فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله املای کلمه تهران

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله املای کلمه تهران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

(طهران یا تهران)

 

در خصوص املای کلمه‌ی تهران نیز میان مورخان و محققان اختلاف نظر وجود دارد و حتی، در سال‌های گذشته، در این موضوع مباحثی بین محققان و دانشمندان به میان آمد که تا مدت‌ها ادامه داشت.
خطیب بغدادی در تاریخ بغداد، ابن بلخی در فارس‌نامه، محمدبن محمود بن احمد طوسی در عجایب نامه، سمعانی در الانساب، ظهیرالدین نیشابوری در سلجوق نامه، عبدالرحمن جوزی در المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، راوندی در راحه الصدور و آیه السرور، اسفندیار کاتب در تاریخ طبرستان، یاقوت در المشترک، رافعی در التدوین، ذهبی در تذکره الحفاظ، میزان الاعتدال و العبر و قاضی عماد‌الدین در عجایب البلدان، خواجه رشید الدین فضل اله در جامع التواریخ، حمداله مستوفی در نزهه القلوب، شرف‌الدین علی یزدی در ظفرنامه تیموری، ابن حجر در لسان المیزان و عبدالحی بن عماد در شذرات الذهب، تهران را با طای مؤلف و به صورت طهران ثبت کرده‌اند. یاقوت در معجم‌البلدان با آن که آن را باطا ضبط کرده است، می‌نویسد: «... این کلمه عجمی است و ایشان تهران گویند.» و پس از آن قزوینی در آثار العباد آن را به تای منقوط آورده است.
محمدحسن خان صنیع الدوله در کتاب مرآت البلدان درباره‌ی املای درست کلمه‌ی تهران چنین نوشته است:
« در نگارش احوال طهران دو چیز نگارنده را موجب تردید بود که آیا این لفظ را به طای مؤلف و در ضمن آن حرف نگارد یا به تای منقوطه و در این موضع ثبت نماید. یکی نگارش علمای جغرافی قدیم عرب و عجم و ارباب لغت که اغلب صریح به تای منقوط نوشته و آن‌هایی که به طای مؤلف نگاشته باز اشعار کرده‌اند که به تای منقوط صحیح و وجه رجحانی هم برای تای منقوط ایراد کرده‌اند. دیگر فارسی بودن لفظ و کثرت تداول تای منقوط در لغت عجم و دیری در این تردید بود تا وجود استدراک مرجع را از نواب والا وزیر علوم، اعتضاد السلطنه العلیه، العلیه، که اقوال حقیقت مآل ایشان سندی صحیح و معتمد علیه جمیع فضلای عصر است، تحریراً مشورت نمودم، جوابی مرقوم فرمودند که همان موجب رجحان تای منقوط گردیده آن را اختیار کرد.»
صنیع‌الدوله در کتاب مرآت البلدان عین پاسخ وزیر علوم دوران ناصری را به شرح زیر ثبت کرده است:
«در باب طهران با تای منقوط نوشته‌اند و صحیح است. در آثار البلاد بعد از بیهق که در ردیف با است، تبریز را نوشته و بعد از تبریز، طهران را با تای منقوط نگاشته. در معجم البلدان نیز به تای منقوط متوجه شده. چون کتابی از معجم البلدان و آثار البلاد معتبرتر نمی‌باشد دیگر لازم نیست به خود زحمت بدهید و به سایر کتب رجوع کنید به خصوص که کتاب شما فارسی است و تای منقوطه در فارسی استعمال شده است. زحمت شما را دوستدار کم کرد.
علامه میرزا محمدخان قزوینی ضمن مقاله مفصلی که با عنوان طهران در روزنامه کاوه، چاپ برلن، منتشر نمود املای این شهر را با طای مؤلف ذکر کرده است.
استاد سعید نفیسی املای درست تهران را با تای منقوطه دانسته و نوشته است:
«در کتاب‌های قدیم تهران را به فتح تا یعنی تَهران ضبط کرده‌اند و تُرک‌ها هم هنوز این کلمه را تَهران تلفظ می‌کنند. می‌دانید که تهران در دامنه کوه توچال ساخته شده و ته به زبان فارسی به معنی انتهای گودال و چیزگوداست و ران در بسیاری از جاهای ایران به معنی دامنه‌ی کوه و تپه استعمال می‌شود. چنان که ناحیه‌ای از گیلان هم که در دامنه‌ی کوه قرار گرفته را نکوه نام دارد. به نظر من اصل این کلمه، همان طوری که در کتاب‌های قدیم نوشته‌اند، تهران یعنی ته و انتهای دامنه کوه معنی می‌دهد و در زبان مردم کم کم ته ران ، تهران شده است»
مرحوم سیدابوالقاسم انجوی شیرازی نیز در زمره طرفداران نگارش املای تهران به تای منقوط بوده و معتقدند:
«تهران را از قدیم تهران می‌گفته و می‌نوشته‌اند نه طهران. چنان که یا قوت در معجم البلدان نویسد: «تهران به کسر و سکون را ونون در آخر، این کلمه پارسی است و ایشان (یعنی مردم آن‌جا) تهران گویند زیرا که در زبان ایشان طا وجود ندارد»
مرحوم استاد عباس اقبال آشتیانی در مورد املای تهران مقاله‌ای نوشته و طرفداران املای تهران را با تای فارسی دارای حس وطن پرستی جغرافیایی معرفی کرده است و یادآوری نموده که بایستی حروف اعلام نقطه‌دار را با حروف بی‌نقطه و من‌جمله تهران را به صورت طهران نوشت»
آقای ابراهیم صفایی( محقق) معتقدند که تبدیل کلمه طهران با طای مؤلف به تهران با تای منقوطه صحیح نیست و تلفظ حرف اول این نام در زبان پهلوی با تلفظ حرف ط نزدیک بوده و به همین سبب پس از تغییر الفبای پهلوی به الفبای فارسی نام طهران با ط ثبت شده و تا سال‌های قبل از سال1320 ه .ش، هم این املا تقریباً در همه جا رعایت شده است و معتقدند اگر روزی قرار باشد این تغییر ثبت شود باید مراجع صلاحیت‌دار و فرهنگستان صحیح مرکب از اشخاص فاضل و عمیق و علاقه‌مند به زبان و فرهنگ و ادب تشکیل شود و مشکلاتی که در راه خط و زبان داریم خردمندانه از پیش بردارند. 2

 

مرحوم عبدالعزیز جواهر کلام تلفظ درست طهران را با طای مؤلف دانسته و برای اثبات عقیده خود دلایل زیر را ذکر کرده‌اند:
1. ضبط کلمه با طا یا ثا یا ذال و مانند آن‌ها به زبان عربی که در زبان فارسی آن را با ت یا س یا ز خوانده می‌شود و از مخرج اصلی عربی ادا نمی‌شود، بنا بر قواعدی که لغت شناسان عرب برای ضبط لغات می‌نگارند، دلیل بر درستی آن در زبان ادبی فارسی نخواهد شد زیرا که قواعد معنوی ضبط کلمات، ولو این که اعجمی باشد، اجازه در تصرف به ضبط اصلی آن‌ها در نگارشات فارسی و لغت بیگانه نمی‌دهد و تنها در تلفظ روا می‌داند که موافق مخرج حروف آن لغت تلفظ شود.
بنابراین کلمه‌ی طهران که ضبط قدیمی آن در عربی با طای مؤلف است باید در نگارش‌های علمی و ادبی زبان فارسی و غیره همان‌طور با طای مؤلف و صحیح ضبط شود، اگر چه در تلفظ ناگزیر با تای منقوط تأدیه می‌گردد، با این وصف پاسخ مزبور مرحوم فرهاد میرزا معتمد الدوله به صنیع‌الدوله در خصوص نگاشتن کلمه طهران با تای منقوط یا طهران با طای مؤلف (دیگر لازم نیست به خود زحمت بدهید الخ) کاملاً بی‌مورد خواهد بود و دلیل علمی بر مقصود نمی‌توان شمرد.
2. ضبط صحیح و قدیمی این کلمه اعم است از این که طهرانِ اصفهان یا طهرانِ ری باشد و تمامی منسوبان به آن با طای مؤلف آمده است نه با تای منقوطه زیرا که در الانساب، فارس‌نامه، راحه الصدور و تاریخ طبرستان نام طهران را با طای مؤلف آورده‌اند و یا قوت نیز طهران را با طای مؤلف ضبط کرده است ولی گفتار وی (لفظ اعجمی است و عجم آن را به تای منقوطه تلفظ‌ می‌نمایند) به اشتباه انداخته و گمان برده‌اند که ضبط ادبی آن هم رواست که با تای منقوطه باشد.
3. ضبط زکریا بن محمود قزوینی، مؤلف آثار البلاد، طهران را با تای منقوطه دلیل بر سخن ایشان نمی‌شود؛ زیرا که قزوینی کتاب خود را در سال 664 یا 674 ه.ق، تألیف کرده و مؤلفین مذکور بسیاری بر او سبقت دارند و گفتار آنان بیش‌تر سندیت دارد.
4. گذشته از ضبط کلمه‌ی طهرانِ ری با طای مؤلف، در کتاب‌های مزبور، طهران اصفهان و همگی منسوبین به طهران ری و اصفهان با طای مؤلف نیز آمده است و از نسبت صحیح محمدبن حماد طهرانی به طور یقین می‌دانیم که تلفظ و ضبط درست کلمه‌ی طهران از قرن سوم ه .ق، تا اواخر قرن هفتم ه .ق، که پایه و اساس شناسایی ضبط و تلفظ این کلمه در قرون بعد خواهد شد با طای مؤلف نه با تای منقوطه آمده است چنان که در تاریخ رشید الدین‌ فضل‌اله (جامع التواریخ) در ضمن حوادث سال 683 ه .ق، طهران را با طای مؤلف ذکر کرده است و نیز مجدالدین محمدحسین اصفهانی، در کتاب زینت المجالس و حاج زین العابدین تمکین شیروانی ، در کتاب بستان السیاحه، نام طهران را با طای مؤلف ثبت نموده‌اند. با این وصف ضبط کلمه طهران با تای منقوطه، در کتاب آثار البلاد قزوینی و نزهه القلوب مستوفی و تذکره هفت اقلیم رازی، با مدارک قدیمه سمعانی، بلخی، راوندی و ابن‌اسفندیار و ضبط علمای متأخرین که با طای مؤلف نگاشته‌اند برابری نخواهد نمود و درست آن است که با طای مؤلف تلفظ و تحریر گردد.
با این وجود املای تهران با تای منقوط متداول است و به نظر می‌رسد دیگر کسی تهران را طهران ننویسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3

 

وجه تسمیه کلمه تهران

 

در باب وجه تسمیه تهران عقاید و نظرهای مختلفی اظهار شده است. مرحوم سعید نفیسی در این خصوص نوشته است:
«وجه تسمیه‌ای که یاقوت در معجم البلدان آورده و قزوینی در آثار البلاد تکرار کرده است به این قرار است که مردم این ناحیه در هجوم خصم به زیر زمین پناه می‌برده‌اند و ایشان را تَه‌ران گفته‌اند، مشتق از تَه به معنی زیر و ران به معنی راننده از فعل راندن، یعنی کسانی که به تَه می‌رانند ! و پس از آن این اسم ،که بدواً بر اهالی اطلاق می‌شده است ، بر این ناحیه قرار گرفته است.
می‌توان گفت که این وجه تسمیه به ذوق نمی‌نشیند و مخصوصاً اگر در اسامی قُرای اطراف ری فحص کنیم می‌بینیم که لفظ ران در دنباله اسامی بعضی از قراء و محال دیگر مثل جماران، نیاوران، شمیران، قصران و طهران دیده می‌شود و از این قرار می‌بایست همه از فعل راندن مشتق شده باشد و حتی در نقاط دورتر از اطراف ری.
نکته دیگر آن است که طهرانی است از توابع اصفهان؛ چنان که اشاره شد و اگر وجه تسمیه آن مانند وجه تسمیه طهران باشد بسیار شگفت و دور است که مردم دو ناحیه، که لااقل پنجاه فرسنگ دور از یکدیگرند، عادت مشترکی داشته باشند و اگر وجه تسمیه این دو ناحیت یکسان‌ نباشد طهران اصفهان را به چه تسمیه کرده‌اند؟
وانگهی در لفظ ران که دنباله اسامی ایران امروز و ایران زمان ساسانیان و ایران و آذربایجان و مکران و هاماوران و آران، از توابع کاشان، استاد بران و اشکوران، هر دو از دهات اصفهان، ترخوران، از محال تفرش، نوبران، در اطراف همدان، طابران، خاوران، مازندران و نزدیک به بیست کلمه دیگر، از اسامی جغرافیایی قدیم و جدید ایران است، چه می‌توان گفت؟ آیا این اسامی همه از فعل راندن مشتق شده‌اند؟
اندک دقتی در اسامی جغرافیایی ایران مسلم می‌دارد که ان در آخر اسامی بسیار است و ظاهراً چنان می‌نماید که این دو حرف زائد است و بر آخر اسامی دیگر می‌افزایند که معنای ظرف مکان از آن بر آید، چنانکه آن را در پی کلمات دیگر برای اراده ظرف زمان می‌افزایند، چون بامدادان، صبح‌گاهان و غیره. چنان که ستان در آخر اسامی نواحی و ممالک بر آید و معنی محل از آن اراده می‌شود؛ چون هندوستان و کوهستان. در این صورت را جز و این دو حرف زاید نیست و بالعکس جزوکلمه است؛ یعنی طهران از طهر و تیران از تیر مشتق شده است و مازندران از مازندر چنانکه کاشان از کاش و خاوران از خاور مشتق است.
در کلمه خاوران و قصران مخصوصاً به خوبی می‌توان پی به این نکته برد. زیرا که خاور و قصر معنی مسلم دارد و اگر حرف زاید را ران بدانیم خاو و قص را معنی نخواهد بود و قص علیهذا.
پس دور می‌نماید که ران در کلمه‌ی طهران از فعل راندن آمده باشد و وجه تسمیه‌ای که ثبت کرده‌اند پذیرفتنی نیست و دور از قبول ذهن سلیم است.
وجه تسمیه دیگری هست که آن را در کتابی مسطور ندیده‌ام ولی اغلب متخصصین زبان آن را به زبان آورده‌اند و آن این است که در طهران تَه همان معنی زیر می‌دهد و ران که به معنی قسمت بالای پا باشد در این‌جا به معنی دامنه و دامن کوه آمده است. پس طهران یعنی در تَه دامنه‌کوه.»
در خصوص وجه تسمیه تهران نظر دیگری وجود دارد که در بعضی آثار محققّان و متقدمین آمده است و با نظر دوم سعید نفیسی نیز نزدیک و شبیه است و آن این که:
کلمه‌ی تهران از دو قسمت تَه به فتح ت که به معنی انتها و آخر و ران که به معنی دامنه است ترکیب گردیده که جمعاً معنای آخر دامنه می‌باشد. چون قریه تهران در دامنه‌ی کوه البرز قرار گرفته به آن « تهرابآن» یا همان آخر دامنه‌ی کوه می‌گفتند. در مقابل قریه شمران است که حرف شم معنی بالا می‌دهد و ران هم که دامنه می‌باشد. پس معنای آن بالای دامنه می‌شود و به این علت آن را شمیران می‌گفتند که بر فراز دامنه‌ی کوه البرز و بالا دست تهران قرار داشت.
فرهنگ نظام، تهران را واژه‌ای فارسی دانسته و وجه نامگذاری آن را چنین ذکر کرده است:
«تیران منسوب به تیر است که نام فارسی عطارد است؛ شاید دِه مذکور به نام ستاره‌ی تیر که در ایران قدیم مقدس بوده بنا شده یا منسوب به شخص تیرداد نام بوده» و دلیل این نظریه را الف و نون آخر کلمه تیران آورده است. زیرا در ایران قدیم مرسوم بوده است که شهرها و دهات را به وسیله الحاق الف و نون نسبت به نام سازنده آن نامگذاری می‌کردند. احتمال دیگری که این فرهنگ داده است این است که چون در اوستا تئیره نام قله‌ای است از البرز شهر مذکور تیران را منسوب به آن قله دانسته. در هر صورت طهران و تهران را غلط مشهور و نام صحیح تاریخی آن را تیران می‌داند.

 

4
به نظر می‌رسد قول مرحوم کسروی در مورد وجه نامگذاری تهران منطقی‌تر از دیگران باشد. او عقیده دارد که:
تهران شهری است که از هزار سال بازمانده و اکنون تخت گاه کشور است. نام آن از دو بخش پدید آمده تَه و ران _ تَه یا ک‍َه اگر چه در فارسی کنونی معنایی ندارد ولی در زبان‌های بسیار کهن به معنای گرم بوده است. تمام دیه‌هایی که در زبان فارسی دارای بخش تَه یا کَه هستند، مانند کهران(1) ، تهران، کهرم یا جهرم(2) ، دارای هوای گرم بوده‌اند و ران نیز به معنای جا و مکان می‌باشد. از سوی دیگر شمی، سمی و زمی در زبان کهن به معنای سرد است و جاهایی که نام‌شان از بخش شمی یا سمی پدید آمده جاهای سردسیر است، مانند شمیرم و سمیرم (3) و سمیران و شمیران، پس تهران یا کهران جای گرم (گرم‌سیر) و شمیران یا سمیران به معنای جای سرد (سردسیر) است. این نکته در خور توجه است که شمی یا سمی با کلمه زمی شباهتی دارد که در بعضی زبان‌ها به معنای سرما و زمستان است. در زبان اوستایی زیما به معنی زمستان است که قسمت زم در زمستان و زمهریر (4) هنوز باقی مانده.

_____________________________________
1- کهران نام دهی است از توابع شهرستان هر واقع در شمال بخش هوراند.
2- جهرم از شهرستان‌های استان فارس است.
3- سمیرم از شهرهای استان اصفهان است.
4- شدت سرما، سرمای سخت، جای بسیار سرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5
جمعیت استان

 

استان تهران که به اعتبار شهر تهران پرجمعیت‌ترین استان کشور به شمار می‌رود بیش از 5/18 درصد جمعیت کل کشور؛ یعنی قریب به 11 میلیون و 176 هزار نفر و با تراکم 366 نفر در هر کیلومتر مربع را در خود جای داده است.
از کل جمعیت استان 84 درصددر شهرها و 16 درصد در روستاها ساکن هستند. نرخ رشد جمعیت 2/3 % از خصوصیات بارز این استان است که آن را از سایر استان‌ها متمایز ساخته است. از کل جمعیت 6 سال به بالا در استان 90 درصد با سواد هستند که این نسبت در نقاط شهری 91 درصد و در نقاط روستایی 85 درصد است.

 

* وضعیت اقتصادی استان تهران*

 

استان تهران ، به عنوان بزرگترین قطب اقتصادی کشور، دارای ویژگی‌های بسیار پیچیده و گوناگونی است. این ویژگی‌ها در طی دوران کوتاهی از جنبه‌های صنعتی، تجاری و اقتصادی منطقه آن چنان توسعه پیدا کرده است که در سطح کشور مهم‌ترین قطب صنعتی تجاری و خدماتی می‌باشد از کل شاغلان در این استان 5 % در گروه عمده کشاورزی، 2/30 % در فعالیت های بخش صنعت و 7/64 % در بخش خدمات مشغول به کار می‌باشند. تعداد کارگاه‌های صنعتی موجود در این استان برابر با 293672 هکتار سهم این استان می‌باشد که از این رقم 5/91 درصد از اراضی به صورت آبی و 5/8 درصد به صورت دیم کشت می‌شود.
در استان تهران 65 معدن فعال است که از جمله مهمترین این معادن می‌توان به معدن سیلیس، زغال سنگ، نمک، سولفات دو سود سنگ آهن، گچ،‌سنگ لاشه، مرمریت و معادن نفت و گاز اشاره کرد.
صنایع دستی استان تهران با توجه به بافت اجتماعی و تنوع قومی، به سه دسته شهری، روستایی و عشایری تقسیم می‌شود عمده‌ترین صنایع دستی استان را قلم‌زنی روی مس و برنج، خراطی و سبدبافی، خاتم کاری، شیشه‌گری، تراش و نقاشی روی شیشه، زیلوبافی، نقاشی روی چرم، قالی‌بافی سفالگری و چاپ بانیک تشکیل می‌دهند. رشته‌های مورد اشاره فاقد سابقه طولانی در منطقه هستند و دست ‌اندرکاران اکثر رشته‌های این صنایع بیشتر از شهرستان‌های دیگر به تهران مهاجرت کرده‌اند.
صنایع دستی عشایری قدیمی‌ترین نوع صنایع دستی استان است که تولید آن عموماً به طور خانگی و فصلی انجام می‌پذیرد. این نوع صنایع دستی با توجه به ترکیب قوی منطقه در میان صنایع‌دستی استان جایگاهی ویژه دارد و هم اینک یکی از نقاط برجسته و مثبت صنایع دستی استان محسوب می‌شود.
دست اندرکاران این بخش از دست سازه‌های ایرانی که بافت انواع قالی و قالیچه، ورنی، حاجیم و گلیم، چنته، رویه پشتی، جوال، خورجین و نیز رنگرزی و ریسندگی پشم را در انحصار خود دارند. گروهی از عشایر لر، قشقایی، شاهسون و ... هستند که در دهه‌های اخیر از زادگان خود به تهران، ری، ورامین، کرج و حومه تهران مهاجرت کرده‌اند.

 

*وضعیت جغرافیایی استان*

 


استان تهران از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از غرب به استان قزوین و از شرق به استان سمنان محدود است. این استان شامل 12 شهرستان، 27 بخش، 38 شهر، 71 دهستان و 2578 روستا است و با وسعتی معادل 19194 کیلومتر مربع بین 34 تا 5/36 درجه عرض شمالی و 50 تا 53 درجه طول شرقی از استان‌های بسیار مهم کشور محسوب می‌شود.
استان تهران از شمال توسط رشته کوه‌های البرز از همسایه شمالی خود یعنی مازندران جدا می‌شود. این ارتفاعات از سمت غرب به شرق افزایش می‌یابد و در قله دماوند به حداکثر ارتفاع خود می‌رسد. در قسمت شرقی کوه‌های سواد کوه و فیروزکوه قرار دارند که از شرق به ارتفاعات شهمیرزاد می‌پیوندند. از دیگر ارتفاعات استان می‌توان به کوه‌های حسن‌آباد و نمک در جنوب بی‌بی شهربانو و اقاغدر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصر فیروزه در شرق اشاره کرد.
یکی دیگر از منابع طبیعی این استان، دشت‌ها می‌باشد که از هشتگرد آغاز می‌شود و تا دشت ورامین ادامه می یابد. دشت‌ها به دلیل شیب کمی که از شمال شرقی به سوی جنوب غربی امتداد دارند. بستر مناسبی را برای زندگی به وجود آورده‌اند بطوری که تعداد شهرها در این مناطق افزایش یافته است. دشت‌های آبرفتی که قسمتی از این دشت‌ها را تشکیل می‌دهد. با ارتفاعی بالغ بر 790 متر از سطح دریا جزء پست‌ترین مناطق دشتی به شمار می‌آید. 6
نوع آب و هوای استان در مناطق کوهستان معتدل و در دشت‌ها نیمه بیابانی می‌باشد. فشار هوا در اواخر پاییز و اوایل زمستان بیشترین افزایش را داشته و بیشترین میزان بارندگی در اسفندماه است.
این استان شامل شهرستان کرج، شهرری، شمیرانات، ورامین، شهریار، ساوجبلاغ، اسلام‌شهر، دماوند و تهران می‌باشد.

 


* تهران در عصر قاجاریه*

 

پس از آن که آقامحمدخان قاجار تهران را به عنوان پایتخت برگزید، دیوان دارالعماره را وسعت بخشید و عمارت خروجی را در ارک سلطنتی بنا نهاد.
شهر تهران در این زمان 15000 نفوس داشت که از میان آنها 3000 نفر سپاهی بودند و مساحت شهر 5/7 کیلومتر مربع بود که فقط نیمی از آن ساخته شده بود و کاخ و باغ‌های سلطنتی به تنهایی یک چهارم مساحت شهر را اشغال کرده بود و از طریق خیابان‌های کالسکه‌رو به دروازه‌های شهر منتقل می‌شد. در حالی که راه‌های دیگر تنگ و غالباً بن‌بست بود.
بدون هیچ تردیدی نخستین سازندة شهر تهران فتحعلی شاه است. این پادشاه که دستور تراشیدن تخت مرمر مشهور را داد. ارگ سلطنتی را با ساختن عمارت بادگیر و اندرونی آذین کرد. با احداث مساجدی چون مسجد شاه در بازار که ساختمان آن به سال 1256 ه.ق، به پایان رسید نیز مدرسه مروی و صدر، سر در بازار و دروازة شاه عبدالعظیم در جنوب شهر نخستین بناهای عمومی لازم ساخته شد و تهران شکل اولیه یک پایتخت را به خود گرفت.
فتحعلی شاه فرمان داد تا قصر فجر معروف را با شکل هرمی، باغ‌های مطبق خارج از حصار در سمت شمال و نیز کاخ نگارستان و لاله‌زار احداث شود که به حصار شهر نزدیکتر بودند. جمعیت تهران در این زمان سی هزار نفر سرشماری شده که دارای حدود سی مسجد و سیصد حمام بوده است. فتحعلی شاه در اواخر سلطنت خود تهران را به حال خود گذاشت و حس سازندگی را از دست داد و در واقع در این زمان هنوز ساختمان هیچ یک از مساجد بزرگ به پایان نرسیده بود.
در عصر سلطنت محمدشاه، شهر در خارج از حصار از طرف شمال که مبدأ آب‌های جاری از شمیران و دامنه‌های توچال بود به آرامی رو به توسعه نهاد. بزرگان و اعیان به تبعیت از شاه به احداث باغ‌های تفریحی و خانه دوم در خارج از حصار شهر در سمت شمال (محمدیه، عباس‌آباد) پرداختند.
نخستین وزیر محمدشاه، حاج میرزا، به دلیل عدم کفایت میزان آب قنات‌های قدیم دستور حفر قنات‌های تازه را صادر کرد و کانالی به طول 42 کیلومتر برای گذراندن بخشی از آب‌های رودخانه کرج به سوی وصفنارد، یافت‌آباد و سپس تهران احداث کرد.
در تهران ساختمان مسجد حاجی رجال علی کار، اسناد محمدقلی، آغاز شد و در سال 1256 ه .ق، امامزاده اسماعیل در بازار ساخته شد. نخستین نقشه تهران در این دوران (1257 ه.ق) به توسط جهانگرد شرق شناس روسی برزین تهیه و به سال 1269ه.ق، در مسکو منتشر شد.
شهر در این نقشه فضای عمومی بازی نداشت. تقریباً فاقد بناهای بزرگ بود و تنها فضای باز آن میدانی کوچک به نام میدان شاه بود که بین بازار و ارک قرار داشت.
کاخ سلطنتی ارگ، در این زمان به عنوان شهری پیچیده درون شهر تهران باقی ماند و تا حصار شمالی پیش رفت که در آن دروازه‌ای به نام عضدالدوله ساخته بودند که امکان دسترسی مستقیم به شهر سلطنتی را فراهم می‌آورد.
ضلع جنوبی مسجد جمعه تهران و بازار بین این مسجد و مسجد شاه را که بین‌الحرمین می‌نامند از آثار دوران حکومت محمدشاه است. ناصرالدین شاه با بر چیدن حصار قدیم و احداث استحکامات تازه و ساختمان‌ها و راه‌های آمد و شد ضروری تهران را بسیار تغییر داد. ظرف چند سال از بناها بهتر نگهداری شد و تهران رنگ و رویی تازه یافت. توسط امیرکبیر دارالفنون، مدرسه آموزشی زبان‌های اروپایی و دروس فنی تأسیس شد و در سال 1284 ه.ق، هنگام افتتاح محدوده شهر تهران «دارالخلافه ناصری» نامیده شد و به صورت پایتختی واقعی درآمد. این زمان تهران تحت نفوذ تمدن غرب قرار گرفت و به دنبال آن نظام بوروکراسی بوجود آمد و اداره های حکومتی و دیوانخانه و سفارتخانه تأسیس شدند.
در این زمان اداره‌ای، به منظور رسیدگی به امور روشنایی و اوراق عمومیف در شهر تهران به دستور ناصرالدین شاه تأسیس گردید. پست خانه مبارک، اداره گمرک و راه‌آهن (ماشین دودی تهران – ری) تأسیس شد. ناصرالدین شاه عده‌ای را مأمور ساخت تا برای پایتخت محدوده و نقشه‌ای جدید در نظر بگیرند که براساس آن، اراضی جدید وارد محدوده تهران شد. وسعت شهر از شمال 1800 زرع و از جوانب دیگر هر کدام 1000 زرع وسعت پیدا کرد.
برج و باروی شاه طهماسب صفوی خراب شد و با خاک آن خندق‌های دور بارو را پر کردند و به تقلید از نقشه شهر پاریس، شهر تهران به شکل هشت ضلعی غیر متساوی‌الاضلاع درآمد و 12 دروازه به دور شهر احداث شد و دور تا دور آن را خندق کشیدند.
این دروازه‌ها در سال 1308 ه.ش، تخریب شد. ولی خاطره آنها در ذهن تهرانی‌ها تا امروز زنده مانده و برای نشان دادن محل کنونی آنها از نامشان استفاده می‌کنند. در شمال، دروازه یوسف‌آباد، دروازه دولت و دروازه شمیران؛ در شرق دروازه دوشان تپه. دروازه دولاب و دروازه خراسان؛ در غرب دروازه باغ شاه، دروازه قزوین و دروازه گمرک و در جنوب، دروازه شاه عبدالعظیم. دروازه غار و دروازه خانی‌آباد قرار داشته است.
در سال 1308ه.ق، عبدالغفار (نجم‌الملک) که نقشه شهر جدید غربی را پس از نقشه «کرشیش» استاد اتریشی مدرسه دارالفنون به عنوان آخرین شواهد وجود شهر اسلامی ترسیم کرده است. جمعیت تهران را 250000 نفر اعلام می‌کند.
در نقشه عبدالفغار، ترتیبات جدید شهر بسیار مهم است. زیرا خیابان‌های مستقیم و کالسکه‌رو (لاله‌زار و علاءالدوله) در محله های جدید و ( امیریه و چراغ گاز) در محل حصار قدیم صفوی احداث شده بودند و همچنین در شمال ارک دو میدان مشق و توپخانه (جایی که بعدها وزارت‌خانه‌ها در آن تأسیس شدند) در شمال محله سلطنتی بوجود آمده بود. این میادین به سرعت به شلوغ‌ترین نقطه شهر تبدیل شدند. نمایندگی‌های خارجی در این محله ها ی پردرخت (محله دولت) در بالای خیابان علاءالدوله که بعدها خیابان امین سلطان، خیابان سفارتخانه و سپس خیابان فردوسی می‌شود، به سرعت مستقر می‌شوند. اما طلب شهر هنوز همان بازار قدیمی است که مدخل آن همچنان در جنوب ارک قرار دارد.
معظم‌ترین بناها در آن زمان مسجد و مدرسه سپهسالار (میرزا حسین‌خان) بوده که در جوار کاخ بهارستان یا مجلس شورای ملی ساخته شده است.
کاخ های سلطنتی یا خصوصی تنها بناهای زیبای شهر هستند.
عشرت‌آباد در شمال، شمس‌العماره در ارک، کاخ‌های صاحبقرانیه، قصر یاقوت، قصر فیروزه و دوشان تپه در خارج از حصار شهر.
قصر قاجار که در عصر فتحعلی شاه ساخته شده بود در آن هنگام رو به ویرانی نهاده بود. بازار با مساجد متعدد، تکیه‌ها، امامزاده‌ها و کاروانسراها همچنان قلب اقتصادی و اجتماعی شهر بود در حالی که مرکز سیاسی در ارک قرار داشت.
در جنوب محله میدان ارک که از کمی پیش درختکاری و به حوضی مزین شده بود و در آن زمان و آغاز قرن بیستم «میدان شاه» نامیده می‌شد. مسجد خلل‌السلطان جای خود را به تکیه دولت معروف می‌دهد. در شمال خیابان جدید اندرونی، در سال 1295 ه.ق، خیابان زیبای الماسیه را می‌کشند که از بین اسلحه خانه جدید و مدرسه دارالفنون می‌گذرد و به طرف دروازه دولت سابق و میدان توپخانه میرود و در جنوب به باب‌همایون منتهی می‌شود. در این دوران برخی تجهیزات عمومی نظیر واگن اسبی، ماشین‌دودی، روشنایی گاز و نیروی برق در شهر پدیدار شد.
در آغاز قرن بیستم، تهران به صورت بزرگترین شهر ایران درآمده بود، اما هنوز پایتختی بسیار معمولی بود که 250000 هزار نفر جمعیت داشت.
در عهد آخرین سلاطین قاجاریه، شهر تغییر مهم دیگری نکرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



نوع لباس زنان 8

 

لباس زنان تهران قدیم عبارت بود از پیراهن کوتاه و ارخالی از آن کوتاهتر برای پوشاندن بالاتنه به کار می رفت و نیز زیر جامه ای که تا پشت قدم ها را می پوشانید.
در زمستان ، کلچه ای هم برای حفظ از سرما بر آن اضافه می شد. سرپوش زن ها چادر قدی بود که سر و موی بافته بلند آنها را از نظرها می پوشاند. آنها وقتی می خواستند از خانه بیرون بروند، چاقچوری که زیر جامه در آن بگنجد به پا و چادر سیاهی بر سر و روبنده ای از پارچه سفید بالاتنه جواهر که از پشت سر آنها می درخشید، به صورت می زدند.

 

*نوع لباس مردان*

 

لباس عادی مردان در تابستان، پارچه ای پنبه‌ای بود مانند قدک بوشهری و اصفهانی، کاشی و قلمکار اصفهانی، چیت بروجردی، ابریشمینه‌های یزدی، کاشی( کاشانی) و خراسانی، الجه‌های یزدی و ترکمنی، آفری کرمانی، عبادی اصفهانی و یزدی، کتان و شیرپنیر مازندرانی و در زمستان، پشمینه‌های کرمانی، خراسانی، گیلانی، مازندرانی و استرآبادی

 

*سرگرمی پایتخت نشینان*
عبارتند از:
سینما- الک دولک بازی- بادبادک بازی- بند بازی- پرده قیامت- خربازی و خرسواری- عکاسی- مساله گوها یا مرشدها- نمایش لوطی عنتری

*بندبازی*

 

بندبازی و عملیات آکروباتی نیز یکی از نمایش های جالب توجه روزگار قدیم تهران بود و این بازی ها دو نوع بودند: یکی از آنها مختصر و محدود و سیار بود و یک دسته بندباز مرکب از یک آدم نسبتا گردن کلفت زورمند و یک کودک خردسال ‌آن را اجرا می کردند. کودک خردسال بر روی نوک چوب کلفتی می رفت و سردیگر چوب که کودک عملیات خود را بر فراز آن انجام می داد در بین کمربند محکمی قرار داشت که بر روی شکم شخص زورمند بسته شده بود و در همین زمان که عملیات بندبازی شروع می گردید، ‌شخص سومی که ضربی به زیر بغل داشت آهنگ هایی را زمزمه می کرد و بر روی ضرب می نواخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شغل مردمان تهران قدیم 9
عبارتند از:
آسیاب ها و عصارخانه ها- اسلحه خانه- ایشیک خانه- بازار مفت برها- تلگراف خانه- جارچی- چای فروشی های سیار- داروخانه- زنبورک خانه- زیندارخانه- سرایدارخانه- سمسارهای دوره گرد- شاطرخانه- فراش خانه- کالسکه خانه- کشیک خانه- مریض خانه- میرآخوری- تعبیر خواب- فالگیری

*اسلحه خانه*
تا زمانی که قشون ایران مرکب از پیاده های چریکی و سوارهای ایلاتی بود، فرمانروایان خزانه ای از اسلحه ترتیب داده و آن را به شخص امینی می سپردند تا در مواقع آرامش، اسلحه کهنه و از کارافتاده را اصلاح کرده و در موارد جنگ، افرادی را که به میدان رزم می رفتند مسلح می کردند.

 

*سمسارخانه*
غیر از پیشه ها و کسب و کارهای گفته شده در تهران قدیم، عده ای کاسب های دوره گرد بودند که در تمام مدت روز در خیابان ها و کوچه و بازار پرسه می زدند و با فریاد کردن متاع و کالای مستعمل از قبیل کت، شلوار، کلاه کهنه، کفش، خرده شیشه، آهن پاره و غیره خریداری می کردند

 

تعبیر خواب

 

افرادی که به کار تعبیر خواب اشتغال داشتند از روی تعاریفی که فرد مراجعه کننده برای او نقل می کرده،‌ معنایی را برای خواب او ذکر می کردند و گاهی از کتاب های تعبیر خواب نیز استفاده می کردند که یکی از آنها کتاب تعبیر ابن شیرین و دانیال بود که اکنون نیز مراجعه به این کتاب ها در بین برخی افراد رواج دارد

 

*فالگیری*
در این روش فرد فالگیر، از روی خطوط کف دست افراد،‌ آینده آنها را پیش بینی می کند. فالگیرها بر روی هر یک از خطوط موجود در کف دست، اسامی‌ مشخص را گذرده اند که از آن جمله اند: خط سر،‌ نشانه قوای ذهنی،؛ خط زندگی که نشان دهنده طول عمر انسان است؛ خط تقدیر یا سرنوشت که خط خورشید است و به آن خط موفقیت با خط درخشش نیز می گویند و خط قالب،‌ که روشن کننده حالات قلبی و احساسی می باشد.
فالگیران به غیر از پیش بینی آینده معمولا اکثرشان به کار دعا و طلسم نویسی نیز اشتغال داشته اند و برای این کار از جداول و یا کتاب هایی استفاده می کرده اند که یکی از آنها کتابی است به نام جوامع الدعوات که در آن به بیان خیلی از این دعاها و طلسمات پرداخته شده است و نمونه هایی از آن به شرح زیر است:
دعاهای چشم زخم اطفال،‌ دعا در زیاد شدن شیر مادر،‌ برای آسانی وضع حمل،‌ برای رفع زلزله،‌ برای سیاه سرفه،‌ آبله کودکان،‌ برای طلب فرزند، دعای زبان بند،‌ دعای احضار اجنه برای معالجه دیوانه و بسیاری دعاهای دیگر که نمونه ای از خرافات رایج بوده است.

 

*انواع مراسم در شب چهارشنبه سوری*
عبارتند ار:
آجیل چهارشنبه سوری- افروختن آتش- قاشق زنی و آش ابودردا- کوزه شکستن- نحوه خرید اسپند و کندر

 

*آجیل چهارشنبه سوری*

 

این آجیل مخلوطی بود از آجیل های شور و شیرین و معمولا تشکیل می شد از: برگه هلو و زردآلو، باسلق، کشمش، شکر پنیر، مغز گردو، انجیر، توت و غیره. خرید این آجیل مشکل گشای نذر می کردند و غیر از آن نیز خوردن یک چنین آجیلی را باعث شگون و خوش یمنی و آمد کار در سال جدید می دانستند

 

 

 


وسایل نقلیه در تهران 10

 


*اولین اتومبیل ها در تهران*

 

به دنبال کالسکه‌هایی که با بخار و آتش حرکت می‌کردند، اولین اتومبیل‌هایی که به ایران وارد شد، سواری‌های فورد کروکی کلاچی با لاستیک تو پر بود. اتومبیل‌هایی نیز شبیه وانت امروزی وارد تهران شد که به آن ها ماشین لاری می‌گفتند و هم چنین اتومبیل‌های دور سیمی که برای حمل بار و مسافر می‌آمدند. به هرحال، نخستین اتومبیل در زمان مظفرالدین شاه وارد تهران گردید.
*راه آهن و مترو*


تاریخ احداث راه آهن شهری در تهران به 120 سال قبل، بر می‌گردد. تأسیس تراموای شهری، از جمله نکات پیش بینی شده در امتیاز نامه‌ای بود، که به نام بارون‌جولیوس دو رویتر ثبت شده بود. امتیاز دهنده قرار داد مشیرالدوله‌، صدر اعظم ناصرالدین شاه‌، بود.
بر این اساس‌، رویتر امتیاز استخراج و بهره‌برداری از تمام معادن و منابع طبیعی را در سراسر خاک ایران به دست ‌گرفت و اجازه داشت برای احداث راه آهن‌سراسری ایران اقدام کند. تأسیس تراموای شهری نیز از جمله این امتیازات بود. امتیاز نامه فوق بر اثر مخالفت‌هایی پس از یک سال لغو شد و با جایگزینی ‌بلژیکی‌ها، به جای رویتر انگلیسی‌، خط آهن تهران- ری احداث شد. در همان سال‌ها، یک خط آهن روی زمین‌، بین دروازه حضرت عبدالعظیم و میدان باغ شاه‌، به وجود آمد که به واگن اسبی معروف شد. این قطار از وسط خیابان‌های ری‌، چراغ گاز و سپه‌، روی ریل حرکت می‌کرد و به وسیله چند اسب کشیده می‌شد. این اولین و آخرین تراموای دایر شده در تهران تاسال 1320ه. ش، بود.
از دهه سال1320 ، به این سو همواره اندیشه احداث مترو و قطار شهری، در مقاطع مختلف زمانی، در میان مسئولان دولت و شهر تهران مطرح شده است‌.
درسال 1334، پیشنهاد شخصی به نام وفادار، درباره احداث تراموای برقی بین تهران تا شمیران‌، در هیئت دولت تصویب و تصمیم گرفته شد تا مطالعات و تحقیقات بیش‌تری انجام شود.
درسال 1337، مهندس کورس طرح متروی تهران را تجزیه و تحلیل کرد و یکی از شرکت‌های آلمانی نیز آمادگی خود را برای احداث مترو اعلام کرد.
درسال 1345، دولت شوروی سابق، در مقابل خرید گاز، پیشنهاد احداث متروی تهران را داد که بر طبق طرحی که از سوی کارشناسان روس تهیه شد، متروی تهران ‌از میدان راه آهن تا میدان تجریش امتداد می یافت و از جاده قدیم شمیران به خیابان شوش می‌رسید. طرح اولیه این پروژه در حدود 70 کیلومتر برآورد شده ‌بود.
درسال 1348، شهرداری تهران از گروه مهندسان و طراحان ژاپنی برای بررسی وضعیت حمل و نقل شهری دعوت کرد تا در زمینه‌های لازم طرح‌های خود را عرضه‌کنند. در آن هنگام‌، براساس آخرین سرشماری ملی درسال 1345، جمعیت تهران حدود 3000000 نفر و تعداد اتومبیل‌های شخصی و عمومی 145000 دستگاه بود.
گروه ژاپنی پس از مطالعات خود درسال 1349، در مورد طرح‌های دراز مدت و نیاز های شهر تهران‌، ایجاد شبکه راه‌های سریع را همچون بزرگ‌راه و آزاد راه‌، به‌طور نهایی 200 کیلومتر و شبکه راه آهن سریع (مترو) به طول حدود 112 کیلومتر ضروری دانست‌. در این طرح‌، شبکه راه آهن شهری از چهار خط‌تشکیل می‌شد که اولویت به خط شماره یک داده شده بود که شمیران را به ایستگاه راه آهن متصل می‌کرد و حدود 21 کیلومتر بود.
درسال 1349، شرکت فرانسوی سوفرتو مطالعات مقدماتی خود را درباره احداث متروی تهران شروع کرد که تا سال 1351،ادامه یافت‌. سپس در سال1354، قرارداد طرح آن ‌با شرکت سوفرتو امضا شد. براساس مطالعه مؤسسه فوق‌، اجرای سیستم مختلط (خیابان مترو) بهترین طرح بود که شامل شبکه‌ای مرکب از هفت خط‌مترو به طول 146 کیلومتر بود.
سپس در اردیبهشت همان سال‌، مجلس وقت طرح را تصویب و به دولت ابلاغ کرد. در اواسط همان سال، شرکت سوفرتو با امضای قراردادی کارهای اجرایی ‌متروی تهران را آغاز کرد و با این که طراحی خطوط ایستگاه‌ها و سایر موارد از سوی شرکت مزبور انجام شده بود، این شرکت تا سال1357، تنها توانست 2/3 کیلومتر تونل در تپه‌های عباس آباد را به صورت ترانسه باز احداث کند. با وقوع انقلاب اسلامی‌، کار احداث نیز متوقف شد.
در 15 تیر ماه سال 1359، لایحه قانون تأسیس شرکت راه آهن شهری، که به تصویب شورای انقلاب رسیده بود، به شهرداری تهران ابلاغ شد، اما به سبب جنگ‌، در تاریخ 12 اسفند سال1360 ، عملیات اجرایی مترو کامل متوقف شد. سرانجام، فعالیت مجدد مترو در اول تیر ماه سال 1365، آغاز و نخستین مرحله از چهار خط پیشنهادی احداث خط یک و خط دو اجرا شد.
متروی تهران پس از یک دوره طولانی‌، درسال 1378، از مبدأ میدان امام‌خمینی تا میدان صادقیه‌، جهت مرکز به غرب‌، افتتاح شد. در حال حاضر سه خط مترو به‌این ترتیب‌، خط یک از میدان امام خمینی تا صادقیه‌، خط دو از شهرری تا میرداماد و خط پنج از صادقیه تا کرج فعال است‌.
شبکه مترومی تواند به هفت خط افزایش یابد که در مجموع بالغ بر 146 کیلومتر خواهد بود

 

 

 

 

 


*دلیجان*

 

دلیجان کالسکه‌ای هشت نفره بود با اتاق و پشتی، بار بنددار با دور چرخ‌هایی از آهن که از درشکه و کالسکه که چرخ‌هایش رزین دار، سخت‌تر و از گاری که فنر نداشت راحت‌تر بود

 


*سایر وسایل نقلیه*

وسایل نقلیه ابتدایی غیر موتوری تهران قدیم عبارت بودند از:
واکن اسبی، کجاوه، پالکی، هودج، درشکه، ارایه و اسب، واگن اسبی و درشکه وسایل نقله ی مخصوص داخل شهر بودند ولی کجاوه، پالکی، هودج و ارایه مخصوص حمل مسافران خارج شهرها به شمار می‌رفتند. از جمله وسیله نقلیه آتشخوار، ماشین دودی بود.

 

 

 

مکان های مهم شهر تهران
عبارتند از:
آستان مقدس حضرت عبدالعظیم- برج آزادی(شهیاد)- برج سپهر- برج میلاد- پارک لاله(فرح)- پارک ملت (شاهنشاهی)- تئاتر شهر- دانشگاه تهران- قله دماوند- مجلس شورای اسلامی- مجموعه ورزشی آزادی(آریا مهر)- مجموعه ورزشی شهید شیرودی(امجدیه)

 

 

 

* آستان مقدس حضرت عبدالعظیم* 12


بنای اصلی و نخستین بقعه در نیمه دوم قرن سوم هجری قمری، توسط محمد پسر زید داعی علوی‌ تعمیر اساسی شد. درگاه اصلی ورودی بنا که در سمت شمال قرار دارد، برای نخستین بار در زمان پادشاهان آل بویه و سپس در دوره قاجار به یاری مجد الملک قمی کامل شد.
با گذشت زمان‌، متعلقات دیگری هم بنای فوق افزوده شد تا به صورت مجموعه بزرگ کنونی درآمد. در حال حاضر، بنا مشتمل بر حرم‌های متعدد، رواق‌ها، مسجدها، ایوان‌ها و صحن‌ها است‌. در دوره صفویه‌، بناهای اطراف به آن افزوده شد و در دوره قاجار، به دلیل نزدیک بودن به پایتخت‌، توجه بیش‌تری به آن شد و بیش‌تر بناهای وابسته به حرم عبدالعظیم و امام‌زاده زید در این دوره تکمیل و تزیین شد.
از آثار تاریخی این مجموعه به سردر آجری دوران سلجوقی و صندوقی از چوب عود، فوفل و گردو و با کتیبه‌هایی به خط نسخ و ثلث برجسته می توان اشاره کرد که به سال 725 ه.ق، تعلق دارد .
بنای اصلی حرم‌، اتاقی چهار ضلعی به ابعاد 7/5 متری است که در بالا با چهار گوشواره به هشت ضلعی و سپس به کمک طاق‌بندهایی کوچک به شانزده ضلعی تبدیل و زمینه برای برپایی گنبد فراهم می‌شود. پوشش زیرین گنبد با طاق ضربی مدور در زمان شاه تهماسب تغییر یافت و پوشش خارجی آن درسال 1270 ، به دستور ناصرالدین شاه با خشت‌های مسی و زرین تزیین‌شد.
حرم در هر ضلع به وسیله دری به رواق‌های مجاور گشوده می‌شود. اطراف ضریح حرم از سنگ مرمر سیاه و سفید به ارتفاع 1/65 متر پوشیده شده و نیز درسال 1273، به فرمان ناصرالدین شاه بالای آن تا سقف به طرز چشم نوازی آینه کاری شده است‌.
در قسمت شرقی حرم‌، مسجد زنانه و در قسمت غربی مسجد مردانه و مقبره ناصرالدین شاه قرار داشت‌. در آن دوران‌، درِ کوچکی در سمت جنوبی مقبره ناصرالدین شاه وجود داشت که به حرم امام‌زاده حمزه باز می‌شد. در حال حاضر، اثری از قبر ناصرالدین شاه نیست‌.
در سال1270 ، بالای حرم و در کنار گنبد، دو گل دسته به ارتفاع 24 متر از سطح بام و به قطر دو متر ساخته شد. بر فراز ضریح نیز حدود 64 گلدان زرین قرار دارد.
مهم‌ترین صحن و ایوان حرم متعلق به ایوان وسیع آستانه است که در شمال حرم واقع شده است‌. این ایوان به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد. ایوان جنوبی حرم نیز درسال 944 ، به فرمان شاه تهماسب صفوی ساخته و در دوره قاجار آینه کاری و تزیین شد.
صحن‌های دیگر حرم شامل صحن توتی یا مدرسه امین السلطان در شمال غربی‌، حرم و صحن ناصرالدین شاه یا صحن ولی‌عهدی که اکنون ، به صحن کاشانی معروف است در غرب‌ حرم و صحن باغ علی جان در شرق و حرم و صحن جنوبی است که به صحن امام زاده حمزه معروف است‌.
در غرب حرم مسجد و رواق بالاسر قرار دارد که از ساخته‌های دوران صفوی است‌. این مسجد دارای محراب بسیار زیبایی است که با کاشی‌های معرق رنگارنگ تزیین شده است‌.
گورستان حضرت عبدالعظیم حسنی با مقابر، صحن‌ها و مجموعه‌های خصوصی اطراف حرم‌، اعتبار ویژه‌ای دارد. احترام و تقدس ویژه‌ای که مردم برای حضرت قایل بوده‌اند موجب خاک سپاری بسیاری از شخصیت‌های سیاسی‌، اجتماعی و فرهنگی در این گورستان شده است‌. ناصرالدین شاه‌، قاآنی شیرزای‌، خاندان قائم مقام فراهانی‌، بدیع‌الزمان فروزانفر، آیت‌الله کاشانی‌، علامه محمد قزوینی‌، حسین علی میرزا، نصرت السلطنه‌، ستارخان‌، گروهی از دراویش نعمت‌اللهی و فرزندان آیت‌الله بهبهانی در این گورستان آرمیده‌اند.
درسال 1369، طرح توسعه حرم عبدالعظیم‌، در قالب بیش از 16 پروژه بزرگ مذهبی‌، فرهنگی و رفاهی انجام و ازسال 1371 ، عملیات اجرایی طرح به شعاع 200 مترمربع از حرم مطهر در زمینی به وسعت 20000 مترمربع آغاز گردید. به همین منظور، تمام قبرهای قدیمی اطراف حرم که به مرور زمان خراب شده بود و شکل ناخوشایندی به مجموعه بخشیده بود تخریب و تعداد زیادی از منازل و مغازه‌های اطراف خریداری گردید. زیربنای تقریبی مجموعه 100 هزار مترمربع بوده و بودجه مورد نیاز آن نیز بالغ بر 120 میلیارد ریال برآورد گردیده است‌، که از محل درآمدهای آستان‌، همیاری مردم و مساعدت‌های دولت تأمین می‌شود. احداث این پروژه‌ها زیر نظر تیمی از کارشناسان متعهد معاونت عمران آستان مقدس و با بهره‌گیری از معماران چیره دست‌، هم‌زمان انجام گرفته است که در نوع خود از نظر سرعت و کیفیت عملیات ساختمانی کم نظیر است‌.
این حرم پس از اجرای طرح توسعه‌، دارای زیربنای 3700 مترمربع‌، رواق‌های جدید با 8000 متر مربع‌، مصلای بزرگ ری 5000 مترمربع‌، مرکز فرهنگی جوانان 5000 مترمربع‌، دارالتولیه 2700 مترمربع‌، صحن مصلی (صحن سابق باغچه علی‌جان‌) 1650 مترمربع؛ صحن امام‌زاده حمزه 20000 متر مربع‌؛ دانشکده علوم حدیث 5800 مترمربع‌؛ سالن اجتماعات 3000 مترمربع‌؛ موزه جدید 1800 مترمربع‌؛ تختگاه‌های شمالی و جنوبی 700 مترمربع‌؛ صحن امام‌زاده طاهر 6500 مترمربع‌؛ بیمارستان 5000 مترمربع‌؛ مهمان‌سرا 5000 مترمربع‌؛ حوزه علمیه برهان 5000 مترمربع‌؛ کتابخانه‌ ری با 1800 مترمر

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله املای کلمه تهران

دانلود مقاله تعیین درصد وزنی رطوبت در خاک

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تعیین درصد وزنی رطوبت در خاک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


هدف آزمایش : هدف از انجام این آزمایش به تعیین درصد وزنی رطوبت در خاک نسبت به دانه‌های خشک می‌باشد.
1- مقدمه : در اکثر ازمایش‌های مکانیک خاک لازم است درصد رطوبت خاک تعیین گردد این آزمایش برای تعیین درصد وزنی سنگ نیز به کار می‌رود در بسیاری از خاکها درصد طبیعی یکی از خواص فیزیکی مهم است که رفتار خاک در مقایسه با حدود برگ بیان می‌کند و بیشتر به صورت حجمی به کار می‌رود در خاکهای ریزدانه پایداری و مقاومت خاک بستگی به درصد رطوبت آن دارد در این حالت رطوبت طبیعی خاک با نشانه‌های حد روانی و حد خمیری مقایسه می شود و در نتیجه حالت روانی و سختی خاک مشخص می‌شود باید توجه داشت که در مهندسی ژئوتکنیک رطوبت خاک آن قسمت از آب آزاد است که فضای بین دانه‌ها را پر می‌کند.
2- رطوبت خاک بصورت درصد از وزن خشک آن بیان می‌شود و به صورت زیر تعریف می‌گردد.

3- وسایل آزمایش:
الف- ظرف از جنس آلومینیوم یا حلبی باشد که در برابر زنگ زدگی مقاوم است.
ب: گرم‌خانه : برای خشک کردن خاک، دمای گرم خانه در حدود 5+110 درجه سانتی‌گراد تنظیم می‌گردد
ج- ترازو: ترازو با حساسیت 01/0 گرم
4- روش تهیه نمونه‌ای برای آزمایش:
تعیین رطوبت خاک به روش ASTM بستگی به نحوه انتخاب نمونه و وزن آن دارد روشی که در ان نمونه گرفته می شود وزن مورد نیاز آن بستگی به کاربرد آزمایش نوع مصالح و روش نمونه‌گیری دارد در تمام حالات باید نمونه بطوری انتخاب شود که نماینده کل مصالح باشد اگر خاک از لایه‌هایی با جنس‌های مختلف تشکیل شده باشد باید یک نمونه متوسط از مصالح یا از هر قسمت یک نمونه مجزا گرفته می‌شود و یا اینکه به هر دو صورت نمونة‌برداری شده
5- روش انجام آزمایش
1- وزن ظرف خالی به همراه درب آن را اندازه می‌گیریم.
2- نمونه خاک مرطوب را در ظرف مورد نظر قرار می‌دهیم . مطمئن می‌شویم که در پوش متعلق به همان ظرف باشد وزن ظرف به همراه خاک مرطوب را اندازه‌می‌گیریم.
3- بعد از وزن کردن ظرف به همراه نمونه مرطوب، درپوش را بر می‌داریم و نمونه را بصورت 24 ساعت در گرمخانه قرار می‌دهیم تا خشک شود زمان خشک شدن نمونه خاک نیز بستگی به نوع مصالح اندازه و ظرفیت گرمخانه دارد
تذکر: برای خشک کردن نمونه‌های بزرگ باید از سینی استفاده شود تا بتوان خاک را در سطح آن در یک لایه نازک پهن کرد و دانه‌های به هم چسبیده را نیز خرد نمود.
4- هنگامی که نمونه کاملا خشک شد قوطی نمونه را از گرمخانه خارج کرده و سرپوش آن را گذاشته تامانع جذب رطوبت هوا متوسط نمونه گردد و پس از سردشدن قوطی محتوی نمونه را توزین کرده و یادداشت می‌کنیم

تعیین حد روانی و خمیری
هدف آزمایش: تعیین درصد رطوبتی که اگر رطوبت خاک از آن بیشتر شود خاک بصورت روان درخواهد آمد .
وسایل لازم: ترازو – ظرف چینی یا سطح شیشه ای – کاردک – دستگاه کاساگرانه – قوطی رطوبت – اون
انجام ازمایش:
مواد بصورت
روان خمیری نیمه جامد جامد

حد روانی حد خمیری حد انقباض
LL PL SL
ابتدا 50 گرم نمونه را که از الک شماره 4 رد شده است را با مقداری آب مخلوط می‌کنیم تا خمیری شکل شود بعد با کاردک روی شیشه ورز می‌دهیم سپس آن را داخل دستگاه کاساگرانه می‌ریزیم تا 4/3 پیاله را پر کندبعد سطح آن را صاف کرده و با شیارکش داخل آن را از وسط شیار می‌دهیم و هنگامی که به اندازه 7/12 میلیمتر به هم چسبیدند تعدادضربات را می‌شمریم اگر ضربان از 20-15 ضربه کمتر شد یعنی خمیر شل است و اگر 35 ضربه بیشتر باشد یعنی خمیر سفت شده است و باید به آن آب اضافه شود سپسی مقداری نمونه را برداشت و داخل دستگاه اون خشک می‌کنیم و وزن آن را می‌گیریم تا درصد رطوبت آن بدست آید.

دانه بندی خاک به وسیله الک
هدف: تعیین درصد وزنی دانه‌های مختلف خاک از نظر اندازه
وسایل آزمایش: ترازو 1/0 گرم – یک سری الک استاندارد – اون – نمونه
درصد رد شده از هر الک درصد مانده زوی هر الک مانده روی الک شماره الک





 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  27  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تعیین درصد وزنی رطوبت در خاک

نور و افتالمولوژی

اختصاصی از فایل هلپ نور و افتالمولوژی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

نور و افتالمولوژی


نور و افتالمولوژی

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

تعداد صفحه:60


هرست مطالب :

 

مرور توپوگرافیک

یافته های بالینی

تشخیص افتراقی

سیر و پیش آگهی

اسکلروز مولتیپل

یافته های بالینی

Neuromyelitis Optica

(Devics disease)

ادم پاپی (Papilledema)

آتروفی عصب اپتیک

آمبلیوپی توکسیک- تغذیه ای

ترومای عصب اپتیک

ناهنجاریهای عصب اپتیک

.

.

.


دانلود با لینک مستقیم


نور و افتالمولوژی

دانلود مقاله اشنایی با هگمتانه همدان

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله اشنایی با هگمتانه همدان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

جایگاه تاریخی استان همدان
اکثر شهرهای استان همدان و خصوصاً همدان، نهاوند و تویسرکان از قدمت بسیار بالایی برخوردار می‌باشد، به طوری که همدان، اولین پایتخت نخستین تشکیلات حکومتی در ایران بوده که در آن دوره هگمتانه نامیده می‌شده است.آثار مکشوفه از تپه باستانی هگمتانه و نیز کتیبه‌های گنجنامه آثاری از آن زمان می‌باشد. آثار تاریخی ـ فرهنگی متعددی موجود در همدان موجود شد که این شهر به عنوان یکی از شش شهر تاریخی ـ فرهنگی کشور شناخته شود.
همچنین کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده در تپه گیان نهاوند و وجود تپه‌های باستانی باباکمال و مهاجرت حضرت حیقوق نبی(ع) به تویسرکان (در حدود 700 سال ق.م) نیز حاکی از قدمت این دو شهر می‌باشد.
جغرافیایی طبـیعی
الف) موقعیت و مساحت: استان همدان با وسعتی در حدود 20 هزار کیلومتر مربع که درحدود 2/1% مساحت کل کشور را تشکیل میدهد، در غرب ایران بین مدار 33 درجه و 59 دقیقه تا 25 درجه و 45 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه‌و34دقیقه تا 49درجه‌و36 دقیقه طول شرقی‌از نصف‌النهار گرینویچ قرار گرفته است.این استان از شمال به استان زنجان، از جنوب به استان لرستان (بروجرد) و از شرق به استان اراک و از مغرب به استانهای باختران و قسمتی از کردستان محدود میباشد.
ب)پستی و بلندی: این استان منطقه‌ایست کوهستانی و کوههای واقع در آن در تقسیم‌بندی کوههای ایران جزو رشته‌کوههای غربی ومرکزی کشور است که جهت آنها مانند کوههای مرکزی از شمال غربی به جنوب شرقی می‌باشد. نوع آنها خارائی وبیشتر ایام سال مستوراز برف بوده و بهمین علت سرچشمة رودخانه‌ها و چشمه‌سارهای فراوان می باشند.
مهمترین کوههای استان عبارتند از:
- الـوند: رشته‌کوهی است تک در ابتدا و امتداد سلسله‌کوههای زاگرس که از کوههای میانی فلات ایران محسوب و مربوط به دوران سوم زمین شناسی است. درجنوب شهرستان همدان واقـع و از شمال غـربی به کوه خدابنده‌لـوی سنـندج و کـوه مهم چهـل چشمة کردستان واز جنوب شرقی به ارتفاعات راسوند اراک و کوه وفس متصل است.خط‌الراس‌آن‌حد طبیعی‌بین شهرستان همدان وتویسرکان می باشد وبلندترین قلة آن موسوم به الـوند در 18 کیلومتری جنوب شهر واقع و ارتفاع آن 3574 متر می باشد.
- کوههای کم ارنفاع چنگ الماس در شمال دهستان مهربان که ارتفاع بلندترین قلة آن 2525 متر میباشد.
- کوههای قره‌داغ با 2365 متر ارتفاع
- کوههای ارمنی در شمال بخش کبوترآهنگ
- کوه وفس در مشرق با ارتفاع 2540 متر
- سلسله‌کوههای‌خرقان‌ درشمال شرقی‌که خط‌الراس‌ طبیعی بین همدان‌ وقزوین‌ محسوب‌ میشوند
- گردنه مشهور آوج با ارتفاع 3013 متر و در مسیرسلسلةکوههای خرقان قرار گرفته‌است.
ج)رودخـانه‌ها:
1- رودخانه قره‌چای 2- رودخانة سیمینه 3- رودخانة خاکو 4- روخانة درة مرادبیگ 5- رودخانة عباس آباد 6-رودخانة فرجین 7- روخانه گردنةاسدآباد 8- روخانةهمه‌کسی
رودخانه‌های دیگر همدان عبارتنداز: ابـوک، ارزانفود و فرجین
سابقة تاریخی همدان:
هـرودت مورخ یونانی بنای شهر همدان را که به دیاکس، نخستین شهریار ماد نسبت میدهد میـنویسد پس از آنکه این پادشـاه هگمـتانه را جهت پایتخت کشور خویش برگزیـد، کاخـی عجیب ومستحکم بصورت هفت قلعه که هریک درون دیگری قرارگرفته بود ساخت وبه تقلید از رنگ‌آمیزی قصرهای بابلی، کنگره های هریک ازدیوارهای قصر مزبور را برنگی در آورد و کاخـی بس بلند مخصوص شاه و خزانة سلطنتی در آخرین قلعة درونی بر پا ساخت وسکنة شهر خارج از حصارها مسکن داشتند. محیط آخرین دیوار قلعه تقریباً به بزرگی
شهر آتن بود. این قصر دارای 300 تا 1000 اطاق و هر اطاق را 8 درب آهنین بوده‌است.
(655 تا 708 ق‌ م ) اما آنچه‌که در کتیبة تگلات‌پالسراول شهریارآشوری که مربوط به قرن‌یازدهم پیش از میلاد میباشد در مورد همدان آمده ‌است«در این کتیبه نام همدان همدانا نوشته شده است» مشخص می سازد که گفتةهرودت مبنی بر بنای شهر توشط دیوکس محقق نبود و احتمالاً این پادشاه با ایجاد هفت قلعه حیرت انگیز فوق بر آبادانی وتوسعه آن افزوده است. بهرحال از آنچه که سایرمورخین بیگانه در مورد همدان نگاشته‌اند می توان پی‌برد که این شهردر دوران زمامداری دیوکس بعنوان پایتخت دولت ماد اهمیت و رونق خاصی داشته‌است در این زمینه پلی بیوس مورخ دیگر یونانی (204 تا 132 ق.م) همدان باستانی رابدینگونه توصیف می نماید.
در د امان کوه ارنتس (به زبان یونانی مقصود کوه الوند است) شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم وعجیب حیرت آوری قرار گرفته، قصر شاهی درون آخرین قلعة آن استوار گردیده و مساحت زمین زیر کاخ شاهی در حدود 1300 متر است. وضع ساختمان و آرایشهای عجیب وتزئیناتی که در این کاخ بکار رفته‌است بنحوی است که توصیف آن مبالغه‌آمیز بنظر می رسد. چوبهایی که در آن بمصرف رسیده پوشیده‌ از زر و سیم است، درها و ستونها و رواقها با هزاران گونه کنده‌کاریها ونقش ونگارها آراسته‌شده ویک تیر عاری از زیور و یک دیوار بی پیرایه در آن کاخ یافت نمی شود حتی کاشیهایی که زینت بخش ازارها و دیوارهای درونی قصر است با پوششی از آب نقره سیم‌ اندود گشته همة چوبها از جنس سرو وکاج است.
بهرحال پس از شکست دیوکس بوسیلة سارگن پادشاه آشور وتحقق وحدت مادها که‌ برای اولین بار توسط او مطرح شده بود توسط یکی دیگر از رؤسای ماد بنام فرورتیش یا فرااورتس شکل می‌گیرد و هم او ناحیه وسیعی از همدان را به اشغال خود در می آورد ودر زمامداری آخرین پادشاه ماد موسوم به ایختوویکو یا آستیاک بدنبال درخواست مردم اکباتان « بزبان یونانی آن را اکباتان میخواندند » ودر سال 550 ق. م و پس از 3 سال جنگ سلسلةمادها بوسیلة کوروش هخامنشی منقرض گردید.
بعضی از مورخین اعتقاد دارند که شهر همدان در دوره بخت‌النصر ویران شده‌ است ودر زمان داریوش اول از نو آباد گردیده و کشف آثار متعدد از این دوره در همدان علاوه بر تائید این نظریه مشخص می سازد که همدان پایتخت تابستانی هخامنشی بوده است.
در دوران قدرت نمائی اسکندر همدان بعنوان ستاد فرماندهی سلوکیان برضد پارتی ها مورد استفاده قرارمی گیرد وسالیان بعد پس از آنکه اشکانیان قدرت کافی یافتند وبر تمامی ایران تسلط پیدا کردند همدان را پس از تصرف برای پایتخت تابستانی خود انتخاب می نمایند (250ق.م) وکشف آثار فراوان مربوط به دورة زمامداری ساسانیان در نقاط مختلف استان مؤید این نکته است که در این دوره نیز همدان مورد توجه قرار داشته است.
و بعد هنگام طلوع آفتاب درخشان اسلام مردم همدان از جملة اولین مردمی هستند که در جهت مقابله و پشت پا زدن به اختلافات طبقاتی شدید و ظلم و ستم دوران ستمشاهی خانوادة ساسانی بفرمان رسول اکرم (ص) بر تشرف بدین مبین اسلام پاسخ مثبت می دهند.
و در سال 319 هجری و در زمان تسلط دیلمیان همدان مرکز کشمکشهای فراوان بین حسنویه و دیلمیان وکاکویه قرار می گیرد تا اینکه عاقبت همدان در تقسیمات به رکن‌الدوله می رسد وسپس شمس الدوله از طرف سیده‌خاتون زمامداری همدان را بدست می آورد و هم اوست که وزارت خود را به فیلسوف نامدار ایران «ابوعلی سینا » می سپارد.
در حملة خانمانسوز مغول (617 ه.ق ) همدان نیز از این آسیب بزرگ و وحشتناک برکنار نمی‌ماند ودر زمان هلاکو خان بمدت شش ماه مقر فرماندهی او می شود وسالیان بعد یکی از اعقاب ایلخانیان بنام بایدوخان‌مغول (695 ه.ق) در این شهر تاج گذاری می‌کند وتوسط همین شخص است که جهت ترمیم ویرانیهای شهر کوششهایی مبذول می گردد. در زمان غازان‌خان نیز اقداماتی در آبادانی شهر از جمله ساختن خانقاهی انجام می گیرد.
و پس از چنگیزیان در حملات یکی دیگراز خونخواران تاریخ یعنی تیمور وتاسیس حکومت قره‌قویونلوها بر ویرانه‌های ایران توسط اشخاصی چون امیر حسین بیک و بازماندگان او
چون اغورلو از تیموریان همدان نیزاز این آشوب مصون نمی ماند. تا اینکه در دوران حکومت صفویان و به گاه حکومت شاه‌اسماعیل که ظاهراً به آبادی ایران علاقه‌مند است در این شهر اقداماتی چون ایجاد کارخانة چرم سازی صورت می پذیرد و قلمرو علی شکر نامی که دراین دوران به همدان اطلاق می شود بعنوان یکی از بیگلربیگی‌ها و یکی از املاک معتبر شیخ علیخان رئیس‌الوزرای شاه سلیمان اعتباری خاص می یابد پس از انقراض صفویه و بروز هرج ومرج و در سال 1138 هجری شهر همدان بدنبال پایداریهای مردانة مردم اما بعلت فقدان ادوات جنگی به‌تصرف احمد پاشا والی بغداد درمی آید ولی مجدداً در زمان شاه طهماسب دوم ترکان عثمانی بر این شهر تسلط می یابند وبعد در سال 1145 بموجب پیمانی که میان ایران وعثمانی امضاء می‌شود شهر همدان بطور قطع به ایران تعلق پیدا می کند. تا اینکه درزمان حکومت قاجاریان بعنوان ستاد فرماندهی محمدعلی میرزای دولتشاه در جنگ با علی پاشا والی بغداد مجدداً در گیر جنگ می شود و عاقبت در زمان تسلط پهلویان براین منطقه از کشور همان شد که بر سایر نقاط روا رفت. ویرانه‌های باقی مانده بر روی تپة تاریخی هگمتانه در مرکز و قلب شهر بعنوان لایة روئین تاریخ چندین هزارسالة از ماد تا پهلوی و بعنوان تمدن پهلوی ویا دروازه‌های تمدن بزرگ به مثابة گواه زنده‌ایست که بر تارک شهر همچون سایةای نفرت انگیز خودنمائی می کند.
نگاهی کوتاه وگذرا به بافت قدیم شهر همدان
مجموعه بازار: مجموعه بازار شهر همدان که از بافت زیبا و منظمی بر خوردار است،قسمت عمده آن در حد فاصل خیابانهای باباطاهر –اکباتان وشورین وچند راستای آن درمحدوده خیابانهای عباس آباد وباباطاهر قرار گرفته که درمسیر دو خیابان اکباتان وبابا طاهر (پس از احداث) قسمتهایی از آن صدمه دیده است.
1- راستا بازار زنگنه یامظفریه یا حکیم خانه. 2- راستا بازار زرگرها.
3- راستا بازار صندوقسازها. 4- راستا بازار مسجد جامع.
5-راستا بازار چلنگر ها 6- راستا بازار قصابها.
7-راستا بازار مسگرها. 8-راستا بازار قنادها.
9-راستا بازار شیشه فروشها. 10- راستا بازار قبله.
11- راستا بازار پیامبر 12-راستابازار نخود بریزها.
13-راستا بازار حلبی سازها 14-راستا بازار صحافخانه.
15-راستا بازار علاقبندها 16-راستا بازار کفشدوزها.
17-راستا بازارکفشدوزخانه بزرگ. 18-راستا بازار موتانخانه.
19-راستا بازار حسین خانی. 20-راستا بازارکلیمیها.
21-راستا بازار حاج فضل الله. 22-راستا بازار گلشن.
23-راستا بازار دباغخانه. 24- راستا بازار آهک فروشها.
جمعیت، نژاد و پراکندگی:
جمعیت:
کل جمعیت این استان مطابق سر شماری سال 1355 پیرامون 1088024 نفر است که از این تعداد 762848 نفر، یعنی معادل 70% آن ساکن در روستا و بقیه 325176 نفر در شهر های استان ساکن می باشند.
نژاد،زبان و پراکندگی آن:
1-تـرکها 2-لـر و لک. 3-کـردها. 4-فـارسها.
محـلات وکـوی های قدیمی:
شهر همدان در قدیم نزدیک به سی کوی (محله ) داشته است.که بعضی از آنها بزرگ وبرخی کوچک بوده اند. این محلات دو شکل داشته ؛ گرد ودراز. کوی در هم کمتر دیده شده.
هر کوی گرد دارای میدانچه‌ای بوده که به آن چمن می گفته اند(زیرا در وسط،باغچه، حوض و چاه آب وجود داشته است ) در اطراف هر چمن، حمام وچند دکان بقالی، عطاری،قصابی،نانوایی و غیره وجود اشته. مانند چمن کلپا، ورمزیار و محل حاجی. مردمی که در خانه آب جاری یا چاه نداشته اند از قنات چمن استفاده می کردند. هر محله دراز عبارت بود از یک راستا،که از کوچه های معمولی پهنتر بود و حمام و مسجد ودکانها در آن قرار داشتند و به آن کوی می گفتند.کوچه ها از اطراف به کوی می پیو ستند. چون محل کولانج و بختیاریها. کـوی بـزرگ دارای چند حمـام ومسجد بود مانند کـوی درود آبادیـها که دارای چهار حمام و بازارچه بود.
دربسیاری موارد نام این محلات به اسامی افراد سر شناس و خیر ساکن درآن محله نامیده می‌شدند. مانند محله جولانی وکبابیان.
محلات و کوی های بزرگ وکوچکی هنوز در همدان وجود دارد که بعضی از آنها عبارتند از: محلات جولان، ورمزیار، کلپا، سر گذر، جالگه، آقاجانی بیک، امامزاده یحیی، کبابیان، درود آبادیها وپیر گرگی.

 

 

 

میدان امام خمینی:
این میدان بزرگ است که در وسط شهرهمدان قرار دارد. نقشه آن در سال 1307 توسط معمـاران شهر ساز آلمانی داده شده است و بین سالهای 1309 تا 1312 ساخته شده. شعاع
این میدان که یک دایره کامل است، هشتاد متر (مساحت بیش از دو هکتار ) است و از اطراف آن شش خیابان با فواصل مساوی (حول محیط) هر کدام به عرض سی متر به شش جهت شهر کشیده شده است. این خیابانها عبارتند از: بابا طاهر، ابوعلی سینا، شهدا (شورین ) تختی ( سنگ شیر ) و اکباتان.
ساختمانهای اطراف این میدان وسیع وزیبا به استثنای 6/1 آن که در آتش سوزی سال 1325 سوخته و از بین رفته است و فعلاً عمارت بانک ملی به جای آن ساخته شده است.در وسط این میدان باغچه هایی ایجادو حوض بزرگی ساخته شده و در وسط حوض بر فراز پایه ای که قبلا مجسمه شاه بر روی آن قرار داشت طرح آرم جمهوری اسلامی ایران به مصداق آیه شریفة ((جاء الحق و زهق الباطل)) با شکوه خاصی نصب شده است.

 

 

 

آثار و ابنیه‌های تاریخی استان:
امامـزاده یحیی:
این بقعه که به شماره 128/3 به سال 28/3 /54 ثبت فهرست آثار تاریخی گردیده است درداخل شهر همدان و نسبت به میدان امام خمینی در جنوب آن قرار گرفته است. در زیارتنامه اولاد بافصل حضرت علی (ع ) معرفی شده است. (اخیراً این امامزاده با ایجاد کمر بندی بوعلی به سنگ شیر در کنار خیابان قرار گرفته است)
بقعه در وسط محوطه ای وسیع قرار دارد و از چهار جانب محصور است. درورودی بنا از سمت مغرب میباشد، ولی از سه جهت دیگر دارای درهایی است که از در اصلی کوچکتر می باشند و هر چهار در در وسط و در مقابل چهار مدخل بقعه قرار دارند.
امام زاده هادی بن علی (ع):
در محدوده گلکاری وسط میدان باباطاهر ودر دامنه تپه ای که آرامگاه باباطاهر بر آن ساخته شده بنای آجری با گنبد شانزده ترک جلوه خاصی به میدان بخشیده است. این بنا که مـرقـد امامزاده هادی فرزند امام زین العابدین (ع) می باشد از ابنیه مربوط به اوایل قرن هفتم هجری و از معماری استادانه و شیوایی برخوردار است.

 

امامزاده حسین (شاهزاده حسین ) (ع):
السلام علیک یا بن ائمه الهدی ـ السلام علیک یاین زمزم و صفا ـ السلام علیک یا بن امیر المومنین علی المرتضی ـ السلام علیک یا حسین بن علی النقی. مدخل بقعه در سمت مشرق حیاط دلبازی است.از آجرهای متناسب و کوچکی که بر دیوار آن چند بیت از اشعار محتشم کاشانی به خط نستعلیق نوشته شده اند به رواقی وسیع وبا شکوه که دارای چهارشاه‌نشین است و بر دیواره های آن سوره هایی از قرآن بخط نستعلیق برجسته گچبری و برنگ تیره نقاشی شده است می رسیم.
امامزاده اظهر بن علی (ع):
ساختمان امامزاده اظهردرروستای درجزین بخش رزن قرار دارد. این بنای متناسب و موزون بصورت برج استوانه ای شکل 19 ترکی است که ارتفاع آن در حدود 20 متر می با شد که هشت متر آنرا ساختمان برج و بقعه را گنبد مخروطی شکل بنا می دهد. این بنای آجری متعلق به دوران مغول است که بعدا به فرمان شاه عباس دوم صفوی در سال 1056 هجری قمری مرمت شده است.

 


امامـزاده هـود (ع):
برج تاریخی امامزاده هود در آبادی ینگی قلعه در بخش رزن واقع شده است. از ابنیه متعلق به دوران مغول و قرن هشتم هجری قمری واز نمونه های شیوای این دوران بشمارمی رود. از آجر ساخته شده ودارای 12 ضلع است و اندازه خازجی هر ضلع از وسط جرز تا وسط جرز دیگر 36/2 متر و دهانه طاق نمای هر ترک 60/1 متر و ابعاد داخلی هر ضلع از یک نبش تا نبش دیگر 68/1 متر و عرض دهانه وسط هر ضلع داخلی بالغ بر 86 سانتیمتر می باشد.
امامـزاده قاسم:
در شمال شرقی همدان و نزدیک روستای قاسم آباد واقع است. صاحب بقعه قاسم بن احمد بن قاسم بن محمد، معروف به بطحایی از اعقاب زید بن حسن علیه السلام و در زیارتنامه ((السلام علی قاسم بن موسی و علی جیرانک)) نقل شده است.
بقـاع و اماکـن مذهبی:
گنبد علویان:
گنبد علویان یا مسجد علویان از ابنیه های قرن ششم هجری قمری ودوره سلجوقیان است که در دوران مغول تزئین و مـرمت شده.
این بنا مهم ترین اثر تاریخی اسلامی همدان محسوب و بشمار ه 94 در دی ماه سال 1310 ثبت آثار تاریخی گردیده است.درداخل محوطه مدرسه علویان قرار دارد. (این مدرسه‌ درکمربندی نزدیک میدان عین القضاه است). بنایی است چهارضلعی‌که منـظرةخارجی‌آن مانند گنبدسرخ مراغه است (جزآنکه با آجر سفید و با ابعادی کمی بزرگتر ساخته شده است). نمای خارجی‌در دو طرف‌دارای طاق نماهایی است ( درهرطرف دو طاق نما ) که به اشکال منظم لوزیهای بزرگ وکـوچک با آجر برجسته کاری شده اند و بقایای کتیبه آجـری زیبایی بخط کوفی بر جسته‌
مشتمل بر چند آیه اول سوره دهر یا سوره انسان در بالای دیواره وستونهای خارجی جلو خان به چشم می خورد.
بـرج قربـان:
به قـرار معلوم مدفن شیخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابو العلاء و جمعی از امـراء سلجوقی است که چون مقابر دیگر مردم عارف مسلک قرن هفتم وهشتم هجری و به سبک مقابر معمول ومرسوم پس از حمله مغول ساده وبی پیرایه که از قضای زمان دربن کوچه تنگ وپیچ‌درپیچ در یک کوچه بن بست محصور شده بصورتی که در بعضی از قسمتها فاصله آن با دیوارهای خانه های مجاوربیش از یک ونیم مترنمی باشد واز این بابت نمای خارجی این بنا ی با ارزش ودیدنی تحت تاثیر فضای اطراف صدمه فراوان دیده است.

 

مدارس و مساجد:
مسجد جامع:
مسجد جامع در محدوده بازارهای شهر ودر ابتدای سمت چپ خیابان اکباتان واقع شده است. این مسجد از ابنیه دوران قاجار یه وقدیم ترین و معتبرترین مسجد همدان محسوب می شود و تاریخ سال شروع ساختمان آن بر اساس آنچه که دروسط قطاربندی جلو ایوان بزرگ رقم رفته 1253 هجری قمری است.
از مساجد بزرگ دیگر همدان می توان مسجد آقاجانی بیک، مسجد حاج احمد، مسجد آخوند ملا علی، مسجد یحیی و…و ازمدارس آن می توان به مدرسه آخوند،مدرسه دامغانی، مدرسه زنگنه اشاره کرد.
آثـار تاریخـی:
کتیبه گنج نامه یا جنگ نامه، ترجمه فارسی کتیبه مربوط به خشایار، مجسمه شیر سنگی.

 

 

 

آرامگاه ابو علی سینا:
حجه الحق شیخ الرئیس الملک ابوعلی حسین بن عبد الله بن سینا فیلسوف ومتفکر بزرگ و طبیب و دانشمند عالیقدر از بزرگترین حکما اطبای اسلام و از دانشمندان بزرگ جهان است.
بنا بر آنچه خـود در شرح احوالش نگاشته پدرش عبدالله از اهـل بلخ و عمال دولت سامـانی بوده که در زمان فرمانروایی نوح بن منصور 366-378 به بخارا منتقل و عامل قریه خورمثین و هم در بخاراست که ابو علی سینا فراگرفتن قرآن وادب وفقه و علوم ریاضی را مشغول می شود تا اینکه چندی بعد فیلسوف ودانشمند مشهور ابو عبدالله ناتلی به بخارا می آید و بنا به خواهش عبداله پدر ابو علی در منزل آن سکـنی می گزیند. ابوعلی در نـزد او قسمتی از کتب منطـق و اقلیدس والمجسـطی و دیگر علوم را با مطالعه شخصی فرا می گیرد.
و سپس مطالعات خود را در علوم الهی و طب و ریاضیات ادامه داده تادر همه این علوم تبحر کافی یافت و پس از معالجه پادشاه سامانی چون اجازه ورود به کتابخانه او را می یابد. چنانچه خود گوید این کتابها را خواندم وبر فواید آنها دست یافتم و مرتبه هر کس را درعلم شناختم و چون به 18 سال تمام رسیدم از همه این علوم فارق شده بودم در 21 سالگی
شروع به تالیف و تصنیف نموده ودر 22 سالگی به علت فوت پدر ناگزیر چندی به اعمـال دیوانی پرداخته و متقلد شغل پدر می گردد.
و چون کار سامانیان آشفته می شود از بخارا به گرگان پایتخت خوارزم به نزد خوارزم شاه علی بن مامون بن محمد رفته ودر خدمت ا و وزیرش احمد بن محمد السهلی که خود از دانشمندان بزرگ بود گرد و منزلتی پیدا می کند پس از چندی در آن سرزمین اقامت گزیده و برخی در آن سرزمین اقامت گزیده وبرخی از کتب خود را در آنجا می نویسد.بعد به گرگان رفته چندی در آنجا می ماند وبعضی از کتب خود را تالیف می کند ودر سال 405 به ری عزیمت نموده ودر آنجا به خدمت مجدالدوله ابو طالب رستم بن فخرالدوله دیلمی و مادر او سیده می رسد و مجدالدوله را که بیمار است معالجه می کند.وکتاب المعاد را می نویسد.تا اینکه در اواخر سال 405 یا اوایل سال 406 از ری قصد قزوین کرده واز آنجا رهسپار همدان می شود و ظاهراً حدود 9 سال درهمدان می ماند ووزارت شمس الدوله ابوطاهر شاه خسرو دیلمی پسر فخرالدوله که از سال 387 تا 412 در همدان و جبال سلطنت می کرد را می پذیرد
و اما به سبب شورش سپاهیان از وزارت معذول و 40 روز در خانه ابو سعید خدوک پنهان می شود وچون بیماری قولنج امیر شمس الدوله عود می نماید به مجلس او رفته و پس از مداوای وی وزارت را به دست می گیرد ودر همان ایام است که ضمن تدریس کتاب شفا
تالیف می کند وپس ازدرگذشت شمس الدوله وزارت پسرش سماءالدوله را به عهده می گیرد ووی در اثر سعایتهای تاج الملک که شیخ را متهم به مکاتبه با مخلفان سلطنت نموده است به حبس می افتد و مدت 4 چهار در قاعه فرد جان واقع در ناحیه فراهان زندانی می شود ودر زندان است که کتاب الهدایه ورساله حی بن یقطان والقولنج را تالیف می کند.وپس از رهایی از حبس به اصفهان نز د علاءالدوله پاکویه رفته ومدتی با اکرام واعزار تمام در خدمت آن پادشاه مانده وبه تصنیف وتالیف وتدریس می پردازد در سال 428 که همراه علاءالدوله عازم همدان می باشد بیمار شده وهم در بین راه دارفانی را ود اع می گوید.
جنازه اش را به همدان آورده ودفن می کنند. آرامگاه ابوعلی سینا در خیابانی به همین نام که از میدان بزرگ شهر (میدان امام خمینی منشعب می شود ) ودر قسمت غربی میدان بوعلی بابرج بلند زیبایش با ابهت سر به سمان می ساید قرارگرفته. طرح ونقشه آرامگاه با توجه
به سبک معماری قرنی که حکیم در آن می زیسته واز روی قدیم ترین بنای تاریخ دار عصر اسلام در ایران یعنی بنای معظم گنبد قابوس که یکی از شاهکارهای معماری به شمار می رود اقتباس گردیده است.

 

 

 

 

 

هگمتانه
همدان این شهر کهن و افسانه ای، با سابقه درخشان و آثار کشف شده حاکی از وجود یک شبکه منظم و پیشرفته آب رسانی در شهر حکومتی مادها و پارت ها می باشد در فواصل بین کانال های آب رسانی معابری به عرض ۵/۳ متر وجود داشته و کف این معابر تماما" با آجرهای مربع شکل و منظمی مفروش بوده است پیشنه حفاری های علمی این تپه به سال ۱۹۱۳ میلادی بر می گردد که هیئتی فرانسوی از طرف موزه لور پاریس به سرپرستی شارل فوسی. کاوش هایی در تپه هگمتانه انجام داد ولی نتایج این کاوشها هیچ گاه منتشر نشد.در طی ۱۰ فصل حفاری انجام شده از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۷۸که حدود ۱۴۰۰۰ متر مربع از بقایای این شهر مورد کاوش قرار گرفته یکی از کهن ترین دوره های تمدن بشری نمایان شده است همچنین یک حصار طولانی به ارتفاع ۹ متر و دو برج عظیم و کم نظیر در درون آن کشف شده از جمله کاوشهای علمی سال ۱۳۶۲ تا کنون که به سرپرستی آقای دکتر محمود رحیم صراف به انجام رسیده منجر به شناسایی شهر بزرگی در دل تپه هگمتانه شده است تحقیقات نشان داده که در فواصل ۳۵متری بین معابر دو سری واحد های ساختمانی قرار دارند که هر کدام شامل یک حیاط مرکزی ( هال ) است با اتاق ها و انبارهایی به صورت قرینه در گرداگرد آن به شکلی که هر واحد ساختمانی فضایی در حدود ۵/۱۷* ۵/۱۷ متر را در بر می گیرد معابر مذکور با عرض ۵/۳ متر و پیبندی آجری در بخش وسیعی از تپه گسترش داشته و جهت شمال شرقی و جنوب غربی دارند. همچنین ادامه کاوش ها بخش هایی از حصار عظیم شهر به قطر 9 متر و ارتفاع 8 متر را آشکار ساخته است. این حصار در فواصل معین دارای برجهای عظیم بوده که هگمتانه قدیم را در بر می گرفته است. به طور کلی این تپه در طول یکصد سال اخیر بارها مورد حفاری باستانشناسان داخلی و خارجی قرار گرفته است از جمله ویژگیهای شهر باستانی هگمتانه معماری و طرح و نقشه منظم این شهر بوده که در بین آثار باستانی به دست آمده کم سابقه است ضمنا" در طول حفاریهای انجام شده آثار ارزشمند و بی نظیری کشف گردیده که اغلب متعلق به دوران هخامنشیان و نیاکان آنهاست. تعدادی از اشیاء کشف شده از این تپه در موزه ملی ایران باستان و تعدادی دیگر در موزه ها و یا مجموعه های خصوصی خارج از کشور نگهداری می شود.
تپه هگمتانه
آشوریان باستان به شهر های قوم کاسی، عنوان “کار کاشی“ داده بودند، که “ کار“ به معنی قرارگاه یا منزلگاه و “ کاشی “اسم قوم“ کاسی“ است.
آشورشناسان و مادشناسان، جملگی این کارکاشی ( یا شهر کاسیان) را منطقه کنونی همدان دانسته اند. پروفسور گیریشمن، باستان شناس معروف فرانسوی، معتقد است که اسم قبلی هگمتانه، “ اکسایا“ یعنی شهر کاسی ها بوده است و در مجموع اعتقاد غالب بر این است، که شهر هگمتانه را یکی از اقوام آریایی بنام مادها ساخته اند و نخستین دولت ایرانی را در آن بنا نهاده اند. ولی نتایج تحقیقات، بیانگر آن است که شهر هگمتانه، پیش از انتخاب به پایتختی توسط مادها وجود داشته و مردمانی از قوم کاسی در آن زیسته اند. سپس بازماندگان قوم کاسی، بعدها با طایفه ای از آریایی ها، قوم موسوم به ماد را پدید آورده اند و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوری، دولت ماد را بنیان گذاشته و و پایتخت خود را کار کاشی قرار داده اند و از آن به بعد، این شهر هگمتانه نام گرفته است.
مادها، گروهی از اقوام آریایی بودند، که از جنوب سیبری به سمت فلات ایران حرکت کرده و در غرب ایران ساکن شدند. عواملی مانند: رشد اجتماعی و فرهنگی، تماس با گروههای بومی ساکن فلات ایران، وجود همسایگانی قدرتمند و احساس نیازهای جدید سیاسی و اجتماعی، آنها را وادار به اتحاد و ایجاد حکومتی مقتدر نمود، به طوری که قوی ترین قوم آن روزگار یعنی آشوری ها را، برای همیشه از صفحه روزگار محو کردند.
هگمتانه که نام آن به صورت هنگمتان (Hangmatana) پارسی باستان به معنی مکان گرد آمده، اگمتنو اکدی، اگمتنو ایلامی، عخمتاع آرامی، اگباتن یا اکباتن یونانی در منابع آمده، از دیگر پایتخت‌های شاهنشاهی هخامنشی بوده است. بنا به گفته گزنفون، کوروش و دیگر شاهان هخامنشی، تابستان را در آنجا می‌گذراندند.
هرودوت بنیاد این شهر را به دیوکس (Deioces) بنیانگذار فرضی حکومت ماد نسبت می‌دهد. از سوی دیگر در سالنامه ششم نبونعید آمده است که کوروش (دوم) شاه آنشان پس از اسارت ایشتوویگو، آخرین شاه مادی، به هگمتانه تاخت و غنایم فراوانی را از این شهر سلطنتی به انشان منتقل کرد. هرودوت در جای دیگر اشاره می‌کند که پس از فتح پاسارگاد، خزانه‌های کرزوس را به هگمتانه منتقل کرد. پس از فتح بابل نیز کوروش بهار سال 538ق.ب را در آن شهر گذراند و در تابستانه به هگمتانه رفت.
در کتاب عذرا (باب‌های چهارم تا ششم)، آمده است که کوروش پس از بازگرداندن یهودیان اسیر در بابل به سرزمینشان در سال 536ق.م دستور داد که هزینه لازم برای بازسازی معبد آنان را از خزانه سلطنتی پرداخت شود. پس از مرگ کوروش این کار برای مدتی متوقف و سپس در دوره سلطنت داریوش اول از سرگرفته شد. به دنبال از سرگیری کار بازسازی معبد، حاکم وقت منطقه مانع یهودیان شد و از آنان مجوز طلبید. آنان نیز به فرمان کورش اشاره کردند که باید جایی در بایگانی‌های سلطنتی باشد. بنا به استعلام حاکم و دستور داریوش، ماموران بایگانی، بابل را جستجو کردن، اما چیزی نیافتند تا اینکه به هنگام جستجو در بایگانی هگمتانه طوماری بدین مضمون یافت شد که:
«تذکر: در نخستین سال سلطنت کورش، شاه فرمانی صادر کرد در مورد معبد خدای اورشلیم: بگذارید معبد برای نثار قربانی بازسازی شود و بگذارید پی‌های آن بنا شود. هزینه این کار را خزانه سلطنتی خواهد پرداخت».
در بخش‌های طوبیت (3:7، 7:1، 14:12) وجودیت (4-1:1) از متون مخفی (Apocrypha) یهود نیز اشاراتی به هگمتانه شده است که بیشتر رنگ افسانه به خود گرفته است (برای شرحی اجمالی از توصیفات این دو متن از هگتانه رک: اذکایی، 62:1367).
عقیده عموم بر این است که هگمتانه باستان در زیر شهر همدان امروزی خفته است و نام همدان را نیز برگرفته از نام هگمتانه می‌دانند. این نظریه اول بار از سوی مک‌دانلد کینر، جهانگرد انگلیسی مطرح و با استقبال عموم مواجه شد. اما بیست و اندی سال بعد، هنری راولینس در مقاله‌ای مفصل با بررسی متون مختلف یونانی، رومی، بیزانسی و عربی، به این نتیجه رسید که تخت سلیمان امروزی همان هگمتانه است. نظر وی، هواداران چندانی نیافت و یافته‌های بعدی نظریه همدان = هگمتانه را تقویت و تثبیت کرد.
طی قرون نوزدهم‌، دهها جهانگرد اروپایی از همدان دیدن کردند و درباره آثار آن و یافته‌های مردم در میان خرابه‌ها مطالبی نوشتند. از جمله در دهه 1840 م، فلاندن و کاست به پایه ستون‌های هخامنشی در 2 کیلومتری شرق همدان اشاره کردند و همین امر موجب شد که هرتسفلد آن محل را جایگاه هگمتانه مادی بشناسد.
اگرچه هگمتانه از مهمترین محوطه‌های باستانی ایران به شمار می‌رود، اما تا به حال حفاران قاچاق در آن بیشتر فعالیت کرده‌اند تا باستانشناسان. نخستین تحقیقات باستانشناختی در همدان را ژاک دومورگان به عمل آورد. وی در سال 1890 م، بیست و چهار روز را در همدان و اطراف آن سپری کرد و طی این مدت آثار قابل رویت و اشیایی را که از اهالی خریده بود، ثبت کرد. در بین اشیایی که به قول دومورگان از محلی در میان خرابه‌های شهر بدست آمده، سه شی، پیکرک زرین یک زن، یک آویزه مفرغی به شکل جانور و یک وزنه مفرغی اردک شکل وجود دارد که به نظر کالمایر مادی یا هخامنشی هستند. ماسکارلا از این سه شی فقط وزنه مفرغی اردک شکل را هخامنشی می‌داند.
از 16 آوریل تا 132 اکتبر 1913 م، هیاتی فرانسوی به سرپرستی شارل فوسه در همدان و اطراف آن مشغول به حفاری بود. حفریات این هیات را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
18 آوریل، چند گمانه‌زنی در جنوب شرقی شهر و روبروی شیرسنگی، بی‌نتیجه.
چند روز بعد، در باغی در داخل شهر که محل آن نامشخص است، بی‌نتیجه.
30-21 مه، در دیزج در شمال همدان، بی‌نتیجه.
20-6 سپتامبر، در مجاورت مقبره استر و مردخای، بی‌نتیجه.
22 آوریل تا 31 مه، بر روی تپه مصلی، مقداری آجر لعابدار و بدل چینی و یک قطعه ستون با نقوش اسلیمی.
1 ژوئن تا 8 سپتامبر، در محلی به نام سرقلعه در شمال غربی شهر، تعدادی پایه ستون، سرستون، ساقه ستون شیاردار و یک پایه مجسمه.
17 ژوئیه، در محلی به نام اوروس باغی.
این هیات سرانجام بدون دستیابی به اهداف موردنظر به فرانسه بازگشت و ادامه کار آن نیز به علت وقوع جنگ جهانی اول متوقف گشت.
تا مدت‌ها تصور عموم بر این بود که هگمتانه باستان در زیر تپه مصلی در جنوب شرقی شهر همدان قرار دارد، اما بررسی‌های هوایی اشمیت در سال 1973 م، نشان داد که آثار باستانی را باید در زیر تپه هگمتانه در شمال شرقی شهر جست و تپه مصلی، تپه‌ای طبیعی است که در دوره پارتی بر روی آن دژی احداقث شده که اکنون کاملاً از بین رفته است.
در اوایل دهه 1950 م، رابرت دایسن از طرف موزه دانشگاه پنسیلوانیا برای بررسی امکانات حفاری در تپه هگمتانه عازم ایران شد. همزمان با بررسی‌های او بود که با احداث خیابان اکباتان از میان تپه هگمتانه مقداری آثار معماری مخامنشی چون یک پایه ستون به دست آمد، اما محمدتقی مصطفوی مدیر کل وقت اداره کل باستانشناسی طی ملاقات با دکتر رنی، مدیر موزه دانشگاه پنسیلوانیا او را تشویق کرد که هیات دانشگاه مزبور به جای حفاری در تپه هگمتانه در تپه حسنلو حفاری کند. عجیب اینکه آنان نیز این پیشنهاد را پذیرفتند.
در حدود سال‌های 50-1349ش، گفتگوهایی شد که هیاتی مشترک از کشورهای ایران، شوروی، کانادا و انگلستان به سرپرستی علی حاکمی، ولادیمیر لوکونین، تامس کایلریانگ و دیوید استروناخ در همدان حفاری کنند، اما به دلایل نامعلوم این کار سرنگرفت.
پس از وقفه‌ای چندساله، اداره کل باستانشناسی بین سال‌های 55-1352ش، به خرید و تخریب خانه‌های احداث شده بر روی تپه هگمتانه و آماده‌سازی آن برای کاوش‌های بلندمدت اقدام نمود. محمد مهریار، رییس هیات آماده‌سازی تپه هگمتانه، بر اساس بررسی‌های خود معتقد استکه حتی اگر هگمتانه هخامنشی در زیر تپه هگمتانه امروزی قرار داشته باشد، هگمتانه مادی را باید در جای دیگر و احتمالاً در تپه پیسای علی‌آباد در 5/2 نیم‌ کیلومتری شمال غربی تپه هگمتانه جست.
پس از کارهای مقدماتی، کاوش در تپه هگمتانه از سال 1362ش، به سرپرستی محمدرحیم صراف از طرف سازمان میراث فرهنگی کشور آغاز و تا به حال سه فصل آن انجام شده است. کاوش‌های باستانشناسی در هگمتانه در ابتدای کار خود است و تا بحال به آثار مشخص هخامنشی در بافت باستانشاختی به سامان دست نیافته است لذا بر این اساس نمی‌توان چیز زیادی درباره هگمتانه هخامنشی گفت. از سوی دیگر، به صورت اتفاقی یا طی بررسی‌های پراکنده مصالح معماری هخامنشی چون خشت و اجزای مختلف ستون‌های سنگی بدون موقعیت مشخص و راهگشا، در میان ویرانه‌های هگمتانه به دست آمده‌اند. نظری بر مصالح سنگی می‌تواند تا حدودی نکاتی را برای ما آشکار سازد.
سه نوع پایه ستون هخامنشی در همدان بدست آمده است:
1. پایه ستون‌های دو طبقه پلان مربع در سه اندازه که با پایه ستون‌های کاخ‌های بارعام و مسکونی در پاسارگاد و کوشک برازجان قابل مقایسه است و لذا می‌توان آنها را به احتمال بزرگ به کورش نسبت داد.
2. دو پایه ستون زنگ شکل که با پایه ستون‌های تالار آپادانا در تخت جمشید قابل مقایسه‌اند.
3. سه شالی ستون که با شالی ستون‌های پاسارگاد و همچنین تخت جمشید قابل مقایسه‌اند.
4. دو نمونه قسمت فوقانی ستون که مشابه آن در تالار آپادانا و دروتزه تمام ملل در تخت جمشید به چشم می‌خورد.
5. یک تکه سرستون به شکل گاو که مشابه آن در تخت جمشید و شوش به چشم می‌خورد.
مهریار با بررسی این مصالح سنگی به این نتیجه رسیده است که در هگمتانه حداقل 5 تا 7 واحد معماری هخامنشی نظیر تالار، ایوان و احتمالاً دهلیز وجود داشته است.
اگرچه مطالعه دقیق این مصالح سنگی بر اساس نکاتی چون اثر قلم‌تراش و مقایسه آن با مقیاس‌های مصالح مشابه در پاسارگاد و تخت جمشید و شوش می‌تواند راهگشا باشد، اما فعلاً تفاوت در شکل آنها به ویژه انواع مختلف پایه ستون‌ها این نظریه را به ذهن متبادر می‌سازد که در هگمتانه احتمال کشف دو مرحله معماری طی دوره هخامنشی وجود دارد:

اولاً، ساخت و سازهایی در زمان کوروش کبیر و ثانیاً، احداثاتی از زمان داریوش اول به بعد. از سوی دیگر باید به یاد داشت که بنا به شایعات، از همدان دو پایه ستون با کتیبه‌ای از اردشیر دوم بدست آمده است که یکی در موزه ملی ایران و دیگری در مجموعه‌ای خصوصی در انگلستان نگهداری می‌شود. یک سرستون به شکل سر یک مرد نیز که در موزه کانزاس‌سیتی نگهداری می‌شود، به همدان منتسب است.
سوای این مدارک گنگ، به فاصله 12 کیلومتری جنوب غربی همدان دو کتیبه، یکی از داریوش اول (بالا چپ) و دیگری از خشایارشا (پایین راست) بر صخره‌ای در دامنه کوه الوند کنده شده‌اند. این کتیبه‌ها سه زبانه هستند و هر نسخه از 20 سطر نوشته تشکیل شده است. چون هر کتیبه از نظر مضمون کاملاً یکسان‌اند و تنها از نظر نام تفاوت دارند، کنت حدس زده است که هر دو کتیبه به دستور خشایارشا کنده شده‌اند. دور تا دور طاقچه‌های این دو کتیبه چند سوراخ به چشم می‌خورد که کاربرد آنها نامعلوم است. هاینس لوشای بر بالای صخره‌ای که این دو کتیبه بر روی آن کنده شده‌اند، مصطبه‌ای یافته است.
همانگونه که ذکر شد، همدان سال‌ها عرصه ترکتازی حفاران قاچاق و دلالان اشیای عتیقه بوده است. امروزه ده‌ها شی زرین و سیمین و اقلام دیگر در موزه‌ها و مجموعه‌های مختلف جهان پراکنده‌اند که تمامی آنها به همدان منتسب می‌شوند (برای مروری کلی از این اشیاء، اگرچه در اسالت بسیاری از این اشیاء و انتساب تقریباً تمامی آنها به همدان تردید وجود دارد، اما اشاره‌ای فهرست‌وار به آنها خالی از فایده نیست.
• الواح زرین آرشام و آریارمنه: هرتسفلد اشاره می‌کند که این الواح به هنگام مرمت بنایی کوچک، بین دو ردیف آجر یک پی قدیمی بدست آمده‌اند، اما در جایی دیگر او فقط اشاره می‌کند که آنها در همدان کشف شده‌اند. احتمالاً وی خود شاهد کشف این دو لوح نبوده و آنها را اول بار دست مردم دیده است. بنابراین احتمال دارد که این الواح اصلاً از همدان بدست نیامده است. از سوی دیگر بررسی زبان‌شناختی حاکی از آن است که این الواح مدت‌ها پس از ارشام و آریارمنه و احتمالاً در زمان اردشیر دوم نگاشته شده‌اند.
• الواح زرین و سیمین با کتیبه داریوش، که گویا در سال 1923 م، کشف شده‌اند و همچون بیشتر آثاری از این دست اول بار بوسیله هرتسفلد معرفی شده‌اند.
• کاسه سیمین خشایارشا با کتیبه پارسی باستان.
• لوح زرین اردشیر دوم که اکنون در موزه سین‌سناتی نگهداری می‌شود.
• مجموعه‌ی اشیای زرین منسوب به همدان در موزه متروپولیتن نیویورک شامل یک کاسه زرین با کتیبه داریوش، یک سگک زرین، تکوک و یک خنجر.
• مجنوعه‌ی اشیای زرین منسوب به همدان در موزه ملی ایران شامل یک تکوک (ریتون) به شکل شیر بالدار، یک خنجر و یک بازوبند.
• زیورآلات مختلف در موزه موسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو، موزه متروپولیتن نیویورک، موزه بریتانیا، موزه ملی ایران و مجموعه‌های خصوصی بویژه مجموعه مارسل ویدال.
سوای اشیای پیش گفته، اشیای فراوانی نیز وجود دارد که همگی به همدان منتسب‌اند، اما هیچ یک طی کاوش‌های باستانشناختی بدست نیامده‌اند و لذا انتساب آنها محل تردید دارد.
شهر باستانی هگمتانه
آشوریان باستان به شهرهای قوم کاسی، عنوان «کار کاشی» داده بودند که کار به معنی قرارگاه یا منزلگاه و کاشی اسم قوم کاسی بوده است.
آشورشناسان و مادشناسان، جملگی این کارکاشی (یا شهر کاسیان) را منطقه کنونی همدان دانسته‌اند. پرفسور گیریشمن، باستان‌شناس معروف فرانسوی، معتقد است که اسم قبلی هگمتانه، «اکسا یا»، یعنی شهر کاسی‌ها بوده است که شهر هگمتانه را یکی از اقوام آریایی به نام مادها ساخته‌اند و نخستین دولت ایرانی را در آن بنا نهاده‌اند، ولی نتایج تحقیقات بیانگر آن است که شهر هگمتانه، پیش از انتخاب به پایتختی توسط مادها وجود داشته و مردمانی از قوم کاسی‌ در آن می‌زیسته‌اند. سپس بازماندگان قوم کاسی، بعدها با طایفه‌ای از آریایی‌ها، قوم موسوم به ماد را پدید آورده‌اند و با غلبه بر دولت تجاوزگر آشوری، دولت ماد را بنیاد گذاشته و پایتخت خود را کار کاشی قرار داده‌اند و از آن به بعد، این شهر هگمتانه نام گرفته است.

مادها، گروهی از اقوام آریایی بودند که از جنوب سیبری به سمت فلات ایران حرکت کرده و در غرب ایران ساکن شدند. عواملی مانند: رشد اجتماعی و فرهنگی، تماس با گروه‌های بومی ساکن فلات ایران، وجود همسایگانی قدرتمند و احساس نیازهای جدید سیاسی و اجتماهی، آنها را وادار به اتحاد و ایجاد حکومتی مقتدر نمود، به طوری که قوی‌ترین قوم آن روزگار، یعنی آشوری‌ها را برای همیشه از صفحه روزگار محو کردند.
امروزه عموم باستان‌شناسان، تپه باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را، که وسیع‌ترین تپه باستانی ایران است، بقایای همان ابنیه عهد کاسی، مادی، هخامنشی و بعد از آن می‌دانند. مساحت این تپه حدود 30 هکتار می‌باشد که با درنظر گرفتن بخش‌هایی که جزء محدوده‌ی تپه باستانی بوده، ولی اینک ساختمان‌های مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از 40 هکتار نیز می‌رسد.
این تپه بیضی شکل، در داخل محدوده شهر فعلی همدان و در دو سوی خیابان اکباتان واقع شده است. هگمتانه یا هنگمتانه که به زبان پارسی قدیم، به معنی محل تجمع بوده، ترکیبی از دو واژه «هنگ» به معنی جا و «متانه» به معنی تجمع بوده است. این واژه در زبان یونانی به صورت اکباتانا درآمده است و در کتیبه‌هیا ایلامی به صورت «آگ‌ماتانو» آمده است. برخی نیزط معتقدند: «امدانه» یا «آماده‌ای» ‌که در کتیبه پیلسر پادشاه آشور آمده، به این محل اتلاق می‌شده است. هگمتانه در زبان ارمنی، «اهمتان» و در زبان سریانی و پهلوی «اهمدان» در گویش نویسندگان عرب «همدان» و در تورات «احتمانا» گفته شده است.
همچنین سکه‌هایی از عهد باستانی کشف شده که محل ضرب آنها اهمتان قید شده است. نخستین اشاره مکتوب به نام مادها و سرزمین ماد، در سالنامه بیست و چهارم شارل مانزر سوم (836 ق.م) و سارگن دوم (715 ق.م) بوده که از این قوم و سرزمین آنان به نام «ماده‌ای» یا «آماده‌ای» یاد کرده‌اند.
روایات مورخین یونانی نیز حاکی است که این شهر در دوره مادها (از اواخر قرن هشتم تا نیمه اول قرن ششم قبل از میلاد)، مدتها مرکز امپراتوری ماده بوده است و پس از انقراض آنها نیز به عنوان یکی از پایتخت‌های دوره هخامنشی (پایتخت تابستانی و احتمالاً محل خزانه آنها) به شمار می‌رفته است. گفته‌های هرودوت مورخ یونانی، در قرن پنجم قبل از میلاد، مهمترین ماخذ تاریخی در این مورد است. وی بنای اولیه این شهر را به «دیااکو» نخستین شهریار ماد نسبت می‌دهد. هرودوت اوضاع سیاسی و اقتصادی نامناسب قوم ماد را در دستیابی دیااکو به قدرت موثر می‌داند.
دیگر مورخین یونانی چون پلی بیوس، کنزیاس، ژوستین و گزنفون نیز درباره هگمتانه مطالبی جمع‌آوری کرده‌اند. دیااکو پس از اینکه هگمتانه را به پایتختی خود برگزید، تصمیم به ساخت کاخی عظیم و مستحکم، به صورت هفت قلعه‌ تو در تو گرفت. به طوری که کاخ پادشاهی و خزانه، در درون قلعه هفتم قرار داشته باشند. دیااکو به تقلید از رنگ‌آمیزی قصرهای بابلی دستور داده بود کنگره‌های هر قلعه را به رنگی مخصوص درآورند.
به این ترتیب: رنگ کنگره‌های قلعه اول، سفید، دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی و کنگره دو باروی داخلی، سیمین و زرین بودند. محیط بیرونی‌ترین دیوار قلعه، تقریباً به اندازه حصار شهر آتن بوده است.
قصر شاهی که در آخرین قلعه درونی برپا شده بود، دارای صدها اتاق بوده و مردم نیز خانه‌های خود را بیرون این قلعه‌ها و در کنار آن ساخته بودند. بنا به درخواست دیااکو، قوم ماد شهرهای کوچکی را که در آن می‌زیسته‌اند، رها ساخته و پایتخت را مورد توجه قرار دادند و در اطراف قلعه شاهی، خانه‌های خود را بنا کردند.
پلی بیوس مورخ یونانی می‌نویسد: در دامان کوه اورنت (اورنت یا اورانتس= الوند)، شهر هگمتانه با قلعه و ارگ مستحکم و حیرت‌آوری قرار گرفته و قصر شاهی در داخل آخرین قلعه آن استوار گردیده است. وضع ساختمانی، آرایش عجیب‌ و تزئیناتی که در آن بکار رفته به نحوی بوده که توصیف آن مبالغه‌آمیز به نظر می‌رسد. چوب‌هایی که در آن به مصرف رسیده، پوشیده از زر و سیم است.
درها، ستو‌ها و رواق‌های آن با هزاران گونه کنده‌کاری و نقش و نگار آراسته‌ شده‌اند. یک دیوار بی‌پیرایه و یک تیر عاری از زیور در آن کاخ نیست. حتی کاشی‌هایی که زینت‌بخش ازاره‌ها و دیوارهای درونی قصر است، با پوششی از آب ن

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اشنایی با هگمتانه همدان

آرم

اختصاصی از فایل هلپ آرم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

آرم


آرم

فرمت فایل : pptx - قابل ویرایش

تعداد اسلاید : 21


دانلود با لینک مستقیم


آرم