فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله اصلاح ساختار مؤسسات و ابزار های مالی بازار پول و سرمایه بر اساس تعالیم اسلام

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله اصلاح ساختار مؤسسات و ابزار های مالی بازار پول و سرمایه بر اساس تعالیم اسلام دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

چکیده: یکی ازعوامل مؤثر در رشد و توسعه جوامع پیشرفته وجود بازارهای پول و سرمایه فعال است، مؤسسه های پولی و مالی با استفاده از روش ها و ابزارهای متنوع، واسطة پویا و کارآمدی بین صاحبان وجوه مازاد ومتقاضیان وجوه هستند. آنها باطراحی ابزارهای جدید، اهداف، سلیقه ها و روحیات مختلف مشتریان خود را پاسخ می دهند.
مطالعة نظام مند آموزه های اقتصادی اسلام نشان می دهد علی رغم تحریم ربا، می توان با استفاده ازانواع معاملات مجاز اسلامی به طراحی انواع مؤسسه ها و ابزارهای مالی به روز و کار آمد اقدام کرد.
این مقاله بامروری بر معیار های اساسی بازارپول و سرمایة کارآمد و با استفاده از قراردادهای مجاز شرعی نشان می دهد که چگونه با انجام تغییرات اصلاحی نسبت به مؤسسات موجود و یا ابداع مؤسسات جدید می توان به بازار پولی و مالی جامع و کامل دست یافت.
واژه های کلیدی: عقود مبادله ای، عقود مشارکتی، قرض الحسنه، مؤسسه های پولی غیرانتفاعی، مؤسسه های مالی انتفاعی بدون ریسک، مؤسسه های مالی انتفاعی همراه ریسک.
مقدمه
مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد که سرمایه نقش مهمّی در رشد و توسعه اقتصادی دارد، افزایش حجم سرمایه، هم به طور مستقیم، به عنوان یکی از عوامل تولید و هم از طریق افزایش بهره وری دیگر عوامل، سبب بالا رفتن اشتغال، تولید و رفاه جامعه می شود. این درحالی است که در هر کشوری، گروهی از مردم و مؤسسه ها وجود دارند که از یک طرف منابع مالی مازاد دارند و از طرف دیگر به عللی چون نبود علاقه، وقت، تجربه، ترس از مخاطره ها به سرمایه گذاری مستقیم اقدام نمی کنند در نقطه مقابل گروهی از فعالان اقتصادی و صاحبان دانش و تجربه هستند که برای فعالیت اقتصادی به منابع مالی نیاز دارند.
در جوامع پیشرفته نهاد ها و مؤسسه های فعّال بازار پول و سرمایه توانسته اند با طراحی ابزارهای مالی مناسب، وجوه و سرمایه های نقدی صاحبان پس انداز را جذب و در اختیار متقاضیان و سرمایه گذاران قرار دهند و از این طریق، سرمایه های راکد را به سرمایه های مفید و موّلد تبدیل کنند.
دراین مقاله با بررسی معیار های اساسی بازار پول و سرمایة کارآمد، وضعیت مؤسسات پولی و مالی ایران نقد و بررسی می شود سپس طرحی جهت اصلاح ساختار بازار پول و سرمایه براساس تعالیم اسلام پیشنهاد می گردد.
الف. معیار های اساسی بازار پول و سرمایة کارآمد
بازار پول و سرمایه، زمانی موفق به تحقق اهداف خود می شود که معیارهای زیر را داشته باشد
1.هماهنگی با عقاید و فرهنگ عمومی جامعه
نظام مالی، نهادها و ابزارهای مورد استفاده در بازار پول و سرمایه در درجة اوّل باید با فرهنگ عمومی مردم به ویژه با اعتقادات دینی و مذهبی آنان سازگار باشد چرا که در غیر این صورت، استمرار و پایداری لازم را نخواهند داشت و به تدریج از عرصه مبادلات خارج خواهند شد. مؤسسه های گوناگونی که در طول پنجاه سال گذشته پدید آمده و به رغم درخشش های اولیه، به جهت مخالفت های مراجع مذهبی و متدینین به تدریج رو به افول گذاشته اند شاهد گویای این مطلب است.
2.همسویی با اهداف و انگیزه های شرکت کنندگان
نظام مالی موفق باید به اهداف و انگیزه های شرکت کنندگان (عرضه کنندگان و متقاضیان وجوه) توجه کافی داشته باشد تا بتواند به صورت مستمر و فزاینده توجه آنان را به مشارکت در نظام جلب کند. روشن است که این اهداف و انگیزه ها در افراد گوناگون، حتی در یک فرد متفاوت است.
به صورت کلی می توان اهداف زیر را برای عرضه کنندگان و متقاضیان وجوه، در جامعه ایران اسلامی مطرح کرد.
اهداف عرضه کنندگان وجوه
- حفظ و نگهداری وجوه
- تسهیل در مبادلات پولی
- کسب سود
- مشارکت در اعطای قرض الحسنه برای رسیدن به ثواب معنوی و اخروی
- کمک به عمران و آبادانی کشور
اهداف متقاضیان وجوه
- تهیه پول برای خرید کالاها و خدمات
- تهیه سرمایه درگردش کوتاه مدت برای فعالیت اقتصادی
- تهیه سرمایه بلند مدت برای فعالیت اقتصادی
نظام مالی جامع باید نهادها وابزارهای کافی برای پاسخگویی به همه این اهداف را داشته باشد تا همه عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان وجوه بتوانند از طریق آنها به اهداف و مقاصدشان دست یابند.
3. همسویی با روحیات شرکت کنندگان
شرکت کنندگان بازارهای پول وسرمایه را صاحبان وجوه مازاد و متقاضیان وجوه تشکیل می دهند.
صاحبان وجوه به سه گروه ریسک گریز، ریسک پذیر و متعارف تقسیم می شوند.
گروه نخست می کوشند با مؤسسه هایی کار کنند که در زمان مشخص، سود معین و از قبل تعریف شده ای به آنان بپردازد. هر چند نرخ آن در مقایسه با سود انتظاری دیگر مؤسسه ها کمتر باشد. در مقابل, گروه دوم به دنبال مؤسسه هایی هستند که در قبال تحمل ریسک و مخاطره، سود انتظاری بالاتری ارائه کنند. و گروه سوم به مؤسسه های معتبر و خوش نام می اندیشند هر چند درجاتی از ریسک و مخاطره هم داشته باشند.
متقاضیان وجوه به دو گروه عمده خانوارها و بنگاه های اقتصادی تقسیم می شوند،
گروه نخست، متقاضی وجوه برای تأمین نیازمندیهای مصرفی چون خرید کالا های اساسی هستند. این گروه ترجیح می دهند با مؤسسه هایی کار کنند که نرخ های معین و از قبل تعریف شده دارند تا بتوانند برای باز پرداخت اقساط ماهیانه از محل درآمدشان برنامه ریزی کنند.
گروه دوّم، فعالان اقتصادی هستند که برای تأمین یا تکمیل سرمایه بنگاه اقتصادی تقاضای تسهیلات می کنند، این گروه از جهت روحیه به سه دسته تقسیم می شوند.
دستة اوّل سرمایه گذاران ریسک پذیرند و ترجیح می دهند خود عهده دار تمام مخاطره های بنگاه اقتصادی باشند و کسی را به عنوان شریک نمی پذیرند و ترجیح می دهند با موسسه هایی کار کنند که طبق قرار داد های با سود معین و از قبل تعریف شده تسهیلات می دهند.
دستة دوّم افراد ریسک گریزند و ترجیح می دهند تا جایی که می توانند مخاطره های سرمایه گذاری را به دیگران منتقل کنند در نتیجه در تأمین سرمایه سراغ مؤسسه هایی می روند که در ریسک بنگاه مشارکت کنند.
دسته سوّم افراد متعارف و معمولی هستند و ترجیح خاصی ندارند و متناسب با وضعیت روز و مصالح بنگاه تصمیم می گیرند و به طور معمول ترکیبی از دو نوع مؤسسه را انتخاب می کنند یعنی بخشی از سرمایه مورد نیازشان را از مؤسسه های مشارکتی و بخش دیگر را از مؤسسه های پولی با سود معین تأمین می کنند.
نظام مالی جامع و کامل بایستی متناسب با روحیات مختلف عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان وجوه، مؤسسات مالی و ابزارهای مالی متنوع داشته باشد.
4. شفافیت اطلاعات
تنوع اهداف، انگیزه ها و روحیات مشتریانِ بازارهای پولی و مالی اقتضا می کند مؤسسه های فعال در آن بازار از جهت حوزه کاری، ابزارهای مالی، قراردادها و نرخ ها، اطلاعات دقیق و به روز به مشتریان داده آنان را در انتخاب بهینه یاری کنند، مرزبندی مشخص کاری بین مؤسسات موجب شکل گیری کالاهای مالی همگن شده رقابت را بالا می برد، درنتیجه حاشیه سود واسطه گری و زمینه های بورس بازی کاذب از بین رفته سود صاحبان وجوه و متقاضیان وجوه افزایش می یابد.
5. قابلیت انطباق با بازارهای مالی بین المللی
گرچه دغدغه اصلی بازار پولی و مالی، سامان دادن عرضه و تقاضای وجوه داخلی است، لکن با پیشرفت های بازارهای مالی بین المللی و گسترش ارتباطات و همکاری های فرا ملی نمی توان به بازار مالی داخلی بسنده کرد، باید در طراحی نهادها و ابزارها حداکثر دقت و ظرفیت را به کار برد تا در مواقع نیاز، چه در طرف عرضه سرمایه نقدی و چه در طرف تقاضا بتوان با بازارهای پولی و مالی بین المللی به ویژه کشورهای اسلامی تعامل داشت.
ب. وضعیت موجود بازار پول و سرمایه ایران
مطالعه مؤسسه ها و نهادهای فعّال دربازار پولی و مالی ایران چون صندوق های قرض الحسنه، مؤسسه های مالی و اعتباری، بانک های تجاری و تخصصّی، بازار سهام، شرکت های سرمایه گذاری بیان گر واقعیت های زیر است.
1. فقدان هماهنگی کامل با عقاید و فرهنگ عمومی جامعه
پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش شد مقررات حاکم بر موسسه های بازار پول و سرمایه منطبق با موازین اسلام باشد و در سایه این تلاش، استقبال نسبی مردم جلب گردید. به طوری که به رغم مشکلات گوناگون، بانک ها، بازار سهام و صندوق های قرض الحسنه با رشد واقعی منابع مواجه شدند به طوری که نرخ رشد آنها در مقایسه با قبل از انقلاب چشم گیر بوده است، (موسویان،1378،ص204تا206) البته هنوز این مؤسسه ها از جهت انطباق کامل با موازین شرعی فاصله دارند، هنوز معامله های ربوی و شبه ربوی در این مؤسسات مشاهده می شود و هنوز این موسسه ها از دیدگاه متدیّنان محل مطمئنی برای سرمایه گذاری و استفاده از منابع آنها نیستند.
2. فقدان همسویی لازم با اهداف، انگیزه ها و روحیات مشتریان
مؤسسه ها و ابزارهای مالی موجود در بازار پول و سرمایه ایران هنوز جامعیت و غنای کافی را ندارند و هنوزبرای بسیاری از عرضه کنندگان وجوه و متقاضیان وجوه، راه کاری روشن و معینی تعریف نشده است. هنوز برای آن گروه از صاحبان وجوه که در صدد به دست آوردن سود معیّن و بدون ریسک از طریق سرمایه نقدی خود هستند راهی ارائه نمی شود(موسویان.1382:ص61) و گاهی این کمبود به آموزه های دینی نسبت داده می شود که اسلام چنین اجازه ای را نمی دهد در حالی که در ادامه مقاله نشان می دهیم که این هدف از طریق آموزه های دینی قابل پاسخ گویی است.
از جهت عملکرد سود دهی نیز بسیاری از مؤسسه ها به ویژه سیستم بانکی هنوز نتوانسته سود مناسبی برای سپرده گذاران بپردازد و به عبارت دیگر سود پرداختی نظام بانکی در اکثر سالها به صورت واقعی (بعد از کسر نرخ تورم) منفی است (گزارش اقتصادی و ترازنامه بانک مرکزی، سالهای مختلف، و معاونت امور اقتصادی و دارائی،1382، ص111و134)
3. ضعف آموزش عمومی
مؤسسه های حاضر در بازار پول و سرمایه ایران از جهت شفافیت ساختار، حوزه فعالیت، نوع معاملات و اطلاعاتی که به مشتریان می دهند مشکلات عدیده داشته و در سطح قابل قبول نیستند.
بازار بورس اوراق بهادار، شرکت های سهامی و سرمایه گذاری جز برای تعدادی از مشتریان تهرانی برای اکثر مردم ناشناخته و مجهول است، سایر مؤسسه ها هر چند تا حدودی برای مردم شناخته شده اند لکن در درون، دچار تنافی و تناقض هستند، برای مثال بانک ها که مؤسسه های رسمی و قانونی به شمار می آیند ازیک طرف به صورت یک مؤسسه غیر انتفاعی اقدام به جذب و تخصیص قرض الحسنه می کنند و از طرف دیگر همانند یک مؤسسه بخت آزمایی برای مشتریان خوش شانس وعده قرعه کشی جوایز فریبنده می دهند و از طرف دیگر همانند شرکت های سرمایه گذاری اقدام به مشارکت حقوقی، مدنی و سرمایه گذاری مستقیم فعالیت های اقتصادی می کنند و در کنار همه اینها، فعالیت های واسطه گری پولی چون تنزیل، خرید و فروش اقساطی و اجاره به شرط تملیک انجام می دهند. وضعیت مؤسسه های قرض الحسنه و مؤسسه های مالی و اعتباری از بانک ها مبهم تر است چرا که بانک ها طبق قانون فعالیت های متنوع و متنافی دارند امّا این مؤسسه ها بر خلاف قانون اقدام به افتتاح انواع سپرده های جاری، پس انداز و سرمایه گذاری کرده و در اعطای تسهیلات نیز از قرض الحسنه گرفته انواع معاملات سود آور انجام می دهند.
4. عدم تطابق با بازارهای بین المللی
از این جهت می توان ادعا کرد که بازار پول و سرمایه ایران به صورت ساختاری به طور کامل بسته است و هیچ راهکار اصولی برای ارتباط بانک ها، شرکت ها، مؤسسه های مالی اعتباری با مؤسسه های بین المللی تعریف نشده است و اگر برخی از بانک ها، شعبه های خارج از کشور دارند بر اساس بانکداری ربوی و به دور از قوانین داخلی فعالیت می کنند و اگر دولت یا بانک مرکزی می خواهد در عرصه بین المللی ظاهر شود از طریق فروش اوراق قرضه ارزی و امثال آن اقدام می کند که ربوی هستند.
ج. طرح پیشنهادی
روشن است که ارائه طرحی کامل و جامع جهت اصلاح ساختار بازار پول و سرمایه در قالب یک مقاله ممکن نیست و نیازمند تحقیق مفصلی است. در این نوشته سعی می شود با الهام از آموزه های اقتصادی اسلام به ویژه فقه معاملات و با توجه به اهداف، انگیزه ها و روحیات شرکت کنندگان، و با توجه به جایگاه پذیرفته شده مؤسسه های مشابه، تعریف و جایگاه روشنی برای مؤسسه های پولی و مالی موجود در اقتصاد ایران ارائه دهیم و با شفاف کردن حوزه و نوع فعالیت، قدمی در کارآمد کردن آنها برداریم. برای این منظور لازم است نگاهی به فقه معاملات اسلامی و انواع معاهده های مالی بیندازیم تا گستره وجودی آنها و میزان انعطافشان برای سامان دادن بازار پولی و مالی مشخص شود.
اول. انواع معاهده های مالی در فقه اسلام
معاهده های مالی را می توان از ابعاد گوناگون تقسیم کرد، دراین قسمت با توجه به هدف مقاله، معاهده های مالی را، ابتدا به دو گروه انتفاعی و غیر انتفاعی تقسیم کرده، سپس با تقسیم معاهده های انتفاعی به زیر گروه مبادله ای، مشارکتی و انعطاف پذیر، به توضیح فشرده معاهده های مورد نیاز در بازار پول و سرمایه می پردازیم.
1. معاهده های غیر انتفاعی
دین اسلام، انواعی از معاهده های مالی غیر انتفاعی را تأیید و در مواردی به آنها سفارش می کند و برای آنها پاداش دنیایی و آخرتی در نظر گرفته است. معاهده هایی چون صدقه، هبه، عاریه، ودیعه، وقف و قرض بدون بهره از این گروه به شمار می آیند. از این گروه عقد قرض الحسنه (قرض به شرط عدم زیاده) می تواند در معاملات بازار پول و سرمایه مورد استفاده قرار گیرد.
قرار داد قرض الحسنه می تواند اهداف آن گروه از صاحبان وجوه که می خواهند به قصد مشارکت در ثواب اعطای قرض الحسنه در مؤسسه ها سپرده گذاری کنند را برآورده کند کما اینکه تأمین کننده هدف مؤسسه های پولی غیر انتفاعی و نیازمندانی است که توان پرداخت سود ندارند. البته چنان که از اسم این قرارداد پیداست باید اعطای قرض بدون شرط زیاده باشد، چرا که در غیر اینصورت نه تنها هدف مورد انتظار را برآورده نمی کند، بلکه مطابق روایات ربا و حرام خواهد بود. امام صادق (ع) می فرماید:
«ربای حرام عبارت است از این که فردی به دیگری قرض دهد و شرط کند که بیش تر از آنچه گرفته، برگرداند. این همان ربای حرام است»(عاملی، 1371:ج12،ص454).
البته گرفتن کارمزد برای انجام عملیات اعطای قرض(نه برای پول قرض شده) جایز است به ویژه زمانی که این کار توسط مؤسسه ای انجام گیرد، مؤسسه ای که برای انجام عملیات، هزینه هایی چون اجاره مکان، حقوق کارکنان، هزینه آب، برق، تلفن و پست می پردازد، می تواند تمام این هزینه ها را به عنوان کارمزد از قرض کننده دریافت کند و اگر تعداد قرض ها زیاد است به تناسب بر کل آنها تقسیم نماید (امام خمینی، 1375:ج2،ص298،س41و42).
2. معاهده های انتفاعی
مقصود از معاهده های انتفاعی آن گروه از قرار دادهای مالی است که مردم برای کسب درآمد و سود به کار می گیرند و خود به سه گروه عمدة معاهده های مبادله ای، و مشارکتی و انعطاف پذیر تقسیم می شوند.
1-2. معاهده های مبادله ای
معاهده های مالی مبادله ای به آن نوع قراردادهای مالی گفته می شود که در آنها، کالاها و خدمات در برابر پول یا مال دیگر مبادله می شود، این نوع معاهده ها تنوع زیادی دارند، برخی از آنها چون فروش نسیه (اقساطی)، فروش سلف، فروش دین (تنزیل) و اجاره به شرط تملیک می توانند در بازار پول و سرمایه مورد استفاده قرار گیرند. این گروه از قرار دادها ویژگی هایی دارند که آنها را از سایر قراردادها متمایز و زمینه استفاده شان را مشخص می کند.
مهمترین ویژگی این نوع از معاهدات عبارتند از:
یک. مقطعی بودن معاهده ها
معاهده های مبادله ای، پس از پایان مجلس قرارداد به پایان می رسند و دو طرف قرارداد، مسئولیتی در برابر فعالیت های اقتصادی همدیگر ندارند، برای مثال در قرار داد فروش اقساطی، فروشنده هیچ مسئولیتی در قبال فعالیت های اقتصادی خریدار ندارد. یعنی اگر خریدار، توانایی استفاده از کالاهای خریداری شده را داشته باشد یا نداشته باشد، بتواند سود انتظاری خود را از فعالیت مذکور تحصیل کند یا نه، معامله از ناحیه فروشنده و خریدار قطعی و تمام شده است. این وضعیت در فروش سلف، فروش دین و اجاره به شرط تملیک نیز وجود دارد.
دو. رابطه بدهکار و بستانکاری متعاملین
پس از پایان معاهده های مبادله ای، رابطه حقوقی متعاملین، رابطه بدهکار و بستانکار است و پس از وفای به دین، این رابطه به پایان می رسد، برای مثال پس از تحقق فروش اقساطی و تحویل جنس به مشتری، فروشنده بستانکار و خریدار، بدهکار می شود و با پرداخت اقساط در سر رسید های مقرر، رابطه مذکور به پایان می رسد. همین مطلب با قدری تفاوت در سایر معاهده های مبادله ای نیز وجود دارد.

سه. قابلیت برای نرخ های سود معین
قراردادهای مبادله ای، قابلیت برنامه ریزی برای نرخ های سود معین و از قبل تعیین شده را دارند، برای مثال یک مؤسسه اقتصادی می تواند تصمیم بگیرد که کالاهای خود را در سال مالی خاصّی با ده درصد سود به صورت اقساطی بفروشد یا املاک خود را با اضافه کردن سود معینی بر قیمت فعلی ملک، به صورت اجاره به شرط تملیک واگذار کند یا اسناد تجاری را با نرخ معین تنزیل کند.
چهار. عدم نیاز به نظارت و کنترل مستمر
لازمه منطقی ویژگی های پیش گفته این است که بعد از انعقاد قرار داد، نیازی به نظارت و کنترل از طرف متعاقدین بر فعالیت های اقتصادی یکدیگر نیست، چرا که نه تحولات اقتصادی کل جامعه و نه تدابیر مدیریتی بنگاه، هیچ تأثیری در تعهدات طرفین و مبالغ قرارداد آنان ندارد. با توجه به ویژگی های مذکور قرار دادهای مبادله ای برای صاحبان وجوهی که قصد دارند سود معین و تعریف شده ای برای پس اندازهایشان به دست آورند و برای متقاضیان وجوهی که در صدد تهیه کالاها و خدمات مصرفی یا تأمین مالی بنگاه اقتصادی، بدون تمایل به مشارکت اند، راهکارهای مناسبی هستند. در ادامه توضیح می دهیم که این گروه از معاملات می توانند در بانک ها به ویژه بانک های عمومی کارکرد موفقی داشته باشند.
2-2. معاهد ه های مشارکتی
معاهد ه های مالی مشارکتی، به آن نوع قراردادهای مالی گفته می شود که دو طرف قرارداد در اصل مالکیت و سود و زیان فعالیت اقتصادی، یا در خصوص سود و زیان فعالیت اقتصادی با هم شریک می شوند عقودی چون شرکت، مضاربه، مزارعه و مساقات از این نوع هستند این قراردادها نیز ویژگی هایی دارند که مهمترین آنها عبارتند از:
یک. مستمر بودن قرارداد
معاهده های مشارکتی بر خلاف معاهده های مبادله ای، ماهیتی استمراری دارند و تا پایان فعالیت اقتصادی و سررسید معاهده، قرار داد، استمرار دارد، برای مثال، وقتی چند نفر از طریق عقد شرکت، سرمایه فعالیت اقتصادی را تأمین می کنند تا زمانی که فعالیت مذکور ادامه دارد و شرکت منحل نشده است، قرارداد استمرار دارد همین وضعیت در سایر معاهده های مشارکتی نیز وجود دارد.
دو. مشارکت در سود و زیان
در معاهده های مشارکتی، دو طرف یا اطراف قرارداد (شرکا) به تمام حوادث و پیامدهای مثبت و منفی فعالیت اقتصادی ملتزم هستند. اگر نتیجه فعالیت، سود سرشار بود برای همه توزیع می شود و اگر ضرر بود برای همه است و اگر هیچ چیز نبود نتیجه متوجه همه می شود (امام خمینی«ره»، 1416ق، 573).
سه. نامعین بودن سود
مقدار سود معاهده های مشارکتی نامعین است و به عوامل مختلفی بستگی دارد و در پایان دوره مالی مشخص می شود، برای مثال سود صاحبان شرکت، تحت تأثیر متغیرهای اقتصادی کل جامعه و متغیرهای تأثیر گذار در خصوص بنگاه است. در نتیجه، در ابتدای سال مالی، می توان با توجه به پارامتر های گوناگون، دامنه سود انتظاری را پیش بینی کرد، امّا سود واقعی در پایان دوره مالی مشخص می شود.
چهار. نیاز به نظارت و کنترل مستمر
نتیجه منطقی ویژگی های پیشین این است که شرکا و صاحبان فعالیت اقتصادی برای استیفای کامل حقوق خود، به صورت پیوسته و مستمر جریان هزینه ها و درآمدها، تغییرات قیمت ها را نظارت و کنترل کنند چون احتمال انواع اشتباهات مالی وجود دارد.
با توجه به ویژگی های فوق، معاهد ه های مشارکتی می توانند راهکارهای مناسبی برای آن گروه از صاحبان وجوه باشند که روحیه ریسک پذیر داشته برای رسیدن به سود انتظاری بالاتر حاضر به پذیرش ریسک هستند کما اینکه برای آن گروه از سرمایه گذاران که در تأمین مالی فعالیت اقتصادی خود به دنبال شریک واقعی می گردند شریکی که حاضر باشد بخشی از ریسک و مخاطرات را تحمل کند، مناسب هستند. در ادامه توضیح می دهیم شرکت های سهامی و شرکت های سرمایه گذاری می توانند بر اساس این قراردادها ساماندهی شوند.
3-2. معاهده های انعطاف پذیر
در فقه اسلام معاهده هایی وجود دارد همانند جعاله و صلح که ماهیت قابل انعطافی دارند به این معنا که می توان آنها را با ویژگی های عقود مبادله ای یا با ویژگی های عقود مشارکتی به کار گرفت برای مثال اگر صاحب سرمایه ای با یک نفر قرارداد جعاله ببندد که اگر با سرمایه من چنین باغ یا کارخانه ای را احداث کنی فلان مبلغ به تو می دهم، اینجا جعاله ماهیت عقود مبادله ای پیدا می کند و اگر بگوید :«اگر با سرمایه من چنین باغ یا کارخانه ای را احداث کنی فلان سهم از باغ یا کارخانه را به تو می دهم، جعاله ماهیت عقود مشارکتی پیدا می کند. کما اینکه می توان با استفاده از این معاهده ها، ماهیتی مرکب از مبادله و مشارکت طراحی کرد برای مثال صاحب سرمایه ای بر اساس قرار داد جعاله از مدیری می خواهد که در مقابل دستمزد مشخص ماهانه به اضافة سهم معینی از سود، کارخانه ای را برای مدت دو سال اداره کند. دوم. تغییرات لازم جهت اصلاح ساختار مؤسسات پولی و مالی
برای دست یابی به یک نظام مالی کارآمد و بازار پول و سرمایه کارا، لازم است تغییراتی در ساختار و حوزه فعالیت مؤسسه های موجود صورت گیرد، این تغییرات را در سه بخش مؤسسه های پولی غیرانتفاعی (مؤسسه های قرض الحسنه)، مؤسسه های پولی انتفاعی بدون ریسک (بانک ها و مؤسسه های مالی و اعتباری) و مؤسسه های مالی انتفاعی همراه با ریسک (شرکت های سرمایه گذاری)، مطرح می کنیم.
1. مؤسسات و ابزار مالی غیر انتفاعی
مطالعه صندوق های قرض الحسنه موجود درکشور نشان می دهد که این صندوق ها به سه گروه عمده زیر تقسیم می شوند.
گروه اول: صندوق های قرض الحسنه محلی
در این صندوق ها اعضاء همدیگر را می شناسند و به همدیگر اعتماد دارند، مانند صندوق های قرض الحسنه فامیلی، صندوق های موجود در مساجد و ادارات. در این صندوق ها معمولاً افراد نیکوکاری وجود دارند که وجوه مازاد بر نیازشان را در یک جا جمع کرده به صورت قرض الحسنه در اختیار نیازمندان قرار می دهند و غالباً فعالیتی روشن دارند و تخلفات در حداقل ممکن است. بهترین ساختار برای این صندوق ها همین وضع موجودشان است.

گروه دوم: صندوق های قرض الحسنه کوچک
این صندوق ها که غالباً یک یا چند شعبه محدود دارند، اقدام به افتتاح سپرده پس انداز برای ساکنین یک خیابان یا شهر می کنند و ازمحل مانده آن سپرده ها به اعطای وام قرض الحسنه مبادرت می کنند. بهترین وضعیت برای این صندوق ها آن است که با تصویب قوانین لازم، مسائل زیر مشخص شود.
- مراجع ذی صلاح برای اعطای مجوز فعالیت و ابطال آن در صورت تخلف.
- حوزة فعالیت صندوق در بخش تجهیز و تخصیص منابع.
- مراجع ذی صلاح برای نظارت و کنترل عملکرد صندوق.
- حداقل ذخایر احتیاطی.
- حداکثر کارمزد قرض الحسنه اعطایی.
در این راستا، با توجه به تأثیر عملکرد صندوق های قرض الحسنه بر متغییرهای پولی، پیشنهاد می شود بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به عنوان مرجع ذی صلاح برای صدور و ابطال مجوز و برای نظارت و کنترل فعالیت صندوق ها به تصویب قانونی برسد و صندوق ها مجاز باشند از طریق افتتاح حساب پس انداز قرض الحسنه به تجهیز منابع اقدام کرده سپس با کسر درصدی به عنوان ذخایر احتیاطی باقی مانده منابع را به صورت قرض الحسنه در اختیار متقاضیان قرار دهند و برای پوشش هزینه های عملیاتی، کارمزد دریافت کنند. و انجام هر نوع فعالیت اعتباری دیگر و خرید و فروش اموال غیر منقول از محل منابع سپرده ممنوع باشند.

 

گروه سوم: صندوق های قرض الحسنه بزرگ
صندوق هایی که به صورت گسترده اقدام به افتتاح حساب سپرده برای مشتریان کرده، دفترچه پس انداز در اختیار آنان قرار می دهند و محدودیت خاص در جذب سپرده ندارند و دارای شعب متعدد دریک شهر یا شهرهای مختلف هستند, و در موارد زیادی مشاهده می شود که فراتر از عملیات قرض الحسنه به فعالیت های بانکی و سرمایه گذاری می پردازند. بهترین وضعیت برای این صندوق ها آن است که علاوه بر تصویب قوانین لازم که در صندوق های قرض الحسنه کوچک بیان شد، دولت و بانک مرکزی در جهت نهادینه شدن سنت نیکوی قرض الحسنه و گسترش آن، از صندوق های قرض الحسنه بزرگ حمایت کرده و آنها را به عنوان مؤسسه پولی معتبر و به اسم «موسسة قرض الحسنه» به رسمیت بشناسد. برای رسیدن به این منظور، طرح زیر برای این مؤسسه ها پیشنهاد می شود.
مؤسسه های قرض الحسنه
همانطور که از اسم این مؤسسه ها پیداست بر اساس قرارداد قرض الحسنه به شرح زیر به تجهیز و تخصیص منابع اقدام خواهند کرد.
تجهیز منابع
سپرده گذاران این مؤسسه ها آن گروه از مردم خیّر خواهند بود که به قصد مشارکت در ثواب قرض الحسنه در مؤسسه ها سپرده گذاری می کنند. این مؤسسه ها می توانند دو نوع حساب سپرده داشته باشند.

 

یک. سپرده حواله ای قرض الحسنه
این حساب به مشتریانی مربوط می شود که قصد دارند علاوه بر استفاده از خدمات حساب حواله ای مانده سپرده آنها، در رفع مشکل مالی نیازمندان قرض الحسنه داده شود. توضیح این که در حساب حواله ای همانند حساب جاری بانک ها، صاحب سپرده هم خودش می تواند از موجودیش برداشت کند و هم می تواند کسی را حواله کند با این تفاوت که قانون چک شامل این حواله ها نمی شود و صاحب حساب، تنها با فرض موجودی حواله صادر می کند.
دو. سپرده پس انداز قرض الحسنه
این حساب به مشتریانی مربوط می شود که قصد دارند علاوه بر حفظ و نگهداری وجوهشان در یک جای مطمئن، مانده پس اندازشان برای رفع مشکل مالی نیازمندان قرض الحسنه داده شود.
مؤسسه های قرض الحسنه سپرده مشتریان را به عنوان قرض الحسنه تحویل می گیرند و متعهد می شوند عند المطالبه به آنها برگردانند، به این حساب ها سود و بهر ه ای پرداخت نمی شود و در حقیقت صاحبان حساب ارزش زمانی پولشان را به نیازمندان انفاق کرده ثواب اخروی می برند.
تخصیص منابع
موسسه های قرض الحسنه منابع حاصل از سپرده های حواله ای و پس انداز را پس از کسر سپردة قانونی و ذخیره احتیاطی (طبق ضوابط بانک مرکزی)، به صورت قرض الحسنه در اختیار نیازمندان قرار می دهند و به اقساط از آنها پس می گیرند. این مؤسسه ها می توانند برای تأمین هزینه ها، از متقاضیان قرض الحسنه، کارمزد واقعی دریافت کنند.
ضوابط اجرایی
اولاً. از آنجا که در طرح پیشنهادی مؤسسه های قرض الحسنه زیر نظر بانک مرکزی و با رعایت سپرده قانونی و ذخایر احتیاطی و بر اساس سیاست پولی فعالیت خواهند کرد می توان با تغییر قوانین موجود به این مؤسسه ها اجازه افتتاح حساب حواله ای داد تا بتوانند حداقل به اندازه پوشش دادن سپرده قانونی از مزّیت خلق پول استفاده کنند.
ثانیاً. با وجود چنین مؤسسه هایی سازمان های دولتی و خصوصی که به صورت های مختلف به کارکنان و مراجعین قرض الحسنه می دهند می توانند از طریق این مؤسسه ها اقدام کنند.
ثالثاً. دولت که همه ساله برای حمایت از اقشار آسیب پذیر و جبران خسارت حوادث غیر مترقبه وجوهی را به عنوان قرض الحسنه اعطا می کند می تواند از طریق این مؤسسه ها اقدام کند.
اوراق قرض الحسنه
برخی از سازمان ها و مؤسسه های دولتی که در زمینة حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه فعالیت می کنند، مانند کمیته امداد امام خمینی، سازمان بهزیستی و... می توانند برای جذب وجوه نیکوکاران اقدام به انتشار اوراق قرض الحسنه کرده از طریق صندوق ها و مؤسسه های قرض الحسنه بین مردم توزیع کنند، سپس منابع حاصل از این اوراق را از طریق همان صندوق ها و مؤسسه ها به متقاضیان نیازمند وام قرض الحسنه دهند.
برخورداری از اجر معنوی اعطای قرض الحسنه، سهولت تبدیل به پول نقد اوراق، امکان واگذاری به دیگران و اختصاص جوایز معنوی به صورت قرعه کشی به دارندگان اوراق موجب می شود افراد زیادی به جای نگهداری پول نقد، اوراق قرض الحسنه نگهداری کنند.
2. مؤسسات و ابزار مالی انتفاعی بدون ریسک
بعد از تصویب و اجرای قانون عملیات بانکداری بدون ربا، به دلیل حضور قرار دادهای با ماهیت های متنوع و متنافی چون قرض الحسنه (غیر انتفاعی)، فروش اقساطی، اجاره به شرط تملیک، سلف، خرید دین (مبادله ای) و مشارکت حقوقی، مشارکت مدنی، مضاربه، مزارعه، مساقات(مشارکتی)، بانک ها تبدیل به مؤسسه های چند منظوره شده در نتیجه کارآیی خود را از دست داده اند.
با منحصر شدن بانک ها و مؤسسه های اعتباری روی قرار دادهای مبادله ای که با ماهیت و جایگاه آنها به عنوان مؤسسه انتفاعی بدون ریسک، تناسب دارند، می توان وضعیت روشن تری به بانک ها و مؤسسه های اعتباری داد و در نظام مالی جایگاه تعریف شده ای به آن ها بخشید. لازمه این کار انجام تغییراتی در بخش تجهیز منابع و اعطای تسهیلات بانک ها و مؤسسه های مالی اعتباری به قرار زیر است.
بانک ها
در طرح پیشنهادی بانک ها به عنوان مؤسسه های مالی انتفاعی بدون ریسک بوده و با استفاده از گروه خاصی از معاملات اسلامی به تجهیز و تخصیص منابع می پردازند.
تجهیز منابع
در الگوی پیشنهادی تجهیز منابع بانک ها از طریق سه نوع سپرده که تفاوت هایی با وضعیت فعلی بانکداری بدون ربا در ایران دارند انجام می پذیرد.

یک. سپرده جاری (قرض بدون بهره)
در قانون بانکداری بدون ربا اسم این نوع سپرده، سپرده قرض الحسنه جاری است، به کارگیری واژه قرض الحسنه از این پندار سرچشمه می گیرد که هر نوع قرض بدون بهره ای قرض الحسنه است در حالی که این درست نیست مطابق روایات، قرض الحسنه هنگامی معنا می یابد که قرض دهنده برای کسب پاداش معنوی به فرد نیازمندی کمک کند، اما اگر قرض با اهداف دیگری چون حفظ پول، تسهیل در امر مبادلات، نقل و انتقال وجوه و ... باشد، گرچه بدون بهره بوده و از نظر اسلام مجاز است لکن عنوان قرض الحسنه بر آن صدق نمی کند و روشن است غالب صاحبان سپرده جاری بانک ها چنین اهدافی دارند. در الگوی پیشنهادی بانک ها در قالب قرض بدون بهره وجوه سپرده گذاران حساب جاری را جذب کرده در مقابل به صورت رایگان خدمات حساب جاری ارائه می کنند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 30   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله اصلاح ساختار مؤسسات و ابزار های مالی بازار پول و سرمایه بر اساس تعالیم اسلام

دانلود مقاله آسم، آسم ورزشی و اثر ورزش در بهبود و درمان آسم

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله آسم، آسم ورزشی و اثر ورزش در بهبود و درمان آسم دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

مقدمه
در بحث ورزش و آلرژی دو سوال مهم مطرح است اول آنکه آیا ورزش باعث بروز آلرژی در فرد ورزشکار خواهد شد؟ و سوال دوم آنکه آیا آلرژی در یک فرد ورزشکار بر عملکرد ورزشی فعالیت او تاثیر دارد؟ و اگر پاسخ مثبت است چه تمهدیاتی را برای به حداقل رساندن این تاثیر باید مدنظر داشت؟
آیا ورزش باعث بروز آلرژی در فرد ورزشکار خواهد شد؟
پاسخ به این سوال قدری مشکل است و تحقیقات نشان دهنده یافته های متفاوتی بوده است. با توجه به اینکه واکنش های آلرژیک ناشی از اختلال در سیستم ایمنی بدن است لازم است برای درک بهترپاسخ این سوال به تاثیر وتاثر سیستم ایمنی و ورزش پرداخته شود.
موضوع اثرات متقابل ورزش وسیستم ایمنی از مباحث مهم در علوم پزشکی ورزشی می باشدکه تحت عنوان ایمونولوژی‌ورزشی شناخته شده است.این موضوع مقدمه‌ای بر فهم بهتر آلرژی در ورزش می باشد. بنابراین در ابتدا مروری بر این موضوع خواهیم داشت.
سیستم ایمنی دارای دو عملکرد است که یکی از آنها در تمام بیماری ها به عنوان بخش عمده و خط اول سیستم دفاعی واکنش نشان می دهد که به آن ایمنی ذاتی نیز گویند. این نوع ایمنی از بدو تولد وجود دارد و شامل موارد غیر اختصاصی متعددی می باشد. هنگامی که میکروارگانیسمی از سدهای فیزیکی مانند پوست و مخاط گذشت این عملکرد سیستم ایمنی فعال می شود.واسطه های این سیستم اینترفرون ها و سلولهای NK می باشد. موارد دیگر سیستم ایمنی ذاتی اشک، بزاق، موکوس مترشحه از غشاهای مفروش کننده سطوح داخلی بدن،ماکروفاژها، پلی مورفونوکئرها و.... می باشند. عملکرد دوم سیستم ایمنی، ایمنی اکتسابی است که در مقابله با عوامل عفونی بصورت جداگانه واکنش نشان می دهد. در این حالت حافظه ایمنی فعال شده و برای مقابله با هر عامل عفونی واکنش خاص خود را نشان می دهد. هرگاه سیستم ایمنی ذاتی نتواند میکروارگانیسم را از بین ببرد ایمنی اکتسابی وارد عمل می شود. این سیستم تکامل یافته‌تر از سیستم ایمنی ذاتی است و اجزای آن عبارتنداز لنفوسیت B و T و سلولهای ارائه کننده آنتی ژن (APC). ایمنی اکتسابی به دو بخش ایمنی هومورال و سلولی تقسیم می گردد. تاثیر ورزش بر سیستم ایمنی بیشتر بر عملکرد ایمنی ذاتی و بر بخش ایمنی سلولی عملکرد ایمنی اکتسابی است.
به طور کلی ورزش باعث افزایش گلبول های سفید خون و اجزاء آن می شود. این تاثیر بر اثر تحریک هورمون هایی مانند کاته کولامین ها و کورتیکو استروئید که در هنگام استرس ترشح می شوند ویا عواملی مانند افزایش غلظت سیتوکین ها و افزایش تغییرات دمای بدن و احتمالاً دهیدراتاسیون است که در هنگام ورزش اتفاق می افتد. تحریک این هورمون ها باعث آزادسازی گلبول های سفید ذخیره از طحال و مغز استخوان می شود. اجزاء مختلف گلبول سفید مانند نوتروفیل ها، لنفوسیت ها و مونوسیت ها نیز در هنگام ورزش در خون محیطی افزایش می یابند. این افزایش تا سه برابر حد طبیعی نیز گزارش شده است و پس از توقف ورزش به تدریج طی چند ساعت و کمتر از 24 ساعت به حد طبیعی باز می گردد. تنها استثناء در این زمینه ورزش های بسیار سنگین و استقامتی است. در ورزش های استقامتی مانند دوی ماراتون،دوچرخه سواری استقامت و یا مسابقات سنگین مانند مسابقات مردان آهنین لکوسیت ها در طی ساعت اول ورزش افزایش می یابد ولی پس از آن کاهش یافته و به پایین ترین حد طبیعی و یا حتی کمتر از حد طبیعی می رسد و این اثر ممکن است تا چندین روز پس از توقف ورزش نیز ادامه پیدا کند. بنابراین اینگونه ورزشکاران پس از مسابقه مستعد ابتلاء به عفونت می شوند. این پدیده باعث طرح تئوری پنجره باز شده که در اصطلاح زمانی است که ایمنی فرد ورزشکار تحت تاثیر ورزش تغییر می کند و در طی آن عوامل عفونت زا که وارد بدن می شود فرد را در معرض ابتلا به عفونت (با یا بدون علامت) قرار می دهد. این مدت از سه ساعت پس از شروع ورزش تا 72 ساعت پس از آن به طول می انجامد.
این موضوع سبب شده عفونت ها در دوندگان دوی ماراتون بیش از صدمات فیزیکی باعث غیبت آنان از تمرینات ورزشی شود.در مطالعه ای که بر روی دوندگان ماراتون انجام شده 25٪ دوندگانی که به خط پایان رسیده اند تا دو هفته پس از مسابقه ابتلاء به عفونت تنفسی داشتند. همچنین پرولیفراسیون لنفوسیت ها نیز در طی ورزش های شدید ومتوسط کاهش وحتی سرکوب می شودکه درتناسب باشدت ورزش می باشد. این سرکوب می تواند ناشی از افزایش کورتیزول پلاسما در طی ورزش باشد. این در حالی است که تغییرات لکوسیت ها و اجزاء آن در طی ورزش های ملایم بسیار ناچیز است و بعضی از اجزا مانند مونوسیت ها بدون تغییر می باشد.
ازعوامل دیگر که درتضعیف سیستم ایمنی درحین ورزشهای سنگین مطرح می باشد کاهش سیستم ایمنی موضعی دستگاه تنفسی در ورزشکار می باشد. افزایش میزان و سرعت تنفس و همچنین استنشاق هوای سرد و خشک باعث اختلال عملکرد مژک ها و مختل شدن عملکرد لنفوسیت های B مخاطی می شود. همچنین میزان و عملکرد ایمونوگلوبولین A ترشحی در مخاط سیستم تنفسی و بزاق دهان که به ایمنی موضعی می پردازد کاهش یافته که این عوامل نیز باعث افزایش استعداد ابتلای ورزشکار به عفونت ها، خصوصاً عفونت های تنفسی می شود. البته میزان ترشح ایمونوگلوبولین A مترشحه در بزاق در طی فعالیت های ورزشی سبک و متوسط تغییر نمی یابد.
سایر اجزاء سیستم ایمنی که تحت تاثیر ورزش قرار دارند عبارتنداز: افزایش فوری سلول های NK در طی ورزش، افزایش ماکروفاژها در طی ورزش، افزایش اینترلوکین 1 و 2 وافزایش غلظت پروتئین های اصلی فاز حاد مانند CRP که بسیاری این تاثیرات موقتی و مختص زمان ورزش می باشد ولی بعضی از اثرات مانند افزایش اینترلوکین 1 ممکن است تا ساعت ها پس از ورزش نیز ادامه پیدا کند.
بنابراین تاثیر بر سیستم ایمنی در ورزش های با شدت مختلف متفاوت می باشد. شواهد نشان می دهد که ورزش با شدت متوسط سبب تقویت سیستم ایمنی و به طور مثال کاهش عفونت های تنفسی می شود که این موضوع بصورت خاص در ورزش های سبک دیده شده است. برعکس این حالت ورزش های با فعالیت شدید بدنی مانند مسابقات مردان آهنین و دوی ماراتون باعث تضعیف سیستم ایمنی
می شود. مجموع اطلاعات بدست آمده از تحقیقات مختلف مطرح کننده تئوری است این تئوری مطرح کننده این موضوع است که فعالیت ورزشی با شدت کم باعث کاهش ابتلا به بیماری های ویروسی می شود که این تاثیر ناشی از تقویت سیستم ایمنی است.ولی درصورت افزایش شدت ورزش با تضعیف سیستم ایمنی ابتلا به بیماریهای ویروسی نسبت به افراد عادی افزایش می یابد.
ورزش و آلرژی
هرچند ورزش به تنهایی نمی تواند سبب آلرژی شود ولی بیماری های مانند آسم، رینیت آلرژیک و درماتیت تماسی آلرژیک که متاثر از سیستم ایمنی بدن می باشند می توانند در اثر ورزش شعله ور شوند.
هیچگونه مطالعه ثابت شده ای وجود ندارد که نشان دهد واکنش متقابل سیستم ایمنی و ورزش باعث آلرژیک در افراد ورزشکار شایع تر از افراد غیر ورزشکار می باشد. با این حال علائم شبه آلرژی را باید به عنوان یک عامل ترویج این موضوع که ورزش می تواند مسئول واکنش های آلرژیک باشد باید مدنظر داشت. علاوه بر این ورزش به دلائل متعدد از جمله افزایش میزان هوای تنفسی، افزایش سرعت تنفس و همچنین تنفس های دهانی سبب افزایش استنشاق مواد آلرژن معلق در هوا شده و مواجهه با مواد آلرژن را افزایش می دهد و از این طریق باعث بروز واکنش های آلرژیک در فرد مستعد می گردد که این موضوع در ورزشکارانی که در فضای باز ورزش می کنند به اثبات رسیده است.

آسم

1-1- آسم چیست؟
آسم یک بیماری فرخ تنفسی است که با دوره هایی از انسداد قابل برگشت جریان هوا در راه های تنفسی مشخص می گردد که طی آن علائمی نظیر سرفه، تنگی نفس و خس خس سینه رخ می دهد. آسم یک کلمه یونانی قدیمی و به معنی نفس زدن است. به طور کلی در بیماران آسمی تماس راه های هوایی، افزایش واکنش نسبت به محرکهای مختلف (که در انسان های طبیعی این واکنش دیده نمی شود) را نشان
می دهد. به دنبال این محرک یک افزایش تحریک پذیری در راه های هوایی این ها به وجود می آید و متعاقب آن راه های هوایی تنگ شده و نفس کشیدن برای فرد مشکل می شود. مشخصه ای لازم برای تشخیص و درمان آسم در سال 1991 مطرح شد و مجدداً در سال 1997 به بیان امروزی مطرح شد. در ایجاد آسم سلول هایی مثل یاخته های ماستوسیت، ائوزینوقبل ها، لنفوسیت های تی، ماکرو فاژها، نوتروفبل ها و سلول های ابی تلینال نقش مهمی دارند.
اکثر افراد از بیماری آسم به عنوان حملاتی از تنگی نفس همراه خس خس که در کودکان و بزرگسالان رخ می دهد یاد می کنند. این حملات می توانهد در هنگام فعالیت و یا در هنگام استراحت ایجاد شود و ممکن است خفیف یا شدید باشد. همچنین بعضی از افراد از عوامل شروع کننده حملات آسم مثل گرده گیاهان، دود و گرد و غبار و حیوانات، اطلاعاتی دارند.
آسم اصطلاحی است که برای توصیف بیماری ای به کار می رود که مشخصه آن، حملاتی از تنگی نفس است که به علت باریک شدن متناوب مجاری هوایی یا لوله های برونش (در ریه ها) ایجاد می شود.عوامل و فاکتورهای مختلفی در ایجاد آسم دخالت دارند. همچنین این عوامل از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد.
1-2- علائم آسم
علائم شایع حین حمله حاد آسم عبارتنداز تنگی نفس، احساس سنگینی در قفسه سینه حین باز دم، سرفه مخصوصاً به هنگام شب، دفع خلط غلیظ، شفاف و زرد، تند شدن تنفس و انقباض عضلات گردن و اگر حمله آسم شدید باشد علائمی نظیر خستگی مفرط، آبی رنگ شدن پوست و تنفس صدادار مانند خر خر کردن و اختلال هوشیاری نیز مورد انتظار است.
خس خس سینه و تنگی نفس از شناخته شده ترین علایم بیماری آسم می باشند و معمولاً به طور متناوب در هنگام مواجهه با عوامل تحریک کننده بروز می کنند. با اینحال تنگی نفس می تواند بدون خس خس سینه هم در افراد مبتلا به آسم دیده شود.
یکی از علایمی که اغلب افراد، آن را بعنوان یک علامت آسم نمی شناسد، سرفه است. این سرفه می تواند خشک و یا خلط دار باشد و معمولاً شبها یا در هنگام فعالیت ورزشی ایجاد می شود. در بسیاری از موارد، سرفه ای که به علت بیماری آسم ایجاد شده است را به حساب بیماری برونشیت می گذارند، در حالیکه برونشیت معمولاً با تجویز داروهای آنتی بیوتیک درمان می شود اما این داروها در درمان آسم، هیچ نقشی ندارند. بروز بیشتر از دو دوره سرفه پایدار (با یا بدون خس خس سینه یا تنگی نفس)باید وجود بیماری آسم را مطرح نماید. یکی دیگر ازعلائم احساس سنگینی در قفسه سینه است.
اغلب، این علامت در هنگام فعالیت ورزشی رخ می دهد. هنگامی که در یک بیمار مسن، احساس فشار در قفسه سینه ایجاد شود، تشخیص آنژین قلبی نیز مطرح می گردد و ممکن است برای پزشک تشخیص بین آسم و انژین قلبی در چنین افرادی بسیار مشکل باشد.
گرچه علایم آسم اغلب بدون هیچگونه دلیل واضحی رخ می دهند، اما مشخصه آنها این است که بیمار را از خواب بیدار می کند و اغلب آسم مشکلی است که صبح ها در هنگام بیدار شدن از خواب بروز می کند. (آسمی که بیمار را در نیمه های شب از خواب بیدار می کند نشانگر آن است که به خوبی کنترل و درمان نشده است.)
1-3- انواع آسم
در بسیاری از موارد، علت بروز آسم، ناشناخته است. با این حال در بعضی موارد، یک ماده حساسیت زا (آلرژن) مسئول بروز حملات آسم می باشد. سایر انواع مختلف آسم عبارتنداز: آسم شکننده، آسم حساس به آسپیرین و آسم شبانه.
آسم آلرژیک
اگر یک آلرژی بعنوان یکی از عوامل در مورد بیماری آسم شما مطرح می باشد، لازم است که برای تائید این مسئله و شناسایی ماده حساسیت زا (آلرژن) آزمایشهایی را به عمل بیاورید. این آزمایشها ساده بوده و برای انجام آن حدود نیم ساعت وقت لازم است. یک سری از قطره هایی که از مواد مختلف حساسیت زا تشکیل شده اند مثل مایتهای گرد و غبار خانه ها، گرده علفها، گرده درختها، پوسته هایی از حیواناتی مثل گربه و غیره را بر روی ساعد دست قرار می دهند. با استفاده از نوک یک سوزن کوچک، پوست زیر هر قطره را به آرامی سوراخ می کنند تا اجازه دهند که ماده حساسیت زا به زیر پوست نفوذ کند. بعد از حدود 15 دقیقه، یک واکنش موضعی در این محل می تواند رخ بدهد که همانند گزش یک حشره است و قرمز بوده و معمولاً هم دارای خارش می باشد. خود فرو کردن سوزن به داخل پوست، دردناک نمی باشد و فقط به صورت یک خراش است اما خارش آن می تواند خیلی شدید بوده و حدود نیم یا یک ساعت طول بکشد.
اندازه واکنش (یعنی اندازه قرمزی دور محل تزریق قطره) را می توان برای هر ماده حساسیت زایی اندازه گیری نمود که این کار می تواند نه فقط حساس بودن شما به آن ماده را نشان دهد بلکه می تواند بگوید که چقدر شما به فلان ماده خاص حساسیت دارید. گاهی اوقات از این اطلاعات می توان در درمان بیمار نیز استفاده نمود زیرا با این اطلاعات می فهمیم که از چه موادی باید دوری و پرهیز نماییم و چه موادی برای ما مشکلی ایجاد نمی کنند.
اشکال کار اینجا است که واکنشهای کوچک ممکن است خیلی هم مهم نباشند و بیماران نباید در مواجهه با چنین موادی واهمه داشته باشند. من بیماران بسیاری را دیده ام که فقط به خاطر یک آزمایش خفیف مثبت پوستی به رژیم های غذایی خیلی سخت و غیر لازمی پناه برده اند که هیچ کمکی هم به درمان آسم آنها نمی کند.
آسم شکننده (Brittle)
آسم شکننده نوع نادری ازآسم می باشد. بیماران مبتلا به آسم شکننده، دچار حملات شدید و ناگهانی آسم، حتی در مواقعی که به نظر می رسد آسم آنها بخوبی کنترل شده است می گردند. بعضی از این بیماران قبلاً دچار سابقه آسم بوده اند و اکنون دوباره حملات آسم آنها شروع شده است و پزشک نیز به سختی می تواند آن را کنترل نماید. چنین بیمارانی را در بیمارستان بستری می نمایند، زیرا خطر مرگ بر اثر آسم در این افراد زیاد می باشد.
به نظر می رسد که آلرژی یا حساسیت در این بیماران بسیار شایع می باشد و گاهی اوقات حملات آسم آنها به علت استنشاق یا خوردن چیزی که به آن حساسیت دارند ایجاد می شود.
آسم حساس به آسپیرین
حساسیت به آسپرین در پنج درصد بیماران بزرگسال مبتلا به آسم دیده می شود، اما در کودکان بسیار نادر می باشد. اغلب این بیماران در آزمایش حساسیت پوستی نسبت به مواد حساسیت زا چیزی را نشان نمی دهند (آزمایش منفی). این بیماران ممکن است دچار پولیپ های بینی نیز باشند. اگر شما جزو چنین بیمارانی هستید، باید از مصرف آسپرین و داروهایی که حاوی آسپرین و یا مشابه آن هستند مثل ایبوپروفن(بروفن)،دیکلوفناک سدیم،ایندومتاسین ومنفامیک اسیدپرهیزنمایید. بیمارانی که دچار آسم حساس به آسپرین هستند ممکن است بر اثر مصرف چنین داروهایی، جان خود را از دست دهند.
در این بیماران نیز می توان از روش حساسیت زدایی استفاده نمود. حساسیت زدایی برای بیمارانی که به آسم حساس به آسپرین مبتلا هستند با استفاده از مقادیر خیلی کم آسپرین به صورت خوراکی و در بیمارستان انجام می شود و در طی این مدت، آزمایشهای تنفسی متعددی به مدت چند ساعت بعداز هربار مصرف آسپرین صورت می گیرد. این کار مدت زمانی طول خواهد کشید اما انجام آن، ارزشش را دارد.
آسم شبانه
آسمهایی که در هنگام شب اتفاق می افتد را به صورت نوع خاصی از آسم در نظر می گیرند. درحقیقت بیدار شدن از خواب در نیمه های شب به خاطر آسم،نشان دهنده کنترل بد آسم در چنین افرادی می باشد و ممکن است در هر فردی با هر نوع آسمی ایجاد شود. در اکثر موارد، با درمان مناسب می توان بر این مشکل غلبه کرد اما در بعضی از بیماران، این کار به سختی انجام می شود.
در چنین بیمارانی، برگشت اسید معده به سمت مری (ترش کردن) در هنگام خوابیدن و شب ممکن است باعث تحریک سینه و بروز حملات آسم شود و لازم است که این مشکل معده آنها نیز درمان شود. بعضی از داروها مثل تئوفیلین ها و اسپری های گشاد کننده برونش ها، اغلب در کنترل و درمان علایم آسم شبانه مفید خواهند بود.

 

آسم ورزشی

2-1- آسم ورزشی چیست؟
بسیاری از کودکان مبتلا به آسم به دلیل بروز علائم در حین بازی و ورزش توسط والدین و یا مربیان آموزشی از ورزش منع می شوند، در حالی که ابتلا به آسم هیچگونه مانعی برای شرکت بیمار در فعالیت های ورزشی نمی باشد و بسیاری از ورزشکاران حرفه ای موفق، مبتلا به آسم یا آسم ورزشی بوده اند. از جمله 11٪ از اعضاء تیم ملی آمریکا (67 نفر از 597 ورزشکار) در المپیک سال 1984 به آسم یا آسم ناشی از ورزش مبتلا بودند و در این میان، 41 نفر به افتخار اخذ مدال نایل شدند که این نسبت موفقیت حتی بیشتر از افراد غیر مبتلا بود. همچنین 3/17٪ ورزشکاران آمریکایی شرکت کننده در المپیک زمستانی 1998 دچار آسم ناشی از ورزش بوده اند. از آنجا که یکی از اهداف درمان بیماران مبتلا به آسم بازگرداندن ایشان به زندگی طبیعی است و از شاخص های مهم موفقیت در درمان بیمار دچار آسم، حفظ روحیه فرد و حضور موفق وی در عرصه زندگی طبیعی می باشد، لذا منع کودک از ورزش و فعالیت بدنی نه تنها تاثیر مثبتی در کنترل و پیشگیری از بروز بیماری ندارد، بلکه می تواند به دلیل وارد آوردن استرس بر بیمار باعث تشدید علائم و عدم موفقیت درکنترل بیماری شود.ازطرف دیگردرصد قابل توجهی از ورزشکاران بدون هیچگونه سابقه ای از بیماری آسم، در حین فعالیت ورزشی دچار علائم تنفسی شبیه به‌بیماران آسمی می گردند،که به‌مجموعه این‌علائم آسم‌ورزشی گفته می شود. البته از آنجا که این اختلال منحصر به مبتلایان آسم نیست و در قسمتی از افراد طبیعی هم مشاهده می گردد، بسیاری از پزشکان استفاده از واژه برونکواسپاسم ناشی از ورزش را مناسب تر می دانند.
آسم ناشی از ورزش در برگرداندن فارسی آسم ورزش زاد و یا آسم ورزشی نیز ترجمه شده است که دراین گفتار آسم ورزشی بکار رفته است. برخورد با این اختلال مستلزم داشتن اطلاعات کافی در مورد علائم، عوامل ایجاد کننده، پاتوفیزیولوژی بیماری و چگونگی کنترل و پیشگیری از این بیماری است.
2-2- تعریف، شیوع و بروز بیماری
آسم ورزشی یک تابلوی بالینی از بیماری آسم است و بنابراین به شکل انسداد و تنگی راه های هوایی ظاهر می شود و سبب بروز علائم بیماری آسم به دنبال فعالیت جسمانی و ورزش می گردد. همانند سایر بیماری های آلرژیک شیوع این بیماری نیز با تغییرات ایجاد شده درشیوه زندگی و ازدیاد آلودگی هوا در سال های اخیر افزایش یافته است. شیوع آسم ورزشی در جمعیت های مختلف و در بیماران مبتلا به آسم متغیر گزارش شده و این به علت تفاوت شدت فعالیت بدنی، نوع ورزش، مدت فعالیت ورزشی و شرایط آب و هوایی است که فرد در آن به فعالیت ورزشی می پردازد. همچنین روش بررسی و تشخیص آسم ورزشی نیز در این تفاوت نقش دارد. به طور کلی در 90-50٪ بیماران مبتلا به آسم علائم بالینی آسم ورزشی دیده می شود. وی شیوع واقعی بیماری در این بیماران نزدیک به 100٪ می باشد. از طرف دیگر 20-10٪ ورزشکارانی که آسم ورزشی ثابت شده دارند، هیچگونه سابقه ای از بیماری آسم نمی دهند. این شیوع در جمعیت عادی کمتر از افراد ورزشکار می باشد. تفاوت میزان شیوع آسم ورزشی در افراد به ظاهر سالم علاوه بر مورد فوق به نحوه غربالگری مبتلایان هم ارتباط دارد. 15-12٪ افراد غیر انتخابی در صورت استفاده از تست ورزش، مبتلا به آسم ورزشی می باشند، در حالی که در بررسی بالینی براساس بروز حداقل یک و یا دو علامت پس از فعالیت به ترتیب 48٪ و 35٪ افراد دچار آسم ورزشی هستند. شیوع آسم ورزشی در مبتلایان به سایر بیماری های آلرژیک نیز بیش از جمعیت عادی می باشد. شیوع این بیماری در مبتلایان به رینیت آلرژیک و بیماران آتوپیک غیر آسماتیک حدود 50-40٪ است. بیماری در کلیه سنین دیده می شود، ولی کودکان در سنین اولیه مدرسه (دبستان) بیشتر مبتلا می گردند. نسبت ابتلا مذکر به مونث در سنین کودکی دو به یک ولی در بزرگسالی برابر
می باشد. در بررسی تصادفی کودکان بی علامت، شیوع آسم ورزشی معادل 7٪ به دست آمده است. به خاطر داشتن این مساله حائز اهمیت می باشد که برخی کودکان مبتلا به آسم ورزشی از ورزش و بازی پرهیز می کنند و والدین و معلمین هرگز تشخیص نمی دهند که این افراد مبتلا به آسم ورزشی هستند، چرا که کودکان یا نشانه های خود را گزارش نمی کنند یا از فعالیت های مسبب آن احتراز می نمایند. بنابراین روشن کردن تشخیص آسم ورزشی و به خصوص جدا کردن آن از سایر علل ایجاد تنگی نفس فعالیتی ضروری است. مطالعات نشان داده شده که 29٪ ورزشکاران دانش آموز مقاطع راهنمایی و دبیرستان به هنگام فعالیت دچار کاهش حجم باز دمی در اولین ثانیه می شوند که مترادف با تشخیص آسم ورزشی است، ولی همه این موارد لزوماً علامت دار نیستند.
از سوی دیگر، آسم ناشی از ورزش یکی از شایع ترین مشکلات طبی در ورزشکاران است و به همین جهت یک پزشک تیم به طور مکرر با آن مواجه می شود. اگرچه شیوع واقعی آسم ورزشی در ورزشکاران نامشخص است، ولی شیوع بسته به نوع ورزش از 12٪ در میان بازیکنان بسکتبال تا 55٪ در بین اسکی بازان استقامتی متغیر گزارش شده است. بر اساس نوع ورزش و معیارهای تشخیصی مورد استفاده، به نظر می رسد شیوع آسم ورزشی در ورزشکاران حرفه ای بسیار بالاتر از آن چیزی است که در ابتدا تشخیص داده می شود و ممکن است بین 50-10٪ متغیر باشد.
2-3- گروه های در معرض خطر
در صورت عدم رعایت اصول پیشگیری، تقریباً همه بیماران مبتلا به آسم دچار آسم ورزشی نیزمی شوند.علاوه بربیماران آسماتیک، مبتلایان به سایر بیماریهای آلرژیک، تب یونجه و آتوپی نیز در معرض خطر ابتلا به آسم ورزشی هستند. سایر بیماریهای تنفسی از قبیل دیسپلازی رویوی و سیستیک فیبروزیس نیز امکان ابتلا به آسم ورزشی را افزایش می دهند. در بین افراد سالم که سابقه ای از ابتلا به آسم یا بیماریهای آلرژیک ندارند، نیز آسم ورزشی دیده یم شود که این میزان حدود 10٪ می باشد.

2-4- عوامل زمینه ساز
عوامل مختلفی وجود دارند که باعث بروز علائم آسم ورزشی در فرد مستعد به بیماری می شوند. عوامل موثر بر ظهور و شدت حملات را می توان در سه دسته بررسی نمود:

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   35 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آسم، آسم ورزشی و اثر ورزش در بهبود و درمان آسم

دانلود مقاله میرزا فتحعلی آخوند زاده پیشگامان نقد ادبی نوین در ایران

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله میرزا فتحعلی آخوند زاده پیشگامان نقد ادبی نوین در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

آخوند زاده
نقد ادبی نوین در ایران، در اواخر دوران حکومت سلسله قاجار ( اوایل سده سیزده خورشیدی) به وجود آمد، و ریشه اصلی پیدایش آن ، گذشته از ضرورت های زمانه و تحولات اجتماعی در آستانه انقلاب مشروطیت، آشنایی با مبادی فرهنگ و تمدن و ادبیات و علوم ادبی اروپایی، از جمله نقد ادبی اروپایی بود، و این آشنایی در قشر روشنفکر و تحصیل کرده ایرانی، که اغلب دانش آموختگان مکتب های آموزش و پرورش اروپا بودند، باعث بروز و پیدایش یک رشته نظریات و افکار نوگرایانه مترقی و پیشرو شد که ادبیات نوین و نقد ادبی نوین را در ایران روزگار خود به وجود آورد. دو تن از نخستین پیشگامان نقد ادبی نوین در ایران آن روزگار، میرزا فتحعلی آخوند زاده ( 1257- 1190 خورشیدی) و میرزا آقا خان کرمانی ( 1276- 1232 خورشیدی) بودند. این نوشته به بیان آراء و نظریات میرزا فتحعلی آخوند زاده در زمینه نقد و نقد ادبی اختصاص دارد، و بررسی نظرات میرزا آقاخان کرمانی را به نوشته ای دیگر موکول می کنم.
میرزا فتحعلی آخوند زاده محقق و منتقدی برجسته، پژوهشگری مستعد، نویسنده و شاعری تواناست و آثار منثور و منظوم فراوانی از او در عرصه های داستان، نمایش، بررسی اجتماعی، نقد ادبی، اقتصاد و جامعه شناسی، زبان شناسی، و دیگر زمینه ها به یادگار مانده است . برخی از صاحب نظران تاریخ داستان نویسی معاصر ایران، داستان " حکایت یوسف شاه " او را نخستین رمان ادبیات معاصر ایران و تمثیلات او را نخستین متن های نمایشی این سرزمین دانسته اند. او از نخستین آغازگران و پیشگامان نقد ادبی نوین ایران در دو سده اخیر است.
میرزا فتحعلی آخوند زاده در خانواده ای بازرگان، به دنیا آمد. نیاکان او از اهالی رشت بودند و جدش از رشت به آذربایجان آمده و در آن جا اقامت گزیده بود. در کودکی ، مادرش از پدرش جدا شد و میرزا فتحعلی همراه مادرش به نزد عموی مادرش- آخوند علی اصغر - که در محال مشکین اردبیل، زندگانی می کرد، آمد، و نزد عموی مادرش در قریه هوراند از دهات قراداغ ساکن شد و نام فامیلی آخوند زاده در همین رابطه و به خاطر عمویش بر روی او گذاشته شد و همه او را به نام میرزا فتحعلی آخوند زاده یا آخوندوف شناختند.. بعد از یک سال آخوند حاجی علی اصغر به تعلیم و تربیت او شروع کرد و نخست، قرآن، و پس از اتمام آن، برخی از کتاب های ساده و آموزشی فارسی و عربی را به او آموخت. مدتی بعد، همراه خانواده اش به شهر گنجه سفر کرد و در آنجا اقامت گزید و در این شهر، نزد میرزا شفیع گنجوی تربیت ادبی یافت و مشق خط نستعلیق و تحصیل علم و معرفت کرد.
مدت یک سال در شهر نخو، در ولایت شکی قفقاز، در مکتبی، زبان روسی یاد گرفت و سپس همراه خانواده اش به تفلیس رفت، و به خواهش پدرخوانده اش، در دفترخانه سردار روس- بارون روزین- به عنوان مترجم زبان های شرقی استخدام و مشغول خدمت شد و مدتی بعد صاحب نشان "کولونیلی" گردید. در این مدت شش تمثیل یا نمایش نامه ( قامیدیا= کمدی) به زبان ترکی تصنیف کرد و عرضه نمود که با استقبال وسیعی روبرو شد و پس از آن حکایت یوسف شاه را به زبان ترکی نوشت که این نیز با استقبال چشمگیر عمومی مواجه گردید. خود میرزا فتحعلی آخوند زاده در این باره چنین نوشته است:
" شش قامیدیا یعنی تمثیل در زبان ترکی آذربایجانی تالیف کردم و معروضش داشت. مورد تحسین زیاد و مشمول انعامات وافره آمدم. تمثیلاتم را در تیاتر تفلیس، که احداث کرده این امیر فیاض است، در آوردند. از حضار مجلس تیاتر آفرین ها و تعریف ها شنیدم. بعد از آن حکایت یوسف شاه را باز در زبان ترکی تصنیف کردم. این هفت تصنیف به زبان روسی ترجمه شده ، به چاپ رسیده است و در خصوص آن ها تعریف نامه ها در ژورنال های پطربورغ و برلین آمده است."
این شش نمایش همان ها هستند که میرزا محمد جعفر قرچه داغی - همراه داستان " حکایت یوسف شاه سراج" به فارسی ترجمه کرده است و عبارتند از : وزیر خان لنکران - خرس قولدورباسان( دزد افکن) - مرد خسیس - وکلاء مرافعه - موسی ژوردان - ملا ابراهیم خلیل کیمیا گر.
تمثیلات آخوند زاده با آثار مولیر و گوگول مقایسه شده و از نظر ارزش ادبی و جنبه های انتقادی- اجتماعی، از کمدی های مشهور این دو کمدی نویس بزرگ عرصه نمایش چیزی کم ندارد.
در سال1857، آخوند زاده جزوه ای در باره تغییر الفبای زبان اسلامی- فارسی تهیه کرد و دلایل وجوب تغییر آن را در این جزوه تشریح کرد. با مساعدت غراندوف میخائیل ( امپراطور زاده افخم) روانه اسلامبول شد و جزوه را به صدراعظم عثمانی، فواد پاشا، ارائه و تقدیم کرد. تمثیلات و حکایت یوسف شاه را نیز تقدیم نمود . به امر صدراعظم عثمانی، دانشمندان و زبان شناسان آن دیار مطالب و استدلال ها و پیشنهاد های جزوه را مطالعه و بررسی، از هر نظر مقبول و معقول یافتند و آخوندزاده را تشویق و تحسین کردند. و دولت عثمانی به او نشان مجیدیه و فرمان تحسین داد، ولی مجوز اجرای آن را صادر نکردند، و اجرای آن را باعث ایجاد دشواری های تازه و آشفتگی دانستند. ناچار میرزا فتحعلی آخوند زاده ، دست از پا دراز تر " بی نیل مرام" به تفلیس بر گشت.
پس از بازگشت به تفلیس، جزوه ای دیگر در باره تغییر رسم الخط اسلامی- فارسی تهیه کرد و به تهران فرستاد که در تهران نیز به آن توجهی نکردند و ترتیب اثر ندادند. بار دیگر جزوه ای در همین زمینه همراه با نقدی خیالی و فرضی از یکی از دانشمندان عثمانی بر آن تهیه کرد و برای صدراعظم عثمانی ، عالی پاشا فرستاد که این هم بی نتیجه ماند. پس از نومید شدن از این جزوه و ایجاد تغییر در الفبای فارسی ، منظومه ای تهیه کرد و گزارش فعالیت هایش در این زمینه را به نظم در می آورد. این منظومه چنین آغاز می شود:
باندوه و حسرت مرا روزگار
سرآمد درین دیر ناپایدار
به بسیار تدبیرها چنگ زن
همی بودم از فرط حب وطن
نبخشید سعیم ولی حاصلی
ندیدم در این عصر صاحب دلی

 

پس از آن نقدی بر ملحقات روضه الصفا ی خواند میر - نوشته رضا قلی خان هدایت- و نقدی بر قصیده ای از سروش اصفهانی متخلص به شمس الشعرا مکتوب کرد و مکتوبات را برای آشنایان خود در تهران ارسال کرد. و به دنبال آن رساله " کمال الدوله" را تصنیف کرد.
پس از آن آخوند زاده هم چنان تا پایان عمر به نوشتن مقالات و به ویژه نقدهایش ادامه داد. از جمله می توان به نقد های او بر رساله " یک کلمه" ، نمایش نامه های میرزا آقا تبریزی، و "درباره ملای رومی و تصنیف او" اشاره کرد. آخوند زاده شعر نیز می سرود و با تخلص صبوحی شعر فارسی می سرود. از او یازده قطعه شعر فارسی و چهارده قطعه شعر ترکی به جا مانده است. از جمله قصیده ای در رثای پوشکین، پس از کشته شدن این شاعر بزرگ روس و جهان، سرود و" نخستین فریاد آزادی خواهی خود را در برابر زشت کاری و خون آشامی سررشته داران وقت بلند کرد". قصیده " مرگ پوشکین" را مارلینسکی به روسی برگرداند و در روزنامه " روسکایا استارینا" ،چاپ پطرزبورگ، منتشر کرد.این قصیده چنین آغاز می شود:
نداده دیده به خواب و نشسته در شب تار
بگفتمی به دل ای کان گوهر اسرار
چه شد که بلبل گلزلرت از نوا مانده؟
چه شد که طوطی نطقت نمی کند گفتار؟
آخوند زاده در سال 1257 خورشیدی، در سن شصت و هفت سالگی ، وفات یافت. شرح کامل و جامع زندگی میرزا فتحعلی آخوند زاده را می توانید در منابع زیر بخوانید:
یک - بیاغرافیا - زندگینامه آخوند زاده به قلم خودش در سن شصت سالگی
دو- اندیشه های میرزا فتحعلی آخوند زاده- پژوهش از دکتر فریدون آدمیت
سه- جلد اول از صبا تا نیما - تالیف یحیی دولت آیادی
" آخوند زاده در تمام عمر اوقات فراغت را به مطالعه در ادبیات و فلسفه و علوم سیاسی و اقتصادی گذرانده، در نوشته های خود به خصوص از گوگول و رادیشچف و پوشکین متاثر شده و از نظر مسائل اجتماعی پیرو عقاید بلینسکی، چرنیشفسکی و دابرولیوبف بوده است. کوشش های مداوم وی در باره حقوق و آزادی زنان و نشر فرهنگ و دانش و تغییر الفبای اسلامی و برانداختن پندارهای پوچ و تعصب های غلط، تاثیرات عمده ای در پیشرفت ملت های خاور نزدیک داشته است."
" این مرد آزادی خواه و مبارز، که در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری با قدرت و جسارت فوق العاده ای بر ضد ظلم و بیداد گری دست به قلم برده، نخستین کسی است که رئالیسم کامل را در ادبیات آذربایجان به وجود آورده و مانند گ.گ.ل در ادبیات روس و مولیر در ادبیات فرانسه، رهبری و آموزگاری کمدی نویسان آذربایجان را به عهده گرفته است و هم در سایه تربیت و تاثیر نوشته های اوست که بعدها ارباب قلم و درام نویسان بزرگی ماندد بیگ وزیراوف، عبدالرحیم حقویردوف و میرزا جلیل محمد قلی زاده پدید آمده و در ایران کسانی مانند میرزا ملکم خان به تقلید او دست به نمایش نامه نویسی زده اند."
" برنامه ادبی آخوند زاده جنبه اصلاحی و انقلابی دارد و هدف ان به وجود آوردن یک اسلوب ساده و صمیمی، پیوند دادن هنر با زندگی و اندرزگویی از راه طنز و طیبت و انتقاد است تا مردم از " خوبی ها" بهره یابند و به " صفات نیک" آراسته شوند. مساله رئالیسم انتقادی و فکاهی در هنر اخودن زاده یکی از مسائل مهم و درجه اول است و چنان که خود می گوید وضع موجود او را واداشته است که دست به قلم فکاهی ببرد. به عقیده او در روزگاری که " مردم به کارهای ناپسند خو گرفته اند" و ظلم و ستم و واپس ماندگی و موهومات همه جا حکم فرما است، برای قطع ریشه فساد و تباهی بهتر از انتقاد حربه ای نیست و برای پرورش دادن معنویات مردم و ایجاد حس امیدواری و نیک بختی بالاتر از ادبیات فکاهی وسیله ای وجود ندارد و در جایی که به هر سو می نگری و به هر چه دست می زنی آلوده و فاسد است، پا به پا کردن و پرده کشیدن و نرمش و سازش هرگز جایز نیست." ( از صبا تا نیما - جلد اول)

 

مهم ترین آثار ادبی به جا مانده از میرزا فتحعلی آخوند زاده عبارتند از:
حکایت یوسف شاه سراج ( ستارگان فریب خورده) - تمثیلات( شامل شش نمایشنامه) - سه مکتوب شاهزاده هندی کمال الدوله به شاهزاده ایرانی جلال الدوله و جواب این به آن - رساله ایراد( در انتقاد از ملحقات تاریخ روضه الصفا، تالیف رضا قلی خان هدایت - و شرحی در انتقاد از شکل و مضمون یکی از قصاید شمس الشعرا، سروش اصفهانی)- تلقین نامه عربی- ملای رومی و مثنوی او - پاسخ به فیلسوف هیوم، عقیده جان استوارت میل در باره آزادی - یادداشت های انتقادی - درباره کاتب چلبی -وضع اردوی ترکیه در نزدیکی بغداد در سال 1618 - و ...
اما بعد از این مقدمه نسبتاً مفصل می پردازیم به مهم ترین نظریات آخوند زاده در باره نقد به طور کلی و نقد ادبی به طور خاص . این نظرات که او خود آن ها را " قریتقا" یا "قریتکا" و گاه " کریتکا" نامیده است، در برخی از مکتوبات آخوند زاده مطرح شده است و او در این مکتوبات نظریات انتقادی خود را در باره نثر، شعر و نمایشنامه گرد آورده است. مهم ترین این مکتوبات و مقالات عبارتند از : فن کریتکا - درباره نظم و نثر - اصول نگارش- درباره ملای رومی و تصنیف او - کریتکا - فهرست کتاب - سواد جواب میرزا فتحعلی.
البته عنوان این نوشته ها همگی از خود آخوند زاده نیست و برخی از آن ها نیز مقالات کاملی نیستند که خود آخوندزاده نوشته باشد، بلکه از اینجا و آنجا و از میان نوشته های او گردآوری شده و به صورت مقاله جداگانه در آمده است و بر روی برخی از این نوشته ها هم توسط محققان بعدی عنوان گذاشته شده است. اینک می پردازم به برخی از نظریات آخوند زاده در باره نقد ادبی و فن کریتکا:
آخوند زاده در مقاله " فن کریتکا"، به توضیح فن نقد و کریتکا و تفاوت های آن با نصیحت و موعظه می پردازد و بحت مبسطی در اهمیت فن کریتکا و بی ثمری موعظه و نصیحت می کند. این مکتوب البته ارتباط مستقیمی به نقد ادبی ندارد، بلکه به طور کلی در باره فن انتقاد و نقد استهزا آمیز در زمینه مفاسد فردی و اجتماعی و نقاط ضعف انسان و کاستی ها و عیب ها و نقص هایش می پردازد. آخوند زاده در تشریح فن نقد چنین می نویسد:
" کریتکا بی عیب گیری و بی سرزنش و بی استهزا و بی تمسخر نوشته نمی شود. مکتوبات کمال الدوله کریتکا است،مواعظ و نصایح نیست. حقی که نه به رسم کریتکا،بلکه به رسم موعظه و نصیحت و مشفقانه و پدرانه نوشته شود در طبایع بشریه بعد از عادت انسان به بدکاری هرگز تاثیر نخواهد داشت بلکه طبیعت بشریه همیشه از خواندن و شنیدن مواعظ و نصایح تنفر دارد. اما طبایع به خواندن کریتکا حریص است."
آخوند زاده بر این باور است که هیچ چیز بهتر و موثر تر از کریتکا و استهزا و تمسخر قبایح و ذمایم را از طبیعت بشری قلع و قمع نمی کند و در نهایت برای تربیت ملت و اصلاح و تهذیب اخلاق همکیشان و برای نظم دولت و انفاذ اوامر و نواهی ، سودمند تر از کریتکا و نقد وسیله ای نیست.
او می نویسد: " اگر نصایح و مواعظ موثر می شد گلستان و بوستان شیخ سعدی رحمت الله من اوله الی آخره وعظ و نصیحت است. پس چرا اهل ایران در مدت ششصد سال هرگز ملتفت مواعظ و نصایح او نمی باشند؟" سراسر این مکتوب که خطاب به میرزا محمد جعفر قرچه داغی - مترجم تمثیلات آخوند زاده نوشته شده، اختصاص دارد بر دلایل برتری و مزیت فن کریتکا بر نصیحت و موعظه و تفاوت های اساسی این دو فن.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله میرزا فتحعلی آخوند زاده پیشگامان نقد ادبی نوین در ایران

دانلود مقاله انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 


مقدمه
اینکه انسان نمونه و ایده آل باید دارای چه خصوصیات و ویژگیهایی باشد تا بعنوان یک الگو برای همة انسانها مطرح شود، در همة ادیان الهی و عمومی مکاتب بشری مورد توجه قرار گرفته است. اساساً هر مذهب و مکتبی که داعیة انسان سازی و انسان شناسی دارد باید انسانی را با ویژگیها و صفات خاصی بعنوان یک الگو معرفی کند و اگر مکتبی نتواند از عهدة چنین مهمی برآید، هیچگاه نمی توان از آن مکتب بعنوان یک مکتب عاری از عیب و نقص یاد کرد. هر مکتبی نه تنها باید «انسان ایده آل» خود را معرفی نماید، بلکه باید «جامعة نمونه» خود را نیز معرفی کند.
توجه به انسان و شناسائی وی مسئله ای است که از قدیم الایام مورد توجه مذاهب و مکاتب و فرهنگهای گوناگون بوده است و کمتر سیستم فکری و فلسفی را می توان سراغ گرفت که به گونه ای به شناسائی انسان پرداخته باشد. جملة معروف «خودت را بشناس» که از سقراط نقل شده، اما با تعابیر دیگر در تفکرات و اندیشه های قبل از سقراط وجود داشته، نمایشگر این مسئله است که آدمی نسبت به «خود» و حقیقت وجودی خود همواره بی اعتنا نبوده است و اگر هم بر بعضی از مکاتب فکری ایراد گرفته می شود که به انسان توجه نکرده اند، این نه به آن معناس که آن مکاتب اصلاً توجهی به انسان نداشته اند، بلکه مراد آنست که از اندیشیدن در بارة انسان آن گونه که شایستة مقام آدمی بوده است، خودداری کرده اند.
از مکاتب و مذاهب هند گرفته تا فلسفة یونان و رم، از تفکرات اندیشمندان قرون وسطائی مسیحی گرفته تا ندیشه های اصیل اسلامی، از رنسانس گرفته تا عصر حاضر، همواره شناسائی انسان و توجه به ابعاد وجودی وی مورد نظر بوده است. اگر چه توجهی که اسلام یا مذاهب هندی به انسان دارند، هیچگاه نمی توان با تئجه فیلسوفان یونانی به انسان یکی دانست، اما اینقدر هست که بتوان گفت شناسائی انسان مورد توجه همة سیستمهای فکری و عقیدتی بوده است.

 

بیان کلی مسئله
همانگونه که ذکر گردید، توجه به انسان کامل از جمله مطالبی است کهن ظرگاه بسیاری از مکاتب و مذاهب و همچنین بسیاری از فلاسفه و دانشمندان را به خود معطوف کرده است. روان شناس انسانی در مشرق زمین ریشه های ژرفی داشته و این گفتة راجرز که «هر کس سرانجام باید بر تجربه های خویش تکیه کند. اعتقاد و اعتماد به تجربه های شخصی تنها واقعیتی است که هر فرد می تواند بشناسد.» (شولتس، دوآن- روان شناسی کمال- 1362، ص 49)، نوعی خودشناسی علمی است که هر چند راجرز آن را ضرورتاً پایة خداشناسی به شمار نمی آورد و اصلاً او وارد قلمرو الهیات و عرفان نمی شود، با این وجود اندیشه های او در بارة انسان با تجربه های عرفا و سالکان خدا نزدیک می شود.
از اصطلاح «خود درمانی مراجع»، نیک پیداست که نظریة راجرز بر این فرض بنا شده است که فرد مبتلا به اختلال روانی از توانائی و هوشیاری معینی برخوردار می باشد. او مسئول بهبود شخصیت خویش است و توانائی این کار را دارد.
جلال الدین محمد مولوی شاعر پرآوازة قرن هفتم هجری، مفاهیم بالا را در بیت زیبای خود، چنین آورده است:
«آنانکه طلبکار خدائید، خدائید حاجت به طلب نیست شمائید، شمائید»
(دیوان شمس تبریز)
از مختصر فوق محرض است که نظرگاه کارل رنسام راجرز تا حدود بسیار زیادی با عقاید دانشمندان و فلاسفة مشرق زمین، بخصوص با دانشمندان و عرفای ایرانی مشابهت داشته و شاید بتوان گفت که تا حدود زیادی یک کلام د ردو بیان است.
در این تحقیق، محقق در پی آن است تا هر چه بیشتر نقاط اشتراک و تفارق دو دانشمند بزرگ شرق و غرب جهان یعنی جلال الدین محمد مولوی، عارف و شاعر نامدار ایرانی و کارل راجرز را جستجو کرده و به بررسی هر چه دقیق تر نظرگاههای این دو دانشمند بپردازد.

 

هدف – ضرورت تحقیق
کشور عزیزمان ایران، از دیرباز سرزمینی بوده است که مخزن بسیاری از بزرگان علم و دانش به شمار می رفته و کمابیش می رود. لیکن در گذر زمان به دلایل متعدد و گوناگون، این کشور در گربادهای سهمگین سیاسی – استعماری قرار گرفته و قدرت ذاتی خود در پرورش دانشمندان بزرگ را از کف داده است. پیشرفت و گسترش تکنولوژی، با سرعت سرسام آور از یک سو و استثمار فرهنگی کشورهای جهان سوم از سوی دیگر از جمله عواملی بوده است که باعث رکود فرهنگی و علمی بسیاری از کشورهای تحت سلطه (فرهنگی) شده است.
بسیاری از دانش پژوهان و دانشجویان کشورمان چنان مقهور مطالب و نظریات علمی دانشمندان بلوک غرب شده اند که حتی فرصت رجعت به نظرات بسیاری از دانشمندان و اندیشمندان اصیل کشور خودشان را ندارند. چرا که اگر چنین می بود، به نکات ظریفی دست می یافتند که شاید راه گشای بسیاری از خلاقیتها و تفکرات می شد.
در کشورهای غربی شاید بتوانیم بگوئیم که دانشمندان شرقی را بهتر و بیشتر از خودشان (شرقیها) می شناسند و با نظریاتشان آشنا هستند و گاهاً مشاهده شده نظریاتی را که برخی دانشمندان غربی بیان می نمایند، مدتها قبل به نوعی دیگر توسط دانشمندان خودمان نیز گفته شده است. لیکن به دلیل پرزرق و برق بودن و جاذبه های کاذب این نظریات، ما آنها را فراموش کرده ایم (نظریات دانشمندان شرقی را).
با این حال هدف در تحقیق حاضر، بررسی و بیان نظریات دو دانشمند است و اینکه گذشته از شناسائی بررسی قدرت و تبین نظریات و اینکه بدانیم در نهایت تا چه اندازه این دو دانشمند با یکدیگر همفکر و هم عقیده بوده اند.

 

«فصل دوم»
ادبیات تحقیق
مقدمه
به انسان از دو دیدگاه می توان نگریست. یکی از این دیدگاه که «انسان چیست؟» یعنی چه صفات و انگیزه هایی در وجود انسان نهفته است. یا انسان دارای چه کششها و غرایز و فطریاتی است؟ به بیان دیگر انسان عینی و خارجی که در حال حرکت و تکاپوست دارای چه نوع طبیعت و سرشتی می باشد؟ آیا انسان دارای طبیعت وجودی مثبت است یا منفی؟ آیا انسان خوش طینت است یا بدطینت؟ آیا انسان موجودی است که ذاتاً فاسد است یا آنکه ذاتاً فرشته خوست یا اصلاً هیچکدام این دو نیست، بلکه هم گرایش به نیکی ها و خوبی ها دارد و هم گرایش به بدی ها و زشتی ها. از دیدگاه دوم این مسئله مطرح است که «انسان چه باید بشود؟» یعنی «انسان ایده آل» و «انسان کامل» کیست؟ به بیان دیگر انسان چه هدفی را باید در حیات خود در نظر بگیرد تا با سیر به سوی آن، به کمال وجودی خویش نایل شود؟ از همین دیدگاه دوم است که راه ها و روشهای نیل به کمال مطلق نیز مطرح می شود. یعنی اینکه انسان از چه مسیرهائی باید طی طریق کند تا به مقام کمال دسترسی پیدا کند و شایسته عنوان انسان کامل شود. بحث از دیدگاه اول یعنی شناسائی ابعاد وجودی انسان، در قلمرو روان شناسی است و وظیفة روان شناسان است که به کاوش در اعماق وجود انسان پرداخته تا شایستگیهای آدمی را آشکار سازند. اما دیدگاه دوم یعنی بحث از بایستگی ها و نه بایستگی های انسان مربوط به «اخلاق» است. یعنی وظیفه اخلاق است که بایدها و نبایدهائی را که موجب تعالی و کمال انسان می شود مشخص نماید. این دو بعد را متفکران و اندیشمندان و مکاتب مختلف، هر یک به گونه ای مطرح ساخته اند و در دورانهای گذشته که قلمرو کاوش های علوم از یکدیگر متمایز نگردیده بود، متفکران این دو بعد را با یکدیگر مطرح می ساختند. در مکاتب و آئینهای قدیم به کمتر آئین و یا مکتبی برمی خوریم که بطور سیستماتیک میان این دو بعد فرقی قایل شده باشد. آن مکاتب هم سخن از «هستی» های انسان به میان می آوردند و هم از «بایستی» ها، بدون آنکه مرزی میان این دو قایل شوند. نکتة جالب در مورد انسان شناسی متفکران دوران گذشته این است که آنها انسان را دقیق تر از روان شناسان حرفه ای قرون اخیر مطرح می ساختند و حتی در میان برخی از نویسندگان معاصر نیز کسانی چون «ویکتورهوگو» و «داستایوسکی» انسان را دقیق تر از روان شناسانی چون «فروید» مطرح کرده اند و این اشتباه بزرگی است که ما گمان کنیم که روان شناسی جدید در شناسائی انسان موفق تر از مکاتب دوران گذشته بوده است. البته این سخن بدان معنا نیست که بخواهیم کشفیات عمیق و دقیق برخی از روان شناسان صاحب نظر چون «پروفسور یونگ» را نادیده بگیریم. بلکه منظور اینست که در شناسائی ابعاد وجودی انسان آیینها و مکاتب دوران گذشته می تواند کمک بسیار ارزنده ای به ما بکند و در واقع بسیاری از اصول ثابته انسانی را ما می توانیم با مطالعة عمیق آن مکاتب به دست بیاوریم. اصول ثابته ای که متأسفانه روان شناسان حرفه ای بر اثر بازیگریهای خود از آنها غافل مانده اند. از همین جاست که می گوئیم برای معرفی «انسان ایده آل» و اینکه چگونه می توان خود را به سرمنزل مقصود کشاند لازم است که «طبیعت انسانی» درست مطرح شود. یعنی در ابتدا باید انسان را درست بشناسیم و از امکانات و استعدادهای وجودی او آگاه شویم و تا سرحد امکان اصول ثابته انسانی را بدست آوریم و سپس بر اساس آن استعدادها و توانائیها، هدفی را برای انسان در نظر بگیریم تا وی با حرکت به سوی آن هدف، شایسته مقام شامخ «انسان کامل» شود. (نصری- عبدا... 1371).
بنابراین برای آشنائی با «انسان کامل» از دیدگاه هر مکتب و آئین و اندیشمندی لازم است که در آغاز بررسی کنیم که آن مکتب و آیین چه تفسیری از انسان به دست می دهد؟ یعنی انسان را چگونه توجیه و تبیین می کند؟ چرا که اگر مکتبی نتواند انسان را بطور دقیق مطرح نماید بناگزیر در ارائه الگوی انسانی ناموفق خواهد بود. (نصری- عبدا...- 1371)

 

انسان کامل در سیر تاریخ
در سیر تاریخ همواره افراد بزرگ و انسانهای کامل مورد احترام بوده و افراد انسانی از آنها به نیکی یاد می کرده اند. گوئی گرایش به بزرگی و عظمت در ذات آدمی نهفته است، چرا که حتی کسانی هم که در پستی ها و رذالتها به سر می برند، در لحظاتی که به خود می آیند از انسانهای بزرگ باشکوه و جلال خاصی یاد می کنند. توجه به انسان کامل- انسانی که الگو و معیاری برای افراد انسانی است- سابقه ای بس دیرینه دارد. در سیر تاریخ، آدمی همیشه به دنبال انسان کامل بوده است و در همین جستجو بوده که گاه موجودات ماوراءالطبیعی و رب النوعها و گاه قهرمانان افسانه ای و اساطیری و زمانی هم شخصیتهای برجستة تاریخ را به عنوان انسان کامل برای خود مطرح کرده است. به هر یک از فرهنگها، سیستم های فکری و فلسفی، آیینها، مذهبها و مکتبها و ادیان که بنگریم رد پایی از انسان کامل را می بابیم. هم «بودا» و «کنفوسیوس» سخن از انسان کامل به میان آورده اند و هم «عیسی» (ع) و «محمد» (ص). هم «زردشت» از انسان متعالی به نیکی یاد می کند و هم «افلاطون» و «ارسطو». هم «نیچه» و «مارکس» به شناخت انسان برتر پرداخته اند و هم «متصوفه و عرفا». (نصری- عبدا...- 1371).
هر یک از اینان از دیدگاه خود یعنی جهان بینی حاکم بر اندیشه شان، انسانی را به عنوان انسان نمونه و برتر معرفی کرده اند. یکی کوشیده تا انسان کامل را از بعد ماده و مادیات مطرح سازد و دیگری در بینهایتها و معنویات. یکی از انسان متخلق به فضایل اخلاقی نام برده و دیگری از انسان عالم و حکیم. یکی بر قلب و دل تکیه کرده است و دیگری بر عقل و اندیشه. یکی کوشیده تا اصالت را به فردیت انسا بدهد و انسان کامل را انسانی بداند که فردیت وی به شکوفائی رسیده است ودیگری اصالت را از آن بعد اجتماعی انسان دانسته و انسان ایده آل خود را انسانی دانسته که توجه به غیر دارد نه خود.
در میان تما دیدگاهها و جهان بینی ها و نگرش های گاه متضاد، به قدر مشترکی می توان دست یافت و آن اینکه هر یک بر این عقیده اند که انسان کامل با انسان معمولی فرقهای بسیار دارد و همة افراد انسانی باید بکوشند تا خود را به آن نقطه ایده آل برسانند. از همی جاست که چنین وجودی را نادر می دانند و گاه در انتظار او لحظه شماری می کنند، گاه بر این باورند که انسان کامل یکبار در گذشته پا به عرصة هستی نهاده و گاه بر این عقیده اند که باید به امید ظهور او به انتظار نشست.
از انسان کامل به نامهای گوناگون یاد کرده اند. بودا او را «ارهات» می نامد و کنفوسیوس «کیون تسو». آیینهای یوگا و بهاکتی نیز از او با ع نوان «انسان آزاده» نام می برند افلاطون او را «فیلسوف» می خواند و ارسطو «انسانی بزرگوار» و از همه بالاتر آنکه قرآن وی را «خلیفه الله» می خواند. (نصری- عبدا...- 1371)

 

ریشه گرایش به انسان کامل
گفتیم که آدمی در طول تاریخ همواره در جستجوی انسان کامل بوده است و سراغ او را از آیینها، مذهبها، و مکتبها می گرفته است، حال می خواهیم ببینیم که ریشة این جستجو چه بوده است یعنی چرا آدمی به چنین جستجوئی دست می زده است؟
پاسخ این است که اولاً میل به کمال که در درون ذات آدمی نهفته است و انسان را به سوی کمال می کشاند او را به جستجوی انسان برین کشانده است تا در وجود او کمال خویش را ملاحظه کند. ثانیاً دوری از نقص و حقارت و پرهیز از ضعف و زبونی که به گفتة بعضی از روان شناسان چو «آلفرد آولر» از نیازهای اساسی آدمی است، انسان را بر آن داشته تا در جستجوی وجود کاملی که خالی از نقصها و ضعفهاست برآید. همین میل به کمال و پرهیز از ضعف و نقص آدمی را برآن داشته تا در جستجوی الگو برآید، الگویی برای رفتار و کردار و حتی اندیشة خویش.
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند که یافت می نشو، گشته ایم ما گفت: آنکه یافت می نشود، آنم آرزوست
انسان روزگار ما نیز که بر اثر خودباختگی و ماشین زدگی اصالت خود را از دست داده و تک بعدی و تک ساختی شده، همچنان در جستجوی اناسن کامل است.اگر به گرایشهای جوانان به قهرمانان فکری و علمی و حتی ورزشی بنگریم در می یابیم که گروهی فیلسوفان و دانشمندان را الگوی خود قرار داده و گروهی نیز قهرمانان ورزشی و مشاهیر هنری را و جمعی از فرط فقدان فرهنگ و شناخت صحیح، رفتار ستارگان کاذب سینما و تئاتر را معیار رفتار و کردار خود قرار داده اند. (نصری- عبدا... 1371)

 

نگاهی به ویژگیهای انسان کامل
همة آنهایی که از انسان کامل سخن گفته اند، او را به مجموعه ای از صفات و ویژگیهایاد کرده اند، بطوری که صرف نظر از دو سه تن متفکر نما، همه او را به صفات و کمالات انسانی و فضایل اخلاقی متصف دانسته اند. اینک ما به برخی از آن صفات و خصلتهایی که در میان عموم مکاتب و آیینها در بارة انسان کامل مشترک است اشاره می کنیم.
انسان کامل، انسانی است که از دیگران برتر است و والاتر، انسانی که در جانها نفوذ می کند و در دلها و قلبها رسوخ.
انسان کامل، انسانی است که با دیگران است، اما اندیشه و افکارش با همگان فرق می کند. دیگران در فکر خوداند و اسیر خویشتن خویش، اما او در فکر دیگران است و سرنوشت آنها.
انسان کامل، انسانی نیست که تنها دانش بیاندوزد، بدون آنکه مثمر ثمر واقع شود، بلکه او فردی است که با اعمال و رفتار خود راهبر دیگران است.
انسان کامل، انسانی است که همة استعدادها و خصلتهای وجودی خود را به فعلیت رسانده وشخصیت خویش را در جهت هدف اعلای حیات شکوفا ساخته است.
انسان کامل، انسانی است که از «خود طبیعی» گذشته و با انتخابهای خویش به «خود ایده آل» رسیده است.
انسان کامل، انسانی است که از زندان تن گریخته و روح خویش را در عرصه گاه هستی از امامی قیود و بندها آزاد نموده است. چنین انسانی اگر چه یک تن است، اما عظمت او منشاء اثر هزاران تن را دارد. او راه گشاست و می کوشد تا باری از دوش دیگران بردارد، نه آنکه باری بر دوش ها نهد.
انسان کامل، الگوست، او انسانی است که نه تنها در حیات خویش که حتی پس از مرگ نیز به عنوان الگو برای انسانها مطرح می باشد.
انسان کامل، از آنچنان عظمتی برخوردار است که هیچگاه در حیطه ای از زمان و مکان قرار نمی گیرد و همواره شهرة عام و خاص است. (نصری- عبدا... – 1371)
با توجه به مطالب فوق و مقدماتی که از مد نظر گذشت، در این قسمت به بیان دو نظریة اصلی پیرامون موضوع تحقیق می پردازیم. به این ترتیب که ابتدا نظریة دانشمند ایرانی (مولوی) مطرح و در ادامه فصل بعد را به نظریة کارل راجرز اختصاص خواهیم داد.

 

انسان کامل از دیدگاه مولوی
از دیدگاه مولانا انسان موجودی است دو بعدی، که یک بعد آن جسم است و بعد دیگر آن روح. و هر یک از این دو نیز سیری مخصوص به خود دارد. جنبه جسمانی انسان از حیوان است و حیوان نیز از نبات و نبات نیز از جماد. بابراین جسم انسانی از جماد شروع شده تا به انسان رسیده است.
آمده اول به اقلیم جماد و ز جمادی در نباتی اوفتاد
سالها اندر نباتی عمر کرد وز جمادی یاد ناورد از نبرد
و زنباتی چون به حیوانی فتاد نامدش حال نباتی هیچ یاد
باز از حیوان سوی انسانیش می کشد آن خالقی که دانیش
همچنین اقلیم تا اقلیم دقت باشد اکنون عاقل و دانا و زفت
اما بعد روحی انسان نیز داستانی مخصوص به خود دارد، چرا که اصل آن از عالم لاهوت است. و برای مدتی محدود به عالم ناسوت گام نهاده و در تخته بند تن اسیر شده است. مرغ جان انسان که به قفس تن گرفتار آمده همواره رو به سوی اصل خود دارد و از جدائی از نیستان خویش همواره شکوه ها دارد و شکایتها.
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدائیها شکایت می کند
از نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم سوز درد از اشتیاق
مولانا در سیمانگاری خود از انسان همان ابعاد وجودی را برای انسان در نظر می گیرد که قرآن کریم برای او در نظر گرفته است. از باب مثال اگر قرآن انسان را دارای وجدان می داند و می گوید:
«فلا اقسم با النفس اللوامه» (قسم به نفس سرزنشگر)
مولانا هم می گوید:
این صدا در کوه دلها بانگ کیست که پر است از بانگ این که گه تهی است
هر کجا هست آن حکیم است اوستاد بانگ او زین کوه دل خالی مباد
همچنین اگر قرآن در بحث از امانتداری انسان می گوید:
«انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها فاشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا»
مولانا عین مطلب خود را به زبان شعر چنین بیان می کند:
خود زبیم این دم بی انتها بازخوان فابین این یحملنها
ورنه خود اشفقن منها چون بدی گرنه از بیمش دل که خون شدی
«دل» نیز در اندیشة مولانا جایگاه ویژه ای دارد. مولانا با استناد به حدیث:
«لایسعنی ارضی و لاسمائی و یسعنی قلب عبدی المؤمن.»
دل را جایگاه تجلی خدا می داند و می گوید:
گفت پیغمبر که حق فرموده است می نگنجم هیچ در بالا و پست
در زمین و آسمان و عرش نیز می نگنجم این یقین دان ای عزیز
در دل مؤمن نگنجم ای عجب گر مرا جوئی از آن دلها طلب
دل مسجد درون انسانها است و هر انسانی باید تا لحظة مرگ مراقب باشد که آنرا مخروبه نسازد:
پس خراب مسجد ما بی گمان نبود الا بعد مرگ ما بدان
مسجد است این دل که جسمش ساجداست یار بد خروب هر جا مسجد است
مولوی با استناد به حدیث:
«استفت قلبک و ان اتفاک المفتون.» (نظر صحیح را از قلبت سؤال کن، اگر چه اهل نظر خلاف آن نظر دهند.)
دل را ملاک حق و باطل می داند.
پس پیغمبر گفت استفت القلوب گرچه مفتی شان بگوید صد خطوب
(نصری- عبدا...- 1371)

 

عظمت انسان
به اعتقاد مولانا آدمی جوهر وجودی عالم است و هر آنچه غیر اوست فرع بر وجود وی می باشد.
جوهر ا ست انسان و چرخ او را عرض جمله فرع و سایه اندر او عرض
بحر علمی در نمی پنهان شده در دوگزتن عالمی پنهان شده
از نظر مولانا انسان موجودی با ارزش و با عظمت است. در میان موجودات جهان آفرینش موجودی یگانه و فرد است. هر آنچه در عالم ملک و ملکوت وجود دارد در نهاد انسان موجود است.
در سه گز قالب که دادش وانمود آنچه در الواح و در ارواح بود
الحذر ای مؤمنان کان در شماست در شما بس عالم بی انتهاست
عظمت انسان تا آنجاست که موجودات جهان آفرینش هر انازه هم که بزرگ باشند در مقابل انسان ناچیز و مسخر بشوند:
لب ببند وغور دریائی نگر بحر را حق کرد محکوم بشر
انسان عالم اکبر است:
پس به صورت عالم صغری توئی پس به معنی عالم کبری توئی
ظاهر آن شاخ اصل میوه است باطناً بهر ثمر شد شاخ هست
گر نبودی میل و امید ثمر کی نشاندی باغبان هر سو شجر
ارزش و عظمت انسان از آنجا ناشی می شود که هدف و غایت خلقت است. همة موجودات آفریده شده اند تا انسان به کمال برسد.
خود جهان آن یک کس و باقیان جمله اتباع و طفیلند ای فلان
در جهان آفرینش هیچ موجودی با انسان قابل مقایسه نیست.
هفت دریا اندر او یک قطره ای جمله هستیها ز موجش چکره ای
جمله پاکیها از آن دریا برند قطره هایش یک به یک میناگرند
مجموعه استعدادها و کمالاتی ک در درون انسان است موجب بروز آثار بسیار از انسان می شود:
گرچه فرد است او اثر دارد هزار آن یکی را نام باشد بی شمار
(نصری- عبدا...- 1371)

 

انسان میان دو بینهایت
از نظر مولانا انسان میان دو بینهایت مثبت و منفی قار دارد از یک سو می تواند به قله کمال برسد و از ملائکه برتر شود و از سوی دیگر می تواند به اسفل السافلین کشانده شود و از حیوان پست تر گردد.
آدمی کو می نگنجد در جهان در سر خاری همی گردد نهان
انسان چونان کوهی است که گاه خود را به کاهی می بازد:
آدمی کوه است چون مفتون شود کوه اندر مار حیوان چون شود
خویشتن نشناخت مسکین آدمی از فزونی آمد و شد در کمی
در درون انسان تنها گیاهان زهرآگین هوا و هوسها نروییده است، بلکه تریاق شفابخش نیز وجود دارد:
اندر آن صحرا که رست این زهرتر نیز روییده است تریاق ای پسر
گویدت تریاق از من جو سپر که ز زهرم من به تو نزدیکتر
انسان موجودی است که نیروهای متضاد وی به هم آمیخته اند. به این بیا که هم میل به سوی عالم بالا و ماوراء طبیعت دارد و هم میل به سوی عالم پایین و خور و خواب و شهوت. میلی در درون انسان است که او را به سوی خدا و بندگی او می کشاند و میلی در نهاد وی است که او را به سوی ذلتها و خواریها می کشاند. گرایشهای مثبت انسان را مولانا مربوط به روح می داند و گرایشهای منفی را مربوط به تن. مولانا روح را به صالح و تن را به ناقة او تشبیه می کند:
روح همچون صالح و تن ناقه است روح اندر وصل و تن در فاقه است
روی صالح قابل آفات نیست زخم بر ناقه بود بر ذات نیست
جان گشاید سوی بالا بالها تن زده اندر زمین چنگالها
اگر انسان ابعاد مثبت درونی خود را شکوفا سازد از فرشته برتر می شود و اگر جنبه های منفی درون خود را به فعلیت برساند از حیوان پست تر می شود.
آدمیزاده طرفه معجونی است کز فرشته سرشته و ز حیوان
گر کند میل این شود پس از این ورکند میل آن شود به از آن
این که می گوئیم در انسان نیروهای متضاد وجود دارد به این معنا نیست که خلقت اونا متعادل است، بلکه انسان با وجود ابعاد و نیروهای متضاد از اعتدال در خلقت برخوردار است.
مولانا با استناد به آیة شریفه می گوید:
احسن التقویم در والتین بخوان که گرامی است ای دوست جان
احسن التقویم از فکرت برون احسن التقویم از عرشش فزون
گر بگیم قیمت آن ممتنع من بسوزم هم بسوزم مستمع
(نصری- عبدا...- 1371)

 

ارزیابی خود
از نظر مولانا انسان باید همواره به ارزیابی خویشتن خویش بپردازد. انسان همواره باید در تلاش باشد تا خود را بشناسد:
تو نمی دانی که آخر کیستی جهد کن چندان که دانی چیستی
انسان باید همواره کارنامة حیات خود را ارزیابی کند. یعنی بررسی کند که لحظات گرانبهای عمر را چگونه به پایان برده است.
عمر خود را در چه پایان برده ای قوت و قوت در چه فانی کرده ای
گوهر دیده کجا فرسوده ای پنج حسن را در کجا پالوده ای
گوش و چشم و هوش خرج کردی چه خریدی تو ز فرش
اگر انسان به شناخت خویش و ارزیابی کرده و نکرده های خویش بپردازد خود را اسیر هوا و هوسهای نفسانی نمی سازد. انسان اگر به شناخت خود بپردازد در می یابد که روح او پذیرش حکمت لقمانی را دارد و نباید آن را اسیر خس و خاشاکهای عالم ماده سازد.
جان لقمان که گلستان خداست پای جانش خسته خاری چراست
اگر انسان به درون خود رجوع کند حقایق بسیاری را در خواهد یافت.
لاجرم کوتاه کردم من زبان گر تو خواهی از دورن خود بخوان
(نصری- عبدا...- 1371)

 

موانع رشد و کمال
بزرگترین مانع رشد و کمال انسان «خودپرستی» است. آن نیروئی که موجب به تباهی کشانده شدن انسان می شود، از نظر مولانا «نفس اماره» است. و اهمیت این مسئله در انسان شناسی مولانا تا آنجاست که هیچ چیز به اندازه آن مورد توجه مولانا قرار نگرفته است. کمتر مطلبی از مولانا را در مثنوی و یا دیگر آثار او می توان سراغ گرفت که در آن به گونه ای از نفس اماره و ضرر و زیانهای آن سخن به میان نیامده باشد. در اندیشة مولانا ریشه همه بدبختیها و گرفتاریهای بشر به جهت عدم کنترل نفس اماره است. و در واقع نفس اماره چونان اژدهایی است که مبارزه با آن سخت مشکل و توانفرساست، و همتی مردان همتی خواهد تا آدمی بتواند بر این بت درونی که ما در همة بتهاست غلبه کند.
مادر بتها بت نفس شماست زآنکه آن بت ما رو این بت اژدهاست
نفست اژدهاست او کی مرده است از غم بی آلتی افسرده است
در یک تشبیه دیگر نفس ااره سوسماری تلقی می شود که با دیدن مزاحم به سوراخ می رود و برای حیله گری از سوراخی دیگر سر بیرون می آورد.
نفس همچون زن پی چاره گری گاه خاکی جوید و گه سروری
در دل او سوراخها دارد کنون سر ز هر سوراخ می آرد برون
نفس اماره همواره در پی حیله گری است و در این راه نیز گاه جنبة منفی خود را آشکار می سازد و گاه پنهان. گاه ادعای خاکی بودن می کند و گاه ادعای سروری. عقل درست در مقابل نفس اماره عمل می کند و فکری جز نیل به الله ندارد.
نفس همچون زن پی چاره گری گاه خاکی جوید و گه سروری
عقل خود زین فکرها آگاه نیست در دماغش جز غم الله نیست
فعالیتهای نفس اماره موجب می شود که عقل از فعالیت باز بماند و در نتیجه انسان به بیراهه بیفتد.
نفس ما نفس دگر چون یاد شد عقل جز وی عاطل و بی کار شد
نفس با نفس دگر خندان شود ظلمت افزون گشت ره پنهان شود
مکاریهای نفس اماره تا آن جاست که اگر به عبادت خدا هم دستور دهد حتماً مکری در کار وی خواهد بود.
گر نماز و روزه می فرمایدت نفس مکار است مکر زایدت
من ز مکر نفس دیدم چیزها کاو برد از سحر خود تمییزها
اگر انسان به مطالعه درون خود بپردازد بدترین دشمنان را در خودش خواهد دید.
در خود این بد را نمی بینی عیان ورنه دشمن بوده ای خود را به جان
بهر خود او آتشی افروخته است در دل رنجور و خود را سوخته است
صفات و خویهای منفی انسان هر یک گرگی هستند که به کل موجودیت انسان لطمه می زنند.
ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهای تو می داند از غضب اعضای تو
خون نخسبد بعد مرگت در قصاص تو مگو که میرم و یابم خلاص
خودپرستی یا طواف به دور خود بزرگترین مانع کمال انسان است.
چون به طوف خود به طوف مرتدی چون به خانه آمدی هم مرتدی
خودپرستی مظاهر بسیاری دارد که مولانا در کتاب مثنوی به بسیاری از آنها اشاره کرده است. یکی از این مظاهر «من منم» کردنهای انسان بی نواست.
این چه غل است ای خدا برگردنم ورنه غل باشد که گوید من منم
بسیاری از استدلالهائی که انسان برای فریب دیگران یا ادعای برتری بر دیگران به کار می برد نشانة خودپرستی است.
دم بجنبانیم ز استدلال و مکر تا که حیران ماند از مازید و بکر
طالب حیرانی خلقان شدیم دست طمع اندر الوهیت زدیم
در هوای آنکه گویندت زهی بسته ای بر گردن جانت زهی
هر چه انسان از نردبان خودپرستی بالاتر رود به هما اندازه احتمال سقوطش بیشتر خواهد شد.
نردبان خلق این ما و من است عاقبت زین نردبان افتادنست
هر که بالاتر رود ابله تر است کاستخوان اوبتر خواهد شکست
صورت پرستی نیز یکی از مظاهر خودپرستی است.
چند صورت آخر ای صورت پرست جان بی معنیت از صورت نرست
ملک و مال نیز غل و زنچیرهائی هستند که روح کمال وجودی انسان را به بند می کشند و او را اسیر خودخواهی و خودپرستی می گردانند.
ملک و مال و اطلس این مرحله هست بر جان سبک رو سلسله
سلسله زرین بدید و غره گشت ماند در سوراخ چاهی جان ز دشت
نام جوئی و جاه طلبی نیز از مکر جوییهای نفس اماره هستند.
نام میری و وزیری و شهی نیست الا درد مرگ و جاندهی
بنده باش و بر زمین روچون سمند چون جنازه نه که بر گردن نهند
جمله راحمال خود خواهد کفور بار مردم گشته چون اهل قبور
مظاهر دنیای مادی از قبیل مال و منال و شهوت جوئی و جاه طلبی ظاهری زیبا و فریبنده دارند که چند صباحی برای انسان می درخشد و نفس اماره از مزایای آن برخوردار می گردد، اما این امور تلخی هائی در باطن دارند که در پایان کار برای انسان آشکار می شوند.
آتشش پنهان و ذوقش آشکار دود او ظاهر شود پایان کار
(نصری- عبدا...- 1371)

 

راه و روشهای نیل به کمال
برای آنکه آدمی به مقام شامخ انسان کامل نایل شود و گام در راه اولیای حق نهد در ابتدا باید انگیزه کمال و احساس نیز به تکامل پیدا کردن در انسان بوجود آید.
آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
تا نزاید طفلک نازک گلو کی روان گردد زپستان شیراو
اگر انسان خود نخواهد به کمال برسد هیچ عاملی و هیچ ندایی- حتی ندای قرآن نیز- نمی تواند او را رهسپار کوی کمال سازد.
زانکه از قرآن بسی گمره شدند زان رسن قومی درون چه شدند
مر رسن را نیست جرمی ای عنود چون ترا سودای سر بالا نبود
از نظر مولوی بعضی از انسانها پنبه در گوش کرده اند تا حقایق را نشنوند.
گوش بعضی زین لقالوها کر است هر ستوری را اصطبل دیگر است
منهزم گردند بعضی زین ندا هست هر اسبی طویله او جدا
اگر انسان فاقد کمال باشد نه تنها آرزوی کمال برای دیگران نخواهد کرد که گاه از بودن دیگران نیز در رنج خواهد بود. برای اینکه انسان از تعالی و کمال دیگران در رنج و حسرت و اندوه نباشد، باید خود در جستجوی کمال باشد.
زانکه هر بدبخت خرمن سوخته می نخواهد شمع کس افروخته
هین کمالی دست آورد تا تو هم از کمال دیگران نفتی به غم
پس از آنکه انسان انگیزه کمال جویی را در خود احیا کرد باید با هوا و هوسها مبارزه کرده، روح را از تخته بند تن به سوی امور معنوی و روحانی کشاند.
این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان
با سگان بگذار این مردار را خود بشکن شیشة پندار را
ملکتی کان می نماید جاودان ای دلت خفته، تو آن را خواب دان
اگر انسان از خس و خاشاک طبیعت به درآید، سوی قله کمال صعود پیدا خواهد کرد.
جانها بسته اندار آب و گل چور هند از آب و گلها شاد دل
در هوای عشق حق رقصان شوند همچو قرص بدر بی نقصان شوند
چون بمردی تو ز اوصاف بشر بحر اسرارت نهد بر فرق سر
خلق اطفالند جز مست خدا نیست بالغ جز رهیده از هوا
آری بایددل را از آلودگیها پاک نمود تا به کمال رسید. البته گذشتن از خودپرستی کار چندان ساده ای نیست. همتی مردانه می خواهد که انسان بتواند پا بر روی هوا و هوسهای خود بگذارد.
پس سلیمان همتی باید که او بگذرد زی صد هزاران رنگ و بو
بطور اساسی از نظر مولانا به آن دلی می توان نام «دل» نهاد که از هوا و هوسها دور بوده، رو به سوی عرش الهی داشته باشد.
تو همی گویی مرا دل نیز هست دل فراز عرش باشد نی به پست
آن دلی کز آسمانها برتر است آن دل ابدال یا پیغمبر است
دل تو این آلوده را پنداشتی لیک دل زاهل دل برداشتی
اگر انسان دل را از آلودگیها پاک سازد، جایگاه نور الهی خواهد شد.
تخت دل معمور شد پاک از هوا بروی الرحمن علی العرش استوی
آینه دل چون شود صافی و پاک نقشها بینی برون از آب و خاک
هم بین نقش و هم نقاش را فرش دولت را و هم فراش را
هر که را هست از هوسها جان پاک زود بیند حضرت و ایوان پاک
اگر دل انسان از آلودگیها پاک شود از هر علمی فایده ای برخواهد گرفت و از هر علمی صفائی به دست خواهد آورد.
دل ز هر یاری غذائی می خورد دل ز هر علمی صفائی می برد
اگر انسان بتواند خود طبیعی را بشکند و از آن برتر رود، شادی و انبساط درونی پیدا خواهد کرد و به وجد خواهد آمد.
رقص آنجا کن خود را بشکنی پنبه را از ریش شهوت برکنی
رقص و جولان بر سر میدان کنند رقص اندر خون خود مردان کنند
چون رهند از دست خود دستی زنند بحرها در شورشان کف می زنند
اگر انسان تهذیب نفس پیدا کند چنان نیروئی را بدست خواهد آورد که می تواند همچون علی (ع) در خیبر را برکند.
بعد از آن هر صورتی را بشکنی همچو حیدر باب خیبر برکنی
برای مبارزه بابت درونی و نیل به کمال انسان همواره باید در تکاپو و کوشش باشد.
اندر این ره می تراش و می خراش تا دم آخر دمی فارغ مباش
دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی
مولوی برای تکامل انسان نقش آگاهی را هیچگاه نادیده نمی گیرد. هر چه انسان آگاهی بیشتری به دست آورد، از کمال بیشتر برخوردار خواهد شد.
اقتضای جان چو ای دل آگهی است هر که آگه تر بود جانش قوی است
روح را تأثیر آگاهی بود هر که را این بیش اللهی بود
هر چه بر آگاهی انسان افزوده شود انسان خیر و صلاح بیشتری را در مسیر کمال بدست خواهد آورد.
اندکی جنبش بکن همچون جنین تا ببخشندت حواس نور بین
در مسیر کمال باید همواره ادب را رعایت کرد که ادب الطاف الهی است.
از خدا جوئیم توفیق ادب بی ادب محروم ماند از لطف ادب
وفای به عهد و احساس تعهد نیز از جمله اموری است که انسان را به کمال می رساند. از نظر مولوی تعهد ریشه نهال وجود آدمی است. انسان غیرمتعهد مانند درخت بی ریشه یا درختی است که ریشه آن پوسیده است و هیچ ثمری ندارد.
چون درخت است آدمی و بیخ عهد پنج را تیمار می باید به جهد
عهد فاسر بیخ پوسیده بود وز شمار لطف ببریده بود
شاخ و برگ نخل اگر چه سبز بود با فساد بیخ سبزی نیست سود
هر عملی که انسان برای نیل به کمال انجام می دهد باید نیت آن الهی باشد، چرا که قصد و نیت عمل است که فاعل آن را به کمال می رساند.
او به قصد نیک خود جائی رسد گرچه جان پنداشت او آمد جسد
سید الاعمال بالنیات گفت نیت خیرت بسی گلها شکفت
نور خود اندر تبع می آیدت نیت آن را کن که آن می بایدت
برای نیل به کمال باید همواره به عیبهای خود توجه داشت و به جای عیبجوئی از دیگران به ارزیابی خود پرداخت.
چون خدا خواهد که پرده کس درد میلش اندر طعنه پاکان برد
هر کسی گر عیب خود دیدی زپیش کی بدی فارغ وی از اصلاح خویش
در مسیر کمال باید تأثیر همنشین را نادیده نگرفت. همنشینی با انسانهای رشد یافته موجب رشد انسان می شود، و مصاحبت با گمراهان سد راه کمال.
صحبت صالح ترا صالح کند صحبت طالح ترا طالح کند
وای آن زنده که مرده نشست مرده گشت و زندگی از وی بجست
صبر چون پلی بسوی بهشت است و توکل به خداوند نیز عاملی برای رشد و کمال انسانهاست.
صبر چون پل صراط آن سو بهشت هست با هر خوب یک لالای زشت
گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل زانوی اشتر ببند
برای نیل به کمال انسان باید حتی به طعام خود نیز توجه داشته باشد، چرا که غذای حلال و حرام هر کدام بر روح انسان تأثیر خواهند گذاشت. از نظر مولوی لقمه حلال موجب پیدایش علم و حکمت و عشق و رقت می شود.
علم وحکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت زاید از لقمه حلال
انسانی که در مسیر کمال قرار می گیرد هرگز نباید به سرزنش شماتت دور افتادگان راه کمال پردازد، بلکه باید بر آنها رحمت آورد و مراقب با شد که اسیر نفس اماره نشود. خیلی از اوقات سرزنش انسانهای بد ناشی از بد بودن خود انسان است که برای خود اثبات کمال می کند و برای دیگران اثبات ضعف و نقص.
بر بدیهای بدان رحمت کنید بر منی و خویش بینی کم تنید
آری تنها با تصفیه درون و پالایش جان از آلودگیها و رهائی از دنیاپرستی و همه مظاهر خودخواهی است که آدمی رو به سوی کمال می برد.
ای که جان از بهر تن می سوختی سوختی جان را و تن افروختی
چون ز خود رستی همه برهان شدی چونکه گفتی بنده ام سلطان شدی
پنبه وسواس بیرون کن زگوش تا به گوش ات آید از گردون خروش
تا کنی فهم آن معماهاش را تا کنی ادراک رمز و فاش را
اگر چه در طریقت مولانا بر روی جهد و کوشش بشری تکیه شده و جای بجای در مثنوی شریف بدین نکته اشارتها رفته است که آدمی باید از سعی و تلاش باز نماند ولی در انسان شناسی مولوی تمسک به دامان اولیای الهی و دستگیری مردان حق برای راه یابی انسان به سرمنزل مقصود خود ارزشی دیگر دارد.
هیچ نکشد نفس را جز ظل پیر دامن آن نفس کش را سخت گیر
چون بگیری سخت، آن توفیق هوست در تو هر قوت که آید جذب اوست
گر به پیوندی بدان شه، شه شوی سوی هراد بار تا کی می روی
دوستی مقبلان خود کیمیاست چون نظرشان، کیمائی خود کجاست
مولانا را عقیده بر این است که راه سیر و سلوک سخت دشوار است توانفرسا، و برای رسیدن به مقصود باید دستورها و فرامین پیر را هر چند که مشکل و طاقت فرسا باشد پذیرفت، چرا که تحمل دشواریها موجب می شود تا آیینه وجود آدمی صیقلی شود.
ور بهر زخمی تو پرکینه شوی پس کجا بی صیق آیینه شوی
ای مسیح خوش نفس چونی ز رنج که نبود اندر جهان بی رنج گنج
در مکتب مولانا عشق به مراد از یک علاقه معمولی و جزئی سرچشمه می گیرد تا به خودباختگی و عشق حقیقی برسد. رهبر روحانی می تواند انقلابی در درون خود ایجاد کرده واو را به سوی قله کمال بکشاند. التبه گرایش به پیر باید در حدی باشد که بعنوان راهنما برای نیل به کمال تلقی شود نه آنکه هدف تلقی گردیده و مورد پرستش قرار گیرد. از همین است که مولانا آن انسانی را شایستة رهبری می داند که خود رهرو باشد و هیچگاه به فکرش خطور نکند که به عالیترین مرتبة کمال نایل آمده است.
من غلام آنکه او در هر رباط خویش را واصل نداند بر سماط
زآنکه مخلص در خطر باشد مدام تا ز خود خالص نگردد او تمام
زآنکه در راهست در هزن بیحد است آن رهد کاو در امان ایزد است
آری باید تسلیم پیران راه صدق و خلوص و سرسپرده کاملان راه حق و حقیقت شد تا آیینه وجود آدمی صیقلی گردد و زنگارهای روح و روان زدوده شود.
شرط تسلیم است نه کار دراز سود نبود در ضلالت ترکتاز
چون گزیدی پیر، نازک دل مباش سست و ریزیده چو آب و گل مباش
ور به هر زخمی تو پرکینه شوی پس کجا بی صیقل آیینه شوی
سرسپرده راه کمال چون تسلیم اولیاء حق شد و با راهنمائی پیر خویش دست به ریاضتها و تکالیف شرعی زد، باید طالب توفیق و عنایت الهی شود که: «جهد بی توفیق جان کندن است.»
ذره یی سایه عنایت بهتر است از هزاران کوشش طاعت پرست
این همه گفتیم لیک اند بسیج بی عنایات خدا هیچیم هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق گر ملک باشد سیاهستش ورق
مولوی همواره گوشزد می کند که در مسیر کمال باید از عنایات الهی استمداد جست، چرا که بر سر راه کمال موانع آن چنان است که بدون لطف الهی نمی توان بر آنها غلبه کرد.
مولوی همواره گوشزد می کند که در مسیر کمال باید از عنایات الهی کمک گرفت و هرگاه که عنایات الهی نصیب انسان شود مشکلات آدمی حل خواهد شد.
یا غیاث المستغیثین اهدنا لا افتخار بالعلوم و الغناء
هر کجا تا بد زمشکاتت دمی حل شود آنجا مشکلات عالمی
مولوی عنایات الهی را به میوه های پخته تشبیه می کند که هر چند از شاخه های آیات الهی به دامان انسانها فرو می ریزد ولی بسیاری از انسانها آنها را نادیده گرفته و با گلوی خشک به یغماگری سیبهای پوسیده مشغول هستند.
کاروانها بینوا وین میوه ها پخته می ریزد چه سحر است ای خدا
سیب پوسیده همی چینند خلق در هم افتاده به یغما خشک خلق

 

انسان کامل از دیدگاه مولوی
انسان کامل مولانا انسانی است که بطور فطری و نهادی با دیگر انسانها تفاوت دارد، از جمله آنکه انسان کامل روح و جانی دارد زاید بر دیگر افراد انسانی.
باز غیر عقل و جان آدمی هست جانی در نبی و در ولی
مولانا- برخلف صدر الدین شیرازی که روح را جسمانیه الحدوث می داند- بر این عقیده است ک نفس ناطقة آدمی روحانیه الحدوث است یعنی قبل از پیدایش بدن خاکی در عالم مجردات و مفارقات به سر می برده و به ناچار به عالم ناسوت فرود آمده و اسیر ماده و مادیات شده است، و از آنجا که این مرغ اسیر، هوای باغ ملکوت را در سر دارد پس از انهدام تخته بند تن بار دیگر به جهان نورانی مجردات علوی باز خواهد گشت.
منبسط بودیم و یک گوهر همه بی سرو بی پا بدیم آن سر همه
یک گوهر بودیم همچو آفتاب بی گره بودیم و صافی همچو آب
چون به صورت آمد آن نور سره شد عدد چون سایه های کنگره
کنگره ویران کنید از منجنیق تا رود فرق از میان این فریق
روح انسانی که از عالم مجردات علوی به جهان ظلمانی تن گرفتار آمده، همواره خواهان آن است تا بند تعلق از ماده و مادیات و شهوات حیوانی بگسلد و به مبداء خویش واصل گردد.
جان ز هجر عرش اندر فاقه ای تن ز عشق خار بن چون ناقه ای
جان گشاید سوی بالا بال ها تن زده اندر زمین، چنگال ها
زین کند نفرین حکیم خوش دهن بر سواری کو فرو ناید ز تن
نه تنها مولانا به اختلاف ذاتی ارواح و نفوس انسانی معتقد است، که حتی تفاوت دریافتها و عقول آدمی را نیز- برخلاف معتزله- ذاتی و فطری می داند.
این تفاوت عقلها را نیک دان در مراتب از زمین تا آسمان
هست عقلی در ضیاء چون آفتاب هست عقلی کمتر از زهره و شهاب
هست عقلی چون ستاره آتشی هست عقلی چون چراغ سرخوشی
زآنکه ابراز پیش او چون واجهد نور یزدان بین خردها بر درد
عقلهای خلق عکس عقل او عقل او مشک است و عقل خلق بو
گفتیم انسان کامل از دیدگاه مولانا هم از نقطه نظر نفس ناطقه و هم از نظر عقل و ادراکات با دیگر انسانها اختلاف دارد، و از همین جاست که هر که شایسته چنین عنوانی شود در صف برگزیدگان الهی قرار می گیرد.
آن دلی کز آسمانها برتر است آن دل ابدال یا بپیغمبر است
هین که اسرافیل وقتند اولیا مرده راز ایشان حیات است و بقا
پاسبان آفتابند اولیا در بشر واقف ز اسرار خدا
انسان کامل همواره مقام خلافت الهیه را به عهده دارد، چرا که مظهری از مظاهر اسما و صفات الهی به شمار می رود. و در واقع این نظر مولانا از آنجا ریشه می گیرد که وی فلسفه خلقت را بر اساس تجلی حق تعالی در عالم اعیان و موجودات تبیین می کند.
چون مراد حکم یزدان عفور بود در قدمت تجلی و ظهور
پس خلیفه ساخت صاحب سینه یی تا بود شاهیش را آیینه یی
پس صفای بی حدودش داد او وآنکه از ظلمت ضدش بنهاد او
اقتضای جهان هستی این است که در هر عصر و زمانی انسانی که کاملتر و والاتر از همگان است، رهبری امت را بعهده گیرد و جاهلان و دورماندگان راه حق و حقیقت را از و حل گمراهی و ظلمات نفسانی نجات بخشد.
پس به هر دوری ولیی قایم است تا قیامت آزمایش دایم است
مهدی و هادی وی است ای راه جو هم نهان و هم نشسته پیش رو
آب بهر آن ببارید از سماک تا پلیدان را کند از خبث پاک
خود غرض زین آب، جان اولیاست و کو غول تیرگیهای شماست
اینکه غالب افراد انسانی قادر نیستند تا حجت کامل الهی را که رهبری خلایق بشری را به عهده دارد دیدار نمایند از این جهت است که غفلت و بی خبری و خودبینی و آلودگی نفسانی حجابی در برابر دیدگان آنها نهاده است. باید از خود رست و به حق پیوست و از ناپاکیها و آلودگیها مبرا شد تا قطب زمان و ولی دهر را ملاقات نمود.
هم سلیمان هست اندر دور ما که دهد صلح و نماند جور ما
هست سلیمان هم تاکنون، لیک ما از نشاط دوربینی در عما
دوربینی، کور دارد مرد را همچو خفته در سرا، کور از سرا
حمد لله کاین رسن آویختند فضل و رحمت را به هم آمیختند
دست کورانه به حبل الله زن جز به امر و نهی یزدانی متن
(نصری- عبدا...- 1371)

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  84  صفحه

پس از پرداخت ، م

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله انسان کامل از دیدگاه مولوی و راجرز

مقاله قیامهای علویان

اختصاصی از فایل هلپ مقاله قیامهای علویان دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله قیامهای علویان


مقاله قیامهای علویان

 

 

 

 

 

 




فرمت فایل : WORD (قابل ویرایش)

تعداد صفحات:51

فهرست مطالب:
عنوان                                             صفحه
مقدمه                                             1
امام حسن بن علی (ع)                                     4
قیام امام حسین (ع)                                     6
حادثه حره                                         9
محاصره مکه                                               (60ه )             10
قیام توابین                             ( 65ه )             10
قیام مختار                                   ( 67ه)                 12
قیام زید بن علی بن الحسین                                 14    
قیام یحیی بن زید                     ( 125 ه )             16
قیام محمد نفس زکیه           ( 145ه )                         18
قیام ابراهیم قتیل با خمری                           ( 145ه)                 22
قیام فخ                                         24
قیام یحیی بن عبدالله محض                 ( 176ه)             30
ادریس بن عبدالله                     ( 172ه )             36
قیام محمد بن اسماعیل                 ( 175ه )                 41
انقلاب ابوالسرایا ( 199 ه )                                 43
قیام محمد بن جعفر ( 205ه )                                 46
قیام محمد بن قاسم ( 219ه )                                 47
قیام عبدالله بن معاویه و ابومسلم خراسانی        ( 131ه )                 49
منابع و مآخذ                                         51
 
مقدمه
    برخی ظهور شیعه را به دوران کوتاه خلافت علی (ع)و رخدادها و جنگها و مشکلاتی که تقریبا"درسرتاسر مدت کوتاه خلافت آن حضرت ادامه داشت نسبت می دهند و به منزلة پاسخ به روش ناکثین ( آتش افروزان جنگ جمل) و قاسطین ( جنگ افروزان صفین ) و مارقین ( خوارج) می شمارند .
دسته ای نیز پدیدة تشیع را به شهادت حسین بن علی (ع) در کربلا ارتباط می دهند اینان ادعا می کنند که شهادت آن بزرگوار نقطة تحولی عظیم در تاریخ فکری و اعتقادی تشیع است زیراآثار کشتارکربلا به این که آتش تشیع را در دلها برافروزد وصفوف آنان را متحد سازد محدود نشدچه بیش ازاین شیعیان دچار اختلاف کلمه و عقیده بودند تشیع قبل از این فاجعه جز نظریه ای سیاسی به شمار نمی آمد و خون درپای ریخته نشده بود بلکه پس از شهادت حسین بن علی (ع ) تشیع باخون شیعیان بیآمیخت و دراعماق جان ودل آنها جا گرفت و به صورت عقیده ای پایدار و ریشه دار درآمد که آنان را به فداکاری و جهاد درراه آن برمی انگیخت .
خون مطهرحسین بن علی (ع) زمینه رابرای شیعه مهیا کردو آنان رابرای قیام برضد ستم و ستمگران آماده ساخت و با این که دردوران اموی و عباسی فشارهای فکری و سیاسی برشیعیان به منتهای شدت رسید آنان شهادت مظلومانه آن بزرگوار را درمیدان شکیبایی کربلاوشهادت درراه حق و ستمدیدگان و مستضعفان نمونه و سرمشق عالی خودقراردادند و درعین این که تمام جنبشهای شیعی مشروعیت و نیروی خود را خلاف قرون پس از جامعه کربلا ازمبادی اسلام و پیام آن دربارة شهادت و فداکاری برای نجات مستضفعان و رنجدیدگان ازسلطة ستمگران اخذ کرده است رفتارحسین بن علی (ع) در کربلا پیوسته سرمشق اعلای همه انقلابیان ومبارزان راه آزادی انسان وکرامت او بوده و خواهدبود.
لیکن آنچه را ماانکار می کنیم سخنان آنان و دیگرکسانی است که معتقدند تشیع رویدادی است نوظهورو وارداتی که مانند دیگر فرقه هایی  که دردورانهای پس از رحلت پیامبراکرم (ص) پدیدآمده اند درپرتواوضاع وشرایط معینی به وجود آمده است شرایطی که انگشت حاکمان در پیدایش آنهابی دخالت نبوده و موجب استقرار آنها بر مستند قدرت و حفظ آنها از شرور جنبشها و انقلاباتی می شده که هرچند مدت از سوی کسانی که اجرای عدالت و اصلاح اموردولت و سازمانهای فاسد آن را می خواستند به وجود می آمد و حکام با آنهاروبرومی شدند .
آری آنچه مورد انکارماست این ادعای آنها ست که : تشیع پیش از حسین بن علی (ع ) وجود نداشته وواژه تشیع مفهوم ومحتوایی راکه بعد از آن فاجعه پیداکرده پیش از آن دارا نبوده است ونیز گفتار آنها را تشیع درآراومعتقدات خودبکلی از اسلام سنی جداشده است انکار می کنیم و تردید نداریم که تشیع از همان مرحله نخستین با اسلام همراه و جزئی از کل آن بوده واین به متقضای خصوصی است که پیامبراکرم (ص) از آغاز بعثت تا آخرین لحظات زندگی خود دربسیاری از موارد و به مناسبتهای مختلف گاهی به گونه ای صریح و زمانی به تلویج دربارة علی (ع) ایراد فرموده تاپس از او امورخلافت را عهده دار باشد و به انجام مهمات آن اقدام کند و معتقدیم که پیامبر(ص) همه اختیارات معنوی و اجتماعی و سیاسی راکه خداوند برایش مقرر فرموده بودبرای علی (ع) قرارداد و تشیع با اسلامی که محمدبن عبدا..(ص) برای بشرآورده است چه دراصول و چه درفروع اختلافی ندارد برهمین اساس مصرانه می گوییم که تشیع همان اصالت را دارد که اسلام داراست و چه غیرازتشیع است پدیده های تازه ای است که هوسها و مصلحت اندیشها آنها را به وجود آورده است .
همه کسانی که عقیده دارند خلافت حق خاندان پیامبراست و ازپس مرگ وی علی بحق و رضایت ووراثت جانشین وی بود واین حق در خاندان علی موروثی است شیعه نامیده می شوند ، آنها مختلف دارند بعضی فرق شیعه عقیده دارند که امامان معصومند و صفات خدایی در آنها جلوه و هر که جز این معقتد باشد از دین بیرون شده است این گروه به تأئید نظرخویش گویند که علی نخستین کس ازمردان بود که مسلمان شد و کوشش که درراه اعتلای کلمه اسلام چنان بود که بعد از پیغمبرهیچکس همطراز اونبود .
شاید نخستین انقلابی که در اسلام برضد فرمانروایان وقوع یافته قیامی بوده که برای جلوگیری از سلطه امویان دردوران خلیفه سوم عثمان بن عفان اتفاق افتاده است این جنبش بدین سبب بود که مروانیان وامویان در مدینه ودیگر شهرها قدرت را قبضه کرده بودند و عثمان و مروان بن حکم و هواداران آنها با خودکامگی واستبداد حکومت می کردند که مسلمانان مانندآن را دردوران دوخلیفه پیش از او ندیده بودند . این انقلاب اگرچه در آن مهاجران وانصار شرکت داشتند از نظر بیشتر تاریخ نگاران دارای ویژگیهای شیعی بوده و ریشه های آن را به عبدا.. بن سبا معروف به ابن السودا ارتباط داده و ادعا کرده اند که اندیشه وصی بودن علی (ع) را او اختراع کرده وباهمین تفکر به کشورهای مختلف سفر کرده ومردم رابرضد عثمان شورانده است تاآن جاکه سرانجام مردم بطور دسته جمعی به مدینه یورش آورده ه عثمان راکشته و باعلی بیعت کرده اند و عبدالله بن سبادرجنگ بصره درکنارعلی (ع) قرارگرفت و همچنین همچون وسیله ای برای خرابکاری و آشوبگری بوده و سد راه صلحی شدکه اگر اووجودنداشت نزدیک بود در بصره میان دوطرف جنگ انجام گیرد . امانقش این سودای موهوم باظهورمعاویه در صحنه سیاسی و مخالفت او باعلی (ع) و تجدید جنگ به گونه ای سخت تر و خونبارتر در صفین پایان می یابد چنانکه گویی نقش واهی او با کشته شدن عثمان و جنگ بصره پایان یافته است .

امام حسن بن علی (ع)
امام حسن بن علی (ع) با انعقاد پیمانی که از مطامع امویان و کینه های وحشیانه آنها نسبت به پیامبر(ص) ورسالت اووعلی و فرزندانش (ع) بوده برداشت در انقلاب خاموش و آرام خودپیروزشد و ماسکهایی راکه امویان و کینه های وحشیانه آنها نسبت به پیامبر (ص) و رسالت اووعلی و فرزندانش (ع) پرده برداشت در انقلاب خاموش و آرام خود پیروزشد و ماسکهایی راکه امویان برای پوشش اهداف پست خود به کار می بردند از آنها گرفت و معاویه را آن چنان که بود نشان داد همچنان که امام (ع) توانست انقلاب جوشانی راکه سران و بزرگان شیعه آن را به وجود آوردند را آرام سازد . اینان دسته دسته به نزد او آمدند تا آن حضرت را به قیام برضدمعاویه که به تمام شروط قرارداد و تعهدات خود پشت پازده وادارسازد . آنان به امام (ع) پیشنهاد کردند کارگزارمعاویه راازکوفه بیرون کنند و تأمین همه نیازهای جنگ را از حیث سلاح و سازوبرگ ضمانت و تعهد کردند لیکن جوش و خروش هواداران و شیعیان امام (ع) را تحریک نکرد و به خطبه ها و سخنرانیهای آنها گوش نداد.
پس از قتل امام حسن (ع) شیعه گری درمردم کوفه سستی گرفت و چون حسن حق خلافت را به معاویه گذاشت کوفیان نیز از معاویه اطاعت کردند وقتی معاویه فرمان داد علی و خاندان وی را برمنبرهاناسزاگویند شیعیان خشمگین شدند،  معاویه هنگامی که مغیره بن شیعه را به فرمانداری کوفه می فرستاد بدوفرمان داد که علی رالعن کند و مغیره هروقت خطبه می خواند علی را لعن می کرد. یک روزکه ضمن خطبه علی راناسزاگفت و عثمان راستایش کرد حجربن عدی برخاست و گفت : آن کس که وی راناسزامی گوئید، به فضیلت سزاوارتراست و آن کس که اورا ستایش می کنید به مزمت سزاوارتر است . مغیره گفت : وای برتواز غضب و سطوت سلطان نترس زیراممکن است سلطان امثال تو را هلاک کند . حجرهمچنان برضد تسلط بنی امیه بود تا مغیره بمرد و زیاد به حکومت کوفه رسید و مانند پیش علی را برمنبرلعن می کرد حجرو یارانش از این قضیه خشمگین شدند واجتماعات برای لعن معاویه تشکیل می دادند .
وقتی زیادخبریافت به کوفه رفت  و به سالار نگهبانان خویش فرمان داد تاحجررابیآورد یاران حجربه سالارنگهبانان ناسزاگفتند و نگذاشتند به حجردست یابد ، زیادمردم کوفه را فراهم کردوگفت : بایک دست زخم می زنیدو بایکدست مرهم می نهید ، تنهای شما بامن است و دلهایتان باحجراحمق است ، این ازپلیدی شماست. به خدا باید بی گناهی خود را ثابت کنید ، گروهی به سوی شما می آورم که اصلاحتان کند . گفتند : ما ازاطاعت و رضای توسرنمی پیچیم بار دیگر زیاد سالارنگهبانان رابرای دستگیری حجرفرستادکه اورادستگیر کرد ، زیاد حجرو یارانش را بسوی معاویه فرستاد . معاویه هشت کس ازآنها را به کُشت و شش کس راکه از علی بیزاری جستند آزاد کرد این رخداد بسال 51 حجری بود.

قیام امام حسین (ع)
     کشته شدن امام حسین (ع) در تهییج شیعیان و متحد کردنشان تأثیربسیارداشت پیش از این رخداد شیعیان پراکنده بودند زیراشیعه گری یک نظریه سیاسی بودکه دردل پیروان خودنفوذنکرده بود وقتی امام حسین (ع) شهید شد شیعه گری باخون آمیخته شد و دراعماق قلوب شیعیان نفودکردوعقیده راسخ آنهاشد.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله قیامهای علویان