فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه
• انسانها بیشتر عمرشان را در گروهها زندگی می کنند؛آنها به عنوان اعضای خانواده، ساکنان یک محله یا شهر، اعضای یک گروه خاص اجتماعی یا اقتصادی و یا مذهبی و قومی نیز به عنوان شهروندان یک ملت با یکدیگر رابطه دارند. انسانها حتی اگر خودشان هم آگاه نباشند که اعضای یک گرو هند ، باز به شیوه هایی فکر و عمل می کنند که دست کم بخشی ازآنها را عضویت در گروه تعیین می کند. نوع لباسی که آدمها می پوشند، نوع خوراک و نحوه خوردن آنها، عقاید و ارزشهایشان و رسومی که رعایت می کنند، همگی تحت تأثیر عضویت آنان در گروههای گوناگون می باشند.
• جامعه شناسی را می توان به عنوان بررسی علمی زندگی گروهی انسانها تعریف کرد.جامعه شناسان در واقع می کوشند تا آنجا که ممکن است این نکته را به دقت و به گونه ای عینی توصیف و تبیین کنند که انسانها چرا و چگونه در گروهها با یکدیگر رابطه دارند.
• یکی از اهداف عمده جامعه شناسی پیش بینی رفتار اجتماعی و نظارت بر آن است. این هدف در جامعه نوین بصورتهای گوناگونی تحقق می یابد. همچنین جامعه شناسی به تخفیف تعصبها و پیشداوریهایی که مانع انعطاف پذیری بیشتر انسانها در برخورد با موقعیتهای تازه می شوند، کمک می کنند.
• سرانجام باید گفت که بررسی جامعه شناختی شیوه های نگرش و واکنش نوینی را در برخورد با سیمای پیوسته متغیر واقعیت اجتماعی، برایمان فراهم می آورد.

 

جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.

 

تاریخچه

 


• جامعه شناسی جوان ترین رشته علوم اجتماعی است. واژه جامعه شناسی را در سال 1838 اگوست کنت فرانسوی در کتاب فلسفه اثباتی اش بدعت گذاشت .کنت را عموما بنیانگذار جامعه شناسی می دانند. او معتقد بود که علم جامعه شناسی باید بر پایه مشاهده منتظم و طبقه بندی استوار گردد.
• هربرت اسپنسر انگلیسی در سال 1876 نظریه تکامل اجتماعی را تحول بخشید که پس از پذیرش و رد اولیه ، اکنون بصورت تعدیل شده دوباره پذیرفته شده است. اسپنسر نظریه تکاملی داروین را در مورد جوامع بشری به کار بسته بود. او معتقد بود که جوامع انسانی، از طریق یک تکامل تدریجی، از ابتدایی به صنعتی تکامل می یابند. او در نوشته هایش یادآور شده بود که این جریان یک فراگرد تکاملی طبیعی استکه انسانها نباید در آن دخالت کنند.
• لستر وارد آمریکایی کتاب جامعه شناسی پویا را در سال 1883 منتشر کرد. او در این کتاب از پیشرفت اجتماعی از طریق کنش اجتماعی با هدایت جامعه شناسان ، هواداری کرد.
• امیل دورکیم در 1895 کتاب قواعد روش جامعه شناسی را منتشر کرد و در آن ، روشی را که در بررسی ماندگارش از خودکشی در گروههای گوناگون به عمل آورده بود، به روشنی شرح داد. دورکیم یکی از پیش گامان تحول جامعه شناسی است. او سخت بر این باور بود که جوامع بشری با باور داشتها و ارزشهای مشترک اعضایشان انسجام می یابند.
• ماکس وِبِر (1920-1864)معتقد بود که روشهای علوم طبیعی را نمی توان درباره مسائل مورد بررسی در علوم اجتماعی بکار بست. وبر استدلال می کرد که چون دانشمندان اجتماعی جهان اجتماعی محیط زندگی خودشان را بررسی می کنند، همیشه قدری برداشت ذهنی در بررسیهایشان دخالت دارد. او معتقد بود که جامعه شناسان باید فارغ از ارزشهایشان کار کنند و هرگز نباید اجازه دهند که تمایلات شخصی شان در پژوهشها و نتیجه گیریهایشان دخالت کنند.
• درس جامعه شناسی در دهه 1890 در بسیاری از دانشگاهها ارائه شد. در 1895، مجله آمریکایی جامعه شناسی انتشارش را آغاز کرد و در 1905 انجمن جامعه شناسی آمریکا بنیان گذاشته شد.
شاخه های اصلی جامعه شناسی
• مکتب کارکردگرایی
• مکتب تضاد
• مکتب کنش متقابل نمادین

 


حوزه های تخصصی جامعه شناسی
• جامعه شناسی فرهنگ
• روان شناسی اجتماعی
• جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی
• جامعه شناسی توسعه
• جامعه شناسی دین
• جامعه شناسی هنر
• جامعه شناسی ادبیات
• جامعه شناسی صنعتی
• جامعه شناسی شهری
• جامعه شناسی پزشکی
• جامعه شناسی قشرها و نابرابریها
• جامعه شناسی روستایی
• جامعه شناسی سازمانها
• جامعه شناسی کار
• جامعه شناسی خانواده
• جامعه شناسی آموزش و پرورش
• جامعه شناسی بررسی مسائل اجتماعی
• جامعه شناسی تغییرات اجتماعی
• جامعه شناسی انحرافات
• جامعه شناسی ارتباطات
• جامعه شناسی انقلاب
• و رشته های دیگر
بررسی چند تعبیر در نامگذاری جناحهای سیاسی
در طی سالهای 61 تا 67،‌ جناحهای سیاسی با عناوین و تعابیر مختلفی نامیده می‌شدند و هر کدام، دیگری را با لقبی وصف می‌کرد. برخی از این تعابیر از محتوای منفی برخوردار بودند و به همین دلیل، هیچ گروهی از نامیدن آنها به خود بهره نمی‌گرفت بلکه این عناوین بیشتر از سوی جناح رقیب علیه آنها بکار می‌رفت. در میان این تعابیر و اصطلاحات، برخی رایج‌تر بوده‌اند که آنها را مورد توجه قرار می‌دهیم و درباره آنها به ارزیابی می‌نشینیم.
الف ـ چپ، راست و میانه
تعابیر چپ، راست و میانه، ریشه در فرهنگ سیاسی ما ندارند بلکه تعابیر به عاریت گرفته شده از فرهنگ سیاسی غرب و شرق محسوب می‌شوند. پس از انقلاب کبیر فرانسه، موافقان دولتها در مجلس این کشور در سمت راست می‌نشستند و مخالفان در سمت چپ و لذا چپها کسانی بودند که با وضع و کارکرد دولت، مخالفت می‌کردند. این تمایز در جایگاه نشستن، بتدریج محتوای خاصی را به همراه آورد و تعابیر چپ و راست را به مفهوم دو گونه موضع‌گیری و عملکرد تبدیل کرد. پس از ظهور کمونیسم در دنیا، تعابیر چپ و راست هم رنگ ایدئولوژیک و اقتصادی مورد نظر کمونیستها را به خود گرفتند. بدین صورت که چپ، به جریان مخالف نظام سرمایه داری و راست، به نیروهای هوادار یا متمایل به سرمایه داری اطلاق شد. براین اساس، دولتها و جریانهای چپ در دنیا به ضدیت و مخالفت با سرمایه داری جهانی یا اقتصاد آزاد شناخته می‌شدند و در مقابل، دولتها و گروههای مدافع نظام سرمایه داری و اقتصاد کاپیتالیستی به عنوان راست معرفی می‌شدند. از نظر روش و شیوه مبارزه هم گروههای چپ از طیف راست متمایز می‌شدند زیرا گروههای چپ به روشهای انقلابی، قهرآمیز و رادیکال متوسل می‌شدند اما گروههای راست به شیوه های گام به گام، اصلاح طلبانه و رفرمیستی تمایل نشان می‌دادند. در سیاست خارجی نیز دولتها و گروههای چپ، به نفع بلوک شرق و دولتهای سوسیالیستی موضع می‌گرفتند اما گروههای راست، به غرب تمایل نشان می‌دادند.
از مشروطه به بعد در ایران هم فضای سیاسی کشور تحت تأثیر جنبشهای کمونیستی قرار گرفت و تعابیر چپ و راست با مضامین و محتوای مورد نظر آنان بکار رفت. در طی سالهای 1320 تا 1357 «چپ» عموماً مارکسیستها و کمونیستها را به اذهان متبادر می‌ساخت و حتی گروههای انقلابی مسلمان هم خود را «چپ» می‌نامیدند. جنبش چپ در این سالها یکی از سه جریان فکری جامعه ـ در کنار جریان مذهبی و جریان ملی ـ محسوب می‌شد و عموماً محتوای ایدئولوژیک کمونیستی داشت. در سالهای پس از انقلاب و بویژه در فاصله سالهای 61 تا 67،‌ تعبیر چپ برای نامیدن بخشی از نیروهای خط امام هم بکار رفت و مراد از آن، نیروهای سیاسی و گروههایی بودند که در شاخصه های فکری و سیاسی و مواضع اقتصادی، زیر را داشتند:
1- نظام سرمایه داری را یک نظام استثمارگر تلقی کرده و مخالفت با آن را برای ایجاد عدالت اجتماعی و برابری اقتصادی، ضروری می دانستند.
2- بر همین اساس، در داخل کشور به اقتصاد کنترل شده دولتی تمایل نشان داده و تقویت بخش خصوصی و سرمایه داری داخلی را به زیان مردم و جامعه ارزیابی می‌کردند.
3- در سیاست خارجی، دولتهای سرمایه داری غرب و متحدان آنها را در مجموع، دشمن تلقی کرده و گرایش به گسترش رابطه با دولتهای انقلابی و سوسیالیستی جهان داشتند.
4- در داخل کشور با محور قرار دادن مواضع اقتصادی، روابط خود را با گروههای سیاسی دیگر تنظیم می‌کردند و با گروههای غرب گرا و متمایل به دولتهای غربی و طرفدار اقتصاد بازار و سرمایه داری، همکاری نداشتند.
5- راهکارهای اجرایی آنان، عمدتاً انقلابی، رادیکال و مبتنی بر مداخله دولت بود و لذا کمتر برای رفع مشکلات اقتصادی، راه حلهای اقتصادی ارائه می‌کردند بلکه از طریق وضع قوانین محدود کننده و اجرای آن توسط دولت و نهادهای انقلابی، برای رفع مشکلات اقتصادی وارد عمل می‌شدند.
در مقابل جریان چپ اسلامی، نیروهای مخالفی قرار داشتند که بتدریج به «راست» مشهور شدند. اینان عمدتاً در حوزه مسائل اقتصادی و سیاسی، در مقابل طیف چپ قرار داشتند و به حداقل دخالت دولت در مسائل اقتصادی معتقد بودند. در واقع جناح «راست» نیروهای خط امام، با «راست» رایج در جهان، تنها در حوزه مسائل اقتصادی، همسویی داشت و در دیگر زمینه‌ها ازجمله مسائل اعتقادی و فرهنگی و سیاسی، دارای نظراتی بود که کنترل دولت و محدودیت آزادیهای فردی را تجویز می‌کرد. جریان راست و راست جدید در دنیا، بر کمترین دخالت دولت و گسترش آزادیهای فردی در حوزه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تأکید داشته و دارد اما راست موجود در کشور ما فقط درحوزه مسائل اقتصادی به آزادی عمل بخش خصوصی و عدم مداخله دولت معتقد بوده و در دیگر حوزه ها، نه تنها اصراری بر آزادی فردی نداشته و ندارد بلکه دخالت نهادهای حکومتی برای محدودکردن آزادیهای فردی را در بسیاری اوقات، یک ضرورت تلقی کرده و می‌کند این نکته را نیز باید در نظر گرفت که در مسائل اساسی انقلاب مانند مخالفت با آمریکا و سیاستهای تجاوزکارانه این کشور، «راست» و «چپ» نظریات واحدی داشتند اما بخشی از مخالفت طیف چپ با آمریکا را خصلت ضد سرمایه‌داری آنان رقم می‌زد و این در حالی بود که طیف راست تنها از منظر اعتقادی و سیاسی به مخالفت با آمریکا و سیاستهایش می‌پرداخت و مبارزه با اقتصاد سرمایه داری را اصل نمی‌دانست.
تعبیر «خط میانه» در سالهای اول انقلاب مطرح شد و منظور از آن نیروهای غیرمذهبی،‌ ملی یا ملی- مذهبی جامعه بود که به یک انقلاب همه جانبه و ضد امپریالیستی اعتقاد نداشتند و در نبود رژیم وابسته به آمریکا می‌توانستند منافع کاخ سفید را در مقابل مبارزان ضد امپریالیست و انقلابیون واقعی، حفظ کنند.
«دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با بهره گیری از همین عنوان چندین جلد از اسناد لانه جاسوسی را تحت نام «خط میانه» منتشر کردند تا از منظر آمریکائیان، چهره‌های شاخص و خصوصیات مطلوب نیروهای خط میانه را برملا کنند. از سال 60 به بعد، نیروهای ملی و ملی- مذهبی و همه کسانی که تمایل به غرب داشتند، در حاشیه قرار گرفتند و تا سالها منزوی شدند و لذا تعبیر «خط میانه» هم کاربرد خود را از دست داد. بعدها در سالهای 67 به بعد در ادبیات خبری و تحلیلی رسانه‌های غربی، «خط میانه» درباره کسانی به کار رفت که در دولت آقای هاشمی رفسنجانی متمرکز و به جناح سومی ـ در مقابل راست و چپ ـ تبدیل شده بودند. در این دوره، واژه میانه‌روی با مفهوم واقع‌گرایی، برخورد پراگماتیستی و کمرنگ کردن آرمانها و ارزشها، تنش زدایی در سیاست خارجی، اولویت دادن به مسائل اقتصادی، ‌اصل قرار دادن توسعه و فرعی پنداشتن عدالت و امثال آن پیوند خورده بود و رسانه‌های غربی با میانه‌رو نامیدن دولت هاشمی، درصدد تقویت جریانهایی بودند که دست از آرمانهای انقلاب کشیده و به غرب نزدیک می‌شدند. بنابراین در سالهای قبل از 61 و بعد از 67، تعبیر خط میانه رایج بود ولی در فاصله سالهای 61 تا 67 در درون نیروهای انقلاب هیچ نیروی سیاسی و فکری خاصی به عنوان خط میانه معرفی می‌شد.
ب ـ طرفداران فقه سنتی و فقه پویا
یکی از مقولاتی که در صف‌بندی فکری و سیاسی سالهای 61 تا 67 ملاک مرزبندی شده بود، طرفداری از فقه سنتی یا فقه پویا بود. در این سالها مسئله تدوین قوانین بر اساس فقه، بحث روز بود ولی با مراجعه به فقه موجود ضعفها و نارساییهایی مشاهده می‌شد و اصل توانایی فقه موجود در پاسخگویی به نیازهای متحول جامعه را به زیر سوال می‌برد. به تدریج عده‌ای از سر علاقه به نوآوری و حل نارساییها و بن‌بست‌شکنی و از ضرورت ایجاد تحول در فقه، ‌سخن گفتند. این افراد را به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:
اول: گروهی که فقه موجود در حوزه های علمیه را با توجه به مقتضیات زمان، ناقص و غیرقابل اجرا دانسته و خواستار در انداختن طرحی نو در سیستم فقهی ـ ‌به معنای ایجاد دگرگونی اساسی و ماهوی در معیارها و مبانی فقه موجود ـ بودند و به یک معنا با کنار گذاشتن ضمنی کتاب و سنت بر عنصر عقل ـ‌ به معنای دستاوردهای علمی و فکری بشر ـ ‌و اجماع ـ به معنای رای اکثریت ـ‌ تأکید می‌کردند که نتیجه آن تبدیل فقه به ملعبه افراد و خواسته‌های نفسانی آنها می‌شد بی‌اطلاعی از توانایی ذاتی دین و غنای فقه شیعه، اصلی ترین عامل این رویکرد به فقه بوده و هنوز هم ممکن است طرفدارانی داشته باشد.
دوم: گروهی که فقه موجود را بنا به دلایل تاریخی و اجتماعی، ‌نارسا و غیر پاسخگو می‌دانستند و درصدد ایجاد تحول و تغییر در آن بودند اما همچنان بر متد و شیوه اجتهادی متداول در حوزه‌های علمیه پای می‌فشردند و همگام با زمان و تحول موضوعات و نیازهای جدید، پاسخ فقهی را طلب می‌کردند اینان نیز اجتهاد مصطلح در حوزه‌های علمیه را ناکافی و نارسا دانسته و ایجاد تحول در فقه موجود را پی می‌گرفتند اما درصدد شکوفا ساختن فقه در حوزه‌های گوناگون اجتماعی (مانند دولت در اسلام، ‌روابط بین الملل جوامع اسلامی و غیر اسلامی، مسائل مربوط به انفال، زمین و ثروت و . . . ) بودند زیرا اعتقاد داشتند که مبانی آنها در کتاب و سنت و کتب فقهی ما موجود است و کافی است تطور و تحول صحیح فقهی را متناسب با نیازهای تطور یافته اجتماعی پدید آورد.
در مقابل دو جریان، جریان فکری سومی نیز قرار داشت که در مقابل اجتهادهای تازه، مصلحت اندیشه‌های حکومتی و پاسخگویی به نیازهای متحول از منظر نوآوری در فقه می‌ایستاد و داشته‌های موجود در رساله‌های عملیه را برای حل معضلات گسترده اجتماعی، کافی می‌دانست و معتقد بود که امروزه نیازی به استنباط احکام جدید و بسط و گسترش فقه نیست. اینان قبول نداشتند که امروز به دلیل تشکیل حکومت اسلامی به بعضی از احکام نیازمندیم که در گذشته به دلیل عدم تشکیل حکومت، استنباط نشده یا بحث کافی روی آن صورت نگرفته است،‌ و لذا مدعی طرفداری از فقه سنتی بودند و اساساً فقه پویا را به معنای یک انحراف جدی از فقه شیعه تلقی می‌کردند. این عده که در واقع همان نیروهای موسوم به راست بودند،‌ پس از مطرح شدن برخی سخنان از سوی حضرت امام خمینی (ره) در دفاع فقه سنتی بر برداشت خود راسختر شدند و به مرزبندی نیروهای سیاسی جامعه حول فقه سنتی و فقه پویا پرداختند در همان ایام امام راحل در دفاع از فقه سنتی فرموده بودند اگر از فقه سنتی منحرف بشویم فقه از بین می‌رود. باید به همان صورت و قدرتی که مشایخ ما از ابتدا تا به حال فقه را حفظ کرده‌اند حفظ کنید همچنین در نقد جریان اول، تأکید کرده بودند: «همه همتها باید معطوف این بشود که فقه با همان وصفی که بوده است محفوظ باشد ممکن است اشخاصی بگویند باید فقه تازه‌ای درست کرد که این‌آغاز هلاکت حوزهاست.»
این سخنان دستمایه جناح راست برای مخالفت با رقیب شد اما بهره گیری از آنها در مخالفت با دیگران چندان دوام نیاورد چون بلافاصله حضرت امام در چندین موضع‌گیری صریح خود اعلام کرد که فقه سنتی ما پویاست از آن پس مرزبندی حول این مفاهیم، فراموش شد و کمتر کسی با تکیه بر تحریر الوسیله امام یا فقه سنتی و فقه جواهری به رد و انکار دیگران پرداخت. گفتنی است که تأکید امام خمینی(ره) بر فقه سنتی، اصرار بر این نکته بود که فقه و اجتهاد از لحاظ اسلوب و روشهای استنباط ـ و نه محتوا، قلمرو و دیدگاه اجتهادی ـ باید در همان چارچوبی باشد که فقهای گذشته پی ریخته‌اند ولی از نظر محتوا، پویایی فقه مورد نظر امام راحل بود و وصف ذاتی اجتهاد در فقه سنتی را پویایی آن می‌دانستند و بر عنصر زمان و مکان در اجتهاد تأکید می‌کردند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 27   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جامعه شناسی گروه های سیاسی

سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده

اختصاصی از فایل هلپ سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده


سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده

 

 

 

 

سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده و همچنین زمان تقریبی رسیدن و نمایش بر روی نقشه و مکان های مورد نیاز در اطراف شما

آدرس وب سایت اصلی برای دمو و قیمت: http://codecanyon.net/item/my-places-with-admob/12607235

ٍ ECLIPSEsسورس

 
نمایش اماکن بر روی نقشه کاربردی و پایه مکان، شما می توانید مکان های مهم را در اطراف خود پیدا کنید، و مکان را مشاهده کنید


ویژگی

     رابط کاربری 
     ادموب و Interstisial مجتمع
     رنگ پویا
     منوی کشویی 
     جهت یابی و مسیر یابی
     اماکن اطراف شما
     ذخیره علاقه مندی اماکن شما
     پیدا کردن هر چیز در شعاع اطراف  شما
     پایگاه داده SQLite
     تنوع رنگ 14+
 

 


دانلود با لینک مستقیم


سورس پیدا کردن مکان شما و فاصله تا مقصد تعیین شده

جعل اسکناس

اختصاصی از فایل هلپ جعل اسکناس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

جعل اسکناس


جعل اسکناس

مراقب اسکناس‌ و تراول چکهای جعلی باشید

کلاهبرداری از طریق جعل اسکناس و انواع چک‌ها، یکی از شگردهای مجرمانه است که تبهکاران حرفه‌ای از آن بهره می‌گیرند و برای نیل به اهداف خود به انواع حیله‌ها و ترفندها متوسل می‌شوند. این مجرمان به سبب این که جعل و جرم را پیشه خود قرار داده‌اند، هنگام اجرای نقشه‌های خود تمامی جوانب را می‌سنجند و به همین سبب شناسایی و دستگیری آنان غالبا مشکل و با مانع مواجه است.

 هر چند این خلافکاران نیز از اصل و قاعده پنهان نماندن جرم و جنایت مستثنی نیستند، ضررهای مالی و به‌تبع آن آسیب‌های روانی و روحی وارده به مالباختگان و فریب‌خوردگان این ضرورت را یادآور می‌شود که هوشیاری و دقت در همه امور و انجام معامله‌ها را نباید از دست داد.

 

این فایل دارای 39 صفحه می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


جعل اسکناس

تحقیق در مورد بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلند

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق در مورد بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلند دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلند


تحقیق در مورد بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلند

ینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه11

 

فهرست مطالب

بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلن

پیاده روی یکی از ایمن ترین روشهای حمل و نقل در نیوزیلند است  و براساس آمارهای ارائه شده در ازای هر ساعت سفر با کمترین احتمال مرگ یا صدمه در رتبه دوم قرار دارد .

 

براساس گزارش های ارائه شده از تصادفات جاده های نیوزیلند ، در سال 2006 تعداد 44 عابر پیاده رو کشته شده و 256 عابر دچار جراحات شدید شده و تعداد 695 عابر  نیز جراحات سطحی پیدا کردند.

هزینه تصادفات عابرین پیاده حدود  308 میلیون دلار بوده است که این مقدار 9 درصد از کل هزینه های تصادفات در سال 2006 بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

البته همه تصادفات عابرین پیاده به پلیس گزارش داده نشده اند، بنابراین براساس گزارش های اداره بهداشت تعداد واقعی عابرین پیاده که تصادف کرده اند بدست می آید.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بررسی تصادفات عابرین پیاده در نیوزیلند

دانلود مقاله ملک الشعراء بهار

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله ملک الشعراء بهار دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

هیچ کلامی گویا تر از خاطرات و سروده ها و دست نوشته های بهار نمی تواند زندگی سراسر تلاش و مبارزه او را در صحنه های ادب و سیاست این سرزمین بیان کند :
در سال 1304 هجری قمری ماه ربیع الاول شب سیزدهم در مشهد که از شهرهای خراسان است به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا محمد کاظم متخلص به صبوری و ملقب به ملک الشعرا ابن محمد باقر کاشانی کدخدا صنف شعربافان مشهد و او پسر حاج ابدالقدیر خارا باف ساکن کاشان بوده است جد من حاج محمد باقر در جوانی از کاشان به خراسان رفته و در شهر مشهد ساکن آمده و پدرش در آنجا زاده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


مقدمه :
صبوری حرفه پدر را مانند برادرانش دنبال نکرد و در مشهد به تحصیل علوم ادبی – عربی و زبان فرانسه و فقه و حکمت پرداخت و در زمان خود از فضلای مشهور به شمار می آمد و در روز عید فطر 1284 قمری در سن 28 سالگی در حضور والی خراسان و نایب التولیه آستان قدس رضوی قصیده مرسوم عید را قرائت کرد و در حدود دو سال بعد فرمان ملک الشعرائی خود را که از سوی ناصرالدین شاه صادر شده بود دریافت کرد صبوری از میان سبک های شعر فارسی به سبک خراسانی روی آورده بود و در قصیده سرائی و غزل استاد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ملک الشعراء بهار

 

پدرم غالب اوقات که به خانه می آمد منشست و با ما صحبت های علمی و ادبی می کرد و دارای این عقیده نبود که با زن و فرزند نباید صحبت کرد . با ما صحبت میکرد و همین صحبت های او بر مدارج معلومات مادرم و من میافزود .
خیلی از حکایات عرب و شعر های فارسی و عربی است که من از طفولیت در بین صحبت های پدرم شنیده و هنوز فراموش نکر ده ام .
از روزی که ترجمه نوشته های ادیب معروف فرانسوی الکساندردوما در ایران منتشر شد پدرم آنها را بدست آورده و شبها شروع می کرد به بلند خواندن. وقتی هم که خسته می شد به مادرم می داد او هم قدری می خواند.
صبوری با اینکه خود اهل علم و ادب بود دوست نداشت که فرزندش شاعر شود. او گاه گاهی به من میگفت که نمی خواهم تو شاعر شده و جای مرا احراز کنی زیرا میدانم که وضع مملکت ایران تغییر کرده و دیگر به کسی مواجب نخواهند داد و شعر را مسخره خواهند کرد. و تو از این شعرائی که به گدائی گذرام می کنند بدتر خواهی شد. برو عقب کاسبی که در آن روزگار محتاج دولت نشوی.
اخلاق پدرم بوی مناعت و آزادی طلبی می داد. و اگر تا دوران طلوع مشروطیت ایران زنده بود می توانستم بگویم که چه می کرد ولی در سنه 1322 قمری در وبای اخیر خراسان غالب تهی کرد.
مادر بهار از یک خانواده اصیل و تاجر گرجستان و از نژاد مسیحیان قفقاز بوده است که در جنگ های روس و ایران باجمعی دیگر به وسیله عباس میرزا نایب السلطنه به اسارت به ایران آورده شده و به دین اسلام در آمده بود.
جد مادری بهار افراسیاب خان همراه برادر بزرگش سهراب خان در طی جنگ -های ایران و روس به ایران آورده شدند.
سهراب خان در دربار فتح علی شاه ترقی کرد. و نقدینه شاه به او محول شده بود و بدین روی سهراب خان نقدی خوانده می شد و خاندان نقدی از نسل اویند برادر کوچک تر افراسیاب خان اسلام را پذیرفت و تعصبی سخت در کار دین داشت و از کارهای دولتی روی بر تافت و به کار تجارت پرداخت و پسرش عباس قلی نیز تاجر شد. مادر بهار دختر این عباس قلی تاجر بود که در تهران متولد شد و بعدها با خانواده اش به مشهد آمد به همین دلیل خانواده مادری بهار به تهرانیان شهرت یافته اند. در آن دوران که کمتر زنی سواد خواندن و نوشتن داشت مادر بهار زنی کتاب خوانده بود و به مطالعه می پرداخت. نامه ای از او در دست است که هنگام ازدواج بهار به همسرش سودابه نوشته و او را نصیحت های مادرانه کرده است.
مادر بهار در سال 1326 قمری در مشهد در گذشت. وی هنگام مرگ علاوه بر بهار دو پسر دیگر به نام های محمد ملک زاده و موسی بهار و نیز یک دختر به نام عذرا ملقب به ملک زاده خانم داشت.
تحصیلات بهار از مکتب خانه ها شروع شد. هوش و استعداد او در فراگیری علوم بی نظیر بوده و در سنین کم می توانست کتاب های قدما را به خوبی بخواند.
از سن 5 سالگی مرا به مکتب زنانه فرستادند .معلمه من زن عمویم بود و یک دختر و پسر دیگر هم با من هم مکتب بودند . عمه جزء که از کتب ابتدایی قدیم بود یا قرآن را در چند ماه خوانده و خلاصه یک سال در آنجا ماندم و فارسی خوان شده بودم ( از زن عموی خودم ممنونم که به جز درس سطحی دیگر درس عقاید به من یاد نداد و کله مرا از بچگی به موهو مات مضحکه عادت نداد ) .
بعد از آن به مکتب خانه دیگری رفت که پسران در آن تحصیل میکردند و شش ماه در مکتب خانه جدید به ادامه تحصیل پرداخت .
چیزی که خواندم چند کتاب فارسی بود که مفیدتر از همه آنها کتاب نامه خسروان تالیف جلال الدین میرزا پسر فتح علی شاه بود که برای قوه فارسی من بهترین سر مشق شد زیرا کتاب مزبور با کلمات مقدس پارسی نوشته شده و از آلایش به زبان عربی منزه است.
شش سالم نشده بود که از آن مکتب بیرون آمده برای خواندن مقدمات عربی به مکتب دیگری رفتم . در اینجا من درسهایم کمی مشکل تر بود و هوش و گوشم نیز بیشتر باز شده بود .
در سن 10 سالگی همراه پدر و مادر و خواهر و برادر کوچکتر از خود تهران رهسپار کربلا شد . به گفته خود او در این سفر مادر بزرگ مادری و یکی از دایی هایش نیز همراه آنان بودند :
در آن سال ناصرالدین شاه به دست یک نفر سوخته عالم استبداد میرزا رضا کرمانی کشته شده بود. او به واسطه ظلم هایی که از اعوان استبداد ناصری بدو رسیده بود و از اثرات نطق های جانسوز سید جمال الدین اسد آبادی بدان کار دست زد .
بهار در باره آن سفر طولانی از مشهد به کربلا می نویسد :
در هر شهری که بیش از 15 روز بایستی توقف کنیم پدرم مرا به مکتب می گذاشت تا درس هایی را که خوانده بودم فراموش نکنم .
نبوغ ذاتی بهار و استعداد ادبی او از همین سنین کودکی بروز میکند . از 7 سالگی شروع به شعر گفتن کرده است :
من از 7 سالگی به شعر گفتن مشغول شدم . یکی خواندن شاهنامه دیگر کتاب صد کلوه از آثار نظمی رشید و طواط در مکتب تحرک قریحه شعری مرا باعث آمد. شعر اولم این بود که گفته و در حاشیه شاهنامه نوشته بودم . پدرم بدید و 10 پول سیاه به من جایزه داد :
تهمتن بپوشید ببربیان بیامد به میدان چو شیر ژیان
در سفر خانوادگی به کربلا در بیستون بیتوته کرده بودند و شبانگاه عقرب جراری به جمع آنها راه یافته بود :
در بیستون شب میان کاروانسرا من و مادرم و خواهرم وبرادرم نشسته بودیم که باد چراغ را خاموش کرد . من حس کردم چیزی از روی پای من گذشته از روی دست مادرم و سینه برادرم که در آغوش مادرم خفته بود نیز رد شد و رفت .
چراغ را روشن کردم . عقربی بود که گفتی از عقارب عهد پرویز در زوایای بیستون برای نمونه کراهت های طبیعت به یادگار مانده بود . دمی داشت چون طره شیرین خمیده و رنگی چون چهره فرهاد زرد و تفتیده و نیشش چون پیکان عشق تیز و پر از زهر . مادرم از وحشت فریادی زد و بالاخره حیوان با سنگ بیداد کشته شد . من به عنوان مضحکه این شعر را در همان حال گفتم :
به بیستون چو رسیدم یک عقربی دیدم اگر غلط نکنم از لیفندفرهادست
پدرم بسیار خندید و پس از آن هر جا مینشست برای خنداندن حضار این شعر مرا با آب تاب عنوان می کرد .
در سنین 13 یا 14 سالگی نیز گاهگاهی اشعارقدما را تضمین می کرد و این نشان از وسعت مطالعه و علاقه مندی او به شعر بوده است .
در سال 1280 شمسی / 1319 قمری د رسنین نوجوانی بنا بر تقاضای پدرش بهار به لقب ثقه الکتاب کتابخانه آستانه قدس رضو ی مفتخر شد .
من در نقاشی و شعر ذوق خوبی به خرج میدادم . پدرم هم تا سن 15 سالگی من در قسمت شاعر ی من سعی زیادی به خرج می داد . بعد یک مرطبه خیالاتش عوض شد. زیرا تغییر اوضاع ایران بعد از مرگ ناصرالدین شاه و در عهد مظفرالدین شاه طوری محسوس بود که پدرم می گفت قهرا اوضاع دربار و دولت عوض شده کسی من بعد شعر و شاعران اعتنا نخواهد کرد و علم و فضل را رونق و جمالی نخواهد ماند و اهل علم و معرفت گرسنه و بیکار و از لذات حیات و سعادت زندگی مهجور خواهد ماند. این خیال در مغز پدرم چنان قوت گرفت که مرا از شعر گفتن تقریبا منع کرد و اصرار داشت که به تجارت بپردازم و بدین خیال مرا در اوان بلوغ داماد کرد تلون فکری پدرم و حالت عصبانی وی زیاد می شد به حدی که یک مرتبه مرا از رفتن به مدرسه باز داشت و به دکان بلور فروشی که دائی من صاحب آن بود به شراکت گذاشت و مرا به وی سپرد ولی بهار ذاتا شاعر بود و به اموری مانند تجارت اهمیت نمی داد.
در سال 1282 شمسی /1322 قمری هنگامی که بهار هجده سال داشت پدرش درگذشت. با مرگ او زندگی بهار جوان دست خوش تحولات بسیار گشت بهار در سرودن شعر آنچنان مهارت به خرج می داد که فضلا خراسان می پنداشتند که او اشعار پدرش را به نام خود می خواند. هر چند پس از امتحان های بسیار از عهده همه آزمایش ها موفق بیرون آمد و حسودان ساکت شدند تا از در دیگری وارد شوند.
در آن ایام بهار برای احراز مقام ملک الشعرائی آستان قدس رضوی و جانشینی پدرش هنگام سفر مظفر الدین شاه به مشهد اولین قصیده خویش را ساخت و به شاه عرضه داشت.
در این زمان معان دان دست از او دست بر نداشته و گفتند که کس دیگری برای او شعر می گوید و او را وادار به بدیهه سرایی کردند و سرودن رباعیات به طریق جمع الا ضداد را که آزمون سخت و دشواری بود به او تکلیف نمودند .
بهار خود می گوید:
در آن مجلس جوان بود خود ساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهار چیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردند و ایمان آوردن من بایستی بهار این چهار چیز را بالبدیهه بسراید : آینه- اره - کفش – غوره.
من برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ به حصول پیوست و آن این است :
چون آینه نور خیز گشتی احسنت چون اره به خلق تیز گشتی احسنت
در کفش ادیبان جهان کردی پای غوره نشده مویز گشتی احسنت
بهار در یادداشت های خود میگوید:
بعد از مرگ پدر بر آن شدم که به تهران رفته و به کمک بزرگان دولت برای فراگرفتن علوم جدید فرنگستان رهسپار شوم لیکن دو چیز در پیش این مقصود دیوار کشید : یکی سرپرست بودن خانواده که شامل مادر و خواهر و دو برادر کوچک بود و معیشت آنان را می بایستی تدارک و اطفال را تربیت نمایم دیگر انقلاب ایران بود که در سال 1324 قمری دو سال پس از مرگ پدر روی نمود و در اوضاع اجتماعی ایران تاثیرات شگرفی بخشید و در هر سری ش.ری دیگر انداخت.
در سال 1324 به سن بیست سالگی در شمار مشروطه طلبان خراسان جای گزیدم من و رفقای دیگر عضو مراکز انقلابی بودیم و روزنامه خراسان را به طریق پنهانی طبع و به اسم رئیس الطلاب موهوم منتشر می کر دیم و اولین آثار ادبی من در ترویج آزادی در آن روز نامه انتشار یافت.
از این دوران بها ر جوا ن و پر شور با ایمانی راسخ و روحی حساس و وطن پرستانه وارد زندگی سیاسی اش میشود .
در سال 1328 قمری در مشهد حزب تند رو دموکرات قدرت بسیاری یافت و کمیته مرکزی حزب انتخاب گردید که بهار هم یکی از اعضای فعال این کمیته بود.
در ماه رجب 1327 قمری نیرو های مجاهد به سرداری سپهسالار تنکابنی و سر دار اسد و صمصام السلطنه بختیاری و سران مسلمان و ارمنی وارد پایتخت شدند و محمد علی شاه به سفارت روس پناه برد و از سلطنت استعفا کرد .
بهار در همه حال در روزنامه نوبهار و تازه بهار مخالفت خودش را با حضور قوای روسیه در ایران ابراز می کرد و از این کاری بس خطر ناک بود .
در این مورد بهار در خاطراتش می آورد :
تاریخ زندگانی آزادی خواهان قدیم خاصه دموکراتها پر است از این قبیل مخاطرات و از جان گذشتگی ها و تنها چیزی که ایران را تا حدی نجات داد همین پاکی نبت و صفای عقیدت و ایمان کامل به حریت و استقلال بود .
در سال 1330 قمری به دستور صریح قونسول روس روز نامه نو بهار توقیف شد و به دنبال آن روز نامه تازه بهار هم از طرف حکومت خراسان و به دستور وثوق الدوله وزیر خارجه وقت توقیف گردید . بهار و نه نفر از اعزای حزب دموکرات دستگیر و به تهران فرستاده شدند. این تبعید هشت ماه طول کشید و بهار در اواخر سال 1330 قمری به مشهد باز گشت و در سال 1332 از نو روزنامه نو بهار را منتشر کرد در باز گشت به مشهد می گوید :
یک سال کار کردم تکفیرم کردند وآزارم دادند وتا جنگ بین الملل افق جهان را با برق ششلول یک نفر صر بی قرمز رنگ ساخت .
این بار تنهایی مبارزه را شروع کرد . زیرا یاران و هم رزمان سابق همه خمود و خسته و نا امید شده بودند . بهار هنوز کار را شروع نکرده بود که ژنرال قونسول روسیه تزاری مانع از انتشار نوبهر شد . او پس از ملا قات با پرنس دابیژا کنسول روس چنین میگوید :
کنسول گفت ما نمی گذاریم تو روز نامه بنویسی .گفتم من هم کتاب مینویسم گفت از چه مقوله ؟ گفتم بر ضد دولت تراز و بر ضد شما ودر هندوستان منتشر می کنم.
مقاومت بهار این نتیجه را داشت که روز نامه بهار را به تنهایی انتشار دهد.
در همین احوال انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی 1332 قمری در خراسان آغاز و پایان یافت و من از درجز و کلات وسرخس به وکالت مجلس انتخاب شدم .
بعد از مدت کوتاهی بار دیگر نوبهار به توقیف سپرده شد:
روزنامه نو بهار از طرف دوقونسول خانه روس و انگلیس که هر دو در جنگ شرکت داشتند توقیف گردید و من به تهران از راه روسیه عزیمت کردم .
در تهران اعتبار نامه من به جرم استشهاد های ملا نمایان مشهد...در بیغوله مخالفت در افتاد و بعد از 6 ماه به زحمت از چاله درآمد و قبول گردید .
و این بار روز نامه نو بهار را در تهران بر پا داشت .
سایر شعرا نیز از قبیل ادیب الممالک در باره شکستن دست ملک الشعرا اشعاری سروده اند . در آن احوال بهار به همراه ارباب کیخسرو شاهرخ رئیس مباشرت مجلس شورای ملی برای معالجه دست شکسته اش به تهران آمد .
و پس از مدتی به دستور دولت به بجنورد تبعید گردید :
بالجمله با دست شکسته از تهران به خراسان تبعید شدم و پس از شش ماه به تهران اضارم کردند. انقلاب روسیه بر پا شد. حزب سازی را از سر گرفتند و در کمیته مرکزی حزب دموکرات مدت دو سال دوباره انتخاب شدم.
در دوره پنجم ملک الشعرا بهاراز ترشیز به وکالت مجلس انتخاب شده بود.
از بدوافتتاح مجلس پنجم اوضاع دگرگون شد تا عاقبت من از روزنامه نویسی دست برداشتم.
او در آن زمان به تنهایی جراید اقلیت را اداره می کرد . خود در این باره می -نویسد:
اداره تمام جراید اقلیت آن روز و نوشتن شبی هفت سر مقاله علاوه بر مقالات فنی و ادبی برای مجلات به نثر و شعر و مبارزه دائمی شغل من بود.
بها ر در خاطراتش از این دوران تلخ وتاریک چنین مینویسد :
پیش بینیهایی که چند سال درباره آنها قلم وچانه زده بودم یعنی مضرات هرجو مرج فکری و ضعیف کردن رجال مملکت و دولت مرکزی آن روز بروز کرد.
مردی قوی با قوای کامل وسائل خارجی و داخلی بر اوضاع کشور و بر آزادی و مجلس و بر جان و مال همه مسلط شد و یک باره دیدیم که حکومت مقتدر مرکزی که در آرزویش بودیم به قدری دیرآمد که قدرتی در مرکز به وجود آمده و بر حکومت و شاه و کشور مسلط گردیده است.
حیات سیاسی من در این مرحله تقریبا به کوچه بنبست رسیده بود...
در این دوران سردار سپه آمد و به قدرت رسید قدرتی که شروع به مبارزه بر ضد تمام دست آوردهای آزادی خواهان کرد. او دشمن آزادی و مشروطه و مطبوعات آزاد بود.
من دربادی امر به این مرد فعال نزدیک بودم و نظر به آنکه تشنه حکومت مقتدر مرکزی بودم و از منفی بافی نیز خوشم نمی آمد میل داشتم به این مرد خدمت کنم.
موضوع برپایی جمهوری سردار سپه از این زمان آشکار می گردد.
مجلس پنجم باز شد شاه فرار کرد سردار سپه فرمانروای مملکت گردید. شهربانی و قشون و امنیه و حکام و دسته های سیاسی و مجلس همه در دست او مانند موم بودند.
ولی افکار عامه و سواد جماعت و اغلب محافظه کاران و معدودی هم از آزادی خواهان تربیت شده و با نفوذ و قدرتی که مانند توفانی سهم گین غرش کنان به در و دیوار و سنگ و چوب و کوه میخرد و پیش می آمد دم از مخالفت زدند و در نبرد نخستین پیروزس یافتند.
بهار نیز با مخالفان جمهوری همگام بود او در این هنگام به سال 1303 شمسی در مخالفت با جمهوری مسمط معروفی در دو معنای متضاد ساخت :
جمهوری سردار سپه مایه ننگ است
این صحبت اصلاح وطن نیست که جنگ است
سرانجام سردار سپه با برقراری سلطنت بر مخالفان پیروز آمد.
شاه نو آمد و بساط خاندان کهن برچیده شد... .
مجلس ششم باز شد و بهار و رفقایش انتخاب شدند دیکتاتوری رضا خان علنی گشت و مبارزه اقلیت با شاه نو و خود کامگی از او شدت گرفت. ما دوره ششم را به پایان بردیم و در دوره بد لایق آن نبودیم که دیگر باره قدم به مجلس شورای ملی بگذاریم. و چند تنی هم از رفقای ما که در دوره هفتم انتخاب شدند از وکالت استعفا دادند و در خانه نشستند و حیات سیاسی من بر خلاف روح شاعرانه و نقیض حالات طبیعی و شخصیت واقعی من بود پایان یافت.
از سال 1307 شمسی بهار خانه نشین و منزوی شد. بنابر دعوت وزارت معارف به تدریس تاریخ ادبیات پیش از اسلام در مدرسه دارا لمعلمین عالی مشغول شد ولی در تاریخ مهر 1308 بنا بر سعایت سرتیپ درگاهی رئیس شهربانی وقت بهار گرفتار گردید و به زندان افتاد.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله ملک الشعراء بهار