فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود جوان و تربیت

اختصاصی از فایل هلپ دانلود جوان و تربیت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه:
نگاهی هرچند سطحی به وضع کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در جامعه ما , و نیز بسیاری از نقاط جهان , ما را با مسائل و دشواریهای عظیمی در زمینه روابط اخلاق انسانی , که ناشی از روشهای غلط تربیت است , آشنا می کند . بلایی عظیم متوجه جامعه بشری است . بلایی که غفلت از آن به قیمت شرف انسانی و فنای اخلاق تمام میشود .
وضع روابط در سطح جهانی آن چنان بحرانی است که اگر مدعی شویم در این زمینه با آفتی بزرگ مواجهیم , گزاف نگفته ایم . انحرافات , کج رویها , ناسازگاریها , انحطاطهای اخلاقی در سطح وسیع صورت مسلم و قطعی پیدا کرده و روزگار حال و آینده نسل کنونی و بعدی را به خطر افکنده است .
اگر در جوامع کنونی فریادها از این نابسامانی بلند نیست , بدان خاطر است که مردم تدریجا با چنین زمینه ای خو کرده و گمان دارند وضع باید به همین گونه ای باشد , که هست .

 


" فرزندم ، قبل از آنکه قبلت، سخت شود و اندیشه ات ، مشغول گردد، به تربیت تو مبادرت نمودم."
(حضرت علی علیه السلام)
" تربیت، زیباترین چیزی است که در بهترین انسانها ، آشکار می شود."( افلاطون)
چهار چیز است که اگر جمع شود در دل سنگ
لعل و یاقوت شود ، سنگ بدان خارایی پاکی طینت و اصل گهر و استعداد تربیت کردن مهر از فلک مینایی در من این هرسه صفت هست کنون می باید تربیت از تو که خورشیدجهان آرایی. (سعدی)
در میان عوامل مختلفی که منشأ و موجد تحولات اجتماعی می شود، تربیت، آرامترین مطمئن ترین و مفید ترین آنها می باشد، تربیت ، روندی بسیار طولانی دارد و تقریباً در همه مراحل عمر آدمی از تولد تا مرگ، نقش خود را ایفا می کند ، ولی این نقش در برخی مراحل بر جسته و تعیین کننده و در مقاطعی دیگر نقش آن کمرنگ ومحدود می باشد. برخی از دانشمندان نظیر " کارن هورنای " . مهمترین سالهای تربیت پذیری را هفت سال اول زندگی و پاره ای دیگر تا دوران نوجوانی می دانند و معدودی نظیر " کارل یونگ" تأثیرپذیری آدمی از تربیت را تا چهل سالگی ، می دانند. ابتدا باید معلوم نمود که مقصود از تربیت چیست؟ آیا آموختن مفاهیم علمی و یا انباشته کردن ذهن شاگردان است؟
" امرسون" می گوید: " یک مسأله علمی را به شاگرد یاد دادن کار آسانی است ، ولی او را با امید و اراده و جدیت تربیت کردن و قوای روحی اش را برای کار آماده کردن ، علمی است دشوار که ازهمه کس ساخته نیست".
در حقیقت ، باید گفت انتقال علم مرحله نازلی از تربیت است و ایجاد روح علمی ، مرحله عالی تربیت می باشد.
در مرحله بعد ، ضروری است، از عواملی که اثر گذار بر تربیت هستند ، سخن گفت،مهمترین آنها عبارتند از: زمینه ژنتیکی ، عامل محیط خانوادگی ، محیط آموزشی ‹ مدرسه›، محیط اجتماعی ‹نفوذ همسالان ،نهادها و مراکز اطلاع رسانی و رسانه های گروهی›، عامل رشد ( تحولات مربوط به عامل سنی )، عامل مذهب و در نهایت اراده خودساز شخصیت . هر یک از این عوامل در زمان خاصی ، وارد صحنه شده و تأثیرات خود را بر آدمی اعمال می نماید . به گونه ای که می توان ، شخصیت فرد را بر آیند عوامل مذکور تلقی نمود با این توضیح که دایره نفوذ تأثیر هر یک از عوامل که گسترده تر باشد، شخصیت آدمی در همان جهت ،شکل می گیرد.
در گام سوم ، باید ملاحظه نمود تربیتی که بتواند از جوانان شخصیتی متعادل و هماهنگ به وجود آورد چه ویژگیهایی داد؟ چنین تربیتی باید ناظر بر جنیه های متنوع وجود آدمی به شرح زیر باشد:
الف - تربیت بدنی (فیزیکی) - هدف اصلی از چنین مقوله تربیتی ، این است که توان و نیروی فعال جوان را در مسیری مطلوب و هدایت شده ، به جریان بیاندازد و روح آدمی را پاکیزه و مصفا کند و بر اعتماد به نفس فرد بیفیزاید .
ب - تربیت عاطفی - غایت تربیت عاطفی ، پرورش احساس نوعدوستی ، همدلی و تفاهم با دیگران و به ویژه همسالان است . به گونه ای که جوانان بتوانند به درستی با معاشران و دوستان و اطرافیان خود به دادو ستد عاطفی بپردازند و بیش از آنچه که " منش گیرنده " داشته باشند از " منش دهنده " برخوردار باشند و به مرحله ای برسند که " ایثار عاطفه " به دیگران را مقدم بر " دریافت عاطفه " از دیگران ، بدانند.
ج - تربیت اجتماعی - انتظار ما از تربیت اجتماعی جوانان ، این است که آنها از جایگاه و منزلت حقیقی خود خود در جامعه آگاه باشند و به خوبی بتوانند چنین موقعیتی را احراز نمایند.
فعالیتهای فوق برنامه مدارس ، گروههای بحث و بیان ، تحقیق گروهی ، مسابقات فرهنگی وهنری ومحافل بحث و انتقاد جوان ، فرصتهای ارزنده ای برای فرایند اجتماعی شدن جوانان ، محسوب می شوند.
د - تربیت عقلی ( ذهنی ) - چنانچه بشری را به عنوان فرایندی بی انتها ، درنظر آوریم و تکوین منش را بر تعلیم دانش مرجح بدانیم در این صورت ، باید اذعان نمود که تربیت فکرو اندیشه در بالاترین جایگاه " هرم تربیت " قرار می گیرد. اگر چه به گفته " ویل دورانت " ، ما در شرایطی از جهان معاصر بسر می بریم که از تفکر و اندیشیدن ، بازمانده ایم و بر همین اساس ، از لذت اندیشه و فکر نیز محروم مانده ایم .
ه - تربیت اخلاقی ( معنوی )- منظور اصلی از این بعد تربیت این است که بتوانیم نسلی را بپروارنیم که نه فقط حامل معرفت دینی باشد بلکه عامل معرفت دینی محسوب شود. و در حقیقت چنین تربیتی بتوانندبه " تحول از درون" منجر شود و خود نیزمنشأ تحول دردلها وجانها ی دیگری باشد . برخی ازکارشناسان سازمان یونسکو از جمله راه حلهایی که برای آموزش نوین جوانان ، پیشنهاد می کنند . این است که باید به گونه ای عمل نمود که استقرار مجدد ارزشها و طرز تلقی های اخلاقی در جوامع در حال دگرگونی را شاهد باشیم .
جوان وتعالی شخصیت
« هرکس مسلمانی را گرامی بدارد خدای والا را گرامی داشته است »
رسول اکرم (ص(
«عظمت انسان ا برکت روخ اوست که آن نفحه الهی چراغ خداوندی منعکی کننده نور آسمانی و مستعد قبول صورت کل جهانی و بالاخره با همه جهان برابر است»

 

فرانسیس بیکن
شخصیت هر فرد محبوبترین پدپده مورد علاقه اوست غریزه حب ذات که براساس حکمتی الهی در وجود انسان به ودیعه گذاشته است آدمی را بر می انگیزد تا بر مبنای خود دوستی از مخاطرات و ناملایماات خود را مصون نگاه داشته و بقای عمر و زندگیش را تدبیر نماید چنین غریزه ای انسان را به دفاع از تمامی موجودیت و شخصیتش وا می دارد و او را به جبه گیری در مقابل هر عملی که شخصیت او را تهدید کند بر می انگیزاند از این رو ی طبیعی به نظر می رسد که به دیگران اجازه نفوذ به قلمرو شخصیت خویش ندهد و در حقیقت « تحقیر شخصیت»دیگری به این مفهوم است ضربه ای را به اصلی ترین جنبه مورد علاقه اش وارد کنیم و بیشنرین مقاومت را در او علیه خود به وجود آوریم در مقابل « تکریم شخصیت » احساس ارزش را در فرد بالا می برد و رویکرد وی را نسبت به جهان درون و جهان برون متحول می کند « نکوداشت »شخصیت جوانان به نتایج زیر منجر می شود
1-موجب جلب اعتماد آنان به اطرافیان شده و در نتیجه تفاهم دو نسل راباعث می شود
2-این روش اقتدا به سیره نبوی ( ص) وشیوه اولیا خداست آنان هموراه جوانان را مورد تکریم قرار داده و منزلت خاصی برایشان تأمل می شوند
3-تکریم جایگاه نسل جوان موجب « گناه ستیزی » آنان خواهد شد زیرا زیرا کسانی که در درونشان احساس عظمت و منزلت می کنند نه تنها دست از گناه می شویند بلکه به گناهان یورش می برند تا جامعه سالم بماند و در مقابل تحقیر نسل جوان زمینه « گناه پذیری » را مهیا می کند و آنان را نومید و سگردان در جامعه پیچیده و دشوار معاصر رها می کند
4- «نکوداشت شخصیت جوان » استعدادای راکد و ذخیره او را به حرکت در می آورد و آنها را به تواناییهای بارز و آشکار پیوند می زند تا نیروی عظیمی که از این طرق حاصل می شود برای دستیابی به هدفهای مهم و ارزشمند زندگی کفایت نماید
جوانان برا ی مشارکت در جامعه مدنی نیاز یه شخصیتی دارند که ابتدا مورد پذیرش خودشان باشد و بعد از آن مورد پذیرش جامعه باشند « تکریم نفس »مقبولیت شخصی و اجتماعی را باعث می شود
شیوه ها و راه کارها
1- پذیرش شخصیت جوانان همان گونه که هستند زمینه را برای ارتباط توأم با تفاهم مساعد نموده و تداوم ارتباط صمیمانه را تضمین می نماید .
2- گفتگوی خود را با موضوعی که مورد علاقه جوان است آغاز کنیم این اقدام منجر به جلب توجه اعتماد و اطمینان عمیقی می شود به گونه ای که نقطه آغاز روشنی در اتباط متقابل به وجود می آید .
3- جوانان با هر دریچه ای که به جهان خارج از وجود خود می گشایند تجربیتاشان را غنی تر و گسترده تر کرده و جریان رشد اجتماعی شان را تسهیل می کنند در مقابل محدودیت روابط انسانی منجر به وقفه در رشد اجتماعی فرد می شود می توانیم جوانان را به توسعه روابط انسانی مطلوب ترغیب کنیم تا تجربیات وسیعتری را جذب کنند
4- با تأکید بر نیروهای درونی آنان یافت نه د ربیرون از وجودشان به این مفهوم که شخص برای ارزیابی میزان لیاقت خود بیش از آنکه بر اظهار نظرهای دیگران متکی باشد بر احساس درونی خود تکیه کن
5- یکی از اهداف تربیت جوانان ایجاد نظام همبستهای از ارزشها در درون خود آنان می باشد آن گونه که فرد به معیارها وملاکهایی مجهز شود که قادر به تشخیص ارزشها از ضد ارزشها باشد و در مورد آنها بتواند به مقایشه بپردازد و از نوعی قضاوت و داوری ضد ارزشها باشد و در مورد آنها بتواند به مقایشه بپردازد و از نوعی قضاوت و داوری صحیح برخوردار گردد برای این منظور لازم است با ترتیب دادن مجالس بحث و انتقاد قوای عقلانی خود را پرورش داده و در او توانایی مقایسه و قضاوت ایجاد کنیم چه آنکه از درجات و مراحل بالای تفکر مقایسه امور با یکدیگر ونیز داروی درباره آنهاست
6-در گفتگو و مباحثه با جوانان باید به جای توسعه انقیاد ذهنی در پی پرورش انتقاد فکری بود و زمینه های ایجاد نمود که آنان بتوانند با بحث وگفتگودرباره نظام ارزشها بایدها و نبایدهای اخلاقی درک روشنتری درباره این گونه امور پیدا کنند و توانایی تمیز انتقاد سازنده از انتقاد مخرب و به کار گیری شیوه های مناسب گفتگو را بیابند حاصل چنین گامهایی در تعالی شخصیت جوانان تبلور خواهد یافت
جوان و جستجوی هویت
" جستجوی یک جوان در پی هویت ، از برخی لحاظ همان جستجوی معنای زندگی است."(اریکسون)
از واژه های پر معنای ادبیات نوجوانی و جوانی ، " هویت " می باشد معنای این عبارت همزمانی آغاز تأمل و تفکر درهویت خویش و شروع نوجوانی است. پدیده ای که بعدها و در سالهای جوانی به صورت تکوین هویت یابحران هویت ظاهر می شود. لذا مهمترین سالهای زندگی یعنی دوران نوجوانی و جوانی عرصه تجلی شکل گیری و یا از هم پاشیدگی هویت می باشد.
" تعریف هویت"
در میان تعاریف متنوعی که در باب هویت فرد ذکر شده اظهار نظر " جان گاردنر" از صراحت وجامعیت بیشتری برخوردار است . او می نویسد:" یک فرد جوان باید بیاموزد که بیش از هر چیز خودش باشد ، در جایی که بیشترین ارزش را برای دیگران دارد - دیگرانی که مطمئنا ً برای او نیز عزیزتر از هر چیز دیگر هستند مراد از اصطلاح " هویت " چنین رابطه متقابلی است که متضمن یکی بودن با خویشتن و در عین حال به نوعی سهیم شدن با زندگی درونی دیگران است."
" مفهوم بحران هویت"
مطابق تعریف مذکورحفظ تعادل میان " وحدت با خود" و " حضور در تجربه باطنی دیگران" از نشانه های احراز هویت محسوب می شود بر این اساس هر گاه تعادل مذکور بر هم خورده و حالت عدم توازن میا ن آنها به وجود آید نوعی اختلال یا بحران در هویت پدیدار می شود آن وضعیت را اریک فروم با زیبایی خاصی چنین توصیف می کند :" لزوم همرنگ شدن {با دیگران} با از دست رفتن هویت بیشتر می شود."
ازعبارت " فروم" چنین برداشت می شود که فرد تأمین انتظارات دیگران ومانندآنها شدن را بر " خود واقعی بودن" ترجیح دهد ناگریز است بهای سنگینی بپردازد و آن دست کشیدن ازخود انگیختگی و فردیت است." اریکسون" نیز بحران هویت را در عدم توانایی نوجوان برای قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد ، معنا می کند. شایدمشکلات متعددی باشد که فرد در سالهای بعد زندگی به جهت بحران هویت با آن مواجه خواهد شد.
" زمینه های پیدای بحران هویت"
از چالش های مهم مبحث حاضر چگونگی نفوذ پدپده بحران هویت در فرهنگ تفکر و باورهای قشرهایی از جامعه ماست . برخی از زمینه های تاریخی ظهور بحران به شیوه بر خورد ما با تمدن غرب در حدود دویست سال پیش بر می گردد . آن زمان غرب در موقعیت بسیار خوبی از جهت پیشرفتهای علمی قرار داشت ولی روش پیشینیان ما عمدتاً بر دو رویکرد در قبال تحولات اروپا متکی بود: الف) طرد ، نفی و انکارو. ب) مرعوب شدن، خودباختگی وتسلیم. و رویکرد سومی که مبتنی بر اخذ و اقتباس آگاهانه از پیشرفتهای علمی و صنعتی غرب همراه با حفظ ارزشها، اصالتهاو فرهنگ و تمدن خودی باشد، چندان مورد توجه قرار نگرفت و لذا فاصله موجود میان ما و غرب از لحاظ علمی و فنی بیشتر شد و زمینه ساز این تفکر گردید که برای جبران گذشته ها وپر کردن فاصله طولانی به وجود آمده چاره ای جز غرب گرایی ، غرب باوری و غرب پرستی نیست . لازمه این گرایش به فرهنگ غربی جداشدن و دست کشیدن از هویت و فرهنگ خودی بود. لذا این باور در اذهان عده ای به وجود آمد که قطع پیوند با ریشه های فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و نفی خویشتن تنها راه چاره است . همانگونه که برخی نظیر " تقی زاده " بر این باور بودند که " هیچ راهی برای ما نمانده است جز اینکه از سر تا پا فرنگی شویم". علاوه بر زمینه های تاریخی ، برخی عوامل موجود در عصر جدید نیز به بحران هویت دامن زده است مسایلی نظیر گسست فرهنگی ، فرد گرائی افراطی سکولاریسم ، تضاد نسلها، تغییرات پر شتاب زندگی ، خلأ آرمانی ، فقدان عامل دین و مذهب ، پدیده کلان شهرهای بزرگ و نظام نا کار آمد آموزش و پرورش هر یک در جای خود ، اثرات تعیین کننده ای بر بحران هویت داشته و روند آن را شتاب بخشیده است که فرصت پرداختن به همه آنها نیست ولیکن از باب اشاره ،به گفتاری از مارسیا‹ 1985› اکتفا می کنیم . به گفته وی " در جوامعی که مذهب وجود ندارد ، نوجوانان بحران {هویت} شدیدتری را تجربه می کنند چرا که مذهب به مهمترین سؤالات نوجوانان یعنی : از کجا آمده ام ؟ چه کسی هستم ؟ به کجا خواهم رفت و چه باید بکنم ؟ پاسخ می دهد."
" راه کارها وپیشنهادها"
غالبا ًراه کارهای اساسی متکی بر شناخت دقیق مسأله بوده ورابطه منطقی باآن دارد . در این مورد نیز همین قاعده صادق است و در کوتاه مدت و دراز مدت ، پیشنهادهای مشتمل بر جنبه علمی و کاربردی و قابل طرح مورد نیاز را انجام داد:

 

الف - بازنگری در محتوی و مضمون کتابهای درسی به ویژه در سالهای نوجوانی و ارائه مطالب جدیدی که به ایجاد بینش نوینی نسبت به خود، زندگی و نقشی که او می تواند ایفا نماید، منجر شود.
ب- بازنگری در محتوی مضمون و شیوه ارائه برنامه های ویژه کودکان ، نوجوانان و جوانان در صدا وسیما به گونه ای که به ایجاد دلبستگی عمیق نسبت به فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی منجر شده و در یافتن هویت فرهنگی و هویت تمدنی آنان را یاری دهد.
ج- تلاش در جهت حل معضل کاهش انگیزه تحصیلی ، ترک تحصیل ، توقف پشت دیوار بلند کنکور و بیکاری که هر یک عامل مهمی در ایجاد سر خوردگی و بی هویتی است.
در کوتاه مدت نیز اقدامات قابل پیشنهاد عبارتند از:
1.تقویت زمینه های تبادل فکری و هم اندیشی با نسل جوان به منظور درک مشکلات و معضلات درونی آنان و پاسخ به پرسشهای بنیادین .
2.توسعه مناسبات میان والدین و فرزندان از حیث عاطفی ، روحی و کلامی به منظورجلب اعتماد نسل جوان و در نهایت گرایش به الگو پذیری با هدف تحکیم هویت خانوادگی آنان.
3.تقویت زمینه های بروز و حضور نوجوانان و جوانان در عرصه های مشارکت و تصمیم گیری های اجتماعی با هدف تحکیم هویت جمعی آنان .
4. یاری رساندن به نوجوانان و جوانان برای شناخت هر چه بیشتر توانمندیهایشان تا علاوه بر متناسب بودن انتظارات آنان از خویش با توانمندیها ، این گروه سنی بتوانند موفقیت های بیشتری در تحصیل ، شغل و زندگی بدست آورند با هدف تحکیم هویت شخصی آنان.
5.. تشویق اطرافیان نوجوان و جوان به ویژه اولیاء و مربیان برای این منظور که در سنین مذکور به فرد از منظر جدیدی به عنوان " مشاور " به او نگریسته شود و در عمل نیز آنچه که لازمه تحقیق این رویکرد می باشد ، مراعات گرددتا این تحقیق این رویکرد می باشد مراعات گردد تا این نسل عملا ً احساس منزلت و شخصیت قابل احترام نموده و در نهایت احساس هویتی ارزشمند و با افتخارنماید.
6. تفهیم این واقعیت به نسل جوان که " زندگی کردن" غیر از " با معنا زندگی کردن " است اینها دو چیزجدا از یکدیگرند " زندگی کردن " به خودی خود افتخاری نمی آفریند ولیکن بامعنا زیستن در خور افتخار و تکریم خاصی است.
7.. ایجاد و تقویت زمینه هایی که به مددآن نوجوان و جوانان قادر به تفکر منتقدانه نسبت به فرهنگ بیگانه و به ویژه فرهنگ غرب باشند این امر زمینه رابرای تکوین هویت فرهنگی پایدار و برخورد مؤثر با هجوم فرهنگی مهیا می کند.
جوان و نیازهای روحی
‹ای انسان › آیا گمان می کنی که موجودی خرد و بی مقداری ، و حال آنکه ‹راز› جهان عظیم تری در کتاب روح تو مندرج است . درد تو از خود توست ولی نمی دانی و دوای تو نیز در خود توست ولی نمی بینی و تو آن کتاب مبینی هستی که به یاری حروف اندک آن ، رازهای عظیمی آشکار می شود.
>منسوب به دیوان اشعار حضرت علی علیه السلام<
جوانی ، مهمترین بخش زندگی آدمی است و در دوران ، مهمترین مسئله برای جوانان ، نیازهای روحی آنهاست ، و باز مهمترین مسئله در این حوزه ، نحوه تأمین و اقناع مطلوب این قبیل نیازهاست.
چگونه نیازهای جوانان را بشناسیم؟
شیوه های شناخت و معرفت نیازها، اهمیتی دارد. روش های عمده شناخت عبارتند از :

 

1- مشاهده رفتار و حالات جوانان ،معرف بخشی از احتیاجات روانی اساسی آنهاست . در موقعیت های گوناگون ، اغلب می توان از ورای رفتار ظاهری به احتیاج باطنی و از جلوه های بیرونی شخصیت آنان به نیازهای درونیشان پی برد.
2- گفتگو با جوانان ، فرصت ارزنده ای را برای شناخت نیازهایشان فراهم می آورد . شایسته است ، هر زمان که موقعیت برای همدلی با آنان مهیا می شود، گفت و شنودهایی صمیمانه و مؤثر ترتیب داد تا از خلال کلمات و عبارات جوانان ، به دنیای درونیشان نفوذ کنیم . حضرت علی علیه السلام ، دراین مورد جمله زیبایی دارند و می فرمایند: "انسان در زیر زبانش نهفته است."
3- مطالعات و بررسی هایی که در خصوص جوانی و شگفتی های آن به عمل آمده است و نیز منابع علمی و پژوهشی در این زمینه ، می تواند بخشی ازاحتیاجات روحی و روانی آنان را به ما بشناساند.
4- تفکیک و بازشناسی نیازهای اصیل از نیازهای کاذب نسل جوان ، گام مؤثری در جهت شناخت دنیای درونی آنان است و در مقابل ،مساعدت به جوانان برای آنکه بتوانند بین نیازهای منطقی و خواسته های غیر منطقی خود فرق بگذارند، آنان در تعدیل خواسته هایشان وانطباق با تواناییشان یاری می دهد.
نیازهای اساسی جوا نان:
در نگاه اول، نیازهای آنان را می توان به دو دسته با عناوین " نیازهای اولیه " و" نیازهای ثانویه " تقسیم کرد. منظور از" نیازهای اولیه " احتیاجات زیستی یا فیزیولوژیک نظیر احتیاج به هوا ‹اکسیژن›، آب، غذا ، استراحت ، خواب و برخی ضرورتهای غریزی دیگر است. " نیازهای ثانویه " در حقیقت، همان نیازهای اساسی روانی هستند که به طور عمده شامل موارد ذیل است :
1- نیاز به امنیت ‹ ایمنی خاطر› : به این مفهوم که جوانان در کلیت زندگی ، بتوانند نسبت به محرکهایی که از محیط خانواده ، جامعه ، آموزشگاه و گروه همسالان دریافت می کنند، پاسخ مناسب بدهند و از نوعی آرامش درونی برخودار شوند و بر نگرانی های خاص این سنین فایق آیند.
2- نیاز به مقبولیت ‹ پذیرش› : با این توضیح که نسل جوان از جایگاه و منزلت مقبولی در نزد خانواده ، جامعه ، آموزشگاه و به ویژه گروه همسالان برخودار باشد و این موقعیت از سوی نهادهای مذکور ، به خوبی پذیرفته شده باشد .
3- نیاز به موفقیت و پیشرفت : جوانان ، جویای نام، افتخار و کامیابی هستند و هر عاملی که بتواند احساس تعادل را در آنها ارضا کند، مورد توجهشان واقع می شود . هر نوع پیشرفت نسبی جوانان ، چنانچه مورد تأیید اطرافیان و تشویق آنها واقع شود، آنان را در اتخاذ گام های بلند و اساسی به سوی آینده یاری می دهد.
4- نیاز به دادو ستد عاطفی: احتیاج به دوست داشتن و دوست داشته شدن مکمل یکدیگرند . جوانان به همان اندازه که مایلند با دیگران ، رابطه مبتنی بر عواطف پاک و سالم برقرار کنند ، نیاز دارند تا متقابلا ً مورد لطف محبت دیگران نیز واقع شوند . ابراز محبت در جلوه های مختلف قلبی ، زبانی و عملی موجب اطمینان خاطر آنان می شود.
5- نیاز به تحصیل یک فلسفه حیاتی ارضا کننده : اگر جوانان بدانند که " چرا " باید زندگی کنند ، قادر خواهند بود با هر" چگونه ای" بسازند، یعنی با مشکلات خاص زندگیشان به خوبی مقابله کنند . لازم است، اندیشه جوانان را در مورد مسائلی نظیر فلسفه خلقت ‹ آفرینش › فلسفه زندگی و فلسفه مبارزه برای زندگی تقویت و در جهات اقناع کننده ای آنها را هدایت کرد.
6- نیاز به معنویت : جوانان ، روحی پاک و قلبی زلال دارند و مایل اند با مبدأ هستی و پروردگارمتعال رابطه ای روشن، قابل درک و مستمر برقرار کند ، این نیاز ، اصیل ترین ، احتیاج روحی آنان محسوب می شود.
7- نیاز به خود شکوفایی ‹ تحقیق خویشتن›: اگر شرایط برای جوانان به گونه ای فراهم شود که آنان بتوانند همه ظرفیت های درونی و استعدادهای مکنون خود را بشناسند ، در حقیقت تحقق نفس در آنها تجلی یافته است.
جوان و سلامت روان
" سرنوشت خود را با افکارتان تعیین کنید." کارلایل
" ما همان گونه زندگی می کنیم که می اندیشیم." ماردن
بی شک جوانان به همان اندازه که مایلند از سلامت بدن برخوردار باشند به منظور روشن تر شدن موضوع ضروری است که قدری در معنا و مفهوم این پدیده تامل کنیم روان شناسان مکتب کمال برخی از شاخص های سلامت روان را به قرارزیر معرفی می کنند :
1.میان محرکها و پاسخ های فرد ،تناسب و تعادل منطقی وجود دارد .
2.آرمان ها و هدفها ی فرد ،در محدوده امکانات او فرار دارد به این مفهوم که در انتخاب اهداف زندگی به واقعیت توجه کافی می شود
3.فردی که داری سلامت روان است آگاهی و شناخت نسبتا ًمطلوبی ازانگیزه های خویش دارد و ارتباطی منطقی میان انگیزه و رفتار خویش برقرار می کند .
4. فردی که روانی سالم و به هنجار دارد معمولا ً روانی یکسان و همانگی دارد برای مثال در حوزه احساسات و انفعالات " ثبات عاطفی " دارد و به سادگی دستخوش هیجانات زودگذز و ناپایدار نمی شود.
5.. میان انتظارات شخصی فرد از خویش و توانایی های ذاتی اوتناسب منطقی و معقولی وجود دارد به این مفهوم که هیچ گونه تضادی در این مورد مشاهده نمی شود و او قادر است با درک هویت خویش تضادهای درونیش را برطرف کند.
6.فرد با روبه روشدن با شکست ها و واقعیت های دردناک زندگی توانایی ویژه ای دارد او ناکامی های خود را با شجاعت می پذیرد و از آنها به منزله سکوی پرتاب به دنیای کامیابی ها و موفقیت هایش استفاده می کند.
ما و سلامت روانی جوانان به راستی اطرافیان جوان چه نقشی در تامین سلامت روانی او می توانند ایفا کنند؟برخی از راه کارها در این مورد عبارتند از :
1. یاری رساندن به جوانان تا از توانایی هایشان آگاه شوند و انتظاراتشان را از خویشتن بر مینای توانایی هایشان تنظیم نماینداین امر مقدمه ای برای دستیابی آنها به سازگاری شخصی است.
2.. به منظور حفظ " حرمت نفس "جوانان ما نیز خواسته های خود را از آنان متناسب با امکاناتشان در نظر گیریم تا در رشد اعتماد به نفس انان وقفه نیفتد.
3. به لحاظ تاثیر روانی شکستها و ناماکی ها بر اعتماد جوانان ضروریست که پس از هر ضربه و ناکامی به ترمیم روحی آنان بپردازیم و توان لازم را برای مقابله با مشکلات احتمالی آینده در آنها ایجاد نماییم
4. باید به جوانان تفهیم نماییم که "حادثه" و " تفسیر حادثه" دو موضوغ متفاوت از یکدیگرندیک حادثه برای دو نفر واکنش های متفاوتی را به دنبال دارد و این امر در حقیقت به تفسیر فرد از حادثه مرتبط می شود .افراد حوادث را بر اساس تجربیات ،پیشین زمینه ذهنی و نوع رویکردشان تفسیر می کنند.
5.. مساعدت به جوانان به منظور تنظیم برنامه ای متنوع در زندگی از ضرورتهای ارتباط با آنان در تأمین سلامت روانی است زیرا روح آدمی نیاز به تنوع مطلوب و دلپذیر دارد ،به گونه ای که کهر و فعالیت و درس و مطالعه ،عبادت و معنویت ،دیدار دوستان و بستگان ،ورزش و برنامه های مفرح ،هر یک در جای خود در زندگی نسل جوان مطرح شوند.
6.ایجاد فرصت های مطلوبی برای همدلی با جوانان ،گام مؤثری در تأمین سلامت روانی آنان است .زیرا گفت گوی صمیمی و سازنده دریچه ای برای فشارهای روحی است اطرافیان نسل جوان بیشترین تأثیر را در تأمین سلامت روحی آنان دارند.
7.عادی تلقی کردن مشاوره ،نسل جوان را بر می انگیزد تا به منظور تأمین و حفظ سلامت روانی خویش با مشاورانی آگاه و متعهد ،گفت وگوکند و راه حلی مطمئن برای مشکل خویش بیابد .این امر از راه معرفی مراکز مشاوره،تأکید بر اهمیت مشاوره در سلامتی روانی و تأیید جنبه های مثبت و سازنده مشاوره ،امکان پذیر خواهد بود.
جوان و هدف زندگی
هدف برای جوان ، همچون فانوس دریایی برای کشتی است که مانع غرق شدنش در دریای زندگی می شود
کشتی های اقیانوس پیما به مدد قطب نما و رادارها، مقصد خویش را در دل شب ‎های تاریک وطوفانهای مهیب می یابند . جوانان نیز در دریای زندگی به مدد هدف و آرمانی که دارند به ساحل سپیده می رسند."
(ماردن)
اگر این واقعیت را بپذیریم که ذهن جوان ، ذهنی پر تکاپو ، متفحص و جوینده است ، آن وقت پذیرش است مطلب که آنها علاقمندند از زندگی و هدف آن ، بیشتر بپرسندآسانتر خواهد بود . هدف برای زندگی نسل معاصر ، همچون آهن ربای نیرومندی است که تمامی ذرات وجود جوانان را به خود جذب می کند و علاوه بر اینکه مانع از پراکندگی و تجزیه نیروهایشان می شود، قادر است توان آنان را به طور متمرکز ، در جهت ارزنده ای شکل داده و به کار گیرد.
هدفداری و آثار آن
شاید کمترفرصتی پیش آید که جوانان در این معنا تأمل کنند که هدف چه نقش در زندگیشان ایفا می کند، ولی احتمالاً آگاه کردن آنها به برخی از تأثیرات مطلوب و سازنده هدفدار ، آرامش بخش است و ما به اختصار در اینجا به آنها می پردازیم:
1-انتخاب هدف در زندگی جوانان ، موجب تمرکز قوای فکری و وحدت وجود آنان می شود و از هرزرفتن توانایی هایشان مانع می شود.
2-قاطعیت و جدیت از پیامدهای مطلوب هدفداری نسل جوان است . زیرا آن کس که می داند از زندگی چه می خواهد ، درمقابل با حوادث غافلگیر نخواهد شد.
3- حل تعارض ها و تردیدها ی کشنده زندگی ، با انتخاب هدفی مطلوب ، میسر است. سرگردان‎های بی پایان برخی از جوانان ، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص است.
4- قدرت تأثیر گذاری نسل جوان بر اطرافیان ، به نوع هدف زندگی بستگی دارد . هدفداری به جوانان ، سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابل دفاع و صراحت خاصی می بخشد.
5-بهره گیری از فرصت ها یا به عبارتی " مدیریت زمان" از آثار مطلوب هدفداری است، زیرا کسی که به خوبی می داند، " هدف اعلای زندگی چیست" ، فرصت ها را خود می سازدو منتظرفرا رسیدن فرصت نمی ماند.
نقش ما و هدفداری جوانان :
بخشی از وظایف را که ما در قبال نسل جوان داریم ، این است که :
- به آها یاری دهیم تا تفاوت اصولی میان"هدف" و" آرزو" را به خوبی درک کنند.
- به آنها تفهیم کنیم که " هدف آدمی " بیانگر نوع شخصیت اوست. هدفهای عالی انسان ، نماینگر روحی با ارزش و سرشار است.
- به جوانان بیاموزیم چنانچه به هدف خود رسیدند، بلافاصله هدف دیگری را جایگزین هدف پیشین کنند و به هیچ وجه ، اسیر ابتذال و روزمرگی نشوند.
- دوستانه و صمیمانه به آنها بگوییم ، همانگونه که هرانتخابی باید متکی به دلایلی باشد، " انتخاب هدف" نیز باید مستدل و قابل دفاع باشد.
- به آنها پیشنهاد کنیم ، چنانچه درانتخاب هدف خویش ، بر سردو راهی قرار گرفتند ‹ تعارض› ، می توانند با یکی از نزدیکان ، افراد مورد اعتماد خویش یا مشاوران و مربیان آموزشگاه ارتباط برقرار کنند و موضوع را به مشورت بگذارند تا در سایه " هم اند یشی " و تبادل فکر، ضریب خطای احتمالی را کاهش داده و بر احتمال موفقیت خود بیفزایند.
- به جوانانی که در آستانه برگزاری کنکور ورود به دانشگاه هستند، صادقانه و دوستانه بفهمانیم که هدف زندگی در دانشگاه رفتن خلاصه نمی شود، بلکه ورود به دانشگاه یک هدف مرحله ای است نه هدف غایی، تا آسیب پذیری های احتمالی که در اثر خلاء آرمانی به وجود می آید ، مصون و محفوظ نگه داریم و مسیر رشد و تعالی آنان را هموارکنیم.

 

جوان و دوستی
"ناتوان ترین مردم کسی است که از انتخاب دوستان برای خود عاجز باشد و از ناتوان تر کسی است که دوستانی که دارد از دست بدهد."
حضرت علی ‹ع <
انسان از چه روی به معاشرت با دوست نیازمند است ؟ آیا به این جهت که موجود ی اجتماعی است یا از این جهت که در معاشرت علاقه مند به کسب بینش زندگی و دانش اجتماعی است؟ پاسخ ما، هر دو را شامل می شود. جوانان به دو دلیل بیش ازسایرین به دوستی ها گرایش دارند: اول اینکه آنان می خواهند در گروه همسالان جایگاهی داشته باشند و پذیرفته شوند تا از این راه بر احساس تنهایی خویش فائق آیند و از سوی دیگر حلقه ارتباط دوستی است که فرد می تواند خودی نشان دهد و ابراز وجود نمایند و بخشی از توانایهایش را به ظهور برساند. دوستی و مصاحبت در فرهنگ و ادبیات ما پیشینه ای عمیق و کم نظیر دارد . برای مثال برخی از حکما گفته اند :" دوستان را دریاب که زیور آسایشند و ذخیره گرفتاری " .یا " هر که دوست فراوان دارد بر گردن دشمنان سوار شود."
تنوع دوستی ها درستی ها جوانان بر اساس جذبه و شور شکل می گیرد و معیارها بیشتر ، عواطف و احساسات است و کمتر پایه های منطقی و ارزشی دارد .
" موریس دبس " که در زمینه روان شناسی بلوغ مطالعات و تحقیقات زیادی کرده است عقیده دارد که دست کم سه نوع دوستی در این دوران ( اوایل جوانی ) شکل می گیرد.
1. دوستی هایی که غالبا ًمیان جوانان همسن و همجنس در محیط آموزشگاه یا محیط های شبانه روزی نظیر خوابگاه های دانشجویی شکل می گیرد و در بیشتر موارد یا به خاطر خدمتی است که یکی در حق دیگری در موقعیت خاص انجام دادهاست یا در نتیجه سلب اعتماد از یک دوست قدیمی به وجود می آید . این نوع دوستی ها با تقدیم هدیه و نشان دادن احساسات خالصانه به اوج می رسد و بیشتر این دوستان ترجیح می دهند که دوستانشان همواره متعلق و منحصر به خودشان باشد و دیگری در این ارتباط عاطفی مشارکتی نداشته باشد.
2.دوستیی که بین جوان و نوجوان یا کودک به وجود می آید و مبتنی بر حمایت فرد از دوست خردسال است ،در مورد این دوستی ها باید از نظر اخلاقی و روحی کاملا ًاحتیاط کرد . در غیر این صورت احتمال راه یافتن انحرافاتی از قبیل آلودگی جنسی به این دوستی ها وجود دارد و این زمانی است که بد آموزی های خانوادگی ، مراقبت نکردن والدین و خلاءعاطفی کودک ، نوجوان یا جوان زمینه را برای لغزش های اخلاقی فراهم می نماید.
3.دوستیی که بین جوان و فردی که بزرگتر از او به وجود می آید ودوست بزرگتر به خاطر داشتن جاذبه های اجتماعی می تواند اعتماد جوان را به خود جلب کند که در بعضی موارد این دوستی به رابطه ای تنگاتنگ می انجامد . منزه بودن دوست بزرگتر در این روابط و نظارت خانواده بر دوستی جوانان و نوجوانان ضرورتی انکار ناپذیر است.
معیارهای انتخاب دوست
جوانان در دوست گزینی همانند هر انتخاب دیگری نیازمند معیارهای روشن و قاطعی هستند . برخی از میزانهای دوست یابی جوانان عبارتند از :
1.رازداری : همان گونه که خداوند حافظ اسرار آدمی است دوستان نیز باید در اتباط با یکدیگر رازدار باشند. در این زمینه یکی از نویسندگان چنین نوشته است: " ما حق داریم اسرار خودمان را با همه کس بگوییم ولی اسرار دیگران امانتی است که به دست ما سپرده اند نیباید در آن امانت خیانت کنیم."
2.یکرنگی : دوستانی که ظاهر و باطنشان یکی است می توانند اعتماد جوانان را جلب نماید. در حقیقت این ویژگی در افرادی تبلور می یابد که شخصیت سالمی داشته باشند و احساس حقارت نفس نکنند.
3. پایداری درسختی ها: از نشانه های مردی و جوانمردی این است که دوستان در پیشامدها و تنگنا ها یکدیگر را تنها نگذارند و حتی در دشواریهای زندگی بیش از هر زمان راحتی و آسایش در کنار یکدیگر بمانند و مرارت ها را میان خود تقسیم کنند.
4.فضیلت واخلاق: جوانان برآیند شخصیت دوستانند به این مفهوم که صفات عالی انسانی آنهابه راحتی به دیگری منتقل می شود. انتخاب دوستانی که معنویت و فضایل انسانی برخوردار باشند موجب بسط و تعالی شخصیت جوانان می شود . پیامبر گرامی اسلام ‹ ص› از حضرت عیس بن مریم ‹ ع› حدیثی نقل فرموده اند که مضمون آن چنین است : " با کسانی دوستی نمایید که دیدارشان شمارا به یاد خدا بیندازد ، گفتارشان بر علم و دانش شما بیفزاید و کردارشان شما را مشتاق آخرت نماید."
جوان و آزادی
" تاریخ بشر ،عبارت است از ظهور اندیشه آزادی ، به‎رغم فراز و نشیبها می توان پذیرفت که جنبش وسیع افق روح انسان ، " مرزهای درونی " جز میت را که انسان به عنوان زندان خود همه جا به دنبال می کشید ،درهم شکسته است ."( لرد آکتون)
" آنچه به هستی انسان ، کیفیتی خاص می بخشد ، آزادی است. معنای آزادی به حسب درجه آگاهی و تصور آدمی ازخویش به عنوان موجودی مستقل ومتمایزازدیگران، متغیراست."(اریک فروم)

 

جوانان با طبع پر شور و حساس خود در جستجوی آزادی تلاش می کنند ولی چنین به نظرمی رسدکه حدود و مرزهای آزادی برای آنان به درستی و به گونه‎ای دقیق شفاف ، تبیین و تعریف نشده است .بی مناسبت نمی باشد که ابتدا تأملی گذرا بر جایگاه آزادی در قانون اساسی داشته باشیم :
- در اصل دوم ، ماده ششم ، یکی‎ازویژگیهای جمهوری اسلامی ، ایمان به " کرامت وارزش والای انسان و" آزادی " توأم با مسئولیت اودربرابرخدا" ذکرشده است. ودراصل سوم ، ماده هفتم، جز وظایف دولت جمهوری اسلامی ایران ،" تأمین آزادیهای سیاسی واجتماعی درحدود قانون " می باشد.ودراصل نهم نیزبرمجازنبودن فرد یا گروه یا مقامی برای سوءاستفاده ازآزادی ، تأکید به عمل آمده است.
" آزادی مثبت ومنفی "
" کورتیس " یکی از اندیشمندان تربیتی در این مورد می نویسد :"یک نگاه اجمالی به مسأله آزادی ، بیانگروجود متفاوت میان آزادی‎های مثبت و منفی می باشد:" آزادی از " و " آزادی برای "،بدین توضیح که "آزادی ازترس" و" آزادی ازاحتیاج "‹ نقصان› دو مورد ازآزادی منفی و" آزادی برای نطق و بیان "
و " آزادی برای پرستش و عبادت " دو مورد از آزادی مثبت می باشند . ودرتبیین رابطه ایندو، باید متذکر شد که آزادی منفی ، شرط حتمی و ضروری برای (نیل به) آزادی مثبت است.
" آزادی درونی و بیرونی "
اگر موضوع رااززاویه دیگری بنگریم با دو نوع آزادی درونی و بیرونی مواجه خواهیم شد ، آزادی درونی به مفهوم رهایی از سلطه خواسته‎های غریزی و نفسانی است و آزادی بیرونی درنفی هرگونه اقتدار خارج از وجود آدمی ، تحقق می یابد که منظور نظام‎های حکومتی و سلطه آنهاست دراینجا نیزموفقیت در کسب آزادی درونی ، زمینه دستیابی به آزادی بیرونی است.

 

" پیشنهادهایی در خصوص آزادی جوانان "
در نظر گرفتن موارد زیر در تحقق خواسته‎های جوانان ازآزادی ، ضرورت دارد:
1-تعریف دقیق و تبیین کامل مفهوم آزادی موجب آگاهی نسل جوان و تعدیل خواسته‎های آنان می شود. به " جان لاک " آزادی هرگزنمی تواند مطلق باشد، فقدان کامل نظارت ومراقبت ، آزادی نیست ، بلکه سوء استفاده ازآزادی " زمینه ساز " درک بهتر آزادی " خواهد شد.
2-آزادی مثبت بر مسئولیت دلالت دارد .آزادی مثبت، فقط یک امتیاز نیست بلکه مجموعاً قابل تقسیم به حقوق ویژه ای است که آنها هم تابع محدودیتهایی است . هرنوع حقی، بهرحال ، متضمن یک مسئولیت متقابل است. منظوراصلی این است که هیچ حقی جنبه انحصار شخصی ندارد، مثلاً من حق دارم که مالک ثروتی باشم ، اما این امرمستلزم مسئولیتهای مشخصی است که جامعه آنها را ازمن طلب می کند لذا توأم ساختن شناخت آزادی و مسئولیت . موجب رویکرد مسئوولانه ترجوانان به مسأله آزادی می شود.
3-تقابل " اقتدار" و " آزادی " و رویکرد معرفتی جوانان به این امر، یک ضرورت منطقی است، زیرا آنها زمانی می توانند حامیان آزادی باشند که بدانند برعلیه چه موقعیتی باید موضع گیری کنند . به عنوان مثال تبیین تقابل اقتدار جبرگرایی در برابرآزادی انتخاب ، اقتدارسنت دربرابرآزادی خویشتن بودن ، نمونه‎های روشنی از شناخت کامل آزادی است.
4-تفهیم این واقعیت به نسل جوان که " آزادی " و " چگونگی استفاده از آزادی " در موضوع متفاوت ولی مرتبط با یکدیگرند آنان را برمی انگیزد که به مجرد بر خورداری از آزادی کار را تمام شده تلقی ننماید بلکه این آغاز راه است و رمز تداوم آن ، مشروط به حسن استفاده ازآزادی است.
5-خانواده ومدرسه ، هر یک به عنوان کانون مقدس تعلیم و تربیت می توانند با لب اعتماد فرزندان و دانش آموزان و مسئوولیت سپاری آگاهانه و آزادی عمل قائل شدن برای آنان در مواردی خاص زمینه را برای عطای آزادیهای معقول به جوانان مساعد نمایند.
6- هر گاه نوجوانان و جوانان نیاز به ابراز وجود اظهار نظر و مطرح نمودن شخصیتشان دارند،لازم است اطرافیان با دادن فرصت مناسب به آنان به مراحل رشد و بالندگی آنها سرعت بیشتری ببخشند.
7-دختران جوان معمولاً گله مندند که آزادی کمتری از پسران دارند ، تربیت دادن گفتگوهای صمیمی با آنان و همدلی سازنده و تقویت فرصتهای انتخاب تجهیز وتوسعه اماکن فرهنگی و فراغتی دختران و متعادل ساختن امکانات میان پسران و دختران ، از شیوه‎های مناسب برای رفع چنین نگرانیهایی محسوب می شود.
8- توسعه گسترش محافل بحث و انتقاد جوان و غنی ساختن مباحث مورد نظر در خصوص آزادی ، راه کارهای تقویت آن ، بررسی شیوه‎های دستیابی به انتقاد سالم و چگونگی پرورش ابراز وجود و اظهار نظر از راه کارهای مؤثر در تأمین نیاز جوانان به درک اصولی و جامع آزادی محسوب می شود.
جوان و سازگاری
" آرزوی خیر و سعادت دیگران ، روحی است آسمانی که در انسان دمیده می شود." مارتین
از مهمترین خواسته های مشترک جوانان و اطرافیانشان دستیابی به پیوندی مبتنی بر تفاهم است . برخی معتقدند که تفاهم در حقیقت چیزی جز سازگاری نیست ، در حالی که از معنا و مفهوم تفاهم باید برداشتی بیش از سازگاری داشت آنچه که جوانان برای وصول به زندگی معقول و متعادل نیاز دارند در چهار مقوله زیر تجلی می یابد:
الف . سازگاری فردی : این نوع سازگاری را معمولا ًسازگاری شخصی یا درونی نیز تعبیر می کنند. به طور معمول جوانانی که برخوردار از مؤلفه های ذیل باشندسازگاری فردی دارند:
- بر احساس تنهایی و نومیدی خویش فایق آیند.
- در مواقع ناکامی ، توانایی لازم را برای حفاظت روحی وروانی خویش داشته باشند.
- انتظاراتی که از خویش دارند در محدوده امکانات و تواناییشان باشد.
- آرزوهای خود را با ظرفیت هایشان مطابقت دهند وتوانایی تفکیک مرزهای واقعیت از خیال را داشته باشند.
- اهداف و غایات زندگی خویش را به درستی بشناسند و با رویکردی واقع بینانه با آنها روبه رو شوند.
ب. سازگاری خانوادگی : دراین مقوله ویژگی های زیر معیارهای برخورداری از این نوع سازگاری تلقی می شوداین معیارهابا تلاش مشترک والدین و جوانان تحقق می یابد:
- والدین و جوانان، از انتظارات متقابل یکدیگر آگاه می شوند و به روشنی آنها را درک می کنند .
- انتظارات متقابل در فضایی دوستانه وصمیمانه بر آورده می شود و محقق می گردد.
- والدین مسئولیتهایی متناسب با توانایی جوانان به آنها واگذار می کنند.
- والدین از موفقیت های مرحله ای ونسبی جوانان به نحو مطلوبی تقدیر می کنند.
- والدین شرایط دشوار و موقعیت های خاص جوانان را به خوبی درک می کنند.
- جوانان به گونه مطلوبی از تلاش ها و مساعی ارزنده والدین تقدیر و سپاسگزاری می نماید.
- جوانان و والدین گوش به زنگ عواطف و حالات درونی یکدیگر هستند و رعایت جوانب عاطفی یکدیگر را می نمایند.
ج - سازگاری اجتماعی : از میان مهمترین ویژگیهای سازگاری اجتماعی موارد زیر قابل تأمل است:
- ایجاد تقویت بینش و معرفت اجتماعی در نسل جوان زمینه ای برای سازگاری اجتماعی است.
- تفهیم این واقعیت که تعادل میان زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی یک ضرورت محسوب می شود جوانان را در تحقق این امر ( سازگاری اجتماعی ) یاری می دهد.
- ایجاد انگیزه در جوانان برای پذیرش مسئولیت های محدود در آموزشگاه و خانواده اعتماد به نفس آنان را برای مسئولیت پذیری اجتماعی افزایش می دهد.
- ایجاد فرصتهایی برای بحث و گفتگو با جوانان در خصوص معیارهای انتخاب دوست زمینه را برای تقویت سازگاری اجتماعی فراهم می نماید.
- ترغیب جوانان به تقویت پیوندهای دوستی از دیگر عوامل سازگاری اجتماعی محسوب می شود.
د- سازگاری تحصیلی: بررسی رابطه میان پیشرفت تحصیلی و پیشرفت اخلاقی بیانگر این واقعیت است که چنانچه جوانان به موفقیت هایی در جریان تحصیل نایل شوند این امر در بهبود مناسبات اخلاقی و رفتاری آنان با دیگران تأثیر جدی می گذارد .تحقق سازگاری تحصیلی منوط به رعایت موارد ذیل است:
- کمک به جوانان درجهت موارد برنامه ریزی مناسب درسی برای نیل به موفقیت.
- بیان آثارمطلوب پیشرفت تحصیلی بر جنبه های اخلاقی و رفتاری آنان .
- یاری رساندن به نسل جوان برای انتخاب دقیق و درست رشته تحصیلی.
- ارائه معیارهای مطمئن و علمی برای انتخاب رشته تحصیلی .
- توجه دادن نسل جوان در انتخاب رشته تحصیلی به چهار عامل مشخص استعداد ، علاقه، نیاز اجتماعی و مشاوره و بیان این واقعیت که هر موفقیتی در گروانتخابی علمی و شایسته است.
- انتقال شیوه های علمی و قابل درک به نسل جوان برای مقابل با ناتوانی های یادگیری .
- بیان شمه ای از رمز موفقیت دانشمندان و فاتحان عرصه علم و معرفت برای نسل جوان تا آنان نیز بتوانند در این قلمرو انگیزه هایی قوی داشته باشند.
- تأیید و تشویق پیشرفتهای علمی و تحصیلی جوانان به گونه ای مناسب ، که ای تشویق ها می تواند در تداوم پیروزیهای فکری آنان گام مؤثری محسوب شود.
جوان و ابراز وجود
« به استعداد خودت ایمان داشته باش، همانطور که به خدا ایمان داری . روح تو پاره‎ای ازآن« واحد » بزرگ است نیروهایی که در تو هست، مانند دریای عمیق و بی‎پایان است.»
ویلکو
« هیچ راهی، بهتر از آنکه به مشکلات منتهی می‎گردد، انسان را به سرمنزل احتیاط و مآل‎اندیشی نمی‎رساند، دست توانای مصائب بهتر از انگشتان نیکبختی و اقبال، هر خطا و اشتباهی را به انسان نشان می‎دهد.»
دانیال
از مناسبات انسانی جوانان در زندگی، رابطه آنان با خویشتن خود می‎باشد. و چگونگی این رابطه برارتباطات آنان با جامعه ، خانواده، خدا و هستی، نیز اثری تعیین کننده دارد. رابطه جوان و خویشتن در چند مقوله فرعی‎تر به طور دقیق این‎گونه تبیین می‎شود: (درک) کشف خود ، پذیرش خود ، علاقه به خود(حب ذات) و ابراز خود (ابراز وجود اثبات ذات) با این توضیح که جوان، ابتدا درصد کشف ظرفیتهای پنهان خویش برمی‎آید تا بتواند خود را درک کند و این امر، علاوه برمهارتهای خودشناسی، در پرتو معاشرت سازنده با دیگران، حاصل می‎شود .پس از آن جوان، موجودیت خویش اعم از قابلیتها و نارساییهایش را می‎پذیرد و اصطلاحاً با واقعیات سازگار می‎شود و در مرحله بعد:

دانلود با لینک مستقیم


دانلود جوان و تربیت

دانلودمقاله رسانه‌ها و آموزش عمومی ‌فناوری اطلاعات

اختصاصی از فایل هلپ دانلودمقاله رسانه‌ها و آموزش عمومی ‌فناوری اطلاعات دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

تکیه و تاکید بر آموزش‌های عمومی‌و غیر حضوری در بحث توسعه آموزش فناوری اطلاعات، یکی از با اهمیت‌ترین و تاثیرگذارترین انواع آموزش است.
چنین آموزش‌هایی که در واقع یکی از الزامات توسعه دانایی محور است این فرصت را برای افراد جامعه -که به دلایل مختلف فرصت حضور در دوره‌های کلاسیک را ندارند- به وجود می‌آورد تا از اطلاعات و تحولات روز در حوزه فناوری اطلاعات به صورت غیر حضوری آگاهی یابند. از جمله بستر‌های مناسب آموزشی که می‌تواند خارج از محیط کلاس و نظام آموزشی منجر به توسعه علوم فناوری اطلاعات شود، استفاده از انواع رسانه‌های مکتوب و الکترونیکی است که به کاربر امکان می‌دهد به صورت نامحدود از نظر زمانی و مکانی به استفاده از آن بپردازد. در ادامه به بررسی نقش و تاثیرات برخی از این رسانه‌ها بر توسعه آموزش فناوری اطلاعات می‌پردازیم.
کتاب
بازار کتاب‌های حوزه IT در پنج سال گذشته بسیار مناسب و داغ بوده است. این کتاب‌ها که قریب به اتفاق آنها‌ترجمه هستند بیش از هر گروهی بازار برنامه نویسان و گرافیست‌ها را مورد توجه قرار داده‌اند و به آموزش انواع نرم افزارها و زبان‌های برنامه‌نویسی و طراحی گرافیکی پرداخته‌اند. اما نکته اینجاست که به علت عجله در فرآیند‌ترجمه، تولید و چاپ این‌گونه کتاب‌ها، بیش‌تر آنها از کیفیت محتوایی خوبی به خصوص پس از‌ ترجمه برخوردار نیستند و نمی‌توانند چنان که باید و شاید تاثیر مثبتی در یادگیری داشته باشند چرا که شخص مترجم به هیچ وجه احاطه فنی بر موضوع نداشته است و به طور کلی در این شاخه نگاه بازاری به این رسانه مفید باعث تخریب و عدم دستیابی به کیفیت مطلوب می‌شود.از سوی دیگر، در این حوزه به دلیل سطوح مختلف مفاهیم علمی، ‌عملا بازار و تقاضای عمومی‌است که نوع و تیراژ کتاب‌ها را تعیین می‌کند، به‌گونه ای که کتاب‌هایی ساده با موضوعات پیش پا افتاده همچون چگونگی کار با پیام رسان یاهو و یا سایت اورکات از فروش بسیار بالایی برخوردار می‌شوند.
CDهای چند‌رسانه‌ای
بحث تولید نرم‌افزارها و کتاب‌های آموزشی چندرسانه‌ای که در آنها با استفاده از متن، صوت و تصویر اقدام به انتقال آموزش‌های فناوری اطلاعات به کاربر می‌شود، چند‌سالی است گسترش یافته و به‌رغم محدودیت در حجم محتوای قابل انتقال در قالب چند رسانه ای با استفاده از تکنیک‌های تعاملی و آموزش‌های گام به گام که همراه با صدای معلم و تصاویر مربوط به اقدامات در هر گام است، تاثیر مناسبی بر یادگیری دارد. اما این بخش همچنان از سوی کاربران با استقبال مناسبی روبه‌رو نشده است و صرفا به عنوان یک فعالیت تجملی و اضافه بر کتاب چاپی در نظرگرفته می‌شود. نکته مثبت تولید چنین نرم افزارهایی قابلیت ایجاد تعامل و آموزش گام به گام فراگیر است که به شخص امکان می‌دهد با هدایت نرم‌افزار نکات کاربردی را به صورت عملی تجربه کند. آنچه در این نوع آموزش‌ها چالش اساسی محسوب می‌شود، ضعف‌ها و مشکلات در تهیه سناریوی آموزشی مناسب برای ایجاد تطابق با سطح علمی‌و هوشی فراگیران است. همچنین بسیاری از این آموزش‌ها در سطوح بسیار ساده و ابتدایی تهیه شده‌اند و گذشته از مشکلات فنی در کاربرد چند رسانه ای‌ها، برخی از آنها که گاه برای ارایه آموزش‌های عمومی‌استفاده می‌شوند به دور از استانداردهای لازم برای انتقال اطلاعات به گروه‌های مختلف مخاطبان با ویژگی‌های علمی‌و سنی متنوع هستند که این باعث کاهش کارایی می‌شود.
مجلات
در سال‌های اخیر نشریات بسیاری شکل گرفته‌اند که با توجه به اهمیت بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات در قالب ماهنامه، دو هفته‌نامه و هفته‌نامه اقدام به آموزش‌ و اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان کرده‌اند. گرایش نسبی مدیران سازمان‌ها و دانشجویان به این مجلات از عوامل توفیق این نشریات به شمار می‌رود. یکی از روش‌هایی که در سال‌های اخیر مورد توجه این نشریات قرار گرفته است ارایه مطالب تخصصی در زمینه‌های مختلفی همچون تلفن همراه، لپ‌تاپ، بازی رایانه ای و... است. همچنین برخی از این نشریات هم به سمت‌ترجمه مطالب مندرج در نشریات تخصصی حرکت کرده‌اند که این امر به دلیل بومی‌نبودن از کارایی لازم برخوردار نیست. رویکردهای خبری در این نشریات به دلیل فواصل زیاد انتشار و سرعت تحولات فناوری اطلاعات ضعیف است.

 

روزنامه‌ها
پویایی و سرعت تحولات و حجم بالای اخبار ITباعث شد تا اکثر روزنامه‌های کشور سعی کنند با نگاهی اقتصادی به فناوری اطلاعات، صفحه یا صفحاتی را به این موضوع اختصاص دهند. آنچه که در این خصوص می‌تواند به عنوان نکته مثبت تلقی شود قرار گرفتن همه اقشار در جریان اطلاعات و اخبار حوزه فناوری اطلاعات است. اما جنبه ضعیف این مساله از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از این روزنامه‌ها به جای تولید محتوا سعی در کپی اطلاعات و مطالب از اینترنت دارند.
سایت‌های اینترنتی
سایت‌های بسیار زیادی در طول پنج سال گذشته در زمینه فناوری اطلاعات شروع به کار کردند که البته بسیاری از آنها به اخبار حوزه می‌پرداختند و چیزی حدود 30 درصد از توان و امکانات آنها صرف انتشار مقالات و آموزش‌های علمی‌ می‌شود، با این حال این سایت‌ها تاثیر بسیاری در توسعه آموزش‌ها و آگاهی عمومی‌، به‌خصوص در بین قشر جوان داشته‌اند. با توسعه رشته‌های دانشگاهی مربوط به فناوری اطلاعات موج جدیدی از علاقه برای کسب اطلاعات در این زمینه در میان جوانان به وجود آمد که به‌همین علت، سایت‌های اینترنتی فعال در زمینه فناوری اطلاعات از اقبال خوبی برخوردار شدند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   8 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلودمقاله رسانه‌ها و آموزش عمومی ‌فناوری اطلاعات

دانلود مقاله تبیین و بررسی اهداف توسعه هزاره سوم

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تبیین و بررسی اهداف توسعه هزاره سوم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

مقدمه
از ظهور انسانی کنونی در کره زمین حدود 40 هزار سال می گذرد که در برابر عمر زمین به لحظه ای می ماند . زمین در غیاب انسان از آرامش و توازن برخوردار بود، جانداران با رفع نیازهای خود نه تنها آسبی به محیط پیرامون نمی رساندند بلکه هر یک به نوبه خود در استواری این تعادل و توازن دخیل بودند.
برخورداری انسان از عقلانیت کنجکاو و جستجوگر او را به سرعت از عصر شکارگری و خوشه چینی به دوران کشاورزی در 12000 سال پیش رسانید. در عصر پیش از کشاورزی نقش انسان نسبت به دیگر جانداران تفاوت چندانی نداشت، به اندازه نیازهای ابتدائی از طبیعت برداشت می کرد و همانند دیگر جانداران حلقه ای از زنجیره متعادل حیات بود. ورود انسان به عصر کشاورزی ، ایجاد مازاد محصول، پیدایش قدرت، تشکیل قبیل ، شهر نشینی و پیدایش حکومت ها را در پی داشت. اگر چه آدمی در این دوران دست اندازی به طبیعت را آغاز کرده و با تسلط بر دیگر جانداران و گسترش فعالیتهای کشاورزی خود روز به روز بیشتر بر طبیعت چیره می شود ولی صنعت ابتدایی او را هوز از ساختن سنگی و آهنی و کندوکاو سطحی زمین و برپا ساختن سرپناه فراتر نمی رفت. این وضع با اندک تفاوتی در همه جای جهان یکسان بود اما انسان به کمک ذهن جستجوگر و خلاق از این دوران کمابیش نیز گذشته و به عصر انقلاب صنعتی در 300 سال پیش پای نهاد.
اثری که انسان از آن پس بر طبیعت نهاد نه فقط با چهل هزار سال گذشته اش قابل مقایسه نیست بلکه مجموعه تغییرات به وجود آمده در کره زمین (منهای پدیده های طبیعی مانند آتشفشان، زلزله ، یخبندان...) به وسیله سایر جانداران در صدها میلیون سال حضورشان در زمین باسیصد سال اخیر قابل قیاس نیست. گزافه نیست اگر گفته شود با جهش های فناوری به ویژه از نیمه دوم سده بیستم به این سو سرعت و شدت تغییرات حاصل از فعالیت انسان در طبیعت صد چندان شده است.
در دوران حاضر با توجه به شتاب روند جهانی شدن اقتصاد سرمایه داری ، با خطرات گسترده و شدیدتر آلودگی های جوی ناشی از استخراج و مصرف بی رویه تر منابع خام تولید و انرژی و هم چنین با تبعات و عوارض آن، گسترش فقر و بیکاری و بروز بحرانهای فزاینده اجتماعی و دیگر نسبت به گذشته در کشورهای جهان همراه بوده و روبرو خواهیم بود. امروز شاهد نابرابری های زاده از توسعه اقتصادی- اجتماعی بخشی از جهان هستیم که با عقب ماندگیهای بخش دیگری همراه است. در چنین شرایطی نمی توان شاهد آن بود که 80 درصد توان اقتصادی جهان در دست 20 درصد جمعیت این کره خاکی محبوس باشد و گروه عظیمی از مردم در کشورهای عقب مانده و یا حتی در کشورهای توسعه یافته در فقر، مرض، بیکاری و محرومیت های شدید به سر می برند. سالها است که دغدغه فکری متفکران و سیاستمداران برجسته جهان چنین نابرابریهایی را که امکان توسعه و پیشرفت را از گروههای زیادی ازمردم گرفته است بر نمی تابد و عزم عمومی بر آن قرار گرفته که اگر به علل اینگونه عقب ماندگی ها که بی سواد، نبود بهداشت ، بیکاری، بی غذایی، آلودگی محیط زیست و نابرابریهای جنسیتی است، پرداخته نشود جهانی آزار دهنده خواهیم داشت که محل امنی برای زندگی بشر نخواهد بود. توسعه انسانی اکنون به صورت چالشی درآمده که همکاریهای بین المللی را میطلبد . بنابراین منطبق با یک چنین شرایط حادی ضروری است که سازمان ملل متحد و ارگانهای زیست محیطی و حقوق بشری آن از یک موقعیت و وزن مناسب و بالاتری از وضعیت کنونی برخوردار کنند. و بعبارتی دیگر باید در عصر کنونی اهداف و برنامه های زیست محیطی ملل متحد از حرف به عمل واقعی تبدیل شوند. از آنجا که کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل متحد، می گوید: در عصر وابستگی به یکدیگر انسانها، حقوق شهروند جهانی، بر اساس اعتماد و مسوولیت مشترک، پشتیبان سرنوشت ساز پیشر فت است، اما در دوران محرومیت بیش از یک میلیارد انسان از حداقل نیازهای در خورشان و منزلت او، شرکتها، بنگاههای اقتصادی، بازرگانان دیگر نمی توانند بی تفاوت باشند یا همچون سدی در برابر این خیل عظیم انسانی قرار گیرند، بلکه بر عکس آنها باید در صدد همکاری با دولت ها و سایر نقش آفرینان در جامععه برآیند و با بسیج علم، فن آوری و دانش جهانی به مقابله با بحران های به هم تنیده گرسنگی، بیماری، تخریب محیط زیست و تضادی که باعث عقب نگهداشته شدن کشورهای جهان سوم می شود، برخیزند. (بخش خصوصی و آرمانهای توسعه هزاره، چارچوبی برای عمل، جین نلسون و دیو پریسکات) از آنجا بود که در سپتامبر سال 2000، 189 تن از سران دولت ها اعلامیه هزاره را تصویب کردند. این اعلامیه یک تعهد جهانی بی سابقه و یکی از قابل اعتناترین اسناد سازمان ملل در چند سال اخیر به شمار می رود . این اعلامیه قدرت دید همگانی ومشترکی در چگونگی مقابله با برخی از چالش های بزرگی که جهان با آن روبروست عرضه می کند. این اعلامیه منجر به ارائه هشت آرمان توسعه هزاره گردید با توجه به مسائل مطرح شده ضرورت بررسی و تحقیق در این زمینه لازم آمد. به طوری که هدف از انتخاب موضوع نوعی همیاری با تمام مردم جهان در دستیابی به آرمانهای توسعه هزاره همراه و توأم با انطباق با قانون، مدیرتی ریسک و انسان دوستی است به طوری که آرمانهای بین المللی مانند صلح، امنیت، توسعه پایدار، حقوق بشر و کاهش فقر به طور فراینده ای به یکدیگر وابسته اند و دارای پیامدهای بسیاری برای کلیه بخشهای جامعه هستند. این کار برای بسیاری از شرکت کنندگان در گروههای کاری و دبیرخانه اجرایی آکنده از عشق بوده است. افراد
داو طلبانه تلاش و مهارت چشمگیری در اختیار پروژه قرار دادند به طوری که پروفسور دی ساکس مشاور مخصوص دبیر کل در این زمینه میگوید به اعتقاد من مشارکت تمام شرکت کنندگان به همین صورت بوده است چون آنان ماهیت خاص این تلاش را درک کرده اند بخشی ازاین امتیاز و افتخار همکاری آقای عنان دبیر کل سابق سازمان ملل است که پروژه هزاره ملل متحد را آغاز کرد و نقشی بی نظیر در ترویج مبارزه جهان علیه فقر مطلق ایفا کرده است بخش دیگرآن خرسندی ناشی از همکاری با وبرای رییس برنامه توسعه ملل متحد آقای مارک مالوک بر اون است که پشتکار، بینش و رهبری او اقدامات و تلاشهای گروه توسعه ملل متحد را طی سالهای متمادی هدایت کرده است. همچنین از همکاری راهبران سایر آژانسهای سازمان ملل متحد بهره برده و از آن کاملا استفاده کرده اند چون اینها افرادی هستند که زندگی مردم را نجات میدهند و هر روز بارسنگین فقر و محر ومیت را در سرتاسر جهان سبک تر می کنند.
جنبه خاص دیگر این پروژه این است که به فقیر ترین افراد جهان که هیچ کس صداری آنها را نمی شنود، فرصت نادر و قدرتمندی برای بیان آرزوها امیدها و نیازهای حیاتی شان را می دهد.
این پیروزی روح انسانی به ما این امید و اعتماد را می بخشد که فقر مطلق را می توان تا سال 2015 میلادی به نصف رساند و در سالهای پس از آن نیز میتوان کاملا از بین برد جامعه جهانی فناوری، سیاست ها و منابع مالی اثبات شده و مهمتر از همه شجاعت و علاقه لازم برای تحقق این کار را در اختیار دارد. (جفری دی ساکس،ژانو2005)
اهداف توسعه هزاره تنهای در صورتی حاصل می شوند که برای میلیاردها انسانی که هدف دستیابی به اهداف را تشکیل می دهند،معنی دار، متفاوت و روشن باشند این اهداف باید و اقعیاتی ملی تبدیل شوند و برای گروههای ذینفع اصلی یعنی مردم و دولتهای ملموس و شفاف باشند . تحقق این اهداف مستلزم و جود دولتهای توانمند و اثر بخش در کشورها است که بتواند به تعهدات توسعه ای خود عمل کشده و عملکردی عدالتگیرایانه هم داشته باشند امروزه بسط و گشترش عدالت در زمره اصلی ترین شاخصهای عملکرد خوب دولتهای قرار گرفته است و توسعه پایدار که روزگاری با مفهوم پایداری محیط زیست تبیین مس شد ، به مفهوم توسعه عادلانه و متوازن بسط و گسترش یافته است. در این دیدگاه اگر تو سفه اقتصادی ، اجتماعی کشورها منجر به گسترش شکاف طبقاتی و ایجاد قطبهای اقتصادی در جوامع بشود و اگر فقرا در فقر باقی بمانند و ثروتمندان بهر هگیری از مواهب اقتصادی توسعه را در انحصارخویش داشته باشند ظرفیتهای بی ثباتی در اجتماع ایجاد و زمینه های فروپاشی اجتماعی فراهم می شود.

فصل اول:
کلیات : تبیین و بررسی اهداف توسعه هزارة سوم
بخش اول: تاریخچه و شکل گیری اهداف توسعه هزارة سوم
رهبران، 1890 کشور جهان در سال 2000 در اجلاس سران سازمان ملل متحد در نیویورک اعلامیه هزاره ملل متحد را امضاء کرده و خود را متعهد ساختند که تلاش های گسترده جهانی را برای کاهش فقر، بهبود سلامت و ارتقای صلح، حقوق بشر و پایداری زیست محیطی به کار گیرند.
اعلامیه هزاره سازمان ملل سندی راهنما برای سده ای جدید است. این اعلامیه که در اجلاس هزاره – که از 6 تا 8 سپتامبر 2000 در نیویورک تشکیل شد به تصویب رسید، به طوری که نقطه نظرات سران 147 کشور و دولت و در مجموع 191 علت را که در این بزرگترین گردهمایی رهبران جهان در تاریخ شرکت کردند منعکس می کند.
این اعلامیه طی ماهها گفتگو، با بذل توجه به گزارشهای منطقه ای و نشست هزاره که اجازه داد صدای مردم شنیده شود، تدوین شد.
در حقیقت این اعلامیه نتیجه گزارش هزارة دبیر کل سابق سازمان ملل متحد، کوفی عنان می باشد، گزارش توسعه هزاره که تحت نام ما مردمان (we the people) بوده و آقای کوفی عنان 369 چالش را برمی شمارد. به طوری آقای عنان در آغاز این اعلامیه فرمودند: خوشحالم از اینکه بسیاری از تعهدات و اهدافی که گزارش هزاره خود پیشنهاد کردم در این اعلامیه گنجانده شده است.
این بیانیه چالش های اصلی پیش روی انسان در آغاز این هزاره را به شرح زیر برمی شمارد:
1) صلح ، امنیت و خلع سلاح عمومی
2) نقش بین المللی قانون و قانونمند شدن تمام فعالیتهای دولتها در کشور خود و در عرصه بین المللی.
3) انجام اقدام هماهنگ علیه تروریسم بین المللی.
4) تشدید اقدامات هماهنگ برای رویارویی با شکل اعتیاد و مواد مخدر
5) تشدید تلاش برای مبارزه با جنایات فراملیتی در همه ابعاد شامل تجارت انسان و پول شویی.
6) تقویت کمیته بین المللی المپیک برای ایجاد تفاهم انسانی و تقویت صلح بین المللی.
7) تقویت سازمان ملل و ظرفیت های آن برای حل منازعات مسلحانه در سطح جهان بیانیه هزاره این چالش ها را در یک چارچوب واحد قرار میدهد، راه رویارویی با آنها را پیشنهاد مجموعه ای از سنهای مشخص و به هم پیوسته در زمینة توسعه ، حکومت ، صلح امنیت و حقوق بشر تعیین می کند، و شاخص های اندازه گیری پیشرفت در رسیدن به هدف‌های توسعه را در اختیار می نهند.
اهداف توسعه هزاره از اعلامیه هزارة ملل متحد نشأت گرفته اند. بنابراین این اهداف محصول مشورت های متحدد ملی، منطقه ای و بین‌المللی هستند که میلیونها نفر را در برگرفته و نمایندة طیف وسیعی از علایق از جمله دولت ها، سازمان های جامعه مدنی و فعالان بخش خصوصی بوده است.
سرانجام کنفرانس بین المللی تأمین مالی توسعه در مونترری مکزیک در مارس 2002، تعهدات جهانی به عمل آمده در بیانیه هزاره و اهداف توسعه ای آن را بار دیگر موردتأیید قرار داد. این کنفرانس بر اساس مسئولیت های دوجانبه میان کشورهای غنی و فقیر، درهای جدیدی را به روی مشارکت جهانی گشود. همچنین در این کنفرانس، باردیگر بر مسئولیت اولیه دولت های ملی در تجهیز منابع داخلی و بهبود حاکمیت ، از جمله سیاست های منطقی اقتصادی و نهادهای مستحکم دموکراتیک گردید و تعهدات کشورهای غنی برای ایجاد یک محیط بین المللی حمایتی و افزایش اعتبارات توسعه نیز مورد تأیید مجدد قرار گرفت. این تعهدات یک بار دیگر در نشست جهانی توسعه پایدار در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی در سپتامبر 2002 هم مورد پشتیبانی قرار گرفتند.

 

بخش دوم – بررسی اهداف توسعه هزاره سوم
این توافق جهانی که هم اکنون به عنوان «اهداف توسعه هزاره‌» شناخته می شود مورد تصویب همه اعضای سازمان ملل قرار گرفت. در کشورهای در حال توسعه نیز اهداف توسعه هزاره باعث گردهم آمدن طیف گسترده ای از صاحبنظران و سیاستگذاران حول محورهای مشترک توسعه شده اند. آرمانها، اهداف با هم مرتبط بوده و بایستی به شکل کلی مدنظر گرفته شوند.
این آرمانها و اهداف بیانگر مشارکت بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه است. همانگونه که در اعلامیه آمده است: هدف ایجاد محیطی مسئولیت پذیر در سطح ملی و جهانی – در جهت توسعه و ریشه کن کردن فقراست.
این پیمان از همه گروه های ذینفع می خواهد که در قالب یک نظام مسئولیت پذیر مشارکتی تلاش های خود را جهت موفقیت در دستیابی به اهداف جمع بندی نمایند. کشورهای فقیر می توانند از سیاستمداران خود بخواهند که در جدول زمانی تعیین شده به اهداف کاهش فقر دست یابند . همچنین اهدا کنندگان می توانند خواستار حاکمیتی بهتر و کشورهای فقیر و مسئولیت پذیری بیشتر در به کارگیری کمک ها باشند.
پیمان توسعه هزاره چارچوبی کلی را ارابه می کند که نشان می دهد راهبردهای ملی توسعه و حمایت های بین المللی از سوی اهدا کنندگان، آژانس های بین المللی و دیگران می توانند به هماهنگی بهتر و تسهیل در مواجه با چالش اهداف توسعه هزاره کمک کنند این پیمان ، مسئولیت‌ها را به طور مساوی بر دوش هر دو طرف می گذارد . از یک طرف خواهان اصلاحات در کشورهای فقیر است و از سوی دیگر کشورهای اهدا کننده را واداری کند که پا پیش گذاشته و از این تلاش‌ها حمایت کنند.
هدف این نیست که یک دیدگاه جدید دیگر و یا یک راه حل همگانی برای مشکلات جهان در حال توسعه ارائه شود، دیتا در 50 سال اخیر موارد بسیار متعددی از این دیدگاهها را تجربه کرده است در عوض ، این پیمان به دنبال آن است که حیطه های کلیدی مداخله از حاکمیت داخلی تا تثبیت اقتصادی و تعهد در قبال آموزش و سلامت را که باید راهنمای تلاش های ملی وحمایت بین المللی از اهداف هزاره باشد مشخص نماید. در کشورهای دارای درآمد متوسط، این مداخلات باید در فرایندهای عادی بودجه ای در راهبردهای بلندمدت توسعه، منظور شوند . در فقیرترین کشورها نیز به نظر می رسد. که سندهای راهبرد کاهش فقر، مناسب ترین وسیله برای رسیدن به این هدف باشند. نکته این است که یک چیز جدید ارائه نگردد یا بار بیشتری بر دوش دولت‌های ضعیف گذاشته نشود. بلکه تفکرات محکمی ارائه گردد که نشان میدهند چگونه می توان عبارات زیبای بیانیه هزاره مثل قرار دادن فقر در رأس برنامه ای جهانی را واقعاً در برنامه های ملی برای تحقق بخشیدن به این اهداف به کار گرفت.
اهداف توسعه هزاره نه تنها از توسعه انسانی حمایت می کنند بلکه با سیاستهای صحیح و منابع کافی، قابل دستیابی نیز هستند با این حال قدرت اصلی این اهداف قدرت سیاسی است این اهداف اولین نگاه جهانی به توسعه هستند که یک توافق سیاسی جهانی را با توجه خاص به مشکلات مردم فقیر جهان و مقابله مستقیم با این مشکلات به وجود می آورند به بیان ملموس تر ، اهداف توسعه هزاره یک مانیفست توسعه برای شهروندان عادی در سراسر دنیا است. مسائلی زمان بندی شده، قابل اندازه گیری و پایه ای که به راحتی در سراسر دنیا است . مسائلی زمان بندی شده، قابل اندازه گیری و پایه ای که به راحتی قابل فهم هستند . ازاین مهم تر آنکه با داشتن داده های کافی، دولت ها و جوامع بین المللی در قبال دستیابی به این اهداف پاسخگوتر خواهند شد.
هرچند تخصیص و تجهیز منابع بیشتر داخلی برای اهداف جزئی مربوط به اهداف توسعه هزاره تقویت حاکمیت و نهادها و اتخاذ سیاست های اجتماعی و اقتصادی معقول، همگی برای دستیابی به اهداف لازمند، اما به هیچ وجه کافی نیستند.
کشورهایی که به رشد خوبی دست نیافته اند، زیرا انزوای جغرافیایی ، محیط زیست نامنماسب و یا سایر ناتوانی ها باعث شده که برای پیشبرد توسعه ، شدیداً به کمک های پایدار خارجی نیازمند باشند.
بدون بازسازی اساسی نظام تجارت جهانی به خصوص در حیطه کشاورزی، شامل لغو یا دانه ها، کاهش تعرفه ها و برابر ساختن شرایط بازی تجارت از سوی کشورهای غنی برنامه های بلندمدت برای به نصف رساندن گرسنگی و فقر به موفقیت نخواهد رسید. اگر داده‌‌های اساسی با قیمت مناسب به کشورهای فقیر عرضه نشوند، مقابله با ویروست نقص ایمنی انسانی / ایدز ، مالاریا و سایر بیماریها به شکست خواهد انجامید.
برنامه ریزی پایدار و بلندمدت مالی برای برخی از فقیرترین کشورها غیرممکن خواهد بود، مگر اینکه بدهی ها به صورت نظام مند و پایدارتر بخشیده شوند.
اگر بخواهیم به دیدگاه بنیادین اهداف هزاره به عنوان روشی برای اداره بهتر جهان به نیابت از سوی افراد فقیر دست یا هم، باید این اهداف را یک بسته غیرقابل تفکیک بدانیم. این اهداف، بسته ای متضمن تعهد نسبت به ارتقای توسعه انسانی در سطح جهان است – تعهدی که از سوی همه کشورها وعده داده شده است.
این اهداف، مجموعه معیارهایی برای ارزیابی پیشرفت هستند و افراد فقیر را قادر می سازند که رهبران خود را و اداره به پاسخگویی کنند. این اهداف به مردم کمک می کنند که برای اجرای سیاست ها و فعالیتهایی که باعث ایجاد مشاغل شایسته، بهبود دسترسی به مدارس و ریشه کن کردن فساد می شوند مبارزه کنند. همچنین به عنوان تعهدی از سوی رهبران ملی تلقی می شوند که باید در مورد اجرای آنها در برابر رای دهندگان خود پاسخگو باشند.
این اهداف وقتی در جوامع به اجرا درآیند می توانند بحث هایی دموکراتیک را در مورد عملکرد دولت ایجاد نمایند، به خصوص اگر داده هایی غیرجانبدارانه در دسترس همه مردم واقعی نقاط کشور قرار گیرد. همچنین این اهداف ممکن است به زمینه ای تبلیغاتی برای سیاستمداران تبدیل شوند.
اهداف توسعه هزاره تنها در صورتی حاصل می شوند که برای میلیاردها انسانی که هدف دستیابی به اهداف را تشکیل می دهند، معنی‌دار، متفاوت و روشن باشند . این اهداف باید به واقعیاتی ملی تبدیل شوند و برای گروههای ذی نفع اصلی یعنی مردم و دولتها ملموس و شفاف باشند. تحقق این اهداف مستلزم وجود دولتهای توانمند و اثربخش در کشورهاست که بتوانند به تعهدات توسعه ای خود عمل کرده و عملکردی عدالتگرانه هم داشته باشند. امروزه بسط و گسترش عدالت در زمره اصلی ترین شاخصهای عملکرد خوب دولتها قرار گرفته است و توسعه پایدار که روزگاری با مفهوم پایداری محیط زیست تبیین می شد. به مفهوم توسعه عادلانه و متوازن بسط و گسترش یافته است. در این دیدگاه اگر توسعه اقتصادی، اجتماعی کشورها منجر به گسترش شکاف طبقاتی و ایجاد قطبهای اقتصادی ر جوامع بشود و اگر فقرا در فقر باقی بمانند و ثروتمندان بهره گیری از مواهب اقتصادی توسعه را در انحصار خویش داشته باشند، ظرفیتهای بی ثباتی در اجتماع ایجاد و زمینه های فروپاشی اجتماعی فراهم می‌شود. پارادایم توسعه پایدار و متوازن در دنیای امروز، تداعی کننده کلام پیامبر اسلام است که «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم: کشور با کفر ممکن است پایدار بماند ولی با ظلم پایدار نمی ماند.»
اهداف توسعه هزاره نه تنها عدالت جهانی و حقوق بشر را منعکس می‌کنند در امنیت و ثبات ملی و بین المللی نیز نقش حیاتی دارند.
برای بیش از یک میلیارد نفر که در فقر مطلق زندگی می کنند ، اهداف توسعه هزاره مسئله مرگ و زندگی است. فقر مطلق را می توان فقری کشنده تعریف کرد که افراد را از لوازم و ابزار لازم برای زنده ماندن و مواجهه باگرسنگی و بیماری و خطرات زیست محیطی محروم می کند . هرگاه افراد از فقر مطلق رنج ببرند و فاقد حتی کمترین درآمد برای رفع نیازهای اساسی خود باشند، وقوع یک بیمار، یا خشکسالی، یا آفت نباتی که محصولات کشاورزی را تخریب می کند می تواند حکم مرگ و زندگی را برای آنان داشته باشد. در خانوارهایی که از فقر مطلق رنج می برند، امید به زندگی اغلب نصف امید به زندگی در جهان پردرآمد است یعنی 40 سال بجای 80 سال معمول است که از هر 1000 کودکی که به دنیا می آیند. بیش از 100 کودک قبل از پنجمین تولدشان می‌میرند که این تعداد در کشورهای پردرآمد 10 کودک است. نوزادی که در جنوب صحرای آفریقا به دنیا می آید فقط احتمال یک به 3 دارد تا سن 65 سالگی زنده بماند.
اهداف توسعه هزاره خود هدف هستند ولی برای این خانوارها، درونداد سرمایه ای محسوب می شوند یعنی ابزاری برای زندگی سازنده رشد اقتصادی و توسعه بیشتر نیز هستند. کارگری که از سلامت بهتری برخوردار باشد کارگری با بهره وری بیشتر خواهد بود. کارگری که تحصیلات بهتری داشته باشد، بهره وری بیشتری خواهد داشت. زیرساخت های بهتر آب و بهداشت تولید سرانه را از طریق مجاری مختلف نظیر کاهش بیماری افزایش می دهد. در نتیجه، بسیاری از اهداف توسعه هزاره در مفهوم گسترده خود بخشی از تراکم سرمایه و همچنین به نوبه خود اهداف مطلوبی به شمار می آیند.
اهداف مربوط به گرسنگی و بیماری بخشی از سرمایه انسانی به حساب می آیند . اهداف مربوط به بهداشت و آب و زاغه نشینان بخشی از زیرساخت های کشورها ملاحظه می شوند . اهداف مرتبط با پایداری محیط زیست بخشی از سرمایه طبیعی هستند. نخستین هدف مربوط به فقر درآمدی بخشی از رشد اقتصادی است، وچون تحقق اهداف مربوط به گرسنگی، آموزش و پرورش ، برابر جنسیتی ، پایداری محیط زیست و سلامت برای کل رشد اقتصادی و توسعه عاملی حیاتی است، صحبت کردن فقط درباره نرخ رشداقتصادی لازم برای دستیابی به اهداف توسعه در یک کشور کاری اشتباه خواهد بود. بنابراین بویژه برای فقیرترین کشورها که به رکود اقتصادی گرفتار شده اند، بهتر است میزان و سطح سرمایه گذاری لازم برای تحقق اهداف توسعه هزاره و درنتیجه پشتیبانی از رشد اقتصادی تشریح شود.
هدف های توسعه هزاره آزمونی برای اراده سیاسی به منظور ایجاد مشارکت های وسیع تر و عمیق تر است. کشورهای در حال توسعه مسئولیت دارند برای آزادسازی انرژی های خلاق مردم خود اصلاحات سیاسی به عمل آورند و حکومت راتقویت کنند. اما نمی توانند به تنهایی و بدون تعهدات جدید برای کمک،مقررات تجاری برابر و بخشیدن و کاهش بدهی های خود به این هدف ها دست یابند.
هدف های توسعه هزاره وسیله ای برای سرعت بخشیدن به آهنگ توسعه و اندازه گیری و سنجش نتایج در اختیار جهانیان می گذارد.
گروه های جامعه مدنی – از سازمان های اجتماعی گرفته تا انجمن های حرفه ای و گروه های زنان و شبکه سازمان های غیردولتی – در کمک به اجزا و پایش پیشرفت به سمت اهداف توسعه هزاره ، نقش مهمی بر عهده دارند، ولی این اهداف مستلزم وجود دولت های توانمند و اثر بخش نیز هست که بتوانند به تعهدات توسعه ای خود عمل نمایند. تحقق این اهداف همچنین نیازمند بسیج و ملی برای تثبیت اراده سیاسی جهت دستیابی به آنها است . این بسیج مردمی مستلزم وجود فرهنگ های سیاسی آزاد مشارکت جویانه است.
الف) اهداف و آرمانهای توسعه هزارة سوم
بیانیه هزاره سوم و اهداف توسعه هزاره علاوه بر رویکرد ارزشمند انسان گرایانه توسعه گرایانه و عدالت جویانه خود، واجد متدلوژی ارزنده و هوشمندانه هم هست به نحوی که هرم برنامه از 8 آرمان، 18 هدف ، و 48 شاخص تشکیل شده است.
آرمان 1: ریشه کنی فقر شدید و گرسنگی
هدف: نصف کردن تعداد افرادی که درآمد آنها کمتر از یک دلار در روز است . بین سالهای 1369 تا 1394.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  34  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تبیین و بررسی اهداف توسعه هزاره سوم

دانلود مقاله تحقیق تلقیح مصنوعی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله تحقیق تلقیح مصنوعی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

مقدمه:
همگام با گسترش حوزه دانش بشری و ظهور دستاردهای نو در قلمرو علوم تجربی، مسائل و موضوعات پیچیده فقهی و حقوقی نیز پدیدار آمده، تلقیح مصنوعی نیز یکی از مسائل نو پیداست که پیشرفت دانش پزشکی آن را به عرصه فقه و حقوق کشانده و از آنجا که قوانین و مقررات حقوقی ما ریشه در احکام مذهبی دارد، هیچ حقوقدان و اندیشمندی در دانش حقوق، نمی تواند بدون بهره مندی از این منبع عظیم، در جهت قانونی کردن چنین مسائل جدیدی گام بردارد، بلکه نخست باید فقیهان جواز شرعی آن را تایید و حکم وضعی آن را روشن کنند، سپس به صورت ماده یا مواد قانونی درآید.
تحقیق حاضر در طی 3 بخش به بررسی فقهی، حقوقی و جزای تلقیح مصنوعی می پردازد؛ در بخش اول آن که عهده دار قسمت فقهی است، نظر به نفس و حکم آن در صورتی که ملازم و یا متوقف بر ارتکاب فعل حرامی باشد؟ و در بخش دوم به بررسی حقوقی نسبت طفل حاصل از تلقیح مصنوعی می پردازیم، چرا که با معلوم شدن نسب طفل، وضعیت های دیگر او نظیر حضانت و سرپرستی، وراثت و نکاح روشن می گردد.
و در بخش سوم به بررسی جرایی تلقیح مصنوعی می پردازیم.

 

 

 

 

 

پیشینه ی تاریخی لقاح مصنوعی
دانش پزشکی با پیشرفت های جدید خود توانسته است کمک شایان توجهی به تولید نسل انسان بنماید و به وسیله تلقیح مصنوعی و رفع بعضی از نواقص و عیوب مردان نظیر عنن، یا انزال سریع و یا معالجه عیوب مجاری تناسلی زنان یا مردان، آرزوی کسانی که سالیانی دراز در انتظار فرزند به سر می برند را به تحقق برساند. قابل ذکر است که مسئله تلقیح، ابتدا در حیوانات اهلی به منظور اصلاح نژاد یا تکثیر نسل به کار می رفت. در آغاز، این کار را یکی از دانشمندان آلمانی به نام “Lubwing Jacobi” در سال 1765.م روی ماهیها انجام داد. چند سال بعد یک دانشمند و کشیش ایتالیایی به نام پرفسور “Spalanzoni” تلقیح را روی سگها آزمایش کرد و نتیجه مثبت گرفت و بالاخره در اواخر قرن نوزدهم یکی از دانشمندان روسی به نام “John hunter” تلقیح مصنوعی در حیوانات چهار پا را عملی ساخت که این روش فعلا نیز مورد استفاده قرار می گیرد. به دنبال موفقیت این آزمایشها در حیوانات، دامنه تلقیح مصنوعی به انسانها نیز سرایت نمود و این آزمایش ها در مورد انسان، در کشورهای مختلف از قبیل فرانسه، انگلستان به اجرا درآمد. یک دانشمند انگلیسی به نام “Elielve” در سال 1799.م، گزارشی در این زمینه به دولت انگلستان داد. در فرانسه ده مورد تلقیح مصنوعی در زنان انجام گرفته است که قدیمی ترین آنها را مربوط به سال 1838.م، دانسته اند. ده سال بعد یکی از دانشمندان فرانسوی موسوم به “Cerard” گزارش داد که از 72 زنی که تلقیح مصنوعی شده اند، 41 نفر آنها از این طریقه بارور گردیده اند و تقریبا از سال 1914.م، موضوع تلقیح مصنوعی کاملا توجه پزشکان و علما را به خود معطوف داشت. در سال 1914.م، یکی از پزشکان انگلیسی مقیم مصر موسوم به دکتر"جامسیون" شنیده بود که در میان بدویان طریقه ای برای معالجه زنان عقیم وجود دارد که گاه منجر به آبستن شدن زنها و گاهی منتهی به فوت آنان می گردد. این موضوع نظر پزشک مزبور را به خود جلب کرد و در اثر بررسی دریافت که زنان بدوی به قطعه ای از پشم اصنون می خوانند و بعد آن را به زنان نازا می دهند تا به رحم خود بمالند و معتقد بودند که زن حامله می شود یا می میرد. این پزشک پس از تحقیقات بیشتر دریافت که زنان بدوی پشم را به نطفه مردان آغشته و سپس آن را به زن عقیم می دهند تا استعمال نماید، که علاوه بر نطفه مقدار زیادی میکروبهای مضر موجود در پشم وارد رحم زن می گردند و اگر زن بنیه قوی داشت در مقابل میکروبها مقاومت می کرد والا از پای در می آمد و تلف می شد. دکتر"جامسیون" پس از خاتمه جنگ جهانی اول به انگلستان مراجعت کرد و درصدد برآمد به وسیله تلقیح مصنوعی( که قبلا آزمایش شده بود و بدویان و صحرانشنان نیز به عنوان ورد و جادو از آن استفاده می کردند) و از راه صحیح علمی هزاران زن را که آرزوی مادر شدن داشتند بارور مند و به وسیله لوله آزمایش، نطفه مرد را به رحم زن منتقل نماید تا بدین وسیله خانواده های زیادی را که از نداشتن فرزند تهدید به نابودی و متلاشی شدن می گردیدند نجات دهد؛ و از این رهگذر، گاهی به علت بی ثمر بودن منی شوهر، از نطفه مردان بیگانه استفاده می نمود.
رواج تلقیح مصنوعی در انگلستان و هجوم زنان بی فرزند به بیمارستانهای لندن موجب شد که موضوع تلقیح مصنوعی در مجلس عوام انگلستان مطرح و وزیر بهداری وقت استیضاح و دولت تخلصه گردد؛ که چرا تولد این گونه اطفال را مانند سایر اطفال شرعی و قانونی به ثبت نمی رسانند.1

 

 

 

حقوق تطبیقی تلقیح مصنوعی
موضوع تلقیح مصنوعی در نهمین کنگره بین المللی حقوق جزا(این کنگره از 24 الی 30 اوت 1964 در شهر لاهه، مرکز کشور هلند برگزار گردید) مورد بحث و بررسی قرار گرفت. شعبه دوم کنگره مزبور که نسبت به جرایم علیه خانواده و جرایم جنسی مطالعه و بررسی می کرد، تلقیح مصنوعی را چنین مورد بحث و گفتگو قرار داد: چون در این اواخر عده ای به وسیله تلقیح مصنوعی صاحب فرزند می شوند، مسائل ناشی از این امر در خور بررسی است. مسئله باید از دو نظر مورد توجه واقع شود به یکی موردی که حاملگی به وسیله نطفه شوهر صورت می گیرد، دیگر در موردی که حاملگی به وسیله نطفه شخصی غیر از شوهر انجام می گیرد.
رد فرض اول در صورتی که زن و شوهری بخواهند صاحب فرزند شوند، ولی شوهر بدون اینکه عقیم باشد، نتواند وظایف زناشویی را انجام دهد، نطفه با وسیله طبی مخصوص گرفته و به زن تلقیح می شود که در این مورد هیچ گونه اتکال حقوقی و جزایی پیش نمی آید و علم طب و جراحی به چنین مردی امکان می دهد از نعمت فرزند، برخوردار گردد. فرزندی که از این راه به وجود می آید متعلق به شوهر است. اما در مورد فرض دوم، مشکلات فراوانی روی می دهد. این مورد وقتی است که برای شوهر امکان انجام وظایف زناشویی هست، ولی به علت نازایی نمی تواند دارای فرزند شود و زن آرزوی داشتن فرزند را دارد و اگر زن بخواهد طفلی نه از طریق غیرمشروع داشته باشد باید به تلقیح مصنوعی متوسل شود و اگر بدون رضایت شوهر دست به این کار بزند اشکالات فراوان ایجاد می گردد زیرا فرزندی که از این راه به دنیا می آید فرزند شوهر نیست و در نتیجه، یک طفل غیرقانونی است و اگر این کار با رضایت شوهر انجام شود، باز خالی از اشکال قانونی نیست؛ چون از نظر علمی و زیست شناسی این فرزند نمی تواند متعلق به شوهر باشد. از طریق دیگر، این سوال پیش می آید که تلقیح مصنوعی با رضایت و بدون رضایت شوهر اصولا رابطه نامشروع محسوب می شود یا نه؟ به نظر نمایندگان کنگره، چون تلقیح مصنوعی متضمن مقاربت مرد و زن نیست، رابطه نامشروع محسوب نمی گردد. برای جلوگیری از بروز مشکلات موجود، طرح جدید قانون جزای آلمان، تلقیح مصنوعی را در صورتی که نطفه متعلق به شوهر نباشد، منع کرده است. ولی نمایندگان کنگره عقیده داشتند که تلقیح مصنوعی نباید جرم شناخته شود، با وجود این، در مواقعی که زن بدون رضایت شوهر دست به این کار بزند می توان او را مجازات نمود و در مورد نه زندانی که از این راه به وجود می آیند، کنگره عقیده داشت که باید مقرراتی تصویب شود تا وضع حقوقی این گونه اطفال نظیر سایر اطفال و حقوق و تکالیف والدین نسبت به آنها و بلکسی معلوم باشد و بالاخره، کنگره با توجه به گزارش شعبه دوم، اظهار نظر کرد که قوانینی جزایی نباید تلقیح مصنوعی را جز در موردی که زن راضی نباشد و در موردی که شوهر این کار رضایت ندهد، منع کنند.1
دولت انگلستان در این راستا، کمیسیون مشورتی ژنتیک انسانی را به عنوان یک سازمان مشورتی در سال 1996 تاسیس کرد، وظایف این کمیسیون عبارت است از مرور پیشرفت های علمی در مرزهای ژنتیک انسانی و رشته های وابسته.
- گزارش مسائل ناشی از پیشرفتهای جدید در ژنتیک انسانی.
- ارائه پیشنهاد ما در زمینه راههای ایجاد اطمینان عمومی و ارتقای فهم عموم.2

 


بخش اول: بررسی فقهی و تلقیح مصنوعی
تلقیح در لغت به معنای باردار کردن و لقاح به معنای باردار شدن است و تلقیح مصنوعی در اصطلاح عبارت از این است که زن را با وسایل مصنوعی و بدون اینکه نزدیکی صورت گیرد آبستن کنند1
انواع روشهای تلقیح مصنوعی:
1) IUI تلقیح مصنوعی داخلی؛
2) GIFI انتقال تخمک؛
3) ZIFT انتقال جنین
4) IVF-ET باروری آزمایشگاهی- انتقال رویان2
در این تحقیق، از بین روشهای گوناگون تولید نسل مصنوعی به بررسی سه طریقه اول که بیشتر متداول است می پردازیم.

 

 

 

 

 


فصل اول: تلقیح مصنوعی داخلی
در این روش عمل بارور شدن و پرورش نطفه داخل رحم انجام می شود، اما برحسب اینکه بین صاحبان نطفه(زن و مرد) زوجیت یا زناشوئی مشروع موجود بوده یا جنین ارتباطی وجود نداشته باشد، این روش به دو صورت تقسیم می شود که در دو جفت بررسی می شود:
مبحث اول: لقاح همگون یا تلقیح بین همگون
مبحث دوم: لقاح ناهمگون یا تلقیح بین افراد بیگانه1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبحث اول: تلقیح مصنوعی همگون
در این روش که هومولوگ نیز نامیده می شود پای شخص ثالث در میان نیست. هر گاه شوهری در به تولید اسپرم باشد ولی به علل مجانی یا روانی، باروری زن از طریق عادی و به وسیله مقاربت ممکن نباشد از این روش استفاده می شود و در این زمان با استفاده از تکنیک های کمکی تولید مثل، اسپرم شوهر به زن تلقیح می شود تا از این طریق باردار گردد.1
- دیدگاه فقهای امامیه:
در گذشته برخی از فقیهان بنام شیعه2 این عمل را جایز نمی دانستند، ولی اینک غالب فقها آن را تجویز
می کنند.3
اگر تلقیح مصنوعی به وسیله تزریق نطفه شوهر به همسر قانونی صورت گیرد این عمل مشروع و جایز است و در این خصوص هیچ گونه ابهامی وجود ندارد، به شرط اینکه اینکه جهات شرعی در این خصوص رعایت شود؛ یعنی اینکه این کار سبب انجام عمل حرام نشود، مانند لمس عودت دلیل جایز بودن این گونه باروری آن است که نطفه از اسپرم مرد و همسر قانونی وی بسته شده و تنها لقاح از راه معمول نبوده است و دلیلی بر حرام بودن این شیوه وجود ندارد و نیز اصل برائت شرعی و عقلی بر جایز بودن آن دلالت دارد. بنابراین، طفل مولود، شرعی و قانونی بوده و کلیه آثار طفل حامل از نزدیکی طبیعی بین زن و شوهر نیز بروی مترقب
می گردد. در این زمینه برخی از فقهای امامیه به مشروعیت تلقیح نطفه زوج به همسر قانونی خود فتوا داده اند. برای مثال: آیت الله فوئی(قدس سره شریف) در این خصوص معتقدند:«تلقیح زن به نطفه شوهرش جایز است. ولی اگر این عمل توسط غیرشوهر انجام شود و در اثر آن حس یا نظریه آلت تناسلی زن لازم آید، جایز نخواهد بود؛ و حکم ولد حاصل از این عمل نیز بدون هیچ تفاوتی مانند سایر اولاد زوجین خواهد بود.»1
دیدگاه فقهای عامه:
اکثریت فقهای اهل سنت این نوع تلقیح را در صورت رعایت ضوابط و مشروط یعنی جایز می دانند2؛ در مقابل، عده کمی چون شیخ احمد الحجی این عمل را جایز ندانسته اند.3
مهمترین دلیل موافقین، آن است که این کار سبب می شود زوجین صاحب فرزند شوند و در میان آنها مودت به وجود آید و زندگی آنها استمرار پیدا کند4 و در مقابل مخالفین می گویند: دارا شدن فرزند فقط از طریق مقاربت امکان پذیر است و بچه دار نشدن مشیت الهی است که تلقیح مصنوعی با آن مخالف است.5

 

 

 

 

 

 

 

مبحث دوم: تلقیح مصنوعی ناهمگون
در این روش که هترولوگ نیز نامیده می شود پای شخص ثالث در میان است.
این نوع تلقیح زمانی ضرورت می یابد که زن استعداد باروری دارد، ولی شوهر فاقد چنین توانایی است، در این هنگام به اندازه کافی اسپرم مرد بیگانه به طریق مجاز اخذوپی از شستشو و دفع زوائد به رحم زن انتقال می یابد تا لقاح در لوله رحم صورت پذیرد.1
این روشی از ابتدای پیدایشی، با مخالفت های جدی روبه رو بوده است تا جایی که برخی از آن را از مصادیق زنا دانسته و حتی در سال 1921م دادگاهی در کانادا آن را زنا تلقی نمود2.
کلیسای کاتالوگ نیز قویا این عمل را رد کرده و آن را غیراخلاقی اعلام نموده است لیکن این آرا کم کم تعدیل شده تا جایی که در سال 1958 م یک دادگاه اسکاتلندی رای داد که زنا فقط با تماس بدنی پیدا می کند و هترولوگ زنا محسوب نمی شود و نهایتا نمایندگان نهمین کنگره ی بین المللی حقوق جزا در سال 1964 م در هلند اظهار داشتند:
تلقیح مصنوعی چون متضمن مقاربت مرد و زن نیست رابطه ی نامشروع محسوب نمی گردد.3

 

 

 


دیدگاههای فقهای امامیه:
این مساله در ادله فقهی، به طور خاص عنوان نشده است، ولی فقها با استناد به عمومات و اطلاعات ادله در مورد جواز یا حرمت آن اظهار نظر نموده اند؛ لیکن می توان گفت به کارگیری این روش، موافقان اندک1 و مخالفان فراوان2 دارد که در ادامه به نقد و بررسی ادله آنان می پردازیم.
الف) اطلاق و عموم پاره ای از آیات قرآن کریم
اصلی ترین و مهمترین منبع شناخت احکام الهی قرآن مجید است؛ بنابراین واجب است در مسیر بیان و استنباط حکم شرعی هر موضوعی، ابتدا به کتاب الهی نظر شود تا معلوم گردد آیا در قرآن حکمی در مورد آن به نحو خاص یا عام وارد شده است یا نه؟
با مراجعه به قرآن معلوم می گردد آیاتی وجود دارد که به موجب آن زنان و مردان موظف به حفظ فروج خویش شده اند؛ برخی از این آیات عبارتند از آیات 5 تا 7 سوره مومنون، آیات 30 تا 31 سوره نور، آیات 22 و 23 سوره نساء که هر کدام بحث خاص خود را می طلبد؛ ما در این مختصر فقط به بررسی آیات 30 و 31 سوره نور می پردازیم.
مفاد آن آیات، این پیام الهی است:«ای پیامبر، به مردان مومن و زنان مومنه بگو چشم های خود را فرو پوشانند و فروج خویش را نگه دارند.»
در این آیات کریمه، هنگامی که از نگاه سخن می رود حرف تبعیض«من» آورده می شود تا معلوم گردد که برخی از نگاهها حرامند؛ ولی هنگامی که از حفظ فروج سخن به میان می آید حرف تبعیض حذف می شود و متعلق حفظ نیز بیان نمی شود، پس برابر این قاعده که حذف متعلق، مفید عموم است، حفظ فروج در مردان و زنان به نحو کلی و به صورت یک اصل اساسی و عمومی واجب است؛ لذا مقتضای آیات کریمه، لزوم حفظ فرج از هر چیز است، خواه ورود نطفه از طریق زنا باشد و یا از طریق سایر مقاربت های غیر مشروع و یا این که به وسیله ابزار آلات پزشکی(تلقیح مصنوعی) صورت پذیرد.1
ممکن است در دلالت آیات فوق بر حرمت تلقیح، اشکال شود که ظاهر آیات شریفه، لزوم حفظ فرج از غیر شوهر می باشد؛ ولی نسبت به شوهر یا خود زن، آیه هیچ گونه دلالتی ندارد.2
در پاسخ می توان گفت: حفظ فرج از ادخال نطفه جنبی، هر چند توسط شوهر یا خود زن باشد، از لوازم و شوونات حفظ از غیر است و از این رو، اطلاق حفظ از غیر، مقتضی حرمت ادخال نطفه غیرشوهر به رحم زن می باشد.3 عده ای نیز بر این عقیده اند که مقصود از حفظ، تنها حفظ فرج از نگاه دیگران است و شاهد آن را روایاتی می دانند که در مورد این آیه شریفه وارد شده اند. به عنوان مثال: ابوبصیر از امام صادق(ع) روایت می کند: «مقصود از حفظ فرج در تمام آیات قرآن حفظ آن از زنا است، جز اینکه مقصود آن، حفظ فرج از نگاه دیگران است.4 برخی از مفسران شیعه نیز بر این عقیده اند و می نویسند: به قرینه صدر آیه که می فرماید:
‹‹ یعضوا من أبصارهم ›› معلوم می شود مراد ازحفظ فروج، ستروپوشش آنها ازدید ناظران است، نه حفظ آن از زنا ولواط 1. درکتب اهل سنت نیز این تفسیربه چشم می خورد، به طوری که از أبی العالیه نقل شده است: ‹‹هرچیزی که درقرآن راجع به حفظ فروج آمده است ، منظور حفظ آن اززناست، مگرآیه ای که درسوره نور آمده که منظور ازآن ، حفظ ازنگاه دیگران است ›› ؛ اما مفسرین دیگراین مطلب را قبول ندارند ومی گویند مراد ازحفظ فرج، حفظ آن ازمحرمات است وروایت أبی العالیه ضعیف می باشد. 2
ب- روایات وارده از معصومین (ع):
مخالفان تلقیح هترولوگ درتوجیه عدم جواز وحرمت آن به برخی از روایات وارده تمسک می جویندکه مهمترین آنان دو روایت زیرمی باشد:
1- علی بن سالم ازامام صادق (ع) روایت می کند ‹‹ شدیدترین عذاب در روز قیامت، عذاب مردی است که نطفه خود را دررحم زنی نامحرم بریزد.››
ازظاهرحیث برمی آیدکه قراردادن نطفه دررحمی که فرد حرام است، گناه کبیره محسوب می شود؛ واز این که درروایت به نطفه تعبیرشده، معلوم می شودکه موضوع حرمت، بسته شدن نطفه با تخمک زنی است که بر مرد حرام است. 3
2- امام صادق (ع) از پیامبر(ص) نقل می کند: ‹‹ درمیان کارهایی که نبی آدم انجام می دهدکاری بدتر وگران تربرخداوند، ازکشتن پیامبر یا امام ، خراب کردن کعبه و ریختن منی توسط مرد در رحم زنی، به طور حرام،
نیست. 1این حیث نیز همانند روایت قبلی ، حکایت ازآن داردکه قراردادن منی دررحم زن ازراه حرام، حرمتی است مستقل، جدای ازحرام بودن آمیزشی با او. ضمن اینکه حدیث به دلیل سیاقش دارای عموم است وتمام مواردی را که مباح نشده باشد دربرمی گیرد؛ درنتیجه هرنوع افراغ دررحم زن اجنبیه گناه کبیره وحرام است.2 به این احادیث ایراداتی گرفته شده است که به بررسی آنها می پردازیم :
1- هردو روایت ازلحاظ سند اشکال دارند؛ مثلا درروایت اول علی بن سالم فردی مجهول است، بنابراین روایت ضعیف می باشد. 3 پاسخ این اشکال را برخی ازمحققان ذکرنموده اند.
2- قراردادن وریختن منی دررحم نامحرم ارتباطی باموضوع بحث ندارد، چراکه غلبه خارجی اقتضا دارد قرار دادن نطفه به آنچه متعارف است، منصرف گردد؛ یعنی ریختن نطفه ازطریق مباشرت ومقاربت (زنا)4.
درپاسخ می توان گفت: اولا غلبه خارجی به تنهایی موجب انصراف نمی شود، بلکه مقاربت یکی ازمصادیق بارزقراردادن نطفه است وهیچ گاه حکم، مقصود برفرد ومصداق شایع خودنیست . وثانیا، معلق ساختن حرمت برریختن نطفه، دلالت می کندکه ریخته شدن منی دررحم نامحرم به خودی خود حرام ومبعوض شارع است.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  25  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله تحقیق تلقیح مصنوعی

دانلود مقاله استرس شغلی در پرستاران

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله استرس شغلی در پرستاران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

  خلاصه :
کلمه استرس برای توصیف مقدار تنش استفاده می کنند که اشخاص تخت تاثیر شغل و روابط و مسئولیت هایشان در زندگی تحما می کنند.
استرس شغلی : پاسخ های جسمی و حسی مضر در زمانی که نیازهای شغلی با توانایی ها و منابع با نیازمندیهای کارمند مطابق ندارد نامیده می شود. برای مقابله با استرس کاری ابتدا باید عوامل استرس زای شغلی و پی آمدهای آن بررسی شود پس راهکار مناسب را با توجه به استراتژیهای مقابله فردی و درون سازمانی به کار گرفت.
مقدمه :
تنیدگی یا استرس جزء لاینفک زندگی انسان است و حضور دائمی در آن دارد، صاحبنظران وجود این پدیده را جهت ادامه زندگی ضروری و سازنده می دانند و طریقی که مردم تنیدگی را براساس آن تجربه می کنند بستگی زیادی به پیش بینی کردن آن – زمینۀ اجتماعی و کنترل دارد و اینکه تنیدگی چگونه بر فرد اثر می گذارد بستگی به توانایی شخص برای تطابق با حوادث زندگی دارد تعاملات – کیفیت سیستم حمایتا – درک شخص و موفقیت عاطفی همه در این تطابق مؤثر می باشند.
80 – 5% بیماریهای استرس ایجاد می شوند و ضایع ایجاد کننده استرس مختلف میباشند که مهمترین آنها ضایع شغلی می باشد، از جمله شغلهای پرتنش پرستاری می باشد چرا که پرستار فردی است که مسئول کنترل و پایش 24 ساعته بینماران می باشد، و به طور مستم در معرض متعدد تنش زا قرار می گیرد و در دراز مدت این عوامل در فرد ایجاد فرسودگی کرده و روی روند فعالیت پرستاران اثرات سوء به جا می گذارد.
استرس یکی از مشکلات بسیار مهم و روز افزون بهداشت کار می باشد و از نظر اقتصادی یکی از علل باز دارنده محسوب می شود، در انگلیس سالانه بیش از چهل میلیون روز شغلی به علت ناهنجاری های ناشی از استرس از دست می رود و ضرر ناشی از استرس شغلی در استرالیا در سال 1994 در حدود سی میلیون دلار استرالیا بوده است.
استرس :
استرس اولین بار توسط هانس سلیله در ارتباط باشرایط انسان مطرح گردید. هانس سیله استرس را درجه سوخت و ساز بدن بر اثر فشارهای زندگی می داند. به عبارتی استرس پاسخ فیزیولوژیکی و روانی یک شخص جهت وقف یافتن و تحویل دادن فشارهای داخلی و خارجی می باشد.
سه مرحله پاسخگویی به استرس که به عنوان علائم این ناراحتی مورد تأیید همگان می باشد عبارتند از: اعلام خطر، مقاومت و فوسودگی.
استرس تا اندازه ای معین و بهنجار سودمند است. خود بودن فشار روانی سرزنده نمی باشد با این همه زمانی که فشار روانی به مشکلی عاملی چالش انگیز و گیج کننده باشد باعث بهبود عملکرد می شود، فشار روانیبسیار پایین می تواند منجر به عدم فعالیت – احساس ملال – فقدان نیرو گردد و فشار روانی بسیار بالا به بی رمقی و سپس فرسودگی خود می انجامد.
تعریف انستیتو ملی ایمنی و بهداشت حرفه ای :
استرس شغلی عبارت از یاغ های حسی و جسمی مضر در زمانی که نیازهای شغلی با توانایی ها و منابع با نیازمندی های کارمند مطابقت ندارد.
نشانه های استرس :
نشانه ها و آثار استرس برای همه یکسان نیست زیرا واکنش افراد در برابر عوامل استرس زا با یکدیگر فرق می کند. مطالعهکوپر و یا گلیونی نشان می دهد که تجربه فشار روانی، نتیجۀ یک تعامل بین منابع مختلف با موقعیت استرس زا و فرد است و تمامی افراد یک واقعیت واحد را استرس زا تصور نمی کنند اختلافات فردی آنان از نظر شخصیتی و تجارب زندگی پاسخ آنان را به فشار روانی تحت شعاع قرار می دهد.
نشانه های روحی، هیجانی، رفتاری و جسمی به استرس :
نشانه های ذهنی (روحی): عدم تمرکز حواس، فراموشکاری، ناتوانی در یادآوری وقایع اخیر، ناتوانی در گرفتن اطلاعات جدید، داشتن افکار معیوب و دودلی، تردید، عدم وقت، به طور مکرر اشتباه کردن، عدم توجه به جزئیات و ... .
نشانه های هیجانی : اضطراب، ترس، پرخاشگری، افسردگی، وحشت، گریه، نگرانی، کابوس، کناره گیری از کارها، نپذیرفتن مسئولیت.
نشانه های جسمی : سر درد، تپش قلب، تنفس نامنظمف تکرار ادرار، تهوع، سوء هاظمه، خشکی دهان.
نشانه های رفتاری : پرخوری، کم خوری، وسواس فکری، وسواس عملی، کندن مو، ناخن و کناره گیری از رفت و آمد با دیگران.
علل استرسهای شغلی : چهار مجموعه کلی استرس شغلی عبارتند از :
1 ) عوانل شغلی 2 ) عوامل محیطی 3 ) عوامل ناشی از نقش 4 ) عوانل ناشی از روابط داخلی کارکنان.
عنوان شغلی : عوامل ایجاد فشارهای عصبی در مشاغل می باشند، و برخی از شغلها بیش از سایر مشاغل استرس زا می باشند میزان کار بیش از اندازه از اندازه از جمله این عوامل می باشد.
عوامل فیزیکی : بستگی به مکان کاری شغل و شرایط ایفای نقش دارد.
عوامل ناشی از نقش : فشار عصبی می تواند ناشی از ابهام نقش و تضاد نقش باشد.
عوامل ناشی از روابط داخلی کارکنان : آخرین عامل ایجاد کننده فشارهای عصبی می باشد که ناشی از فشارهای گروهی و فشار برای انجام هنجارهای گروهی و نظایر آن می باشد، سبک رهبری و شخصیت و رفتار فرد نیز می تواند باعث استرس شغلی گردد.
عوامل استرس زای شغلی در محیط کارپرستاران که منجر به فرسودگی شغلی شده :
عدم حمایت اجتماعی، تضاد با همکاران و پزشکان، فشار شغلی، در معرض خطرات ناشی از اشعه ها و عفونتها قرار گرفتن، مرگ و میر بیماران، حجم کاری زیاد، پایین بودن حقوق و مزایا، تغییر مددجو پرستاری از بیماران با نیازهای مراقبتی پیچیده، فقدان کار گروهی، فقدان افکار نو، عدم حمایت مدیران و سرپرستاران، عدم امنیت شغلی، چرخش شیفت ها، نحوه ارزشیابی و جو سازی و ... ، فرسودگی شغلی پدیده ای بسیار شایع در پرستاران است.
اگرچه استرس شغلی در تمامی مشاغل وجود دارد ولی در حرفه هایی که با سلامتی انسان سروکار دارند این موضوع اهمیت فراوانی پیدا می کند و شواهدی وجود دارد که پرستاری شغلی پراسترس محسوب می شود و ضرایب استرس آن 5/6 از 10 می باشد.
در بررسی Adali دلایل رشد فرسودگی شغلی در پرستاران، زمان طولانی جهت مراقبت از بیمار گذاشتن، تماس با بیمارانی که پیش آگهی بدی دارند، کار بیش از اندازه، دوگانگی و تضاد در نقش پرستاری ازبیماران بدحال و با نیازهای مختلف، عدم حمایت مدیران و سرپرستاران و نبود رضایت شغلی و ترس از مرگ بیماران است.
برخی نظریات مطرح شده در خصوص عوانل ایجاد استرس در پرستاران :
کول (Cole) معتقد است که 93% پرستاران مرتباً تحت عوامل استرس زای محیطی قرارمی گیرند که این مورد می تواند سلامت جسمی و روانی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
لی و وانگ wang slee نیز در بررسی شغلی و عوامل مربوط به آن در پرستاران عمده ترین منبع استرس شغلی را با کاری و مسئولیت آنان ذکر کرده اند.
ضرپخ و کاپلان kuplan lfrenchi تعارض بین همکاران را مهترین عامل استرس زای شغلی معرفی کرده اند پیکو در مطالعات خود در این رابطه به این نتیجه رسیده است که حمایت ارائه شده از طرف همکاران نیز می تواند در کاهش استرس شغلی و پیامدهای آن در پرستاری مؤثر باشد.
رأس (noss)نیز معتقد است که روابط بین همکاران و حمایت از طرف آنها از جمله عوامل کاهنده استرس شغلی می باشند.
ارتباط تنیدگی و سابقه کاری :
در تحقیق انجام شد (توسط ابوالفضل رحیمی و همکاران) نتایج نشان می داد که بین میزان تنیدگی شغلی و سابقۀ کاری ارتباط معکوس وجود دارد، به گونه ای که میزان تندیگی در کارکنان با سابقه کاری کمتر بیشتر می باشد و بالا بردن سابقه کاری رابطه معکوس با تنیدگی دارد، و با افزایش سابقه کاری تسلط فرد بر محیط و همچنین نحوه برخورد آنها با تنش های وجود در محیط کار ارتقاء یافته و میزان تنیدگی تجربه شده از محیط کار کاهش می باید.
پی آمدهای فشار عصبی در محیط کار :
اگر فشار عصبی در محیط مثبت باشد باعث افزایش فعالیت وجدیت در کار و انگیزش بیشتر می شود و اگر منفی باشد باعث پی آمدهای روانی و رفتاری و جسمی در فرد می گردد.
پی آمدهای روانی : این پی آمدها بستگی به سلامت جهانی و روانی فرد دارد و ممکن است فرد دچار افسردگی، پرخوابی و بی خوابی و مشکلات خانوادگی و ... گردد.
پی آمدهای رفتارهای : واکنش هایی اند که باعث آسیب به فرد یاریگران می شود، مثل سیگار کشیدن. بین اعتیاد به الکل و مواد مخدر با فشار عصبی رابطه ای وجود دارد، حادثه آفرینی، خشونت، به هم خوردن اشتها از جمله پیامدهای رفتاری می باشد.
پی آمدهای جسمی : فشارهای عصبی ممکن است باعث بروز بی نظمی های جسمی نیز شوند به عنوان مثال بین ناراحتی و حمله قلبی با فشار عصبی رابطه وجود دارد. سردرد کم درد زخم معده، ناراحتی پوستی، جوش صورت از این پی آمدها می باشد.
استرس افراد را به ویژه زنان را در معرض حمله قلبی و افزایش فشار خون و افسردگی و ... قرار می دهد. مشخص گردیده است که آسیب شدیدی به سلامتی زنانی که در محیط کار با فشارکاری زیاد مواجه هستند و کنترل کمی بر آن دارند وارد می شود و در صورت در دسترس بودن فردی که بتوان مشکلات کاری را با او در میان گذاشت استرس شغلی به طور قابل ملاحظه ای کاهش مییابد.
استرتژی های مقابله فردی و سازمانی با استرس شغلی :
استراتژی های مقابله فردی :
1 ) ورزش : یکی از شیوه هایی است که اندازه می توانند با استفاده ازآن بر فشار عصبی خود فایق آیند ورزش است. افرادی که به طور منظم ورزش می کنند احساس تنش و فشار عصبی کمتری و اعتماد به نفس بیشتری دارند و خوش بینی تر به نظر می رسند. و از طرف دیگر کسانی که به طور منظم ورزش نمی کنند فشار عصبی بیشتری داشته و احتمال ابتلا به افسردگی در آنها زیاد است؛
2 ) استراحت : یکی دیگر از شیوه ها می باشد استراحت شکلهای مختلفی دارد : استفاده منظم از تعصیلات آرام نشتن، بستن چشمها به مدت 10 هر روز بعد از ظهر؛
3 ) مدیریت زمان : عقیده بر این است که بسیاری فشارهای روزانه را می توان با مدیریت خوب زمان کاهش داد و یا از بین برد. یکی از نگرشهای متداول در مدیریت زمان تهیه فهرستی از اقداماتی است که در روز باید انجام شود و به سه گروه تقسیم می شود.:
1 ) اقدامات حساس که حتماً باید انجام شود؛
2 ) اقدامات عادی که باید انجام شود؛
3 ) اقدامات اختیاری که می توان به دیگران واگذار نمود یا انجام آنرا به تأخیر انداخت؛
4 ) مدیریت نقش : یکی دیگر از استراتژی های مقایسه با فشار عصبی می باشد که در آن فرد برای پرهیز از فشار کار ابهام متضاد فعالانه کار می کند؛

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   10 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله استرس شغلی در پرستاران