
پاورپوینت حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه (استاندارد حسابداری شماره 5)
پاورپوینت حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه (استاندارد حسابداری شماره 5)

پاورپوینت حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه (استاندارد حسابداری شماره 5)
بررسی تاثیر انتشار درصد های مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (86-80)
چکیده:
تحقیقات انجام شده در سایر کشورها نشان می دهد که سرمایه گذاران، عکس العمل مطلوب و مثبتی در مقابل انتشار اخبار مربوط به سهام جایزه نشان داده اند. به عبارت دیگر نتایج بدست آمده نشان می دهد که نرخ بازده سهام شرکتهایی که سهام جایزه توزیع کرده اند بیشتر از نرخ بازده شرکتهای دیگر بوده است. گروهی از محققان بازده بالاتر را بمنزله با ارزش بودن سهام جایزه تلقی کرده اند ولی گروه دیگر بر این باورند که بازده بیشتر اینگونه سهام ناشی از محتوای اطلاعاتی سهام جایزه است و سهام جایزه به خودی خود ارزشی ندارد.
در این تحقیق رابطه بین انتشار درصدهای مختلف سهام جایزه و نرخ بازدهی سهام (سهامداران) مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق سه فرضیه در مورد تاثیر انتشار سهام جایزه بر بازدهی سهام به تفکیک سه دسته (زیر 20 درصد ، بین 20 تا 50 درصد و بالای 50 درصد) و یک فرضیه (فرضیه چهارم) در قالب مقایسه سه گروه مذکور تدوین شده است. 41 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در قالب فراوانی 117 نمونه با احتساب سالهای انتشار سهام جایزه مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از روشهای آماری تی تست و کروسکال والیس فرضیات تحقیق مورد آزمون قرار گرفت.
نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان می دهد که انتشار درصدهای مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام تاثیر مثبت دارد اما بین بازدهی سهام در بین سه گروه (زیر 20 درصد ، بین 20 تا 50 درصد و بالای 50 درصد) تفاوت معنادار وجود ندارد. به نظر می رسد مهمترین عوامل در این زمینه کارآیی ضعیف بورس اوراق بهادار تهران و ناآگاهی نسبی (سرمایه گذاران و در برخی موارد مدیران) از سهام جایزه می باشد.
.
مقدمه:
یکی از موضوعاتی که کنجکاوی سرمایه گذاران و متخصصان مالی در بورس اوراق بهادار را برانگیحته، تاثیر سهام جایزه بر نرخ بازده سهام است. مروری به کتابها و مقالات مالی نشان می دهد، متخصصان و صاحبنظران مالی عقاید متفاوتی درباره ارزش سهام جایزه دارند. برخی از آنها معتقدند چنانچه درصد سهام جایزه در حد پایینی باشد انتشار سهام جایزه موجب افزایش ثروت سهامداران می گردد، اما پاره ای دیگر بر این باورند که چون سهام جایزه موجب گسترش مالکیت سهام و حفظ نقدینگی در شرکت می شود، سهام جایزه دارای ارزش است و صدور آن به هر میزان موجب افزایش ثروت سهامداران می گردد. گروه دیگر اظهار می کنند که چون صدور سهام جایزه تاثیری بر میزان سود دهی و ریسک شرکت نمی گذارد بنابراین تاثیری نیز بر ارزش شرکت و ثروت سهامداران نحواهد گداشت. نتایج به دست آمده در سایر شرکتها نشان می دهد که نرخ بازده سهام شرکتهایی که سهام جایزه توزیع کرده اند بیشتر از نرخ بازده شرکتهای دیگر بوده است. گروهی از محققان بازده بالاتر را به منزله با ارزش بودن سهام جایزه تلقی کرده اند ولی گروه دیگر بر این باورند که بازده بیشتر اینگونه سهام ناشی از محتوای اطلاعاتی سهام جایزه است و سهام جایزه به خودی خود ارزشی ندارد.
هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر انتشار درصدهای مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با روش های عملی می باشد.
فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1-مقدمه :
اهمیتی که بورس اوراق بهادار در رونق اقتصادی هر کشوری میتواند داشته باشد بر هیچکس پوشیده نیست نگاهی به وضعیت بورس اوراق بهادار در کشور های پیشرفته نشان میدهد که وقتی این بازار در حال رونق باشد، اقتصاد آن ها در حال رونق است و اگر بازار اوراق بهادار آنها تزلزلی داشته باشد در کل اقتصاد آنها منعکس میگردد. نمونه بارز آن بازار های بورس کشور های آمریکایی و اروپایی است که اخیراً با مشکلات و فراز و نشیب های زیادی روبرو شده است که باعث ورشکستگی و سقوط قیمت سهام کشورهای بزرگ آنها شده است و اقتصاد انهارا آسیب پذیر نموده و همه کارشناسان و دولتمردان را متوجه خود ساخته است. تا چاره ای بیندیشند تا از چالش جلوگیری کرده و از ورشکستگی شرکت های بزرگی همچون جنرال موتورز و... جلوگیری کنند. در واقع وضعیت سهام در آنجا نوعی شاخص وضعیت اقتصادی است. به عبارتی دیگر بازار اوراق بهادار از لوازمات حرکت اقتصادی کشورها و ابزار قدرتمند کنترل و سرمایه گذاری آنها میباشد.
با گسترش بازار های سرمایه و نیاز شرکتها به منابع مالی جهت حرکت رو به جلو و گستر ش فعالیت های خود و در مواقعی به دلیل کمبود نقدینگی برخی از شرکتها ترجیح میدهند با افزایش سرمایه از طریق سود سهام به صورت سود سهمی(سهام جایزه) هدف های خود را مرتفع سازند در این تحقیق سعی بر آن است که تاثیر انتشار در صد های مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را با روش های علمیمورد بررسی قرار دهیم. امید است که نتایج حاصله مفید بوده و موجب بهبود شیوه های تصمیم گیری، تصمیم گیرندگان وسرمایهگذاران و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات مالی قرار گیرد.
2-1-بیان مسئله :
سهام جایزه یک نوع افزایش سرمایه است که مجمع عمومیفوق العاده شرکتها پس از پیشنهاد هیات مدیره با انتشار درصدی از سهام جایزه از محل اندوختههای آن شرکت موافقت مینماید سپس این سهام به طور رایگان بین سهامداران عادی و به نسبت مالکیت آنان توزیع میگردد.
به عبارت دیگر سهام جایزه انتقال اندوخته های شرکت به حساب سرمایه است معمولاً شرکتهابه سهام جایزه به عنوان ابزاری که جایگزین یا مکمل سود نقدی است نگاه میکنند و در مواردی نیز افزایش سرمایه به منظور اجرای طرحهای توسعه مورد استفاده قرار میگیرد. سهام جایزه نیز به خودی خود تغییر ارزشمندی را برای سهامداران به همراه نمیآورد زیرا اگر چه سرمایه شرکت افزایش می یابد ولی اندوخته ها نیز به همان اندازه کاهش می یابند . در نتیجه هیچ تغییری در کل دارایی های شرکت نیز به وجود نمی آید ولی اعلام خبر انتشار سهام جایزه روی قیمت سهام در بازارهای بورس تاثیر میگذارد زیرا این خبر از یک نظر به عنوان علامتی که از آینده خوب شرکت خبر میدهد تلقی میگردد.
در توضیح این پدیده باید گفت که طبق استاندارد های حسابداری اگر سود سهمی20 درصد تا 25 درصداعلام شود سهام منتشر شده جدید به ارزش بازار از سود انباشته به سرمایه منتقل میشود و اگر بیشتر از 25 درصداعلام شود به ارزش اسمیمنتقل میشود همین مسئله از نظر برخی از محققین معما مینماید و موضوع تحقیقات بسیاری در دنیا شده است که سالیان زیادی است نیز ادامه دارد.
البته در بیشتر تحقیقات موضوع سهام جایزه و تجزیه سهام را با هم مورد بررسی و تحقیق قرار دادهاند که ما به دلیل استفاده نکردن شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از تجزیه سهام در سالهای اخیر از آن صرف نظر کرده (یکی از محدودیت های تحقیق ) دراین تحقیق به دنبال آن هستیم که تاثیر انتشار درصد های مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی نماییم. سوال اصلی تحقیق این است که آیا انتشار سهام جایزه بر بازدهی سهام تاثیر دارد؟ همچنین این سوال را به تفکیک سه گروه (زیر 20%، بین 20% تا 50% و بالای 50% ) بررسی خواهیم نمود.
3-1-اهمیت موضوع – دلایل تحقیق :
بر اساس تحقیقی که بر روی قیمت سهام شرکت های منتشر کنده سهام جایزه انجام گرفته است بررسی رفتار قیمت سهام آن شرکت هادر قبل و بعد ازسهام جایزه نشان میدهد که در نیمیاز موارد قیمت سهام بعد از سهام جایزه مساوی یا بیشتر از قیمت سهام در قبل از اعطای سهام جایزه بوده است. چنین مشاهداتی دلیل محکمیبر غیرکارا و غیر عقلایی بودن بازار سهام ایران است. یکی از عوامل مهمیکه بر قیمت سهام و بالطبع بر ثروت سهام داران تاثیر میگذارد چگونگی تقسیم سود میباشد.
با اینکه به نظر میرسد سهام داران در ایران سهام جایزه را به سود نقدی ترجیح میدهند تامل در این موضوع بیانگر این واقعیت است که اگر نسبت به آگاهی سهامداران در مورد ماهیت سهام جایزه اقدام نشود این احتمال وجود دارد که سهام داران عمده بعضی شرکتها با انتشار سهام جایزه و متورم نمودن ارزش سهام خود مبادرت به فریب سهام داران اقلیت یا مردم عادی نموده و به این وسیله به اعتماد عمومیبه بازار سهام لطمه وارد کنند تصمیم اعطای سود سهمی(سهام جایزه ) با توجه به توزیع آن با درصد های مختلف و تاثیر آن (مثبت یا منفی ) بر بازدهی سهام (قیمت سهام ) در بازار بورس تصمیم بسیار مهمیمیباشد که باید با بررسی و دقت بیشتر و با در نظر گرفتن منافع سهام داران و وضعیت آتی شرکت اتخاذ کرد پس از اینکه مجامع عمومیفوق العاده تصمیم به دادن درصد خاصی از سهام جایزه را میگیرند به دنبال آن فعل و انفعالاتی در بازار بورس اتفاق میافتد و عکس العمل سهامداران را با توجه به درصد های پیشنهادی را نسبت به قیمت بازار سهام شرکتهایی که سهام جایزه توزیع خواهند کرد را موجب میشود. با توجه به مطالب مزکور اهمیت تحقیق از دیدگاههای متفاوتی میتواند مورد توجه قرار گیرد از جمله : - سرمایه گذاران و مدیران شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جهت انتشار سود سهمیبه جای سود نقدی با توجه به پیامد های آتی قیمت بازار سهام نسبت به آن ابزار و در نهایت ارائه راهکارها و پیشنهادهایی در جهت هدایت بازار به سمت کارایی و رونق بیشتر.
4-1-فرضیه های تحقیق :
با توجه به هدف تحقیق مزبور بررسی میکنیم که آیا بین انتشار درصدهای مختلف سهام جایزه و بازده سهام ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا متغیرهای مستقل توانایی توضیح و تبیین متغیر وابسته را دارد یا خیر؟ این هدف را با انجام فرضیات زیر به صورت یک فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی عملی میکنیم.
فرضیه اصلی :
انتشار سهام جایزه بر روی بازدهی سهام تاثیر دارد.
فرضیات فرعی :
1- انتشار سهام جایزه زیر20 درصد بر روی بازدهی سهام تاثیر مثبت دارد.
2- انتشار سهام جایزه 20 درصدتا 50 درصد بر روی بازدهی سهام تاثیر مثبت دارد.
3- انتشار سهام جایزه بالای 50 درصد برروی بازدهی سهام تاثیر مثبت دارد.
4- بین بازدهی سهام در بین سه گروه(زیر 20 درصد بین 20 تا 50 درصد وبالای
50 درصد) تفاوت معنی دار وجود دارد .
نمودار 5-1-مدل تحقیق و شیوه اندازه گیری متغیرها:
شیوه اندازه گیری متغیر اصلی بصورت زیر بوده است:
بازده سالانه=
6-1-قلمرو تحقیق :
هر تحقیقی باید دارای قلمرو مشخصی باشد تا محقق در تمامیمراحل تحقیق، بر موضوع تحقیق احاطه کافی داشته باشد و بتواند نتایج حاصل از نمونه را به جامعه تعمیم دهد.
1-6-1-قلمرو زمانی تحقیق :
به منظور عینیت بیشتر و به واقعیت نزدیکتر بودن نتایج تحقیق قلمرو زمانی این تحقیق محدود به
7 سال خواهد شد یعنی از سال 1380 تا اول سال مالی 1387 (پایان سال مالی 1386) را در بر خواهد گرفت.
2-6-1-قلمرو موضوعی تحقیق :
این تحقیق به بررسی تاثیر انتشار درصد های مختلف سهام جایزه بر بازدهی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میپردازد.
3-6-1-قلمرو مکانی تحقیق :
قلمرو مکانی این تحقیق شرکت های سهامیعام پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را که در قلمرو زمانی تحقیق (1380-1387) سهام جایزه توزیع نموده اند را شامل میشود.
7-1-واژه ها و اصطلاحات:
سهام جایزه: سود سهمی یا سهام جایزه عبارت است از توزیع سود به شکل سهام بین صاحبان سهام یک واحد تجاری از حمل سود تقسیم نشده یا اندوخته ها که با توجه به اصلاحیه قانون تجارت موکول به تصویب مجمع عمومی فوق العاده است(جهانخانی و عباسی، 1370،ص78)1.
بازده سهام: شامل تغییر در اصل سرمایه (تغییر قیمت سهام) و سود نقدی دریافتی می باشد. برای محاسبه نرخ بازده سهام عادی، قیمت سهام عادی را در آخر سال از قیمت آن در اول همان سال کسر و سپس سود سهام دریافتنی را به آن اضافه می کنیم و آن گاه حاصل جمع را بر قیمت همان سهم در اول سال تقسیم می کنیم (همان منبع،ص58)2.
بازده: بازده عبارت است از نسبت کل عایدی (ضرر) حاصل از سرمایه گذاری در یک دوره معین به سرمایه ای که برای به دست آوردن این عایدی در ابتدای دوره مصرف گردیده است ( جهانخانی و سینایی ، 1372)1.
بورس اوراق بهادار تهران: بازار بورس اوراق بهادار، بازاری متشکل است که اوراق بهادار در آن توسط کارگزاران و یا معاملهگران طبق مقررات، مورد داد و ستد قرار میگیرد . بورس اوراق بهادار تهران در بهمنماه سال 1346 بر پایه قانون مصوب اردیبهشتماه 1345 تأسیس شد2.
فصل دوم:
مروری بر ادبیات تحقیق
1-2- مقدمه
یکی از مهمترین اهداف هر واحد انتفاعی سود آوری و حداکثر نمودن ثروت مالکین میباشد. معمولاٌ شرکتها یا واحدهای انتفاعی پس از طی فرایند کسب سود در صورتیکه همه چیز بر طبق پیش بینیها باشد و هیچ مورد غیر مترقبه ای در طی این دوره رخ ندهد، در نهایت مقداری وجه به عنوان سود پس از کسر تمام هزینهها عاید مالکان شرکت میگردد. که مهمترین هدفی است که شرکت برای آن تاسیس شده است. در حالت طبیعی مالکان و سهامداران شرکت انتظار دریافت سود را به طور کامل دارند. اما با توجه به تورم در جامعه و با توجه به اینکه مدیران و سهامداران شرکتها همواره خواهان رشد و پیشرفت میباشند، توزیع سود سهام بین سهام داران به شکل نقدی منطقی به نظر میرسد و عدم توزیع سود نقدی به شکل سود سهمی( سهام جایزه ) یا هر اندوخته دیگر شرکت باعث افزایش قدرت نقدینگی شرکت و در ادامه، انجام پروژهها و طرحها ی توسعه در جهت رشد و پیشرفت عملیات شرکت و انجام هر هزینه ای در جهت ایجاد درآمد برای شرکت میشود که در نهایت این کار موجب حداکثر شدن ثروت مالکان و سهامداران شرکت میشود.
این فصل در ارتباط با نظریات تئوریها و سوابق مطالعات انجام شده در ارتباط با سهام جایزه و بازدهی قیمت سهام بعد از انتشار سهام جایزه و نحوه تقسیم آن بین سهامداران بحث میکند.
2-2-ادبیات نظری تحقیق
1-2-2-عوامل تشکیل دهنده حقوق صاحبان سهام :
حقوق صاحبان سهام و یا ارزش ویژه شرکت برابر است با کل داراییها منهای کل بدهیهای شرکت. حقوق سهامداران نشان دهنده میزان مشارکت سهامداران در اداره شرکت میباشد.
حالتهایی که حساب سرمایه میتواند داشته باشد.
1-سرمایه مجاز :
تعداد کل سهام یا حجم کل سرمایه است که مطابق با اساسنامه شرکت مجاز است تا به آن حد سهام انتشار دهد.
2- سهام منتشر نشده :
بخشی از سهام است که هنوز منتشر نشده است لیکن مطابق با اساسنامه شرکت مجاز به انتشار آن میباشد.
3- سهام منتشر شده :
بخشی از سهام است که شرکت بر حسب نیاز به سرمایه به سهامداران فروخته است.
4- سهام باز خرید شده :
در بعضی از کشورها شرکتها میتوانند سهام خود را بازخرید نمایند و در نتیجه تعداد سهام را کاهش دهد. در ایران شرکتها از باز خرید سهام خود ممنوع هستند.
5- سهام یا سرمایه موجود :
آن بخشی از سهام است که در تملک عامه مردم است(جهانخانی و عباسی، 1370)1.
2-2-2-انواع اندوختهها :
منابع اندوختهها متفاوتند. بر حسب محل تامین، اندوختهها به طبقات زیر تقسیم میشوند.
1-اندوخته سود سنواتی ( سود تقسیم نشده )
این اندوختهها ناشی از سود خالص شرکت و در اثر عملیات به وجود میآیند.
2- اندوخته سرمایه ای :
این اندوختهها ناشی از آن دسته از معاملاتی است که شرکت از مابه التفاوت بهای تمام شده آن دارایی ( فیزیکییا مالی ) و قیمت فروش به دست میآورد (همان منبع،ص25)2.
3-2-2-محل تامین این اندوختهها :
الف ) فروش سهام با صرف سهام
هنگامیکه سهام بیش از قیمت اسمیفروخته شود مازاد بر بهای اسمیرا به صورت اندوخته صرف سهام در حقوق صاحبان سهام نمایان میشود.
ب) اندوخته اهدایی
معمولاً در زمان وقوع بحران مالی ممکن است سهامداران، برخی از سهام خود را به شرکت هدیه دهند یا بستانکاران برخی از مطالبات خود را به شرکت ببخشند.
ج) اندوختهها ی ناشی از خرید و فروش اوراق بهادار و بازخرید سهام
هنگامیکه شرکت دارای نقدینگی زیادی است میتواند آن را برای خرید و فروش اوراق بهادار به کار گیرد.
ه) فروش داراییها ی سرمایه ای :
فروش داراییها ی ثابت سرمایه ای شرکت به قیمتی بیش از بهای تمام شده و یا ارزش دفتری میتواند سودی را برای شرکت فراهم نماید.
3- اندوخته تجدید ارزیابی داراییها :
این اندوختهها ناشی از به کار گیری روشها ی حسابداری است.
4- اندوختهها ی احتیاطی (ناپیوسته ) :
عاقلانه است که شرکت مطابق با اصول حسابداری مبالغی را سالانه به منظور جبران هزینهها ی غیر مترقبه و زیانها ی آتی به صورت اندوخته کنار بگذارد.
5- اندوختهها ی ناشی از ادغام و ترکیب سازمانی یا ناشی از سازماندهی مجدد
4-2-2-بازده سرمایه گذاری :
بازده سرمایه گذاری عبارت است از نسبت کل عایدی (ضرر) حاصل از سرمایه گذاری در یک دوره معین به سرمایه ای که برای به دست آوردن این عایدی در ابتدای دوره مصرف گردیده است. بازده سهام شامل تغییر در اصل سرمایه ( تغییر قیمت سهام) و سود نقدی دریافتنی میباشد.
برای محاسبه نرخ بازده سهام عادی، قیمت سهام عادی را در آخر سال از قیمت آن در اول دوره همان سال کسر و سپس سود سهام دریافتنی را به آن اضافه میکینم آن گاه حاصل جمع را بر قیمت همان سهم در اول دوره تقسیم میکنیم(جنانی و سلیمانی، 1385،ص87)1.
5-2-2-عوامل موثر بر بازدهی :
سرمایه گذاری در سهام تابع عوامل میزان بازدهی و مقایسه سایر داراییها میباشد. بازدهی سهام میتواند به عوامل متعددی بستگی داشته باشد:
به طور کلی این عوامل را میتوانیم به دو گروه کلی تقسیم کنیم :
گروه اول عواملی را در برمیگیرد که سود نقدی و مزایای پرداختی را تحت تاثیر قرار میدهند به شرح ذیل هستند :
- سود نقدی و کارایی بنگاه یکی از عوامل مهم در این گروه میباشند، کارایی این بنگاه مستقیماً به مدیریت آن وابسته است. چگونگی مدیریت بنگاه تاثیر روشنی بر کارایی فعالیتها ی تولیدی و تجاری، سود آوری قدرت و سلامت مالی و امکانات رشد بالقوه بنگاه دارد.
- معافیتها ی مالیاتی یکی دیگر از عوامل موثر بر سود بنگاه است. معافیتها ی مالیاتی، بازدهی سهام را از دو جنبه تحت تاثیر قرار میدهند. معافیت مالیاتی بیشتر از یک طرف موجب افزایش سود بنگاه شده و از طرف دیگر مالیات کمتر بر سرمایه گذاری در سایر داراییهای مالی، موجب افزایش تقاضای سرمایه گذاری در سهام میگردد. که این عامل نیز اثر خود را در افزایش قیمت سهام نشان میدهد.
- ظرفیت بازار و نوع کالای تولیدی شرکت نیز به نوبه خود سود شرکت را تحت تاثیر قرار میدهد هر چه ظرفیت بازار برای کالایی که شرکت تولید میکند، بیشتر باشد، میزان فروش آن بنگاه بیشتر بوده و لذا درآمد و سود بنگاه بیشتر خواهد بود. هم چنین سود جاری و آینده شرکت تا حد زیادی تحت تاثیر اوضاع و شرایط حاکم بر کشور نیز میباشد.
- عامل دیگری که سود بنگاه را به خصوص در مورد شرکتها ی فعال کشور ایران تحت تاثیر قرار میدهد، میزان وابستگی آنان به ارز میباشد. از آن جاییکه شرکت برای ادامه فعالیت خود ناچار است که مواد اولیه مورد نیازش را از بازارهای خارجی تهیه کند لذا وابستگی کمتر در این زمینه سود بنگاه را تحت تاثیر قرار میدهد.
- اندازه شرکت نیز از جمله عوامل متعدد دیگری است که توجه متخصصین را به خود جلب کرده است. از آنجاییکه شرکتها ی بزرگ به منابع مالی ارزانتری دسترسی دارند از کارایی و سود دهی بیشتری برخوردار هستند.
گروه دوم که نرخ بازدهی را تحت تاثیر قرار می دهد، شامل عواملی است که بر قیمت سهام موثر هستند. نرخ بازدهی سهام، علاوه بر سود و مزایای پرداختنی، تحت تاثیر قیمت سهام نیز میباشد. قیمت سهام نیز تابع عوامل متعددی است .
برخی از این عوامل به طور مختصر ذیلاً ارائه میشود.
- روند آینده اقتصادی (انتظارات سهامداران) قیمت سهام را مستقیماً تحت تاثیر قرار میدهد چنانچه سهامداران نسبت به تحولات آتی اقتصادی خوش بین باشند، تقاضای خرید سهام خود را افزایش میدهند که تقاضای بیشتر برای خرید سهام، موجبات افزایش قیمت سهام را فراهم میسازد و بر عکس.
- کیفیت ترکیب سهامداران نیز از جمله عواملی است که قیمت سهام را تحت تاثیر قرار میدهد. بسته به اینکه اکثریت سهامداران بازار سهام، کدام یک از گروهها ی سرمایه گذاران کم تحرک، سرمایه گذاران حرفه ای و سفته بازان باشد، تغییرات قیمت سهام متفاوت خواهد بود.
- قابلیت نفوذ پذیری سهام – نرخ تورم، چگونگی توزیع درآمد، نحوه قیمت گذاری سهام و میزان عرضه سهام تحت تاثیر عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی است، قیمت سهام را متاثر میسازد.
6-2-2-ریسک سرمایه گذاری :
ریسک هر سرمایه گذاری عبارت است از احتمال از دست دادن تمام یا قسمتی از سود و یا اصل سرمایه و یا به عبارت دیگر نوسان پذیری بازده سرمایه گذاری را ریسک سرمایه گذاری میگویند.
سرمایه گذاری عبارت است از خریدن یک قلم دارایی واقعی یا مالی که بازده آن با ریسک مورد انتظار متناسب باشد.
طبق این تعریف به نظر میرسد که بین ریسک و بازده نوعی رابطه وجود دارد. هر چه قدر ریسک بیشتر باشد نرخ بازده بیشتر خواهد بود ولی این بدین معنی نیست که پذیرفتن ریسکهای سنگین، همیشه بازده فراوانی در پی خواهد داشت.
مدتهاست کارشناسان امور مالی و نظریه پردازان دانشگاهی کوشیدهاند تا رابطه بین ریسک و نرخ بازده اوراق بهادار را مشخص کنند وی موفقیت چندانی به دست نیاورده اند
تعیین رابطه ای مشخص بین ریسک و بازده کار ساده ای نیست. نظر شخص سرمایه گذار در این مورد نقش مهمیرا دارد.
آگاهی از میزان ریسک و بازده انواع اوراق بهادار، سرمایه گذاران را قادر میسازد تا برای دورهها ی بلند مدت تصمیمات مفیدتری بگیرند( جهانخانی و پارسیان، 1373،ص58)1.
برای تعیین ریسک سرمایه گذاری از دو شاخص که برای اندازه گیری وجود دارد، استفاده میکنیم.
این دو شاخص عبارتند از انحراف معیار و بتا ( ).
انحراف معیار :
بیانگر میزان نوسان پذیری یا پراکندگی یک متغیر است. برای محاسبه ریسک یک سرمایه گذاری میتوان انحراف معیار نرخ بازده آن را محاسبه کرد. هر چه قدر انحراف معیار نسبت به میانگین بازده بیشتر باشد، آن سرمایه گذاری ریسک بیشتری دارد.
بتا ( ) محاسبه ریسک سرمایه گذاری با استفاده از شاخص بتا در گروه نظریه نوین پرتفوی اوراق بهادار است. برای محاسبه بتا باید از رابطه بین نرخ بازده یک سهم و نرخ بازده پرتفوی بازار را محاسبه کرد. بتا نشان میدهد که درصد تغییرات یک سهم چه ضریبی از درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام است. ضریب بتا شاخصی برای ریسک سیستماتیک ( غیر قابل کاهش ) میباشد. ضریب بتا برای یک سهم به خصوص، بدین صورت تعیین خواهد شد که درجه ریسک سیستماتیک متعلق به شاخص قیمت بورس سهام مقایسه میکنند.
اگر مقدار ضریب بتا برای سهم مورد نظر عدد یک باشد ریسک سیستماتیک آن سهم مساوی ریسک سیستماتیک بازار سهام خواهد بود و این بدین مفهوم است که درصد تغییر قیمت آن سهم به طور متوسط برابر است با درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام. به عبارت دیگر بازده دور تملک آن سهم، هماهنگ با کاهش و افزایش نرخ بازده کل سهم تغییر خواهد کرد.
اگر ضریب بتا برای یک سهم2/1 باشد، نرخ بازدهی آن سهم 20 درصد بیشتر از تغییرات بازده بازار تغییر خواهد کرد و اگر ضریب بتا متعلق به سهم مورد نظر 90 درصد باشد، ریسک سیستماتیک آن کمتر از ریسک سیستماتیک کل بازار است و میتوان انتظار داشت که تغییرات نرخ بازدهی این سهم 90 درصد تغییرات بازده کل سهام خواهد بود.
7-2-2-سیاست تقسیم سود
از دیدگاه مدیران دو نوع تصمیم متضاد در مورد تقسیم سود میتوان گرفت
الف ) توزیع سود به سهامداران
ب) اندوخته کردن و سرمایه گذاری مجدد آن
نکته آن است که بین تقسیم سود و یا عدم تقسیم سود و اختصاص آن به تامین مالی پروژهها میبایست تصمیم مناسبی گرفته شود به طوری که حفظ منافع سرمایه گذاران شرط لازمه آن باشد و رشد و نهایتاً امکان سودآوری بیشتر شرکت میسر شود.
انتخاب هریک از تصمیمات فوق اثرات متفاوتی به شرکت و قیمت سهام آن دارد در حالی که عدم تقسیم سود و نگه داری عایدات، راحت ترین منبع مالی برای شرکت محسوب میگردد. اما سوالی که مطرح است این است که آیا سود تقسیم نشده در شرکتها به نحو مطلوبی به سرمایه گذاریهای سودآور اختصاص مییابد ؟
به عبارت بهتر سهامداران انتظار دارند سود تقسیم نشده از طرف شرکت با نرخ بازدهی حداقل برابر با سرمایه گذاری که وی میتوانست در جای دیگر انجام دهد، سرمایه گذاری شود. مدیران شرکتها با توجه به فشارها ی ناشی از تقاضای سود سهام نقدی از طرف سرمایه گذاران و ترجیح آنان به دنبال یک راه حل بهینه اند.
نسبت نهایی تقسیم سود به طور عمده باید بر مبنای ترجیحات سرمایه گذاران نسبت به سود سهام در برابر منافع سرمایه ای تعیین شود. باید دید که سرمایه گذار نهایی ترجیح میدهد شرکتی داشته باشد که درآمدش را به صورت سود سهام تقسیم کندیا اینکه درآمد شرکت برای ایجاد منافع سرمایه ای دوباره جذب فعالیتها ی شرکت گردد.
این ترجیح میتواند بر حسب مدل ارزشیابی سهام با نرخ رشد ثابت در نظر گرفته شود:
رابطه فوق نشان میدهد که اگر شرکت نسبت تقسیم سودش را افزایش دهد و بنابراین را بالا میبرد، صورت کسر افزایش خواهد یافت و بنابراین روش اتخاذ شده به تنهایی سبب میشود که قیمت سهام بالا برود. با وجود این اگر بالا برود، در نتیجه مبالغ کنونی برای سرمایه گذاری مجدد در دسترس نخواهد بود، پس نرخ رشد مورد انتظار (g) پایین خواهد آمد و قیمت سهام به طرف پایین میل خواهد کرد.
در این صورت، هر تغییری در سیاست تقسیم سود دو اثر متضاد دارد و شرکت باید به دنبال رسیدن به یک تصمیم مناسب در ارتباط با سود سهام جاری و نرخ رشد آتی باشد تا اینکه قیمت سهام را حداکثر کند. در این قسمت چند تئوری مربوط به سیاست تقسیم سود یا ترجیح سرمایه گذار به اختصار بیان میشود.
8-2-2-تئوری پرداخت سود سهام به عنوان سود سهام باقی مانده :
بر طبق نظریه سود باقی مانده، شرکتها آن مقدار از سود انباشته را تقسیم میکنند که مازاد بر نیاز پروژهها ی سرمایه گذاری آنها باشد. به عبارتی دیگر ابتدا پروژهها ی سرمایه گذاری با بیشترین بازده را از محل سود انباشته آنقدر تامین میکنند که هزینه سرمایه ( تامین مالی با تقسیم سود ) برابر با بازده سرمایه گذاری باشد و مازاد بر آن را بین سهامداران تقسیم میکنند.
نظریه سود سهام به عنوان وجوه باقی مانده الزاماً به آن معنی نیست که سود سهام از دوره ای به دوره دیگر همراه با تغییرات پروژهها ی سرمایه گذاری متغیر باشد، شرکت ممکن است پرداخت سود سهام را به وسیله کنار گذاشتن وجوه در سالهایی که اضافه درآمد دارد برای سالها یی که کسری خواهد داشت، یکنواخت کند.
9-2-2-تئوری نامربوط بودن سود سهام مودیگلیانی ومیلیر
مرتون میلر و فرانکو مودیگلیانی در یک مقاله تئوریکی مهم درباره سیاست تقسیم سود بحث نمودند که سیاست تقسیم سود هیچ تاثیری روی قیمت بازار سهام و یا ارزش شرکت یا هزینه سرمایه ندارد. لذا سیاست تقسیم سود نامربوط است. آنها چنین استدلال کردند که ارزش شرکت بر مبنای قدرت سودآوری و درجه ریسک آن تعیین میشود و بنا براین ارزش شرکت به سیاست سرمایه گذاری داراییها بستگی دارد و به چگونگی تقسیم سود آن مابین سود سهام و سود تقسیم نشده بستگی ندارد. م. م ثابت میکنند که تحت مجموعه ای از شرایط و فرضیات معین، اگر شرکتی سود سهام بیشتری تقسیم کند، در نتیجه شرکت باید سهام بیشتری به سرمایه گذاران جدید بفروشد و سهمی از ارزش شرکت به سرمایه گذاران جدید واگذار شده دقیقاً مساوی با سود سهام نقدی تقسیم شده میباشد.
م. م نظریه ایشان را با در نظر گرفتن پنج فرضیه اثبات کردند:
1- هیچ گونه مالیات بر درآمد شخصی یا شرکت وجود ندارد.
2- هزینهها ی انتشار و معاملات (نقل و انتقال) سهام وجود ندارد.
3- سیاست تقسیم سود هیچ اثری روی هزینه سرمایه ندارد.
4- سیاست سرمایه گذاری از محل حقوق صاحبان سهام سرمایه کاملاً مستقل ار سیاست تقسیم سود آنست.
5- سرمایه گذاران و مدیران به مجموعه ای از اطلاعات یکسان ( اطلاعات متناسب ) بدون توجه به فرصتها ی سرمایه گذاری آتی دسترسی دارند.
نتیجه محاسبات ریاضی سود مودیگلیانی و میلر به فرمول ذیل انجامید که نشان میدهد ارزش سهام شرکت بی ارتباط با تقسیم سود است.
= سرمایه گذاری موسسه
K = هزینه سرمایه شرکت
M= تعداد سهام جدید
N = تعداد سهام قبلی
= قیمت سهام در زمان 1
X = سود خالص موسسه در زمان 1
فرضیات م م واقعی نیستند و در عمل نمیتوان به آنها رسید. شرکتها و سرمایه گذاران مالیات بر درآمد میپردازند شرکتها متحمل هزینهها ی انتشار میشوند، سرمایه گذاران متحمل هزینهها ی معاملات ( نقل و انتقال ) سهام هستند و هزینهها ی مالیات و معاملات هر دو سبب میشوند که نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران که در فرمول ارائه شده با نشان داده شده است تحت تاثیر سیاست تقسیم سود قرار گرفته و متأثر از آن باشد.
علاو بر این مدیران اغلب نسبت به سرمایه گذاران خارج از شرکت به اطلاعات بهتری دسترسی دارند. بنابراین نتیجه گیریها ی م م در مورد نامربوط بودن سود سهام تحت شرایط دنیای واقعی معتبر نمیباشد.
10-2-2-ویژگیها ی سیاست تقسیم سود مطلوب
هر شرکت باید یک سیاست تقسیم سود مشخص داشته باشد. بدیهی است که داشتن سیاست مشخص باعث خواهد شد ارزش سهام آن شرکت افزایش یابد. این سیاست باید بیانگر نیازها ی شرکت و سهامداران آن باشد و هم چنین باید به گونه ای تدوین شود که با سود و جریان نقدی شرکت رابطه بسیار نزدیک و دقیقی داشته باشد. این سیاست باید با ثبات باشد.
و تنها زمانی تغییر کند که وضع اقتصادی شرکت و نیاز سهامداران ایجاب کند. اگر شرکتها سیاست تقسیم سود منسجمینداشته باشند سهامداران آنها نمیتوانند به هدف عالی خود برسند. سرمایه گذاران بیشتر طرفدار شرکتی هستند که سود سالانه را به صورت نقد یا سود سهمی(سهام جایزه) پرداخت کنند و در شرکتی که سیاست تقسیم سود مشخصی ندارد سرمایه گذاری نمیکنند.
11-2-2-مباحث ویژه در رابطه با سهام جایزه و تجزیه سهام :
ماهیت سهام جایزه ( سود سهمی)
بیشتر حسابداران در مورد اینکه سود سهمی (سهام جایزه) برای دریافت کننده آن درآمد نمیباشد. توافق دارند ولی نمونه استدلال آنها با هم متفاوت است.
AICAP به استناد تئوری تفکیک شخصیت سود سهمیرا درآمد دریافت کننده نمیدانند. این عده این گونه بحث میکنند که موسسه دارای یک شخصیت جداگانه ای است و تا زمانیکه انتقال بخشی از داراییهای شرکت به سهامداران صورت نگیرد برای سهامداران هیچ درآمدی متصور نخواهد بود و درآمد شرکت، درآمد ( از آن ) شرکت است نه سهامداران آن.
سهام جایزه ممکن است پاداش تحقق نیافته باشد. اما تا زمانیکه از طریق تقسیم، توزیع و انتقال بخشی از داراییهای شرکت انتقال نیابد، درآمد برای سهامداران نخواهد بود. این بحث علاوه بر تئوری تفکیک شخصیت بر مفهوم تحقق نیز تاکید دارد.
تفسیر متفاوت دیگری از تئوری تفکیک شخصیت این است که سود سنواتی بیانگر یک قسمتی از حقوق صاحبان سهام میباشد درآمد شرکت منتج به سود سنواتی شده که خود موجب افزایش حقوق صاحبان سهام میباشد. در واقع ارزش سرمایه سرمایه سهامداران از سرمایه گذاری مجدد درآمد های شرکت افزایش ثبت نشده ارزش موسسه یا افزایش تغییرات سطح عمومیقیمتها و دلایل دیگر ناشی میشود. بنابراین نه سهام جایزه و نه سود نقدی هیچ کدام درآمد سهامداران عادی تلقی نمیشود، چون موجب افزایش داراییهای سهامداران و حقوق آنها در موسسه نمیشود. بر اساس تفسیر دیگری از تئوری تفکیک شخصیت سود تقسیم نشده بیانگر حقوق شرکت نسبت به داراییهای خودش است. حقوق سهامداران فقط شامل سرمایه اولیه و صرف سهام است. بنابراین هم سود سهام نقدی درآمد سهامدار است و هم سود سهمی(سهام جایزه). چون به آنها چیزی میدهد که قبلاً نداشته اند.
سود سهمی(سهام جایزه) به خودی خود از طریق انتقال قسمتی از سود تقسیم نشده به سهامداران حقوق سهامداران را افزایش میدهد.
بر اساس تئوری مالکیت نیز سود سهمی (سهام جایزه) درآمد دریافت کننده نمیباشد.
درآمد شرکت در واقع درآمد سهامدار آن است و بنابراین سود سهامنقدی بیانگر برداشت سهامدار از آنچه متعلق به خود اوست میباشد.
سود سهمی( سهام جایزه ) نیز هیچگونه تغییری در کل مالکیت سهامدار ایجاد نمینماید و صرفاً یک طبقه بندی مجدد ارزش ویژه شرکت است.
12-2-2-اهداف و ماهیت سهام جایزه و تجزیه سهام :
بعد از سود نقدی، انتشار سهام جایزه دومین شیوه رایج در پرداخت سود از نظر شرکتها است، اما از دیدگاه قانون سهام جایزه یکی از طریق افزایش سرمایه و تامین مالی از داخل شرکت به شمار میرود.
سهام جایزه عبارت است از انتشار سهام عادی از طریق تبدیل و انتقال اندوختهها به سرمایه و توزیع رایگان آن در میان سهامداران.
13-2-2-تاریخچه سهام جایزه :
سوابق اولیه انتشار سهام جایزه به دوران الیزابت برمیگردد. کمپانی هند شرقی اولین شرکتی بود که در سال 1682 به میزان صد در صد سهام جایزه اعلان کرده در نتیجه قیمت سهام از 460 به 150 واحد پولی کاهش یافت. به عبارت دیگر سهام جایزه با صد در صد باعث کاهش 67 درصددر قیمت بازار شد.
در طی قرون 18 و 19 سهام جایزه توسط شرکتها ی بریتانیایی به کرات توزیع شد.
در آمریکا برای اولین بار شرکت راه آهن نیویورک در سال 1896 سهام جایزه اعلام کرد. تجزیه سهام از اوایل قرن بیستم رواج یافت. مثلاً از میان 837 شرکت پذیرفته شده در بورس نیویورک بیش از 150 شرکت یک یا چند بار در طی سالها ی 30-1921 اقدام به تجزیه سهام خود کردند.
شرکت «کومان ویتسون» سیاست تقسیم سودی را اتخاذ نمود که بر اساس آن به هر سهمی دو دلار نقد میداد و بقیه درآمدها ی جاری شرکت را به صورت جایزه توزیع میکرد.
به گونه ای که مجموع دریافتی هر سهامدار از سود نقد ی و جایزه معادل با کل درآمد هر سهم سالانه بود. اتخاذ چنین سیاستی در نیمه قرن بیستم اگر چه مورد مخالفت شرکتها ی عام المنفعه قرار گرفت اما برخی از تحلیلگران مالی از جمله «جی. واتر. جیسون» آنرا یک حرکت انقلابی نامید.
در واقع پس از کمپانی هند شرقی شرکت فوق طرح منحصر به فردی بود که به سهامداران اجازه میداد تا میان سود سهام به صورت نقد یا به صورت سهام جایزه دست به انتخاب بزنند.
شرکتها ی صنعتی عام المنفعه در آن زمان از توزیع سهام جایزه خودداری میکردند. زیرا آنها احساس میکردند که سهامداران بیش از هر چیزی به درآمدها ی آماده و مطمئن ( سود نقدی ) علاقهمندند.
در طول 44 سال از1871 تا 1915 23 شرکت
بورس اوراق بهادار
نیویورک تا اوایل
قرن حاضر در سال 1915
در سال 1916
در سال 1917 4
7
13
14-2-2-دلایل و انگیزههای انتشار سهام جایزه :
دلایل عمده در انتشار سهام جایزه که برخی از این دلایل را به عنوان اثرات جایزه نیز میتوان ذکر کرد عبارتند از :
1- حفظ نقدینگی :انگیزه اولیه شرکتها در اعلان سهام جایزه تقویت بنیه نقدینگی و سرمایه در گردش شرکت از طریق عدم توزیع درآمدها و سود سنواتی است. شرکتهایی که برای تامین مالی پروژهها ی سرمایه گذاری خود نیاز به منابع مالی دارند در این صورت سیاست افزایش سود سنواتی را از طریق به کار گیری شیوهها ی توزیع سود محافظه کارانه به منظور حفظ و نگه داری وجوه نقد تحقق میبخشند.
2- کاهش قیمت بازار سهام : در مواردی که قیمت سهام یک شرکت از حد معمول بازار فراتر رود سرمایه گذاران متوسط رغبتی به خرید چنین سهامینخواهند داشت از سوی دیگر فاصله قیمت ممکن است آنقدر زیاد نباشد که نیاز به تجزیه سهام باشد لذا در چنین حالاتی با توزیع سهام جایزه موجبات کاهش قیمت را فرا هم مینمایند تا در حدود و دامنه قیمتها ی سایر سهام قرار گیرد.
3- افزایش بازدهی سهامداران : همانگونه که قبلاً گفته شد انتشار سهام جایزه یک خبر مثبت تلقی میگردد به خصوص که شواهدی دال بر خوش بینی نیز وجود داشته باشد اگر سهام جایزه به نسبت 5 درصد توزیع شده باشد کاهش قیمت سهم کمتر از 5 درصدخواهد بود و همین امر موجب افزایش بازدهی برای سهامداران خواهد شد. هم چنین در مواردی نیز مدیریت شرکت مطمئن است که اگر تجدید ارزشیابی از سهام آن شرکت به عمل آید قیمت سهام بالاتر میرود لذا با انتشار سهام جایزه در حقیقت شرکت خود را در معرض ارزیابی مجدد قرار میدهد که بدینوسیله برای سهامداران ارزش افزوده به ارمغان خواهد آورد.
4- اوضاع خاص : گاهی فروش سهام پر هزینه مشکل است لذا در چنین مواردی از توزیع سهام جایزه استفاده میشود. این عمل به این صورت است که سیاست تقسیم سود نقدی پایین را حفظ کرده و در عین حال سهام جایزه پرداخت میکند. این کار موجب میشود که ارزش بازار سهام این شرکت به طور جدی به خاطر فقدان رشد در سود نقدی تحت تاثیر قرار نگیرد و سهامدار در صورت نیاز از طریق فروش سهام جایزه اش نیازهای نقدی خود را بر طرف نماید. از طرف دیگر گاهی شرایط بازار به گونه ای است که کشش سهام جدید یک شرکت را ندارد در این صورت اگر شرکت اقدام به فروش سهام جدید نماید موقعیت سهامداران قبل متزلزل میگردد. در چنین حالتی روش منطقی توزیع سهام جایزه است.
5- هم چنین در صورتیکه انتشار قرضه برای شرکت بنا به دلایلی میسر نباشد از سهام جایزه استفاده میشود. در مواردی نیز که مشکل خاصی وجود ندارد چه بسا سهامداران و علاقه و توضیحات سهامداران آنها عامل توزیع سهام جایزه باشد.
6- اجتناب و تاخیر در پرداخت مالیات :سهامدارانی که در طبقه مالیاتی بالایی قرار دارند یعنی بخش قابل توجهی از سود سهامشان را به صورت مالیات از دست میدهند انتشار سهام جایزه موجب تاخیر در دریافت و سود نقدی و در نتیجه کاهش مبلغ مالیات آنان میگردد.
7- تعدیل انتظارات سهامداران : در مواردی و بنا به دلایلی ممکن است درآمد یک شرکت افزایش فوق العاده ای پیدا کند که امکان تداوم آن در بلند مدت و به صورت مداوم نباشد همین امر ممکن است بر تقاضای سهامداران بر دریافت سود و انتظارات آنان اثر گذاشته و پاسخگویی مدیران به این خواستهها را مشکل سازد. لذا در چنین مواردی نیز شرکتها اقدام به انتشار سهام جایزه میکنند تا موفق به پنهان کردن درآمدها ی شرکت گردند. بدین وسیله تلویحاً اعلام میکنند که شرکت امکان پرداخت سود اضافی را ندارد.
15-2-2-تاثیر سهام جایزه بر شرکت توزیع کننده
این تاثیرات به شرح زیر است :
الف ) وجه نقد : با توزیع سهام جایزه شرکتها عملاً هیچگونه خروجی وجه نقد نخواهند داشت و این وجوه پشتوانه ای برای شرکت محسوب میگردد.
ب) افزایش تعداد سهام: با انتشار سهام جایزه تعداد سهام افزایش یافته و هم چنین تعداد سهامداران نیز بالا رفته و موجبات گسترش مالکیت فراهم میگردد.
در چنین صورتی امکان کنترل شرکت به وسیله افراد قبل تضعیف میگردد. یک تحقیق در این زمینه نشان میدهد که 25 درصدسهام جایزه به افزایش 30درصد در سهامداران شرکتها منجر میگردد.
ج) افزایش نقدینگی و قابلیت فروش سهام : با افزایش تعداد سهام شرکت از طریق سهام جایزه و تغییر قیمت سهم به سطح معمول بازار و سرعت معاملات چنین سهامی افزایش یافته و همین امر قابلیت نقدینگی و هم چنین زمینه شهرت و اعتبار بیشتری را برای آن سهم فراهم می کند .
د) تغییر در حساب سرمایه و ارزش ویژه : توزیع سهام جایزه به دلیل انتقال از حساب اندوختهها به حساب سرمایه موجب افزایش سرمایه شرکت میگردد. از طرف دیگر حجم کل ارزش ویژه تغییر میکند.
16-2-2-تاثیر سهام جایزه بر سهامداران
این تاثیرات به شرح زیر هستند :
الف ) نسبت مالکیت هر سهامدار پس
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
مین دانگ گوین، مصطفی زور رحمان، یوک سان وانگ
چکیده
برای افزایش پایان سطحی حفره های ریز، micro-EDM و micro-ECM در یک فرآیند ماشینی ترکیبی بی نظیر با استفاده از آب یون زدوده دارای مقاومت کم بعنوان یک سیال دو-مشخصه با هم ترکیب شدند. لایه ماده تحت تأثیر قرار گرفته که توسط جرقه های الکتریکی تولید شده است از سطح ماشینی متعلق به اثر واکنش برقی-شیمیایی حل می شود. برای حفظ دقت اندازه حفره های ریز، پالس های ولتاژ کوتاه برای منطقه انحلال مواد اعمال می گردد و بنابراین ضخامت لایه مواد در تعیین ابعاد حفره های ریز اهمیت زیادی دارد. مطالعه حاضر مدلسازی فاصله دهانه شعاعی را حفاری micro-EDM و micro-ECM همزمان توسط پیش بینی ضخامت لایه مواد حل شده توسط واکنش برقی-شیمیایی معرفی می کند. این راهکار تحلیلی تئوری دو-لایه، معادله برتلر-والمر، و قانون فارادی در مورد الکترولیر را با هم ترکیب میکند که برای شبیه سازی فاصله دهانه شعاعی برای پارامترهای پالس های مختلف بکار می رود. سپس داده های شبیه سازی با نتایج آزمایشی تأیید می گردد. مشاهده می گردد که پارامترهای پالس اعمال شده مستیماً بر روی بعد نهایی حفره های ریز بدست آمده تأثیر می گذارد. کارایی پالس های ولتاژ کوتاه در تعیین منطقه انحلال مواد با خصوصیات بارگیری دو-لایه مطابقت دارد. وقتی که مدت زمان پالس خیلی کوتاه باشد، انحلال مواد قابل صرف نظر کردن می باشد و SEDCM هیچ تأثیری بر روی بهبود سطح داخلی حفره ریز نخواهد داشت.
کلمات کلیدی: micro-EDM، micro-ECM، آب یون زدوده، پالس های کوتاه، مدلسازی، دهانه شعاعی
1- مقدمه
بعلت مزیت قابل توجه که یک نیروی برشی قابل صرف نظر کردن می باشد، ماشینکاری تخلیه میکرو-الکتریکی (micro-EDM) یک فرآیند ترجیحی برای اشکال ریز ماشینی است . البته، micro-EDM هنوز هم معایبی دارد که از مکانیزم حذف مواد آن ناشی می گردد. چون این مواد از طریق ذوب شدن و تبخیر حذف می گردد، سطح ماشینی با لایه های آسیب دیده حرارتی تشکیل می گردد. بالاترین لایه، که با نام لایه سفید یا لایه نوریزی شناخته می شود، دارای فشار پس مانده بالایی است و ممکن است شامل ترک های ریز باشد. در زیر این لایه نوریزی، مناطق تأثیر یافته حرارتی دیگری وجود دارد که متحمل تغییر ساختار مواد شده اند. همچنین، بافت سطح ایجاد شده توسط هم پوشانی حفره های تخلیه متعددی توصیف می گردد که معمولاً با اختلالات بالایی همراه هستند.
بنابراین افزایش سطح ایجاد شده توسط micro-EDM خیلی مطلوب می باشد. برای افزایش یکپارچگی سطح اشکال ماشینی، ریزماشینکاری برقی-شیمیایی (micro-EDM) بعنوان فرآیند بعدی پس از micro-EDM ترکیب می گردد. چون مکانیزم حذف مواد بر اساس انحلال یونی است، سطح ایجاد شده توسط micro-ECM نسبتاً صاف و بدون فشار پس مانده و ترک های ریز خواهد بود. این راهکار همچنین در چندین تحقیق مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج این مطالعات اثبات می کند که می توان ECM را بعنوان روش مؤثری برای کاهش سختی سطوح ایجاد شده توسط EDM استفاده کرد. برای محصولات با اندازه کوچک و کاربردهای ریز-مقیاس، انحلال با رسانایی خیلی کم مانند آب یون زدوده بعنوان یک الکترولیت ضعیف در افزایش پایان سطحی اشکال ریز توسط micro-ECM بکار می رود. یکپارچگی سطح جانبی میکرو-پین ها و حفره های ریز توسط بعضی از مؤلفان گزارش شده است که افزایش می یابد. اگرچه این انحلال رسانایی کم برای میزان انحلال متوسط استفاده شده است، با اینحال انحلال مواد استری یک مسئله غامض برای ریزماشینکاری است. مشخص شده است که اشکال ماشینی در هنگام قرار گرفتن در معرض زمان انحلال طولانی یا استفاده از آب یون زدوده دارای مقاومت کم، بعلت حذف زیاد مواد توسط واکنش برقی-شیمیایی واپیچیده می شود. اخیراً، سطح EDM شده اشکال ریز توسط اجرای micro-ECM دقیقاً پس از micro-EDM بهبود داده شده است. اگرچه سیال های ماشینکاری در ابزار ماشینی مشابهی انجام می شوند، با اینحال باید از سیال دی الکتریکی به الکترولیت تغییر پیدا کنند و همچنین منبع برق متفاوتی برای micro-ECM مورد نیاز می باشد.
در این سناریو، micro-EDM و micro-ECM در فرآیند ماشینکاری بی نظیری ترکیب می گردد که با نام micro-EDM و micro-ECM همزمان (SEDCM) شناخته می شود، تا اشکال ریز را با یکپارچگی سطحی بهتری ایجاد کند. در این روش، آب یون زدوده با مقاومت ویژه کم بعنوان سیال دو-مشخصه بکار می رود. انحلال بیشتر مواد که بعنوان نقص micro-EDM با استفاده از آب یون زدوده تصور می شود، اکنون به شیوه ای مورد استفاده قرار می گیرد که در یک منطقه خاص کنترل و محدود می گردد. برای رسیدن به این هدف، از پالس های ولتاژ کوتاه برای تعیین موقعیت منطقه انحلال مواد استفاده شده است. با پارامترهای پالس مختلف، دهانه شعاعی گزارش شده است که تغییر می یابد و منجر به قطرهای مختلف حفره های ریز می گردد. بنابراین این مطالعه در صدد است که مدلسازی فاصله دهانه شعاعی را در حفاری micro-EDM و micro-ECM همزمان توسط پیش بینی و شبیه سازی ضخامت لایه مواد حذف شده توسط واکنش برقی-شیمیایی انجام دهد. راهکار تحلیلی استفاده شده در این مطالعه از تئوری دو-لایه، معادله بوتلر-والمر، و قانون فارادی الکترولیز ناشی می گردد.
2- تحلیل تئوری
2.1 مدل دهانه شعاعی
در حفاری micro-EDM متعارف، مواد توسط تخلیه الکتریکی از طریق ذوب کردن و تبخیر حذف می گردد. بنابراین، دهانه ماشینکاری ایجاد شده از فاصله بحرانی و عمق تخلیه الکتریکی تشکیل می گردد. البته، در حفاری SEDCM، لایه نازکی از مواد تأثیر یافته بر روی سطح ایجاد شده توسط جرقه ها هم حذف می گردد تا یکپارچگی سطحی حفره ریز را افزایش دهد، همانطور که در شکل 1 هم نشان داده شده است. در نتیجه، جدا از فاصله بحرانی و عمق تخلیه الکتریکی، دهانه شعاعی در این فرآیند ترکیبی هم متشکل از عمق انحلال خواهد بود که از واکنش برقی-شیمیایی ناشی می گردد. برای فاصله بحرانی و عمق تخلیه الکتریکی، بعلت ماهیت تصادفی تفکیک الکتریکی در سیال های دی الکتریک، هیچ درک کاملی از تخلیه الکتریکی وجود نداشته است. بنابراین، قدرت تفکیک دی الکتریک و دهانه جرقه پس از فرآیند EDM معمولاً توسط روشهای تجربی بدست می آید. بعلاوه، دهانه شعاعی نهایی در حفاری SEDCM توسط واکنش برقی-شیمیایی حل می گردد. بنابراین، این مدل بر روی خصوصیات انحلال مواد پس از تخلیه الکتریکی تمرکز خواهد کرد تا مدلسازی دهانه شعاعی حفره های ریز بدست آمده را انجام دهد. به همین دلیل، دهانه جانبی ایجاد شده پس از micro-EDM بعنوان فاصله اولیه انحلال مواد در نظر گرفته می شود. همچنین، سختی سطحی میانگین ایجاد شده توسط حفره های تخلیه الکتریکی هم پوشانی (حدود ) خیلی کوچک تر از فاصله جانبی پس از micro-EDM (حدود ) است. بنابراین، سختی سطحی ایجاد شده توسط micro-EDM را میتوان در هنگام مدلسازی فاصله دهانه نادیده گرفت.
شکل 1. توضیح دهانه شعاعی در حفاری SEDCM
بعلت رسانایی کم آب یون زدوده دارای مقاومت کم، میتوان آنرا بعنوان یک الکترولیت ضعیف در نظر گرفت و بنابراین دهانه جانبی بین الکترود و قطعه ساخته شده را میتوان بعنوان یک سلول برقی-شیمیایی مدلسازی کرد. وقتی که ولتاژی در امتداد دو الکترود غوطه ور شده در آب یون زدوده اعمال می گردد، یون ها در محلول بسوی سطح الکترود حرکت میکنند و لایه دوگانه ای در سطح مشترک الکترود و الکترولیت تشکیل می گردد. گزارش شده است که این سطح مشترک الکترود-محلول بعنوان یک خازن با دو صفحه موازی رفتار میکند. بنابراین می توان آنرا بعنوان یک خازن مدلسازی کرد، همانطور که در شکل 2 نشان داده شده است. در این مدل، مقاومت ویژه آب یون زدوده است. بترتیب ظرفیت لایه دوگانه در الکترود و سطوح قطعه ساخته شده است. همچنین، مقاومت القایی نشاندهنده چگالی جاری واکنش برقی-شیمیایی در سطوح الکترود و قطعه ساخته شده است. چون ضخامت لایه دوگانه تا حد زیادی کوچک تر از فاصله دهانه شعاعی است، مقاومت محلول را میتوان بصورت زیر بیان کرد:
که مقاومت ویژه آب یون زدوده و فاصله الکترود-قطعه ساخته شده است.
2.2 قطبش لایه دوگانه
قبل از توسعه مدل، فرضیات خاصی را میتوان برای این مطالعه بیان کرد:
- ظرفیت لایه دوگانه در حین فرآیند ماشینکاری ثابت است.
- مقاومت انتقال و ظرفیت لایه دوگانه در الکترود-محلول و قطعه سطح مشترک ساخته شده-محلول یکسان هستند .
- هیچ محلول موادی در حین زمان پالس-آف وجود ندارد.
- سختی سطحی سطح قطعه ساخته شده . الکترود در شبیه سازی فاصله دهانه شعاعی نادیده گرفته می شود.
با پیروی از مدل نشان داده شده در شمل 2، چگالی جریان جاری در سطح مشترک قطعه ساخته شده-الکترولیت شامل دو مسیر است: چگالی جریان باردهی (برای تغییر ظرفیت لایه دوگانه ) و چگالی جریان القایی (جاری در مقاومت انتقال ).
شکل 2. مدل دهانه جانبی الکترود-قطعه ساخته شده بر حسب عنصر مدار
چگالی جریان باردهی توسط معادله زیر بیان می گردد:
که t متغیر زمانی و قطبش لایه دوگانه است.
گزارش شده است که چگالی جریان القایی از لحاظ نمایی به افت پتانسیل بین لایه دوگانه بستگی دارد. بنابراین، چگالی جریان القایی – که از معادله بولتر-والمر ناشی می گردد – توسط معادله زیر بدست می آید:
که چگالی جریان تبادل در موقعیت تعادل، ضریب انتقال، z تعداد الکترون های تبادل شده در حین واکنش برقی-شیمیایی است و
که F ثابت فارادی، R ثابت گاز و T دمای مطلق است.
در معادله 3، گزینه قبلی با چگالی جریان اندی مطابقت دارد درحالیکه گزینه بعدی مربوط به چگالی جریان کاتدی است. این واکنش های اندی و کاتدی بر روی الکترود یکسانی رخ میدهند. در کاربردی که از انحلال اندی فلز استفاده می کند، پتانسیل مازاد نسبتاً بالا خواهد بود و بنابراین چگالی جریان کاتدی هم خیلی کوچک خواهد بود. بنابراین، می توان آنرا نادیده گرفت و چگالی جریان فارادی که از مقاومت انتقال عبور میکند را می توان به شکل زیر ساده نویسی کرد
بنابراین جاری شدن چگالی جریان از نود A به B توسط معادله زیر بدست می آید:
جاری شدن چگالی جریان از نود B به C بصورت زیر محاسبه می گردد:
که U دامنه پالس های ولتاژ اعمال شده است.
در اینجا می باشد، بنابراین می توان آنرا اینطور بیان کرد:
اکنون قطبش لایه دوگانه را میتوان بدست آورد. از آن هم چگالی جریان را میتوان با استفاده از معادله 5 تعیین کرد.
2.3 تعیین میزان انحلال
برای محاسبه میزان انحلال، چگالی جریان باید تعیین گردد. البته، در این فرآیند، پالس های ولتاژ کوتاه بجای ولتاژ پیوسته اعمال می گردد. بنابراین، چگالی جریان میانگین را باید از طریق شارژ الکتریکی کلی در هر منطقه واحد q محاسبه کرد. در حین یک پالس، شارژ الکتریکی کلی در هر منطقه واحد که از ماده عبور میکند را می توان توسط یکپارچه سازی چگالی جریان بر زمان پالس-آن تعیین کرد:
معادله 9 شارژ الکتریکی کلی را در هر منطقه واحد نشان میدهد که از پالس ولتاژ منفرد عبور میکند. بنابراین چگالی جریان میانگین در هر ثانیه را می توانیم با استفاده از شارژ الکتریکی کلی در هر منطقه واحد تا دوره پالس بدست آورد، همانطور که در معادله زیر بیان می گردد
که
سپس، میزان انحلال میانگین در هر ثانیه که از قانون فارادی در مورد الکترولیز ناشی می گردد، توسط معادله زیر بدست می آید
که M حجم مولی ماده قطعه ساخته شده است.
2.4 شبیه سازی فاصله دهانه شعاعی در زمان
از معادلات 5 و 8 می توان مشاهده کرد که چگالی جریان تابعی از دهانه شعاعی الکترود-قطعه ساخته شده است. وقتی که دهانه افزایش می یابد، چگالی جریان تا اندازه ای کوچک تر خواهد بود و بنابراین میزان انحلال تغییر می یابد. بنابراین، برای شبیه سازی تغییر دهانه شعاعی در زمان، از روش تکرار استفاده می شود که در شکل 3 نشان داده شده است تامیزان انحلال جدید پس از هر مرحله زمانی بروزرسانی شود.
3. نتایج شبیه سازی
کارهای شبیه سازی برای بررسی اثرات پارامترهای پالس های مختلف بر روی دهانه شعاعی ایجاد شده در حین فرآیند ماشینکاری انجام می شود. پارامترهای شبیه سازی استفاده شده در این مطالعه در جدول 1 نشان داده شده است.
دهانه اولیه برای دهانه جرقه تعیین می گردد زمانی که واکنش برقی-شیمیایی متوقف می گردد، که از لحاظ آزمایشی تقریباً می باشد. چگالی جریان تبادل، همان چگالی جریان در موقعیت تعادل است که جریان خالص در آن صفر می باشد. بعبارت دیگر، در تعادل بالانسی از واکنش انودی و کاتدی وجود دارد که در همان سطح الکترود رخ میدهد. بیان شده است که این چگالی جریان تبادل می تواند به اندازه زیاد باشد و یا از کمتر باشد.
شکل 3. الگوریتم تکراری برای شبیه سازی تغییر دهانه شعاعی
در این مطالعه، آب یون زدوده که بعنوان الکترولیت ضعیف در نظر گرفته می شود بکار می رود. بنابراین، چگالی جریان تبادل به اندازه انتخاب می گردد. بعلاوه، ظرفیت لایه دوگانه معمولاً از 10 تا متغیر است. البته گزارش شده است که برای الکترولیت رقیق، ظرفیت لایه دوگانه تا حد زیادی از برای به برای کاهش می یابد. برای آب یون زدوده با مقاومت کم، می توان آنرا بعنوان یک الکترولیت خیلی رقیق مشاهده کرد و ظرفیت لایه دوگانه در این شبیه سازی به اندازه انتخاب می گردد.
3.1 تأثیر نسبت کار
شکل 4a داده های شبیه سازی چگالی جریان برای نسبت های کار مختلف را در حین یک دوره پالس نشان میدهد. در این حالت، فرکانس خواهد بود بنابراین دوره پالس به اندازه محاسبه می گردد. این مسئله قابل توجه است که در حین اول، اگرچه ولتاژ اعمال شده است اما چگالی جریان تقریباً نزدیک به صفر باقی می ماند. پس این یک افزایش مهم برای رسیدن به اوج در می باشد. این مسئله به خصوصیت شارژ لایه دوگانه نسبت داده می شود. وقتی که ولتاژ اعمال می گردد، یون ها در محلول بسوی سطح قطعه ساخته شده حرکت میکنند تا لایه دوگانه را تشکیل دهند. جریان فارادی از لحاظ نمایی به قطبش این لایه دوگانه وابسته است، همانطور که در معادله 5 نشان داده شده است. برای لایه دوگانه زمان معینی طول می کشد تا بطور کامل شارژ شود بنابراین جریان فارادی در آغاز صرفاً نزدیک به صفر باقی می ماند و پس از تا حد زیادی افزایش پیدا میکند. وقتی که چگالی جریان به مقدار اوج خود می رسد و در ثابت باقی می ماند، مشخص می گردد که لایه دوگانه بطور کامل شارژ می گردد.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 17 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
حانو ماکونن، ووری مروی
چکیده
تکنولوژی اطلاعات (IT) مدتها بعنوان جزء لاینفکی از تبادل تجاری میان سازمانی شناخته شده است. البته تحقیقات دقیق بر روی دیدگاه شرکت مرکزی تأکید دارند و بر روی مسائل عملیاتی تمرکز دارند و IT و روابط تجاری را جدا از هم می بینند. ما از طریق یک مطالعه موردی کمی دوتایی، این را تعریف میکنیم که با توجه به عناصر مختلف روابط استراتژیکی خریدار-فروشنده و رفتارهای مدیریتی و عملیاتی عاملان، IT در چه جایگاهی قرار دارد. این مطالعه نقش IT را با توجه به لایه های ساختاری، عملکردی و مدیریتی روابط تعریف میکند و نشان میدهد که IT چطور میتواند یک عنصر قوی باشد که توسط آن فعالیت های مدیریتی روابط انجام می شوند تا هماهنگی و کارایی روابط افزایش یابد. این مطالعه زمینه ای را برای تحقیقات کمی و کیفی آماده میکند تا درک کلی از IT را در رابطه با ساختارها و فرآیند ها در زمینه های میان سازمانی شبکه ها و روابط تجاری افزایش دهد.
کلمات کلیدی: سیستم های میان-سازمانی، تکنولوژی اطلاعات، سیستم های اطلاعاتی، روابط تجاری، روابط خریدار-فروشنده
1- مقدمه
تبادلات میان سازمانی بصورت رو به رشدی در روابط میان سازمانی بلند مدت انجام می شوند. تحول بسوی شکل های اشتراکی عملیات، نقش IT را در روابط تجاری تغییر میدهد. درحالیکه پیشنهاد شده است که تکنولوژی ممکن است روابط تجاری را غیرشخصی سازد و مدیریت آنها را پیچیده تر کند، با اینحال تکنولوژی اطلاعاتی مانند درگاه های مشترک، پایگاه ها و سیستم های مدیریت زنجیره تأمین (SCM) فرصت هایی را برای همکاری بیشتر فراهم می سازد. دامنه SCM تا حد زیادی دیدگاه مشترک را نشان میدهد و IT بعنوان مثال بصورت "سیستم عصبی برای مدیریت زنجیره تأمین" توصیف شده است. بعلاوه، اثبات شده است که تنظیم IT بین شرکای زنجیره تأمین با پاسخگویی بیشتر بازار فروش، ایجاد ارزش مشتری و مزیت رقابتی برای شرکت ها مرتبط است.
مقالات SCM نقش مهمی از سیستم های IT را در ممکن سازی فعالیت های اشتراکی در زمینه های معاملات الکترونیکی، کنترل هزینه وکیفیت، برنامه ریزی تأمین، و پیش بینی تقاضا نشان داده اند. این نقش ترکیبی IT در دسترس پذیری، قابلیت رؤیت و مدیریت اطلاعات؛ اجرا و مدیریت معاملات مؤثر؛ تصمیم گیری وبرنامه ریزی؛ و همکاری و کار اشتراکی دیده می شود. البته این مقالات بیشتر بر روی دیدگاه شرکت مرکزی با تمرکز بر مسائل عملیاتی محصولات و جریان اطلاعات تأکید دارند. در نتیجه، این سوال که با توجه به عناصر دیگر روابط و شبکه های تأمین و مدیریت استراتژیکی آنها، IT چه جایگاهی دارد، بدون پاسخ باقی می ماند. بعبارت دیگر، بخش اصلی از تحقیقات قبلی IT و سیستم های مربوطه را بصورت نهادهای عملیاتی در نظر می گیرند، نه بصورت مؤلفه های ترکیب شده با ساختارها و فرآیند های ایجاد ارزش در روابط و مدیریت استراتژیکی آن بین طرفین.
بنابراین هدف این مطالعه اینست که موقعیت IT میان سازمانی را با توجه به ساختارها و فرآیند های روابط استراتژیکی و بلند مدت خریدار-فروشنده برای تعریف کردن نقش آن، تعیین کند. با بیان کردن تعریف IT بصورت "همه شکل های تکنولوژی که برای ایجاد، بدست آوردن، تغییر، ارتباط، تبادل، معرفی و استفاده از اطلاعات به شکل های مختلف آن، مورد استفاده قرار می گیرند" ، ما بر روی عناصری از IT تمرکز میکنیم که با سازمان های مربوطه و روابط متقابل خریدار-فورشنده آنها مرتبط هستند.
راهکار تئوری این مطالعه – که در فصل 2 توضیح داده شده است – به روابط متقابل و راهکارهای شبکه ای، و بحث های اخیر در مورد بازاریابی خدمات و منطق سلطه-خدمات توجه دارد. این مطالعه از روش تحقیق موردی کیفی (که در فصل 3 توصیف شده است) برای اتخاذ یک دیدگاه دوتایی در مورد دو رابطه استراتژیکی خریدار-فروشنده ایجاد شده توسط IT استفاده میکند. در فصل 4 تحلیل موردی را معرفی میکنیم که اساسی برای بحث و نتیجه گیری در مورد IT میان سازمانی تعیین جایگاه شده با توجه به عناصر روابط در فصل 5 ایجاد میکند.
2- راهکار تئوری
2.1 چارچوب تئوری
راهکار تئوری این مقاله بر اساس اثرات متقابل و راهکار شبکه گروه IMP با ادغام ایده های یکپارچه سازی منابع در بحث های اخیر در مورد بازاریابی خدمات و منطق سلطه-خدمات (SDL) است. درحالیکه راهکار IMP بر اساس اثرات متقابل و وابستگی های متقابل بین عاملان است، SCM و بحث های مربوط به آن بر روی یکپارچه سازی منابع و ایجاد همزمان ارزش بین عاملان تأکید دارند. در سطح ساده تری از تحلیل، راهکارهای خدماتی بیشتر بر روی حوزه عملکرد تأکید دارند و بنابراین دیدگاه یکپارچه سازی بیشتر فرآیند بین عاملان نسبت به راهکار IMP را اتخاذ می کنند. البته در مقایسه با راهکار IMP، که بیشتر بر روی اثرات متقابل بین حوزه ساختاری روابط و شبکه ها و روابط متقابل تأکید دارد، راهکارهای خدماتی از لحاظ بررسی خصوصیات محتوایی که یکپارچگی فرآیند را شکل میدهد ناقص هستند. بعبارت دیگر، مطابق راهکار IMP، روابط متقابل بین عاملان با توجه به عناصر ساختاری مانند وابستگی متقابل، تجربه های قبلی، و انتظارات جاری مطالعه می گردد که روابط بلند مدت و شبکه های تجاری را در مؤسسه ها وارد می سازند. این تفاوت های بین راهکارهای تئوری در اینجا بعنوان عناصر تکمیلی در نظر گرفته می شوند و برای ایجاد چارچوب تحقیقاتی نشان داده شده در شکل مورد استفاده قرار می گیرند.
شکل 1 یک چارچوب ترکیبی را نشان میدهد که از مطالعه ما از لحاظ نقش IT در روابط خریدار-فروشنده پشتیبانی میکند. برای اهداف تحلیلی، روابط تجاری به لایه های عملکردی، ساختاری و مدیریتی تجزیه می گردد. بخش های بعدی این مقاله محتوا و روابط متقابل لایه های توصیف شده را بیان میکنند.
2.2 لایه های عملکردی و ساختاری روابط
لایه عملکردی در یک رابطه کانونی شامل تبادل تجاری دوتایی است که فعالیت های ایجاد ارزش سازمانی که در روابط کانونی فعال می گردند، و فرآیند هایی که پیشنهادات را تشکیل میدهند را نشان میدهد. ایده بیان شده در اینجا اینست که فرآیند های ایجاد ارزش (که در اینجا بصورت سنتی بکار برده شده است) که اساساً هستی یک سازمان را تأیید میکنند و مربوط به همه اعمال، رخدادها و فعالیت هایی هستند که در آنها، سازمان ورودی ها مختلف را به خروجی تبدیل میکند، هسته سازمان های فروشنده و خریدار هستند. این خروجی ها با طرف دیگر در روابط از طریق جریان اعمال، عملکردها و حوادث مرتبط معاوضه می گردند.
زیرساخت روابط نیز حیطه هایی از ساختارهای سازمانی طرفین را نشان میدهد که در روابط کانونی فعال می گردند و از فرآیند های مشترک پشتیبانی میکنند. ساختار سازمان مربوط به منابع و صلاحیت های فرآیند ایجاد ارزش هر دو سازمان است. زیرساخت روابط شامل پیوندهای اجتماعی و فنی است. پیوندهای اجتماعی مربوط به ساختارهای حسی-شناختی هستند که تحت تأثیر انتظارات و تاریخچه روابط قرار می گیرند. مفاهیمی مانند جاذبه، اعتماد، و تعهد، پیوندهای اجتماعی را نشان میدهند. پیوندهای فنی نیز شامل پیوند فعالیت ها و ارتباط منابع هستند که ممکن است روندی (یعنی تکنیک های ارتباطی از پیش تعیین شده)، تکنولوژیکی (یعنی سیستم های اطلاعاتی)، یا قانونی (یعنی قراردادها) باشند.
پیوندهای اجتماعی و فنی با هم زمینه و ساختاری را ایجاد میکنند که تبادل تجارت بین طرفین را کنترل میکنند. این مسئله بصورت معکوس هم عمل میکند، چون تبادل تجاری می تواند پیوندهای اجتماعی را قوی تر کند یا آنرا تضعیف کند، و همچنین بر روی فعالیت های اتخاذ و هماهنگی تأثیر بگذارد که بر روی پیوندهای فنی تأثیرگذار هستند. البته تبادل تجاری و محیط اجتماعی و فنی با گذشت زمان توسعه همزمان را نشان میدهند.
شکل 1 – چارچوب تئوری
2.3 لایه مدیریتی: ایجاد تعادل بین لایه های ساختاری و عملکردی
اثرات متقابل بین زیرساخت روابط و فرآیند تبادل، نتایج روابط را تعریف می کند. سازگاری (یعنی تغییرات در عناصر روابط تجاری که مربوط به فرآیند تبادل هستند) و هماهنگی (یعنی تقسیم بندی کار بین عاملان) مربوط به فعالیت های مدیریتی سطح-روابط می باشد. هدف سازگاری و هماهنگی اینست که همنواختی را در روابط کانونی افزایش دهند و نتایج آنرا را بهتر سازند. بعبارت دیگر، آنها تناسب بین زیرساخت روابط و فرآیند تبادل را افزایش میدهند. در حالیکه اهداف سازمانی، فعالیت های سازگاری وهماهنگی را بر حسب آنچه کنترل میکنند که سازمان می خواهد که با توجه به روابط، اهداف فردی خریدار و فروشنده آنها را انجام دهد و اهداف متقابل را برای راهنمایی مسیر روابط شکل دهد.
پتانسیل یک عامل منفرد برای تأثیر گذاشتن بر روی فعالیت های سازگاری و هماهنگی ، یا در مدیریت کلی یک رابطه در یک شبکه، محدودتر می گردد. بنابراین تأثیر مستقیم بر روی لایه های عملکردی و ساختاری – که وابستگی های متقابل میان سازمانی و مجموعه روابط متقابل قبلی را نشان میدهند – ممکن است در کوتاه مدت محدود گردد. این بدین خاطر است که فعالیت های سازگاری و هماهنگی : 1) دارای اثرات متقابلی با اهداف سازمان و اهداف تعیین شده برای روابط هستند و 2) مربوط به روابط متقابلی هستند که با گذشت زمان رخ میدهند و انتظارات و تعبیر هر دو طرف را بر حسب روابط متقابل نشان میدهند که در یک شبکه تجاری گسترده تر قرار دارد و بنابراین اثرات مستقیم و غیرمستقیم را بر روی روابط ایجاد میکند. از این لحاظ، فعالیت های سازگاری و هماهنگی فقط مربوط به تصمیمات فوری یا رخدادهای متقابل با همه اطلاعات عینی و مربوطه نیستند. بلکه آنها در مسیری از کنش ها و واکنش های مرتبط رخ میدهند که توسعه روابط و شرکت ها، و تفاهمات مربوطه و تعبیر های طرفین را نشان میدهند.
بطور خلاصه، چارچوب ترسیم شده در شکل 1 سازمان های خریدار و فروشنده را بعنوان واحدهای فعالیت وابسته به هم در نظر می گیرد، که حدود آن در فعالیت های ایجاد ارزش قرار دارد که انجام میدهند. روابط بین سازمان ها، یکپارچه سازی فعالیت های ایجاد ارزش را از طریق تبادل تجارت ممکن می سازد. این تبادل میان سازمانی تحت تأثیر ساختارهای سازمانی، فرآیند های مدیریتی، و فرآیند های ایجاد ارزش هر دو سازمان، و همچنین فعالیت های سازگاری و هماهنگی روابط تجاری، و زیرساخت روابط قرار می گیرد.
3- روش ها
3.1 راهکار مطالعه موردی و انتخاب موردی
مطالعه موردی، بعنوان یک استراتژی تحقیقاتی تناسب خاصی با هدف فراهم سازی درک زمینه ای از یک پدیده ادغام شده در محتوای آن دارد، که شبیه موقعیت بیان شده در این مطالعه است. هدف این مطالعه بجای دیدگاه ها، ماغیرها، مقیاس ها، و ابعاد مجزا، درک جامع تری از نقش IT در گروه خریدار-فروشنده است. این مطالعه دو رابطه را بررسی می کند، که شامل دو شرکت خریدار و دو شرکت فروشنده است. سطح تحلیل ما، گروه دوتایی خریدار-فروشنده است. موارد بر اساس نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند، که بموجب آن، هر مورد بعنوان یک فرصت خاص و بی نظیر برای شناسایی ویژگی های جدید پدیده تحقیقاتی برای آسان سازی درک آن در نظر گرفته می شود. بنابراین تمرکز آن کمتر بر روی خود موارد است و بیشتر بر روی فرصت هایی برای استفاده از آنها است تا اهداف تئوری ساده تری را انجام دهند. شرکت های خریدار بر اساس مشارکت شان در یک پروژه چند-شرکتی با سرمایه گذاری دولتی مربوط به تکنیک های خرید موثر شناسایی شدند که در بین سال های 2010 تا 2012 در دانشگاه محل تحصیل مؤلف انجام شد. استفاده از IT در روابط فروشنده یک موضوع کلیدی در پروژه تحقیقاتی بود. بر اساس مصاحبه های انجام شده با هر شش شرکت، دو شرکت خریدار بعنوان جامع ترین و پیشرفته ترین کاربردان IT در مقابل فروشندگان خود شناسایی شدند، و بنابراین بهترین گزینه برای اهداف تئوری ما بودند.
موارد انتخاب شده نشاندهنده دوصنعت مختلف بودند: هتل، رستوران و صنعت غذایی و صنعت تولیدی. گروه دو عضوی "آلفا" شامل شرکت فروشنده ILP (متخصص در خرید، بازاریابی، و مهیاسازی خواروبار) و شرکت خریدار LCC (یک مهیاکننده خدمات مواد غذایی و آماده سازی نهار) بود. گروه "بتا" شامل شرکت فروشنده ESP (یک شرکت خدمات حرفه ای در مهندسی صنعتی) و شرکت خریدار GMC(یک تولید کننده اصلی کالاها برای محیط های ساختمانی) بود. این شرکت های موردی و روابط مربوطه آنها بطور خلاصه در جدول 1 نشان داده شده است.
این دو مورد از این لحاظ با هم مشابه هستند که هر دوی آنها روابط استراتژیکی بلند مدتی دارند، که محتوای مطالعه ما را تشکیل میدهد. البته از لحاظ ویژگی های اصلی مربوط به منطق تجاری در این روابط، این دو مورد محیط متضادی را ایجاد میکنند که مطالعه توسعه IT و نظریه پردازی در مورد نقش و موقعیت آن در این گروه های دوعضوی را ممکن می سازد. در گروه آلفا، تکرار خرید خیلی بالا است، زمان بازاریابی خیلی کوتاه است، و محصولات تولید شده خیلی ساده هستند. نقش فروشنده اینست که جریان محصول و اطلاعات را بین خریدار و فروشندگان اصلی هماهنگ کند. بر عکس، تبادل تجاری در گروه بتا خیلی پیچیده است و تکرار خرید آنها کم است. راه حل های آن در هماهنگی نزدیکی بین GMC و ESP در دوره های بلندی قبل از تولید نهایی محصولات GMC صورت می گیرد.
3.2 انجام تحقیق، جمع آوری داده ها، و تحلیل ها
این مطالعه از طریق جمع آوری داده های طولی و فرآیند موازی تحلیل داده ها بصورت دوتایی انجام داده شد. داده های مربوط به یک دوره سه ساله از آخر سال 2010 تا سال 2013 بود، که زمان واقعی زیادی را نشان میداد. منابع اطلاعاتی شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهدات، و منابع ثانوی بود.
جمع آوری اطلاعات با مصاحبه های نیمه ساختاریافته فردی در 6 شرکت مرکزی با 14 مخبر کلیدی آغاز شد که شامل افراد حرفه ای منابع یابی و مدیران در شرکت خریدار بود که در یک پروژه دانشگاهی شرکت داشتند. جمع آوری اطلاعات مبنایی برای محتواسازی و درک بیشتر پدیده تحقیق و همچنین نمونه برداری تئوری برای شناسایی شرکت های مناسب برای این مطالعه تشکیل میداد. پس از انتخاب LCC و GMC بعنوان شرکت های خریدار برای این مطالعه، از هر شرکت خواسته شد تا یک شرکت فروشنده را معرفی کند که روابط استراتژیکی بلند مدتی با آنها داشته است و IT نقش محوری را برای آنها ایفا میکند. 22 مصاحبه دیگر نیز در شرکت های خریدار و فروشنده انتخاب شده بین 2012 تا 2013 انجام شد.
ما برای افزایش قابلیت اطمینان داده های خود، با استفاده از راهنمای مصاحبه با مخاطبان زیادی مصاحبه کردیم. مخبرها توسط تکنیک snowballing (گلوله برفی) شناسایی شدند، که توسط آن، از مصاحبه شونده های اول خواسته شد تا افرادی را از سازمان خود نام ببرند که ارتباط نزدیکی با روابط خریدار-فروشنده مربوطه داشتند و قادر بودند که به تحقیق ما کمک کنند. استخدام یک راهنمای مصاحبه این اطمینان را به ما داد که همه مصاحبه ها عناصر اصلی چارچوب تئوری را پوشش می دادند. این وضوعات تئوری با توصیف آزاد مخبرها به شکل گفتگویی بین مصاحبه کننده و مصاحبه شونده تکمیل میشدند. هر مصاحبه ثبت می شد قبل از اینکه به شکل نوشته در آید.
تحلیل داده های مصاحبه ها توسط خواندن کامل هر نوشته با هدف بدست آوردن آگاهی های معنادار و درک کاملی از پدیده ها انجام شد. پس از آن، داده ها تحلیل شدند و مطابق مؤلفه های چارچوب کدگذاری شدند. علاوه بر مصاحبه ها، شرکت ها با سری داده های ثانوی گسترده ای به محققان کمک کردند که شامل توصیف های فرآیند و شغل، نمودارهای سازمانی، گزارشات کارایی و همچنین مجلات داخلی بودند. همچنین، پروژه تحقیقی این فرصت را برای مشاهده هرگونه معرفی عملرکد-خاص، بحث ها، و کارگاه های تحقیقاتی شرکت های مرکزی فراهم ساخت. داده های ثانوی بصورت سیستماتیک مانند سری داده های مصاحباتی تحلیل نشدند، بلکه آنها مانند سری داده های تکمیلی فرض شدند که محققان را قادر می ساختند که ماهیت تجارت های شرکت های مرکزی و محیط های عملیاتی آنها (از جمله روابط متقابل با فروشندگان انتخابی خود برای تعیین جایگاه IT در محتوای روابط خریدار-فروشنده) را درک کنند.
4- نتایج: نقش تکنولوژی اطلاعات در مورد آلفا
4.1 توصیف روابط آلفا
مورد آلفا شامل روابط بین LCC و ILP بود که عملیات آنها در فنلاند را پوشش میداد. LCC یک بازیکن اصلی در زمینه خدمات غذایی در کشورهای نوردیک و بالتیک است و مشتریان آنرا شرکت ها، مؤسسات خصوصی و عمومی، مراکز پیش دبستانی، مدارس و مؤسسات آموزشی و خانه سالمندان تشکیل میدهند. در فنلاند، این شرکت برای 680 محل فروش کار میکندکه بعنوان مثال می توان به رستوران های دانش آموزی و نهارخوری ها اشاره کرد. 150 هزار وعده غذایی در روز در این شرکت تولید می شود. ILP در زمینه تأمین حبوبات، خدمات مشتری، و آماد در هتل ها، رستوران ها و صنایع غذایی تخصص دارد. مشتریان اصلی آن شامل هتل ها و رستوران ها، آشپزخانه مؤسسات در بخش عمومی، و پمپ بنزین و مراکز خدماتی هستند. بیش از 450 فروشنده در شبکه آمادی ILP وجود دارد که تولید محصولات آنها 13 هزار محصول در روز است.
ILP مسئول برنامه ریزی، سازماندهی، و مدیریت جریان فیزیکی کالاها از تولیدکنندگان اصلی به واحدهای LCC است. در حال حاضر، ILP بیش از 2 میلیون سفارش خرید را بصورت سالیانه به LCC ارائه میدهد، که ILP را فروشنده اصلی حبوبات و بزرگترین فروشنده غیرغذایی برای LCC می سازد. به همین دلیل، روابط آلفا برای اجرای زنجیره تأمین بالا و کارایی عملیاتی است.
مدل عملیاتی IT-فعال کل فرآیندی را پوشش می دهد که مربوط به برنامه ریزی و اجرای جریان کالاها از فروشنده اصلی از ILP به LCC است. محیط عملیاتیی آلفا خیلی پویا و پیچیده است و زمان انجام سفارشات آن برای بازار خیلی کوتاه است. کالاهای آن باید در عرض 48 ساعت به LCC تحویل داده شوند. کالاهای تازه در عرض 24 تا 48 ساعت تحویل داده می شوند، که تبادل اطلاعات برای دسترس پذیری محصول و برنامه تحویل را می سازد. این مدل از تجارت خریدار به شیوه های مختلفی در سطوح عملیاتی و استراتژیکی پشتیبانی میکند.
4.1.1 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه های عملیاتی و ساختاری روابط
در حال حاضر، تکنولوژی اطلاعات سکوی وسیعی را تشکیل داده است که وجود انواع مختلف عناصر تکنولوژیکی و راهکاری را ممکن می سازد که لایه عملکردی را کنترل می کنند و ایجاد ارزش را در هر دو شرکت و تبادل متقابل آنها را پوشش می دهند. با توجه به سیستم های فنی، سیستم برنامه ریزی منابع داخلی LCC با سیستم برنامه ریزی منابع اقتصادی و خارجی ILP مرتبط است، که انتقال خودکار سفارشات بین شرکت ها را ممکن می سازد. بعلاوه، سیستم ILP مربوط به اطلاعات قیمت، تحویل، و دسترس پذیری سفارشات است. سفارشات پذیرفته شده از ERP از ILP از طریق ارتباط سیستم به سیستم یا رونوشت خودکار به فروشنده اصلی انتقال داده می شود. پس از اینکه کالاها ارسال شدند، فروشنده اطلاعات تحویل را می فرستد و بصورت الکترونیکی برای ILP فاکتور می نویسد، که سپس فاکتورهای به شکا الکترونیکی به LCC انتقال داده می شوند. کل فرآیند بصورت دیجیتالی است:
سفارشات بصورت الکترونیکی انجام می شوند، فاکتورها بصورت الکترونیکی ارسال می شوند، و پیام تحویل نیز اتوماتیک است ... همه این خطوط دیجیتالی هستند.
[مدیر عملیاتی ILP]
با توجه به فعالیت های ایجاد ارزش خریدار، در بالاترین سطح عملیاتی، سیستم های اشتراکی IT-فعال فرآیند خرید و کارایی بهبود یافته تا تقریباً تا 100 درصد معاملات روزانه تسریع میکنند. علاوه بر فرآیند سفارش کارآمد، مدل عملیاتی IT-فعال LCC را قادر می سازد تا رفتار خرید واحدهای فروش خود را کننترل کند. چون دامنه محصولات موجود از طریق انتخاب گزینه های خرید در سیستم بصورت داخلی است، فضا برای خرید غیرمطیع نیز وجود دارد.
سیستم ها ابزار مرکزی برای پشتیبانی از سفارشات از فروشندگان توافقی و دامنه ای از محصولات توافقی است.
[مدیر خرید LCC]
مطلوبیت یک دامنه محصولات توافقی مانند مواد خام متحمل آزمایشات گسترده ای قبل از پذیرفته شدن در دامنه محصولات می گردند. خودکار بودن سفارش سیستم به سیستم، بررسی گزینه های خرید با توجه به دامنه محصولات توافقی را ممکن می سازد. در صورت عدم مطابقت، سفارش بصورت اتوماتیک اصلاح می گردد، که این احتمال خطاها را کمتر می کند. همچنین، یکپارچه سازی سیستم به سیستم و سطح مشترک دیجیتالی، فروشده را قادر می سازند تا عملیات خود را تشخیص دهد؛ برای مثال برای جایگزین کردن میروی انسانی در زیرساخت روابط:
اگر ما عملکرد فروش اینترنتی داخلی نداشتیم، من مجبور می شدم که حداقل با 150 نفر برای فروش تماس بگیرم.
[مدیر ILP]
در پشتیبانی جریان مداوم تبادل در سطح عملیاتی، سیستم اشتراکی بصورت کانالی عمل میکند که از طریق آن، نسبت به نوساناتی واکنش نشان میدهد که جریان روزانه را مختل می سازند. برای مثال، مدیران مشتری زنجیره ILP مانند ارتباطی بین فروشندگان اصلی و LCC خصوصاً از لحاظ دسترس پذیری محصولات عمل میکنند:
در هنگام کمبود، ما مجبور خواهیم بود که سریعاً بفهمیم که گزینه خرید اصلی را باید با چه چیزی جایگزین کنیم .. سپس ما آنرا در سیستم قرار میدهیم بطوریکه مشتری بتواند آنرا بصورت آنلاین ببیند.
[مدیر زنجیره مشتریات ILP]
در سطح استراتژیکی، IT سکویی برای مدل عملیاتی مرکزی ایجاد میکند که در آن، ILP نقش یکپارچه ساز یا واسط را بازی میکند و سطح مشترک واحدی را برای فروشندگان در مبنای تأمین LCC فراهم می سازد. این بدین معناست که LCC مجبور نیست که چندین ارتباط را ایجاد کند تا بصورت دیجیتالی با مشتریان خود تماس داشته باشد:
اگر ما وجود نداشتیم، LCC مجبور بود که با صدها فروشنده ارتباط برقرار کند. اکنون که ما این ارتباط را ممکن ساخته ایم همه میتوانند از آن استفاده کنند. این ارتباط مانند یک کد باز در لینوکس است؛ ما آنرا ساخته ایم بطوریکه مشتریان ما بتوانند به شیوه معناداری عمل کنند.
[مدیر ILP]
بطور خلاصه، در لایه های عملیاتی و ساختاری، سیستم های یکپارچه IT برتری عملیاتی را از طریق تحویل ها و اجرای سفارشات سریع و قابل اطمینان ممکن می سازد.
4.1.2 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه مدیریتی روابط
از مراحل اولیه روابط، ILP در توسعه سیستم برای خدمات دهی به LCC بعنوان مشتری خود فعال بوده است. ILP سرمایه گذاری زیادی در کار برنامه نویسی کرده است تا یکپارچه سازی سیستم با سیستم های ERP داخلی LCC را ممکن سازد:
در هیچ قراردادی بیان نشده است که ما باید کار برنامه نویسی را انجام دهیم که هزاران یورو برای ما هزینه برداشته است تا کار سیستمی مشتری را ایجاد کنیم.
[مدیر ILP]
از روزهای اول روابط، سیستم ها توسعه پیدا کرده اند و امروزه یک عنصر اصلی را در عملکردهای مدیریت روابط متقابل تشکیل میدهند. علیرغم اینکه IT بصورت استوار در دستان فروشنده مانده است، خریدار نیز با کمک کردن به هدف مشترک افزایش کارایی عملیایی برای کل زنجیره تامین نقش فعالی را ایفا کرده است. از این لحاظ، مدیریت IT در روابط یک عنصر ضروری مدیریت روابط است و در فعالیت های سازگاری و هماهنگی زیادی شامل است.
در سطح عملیاتی، سازگاری های مختلفی برای قوی ساختن سیستم انجام شده است. سازگاری اصلی اخیر مربوط به IT توسط ILP ، توسعه شبکه ارتباطی با مشتری و همچنین پورتال فروشنده بوده است، که یک شبکه ارتباطی آنلاین است که LCC و فروشندگان آنرا قادر می سازد که داده های کارایی را مشاهده کنند، و بنابراین ارتباط را از طریق پیوندهای فنی در روابط و شبکه گسترده تر، قوی تر سازند. LCC و ILP بصورت اشتراکی یک سری شاخص های کارایی کلیدی و فرمت های گزارش را ایجاد کرده اند (یعنی سازگاری معکوس، که در پورتال فروشنده ثبت می گردد). این پورتال گزارش دهی کامل داده های کارایی فروشنده را ممکن می سازد که قابل استفاده توسط LCC برای مدیریت مؤثر فروشندگان خود می باشد. داده های مربوط به عدم دسترس پذیری خیلی مهم هستند. قبل از مدل عملیاتی یکپارچه، این داده ها در جای دیگری ذخیره نمی شدند:
در زمان فروش های تلفنی، اگر فروشنده به شما می گفت که محصولی موجود نیست، این موجود نبودن محصول در کجا ثبت می شد؟ در هیچ جایی ثبت نمی شد.
[مدیر خرید LCC]
سازگاری های انجام شده رابطه نزدیکی با فعالیت های هماهنگی دارند. مدل عملیاتی IT-فعال LCC را قادر ساخته است تا مسئولیت بیشتری نسبت به فروشندگان خود داشته باشد. برای مثال، پورتال فروشنده، فروشندگان را قادر می سازد تا به داده های پیش بینی شده در مورد گزارشات کارایی و سفارشات آینده LCC دسترسی داشته باشند، که فرصت برنامه ریزی حجم محصولات و عملکرد در مواردی را برای آنها فراهم می سازد که به سنجش های اصلاحی نیاز دارد:
قبل از داشتن پورتال فروشنده، ما می بایست تلاش بیشتری برای پیگیری عملکرد فروشنده می کردیم. اکنون که ما می توانیم به فروشندگان خود بگوییم که آنها می توانند اطلاعات KPI را در پورتال نگاه کنند، و به ما اجازه می دهند تا از استثناها اطلاع پیدا کنیم. اگر انتظاراتی وجود داشته باشد، ما به یک توضیح نیاز داریم.
[مدیر خرید LCC]
در نتیجه، LCC قادر بوده است تا مسئولیت سنجش عملکرد و پیگری آنرا به فروشندگان اصلی واگذار کند و نقش فعال تری را در این فرآیند و خصوصاً در مدیریت آن فراهم سازد. برای LCC، مدل عملیاتی تقسیم بندی جدید کارها را در زنجیره تأمین ممکن ساخته است.
در شکل کنونی، روابط بین LCC و ILP را می توان بصورت متقارن در نظر گرفت. هر دو شرکت بطور برابر زمان و منابع خود را در سازگاری های مداوم در روابط سرمایه گذاری کرده اند:
ما هر دو برای هم اهمیت داریم و هر دوی ما می خواهیم که این روابط را تا حد ممکن خوب کنیم، بنابراین ما مجبور نیستیم که هر روز در مورد نیاز به پیدا کردن یک شریک جدید فکر کنیم.
[مدیر ILP]
امروزه تلاشهای توسعه ای که در محتوای سیستم IT آغاز شدند تلاش های مدیریت روابط گسترده و جهت گیری توسعه طرفین را در مناطق دیگر روابط نشان میدهند:
ما روابط بازی با هم داریم و روابط قابل اعتمادی را با هم به اشتراک میگذاریم. ما تلاش میکنیم که چیزها را در مسیر درستی توسعه دهیم
[مدیر منابع LCC]
آنها هیچوقت انگشت خود را به سمت شما نمی گیرند، یا از شما بپرسند که شما اینکار را به این شیوه انجام داده آید. نقطه آغاز همیشه چیزی است که آنها می تواند بهتر انجام دهند تا کل خط را بهبود دهند.
[مدیر منابع ILP]
سیستم IT-فعال، برتری عملیاتی، و پیوندهای اجتماعی به شیوه متقابلی همدیگر را تقویت می کنند، که اینکار منجر به روابط نزدیک و متقابلی بین شرکت ها می گردد:
ما عمیقاً در تجارت هم درگیر هستیم و همیشه همدیگر را بخوبی درک میکنیم/
[مدیر زنجیره مشتریان ILP]
اینکار کار مشکل و راه کندی خواهد بود که فروشنده خدمات را تغییر دهیم. ارتباطات ساختمانی، زمان بر است؛ اما همچنین بخاطر همه شکل های دیگر هماهنگی، اینکار خیلی مشکل خواهد بود که فروشندگان را تعویض کنیم.
[مدیر منابع LCC ]
بطور خلاصه، در گروه آلفا، شرکت ها بطور عمدی یک قابلیت زنجیره تأمین اشتراکی را ایجاد کرده اند که بر مبنای فرآیند ها و سیستم های پیکارچه IT-فعال است. شرایط مورد نیاز کارایی آلفا از تکرار بالای سفارشات ناشی می گردد، که توسط زمان انجام سفارش کوتاه و تقاضای خاص برای زنجیره تأمین از لحاظ دسترس پذیری گزینه ها و دمای تحویل، بیشتر تقویت می گردد. در نتیجه، شرکت روابط خود را متوجه کارایی عملیاتیی می سازند، که عمدتاً بصورت اجرای سریع سفارشات خرید و تحویل ها است. ایجاد پیوندهای فنی، گسترش محدوده های سازماتی یکپارچه کننده دو شرکت، نقش مهمی را در توسعه روابط ایفا می کند. البته برای نفوذ روابط، عملکردپذیری فراتر از روابط مرکزی گسترش داده شده است تا از طریق پیوندهای فنی ایجاد شده توسط ILP شامل تولیدکنندگان اصلی نیز باشد. فعالیت های مدیریتی مداومی انجام شده اند تا فعالیت ها و مسئولیت ها را بین عاملان هماهنگ کنند، تا ویژگی های جدیدی ایجاد کنند و ویژگی های موجود را در لایه ساختاری روابط با لایه عملکردی متناسب سازند.
مورد بتا شامل روابط بین شرکت تولیدی جهانی (GMC) و فروشنده خدمات مهندسی (ESP) است که دارای تاریخچه مشترکی به شکل یک شرکت مشترک در اواخر دهه 1990 هستند. شرکت خریدار GMC تولید کننده اصلی کالا برای محیط های ساختمانی است. مهمترین حوزه های تجاری آن فروش محصولات جدید، نصب، و همچنین نوسازی و تعمیر و نگهداری است. GMC در صنعت خود برای طراحی محصول و راه حل های ابتکاری شناخته شده است. واحد تکنولوژی GMC مسئول تحقیقات، توسعه، مدیریت طول عمر محصول، و توسعه تکنولوژی های جدید مربوط به سیستم های حرکتی یا کنترل است . این واحد همچنین مسئول ثبت حق انحصاری، طراحی و مالکیت محصولات جهانی است. شرکت فروشنده ESP یک شرکت خدمات حرفه ای است که مهندسی تجهیزات صنعتی، راه حل های اطلاعاتی محصولات فنی، و خدمات در منطقه اروپای شرقی و همچنین آسیا ارائه میدهد. ارائه خدمات شامل مشاوره فرآیند، مهندسی دستگاه ها، مهندسی سفارشات، خدمات تحقیق و توسعه، و ثبت و طالاعات محصولات فنی است. ESP یکی از فروشندگان اصلی واحد تکنولوژی GMC برای خدمات مهندسی و برنامه ریزی مکانیکی است که خرید آنها معمولاً در سطح مفهومی در فرآیند توسعه محصول جدید GMC رخ میدهد. مراحل قبلی معمولاً مدیریت داخلی توسط GMC است. شرایط مورد نیاز برنامه ریزی و مهندسی ممکن است مربوط به بهبود در محصول نهایی موجود باشد؛ برای مثال، شکل یک وسیله برقی جدید که کارایی بیشتر یا نمونه مفهومی را فراهم می سازد.
4.2.1 تکنولوژی اطلاعات با مراجعه به لایه های عملکردی و ساختاری روابط
روابط بتا متوجه دانش و مهارت می گردد. تبادل تجاری در گروه بتا، خدمات مهندسی و برنامه ریزی پیچیده ای را در محیط عملیاتی پروژه-مبنا تشکیل میدهد که توسط جهت گیری هدف و طبیعت موقتی با عاملان زیاد شامل در پروژه ها توصیف می گردد. GMC در هنگام رجوع به ارائه دهندگان خدمات مانند ESP ، از واژه پیمانکار فرعی استفاده میکند. کار مهندسی و برنامه ریزی قرارداد فرعی برای شرکا یک شیوه کار بلند مدت برای واحد تکنولوژی GMC است. همکاری با پیمانکاران فرعی توسط واگذاری های ماهیانه توصیف می گردد، که ارائه دهندگان خدمات در آن شامل هستند و در موارد فیزیکی در GMC حاضر هستند:
شرکا یک نقش اصلی در عملیات ما دارند و ما پروژه های بلند و تعهداتی را با آنها انجام میدهیم. مقدار زیادی از کار قرارداد فرعی ما به گونه ای انجام می شود که ارائه دهندگان خدمات در واقع در بر پایه استدلال های ما عمل میکنند و در ارتباط و کار پروژه روزانه ما حضور دارند.
[مدیر تکنولوژی GMC]
چون GMC و ESP تاریخچه بلند مشترکی با هم دارند، و از لحاظ فیزیکی باهم در یک ساختمان یکسان هستند، حدود بین شرکت ها کم رنگ تر می شود:
GMC ما را بصورت گسترشی از تیم برنامه ریزی خود می بیند.
[مدیر ESP]
از لحاظ پیوندهای فنی، توسعه یک زیرساخت روابط IT-فعال در اولویت نبوده است؛ بلکه عناصر IT زمانی پدیدار شده اند که شرکت ها سالها با هم همکاری کردند تا تبادل تجارت و عملیات متقابل را ممکن سازند. بعلت ماهیت کار طراحی و برنامه ریزی قرارداد فرعی، سیستم ها و ابزار برنامه ریزی نقش اساسی را در روابط بتا ایفا می کنند. سیستم های مشترک دلیلی هستند که افراد ESP از لحاظ فیزیکی در مقدمات GMC حضور دارند و بصورت اعضای یکپارچه در تیم های برنامه ریزی GMC کار می کنند، و دیگری ماهیت ارائه خدمات و محتوای مناسب مشتری آنها است. کارکنان ESP که برای GMC کار میکنند حساب های ایمیل شرکت GMC را دارند، حق دسترسی به اینترنت و پایگاه داده ثبت دیجیتالی GMC را دارند، و با ساختار و معماری ثبت اسناد GMC، فرآیند های ثبت، و اصطلاحات آن آشنا هستند:
تعداد زیادی از پرسنل ما که بر روی واگذاری های GMC کار میکنند در واقع در شبکه GMC کار می کنند و حساب های ایمیل شرکت GMC را دارند. از این لحاظ، ما عمیقاً با محیط GMC ادغام شده ایم.
[مدیر حسابداری ESP]
ESP از ایستگاه کاری و شبکه GMC استفاده میکند و از مجوزهای نرم افزار GMC را گسترش میدهد تا کارهای تعیین شده به اتمام برسند (یعنی اینکه کار برنامه ریزی واقعی را انجام دهند و خروجی های دیجیتالی را ذخیره کنند). بعبارت دیگر، تیم های برنامه ریزی خود GMC و همچنین تیم های ESP در پایگاه داده ها و ابزار برنامه ریزی داخلی GMC سهیم هستند تا اسناد برنامه ریزی، طراحی ها، و مدل های سه بعدی در حین انجام پروژه ها را ایجاد و ذخیره کنند. ابزار برنامه ریزی با توجه به پروژه متغیر است. بنابراین عموماً از سیستم متفاوتی برای برنامه ریزی مکانیکی در مقایسه با نرم افزار و طراحی استفاده می شود؛ بعضی از ابزار مختص GMC هستند اما بعضی از ابزار نیز عمومی هستند. برای ESP، دانش کاملی در مورد پایگاه داده ها و سیستم های داخلی GMC یک شرط لازم و ضروری برای ارائه خدمات است. به اشتراک گذاری ابزار برنامه ریزی و پایگاه داده ها بین GMC و ESP ارائه خدمات را آسان تر می کند. همچنین، سیستم های برنامه ریزی مشترک نیز مرتب سازی دانش و مهارت ESP را از لحاظ نتیجه توافقی ممکن می سازند:
این حقیقت که ما از طریق سیستم های مشترک و شبکه های GMC همراه با آنها عمل میکنیم کارها را راحت تر و مؤثر تر ساخته است. چون جزئیات قرارداد ما در کتابچه راهنمای آنلاین GMC قرار دارد دسترسی به ما کار راحتی است و چون ما به سیستم های آنها دسترسی داریم، همکاری ما خیلی عالی است.
[مدیر حسابداری ESP]
در این محیط نزدیک و صمیمی بین شرکت ها، تبادل تجارت و فرآیند های خرید بصورت "واگذاری ماموریت" توصیف می گردند. واحد تکنولوژی GMC از ابزار مدیریت فهرست سهام پروژه اینترنتی برای سفارش خدمات قرارداد فرعی، مدیریت پیمانکاران فرعی، مذاکرات و صلاحیت ها، و بطور کلی برای پیگیری پیش بینی ها، بودجه ها، و پیشرفت پروژه های جاری استفاده میکند. عموماً طراح اصلی GMC یا مدیر پروژه آن، واگذاری کارها (از جمله نام پیمانکار فرعی، برنامه زمانی، محتوای کار، نتایج پیش بینی شده و قیمت) را تعیین میکند. داده های کار پس تأیید از سوی فروشنده، در یک ابزار مدیریت سهام پروژه ذخیره می گردند، که برای نشان دادن پیشرفت مورد استفاده قرار می گیرد. ESP همچنین به سیستم برنامه ریزی منابع سرمایه ای GMC نیز دسترسی دارد، که برای واگذاری کارها از آن استفاده میکند.
از دیدگاه GMC، IT سازماندهی یک فرآیند اختصاصی کار، و گزراش پیگیری آینده مربوط به کار قرارداد فرعی مربوطه را ممکن می سازد. مدیران پروژه و طراحان اصلی باید سفارشات را در ابزار سهام پروژه انجام دهند، که فقط امکان سفارش از فروشندگان قراردادی را ممکن می سازد. بنابراین این سیستم مطلوبیت را توسط واحد تکنولوژی GMC تقویت میکند. البته چون این شرکت ها نزدیک به هم عمل میکنند، پیوندهای سطح فردی و روال های کاری فرآیند سفارش را توصیف میکنند. عموماً GMC منابع مورد را برای یک کار خاص در یک واگذاری تعیین میکند؛ بعبارت دیگر، سفارش خدمات به یک فرد خاص در ESP ارسال میگردد که صلاحیت های او برای GMC شناخته شده است. ارسال سفارش خدمات فردی شده سالها در روابط گروه بتا بصورت یک قاعده وجود داشته است. با اینکه این یک فرآیند مؤثر برای خدمات مهندسی و برنامه ریزی سفارش در نظر گرفته می شود، با اینحال این فرآیند GMC را همواره با منابع یکسان با ESP شامل می سازد:
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 20 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید
چکیده
منابع آب کره زمین در حال حاضر با بحران ها و چالش های نگران کننده ای همچون کمبود آب، عدم دسترسی به آب شرب بهداشتی و تمیز، کنترل منابع آب، درهم گسیختگی شبکه مدیریت منابع آب، کاهش در منابع مالی اختصاص داده شده، فقدان آگاهی در تصمیم گیران و عموم و در معرض خطر بودن صلح و امنیت جوامع دست در گریبان است. با توجه به بحران ها و چالش های پیش آمده رهیافت های گوناگون مدیریت منابع آب همچون مدیریت مبتنی بر عرضه آب، مدیریت یکپارچه منابع آب و رهیافت راهبردهای با گذشت زمان نشو و نما یافته اند. در حال حاضر حفظ پایداری منابع آب از اهداف نظام های مدیریت منابع آب می باشد. در کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرف کننده منابع آب، مدیریت در دو بخش عرضه و تقاضای آب اعمال می گردد که با توجه به محدودبت های موجود در عرضه منابع آب توجه ویژه ای به بخش تقاضا و مصرف کنندگان می گردد. در ادامه روش ها و فنون بهره برداری بهینه از منابع آب کشاورزی با تاکید بر مناطق خشک آورده شده است.
مقدمه
هم اکنون آب یک عنصر کمیاب می باشد. توزیع نامتقارن بارندگی در مناطق مختلف منجر به ظهور اقلیم های خشک و نیمه خشک در مناطق مختلف گردیده است. این مناطق علیرغم برخورداری از توانمندی های بالقوه، در توسعه و پیشرفت خود با عوامل محدودکننده بی شکاری مواجه هستند. برای رشد و پیشرفت در این مناطق راه ها را نباید بسته دید بلکه با برنامه ریزی دقیق و اعمال مدیریت همه جانبه در این مناطق می توان شاهد شکوفایی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی بود. امروزه آب به عنوان یک نعمت لایتناهی و فراوان تلقی نمی شود بلکه دولت ها و دانشمندان پی به این نکته بردان اند که از ذخایر آبی باید حداکثر بهره برداری را با کمترین اتلاف و ضایعات به عمل آورد. مدیریت منابع آب بخشی از برنامه ریزی توسعه کشورها تلقی می شود و هر کشوری بر مبنای میزان منابع آب در دسترس، استراتژی و برنامه خاصی را برای بهره برداری بهینه از منابع آب موجود اجرا می نماید. به علت ارتباط مستقیم کشاورزی با آب و طبیعت لذا به شدت از تنش های آبی تاثیر می پذیرد. عموما مناطق خشک که از خصیصه کم آبی و بارندگی کم، رنج می برند در مقایسه با مناطق پرباران از شرایط کشاورزی متفاوتی برخوردار هستند. کشاورزی در مناطق خشک به علت بروز خشکسالی، سیل و بیابان زایی در سال های مختلف نیازمند استراتژی و برنامه های سازگار با این نوع اقلیم ها می باشد. اما کشورهای در حال توسعه به علت فقدان مدیریت هوشمند بر منابع آب و عدم به کارگیری راهکارها و عملیات فوق به مراتب بیشتر از تنش های آبی و خشکسالی ها آسیب می بینند.
وضعیت منابع آب در کره زمین
97% منابع آب کره زمین را آبهای شور اقیانوس ها تشکیل می دهند. از 3 درصد باقیمانده، دو سوم آن به صورت توده های یخ در قطب ها و برف در مناطق کوهستانی انباشته شده است. با این حساب یک درصد آبهای کره زمین را آب شیرین جاری تشکیل می دهد که 98% آن شامل آبهای زیرزمینی می شود(2000،Bouwer) در کشورهای غربی و صنعتی سالانه هر فرد حداقل به 2000 مترمکعب آب برای برخورداری از یک استاندارد مطلئب نیاز دارد. اگر سرانه آب هر فر بین 1000 تا 2000 مترمکعب باشد آن کشور تحت تنش آب است ولی سرانه از 500مترمکعب در سال کمتر باشد کشور مذکور با کم آبی مواجه است. در حال حاضر منابع آب موجود می تواند سالانه 7000 مترمکعب برای هر فرد آب فراهم نماید. اگر چه آب کافی حداقل برای سه برابر جمعیت کره زمین موجود است ولی عدم تعادل بین توزیع جمعیت و بارندگی موجب کمبود آب در بعضی از مناطق شده است (2000،Bouwer). امروزه 26 کشور جهان جزء کشورهای کم آب قلمداد می شوند که در اکثر آنها نرخ رشد جمعیت بالاست. از این 26 کشور 9 کشور در خاورمیانه با کم آبی مواجه می باشند. آفریقا بالاترین تعداد کشورهای کم آب را شامل می شود(11 کشور). در سال 2000تعداد آفریقایی هایی که در کشورهای کم آب زندگی می کردند بالغ بر 300 میلیون نفر بود(پوستل، 1375)، اقلیم های خشک حدود یک سوم سطح کره زمین و 15 درصد جمعیت کره زمین را در بر می گیرند. سه چهارم مناطق خشک در قاره های آسیا، آفریقا و استرالیا پراکنده می باشند. گیاهان مناطق نیمه خشک، خشک و بسیار خشک به ترتیب5، 23 و 4 درصد اراضی کره زمین را به خود اختصاص داده اند(علیها، 1380).
وضعیت منابع آب در ایران
مطالعات و بررسی نشان می دهد که در حال حاضر از کل منابع آب تجدیدشونده کشور 5/88 میلیاردمتر مکعب جهت مصارف بخش های کشاورزی، صنعت و شرب برداشت می شود. از این میزان حدود 83 میلیارد مترمکعب (5/93 درصد) در بخش کشاورزی، 5/4 میلیارد مترمکعب برای مصارف شرب و بهداشت و مابقی در صنعت و نیزهای متفرقه دیگر مصرف می شود( کشاورز و صادق زاده، 1379). ایزان با متوسط نزولات آسمانی حدود 252 میلیمتر در سال در زمره مناطق خشک جهان محسوب می شود. 65 درصد کشور ما را مناطق خشک و نیمه خشک تشکیل می دهد که به طور متوسط مقدار بارندگی در آنها از 150میلیمتر در سال کمتر است (شریعتمداری، 1380).
بحران ها و مسائل موجود پیرامون منابع آب
امروزه جهان برای تامین آب مورد نیاز با مسائل و مشکلات معتنابهی مواجه می باشد. محیط زیست و اکوسیستم های مبتنی بر منابع آب شیرین با وقوع خشکسالی های متعدد و برداشت بی رویه از ذخایر آبی با بحران ها و چالش های زیادی روبرو شده اند. عادل ردیف (1999) مسائل و مشکلات زیر را در سیستم های آبی ذکر می کند:
1- توزیع نابرابر منابع آب
2- رشد جمعیت
3- تنش های آبی
4- کمیابی وسیع منابع آب
5- کنترل کیفیت آب
6- سیل و خشکسالی.
همچنین، ابوزید(1998) نیز چالش های زیر را مورد بررسی قرار می دهد و معضلات جهان در زمینه تامین آب را به شرح زیر اعلام می نماید:
1- کمبود آب: با توجه به روند کنترل میزان منابع آب پیش بینی می شود که دوسوم جمعیت جهان با کمبود آب در سال 2025 روبرو شوند.
2- عدم دسترسی به آب شرب تمیز و بهداشتی: علیرغم تلاش های بین المللی تخمین زده می شود 72 میلیارد نفر فاقد دسترسی به آب شرب تمیز و 2/2 میلیارد نفر فاقد دسترسی به آب بهداشتی باشند.
3- کنترل کیفیت آب: صنعتی شده، شهرنشینی، رشد کلان شهرها و کشاورزی فشرده همگی باعث آلودگی آبراهه ها و آبهای زیرزمینی شده اند و کاهش کیفیت آب را به همراه داشته است.
4- درهم گسیختگی شبکه مدیریت منابع آب: مدیریت ملی و بین المللی منابع آب در یک مسیر درهم گسیختگی خرکت می کند. در آن به جای توجه به محدودیت آب و ارتباط درونی اجزای چرخه آب در طبیعت، صرفا با تامین نیازهای آنی توجه می شود.
5- کاهش در منابع مالی اختصاص داده شده: در حال حاضر سیستم های تامین آب، آبیاری، زهکشی، کنترل سیلاب، تصفیه و حفاظت آبخیزها به علت فقدان سرمایه گذاری با مشکلات مالی زیادی روبرو هستند.
6- فقدان آگاهی در تصمیم گیران و عموم: تو هم فراوانی آب و کیفیت لامتغیر منابع آب باعث اغفال عمومی شده است. این توهم می تواند آنقدر ادامه یابد تا کمبود منابع آبی به یک واقیت تبدیل شود و باعث تنزل کیفیت به سطح غیرقابل استفاده ای گردد.
7- در معرض خطر گذاشتن صلح و امنیت جوامع: آب یک عنصر اساسی در حیات و بنیان اقتصادی – اجتماعی جامعه و محیط اطرافش می باشد. کاهش دسترسی به آب به طور فزاینده ای صلح و امنیت را در بسیاری از نقاط کره زمین تهدید می کند. بسیاری از کشورهایی که با کمبود آب روبرو می شوند از ناآرامی های سیاسی، تنش های اجتماعی و ناراحتی عمومی رنج می برند.
مدیریت منابع آب
با توجه به بحران ها و چالش های ذکر شده امروزه استفاده بهینه از منابع آب از برنامه های اصلی کشورها می باشد. برنامه ریزی برای حفظ و بهره برداری بهینه از منابع آبی نیازمند به کارگیری ضوابط خاص خود می باشد. عادل ردیف (1999) رهیافت ها و خط مش های مدیریت منابع آب را به صورت رهیافت های زیر ذکر می کند:
1- مدیریت مبتنی بر عرضه آب: با توجه به رشد جمعیت از دو به سه میلیارد نفر در طی سال های 1900 الی 1960 و فراوانی منابع آب، دولت ها تاکید بر برداشت از منابع آب جهت تامین نیازهای آبی می کردند. در واقع محور این روش عرضه منابع آب در پاسخ به تقاضای در حال رشد بود.
2- مدیریت یکپارچه منابع آب: در این روش ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیطی همگی در منابع آب در نظر گرفته می شوند. هدف این روش حفظ پایداری آب و اکوسیستم از طریق اعمال مدیریت یکپارچه می باشد.
3- رهیافت راهبردی(استراتژیک): در این رهیافت سه هدف دنبال می گردد: 1- حفظ کارایی اکوسیستم های منابع آب شیرین 2- مدیریت مبتنی بر اکوسیستم 3- بررسی نحوه اختصاص آب در آینده.
یکی از مباحث مهم در مدیریت منابع آب اعمال روش مدیریت یکپارچه منابع آب می باشد. اجزای مدیریت آب یکپارچه شامل موارد زیر است:
1- کیفیت آب 2- کمیت آب 3- آب زیرزمینی 4- آب سطحی.
در این شیوه سیاست ها بر سه محور متمرکز است: 1- آب 2- برنامه ریزی 3- محیط (1995،Tolkaup Rooy, Sluis and).
امروزه یکی از مباحث مهم در امر مدیریت منابع آب، حفظ پایداری این منابع می باشد. سیستم های منابع آبی پایدار، برای دستیابی کامل به اهداف جامعه در حال و آینده طراحی و اداره می شوند. این در حالی است که به ملاحظات اکولوژیکی این سیستم ها توجه گردد. سیستم های منابع آبی پایدار به نحوی طراحی و اجرا می شوند که در مقابل تغییرات مختلف سازگار، قدرتمند ودارای توانایی واکنش باشند.
(2000، Loucks, stakhiv and Martin).
پرییرا و همکاران(2002) نیز حفاظت از منابع آب، توجه به ملاحظات محیطی، استفاده از تکنولوژی های مناسب، حفظ توان اقتصادی و پذیرش اجتماعی مباحث توسعه منابع آب در ارتقاء سطح پایداری این سیستم ها ضروری می دانند.
مدیریت منابع آب در کشاورزی
کشاورزی به علت ماهیت بیولوژیکی آن و وابستگی شدید آن به طبیعت بزرگترین مصرف کننده منابع آبی بیشترین کشورها می باشد. در کشور ما 5/93 درصد منابع آبی در کشاورزی مورد بهره برداری قرار می گیرد (کشاورز و صادق زاده، 1379) آبیاری امروزه نقش مهمی را در اقتصاد کشورها بازی می کند برای مثال جین و یانگ (2001) برای آبیاری در کشاورزی چنین نقش های زیر را ذکر می کنند:
1- امنیت غذایی: تامین امنیت غذایی مردم چین به میزان زیادی به آبیاری بستگی دارد.
2- فقرزدایی: آبیاری نقش مهمی را در افزایش درآمد کشاورزان چین بازی می کند. افزایش درآمد کشاورزان با تولید و عملکرد بالا و با کشت بسیاری از محصولات نقدی تحقق پیدا می کند.
3- اهمیت بین المللی: چین در بازار غله جهان نقش مهمی را ایفا می کند. 75 درصد تولید غله چین از زمین های آبی به دست می آید.
در کشورهای خشک و کم آب حفظ پایداری سیستم های آبی نیازمند به کارگیری اصول و برنامه ریزی دقیق تری می باشد. خشکی و کم آبی بر روی کشاورزی مناطق خشک تاثیر قابل توجهی دازند. امروزه مدیریت منابع آب کشاورزی در دو بخش اعمال می گردد. بخش اول شامل مدیریت عرضه آب و بخش دوم شامل مدیریت تقاضای آب می باشد. محدودیت منابع آب و فشار زیاد بر ذخایر آبی موجب شده است تا توجه زیادی به مدیریت کارآمد و بهینه منابع آبی در بخش تقاضا گردد. مدیریت عرضه شامل عملیاتی همچون انتقال آب را از طریق کانال، استفاده از آب زیرزمینی در آبیاری، استفاده تلفیقی از آب کانال ها و زیرزمینی می شود. مدیریت تقاضا مواردی همچون کاهش مقدار آب مصرفی در آبیاری، تغییرات نهادی و اصلاحات سازمانی، مشارکت کشاورزان در امر مدیریت منابع آب می گردد(2001، Kijne). امروزه کشاورزی با بحران هایی همچون کمبود آب و آلودگی ذخایر آبی انتقال آب کشاورزی به سایر بخش ها و کارایی پایین مصرف آب در کشاورزی روبرو است که نیازمند نگاه دقیق به این موضوعات می باشد(2001Jin and Young,). در ادبیات منابع آب و آبیاری دو واژه پرمعنا دیده می شود اولی بازده آبیاری می باشد. بازده آبیاری حاصل نسبت مقدار آبی که مفید واقع می شود به مقدار آبی که مصرف می گردد، می باشد. مثلا گفته می شود بازده آبیاری در ایران رقمی حدود 32% است. واژه دوم بهره وری آب می باشد. بهره وری آب مفهومی است مربوط به مقدار درآمدی که از هر واحد آب مصرفی در کشاورزی عاید می شود. نزدیک ترین واژه به بهره وری آب، کارایی مصرف آب می باشد. کارایی مصرف به مقدار محصولی گفته می شود که از هر واحد حجم آب به دست می آید. ارتقای بازده آبیاری، بهره وری اب و کارایی مصرف آب در بخش تقاضای منابع آب از جمله اهداف مهم و قابل توجه دولت ها می باشد (علیزاده، 1380)و بهره وری آب نقش هر واحد آب را در تولید ناخالص ملی تحت پوشش قرار می دهد. بهره وری آب را به چهار روش می توان افزایش داد:
1- بخشی از منابع آب را که تبخیر شده و از دسترس خارج می شود کاهش دهیم و آب صرفه جویی شده را در بخش های دیگر مورد استفاده قرار می دهیم.
فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد
تعداد صفحات این مقاله 13 صفحه
پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید