فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله رفع کمردرد با ورزش

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله رفع کمردرد با ورزش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

برای کمر درد ناتوان کننده ای که اغلب کارگران بدان مبتلا می شوند ، یک برنامه ورزشی تحت کنترل همراه با تقویت عضلات کمر با ورزش که قابلیت ارتجاعی و تعادل را بهبود می بخشد ، سودمند است.
در این مطالعه برنامه ورزشی فعال بیش از روشهایی مانند استفاده از اولترا سوند ، تحریک الکتریکی و کیسه گرم کننده در کاهش درد کمر موثر بود.به گفته سرپرست این تحقیق کارگرانی که بعلت کمر درد قادر به کار نبودند با پیگیری برنامه ورزشی توانایی خود را بازیافتند. وی می گوید اکثر مردم با دچار شدن به درد ، از فعالیت خود می کاهند لذا با افزایش قدرت آنها به کمک ورزش مناسب می توان درد را تسکین داد. نتایج مطالعه فوق فوائد توانبخشی حرکتی را در مبتلایان به کمردرد را تایید می کند حتی بنظر می رسد دنبال کردن برنامه های ورزشی شدید تر در این مورد موثر تر است.

 

 

 


کمردرد و کمبود ویتامین
دردهای مزمن و طولانی، ولو خیلی هم شدید نباشند، گاه آزاردهنده‌تر از دردهای شدید و گذرا هستند. ناشناخته بودن علت اصلی این دردها هم خود مزید بر علت است و آزار آنها را بیشتر می‌کند.

به تازگی مطالعه‌ای انجام شده که رابطه کمبود ویتامین D را با برخی انواع این دردها مشخص کرده که منشا عضلانی اسکلتی دارند.
این مطالعه جدید نشان داده که حداقل در زنان مسن، کمردرد می‌تواند ناشی از کمبود این ویتامین باشد. خبرگزاری رویترز این مطالعه محققان دانشگاه دل‌آور را چنین گزارش کرده است که آنها سطح خونی ویتامین D را در گروهی از مردان و زنان با حداقل سن 6 سال اندازه‌گیری کردند.
این ها افرادی بودند که هر کدام حداقل در یک نقطه از بدن‌شان، دردی با شدت متوسط و بیشتر حس می‌کردند. در 58 درصد زنان مورد مطالعه و در 27 درصد مردان مورد مطالعه، کمبود ویتامین مشاهده شد.
وقتی نتایج به لحاظ آماری تحلیل شد، در گروه مردان رابطه معنی‌داری بین کمبود ویتامین و درد مزمن یافت نشد، اما مشخص شد کمبود ویتامین باعث 2 برابر شدن احتمال بروز درد در زنان می‌شود.
محققان می‌گویند نرمی استخوان ناشی از کمبود ویتامین، احتمالا باعث انعطاف‌پذیری و کشش نامناسب ستون فقرات و در نهایت درد آن می‌شود.
پیش از این نیز البته در مطالعات گوناگون، از رابطه انواع دردهای عضلانی و اسکلتی با کمبود ویتامین D سرنخ‌هایی به دست آمده بود، اما هنوز نتایج قطعی و قابل‌استنادی در این باره به دست نیامده است.
اما این دردها، تنها مواردی از تاثیر کمبود ویتامین D در بروز بیماری‌ها نیستند. کمبود این ویتامین، علاوه بر اختلال در ساختار استخوان‌ها، نشان‌دهنده مشکل جدی‌تری در بدن هم می‌تواند باشد.
چنان‌که از جمع‌بندی برخی مطالعات می‌توان نتیجه گرفت که احتمالا بتوان کمبود ویتامین D را نوعی شاخص برای تعیین وضعیت التهابی بدن در نظر گرفت. این وضعیت، در واقع پاسخ نابجای سیستم ایمنی بدن است که می‌تواند منشا بروز طیف وسیعی از بیماری‌ها باشد.
سرطان‌ها، گروهی از این بیماری‌ها هستند که به ویژه در مورد رابطه سرطان سینه و کمبود ویتامین D مطالعاتی انجام شده و نتایج اولیه‌ای هم به دست آمده است.
بیماری دیگری که رابطه کلی آن با کمبود این ویتامین تا حدی روشن شده، بیماری MS (مولتیپل اسکلروزیس) است که البته هنوز به نتیجه قطعی نرسیده است.

 

نشستن و ایستادن صحیح در کمردرد
کمردردهای حاد، شدید و ناگهانی، معمولا با گذشت زمان و درمان مناسب، برطرف می‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 


برای اینکه این دوره زودتر و علمی‌تر بگذرد به توصیه‌های زیر عمل کنید:
1- نشستن:
طی ده تا بیست روز اول پس از کمردرد؛
الف: حتی المقدور کمتر بنشینید و سعی کنید مدت زمان نشستن از 10 تا 15 دقیقه بیشتر نشود.
ب: در زمان نشستن از یک بالش کوچک برای پُر کردن گودی کمر خود استفاده کنید و توجه داشته باشید که پشتی صندلی شما سفت باشد.
پ: روی زمین ننشینید یا در حالت لمیده نباشید.
ت: مفاصل ران و زانوی شما در حالت زاویه ی قائمه قرار گیرند. پاها را به صورت ضربدری نگذارید و سعی کنید کف پایتان روی سطح صافی قرار گیرد (در صورت لزوم از چهارپایه‌های کوتاه یا بالشی برای زیر پا استفاده کنید).
ث: باسن شما کاملا به انتهای کفی صندلی بچسبد، کاملا صاف و کشیده بنشینید (سعی کنید انحنای ستون فقرات تا حد امکان کاهش یابد). این حالت را برای چند ثانیه حفظ کنید.
سپس به آرامی تکیه دهید (زاویه پشتی صندلی ازمحور عمود 10 درجه بیشتر باشد).
ج: از صندلی‌های با پشتی بلند و دسته‌دار استفاده نمایید. چرا که نشستن روی نیمکت یا صندلی‌های غیر مناسب باعث افزایش انحناهای غیر طبیعی بدن شده، موجب افزایش درد و مشکلات شما خواهد شد.
چ: در محل کار ارتفاع صندلی خود را تنظیم کنید، به میز کارتان نزدیک باشید و حتی‌المقدور سطح آن را شیب دار کنید، به گونه‌ای که به جای خم شدن بیش از حد ستون فقرات شما، سطح میز به صورت شیب دار قرار گیرد.
آرنج و دست‌های خود را حتی‌المقدور آویزان نکنید و از دسته‌های صندلی برای راحت‌تر قرار گرفتن آنها استفاده نمایید.
شانه‌هایتان را سفت نکنید.
ح: وقتی روی صندلی نشسته‌اید، از چرخش بدن استفاده نکنید، چرا که این حرکت فشار زیادی به ستون فقرات وارد می‌آورد، سعی کنید به جای این کار، کل بدن را بچرخانید.
خ: با احتیاط از جا بلند شوید و به جای فشار بر ستون فقرات برای تغییر وضعیت، از عضلات پا استفاده کنید. خم شدن به جلو در وضعیت ایستاده، یا جلو دادن شکم مطلقا توصیه نمی‌شود، چرخش حول محور کمر ممنوع است.

 

 

 

 

 


2- رانندگی:
حداقل طی ده تا بیست روز اول پس از کمردرد حاد؛
الف: از بالش‌های کوچکی برای حمایت عضلات و مهره‌های کمر استفاده کنید.
ب: حتی‌المقدور صندلی را به فرمان نزدیک کنید تا به کاهش گودی کمرتان کمک کند.
3- ایستادن:
حداقل طی ده تا بیست روز اول پس از کمردرد حاد؛
الف: در زمان ایستادن سر رو به جلو، شانه‌ها مستقیم، سینه به جلو و تحمیل متعادل وزن به هر دو پا باشد.
ب: از ایستادن طولانی مدت در یک وضعیت خودداری کنید.
پ: حتی‌المقدور ارتفاع میز کارتان را در سطحی مناسب تنظیم کنید.
ت: در زمان ایستادن سعی کنید از یک زیرپایی مناسب استفاده کنید و هر چند دقیقه، یک پای خود را روی آن قرار دهید.
ث: اگر در آشپزخانه مشغول کار هستید، درب کابینت زیر ظرفشویی را باز کنید و هر چند دقیقه یکی از پاها را روی کف آن بگذارید. (به جای زیرپایی)
ج: حتی‌المقدور وسایلی را که بیشتر به آنها احتیاج دارید در سطح بالاتر و اصطلاحا دم دست‌تر قرار دهید تا مجبور نباشید مرتباً برای برداشتن آنها به پایین خم شوید.
در صورت ضرورت، به جای خم شدن و تا کردن کمر، از زانوهایتان کمک بگیرید و وسیله مورد نظر را حتی‌المقدور به بدن خود نزدیک کنید آنگاه با احتیاط و به آرامی بلند شوید.

 

دیسک کمر و علائم آن

 

 

 

 

 


بیماری دیسک کمر یکی از بیماری‌های ناتوان کننده‌ای است که متاسفانه امروزه شیوع بالایی پیدا کرده است و بسیاری افراد از ابتلا به آن رنج می‌برند. از طرفی با وجود گسترش وسیع علم پزشکی، روش‌های تشخیص و درمانی جدید و موثری برای آن پیدا نشده است و بی‌توجهی به آن و پیشرفت بیماری می‌تواند عواقب ناخوشایندی به دنبال داشته است.
پای صحبت دکتر فرزین هاشمیان، متخصص و جراح مغز و اعصاب و ستون فقرات می‌نشینیم تا با این بیماری به طور کامل آشنا شویم.
آقای دکتر لطفا بفرمایید بیماری دیسک کمر چیست؟
در حالت کلی منظور از بیماری دیسک کمر، در رفتگی با بیرون زدگی قسمت مرکزی یا هسته دیسک می‌باشد که با پارگی‌های کوچکی که به‌صورت شیارهای باریکی در اطراف آن، کم‌کم ایجاد می‌شود همراه است. این بیرون زدگی‌ها و دررفتگی‌ها روی ریشه‌های عصبی پشت این دیسک فشار می‌آورند و باعث ایجاد درد و سایر عوارض می‌شوند.
عوامل ایجاد کننده بیماری دیسک کمر یا پارگی یا بیرون زدگی دیسک کمر چیست؟
در ایجاد بیماری دیسک کمر عوامل زمینه‌ای مانند ژنتیک مطرح می‌باشد ولی اصولا بیرون زدگی و پاره‌ شدن دیسک در اثر استفاده ناصحیح از مهره‌ها و طرز رفتار ناصحیحی است که افراد با بدن خود انجام می‌دهند. در حیوانات چهارپا اصولا چیزی به نام پارگی دیسک کمر نداریم و این بیماری بهایی می‌باشد که انسان برای راست ایستادنش می‌‌پردازد. به علت فشاری که برآیند نیروهای وزن آدم روی مرکز ثقل وارد می‌کند و فشاری که روی آن ناحیه از مهره‌های تحتانی کمر وارد می‌شود، ستون فقرات بار بیش‌تری را نسبت به سایر قسمت‌ها تحمل می‌کند و علت این که ما بیش‌تر بیماری‌های دیسک را در این نواحی می‌بینیم همین می‌باشد. شایع‌ترین محل درگیری دیسک کمری در کشور ایران مهره‌های 4 و 5 و در کشورهای اروپایی معمولا مهره‌های 5 کمری و یکم خاجی می‌باشد و این تقاوت به علت نوع استخوان بندی می‌باشد. در ایران به طور معمول لگن‌ها برجسته‌تر هستند، ولی در اروپا لگن‌ها صاف‌تر می‌باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پاره شدن دیسک طبق آمارهای موجود در خانم‌ها بیش‌تر است و معمولا در قسمت چپ دیده می‌شود. طرز نشستن، راه رفتن و خوابیدن و نوع بلند کردن اجسام و حمل آن‌ها در ایجاد دیسک کمر بسیار موثر می‌باشد. به عنوان مثال اگر می‌خواهیم کتابی را با خود حمل کنیم، هر چه به بدن نزدیک‌تر نگه داریم فشاری که به دیسک‌ها وارد می‌آید کم‌تر خواهد بود و هر چه دورتر نگه داریم و یا در حالت دولا شدن به سمت جلو، مخصوصا در حالت چرخش، جسم سنگینی را حمل یا جا به‌جا کنیم مانند جا به‌جایی گلدان، امکان آسیب رسیدن به به این قسمت‌ها بیش‌تر می‌یاشد. بنابراین باید سعی شود از این نوع حرکات خودداری شود و اگر مجبور باشید که چیزی را از زمین بلند کنید حتما زانوها را خم کرده و با خم شدن هر دو زانو، آن جسم را کاملا نزدیک به بدنتان بردارید. حتی‌الامکان سعی کنید برای جا به‌جایی اجسام سنگین از وسایل کمکی مثل ریل، چرخ و اهرم استفاده کنید.
بیماری دیسک کمر بیش‌تر در چه افرادی دیده می‌شود؟ آیا ژنتیک نقش موثری در ایجاد آن دارد یا نه؟
بیماری دیسک کمر معمولا از دهه سوم به بعد ایجاد می‌شود، البته در زنان جوان، دیسک جوانی هم دیده می‌شود، ولی بسیار نادر است. قابل ذکر است که دیسک جوانی در مهره‌های کمر ایجاد نمی‌شود و در مهره‌های پشتی (قسمت بالای مهره‌های کمری) در اثر ضربه اتفاق می افتد و با توجه به اینکه در حدود سن20 سالگی پدیده پیر شدن برای دیسک وجود ندارد و به اصطلاح دژنره نشده است و از سن 20 سالگی به بعد کم کم آب دیسک‌ها کم می‌شود و امکان شکننده شدن آنها و ترک‌های موجود بیش‌تر می‌شود. هر چه سن بالاتر رود، احتمال پیدا شدن دیسک زیادتر می‌شود.
عوامل ژنتیکی نیز در پیدایش دیسک مطرح می‌باشد که در مواردی ممکن است تاثیرگذار باشد.
علایم بیرون زدگی یا پارگی دیسک کمر کدام است؟
معمولا بیماری دیسک کمر با دردی در ناحیه کمر شروع می‌شود. در مراحل اولیه این درد فقط در کمر ایجاد می‌شود و به جاهای دیگر زیاد انتشار نمی‌یابد و اگر به آن توجه نشود و این فشارها ادامه پیدا کنند، به علت این که قسمت مرکزی مهره‌ها بیرون زدگی پیدا می‌کند و روی ریشه عصب فشار می‌آورد، آزردگی ریشه عصب به وجود می‌آید و به دنبال آن درد و سایر عوارض ایجاد می‌شود. این درد می تواند به باسن، پشت پا تا پایین پا و زانوها و مچ پا و حتی انگشتان امتداد باید قسمت‌های درگیر و میزان و نوع درد و انتشار آن به سطحی که دیسک در رفته است و به محل فشار روی ریشه‌های عصبی بستگی دارد.
راه‌های تشخیص بیرون زدگی یا پارگی دیسک کمر کدام است؟
تشخیص در مرحله اول با شرح حال گرفتن از بیمار و معاینه دقیق همراه می‌باشد و در معاینه از روش‌های مختلف استفاده می‌شود که شامل معاینه رفلکس‌ها و معاینه حس و حرکت و حساسیت‌های موضعی و مانورهای خاص می‌باشد. این معاینات معلوم می‌کند که این دیسک فشار را به ریشه‌های عصبی وارد می‌کند یا نه. در مراحل بعدی تشخیص با پاراکلینیک می‌باشد که معمولا شامل آزمایشات مختلف و رادیوگرافی است.
MRI بهترین روش تشخیص می‌باشد. با دستگاه MRI نه تنها سطح در رفتگی دیسک، بلکه میزان در رفتگی و میزان فشار وارده به عصب را نیز می‌توان اندازه‌گیری کرد و مجموعه‌ی اعمال بالا به پزشک نشان می‌دهد که آیا بیمار نیاز به عمل جراحی دارد یا نه، و آیا بیمار با روش‌های درمانی غیر تهاجمی مانند فیزیوتراپی و دارو درمانی قابل درمان است یا خیر.

 

135 درجه را فراموش نکنید

 

 

 

 

 

 

 

شما در طول یک روز کاری چند ساعت می نشینید؟
اگر شغل شما از آن نوع شغل هایی است که بیشتر یا حتی تمام ساعات کاری نشسته اید، بهتر است برای پیشگیری از مشکلات شایع کمردرد، شیوه ی صحیح نشستن را یاد بگیرید.

 

نشستن صحیح به کاهش دردهای ناحیه ی کمر کمک می کند
نه، اشتباه نکنید. منظورمان این نیست که صاف بنشینید و تمام روز را طوری که انگار عصا قورت داده اید، پشت میزتان کار کنید.
لابد می پرسید از قدیم همه می گفتند: قوز کرده ننشینید، حالا اگر قرار باشد صاف هم ننشینیم، پس چه طور بنشینیم؟
برای پیدا کردن جواب، این مطلب را تا آخر بخوانید.
محققان با بررسی تمامی نتایج تحقیق اعلام کردند که حالت نشستن 135 درجه ای بهترین وضعیت برای کمر است. پس بهتر است برای پیشگیری از مشکلات ناحیه ی ستون فقرات و کمر از این به بعد این طور بنشینیم.

 

صاف نشستن بهترین حالت نشستن نیست
محققان اسکاتلندی و کانادایی با استفاده از شکل جدیدی از تصویر برداری " ام.آر.آی" نشان دادند که صاف نشستن فشار غیر ضروری در ناحیه ی کمر ایجاد می کند.
پژوهشگران "انجمن رادیولوژی آمریکای شمالی" بهترین وضعیت نشستن در پشت میز را حالتی اعلام کردند که در آن بدن اندکی به سمت عقب متمایل باشد.
در این مطالعه، بیماران را در سه وضعیت مختلف نشستن مورد بررسی قرار دادند:
- وضعیت خمیده که در آن بدن به سمت جلو خم می شود، طوری که به سمت میز خم می شوند.
- وضعیت نشستن عمودی 90 درجه ای
- وضعیت لم داده و راحت، در حالی که پاها روی زمین قرار دارند، بدن به عقب خم شده و با ران ها زاویه ی 135 درجه ای می سازد.
محققان در این مطالعه اندازه ی زوایای ستون فقرات، ارتفاع دیسک و حرکت نابجای دیسک ستون مهره ها را در این سه موقعیت بررسی کردند و متوجه شدند که حرکت نابجای دیسک ستون مهره ها زمانی ایجاد می شود که فشار ناشی از وزن روی ستون مهره ها قرار می گیرد و همین فشار موجب می شود که دیسک از جای خود خارج شود.
در این مطالعه بیشترین میزان حرکت نابجای دیسک در وضعیت عمودی نشستن 90 درجه ای دیده شد. در حالت خمیده هم کاهشی در ارتفاع دیسک ستون مهره ها دیده شد.
ولی کمترین میزان حرکت نابجای دیسک در وضعیت نشستن به سمت عقب دیده شد که نشان می دهد نشستن در وضعیت راحت تر، فشار کمتری بر دیسک های ستون مهره ها و ماهیچه ها و تاندون های مربوطه وارد می کند.

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  25  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رفع کمردرد با ورزش

دانلود مقاله بیابان زدایی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بیابان زدایی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 مقدمه
جهت تعریف بیابان بایستی مناطق خشک را شناخت و از آنجایی که ویژگیهای مناطق خشک زیاد است تعریف آن در یک جمله مشکل است . بنابراین بیابان را به صورتهای مختلف تعریف کرده اند .
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی « بیابان به سرزمینی گفته می شود که توان حیات و زیست موجودات در آن بدلیل کمی بارندگی بسیار محدود باشد . » و دو ویژگی عمده اغلب بیابانها کمبود بارش و تبخیر زیاد باشد .
اصطلاح بیابان زایی اولین بار توسط یک جنگل بان فرانسوی (آبرویل)در سال 1949 به کار گرفته شد. منظور او از کاربرد این اصطلاح بیان وضعیت بخشی از جنگل های بارانی آفریقا بود که با هدف تبدیل اراضی به مزارع کشاورزی و جنگل تراشی ، سوزانده شده و پس از رهاسازی به مرور درختچه زار و بوته زار تبدیل می شوند. تاآماده برای تبدیل شدن به اراضی زراعی وباغی گردند. او معتقد بود که چنین پدیده ای در مناطق حاره ای نیم مرطوب آفریقا باعث بوجود آمدن نوعی از بیابان در عرصه هایی که در گذشته پوشیده از جنگل بوده اند، می شود.پس از آن اصطلاح بیابان زایی توسط کارشناسان و پژوهشگران دیگری برای تبیین وضعیت تخریب اراضی در سایر مناطق بویژه در مناطق خشک توسعه و تعمیم یافت.
در کنوانسیون جهانی مبارزه با بیابان زایی در سال 1994 بیابان زایی چنین توصیف گردید: بیابان زایی یعنی تخریب اراضی نواحی خشک که ناشی از فاکتورهای متفاوتی شامل تغییرات آب و هوایی و فعالیت های بشری می باشد و یا به تعریفی دیگر تخریب اراضی به معنی کاهش یا فقدان کامل تولید بیولوژیک اقتصادی اراضی آبی و غیر آبی، مراتع و جنگل ها و دیگر اراضی،با توجه به کاربردشان، یا دیگر فعالیت های منتهی به فرسایش آبی و بادی خاکها در مدت زمان طولانی که باعث نابودی یا کاهش پوشش گیاهی گشته است.
برخی ازشاخص های بیابان زایی شامل کاهش اراضی پوشیده از پوشش گیاهی، افزایش سطح بازتاب اراضی، میزان کاهش گیاهان چندساله مخصوصاً درختان و بوته ها، تخریب و فرسایش خاک، توسعه تپه های ماسه ای، شور شدن و باتلاقی شدن خاک هاست .
سال(1996) از آن رو که هم به پیشنهاد دبیرکل سازمان ملل متحد، نام «بیابان و بیابان زایی» را بر پیشانی اش داشت و هم نخستین سال اجرای برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی درایران محسوب می شد، از دو منظر ملی و بین المللی واجد اهمیتی کم نظیر بود. هر چند بیابان زایی را سومین چالش پیش روی بشر در هزاره سوم لقب داده اند، اما به جرأت می توان ادعا کرد که بیش از هر عامل مستقل مخرب و کاهندة دیگری، مقبول ترین آرمان زمانه معاصر، یعنی «توسعه پایدار» را با چالشی جدی مواجه ساخته و شعارهای دولتی دستیابی به آن را به سخره گرفته است. در این میان، تهدید بیابان زایی در ایران زمین، کشوری که ابعاد آسیب پذیری و ناپایداری عرصه های طبیعی اش از همیشه بحرانی تر به نظر می رسد،‌نه تنها در سطح منطقه که در تمامی کره زمین و در مقایسه با اغلب کشورهای جهان پیش برنده تر وخطرسازتر می نماید. سیطره 7/89 درصدی سرزمین های خشک، کمبود فاحش ریزش های آسمانی به نسبت میانگین های جهانی، پراکنش ناهنجار مراکز جمعیتی و عدم تناسب آن با اندوخته های آبی کشور، ضریب تغییرات فاحش اقلیمی آن از میانگین های درازمدت سالانه، وجود شناسه های غیرقابل انکار فقر در تمامی ابعاد پنج گانه پایداری (بوم شناختی، سکونت گاهی، اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی)، به همراه میل شدید کشور به توسعه و جبران عقب ماندگی های اغلب تحمیل شده ماضی به هر قیمتی، بخشی از مهم ترین دلایل شتاب ویران گر بیابان زایی در گسترة زادبوم مشترک و عزیز ماست.
با این وجود بر این باوریم که نفرت ما از بیابان زایی، نباید منجر به تزلزل اراده و کاهش علاقه ما در حفظ و پایداری بیابان ها و کویرهای منحصر به فرد کشور شود. چرا که همین سرزمین های خشک و همین بیابان ها و کویرهای سوزان و پهناور که در برهنگی شاید نظیر نداشته باشند، از ثروت هایی دیگر و کمتر شناخته شده بهره مند هستند که در مقایسه با چیزی که به واسطه دارا بودنشان از دست داده ایم، بسیار عظیم و گرانسنگ هستند، ثروت ها و مزیت هایی که برای دیدن و بهره گیری از آنها فقط کافی است از آنجایی که همیشه ایستاده ایم،‌ تکان خورده و منظر دیدمان را تغییر دهیم. دستاوردی که طنین نزدیک شدن گام هایشان را با نام گذاری سال 2007 با عنوان «بیابانزایی وتغییراقلیم : دو چالش جهانی» به خوبی می شود شنید.
بیابانزایی، به مفهوم تخریب سرزمین، تخریب زوال اکوسیستم های طبیعی یاکاهش توان تولیدبیولوژیک اراضی درمناطق خشک، نیمه خشک وخشک نیمه مرطوب است. بیابان زایی پدیده ای پیچیده، خزنده، موذی و چند بعدی است که علاوه برعوامل طبیعی ، عوامل انسانی نیز،ازاصلی ترین عوامل بیابانزایی محسوب می گردد. ازمهمترین عوامل طبیعی بیابانزا می توان به ویژه عوامل اقلیمی همچون میزان وپراکنش نامناسب زمانی ومکانی نزولات آسمانی،تبخیر وتعرق سالانه زیاد-30تا40برابر متوسط بارندگی سالانه در مناطق بیابانی-، طول دوره نسبتاً کوتاه برگشت خشکسالی واستمرارآن، طوفان های بادموسمی ونیزخاک حساس به فرسایش، فقرپوشش گیاهی، لغزش ورانش زمین اشاره نمود. همچنین ازمهمترین عوامل انسانی بیابانزا بعنوان عوامل قابل کنترل ومدیریت می توان به عدم تعادل موجودوظرفیت مراتع، بوته کنی وتخریب جنگلها ومراتع، تبدیل وتغییرغیراصولی کاربری اراضی، تخریب سرزمین ناشی ازبرداشت معادن سطحی، آیش بلندمدت اراضی حساس به فرسایش، برداشت بی رویه ودرنتیجه افت سطح سفره های آب زیرزمینی، شخم درجهت شیب دیمزارها، شیوه های نامناسب آبیاری و...اشاره نمود.
فرآیند بیابان‌زائی
بیابان‌زائی یک حادثه یا اتفاق نیست که ناگهان روی دهد، بلکه یک روند است. در حقیقت بیابان‌زائی پدیده‌ای است که نمایانگر یک سیر تحول از خوبی به سمت بدی و از آبادانی به سمت ویرانی است.بیابان‌زائی را می‌توان شبیه یک بیماری دانست که توان تولید زمین بارور را کاهش می‌دهد و زمینه را برای نابودی قابلیت‌ها و کاهش ظرفیت‌های تولیدی فراهم می‌سازد و اگر به‌طور منطقی با آن مقابله نشود، آنچنان شدتی می‌گیرد که باعث انهدام قابلیت زمین و نابودی کامل توان تولیدی آن می‌شود و در نهایت به مرگ زمین می‌انجامد که چیز تازه‌ای نیست و هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در شرف وقوع و ظهور است.برای برخورد با معضل جهانی افزایش بیابان‌ها، عهدنامه‌ای با عنوان ”کنوانسیون جهانی مبارزه با بیابان‌زدائی“ تدوین شده است که اهداف این کنوانسیون در راستای جلوگیری یا کاهش تخریب زمین و احیاء زمین‌هائی که تاحدودی تخریب یا بیابانی شده‌اند، می‌باشد.از سوی دیگر، بیابان‌زائی نتیجه تأثیر پیچیده مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی، شیمیائی، بیولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در سطوح مختلف اعم از محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است.در واقع نابودی منابع آب، خاک و پوشش گیاهی در نهایت منجر به فروپاشی نظام‌های سیاسی و اقتصادی این جوامع می‌شود. از این‌رو عده‌ای از متفکران بر این باورند که علت اصلی سقوط و فروپاشی بسیاری از تمدن‌های قدیمی بین‌النهرین، مصر، هند و بخش‌هائی از آسیای جنوب‌شرقی را می‌باید در بیابان‌زائی و نابودی منابع طبیعی و پس‌رفت توان تولیدی آب، خاک و پوشش گیاهی این منطقه جست‌وجو کرد.بیابان‌زائی پدیده‌ای نیست که گریبانگیر گروه خاصی از یک جامعه باشد، بلکه نظام‌های شهری و روستائی، زن و مرد، کوچک و بزرگ را نیز در برمی‌گیرد. به تعبیری بیابان‌زائی سوراخی است در بدنه یک کشتی که همه سرنشینان این کشتی باید بیمناک باشند. بیابان‌زائی یکی از معضلات عمده زیست‌محیطی در مناطق خشک کره‌زمین است که به دلایل استفاده مفرط از زمین، چرای مفرط دام‌ها، تغییرات اقلیمی، خشکسالی، آبیاری نادرست و جنگل‌زدائی رخ می‌دهد.از دیگر شاخص‌های تشخیص انهدام خاک و بیابان‌زائی، کاهش تولید بیولوژیک اعم از کمی یا کیفی است. در مناطق خشک به‌طور طبیعی میزان بارش در طی زمان، دارای نوساناتی است در نتیجه وقوع پدیده خشکسالی به‌علت بارش کمتر از حد میانگین، امری محرز است.لذا با توجه به موارد فوق، برای دستیابی به اهداف عملی در زمینه بررسی علل بیابان‌زائی می‌بایست به فرایندهای زیر توجه کرد:
۱) زوال پوشش گیاهی ۲) فرسایش آبی و بادی ۳) کاهش موادآلی خاک و شور شدن خاک ۴) تجمع موادسمی برای گیاهان و حیوان در خاک.

بیابانزایی طبیعی:
فقدان پوشش گیاهی ولایه محتوی موادآلی(که جاذب رطوبت باشد) سبب می شودکه درخاکهای مناطق خشک ماندگاری وجریان آب درسطح بیش ازنفوذ آن درخاک باشد همین امرسبب می شودکه درمناطق خشک با وجودمقدارکم بارندگی اثرجریانهای آب به صورت گسترده و وسیعی در سطح زمین ظاهرشود.سیلابهای مناطق خشک ایران که هرساله باعث نابودی و ویرانی قسمتی از این سرزمین می شود نمونه گویای این موضوع می باشد مخصوصاً با ازبین رفتن پوشش گیاهی این مناطق خسارت چندین برابرمی شود.به طورمثال خسارتی که براثر سیل سال1371 به بیش از یازده استان ایران واردشده پس از زلزله بهار سال1369 استانهای شمالی وشمال غربی ایران(گیلان وزنجان)سنگین ترین صدمه بوده است.درجریان این سیل بیش ازپانصد نفرجان خود را ازدست داده ونزدیک به یک میلیارد دلار خسارت به مردم این مناطق وارده شده است.
مهمترین عوامل طبیعی یاعوامل محیطی بیابانی شدن اراضی در ایران را می توان بقرار ذیل بیان نمود:
1ـ عواملی اقلیمی: از جمله عوامل اقلیمی بیابانزا در ایران عبارتند از:
• متوسط بارندگی سالانه پایین: متوسط بارندگی سالانه ایران حدود 30 درصد متوسط جهانی است.
• پراکنش نامناسب زمانی و مکانی نزولات آسمانی: تمرکز زمان اغلب نزولات سالانه در فصول پاییز و زمستان و از نظر مکانی در استان های شمالی کشور.
• متوسط تبخیر سالانه زیاد: متوسط تبخیر سالانه در ایران بالغ بر سه برابر متوسط جهانی بوده به طوری که حتی در برخی از نقاط بیابانی کشور به بالغ بر 4500 میلی متر درسال می رسد.
• دوره برگشت کوتاه خشکسالی، که در برخی مناطق بعضاً‌به 3 تا 5 سال یک بار می رسد.
• وسعت گسترده اراضی با اقلیم خشک و فراخشک: در مجموع حدود 66/64 درصد مساحت کشور دارای اقلیم خشک و فراخشک بوده که این رقم در بعد جهانی به 6/19 درصد خشکی های جهان محدود می گردد به طوری که جمهوری اسلامی ایران روی سگک کمربند خشک جهان قرار گرفته و دارای گرمترین، خشک ترین و شورترین کویرهای تابستانی جهان است.
2ـ سازندهای شور و تبخیری و گنبدهای نمکی
3ـ وقوع بلایای طبیعی همچون لغزش،‌رانش زمین و سیل
3- بیابانزایی انسانی:
اعتقاد براین است که درهنگام تخریب منابع طبیعی باید ردپایی ازناآگاهی ها ودخالتهای بی مورد انسان را جستجوکرد.بادخالت انسان اثرشرایط سخت آب وهوایی نیز درکنارفعالیتهای سوء وغلط اوشدت می یابد.درمیان اقدامات ناهنجارانسان می توان بهره برداری بی رویه کشاورزی به وسیله شخم دراراضی شیب دار ودرجهت شیب، تک کشتی به ویژه غلات واغلب با شیوه ای که خاک درطی یک دوره از سال عریان است(آیش)، چرای بی رویه دام، به زیرکشت بردن مراتع وقطع درختان ودرختچه ها وبوته ها( که به طور طبیعی تکثیر می شوند) برای تهیه سوخت های خانگی رامشخص نمود. وضعیت اخیربسیارحاد است.دراثرچرای بی رویه وقطع رستنی ها، زمینهای لگدمال شده توسط جانوران، لخت وعریان شده، وبافرسایش آبی وبادی مواجه می گردند ودریک کلام آثار سوء بیابان زایی پدیدارمی شود.این نوع بیابان زایی سریعتراز بیابان زایی است که باتغییرات آب وهوایی رخ می دهد.
یکی دیگر از شیوه های بهره برداری غلط از زمین، تبدیل مراتع به زمین های زراعی به ویژه کشت دیم است.حدکشت دیم با بارش سالانه بیش از 250 میلی متر تعیین می شود وحتی با توجه به خشکسالی ها میانگین بارش سالانه باید350 میلی متر وبیشتر ازآن باشد از این رومناطقی که ازاین حدکمتر بارندگی دارند، به زیرکشت بردن آنها ازنقطه نظرعلمی نادرست است.
رشد فزاینده جمعیت کشور (که طی سنوات 1335 تا 1375 دوبرابر شده) سبب افزایش نیاز، افزایش فشار به منابع پایه و به تبع آن تشدید ناپایداری و تخریب سرزمین (بیابانزایی) شده است. بدین ترتیب مهمترین عوامل انسانی بیابانزا در ایران عبارتند از:
• بهره برداری بیش از حد از منابع آب های زیرزمینی (تعداد چاه های عمیق و نیمه عمیق طی سی سال اخیر 10 برابر شده) بیلان منفی آب دشت ها (200 دشت از 600 دشت کشور 1/6 میلیارد مترمکعب) و در نتیجه افت (کمی و کیفی) سطح سفره آب های زیرزمینی.
• آلودگی شیمیایی و ... ناشی از پساب های کشاورزی، صنعتی و ...
• بوته کنی،‌تخریب جنگل ها و مراتع (به طور متوسط 15 میلیون مترمکعب در سال توسط جوامع روستایی و عشایری به ویژه جهت تأمین سوخت فسیلی)
• تبدیل غیراصولی جنگل ها و مراتع
• چرای مازاد بالغ بر 50 میلیون واحد دامی در مراتع و جنگلهای کشور که منجر به کاهش درصد تاج پوشش گیاهی و در نتیجه تشدید فرسایش آبی و بادی و کاهش تنوع زیستی (1728 گونه از 8600 گونه کشور در معرض انقراض) گردیده است.
• آیش درازمدت و یا رهاسازی اراضی زراعی حساس به فرسایش آبی و بادی و نیز شخم در جهت شیب.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  24  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بیابان زدایی

دانلود مقاله بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم یابی پرسشنامه مدیریت زمان (TMQ) در بین مدیران و معاونان دستگاه های دولتی شهر

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم یابی پرسشنامه مدیریت زمان (TMQ) در بین مدیران و معاونان دستگاه های دولتی شهر تهران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده
این پژوهش با هدف بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم‌یابی پرسشنامه مدیریت زمان در گروه نمونه‌ای با حجم 400 نفر از مدیران 9 دستگاه دولتی واقع در تهران به روش نمونه‌برداری غیرتصادفی ‌(نمونه در دسترس) انتخاب و پرسشنامه مدیریت زمان بر روی آنها اجرا گردید. ابزار پژوهش، مجموعه 32 سؤالی مدیریت زمان (TMQ) بوده و هر سوال بر پایه طیف لیکرت چهار گزینه‌ای درجه‌بندی شده است. پس از اجرای آن روی یک نمونه 50 نفری و بررسی و تأئید صاحبنظران، شواهد وابسته به روایی محتوایی سیاهه به دست آمد و اجرای آن در سطح وسیع‌تر ممکن گردید. آلفای کرونباخ، پس از جمع‌آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل داده‌ها، ضریب اعتبار 774/0 را نشان داد. هیچکدام از سوال‌ها از مجموعه 32 سؤالی حذف نشده است. برای بررسی روایی سازه و پاسخ به این پرسش که «مقیاس مدیریت زمان چند عاملی است؟»، از روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی استفاده شد. مقدار کفایت نمونه‌برداری (KMO) برابر با 772/0و معنادار بودن مشخصه کرویت بارتلت‌ حاکی از وجود شرایط مناسب جهت اجرای تحلیل عاملی بوده است. نتایج تحلیل عاملی با چرخش واریماکس منجر به استخراج 5 عامل شد که بر روی هم 4/36 درصد واریانس کل را تبیین می‌کند. این عوامل عبارتند از: 1) نظم‌دهی و عمل به موقع، 2) رعایت تعادل و توازن، 3) توجه بر ساعت و زمان، 4) کنترل و نظارت و 5) ساماندهی. در نهایت به منظور تعبیر و تفسیر نمره‌های مدیریت زمان مدیران مورد مطالعه دو نوع نرم درصدی و مقوله‌ای تهیه گردیده است.

 

 

 


فصل یکم
کلیات پژوهش

 

 

 


مقدمه
سالهاست که شرکت‌ها به این نکته پی برده‌اند برای موفقیت در کارشان چقدر حیاتی است که دو منبع کلیدی یعنی سرمایه و نیروی کار را درست اداره کنند. امروزه سومین منبع که ضرورت آن از دوتای دیگر کمتر نیست به این فهرست نیز اضافه شده است که همان زمان است. پژوهش ده ساله در مورد بسیاری از شرکت‌ها مشخص کرده است که مدیریت زمان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در موفقیت مشترک است. آنها دریافته‌اند که زمان از هزینه‌ها، میزان فروش، میزان تولید یا بهبود محصول مهمتر است؛ زمان تقریباً بر تمام جنبه‌های تجارت، از تحویل تا تحقیق و رشد، از شکست دادن رقبا تا پاسخگویی به نیازهای مشتری، اثر می‌گذارد (لوئیس، 1377).
هدف علم مدیریت، جستجوی روش‌های دستیابی مؤثر به اهداف در «زمان کوتاهتر» با «هزینه کمتر» است. با توجه به جایگاه انسان در علم مدیریت، این روش‌ها متأثر از «فرهنگ ملی» است، که سازمان در فضای آن فعالیت می‌کند. یکی از شاخص‌ها و معیارهایی که می‌توان با آن در مورد ماهیت فرهنگ یک اجتماع یا سازمان قضاوت کرد، «مفهوم زمان» است، زیرا استفاده از زمان به عنوان یک «منبع» شاخص، برای کارآمدی «مدیریت» یک ملّت یا افراد سازمان است (خاکی، 1382).
«مدیریت زمان» سابقه خیلی زیادی ندارد،‌ هر چند از اوایل قرن هفدهم جسته و گریخته به این موضع اشاره شد ولی تنها از اوایل قرن هیجدهم است که با دیدی علمی و روندی پیوسته، نظرات و ایده‌هایی از سوی متفکران ارائه شده است که اساس این تکنولوژی زندگی‌ساز، محسوب می‌شود. در میان این دانشمندان، صاحب نظراتی مثل آدام اسمیت ، بنجامین فرانکلین (معروف به پدر مدیریت زمان)، اِلی وتینی ، فردریک ویسنلور تایلور و اخیراً استفن آر - کاوی موقعیت برجسته‌ای دارند. از سال‌های 1950 به بعد، مدیریت زمان به عنوان رشته با اهمیتی مورد توجه قرار گرفت و از دهه 1970 شکوفا و نقش آن به قدری پررنگ شده است که در دنیای امروز، هیچ فرد یا مدیری بدون تسلط به این فن، نمی‌تواند امید چندانی به موقعیت در کار و گذران زندگی داشته باشد (راس جی، 1384).
مدیران منابع را به کار می‌گیرند ولی زمان منبعی است که برآنان می‌گذرد و مهارش در دست آنان نیست. چون زمان خریداری نمی‌شود و به تملک در نمی‌آید، زمان چرخه نیست و بازگشتی ندارد. مدیران وقت‌شناسی و هدفمند به اتکای دلایل موجّه و درست، به همراهی افرادی شایسته، در زمانی دقیق و مناسب به قصد رسیدن به هدفی صحیح فعالیت‌های خود را آغاز می‌کنند و در طول راه با نظم و ترتیب دست به کارهای درست می‌زنند (بلانچارد و گاتری ، 1384).
امروزه متخصصان و دست‌اندرکاران در زمینه مدیریت، بحث جدیدی را تحت عنوان مدیریت مؤثر مطرح می‌کنند، بطوریکه در عصر ما کارآیی بیشتر و نتیجه بخشی بالاتر و بهره‌وری فزونتر و تلاشهایشان در این راستا شکل می‌گیرد. در زمینه مدیریت مؤثر لاکت ، استوارت و همکارانش و کوان ، مبانی نظری مدیریتی خویش را به ترتیب در کتاب‌های «مدیریت اثربخش»، «راهنمای مهارت‌های مدیریت» و «مدیر خود اتکا» بیان کرده‌اند (کرمی مقدم، 1379).
در این نگرش جدید متخصصان معتقدند که یکی از شرایط لازم برای اثربخشی مدیران اعمال مدیریت زمان است، بطوریکه وقت برای هر مدیریتی که بخواهد در کارش به نتیجه اساسی برسد امری حیاتی می‌شود. الک مکنزی (1993)، خطاب به مدیران می‌گوید: همیشه گفته‌اید وقت کافی نداشتیم، در حالیکه زمان کاملاً در اختیار شما بوده ولی آنچه نداشته‌اید مهارت‌های لازم برای تنظیم اوقات بوده است. اگر درصدد کنترل وقت خود هستید،‌ باید علت وجودی این تمایلات قوی را بشناسید و راه اصلاح خویش را فراگیرید، چرا که قادر به ریشه کن کردن این خصوصیات نخواهید بود، ولی می‌توانید آنها را تحت کنترل درآورید (راس‌جی، 1384).
با توجه به این مطلب که مدیریت زمان یکی از مباحث مهم و روز در مدیریت هر چیز برای رسیدن به اهداف مورد نظر است و از این رو که مدیریت زمان به مدیران کمک می‌کند، تا کنترل وقت خود را در دست گیرند و از طرف دیگر اکثر مدیران، از تراکم کاری زیاد و کمبود وقت متألم هستند و دلایل بسیار دیگر، این پژوهش تلاش دارد که اهمیت مبحث «مدیریت زمان» را در مورد تاکید قرار داده و آن را در امر مدیریت مطرح سازد.
این تحقیق به دنبال تهیه وسیله معتبر و روا برای سنجش مدیریت زمان مدیران در دستگاه‌های دولتی است تا بتوان با بررسی میزان مدیریت زمان مدیران از این ابزار در سایر مراکز و موسساتی که احساس نیاز به این امر را دارند، استفاده کرد.

 

1-1 بیان مسأله پژوهش
مسائل و مشکلات مدیریت زمان برای بسیاری از سازمان‌ها معمول و رایج است و به طور شگفت‌انگیزی با کمبود منابع مطالعاتی و داده‌های تجربی پیرامون مدیریت زمان و نیز ضعف در استفاده از ابزار روان‌سنجی مناسب برای سنجش آن مواجه هستیم. به هر حال تحقیق درباره مدیریت زمان بسیار کم است و محققان به طور گسترده فقط روی تفاوت‌های فردی (جزئی) یا آموزش مدیریت زمان تمرکز کرده‌اند.
کلاسنس ، روت و ارده ، فهمیدند که استفاده از مدیریت زمان و فنون آن با اجرای کار و رضایتمندی همبستگی و ارتباط دارد و پی بردند که آموزش مدیریت زمان می‌تواند تعلل کردن و نگرانی را کاهش دهد. به هر حال این سوال که چرا مدیریت زمان برای افراد یک مسئله و مشکل است اخیراً توجه محققان را به خود جلب کرده است. در کل اقتصاددانان و روان‌شناسان یک بحث و گفتگوی نظری پیرامون اینکه چرا مدیریت زمان برای بعضی سخت و مشکل است را توسعه داده‌ا‌ند و از آنجا که جامعه متشکل از افراد و سازمان‌های کوچک و بزرگ است، چنانچه هر یک از مدیران بر فنون مدیریت زمان مسلط شده و آنها را در عمل به کار گیرند، آینده روشن‌تری پیش‌رو خواهد بود. آن مدیرانی که در مدیریت زمان تسلط دارند، برجسته هستند و دستاورد آنها در یک روز بیشتر از کاری است که سایر مدیران در یک هفته انجام می‌دهند (کلاینمن ، 2007).
فقدان شواهد معتبر در زمینه‌های مختلف از جمله سنجش مدیریت زمان در سازمان‌ها و کمبود مطالعات و پژوهش‌هایی که بتوانند به گونه دقیق و کامل ابعاد، جنبه‌ها و عوامل آن را تبیین کند و همچنین با توجه به اینکه تاکنون وسیله استانداردی برای سنجش مدیریت زمان در ایران تهیه نشده است، ضرورت تهیه ابزاری که دارای روایی، اعتبار و نرم باشد بیش از پیش احساس شد. لذا می‌توان مسأله تحقیق را پیرامون شناسایی ویژگی‌های روان‌سنجی ابزار سنجش مدیریت زمان، عنوان نمود.

 

1-2 اهمیت پژوهش
این رویکرد که همواره با بشر همراه بوده است، این احساس را برای او به وجود آورده که از زمان عقب می‌ماند و نمی‌تواند از آن به صورت مؤثر بهره گیرد. تاریخ به ما می‌گوید که مدیریت ضعیف زمان یک مسئله قدیمی است، مسئله‌ای که فناوری آن را به وجود نیاورده است و آن را نمی‌تواند حل کند. در شرایطی که ابزار بیشتری برای مدیریت زمان در اختیار نداریم و فرآیندهای اداری، بیشتر در پیچ و تاب تشریفات اداری و کاغذ بازی گم می‌شوند، مدیریت ضعیف زمان را کمتر می‌توان مخفی کرد. مدیریت زمان موضوعی است که همه ما، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه‌ای، نیاز داریم با آن روبرو شویم تا در زندگی موفق شویم (جی، 1384).
زمان یک منبع محدود اقتصادی است و چگونگی تخصیص آن توسط مدیران به فعالیت‌های گوناگون، جهت بهره‌وری آنان و در واقع برای موفقیت سازمان حائز اهمیت است، بنابراین در میان سایر فعالیت‌های مدیریتی استفاده مدیران از زمان می‌تواند برای سنجش اهمیت نسبی این فعالیت‌ها به کار گرفته شود. در نهایت بدون پاسخ لازم به این سوال که آیا اساساً نحوه استفاده افراد از زمان صحیح است یا غلط، آگاهی از تخصیص زمان مدیریت نمی‌تواند در تشخیص عملکرد مفید یا غیرمفید در مدیریت زمان به ما کمک چندانی کند. تحولات سریع علمی و فنی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی ما را وادار می‌کند که در محیط کار و خانواده برای انسجام کارها، دستیابی به اهداف و تطبیق با شرایط، درک صحیحی از زمان و تاثیرات آن بر کارهای روزمره و عملیات سازمان داشته باشیم (اشاگ لمی، 1376).
موفقیت یا شکست سازمان در گرو توانایی آن در تعریف یک استراتژی اثربخش برای کسب مزیت رقابتی پایدار جهت خلق ارزش بلندمدت است. برای کسب قابلیت رقابت‌پذیری، مدیران باید با اتخاذ تصمیمات مناسب در حوزه‌های تصمیم تولید و عملیات، اهداف عملکرد سازمان از جمله سرعت و انعطاف را تامین کنند. شرکت‌هایی که قبلا از طریق کاهش هزینه، تمایز، صرفه‌جویی به مقیاس و کیفیت رقابت می‌کردند، اکنون به دنبال کسب مزیت رقابتی به واسطه استراتژی‌های مبتنی بر زمان هستند. چرخ‌های پیشرفت‌، موفقیت و توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورها همواره با توسعه مدیریت زمان به حرکت درآمده است. اینکه چرا بعضی از کارکنان نسبت به دیگران تعدادی از سازمان‌ها از دیگر سازمان‌ها کارآمدترند، چرا بعضی از کشورها به کشورهای دیگر پیشی گرفته‌اند، نیاز به پاسخ دارد (گیوی، 1386).
تهیه پاسخ برای اینگونه پرسش‌ها و توجه به این مطلب که مدیریت زمان به ویژه در موسسات تحت پوشش دولت چندان نمود پیدا نکرده است نیازمند بررسی و تحقیق است. لذا این پژوهش در پی آن است که اهمیت مبحث مدیریت زمان را در امر مدیریت مطرح سازد. از این رو لزوم آشنایی مدیران با مبحث مدیریت خصوصاً مدیران و معاونان دستگاه‌های دولتی اجتناب ناپذیر است. برای دسترسی به این موضوع پژوهشگر سعی داشته به تهیه ابزاری معتبر و روا برای سنجش مدیریت زمان، میزان آن را اندازه‌گیری نماید. براساس نتایج حاصل از این پژوهش می‌توان در انتخاب، انتصاب در برنامه‌ریزی‌های آتی نیروی انسانی و نیز توسعه مدیریت اقدامات موثرتری به عمل آورد و از این طریق به فرآیندها در بهبود بهره‌وری که مهمترین پیامد اینگونه پژوهش‌هاست دست یافت.

 

1-3 اهداف پژوهش
هدف کلی این پژوهش دستیابی به یک وسیله عینی، معتبر و روا برای ارزیابی ابعاد مختلف مدیریت زمان برای مدیران و معاونان دستگاه‌های دولتی شهر تهران است که با استفاده از آن بتوان مدیران را در طبقه‌های مختلف از لحاظ استفاده بهینه از زمان قرار داد.
مهمترین اهداف این پژوهش عبارت است از:
1- استفاده بهینه از زمان برای ارزیابی جنبه‌های مختلف آن
2- تهیه ابزاری استاندارد شده برای سنجش یکی از ویژگی‌های مهم شایستگی مدیران
3- تهیه ابزاری معتبر و روا برای پژوهش‌های آینده
4- تهیه ابزاری معتبر و روا برای انتصاب و ارتقاء مدیران
5- کمک به افزایش بهره‌وری مدیران

 

1-4 پرسش‌های پژوهش
با توجه به اینکه هدف اصلی پژوهش تعیین میزان مدیریت زمان مدیران و معاونان دستگاه‌های دولتی است و چون برای سنجش مدیریت زمان مقیاسی معتبر و روا در دست نیست، در پژوهشی از یک مقیاس پرسشنامه‌ای به نام مدیریت زمان (T.M.Q) استفاده می‌شود. این ابزار باید:
1- با فرهنگ جامعه ایرانی هماهنگ باشد.
2- وسیله سنجش روا و معتبری برای پژوهش‌های روان‌شناختی، تربیتی، جامعه‌شناختی و مدیریتی فراهم آورد.
3- عوامل گوناگون مدیریت زمان را با توجه به تئوری‌های مختلف اندازه‌گیری نماید.
برای انجام مقاصد بالا پرسشنامه‌ای تحت عنوان مدیریت زمان شامل 32 سوال که توسط
بت توماس از منبع اینترنتی تهیه و به ترجمه رسیده است. با توجه به اینکه پرسشنامه مذکور برای اولین بار در کشور اجرا می‌شود و زمینه‌ای درباره برآورد ضرایب اعتبار و روائی آن در دست نیست، پژوهش حاضر قصد دارد به پرسش‌های زیر پاسخ دهد:
1- آیا بین سؤال‌های مقیاس سنجش مدیریت زمان هماهنگی وجود دارد؟
2- آیا مجموعه سؤال‌های مقیاس سنجش مدیریت زمان از اعتبار کافی برخوردار است؟
3- آیا مجموعه سؤال‌های مقیاس سنجش مدیریت زمان از روایی کافی برخوردار است؟
4- مجموعه سؤال‌های مقیاس سنجش مدیریت زمان از چه عواملی اشباع شده است؟

 

1-5 تعریف و مفاهیم و اصطلاحات
مدیریت: فرآیند بکارگیری منابع انسانی برای رسیدن به اهداف سازمانی از طریق برنامه‌ریزی وظائف و تصمیم‌گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل آن که در واقع به یک سلسله وظایفی که هر مدیری در انجام وظیفه خطیر خود ملزم انجام آنهاست گفته می‌شود. در نگرش فرآیند مدیریت، مدیر منابع انسانی را برای رسیدن به اهداف بکار می‌گیرد و چهار وظیفه مدیریتی (برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل) را انجام می‌دهد (اقتداری، 1370).
مدیریت زمان: یک فرآیند یکپارچه و نظامدار است که مجموعه‌ای از مهارت‌ها را دربر می‌گیرد که شامل: بررسی اهداف، اولویت‌بندی کارها، ارزیابی الگوهای رفتاری کاری، ثبت و تنظیم برنامه‌های کاری، مرتب کردن میز کار، بایگانی پرونده‌ها، تفکر مثبت، نظم و انضباط در محیط کار، حفظ تمرکز، گزینش اطلاعات و کنترل بر تماس‌های تلفنی، خواندن و نوشتن، سفرهای کاری، برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت، تفویض اختیار، اداره کردن و تمرکز بر کمبود وقت است. از این رومدیریت زمان علم استفاده بهینه، کنترل وقت و استفاده صحیح از آن و در نهایت استفاده مؤثر از زمان برای نیل به اهداف بلندمدت است (ارمسترانگ، ‌1385).
میزان مدیریت زمان: نمره‌ای است که از اجرای پرسشنامه 32 سوالی مدیریت زمان به دست می‌آید.
اعتبار: مقصود از اعتبار یک وسیله اندازه‌گیری آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله (یا وسیله مشابه و قابل مقایسه آن) تحت شرایط مشابه دوباره اندازه بگیرد، نتایج حاصل تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد است. یک وسیله معتبر آن است که دارای ویژگی تکرارپذیری و بازپدیدآوری باشد، یعنی بتوان آن را در موارد متعدد به کار برد و در همه موارد نتایج یکسان تولید کند (هومن، 1381). واژه‌های هم معنا با اصطلاح اعتبار عبارت است از ثبات یا هماهنگی، قابلیت اعتماد، پایایی، پیش‌بینی پذیری، همگونی، حساسیت و دقت (هومن، 1381).
روایی : مهمترین سوالی که باید دربارة هر نوع روش سنجش پرسیده شود این است که آن روش تا چه حد رواست. وقتی این پرسش مطرح می‌شود، در حقیقت باید تعیین شود که آیا ابزار سنجش آنچه را که مقصود پژوهشگر است را می‌سنجد یا نه؟ و اگر جواب مثبت است دقت و درستی آن در چه حد است؟ آیا همه آنچه را که مورد نظر است و فقط آنچه را که مورد نظر است را می‌سنجد یا عوامل دیگری را نیز اندازه می‌گیرد (هومن، 1381).
روایی سازه : تعیین آزمون مورد نظر تا چه اندازه سازه یا صفت به خصوصی را اندازه‌گیری می‌کند و آن صفت را تا چه اندازه خوب اندازه می‌گیرد؟ وجود همبستگی قوی بین آزمودنی‌های مختلفی که به عنوان یک سازه مطرح شده معمولاً مؤید این ادعاست که همه آنها اندازه‌ای از آن سازه هستند (هومن،‌ 1375).
نرم: مقیاس، ضابطه، مدرک یا داده استاندارد و یکنواختی است که تعبیر و تفسیر نمره‌ها را ممکن و پایه مقایسه نمره‌ها را فراهم می‌سازد (هومن، 1381).
عامل: متغیر جدیدی است که از طریق ترکیب خطی نمره‌های اصلی تست حاصل می‌شود. بنابراین وقتی عامل‌ها از ماتریس داده‌ها استخراج می‌شود، تعداد آنها باید کمتر از تعداد متغیرها
باشد (هومن، 1375).
تحلیل عاملی: اصطلاحی است کلی برای تعدادی از تکنیک‌های ریاضی و آماری مختلف اما مرتبط با هم به منظور تحقیق درباره ماهیت روابط بین متغیرهای یک مجموعه معین. مسئله اساسی تعیین این مطلب است که آیا یک مجموعه متغیر را می‌توان بر حسب تعدادی از «ابعاد» یا «عامل‌های» کوچکتری نسبت به تعداد متغیرها توصیف نمود و هر یک از ابعاد (عامل‌ها) معرف چه صفت یا ویژگی است (هومن، 1381).
تحلیل مولفه‌های اصلی : در روش تحلیل مولفه‌های، به جای عناصر قطری عدد 1 قرار داده، که هم میزان اشتراک و هم واریانس خطا را دربر می‌گیرد. این روش در جستجوی عامل‌هایی است که کل واریانس متغیرها را تبیین می‌کند (هومن، 1381).
چرخش واریماکس : این روش چرخش عامل‌هایی را تولید می‌کند با مجموعه کوچکتری از متغیرها دارای همبستگی قوی و با مجموعه دیگری از متغیرها همبستگی ناچیز دارد و تعداد متغیرهایی که بارهای قوی در یک عامل دارند کم می‌شود و به حداقل می‌رسد، بنابراین تعیین عامل‌ها ساده‌تر می‌شود (هومن، 1381).
عامل‌یابی محور اصلی: روشی است جهت استخراج عوامل از ماتریس همبستگی اولیه،
که مجذور ضرایب همبستگی چندگانه به عنوان برآوردهای اولیه میزان اشتراک در قطر
گذاشته می‌شود و بارهای عاملی پس از هر بار تکرار جایگزین میزان اشتراک قبلی در قطر می‌شود (ثرندایک، 1982؛ ترجمه هومن، 1375).
بار عاملی : همبستگی یک عامل با یک متغیر است. بار عاملی یک تست همبستگی آن تست با اندازه کافی و ایده‌آل یک عامل است (ثرندایک؛ 1982؛ ترجمه هومن، 1375).
ضریب آلفای کرونباخ: روشی برای برآورد اعتبار تست از طریق یک بار اجرای یک تست واحد است. این روش بستگی به هماهنگی کارکرد آزمودنی از یک سوال به سوال دیگر دارد و محاسبه آن مبتنی بر محاسبه انحراف استاندارد سوال‌های آن است.

 

 

 


فصل دوّم
پیشینه پژوهش

 

 

 

مقدمه
بحث مدیریت زمان سال‌هاست که ذهن افراد و صاحب نظران گرایش‌های مختلف خصوصاً علمای مدیریت را به خود مشغول کرده است و تاکنون دوره‌های آموزشی و سمینارهای تخصصی فراوانی در رابطه با مدیریت زمان برپا شده است اما سوالی که مطرح است این است که آیا واقعاً می‌توان بر زمان احاطه پیدا کرده و آن را تحت کنترل خود درآورد؟
مفهومی که در مدیریت زمان همگان از آن غافل مانده‌اند این است که افراد باید خود را اداره کنند نه زمان را، زیرا در حقیقت زمان اداره ناشدنی است و در حال گذر است و باید از زمان به درستی استفاده کرده و از آن بهره برد. بنا به نظر برخی از علمای مدیریت، مدیریت زمان در واقع همان مدیریت بر خویشتن است، ضمن اینکه مهارت‌هایی که برای اداره کردن دیگران نیاز است همان مهارت‌هایی است که افراد برای اداره کردن خود به آن نیازمندند و از آنها بهره می‌برند مانند توانایی‌های مدیریت و برنامه‌ریزی، رهبری کنترل، مدیریت منابع و ...
دین اسلام نیز اهمیت زمان را مورد تاکید قرار داده است، چنانکه امام صادق (ع) می‌فرماید:
''باید هر روز نسبت به روز قبل بهتر باشیم.''
حتی در فرهنگ و ادب ایران نیز به اهمیت و نحوه استفاده درست از آن اشاره شده است چنانچه مولانا می‌گوید:
«کشتی چو به دریای روان می‌گذرد
می‌پندارد که نیستان می‌گذرد
ما می‌گذریم از این جهان در همه حال
می‌پنداریم کاین جهان می‌گذرد»
(به نقل از خاکی، 1382)
تامل بر بیاناتی که گذشت آغاز حساس شدن انسان باورند به خدا، بر «زمان» است. کسانی که بیش از همه از کمی وقت می‌نالند، همان کسانی هستند که از وقتشان به بدترین نحوه استفاده می‌کنند و ارزش آن را نمی‌دانند (خاکی، 1382).

 

2-1 ریشه و منشأ نظری مدیریت زمان
مدیریت زمان در سه نسل رشد یافته است.
1- نسل اول مدیریت زمان براساس «یادداشت‌برداری» شکل گرفت. شرکت در جلسه‌ها و گزارش‌نویسی به صورت رویه درآمد و مدیریت زمان در حد نوشتن فهرست کارهایی بود که می‌خواستند انجام دهند و اگر برخی از آن کارها تا پایان روز به اتمام نمی‌رسید، جزو فهرست کارهای روز بعد قرار می‌گرفت.
2- نسل دوّم مدیریت زمان در پی برنامه‌ریزی و آماده‌سازی بود. از تقویم‌ها و دفترهای قرارگذاری استفاده می‌شد. تأکید این نسل از مدیریت زمان بر کارآیی، مسئولیت فردی، هدفگذاری، برنامه‌‌ریزی و تعیین فعالیت‌های آتی بود.
3- نسل سوّم مدیریت زمان بیش از هر چیزی به روشن ساختن اولویت‌ها و ارزش‌ها اهمیت می‌دهد. رهیافت نسل سوم مدیریت زمان برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی و کنترل است. برای انجام هر یک از کارها موعد مقرری تعیین می‌شود. نقطه آغازین برای تکمیل پروژه‌ها و فعالیت‌های افراد تعیین موعد مقرر برای هر یک از آنهاست. پس از تعیین موعد فعالیت‌های مورد نظر در آن محدوده زمانی برنامه‌ریزی می‌شود (رضائیان، 1380).
در اروپای قرون وسطی کلیسا زمان را تعیین می‌کرد و قوانینی درباره کارهایی که می‌توان یا به نماز خواندن تعیین می‌کرد. به عنوان مثال ماتینز قبل از سحر، پریم هنگام طلوع آفتاب و نون ساعت نه صبح برگزار می‌شود. بعدها نون به نیم روز موکول شد که ظهر امروز را به وجود آورد. این اوقات شرعی برمبنای واحد زمانی شصت دقیقه‌ای وضع نشده بود، اما به هر حال زمان‌هایی از روز برای بجا آوردن نیایش‌ها اختصاص یافته بود. گرچه اولین ساعت‌های مکانیکی حدود قرن سیزدهم میلادی ساخته شد (بیش از آنکه به طور گسترده‌ای از ساعت‌های آبی و شنی استفاده می‌شد)، اما از آنها برای قرن‌ها فقط به عنوان مجسمه‌های تزئینی استفاده می‌گردید. حتی شخص مهمی چون ساموئل پینز که یک مقام دولتی قرن هفدهم بود اوقات روزانه خود را با ساعت خورشیدی یا ناقوس کلیسا تنظیم می‌کرد (روح شهباز، 1377).
در فرهنگ آکسفورد زمان به عنوان تمام روزهای گذشته، حال و آینده تعریف می‌شود و فرهنگ و بستر زمان را کل دوران هستی جهان شناخته شده یا انسانیت می‌داند. بنابراین زمان ابعاد گسترده‌ای به خود می‌گیرد که در بستر تاریخ و گذران زندگی شاهد بسیاری از مسائل و تحولات و تغییرات بوده و هست و به رغم تمام مسائل به راه خود ادامه می‌دهد (معین، 1373).
سنکا، فیلسوف رومی معتقد است که زندگی انسان به اندازه کافی طولانی است. انسان چنانچه به طور مؤثر و مفید از وقتش استفاده کند طول عمرش آنقدر خواهد بود که بتواند به موقعیت‌های برجسته‌ای دست پیدا کند، اما اگر عمر انسان به بطالت سپری شود و هیچ هدفی در زندگی
نداشته باشد، پس از گذشت چند صباحی متوجه خواهد شد که دیگر فرصتی برای تغییر مسیر
زندگی وجود ندارد. به هر حال عمر آدمی کوتاه نیست، بلکه وی با اتلاف آن عمر خود را
کوتاه می‌کند (سوری، 1384).
اگر فرهنگ بهره‌وری را به معنای استفاده بهتر از همه چیز در همة ابعاد زندگی، انجام کارها با هزینه‌ای کمتر و کیفی بهتر برای توسعه عادات بهسازی در رفتارها و نگرش‌ها به منظور ایجاد حرکتی هدفدار به طرف جلو و پیشرفت دائمی در نظر گرفته شود، «عامل زمان» را که تأثیرگذار در روند این جریانات است نمی‌‌توان به فراموشی سپرد. توجه به زمان یعنی استفاده درست از فرصت‌های تازه برای بارور کردن سازمان و تولید بیشتر برای بهبود بهره‌وری نیاز به تغییرات اساسی و مداوم در سازمان است. در این زمینه، فرهنگ حاکم بر سازمان نقش درجه اول را دارد. برای اینکه کارکنان به
اهمیت زمان توجه داشته باشند، باید ایجاد انگیزه کرد، برنامه اصولی تنظیم کرد، نتایج کار را
بطور مداوم مورد ارزیابی قرار داد و در درجة اول محیط را برای استفاده درست از زمان
آماده ساخت. با توجه به توسعه اطلاعات و گسترش ارتباطات،‌ توجه به زمان و نحوة استفاده از
آن نیز ضروری می‌گردد (معین، ‌1373).
زمان تنها منبعی است که به محض دستیابی به آن می‌باید مصرف شود و نرخ مصرف آن نیز ثابت است، شصت ثانیه در هر دقیقه و شصت دقیقه در هر ساعت، به این ترتیب نمی‌توان زمان را اداره کرد بلکه فقط می‌توان خود را در ارتباط با زمان اداره نمود. به این تعبیر که مقدار زمانی که در اختیار است قابل کنترل نیست و فقط نمی‌توان نحوه استفاده از آن را کنترل کرد؛ همچنین نمی‌توان در مورد مصرف شدن اصل زمان اختیاری داشت، بلکه فقط نحوه مصرف آن آموخت. زمانی را هم که تلف شده، دیگر از دست رفته و قابل جایگزینی نیست (مکنزی، 1372).
چونگ (1372)، می‌گوید: امروزه جهان مشمول از چیزهای گرانبهاست؛ خانه، زمین، اموال
و ...، اما پرارزش‌ترین آنها زمان است. هیچ جنگاوری بالاتر از زمان نیست و تنها اوست که فاتح نهایی است. اتلاف وقت حتی از هدر دادن پول هم اسفناک‌تر است، زیرا شما همیشه قادر به تحصیل پول خواهید بود، اما زمان هرگز باز نمی‌گردد.
استاک و وبر (1993)، تبیین کردند که چگونه شرکت‌های ژاپنی که قبلاً‌ در استراتژی‌های کاهش هزینه و صرفه‌جویی به مقیاس و کیفیت بالاتر به دنبال رقابت بودند، مبادرت به رقابت بر مبنای «زمان» کردند. با نگرش از منظر زمان، مدیران و کارکنان قادر خواهند بود، عمده فراگردهای حیاتی و توالی فعالیت‌ها و ارتباطات افقی را در سازمان شناسایی کرده و نیز مولفه‌هایی را که یک شرکت با آنها کسب و کار خود را سازمان می‌دهد درک کند.
بیست و پنج سال پیش استفان لیندر در کتاب طبقات بیکار و آزرده پیشگویی کرد
که رشد اقتصادی در جوامع پیشرفته منجر به بروز پدیده «کمبود وقت» خواهد شد. او اخطار
کرد که با افزایش فشار ناشی از کمبود وقت، اوقات فراغتی که صرف استراحت بعد از غذا
یا قدم زدن آرامش بخش در حومه شهر می‌شد صرف فعالیت‌هایی می‌شود که با سرعت
می‌توان انجام داد (روح شهباز، 1377).
فرد هیرش ، یکی از پیشگویان دهه 1970 در کتاب حدود اجتماعی رشد پیش‌بینی کرده است که قحطی و گرسنگی زمان منجر به از خود بیگانگی می‌شود و افراد جامعه کمتر در هم می‌آمیزند. او اخطار می‌کند که «رفاقت» دیگر وقت‌گیر بوده بنابراین مقرون به صرفه نخواهد بود که این سرمایه بشدت نادر را صرف کارهای نامعقول کرد (لوئیس، 1995).
ابراهام لینکلن می‌گوید:
''اگر 9 ساعت برای قطع درختی داشتم، 6 ساعت آن را صرف تیز کردن تبر خود می‌کردم. هر گاه با کاری روبرو می‌شوید که انجام دادن آن مدت زمان مشخصی طول می‌کشد، قبل از اینکه به هرگونه اقدامی دست بزنید کمی تامل کنید'' (روح شهباز، 1377؛ ص 38).
مکنزی (1978)، بیان می‌کند که هر اندیشه و هر اقدامی به زمان نیاز دارد و هر عاملی که زمان طلب می‌کند، بالقوه می‌تواند تلف کننده زمان باشد که البته این امر ما را با کمبود وقت مواجه می‌سازد و عامل مهمی در ایجاد اضطراب و فشارهای روحی است. امروزه جامعه بشری با درک این مهم همواره در تلاش است تا با اعمال مدیریت صحیح زمان بر عواملی که چون دام زمان ما در انحصار خود می‌گیرند و تلف می‌کنند فائق آید. «مدیریت زمان» راهبردی است برای استفاده بهینه از وقت (پیوست A).
لاکت (1373)، بیان می‌کند که: «پیام مهم مدیریت زمان آن است که اگر شما زمان را کنترل نکنید، زمان شما را کنترل خواهد کرد». او در جایی دیگر اشاره می‌کند که، برای مدیری که می‌خواهد اثر بخش باشد و نتایج مهمی از کار خود به دست آورد کنترل وقت کاری حیاتی است. واکنش نشان دادن به بحران‌ها و اطاعت از دستورها چنان بخشی از زندگی مدیران شده است که بسیاری از مدیران فراموش کرده‌اند که چگونه وقتشان را کنترل کننده در نتیجه از تفکر درباره آنچه می‌خواهند در شغل خود بدان دست یابند باز می‌مانند. آنها می‌اندیشند که فرد دیگری برای حل مشکلاتشان به آنها کمک خواهد کرد. بعضی از بهترین مغزهای مدیریت، شبیه پادوها یا آتش‌نشان‌ها هستند یا فرمان بالاترها را می‌برند یا برای خاموش کردن آتش به این طرف و آن طرف می‌دوند (کرمی، 1378).
محققان چنین اظهار می‌کنند که بعضی از امور وقت‌گیر بیشتر بر حسب عادت انجام می‌گیرد تا برای بازدهی، اثربخشی یا سودآوری. برای مثال در بررسی‌های به عمل آمده از سازمان‌های بزرگ معلوم شده است که عمدتاً بیش از هشتاد درصد مراسلات داخلی اداری ارزشی ناچیز دارد و در بین هزاران گزارش فقط یکی از پنج دست نوشته، یادداشت، نامه، تحلیل و گزارش که اوقات با ارزش مدیران صرف تهیه، انتشار، خواندن و بایگانی آنها می‌شود سهم موثری در پیشرفت موسسات دارد. این نکته دقیقاً همان «مشغول بودن» را به جای «موثر کار کردن» تداعی می‌کند (لوئیس، 1995).

 

2-2 تئوری‌های متداول مدیریت زمان
ماریون‌های نس (1987)، معتقد است زمان منبع منحصر به فردی است که همه انسان‌ها
دارای سهمی مساوی از آن هستند. زمان را نمی‌توان مانند سایر منابع ذخیره یا نگهداری
کرد، نمی‌توان آن را مانند دستگاه‌های مکانیکی یا الکترونیکی، خاموش یا روشن کرد و حتی
نمی‌توان آن را جایگزین کرد. بنابراین باید با سرعت توقف ناپذیر 60 ثانیه در دقیقه را مورد استفاده قرار داد.
یک اصل مهم که نه تنها در مدیریت زمان بلکه بطور کلی در مدیریت به معنای عام باید مدّنظر هر مدیری باشد، پرهیز از واقع‌گرایی و مطلق‌نگری است. هر قدر که مدیری در انجام کاری دقت و انرژی به خرج دهد نتیجه صد در صد حاصل نخواهد شد. بنابراین مدیر باید به جای وسواس داشتن، وظایفی را که برعهده دارد تنها در حد خواسته شده و استاندارد انجام دهد. در واقع جوهرة مدیریت زمان این است که بهترین و پرانرژی‌ترین اوقات خود صرف مهمترین کارها شود تا به بیشترین نتایج مطلوب رسید.
متخصصان علم مدیریت بر این باورند که مدیریت زمان کلید موفقیت در برابر کوه مشکلاتی است که هر مدیری با آن روبروست. مفهوم کلی مدیریت زمان این است که توفیق در انجام حجم قابل ملاحظه‌ای کار در مدت زمان محدود لزوماً با کار سخت و تلاش بیشتر حاصل نمی‌شود، بلکه کافی است اندکی از هوش و ذکاوت خود بهره بگیرید. تنها با اندکی تغییر در عادات کار می‌توانید تا 20٪ از وقت خود را صرفه‌جویی کنید (جمسی ، 1376).
پاتریشیا واگر (1981)، لازمة مدیریت زمان را،‌ برنامه‌ریزی دقیق، نوشتن اهداف، ‌سازماندهی زمان برای رسیدن به برنامه‌ریزی کاری می‌داند. همچنین هدفگذاری را وسیله‌ای برای ارزیابی برنامه‌ها می‌داند و رویدادها سالانه را به عنوان عوامل نگهدار وقت مورد بررسی قرار
می‌دهد.
انجمن مدیران مدارس کالیفرنیا (1979)، اطلاعاتی را در زمینه تکنیک‌های اثربخشی مدیریت زمان، برای مدیران مدارس و افراد دیگری که در موقعیت مشابه آنها هستند، تهیه کرده است. موضوعات موجود در این کتابچه راهنما شامل: تحلیل زمان، استفاده از گزارشات و وقایع ثبت شدة روزانه، تفویض مسئولیت، کنترل مکاتبات اداری، ملاقات کننده‌ها، جلسات و تلفن‌ها، تکنیک‌های برنامه‌ریزی و اشاره به جلوگیری از عوامل اتلاف وقت که ماهیت عمومی دارند، است.
آدرین گرینگ (1980)، در کتابچه‌ای تحت عنوان «مدیریت زمان برای مدیران مدارس»، به منظور آموزش معاونین مدیران مدارس در زمینه استفاده بهتر از زمان از یکسری تمرینات دنباله‌دار و بحث‌های کوتاه استفاده می‌کند. مدیران با استفاده از این تمرینات پی می‌برند که به چه نحو از زمانشان استفاده می‌کنند و سپس به تعیین و تطبیق اهداف شخصی و شغلی با میزان زمان موجود می‌پردازند، و بعد اهداف موجود را اولویت‌بندی می‌کنند و یاد می‌گیرند که چگونه اوقات خود را جهت دستیابی به اهداف اولویت‌بندی شده برنامه‌ریزی کنند.
پولاک (1994)، برای کمک به کارکنان کارخانه‌ها و صنایع خدماتی برای انجام کارهای روزانه پیشنهاداتی ارائه می‌کند که شامل: تحلیل فعالیت‌های روزانه، شناخت تأثیر نگرش ذهنی بر بهره‌وری، یادگیری استراتژی‌های مدیریت زمان، بازنگری مهارت‌های ارتباطی که به استفاده مؤثر از زمان و بهره‌وری کمک می‌کند، تعیین و تمرین مهارت‌های مثبت یادگیری مهارت‌های حل مسئله که به استفاده اثربخش از زمان کمک می‌کند و تعیین استراتژی‌های مدیریت استرس و بکارگیری یادگیری، متناسب با نیازهای فردی است.
اد زیگلر (1993)، به منظور توقف عوامل اتلاف وقت و بهبود بهره‌وری اصولی را پیشنهاد می‌کند از جمله: اولویت‌بندی، توجه به نتایج هر پروژه، صرف حداقل زمان برای وظائف جزئی، ایجاد وظایف، اجتناب از انجام کارهای اداری در خانه و برنامه‌ریزی صحیح.
مورفی (1992)، در مقالة «حیله زمان» به منظور مدیریت علمی زمان و مدیریت کار و وظایف می‌گوید، کارکنان باید بدانند چگونه اولویت کارهایشان را معین کنند و سپس این اولویت‌ها را رها نکنند و بدانند چه عاملی آنها را در این کار محدود می‌کنند و بدانند که چگونه زمان را مورد استفاده قرار دهند تا به این وسیله باعث ارتقاء و ترقی خود و کارشان شوند.
هانتر (1953)، گریفیث (1956)، استوارت (1987)، اسمیت و بلاکهام (1988)، انجمن ملی مدیران آمریکا (1991)، کامرون و ویتسن (1993)، دراکر (1373)، هرسی و بلانچارد (1373)، مهارت‌های ارتباطی مدیریت زمان را از جنبه‌های ضروری شغل مدیر دانسته‌اند (امیریان‌زاده، 1375).
آموزش مدیریت زمان از دو مرحله اصلی؛ تعیین هدف و تلاش تشکیل شده است. بیش از هر چیز فرد تشویق می‌شود که نسبت به اهدافی که ارزش شخصی بیشتری دارد، حس آگاهی خود را افزایش دهد و اینکه هر فرد چگونه از وقت خود استفاده کند تا این اهداف را تحقق بخشد (شناسایی روتین‌ها و عادت‌ها). دوّم فرد باید این اهداف را اولویت‌بندی و برای تحقق آنها برنامه‌ریزی کند و چگونگی استفاده از زمان را بررسی نماید. اکثر برنامه‌های آموزشی مدیریت زمان براساس این دو مرحله پایه‌گذاری شده است؛ ممکن است عناوین دیگر را شامل شود همانند استفاده مؤثر از انرژی، چگونگی کنار آمدن با بازدارنده‌ها و اینکه چگونه در مواجه شدن با درخواست‌های دیگران پاسخگو بود (مکنزی ، 1373).
توسعه مهارت‌های مدیریت زمان یک مسافرت طولانی است. این مسافرت ممکن است با دستورالعمل‌هایی آغاز شود، اما به تمرین و ممارست بسیار و راهنمایی که در طول راه وجود دارند نیاز دارد، برای رفع مشکل مدیران ضروری است تا حداقل ده نکته اساسی را به کار گیرند: 1) تنظیم یک فهرست قانونمند و واضح از کارهای روزمره و اولویت‌بندی آنان، 2) توجه به اولویت‌ها در انجام کارها، 3) همگروه‌سازی فعالیت‌ها، 4) در نظر گرفتن فرزندان به عنوان جزئی از فعالیت‌های روزمره، 5) بهره‌گیری از امتیازات تکنولوژی، 6) عمل براساس توانائی‌ها، 7) استفاده بهینه از شکاف‌های زمانی، 8) شرمگین نبودن از گوشه‌گیر بودن، 9) استفاده از تنفس عمیق به منظور شل‌سازی عضلات 10) اختصاص وقت کافی در پایان روز برای استراحت و تفریح (ثناگو، 1386).
برایان تریسی می‌گوید: رایج ترین شکل فشار روحی که مدیران تجربه می‌کنند فشار روحی در برابر کارهای بسیار زیادی است که برای انجامشان وقت کمی دارند. او دو کلید حیاتی برای «مدیریت وقت» در نظر گرفته است که عبارتند از: 1- قابلیت در اولویت‌بندی کردن 2- قابلیت در تمرکز کامل در هر زمینه و در زمان خودش. الک مکنزی در طی تحقیقات خود که با بیشتر از چهل کشور و حدود پنجاه هزار نفر شاغل در حرف و صنایع بزرگ و نیز برای کمک به نحوه استفاده از زمان مدیران در سازمان‌هایشان با صدها نفر از آنها در سراسر جهان ملاقات کرده، به این نکته مهم دست یافته است که تا چه حد مشکلات این قبیل افراد به یکدیگر شبیه است. به عبارتی دیگر، او معتقد است که همه مدیران در رابطه با زمان دچار مشکل مشابهی هستند. یک وکیل دادگستری ممکن است در اجرای تعهدات سنگینی که برعهده گرفته است، دچار مشکل گردد که برای یک مدیر مدرسه نیز می‌تواند به شکل مشابه بروز نماید. تمامی این افراد با مشکل مشابهی به نام «اتلاف‌گران زمان» روبرو هستند، این اصطلاح، برای هر آنچه که مانع دستیابی به اهداف جزئی می‌شود به کار می‌رود. به کارگیری صحیح روش‌های مدیریت زمان، حداقل می‌تواند یک یا دو ساعت در وقت صرفه‌جویی کند. ارزش مدیریت زمان در بکارگیری شیوه‌هایی است که با استفاده از آنها می‌توان شرایط زندگی را بهبود بخشید (خاکی، 1376).

 

2-3 چهار حوزه مهم از دیدگاه مکنزی
1- فشارهای روحی: اداره زمان به خوبی می‌تواند، مانع از بروز چنین فشارهایی شود که امروزه بر اغلب افراد شاغل در تجارت وارد می‌آید.
2- توازن و تعادل: خو گرفتن به بهره‌گیری از اوقات فراغت به افراد این امکان را می‌دهد که زندگی خویش را متعاد‌ل‌تر سازند و به حوصله و توان بیشتری به خود، کار و سایر امورات را دارند.
3- بهره‌وری: در دنیای تجارت امروز، زمان برابر با بهره‌وری است. در صورت بهره‌گیری از زمان به شکلی خودکار بهره‌وری نیز افزایش می‌یابد.
4- اهداف کلی: برای دستیابی به اهداف شخصی و حرفه‌ای، به زمان نیاز داریم (خاکی، 1376).

 

2-4 فرآیند هدفگذاری
در یک وضعیت مطلوب، هدف‌های بلندمدت سازمان، برای تمامی کارکنان بدیهی و تعریف شده است و تمامی رؤسا، آن اهداف سازمانی را به عنوان اولویت‌های سازمان شناسایی و به شکل قابل درکی به همه افراد سازمان منتقل می‌کنند. در فرآیندهای هدفگذاری ابتدا هدف بلندمدت تعیین می‌شود در راستای آن اهداف بلندمدت ، اهداف جزئی‌تر شکل می‌گیرد.
از دیدگاه مکنزی هدف باید ……
1- در پی چیزی باشد، 2- قابل دستیابی باشد، 3- مشخص و قابل اندازه‌گیری باشد،
4- در محدوده زمانی مشخصی تعریف شده باشد، 5- مورد قبول کسانی که در توفیق آن نقش
دارند باشد، 6- منعطف باشد (برحسب موقعیت امکان تغییر آن وجود داشته باشد) و 7- مکتوب باشد (خاکی، 1376).
جک دی فرنر (1378)، می‌گوید: مدیریت زمان فرآیند اداره کردن چیزهایی است که افراد در تمام طول 168 ساعت هفته انجام می‌دهند.

 

 

 

 

 

 

 

نمودار فرنر در تقسیم‌بندی فرآیند زندگی
توجه به نمودار تقسیم‌بندی فرنر، نشان می‌دهد که اگر نصف وقت با صرف کارهای شخصی و کمتر از 4/1 آن در محل کار صرف شود، حدود 40 ساعت در هفته برای کارهای دیگر وقت می‌ماند.
به گفته فرنر بعضی از افراد هستند که با فروش استعداد یا به وسیله شخصیتشان تولید سرمایه می‌کنند. مثلاً وزیری که منابعش ممکن است توانایی درک و تحلیل مسائل در ابعاد مختلف باشد، یا حتی معلمی که منابعش توانایی راهنمایی مؤثر فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد انگیزش در زیردستان با مصرف توسعه سازمان است، یا یک مادر که منابعش عشق و پرستاری از فرزندان است. او معتقد است که باید این منابع شخصی شناسایی شود و برای شناسایی آن باید وقت گذاشت. براساس نظریه مازلو یک شخص ابتدا به وسیله نیازهای اساسی سطح پائین برانگیخته می‌شود و سپس هنگامیکه یک نیاز ارضاء شد، این حالت شخصی به سمت نیاز سطح بالاتر حرکت می‌کند (فرنر، 1378).
«فرنر معتقد است که با داشتن مدیریت زمان می‌توان به تمام نیازهای زیر پاسخ بهینه داد».
خود شکوفایی ارضاء شدن توان بالقوه فرد، توانایی‌ها و قابلیت‌هایش
احترام این نیاز به وسیله احترام دیگران به ما ارضاء می‌شود
احساس تعلق اجتماعی، عشق دوستی، معاشرت، تعامل و عشق
امنیت و اطمینان نیاز به آزادی از تهدیدها، حوادث، آینده ناخوشایند
فیزیولوژیک نیاز به غذا، درامان بودن از گرما و سرما

 

سه نکته مهم مدیریت زمان برای مدیران:
مدیر در واحدهای آموزشی به منظور مدیریت زمان باید سه مرحله را در نظر بگیرد:
1- استفاده مطلوب از زمانی که طی خدمت از دست می‌رود.
2- بهره‌گیری از زمان که در غیر ساعات خدمتی می‌توان از آن بهره برد.
3- استفاده از زمانی که شامل تعطیلات رسمی و تابستانی است (دیهیمی، 1387).

 

2-5 چهار اصل مدیریت زمان از دیدگاه لوئیس دیوید
هر گاه با کاری روبرو شدید که انجام دادن آن مدت زمان مشخصی طول می‌کشد قبل از اینکه به هر گونه اقدامی دست بزنید کمی تأمل کنید. می‌توانید با طرح چهار سوال از خود، مقدار قابل ملاحظه‌ای از وقت و نیروی خود را صرفه‌جویی کنید، بازدهی خود را بهبود بخشید و فشارهای روانی خود را کاهش دهید.
1- آیا لازم است این کار حتماً انجام شود؟ (بررسی کارهای قابل حذف)
2- آیا من ملزم به انجام دادن آن هستم؟ (تفویض اختیار)
3- آیا می‌توانم این کار را به تعویق بیندازم؟ (تأخیر مثبت)
4- آیا من باید مستقیماً این کار را انجام دهم؟
اصول چهارگانه مدیریت زمان با تنظیم هدف و کنترل نیروی شخص همراه بوده و منجر به ارائه سوال‌های چهارگانه از خویشتن می‌شود (لوئیس دیوید، 1377).

 

2-6 دیدگاه‌های مدیریت زمان
مدیریت زمان آن دسته از توانائی‌ها و مهارت‌هایی است که به کنترل بهینه زمان توسط فرد منجر می‌شود. مدیریت زمان بیش از اداره فعالیت‌ها در طول زمان است، مدیریت زمان، مدیریت خود است. مدیریت خود درست مانند مدیریت چیزهای دیگر است. مدیریت زمان شامل مهارت‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، اجرا و کنترل است (فرنر، 1378).
بورن می‌گوید، اهمیت مدیریت زمان برای مدیران روز به روز افزایش می‌یابد. زیرا آنان دریافته‌اند که زمان یکی از مسائل بسیار مهم برای سازمان است. او پیشنهاداتی در زمینه بهبود مدیریت زمان مطرح کرده است که عبارتند از: تعیین اهداف، تحلیل زمان موجود، تفویض مسئولیت به دیگران، سازماندهی آنچه که غیر قابل اجتناب است.
فراست (137

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و نرم یابی پرسشنامه مدیریت زمان (TMQ) در بین مدیران و معاونان دستگاه های دولتی شهر تهران

دانلود مقاله اعتیاد و تاثیر داروها بر روی زنان باردار

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله اعتیاد و تاثیر داروها بر روی زنان باردار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

زمانی که یک زن باردار می شود برای او خیلی مهم است که زندگی سالمی داشته باشد، به مقدار کافی غذای مغذی بخورد، مقدار کافی استراحت کند و مرتباً ورزش کند. همچنین ضروری است که از هر چیزی که برای او یا بچه اش مضر است اجتناب کند. مخصوصاً اینکه الکل، سیگار و مواد مخدر را ترک کند. برای یک زن باردار، سوءمصرف مواد از دو لحاظ خطرناک است اول اینکه ممکن است داروها مانع از توانایی او برای حاملگی شود. دوم اینکه بعضی داروها می توانند مستقیماً رشد قبل از تولد را مختل کنند. جهان واقعاً از این مشکل در خطر است که نسل های جدید کم رشد کنند.
در واقع همه داروهای غیرمجاز مثل هروئین و کوکائین برای زن باردار خطراتی در بردارد همچنین مواد قانونی مثل الکل و تنباکو و حتی داروهای پزشکی نیز می توانند مضر باشند. زن باردار برای سلامتی خود و نوزادش باید تا حد امکان از همه آنها اجتناب کند. بعضی داروها در هر زمان از دوران بارداری که مصرف شوند مضر هستند اما بعضی در مراحل خاصی آسیب زننده اند. بیشتر اندام ها و سیستم های بدن نوزاد، تا 10 هفته اول حاملگی یا کمی بعد از آن شکل گرفته است. در طول این مرحله، بعضی داروها مخصوصاً الکل می تواند باعث شکل گیری ناقص بعضی قسمت ها مثل رشد فوتوس قلب، دست یا پا و ویژگی های چهره شود.
مرحله رشد قبل از تولد: بعد از تقریباً هفته دهم، فوتوس باید به سرعت در وزن و اندازه رشد کند. در این مرحله داروهای خاصی ممکن است به اندام هایی که هنوز در حال رشدند مثل چشم ها و همچنین سیستم اعصاب آسیب بزند. ادامه مصرف دارو، خطر سقط جنین و حاملگی زودرس را افزایش می دهد. ولی بیشترین خطر داروها در این مرحله، امکان مداخله آنها در رشد طبیعی است. تاخیر در رشد نوزاد باعث می شود که خیلی زود یا خیلی کوچک یا هر دوی اینها متولد شد. نوزادان با وزن پایین نیاز به مراقبت ویژه دارند و زمینه بیشتری برای بیماری های شدید یا حتی مرگ دارند.
مرحله تولد: چندین دارو می توانند به طور خاص در پایان حاملگی مضر باشند. این داروها احتمالاً حاملگی را مشکل تر و خطرناک می کنند یا مشکلات سلامتی برای نوزاد تازه متولد شده به وجود می آورند. تعداد زیادی دارو به طور بالقوه در طول حاملگی موثرند که فواید آنها از خطراتش مهم ترند. یک زن باید قبل از مصرف هر دارویی با دکتر یا مامای خود مشورت کند. در زیر تعدادی از داروهای پزشکی نام برده شده که باید با احتیاط زیاد مصرف شود یا از استفاده همزمان اجتناب شود:
▪ایزوترتینوین و تگیسون برای درمان آکنه مزمن استفاده می شود که ممکن است باعث شکل گیری ناقص طولانی مدت در طول مرحله رشد اندام شود.
▪ضدتشنج ها مثل فنیتوین و کاربامازپین برای جلوگیری از حمله مغزی صرعی استفاده می شود. این داروها با آسیب های قلب و صورت و بیماری روحی مرتبطند.
▪داروهای ضدمیگرن مثل ارگوتامین و متوسرجیه که مانع از حملات میگرنی می شوند ولی خطر حاملگی زودرس را افزایش می دهند.
▪آسپرین، ایبوپروفین و دیگر داروهای ضدالتهابی مانع لخته شدن خون می شوند و خطر خونریزی غیرقابل کنترل را برای مادر و نوزاد افزایش می دهند. در پایان حاملگی این داروها مانع از تولید هورمون هایی می شوند که زایمان را تحریک می کنند به طوری که زایمان تا حد خطرناکی ممکن است به تاخیر بیفتد.
▪داروهای ضدانعقادی برای کاهش لخته شدن خون در درمان بیماری قلبی و حمله مغزی استفاده می شود. مصرف دارو در اوایل حاملگی با شکل گیری ناقص صورت و تاخیر رشد ذهنی نوزاد ارتباط دارد. ادامه مصرف آن خطر خونریزی غیرقابل کنترل را افزایش می دهد.
خطرات‌ مصرف‌ دخانیات‌در دوران‌ بارداری‌ عبارتنداز:
- افزایش‌ احتمال‌ وجود مشکل‌ درزمان‌ زایمان‌
- افزایش‌ احتمال‌ سقط جنین‌ و یا به‌دنیا آوردن‌ نوزاد کم‌ وزن‌
- دخانیات‌ و توتون‌ دارای‌ انواع‌سمومی‌ می‌باشند که‌ بیماری‌های‌ قلبی‌ ودستگاه‌ گردش‌ خون‌ را به‌ وجودمی‌آورند و دو علت‌ اصلی‌ مرگ‌و میر در میان‌ افراد سیگاری‌ می‌باشد;سموم‌ فوق‌ از راه‌ جفت‌ به‌ خون‌ جنین‌می‌رسند.
- سموم‌ سیگار وارد خون‌ مادر می‌شودو جنین‌ به‌ جای‌ دریافت‌ اکسیژن‌ موردنیاز از این‌ گونه‌ سموم‌ استفاده‌ می‌نمایدو در نتیجه‌ رشد جنین‌ را با مشکل‌روبرو خواهد ساخت‌.
- این‌ گونه‌ نوزادان‌ ضعیف‌تر و کم‌وزن‌تر خواهند بود. بطور معمول‌نوزادانی‌ که‌ از مادران‌ سیگاری‌ به‌ دنیامی‌آیند تقریبا 200 گرم‌ از سایرنوزادان‌ سبک‌تر هستند.
- ریتین‌ حساس‌ و ظریف‌ نوزادان‌ وکودک‌ در صورت‌ استنشاق‌ هوای‌آلوده‌ به‌ دود سیگار بیشتر آسیب‌می‌بیند.
- سموم‌ ناشی‌ از توتون‌ بر شیرمادر نیزتأثیر خواهد گذشت‌.
- کشیدن‌ سیگار باعث‌ پنومونی‌ (ذات‌الریه‌)، عفونت‌ مزمن‌ و حاد ریه‌،سرطان‌ ریه‌، عفونت‌ دهان‌، زخم‌ معده‌ وبیماری‌های‌ قلبی‌ عروقی‌ خواهد شد.
- افراد سیگاری‌ در برابر بیماری‌هادارای‌ مقاومت‌ کمتری‌ بوده‌ و بیشتر ازافراد غیرسیگاری‌ دچار سرماخودرگی‌و یا آنفلوآنزا و سایر عفونت‌های‌دستگاه‌ تنفسی‌ می‌شوند.
تاثیرات اعتیاد بر جامعه و خانواده
بیماری خانوادگی
بـهایی کــه خــانواده یک معتاد باید بپردازند، بسـیار ویرانگر است. اگر یکی از اعــضاء خـــانــواده در ایـــن زمینه مشکل داشته باشد، همه اعضای خانواده تحت تاثیر قرار میگیرند.
این مسئله یک مشکل خانوادگی محسوب می شود چون بـر استــحکام، ثـــبــات، وحدت و سلامت فکری و جسـمی خانواده تاثیر میگذارد. بچه ها به خصوص بیشتر تحت تاثیر این مشکل قرار می گیرند.
مطمئناً کسی یک شبه از یک فرد عادی به یک معتاد تبدیل نمی شود. این روند مراحل مختلفی دارد. به همراه این پیشرفت اندوهناک، فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که باعث آزار اعضای خانواده می شود. این مراحل و فاکتورها عبارتند از:
انکار
اعتیاد "بیماری انکار" نامیده می شود، هم برای خود فرد و هم برای خانواده اش. مسائل غیرعادی تبدیل به مسائل عادی می شوند. مشکل معمولاً آنقدر بزرگ است که خانواده یاد می گیرند وانمود کنند که اتفاقی نیفتاده است و طوری رفتار می کنند که انگار هیچ مشکلی متوجه هیچیک از اعضاء خانواده نیست. اعضای خانواده معمولاً در برخورد با اعتیاد یکی از اعضاء وانمود می کنند که، "مشکل آنقدرها هم بزرگ نیست."
کار
اعضاء خانواده کاملاً جذب رفتار، اخلاق و فعالیت های فرد معتاد می شوند به طوری که دنیایشان فقط حول او می چرخد. این مسئله تا حدی پیش می رود که آنها کار و مسئولیت های سابق خود را کاملاً فراموش می کنند.
ترس
به خاطر رفتارهای غیر قابل پیش بینی و دمدمی مزاجانه ی فرد معتاد، زندگی خانوادگی مملو از اضطراب و ترس می شود. هیچ کس نمی داند بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد اما بنا بر تجربه ای که دارند همه انتظار روی دادن مشکلی دیگر را میکشند. و همین مسئله باعث ایجاد استرس، فشار، و ترس در خانواده ی فرد معتاد می شود.
دروغگویی
اعضای خانواده معمولاً سعی دارند این مشکل را که برای یکی از اعضاء اتفاق افتاده است، از بقیه مخفی کنند. آنها به بچه ها، فامیل و آشنایان، همسایه ها، طلبکارها، کارفرماها و حتی خودشان دروغ می گویند.
تقصیر و گناه
اعضای خانواده سعی می کنند هرکدام خود را به نحوی برای اعتیاد آن فرد مقصر و گناهکار بدانند و بهانه های مختلفی بیاورند. آنها تصور می کنند که اگر فلان کار را میکردند یا فلان کار را نمی کردند، اعتیاد او متوقف می شد یا اصلاً ایجاد نمی شد.

 

تنهایی
گفتگوها و روابط خانوادگی عمیقاً تحت تاثیر قرار می گیرد. اعضای خانواده دیگر قادر نخواهند بود مثل سابق با هم حرف بزنند، به هم محبت کنند و ... آنها سریعاً یاد میگیرند که، "اعتماد نکن، حرف نزن، احساس نداشته باش". حتی دیگر نمی توانند درمورد مشکل ایجاد شده با هم گفتگو کنند.
انتقال وظایف
سایر اعضای خانواده مجبور هستند که وظایف و مسئولیت های فرد معتاد را به عهده گیرند، مسئولیت هایی مثل، نقش پدری یا مادری، تعهدات مالی، و کارهای خانه داری. در خانواده هایی که یکی از پدر یا مادر معتاد هستند، فرزند بزرگ خانواده معمولاً جور ان فرد معتاد را می کشد.
مشکلات جنسی
روابط جنسی به طور کلی در خانواده درهم شکسته می شود. والدین دیگر حتی قادر به صحبت و گفتگو باهم نیستند چه برسد به اینکه باهم هم بستر شوند. بچه ها هم دیگر الگویی برای شکل دادن به روابط جنسی آینده خود ندارند.
عدم شرکت در مراسمات
خانواده دیگر از قبول دعوت های فامیل و آشنایان را برای مهمانی ها و سایر مراسم های اجتماعی طفره می روند. آنها از این می ترسند که فرد معتاد خانواده باز با رفتارهایش برایشان مشکل آفرینی کند.

 

تغییر عشق
اعضای خانواده کم کم از کسی که قبلاً بسیار دوستش می داشتند، متنفر شوند تغییرات شگرفی در احساسات خانواده پدید می آید که به خصوص برای بچه ها توام با احساس گناه خواهد بود.
خشم درونی
اعضای خانواده سعی می کنند این مشکل غیر قابل کنترل (اعتیاد آن عضو خانواده) را کنترل کنند. اما متاسفانه شکست می خورند و به خاط این شکست از خودشان و دیگران خشمگین می شوند.
ناامیدی و خلاء معنوی
خشم، آسیب، و شکست های متوالی طی این مدت باعث از بین بردن هرگونه امید، ایمان، و وحدت شده است. اعتیاد نیز مثل هر بیماری کشنده ی دیگر، همه ی جنبه های زندگی را نابود می کند.
میل به مجازات
اعضای خانواده تمایل زیادی برای مجازات کردن فرد معتاد پیدا می کنند. آنها او را برای اینکه باعث آسیب رسیدن به آنها شده است، مقصر و گناهکار می دانند. معمولاً افراد آسیب دیده خود شروع به آسیب رساندن به دیگران می کنند.

حس تاسف فردی
همسران، والدین، و بچه های فرد معتاد، معمولاً برای خود احساس غم و اندوه میکنند. اعضای خانواده معمولاً به طور نادرستی تبدیل به "مادر"، "فدایی" یا "مدیر خانواده" میشوند. آنها احساس مسئولیت کامل کرده و برای خود متاسفند.
بی اعتمادی همه گیر
سالهای متمادی شکسته شدن عهدها و بر هم پاشیده شدن رویاها و آرزوها، باعث ایجاد بی اعتمادی عمیقی برای خود و نسبت به دیگران خواهد شد. معمولاً همه ی آن چیزهایی که تصور می شد برای ترک اعتیاد فرد موثر باشد (مثل ماشین جدید، کار جدید، خانه جدید، و ...) شکست خورد. ناراحتی در برابر تغییر
وقتی اعضای خانواده یاد می گیرند که چطور دربرابر این اعتیاد مقاومت کنند و راه زندگی کردن خود را ادامه دهند، معمولاً قبول نمی کنند که خودشان هم در طی این مشکل تاثیر گرفته اند و باید برای خود و بچه ها کمک بگیرند.
آموزش
اعضای خانواده باید حقیقت این بیماری، تاثیر آن بر روی خودِ فرد معتاد، و تاثیر آن بر روی خانواده را درک کنند. برای آگاهی یافتن درمورد این مسائل تنها راه حل گروه های پشتیبان است که در هر اجتماعی مشغول به فعالیت هستند.

جوان - جامعه - اعتیاد
اعتیاد خسارت و هزینه های بسیاری را به جامعه تحمیل می کند بنابراین عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی ، خانوادگی ، شغلی ، اجتماعی و اقتصادی می باشد .
مصرف طولانی مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمی و روانی فردی میشود که با بروز بسیاری از بیماریهای مزمن و خطرناک همراه است . به علاوه آنجا که اعتیاد بیشتر به هنگام ایجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترین سال های زندگی از نظر میزان کارآیی، رخ می دهد ، مشکلات رفتاری ناشی از اعتیاد بیشترین تاثیر را بر زندگی خانوادگی و شغلی فرد می گذارد . مواد مخدر تنها به فرد مصرف کننده آسیب نمی رساند بلکه به هر کس که با آن در تماس باشد آسیب می رساند و زمانی که تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد ، جامعه صدمه می بیند ، اعتیاد خسارت و هزینه های بسیاری را به جامعه تحمیل می کند بنابراین عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی ، خانوادگی ، شغلی ، اجتماعی و اقتصادی می باشد .
(عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد)
۱- کاهش وزن
۲- سوء تغذیه
۳- اختلالات گوارشی متعدد
۴- آسیب های عضلانی
۵- اختلالات کبدی و کلیوی
۶- عفونت های خطرناک ( هپاتیت و ایدز )
۷- اختلالات قلبی – عروقی
۸- سکته های قلبی و مغزی
۹- آتروفی مغز و از بین رفتن سلولهای مغز
۱۰- ناتوانی جنسی و عقیمی
۱۱- اختلال خواب
۱۲- افسردگی
۱۳- اختلالات روانی شدید و پایدار
۱۴- از دست دادن زیبایی
۱۵- تیره شده رنگ پوست
۱۶- از بین رفتن سلولهای مغزی و کوچک شدن مغز
۱۷- مسمومیت و مرگ
۱۸- پیری زود رس در فعالیتهای مغزی
۱۹- دچار توهم و خیالات شدن
۲۰- بوی بد دهان و پوسیدن دندانها
۲۱- آسم و تشدید بیماریها و عفونتهای روده ای
۲۲- سقط جنین و مرده زایی
۲۳- تولد کودک نارس
۲۴- کاهش وزن و هوش نوزاد
۲۵- سرطان ریه و ضایعات هوشی
۲۶- ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن

● جوانان :
جوانان از جمله گروه هایی هستند که فضای تعریف ناشده ای دارند ، با وجود بودن جامعه جوان حوزه خاص جوانان تعریف نشده است و هویت جوان مشخص نیست . چون فضای جوانی تعریف شده نیست ، هر کسی در برخورد با جوانان ، ضوابط و قواعد حاکم بر فضای خود را بر آنها تحمیل می کند . همه به هنگام برخورد با جوانان در پارک ها و اماکن تفریحی ، بویژه اگر با خانواده خود باشیم ،از آنان هراس داریم یا از آنان فاصله میگیریم فضای جوانی همراه در معرض تهاجم ارزش ها و هنجارهای فضاهای دیگر است . درنگاه ما جوان مجرم بالقوه است که باید انتظار هر کاری را از او داشت نه تنها خانواده ها در پارک ها و اماکن تفریحی، حتی دولت هم از جوانان می ترسد . امنیت وجودی جوانان به راستی در معرض خطر است . بنابراین بیرون فضای امنی برای جوانان نیست . سالهاست که جوانان ، شادی ها و صدای خنده هاشان از اجتماع بیرون رانده شده است . فعلاَ مسئله این نیست که ما جایی برای جوانان در بیرون نداریم پارک ها و اماکن تفریحی و ورزشی برای جوانان نداریم – که صد البته کم هم داریم – بلکه مسأله ، جاذب نبودن این فضاها برای آنهاست و امنیت آنها را در این اندک اماکن ، هم گرفته ایم ،‌در چنین وضعیتی جوانان با تمام شور نشاطی که باید داشته باشند ، فضای بسته ای چون خانه خلوت را برگذران اوقات فراغت اختیار می کنند . اجتماع گریزی حاصل چنین وضعیتی است به این ترتیب گریز از اجتماع با مصرف مواد مخدر که این احساس را تقویت می کند با شیوه گذران اوقات فراغت نیز رابطه می یابد . شکی نیست که مصرف مواد مخدر به عنوان سنتی ترین شکل گذران اوقات فراغت در جامعه شکل می گیرد . این وضع به سادگی با مطالعه درباره شیوه گذران اوقات فراغت و الگوهای گذران آن با مصرف مواد مخدر در بین گروههای مختلف اجتماعی رابطه پیدا می کند . مواد مصرفی جوانان برخلاف بزرگسالان که اکثراَ بالای سن ۳۰ سال می باشند تریاک می باشد و در سنین پائین تر کوکائین ، LSD ، حشیش و ماری جوانا مصرف بیشتری دارد .
● عوامل اجتماعی و فرهنگی
با توجه به اینکه طبق سرشماریهای اخیر ۶۰% جمعیت کشورمان زیر ۲۵ سال سن دارند ، مسأله اطلاع رسانی و آگاهی دادن به قشر نوجوان از اهمیت خاصی برخوردار است .
بر اساس آمار :
۱۹% جوانان زیر ۱۵ سال که در طول سال ۱۳۷۷ مواد مصرف کرده اند ، دلیل آنرا کنجکاوی
۲۲% غرور
۵/۳۷% تبعیت از بزرگترها

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 17   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اعتیاد و تاثیر داروها بر روی زنان باردار