فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلودمقاله بررسی رابطه شخصیت و رضایت شغلی

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله بررسی رابطه شخصیت و رضایت شغلی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

بررسی رابطه شخصیت و رضایت شغلی (نظریه جان هالند)

 

چکیده:
امروزه منابع انسانی، از پیچیده ترین، حساس ترین و تکنولوژیکی ترین منابع یک سازمان محسوب می شوند.بنابراین توجه به ابعاد شخصیت افراد از مقوله هایی است که می تواندسازمان را در رسیدن به بهره وری یاری نماید.از طرف دیگر رضایت شغلی به دلیل نقش مؤثر آن در پیشرفت و بهبود سلامت نیروی کار، نادیده انگاشتن آن موجب عدم بهره وری مطلوب خواهد شد، مهم جلوه می نماید . این مقاله پس از تعیین همبستگی بین شغل و شخصیت دبیران مدارس راهنمایی بهبهان الگوی موجود رضایت شغلی آنان را بیان می نماید.
هدف کلی این تحقیق علاوه بر توصیف تناسب شغل و شخصیت دبیران مدارس راهنمایی بهبهان و بیان رضایت شغلی آنان ارائه الگوی موجود بین دبیران راهنمایی بهبهان می باشد.
این پژوهش شامل 6 فرضیه اصلی و 30 فرضیه فرعی است. که از فرضیه های اصلی ،ارتباط معنی داری بین شخصیتهای واقع گرا، کاوشگر و اجتماعی، با رضایت شغلی پیدا شد ولی بین شخصیتهای سوداگر هنرمند و سنت گرا با رضایت شغلی ارتباط معنی داری یافت نشد.
جامعه آماری کلیه دبیران زن و مرد مدارس راهنمایی بهبهان به تعداد 570 نفر در سال تحصیلی86-85 بوده است که به روش مورگان تعداد 210 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.
ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل پرسشنامه توصیف شغل jDI پرسشنامه خود ساخته شخصیت از نظر جان هالند بوده است.
ضریب پایایی پرسشنامه رضایت شغلی و شخصیت به کمک روش آلفای کرونباخ به ترتیب 77 /0 و 5/0 بوده است.
برای تجزیه و تحلیل داده های آماری از روشهای آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و آمار استنباطی شامل ، T تست ، ضریت همبستگی ، آلفای کرونباخ استفاده شده است.
ضمناً با استفاده از نرم افزار SPSS داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و سطح معنی دار در این پژوهش 05/0 بوده است.
نتیجه ای که از این تحقیق گرفته شد به این صورت است که جهت کم کردن ، جابجایی و نقل و انتقالات دبیران راهنمایی بهبهان باید:
 سیستم مناسب پرداخت حقوق و دستمزد را بهبود داد.
 سیستم توفیعات و پاداشها را تجدید نظر کرد.
 روحیه تفکر آفرینی را ایجاد کرد.
 جو مناسب جهت ارتباطات اجتماعی را در بین دبیران راهنمایی شهرستان ایجاد نمود.
 به احساسات ، انعطاف در قوانین، فعالیتهای فوق برنامه، توجهی خاص کرد.
در نهایت این مقاله الگوی موجود بین شخصیتهای مورد پژوهش و رضایت شغلی دبیران شهرستان بهبهان را بیان میکند




مقدمه:
توجه به ابعاد شخصیت افراد در سازمان از مقوله هایی است که میتواند سازمانها را در رسیدن به بهره وری یاری نماید.
اما گاهی از مواقع آن چنان شخصیت افراد پیچیده و نامعلوم می باشد که فقط می توان به ارائه برخی از فرضیات و احتمالات اکتفا کرد.
قطعاً می توان منابع انسانی را از پیچیده ترین ، حساس ترین و تکنولوژیکی ترین منابع یک سازمان به حساب آورد. امروزه بنحوی شاهد هستیم که چگونه پیشرفتهای علمی – تکنولوژیکی به ما در شناخت ارگانیزم و فیزیک جسمانی و از جمله ابعاد شخصیتی انسان کمک نماید.
اما آنچه که همیشه و همواره ما را در پرده ابهام باقی می گذارد، بروز رفتار ها و حالات روحی و روانی افراد است که در شرایط و عرصه های مختلف می توانند از خود نشان دهند.
گرچه اندیشمندان با تکیه بر تحقیقات و مطالعات بدست آمده همواره برای شناخت بهتراجزاء پیچیده انسانی تئوریهای مهمی را در بعد شخصیتی ارائه داده اند، اما هرگز نتوانسته اند آن را بعنوان یک قانون صددرصد علمی بیان کنند چرا که در زمانها و مکانهای مختلف نتایجی بس متفاوت را بدست آورده اند.
رضایت شغلی به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران، از همه مفاهیمی که روانشناسان و متخصصان رفتار سازمانی و مدیریت در موقعیتهای سازمانی مختلف مطالعه کرده اند، از مهمترین موضوعات پژوهشی بوده است.
اهمیت رضایت شغلی از یک سو بدلیل نقشی است که این سازه در پیشرفت سازمان و نیز بهداشت و سلامت نیروی کار و از سوی دیگر به این علت است که علاوه بر تعاریف و مفهوم پردازی های متعدد و گاه پیچیده ، محل تلاقی و نیز سازه مشترک بسیاری از حوزه های علمی ، مانند: روان شناسی، جامعه شناسی، مدیریت، حتی اقتصاد و سیاست بوده است.
اگر چه عواملی بر رضایت شغلی مؤثر می باشد، اما این بار بدنبال بررسی تناسب شغل و شخصیت و رابطه آن با رضایت شغلی می باشیم.
بدین منظور پژوهشگر در این تحقیق به دنبال بررسی تناسب شغل و شخصیت دبیران و رابطه آن با رضایت شغلی آنان در آموزش و پرورش بهبهان و بیان الگوی موجود در مدارس راهنمایی این شهرستان می باشد.
بنابراین محقق سعی دارد با بررسی و تبیین موضوعات فوق در آن اداره آموزش و پرورش در صورت امکان پیشنهاد ها و راه کارهایی را برای ارتقاء و بهبود وضع موجود و ارائه الگوی موجود بیان نماید.
نگارنده معتقد است که چنانچه در زمینه موضوع مورد تحقیق، بررسی و مطالعه ای انجام نگیرد ممکن است کسی به تأثیر بعد شخصیتی افراد در رضایت شغلی آنان و تناسب آن با شغل افراد پی نبرد. حال آنکه با اثبات چنین موضوعاتی می توان به جایگاه رابطه شغل و شخصیت بیش از گذشته ارزش و اعتبار بخشید.
بیان مسأله:
معمولاٌ سازمانها برای افزایش اثر بخشی و عملکرد کارکنان خود سرمایه گذاریهای متفاوتی از قبیل: جذب نیروهای متخصص، حقوق و مزایای مکفی، تأمین امنیت شغلی، آموزش و بهسازی، مشارکت دادن در تصمیم گیریها، جذاب نمودن شغل، پاداش برای عملکرد خوب، تنبیه برای عملکرد ضعیف و ........... درمقاطع مختلف انجام میدهید.
آنان براساس تحقیقات زیادی در یافتند، کارکنانی که از کار خود راضی هستند نسبت به افراد ناراضی کار بیشتری از خود نشان میدهند. و همچنین می دانند که شخصیت افراد بعنوان اهرمی مؤثر در انجام صحیح وظایف و مسئولیتها نقش دارد.
برای افزایش رضایت شغلی عوامل زیادی وجود دارد اما این تحقیق سعی دارد عوامل شخصیت را بر رضایت شغلی فرد و تناسبی که بین شغل و شخصیت افراد وجود دارد را مورد بررسی و سنجش قرار دهد. بهمین منظور دبیران مدارس راهنمایی شهرستان بهبهان را در این تحقیق مد نظر قرار داده ایم . تناسب بین شغل و شخصیت دبیران در آموزش و پرورش یک اصل مهم است که نادیده گرفتن آن باعث بروز مشکلات زیادی خواهد شد.
این پژوهش بر آن است بعد از همبستگی بین شغل و شخصیت دبیران مدارس راهنمایی بهبهان الگوی موجود را به نمایش بگذارد. بنابراین محقق سعی دارد در یابد که آیا در این مدارس بین شغل و شخصیت دبیران و رضایت شغلی آنان رابطه ای وجود دارد یا خیر.؟
می توان با ایجاد یک تناسب منطقی بین شغل و شخصیت دبیران رضایت شغلی آنان را بالا برد و در نتیجه باعث افزایش بهره وری ، تعهد سازمانی و کم شدن جابجایی دبیران شد.
بنابراین سؤال اصلی مورد نظر تحقیق این است که آیا بین شغل و شخصیت و رضایت شغلی دبیران مدارس راهنمایی شهرستان بهبهان رابطه ای وجود دارد؟

اهمیت مسأله:
دست بابی به اهداف سازمان مبتنی بر توانائیهای پرسنل درانجام وظایف تعییین شده و تطبیق پذیری آنها با محیط متغییر می باشد. در این بین توجه مدیر به ابعاد شخصیت افراد باعث می شود تا کارکنان به تناسب خود در کارهایی فعالیت داشته باشند که خود دوست دارند. بدین طریق بر کارایی خود و اثر بخشی سازمان بیفزایند.
ازطرف دیگر سازمانها اهمیت خاصی را برای افزایش رضایت شغلی قائلند تا نهایتاً به ثبات درون سازمانی و بهره وری بیشتر دست یابند.

لذا می توان سه محور را پایه و اساس این فعل و انفعالات دانست:
1- توقعات و انتظارات افراد در زمینه موقعیتهای واقعی
2- میزان برآورده شدن نیازهای جسمی و روانی
3- سطح ابقای ارزش های مهم
تا اولاً از سطح افراد ناراضی در سازمان کاست و از ترک خدمت آنها از سازمان جلوگیری کرد.
ثانیاً سلامتی جسمی و بهداشت روان را در پرسنل راضی بیشتر کرد.
ثالثاً نه تنها به زندگی فرد و رضایت وی در سازمان توجه کرد بلکه اثرات آن را حتی در زندگی خصوصی فرد در خارج از سازمان ملحوظ دانست.
بی تردید یکی از جنبه های رضایت شغلی، تعهد سازمانی است که معمولاً نادیده انگاشته می شود و رابطه نزدیکی سلامتی کارکنان دارد.
تحقیقات نشان می دهد که افراد ناراضی از شغل خود بیش از دیگران مستعد ابتلاء به بیماریهای گوناگون هستند. که حدود و دامنه آن از سر درد تا بیماریهای قلبی کشیده می شود.
مطلب دیگر اثرات رضایت شغلی بر کل نظام جامعه است . هنگامیکه کارکنان سازمان از کار خود لذت می برند و از طرفی دیگر مزایای حاصل از رضایت شغلی به همه افراد و شهروندان خواهد رسید.
کارکنانی که از شغل خود راضی باشند، درجهت رضایت شهروندان قدم بر میدارند. این افراد زندگی و محیط اطراف خود را با یک نگرش مثبت تری ارزیابی می کنند و از جنبه روحی و روانی ، از سالم سازی جامعه و اجتماع فعالتر عمل می کنند. و فراتر اینکه ، افزایش این پدیده ها موجب می شود، نشاط و شادی از سازمان به خانه و جامعه منتقل شود.
بنابراین می توان با توجه به افزایش مسئولیتهای اجتماعی و مقدار سرمایه ای که در سایه رضایت شغلی نصیب جامعه خواهد شد از این پدیده دفاع کرد.
با توجه به اینکه در مورد اثرات شخصیت در رضایت شغلی در ایران تحقیقات کمی صورت گرفته و با عنایت به اهمیت مطالب فوق محقق بر آن شد که تأثیر ابعاد و شخصیتی را در افزایش رضایت شغلی در آموزش و پرورش بهبهان و در بین دبیران راهنمایی این شهر بررسی کند سپس با توجه به یافته های قبلی و آنچه از این تحقبق کسب می کند الگوی موجود را معرفی نماید.

اهداف تحقیق:
هدف کلی:
هدف کلی این تحقیق علاوه بر توصیف تناسب شغل و شخصیت دبیران راهنمایی بهبهان و رضایت شغلی آنان در جامعه مورد مطالعه ، تعیین رابطه همبستگی بین آنها نهایتاً ارائه الگوی موجود را در این زمینه است.

اهداف جزئی:
- بررسی و مطالعه چالشهای شخصیت در شرایط نوین (قرن 21) با بهره گیری از آخرین یافته های دانش روانشناسی، مدیریت و انتخاب شغل که تناسب با ابعاد شخصیتی کارکنان داشته باشد و بتوان به یک رضایت شغلی مناسب و کافی مورد نظر سازمان دست یافت.
- شناخت و دست یابی به معیارهایی تناسب شغل با شخصیت دبیران راهنمایی دارند و بوجود آوردن بسترهای لازم برای فعال تر شدن دبیران به منظور یادگیری پیوسته و مداوم جهت ارائه آموزشهای به هنگام و به روز با داشتن رضایت شغلی بیشتر همگام با تحولات جهانی علم و دانش .
- تهیه و جمع آوری اطلاعاتی برای مسئولین آموزش و پرورش بهبهان.

فرضیه های تحقیق:
فرضیه های اصلی:
1- بین شخصیت واقع گرا و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.
2- بین شخصیت کاوشگر و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.
3- بین شخصیت اجتماعی و و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.
4- بین شخصیت سنت گرا و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.
5- بین شخصیت سوداگر و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.
6- بین شخصیت هنرمند و رضایت شغلی دبیران راهنمایی بهبهان رابطه معنی دار وجود دارد.

 

 

 

تعریف اصطلاحات، مفاهیم و متغیرهای تحقیق:
رضایت شغلی: عبارت است از حدی از احساسات و نگرشهای مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند.
رضایت شغلی: تابعی است از کامروایی نیازهای شخصی فرد در موفقیت شغلی.
شخصیت : مجموع کل راههایی است که یک نفر بدان وسیله در برابر دیگران از خود واکنش نشان می دهد یا بدان وسیله روابط متقابل ایجاد می کند.
شغل: مجموعه ای از فعالیتهای مرتبط به هم که در ازای دریافت حقوق انجام می شوند.
شخصیت واقع گرا: فرد دارای این نوع شخصیت کارهایی را ترجیح می دهد که به مهارت، قدرت بدنی و هماهنگی نیاز دارند. این شخص، کم رو، بافراست، باثبات ، سازشکار ومرد عمل است.
شخصیت کاوشگر: فرد دارای این نوع شخصیت کارهایی را ترجیح می دهد که به فکرکردن، سازماندهی و درک موضوع نیاز دارد. این شخص تحلیلگر، کنجکاو ومستقل است.
شخصیت اجتماعی: کارهایی را ترجیح می دهد که بتوان به دیگران کمک کرد. این شخص صمیمی، خونگرم و دارای روحیه همکاری است، منسوب به اجتماع ، مربوط به مردم.
شخصیت سوداگر: فرد دارای این شخصیت کارهایی را ترجیح می دهد که جنبه حرف و گفتاری داشته باشند تا بتوانند با قدرت بیان خود دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. این شخص دارای اعتماد به نفس، جاه طلب ، بلند پرواز و پرانرژی و سلطه جو است.
شخصیت هنرمند: فرد دارای این نوع شخصیت کارهایی را ترجیح می دهد که مبهم و نامنظم باشند. برای انجام آنها باید دارای ابتکار عمل وخلاقیت بود. این شخص ، خیال پرداز، در هم ریخته، آرمان گرا، پر احساس و اهل حرف است. ( رابینز/ ترجمه پارسائیان و اعرابی / ص 159)
از میان تمامی مسائلی که انسانها از شروع تاریخ مدون با آن روبرو بوده اند، شاید مهمترین مسئله، معمای سرشت خود بوده است . تلاشهای بیشماری برای پاسخ به این سئوال که «ما چه نوع مخلوقاتی هستیم؟» صورت گرفته و با توجه به تنوع بی حد مفاهیمی که در طول این راه به وجود آمده است ، راههای گوناگونی نیز کشف شده ، با وجود این هنوز پاسخ قانع کننده به دست نیامده است .
تعریف شخصیت واقعاً مشکل می باشد و تعاریفی که روان شناسان از شخصیت ارائه نموده اند متفاوت می باشد.
از نظر ریشه ای، گفته شده است که کلمه شخصیت که برابر معادل کلیه Personality انگلیسی یا Personalite فرانسه است در حقیقت از ریشه لاتین Persona گرفته شده که به معنی نقاب یا ماسکی بود که در یونان و روم قدیم بازیگران تئاتر بر چهره خود می گذاشتند.این تعبیر تلویجا اشاره بر این مطلب دارد که شخصیت هر کس ماسکی است که او بر چهره خود می زند تا وجه تمیز او از دیگران باشد.
درزبان عامه شخصیت به معنای دیگر به کار میرود مثلاً وقتی گفته می شود:
«کسی با شخصیت است » یعنی اینکه او دارای ویژگی است که می تواند افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار دهد. یا متانت و وقار ویژه ای دارد. همین طور در نقطه مقابل آن بی شخصیت به معنی داشتن ویژگیهای منفی است که البته باز هم دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد اما در جهت منفی. همچنین کلمه شخصیت در عرف به عنوان چهره مشهور و صاحب صلاحیت در حوزه های مختلف به کار می رود.
همچون شخصیت سیاسی، شخصیت علمی، شخصیت هنری و از این قبیل اما روان شناسی شخصیت به مفهومی متفاوت از آنچه ذکر شد تعریف میشود مثلاً در روان شناسی هر کسی دارای شخصیت است و بنا بر این اصطلاحی به نام بی شخصیت در روان شناسی وجود ندارد. پس شخصیت چیست؟

تعارف شخصیت:
شخصیت مجموعه تفکیک ناپذیر از خصایص بدنی و نفسانی است که شناخته دوستان نزدیک شخص یا به عبارت دیگر آن نقاب یا ماسکی است که فرد برای سازش با محیط که در حقیقت نوعی بازیگری در صحنه زندگی است به چهره خود نهاده است.
شخصیت ، مجموعه ای پایدار از ویژگی ها و گرایشهاست که شباهت و تفاوتهای رفتار روان شناختی افراد (افکار، احساسات و اعمال) را که تداوم زمانی بوده و ممکن است به واسطه فشارهای اجتماعی و زیست شناختی موقعیتهای بلاواسطه شناخته شوند یا به آسانی درک نشونده مشخص می کند.

 


عوامل بوجود آورنده شخصیت:
چون شخصیت را مجموعه ویژگیهای جسمی ، روانی، و رفتاری می توان در افراد در نظرگرفت. پس عواملی که به وجود آورنده این ویژگیها ، یعنی ویژگیهای جسمی ، ساخته وراثت و بخش دیگر آن، زاینده عوامل اجتماعی یا محیط است.
تعیین اینکه کدامیک از این دو عامل نقش مهمتری در ایجاد شخصیت دارند ، کار غیر ممکنی است . اما بدیهی است که شخصیت هر فرد حاصل تعامل و تأثیر متقابل هر دو عامل است . بدین معنی که از یک سو، عوامل محیطی در چهارچوب امکانات و محدودیتهای فیزیولوژیکی و ساختار توارثی تأثیر می کنند. و از سوی دیگر، توانائیهای بالقوه، که عمدتاً محصول توارث اند، هنگامی می توانند شکوفا شوند و از قوه به فعل در آیند که محیط مناسبی برای شکوفا شده داشته باشند. (مقیمی/ ص 239)


وارثت:
مقصود از وراثت عواملی است که به هنگام تشکیل جنین وجود دارند. شکل فیزیکی انسان، جذابیت صورت ، جنس،خلق وخوی ، ترکیب ماهیچه ها ، میزان انرژی و سلامت جسمی از جمله خصوصیاتی است که معمولاً بخش یا تمامی آنها تحت تأثیر وجود پدر و مادر بوده بر اساس آن شکل می گیرد. در بحث مربوط به نقش ارث در تشکیل شخصیت ، آخرین توجیهی که در این زمینه می شود، این است که شخصیت فرد عبارت است از ساختار مولکولی، ژنها که در کروموزوم قرار دارند.
بحثهای دقیقی که درباره نقش ارث یا محیط در ایجاد و شکل گیری شخصیت می شود، بر محور این نظریه می چرخد که این دو عامل نقش مهمی دارند. وراثت اندازه ها یا محدودیتهای خارجی را تعیین می کند و شیوه ای که فرد خود را با خواسته ها و شرایط محیط وفق میدهد تعیین کننده توان بالقوه وی است. (رابینز/ ترجمه پارسائیان و اعرابی/ ص 136).

موقعیت:
موقعیت یا وضعیت عامل دیگری است که در خصوص شکل گیری شخصیت ، به دو عامل ارث و محیط اضافه شده است، شخصیت فرد، در حالی که دارای ثبات رویه و پایدار است، ولی ، در موقعیتهای مختلف تغییر می کند. خواستها، تمنیات و میلهای گوناگون در موقعیتهای مختلف باعث می شوند که شخص در هر موقعیتی جنبه خاصی از شخصیت خود را ابراز نماید. بنابراین، نباید الگوهای شخصیتی را به صورت جداگانه و منفک از بقیه مورد توجه قرار داد. ( رابینز/ ترجمه پارسائیان و اعرابی / ص 136)
در حالی که چنین به نظر می رسد، موقعیتهای مختلف می توانند بر شخصیت فرد اثر بگذارند، ولی تفکیک دقیق این عوامل باعث می شود که تعداد موقعیتها آنقدر زیاد شود تا کار به آنجا برسد که موضوع مزبور موجب سردرگمی و گمراهی محقق شود. ظاهراً پژوهشگران این رشته هنوز به آنجا نرسیده اند که سیستمی را ارائه دهند، تا بدان وسیله موقعیتها را به گونه ای تفکیک کنند که بتوان آنها را به صورت سیستماتیک مورد مطالعه قرار داد. ولی هیچ گونه تردیدی نیست که شرایط خاص و گوناگون می توانند در شکل دادن شخصیت فرد مؤثر واقع شوند. ( رابینز/ ترجمه پارسائیان و اعرابی / ص 137)

 

ویژگیهای شخصیتی:
اولین اقداماتی که در زمینه شناخت ساختار صورت می گیرد بر محور اقداماتی می چرخد که شناسایی و تشخیص خصوصیات همیشگی است و نشان دهنده رفتار او می باشد.
این ویژگیها عبارتند از :
کمرویی
پرخاشگری
حجب و حیا
تنبلی
بلند پروازی
وفاداری
بزدلی و ترسویی
هنگامی که این خصوصیت ها در موارد متعددی ابراز گردد، آنها را خصوصیت یا ویژگی می نامند. این ویژگی هر قدر پا برجاتر و تکرار آن بیشتر باشد بهتر می تواند معرف فرد یا صاحب آن حصوصیت باشد.

شانزده ویژگی شخصیتی:
1- خود دار............................................در مقایسه با ........................ متجاوز
2- کم هوش تر..................................... در مقایسه با .......................پرهوش تر
3- تحت تأثیر احساس.......................... در مقایسه با....................... پایدار در برابرهیجان
4- سلطه پذیر....................................... در مقایسه با....................... سلطه گر
5- جدی............................................... در مقایسه با........................ تن آسا، بیعار
6- مصلحت بین، خود غرض.................. در مقایسه با........................ با وجدان ، وظیفه شناس
7- ترسو................................................در مقایسه با........................ متحور
8- یکدنده ............................................ در مقایسه با........................ حساس
9- قابل اعتماد....................................... در مقایسه با........................ بدگمان
10- اهل عمل.......................................... در مقایسه با........................ تخیلی، خیالپرداز
11- بی غل و غش.................................. در مقایسه با........................ زیرک و موذی
12- متکی به نفس................................. در مقایسه با......................... بیمناک
13- محافظه کار.................................... در مقایسه با......................... آب دیده ، مجرب
14- وابسته به گروه................................ در مقایسه با........................ خود بسنده
15- مهار نشده ، بی اراده ....................... در مقایسه با......................... کنترل شده، با اراده
16- تحت فشارروانی.............................. در مقایسه با................آرام ، مسلط به اعصاب و روان

شاخص مایرز- بریکز:
شاخص مایرز بریکز یکی از متداولترین شاخصهایی است که بدان وسیله ویژگیهای شخصی افراد را تعیین می کنند. در این پرسشنامه 100 سؤال گنجانیده شده است که از شخص می خواهد با توجه به نوع احساس یا اقدامی که در موقعیتهای ویژه به عمل می آورد. به آنها پاسخ دهد. (رابینز/ ترجمه پارسائیان و اعرابی ص 141)
با توجه به پاسخهایی که فرد به آنها می دهد، می توان او را برونگرا ( EیاI ) اهل استدلال یا شهودی (SیاN) . اهل فکر یا احساس (Tیا F) و یا اراده یا بی اراده (Gیا P )

 

رشد شخصیت :
همچنانکه فرد بالغ می شود نسبت به حرکات گوناگون، پاسخهای شرطی یا الگوهای عادت بوجود می آورد . مجموعه این الگوها یا انگار ه های عادت، بگونه ای که از طرف دیگران درک می شود، شخصیت او را می سازد.
عادت N، ............... عادت ج، عادت ب، عادت الف= شخصیت.
وقتی که فرد تحت شرایط مشابه به طرق یکسانی رفتار می کند،این رفتار چیزی است که به موجب آن دیگران یاد می گیرند که او را ، یا شخصیت او را تشخیص دهند. در نتیجه ، آنها انواع معینی از رفتارها را از این فرد انتظار دارند و حتی می توانند آن رفتارها را پیش بینی کنند.

تغییر پذیری شخصیت:
اغلب روان شناسان معتقدند که ساختهای اساسی شخصیت ، خیلی زود، در اوایل زندگی پدید می آیند.
در واقع ، برخی از آنها مدعی اند که پس از هفت یا هشت سالگی، تغییرات شخصیتی کمتری می تواند صورت پذیرد. با استفاده از یک مدل می توان فهمید که چرا معمولاً با افزایش سن افراد ایجاد تغییرات در شخصیت مشکلتر می شود.
وقتی که شخصی دریک وضعیت انگیزیشی به عمل یا رفتاری دست می زند، این رفتار، چنانچه حلقه بازخورد نشان می دهد، نسبت به موجودی تجربه گذشته وی بعنوان یک داده جدید محسوب می شود. این داده هر قدر زودتردرزندگی حاصل شود تأثیر بالقوه آن بررفتارآینده بیشتر است. به این دلیل است که دراوایل زندگی، انی رفتار بخش بزرگتری ازکل تجربه گذشته یک شخص جوان را نمایان می کند. در صورتیکه اگر همان داده رفتاری بعداً درزندگی کسب شود، مصرف بخش کوچکتری درتجربه فرد خواهد بود. بعلاوه رفتار هر قدر طولانی تر تقویت شود، الگوی محکمتری پیدا می کند و مشکلتر می توان آن را تغییرداد. به همین دلیل بوجود آوردن تغییرات شخصیتی در اولیل زندگی آسانتر است. هر قدر شخص پیرتر می شود، زمان و تجارب تازه بیشتری برای ایجاد تغییر در رفتار او ضرورت می یابند. (هر سی پال و کنت بلانجارد/ص 29)

شخصیت نوع A:
آیا کسی را می شناسید که بسیار اهل رقابت بوده و همواره سراسیمه باشد؟ اگر چنین است ما او را نمونه ای خوب از شخصیت نوع A می دانیم . کسی که از نظر شخصیت ، نوع A باشد، سعی دارد با سرعت و دستپاچگی در کوتاهترین زمان ، به بیشترین پیشرفت دست یابد و هرگاه ایجاب کند ، در برابر گروههای مخالف و هر چیزی که سد راهش باشد به شدت مقاومت و مخالفت خواهد کرد.

 

شخصیت نوع A دارای ویژگیهای زیر است:
1- همیشه در حال حرکت جنب و جوش و قدم زدن است و غذا را به سرعت می خورد.
2- نسبت به سرعتی که کارها انجام می شود، احساس بی صبری می کند.
3- همیشه می خواهد دو یا چند کار را به صورت همزمان انجام دهد.
4- نمی تواند از تفریح هیچ استفاده ای ببرد.
5- همیشه با عدد و رقم سروکار دارد و دائم در حال محاسبه کردن کارهایی است که انجام داده است.

 


شخصیت نوع B:
شخص دارای نوع B از شخصیت، ویژگیهایی دارد که درست برعکس با نوع A است.
چنین فردی هیچ گاه سراسیمه نیست. نمی خواهد دست به کارهایی برند که پایان ندارد ، احساس نوعی آرامش می کند و دائم محاسباتی را انجام دهد.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله بررسی رابطه شخصیت و رضایت شغلی

دانلود مقاله زندگی ارسطو

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله زندگی ارسطو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

ارسطو در 384 پ.م ، در شهر کوچک استاگیرا ، استاوروی جدید، در ساحل شمال شرقی شبه جزیره ی خاکیده یک متولد شد. گاهی کوشیده اند رگه ای غیر یونانی در منش او بیابند، و آن را به شمالی بودنش نسبت دهند. اما استاگیرا کاملا شهری یونانی بود، که از آندروس و خالکیس به آن جا کوچ کرده بودند و دارای گونه ای از گویش ایونی بودند پدرش ، نیکوماخوس ، به فرقه یا صنف آسکلیپاد تعلق داشت و محتمل است که خانواده ی او در سهده هشتم یا هفتم از مسنیا مهاجرت کرده باشند. خانواده ی مادرش، فایستیس ، به خالکیس متعلق بود، جایی که ارسطو در روزهای آخر عمرش، از دست دشمنانش به آن جا پناه برد. پدرش طبیب، و با آمونتاس دوم پادشاه مقدونی، دوست بود، و ممکن است که بخشی از کودکی ارسطو در دربار سلطنتی سپری شده باشد. معقول است که علاقه ی ارسطو به علوم طبیعی و بیش از همه به زیست شناسی را حاصل تعلقش به نسل خانواده ی پزشکی بدانیم. گالینوس ( جالینوس) به ما می گوید که خانواده های اسکلپیاد به پسران تشریح را می آموختند، و محتمل است که ارسطو بعضی از اینگونه تعلیمات را دیده باشد، علاوه بر آن، ممکن است او پدرش را در اعمال جراحی کمک کرده باشد، و احتمالاً منشا داستانی که او را پزشکی قلابی معرفی می کند همین موضوع است. خانواده اش، زمانی که او پسر کوچکی بود، در گذشتند، و او تحت قیمومت خویشاوندی به نام پروکسنوس درآمد، که ارسطو بعدها پسر او نیکانور را به فرزندی پذیرفت.
او در هیجده سالگی وارد مدرسه ی افلاطون در آتن شد، و نوزده سال ، تامرگ افلاطون، در آن جا بود. لازم نیست که فرض کنیم کشش خاصی به زندگی فلسفی وجود داشته است که او را به آکادمی کشانده است، او صرفاً در صدد دیدن بهترین تعلیمی بود که یونان می توانست در اختیار او بگذارد. انگیزه ی او در پیوستن به مدرسه هر چه باشد، روشن است که در فلسفه ی افلاطون مهم ترین تاثیر زندگی اش را یافت. غیر ممکن بود که ذهنی این چنین قدرتمند مستلزمات همه ی آموزه های افلاطون را بپذیرد. اختلافات بزرگی در باب موضوعات مهم به تدریج برای ارسطو اشکارتر شدند. اما بر خلاف آثار علمی اش، هیچ برگی از آثار فلسفی اش نیست که اثری از افلاطون گرایی نداشته باشد .
حتی هنگامی که با برخی آموزه های افلاطونی برخورد می کند خودش را در جرگه ی کسانی قرار می دهد که به نقد آنها مشغول است و اصول مشترک شان را خاطر نشان می کند. او نیز مانند هر مرد بزرگی در قدیم، افترا زنندگانی داشت او بعدها به گستاخی نسبت به افلاطون متهم شد. زمانی به شدت طرفدار افلاطون بود، و افلاطون او را « دانشجو» ئی تمام عیار و « مغز مدرسه» می نامید . بعدها زمانی که دیدگاه های خود را متمایز تر شد، روابط آنها صمیمیت قبل را نداشت. اما تا زمانی که افلاطون زنده بود، ارسطو عنصر وفادار مدرسه باقی ماند. او در فقره ی معروفی از وظیفه ی ناخوشایند نقد کسانی سخن می گوید که به عنوان مدرسه ی افلاطونی برایش عزیزند.
با این حال ، نباید فرض کنیم که او در خلال این بیست سال صرفا شاگرد بوده است. مکاتعب قدیم فلسفه از مردانی تشکیل شده بودند که رویه ی مشترک و دیدگاه های بنیادین واحدی به آنها وحدت بخشیده بود، اما هر کدام به طور مستقل به پژوهش های خویش مشغول بود. به ویژه، میتوان فرض کرد که ارسطو در خلال این سال ها مطالعاتش را در علم طبیعی به جایی رساند که افلاطون یا هیچ کدام از اعضای مدرسه نمی توانست بدان دست یابد. به نظر می رسد که او تدریس نیز می کرده است، اما شاید فقط درباره ی خطابه، و در مخالفت باایسوکراتس، به نظر می رسد که تحت نظر ایسوکراتس درس نخوانده است، اما حتی سبک اسان و دقیق و بی حشو و زوایدش، و استعدادش برای صعود به مقامی موثر، بیشتر مدیون « این مرد فصیح قدیم » است که تاثیرش در سبک یونانی و لاتین بسیار بزرگ است. در خطابه از هیچ نویسنده ای ( به جز هومر) تا این اندازه نقل نمی کند. اما در سرزنش فقر اندیشه ی ایسوکراتس، و ستایش موفقیت های خطیبانه ی او با افلاطون هم عقیده است، و این امر موجب است که ارسطو در روزهای جوانی اش خطابه را، آن چنان که مکتب ایسوکراتی حفظ کرده بود، به نقد کشد. احتمالاً چند اثر مفقود شده اش به این دوره متعلق هستند، اثاری که وی در آن ها کم و بیش به صورت عامیانه بحث کرده است نه به صورت فلسفی اصیل. همچنین به نظر می رسد که بعضی از اثار موجودش در این دوره شروع شده باشند.
هنگامی که در 7-348 پ. م اسپوسیپوس جانشین افلاطون شد و گرایش های افلاطون گرایی ای را که ارسطو آن ناراضی بود- به ویژه تمایل به « برگرداندن فلسفه به ریاضیات» عرضه کرد، ارسطو نسبت به ماندن در مدرسه بی میل شد اما ظاهراً قصد نداشت که مدرسه ای از آن خودش تاسیس کند. هم چنین این نیز ممکن است که طغیان احساس ضد مقدونی در آتن در نتیجه ی شکست الینتوس و نابودی اتحاد یونانی اتن را برای اقامت بیگانه ای دارای ارتباط های مقدومی ناامن ساخته باشد اما این دلیل به سختی می توانست کسنو کراتس را تحت تاثیر قرار دهد کسی که عضو اکادمی بود وارسطو را در مهاجرت از اتن همراهی کرد دلایل ارسطو هر چه باشد به هر حال او دعوت یکی از شاگردان قدیمی آکادمی یعنی هرمیاس را کسی که از بردگی به رهبری اتارنئوس و آسوس در موسیا رسیده پذیرفت و حلقه ی افلاطونی کوچکی در اطراف خویش به وجود اورده بود او با پوتیاس ازدواج کرد، که زیبا و دختر خوانده ی هرمیاس بود، و او دختری به همین نام به دنیا آورد و ظاهراً در خلال اقامت بعدی ارسطو در اتن در گذشت. پس از درگذشت او، ارسطو با زنی از استاگیرا با نام هرپولیس پیوند دائمی و عاشقانه، هر چند غیر قانونی ، بست و از او پسری داشت به نان نیکوماخوس، که اخلاق نیوکاخوسی به نام اوست.
در پایان این سه سال، ارسطو به میتولنه در جزیره ی مجاور لسبوس رفت. نمی دانیم چه چیزی او را به آن جا کشاند، اما محتمل است که تئوفراستوس ، بومی جزره و کسی که ارسطو قبلا با او به عنوان عضو اکادمی آشنایی داشت، آن جا را در نظر ارسطو برای اقامت، مناسب ساخته باشد. بسیاری از پژوهش های او در زیست شناسی به اقامتش در اسوس و بیشتر از آن به اقامتش در میتولنه متعلق است در این اثار غالبا به پدیده های مربوط به تاریخ طبیعی مشاهده شد و در آن حول و حوش، و به ویژه در تالاب پورها اشاراتی شده است.
اشاره ی ایستوکراتس ، تقریباً در این تاریخ ، به فیلسوفان تازه کاری را که در لوکیوم گرد آمدند و او را چند محترم نداشتند، عموماً اشاره به ارسطو و دیگران دانسته اند، اگر چنین باشد، پس ارسطو باید دوره از آتن دیدار کره باشد، زندگی نامه نویسان قدیم درباره ی این دیدار چیزی نمی دانند اما به نظر می رسد که این حدس بی مبناست .
در 2- 343 فیلیپ مقدونی که احتمالا ارسطو را آنگاه که نوجوانی هم سن او بوده است می شناخت و قطعا از هر میاس درباره ی او چیزهایی شنیده بود از او دعوت کرد که آموزش و پرورش اسکندر را که در ان زمان سیزده سال داشت بر عهده بگیرد ارسطو که مایل بود پیوند قدیم با دربار مقدونیه را تجدید کند و چنانکه از سیاست بر می اید به تربیت قرمانروایان آینده اهمیت بسیار قایل بود این دعوت را پذیرفت این موقعیت به نقوذ ارسطو در درباره منتهی شد و او راقادر ساخت تا به نفع استاگیرا و آتن و ارسوس شهر آبا و اجدادی تئوفراستوس که همراه ارسطو به پلا رفت با موفقیت پادرمیانی کند درباره ی آنچه او به این شاگرد برجسته یاد داد چیز اندکی می دانند یا اصلا چیزی نمی دانند احتمالا موضوع اصلی تعلیم او هومر و درام نویسان بوده است که رشته ی اصلی آموزش و پرورش یونانی بوده است می گویند ارسطو متن ایلیاد را برای اسکندر تجدید نظر کرده است اما شاگردان او به سنی رسیده بود که بتواند از آموزش پیش رفته تر ببیند به ویژه مسلم است که ارسطو باید با او درباب وظایف رهبران و هنر فرمانروایی بحث کرده باشد ارسطو برای او کتابی در باب مونارشی و کتابی درباب مستعمرات تصنیف کرد، که موصوع هر دو برای کسی که بزرگ ترین پادشاه یونانی و بزرگ ترین استعمارگر جالب بود.
می توان فرض کرد که در خلال اقامت وی با اسکندر نخست در پلا و سپس در قصر سلطنتی میزا در حومه ی آن شهر بود که توجه ارسطو مخصوصا به موضوعات سیاسی جلب شد و ایده اش در باب مجموعه ی بزرگ قوانین اساسی را شکل داد نبوغ و هوش اسکندر او را به زندگی عملی سوق داد نه به زندگی علمی – به استیلا بر آسیا که ارسطو بر ضد این اندیشه ی اسکندر فیلیپ را در جریان گذاشت و به کوشش برای ادغام تمدن شرقی با یونانی کاری که البته با عقیده ی ارسطو در باب برتری بی چون و چرای یونانی بر غیر یونانی ناسازگار بود به نظر می رسد که رابطه ی این دو مرد هرگز به کلی گسسته نشده است اما نشانی از صمیمیت واقعی بین آن دو پس از پایان یافتن دوره ی شاگردی اسکندر با انتخاب شدن اش به مقام ولیعهدی پدرش در 340 در دست نیست احتمالا ارسطو از این پس در استاگیرا مستقر شد تردید نیست ارسطو در دوره ای که با اسکندر بود پایدارترین دوستان مقدونی اش را پیدا کرد و از جمله با آنتیپاتر دوست شد کسی که به زودی در طول غیبت اسکندر در آسیا گمارده ی او شد و به این ترتیب مهم ترین یونان گردید .
ارسطو در 4-335 اندکی پس از مرگ فیلیپ به آتن بازگشت و پر ثمرترین دوره ی حیات او از این جا آغاز می شود در شمال شرقی خارج شهر احتمالا بین کوه لوکابتوس و ایلیسوس باغی قرار داشت که به آپولون و لوکئیوس و موساها وقف شده بود و قبلا پاتوق دلخواه سقراط بود ارسطو در این جا چند ساختمان اجاره کرد او چون غریبه و بیگانه بود حق خریدن آنها را نداشت و مدرسه اش را بنیاد گذاشت او در این جا هر بامداد با شاگردانش در لوگیه یا میان درختان قدم می زد و درباره ی انتزاعی ترین مسایل فلسفه بحث می کرد و هر شامگاه مسایل کمتر مشکل را برای تعداد زیادتری از شنوندگان تبیین می کرد از این روی روایتی کهن بین گفتارهای آکرواماتیک یا پیشرفته و گفتارهای عمومی فرق می گذارد بی تردید این تمایز درست است اما برخلاف تصور بعضی ها هیچ نکته ی مرموزی در گفتارهای آکرواماتیک نیست یا در گفتارهای عمومی به هیچ وجه در گفتن حقایق مضایقه نشده است موضوعات انتزاعی تر منطق طبیعات مابعد الطبیعه مستلزم بررسی دقیق و برای تعداد اندکی جالب است در حالی که موضوعاتی مانند خطابه مغلطه یا سیاست به خواسته ها و نیازهای وسیع تری پاسخ می دهند و می توان آنها را برای عموم توضیح داد.
همچنین احتمالاً ارسطو در این جا صدها نسخه های دست نویس جمع آوری کرد یعنی اولین کتابخانه ی بزرگ را بنا نهاد که الگوی کتاب خانه های اسکندریه و پرگامون گردید نیز تعدادی نقشه و همچنین موزه ای از اشیا برای وضوح بخشیدن به سخنرانی هایش ، به ویژه سخنرانی های تاریخ طبیعی، تهیه کرد. می گویند اسکندر 800 قنطار به او داد تا بتواند این مجموعه را درست کند، و به همه ی شکارچیان و شکار کنندگان پرندگان و صیادان ماهیان امپراتوری مقدونیه دستور داد که همه ی موضوعات جالبی را که در می یابند به ارسطو گزارش کنند. بی تردید همه ی این سخنان اغراق آمیز است و دانش ارسطو در باب نقاط دور دست امپراتوری به گونه ای نیست که بتوان از اینگونه دستورات انتظار داشت اما در این داستان شاید حقیقتی وجود داشته باشد. می گویند ارسطو در مدرسه قانونی وضع کرده بود که بر اساس آن، فی المثل، اعضا موظف بودند مدرسه را به نوبت ده روز « اداره کنند» که ممکن است از جمله به این معنا باشد که شخص در خلال این مدت با ذکر کردن بر نهادها در برابر همه ی تازه واردها سهمی در مدیریت داشته باشد، و این شیوه ای بود که در دانگشاه های قرون وسطایی متعارف شد. همچنین در باب غذا خوردن های دسته جمعی و مهمانی های ماهانه، که ارسطو بر آن قواعدی وضع کرده بود، سخنانی گفته اند. اما اطلاعات ما در مورد کار مدرسه و تقسیم وظایف در اندرون ان بسیار ناچیز است . درس هایی که آثار موجود ارسطو یادداشت های انهاست، احتملاً به دوازده یا سیزده سال اصلی ریاست او بر لوکیوم متعلق هستند. واندیشه و پژوهشی که این درس ها در خود گنجانده اند، حتی اگر فرض کنیم که بعضی از آثار را شاگردانش برایش فراهم آورده اند، متضمن نیروی ذهنی ای است که شاید بی همتا باشد ارسطو در خلال این مدت طرح های اصلی طبقه بندی علوم را به صورتی که هنوز هم باقی می مانند وضع کرده، و بعضی از علوم را به نقطه ای بسیار فراتر از آنچه تا آن زمان رسیده بودند رساند در بعضی از آنها، مانند منطق، به درستی می تواند ادعا کند که هیچ سلفی نداشته است، و سده ها هیچ خلف ارزش مندی نیز نداشت . و در عین حال مدرسه، به سبب علاقه ی او به موضوعات عملی مانند اخلاق و سیاست، تاثیری در زندگی عملی گذاشت که با تاثیر سقراط و افلاطون سنجیدنی است و بیشتر است از تاثیر شاگردان گوشه نشین اکادمی آن عصر.
به هنگام مرگ اسکندر در 323 آتن دوباره مرکز احساسات ضد مقدونی گردید و ارتباطات ارسطو با مقدونیه او را در مظان اتهام قرار داد. ممکن است. خصومت مکاتب افلاطونی و ایسوکراتی احساسات سیاسی بر ضد او را افزوده باشد. در هر حال، بر اساس سرود و سنگ نوشته ای که او درباره ی هرمیاس نوشته بود، او را به اتهام پوچ بی دینی متهم کردند. برای آنکه اجازه ندهد آتنیان « دوباره بر ضد فلسفه گناه کنند» ، مدرسه را به تئوفراستوس سپرد، و خودش به خالکیس، پایگاه محکم مقدونی ، رفت. او در این جا به سال 322 در اثر بیماری ای که مدت ها به آن مبتلا بود در گذشت. دیوگنس وصتی نامه اش را برای ما حفظ کرده است که در ان برای خویشانس به دقت آینده نگری می کند، و بردگانش را از افروخته شدن ایمن می سازد و یکی از مستلزمات سیاست را با آزاد کردن چند تن از آنان عملی می سازد. ما گاهی می خواهیم او را فقط تجسم عقل بدانیم، اما وصیت نامه اش شاهدی گویا بر طبیعیت مهربان و قدر دان اوست.
درباره ی قیافه یا شیوه ی زندگی اش چیز اندکی می دانیم. روایتی معتبر اوراتاس نازک اندام، با چشمانی کوچک، و دچار لکنت زبان، و خوش پوش توصیف می کند. دشمنان بدخواه او را این گونه معرفی می کنند که فردی تن آسای بود و در زندگی حالت زنانگی داشت آنچه بر اساس آراء موجودش، می توانیم به آن باور داشته باشیم این است که او عادات زاهدانه نداشت. دیگر اینکه گفته اند طبع استهزاء داشت که خود را در نوشته های او نشان می دهد و سخنانی هست که نشان سرعت انتقال اوست که دیگونس لائرتیوس آنها را نقل کرده است.
آثار ارسطو
اثار مکتوب ارسطو را میتوان به سه بخش اصلی تقسیم کرد، نخست آثاری که کم و بیش عمومی اند و خود ارسطو آنها را منتشر کرده است، دوم یادداشت و مجموعه هایی از مواد لازم برای رساله های علمی، و سوم خود اثار علمی. به غیر از قانون اساسی آتن، همه ی مجموعه آثار موجود او، تا آن جا که اصیل اند، به دسته ی سوم تعلق دارند. دانش ما درباره ی آثار دیگر او، بر پاره ها و قطعات حفظ شده در آثار نویسندگان قدیم و بر سه فهرستی مبتنی است که از قدیم بر جای مانده اند قدیم ترین این فهرست ها از آن دیوگنس لائرتیوس ( اوایل سده ی سوم میلادی) است. فهرست او با نوزده اثری آغاز می شود که جزو آثار عمومی ارسطو بوده اند، و بسیاری از آنها، در تقلید از افلاطون به صورت گفت و شنود نوشته شده بوده اند. به نظر می رسد که این مجاورات نسبت به محاورات افلاطون در هر صورت جنبه ی نمایشی کمتری داشته اند اما بی تردید دقت ادبی این اثار نسبت به آثار موجود ارسطو بیشتر بوده است، و توصیف کیکرو از نثر ارسطو با تعبیر رودخانه ی بیان زرین و توصیف کوئینتالیوس از نثر او با تعبیر بیان باید به این محاورات مربوط باشد. طبیعی است فرض کنیم که به کار بستن این سبک تالیف به مرحله ی قدیم تر حیات علمی اش متعلق است ، یعنی به زمانی که او هنوز عضو مدرسه ی افلاطون بود و عنوان بعضی از این محاورات – مانند سیاستمدار سوفسطایی منکسنوس ، مهمانی و ویژگی عموما افلاطونی محتوای آنها این مطلب را تایید می کند. در بین قدیم ترین محاورات، احتمالا درباره ی بلاغت نیز بود که همچنین با عنوان گرولوس شناخته شده است. گرولوس پسر کسنوفون بود که در جنگ مانتینئا کشته شد ، و زمان نوشته شدن این محاوره احتمالا خیلی پس از این تاریخ نیست. یکی دیگر از قدیم ترین محاورات ائودموس ، یا درباره ی روان است، که نامش از نام دوست ارسطو ائودموس کرپروسی ( قبرسی) که در 3-354 درگذشت، گرفته شده است. این محاوره دقیقا بر اساس فایدون نگاشته شده و آموزه های افلاطونی مربوط به قدمت نفس و تناسخ و یاد آوری ، بدون هر گونه مسئله ای در آن پذیرفته شده است. احتمالاً پروترپتیکوس نیز به همین دوره متعلق است، و این رساله ای است که در باب ترغیب به حیات فلسفی که خطاب به تمیسون، شاهزاده ی قبرسی، نوشته شده است این رساله در قدیم بسیار معروف بوده است، و یا مبلیخوس موادی از آن را در پروترپتیکوس خویش آورده، و کیکرو نیز در رساله اش موسوم به باغبان آن را الگو قرار داده است. محاوره ی درباره ی فلسفه باید پس از اینها نوشته شده باشد، محاوره ای که ارسطو در آن شرحی از پیشرفت نوع بشر ارائه می کند که عمدتا ویژگی افلاطونی دارد اما در تاکید بر تقدم وجودی ازلی جهان با دیدگاه افلاطونی متفاوت است ، و با آموزه ی مثل و اعداد مثالی اشکارا مخالفت می کند. این محاوره تقریباً به زمانی متعلق است که قدیم ترین بخش های مابعدالطبیعه به آن تعلق دارد باز به دوره ی متاخر، یعنی، دوره ی اقامتش در دربار مقدونی ( یا پس از آن) متعلق است رساله ی اسکندر، یا درباره ی استعمار کنندگان (؟ مستعمرات) و رساله ی درباره پادشاهی.
محاورات دیگری که جز نام شان شناخته نشده است عبارتند از درباره ی عدالت ، درباره ی شاعران، درباره ی ثروت، درباره ی نیایش ، درباره ی لذت ، نرینتوس ، اروتیکوس .
می توان به همراه این اثار، اشعار او را، که سه نمونه از آنها باقی مانده است، و نامه هایش را نیز نام برد. از میان پاره های باقی مانده از نامه هایش پاره های مربوط به نامه هایش به آنتیپاتر معتبرند.
لازم نیست در باب یادداشت ها و مجموعه های مواد گم شده و آثار علمی گم شده مطلب زیادی گفته شود. در آن زمان عقیده داشته اند که بیش از 200 عنوان اثر از آن ارسطوست که در سه فهرست قدیم حفظ شده اند. اما عناوین معمولا تکراری اند، و دلایلی در دست است که این عناوین فهرست نسخه های خطی متفاوت است نه فهرست کتاب های متفاوت. بسیاری از مدخل های فهرست دیوگنس لائرتیوس که عناوین آنها در نظر اول نا آشناست ، به نظر می رسد که بر بخش هایی از اثار موجود دلالت دارند. در این باره باید توجه داشت که آثار طولانی موجود کل واحدی نیستند بلکه مجموعه گفتارهایی در باب موضوعات مربوط به یکدیگر هستند. و مقالات مجزا، واحدهای اصلی اند، که گاهی خود ارسطو و گاهی ( مانند مورد مابعدالطبیعه) ویراستار او آنها را در کنار یکدیگر قرار داده است. نویسندگان قدیم پاره های چشم گیری از بعضی از کتاب های گم شده را نقل کرده اند، و در این گونه موارد، تصور دقیق محتوای انها ممکن است به نظر می رسد که دست کم یک اثر اصیل ، به شکل خوب تلخیص شده ای ، به ما رسیده است. برای ردیابی ارتباط های محتمل بین اثار گم شده و موجود پژوهش های بسیار به عمل آورده اند، که به هیچ رو بی نتیجه نبوده است. اما آثار موجود به تنهایی برای ارائه ی تصوری فراگیر از تنوع موضوعات ارسطو به ما بسنده اند، هر چند برای ارائه ی فعالیت ادبی عظیم او چنین نیستند.
از میان آثار موجود می توان نخست دسته ای از رساله های منطقی را مطرح کرد که دست کم از سده ی ششم به عنوان ارگانون یا ابزار اندیشه شناخته شده اند. نخستین رساله از این دسته، درترتیب متعارف، مقولات است. اصالات این کتاب را انکار کرده اند. در آثار به راستی اصیل ارسطو هیچ ارجاع روشنی به آن وجود ندارد. اما در قدیم آن را بی مسئله پذیرفته بودند، و سلسله ای از مفسران ، که با فرفوریوس در سده ی سوم میلادی آغاز می شود، ان را به مثابه اثری اصیل تفسیر کرده اند . به واقع پذیرش آن به اندرونیکوس ( اوایل سده اول پ . م) بر می گردد. در واقع استدلال های بر ضد آن از نظرگاه آموزه ی ارسطویی قاطع نیستند. و دستور زبان و سبک آن سراسر ارسطویی است. شش فصل اخیر این کتاب، که به اصطلاح مابعد مقولات را بحث می کند، وضعیتی متفاوت دارند. آندرونیکوس درباره ی آنها تردید دارد. و خارج از هدف کتاب هستند. اما کاملا ممکن است که اثر ارسطو باشند.
آندرونیکوس در مورد درباره ی عبارت تردید دارد، و ظاهراً دلیل وی وجود یک مورد ارجاع به درباره ی نفس است در حالی که این کتاب چیزی متناظر با آن ندارد. با این همه، در اثار قطعا اصیل ارسطو اینگونه ارجاعات بسیار وجود دارند. و وجود آنها را به طرق بسیار می توان تبیین کرد . در باب اعتبار و اصالت درباره ی عبارت قرینه ی خارجی قوی وجود دارد. تئوفراستوس و ائودموس، هر دو ، کتاب هایی نوشتند که به نظر می رسد بر اساس اصلالت آن نوشته اند، و آمونیوس به ما می گوید که آندرونیکوس تنها منتقدی است که در باب اصالت آن شک آورده است.
سرانجام، سبک و دستور زبان آن به نظر می رسد که اصالتاً ارسطویی است . آنچه واقعا می توان بر ضد آن گفت این است که بسیاری از مطالب آن مقدماتی است اما ارسطو بی تردید در کنار درس های پیشرفته، در سهای مقدماتی نیز ارائه می کرده است.
تحلیلات اولی و ثانوی بی تردید اصیل اند. چنانکه جدل و رد مغالطات نیز چنین هستند. ارسطو از دومی به نام جدل نقل می کند، و فقرات پایانی آن خاتمه است بر جدل به مثابه یک کل.
رساله های مربوط به طبیعیات با رساله های بی تردید اثار اصیل شروع می شوند. طبیعیات ، درباره ی آسمان ، درباره ی کون و فساد ، کائنات جو . طبیعیات در اصل از دو دسته رساله های متمایز تشکیل شده بود، دسته ی اول عبارت بود از کتاب های اول تا چهارم ، دسته ی دوم کتاب های پنجم، ششم، هشتم زیرا ارسطو معمولا به دسته ی اول به عنوان طبیعیات یا کتاب های درباره ی طبیعیات، و به دسته ی دوم به عنوان کتبا های درباره ی حرکت ارجاع می دهد و در بین مشائیان بعدی نیز آثار بسیاری از این تمایز دیده می شود. اما ارسطو هم چنین اصطلاح طبیعیات را نه تنها درباره ی کتاب های اخیر، بلکه درباره ی دیگر رساله های فیزیکی نیز به کار می برد. ائودموس در تجدید نظر در طبیعیات، کتاب هفتم آن را کنار گذاشته است، و این کتاب بیشتر به یادداشت های مقدماتی شبیه است. از کائنات جو، کتاب چهارم قطعا اصیل نیست. و ممکن است جای کتابی گم شده را گرفته باشد.
رساله ی بعدی در این دسته را، که رساله ی درباره ی جهان است، هیچکس از آن ارسطو ندانسته است این رساله اثری است درباره ی فلسفه ی عمومی که بسیاری از آموزه های اصیل ارسطویی را با آنچه در اصل رواقی است در هم آمیخته است، و به ویژه بسیار مدیون پوسید ونیوس می باشد. تاریخ نگارش آن احتمالا بین 50 پ. م و 100 میلادی است.
سپس مجموعه ای از آثار اصیل درباره ی روانشناسی است یعنی درباره نفس و آثاری که مجموعا خرده طبیعیات شناخته شده اند، یعنی : درباره ی حواس و محسوسات ، درباره خاطره و تذکار ، درباره ی رویا، درباره ی بی خوابی ، درباره ی پیشگویی از طریق رویا ، درباره ی درازی و کوتاهی عمر، درباره ی زندگی و مرگع درباره ی تنفس . دو فصل اول درباره ی زندگی را ویراستاران درباره جوانی و پیری نامیده اند، اما، هر چند ارسطو در جایی دیگر اثری درباره ی این موضوع را وعده داده است، یقین نیست که ایا ارسطو آن را هرگز نوشته است یا نه. این دو فصل قطعا به موضوع مربوط نیستند.
درباره ی روح ،که پایان بخش این دسته از آثار روان شناختی است ، از آن ارسطو نیست. زیار در این اثر بین سیاهرگ ها و سرخرگ ها تمیز داده شده است و این امر برای ارسطو ناشناخته بوده است. به نظر می رسد که این رساله حاصل تعلیمات پزشک معروف اراسیستراتوس است، و شاید در حدود 250 پ.م نوشته شده اباشد.
پس از مجموعه ای اثار روان شناختی نام دسته ای از اثار مربوط به تاریخ طبیعی آمده است. از این میان کتاب دهم تاریخ جانوران و احتمالاً هم چنین کتاب هفتم و فصول 30-21 کتاب هشتم، و کتاب نهم مجعول هستند و به سده ی سوم پ. م مربوط می شوند. تاریخ جانوران مجموعه ای از وقایع است پس از این کتاب آثاری امده اند که ارسطو در آنها نظریه هایش را بر اساس آن وقایع بیان کرده است. نخستین این آثار، درباره ی اعضای جانوران است، که کتاب اول آن مقدمه ی عمومی زیست شناسی است. بسیاری از محققان درباره ی حرکت جانوران را مجعول دانسته اند و دلیل اصلی شان این است که در این رساله به درباره ی رو.ح ارجاع شده است، اما عقیده ی محققان جدید بر اصالت آن است سبک آن ارسطویی، و محتویات آن برازنده ی استاد است. درباره ی راه رفتن جانوران و درباره ی پیدایش جانوران بی تردید اصیلند کتاب آخر دومی موخره ای است بر درباره ی اعضای جانوران و بر درباره ی پیدایش جانوران.
پس از اثار زیست شناختی تعدادی از رساله های مجعول آمده اند. درباره ی رنگ ها را به تئوفراستوس و استراتون نسبت داده اند، و درباره ی مسموعات به احتمال زیاد به استراتون منسوب است . قیافه شناسی ( ؟ سده ی سوم پ. م) مرکب از دو رساله است که هر دو شاید مشایی اند. درباره ی گیاهان ، از میان مجموعه ی آثار، رساله ای است که تاریخ بسیار عجیبی داشته است. از اشارات خود ارسطو بر می آید که کتابی درباره ی گیاهان نوشته است، اما این کتاب تا زمان اسکندر افردویسی از بین رفته بود، و کتاب موجود از ترجمه یلاتین ترجمه ی عربی کتاب ترجمه شده است که نویسنده اش احتمالا نیکولائوس داماسکوسی ، مشایی زمان آئوگواستوس است. کتاب حیرت انگیز معروف به درباره ی مسموعات شگفت انگیز تشکیل می شود. از منتخباتی از اثار زیست شناختی تئوفراستوس و دیگران از گزینش های تاریخی، که غالباً از طریق پوسیدونیوس از تیمائوس اهل تائورومنیوم (حدود 260-350 پ. م) برگرفته شده است این دو بخش ازحتمالا پیش از زمان هادریانوس در کنار یکدیگر قرار داده نشده اند از ضمیمه ای ( حدود 178-152) که ممکن است در سده ی ششم میلادی نوشته شده باشد. رساله ی مکانیک به نظر می رسد که به مکتب مشایی نخستین متعلق باشد- شاید به استراتون یا به یکی از شاگردانش. در این رساله درباره ی اهرم و قرقره و تعادل بحث شده ، و با موفقیت زیادی به توضیح بعضی از اصول اساسی استاتیک نیز پرداخت شده است – قانون سرعت های واقعی، متوازی الاضلاع نیروها، و قانون ماند.
رساله ی مسایل ، هر چند عمدتا بر پیش فرض های ارسطویی مبتنی است، به نحنی چشم گیر نشان از ماده گرایی خاصی دارد که ویژگی مکتب مشایی متاخر است. بخش های این کتاب به نظر می رسد که شاید پیش از سده ی پنجم یا ششم میلادی در کنار یکدیگر قرار نگرفته باشند، مجموعه های گوناگونی از مسایل- ریاضی، نور شناختی، موسیقایی، فیزیولوژیکی، پزشکی- که عمدتا از اثار تئوفراستویی ، و نیز از نوشته های مکتب هیپوکراتی (بقراطی) و گاهی از ثار موجود خود ارسطو اقتباس شده اند. این کتاب شاهد گویایی است بر تنوع مطالعاتی که شاگردان ارسطو به تحریک او به آنها پرداخته اند. مسایل موسیقایی ، که کلا بسیار جالب هستند. از دو مجموعه تشکیل مکی شوند و تاریخ آنها را از 300 پ. م تا 100 م گفته اند.
درباره ی خطوط تقسیم ناپذیر اولا و با لذات در مخالفت با کسنوکراتس نوشته شده است و قطعات اریخ آن چندتن از زمان وی دور نیست. آموزه ی ان شبیه آموزه ی تئوفراستوس استو و سیمپلیکوس آن را به وی نسبت داده است استراتون را نیز نویشنده یا این رساله پیشنهاد کرده اند. وضعیت بادها منتخباتی است از رساله ی درباره ی نشانه ها که معمولا به تئوفراستوس نسبت داده اند و در حدود زمانی وی بر آن تاریخ زده اند. درباره ی کسنوفانس ، زنون، گرگیاس ( به احتمال زیاد درباره ی ملیسوس، کسنوفانس، گرگیاس ) احتمالاً بر رساله های اصیل ارسطو مبتنی است اما به واقع اثری التقاطی است و به سده ی اول میلاد مربوط است.
قدیم ترین ارجاع موجود به مابعدالطبیعه با این نام در نیکولائوس داماسکوسی آمده است از آن جا که این نام از زمان او به این سو همواره وجود داشته است، می توان به طور مطمئن فرض کرد که حاصل کار ویرایشی معاصر مسن تر از اندرونیکوس و صرفا به معنای رساله هایی است که در ویرایش آندرونیکوس پس از آثار مربوط به طبیعیات قرار داده شده اند. فهرست هسوخیوس از آثار ارسطو، مابعدالطبیعه را در 10 کتاب ذکر می کند. احتمالا این همان مابعدالطبیعه ی موجود است که در بخش هایی از ان حذف شده است از جمله کتاب الفای کوچک ، که نامش نشان این است که صرفاهنگامی در مابعدالطبیعه داخل کرده اند که شماره گذاری کتاب های آن کامل بوده است . این کتاب مقدمه ای است نه بر مابعدالطبیعه ، بلکه بر طبیعیات یا بر فلسفه ی نظری به طور کلی. حال و هوای ان ارسطویی است، اما روایتی کهن آن را به پاسیکلس خواهر زاده ی ائودموس ، نسبت می دهد و بسیار محتمل است که این انتساب از انتساب آن به شخصی معروف صحیحتر باشد. مابعدالطبیعه دارای 10 کتاب، بی تردید شامل کتاب دلتا نیز نبوده است که در فهرست هسوخیوس جداگانه تحت عنوان درباره ی معانی گوناگونکلمات آمده است و شامل کتاب کاپا نیز نبوده است که بخش اول ان صرفا روایت مختصر کتاب های بتاگامااپسیلون است و بخش بعدی آن قطعات منتخی است از کتاب های دوم و سوم و پنجم طبیعیات. سبک نگارش کاپا از بعضی جهات غیر ارسطویی است. و قطعاً یادداشت های یکی از شاگردان او را ارائه می کند. سرانجام، این مابعدالطبیعه احتمالا شامل کتاب لامبدا نیز نیست، که در آن به کتاب های دیگر هیچ ارجاعی وجود ندارد و رساله ی جداگانه ای درباره ی علت نخستین را تشکیل می دهد ( همراه با شرحی مقدماتی درباره ی جو فیزیکی)
قدیم ترین بخش های مابعدالطبیعه احتمالاً آلفای بزرگ و دلتا کاپا ( بخش اول) و لامبا و نو است. بعدها به جای کاپا، بتاگامااپسیلون در آمد. مو ( روایت بعدی، و بسیار متفاوت نو) مقدم بر نو قرار گرفت و آلفا بتاگاماپسیلون زتا ثتا یوتا مونو به تدریج در کلی بسیار منسجم فراهم آمدند و با ارجاعات متقابل به یکدیگر که به خوبی می تواند کار خود ارسطو باشد. به یکدیگر پیوند خورده اند.
سپس دسته ای از رساله های اخلاقی امده است اخلاق نیکوماخوسی ، اخلاق کبیر ، اخلاق ائودموسیع بسیاری از محققان گمان کرده اند که اخلاق ائودموسی اثری بعدی است وائودموسة شاگرد ارسطو، ان را نوشته است اما طبیعی ترین تبیین عناوین اخلاق نیکوماخوسی و اخلاق ائودموسی این است که این اثار به ترتیب ویرایش های نیکوماخوس وائودموس از دو دوره درس های اخلاق ارسطوست. محققی که در باب سبک نگارش ارسطو مفصل ترین تحقیقات را انجام داده است به این نتیجه رسیده است که سبک نگارش اخلاق ائودموسی سبک ارسطوست. علاوه بر آن ، اخیرا خاطر نشان کرده اند که این کتاب در مسیر تحول از پروترپتیکوس ( ترغیب به فلسفه) به اخلاق نیکوماخوسی قرار می گیرد. محتمل است که این کتابی قدیمی باشد، که مانند قدیم ترینبخش های مابعدالطبیعه، محتمل است که این کتابی قدیمی باشد، که مانند قدیمی ترین بخش های مابعداللطبیعه ، مربوط به دوره ی اقامت ارسطو در آسوس بین 348 و 345 باشد. مسئله ای که کنجکاوی وخلاقیت بسیاری از محققان را به خود مشغول داشته است از این حقیقت ناشی می شود که در پایان کتاب سوم اخلاق ائودموسی ( که با کتاب چهارم اخلاق نیکوماخوسی مطابق است) در نسخ خطی آمده است که سه کتاب بعدی با سه کتاب بعدی اخلاق نیکوماخوسی یکی است، و از این رو در این نسخ خطی بعد از کتاب سوم، بلافاصله کتاب هفتم امده است . آیا این سه کتاب به اخلاق نیکوماخوسی تعلق دارند یا به اخلاق ائودموسی، یا بخشی از آنها به یکی و بخشی دیگر به دیگری تعلق دارد. ایا هر دو رساله به موضوعات این سه کتاب پرداخته اند. یا روایتی که ما داری این موضوع یکی از این دو رساله هاست؟ اغلب هر پاسخ ممکن را به این دو پرسش داده اند، و بسیاری از پاسخ ها را با استدلال های کار آمد حمایت کرده اند هنوز هم در این مورد اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از شباهت ها یا ارجاعات متقابل بین این کتاب ها و کتاب های دیگر این دو رساله را ممکن است با آراء متضاد دیگری توضیح داد. با این حال، به دو نکته ی زیر آن طور که شایسته هستند توجه نکرده اند – قدیم ترین فهرست آثار ارسطو ( که از آن دیوگنس لائرتیوس است ) فقط به یک اخلاق اشاره می کند و آن را مشتمل بر پنج کتاب می داند این می تواند اخلاق ائودموسی همراه با کتاب های مشکوک باشد. قدیم ترین فهرست بعدی نیز فقط بر یک اخلاق مشتمل است و آن را مشتمل بر ده کتاب می داند این نیز فقط می تواند اخلاق نیکوماخوسی بدون کتاب های مشکوک باشد. اگر، همانطور که معمولا گمان کرده اند. هر دوی این فهرست ها به هرمیپوس مستند باشند، در می یابیم که کتاب های مشکوک قبل از 200 پ. م به اخلاق نیکوماخوسی نسبت داده شده اند ولی به اخلاق ائودموسی نه. به بعضی ویژگی های دستوری در اخلاق ائودموسی توجه کرده اند که در کتاب های مورد نزاع به چشم نمی خورند.
از این رو، این کتاب ها احتمالاً به اخلاق نیکوماخوسی متعلق اند. اخلاق ائودموسی احتمالاً زمانی بخش متناظری از آن خود داشته است. زیرا در اخلاق ائودموسی ارجاعاتی وجود دارند که به نظر می رسد پردازش نسبتاً متفاوتی با سه کتاب مرکزی را پیش فرض می گیرندع و اخلاق کبیر، که شباهت بسیار به اخلاق ائودموسی دارد، در بخش های مربوط، موادی دارد که در مواد سه کتاب مورد بحث موجود یافته نمی شوند. اخلاق کبیر، احتمالاً مربوط به اوایل سده ی سوم پ. م است آثاری از آموزه ی تئوفراستوسی در آن وجود دارد و زبان آن از بعضی جهات متاخر است. درباره ی فضیلت ها و رذیلت ها ، که احتمالاً به سده ی اول پ. م . تا سده ی اول م . متعلق است، کوششی است برای تلفیق اخلاق مشایی با اخلاق افلاطونی.
سیاست بی تردید اثر ارسطوست. درباب ترتیب درست کتاب های آن بسیار بحث کرده اند. با این حال، این کتاب ها در واقع مقالات مستقلی هستند، که به صورت کامل در قالب یک کل واحد قرار نگرفته اند.
کتاب اول اقتصاد رساله ای است مبتنی بر کتاب اول سیاست و اقتصاد کسنوفون، و احتمالا تئوفراستوس یا یکی دیگر از مشائیان نسل اول یا دوم آن را نوشته است. کتاب دوم، که تالیفی است از وقایع تاریخی نشان دهنده ی انواع حیله های مالی احتمالا به 300 پ. م مربوط است به شوهر و همسر باشد که در فهرست هسوخیوس آمده است اما ارسطو آن را ننوشته است. گمان می رود که بخشی از این کتاب کار مشائیان زنده بین 250 پ.م و 30 پ. م . باشد، و بخشی دیگر کار رواقیان زنده بین 100 تا 400 میلادی.
دو کتاب نخستین فن خطابه ، بی تردید اثر ارسطو ست. کتاب سوم زمانی مشکوک بود، اما بعدها اصالت آن را تایید کرده اند. خطابه به اسکندر را یکی از محققان به معاصر قدیم ارسطو، اناکسیمنس و لمپساکوسی نسبت داده است اما این رساله بر عناصری از اموزه ی ارسطویی مشتمل است و احتمالا به آغاز سده ی سوم پ. م مربوط است. مجموعه ی اثار ارسطو با اثری اصیل ، اما ناقص، یعنی فن شعر ، پایان می یابد. از میان اثار گم شده ی ارسطو، هیچ کدام به اندازه ی قانون های اساسی دولت یونانی مایه تاسف نیست . در 1890 پیدایش شدن پاپیروس در مصر، که بر نخستین انها، یعنی قانون اساسی آتن مشتمل بود، مایه ی خوشحالی شد.
معمولا گمان می برند که همه، یا اغلب آثار موجود ارسطو به دوره ی ریاستش بر لوکیوم متعلق است، و طبیعتاً این سوال پیش می آید که نسبت آثار مکتبو به تعالیم شفاهی او چیست؟ معمولا این دیدگاه را پیش نهاده اندکه وضعیت ابتدایی و ناتمام بسیاری از اثار او، و تکرار ها و خارج شدن های مکرر از موضوع بحث از این جا ناشی هستند و یا یادداشت هایی هستند که شاگردانش تهیه کرده اند فرضیه ی اخیر را ملاحظات بسیاری رد کرده است. دشوار است فرض کنیم که یادداشت های شاگردان بتواند نتیجه ای سازگار و معقول ، که از این آثار بر می آید ، فراهم آورد یا فرض کنیم که یادداش های شاگردان مختلف ( زیرا نمی توان فرض کرد که یکی از شاگردان همه ی مجموعه اثار را یادداشت کرده باشد) چنین سبک هماهنگی داشته باشد. هم چنین ممکن نیست این اثار را فقط یادداشت های اولیه ی ارسطو برای تدریس بدانیم . بخشی از یک کتاب قطعا چنین ویژگی ای را نشان می دهد، و محتمل است که کتاب های دیگر که در آنها ایجاز مخل معناست، نیز منشا مشابهی داشته باشند. اما بسیاری از کتاب ها چنین نیستند. این کتاب ها بیان کامل و توجه به شکل ادبی ای را نشان می دهند. که با یادداشت ابتدایی بودن شان برای تدریس ناسازگار است. دو قطعه را قرینه ای بر این دانسته اند که ارسطو شنوندگان را مخاطب می داشته است نه خوانندگان را، اما هیچ کدام قانع کننده نیست. با این حال نمی توان در باب ارتباط نزدیک بسیاری از اثار مکتوب با درس های لوکیوم شک کرد. ممکن است ارسطو درس هایش را قبل از القای آنها نوشته باشد، و ثارا مکتوبش ممکن است به این معا درس هایش باشند اما به نظر می رسد که او بسیار ازادانه تر از این تدریس می کرده است و او کتاب هایی را که ما در اختیار داریم، بعد از تدریس برای عرضه به کسانی که درس ها را درک نکرده اند نوشته است، و در ضمن خواسته است دیدگاهایش را به صورتی دقیق تر ازآنچه از حافظه یا از یادداشت های شاگردانش بر می آمد، برای خودش ضبط کند. تکرارها و تفاوت های جزئی در دیدگاه ها را، که در اثار او به چشم می خ وردع می شود با توجه به این حقیقت تبیین کرد که او موضوعی را فقط یک بار مورد بحث قرار نمی داده، بلکه بارها به آن بر می گشته است . ویراستاری غیر فنی، بر اساس حفظ هر آنچه استاد نوشته است. روایت های دو یا سه گانه ای از اندیشه های او را در باب یک مسئله برای ما حفظ کرده است.
ارتباط محتمل بسیاری از اثار موجود با اقامت دوم ارسطو در آتن ( حدود 335 تا 323) را به طور کلی یادداشت های مربوط به زمان، که از خود اثار می توان به دست آورد، تاییدمیکنند. اشارات اتفاقی- به جاده ی آتن به تبس، سفر دریایی به آئگینا، به جشنواره های دیونوسوس و تارگلیا، به تسلط تئودوروس بازگیر بر صدایش – شنوندگان آتنی را پیش فرض می گیرد. اظهار نظر در باب موقعیت جغرافیایی کورنا با ناحیه ی آتن بسیار تطبیق می کند تا با نواحی پلا. ارجاعات اتفاقی به خود لوکیوم بیشتر بر اقامت دوم ارسطو در آتن دلالت می کند تا بر اقامت اولش. ارجاعات به وقایع تاریخی نیز بر همین مطلب دلالت دارند.
ارسطو در کائنات جو به رهبری نیکوماخوس ( 341) اشارت می کند. سیاست به فن خطابه به وفایعی در 338 تا 336 اشارت می کند. قانون اساسی آتن نمی تواند قدیم تر از 8-329 باشد. نظریه های ستاره شناختی کالیپوس، که در کتاب لامبدا از مابعدالطبیعه به آنها اشاره می شود، نمی توانند مربوط به قبل از 325-330 باشند. از سوی دیگر، به سوختن معبد افسوس ( 356) در کائنات جو 371 آ 31، و به سقوط دیونوسوس دوم پادشاه سیراکوز به دست دیون در سیاست 1312 ب 10 به منزله ی وقایعی اشاره شده است که چندی پیش اتفاق افتاده اند، و از این جا نتیجه می شود که نگارش این آثار احتمالاً در دوره ی اقامت اول ارسطو در آتن آغاز شده است. اگر بپرسیم که اثار ارسطو به لحاظ روان شناختی به احتمال زیاد در چه ترتیبی نوشته شده اند. پاسخ باید این باشد که نوشته های او به احتمال زیاد نشان از کاهش تاثیر افلاطون به مرور زمان خواهند اشت. اگر این نکته را اصل هادی خود در نظر بگیریم و اشارت کوچک تاریخی ای را که در اختیار داریم به کار بندیم، می توان گفت که او با نوشتن محاوراتی به شیوه افلاطونی آغاز کرد، اما در آخرین آنها در مقابل «جدایی» افلاطونی مثل از اشیا محسوس موضع گرفت .محاورات احتمالاً عمدتا به دوره ی عضویت او در آکادمی متعلق اند. به دوره ی اقامتش در ناحیه ی تروآد د شهر لسبوس، و در مقدونیه، قدیم ترین آثار موحود او که عمدتا ویژگی افلاطونی دارند متعلق اند- ارغنون ، طبیعیات ، درباره ی آسمان، کون و فساد، کتاب سوم درباره ی نفس، اخلاق ائودموسی، قدیمی ترین بخش های مابعدالطبیعه و سیاست که باید به اینها احتمالاً قدیم ترین بخش های تاریخ جانوران را بیافزاییم. بقیه ی اثار پژوهشی اش به دوره ی دوم اقامتش در آتن متعلق اند- کائنات جو، آثار مربوط به روان شناسی و زیست شناسی، مجموعه ی قوانین اساسی ، پژوهش های بزرگ تاریخی که فقط اندکی بیش از نام شان درباره ی آنها می دانیم.
به این دوره هم چنین تعلق دارد اخلاق نیکوماخوسی، سیاست، فن خطابه ، و تالیف و تصنیف اثار موجودی که نگارش آنها در دوره ی میانه آغاز شده بوده است. می توان گفت که حرکت عمومی ارسطو از جهان دیگر طلبی به سوی علاقه مندی به واقعیت های ملموس طبیعیت و تاریخ، و به سوی این اعتقاد بوده است که «صورت» و معنای جهان را نباید جدا از ماده ی آن، بلکه باید به عنوان امری تجسم یافته در ماده ی آن ، جستجو کرد.
منطق:
ارسطو علوم را به نظری و عملی و تولیدی تقسیم کرده است هدف بی واسطه ی هر یک از این علوم شناختن است، اما هدف نهایی آنها به ترتیب عبارت است از دانش، و رفتار، و ساختن اشیاء سودمند یا زیبا، منطق، اگر آن را در این طبقه بندی جای دهیم، از جمله ی علوم نظری محسوب خواهد شد اما تنها علوم نظری عبارتند از ریاضیات و طبیعیات و الهیات یا مابعدالطبیعه و منطق نمی تواند تحت هیچ یک از اینها در اید. به واقع، منطق به قول ارسطو، علمی آن را یاد بگیرد، و تنها منطق است که فرد را قادر می سازد تا بداند که برای چه نوعی از قضایا باید طالب برهان باشد و چه نوع برهانی باید برای انها جستجو کرد. به واقع اساس اطلاق کلمه ارغنون یا ابزار( ابزار علم) به اموزه ی منطقی و در نهایت به مجموعه ی اثار منطقی چنین تصوری است.
نام منطق برای ارسطو ناشناخته بوده است و نمی تواند به پیش از زمان کیکرو مربوط باشد . حتی در آن زمان نیز کلمه ی iogica ان مقدار که معنای دیالتیک را داشت معنای منطق را نداشت، و اسکندر نخستین نویسنده ای است که کلمه ی ( لوگیکه) را در معنای منطق به کار برده است . اسمی که خود ارسطو بر این شاخه از دانش، یا دستکم بر مطالعه ی استدلال، نهاده است« تحلیلات» است. این کلمه اولا بر تحلیل استدلال به اشکال قیاس، دلالت می کند، اما شاید ما بتوانیم معنای آن را توسعه دهیم تا تحلیل قیاس به قضایا و قضایا به کلمات را نیز شامل شود.
رساله های منطقی به سه بخش اصلی مربوط می شوند.
1- تحلیلات نخستین ( آنالوطیقای اولی) که در آن ارسطو درصدد روشن ساختن ساختاری است که به عقیده ی او برای همه استدلال ها مشترک است، قیاس صوری و نیز درصدد بیان انواع صوری آنهاست بی آنکه کاهی موضوع و ماده ی انها مد نظر باشد. این بخش را می توان به درستی منطق صوری یا منطق سازگاری نامید.
2- تحلیلات ثانوی ( آنالوطیقای ثانی) که ارسطو در آن شرایط دیگری را وضع می کند که استدلال برای اینکه نه صرفا خود- سازگار بلکه علمی به معنای کامل باشد باید آن را داشته باشد. این منطقی است که نه تنها به سازگاری محض بلکه به حقیقت نیز قویاً علاقه مند است
3- جدل و رد مغالطات ، که ارسطو در آنها آن نوع از استدلال ها را بررسی می کند که به لحاظ قیاس صوری درست اند اما فاقد یک یا چند شرط از شرط های اندیشه ی علمی هستند. مقولات و درباره ی عبارت را، که به ترتیب درباره ی لفظ و قضیه بحث می کنند می توان مباحث مقدماتی دانست.
ارسطو تصور روشنی از تفاوت منطق با مباحث دیگری دارد که گاهی با منطق یکسان شمرده می شوند یا خلط می گردند، هر چند درباره ی این مسئله بحث روشنی ندارد- مباحثی مانند دستور زبان ، روان شناسی، مابعدالطلیعه. منطق از دیدگاه او مطالعه ی الفاظ نیست. بلکه مطالعه ی اندیشه ای است که الفاظ نشان آن هستند مطالعه ی اندیشه نه از لحاظ تاریخ طبیعی آن ، بلکه از لحاظ موفقیت یا شکست آن در تحصیل حقیقت مطالعه ی اندیشه نه به مثابه تاسیس ، بلکه به مثابه به درک ماهیت اشیاء.
الفاظ
مقولات با بررسی واقعیت زبانی آغاز می شود، و شاید همه ی منطق باید چنین آغاز شود مقولات « امور گفته شده بدون ترکیب» را از « امور گفته شده در ترکیب » جدا می کند یعنی :الفاظ و تعابیری مانند « انسان» ، « می دود» ، « در لوکیوم» را از قضایایی مانند « انسان می دود» . « الفاظ غیر مرکب» بیان می شوند تا یکی از امور زیر دلالت می کنند.
جوهر ( فی المثل ، «انسان » )
کمیت ( فی المثل، «دو ذراع طول» )
کیفیت( فی المثل، «سفید» )
نسبت( «فی المثل، «دو برابر«)
مکان( فی المثل، «درلوکیوم»)
وضع( فی المثل، « نشسته بودن» )
ملک( فی المثل، « کف

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله زندگی ارسطو

دانلودمقاله کنترل سرعت در ماشین های الکتریکی

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله کنترل سرعت در ماشین های الکتریکی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 


کنترل سرعت در موتورهای DC, ac به منظور تغییر دادن سرعت برای هدفی خاص صورت می گیرد، تغییر سرعت به طور طبیعی می تواند توسط تغییر بار صورت گیرد که در این بخش منظور ا زکنترل سرعت شامل مواردی که در آن سرعت به طور طبیعی تغییر می کند، نیست بلکه این تغییر باید به صورت عمدی رخ دهد.
(1)
با توجه به رابطه 1 در بالا به سه روش می توان سرعت را کنترل کرد: تغییر Ra ، تغییر و تغییر vt
1- کنترل سرعت با تغییر Ra:
الف: در موتور شنت : در این روش ، رئوستای و R را به طور سری با مدار آرمیچر قرار می دهیم: به R, رئوستای کنترل کننده گویند. زمانی که Rg در مدار موجود نیست داریم

و زمان که Rg را در مدار آرمیچر قرار می دهیم اگر فرض کنیم تغییر سرعت رخ ندهد خواهیم داشت:

در یک موتور شنت شار میدان بدون تغییر باقی می ماند بنابارین با کاهش جریان آرمیچر به گشتاور الکترومغناطیسی از به کاهش می یابد. و در نتیجه جریان آرمیچر Ia افزایش می یابد . در نتیجه جریان آرمیچر Ia1 بطوری که گشتاور الکترومغناطیسی اولیه دوباره ایجاد گردد.

هنگامی که با شرایط پایدار جدیدی با در مدار آرمیچر می رسیم داریم:


رابطه بالا نشان می دهد که کمتر از می باشد.
در این روش کنترل سرعت Ia ثابت باقی می ماند توانی که منبع به موتور می دهد ثابت است یعنی مقدار ثابت بوده و ربطی به این ندارد که Rg در مدار باشد یا نباشد ودر مورد قدرت تحویلی به بار می توان گفت که

پس قدرت تحویلی به بار متناسب با سرعت است.
در این روش بازده برابر است با

پس هر چه Rg بیشتر باشد بازده ما کمتر خواهد شد، در نتیجه در مورد معایب این روش می توان گفت: بازده بسیار کم است و تنظیم سرعت با مقاومت کنترل کننده Rg ضعیف است. مزیت این روش نیز این است که امکان رسیدن به سرعت های زیر سرعت پایه را نیز میسر می سازد.
در آخر می توان گفت که این روش تنها موقعی به کار می رود که کار موتور کوتاه مدت یا با سرعت کم باشد
ب) موتور سری:
اگر بازه وسیع کنترل سرعت مورد نیاز باشد معمولاً از موتورهای DC سری استفاده می شود.
قبل از وارد کردن رئوستای Rg داریم:

اگر از اشباع مغناطیسی صرفنظر شود شار میدان متناسب با جریان آرمیچر می باشد.
اگر باشد خواهد بود و



بعد از اینکه رئوستای Rg بطور سری با مدار آرمیچر قرار گرفت،

برای گشتاور بار ثابت:

یا
و

رابطه بالا نشان می دهد که کمتر از است.
تنظیم ضعیف سرعت در موتورهای سری چندان مهم نیست. این روش کنترل سرعت برای کنترل سرعت محرکهایی نظیر جرثقیل، بالابرها، قطارها و غیره کاربردهای مهمی دارند. از رئوستای بکار رفته برای محدود کردن جریان راه اندازی آرمیچر نیز ممکن است برای کنترل سرعت استفاده کرد.
به منظور استفاده از ظرفیت کامل موتور در همة سرعتها جریان آرمیچر برابر جریان مجاز آرمیچر یعنی مقدار نامی نگه داشته می شود. واضح است که برای موتور شنت شار آرمیچر که برابر مقدار نامی است تولید می شود . از آنجائیکه شار میدان در هر دو نوع موتور ثابت باقی می ماند روش کنترل مقاومت مدار آرمیچر به روش گشتاور ثابت (شار میدان ثابت) (جریان نامی آرمیچر) نامیده می شود.
2- کنترل سرعت توسط تغییر :
نام دیگر این روش روش تضعیف میدان است و بر عکس حالات قبل فقط سرعت های بالاتر از سرعت پایه را ایجاد می کند.
الف: موتور شنت:
شار میدان و از اینرو سرعت موتور شنت می تواند با تغییر مقاومت تنظیم میدان به راحتی کنترل شود. این یکی از ساده ترین و اقتصادی ترین روش ها می باشد و بنابراین بطور گسترده در محرکه های الکتریکی میدان استفاده می‌شود.
تحت شرایط کار دائمی اگر مقاومت مدار میدان افزایش یابد جریان میدان If و شار میدان کاهش می یابد . از آنجائیکه به واسطه لختی روتور سرعت نمی تواند ناگهان تغییر کند، کاهش در شار میدان سبب کاهش نیروی ضد محرکه الکتریکی می گردد و در نتیجة آن جریان بیشتری در آرمیچر جاری می شود. درصد افزایش Ia خیلی بیشتر از درصد کاهش شار میدان است. بدین ترتیب گشتاور الکترومغناطیسی افزایش می یابد و بیش از گشتاور بار شده و موتور شتاب می گیرد. سپس نیروی ضد محرکه الکتریکی افزایش می یابد و Ia شروع به کاهش پیدا می کند تا گشتاور الکترومغناطیسی برابر گشتاور بار ثابت گردد. اگر جریان آرمیچر برابر Ia1 برابر شار و برابر Ia2 هنگامی که شار به تغییر می یابد باشد برای گشتاور بار ثابت داریم:


پدیده بالا که تغییرات سرعت و جریان آرمیچر در برابر تغییرات شار میدان را تشریح می کند.
در ادامه به بررسی معایب این روش می پردازیم که نسبتاً مفصل است.
سرعت بالا با میدان خیلی ضعیفی فراهم می شود . این میدان ضعیف درحداکثر سرعت باعث می شود که جریان آرمیچر برای ایجاد گشتاور بار مشخص افزایش یابد. با افزایش جریان آرمیچر در حالی که میدان اصلی ضعیف است منتجه شکل موج میدان بطور نامطلوبی معوج می شود که در شکل نشان داده شده است. حال پیچک که بازوهایش در معرض چگالی شار حداکثر قرار دارد را در نظر بگیرید. اگر ولتاژ گردشی القاء شده در پیچک از 30 ولت تجاوز کند، در هوای بین تیغه های مجاور که به پیچک وصل شده اند ممکن است شکست رخ داده و باعث ایجاد قوس یا جرقه شود . این قوس الکتریکی تا حدی بر روی سطح کموتاتور توسعه پیدا می کند که منجر به ایجاد جرقه بین جارویک مثبت و منفی و در نتیجه باعث بروز اتصال کوتاه در خط تغذیه موتور می گردد . این نشان می دهد در هنگامی که سرعت بالا با شار میدان خیلی ضعیف ایجاد می شود کموتاسیون خیلی بد می باشد.
آرمیچر ممکن است در اثر این سرعت بالا گرمای بیش از حد پیدا کند زیرا افزایش جریان آرمیچر باعث افزایش تلفات اهمی می گردد در حالیکه خنک کردن با تهویه متناسباً بهبودی نخواهد داشت.
اگر شار میدان به طور قابل ملاحظه ضعیف گردد، سرعت افزایش می یابد و در اثر این تغییرات کار موتور ناپایدار می گردد. برای مثال هنگامی که شار میدان خیلی ضعیف شود گشتاور بار ثابت به افزایش جریان آرمیچر احتیاج دارد. نیروی محرکه مغناطیسی مربوط به واکنش ضدمغناطیسی آرمیچر می تواند شار میدان ضعیف قبلی را کاهش دهد تا حدی که گشتاور الکترومغناطیسی کمتر از گشتاور بار گردد و علی رغم افزایش Ia سرعت موتور آهسته کم می‌شود.
گشتاور ثابت در سرعت کاهش یافته به Ia کم نیاز دارد زیرا Ea اساساً ثابت باقی می ماند. کاهش در Ia و بنابراین کاهش در واکنش ضد مغناطیسی آرمیچر، سبب افزایش شار میدان از مقدار ضعیف شده آن می گردد . در نتیجة آن گشتاور الکترومغناطیسی (متناسب با ) شروع با افزایش پیدا می کند هر چند که Ia کمتر شده باشد . اگر گشتاور موتور بیشتر از گشتاور بار شود موتور شتاب می گیرد و ممکن است دوباره سرعت خیلی زیاد می شود که در اثر آن اتفاقات بالا ممکن است دوباره روی دهد و باعث بروز نوسانات دوره ای در سرعت موتور یعنی ایجاد پدیده نوسان یکنواخت در موتور شود. اگر میدان سری ضعیفی (مشهور به سیم پیچی پایدار ساز) به میدان شنت اضافه شود، می تواند از این عملکرد ناپایدار جلوگیری کند. سیم پیچی پایدار کننده اجازه می دهد که بازه وسیعی از سرعت در تمام موتورهائی که برای تنظیم سرعت در نظر گرفته می شوند بدست آید. برای افزایش بیشتر این بازه سرعت از سیم پیچی جبرانگیر استفاده می شود.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   22 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله کنترل سرعت در ماشین های الکتریکی

مقاله تفکر از دیدگاه ایات و روایات

اختصاصی از فایل هلپ مقاله تفکر از دیدگاه ایات و روایات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله تفکر از دیدگاه ایات و روایات


مقاله تفکر از دیدگاه ایات و روایات

 

 

 

 

 

 



فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:77

فهرست مطالب:

مقدمه ۳
کلیات تحقیق ۵
تبیین موضوع ۵
پیشینه تحقیق ۷
فصل اول ۱۰
مفهوم لغوی تفکر ۱۱
تدبر و رایطه  آن با تفکر ۱۲
تعقل و رابطه آن با تفکر ۱۳
فصل دوم ۱۵
اهمیت و فضیلت تفکر ۱۶
در روایات ۲۳
اذا المرء کانت له فکره  
تفکر در آیینه اعمال و کلام بزرگان ۲۸
ای برادر تو همین اندیشه ای   ما
فصل سوم ۳۵
تفکر در صفات خداوند ۳۶
تفکر در مخلوقات ] آیات آفاقی و انفسی[ ۳۹
تفکر در اعمال و افعال خود ۴۳
تفکر در تاریخ ۴۶
والدهر آخره یشبه باوّله                ناس کناس و ایّام کایّام ۵۰
تفکر در دنیا آمدن و مردن اشیا ۵۰
فصل چهارم ۵۳
توفیق ترک گناه و دوری از آن ۵۵
فصل پنجم ۶۲
پیروی از ظن و گمان ۶۳
پیروی از هوای نفس ۶۴
پیروی از طاغوت ۶۷
پیروی کورکورانه از بزرگان و متفکران قوم ۶۹
علاج موانع تفکر ۷۱
لزوم توام بودن عقل و علم ۷۱
عادت به تفکر و تعقل ۷۲
نتایج تحقیق ۷۴
پبشنهادات ۷۷
فهرست منابع ۷۷

 

مقدمه
مدتی بود دو روایت در ذهنم می چرخید: تفکر از یک سال عبادت، شصت سال عبادت، هزار سال عبادت و … برتر است و اکثر عبادت ابوذر رحمه ا.. علیه تفکر و عبرت گرفتن بود، در ابتدا با عرض معذرت از محضر مبارک اهل بیت علیهم السلام فکر کردم شاید فقط منظور بالا بردن مرتبه تفکر است ولی عملاً تفکر نمی تواند از عبادت بالاتر باشد، ولی نمی توانستم خودم را قانع کنم چون می دانستم عقل من قاصرتر از این است که بخواهد تفسیر روایت کند به هر صورت تصمیم گرفتم عملاً این کار را انجام دهم. عزم خویش را جزم کردم تا یک شب بجای نماز شب تفکر کنم، به اندازه یک رکعت یا دو رکعت نماز، وقتم بیهوده تلف شد، چون راستش نمی دانستم باید چه کنم، آنروزها هم در درس تلخیص المنطق به بحث و تفکر وارد شده بودیم.
این را یاد گرفته بودم که تفکر یعنی تبدیل مجهولات به معلومات از طریق مرتب کردن سرمایه های ذهنی و اطلاعات. به نظر می آمد مجهول ذهنم تفکر باشد، فلذا نمی‌توانستم معلومات را درست کنار هم بچینم، در واقع معلومات من عبارت بودند از انواع عبادت …  و بطور ساده تر می گفتم: « یعنی فکر کردن از نماز شب بالاتر است؟ چرا؟! … »
یک جای محاسبه ام غلط بود، کجا؟ نمی دانم! «باید فکر می کردم تا مسئله فکرکردن را که مجهول ذهنم بود به معلومات تبدیل کنم» و این خود جرقه ذهنم بود که باید از دست نمی دادم. پس فکر کردن خودش جزء‌معلومات و سرمایه های ذهنی ام بود که باید برای حل مجهول بکار می بردم حالا بیشتر مساله برایم حل شده بود. این تفکر نبود که مجهول ذهنم بود بلکه باید مسئله عبادت خود را خودم می یافتم حالا دیگر فهمیده بودم که مشکل من در کلمه عبادت است، من عبادت را فقط شکل ظاهری آن در نظر می‌گرفتم وگرنه اصل عبادت که همان بندگی بود در تفکر بیشتر به دست می آمد تا در امور دیگر و اصلاً جان عبادت همان تفکر بود.
احساس خجالت عجیبی به من دست داد. این نماز شب هایی که خوانده‌ام … این روزه ها، این نمازها و این عبادت ها را چگونه بدون تفکر انجام داده ام در حالی که حقیقتاً حرارت خجالت را در صورت و پیشانی و پشت گردن و حتی بازوها و کف دستهایم احساس می کردم، جزیره چشمانم را اشک فرا گرفت، آرام چشمهایم را بستم و بالاخره زمزمه کردم:
«استغفرالله ربی و اتوب علیه». صدای اذان صبح از پشت بلندگوی خوابگاه گوش دلم را نوازش می داد و این در حالی بود که شیرین ترین و مفیدترین نماز شب یا عبادتم را به لطف خدا و توام با تفکر به پایان رسانده بودم.
الهی! العوف!
کلیات تحقیق
۱٫ تبیین موضوع
۲٫ پیشینه تحقیق
۳٫ ضرورت و اهمیت تحقیق
۴٫ روش تحقیق
۵٫ پرسشهای تحقیق
۶٫ مراحل تحقیق
۷٫ محدودیتها و مشکلات
تبیین موضوع
انسان به دلیل وجود نیروی مرموز و فیر قابل لمس از سایر موجودات طبیعی برتری یافته و در هاله ای از زیبایی قرار گرفته که این نیرو نیروی تفکر و اندیشه اوست.
طبیعت، زیبایی غیر قابل انکار خودش را دارد و هیچ کس منکر چنین چیزی نیست، ولی در بین تمام پدیده های طبیعی، انسان گل سرسبد موجودات است که این جز مرهون اندیشه او نیست.
انسان بوسیله تفکر و تدبر از سایر حیوانات دیگر برتری یافته و این فقط به خاطر اندیشه اوست.
بسیاری از ما به شنیدن نکته هایی مانند: باید فکرمان را بکار بیاندازیم، باید چشمهای خود را باز نگه داریم و کورکورانه از دیگران پیروی نکنیم، عادت کرده ایم. ما در فرهنگی آزاد متولد شده ایم. ما با مردمی زندگی کرده ایم که به ارزش فرد ایمان دارند، ما نمی خواهیم تحت فشار واقع شویم یا مسیر زندگی ما را دیگران انتخاب کنند.
محور اساسی تربیت و تفکر، پرورش فکری در افراد تلقی می شود و وسیله اصلی تربیت و تفکر، آموزش است. کار فکری و فعالیت فرهنگی در هر حرکتی از خود جای بخصوص و مقام و منزلتی ویژه دارد، بخصوص در حرکت و قیام اسلامی که هدف آن اعتلای کلمه خدا، و پخش و نشر دین مقدس اسلام در پهنه گیتی بوده و اسلام می خواهد عالم بشریت را به راه فلاح و رستگاری دنیا و آخرت راهنمایی و هدایت کند.
اسلام، دینی است مقدس که پیروانش را به تفکر صحیح دعوت می کند برای اصلاح آنان در امر دینشان به تربیت صحیح دینی. مسلماًَ در دنیای معاصر هر جامعه ای می خواهد برای اندیشه و باورهای اعتقادی خویش کار و فعالیتی را انجام دهد و در این مسیر سرمایه گذاری می کند.
حال که تمامی ملل اینگونه برای رشد فکری تلاش می کنند، پس ما نمی توانیم کار تفکر و رشد فکری را در جهت تربیت صحیح اسلامی، بخصوص در نسل جوان در کشورهای اسلامی منکر شویم. در صورتیکه امروزه مسلمانان در شرایطی قرار دارند که هجوم فرهنگ بیگانگان در کشورهای اسلامی از هر زمانی بارزتر و روشن تر به چشم خورده و احساس می شود و ارزش مبارزه فکری و اعتقادی و بالا بردن آن برای تربیت هر چه بهتر، کمتر از جنگ نظامی نیست.
تفکر در عالم آفاق و زیبایی کائنات و طبیعت و نیز اندیشه در عالم انسان و ابعاد وجود آن و … می تواند انسان را به طریق هدایت رهنمون گردد، لذا سعی ما دراین تحقیق بر آن بوده است که ابتدا معنای درستی از تفکر ارائه داده و فضیلت و جایگاه آن را در اسلام بیان کنیم و بعد به بیان مجاری و آثار تفکر پرداخته و موانعی که ممکن است در این مسیر باشد اشاره نموده ایم. انشاء ا… که مقبول درگاه الهی واقع شود.
پیشینه تحقیق
می توان گفت تفکر پیشینه ای مقارن با خلقت انسان دارد و از همان زمان پیشرفت هر قوم و قبیله ای به میزان تفکر و تعقل آنها بستگی داشته و دارد. هر پیامبری که مبعوث می‌شد مردم را به توحید و خداپرستی از طریق تفکر دعوت می نمود، خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (صلی ا.. علیه و آله) نیز این شیوه را با تاکید بیشتری دنبال کردند و یکی از ارکان رسالت خویش را دعوت به تفکر قرار دادند. لذا از آن زمان تقریباً همه اساتید اخلاق در کتب اخلاقی خود بخشی را به تفکر اختصاص داده درباره اهمیت و فضیلت آن توضیح می دادند.
روانشناسان نیز همواره به تفکر به عنوان یکی از راههای رشد عقلانی و حل مشکلات اهمیت خاصی می دادند. در عصر حاضر نیز علاوه بر کتب اخلاقی و روانشناسی، کتبی به طور اختصاصی راجع به تفکر نوشته شده است که از آن جمله می توان به کتبی مانند: تفکر از دیدگاه اسلام تالیف عباس محمود عقاد، تفکر و اندیشه در پرتو ایمان تالیف سیدمحمد خیرخواه، جایگاه تعقل و تفکر در اسلام از نظر روایات، قرآن تالیف سیدمحمود محفوظی موسوی، مبارزه با گناه از راه تفکر و خودشناسی تالیف سید هاشم رسولی محلاتی و پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن تالیف ولی ا.. نقی پور اشاره کرد.
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهمیت و ضرورت تحقیق درباره تفکر آنجا روشن می وشود که وقتی سراغ کتاب هدایت و سعادت، قرآن کریم می رویم با تلاوت چند آیه متوجه می شویم که خداوند در هر صفحه چندین بار تذکر داده که این کتاب مفید هدایت برای متدبران، متفکران و تعقل‌کنندگان است و وقتی سراغ روایات  اهل بیت علیهم السلام می رویم، می بینیم که یک ساعت تفکر را از سالها عبادت بهتر دانسته اند، بگونه ای که امیرمومنان علی‌علیه‌السلام می فرمایند:
« لا عباده کالتَّفکیر»   ‹هیچ عبادتی مانند فکر و اندیشه نیست›
و می بینیم که از زمان ظهور اسلام مردم تشویق به تفکر شده اند به همین دلیل انگیزه پیدا می‌شود که ببینیم تفکر چیست؟ و مجاری آن چه می باشد و چه نتایجی را به دنبال دارد؟


دانلود با لینک مستقیم


مقاله تفکر از دیدگاه ایات و روایات

تحقیق در مورد سیستم حسابداری دولتی

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد سیستم حسابداری دولتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد سیستم حسابداری دولتی


تحقیق در مورد سیستم حسابداری دولتی

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه17

 

فهرست مطالب

سیستم حسابداری دولتی :

حسابداری یک نظام اطلاعاتی مالی است:

تعریف حسابداری دولتی:

مشخصات یک موسسه دولتی:

تفاوت سازمانهای انتفاعی و بازرگانی با سازمانهای غیر انتفاعی دولتی:

مدیریت فرآیند تصمیم گیری است و تصمیم گیری نیازمند اطلاعات است. از میان اطلاعات گوناگونی که مدیران برای اخذ تصمیمات خود بدان نیازمندند، اطلاعات مالی جایگاه ویژه ای دارد، چرا که اکثر قریب به اتفاق تصمیمات مدیران مستقیما آثار و پیامدهای مالی داشته و یا بطور غیر مستقیم وضعیت مالی موسسه را تحت تاثیر قرار می دهند. اطلاعات مالی و حسابداری ابزار ارزشمندی جهت تصمیمات مربوط به تامین، تخصیص و کنترل منابع اقتصادی در اختیار مدیران قرار می دهد.
 
 هر یک از دستگاههای اجرایی کشور عهده دار انجام برخی از وظایف دولت هستند و لذا برای ایفای وظایف محوله، بودجه ای در قالب اعتبار مصوب از محل بودجه کل کشور در اختیار آنها گذاشته می شود تا پس از تخصیص اعتبار و دریافت وجه از خزانه براساس مقررات موضوعه و جهت تحقق اهداف معین دستگاه آن را به مصرف برسانند.
 حسابداری فقط با وقایعی که بتوان آن را با پول اندازه گیری کرد، سروکار دارد. باین ترتیب بسیاری از رویدادها و واقعیتهای مهم یک سازمان که قابل بیان به زبان پول نیستند در دفاتر مالی آن ثبت و ضبط نمی شوند.

 



دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد سیستم حسابداری دولتی