ص99)
ژان پیاژه (1980-1896) مراحل رشد شناختی را به چهار مرحله: حسی ـ حرکتی (از تولد تا شش سالگی)، ‏پیش عملیاتی (دو تا هفت سالگی)، عملیاتی عینی (هفت تا یازده سالگی) و عملیاتی صوری (یازده تا ‏پانزده سالگی) تقسیم می کند و معتقد است که کودکان در مرحله حسی ـ حرکتی از طریق کاوش ‏فیزیکی به تدریج می آموزند که میان اشیاء و افراد فرق بگذارند و به مرور دریابند که محیط پیرامون ‏دارای خواص مشخص و ثابتی است.
با ورود به مرحله پیش عملیاتی کودکان بدون آنکه درک کاملی از مقولات داشته باشند (هرچند که ‏این مفاهیم برای بزرگسالان بدیهی تلقی شود) اما به صورتی خودمدار همه چیز را تنها از زاویه ای که ‏خودشان می بینند تفسیر می کنند و توان درک زاویه دید دیگران را ندارند. سپس کودکان در مرحله ‏سوم (عملیاتی عینی) از رشد شناختی خود، توانایی درک مفاهیم انتزاعی مانند علیت، سرعت، وزن و ‏عدد را کسب می کنند. از دیدگاه وی در مرحله عملیاتی صوری فرد توانایی درک اندیشه های ‏فوق العاده انتزاعی و فرضی را نیز پیدا می کند و اگر با مسأله ای روبه رو شود می تواند همه راه حلهای احتمالی آن را بررسی کرده و برای رسیدن به پاسخی مناسب، آنها را از لحاظ نظری امتحان ‏کند. (گیدنز، 1383، ص101) جالب اینکه وی سه مرحله اول رشد شناختی را عام می داند اما حضور در ‏بزرگسالی را دلیل ورود به مرحله عملیاتی صوری نمی داند.‏
هرچند در خصوص هر یک از نظریات پیش گفته، به واسطه شیوه مشاهده یا نتیجه گیری، انتقاداتی ‏مطرح شده است اما کلیات این دیدگاه ها کماکان اعتبار علمی خود را حفظ کرده اند که با توجه به آنها می توان مراحل رشد ادراکی بشر را این گونه بیان کرد:
یک. تولد تا چهار سالگی: هرچند همه کودکان با استعداد برقراری برخی از تمایزات ادراکی و پاسخ به ‏آنها متولد می شوند. (گیدنز، 1383، ص89) و به سرعت مسیر رشد را در پیش می گیرند اما تا پایان این دوره ‏تنها شناخت حسی را تجربه می کنند.

 

‏دو. چهار تا هفت سالگی: در این مرحله کودکان از سویی به درک ماهیت اشیاء و افعال نائل می شوند ‏و از سوی دیگر به قدرت کافی برای گفت و گو و فهمیدن منظور دیگران دست می یابند. بدین ترتیب ‏هرچند به واسطه آنکه تا حدودی قدرت کنترل رفتار خود را دارند و می توانند به نوعی مورد خطاب ‏قرار گیرند اما از آن رو که از درک روابط پیچیده علّی و مفاهیم ارزشی عاجزند نمی توان آنها را از منظر اخلاقی به خاطر اعمالشان مورد سرزنش قرار داد. این در حالی است که به نظر می رسد کودکان در این مرحله از ‏امر و نهی نیز تنها مفهوم مهر و غضب را دریافت می کنند و از درک مفاهیمی چون: قانون، دولت و ‏حاکمیت عاجزند.
سه. هفت تا یازده سالگی: این دوره با درک مفاهیم انتزاعی ساده مانند علیت و برخی ارزش ها همراه ‏است. افراد در این دوره می توانند سامان یافته و حتی سازمان یافته عمل کنند، بدین ترتیب هم اهلیت ‏درک امر و نهی را می یابند هم می توانند نسبت به اعمال خود پاسخگو قلمداد شوند.
چهار. یازده تا پانزده سالگی: در این مرحله که شروع نوجوانی است فرد مفاهیم کاملاً انتزاعی و ‏ارزش اجتماعی و اخلاقی رفتار خود را درک می کند و می تواند از میان راه حلهای گوناگون دست به ‏انتخاب بزند. بدین ترتیب قابلیت آن را می یابد که مورد مؤاخذه نیز قرار گیرد، اما عدم رشد و کامل و کمی ‏سن موجب می شود که همچنان با نگاهی بازپرورانه و غیر کیفری بدو نگریسته شود.
‏پنج. پانزده تا هجده سالگی: در این مرحله نوجوانی پایان می گیرد و فرد به اولین مرحله بزرگسالی (جوانی) قدم می گذار‏د. در این دوره فرد می آموزد که روابط پیچیده اجتماعی را تحلیل کند و سود ‏و زیان (مصلحت) خویش را در آن میان شناسایی کند. بدین ترتیب است که در پایان این دوره رشد عقلانی فرد کامل شده و به جمع بزرگسالان می پیوندد.
1-2. تکامل عقل از منظر حقوق مدنی
در حقوق مدنی و اصول فقه دو تفسیر مشابه را می توان از سیر رشد عقلانی افراد مشاهده کرد که اگر از تفاوت اصطلاحات بگذریم در تحلیل واقعیت رشد و ‏آثار حقوقی هر مرحله از آن، هیچ تفاوتی بین آنها دیده نمی شود از همین رو این دو تقسیم را توأمان بررسی خواهیم کرد.
هر فرد به صرف اینکه موجودی انسانی تلقی شود اجمالاً می تواند برخوردار از حقوق ‏بوده و حقوق دیگران نیز درباره اش اعمال شود و بدین ترتیب دارای اهلیت وجوب (اهلیت تمتع) ‏خواهد بود.(الحصری، 1407، ص214) بدین ترتیب اهلیت وجوب با زنده متولد شدن انسان شروع و با ‏مرگ او تمام می شود. (ماده 956 قانون مدنی) البته حمل نیز از حقوق مدنی متمتع می گردد، اما ‏مشروط به اینکه زنده متولد شود (ماده 957 قانون مدنی) از این رو اهلیت تمتع حمل ‏ناقص خواهد بود. ماده 1216 با تکیه بر اهلیت وجوب کامل در هر انسانی مقرر داشته که هرگاه ‏صغیر، مجنون یا غیر رشید باعث ضرری شوند خودشان ضامن خواهند بود. البته برخی از حقوقدانان با ‏توجه به مواد 1 و 7 قانون مسئولیت مدنی که متأخر از قانون مدنی است معتقدند سرپرست صغیر غیر ممیز و دیوانه پس از جبران ‏خسارتی که آنان به بار آورده اند، حق رجوع به آنان را ندارند ولی در مورد صغیر ممیز ‏حق رجوع خواهند داشت.(کاتوزیان، 1372، ج2، ش419‏) اما به نظر می رسد که فقدان حق رجوع، منافاتی با اهلیت وجوب کامل در صغیر غیر ممیز و دیوانه ندارد.
با توجه به آنچه آمد هر موجودی به صرف اینکه موجودی انسانی باشد از حقوق مدنی متمتع ‏خواهد بود، اما اجرای حقوق (تصدی اعمال حقوقی) از جانب او تنها زمانی ممکن خواهد بود که ‏اهلیت قانونی لازم برای این امر را داشته باشد.(ماده 958 قانون مدنی) این اهلیت که از آن با عنوان ‏اهلیت اداء (اهلیت استیفاء) یاد می شود مبتنی بر تشخیص سود و زیان (مصلحت) توسط فرد بوده، با ورود فرد به مرحله تمییز به صورت ناقص شکل می گیرد و ‏پس از بلوغ و رسیدن به درجه رشد کامل می گردد. با این توصیف اهلیت اداء نیز همچون اهلیت ‏وجوب به دو صورت ناقص و کامل دیده می شود. (الحصری، 1407، صص226- 217)
ماده 211 قانون مدنی از، بلوغ، ‏عقل و رشد به عنوان شرایط اهلیت فرد برای اعمال حقوق خود یاد می کند. ماده 1207 همان قانون نیز ‏افراد فاقد بلوغ (صغار)، عقل (مجانین) و رشد (اشخاص غیررشید) را از تصرف در اموال و حقوق ‏خود ممنوع کرده است. لذا ماده 1211 قانون مدنی را به هر درجه ای که باشد موجب حجر دانسته ‏و مواد 1212 و 1213 اعمال حقوق صغیر و غیر رشید را به ترتیب باطل و غیرنافذ قلمداد کرده آنان را فاقد اهلیت اداء کامل دانسته است در عین حال تملک بلاعوض توسط آنان را ـ به واسطه دارا بودن اهلیت ‏اداء ناقص ـ پذیرفته است، که برخی از حقوقدانان این دو امر را با اصطلاح های اهلیت تملک و اهلیت تصرف نامگذاری کرده اند. (کاتوزیان، 1372، ج2، صص24-17)
ماده 1210 قانون مدنی پانزده سال تمام قمری را برای پسران و ‏نه سال تمام قمری را برای دختران به عنوان سن بلوغ معرفی کرده (تبصره 1) و مقرر می دارد که هیچ ‏کس را نمی توان پس از رسیدن به این سن به عنوان عدم رشد از تصرف در اموال و حقوق مالی ‏خود ممنوع کرد، مگر آنکه عدم رشد او ثابت شده باشد. در عین حال تبصره دو همین ماده مقرر می دارد که اموال فردی را که بالغ می شود در صورتی می توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد. ‏بدین ترتیب مشاهده می شود که قانونگذار به رغم آنکه بلوغ را اماره رشد دانسته است، اما در ‏مواردی استناد به این اماره را کافی نمی داند. رأی شماره 30ـ3/10/64 هیأت عمومی ‏دیوان عالی کشور در تبیین این مسأله، اثبات رشد فرد بالغ را در خصوص امور مالی لازم دانسته اما در امور ‏غیرمالی بلوغ را برای اثبات رشد کافی قلمداد کرده است.
با توجه به آیه ششم سوره مبارکه نساء (وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان ءانستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم . . .) مشخص می گردد که قانونگذار به رغم آنکه بلوغ را اماره رشد می دانسته در عمل به ‏تصریح آیه در مورد تحویل مال صغیر به او به واسطه وجود نص از اماریت بلوغ برای رشد دست ‏برداشته است. در حالی که وحدت رویه ای که بیان شد با استخراج ملاک از آیه در صدد توسعه ‏حکم به موارد مشابه بوده است. اما با توجه به آیه یاد شده که حاکی از عدم ملازمه خارجی بلوغ و رشد است، به نظر می رسد که بلوغ نمی تواند اماره رشد تلقی گردد.(مرعشی، 1382، صص17-15) از ‏همین رو برخی از حقوقدانان بلوغ را اماره ای برای تمییز دانسته اند.(عوض محمد، 1994، ص439) در عین حال برخی از فقها در دفاع از ملازمه بلوغ و رشد استدلال می کنند که آیه مورد بحث آزمودن رشد فرد را پیش از بلوغ لازم دانسته و به مرحله بلوغ و پس از آن اشاره ای ندارد و از این رو بلوغ را همچنان اماره ای برای رشد دانسته اند.(شهید ثانی، 1414، ج4، ص166)
ملاحظه می شود که ‏حقوق مدنی بلوغ را فارغ از حقیقت خارجی آن تنها از منظر سن قانونی (اماره قانونی) مقرر شده ‏برای آن می نگرد و ملاک دیگری را برای آن ارایه نمی دهد. (کاتوزیان، 1371، ج2، ص16) در خصوص جنون نیز هیچ تعریف قانونی ای ارایه ‏نشده؛ اما ماده 1208‏ در تلاش برای ارائه تعریفی از رشد، آن را وضعیتی می خواند که به واسطه آن ‏تصرفات فرد در اموال و حقوق مالی اش عقلایی باشد، که این تعریف نیز در مهم ترین بخش خود بنا را ‏بر اجمال می گذارد و با استفاده از واژه مبهم «عقلایی» از کنار ماهیت رفتار عبور می کند و حقوقدانان را به ناچار به داوری عرف در این باره راضی می کند. (کاتوزیان، 1371، ج 2، ص 27)

 


1-3. تکامل عقل از منظر حقوق جنائی
حقوق جنائی تحلیل ویژه ای از رشد عقلانی ندارد و مراحلی مشابه با آنچه در حقوق مدنی مورد ‏توجه است را معیار عمل قرار می دهد. تنها تفاوت موجود آن است که کارکردهای حقوق جنائی با ‏حقوق مدنی متفاوت است و طبعاً ملاکهایی متناسب با کارکردهای خود را مدنظر دارد، که عمق ‏این افتراق را می توان در ماهیت تبعاتی جست و جو کرد که بر نقض قواعد حقوق جنائی مترتب می شود. حقوقدانان با اصطلاحاتی چون «اهلیت مادی» و «اهلیت جنائی» در کنار «اهلیت ‏کیفری» کوشیده اند که تبیینی جنائی از رشد عقلانی ارائه دهند که در ادامه با بررسی این سه اصطلاح خواهیم کوشید ملاکهای مد نظر این تبیین را شناسایی کنیم.
1ـ3ـ1. اهلیت مادی
برای اینکه بتوان فردی را به موجب رفتارش مستحق کیفر شناخت، باید تحقق جرم از جانب او ‏ممکن باشد. به عبارتی روشن تر تنها کسی را می توان مجازات کرد که پیش از آنکه اهلیت مجازات داشته باشد، رکن مادی و روانی جرم ‏بتواند از او صادر شود. اصطلاح اهلیت مادی حاکی از وضعیتی است که شخص به واسطه آن در عالم واقع، ‏قدرت مادی لازم برای انجام جرم و ایجاد نتیجه مجرمانه (رکن مادی) را داشته باشد. (میرسعیدی، 1383، ص51)
‏برخی از حقوقدانان معتقدند رکن مادی جرم تنها از موجودی می تواند صادر شود که دارای اندام و ‏استقلال واقعی باشد و از این رهگذر کوشیده اند تمایزی میان شخص طبیعی (حقیقی) و شخص ‏حقوقی را تبیین کنند و در نتیجه، یکی را دارای اهلیت ارتکاب جرم و دیگری را فاقد آن معرفی کنند و بدین ‏ترتیب اشخاص حقوقی را از دایره مجرمان خارج سازند. (میرسعیدی، 1383، ص 52) این بیان هر چند در اطلاق وصف مجرم مورد پذیرش است اما اگر بخواهد مبنایی برای عدم مسئولیت کیفری شخصیت حقوقی قرار گیرد، قابل دفاع به نظر نمی رسد؛ چرا که حقوق جنائی لزوماً در پی انتساب ‏جرم به فاعل مستقیم و بلا واسطه آن نیست که به قدرت جسمی ارتکاب جرم توجه داشته ‏باشد. بلکه بدون ‏توجه به سبب متصل مادی تنها بر عدم تحقق جرم در عالم خارج تأکید می ورزد. به عبارتی روشن تر، ‏هرچند شخصیت مجرم در تعیین مسئولیت نقشی محوری را بر عهده دارد اما در تشخیص خارجی ‏جرم، رکن مادی رفتار لزوماً نباید از موجودی دارای ادراک یا حتی هویت انسانی صادر شود. از این ‏رو سبب متصل جرم می تواند جماد، حیوان یا انسان فاقد اهلیت کیفری باشد. البته آنچه گفته شد گروه های سه گانه یاد شده را تابع حقوق جنائی قرار نمی دهد چرا که در پاسخ به ‏این سؤال که چه موجودی از ارتکاب جرم نهی شده است و چه موجودی در پی وقوع جرم مجازات می شود؟ هویت انسانی نقش کلیدی را بر عهده خواهد داشت. بدین ترتیب حقوق جنائی بیش از آنکه به انتساب مادی جرم به فرد توجه داشته باشد بر انتساب معنوی آن تکیه می کند. پس اگر عملی را که از نظر مادی منتسب به یک جماد، حیوان یا انسان فاقد اهلیت ‏کیفری است بتوان از طریق اثبات تقصیر جنائی به فردی دارای اهلیت کیفری نسبت داد بی شک فرد ‏مذکور متحمل کیفر خواهد شد. به عبارتی روشن تر هر فرد انسانی با «اهلیت مادی» برای ارتکاب ‏جرم متولد می شود، که از همین رو برخی انسان بودن را شرط کافی برای ارتکاب جرم می دانند، ‏‏(میرسعیدی، 1383، ص24) اما این میزان از توانایی برای تشکیل عمل مجرمانه و قابلیت مجازات ‏کفایت نمی کند. پس اگر فردی عامل تحقق رکن مادی جرم شود که فاقد رشد لازم برای داشتن رکن ‏روانی جرم باشد و حضور فرد دیگری که بتواند این رکن را کامل کند، منتفی باشد، فقدان چنین ‏قدرتی در فاعل، موجب می شود که اساساً به واسطه فقدان رکن روانی، رفتار مذکور وصف ‏جرم نداشته باشد. (عوض محمد، 1994، ص474)

 

1ـ3ـ2. اهلیت جنائی
روشن شد که برای تحقق عنصر مادی جرم، صرف وجود مستقل انسانی کفایت می کند، به عبارتی دیگر با ‏تولد فرد که هویتی مستقل از مادر به او می بخشد او دارای اهلیت مادی برای ارتکاب جرم خواهد ‏بود. بدین ترتیب همزمان با قدرت یافتن فرد برای محقق ساختن رکن روانی جرم، رفتار او می تواند وصف ‏مجرمانه به خود بگیرد، داشتن چنین قدرتی را «اهلیت جنائی» می نامند. اهلیت جنائی نمایانگر وضعیتی ‏است که فرد علاوه بر عنصر مادی بتواند عنصر روانی جرم (قصد ارتکاب عنصر مادی) را نیز داشته ‏باشد و بدین ترتیب واقعیت بیرونی جرم که متکی بر دو عنصر یاد شده است به طور کامل از جانب او محقق ‏شود. اهلیت جنائی مرتبه ای از رشد عقلانی است که فرد قادر به تشخیص ماهیت افعال ‏خود و نتیجه طبیعی آنها باشد (درک علیت). (عوض محمد، 1994، ص439)

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  39  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رشد عقلانی و حقوق جنایی

دانلود مقاله بررسی علل عمده عدم تخصیص کامل تسهیلات تکلیفی موضوع بند هـ تبصره 3 قانون بودجه ایران و ارائه راهکار مناسب تخصیص کام

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بررسی علل عمده عدم تخصیص کامل تسهیلات تکلیفی موضوع بند هـ تبصره 3 قانون بودجه ایران و ارائه راهکار مناسب تخصیص کامل آن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

چکیده

امروزه رویکرد صنعتی شدن و رهایی از اقتصاد تک محصولی از مهمترین ضرورتهای کشور می‌باشد، لذا توجه به اشتغال مولد فارغ التحصیلان دانشگاهی و متخصصین می‌تواند کشور را در مسیر رشد و توسعه قرار دهد. اهداف این تحقیق بررسی و شناسائی عوامل عمده مؤثر بر عدم تخصیص کامل تسهیلات تکلیفی بند هـ تبصره 3 قانون بودجه کشور و ارائه راهکاری مناسب برای تخصیص کامل آن می‌باشد. در این تحقیق از روش توصیفی استفاده شده است، بدین ترتیب که با استفاده از روش کتابخانه‌ای به مطالعات نظری و یافته‌های سایر تحقیقات و مقالات پرداخته و با استفاده از روش میدانی، از طریق اخذ نمونه و بررسی آن،  نسبت به تعمیم نتایج  تحقیق به کل جامعه اقدام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 207 متقاضی استفاده از تسهیلات بوده است که تعداد 66 متقاضی به‌طور تصادفی از بین آنان به‌عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده و پرسشنامه برایشان ارسال شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تسهیلات مذکور به‌طور کامل به متقاضیان تخصیص نیافته است و آنها عوامل ذیل را در این خصوص مؤثر دانسته‌اند : 1- نحوه ارزیابی طرحها در دبیرخانه تسهیلات و عدم ارائه مشاوره‌های مدیریتی 2- نرخ بالای بهره تسهیلات 3- فرآیند طولانی اعطای تسهیلات و اطلاع رسانی نامناسب از جانب بانک عامل    4- وثیقه‌های سنگین دریافتی از متقاضیان با وجود صراحت قانونی در خصوص آورده صفر متقاضیان       5- ضعف توانمندیهای مدیریتی متقاضیان و ناآشنایی ایشان با مباحث اقتصادی، مالی، بازاریابی و فروش و ...... برای بهبود فرایند اعطای تسهیلات فوق، انجام اقدامات ذیل می‌تواند مؤثر واقع شود :حذف تدریجی تسهیلات تکلیفی و اعطای سایر منابع اعتباری 2- کاهش نرخ بهره تسهیلات تکلیفی 3- تفویض ارزیابی طرحها به دبیرخانه تسهیلات 4- ایجاد مراکز مشاوره تخصصی 5- ایجاد مراکز تخصصی ارزیابی تکنولوژی طرحها 6- پرداخت به موقع یارانه دولت در مورد تسهیلات تکلیفی 7- ارائه خدمات مالی مشارکتی از طرف بانکها 8- تهیه و تصویب آیین نامه‌ها و مقررات جدید در جهت رفع تناقض در مقررات جاری کشور 9- ایجاد زمینه مناسب برای ارائه طرحها توسط متقاضیان 10- اصلاح فرایند اعطای تسهیلات.

وازگان کلیدی:

 

مقدمه

      اقتصاد پیشرو و پویا،‌ راهکار و ابزارهای خودش را می‌طلبد شکی نیست که یکی از مهمترین این راهکارها رهایی از اقتصاد تک محصولی و پرداختن به صنعت و جریان توسعه تولید صنعتی است. با توسعه صنعت و افزایش تولید،‌ سطح اشتغال افزایش و شرایط زندگی و رفاه اجتماعی بهبود می‌یابد. این کار علاوه بر آنکه نیازمند فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب است،‌ نیازمند سرمایه نیز ‌می‌باشد.

      در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران،  با توجه به ریسک زیاد در امر تولید و نیز پائین بودن سود نسبت به دیگر فعالیتهای اقتصادی، سرمایه‌گذاران علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری طرحهای تولیدی ندارند. از این رو بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با ملی شدن بانکها و تسلط بیشتر دولت بر نظام بانکی، دولت حرکت جدیدی جهت استفاده از منابع بانکی برای افزایش سرمایه‌گذاری و رشد و توسعه اقتصاد آغاز نمود.در این رویکرد، دولت نظام بانکی را ملزم به اعطای تسهیلات اعتباری سرمایه‌گذاری در قالب تبصره‌های قوانین بودجه سنواتی به بخشهای خصوصی و تعاونی به‌ویژه در مناطق محروم جهت افزایش تولید و عرضه کالاها و خدمات علاوه بر مشارکت مستقیم در سرمایه‌گذاری در پروژه‌ای زیربنایی و صنایع سنگین نمود. اهداف مهم دولت در این رویکرد، افزایش اشتغال (در قالب اهداف کلان اقتصاد) و رفع محرومیت از مناطق محروم بوده است.  بطور کلی اجرای این سیاست که به‌عنوان "تسهیلات تکلیفی" از آن یاد می‌شود در مرحله اجرا با مشکلات و مسائلی مواجه شده است که دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده را دشوار ساخته است. موضوع این تحقیق کوششی است جهت انعکاس این مشکلات با رویکردی به " علل عمده عدم تخصیص کامل تسهیلات تکلیفی موضوع بند هـ تبصره 3 قانون بودجه و ارائه راهکار مناسب تخصیص کامل آن"،. در این تحقیق چگونگی بکارگیری و نتایج این سیاست اقتصادی بررسی و تجزیه و تحلیل گردیده است.

 

مقاله به صورت ورد قابل ویرایش می باشد 

تعداد صفحات مقاله 15 صفحه می باشد 

فایل مقاله بعد از خرید قابل دانلود می باشد 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی علل عمده عدم تخصیص کامل تسهیلات تکلیفی موضوع بند هـ تبصره 3 قانون بودجه ایران و ارائه راهکار مناسب تخصیص کامل آن

دانلودمقاله سخن چینى

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله سخن چینى دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


دو به هم زنى . این که یکى به دیگرى بگوید : فلان در باره تو چنین سخن ناروا گفت یا فلان کار ناشایست در باره تو کرد . این صفت زشت ترین صفات رذیله وقبیح ترین خوى آدمى است که آیات واخبار در نکوهش آن بیش از حد وحصر آمده .
سخن چینی غالبا به این گفته می‏شود که سخن کسی را که پشت‏سر دیگری گفته به وی باز گوید، مثلا بگوید فلان درباره تو چنین و چنان گفت؟ یا نسبت‏به تو چنین و چنان کرد، و بدین سان نوع خاصی از افشاء سر و پرده‏دری و متضمن فساد یا بدگوئی و سعایت است.و گاه به شخصی که پشت‏سر او سخن گفته شده اختصاص ندارد، بلکه به کشف و افشاء آنچه مورد کراهت است اطلاق می‏شود، خواه کراهت کسی باشد که از او نقل یا به او نقل می‏شود یا کراهت‏شخص سوم و خواه کشف و افشاء به گفتار باشد یا به نوشتن یا به رمز و اشاره، و خواه آنچه نقل شده از اعمال باشد یا از اقوال، و خواه بر کسی که از او نقل می‏شود عیب و نقصی باشد یا نباشد. بنابراین سخن چینی مساوی است‏با فاش کردن راز و پرده دری و در این صورت هر چه از احوال مردم دیده شود که به افشاء آن راضی نباشند اشاعه آن سخن چینی است.پس بر هر مسلمانی لازم است که از آنچه از احوال دیگران می‏داند سکوت کند، مگر وقتی که حکایت و نقل آن برای مسلمانی سودمند باشد یا از گناهی جلوگیری شود.چنانکه اگر ببیند کسی مال دیگری را می‏برد بر اوست که برای حفظ حق صاحب مال گواهی دهد، اما اگر ببیند که کسی مالی را برای خود پنهان می‏کند، باز گفتن آن سخن چینی و فاش کردن راز است.
باعث‏سخن چینی غالبا بدخواهی نسبت‏به کسی است که از وی سخن چینی می‏شود، و این داخل در ایذاء است، و گاهی انگیزه آن اظهار محبت‏به مخاطب است، و یا برای تفریح و سرگرمی و وقت گذرانی و پرگوئی است، و به هر حال شکی نیست که سخن چینی از پست‏ترین کارهای زشت است.
و آیات و اخباری که در ذم آن رسیده از حد شمار بیرون است.
سخن چنینى، نوعى افشاى سرّ و پرده درى و از صفات خبیثه و بسیار پست است و از آن تعبیر به سعایت هم مى شود، که موجب کینه و عداوت و دشمنى، بین دو فامیل، یا دو رفیق و یا زن و شوهر مى شود.
خداوند تبارک و تعالى مى فرماید:
(وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَة لُمَزَة);[53] واى بر هر عیب جو (و سخن چین) و طعنه زن.
هم چنین مى فرماید:
(هَمّاز مَشّاء بِنَمِیم مَنّاع لِلْخَیْرِ مُعْتَد أَثِیم);[54] سخن چین و عیب جو، مانع خیر، و ستمگر و گناهکار است.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نیز مى فرماید:
لا یدخل الجنة نمّام[55]; سخن چین به بهشت نمى رود.
هم چنین مى فرماید:
الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا بلى یا رسول الله قال المشّاؤن بالنمیمة، المفرّقون بین الاحبّه، الباغون للبراء المعایب[56]; مى خواهید شما را به بدترین شما آگاه کنم؟ عرض کردند: بلى، یا رسول الله. فرمود: آنان که به سخن چینى مى روند و میان دوستان جدایى مى افکنند و براى پاکان عیب جویى مى کنند.
پس باید کسى را که از دیگران بدگویى و سخن چینى مى کند، نهى از منکر نمود.

 

(ولا تطع کل حلاّف مهین * همّاز مشاء بنمیم ... عتّل بعد ذلک زنیم) اى پیغمبر هرگز سخن هیچ پر سوگند خوار صفت عیبجوى سخن چین مانع خیر متجاوز گنهکار که بعلاوه متکبر وخشن وحرام زاده اند مپذیر . (قلم:11)
مرحوم نراقى گفته از (بعد ذلک زنیم)استفاده میشود که هر سخن چین حرام زاده است یا خوى حرامزادگى در او میباشد .
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: هیچ سخن چین به بهشت نرود . وفرمود : بدترین خلق خدا کسانیند که میان مردم به سخن چینى بپردازند وبین دوستان جدائى افکنند ودر جستجوى عیب پاکان بوند .
وفرمود : چون خداوند بهشت بیافرید او را فرمود : سخن بگو . بهشت گفت : خوشبخت شد آنکس که به من در آمد . خداوند جبار جل جلاله فرمود : به عزت وجلالم قسم که هشت گروه از مردم را در تو جاى ندهم که از آن جمله سخن چین است . (جامع السعادات)
امام صادق (ع) به منصور عباسى فرمود : هرگز در باره خویشان ونزدیکان و افراد مورد اعتمادت سخن کسى که خداوند بهشت را بر او حرام وجایگاهش دوزخ کرده مپذیر ، که سخن چین همان شاهد زور است (که در قرآن به شدّت مذمّت شده) ودر به هم زنى مردم شریک ابلیس است .
امیرالمؤمنین (ع) فرمود : عذاب قبر از سه چیز میتواند باشد : سخن چینى وناپرهیزى از نجاست بول وجدائى مرد از همسر خود در امر جنسى .
از رسول اکرم (ص) روایت شده که روزى موسى بن عمران (ع) دست به سوى خدا برداشت وگفت : کجائى که من از آزار قوم بستوه آمدم ؟! به وى وحى شد که در میان سپاه تو سخن چینى هست (که وجود او مانع تأیید ما میباشد) موسى گفت : بفرما آن کیست ؟ خطاب آمد که ما سخن چینى را دشمن داریم چگونه خود سخن چینى کنیم؟! (بحار:75/363 و 13/12)
امیرالمؤمنین (ع) فرمود : سخن چینى گناهى است فراموش ناشدنى . (غررالحکم)
، خدای سبحان می‏فرماید:
«هماز مشاء بنمیم.مناع للخیر معتد اثیم.عتل بعد ذلک زنیم‏» (قلم 11- 13) «عیبجو و پادوی سخن چینی است، مانع خیر است و ستمگر و گناهکار، و با این همه پر رو و حرامزاده است‏» .
از این کلام الهی مستفاد می‏شود که هر سخن چینی حرامزاده است.
و می‏فرماید:
«ویل لکل همزة لمزة‏» (همزه، 1) «وای بر هر سخن چین غیبت‏کننده (یا: وای بر هر عیبجوی طعنه زن یا: بد گوی واپس و بدگوی فراروی)» .
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «لا یدخل الجنة نمام‏» «هیچ سخن چینی به بهشت نمی‏رود» .
و فرمود: «لا یدخل الجنة قتات‏» «سخن چین (یا دروغ پرداز) به بهشت نمی‏رود» .
و فرمود: «احبکم الی الله احسنکم اخلاقا، الموطؤون اکنافا، الذین یالفون و یؤلفون، و ان ابغضکم الی الله المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة، الملتمسون للبراء العثرات‏» (3)
«محبوبترین شما نزد خدا کسانی‏اند که اخلاقشان نیکوتر باشد، و همنشین نواز باشند، آنان که با مردم الفت می‏گیرند و مردم با آنها الفت می‏گیرند، و دشمن‏ترین شما نزد خدا پادوهای سخن چینی هستند که بین دوستان جدائی می‏افکنند، و در جستجوی لغزشهای پاکان برمی‏آیند» .
و فرمود: «الا انبئکم بشرارکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله،
قال: المشاؤون بالنمیمة، المفرقون بین الاحبة، الباغون للبراء المعایب‏» (4)
«می‏خواهید شما را به بدترینتان آگاه کنم؟ عرض کردند: بلی یا رسول الله.
فرمود: آنان که به سخن چینی روند، و میان دوستان جدائی افکنند، و برای پاکان عیبجوئی کنند» .
و فرمود: «هر که درباره مسلمانی به کلمه‏ای اشاره کند تا بدان وسیله او را در دنیا به ناحق خوار سازد، خداوند در قیامت او را در دوزخ خوار گرداند» .
و فرمود: «هر مردی که درباره مرد دیگر چیزی را که از آن بری و پاک است‏شایع کند تا به این وسیله او را در دنیا خوار سازد، بر خدا حق است که وی را در قیامت‏به خواری و ذلت در آتش افکند» .
و فرمود: «چون خدا بهشت را آفرید به آن فرمود: سخن بگوی، بهشت گفت:
هر که داخل من شد به سعادت رسید.خدای جبار، جل جلاله، فرمود: به عزت و جلالم سوگند! هشت گروه از مردم در تو جای نخواهند گرفت: باده پرست (دائم الخمر)، اصرار کننده بر زنا، سخن چین، دیوث، پلیس و لشکر پادشاه ستمگر، مخنث، آن که قطع رحم کند، و کسی که با خدا عهد بندد و به آن وفا نکند» .
امام باقر علیه السلام فرمود: «بهشت‏بر غیبت کنندگان و سخن چینان حرام است‏» .
و فرمود. «بنده خدا روز قیامت محشور شود و با اینکه در دنیا خونی نریخته، به اندازه یک حجامت‏یا بیشتر خون به وی دهند و گویند: این سهم تو از خون فلانی است.عرض می‏کند: خدایا تو می‏دانی که تا وقتی که جانم را گرفتی خونی نریختم، خداوند فرماید: آری، تو از فلانی چنین و چنان شنیدی و به ضرر او بازگو کردی، و این نقل تو دهان به دهان به فلان ستمکار رسید و وی با شنیدن آن او را کشت، و این سهم تو از خون اوست‏» .

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  11  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله سخن چینى