
برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:
دانلود پاورپوینت چالش ها و فرصت های ورود به دانشگاه - 12 اسلاید

برای دانلود کل پاورپوینت از لینک زیر استفاده کنید:

بسیار جامع و کامل.
مهندس مشاور معتبر کشوری
نکته:این طرح قبلا به تایید رسیده است.
34 صفحه
نکته مهم:فرمت فایل PDF پی دی اف است.
دانلود طرح امکان سنجی تولید پودر و خلال پیاز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
محمد مصدق و ملی شدن صنعت نفت
آغاز زندگی وجوانی
محمد مصدق در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدرش میرزا هدایتالله معروف به «وزیر دفتر» از بزرگمردان دوره ناصری و مادرش ملک تاج خانم (نجم السلطنه) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوه عباس میرزا ولیعهد قاجار و نایبالسلطنه ایران بود. هنگام مرگ میرزا هدایتالله در سال ۱۲۷۱ شمسی محمد ده ساله بود، و ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایتالله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، محمد را «مصدقالسلطنه» نامید.
محمد خان مصدقالسلطنه پس از تحصیلات مقدماتی در تبریز به تهران آمد، به مستوفیگری خراسان گمارده شد و با وجود سن کم در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را جلب نمود. مصدقالسلطنه در اولین انتخابات دوره مجلس مشروطیت به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان انتخاب شد ولی اعتبارنامه او بهدلیل سن او که به سی سال تمام نرسیده بود رد شد. مصدقالسلطنه در سال ۱۲۸۷ شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد.
والیگری و وزارت
مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. مصدقالسلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفیگری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد. قریب چهارده ماه در کابینههای مختلف این سمت را حفظ کرد. در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه (مشار الملک) از معاونت وزارت مالیه استعفا داد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله عازم اروپا شد. در این دوران قرارداد ۱۹۱۹ به امضای وثوقالدوله رسید و مخالفت گسترده آزادیخواهان ایرانی با آن شروع شد. دکتر مصدق نیز در اروپا به انتشار نامههاو مقالههائی در مخالفت با این قرارداد اقدام کرد. اندکی بعد مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شد، او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد.
در مراجعت به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس به والیگری (استانداری) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ در این مقام ماند. پس از کودتای سید ضیاء و رضاخان، دکتر مصدق دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد ولی به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت.
با سقوط کابینه سید ضیاء، قوام السلطنه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق را به وزارت مالیه (دارائی) انتخاب کرد. با سقوط دولت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله از مصدق خواسته شد که والی آذربایجان شود. بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضاخان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد. در خرداد ماه ۱۳۰۲ دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کردهاند بشدت مخالفت نمود.


مشخصات این فایل
عنوان: انقلاب اسلامی ایران
فرمت فایل : word( قابل ویرایش)
تعداد صفحات: 44
این مقاله درمورد انقلاب اسلامی ایران می باشد.
فصل سوم
آغاز انقلاب
جرقه های انقلاب اسلامی
درگذشت مشکوک فرزند بزرگ امام، مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی در نجف اشرف، موجی از تأثر توأم با خشم را میان اقشار مختلف ملت ایران بوجود آورد، و بیشتر مردم، رژیم را متهم به توطئه در این فاجعه نمودند و در قم و شهرستانهای مجالسی برای بزرگداشت شهادت فرزند بزرگوار رهبر نهضت اسلامی برپا گردید و مجلسی که در مسجد اعظم قم به همین مناسب برگذار شد، بنوبة خد در شکستن سد استبداد و اختناق، و بسیج خشم مردم، و بهره گیری بشتر از جو آزادیهای نسبی، نقش بسیار مؤثری داشت و از آن زمان زبانها و لحن ها تندتر و مبارزات تشدید گردید. این حادثه که در تعبیر امام به عنوان لطف خفی الهی آمده است. گرچه در آن زمان ضربة مهلکی بر پیکر نهضت اسلامی ایران بود، ولی نخستین جرقه ای محسوب می شد که شعله های انقلاب اسلامی را روشن کرد و راه را برای افشای هرچه بیشتر ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی رژیم و حامیش آمریکا باز نمود رژیم شاه به تصور این که فقدان این شخصیت بزرگ که امید آینده انقلاب اسلامی بود. رهبر انقلاب اسلامی را دچار شکست رومی و نهایتاً آسیب پذیر می کند، ناگهان در برابر صلابت امام که در کمال آرامش بدون آنکه خم به ابرو بیاورد از کنار آن گذشت دچار سرگیجه شد، و با درماندگی دچار اشتباه بزرگ دیگری شد که آغاز انقلاب اسلامی محسوب می گردد. این اشتباه که از یک محاسبة غلط نشأت گرفته بود، و رژیم به گمان خود، زمان را رای حدود شخصیت رهبر نهضت اسلامی مناسب تشخیص داده بود و رژیم به گمان خود زمان را برای ترور شخصیت رهبر نهضت اسلامی مناس تشخیص داده بود، با مقالة ناشیانة احمد رشیدی مطلق تحت عنوان ایران و استعمار سرخ و سیاه. جامة عمل پوشید. نویسندة بی شخصیت واجید ساواک رد این مقاله با وقامت کامل سعی کرده بود: اهانت به امام به زغم خود شخصیت رهبر نهضت اسلامی را بشکند و امام را به طرفداری از مالکین و شهرت طلبی و عامل اسعتار بودن متهم نماید. انتشار این مقالة ننگین در همزمان با 17 دی، به اصطلاح روز آزادی زن بود، در سراسر ایران باعکس العمل تند و خشم و نفرت عمومی مواجه گردید و بلافاصله درسها و جماعتها در حوزة علیه قم به عنوان اعتراض تعطیل شد و فضلا و طلاب بطور دسته جمعی به سوی منازل مراجع و آیات قم به راه افتادند و اجتماع بزرگ روز 18 دی در مسجد اعظم با شعارهائی چون مرگ بر حکومت پهلوی و درود برخمینی همراه شد، و با حملة پلیس تبدیل به صحنة زد و خورد گردید و در اندک مدتی زد و خورد به خیابانهای اطراف کشیده شد و تا پاسی از شب همچنان ادامه یافت. نوزدهم دیماه 1356 قم شاهد یک تعطیل عموی بود بازار و مدارس تعطیل شد و انبوه حروم به روحانیون پیوستند. و تظاهرات عظیمی براه افتاد که تا ساعت 9 شب ادامه یافت و حملة دژخیمان مسلح، تظاهرات معتد ؟؟ را به خاک و خون کشیده و با کشتار فجیع مردم بی گناه قم، 15 خرداد سال 1342 یکبار دیگر تکرار کردید. انتشار کشتار قم در سراسر ایران بازتابهای خشونت آمیزی را به دنبال آمده و اکثر مراکز آموزشی عالی به تعطیل کشیده شد و اعلامیة حضرت امام به همین مناسبت که با تعطیل یک هفته ای حوزة علمیة نجف همراه بود، مردم را بر آن داشت که فاجعهی کشتار قم را چون 15 خرداد زنده نگهدارند و با بزرگذاشت شهدا و قم و افشاگری رژیم سفاک شاه بپردازند. مراسم چهلم شهدای قم در تهران و شهرستانها با تحلیل فراوان و تظاهرات عظیم مردمی، و سخنرانی های افشاگرانه، و مبارزات خشم آلوی برگزار شد و خشونت پلیسی و حملات دژخمیان مسلح رژیم، مردم خشمگین را وادار به عکس العمل نموده و در چنین شهر سینماها، مشروب فروشیها، ساختمانهای خرب وستاخیز، مجسمه های شاه، بانکها و اتومبیلها مورد حملة مردم عصبانی قرار گرفت و آتش سوزی های سهمگینی را بوجود آورد. کامیونهای ارتشی و تانکها که بری فرونشاندن شعله هی قیام اسلامی مردم به صحنه آورده شده بود، با سنگ و آجر پرانی مردم مواجه گردید و سفید گلوله ها و غرش مسلسلها علی رغم کشته ها و مجروحین زیادی که بجای گذاشت، برای اولین بار حالت رعب انگیزی و وحشتزائی خود را از دست داد و با مقابلة مردم دست خالی از اثر افتاد. قیام خونین بیست و نهم بهمن تبریز، علی رغم حکومت نظامی و پوشدن بیمارستانها از کشته شدگان و مجروحین. روح مقاومت مردم را بیشتر کرد و آنها را در به دست گرفتن ابتکار عمل جدی تر نمود. قیام خون بار مردم قم و تبریز سراسر ایران را در ماتم فرو برد و مردم به تبعیت از رهبری نهضت، عید را عزای عمومی اعلام نمودند و اجتماعات را به بزرگداشت شهدای قم و تبریز اختصاص داد. در همان روزهای اولیه سال نو، جنبش باشکوه مردم یزد حماسة قم و تبریز را تجدید نمود، و آیت الله صدوقی مردم را به تعطیل عمومی و اجتماع در مسجد جامع یزد دعوت نمود. و در آن اجتماع باشکوه خواستار بازگشت امام و آزادی آیت الله طالقانی آیت الله منتظری و سایر زندانیان سیاسی شد و در پایان سخنرانی پرشور این روحانی مجاهد، مردم به خیابان ریختند و خشم و نفرت خود را با شکستن شیشه های مشروب فروشی ها، سینماها و گیشه های رستاخیزی به نمایش گذارردند. این راهپیمایی با شکوه با تیراندازی مأمورین مسلح رژیم به صحنة خونین و وحشیانه ای تبدیل شد و جمعی کشته و عده ای زخمی گردیدند و سیاست سرکوب خونین یکبار دیگر جایگزین فضای باز سیاسی گردید. رژیم شاه بدنبال قیامهای خونین که پشت سر هم در قم، تبریز و یزد به وقوع پیوست، جمعی از علمای مبارز را به زندان، و عده ای را به تبعید گاهها فرستاد و یکبار دیگر همه چیز عوض شد و سیاست سرکوب سالهای خفقان 1342- 1344 تکرار گردید.
سال تجدید حیات سیاسی در ایران
برای ملت ایران سال 1356 بدنبال سالها دیکتاتوری و سرکوب و اختناق که با نسیم فضای باز سیاسی و به برکت آزادی کارتری چون داروئی مخدر دردهای خود را فراموش کرده بود، سال تجدید حیات سیاسی محسوب می شود شاه در نیمهی دوم سال 1356 به آمریکا رفت تا با کارتز ملاقات کند و با گزارش انجام مأموریتهای محوله ضمن جلب حمایت وی، دستورات جدیدی را دریافت نماید. هنگامی که شاه در مقابل کاخ سفید با کارتز دست می داد، فریاد « مرگ بر شاه» دانشجویان مسلمان و مبارز در برابر تظاهرات مصنوعی موافقین شاه که عمدتاً از ساواکیها بودند، نمونه ای از آثار فضای باز سیاسی را به نمایش گذاشت با تجدید حیات نهضت اسلامی ملت ایران، که مبارزات اسلامی با قدرت وسعت رو به تزایدی پیش رفت دیگر راه برگشت وجود نداشت حتی اگر کاخ سفید هم از سیاست خود در ایران پشیمان می شد کاری نمی توانست از پیش ؟ اکنون سیاست حقوق بشر به همان اندازه که مشکل حزب حاکم در آمریکا را حل کرده بود، برای رژیم وابستة شاه، مشکلات سیاسی بوجود آورده بود. سیاست فضای باز سیاسی نیز نه تنها رژیم شاه را به اهداف سیاسی خود نائل کرده و تشنج و خشم ملت را نزد واه بود، بلکه مشکلات جدیدی نیز بر انبوه مشکلات حل نشدة پیش، افزوده بود.
فرار شاه از ایران
سرانجام مصدق تلاش کرد تا در مورد انحلال مجلس به آرای عمومی مراجعه کند، لکن با مخالفت شدید کاشانی روبرو شد و نتوانست نقشه خود را عملی سازد. شاه در 13 اوت (23 مرداد) سرلشکر زاهدی را به جانشینی مصدق تعیین کرد اما مصدق از اجرای فرمان شاه خودداری نمود. در 14 اوت ( 24 مرداد) نقشه سرلشکر زاهدی برای دستگیری مصدق به شکست انجامید و زاهدی ناگزیر به پنهان شدن در نقطه ای گردید. در همان زمان شاه همراه با ملکه ثریا و یک خلبان با هواپیمای اختصاصی خود از کلار دشت پرواز کرد و به بغداد رفت. وی پس از اقامت کوتاهی در بغداد راهی رم شد.
پیروزی انقلاب اسلامی
سقوط مراکز نظامی و انتظامی و در هن شکسته شدن لسکر گارد و دستگیری عده ای از سران رژیم ستمشاهی توسط مردم و اعلام بی طرفی ارتش از طرف شوراهای ارتش و مسلح شدن مردم. کلیه حامیان بختیار را کمر شکن نمود و سرتیپ رحیمی فرماندار نظامی تهران که در حال و هوای بازگشت شاه به سر می برد، روز بیست و یک بهمن اعلام حکومت نظامی کرد و بنابر اظهارات رئیس پلیس تهران، وی در فکر کودتا و راه اندازی حمام خون بود. و شب 22 بهمن را برای اجرای این توطئه شوم انتخاب کرده بود. امام بی درنگ طی اعلامیه ای حکومت نظامی را خدعه و خلاف شرع اعلام می نمود، و از مردم خواست که به مقررات منع عبور و مرور توجه نکنند در طی اعلامیه خطاب به ملت شجاع ایران چنین آمده بود: « به طوری که می دانید اینجانب بنا دارم که مسائل ایران به طور مسالمت آمیز حل شود؛ لکن دستگاه ظلم چون خود را به حسب قانون محکوم می بیند، دست به جنایت زده و در شهرهای گرگان و گنبد کاووس به مردم شجاع مسلمان حمله کرده و کشتار نموده است و در تهران لشکر گارد به طور ناگهانی به نیروی هوایی که به ملت پیوسته است حمله نموده و نیروی هوایی به کمک مدم شجاعانه آنان را شکست داده است من این تعرض غیر انسانی عمل گارد را محکوم می کنم اینان می خواهند با این برادر کشی دست اجانب را در کشور ما باز نگه دارند و چپاولگران را به موضع خود برگردانند. من با آنکه هنوز دستور جهاد مقدس نداده ام و مایلم تا مسالمت حفظ، و قضایا موافق آراء ملت و موازین قانون عمل شود، لکن نمی توانم تحمل این وحشیگریها را بکنم و اخطار می کنم اگر دست از این برادر کشی برندارند و لشکرگارد به محل خود باز نگردند و از طرف مقامات ارتش از این تعدیات جلوگیری نشود، تصمیم آخر را به امید خدا می گیریم و مسئولیت آن با متجاسرین و متجاوزین است» بدنبال اعلامیة امام، حکومت نظامی توسط مردم لغو و شکسته شد و مردم یکباره به خیابانها ریختند و ساعت 5/4 بعد از ظهر روز بیست و یکم بهمن، مردم به سوی اقامتگاه امام سرازیر شدند، و گروهی نیز به طرف نیروی هوائی براه افتادند. آن شب بسیاری از مردم تهران در پشت سنگرها ماندند و در برابر بازماندة نیروهای مسلح فرماندار نظامی تهران به دفاع مسلحانه پرداختند و مقاومت شکوهمند و پیروزی آفرینی را به نمایش گذاردند. سرانجام، روز سرنوشت فرا رسید؛ و در 22 بهمن 1357، نظام پوسیدة ستمشاهی فرو ریخت و ریشه های گندیدهی دودمان سپاه پهلوی ازاین کشور اسلامی کنده شد و مبارزهی پانزده سالة ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت آیه الله العظمی امام خمینی، مرجع تقلید شیعیان، به ثمر رسید؛ و انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران پیروز گردید. از هفدهم تا 22 بهمن، ایران یکی از دورانهای استثنایی تاریخ سیاسی جهان را گذرانید؛ و با دو دولت در یک مرکز و بدون هیچ گونه مرزبندی مواجه گردید، دولتی که پشتوانة و عامل مشروعیت خود را از دست داده و از قدرت نظامی مردم گشته و با انقلابی عظیم روبه رو شده بود؛ و ملتی که حاکمیت او را پذیرا باشد نداشت؛ و دولتی دیگر متکی به رهبری انقلاب توده های میلیونی مردم که به جای قدرت نظامی تنها به ارتش مردمی وابسته بود؛ و از طرف دیگر نخست وزیران هر دو دولت نه تنها خصومتی با یکدیگر نداشتند که نقاط مشترک زیادی آن دو را بهم نزدیک می کرد؛ و درگیری آن دو از لفظ و کلام تجاوز نمی نمود، در حالی که انقلابی که دولت موقت مسئولیت اجرائی آن را بر عهده داشت، در ستیزی آشتی ناپذیر و مسلحانه با رژیمی بود که بختیار نمایندة آن بود.
....
مقدمه
فصل اول: اقدامات شاه و اطرافیان او
اعلان سرکوب از طرف رژیم
سیاست تضعیف مذهب
رفع حجاب از زنان
فروش زمین های دولتی به مردم و رونق زمین بازی
پیدایش طبقات اجتماعی جدید
تغییر نظام آموزش و پرورش
رویارویی روحانیت با زمینه ی آموزش و پرورش
دستگیری امام وقیام خونین پانزده خرداد
فصل دوم: هویت و اوضاع ایران
هویت ایران در مقابل غرب گرایی
اوضاع اقتصادی ایران در دوران رضا شاه
بازگشت به قدرت مطلقه شاه
فصل سوم: آغاز انقلاب
جرقه های انقلاب اسلامی
سال تجدید هیئت سیاسی در ایران
فرار شاه از ایران
پیروزی انقلاب اسلامی
علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی در ایران
صفات امام خمینی از زبان چندی از علما و روحانیون
چکیده
منابع و مأخذ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 30
تقدیم: به دو آزاده مرد خرد و فرهنگ که اندیشه هاشان همیشه (ازآنچه رنگ تعلق پذیردآزاد است) و بوده، به ترتیب الفبا دکتر اکرم عثمان و استاد لطیف ناظمی.
تـــعـلق در شعر خداوندگار سخن و معانی ملک الکلام حضرت بیدل
سلیمان راوش
اشعار حضرت ابوالمعانی بیدل بدون شک چونان نردبان زرینه پله یی بسوی معراج بیان و معانی، کوه پیکرانه از سدة دوازدهم تا به امروزبر بلندای مفرغین شعر و ادب فرازینه است. در وصف بیدل اگر از پنجره اندیشة کشنچند اخلاص آبادی سر بدر آوریم او حضرت بیدل را در ستاوند بالا نشینان سخن و معانی چنین می ستاید: بربام اخضر این نه رواق سپهر، کوس ملک الکلامی بنام نامی او صدا می دهد، و قدسیان بالایی عرش نوبت مسلمی به اسم گرامی آن سخن آفرین می زنند، سالک شاهراهحقیقت و دانایی پرده بر انداز حجله نشینانمعانی، چهره گشای شاهدان مضامین نهانی، پیشوای اهل تجرید و سرحلقه ی اهل دید بود. در وصف ذات مجمع الکمالاتش هرچه نویسم کم است. دهلی به یمن قدوم میمنت لزوم آن بی پرده بحر طریقت حکم بسطام داشت.(١)
با تکیه به کلام این ستاینده حقیقت، بی تردید می توان اشعار بیدل را مجموعهء از معرفت علم الیقین وعلم الادب واشراق و عرفان دانست، که گنجینه این اشراق و عرفان جدا از مجاهل مذهبی زیر نام اشراق و عرفان میباشد. زیرا که در مجاهل متشرعین و مذهبیون هرگز پوینده را راه به مقصود میسر نگردد، از بس کژ راهه یی معنی و درزیگری الفاظ در قامت های مجهول مقاصد.
در حالیکه اگر بر خرگاه سبز اشعار بیدل خردمندانه پروینه های خرد را به پویندگی بر نشینیم درخشش های مقولات و مفاهیم اشراق و عرفان وروانبینی و فلسفهء هستی و آزموزه های امروزین را آفتابینه باز خواهیم یافت.
در دستگاه اندیشة بیدل تفسیر و تفهیم مفاهیم ومقولات مهم فلسفی و اجتماعی و فرهنگی در کالبد بیان شعری از پالایش و بالندگی خاصی برخوردار است، که یکی از ویژگی های بیان مفاهیم و مقولات در شعر حضرت بیدل آن است که کاربرد آن به هیچوجه ارجناکی جوهر شعری را خدشه دار ننموده است، و این ویژگی ناشی از آنست که زمینه های بیان مفاهیم و مقولات فلسفی و اجتماعی در اشعار بیدل متکی بر استدلال عاطفی های شفاف ولطیف شاعرانه پیوند دارد. که همین تبیین منطقی مفاهیم و مقولات در پیوند تنگاتنگ با عاطفه ها تنها چیزیست که بیدل را بر پله بالاتر از سایر بالا نشینان ستاوند شعر جای میدهد. زیرا در بسیاری از اشعارصاحب کمالان شعر اگر برخی از مفاهیم و مقولات فلسفی واجتماعی هرچند بازنده ترین بافت ها هم تصویر شده باشد، کمتر می توان یافت که جلای صدف شعری آن تیرگی نپذیرفته باشد.
اشعار حضرت بیدل با جواهری مفاهیم و مقولات بسیار زیور آراستگی یافته است، که هر کدام آن تبلور شگردهای اندیشه بزرگوارانة اوست، شگردهاییکه مانند غریوی تندر خواب آلود گان پهنهء هستی را تکان می دهد و باران شگفتن ها برکویر آذان خشکیده باغستان جامعهء انسانی میریزاند. که در این جستار تنها در باره مقوله یی (تعلق) پای اندیشه حضرت بیدل زانو میزنیم، تا مگر جرعهء از شراب معرفت او آب حیات ما گردد.
تعلق را میتوان وابستگی، آویختن به چیزی ویا به گردن و دامن کسی، معنی نمود. و حضرت بیدل آنی راکه آویخته چیزی ویا کسی باشد فتراک گفته است. فتراک: تسمهء است که از عقب زین اسب می آویزند و با آن سواره ی اشتر و یا مرکب در عقب خود با تسمه و یا ریسمان مرکب ویا اشتری دیگری را می کشاند. در این معنی حضرت بیدل می فرماید:
ز صید گاه تعلق همین سراغت بس
که هرکجا دلی آویخته است فتراک است.
گفتیم با فتراک، سواره در عقب خود چیزی را می بندد و آن را به دنبال خویش می کشاند مانند مرکب، بیدل در مورد می فرماید:
مردیم و ز تشویش تعلق نگسستیم
چون آدم بیچاره که افسارخران بست
بنابر منطق استقرایی و رهگشایانهء حضرت بیدل، آدم متعلق کسیست که ارادهء او وابسته به ارادهء دیگری باشد، آدم متعلق انسان بدون اراده است. زیرا تعلق، ازخود بی ارادگی و بی اندیشه گی است. اراده و اندیشه ای عنصر متعلق آویزه ای جایی و کسی است، انسان که درگرو تعلق است نمی تواند برون از حوزه تعلق و آویزگی خویش بیاندیشد و مستقلانه عمل نماید. اما گفتنی است که عموما تعلقیت های فکری و ایدیالوژیکی و دینی از سوی عوام یا غیر آگاهانه است و یا کار برد منفعتی دارد، تعلقیت های مذهبی و دینیغیر منفعتی را میتوان نا سگالیده گفت، واین بعد تعلق شامل اجبارهای زمانی است که در اثر انگیزه ها و ناسازگاری های تاریخی این تعلقیت به تعلقات موروثی تبدیل یافته است.
اما کاربرد هایی منفعتی تعلق زنجیر مراد دعوت کنندگان به ساری تعلقیت خویش میباشد. جغرافیای خوزهء تعلقیت های وراثتی دینی و مذهبی و سنت ها و بینش های ناشی از آن بدبختانه بسیار وسیع و گسترده بوده و به نیستان غم آلودهء میماند که قامت های راست و بلند آدم ها توان بریدن برگ های کج وراثتی تنه های خود را ندارد، و برعکس، فراسویی و فرا اندیشی از تعلق به برگهای خزان زده یی باورهای خود را تجرید خویش و تفضیح و تکفیر خود میشمارند،بناء در پناه برگهای خشک پندار ها و
