فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله موقعیت نفت و گاز کشور در بازارهای نفت و گاز جهان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله موقعیت نفت و گاز کشور در بازارهای نفت و گاز جهان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

1. میزان ذخایر بالفعل و بالقوه نفت خام کشور و تاثیر تزریق گاز بر آنها
میزان ذخایر« نفت خام در جای» کشور حدود 450 میلیارد بشکه تخمین زده می شود. از این میزان، تا پایان سال 1380 جمعاً حدود 54 میلیارد بشکه از مناطق خشکی و دریایی برداشت شده است.
میزان ذخایر بالفعل نفت خام کشور با توجه به ذخایر کشف شده جدید، حدود 37 میلیارد بشکه است. این رقم بر اساس گزارش های ارائه شده از مناطق خشکی و اطلاعات نگارنده از مناطق دریایی است. ارقام رسمی ارائه شده با توجه به حجم میعانات گازی و حجم نفت خام بالقوه از حدود 92 میلیارد بشکه تا 130 میلیارد بشکه بوده است.
میزان ذخایر بالقوه نفت خام ( برداشت ثانویه) کشور حدود 50 میلیارد بشکه است. این رقم، حدود 5 میلیارد بشکه نفت قابل بهره برداری- که در 50 تاقدیس شناخته شده کوچک، واقع شده است ـ را شامل می¬شود که هنوز حفاری اکتشافی در آنها شروع نشده است؛ 45 میلیارد بشکه دیگر نیز در مخازن نفتی شناخته شده واقع شده است.
تنها راه بالفعل نمودن حدود 45 میلیارد بشکه نفت موجود در مخازن ایران، تزریق گاز به میزان لازم و کافی در آنهاست. میزان گاز مورد نیاز جهت تزریق در این مخازن به منظور بالفعل نمودن این ذخایر، حدود 20 میلیارد پای مکعب در روز است. چنین حجمی از گاز مورد نیاز را می توان از ذخایر پارس جنوبی، پارس شمالی ( مخازن گاز کشف شده G و F واقع در خلیج فارس)، گازهای همراه که قسمت اعظم آن سوخته می شود و سایر مخازن گاز ایران تامین نمود. بر اساس محسبات مهندسی مخازن انجام شده قبل و بعد از انقلاب، به ازای تزریق 5/2 تا 4 هزار پای مکعب گاز می توان یک بشکه نفت اضافی از مخازن نفتی ایران به دست آورد.
بنابراین اگر قیمت نفت را حدود 24 دلار برای هر بشکه فرض نماییم « قیمت سایه ای» هزار پای مکعب گاز، حدود 6 تا 10 دلار است. قیمت گاز صادراتی ایران به ترکیه بر اساس قیمت نفت 24 دلار، کمتر از 3 دلار برای هر هزار پای مکعب در نظر گرفته شده است، ضمن آنکه فاصله آن حدود 1000 کیلومتر دورتر از محل تزریق است. علاوه بر این، باید به این نکته توجه کرد که گاز تزریقی برای نسل های آینده باقی خواهد ماند.
ملاحظه می شود که تزریق گاز در مخازن نفتی، با صرفه ترین نحوه استفاده از آن است. در عین حال، این روش از نظر اصول، تنها راه صیانت از مخازن نفتی و تبدیل نفت بالقوه به نفت بالفعل برای نسل¬های آینده کشور است.

 

2. سیاستهای تزریق گاز و مقایسه¬ای از ذخایر نفت و گاز ایران با ذخایر نفت عربستان
ذخایر واقعی نفت عربستان حدود 200 میلیارد بشکه است، در حالی که ذخایر نفت و گاز ایران 37 میلیارد بشکه نفت بالفعل و 50 میلیارد نفت بالقوه و حدود 800 تریلیون پای مکعب گاز را شامل می¬شود. در نتیجه، مجموع حجم نفت و گاز ایران حدود 220=133+37+50 میلیارد بشکه ( معادل نفت خام) است. در صورتی که فرض شود ایران روزانه به طور متوسط 5/3 میلیارد بشکه نفت و عربستان به طور متوسط روزانه حدود 10 میلیون بشکه نفت بهره¬برداری می کند در نتیجه در 15 سال آینده، ذخایر نفت ایران در حدود 201=19-220 میلیارد بشکه و ذخایر نفت عربستان حدود 145=55-200 میلیارد بشکه خواهد بود.
ملاحضه می شود که در 15 سال آینده، ایران در مقام اول و عربستان در مقام دوم از نظر ذخایر نفت و گاز در خاورمیانه خواهند بود. لازم به تذکر است ذخایر گازی که احتمالاً در عربستان در فرایند اکتشاف تولید خواهد شد، به مصارف داخلی، شامل تولید برق و تهیه آب آشامیدنی ( شیرین سازی آب) خواهد رسید. ایران نیز امکان کشف ذخایر گازی جدید را داراست.
اعتبار سیاسی در منطقه بدون امکانات و توانایی اقتصادی ممکن نیست. از طرف دیگر تقاضای گاز در جهان در 15 سال آینده به نحو شدیدی افزایش خواهد یافت علت این امر کمبود عرضه نفت در برابر تقاضا از یک طرف و بالا رفتن روند مصرف گاز در سال¬های آینده می¬باشد. بنابراین ارزش گاز در آن زمان به میزان بیشتری در مقایسه با ارزش فعلی آن ـ یعنی هزار پای مکعب گاز معادل حرارتی یک ششم قیمت یک بشکه نفت ـ خواهد رسید. ضمن آنکه باید توجه داشت که ما نمی توانیم هم روزانه 20 میلیارد پای مکعب گاز در مخازن خود تزریق کنیم و هم حجم قابل ملاحظه ای از گاز را صادر نماییم.
در این جا لازم است توضیح داده شود که 800 تریلیون پای مکعب ذخایر گاز ایران، گازهای همراه نفت و کلاهک گازی مخازن نفتی و مخازن مستقل گازی را شامل می شود. حجم گازهای همراه با میزان نفت استخراجی متناسب است. بنابراین تنها از میدانهای مستقل گازی است که می توان با حجم بالایی گاز استخراج نمود.
باید توجه داشت که در کشورهای غربی از هم اکنون برنامه تامین انرژی مصرفی خود را 25 سال آتی، برنامه ریزی می کنند. بنابراین باید راه¬های موجود و مطمئن تامین آن را با کم ترین قیمت ممکن بررسی و برنامه ریزی نمایند. لذا تامین منابع گازی غرب از سال 2015 به بعد ایجاب می کند که ایران موضوع تزریق گاز را در مخازن خود فراموش نموده و از هم اکنون در راه صادرات گاز به کشورهای همسایه اقدام کند.
برنامه ریزی شرکت های خارجی در تزریق آب به مخازن سیری، درود، سروش، نوروز، سلمان و غیره به جای گاز، از نمونه های روشن در راستای چنین سیاستی است. این در حالی است که بالاتر بودن ضریب بازدهی نفت از طریق تزریق گاز در مخازن مختلف جهان در مقایسه با آب به اثبات رسیده است.متخصصان شرکت « توتال ـ فیناـ الف» و « شل» در مقالات مختلف خود از طریق کارهای آزمایشگاهی و عملی نشان داده اند. که حتی تزریق هوا در مخازنی که شبیه مخازن ایران است در مقایسه با تزریق آب از بازدهی به مراتب بیش تری برخوردار است. با وجود این، سیاست همین شرکت ها در تجویز تزریق آب به مخازن ایران در چارچوب قرارداد های بیع متقابل، موجب شده است که گاز آن مخازن سوزانده شود. مثلاً در حالی که شرکت نفت توتال در مخزن « ابوالبخوش» ابوظبی گاز تزریق می کند، با تزریق آب در میدان سلمان موافقت شده است، در حالی که این دو مخزن (ابوالبخوش و سلمان) در واقع مخزنی مشترک و با موقعیتی کاملاً مشابه است. متاسفانه قرار است گاز طبقه خوف میدان سلمان جهت فروش به ناحیه عسولیه منتقل شود و در مقابل، آب به مخزن سلمان تزریق گردد! همچنین متاسفانه در حال حاضر میدان های سروش و نوروز از طریق آب روانی و تزریق آب، بهره¬برداری می شود و گاز آنها به جزیره خارک جهت فروش منتقل می گردد! سایر پروژهای بیع متقابل نیز عمدتاً چنین نقایصی دارند.

 

3. فقدان سیاست روشن منطقه ای و جهانی در بخش نفت و گاز
متاسفانه نه قبل و نه بعد از انقلاب، کوششی جدی برای طراحی سیاست روشن منطقه ای و جهانی در بخش نفت و گاز کشور صورت نگرفته است. کشور ما از این بابت، فرصت های زیادی را از دست داده و ضررهای هنگفتی را تحمل نموده است، به عنوان مثال، عدم برنامه ریزی جهت جلوگیری از انعقاد قرارداد ارسال گاز قطر به دبی ـ که چندین سال قبل از شروع آن، نگارنده مراتب را به استحظار مقامات وقت رساندم ـ نمونه ای از این موارد است. در آن گزارش نحوه جلوگیری از قرارداد مذکور را از طریق فروش گاز میدان سلمان ( در مقابل گاز میدان قطر) که با سرمایه گذاری کمتری قابل اجرا بود، پیشنهاد نمودم، اما متاسفانه اقدامات مقتضی صورت نگرفت. همین امر موجب شد که ارتباط شیخ نشین های منطقه که همیشه با یکدیگر در زمینه ارسال گاز اختلاف داشتند، بهبود یابد؛ به گونه ای که با ارسال گاز قطر به آن کشور، ضمن بهتر شدن روابط، به برداشت سهمیه بیش تر قطر از میدان گازی مشترک با ایران نیز کمک شد.
لذا باید تردید داشت که برنامه ریزی سیاسی، فنی و اقتصادی انرژی در کشورمان به معنی واقعی آن وجود داشته باشد. فروش گاز به کشورها همسایه و نزدیک مانند ترکیه، هند و پاکستان بدون توجه به احتیاجات داخلی و بدون برنامه ریزی سیاست انرژی منطقه ای و جهانی اتخاذ شده است. فقدان چنین سیاستهایی موجب می شود که نتوان ذخایر بالقوه نفت ایران را به ذخایر بالفعل تبدیل کرد. بدیهی است در چنین وضعیتی، کشور ما از صادر کننده نفت به صادر کننده گاز تبدیل خواهد شد که طبعاً هزینه ها و اثراتی بسیار سنگین برای نسل های آینده به دنبال خواهد داشت.

 

4. سوابق استعماری
در دوران قاجار، سفرای کشورهای بزرگ غربی سیاست های استعماری خود را از نزدیک در ایران پیاده کردند، ولی امروزه تحمیل سیاست های مورد نظر غرب به کشورهای در حال توسعه به شیوه ها و طرق پیچیده تری انجام می پذیرد. این ابزارها عبارتند از:
1. فن آوری پیشرفته و تحمیل آن به جهان سوم.
2. قدرت مالی وسیع.
3. برنامه ریزی سیاسی ـ اقتصادی بلند مدت و پیگیری آن از طرق مختلف.
4. استفاده از وسایل ارتباط جمعی.
5. استفاده از تضادهای منطقه¬ای و تهدید و تشویق کشورهای ضعیف.
6. استفاده از نهادهای بین المللی مانند حق وتو جهت اعمال و پیاده نمودن سیاست های سلطه اقتصادی و سیاسی.
7. استفاده از وسایل پیشرفته فضایی برای کسب اطلاعات.
8. استفاده از عدم آشنایی به مسائل برنامه ریزی بسیار کلان اقتصادی ـ فنی ـ سیاسی به وسیله ایجاد رقابت بین کشورهای صادر کننده نفت و گاز.
روابط نابرابر کشورهای پیشرفته صنعتی با کشورهای در حال توسعه، موجب شده است که کشورهای ضعیف در وضعیتی قرار بگیرند که بالا جبار مواد اولیه مورد نیاز کشورهای ثروتمند را با پایین ترین قیمت عرضه کننده و دانسته یا ندانسته برنامه های توسعه اقتصادی و سیاسی خود را چنان طراحی نمایند که تعارضی با اهداف کشورهای پیشرفته صنعتی نداشته باشد. ثمره چنین ساختاری این بوده است که نه تنها کشورهای در حال توسعه به فن¬آوری های بالا دسترسی نیافته اند بلکه تبدیل به بازارهای مصرف برای تولیدات کشورهای صنعتی شده اند.

 

5. مروری بر موقعیت صنعت نفت ایران در سال های قبل از انقلاب و نحوه اعمال مقاصد شرکت های عامل نفت
1-5- ایجاد محیط استعماری
مدرسه فنی آبادان که مدرسه ای حرفه ای بود در سال 1327 شروع به کار کرد سالیانه تعداد حدود 30 نفر دانش آموز مورد نیاز را از طریق کنکور از بین فارغ التحصیلان کلاس یازدهم انتخاب می شدند. دوره کامل این مدرسه فنی جمعاً 4 سال بود و لذا فارغ التحصیلان این مدرسه حرفه ای دارای 5 سال ارشدیت در مقایسه با مهندسان فارغ التحصیل سایر دانشگاه¬های داخلی و خارجی بودند. تعدادی از شاگردان سال اول این مدرسه حرفه-ای به بیرمنگام (انگلستان) اعزام می شدند و طی برنامه خاصی پس از دریافت مدارک تحضیلی ـ که عموماً در رشته شیمی بود ـ با ارشدیت چندین ساله در پست های بالا گماشته می شدند. لازم به تذکر است که این مدرسه فنی تنها در بخش بالادستی درس های علمی را آموزش می دادند ولی تعدادی از فارغ التحصیلان رشته شیمی دانشگاه بیرمنگام در پستهای بالادستی منصوب شدند.
این گروه تشکیلاتی به نام « گروه شام مینا» داشتند و پست های بالای شرکت نفت، عموماً در اختیار آنان بود. مدیر اکتشاف و تولید، مدیر امور بین الملل، مدیر پتروشیمی، مدیر امور غیر صنعتی در جنوب، مدیر پروژه IGAT، رئیس پخش، رئیس فروش و صادرات نفت، رئیس تحقیقات و غیره عضو این گروه بودند.
مدیر اکتشاف، تولید، پالایش و پخش شرکت ملی نفت ایران، عضو هیات مدیره کنسرسیوم بود و تصمیمات اتخاذ شده در جلسات شش ماهه کنسرسیوم را در شرکت ملی نفت ایران پیاده می نمود.
شرکت های عامل با اعمال روش تحقیر و به کار بردن فشارهای روانی و شکستن شخصیت و انگیزه ملی و حرفه¬ای، به جای استخدام مهندس نفت و یا مهندسان نزدیک به رشته نفت، تعداد 20 نفر از فارغ التحصیلان دانشکده علوم تهران را که اطلاعی از نفت نداشتند استخدام نمودند و پس از سال ها کار در مناطق نفتی و اعزام بعضی از آنان به دوره¬های چند ماهه، در واقع افرادی نیمه فنی تربیت نمودندکه بدون درک اصول علمی مربوطه، همیشه محتاج به کمک افراد خارجی باشند.
از زمان شروع کار دکتر اقبال، فراماسیونرها نیز چندین پست غیر فنی مانند فروش نفت را در اختیار گرفتند و ارتباط نسبتاً دوستانه¬ای با گروه شام مینا داشتند.
2-5- مقاومت¬ها و تلاش¬ها
علی رغم وضعیت مذکور، نگارنده توفیق آن را به دست آورد که کار پایه¬ای ازدیاد برداشت از مخازن نفتی ایران را با همکاری مهندسان دلسوز وقت انجام دهد. این پروژه در سال 1341 به سرپرستی نگارنده شروع شد. با بررسی مخازن هفتکل و آغاجاری به این نتیجه رسیدیم که تزریق گاز در این مخازن بسیار موثرتر از بهره¬برداری طبیعی و یا تزریق آب است.
قرارداد کنسرسیوم، اجازه هیچ گونه¬ دخالتی جهت پیاده نمودن چنین پروژه¬هایی را به شرکت ملی نفت ایران
نمی¬داد. تنها وسیله ما اتکاء به دو نکته مندرج در قرارداد بود که عبارت بودند از:
1. Good Petroleum Practice؛ یعنی انجام فعالیت-های نفتی باید بر اساس ضوابط علمی و منطقی باشد.
2. Mindful of Iran's Interest؛ یعنی منافع ایران باید رعایت شود.
در دهه 40، میزان بهره¬برداری از مناطق خشکی، حدود یک میلیون بشکه در روز بود. بنابراین شرکت¬های عامل نفت احتیاجی به سرمایه¬گذاری در بخش ازدیاد برداشت نمی دیدند؛ زیرا هر نوع سرمایه گذاری که باعث استمرار بهره¬برداری نفت از مخازن ایران می شد در سالهای بعد از اتمام قرارداد در 1373 ( 1994) به نتیجه می¬رسید که در واقع نتیجه آن نصیب ایران می گردید.
شرکت¬های عامل با بهانه¬های مختلف، تاثیر برخی از فرایندهای موثر در استخراج نفت از داخل سنگ¬های متخلخل را نمی¬پذیرفتند و اثبات آن فرایندها را به انجام کار آزمایشگاهی موکول می کردند. همزمان با این مخالفت¬ها و به منظور اثبات نظریات خود، مرکزی را در لندن تاسیس نمودند. همچنین این شرکتها مدل ریاضی خاصی را تهیه کردندو از این راه، مطالعه مخازن هفتکل و آغاجاری را آغاز نمودند. شرکتهای عامل نفت اجازه وارد شدن به جزئیات مدل ریاضی فوق را به متخصصان شرکت ملی نفت ایران نمی دادند و تنها موافقت کردند که صرفاً جواب هر نوع مطالعه با مشخصات معینی را که نگارنده طراحی نماید در اختیار ما بگذارند.
نزدیک به 100 مورد مطالعه میدانی در ظرف 9 سال 1350- 1341 پیشنهاد شد و مورد مطالعه قرار گرفت ولی جواب آنها همیشه این بود که تزریق آب در مخازن نفتی مذکور، بهتر از تزریق گاز است.
متقابلاً از طریق مطالعات انجام شده، مشخص شده که مدل ریاضی آنها صحیح نبوده و آنها محاسبات را به نحوی انجام دادند که همواره به ضرر تزریق گاز بوده است. این اشتباه¬ها به مرور تصحیح شده و در نتیجه، برتری تزریق گاز و یا حداقل، مساوی بودن تاثیر آن با تزریق آب از طریق مدل شبیه ساز تهیه شده توسط آن¬ها در سال ¬های 1349 به بعد آشکار گردید.
در سال¬های 1349-1341 شرکت¬ها و موسسات خارجی و یا مهندسان ایرانی و خارجی شاغل در کنسرسیوم نفت با همکاری یکدیگر، مطالعات متعددی را انجام دادند. کلیه این مطالعات بدون استثنا نشان داد که تزریق آب در مخازن مذکور، بهتر از تزریق گاز است. اما از طرف دیگر کارهای آزمایشگاهی انجام شده در آن سال¬ها مخصوصاً کارهایی را که شرکت نفت شل و سایر شرکت¬های اروپایی و امریکایی انجام دادند نشان می¬داد که گاز بهتر از آب می¬تواند نفت را جا به جا نماید.
جهت مقابله با مدل ریاضی تهیه شده توسط شرکت¬های عامل نفت و همچنین مطالعاتی که اعضای کنسرسیوم با استفاده از مدل مذکور ( MARK-1-6) انجام می¬دادند، نگارنده در ظرف یک سال مدل ریاضی کاملاً جدیدی طراحی نمود که برای اولین بار در جهان، کلیه فرایندهایی را که تا آن زمان به نحوه صحیح منظور نشده بود مانند ریزش ثقلی، دیفوژیون،کانوکشن و فرایندهای دیگر را همزمان در نظر می¬گرفت.
اولین مطالعه¬ای که نگارنده با استفاده از این مدل انجام داد در سال 1350 به اتمام رسید و مشخص شد که گاز از هر لحاظ بهتر از آب، نفت را جا به جا می نماید و حتی تخلیه طبیعی مخزن، بهتر از تزریق آب است. این مطالعه برای اولین بار در سال 1351 در مسجد سلیمان طی نشستی به اطلاع اعضاء کنسرسیوم نفت رسید و سپس درخواست گردید تا در هلند و هیوستون نیز نتایج این نشست به اطلاع سایر مهندسان شرکتهای نفتی کنسرسیوم برسد.
شرکتهای عامل چاره¬ای را جز قبول این مطالعه نداشتند. از سوی دیگر، اگر این مطالعه را می پذیرفتند شرکت ملی نفت ایران می توانست ادعای خسارات گذشته ـ شامل سوزاندن تریلیون¬ها پای مکعب گاز و عدم¬ النفع ناشی از انجام ندادن تزریق گاز ـ را بنماید؛ بنابراین شرکتهای مذکور با برنامه زیرکانه¬ای فشار را از دوش خود برداشتند و با ترفندهایی مطلب را از نظر حقوقی برای خود حل نمودند.

 

3-5- تغییر شرکتهای عامل نفت به شرکتهای خدمات ایران ( OSCO)
شرکتهای عامل نفت با آینده نگری خاص خود، قبل از قبول رسمی تزریق گاز در مخازن نفتی ایران اقدام به تغییردادن شکل " IOE & PC" به " OSCO" نمودند. این اقدام سه نکته اساسی را شامل می¬شد:
1. پیشنهاد نمودند که سطح تولید نفت از رقم حدود 3 میلیون به 8 میلیون بشکه در روز افزایش یابد. این نکته¬ای بود که شاه را بسیار خوشحال می¬کرد؛ زیرا نامبرده فکر می¬کرد به این وسیله، سطح تولید عربستان هرگز بالاتر از ایران نخواهد رفت.
2. میزان سرمایه گذاری شرکت ملی نفت ایران را از صفر به حدود 40 درصد افزایش دادند. قبلاً شرکت¬های عامل نفت 100 درصد سرمایه گذاری را انجام می¬دادند.
3. بر اساس یکی از موارد قرارداد، « طرفین از تاریخ عقد قرارداد جدید از کلیه دعاوی قبلی خود صرف نظر می نمایند».
بدین ترتیب، هدف اصلی شرکتهای عامل که همان نکته سوم بود، تحت موضوع جذاب افزایش سطح تولید به 8 میلیون بشکه در روز پنهان شد.
شرکتهای عامل پس از تایید رئیس وقت اداره حقوقی شرکت ملی نفت و تصویب آن در مجلس و امضاء شاه در آذر 1352، تزریق گاز را در کلیه مخازن اصلی ایران قبول کردند.
ملاحظه می¬شود که عدم شناخت کافی از سیاست¬های شرکتهای بین المللی نفتی در بهره¬برداری از منابع کشور و عدم رعایت شرایط و ضوابط تولید صیانتی و فقدان درک مسائل سیاسی و حقوقی نفت، چگونه می¬تواند منجر به زیان¬های هنگفت برای اقتصاد کشورمان باشد. در واقع، ایران می-توانست به علت از دست دادن حجم عظیمی از نفت خود و سوزاندن تریلیون¬ها پای مکعب گاز و سایر بدهکاری¬های آن شرکت، تقاضای خسارت چند میلیارد دلاری در دادگاه لاهه از شرکتهای عامل بنماید؛ لکن با امضاء قرارداد فوق از رسیدن به حقوق واقعی خود محروم شد! ماجرای فوق از جهات زیر آموزنده است:
الف) با قبول این که گاز آثار بهتری از آب در مخازن ایران دارد، اولین پیش بینی فنی ـ علمی یک ایرانی در مقابل مهندسان و متخصصان شرکتهای عظیم نفتی جهان به اثبات رسید.
ب) معلوم شد که شرکتهای نفتی به چه نحوی می-توانند با دست کاری اعداد و ارقام، مطالب خلاف واقع را به طرف مقابل خود تحمیل کنند؛ لذا نباید به صحت ادعاهای آنان در مقابل نظر کارشناسان حقیقی داخلی اعتماد نمود.
ج) نظر نگارنده موقعی به طور کامل به اثبات رسید که ملاحظه شد در اثر تزریق گاز در میدان هفتکل، روزانه حدود 40 هزار بشکه نفت از ناحیه¬ای که قبلاً آب، آن را جا به جا نموده بود استخراج می¬شود، و پیش بینی نگارنده ـ که در اثر تزریق گاز حدود چند صد میلیون بشکه نفت اضافی استراج خواهد شد ـ به اثبات رسید. این مطلب در مورد میدان¬های گچساران و مارون که در حال حاضر تنها بخشی از میزان گاز مورد نیاز به آنها تزریق می شود نیز به اثبات رسیده است.
د) جهت تثبیت قیمت نفت با توجه به بالارفتن تقاضا، نیاز به بالا بردن سطح تولید در کشورهای اوپک بود که بدین وسیله این هدف نیز به تحقق می رسید.
پس از بررسی قرارداد شرکت خدمات نفتی ایران OSCO که پس از تصویب، جهت برنامه ریزی به نگارنده ابلاغ شد، متوجه شدم که امکان بهره-برداری 8 میلیون بشکه در روز از مخازن خشکی ایران غیر ممکن است. این مطلب طی گزارشی به اطلاع مدیر اکتشاف، تولید و امور بین الملل وقت رسید و پس از مدتی بالاخره به اطلاع شاه نیز رسید. در این گزارش، سطح تولید را از مخازن خشکی، حداکثر 6 میلیون بشکه در روز پیش بینی شد.
نکته قابل توجه اینکه اداره حقوقی شرکت ملی نفت ایران که با قرارداد شرکت خدمات موافقت کرده بود قبلاً با نگارنده و یا مدیریت اکتشاف و تولید شرکت ملی نفت در مورد صحت و امکان بهره¬برداری روزانه 8 میلیون بشکه مشورت نکرده بود.
شاه پس از ملاحضه گزارش و دلایل مندرج در آن، با کاهش سقف تولید از 8 میلیون بشکه به 6 میلیون بشکه در روز موافقت نمود. این مساله برای اعضاء کنسرسیوم و نمایندگان آنها در جنوب در تهران تشکیل شده بود آنان برنامه 8 میلیون بشکه در روز خود را به شرکت ملی نفت ایران ارائه نمود.
می¬دانیم که در عمل، سطح تولید نفت در ناحیه کنسرسیوم سابق ( مناطق خشکی) از 2/5 میلیون بشکه در روز، آن هم برای مدت کوتاهی، تجاوز نکرد؛ در حالی که در برنامه افزایش تولید، هیچ مشکل مالی و یا انسانی وجود نداشت.

 


6. مروری بر 22 سال گذشته
بعد از انقلاب، سطح برنامه ریزی شده تولید در مورد کلیه مخازن ایران ( اعم از خشکی و دریا) از حدود 3/6 میلیون بشکه در روز به حدود 3 میلیون بشکه در روز کاهش یافت. نحوه اجرای این برنامه طی گزارش کاملی تهیه شد و به تصویب هیات مدیره وقت شرکت ملی نفت ایران رسید. مدیریت وقت سازمان برنامه، علاقمند بود سطح تولید، بالاتر برود ولی به او تذکر داده شد که بالا رفتن تولید قیمت نفت به بیش از 35 دلار برای هر بشکه به علت پایین آمدن سطح تولید ایران است و اگر سازمان برنامه به دنبال درآمد است، سقف تولید فوق نظر وی را تامین خواهد نمود.
مدیریت وقت امور اداری شرکت ملی نفت ایران عنوان نمود که اگر قرار است سطح تولید از 3/6 به 3 میلیون بشکه در روز کاهش یابد کارمندان و کارکنان شرکت نیز باید به همان نسبت و یا نزدیک به آن کاهش یابند. علی رغم مخالفت نگارنده، سرانجام این سیاست اجرا شد و در نتیجه بهترین افراد فنی شرکت ملی نفت ایران باز خرید شدند. این اولین لطمه بزرگ در زمینه از دست دادن افراد فنی با سابقه در شرکت ملی نفت ایران بود.
در دی ماه 1358 نگارنده، شرکت ملی حفاری را تاسیس نمود. علت تاسیس این شرکت این بود که حدود 4500 نفر از کارکنان و مهندسان شرکتهای سرویس دهنده، بلاتکلیف شده بودند. نگارنده بر طبق اساس نامه تهیه شده که به ریاست هیات مدیره آن شرکت به عنوان اولین رئیس هیات مدیره شرکت ملی حفاری ایران منصوب گردیدم. تعداد 12 دستگاه حفاری در مدت چند ماه راه-اندازی شد. یکی از دستگاه¬ها در ناحیه نیر کبیر ( آزادگان فعلی) بود که متاسفانه عراقی ها این دستگاه را به همراه تعدادی دیگر از دستگاه¬های حفاری به غنیمت بردند.
عدم توجه به ابعاد مالی ـ حقوقی و مسائل بین المللی، همواره موجب زیان هایی برای شرکت ملی نفت ایران بوده است. به عنوان مثال می توان به تحویل 3 دستگاه حفاری متعلق به شرکت سانتافه اشاره کرد که بخش حقوقی شرکت ملی نفت ایران قرارداد تحویل آن را در سال 1980 در نیویورک و لوس آنجلس بدون پرداخت وجهی، رسماً انجام داد؛ در حالی که نزدیک به 7 میلیون دلار بابت فعالیت¬های حفاری و نصب اسکله آذرپاد به شرکت مذکور بدهکار بودیم. متاسفانه وزیر نفت وقت در آخرین روز مهلت مقرر، با تحویل آنها موافقت نکرد؛ لکن در چارچوب بیانیه الجزایر در دادگاه لاهه، مبلغ 19 میلیون دلار جریمه آن به شرکت سانتافه پرداخت شد.
به عنوان مثالی دیگر، می¬توان به سیاست امریکا در ایجاد محدودیت در استخراج گاز از میدان پارس جنوبی اشاره کرد. اگرچه نگارنده با تحلیل موقعیت سیاسی وقت، این نکته را تبیین کرده بود که استفاده از گاز پارس جنوبی برای تزریق در مخازن نفتی ایران باعث بالا بردن ذخایر بالفعل و استمرار موقعیت برتر کشور در خاورمیانه می¬شود؛ اما با وجود این، مذاکرات مقامات نفتی با شرکت امریکایی کونوکو موجب شد که توجه لازم به جهت گیری¬ کلی سیاست¬های دولت امریکا در منطقه خلیج فارس و حمایت این کشور از سیاست¬های گازی قطر در مقابل همسویی این کشور با سیاست¬های اسرائیل، انجام نگیرد. چند ماه بعد، قانون اسرائیلی ـ امریکایی داماتو به تصویب کنگره امریکا رسید و دولت امریکا قرارداد کونوکو را لغو کرد.

 

7. اولین پیشنهاد سرمایه گذاری در ایران از طرف شرکت ژاپنی جپکس
در اواخر جنگ ایران و عراق، تولید نفت به حدود 2 میلیون بشکه در روز کاهش یافت. بنابراین بعد از جنگ، ضرورت افزایش سریع تولید کاملاً محسوس بود. در چنین وضعیتی برای افزایش تولید باید سرمایه گذاری های خارجی را در میدان هایی به کار گرفت که با حداقل سرمایه گذاری، حداکثر بازدهی را دارند. به عنوان مثال اگر در پروژه¬های دریایی فرضاً در سه ناحیه هنگام ( شرق جزیره قشم)، سیری و ابوذر، توان هایی به ترتیب ضعیف، متوسطو بالا، با میزان سرمایه گذاری به ترتیب بسیار بالا، بالا و به نسبت متوسط وجود داشته باشد و ایران درصدد بالا بردن سطح تولید خود با صرف کم ترین هزینه باشد، منطقی است که میدان ابوذر در الویت قرار گیرد؛ در حالی که متاسفانه پروژه هنگام با توانی پایین تر و سرمایه گذاری بالاتر و ریسک بیشتر، انتخاب شد و به شرکت ژاپنی جپکس پیشنهاد گردید.
شرکت جپکس حاضر به سرمایه گذاری با بهره حدود 3 درصد در بخش اکتشاف و بهره حدود 12 درصد در بخش توسعه و تولید بود. مطالعات این شرکت نشان داد که توسعه و تولید روزانه حدود 200 هزار بشکه، احتیاج به سرمایه گذاری 2/1 میلیارد دلاری داشت که برای پرداخت آن لازم بود حدود 90 درصد نفت حاصل به شرکت مذکور پرداخت شود. با توجه به میزان سرمایه گذاری و میزان برگشت آن، دولت وقت به درستی آن را نپذیرفت.

 

8. عدم توفیق برنامه افزایش تولید
هدف برنامه ریزی افزایش تولید نفت در سال 1372 رسیدن به سطح 5/4 میلیون بشکه در روز بود. جهت رسیدن به این هدف، قرار شد با سرمایه گذاری 2 میلیارد دلاری، سطح تولید مناطق خشکی در ظرف 2 سال به رقم مورد نظر برسد.
نگارنده در همان زمان طی گزارشی نشان داد که امکان بالا بردن سطح تولید به جز از طریق تزریق گاز به میزان لازم و کافی در کلیه مخازن اصلی ایران غیر ممکن است. تولید و تزریق گاز، مستلزم سرمایه گذاری چندین میلیارد دلاری و توسعه میدان پارس جنوبی به میزان 8 میلیارد پای مکعب در روز جهت تزریق بود. متاسفانه به جای تولید و تزریق گاز، مبادرت به حفر چاه-های اضافی شد؛ لذا تولید نفت حتی به سقف 8/3 میلیون بشکه در روز نیز نرسید.
تا سال 1373 علی رغم اطمینان از وجود منبع عظیم پارس جنوبی، شرکت ملی نفت ایران اقدامی جهت استفاده از این منبع عظیم خدادادی ننمود، در حالی که قطر با حداکثر توان خود، مشغول بهره¬برداری از این مخزن مشترک بود. متاسفانه توجه شرکت ملی نفت معطوف به توسعه میدان پارس شمالی شده بود که میدانی مستقل و حاوی کندانسه بسیار کمی است که عملاً قابل استحصال نیست. نکته جالب توجه این است که شرکت نفت شل در جریان توسعه میدان پارس شمالی در مورد صدور گاز آن به کشور¬های هند و پاکستان فعالیت می¬نمود؛ در حالی که می¬دانیم شرکت نفت شل از اعضاء کنسرسیوم تولید « گنبد شمالی» ( بخش جنوبی میدان پارس جنوبی در قطر) است.
نگارنده طی گزارشی نشان داد که ادامه مطالعه بر روی میدان پارس شمالی در مقایسه یا استفاده از پارس جنوبی، کاری غیر اقتصادی است و شایسته است ضمن توقف آن، کلیه فعالیت¬ها بر اساس استخراج 8 میلیارد پای مکعب در روز از پارس جنوبی جهت تزریق در مخازن خشکی متمرکز گردد.
متاسفانه هیات مدیره وقت شرکت ملی نفت ایران در عمل، به تولید یک میلیارد پای مکعب گاز با بودجه 900 میلیون دلار اکتفا کرد. قرار شد نسبت به فازهای بعدی میدان پارس جنوبی، از یک شرکت خارجی جهت برنامه ریزی آینده استفاده شود.

 

9. قرارداد سیری ـ توتال
بر اساس قراداد سیری ـ توتال شرکت توتال متعهد شد که روزانه 100 هزار بشکه از میدان E و 20 هزار بشکه از میدان A بهره¬برداری نماید. نگارنده طی گزارشی، دو مورد زیر را گوشزد نمود:
1. ارقام 100و 20 هزار بشکه برای این مخازن بالاست و این مخازن نمی¬تواند در چنین سطحی تولید داشته باشند.
2. سوزاندن گاز استخراجی به جای تزریق آن، غیز صیانتی است.
اکنون بیش از حدود دو سال از شروع تولید این دو مخزن می¬گذرد و جمعاً حدود 70 هزار بشکه در روز به جای 120 هزاز بشکه از آنها تولید می شود. این در حالی است که میزان GOR ( نسبت گاز به نفت)در چندین چاه این مخازن بسیار بالاست. در صورتی که سطح GOR آن چاه¬ها به حد معقول یعنی 1000 پای مکعب برای هر بشکه نفت تنزل یابد، رقم 70 هزار بشکه در روز به سطح پایین تری کاهش خواهد یافت.
به نظر نگارنده، حد متوسط بهره¬برداری از مخازن فوق، حدود 65 هزار بشکه در روز برای 10 سال آینده است. لذا در صورتی که نفت حاصل از این میدان بر اساس قیمت 9 دلار برای هر بشکه ـ که محسبات اقتصادی این پروژه در سال 1374 بر این اساس انجام شده بود ـ در نظر گرفته شود شرکت ملی نفت ایران جهت پرداخت 2/1 میلیارد دلار مورد تعهد برای اصل و فرع و جایزه این پروژه، می¬بایست برای حدود 8 سال کل نفت بهره-برداری شده این مخازن را به شرکت توتال پرداخت می¬نمود؛ بعد از این هم که نفت قابل ملاحظه¬ای باقی نمی ماند. لازم به تذکر است که در این قرارداد، هیچ گونه جریمه¬ای وجود ندارد.

 

10. قرارداد « الف» درود
قبل از امضاء قراداد «الف» در حوزه نفتی « درود»، نگارنده طی گزارش¬هایی نشان داد که نحوه انجام پروژه فوق ـ که شامل تزریق آب در بهترین لایه نفتی این مخزن است ـ باعث از دست دادن حدود یک میلیارد بشکه نفت خواهد شد، اما متاسفانه مورد توجه قرار نگرفت. در واقع شرکت نفت «الف» با پایین آوردن پیش بینی میزان تولید این میدان و سرعت دادن به یک فرایند کم بازده، آن را به عنوان پروژه¬ای پر منفعت به شرکت¬های نفت ایران معرفی نموده است؛ ضمن اینکه با پایین آوردن درصد بهره¬دهی مخزن، آثارمنفی تزریق آب را در پشت آن مخفی نموده است.
در طول مذاکرات و عقد قرارداد بین «الف» و شرکت ملی نفت ایران، شرکت نفت فلات قاره تعداد 12 حلقه چاه تعمیر و تعداد 3 حلقه چاه جدید حفر نمود. در اثر این عمل، سطح تولید میدان به حدود 180 هزار بشکه در روز افزایش یافت. این عملیات تعمیری و حفاری با هزینه¬ای حدود 50 میلیون دلار انجام گردیدمقایسه هزینه-ای حدود 50 میلیون دلار، با کاری که شرکت «الف» قرار بود با 540 میلیون دلار سرمایه گذاری و بازپرداخت بیش از یک میلیارد انجام دهد، بسیار آموزنده است.
به نظر نگارنده، ضریب بهره¬دهی طبیعی این مخزن حدود 35 درصد می باشد، درحالی که شرکت «الف» جهت پایین آوردن توان بهره¬دهی مخزن، آن را حدود 20 درصدگزارش کرده بود که کاملاً در جهت اطمینان از نتایج تزریق آب و گاز در آن میدان بود. پس از ابطال نظریه و پیشنهاد اولیه «الف» پیشنهاد جدید بالا بردن سطح تولید به 300 هزار بشکه در روز را نمود. با مطالعاتی که نگارنده در سال¬های 1376- 1375 بر روی این مخزن انجام داد مشخص شد که با تزریق روزانه 600 میلیون پای مکعب گاز، ضریب بهره¬دهی آن را از میزان 35 درصد به بیش از 60 درصد افزایش مییابد.
نکته جالب توجه این است که پیشنهاد شرکت «الف» مبنی بر افزایش سطح تولید از وضع فعلی به 300 هزار بشکه در روز نشان می¬دهد که پیشنهاد اولیه این شرکت مبنی بر بالا بردن سطح تولید از 140 به 220 هزار بشکه در روز، کاملاً نا صحیح بوده است. ضمناً این موضوع، تاییدی بر نظریه ارائه شده در بالا بودن ضریب بهره¬دهی این مخزن نیز هست.
11. پروژه نوروز ـ سروش ـ شل
میادین نوروز و سروش حاوی نفت نیمه سنگین و سنگین بوده و زیر فشار اشباع قراردارد. به عبارت ساده تر،فشارمخزن از فشارنقطه حباب نفت بالاتر است؛ لذا اگر گاز در آنها تزریق شود در اثر حل شدن گاز در نفت، باعث انبساط و پایین آوردن گرانروی نفت می¬گردد. در صورت اشباع نمودن نفت میدان سروش با گاز، گرانروی آن تا حدود 4 برابر کاهش می¬یابد. درنتیجه، بهره¬دهی چاه¬ها تقریباً به همان نسبت بالا میرود و ضریب بهره¬دهی مخزن نیز تا حدود 18 درصد افزایش می¬یابد.
از آنجا که سنگ مخازن نوروز و سروش « نفت دوست» است، هجوم آب به داخل مخزن نمی تواند به راحتی نفت را جا به جا نماید و این باعث افت شدید ضریب بهره¬دهی مخزن خواهد شد.
پیش بینی می¬شود که بهره¬برداری از مخزن سروش از طریق تزریق آب و یا بهره¬برداری طبیعی، حدود 7 تا 8 درصد بیش تر نباشد؛ در حالی که با تزریق گاز، ضریب بهره¬دهی مخزن را می¬توان به بیش از 50 درصد افزایش داد.
در مورد میدان نوروز نیز آب روانی طبیعی مخزن می¬تواند حدود 15 درصد از نفت را جا به جا نماید؛ در حالی که با تزریق گاز، بیش از 50 درصد آن جا به جا خواهد شد.
متاسفانه بدون توجه به نکات فنی فوق، شرکت شل توجه خود را به تزریق آب یا استفاده از آبرانی آب زیر طبقات نفتی، معطوف کرده است که قطعاً به ضرر این مخازن خواهد بود.
در حال حاضر روزانه نزدیک به 150 میلیون پای مکعب گاز در میدان فروزان سوخته می¬شود. انتقال این حجم گاز به میدان سروش و استفاده از گاز اضافی موجود در اطراف میدان نوروز و تزریق در آن باعث ضریب بهره¬دهی این میادین خواهد شد.

 

12. پروژه سلمان
مخزن سلمان از دو لایه سنگ آهکی عرب D و C تشکیل شده است. حدود 40 درصد این مخزن در آبهای ابوظبی و 60 درصد آن در آبهای ایران قرار دارد. شرکت نفت توتال سال¬هاست با استفاده از گاز طبقه زیرین این میدان، روزانه بیش از 100 میلیون پای مکعب گاز را به طبقات عرب تزریق می¬نماید. انجام این تزریقات نشان داده است که میزان ضریب برداشت آن ناحیه از حدود 45 درصد به بیش از 60 درصد افزایش یافته است.
شایسته است که مدیریت فلات قاره،توجه ویژه¬ای به روش شرکت توتال در بهره¬برداری از این مخزن در آبهای ابوظبی بنماید تا با دقت کافی در علت تزریق گاز ، بتوان روش¬های بهره¬برداری را در مخزن سلمان بهبود بخشید. توجه به روش¬های جدید بازیافت، حائز اهمیت فراوان است؛ لکن کم تر مورد توجه مسئولان قرار می¬گیرد. به عنوان مثال می¬توان به نشستی که در شهریور ماه 1379 در تهران تشکبل گردید اشاره کرد. در این نشست، مسئول مطالعات مهندسی مخازن شرکت نفت توتال نشان داد که در صورت فراهم نبودن گاز جهت تزریق در مخازنی مانند سلمان، حتی تزریق هوا بهتر از تزریق آب در این گونه مخازن است.
برای مثالی دیگر می¬توان به شرکت توتال اشاره کرد که هوا و گاز را به مخزن « هندیل» واقع در اندونزی تزریق می¬کند. این مخزن که سطح آب آن با بهره¬برداری طبیعی، به بالاترین سطح مخزن رسیده بود سالهاست که با عمل تزریق هوا و گاز، میزان قابل ملاحضه¬ای نفت اضافی از این میدان تولید می¬شود.
بنابراین لازم است به جای بهره¬برداری از گاز خوف میدان سلمان و حمل آن به عسولیه، بخش مورد نیاز آن را به لایه¬های نفتی عرب D و C تزریق نمود و باقیمانده را به محل فوق منتقل کرد. بدین تریب می¬توان ضریب بازدهی میدان سلمان را تا بیش از 60 درصد بالا برد. با توجه به نکات بالا، ملاحضه می¬شود که با صرف هزینه¬ای به مراتب بسیار کم تر از 800 میلیون دلار نیز می-توان ضریب بازدهی این میدان را به بالاتر از اهداف تعیین شده رساند.

 

13. پروژه مسجد سلیمان
میدان نفتی مسجد سلیمان، قدیمی ترین میدان نفتی ایران است و مدت 90 سال است که از آن بهره-برداری می¬شود. اکنون روزانه کم تر از 5 هزار بشکه نفت از این میدان استخراج می¬شود. میزان نفت در جای اولیه این میدان، حدود 5/6 میلیارد بشکه و ضخامت ستون نفتی اولیه آن حدود 1500 پا است. ضریب بهره¬دهی این مخزن حدود 5/17 درصد است. براساس تغییرات ضخامت نفتی این مخزن در 90 سال گذشته پیش بینی می¬شود حدود 30 میلیون بشکه نفت دیگر نیز بتوان از این میدان بهره¬برداری نمود. از آنجا که سطح تماس « گاز ـ نفت» و « آب ـ نفت» این میدان با سرعت بسیار آهسته¬ای در 20 سال گذشته حرکت کرده است، فعل و انفعلات جا به جایی نفت به وسیله گاز و یا آب در اعماق مختلف به طور کامل انجام گرفته است.
اکنون شرکتی ادعا می کند که با حفر چند حلقه چاه افقی و تعمیر چند چاه قدیمی، سطح تولید این مخزن را به 20 هزار بشکه در روز خواهد رساند و به جای 30 میلیون بشکه نفت باقیمانده، حدود 96 میلیون بشکه نفت از 200 پای ضخامت نفتی باقیمانده در 10 سال آینده استخراج خواهد نمود. مفهوم این ادعا این است که شرکت مذکور با انجام حفاری های فوق الذکر، ضریب برداشت از ضخامت نفتی 200 پای باقیمانده را از حدود 5/17 درصد به حدود 60 درصد افزایش می¬دهد. اگر این شرکت چنین فن¬آوری خارق-العاده¬ای را در اختیار دارد مخازن دیگر ایران را نیز ـ با سنگ مخزن مناسب تر ضخامت ستون نفتی بیش تر با ضریب بهره¬دهی بالاتر ـ باید بتوان حداقل به همان ضریب بازدهی 60 درصد افزایش دهد! این پیشنهاد جز ادعایی غیر علمی و ناممکن بیش نیست.

 

14. پروژه LNG
حدود دو سال بیش قطر، نشستی در زمینه نفت برگزار کرد. در این نشست اعلام شد که این کشور قرار است سالانه 30 میلیون تن LNG تهیه و صادر نماید. این تصور که قطر بازار LNG شرق و غرب را به خود اختصاص خواهد داد ظاهراً موجب نگرانی مقامات ایرانی شده است. ابتدا باید به این نکته توجه کرد که علت این که قطر به دنبال پروژه LNG است، نبودن امکانات دیگر جهت استفاده از گاز در آن کشور است؛ لذا قطر چاره¬ای جز تهیه و فروش LNG که گران ترین و کم صرفه ترین روش صدور گاز است ندارد. همچنین نباید فراموش کرد که پروژه تزریق گاز در عموم مخازن نفتی کوچک و بزرگ آن کشور در دست اجراست. هنگامی که قیمت نفت خام، بشکه¬ای حدود 10 دلار بود قطر گاز خشک حاصل از فاز یک خود را با ارزش صفر در اختیار شرکت تهیه LNG قرار می¬داد، اما اکنون که قیمت نفت به بیش از دو برابر آن زمان رسیده است قرار شده مبلغ کمی بابت گاز تحویلی دریافت کند. آیا ایران نیز دارای همان شرایط و موقعیت قطر است؟
کشور ما برای تزریق گاز در مخازن خود احتیاج به بیش از 20 میلیارد پای مکعب گاز در روز دارد. این عمل از بازدهی بسیار بالاتر و کم هزینه تری در مقایسه با فروش مستقیم گاز یا فروش گاز به صورت LNG برخوردار است.
بدیهی است که شرکتهای بزرگ کشتی سازی و سایر شرکتهایی که در صنعت LNG فعال¬اند تمایل زیادی دارند که کشور ما وارد مسابقه غیر معقول تولید و صادرات LNG بشود. در واقع بخش مهمی از 8 میلیارد این پروژه، صرف هزینه کشتی ¬های مخصوص خواهد شد. میزان اشتغال زایی این پروژه با توجه به هزینه گزاف آن، بسیار ناچیز است.
گاز حاصل از فازهای 11 و 12 پارس جنوبی به این پروژه اختصاص یافته است، اما ظاهراً تا کنون شرکت¬ههای خارجی قراردادی در این زمینه امضاء نکرده¬اند؛ زیرا موقعیت جغرافیایی این فازها دارای امتیازات فازهای 2، 3، 4، و 5 نیست. نکته قابل تامل این است که به نظر می-رسد بدون تامین گاز مورد نیاز این پروژه، اقدام اولیه جهت سفارش ساخت کشتی¬های LNG در دست انجام است.

 

 

 

 

 

15. پروژه ارتقاء سقف تولید به 5 میلیون بشکه در روز
اگر موقعیت سال 1357 را با موقعیت سال 1380 مخازن نفتی خشکی، مقایسه نماییم خواهیم دیدکه در سال 1357 روزانه حدود 1/5 میلیون بشکه نفت با استفاده از حدود 400 حلقه چاه استخراج می¬گردید؛ در حالی که اکنون حدود 2/3 میلیون بشکه نفت در روز از ناحیه خشکی با استفاده از حدود 1500 حلقه چاه استخراج می-شود. بنابراین، بهره¬دهی متوسط چاه¬ها از 12500 بشکه در روز به حدود 2500 بشکه کاهش یافته است. این در حالی است که به علت کاهش قابل ملاحظه سطح بهره¬برداری پس از انقلاب و به خصوص در زمان جنگ، کمک زیادی به توانایی و بهبود این مخازن شده؛ به نحوی که ضخامت ستون نفتی تعدادی از این مخازن به میزان قابل ملاحظه¬ای افزایش یافته است.
حال اگر به همین نحو ـ یعنی با کاهش حدود 2 میلیون بشکه در روز در خلال 18 سال آینده ـ پیش برویم، تقریباً در سال 1396 شمسی، سطح بهره-برداری از این مخازن به حدود یک میلیون بشکه در روز و بهره¬دهی متوسط چاه¬ها از 2500 بشکه در روز به حدود 650 بشکه کاهش خواهد یافت، در آن زمان تولید حاصل از توسعه میدان¬های دارخویین، آزادگان، درود، سروش و لایه¬های بنگستان مخازن اهواز، منصوی و آب تیمور ( اگر به نحو صحیحی انجام گیرد) حداکثر روزانه یک میلیون بشکه خواهد بود و سطح تولید از ناحیه دریایی، حداکثر به حدود 350 هزار بشکه در روز خواهد رسید. بنابراین،کل تولید کشور در آن زمان، حدود 35/2 میلیون بشکه در روز خواهد بود. با توجه به نکات فوق ملاحظه می¬شود که کاهش طبیعی بهره¬برداری روزانه از مخازن خشکی در صورتی که چاه¬های مورد نیاز، سالانه حفر شوند، در حدود 150 هزار بشکه در سال است که در 5 سال آینده حدود 750 هزار بشکه در روز خواهد بود. حال اگر بخواهیم علاوه بر جلوگیری از کاهش فوق، روزانه 2/1 میلیون بشکه سقف تولید را در مدت 5 سال افزایش دهیم، باید برای افزایش تولید 2 میلیون بشکه در روز، برنامه ریزی نماییم. اما امکان رسیدن به چنین ظرفیتی حتی با صرف ده¬ها میلیارد دلار در مدت 5 سال آینده، کاری غیر عملی است. تنها ممکن است بتوانیم تولید کشور را برای مدت محدودی در سطح فعلی نگه داریم؛ هر چند با کاهش اجباری آن رو به رو خواهیم بود.
در 25 سال گذشته ـ یعنی از سال 1355 تا کنون ـ حدود 32 میلیارد بشکه نفت از مخزن ایران بهره¬برداری شده است. میزان بهره¬برداری روزانه در سال 1355 حدود 3/6 میلیون بشکه و میزان ذخایر نفتی، حدود 75 میلیارد بشکه بوده؛ لذا درصد متوسط برداشت سالانه در این مدت، حدود 3 درصد ذخایر کشور بوده است(30/0= 75000/365 ×3/6).
در صورتی که 3 درصد برداشت از ذخایر فعلی در نظر گرفته شود به رقم بهره¬برداری05/3 میلیون بشکه در روز خواهیم رسید. در صورتی که سطح تولید به سقف فعلی 5/3 میلیون بشکه در روز نگهداری شود این ضریب به حدود 45/3 درصد در سال می¬رسد و معنی آن این است که هم اکنون فشار بیشتری به مخازن ایران وارد می¬شود.
حال اگر 15 سال آینده را با میزان تولید فعلی در نظر بگیریم ( تا 1396) و فرض نماییم که در این مدت، جمعاً 8 میلیارد بشکه نفت به ذخایر کشور اضافه شود، ذخایر باقی مانده از 37 میلیارد بشکه فعلی به 26 میلیارد بشکه فعلی تنزل خواهد یافت. در این صورت، میزان تولید روزانه در سال 1396 بر اساس برداشت 3 درصد در سال به حدود 14/2 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. نکته اساسی دیگر که باید به آن توجه نمود میزان بهره¬دهی چاه¬هاست. در صورتی که متوسط بهره¬دهی چه¬ها به حدود 650 بشکه در روز کاهش یابد،بر اساس تولید 5/3 میلیون بشکه و توان تولی 4 میلیون بشکه در روز احتیاج به حدود 6400 حلقه چاه خواهیم داشت؛ لذا نیاز به حفر حدود 6000 حلقه چاه جدید با سرمایه¬گذاری حدود 33 میلیارد دلار در مدت 15 سال آینده خواهد بود.

 

16. مقایسه قرارداد شرکت سابق خدمات نفتی ایران ( OSCO) با قراردادهای بیع متقابل
در قرارداد 1352 شرکت ملی نفت ایران بر نحوه اجرا و حتی انجام سفارش¬ها نظارت کامل داشت. بر اساس قراداد مذکور، کنسرسیوم سابق 40 درصد میزان سرمایه¬گذاری و صد درصد هزینه¬های جاری را پرداخت می¬نمود. در مقابل، مبلغ 23 سنت برای هر بشکه نفت صادراتی به شرکتهای مذکور تخفیف داده می¬شد که اگر مصرف داخل کشور یعنی 2/1 میلیون بشکه در نظر گرفته شود، رقم فوق به 1

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله موقعیت نفت و گاز کشور در بازارهای نفت و گاز جهان

دانلودمقاله آسم و ورزش

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله آسم و ورزش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

آسم یکی از شایع ترین بیماریهای تنفسی است که در حدود 10% از کودکان دانش آموز در اغلب کشورها به آن مبتلا می باشند.
میزان بروز بیماری در بین کودکان بیشتر و در پسران شایعتر از دختران است.
از ویژگی این بیماری افزایش حساسیت پاسخ دهی مجرای تنفسی نای و ریه ها به محرکهای گوناگون است و با تنگی قابل توجه راههای هوایی که شدت آن به طور خود به خودی و یا در نتیجه درمان تغییر می کند،شناخته می شود. افراد آسمی سیستم تنفسی بسیار حساسی دارند که نسبت به مواد شایع در محیط و دیگر عوامل زمینه ساز واکنش نشان می دهد و موادی از قبیل عفونت ، گرده و غبار ، آلوده کننده های هوا و یا آلرژی به گرده گیاهان ، موی حیوانات.
آسم ناشی از ورزش
یکی از انواع آسم ، آسم ناشی از ورزش است که با افزایش فعالیت جسمانی ایجاد می شود. تا کنون علت آسم ناشی از ورزش شناخته نشده است و بهترین دلیل برای آن آزاد شدن مواد تنگ کننده برونشی و ریوی است که باعث بروز آسم ورزشی یا (EIA) می شود.
ارزش و اهمیت تمرین های ورزشی
جوانان و کودکانی که پس از فعالیتهای ورزشی آسم ورزشی (EIA) را تجربه می کنند ممکن است از فعالیتهای شدید پرهیز کنند و بدین علت این کودکان ممکن است از آمادگی بدنی پایین تر، شکل جسمانی ضعیف ، بد شکلی قفسه سینه و فقدان مهارتهای حرکتی دشاته باشند و همچنین ممکن است به علت تصور بدی که از خودشان دارند دچار مشکلات روانی شوند.این افراد ممکن است به دلیل عدم توانایی،مشارکت در فعالیتهایی که توسط افراد هم سن و سال انجام می شود، دچار مشکلات اجتماعی و هیجانی شوند.
درمان آسم ناشی از ورزش و فعالیت
جهت کاهش و کم کردن میزان بروز و شدت آسم ورزشی راههای مختلفی وجو دارد از قبیل مصرف انواعی از داروها که اغلب افراد آسمی باید قبل از انجام فعالیتهای جسمانی از آنها استفاده کنند.
ورزشهای توصیه شده به افراد مبتلا به آسم
افراد آسمی با استفاده از دارو قبل از ورزش می توانند همانند افراد غیر آسمی ورزش کنند. برنامه های تمرینی سطح بالا در یک ورزش خاص برای افراد آسمی و غیرآسمی مشابه است ، تنها یک برنامه هوازی عمومی باید به آن اضافه شود.
تمرینات هوازی
پس از گرم کردن ملایم ، تمرین باید با شدت کم آغاز شده و بتدریج با بهبود آمادگی هوازی افزایش یابد.
هدف تحریک و استرس وارد کردن بر سیستم بدون ایجاد فشار بر آن است.بااستفاده از تمریناتی از قبیل قدم زدن ، بالا و پایین پریدن ، دویدن ، دوچرخه سواری و فعالیتها و بازیهای استقامتی متنوع می توان به این مهم رسید.شدت تمرینات باید حدود 65% تا 90% حداکثر سرعت ضربان قلب باشد.
روش محاسبه حداکثر ضربان قلب :
حداکثر سرعت ضربان=سن-220
فشار تمرین
برنامه باید با پیاده روی شروع شود و عضلات را برای تمرینات شدیدتر آینده آماده می کند. در ابتدا پیاده روی بالا و پایین پریدن ، سپس تمرینهای با شدت بیشتر که مدت آن 10 تا 30 ثانیه با استراحت 30 تا 90 ثانیه ادامه می یابد.
نوع تمرینات
شرکت منظم یا متناوب در برنامه های بدنی به علاقه فرد بستگی دارد.اما بهتر است افراد آسمی را به فعالیتهای هوازی تشویق کنیم ( باید به سیستم قلبی تنفسی استرس تحریک وارد شود.) در صورت امکان باید در دوران کودکی آموزش شنا ببیند ، شنا نه تنها اثر آسم زای کمتری دارد بلکه اثر بسیار مثبتی بر افزایش حجم قلب و ریه دارد.
چه زمانی باید از انجام ورزش پرهیز کرد و یا آن را کاهش داد؟
اگر افراد آسمی قبل از تمرین دارو مصرف می کنند ولی هنوز علائم تنگی نفس را داشته باشد.نباید تمرینهای شدید انجام دهند. اگر چه بعضی از افراد آسمی متوجه شده اند که تمرین باعث گشاد شدن راههای تنفسی و بهبود تنفس می شود ، اما در اغلب موارد تنگی برونشی بیشتر می شود شایان ذکر است که
کودکان آسمی باید از کلاسهای ورزشی معاف شوند.
افراد آسمی در صورت ایجاد (EIA) در حین فعالیت باید مشارکت در بازی و تمرین شدید را کاهش دهند.
سردکردن
در پایان هر دوره تمرینی باید یک بخش برگشت به حال اولیه دنبال شود این حالت می تواند با انجام فعالیتهای ریتمیک ملایم پیاده روی تا بازگشت ضربان قلب به 20 ضربه بالاتر از سطح استراحت ادامه یابد .
سرد کردن شامل تکرار تمرینهای کششی که در گرم کردن انجام شده است، می باشد.
نتیجه گیری
پاسخ افراد آسمی به ورزش از شخصی به شخص دیگر در زمانهای مختلف متفاوت است ، ولی به عنوان یک قاعده کلی ، افراد آسمی باید در تمرینهای منظم و برنامه ورزشی با حداقل محدودیت شرکت کنند.
موفقیت آسمی ها در بالاترین سطوح ورزشی شاهدی بر فواید تمرین ها در غلبه بر ناتوانی آنها و تحریکی برای دیگران جهت پیش بینی فعالیتهای جسمانی و ورزشی در برنامه روزانه خود می باشد.
پیش زمینه
آسم بیماری با منشاء آلرژیک است که شیوع آن در حال افزایش است. آسم خود را با حملات دوره ای و در نتیجه محرکهای مختلف نشان می دهد. آسم ورزشی به ایجاد تنگی نفس و مشکلات تنفسی در زمینه انجام ورزش های هوازی اطلاق می گردد. آسم ورزشی می تواند علائمی خفیف و ملایم یا در آنسوی طیف علائم بسیار شدید و تهدید کننده حیات داشته باشد.
بروز علائم آسم بدنبال ورزش دو مرحله زودرس و دیررس دارد. در مرحله زودرس که حدود 5/0 تا یک ساعت بعد از شروع ورزش رخ می دهد علائم عبارتند از تنگی تنفس, سرفه, کهیر و خس خس و گاهی افت فشار خون ( سیاهی رفتن چشمها ) . در مرحله دیررس که چند ساعت بعد ایجاد می شود فرد معمولاً دچار سردرد, تهوع و استفراغمی شود.
فرکانس
• آسم ورزشی در 15-12% از افراد جامعه وجود دارد.
• در 90% از افراد مبتلا به آسم, آسم ورزشی وجود خواهد داشت.
• چنانچه افراد مبتلا به آسم را کنار بگذاریم باز هم 10-3% از افراد جامعه مبتلا به آسم ورزشی خواهند شد.
• بنظر می رسد بروز حملات آسم حین ورزش در زمستان و نیز ورزشهایی که در هوای سرد انجام می شوند ( اسکی- هاکی) بیشتر باشد.
• برخی مطالعات بروز 50-35% از حملات آسم را در هاکی و اسکیت روی یخ نشان می دهند.
آناتومی کاربردی
• در آسم مشکل در ناحیه پائین به کارهای صوتی حنجره در راههای هوایی است که این راهها بخاطر افزایش حساسیت به هوای سرد و غیر مرطوب دچار انقباض شده سبب بروز تنگی نفس و احتباس هوا در ریه خواهند شد.
بیومکانیک ورزشی
آسم ورزشی معمولاً ورزشکارانی که به ورزشهای هوازی می پردازند را تحت تاثیر قرار می دهد. در ورزشهای غیر هوازی بروز حملات آسم ورزشی ناشایع است, لذا احتمال می دهند که جریان مداوم هوا از طریق مجاری هوایی ( در ورزشهای هوازی ) که سبب کاهش حرارت و رطوبت این هوای استنشاقی می شود در افراد حساس سبب تحریک مجاری هوایی و انقباض آنها و بروز علائم می شود. بطور کلی هوای دمی در بینی گرم و مرطوب می شود حال آنکه در ورزشهای هوازی اغلب فرد از دهان نفس میگیرد و نیز سریعتر هم تنفس می کند که سبب می گردد دمای هوا کاهش و رطوبتش هم کم شود و این دو سبب تحریک مجاری هوایی می شوند.
در ورزشهایی که در محیط سرد انجام میگیرند ( اسکی, هاکی روی یخ, اسکیت روی یخ و ورزش در هوای سرد ) یا ورزشهایی که در محیط با رطوبت کم هوا انجام می شوند بیشتر احتمال بروز حملات آسم وجود دارد.
دیده شده در محیطهای گرم و مرطوب بروز حملات بسیار کاهش می یابد.
شرح حال:
• علائم زیر در حین یا بدنبال ورزش رخ داده است :
- درد یا سفتی قفسه سینه
- سرفه
- تنگی تنفس
- خس خس
- کاهش توانایی در انجام فعالیت مربوطه
- خستگی زودرس
- علائم گوارشی تهوع, استفراغ و .....
• فاکتورهای دخیل محیطی:
- هوای سرد محیط ورزش
- رطوبت کم محیط ورزش
- هوای آلوده در زمان ورزش
- عفونت همزمان تنفسی
• فاکتورهای دخیل ورزشی :
- ورزش هوازی
- زمان فعالیت بیش از 10 دقیقه
- انجام شدید حرکات ورزشی
- سطح آمادگی نامطلوب بری انجام ورزش مربوطه
- مصرف آسپرین, داروهای ضد التهابی غیر استروئیدی .
معاینه
• پوست : توجه به علائمی مثل کهیر.
• چشم, گوش, بینی, سر و گلو: توجه به شواهد احتمالی عفونت و علائم بیماری های آلرژیک.
• حلق: قرمزی , تورم
• سینوسها : توجه به حساسیت احتمالی آنها در لمس
• ریه: سمع ریه برای شنیدن صداهای ریوی و طولانی شدن زمان بازدم.
قلب: بررسی ریتم و صداهای قلبی.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله آسم و ورزش

دانلود مقاله تاثیر تبلیغات فرهنگی در ورزشهای حرفه ای

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تاثیر تبلیغات فرهنگی در ورزشهای حرفه ای دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 مقاله حاضر به بررسی اثرات ورزش حرفه ای بر جنبه های فردی و عمومی سلامتی و سیاستگذاری و برنامه ریزی درباره آن پرداخته و لزوم توسعه راهکارهای مختلف برای سرمایه گذاری در جهت گسترش ورزش حرفه ای را مورد بحث قرار می دهد. چیزی که بیش از همه مهم است توجه دست اندرکاران و متولیان ورزش کشور به بعد ورزش حرفه ای است که محور بحث را تشکیل می دهد.
در جامعه ما فضای حاکم بر ورزش به گونه ای است که آنچه بیشتر در ذهن نقش می بندد بعد قهرمانی آن است. توجه بیش از اندازه به کسب مدال و مقام و از طریق آن دستیابی به ثروت، شهرت و اعتبار اجتماعی منجر به اندیشه ماکیاولیسم ورزشی خواهد شد.
در سال های اولیه پس از انقلاب به جنبه حرفه ای ورزش توجه زیادتری می شد و ورزش قهرمانی تقریباً ازدستور کار خارج شده و قهرمان پروری محکوم گردید. رویکرد ورزش حرفه ای مقامات ورزش کشور را بر آن داشت تا اعلام کنند: «ورزش باید در جهتی سوق داده شود که ورزش قهرمانی نتیجه و ثمره ورزش حرفه ای باشد» . اما در سال های اخیر توجه به ورزش قهرمانی بیش از هر چیز، نشان دهنده افراط و تفریطی است که در عرصه ورزش دچار آن شده ایم و هنوز هم بیشترین تبلیغات در جهت ورزش قهرمانی به کار می رود و برنامه مشخصی برای عمومی کردن ورزش اجرا نشده است.
فرهنگ ورزش حرفه ای در بین اقشار مختلف جامعه نیاز به آموزش دارد. در این راستا نقش دولت، رسانه های گروهی و متولی اصلی ورزش کشور یعنی سازمان تربیت بدنی نمود بیشتری پیدا می کند. نگاهی به تأثیر ورزش بر سلامتی جسمانی و روانی و میزان شرکت افراد در دیگر کشورها نشان از اهمیت آن در زندگی روزمره دارد. به نقل از فدراسیون ورزش های حرفه ای، بالغ بر ۵/۶ میلیون نفر از جمعیت کشور در ورزش حرفه ای شرکت می کنند که این میزان تقریباً معادل ۱۰ درصد جمعیت کشور می باشد. در حالی که این آمار درکشور استرالیا ۵۲ درصد، در آلمان ،۵۰ دانمارک ،۴۵ نروژ ۴۱ و فرانسه ۳۵ درصد است. با توجه به اینکه فعالیت بدنی می تواند شرایط مطلوبی را برای اندام های بدن فراهم آورد و نیز موجب تکامل روحی انسان، افزایش اعتماد به نفس، داشتن روحیه همکاری و نوعدوستی می شود؛ امر فوق بیانگر رغبت بیشتر مردم به ورزش و آگاهی از اثرات آن در سایر جوامع نسبت به کشور ماست.
سازمان بهداشت جهانی اعلام کرده است که: فعالیت منظم خطر مرگ ناشی از بیماری های قلبی که مسئول یک سوم مرگ و میر در جهان است را کاهش می دهد؛ همچنین باعث کنترل وزن، کاهش فشار خون و تصلب شرایین می شود و خطر ابتلا به دیابت نوع دو (۹۰ درصد موارد دیابت در جهان) و سرطان روده را کاهش می دهد و حتی باعث جلوگیری از ابتلا به سرطان سینه در زنان می شود.
دستیابی به این شرایط نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی جامعی است و لزوم توسعه ورزش حرفه ای در این جهت بیشتر احساس می شود. برای اینکه مردم هرچه گسترده تر و به شکل حرفه ای ورزش کنند نیاز به اقدامات اساسی دارد و بدیهی است که با فراهم شدن زمینه های لازم ورزش حرفه ای، برای همه اقشار می توانیم به رشد ورزش قهرمانی امیدوارتر باشیم.
یکی از دلایل توجه دولت ها به ورزش قهرمانی درآمد اقتصادی آن می باشد. همچنین جاذبه های ورزش قهرمانی، بازاریابی و جذب تماشاچیان باعث می شود که این شکل از ورزش مورد توجه بیشتر سازمان ها و ارگان های مختلف دولتی قرار بگیرد . ناگفته نماند که این سیاست تنها مربوط به کشور ما نیست بلکه در سایر کشورها نیز این نوع بینش کم و بیش وجود دارد. در استرالیا و آمریکا مبالغ گزافی از بودجه عمومی به ورزش قهرمانی اختصاص یافته است .
فرایند رقابت های ورزشی همواره موجب افتخار ملت ها بوده است. هر چند که اغلب به نتایج چشم دوخته می شود و واکنش های مردمی و حتی دولتی نسبت به منفی و یا مثبت بودن آنها کاملاً متفاوت است. البته در خلال این گونه رقابت ها و یا در حاشیه آن، مواردی از هنجارشکنی و کج روی دیده می شود که نگاهی گذرا بر آن داریم:
روند تجاری سازی ورزش قهرمانی آن را از تعلق به ارزش هایی که بر کیفیت های درونی ورزش تأکید دارد و مروج اصلی شایسته سالاری است منحرف کرده و به وجوه خارجی آن که تولید کالای مورد تقاضای بازار است، بها می دهد چنین روند نادرستی، ارجمندی را از «فعالیت» و «تلاش» ورزش می ستاند و شکل «نمایش» را بر همه شئون آن مسلط می سازد و سیمای عمدتاً «سرگرم کننده» به آن می دهد. در این شرایط یک مسابقه عالی ورزشی به تدریج به یک برنامه تلویزیونی تبدیل می شود که در آن دست اندرکاران باشگاه و دلال های مربوطه، همچون بردگان تلاش نمایند. موارد متعدد دیگری از جمله دوپینگ، خشونت و قمار از آثار توجه بیش از حد به ورزش قهرمانی است. آنچه دکتر جوهر چنگ رئیس سابق انجمن ورزش حرفه ای آسیا- اقیانوسیه در رابطه با تعادل بین ورزش قهرمانی و حرفه ای می گوید گفته های فوق را به چالش می کشاند: «من به شدت تحت تأثیر این واقعیت هستم که تجاری شدن ورزش بزرگترین سرگرم کننده زمان ماست و ممکن است بر ساختار ورزش به میزانی که خارج از درک امروز یا فردا و خارج از کنترل باشد، تأثیر بگذارد. به این دلیل ما به ورزش حرفه ای به عنوان یک متعادل کننده نیاز داریم. ما واقعاً باید هماهنگی را در تلویزیون، مطبوعات و در رسانه های عمومی مشاهده کنیم. ما به ورزش حرفه ای، در بازی هایمان نیازمندیم و در پارک ها، جایی که کارگران ما استراحت می کنند، نه فقط در تلویزیون یا روزنامه ها و دیگر رسانه ها» .
ورزش حرفه ای ذاتاً درآمدزا نیست، در نتیجه دولت ها باید با سیاست های حمایتی برای گسترش آن اقدام کنند. ایجاد تعادل بین ورزش حرفه ای و قهرمانی و نیز نقش دولت در قانون گذاری و توسعه ورزش از چالش های مشترک فراروی دولت ها به شمار می رود. آنچه بیش از همه مشخص است دخالت فزاینده دولت ها در عرصه ورزش برای فراهم نمودن امکانات و اجرا یا هماهنگ کردن فعالیت هاست. حضور زنان، معلولان و افراد مسن در عرصه ورزش، نتیجه دخالت دولت ها و مدیریت آنها بر ورزش است. البته این دخالت ضرورت یک هماهنگی را بیان می کند. اما آنچه مهم است حمایت دولت به عنوان نماینده افکار عمومی از ورزش حرفه ای است. ورزش قهرمانی و حرفه ای به طور افراطی آن می تواند منجر به توسعه ناسیونالیسم تولید شود. ایشبرگ ناسیونالیسم تولید را با ورزش قهرمانی مرتبط ساخته و ادعا می کند که در صورت غلبه این تفکر، کشور به عنوان واحد اقتصادی تلقی می شود که با سایر کشورها برای کسب سود بیشتر در رقابت است.
سیاستگذاری در زمینه رشد و توسعه ورزش:
یکی از راه های تدوین اهداف سازمان های ورزشی توجه به سطوح مشارکتی افراد است. میزان مشارکت افراد در سطوح مختلف ورزشی بر اهداف و سیاست های یک سازمان اثرگذار است. شناسایی سطوح مشترک در ورزش به تشکیل سازمان های ورزشی متناسب با هر سطح کمک می کند. علاوه بر این در اهمیت و اولویت بندی اهداف برنامه های ورزشی مفید است. سطوح مشارکت فعال ورزش در جامعه را می توان به سطح ورزش تربیتی و آموزشی، ورزش غیررسمی و حرفه ای، ورزش قهرمانی و ورزش حرفه ای تقسیم بندی نمود. هرم توزیع نشان می دهد که میزان مشارکت فعال افراد در سطوح تربیتی و حرفه ای بیشتر از ورزش قهرمانی و حرفه ای است. از سویی بیانگر این موضوع است که برای رشد ورزش حرفه ای و قهرمانی لازم است تا بستر آن یعنی ورزش حرفه ای توسعه یابد. این الگو می تواند اساس سیاست گذاری و اولویت بندی اهداف ورزشی برای سازمان های متولی باشد. آنچه دکتر جوهر چنگ درباره تعادل بین جنبه های مختلف ورزش می گوید می تواند نقدی بر این هرم باشد:
تفریح
تماشاگران
کسب لذت
ورزش حرفه ای
ورزش قهرمانی
ورزش حرفه ای و تفریحی
ورزش تربیتی و آموزشی
سرگرمی
شرکت کنندگان
آمادگی بدنی
«حقیقت این است که حرکت جهان ورزش به طور مستقیم تحت تأثیر ارزش سرگرم کنندگی آن است. این چیزی نیست که ما می خواهیم. ما نمی خواهیم مردم جهان تماشاچی ورزش باشند، بلکه می خواهیم ورزشکار باشند. یعنی ما باید تعادل را در ورزش پیدا کنیم. ورزش فقط هیجان نیست که به تماشاچیان سرایت کند. ورزش چیزی است که باید داخل آن شد و آن را تجربه کرد.»
تعیین راهبرد و استراتژی برای رشد ورزش حرفه ای نیاز به ابزارهایی دارد، از آن جمله:
الف) تسهیلات اقتصادی:
دولت می تواند با تخصیص بودجه ای متناسب با جمعیت فعال در بخش ورزش حرفه ای در جهت رشد و ارتقای آن اقدام کند. نگاهی به سیاست گذاری کشورهای مختلف در این زمینه نشان می دهد که در کشوری مانند انگلستان در ده سال آینده ۵/۱ تا ۲ میلیارد پوند به ورزش حرفه ای اختصاص می یابد. در استرالیا هزینه ورزش حرفه ای معادل هزینه رژیم هایی غذایی و بیماری های مرتبط با خوراک (تغذیه) می باشد. دولت ژاپن در سال ۱۹۹۵ بودجه ای معادل ۵/۴۴۴ میلیارد ین به توسعه ورزش اختصاص داد که ۶ درصد از مجموع بودجه ژاپن بوده است. این موضوع نشان دهنده اهمیت فراوان ورزش حرفه ای است که کشورها برای گسترش آن تا این اندازه سرمایه گذاری می کنند.
در ورزش قهرمانی بیشترین بودجه ها و امکانات برای برگزاری مسابقات، مسافرت های پرهزینه، دعوت از تیم های خارجی، تشکیل اردوهای آمادگی، کلاس های آموزشی، استخدام مربیان خارجی و غیرو به مصرف می رسد. اما چنانچه به ورزش عمومی اولویت داده شود، توسعه میادین ورزشی در شهرها و روستاها، تهیه وسایل ورزشی ارزان قیمت، انتشار نشریاتی درباره اثرات ورزش بر سلامتی و توسعه امکانات و تسهیلات برای عموم مردم، مورد مصرف قسمت اعظم بودجه ورزش خواهند بود. برای تأمین این منظور مهم ترین وتنها راه حل اقتصادی کردن ورزش همزیستی بخش های دولتی و خصوصی است تا از این طریق دست یابی به طرح های سازمان یافته آسان تر گردد.
ب) تغییر در مدیریت و برنامه ریزی ورزش
سیستم ورزش حرفه ای در بسیاری کشورها دست به تغییر استراتژی خود در فضای رشد ورزش حرفه ای زده است و هدفش آن است که فعالیت های بیشتری را در بخش های خصوصی فراهم آورد. چنین تحولاتی به علت تغییرات اجتماعی که در زمینه تربیت بدنی روی می دهد، امری ضروری است، زیرا بخش های خصوصی بهتر می توانند شالوده سازمانی خود را برای دسترسی آسان تر به فعالیت های ورزشی برای همه پی ریزی کنند. برنامه ریزی برای ورزش حرفه ای باید ویژگی های زیر را دارا باشد:
۱- فراگیر باشد: کلیه گروه های جمعیت زن و مرد در سنین مختلف را شامل شود.
۲- تأکید خاصی بر نیازهای جمعیت مسن، در حال رشد و افراد با شرایط ویژه داشته باشد.
۳- مطابق با بافت محلی و منطقه ای و فرهنگ خاص یک جمعیت باشد.
۴- به منظور ارتقای مشارکت افراد در ورزش و بهره مندی از فواید آن، برنامه ورزش حرفه ای رایگان باشد و از طریق سازمان های مرتبط مورد حمایت قرار گیرد.
از سویی چنانچه ورزش قهرمانی در اولویت باشد پیامدهایی را به همراه خواهد داشت که زمینه رشد ورزش حرفه ای را تحت تأثیر قرار می دهد، به این صورت که مدیران ورزش از بین افرادی انتخاب می شوند که سابقه قهرمانی داشته و یا در این مورد دارای اطلاعات و تجربیاتی هستند. چنین مسئولیتی بیشترین توجه و اقدامات خود را در برگزاری مسابقات پی در پی به کار می گیرند و پیشرفت و توسعه ورزش را در پیروزی در مسابقات داخلی و خارجی، بهتر شدن رکوردها و کسب مدال و مقام جست وجو می کنند. اما ورزش حرفه ای نیاز به مدیرانی دارد که به عمومی کردن ورزش اعتقاد داشته باشند. درباره اثرات ورزش بر سلامتی افراد و سالم سازی جامعه علاقه و اطلاعات لازم را دارا باشند. توسعه و پیشرفت ورزش را در آن بدانند که پیوسته افراد بیشتری به ورزش کردن روی آورند و سلامتی خود را تأمین کنند.
ج) امکانات ورزشی:
دلایل متعددی برای برنامه ریزی و سرمایه گذاری در ورزش و تفریحات سالم وجود دارد. از آن جمله ورزش باعث توسعه مهارت های رهبری و دوستی و نزدیکی جامعه می شود. همچنین باعث افزایش سطح بهداشت عمومی و سلامتی و در نهایت اثرگذاری بر منافع اقتصادی می گردد. اما یکی از اصلی ترین موارد لازم برای مشارکت بیشتر مردم در ورزش، توسعه امکانات ورزشی است . تعداد کافی میادین و زمین های ورزشی، تعداد مناسب مربی و متخصص در زمینه آموزش ورزش و همچنین افزایش مراکز و اماکن ورزشی، از زمینه های رشد مشارکت مردمی در ورزش به شمار می رود. آنچه بیشتر از همه جلوه می کند این است که رشد امکانات ورزشی در کشور با رشد جمعیت متناسب نبوده است. از طرفی تمهیدات لازم برای استفاده کامل و همه جانبه از امکانات و تأسیسات ورزشی موجود فراهم نیامده است. این موضوع و همچنین استفاده ناکارآمد از حداقل امکانات و تجهیزات موجود موجب عدم برخورداری همه اقشار جامعه از امکانات ورزشی شده است. این در حالی است که بند سوم قانون اساسی به برخورداری رایگان همه مردم از تربیت بدنی اشاره می کند.
بخش ورزشی:ورزش مقوله ای است از جنس فرهنگ که به دلایل مختلف پس از توسعه ابعاد قهرمانی و حرفه ای با گستردگی جنبه اقتصادی و در سطوح بعدی با تاثیر جنبه های سیاسی و بین المللی روبرو شد. در کشور ما، پیروزی انقلاب اسلامی باعث انقلابی فرهنگی در همه ابعاد اعم از ورزش گردید و به تبع آن ارزشهای ورزش مورد تاکید قرار گرفت. به عبارتی آنچه که در ورزش مغایر با اهداف جمهوری اسلامی ایران بود در رهنمودهای مسئولان بلندپایه نظام به طور مکرر هشدار داده شد تا مسائل غیر ارزشی از متن و حاشیه ورزش کشور طرد شود.
در این میان، اخلاق نیک قهرمانان شاخص و چهره های سرشناس ورزش کشور یکی از مسائل مهمی است که همیشه مورد اشاره بوده تا هم فضای ورزش از آلودگی دور باشد و هم الگوپذیری فرهنگی در جامعه به سمت مثبت گرایش پیدا کند. اما همشه انگیزه های برنده شدن، کسب مقام قهرمانی، رسیدن به جوائز و به طور کلی جذابیتهای مادی ورزش قهرمانی مانعی برای اخلاق مداری بوده و باعث لغزش شده است. به بیان واضحتر، قهرمانانی بوده اند که در این مسیر نتوانسته اند خود را حفظ کنند چون توانایی ایجاد هماهنگی و تعادل میان منافع مادی و معنوی را نداشته اند. این موضوع هم طبیعی است زیرا سطح رشد فرهنگی چهره های سرشناس ورزش متفاوت بوده و هرکدام به میزان فضای حاکم بر زندگی شخصی و آموزشهایی که در طول سالها به طور مستقیم و غیرمستقیم دیده اند. درک متفاوتی از مسائل دارند. اینجاست که ضرورت سیاستگذاری کلان و برنامه ریزی دقیق برای ترویج ارزشها در ورزش نمود پیدا می کند. به عبارتی متولیان قانون ورزش کشور باید در حدود ترویج صفات پهلوانی و جوانمردی میان قهرمانان باشند که این اخلاق پسندیده، ریشه در آموزه های اسلامی دارد.
خوشبختانه سازمان تربیت بدنی تلاشهای اساسی را برای سازماندهی این امر آغاز کرده به طوری که با پیگیریهای این سازمان و نظر مساعد رئیس جمهور، کمیسیون فرهنگی ورزش و تربیت بدنی در زیر مجموعه شورایعالی انقلاب فرهنگی، تاسیس شده و کمیته های تخصصی در حال شکل گیری است.(1) متاسفانه همیشه با فرهنگ در ورزش به طور سطحی برخورد شده و هیچ وقت از نخبگان فرهنگی کشور برای حل معضلات فرهنگی ورزش در حد اهمیت این مقوله بهره برداری نشده که به نظر می رسد توجه عالی ترین مرجع تصمیمات کلان فرهنگی در کشور یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی می تواند تاثیر به سزایی داشته باشد. وقتی اساس سیاستها بر پایه درستی بنا شود، امید برای برنامه ریزی اجرایی دقیق هم وجود خواهد داشت.
کارنامه یکساله امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی، تهیه و تدوین طرح جامع تبلیغاتی فرهنگی ورزشی در سطح کشور، تهیه و تنظیم منشور اخلاقی و فرهنگی ورزش کشور، تهیه و تنظیم دستورالعمل سیاستهای فرهنگی ادارات کل تربیت بدنی استانها و .. را در بر می گیرد(2) که اصل این موارد بسیار ضروری است. ولیکن توجه سازمان تربیت بدنی به راهکارهای عملی شدن این طرح، منشور و دستورالعمل نیز به اندازه تدوین مواد مذکور اهمیت دارد. زیرا رسیدن به نتایج مثبت فرهنگی نیاز به برنامه هایی دارد که قابلیت اجرایی داشته و مطابق با واقعیات جامعه باشند.
یکی از متولیان توسعه و ترویج اخلاق جوانمردانه در ورزش، کمیته ملی المپیک است که مطابق با منشور کمیته بین المللی المپیک در جهت اهداف معنوی المپیزم باید کوشش داشته باشد ولی در این نهاد هم تاکنون کار اساسی و کلانی برای مقوله فرهنگ در ورزش نشده و همیشه جلسات مقطعی یا بعضا تبلیغاتی تدارک دیده شده است. به عنوان مثال، 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 28  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تاثیر تبلیغات فرهنگی در ورزشهای حرفه ای

دانلودمقاله منابع انسانی در آغاز هزاره سوم

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله منابع انسانی در آغاز هزاره سوم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

 

 


چکیده: فرق گذاشتن بین مدیریت منابع انسانی (HUMAN RESOURCE MANAGEMENT = HUM) و توسعه منابع انسانی (HUMAN RESOURCE DEVELOPMENT = HRD) درواقع وارد شدن به محیط مبهم و بحث انگیز است. این مقاله ماهیت هرکدام را بیان داشته و بعضی از تنشهای موجود در هر کدام را توضیح می دهد و بیان می کند، که آینده، به همکاریهای استراتژیک و انعطاف پذیر بیشتری میان آن دو نیاز دارد. رشد مباحث درباره شکل گیری بالقوه یک توسعه گرایی نوین شخصی حرفه ای برای رسیدن به یک اعتبار مهم، نیازمند حمایت و نمایش حالات مختلف توسعه منابع انسانی است، و این امر باعث ایجاد تنش میان توسعه منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی در حوزه حرفه ای منابع انسانی شده است. برای کمک به روشن کردن این بحث و مشخص ساختن اصول زیربنایی آن و فرضیاتش، این مقاله بر جنبه های کلیدی تمرکز یافته و شامل موارد زیر است: 1 - بازنگری خلاصه وظایف منابع انسانی؛ 2 - یک همگرایی در قواعد و مقررات منابع انسانی در دهه 1990؛ 3 - تنشهای بالقوه ای درزیربناهای فلسفه ای منابع انسانی؛ 4 - مسیرهای پیش رو در سال 2000 و فراتر از آن.
چارچوب کلی در توسعه منابع انسانی
زمینه های حرفه ای توسعه منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی به صورت قابل توجهی در دهه گذشته، در اثر نتایج به دست آمده در اثر یادگیــــری به روش تجربی افزایش یافته است و پاسخ به فاکتورهای تغییر محیطی که تاثیــر گذارند چیزهایی را تحت الشعاع قرار می دهد که در درون سازمانها اتفاق می افتند. واژه های توسعه منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی به طور متفاوتی به کار می روند، به هرحال، برای توصیف یک دامنه از فلسفه های مختلف و روشهای کار با مردم در سازمانها، ابتدا باید به صورت خلاصه بیان شود که چگونه این واژه ها را برای اجتناب از سردرگمی باید به کار گرفت. توسعه منابع انسانی به آموزش و توسعه فعالیتهای انسانی در سازمانها مرتبط است و به ما کمک می کند تا شرایط فرهنگی خاصی را ایجاد کنیم که در آن کارکنان به پتانسیل بالقوه برای بهره مند شدن از افراد و سازمان دست یابند. در این حالت، توسعه منابع انسانی خود را به صورت خیلی نزدیک با توسعه سازمان در یک راستا هماهنگ می بیند. مروجین توسعه منابع انسانی این نکات را درتعاریف مربوط به توسعه منابع انسانی به صورت توسعه فرهنگی و فرآیندهایی تعریف کرده اند که باعث تشویق و یکپارچگی سازمانی و توسعه افراد برای رسیدن به اهداف سازمانی است.
در سال 1983، جامعه آمریکا آموزش و توسعه جمعی از متولیان توسعه منابع انسانی در آمریکا را رهبری کرد و نقشهای کلیدی را که به صورت کامل به وسیله آنها تحت چهل حوزه کاری انجام می شد را موردبررسی قرار داد. به نظر می رسد که در حوزه الفبایی، کلمه استراتژیست دوازده جایگاه دارد و رویکردهای سنتی برای توسعه منابع انسانی، با درجات مختلفی از بحث، موردانتقاد قرار گرفته اند و بیشتر به تکنیک های عملیاتی نسبت به مسائل استراتژیک و حذف به کارایی به جای اثربخشی تاکید گردیده است.
در این حوزه جدید، توسعه منابع انسانی به صورت فزاینده ای بر روی فعالیتها و معیارهای استراتژیک بازرگانی باتوجه به معیــــــار طرح ریزی استراتژیکی تاکید کرده است.
در این حوزه بحث، روت ول و کازانس، یک نکته جالب را بیان داشته اند: برنامه های منابع انسانی نباید به وسیله برنامه های استراتژیک تجاری به کنار گذاشته شوند و توسعه منابع انسانی باید متقابلاً برنامه های استراتژیک تجــاری را تحت تاثیر قرار دهند و به وسیله آنها نیز تحت تاثیر قرار بگیرند(تاثیر متقابل).
تجربیات شخصی من بیان می کند که این کانون موضوعی است که مربوط به ارتباط بین توسعه منابع انسانی و مدیریت منابع انسانی در ابتدای این قرن است. مسئله نفوذ در مفهوم استراتژیک بیان کننده دستیابی به یک درگیری فعال در فرایندهای برنامه ریزی تجاری وسیعتر است و این عقیده اغلب در اصول پابرجاست تا درعمل.
روت ول و کازانس بر این باورند که توسعه منابع انسانی استراتژیک، درواقع فرایند تغییر یک سازمان و سهامداران بیرون آن است، درواقع گروههای داخل آن و افراد مشغول به کار در آن به یادگیری برنامه ریزی شده برای کسب دانش و مهارتهای موردنیازبرای آینده مبادرت می کنند و چهار فاکتور کلیدی را پیشنهاد می کنند که به نظر می رسد همگی در شرف وقوع هستند:
باید درپی یک رسالت کلی برای سازمان بود و استراتژی توسعه منابع انسانی با آن مرتبط باشد؛
برنامه اصلی در سازمان باید باتوجه به مهارتهای انسانی قابل دسترس برای اجرای آن و راهکارهایی
مربوط برای تعیین آن مهارتها موردسنجش قرار گیرد؛ افراد در همه سطوح در سلسله مراتب سازمانی (زنجیره ســـازمانی) باید در مسئولیت پذیری و قابلیت پـاسخگویی برای توسعه منابع انسانی سهیم باشند؛
باید یک فرایند برنامه ریزی کلی و سیستماتیک و رسمی برای سازمان و دپارتمان پرسنلی و توسعه منابع
انسانی وجود داشته باشد. چارچوب کلی مفروضات این فاکتورها عبارتند از:
الف - یک زمینه منطقی و استراتژیک سازمانی؛
ب - دستیابی به فرایندهای برنامه ریزی استراتژیک به وسیله مشارکت کنندگان در توسعه منابع انسانی.
آسن دوتال، هم مثل سایر پژوهشگران توسعه منابع انسانی باتوجه به سازمانهای خصوصی و عمومی بیان کرد که به هرحال، روت ول و کازانس توسعه منابع انسانی را در یک سناریوی تاحدی مطلوب موردبحث قرار دادند. درعمل شرایط الف و ب اغلب به وفور وجود ندارند و دست اندرکاران توسعه استــــراتژیک منابع انسانی به صورتی عمل می کنند کـه اغلب ازطریق نمایش غیرمستقیم دست انـــــدرکاران توسعه منابع انسانی، تحت تاثیر قرار بگیرند. طبیعت این ارتباط و تنشها و استرس های آن به صورت مفصل بیان می شود.
چارچوب کلی در مدیریت منابع انسانی
مدیریت منابع انسانی، همان طور که از نامش پیداست، به طورکلی با مدیریت مردم در ارتباط است. مــــدیریت منابع انسانی شامل تمام تصمیم گیریهای مدیریتی و اقداماتی است که روی ماهیت ارتباط بین سازمان و کارمندان آن یا منابع انسانی تاثیر می گذارد. مدیریت منابع انسانی به طور طبیعی به عنوان یک رشته از مدیریت پرسنلی شناخته می شود که ریشه در کار اصلاح گران اجتماعی، مدیران دفاتر رفاهی، توافق مذاکره کنندگان و تحلیل گران نیروی انسانی دارد. «فولر» هم روی تفاوت واقعی بین مدیریت منابع انسانی و مدیریت سنتی پرسنلی تاکید کرده است.
دیدگاهها و رویه های کل گرای مدرن مدیـــــریت منابع انسانی را تحت تاثیر قرار می دهد و بیان می کند که بسیاری از وظایف مدیریت مردمی به وسیله دپارتمان متخصصان پرسنلی، موردقبــول واقع شده اند و هم اکنون به وسیله مدیران صفی به عنوان جزئی از کار عادی آنها اداره می شود. وظایف پرسنلی به صورت گسترده درحمایت مشاوره تکنیکی درونی، تکامل می یابد و این کار همگام با پیشرفت در وظایف مدیران صفی صورت گرفته است. و درواقع مدیریت منابع انسانی یک موضوع مفهومی بین آن دو است. در سالهای اخیر، ابعاد استراتژیکی موردبحث در مدیریت منابع انسانی شامل موارد زیر بوده است:
1 - استفاده از برنامه ریزی؛
2 - یک رویکرد پیوسته برای طراحی و مدیــریت سیستم های پرسنلی براساس یک خط مشی استخدامی مبتنی بر استراتژی نیروی انسانی، که توسط اغلب صاحبنظران موردتایید قرار گرفته باشد؛
3 - ترکیب فعالیتهای مدیریت منابع انسانی و خط مشیهای آن در برخی از استراتژی های تجاری؛
4 - درنظر گرفتن کارکنان سازمان به عنوان یک منبع استراتژیک برای دستیابی به مزیت رقابتی جنبه های استراتژیک، بسیار مهم هستند چون بعضی از مشکلات بزرگ که اخیراً به وسیله سازمانها دیده می شود
حاصل پیچیدگی و تغییرات سریع و آشفته محیطهایی است که آنها در آن کار می کنند. در این حالت، سازمانها باید یاد بگیرند که چه طور کار کنند و چطور خود را سازماندهی کنند. بعضی از ابداعات رایج شامل موارد زیر است:
اشکال جدید استراتـــــژی به صورت (کوتاه مدت و انعطاف پذیر)؛
انواع جدیدی از سازمان (مثل ساختارهای تکامل یافته و انعطاف پذیر)؛
راههای جدید استفاده از بازار کار(مثل کار نیمه وقت / قراردادهای کوتاه مدت)؛
روابط استخدامی جدید(مثل روابط متقابل و تسهیم سود)؛
خط مشی جدید برای رسیدن به مزیت رقابتی؛
تاکید بر تغییر مدیریت به عنوان یک اصل رقابت سازمانی.
همگرایی
تاثیر ترکیبی حاصل از این تغییرات بدین معناست که دست اندرکاران منابع انسانی از هر دو خط مشیهای توسعه و مدیریت، روشهای جدیدی را برای کار به صورت هماهنگ، انعطاف پذیر و استراتژیکی پیدا کرده اند. تغییرات محیط بیرونی که در بالا بیان شد حاوی یک تغییر اساسی در روابط صنعتی در دهه گذشته بوده است و آن شامل کاهش تاثیرات اتحادیه های صنفی هستند و تاکید زیادی بر موضوعهای دوجانبه مانند؛ (اهداف دوجانبه، تاثیر متقابل، احترام متقابل، پاداش دوجانبه و مسئولیت متقابل) که بین مدیریت و نیروی کار حاصل می شوند، دارند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  15  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله منابع انسانی در آغاز هزاره سوم

عکس نام علی

اختصاصی از فایل هلپ عکس نام علی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

عکس نام علی


عکس نام علی

عکس نام علی

 

لطفا این طرح اسم زیبا را برای حمایت از ما خریداری کنید ، بعد از خرید این "عکس نام خود " آن ، بدون لوگوها و با فرمت jpg و در سایز 1000*1000 پیکسل و در کیفیت عالی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

 

 

 

عزیزانی که از این طرح گرافیکی نام پروفایل خوششان آمد و اسم آنها در این طرح وجود ندارد از روش های زیر برای ارتباط با طراح استفاده کنند و درخواست دهند تا ساخته شود :

1- آدرس ایمیل :

shop.eshqam@gmail.com

2- در کانال تلگرامی ما عضوشید :

https://telegram.me/texgraph_ir

3- آیدی طراح در تلگرام جهت سفارش :

https://telegram.me/y_ali_reza

 

 

* برای حمایت از ما لطفا فایل اصلی را خریداری کنید *


دانلود با لینک مستقیم


عکس نام علی