فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود مقاله سنبل الطیب

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله سنبل الطیب دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 تیره سنبل الطیب Valerianaceae
گیاهانی عموما علفی یکساله یا پایا، بندرت به صورت بوته های کم و بیش چوبی و غالبا دارای ساقه های منشعب اند. عموما برگهائی متقابل، ساده یا لوبدار و یا منقسم به قطعات برگچه مانند و در هر حال استیپول دار دارند. گلهای آنها نر-ماده یا منحصرا دارای یکی از اجزای اصلی گل (پرچم یا مادگی)، پلی گام، شامل قطعات 5 تائی و به رنگهای سفید، گلی و یا سفید مایل به زرد است که معمولا به صورت گرزنهای دو سویه مجتمع می‌باشند. از اختصاصات ساختمانی گل این گیاهان آن است که اولا دارای کاسه بسیار کوچک‌اند بطوری که گه گاهی عاری از آن بنظر می‌رسند و ثانیا جام گل آنها غالبا لوله ای یا قیفی شکل و دارای پهنکی منقسم به لوبهای نامساوی و یا شامل دو لب متمایز است. ضمنا لوله جام گل در عده ای از آنها مانند Valeriana ها، قوزدار و یا دارای دنباله مشخص می‌باشد. مادگی این گیاهان اصولا شامل 3 برچه است ولی غالبا یکی از آنها به حالت زایا باقی می‌ماند که آن نیز محتوی یک تخمک اپی تروپ می‌باشد. دو برچه دیگر معمولا فاقد تخمک باقی می‌مانند.
تعداد پرچمهای این گیاهان، روی طرح اصلی گل باید 5 باشد ولی چون همیشه پرچم خلفی آنها از بین می‌رود، مجموعا 4 پرچم (حداکثر) در آنها مشاهده می‌گردد. عده ای از آنها نیز پرچمهای کمتر از 4 و حتی یک پرچم دارند بطوری که مراحل تدریجی، کاهش تعداد پرچمها را می‌توان بخوبی در آنها مشاهده کرد. گرده افشانی در این گیاهان همیشه به کمک حشرات صورت می‌گیرد.
میوه آنها به صورت فندقه ای است که گاهی در انتها به یک دسته تار ختم می‌شود و محتوی دانه های بدون البومن می‌باشد.
از نظر اختصاصات تشریحی، وجود غده های ترشح به شرح زیر در انواع این گیاهان قابل توجه است:
1- غده های ترشحی واقع بر روی پایه ای مرکب از چند ردیف سلول و راس چند سلولی.
2- غده های داخلی یک سلولی که در لایه چوب پنبه (assise subereuse) یا در آندودرم ریشه جای دارند.
گیاهان این تیره بیشتر در نواحی معتدله نیمکره شمالی مخصوصا منطقه مدیترانه و اسیا می‌رویند ولی در قاره امریکا، بیشتر، در نواحی واقع در نیمکره جنوبی مانند رشته جبال آندوشیلی پراکندگی دارند.
تعداد کلی گونه های آنها به 400 می‌رسد که در 13 جنس جای دارند. از جنس های مهم آن، Valeriana (دارای 200 گونه)، Valerianella (60 گونه) و Centranthus (12 گونه) را نام می‌بریم.
از بعضی از آنها، از قدیم الایام به عنوان ضد تشنج و یا تهیه اسانس استفاده بعمل می‌آمده است.
انواع داروئی آنها به شرح زیر است:
Valeriana officinalis L.
فرانسه: Herbe aux chats, Valeriane sauvage, Valeriane officinale
انگلیسی: Valerian, Valerian
آلمانی: Gemeiner Baldrian
ایتالیائی: Herba de'gatti, Amantilla, Valeriana
عربی: حشیشه القطع
فارسی:علف گربه، سنبل الطیب
گیاهی علفی و دارای ساقه قوی به ارتفاع 5/0 تا 5/1 و حتی 2 متر است. به حالت خودرو در جنگلهای کم درخت، مخصوصا حاشیه جریانهای آب یا گودالهای غالب نواحی اروپا، اسیا و ایران می‌روید. پراکندگی آن در مناطق کوهستانی بنحوی است که معمولا از ارتفاع 1000 متری دامنه ها بالاتر نمی رود بطوری که بندرت ممکن است در ارتفاعات 2000 متری بدان برخورد شود. آنچه که تشخیص این گیاه را در همان نظر اول امکان پذیر می‌سازد، ارتفاع نسبتا زیاد گیاه و شیارهای عمیق ساقه آن است که بر روی آن، برگهائی با ظاهر شبیه به برگ بعضی Fraxinus ها مشاهده می‌شود.
ریزوم آن، پوشیده از ریشه های فراوانی است که از بعضی از آنها، انشعابات منتتهی به جوانه، خارج می‌گردد و این خود در تکثیر پایه های گیاه در یک ناحیه، کمک فراوان می‌کند. در قاعده ساقه این گیاه مجاور سطح خاک، تعدادی فلس مشاهده می‌شود که تحتانی ترین قسمت ساقه را می‌پوشانند. برگهای آن دارای وضع متقابل و منقسم به 7 تا 11 برگچه بیضوی، نوک تیز و دندانه دار است ولی گاهی برگهای منقسم به 11 تا 23 برگچه باریک نیز در گیاه مشاهده می‌گردد که ظاهری باریکتر از دیگران دارند. قسمتهای فوقانی ساقه، دارای برگهائی مرکب از برگچه های نسبتا باریک، به تعداد کمتر است.
بوی مطبوع ریزوم گیاه، چون گربه را به سمت خود جلب می‌کند بطوری که این جانور، در اطراف آن به جست و خیز می‌پردازد، از اینجهت این گیاه راعلف گربه می‌نامند.
گلهای این گیاه، دارای رنگ سفید یا صورتی و بوئی مطبوع است و در اواخر خرداد تا اوایل مرداد نیز به صورت گل آذین دیهیم سه شاخه با ظاهر چتر مانند بر روی ساقه ظاهر می‌شود.
جام گل آن لوله ای، متورم و منتهی به پهنکی منقسم به 5 لوب نامساوی است. در داخلی آن 3 پرچم و یک مادگی مرکب از تخمدان 3 برچه ای دیده می‌شود که 2 تای آنها تدریجا تحلیل می‌رود و منحصرا سومی باقی می‌ماند و خاتمتا به میوه ای فندقه و منتهی به یک دسته تار در انتها تبدیل می‌گردد. دانه آن دارای رویانی با لپه های بزرگ و مسطح است.


قسمت مورد استفاده والرین، ریزوم و ریشه های افشان ان است که به صورت متصل به ریزوم، در بازار تجارت عرضه می‌شود.
نمونه های وحشی سنبل الطیب (والرین)، برای رفع نیازمندی های درمانی کافی بنظر می‌رسد زیرا کمتر اقدام به پرورش آن می‌شود. مخصوصا که بر اثر پرورش نیز مقداری از اختصاصات درمانی گیاه کاهش می‌یابد. بنظر می‌رسد که مقدار درصد اسانس ریشه والرین، به جنس زمین محل رویش گیاه و واریته های آن نیز بستگی داشته باشد. ریشه گیاهانی که به حالت خودرو و در ماسه زارها یا در زمین های خشک می‌رویند، به طور محسوس دارای مقدار بیشتری اسانس، از گیاه اراضی مرطوب است.
تکثیر والرین از طریق دانه یا ریشه های جوانه دار، در اراضی نسبتا مرطوب و قابل نفوذ صورت می‌گیرد. برای تکثیر آن، معمولا A. Exceisa Poir که بتفاوت یک گونه فرعی یا نوعی مجزا و حتی فرم دیگری از گیاه اصلی ذکر گردیده، پرورش داده می‌شود.
در بازار تجارت، ریزوم والرین به صورت قطعاتی به طول 2 تا 5 و به قطر 1 تا 5/1 سانتیمتر، پوشیده از ریشه های افشان فراوان، در معرض استفاده قرار می‌گیرد. طول ریشه های اطراف ریزوم، 8 تا 10 سانتیمتر و ضخامت آنها 1 تا 2 میلیمتر است ( در V. excelsa قطر ریشه کمی زیادتر است).
سطح خارجی ریشه والرین بر اثر خشک شدن،‌چین دار می‌گردد. رنگ آن نیز قهوه ای تیره می‌شود. طعم ریشه ابتدا ملایم، سپس تلخ و معطر و بوی آنها مشخص است زیرا بوی اسید والرینیک می‌دهد. ریشه های تازه منخصرا بوی ضعیف مخصوص، متمایز از ریشه های خشک می‌دهند ولی به مجرد خرد و یا خشک شدن، ریشه ها همان بوی قوی و مطبوع مذکور را پیدا می‌کنند.
اختصاصات تشریحی
ریشه والرین در برش عرضی، مشخصات تشریحی زیر را نشان می‌دهد:
1- لایه تار کشنده که شامل سلولهائی با جدار خارجی برآمده است و بعضی از آنها نیز به سمت خارج دراز شده اند.
2- لایه سوبروز که تقریبا همه سلولهای آن محتوی اسانس است.
3- پارانشیم پوستی که تمام سلولهای آن دارای آمیدون‌اند به استثنای معدودی از آنها که دارای اسانس می‌باشند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   20 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله سنبل الطیب

دانلود مقاله همه چیز درباره اقبال لاهوری

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله همه چیز درباره اقبال لاهوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

 

 

ااقبال لاهوری (١٩٣٨–١٨٧٣)
علامه محمد اقبال لاهوری، فیلسوف و متفکر نام‌دار و نواندیش جهان اسلام، در سال ١٨٧٣١ میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب هند به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی در رشته‌ی فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت‌نام کرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره‌ی فوق‌لیسانس این رشته را با احراز رتبه‌ی اول در دانشگاه پنجاب به پایان رساند و به استادی برگزیده شد. در همین حال، به فراگیری زبان فارسی و عربی روی آورد.
در سال ١٩٠١ نخستین کتاب خود را در زمینه‌ی اقتصاد به زبان اردو تالیف کرد. سپس به توصیه‌ی سر تامس آرنولد برای ادامه‌ی تحصیلات عازم اروپا شد و سه سال در آن‌جا به مطالعه و تحصیل پرداخت. در دانشگاه کمبریج در رشته‌ی فلسفه پذیرفته شد و در آن‌جا با مک تیگارت، از هگل‌گرایان سرشناس، ادوارد براون و رینولد نیکلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد. پس از اخذ درجه‌ی فلسفه‌ی اخلاق از کمبریج وارد دانشگاه مونیخ در آلمان شد و رساله‌ی دکترای خود را با عنوان «سیر فلسفه در ایران» تدوین نمود. اقبال از میان متفکران غرب به آثار لاک، کانت، هگل، گوته، تولستوی، و از شرقیان به اشعار مولوی دل‌بستگی خاصی داشت.
اقبال شیفته‌ی زبان و ادبیات فارسی بود و زبان فارسی را برای بیان آراء و افکار خود برگزید. اقبال به تدریج از یک شاعر وطنی به شاعری اسلامی-جهانی تحول یافت، تا جایی که به اعتقاد بسیاری از متفکران وی یکی از نخستین منادیان وحدت اسلامی به شمار می‌رود. اقبال در سال‌های نخست بازگشت به هند، «اسرار خودی و رموز بی‌خودی»٢ را منتشر کرد. این منظومه‌ها به دست رینولد نیکلسون، استاد فلسفه‌ی وی رسید. نیکلسون که از قبل استعداد وی را می‌شناخت به ترجمه‌ی این منظومه به زبان انگلیسی اقدام نمود. بدین ترتیب اقبال پیش از آن‌که در هندوستان شناخته شود، در انگلستان به شهرت و اعتبار رسید.
اقبال در ١٩٢٦ به عضویت مجلس قانون‌گذاری پنجاب انتخاب شد. منازعات و کشمکش‌های متعدد میان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادی وی را به شرکت در فعالیت‌های سیاسی علاقه‌مند کرد تا این‌که در ١٩٣٠، در جلسه‌ی سالیانه‌ی حزب مسلم لیگ در احمدآباد، پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را مطرح نمود. با این‌که اقبال چندان زنده نماند٣ که استقلال کشور پاکستان را در سال ١٩٤٧ ببیند، اما به‌عنوان پدر معنوی پاکستان از احترام فراوانی برخوردار است و هر سال در روز تولد او که به «یوم اقبال» معروف است، جشن‌ها و آیین‌هایی ویژه برگزار می‌شود.
عشق و علاقه‌ی وافر اقبال به سرزمین، تمدن و فرهنگ ایران در تمامی آثار و سروده‌های وی هویداست، عشقی نشأت‌گرفته از مایه‌های ایمان دینی؛ تا بدان‌جا که تهران را ام‌القرای دوم جهان اسلام می‌دانست.
دوبیتی‌ها
سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش می‌گفت مرغ نغمه‌خوانی
برآور هرچه اندر سینه داری
سرودی، نغمه‌ای، آهی، فغانی
سحر می‌گفت بلبل باغبان را
در این گِل جز نهال غم نگیرد
به پیری می‌رسد خار بیابان
ولی گُل چون جوان گردد بمیرد
چه می‌پرسی میان سینه دل چیست؟
خرد چون سوز پیدا کرد دل شد
دل از ذوق تپش دل بود لیکن
چو یک دم از تپش افتاد گِل شد
کنشت و مسجد و بت‌خانه و دیر
جز این مشت گلی پیدا نکردی!
ز بند غیر نتوان جز به دل رَست
تو ای غافل! دلی پیدا نکردی
هم‌دم و بیگانه
ای چو جان اندر وجود عالمی
جان ما باشی و از ما می‌رمی
نغمه از عود تو در ساز حیات
موت در راه تو محسود حیات
باز، تسکین دل ناشاد شو
باز اندر سینه‌ها آباد شو
باز از ما خواه ننگ و نام را
پخته‌تر کن عاشقان خام را
از تهی‌دستان رخ زیبا مپوش
عشق سلمان و بلال ارزان فروش
کوه آتش‌خیز کن این کاه را
ز آتش ما سوز غیرالله را
رشته‌ی وحدت چو قوم از دست داد
صد گره بر روی کار ما فتاد
ما پریشان در جهان چون اختریم
همدم و بیگانه از یک‌دیگریم
باز این اوراق را شیرازه کن
باز آیین محبت تازه کن
باز ما را بر همان خدمت گمار
کار خود با عاشقان خود سپار
رهروان را منزل تسلیم بخش
قوت ایمان ابراهیم بخش
مریم و زهرا (س)
مریم از یک نسبت عیسی عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا عزیز
نور چشم رحمة‌للعالمین
آن امام اولین و آخرین
آن که جان در پیکر گیتی دمید
روزگار تازه آیین آفرید
بانوی آن تاج‌دار هل اتی
مرتضی، مشکل‌گشا، شیر خدا
پادشاه و کلبه‌ای ایوان او
یک حسام٤ و یک زره سامان او
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان-سالار عشق
آن یکی شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیرالامم
تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج و نگین
وان دگر مولای ابرار جهان
قوت بازوی احرار جهان
در نوای زندگی، سوز از حسین
اهل حق، حرّیت‌آموز از حسین
مزرع تسلیم را حاصل بتول
مادران را اسوه‌ی کامل بتول
بهر محتاجی دلش آن‌گونه سوخت
با یهودی چادر خود را فروخت
...آن ادب پرورده‌ی صبر و رضا
آسیاگردان و لب قرآن‌سرا
اشک او برچید جبریل از زمین
هم‌چو شبنم ریخت بر عرش برین ...
اقبال لاهوری وجریانهای علمی واکادمیک افغانستان
مقدمه یانهای علمی و اکادمیک در افغانستان معاصر با جریانهای عمومی جامعه اعم از جریانهای نظامی ،سیاسی ، اجتماعی ،اقتصادی ،مدنی و فرهنگی درپیوند قرار دارد که بادر نظر داشت عوامل داخلی و خارجی میتواند تبیین کردد. اقبال الاهوری ، به عنوان یکی از شخصیتهای مطرح در جهان اسلام ، در جریانهای علمی و اکادمیک افغانستان معاصر ، از جهات مختلف نقش دارد که ما اجمالا برخی از نکات عمدهء ان را به بررسی میگیریم.
معرفی اقبال لاهوری
علامه اقبال لاهوری یکی از شخصیتهای مهم فرهنگ و تمدن نیم قارهءهند است که جوهرهء اساسی فرهنگ و تمدن اسلامی را در دورهء معاصر تشکیل میدهد و امروز به عنوان یکی از ایدیو لوگهای مهم جهان اسلام شناخته میشود به گونه یی که اندیشه هایش در ایجاد جریانهای مهم سیاسی و فرهنگی کشور های اسلامی مخصوصا کشور های منطقه از اهمیت زیاد برخوردار است .محمد اقبال لاهوری در 22 فبروری 1873 میلادی مطابق 3 دلو 1252 هـ .ش. در سیالکوت پاکستان تولد گردید 1 وبه تاریخ 21 اپریل 1938 میلادی برابر با 1ثور 1317 هـ .ش. چشم از جهان فروبست. 2 در بارهءآموزشهای وی باید گفت که اقبال بعد از کسب آموزشهای مقدماتی در مدارس محلی و یک مدرسه انگلیسها در حالیکه در محیطش به حیث یک شاگرد ممتاز و جوان آگاه شناخته میشد جهت تحصیلات عالی به پوهنتون کمبرج و پوهنتون مونیخ رفت و در رشتهء فلسفه به اخذ درجهء دکتورا نایل آمد . اقبال قبل از سفر و اخذ دکتورا با افکار دانشمندان و فلاسفهء غرب آشنایی داشت و از وضیعت کشور خویش در پیوند با استعمار مطلع بود و میخواست نوعی از بیداری را در افکار و حیات سیاسی ومدنی کشور پدید بیاورد ،تنظیم افکار یا تنظیم ایدیولوژی و استفاده از شعر برای اشاعهء ایدیو لوژی کاری بود که وی به انجام آن مبادرت میورزید . آنچه خصوصیت عمدهء این کار هارا تشکیل میداد و بعد از تحصیل در پوهنتونهای غرب دقیقتر و عمیقتر گردید همانا توجه به دید علمی و نظم اکادمیک بود که از بزرگانی چون امام محمد غزالی ،مولانا جلال الدین محمد بلخی وسید جمال الدین افغانی 3 ودیگران به ارث برده بود وبا آثار متفکران ،دانشمندان وفلاسفهء معاصر غرب 4 پایه های آن را استحکام داده و ازطریق اشتغال به امور حقوقی ،سیاسی و مدنی 5 باساختار های مختلف جامعه علاقمندی یافته به تنظیم اندیشه های دینی خویش پرداخته بود و یکنوع ایدیولوژی اسلامی را به جهان معاصر برای مسلمانان ایجاد کرد ایدیولوژیی که با سید جمال الدین افغان در سر زمین ما آغاز گردیده نخست در کشور های منطقه بعدا در سطح همهء جهان اسلام اشاعه یافت و امروز به عنوان یک ایدیو لوزی معتبر در میان کشور های مسلمان مطرح است.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  18  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله همه چیز درباره اقبال لاهوری

دانلود مقاله منطقه وفس

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله منطقه وفس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 


مقدمه
وفس نام منطقه و نیز روستایی در استان مرکزی ایران است.
نام این منطقه را به صورتهای گوناگون تلفظ کرده¬اند: وفس Vafs، ویس Vabs، وَوس Waus، وُوس Waus.
منطقه وفس تا سال 1382 به بخش وسیعی از شمال استان اطلاق می شد که در برگیرنده 71 روستا با جمعیتی در حدود 77000 نفر بود. اما در آخرین تقسیمات «منطقه وفس» فقط به یک روستا که همان «روستای وفس» می باشد محدود گردید و آن منطقه با نام شهرستان کمیجان در تقسیمات جغرافیایی و کشوری مشخص گردید «کمیجان» تا قبل از آن به عنوان یک مرکز بخش شناخته می شد.
جمعیت فعلی این روستا، طبق آخرین سرشماری در حدود 2000 نفر می باشد که در فصول بهار، تابستان و پاییز، این جمعیت به دو تا چند برابر این رقم نیز می رسد و خصوصاً در ماه محرم جمعیت بسیار زیادی در روستا جمع می شود. وسعت این منطقه در حدود 230 کیلومتر مربع می باشد.
صنایع دستی
تخت کشی (گیوه کشی)
تخت کشی فن ساختن گیوه است. این حرفه از قدیمی ترین صنایع دستی وفس می باشد که از تاریخ پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست و منحصراً در استان مرکزی، در وفس و سنجان که فاصله زیادی از آن دارد رونق داشته است. این نوع تخت از پارچه های نخی و لباسهای مندرس کرباسی تهیه می شد که امروزه بیشتر از شلوارهای کهنه جین استفاده می کنند به این ترتیب که پود آن از این پارچه ها و به شکل نوارهایی نازک تهیه می شود و تار آن از پوست گاو می باشد و همچنین پنجه و پاشنه تخت را نیز از پوست گاو تهیه می کنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشیه زده و اضافات آن را می برند و تخت درست می کنند که به آن «تخت کهنه¬ای» یا «تخت ملکی» می گویند.
این حرفه مخصوص مردان بوده و افرادی که تخت کشی، شغل اصلی آنها می باشد بیشتر در فصل تابستان و زمستان به این کار مبادرت می ورزند و بقیه افرادی که به کشاورزی یا کار دیگر مشغول می باشند در اوقات فراغت به تخت کشی می پردازند.
این هنر مخصوص زنان روستا می باشد و آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامتهای مختلف، که اصطلاحاً آن را با نخ و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. گیوه یامستقیماً روی «تخت ملکی» بافته می شود و یا ابتدا = می شود و بعد از اتمام کار آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند.
- قالی بافی
- جاجیم بافی
- سبدبافی
- تهیه نمد

 


مشاهیر وفس
تقریباً یک سوم جمعیت روستا را در ادوار تاریخ سادات تشکیل می داده¬اند. دو محله از محله های روستا منحصراً سادات نشین هستند. بعضی از این سادات را دارای کشف و کرامات می دانسته¬اند. از جمله نقل می کنند که طایفه¬ای از آنها، آب را به جای نفت در چراغ می ریختند و چراغ می سوخت که از فرزندان آنان هنوز هم در وفس ساکن هستند.
محله خیبر که اکثریت ساکنین آن را سادات تشکیل می دهند از قدیم بزرگان و عالمان زیادی تربیت کرده است. روزگاری «خانی بر» «بست» بوده، یعنی اینکه اگر کسی از دست ظالمی یا مأمور دولتی به آنجا پناهنده می شد کسی حق تعرض به او را نداشت. در دوران قاجار از زمان ناصرالدین شاه، جوانان سادات از خدمت نظام معاف بودند. علما و بزرگان، زعامت مذهبی مردم را عهده دار بوده، مسند قضاوت دایر کرده به حل دعاوی می پرداختند.
از مردان علمی و ادبی وفس می توان به شخصیتهای بزرگی چون «آیت الله شیخ عبدالنبی وفسی عراقی»، «سید عبدالحمید »، «همافر عراقی»، «میرزا رفیعا»، «ابوالقاسم خاکی» و دیگر بزرگان اشاره کرد.

 


تحولات جمعیتی وفس
در کتاب تاریخ نزهه القلوب آمده است که وفس از قراء معظم است. نشاندهنده¬ی جمعیت زیاد آن در قرن دهم در کشتار مردم وفس بیش از شش هزار نفر کشته و پنج هزار نفر اسیر و گروهی نیز متواری، مخفی و آواره شده¬اند که شاخص جمعیتی بیش از 15 هزارنفر نشان می دهد. فرهنگ معین و دهخدا نیز آمار 4200 نفر را نشان می دهند و در فقه اللغه آمار 5 تا 6 هزار نفر ثبت گردیده و آقای م. مقدم در مجله ایران کوده، آمار 4500 نفر را بیان کرده مخصوصاً در دوره های اخیر از دههای سی و چهل به این طرف رشد جمعیت بسیار کند و کاهش نشان می دهد. که دلیل بارز آن افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است در دهه چهل و پنجاه قبل از انقلاب مقدس اسلامی بیش از 400 الی 600 خانوار از جمعیت وفس در مناطق مختلف تهران، قم، اراک، کرمان و همدان ساکن شده¬اند و از آغاز انقلاب اسلامی مهاجرت انفجاری بوده است بطوری که بیش از 80 درصد جمعیت روستایی وفس به شهرهای، قم، اراک و کرمان مهاجرت کرده¬اند و اکنون می توان با کمال جرأت مدعی شد که بیشتر از چندبرابر جمعیت فعلی ساکن در روستا در شهرهای فوق الذکر زندگی می کنند جمعیت فعلی روستا شاخص کمتر از 4000 نفر جمعیت را نشان می دهد که اکثر افراد از سالمندان و افراد بی بضاعت که توان مهاجرت ندارند در روستا باقی مانده¬اند که این هشداری بسیار تکان دهنده برای دست اندرکاران و برنامه ریزان برنامه های اقتصادی و اجتماعی دراز مدت کشور است که در برنام های خود این مسائل را مدنظر داشته باشند. علل مهاجرت انفجاری این روستاییان به حاشیه شهرها و افزون بر مشکلات خود و معضلات شهری دلایلی بسیار دارد که عمدتاً نیاز به بحث کارشناسی دقیق و حساب شده دارد اما چند دلیل را به طور خلاصه یادآور می شوم، باشد که راهگشای دلسوزان و دست اندکاران قرار گیرد بی توجهی نظام داران طاغوتی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی مخصوصاً در اواخر حکومتشان به این بخش از کشور دلایل متعدد داشته است.
نبودن کار و موقعیت ایجاد شغل برای جمعیت ساکن در روستا بعد از شکوفایی نظام صنعتی در جهان و ایران، نبودن امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و درمانی و آموزشی، مهاجرت روحانیون و علما بلندپایه و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کارکشته و ماهر، بی رونق شدن محصولات کشاورزی، آفت زدگی سردرختی، کمبود شدید آبهای زیرزمینی که به خشک شدن بسیاری از درختان و از کیفیت افتادن میوه¬ها گردیده، درهم ریخته شدن سنتها و اصالتهای اجتماعی به دلیل مهاجرتهای بی رویه صاحبان بضاعت و سرمایه داران، کم شدن تدریجی دامها به علت فروش و انتقال پول آنها به شهرها از عمده ترین دلایل می باشد.
ترس آن است که روزگاری این دیار که دارای 23000 هکتار زمین و یکی از مهمترین قطب دامی که دارای 35000 رأس گوسفند و بالغ بر 700 هکتار باغ و دارای 11 حقله قنات که بالای 30 الی 35 اینچ آب دارد.
سالانه تولید مقادیر زیادی گردو که درآمدی بالای میلیاردها تومان عایدات را دارا می باشد. تولید بیش از 500 تن از انواع میوه را دارا می باشد . دارای 700 عدد کندوی زنبور عسل با سالانه بیش از 7 تن عسل، دارای بیش از 500 دستگاه دار قالیبافی از نوع ابریشم، کرک و ... می باشد. در مراتع آن بهترین گیاهان پزشکی که هر مثقال آن در بازار بیش از چندین هزار تومان خرید و فروش می شود.
یکی از بهترین و مهمترین جایگاه تفریحی و تفرجی مردم استان مرکزی و کمیجان و روستاهای اطراف یعنی جمعیت 70 هزار نفری آن که اکنون گویا سازمان محترم ایرانگردی و جهانگردی برنامه¬ای را در دست دارد که آثار تاریخی و ملی آن را ثبت نماید. برج موجود در روستا با قدمت 1000 ساله که تا کنون پابرجا مانده است این سرمایه های خدادادی استعدادهای طبیعی و امکانات فراوان از زمینها و باغهای میوه، یا صاحبان خود را از کف داده¬اند یا کهولت سن صاحبان آن مانع رسیدگی مناسب و در خورد توجه نسبت به آنها شده ا ست.
هزاران درخت گردو در اثر بی توجهی و تنگی جا و افزایش درختان خودرو و ازدیاد بی رویه آنها دچار کمبود بار، یا کاملاًَ بی بهره شده¬اند و به دلیل رویش خودرویی این درختان و عدم جابجایی و پیوند نمودن مناسب آنها باغهای وفس به جنگلی تبدیل شده است و ارزش اقتصادی خود را از دست داده است که خود جای تأمل و اندیشه دارد که سالانه دولت محترم و مجلس شورای اسلامی این همه اعتبارات بخش مطالعه، آموزش، تحقیقات را کجا سرمایه گذاری می کند، کمی بیاندیشید، به مسؤولین مربوطه دستور بدهید که بیایند شاید ... اگر دولت اسلامی اندکی در وفس سرمایه گذاری کند می تواند بهترین اماکن تفریحی و توریستی را حداقل برای ساکنان شهرهای همجوار ایجاد کند مثلا با احداث یک جاده از میان جنگلهای وفس و اتصال آن به جاده همدان – ساوه (که خواسته چندین ساله کلیه اهالی بخش وفس و شهرستان کمیجان از قدیم الایام بوده و هست و هر استاندارد و نماینده مجلس در هر محله آن را مطرح و تا کنون عقیم مانده است که امیدوارم سفر شما این طلسم را بشکند) احیاء قنوات، ایجاد اردوگاهها، ایجاد مزارع پرورش ماهی، ایجاد شهرک های دامداری صنعتی، کارخانه جات صنایع تبدیلی، با توجه به بعد مسافت با شهرهای بزرگ و از همه مهمتر احداث سد (دربند) در صحرای انجمن که سالهاست طرح اولیه آن تهیه شده است ولی هر سال در اثر اهمال طرح آن تعطیل می شود. با احداث این سد می توان دریاچه بسیار بزرگ ایجاد کرد و دشتهای بکر و مرغوب شور آب و انجمن را زیر کشت برد و آبهای فراوان وفس را که هفت ماده از سال به هدر می رود را در پشت این سد جمع آوری کرد و جاذبه های دیدنی در کنار آن به وجود آورد.
وفس حتی برای توریستهای خارجی نیز مکانی جذاب و با جاذبه های تفریحی زیاد از قبیل کوهها، غارهای سنگی طبیعی و اشراف آنها بر دشت های وسیع که در کمتر جای ایران می توان آنها را بافت باشد که انشاءالله با توفیق الهی و درایت نظر دولت کریمه احیاء و بازسازی گردد.

 

0
روستای کوهستانی وفس: (سیمای ده)
وفس، روستایی کوهستانی است. کوهها، مناطق مسکونی و باغات آن را احاطه کرده¬اند. خانه های بر روی دامنه کوهها ساخته شده¬اند و باغات در میان دره¬ها ایجاد شده¬اند و حالت پلکانی دارند. کوهپایه¬های با شیب مناسب و سنگلاخ کم نیز، به زمین زراعی تبدیل شده¬اند. بلندترین نقطه وفس کوه «قلنجه» با ارتفاعی در حدود 2745 متر است.
این کوه طبق جهت جغرافیایی، در جنوب وفس قرار گرفته است. پست ترین نقطه وفس، محلی در دشت وسیع «انجمن» با ارتفاعی در حدود 1550 متر می باشد. ارتفاع مناطق مسکونی در حدود 2200 متر است. فاصله کوه قلنجه تا مناطق مسکونی، 6 کیلومتر و فاصله دشت انجمن تا مناطق مسکونی 16 کیلومتر است که در همین فاصله طولانی، باغات وفس با طولی در حدود 12 کیلومتر قرار گرفته¬اند.
به طور کلی، روستای وفس در میان روستاها و شهرهای اطراف بلندترین ارتفاع را دارد و در نتیجه میزان نزولات جوی و پوشش گیاهی در وفس بیشتر از مناطق نزدیک آن است.
آب و هوای وفس:
از نظر آب و هوایی بخشهای شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی و قسمت کوچکی در جنوب غربی ورقه به دلیل کوهستانی بودن از زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای معتدل برخوردارند. دیگر نقاط منطقه به لحاظ جایگیری در پهنه دشت تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و خشک دارند.
بررسی آماری آب و هوا در گذر ده ساله گذشته نشان می دهد که بالاترین درجه حرارت هوا 35 درجه سانتی گراد و پایین ترین درجه حرارت به 15 درجه سانتی گراد می رسد.
اندازه میانگین بارندگی سالانه حدوده 1/303 میلی متر و رطوبت نسبی 64 درصد است.
گونه¬های گیاهی وفس: (پوشش گیاهی)
از جلوه های طبیعیت و سرسبزی و زیبایی و همین طور پوشش گیاهی در استان مرکزی می توان از مناطق سربند و بخشهای اقلیمی کوهستانی آن، دشت کزاز بویژه در دامنه کوهها، بخش چرّا، بخش وفس، رشته جبال هفتاد قله و شهرستان محلات را نام برد. تراکم چشمه های پرآب دائمی و فصلی، پوشش گیاهی بسیار خوب و گستردگی باغها و چمنزارها، داشتن تالابها، سرابهای بزرگ را ایجاد نموده است.
گونه¬های گیاهی بومی و دارویی این مناطق عبارتنداز: نعناع فلفلی، شمعدانی، شاه تره، منداب، اویشن، ریواس، خاکشیر، بومادران، شنگ، اسپند، مرزنگوش، ترشک، تره وحشی، بارهنگ، کاسنی، گل گاوزبان، گل ارغوان، گزنه، بابونه، شنبلیله، علف شیر و ... .

 

 

 

حیوانات اهلی و غیراهلی وفس
نوع کوههای منطقه و وسعت زیاد، شرایط آب و هوایی مناسب، فراوانی تنوع پوشش گیاهی، فراوانی آب، وفس ارزشهای زیستگاهی بالایی همگی از دلایلی هستند که باعث شده است کوهستانهای داشته باشند.
حیوانات وحشی که در کوهستانهای وفس زندگی می کنند عبارتند از: گراز، گرگ، انواع شغال، آهو، بزکوهی، کل، قوچ، میش، خرگوش و ... بعضی از افراد که سن بالایی روباه، ادعا می کنند که در زمانهای گذشته جانورانی همچون شیر، پلنگ و کفتار را نیز دیده¬اند.
گونه های مختلف موش، سوسمار، مار، عقرب، مارمولک و لاک از انواع خزندگان نیز می توان نام برد.
تعداد بسیار فراوانی از پرندگان در جنگلهای به دلیل گستردگی پوشش گیاهی وفس، گونه عبارت است از: عقاب، شاهین، زاغ، انواع کلاغها، آن یافت می شود، که نمونه¬هایی از آن کفتر چاهی، کبوتر کوهی، قمری، یاکریم، تیهو، جغد، بلبل، قرقاول، کبک، کبوتر، اردک، دارکوب، شانه بسر، گنجشک، بلدرچین، سار، پرستو.
حیوانات اهلی موجود در وفس عبارتند از: گربه، سگ، بز، گوسفند، گاو و مراسم عزادازی زمانهای گذشته شتر، اسب و قاطر نیز برای استفاده¬های خاص (برگزاری تعداد گاوها و جشن ها) نگهداری می شد که در حال حاضر وجود ندارد.

 


دامدارری در وفس:
در ابتدای فصل بهار گوسفندان را برای تغذیه به مراتع وفس می برند و این کار تا اوایل دیماه ادامه دارد که از این زمان با شروع فصل زمستان از دامها در طویله و آغل نگهداری می کنند و به آنها علوفه خشک می دهند که معمولاً روزانه سه مرتبه می باشند. البته در فصل زایش دامها که از اواخر بهمن ماه تا اوایل فروردین ماه است گاهی تا پنج مرتبه نیز به آنها علوفه داده می شود و این علوفه شامل: برگ خشک شده درختان، کاه و یونجه، پوشال نخود و عدس، نان خشک و جو می باشد.
بهترین فصل برای نگهداری دام، تابستان می باشد و در این فصل بعضی از اهالی اقدام به پرورش دامهای گوشتی می کنند.
ارزش اقتصادی توسعه دامداری و تأمین مواد پروتئینی:
در حال حاضر مصرف مواد پروتئینی نسبت به گذشته افزایش یافته است و قیمت آن نیز برای تولیدکننده مناسب می باشد، بنابراین با توسعه دامداری و دامپروری می توان هم نیازهای پروتئینی کشور را تأمین کرد و هم می توان درآمد دامداران را افزایش داد. در وفس دامداران مجبورند دامهای خود را در حدود تیرماه بفروشند که چنانچه مشکلات برطرف شود با نگهداری و تغذیه دامها تا حدود 3 الی 4 ماه دیگر، می توان قیمت دامها را به دو برابر افزایش داد که در نتیجه باعث رونق دامداری و دامپروری خواهد گشت.

 


باغداری و کشاورزی در وفس:
گردو:
گردو یکی از محصولات مهم باغات وفس و از منابع اساسی درآمد روستاییان به حساب می آید. هرساله مقادیر زیادی از این محصول به قیمت مناسب و با صرفه خوب اقتصادی، در مراکز شهری و روستاهای مجاور به فروش می رسد. درخت گردو از جمله درختانی است که باری باروری کامل زمان زیادی لازم دارد. این درخت از ده سالگی به بار می نشیند و در 40 تا 50 سالگی به باروری کامل می رسد و عمر آن بسیار زیاد بوده و گاهی از 200 سال نیز تجاوز می کند. از آنجا که این درخت نیاز به مراقبت چندانی ندارد کاشت آن مقرون به صرفه بوده و در سطح وسیع صورت می گیرد. آفت خاصی این محصول را تهدید نمی کند و تنها در بعضی از سالها سرما باعث از بین رفتن آن می شود.
موقعیت جغرافیایی
روستای وفس از شمال به ساوه، از جنوب به کمیجان، از غرب به همدان و از طرف شرق به تفرش محدود است. مساحت تقریبی آن 230 کیلومتر مربع و ارتفاع از سطح دریا 2100 متر است. وفس در حصاری از کوههای نسبتاً بلند واقع شده است و از سمت جنوب، مشرق و مغرب در محاصره کنوهستان قرار دارد و تنها از سمت شمال به درختستانها و باغهای میوه منتهی می شود.
فاصله وفس تا شهر کمیجان 18 کیلومتر و تا اراک مرکز استان 120 کیلومتر می باشد و این روستا در فاصله مساوی از همدان، ساوه و اراک واقع شده است.
روستای وفس از لحاظ ارتباطی در یک موقعیت بن بست واقع شده است، تنها راه ارتباطی مهم آن، جاده¬ای آسفالته به طول 18 کیلومتر است که وفس را به کمیجان و از آن به سایر نقاط متصل می کند.
ناهمواری
کوههای وفس بین کوههای همدان و تفرش قرار دارد و از سمت شمال شرقی به کوههای ساوه متصل می گردد، این کوهها در جنوب به صورت دیواری قرار گرفته¬اند و رشته¬ای از شرق به غرب کشیده شده به طوری که عبور از آن فقط از طریق «گردنه حاجی رضوان» امکان پذیر است. بلندترین قله این رشته کوه، «قله قلنجه» با 2745 متر ارتفاع می باشد. از دامنه شمالی چند رشته دیگر منشعب می شود و از جهت جنوب به شمال کشیده می شود. از ارتفاعات دیگر آن می توان به کوههای «هرسهول»، «دی نساء»، «قلعه کهنه»، «گاول»، «ماندر»، «حاجی رضوان»، «دبرین»، «آبی رنگ»، «کله موشمای»، «کله آینبار» و «کوه خیبر» اشاره کرد.
کشتار وفس
در این واقعه که در حدود 300 سال قبل رخ داد، در حدود 5000 نفر از مردم مسلمان و شیعه وفس به دست «عساکر سنی آل عثمان» و «سپاهیان یغماگر افغان» کشته می شوند و همچنین در حدود 6000 نفر از جمعیت منطقه اسیر می شوند و به شهرهای همدان، اصفهان، کرمانشاه و حتی تا بغداد هم برده می شوند.
گویش وفسی
یکی از قدیمیترین و فقیرترین گویشها از جهت تعداد سخنگویان به آن، گویش وفسی می باشد. این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می شود، در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق، این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود 25000 نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می گویند، البته در گویش این روستاها به طور جزیی تفاوتهایی مشاهده می شود ولی اصل و مبنای آن یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است.
تأسیسات زیربنایی و سازمانهای اجتماعی
امکانات و سازمانهای این روستا:
- آب لوله کشی از طریق حفر چاه (از سال 1355)
- برق از طریق ژنراتور برق (از سال 1347)
- جاده آسفالته از کمیجان به وفس (در سال 1378)
- پست (از سال 1346)
- مخابرات (تلگراف در قبل از انقلاب و تلفن در سال 1361)
- مرکز بهداشتی و درمانی (از سال 1343)
- خانه بهداشت (از سال 1369)
- مدرسه (اولین مدرسه به شیوه نوین در سال 1313)
- کتابخانه (ابتدا در سال 1358 و شروع مجدد در سال 1373)
- قرض الحسنه (در سال 1361)
- شعبه نفت
- نانوایی (اولین نانوایی سنگکی در سال 1348)
- آسیاب
- نجاری
- آهنگری
- مسجد
- گاراژ مخصوص حمل و نقل مسافران
- شرکت تعاونی روستایی (از سال 1339)
- پاسگاه ژاندارمری (در سال 1325 – هم اکنون بدون پاسگاه است)
- شورای اسلامی
- دسترسی به همه شبکه های صدا و سیما از طریق نصب گیرنده در روستا

 


صنایع دستی
تخت کشی (گیوه کشی)
تخت کشی فن ساختن گیوه است. این حرفه از قدیمی ترین صنایع دستی وفس می باشد که از تاریخ پیدایش آن اطلاع دقیقی در دست نیست و منحصراً در استان مرکزی، در وفس و سنجان که فاصله زیادی از آن دارد رونق داشته است. این نوع تخت از پارچه های نخی و لباسهای مندرس کرباسی تهیه می شد که امروزه بیشتر از شلوارهای کهنه جین استفاده می کنند به این ترتیب که پود آن از این پارچه ها و به شکل نوارهایی نازک تهیه می شود و تار آن از پوست گاو می باشد و همچنین پنجه و پاشنه تخت را نیز از پوست گاو تهیه می کنند و بعد از اتصال تار و پود به هم، دور آن را حاشیه زده و اضافات آن را می برند و تخت درست می کنند که به آن «تخت کهنه¬ای» یا «تخت ملکی» می گویند.
این حرفه مخصوص مردان بوده و افرادی که تخت کشی، شغل اصلی آنها می باشد بیشتر در فصل تابستان و زمستان به این کار مبادرت می ورزند و بقیه افرادی که به کشاورزی یا کار دیگر مشغول می باشند در اوقات فراغت به تخت کشی می پردازند.
این هنر مخصوص زنان روستا می باشد و آنان با استفاده از نخ تابیده در ضخامتهای مختلف، که اصطلاحاً آن را با نخ و سوزن مخصوص به گیوه چینی می پردازند. گیوه یامستقیماً روی «تخت ملکی» بافته می شود و یا ابتدا = می شود و بعد از اتمام کار آن را جدا کرده و به روی تخت اصلی می دوزند.
- قالی بافی
- جاجیم بافی
- سبدبافی
- تهیه نمد
مشاهیر وفس
تقریباً یک سوم جمعیت روستا را در ادوار تاریخ سادات تشکیل می داده¬اند. دو محله از محله های روستا منحصراً سادات نشین هستند. بعضی از این سادات را دارای کشف و کرامات می دانسته¬اند. از جمله نقل می کنند که طایفه¬ای از آنها، آب را به جای نفت در چراغ می ریختند و چراغ می سوخت که از فرزندان آنان هنوز هم در وفس ساکن هستند.
محله خیبر که اکثریت ساکنین آن را سادات تشکیل می دهند از قدیم بزرگان و عالمان زیادی تربیت کرده است. روزگاری «خانی بر» «بست» بوده، یعنی اینکه اگر کسی از دست ظالمی یا مأمور دولتی به آنجا پناهنده می شد کسی حق تعرض به او را نداشت. در دوران قاجار از زمان ناصرالدین شاه، جوانان سادات از خدمت نظام معاف بودند. علما و بزرگان، زعامت مذهبی مردم را عهده دار بوده، مسند قضاوت دایر کرده به حل دعاوی می پرداختند.
از مردان علمی و ادبی وفس می توان به شخصیتهای بزرگی چون «آیت الله شیخ عبدالنبی وفسی عراقی»، «سید عبدالحمید ، «همافر عراقی»، «میرزا رفیعا»، «ابوالقاسم خاکی» و دیگر بزرگان اشاره کرد.

 

تحولات جمعیتی وفس
در کتاب تاریخ نزهه القلوب آمده است که وفس از قراء معظم است. نشاندهنده¬ی جمعیت زیاد آن در قرن دهم در کشتار مردم وفس بیش از شش هزار نفر کشته و پنج هزار نفر اسیر و گروهی نیز متواری، مخفی و آواره شده¬اند که شاخص جمعیتی بیش از 15 هزارنفر نشان می دهد. فرهنگ معین و دهخدا نیز آمار 4200 نفر را نشان می دهند و در فقه اللغه آمار 5 تا 6 هزار نفر ثبت گردیده و آقای م. مقدم در مجله ایران کوده، آمار 4500 نفر را بیان کرده مخصوصاً در دوره های اخیر از دههای سی و چهل به این طرف رشد جمعیت بسیار کند و کاهش نشان می دهد. که دلیل بارز آن افزایش مهاجرت روستاییان به شهرها بوده است در دهه چهل و پنجاه قبل از انقلاب مقدس اسلامی بیش از 400 الی 600 خانوار از جمعیت وفس در مناطق مختلف تهران، قم، اراک، کرمان و همدان ساکن شده¬اند و از آغاز انقلاب اسلامی مهاجرت انفجاری بوده است بطوری که بیش از 80 درصد جمعیت روستایی وفس به شهرهای، قم، اراک و کرمان مهاجرت کرده¬اند و اکنون می توان با کمال جرأت مدعی شد که بیشتر از چندبرابر جمعیت فعلی ساکن در روستا در شهرهای فوق الذکر زندگی می کنند جمعیت فعلی روستا شاخص کمتر از 4000 نفر جمعیت را نشان می دهد که اکثر افراد از سالمندان و افراد بی بضاعت که توان مهاجرت ندارند در روستا باقی مانده¬اند که این هشداری بسیار تکان دهنده برای دست اندرکاران و برنامه ریزان برنامه های اقتصادی و اجتماعی دراز مدت کشور است که در برنام های خود این مسائل را مدنظر داشته باشند. علل مهاجرت انفجاری این روستاییان به حاشیه شهرها و افزون بر مشکلات خود و معضلات شهری دلایلی بسیار دارد که عمدتاً نیاز به بحث کارشناسی دقیق و حساب شده دارد اما چند دلیل را به طور خلاصه یادآور می شوم، باشد که راهگشای دلسوزان و دست اندکاران قرار گیرد بی توجهی نظام داران طاغوتی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی مخصوصاً در اواخر حکومتشان به این بخش از کشور دلایل متعدد داشته است.
نبودن کار و موقعیت ایجاد شغل برای جمعیت ساکن در روستا بعد از شکوفایی نظام صنعتی در جهان و ایران، نبودن امکانات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بهداشتی و درمانی و آموزشی، مهاجرت روحانیون و علما بلندپایه و دست اندرکاران تعلیم و تربیت کارکشته و ماهر، بی رونق شدن محصولات کشاورزی، آفت زدگی سردرختی، کمبود شدید آبهای زیرزمینی که به خشک شدن بسیاری از درختان و از کیفیت افتادن میوه¬ها گردیده، درهم ریخته شدن سنتها و اصالتهای اجتماعی به دلیل مهاجرتهای بی رویه صاحبان بضاعت و سرمایه داران، کم شدن تدریجی دامها به علت فروش و انتقال پول آنها به شهرها از عمده ترین دلایل می باشد.
ترس آن است که روزگاری این دیار که دارای 23000 هکتار زمین و یکی از مهمترین قطب دامی که دارای 35000 رأس گوسفند و بالغ بر 700 هکتار باغ و دارای 11 حقله قنات که بالای 30 الی 35 اینچ آب دارد.
سالانه تولید مقادیر زیادی گردو که درآمدی بالای میلیاردها تومان عایدات را دارا می باشد. تولید بیش از 500 تن از انواع میوه را دارا می باشد . دارای 700 عدد کندوی زنبور عسل با سالانه بیش از 7 تن عسل، دارای بیش از 500 دستگاه دار قالیبافی از نوع ابریشم، کرک و ... می باشد. در مراتع آن بهترین گیاهان پزشکی که هر مثقال آن در بازار بیش از چندین هزار تومان خرید و فروش می شود.
یکی از بهترین و مهمترین جایگاه تفریحی و تفرجی مردم استان مرکزی و کمیجان و روستاهای اطراف یعنی جمعیت 70 هزار نفری آن که اکنون گویا سازمان محترم ایرانگردی و جهانگردی برنامه¬ای را در دست دارد که آثار تاریخی و ملی آن را ثبت نماید. برج موجود در روستا با قدمت 1000 ساله که تا کنون پابرجا مانده است این سرمایه های خدادادی استعدادهای طبیعی و امکانات فراوان از زمینها و باغهای میوه، یا صاحبان خود را از کف داده¬اند یا کهولت سن صاحبان آن مانع رسیدگی مناسب و در خورد توجه نسبت به آنها شده ا ست.
هزاران درخت گردو در اثر بی توجهی و تنگی جا و افزایش درختان خودرو و ازدیاد بی رویه آنها دچار کمبود بار، یا کاملاًَ بی بهره شده¬اند و به دلیل رویش خودرویی این درختان و عدم جابجایی و پیوند نمودن مناسب آنها باغهای وفس به جنگلی تبدیل شده است و ارزش اقتصادی خود را از دست داده است که خود جای تأمل و اندیشه دارد که سالانه دولت محترم و مجلس شورای اسلامی این همه اعتبارات بخش مطالعه، آموزش، تحقیقات را کجا سرمایه گذاری می کند، کمی بیاندیشید، به مسؤولین مربوطه دستور بدهید که بیایند شاید ... اگر دولت اسلامی اندکی در وفس سرمایه گذاری کند می تواند بهترین اماکن تفریحی و توریستی را حداقل برای ساکنان شهرهای همجوار ایجاد کند مثلا با احداث یک جاده از میان جنگلهای وفس و اتصال آن به جاده همدان – ساوه (که خواسته چندین ساله کلیه اهالی بخش وفس و شهرستان کمیجان از قدیم الایام بوده و هست و هر استاندارد و نماینده مجلس در هر محله آن را مطرح و تا کنون عقیم مانده است که امیدوارم سفر شما این طلسم را بشکند) احیاء قنوات، ایجاد اردوگاهها، ایجاد مزارع پرورش ماهی، ایجاد شهرک های دامداری صنعتی، کارخانه جات صنایع تبدیلی، با توجه به بعد مسافت با شهرهای بزرگ و از همه مهمتر احداث سد (دربند) در صحرای انجمن که سالهاست طرح اولیه آن تهیه شده است ولی هر سال در اثر اهمال طرح آن تعطیل می شود. با احداث این سد می توان دریاچه بسیار بزرگ ایجاد کرد و دشتهای بکر و مرغوب شور آب و انجمن را زیر کشت برد و آبهای فراوان وفس را که هفت ماده از سال به هدر می رود را در پشت این سد جمع آوری کرد و جاذبه های دیدنی در کنار آن به وجود آورد.
وفس حتی برای توریستهای خارجی نیز مکانی جذاب و با جاذبه های تفریحی زیاد از قبیل کوهها، غارهای سنگی طبیعی و اشراف آنها بر دشت های وسیع که در کمتر جای ایران می توان آنها را بافت باشد که انشاءالله با توفیق الهی و درایت نظر دولت کریمه احیاء و بازسازی گردد.
روستای کوهستانی وفس: (سیمای ده)
وفس، روستایی کوهستانی است. کوهها، مناطق مسکونی و باغات آن را احاطه کرده¬اند. خانه های بر روی دامنه کوهها ساخته شده¬اند و باغات در میان دره¬ها ایجاد شده¬اند و حالت پلکانی دارند. کوهپایه¬های با شیب مناسب و سنگلاخ کم نیز، به زمین زراعی تبدیل شده¬اند. بلندترین نقطه وفس کوه «قلنجه» با ارتفاعی در حدود 2745 متر است.
این کوه طبق جهت جغرافیایی، در جنوب وفس قرار گرفته است. پست ترین نقطه وفس، محلی در دشت وسیع «انجمن» (در شمال وفس) با ارتفاعی در حدود 1550 متر می باشد. ارتفاع مناطق مسکونی در حدود 2200 متر است. فاصله کوه قلنجه تا مناطق مسکونی، 6 کیلومتر و فاصله دشت انجمن تا مناطق مسکونی 16 کیلومتر است که در همین فاصله طولانی، باغات وفس با طولی در حدود 12 کیلومتر قرار گرفته¬اند.
به طور کلی، روستای وفس در میان روستاها و شهرهای اطراف بلندترین ارتفاع را دارد و در نتیجه میزان نزولات جوی و پوشش گیاهی در وفس بیشتر از مناطق نزدیک آن است.
آب و هوای وفس:
از نظر آب و هوایی بخشهای شمالی، شمال شرقی، شرقی، جنوبی و قسمت کوچکی در جنوب غربی ورقه به دلیل کوهستانی بودن از زمستانهای سرد و مرطوب و تابستانهای معتدل برخوردارند. دیگر نقاط منطقه به لحاظ جایگیری در پهنه دشت تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و خشک دارند.
بررسی آماری آب و هوا در گذر ده ساله گذشته نشان می دهد که بالاترین درجه حرارت هوا 35 درجه سانتی گراد و پایین ترین درجه حرارت به 15 درجه سانتی گراد می رسد.
اندازه میانگین بارندگی سالانه حدوده 1/303 میلی متر و رطوبت نسبی 64 درصد است.
گونه¬های گیاهی وفس: (پوشش گیاهی)
از جلوه های طبیعیت و سرسبزی و زیبایی و همین طور پوشش گیاهی در استان مرکزی می توان از مناطق سربند و بخشهای اقلیمی کوهستانی آن، دشت کزاز بویژه در دامنه کوهها، بخش چرّا، بخش وفس، رشته جبال هفتاد قله و شهرستان محلات را نام برد. تراکم چشمه های پرآب دائمی و فصلی، پوشش گیاهی بسیار خوب و گستردگی باغها و چمنزارها، داشتن تالابها، سرابهای بزرگ را ایجاد نموده است.
گونه¬های گیاهی بومی و دارویی این مناطق عبارتنداز: نعناع فلفلی، شمعدانی، شاه تره، منداب، اویشن، ریواس، خاکشیر، بومادران، شنگ، اسپند، مرزنگوش، ترشک، تره وحشی، بارهنگ، کاسنی، گل گاوزبان، گل ارغوان، گزنه، بابونه، شنبلیله، علف شیر و ... .
اجرای طرح اصلاحات ارضی
در سال 1340شمسی، محمدرضا شاه، به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت. «تصویب قانون اصلاحات ارضی» و «اعطای حق رای به زنان» از مهمترین این اصلاحات اجتماعی و سیاسی بود. با تصویب قانون اصلاحات ارضی، شیوه مالکیت زمینهای زراعی باز «فتودالی سهم بری» به «خرده مالکی» و توزیع مجدد آن بین زراعان، تغییر کرد. اصلاحات ارضی باعث تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چشمگیری در تمام سطوح جمعیتی ایران، خصوصاً روستاها گردید. این اصلاحات در سه مرحله بین سالهای 1341 الی 1349 صورت گرفت و به دلیل تعدد روستاها و مزارع مشمول قانون اصلاحات ارضی، مشکلات متعدد در اجرای قانون، عدم همکاری مالکان و حتی گاهی زارعان و مسایل دیگر، مراحل سه گانه اصلاحات ارضی در ایران به صورت کامل انجام نشد و با وقفه¬ای چند ساله در بعد از انقلاب، هنوز هر جریان دارد. یکی از تغییراتی که در نتیجه¬ی اصلاحات ارضی و بعضی دیگر از تغییرات اجتماعی و سیاسی، ایجادشد؛ فروپاشی «نهاد کدخدا» بود. تا پیش از این کدخدا به عنوان نماینده مالک و ارباب، قدرت مطلق هر روستا به حساب می آمد، اما بعد از اعمال قانون اصلاحات ارضی، قدرت مالکان و اربابان که در نتیجه¬ی زمینهایشان بود، به تدریج کاهش یافت و در نتیجه کدخدا نیز قدرت خود را از دست داد. بعد از فروپاشی نهاد کدخدا و خارج شدن روستاییان از زیر ظلم و ستم مالکان و و تا زمان انقلاب اسلامی، تشکیل «شورای ده» با جدیت بیشتری دنبال شد و همچنین نهاد جدیدی تحت عنوان «خانه¬ی انصاف» ایجاد گردید. ایجاد خانه¬ی انصاف، با هدف رسیدگی و حل اختلافات قضایی روستاییان کشور و رفع نیاز آنان از مراجعه به مراکز قضایی در شهرها بود.
همینطور در سال 1346 گروههایی تحت عنوان «سپاهیان دانش» و «سپاهیان بهداشت» ایجاد شدند. مردان و زنان داوطلب (اکثراً از کسانی بودند که با اخذ مدرک دیپلم در دانشگاه ها پذیرفته نشده بودند و عضویت در سپاه دانش، آینده شغلی شان را به عنوان آموزگار تأمین می کرد) در قالب این گروهها، دوران 4 ماهه¬ای را به عنوان دوران آموزشی گذرانده و سپس برای تدریس یا انجام فعالیتهای امدادی و درمانی راهی روستاها و مناطق دورافتاده می شدند. علاوه بر «سپاه دانش» و «سپاه بهداشت» که از بین زنان و مردان داوطلب می می پذیرفت، «سپاه ترویج آبادانی» نیز در همین دوران تشکیل شد. این «سپاه» فقط از بین مردان داوطلب می پذیرد و زنان حق عضویت در آن را نداشتند. نهادهای جدیدالتأسیس و عوامل ارتبشی و دولتی، در طول 15 سال قبل از انقلاب منشاء خدمات ارزنده¬ای در روستاها گردیدند، اما در مجموع، دولت نتوانتس آنطور که لازم است حضور خود را در روستاها به قصد توسعه آنها، پر رنگ کند و لذا باز به فکر ایجاد نهادی قدرتمندتر و مستقل تر در روستاها افتاد که نتیجه¬ی آن تصویب قانونی تحت عنوان قانون «دهبانی» در سال 1355 در مجلس شورای ملی بود، بر اساس این قانون، «دهبان» توسط شورای ده انتخاب شده و با حکم فرماندار انجام وظیفه می کرد. وظایف دهبان بیشتر از کدخدا بود و همه¬ی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می گرفت.

 

آداب ازدواج در وفس
آداب ازدواج در روستای «وفس» :
در این روستا، خانواده ها از همان دوران کودکی به فکر ازدواج فرزندانشان اند، بخصوص اگر دختر باشد، مادر خانواده از طفولیت اشیایی برای جهیزیه دختر می خرد و نگهداری می کند.
معمولاً کار انتخاب دختر با مشارکت پسر و خانواده¬اش صورت می گیرد. به این ترتیب که خانواده پسر چندین دختر را به او معرفی می کنند و یا به او پیشنهاد می کنند که کنار چشمه برود و دخترانی را که برای شستشوی ظروف و لباسها می آیند تماشا کند و دختر مورد نظرش را انتخاب کند.
در گذشته دور، کار انتخاب دختر تا حد بسیار زیادی به والدین پسر مربوط می شد. بعد از اینکه پسری دخترمورد نظر خود را انتخاب کرد، عمه یا خاله یا یکی از بستگانش به والدین او خبر می داد و والدین پسر نیز گیس سفید یا ریش سفیدی را به صورت غیررسمی و پنهانی به خانه دختر می فرستادند تا از نظر آنها مطلع شوند.
همچنین خانواده پسر از خانواده دختر می خواستند که اگر جوابشان منفی است، از موضوع خواستگاری با افراد دیگر صحبت نکنند، اما اگر جواب خانواده عروس به موضوع خواستگاری مثبت بود، آنگاه آن فرستاده با خوشحالی نتیجه را به خانواده پسر اعلام می کرد.
تعیین مهریه و شیربها:
یکی دو شب بعد، خانواده پسر با اطلاع قبلی و به اتفاق چند نفر از بزرگان و ریش سفیدان فامیل برای تعیین شیربها و مهریه نزد خانواده دختر می رفتند، در «وفس»، معمولاً یک درخت گردو و یک اتاق از خانه و مقداری پول به عنوان مهریه تعیین می شد که بعد از توافق همه با هم یکصدا می گفتند: «خدا مبارک کند».
نشان کردن:
چند روز بعد، خانواده پسر یک چادر، یک روسری، مقداری نخوچی کشمش، آینه، شیشه عطر، یک بسته چای، یک انگشتر، را در سینی قرار می دادند و همراه چند نفر از زنان و مردان فامیل پسر به خانه دختر می رفتند و به اصطلاح دختر را برای پسر نشان می کردند.
انگشتر را زنی که بچه اولش پسر بود یا چندین پسر داشت در انگشت عروس می کرد تا به این ترتیب عروس نیز بچه پسر به دنیا بیاورد.
تا دو سه ماه بعد بدین منوال می گذرد و بین ع روس و داماد آینده صحبتی رد و بدل نمی شود و در این مدت صیغه یا خطبه عقد نیز خوانده نمی شود و پسر بیشتر با پدر و مادرش به خانه دختر می رود.
در این زمان چندماهه، هر از گاهی خانواده پسر مقداری گوشت و نخود و لوبیا و روغن و زردچوبه برای خانواده دختر می فرستد، و اگر عید باشد، عیدانه می فرستد. این هدایا بنا به فصول مختلف متفاوت است.
پس از گذشت این مدت، خانواده پسر به خانواده دختر اطلاع می دهند که برای جشن عروسی آماده شوند و یکی دو شب بعد، پدر داماد به اتفاق چندین نفر از بزرگان فامیل مقدار شیربهای تعیین شده را، به صورت نقدی، در داخل دستمال ابریشمی قرار می دهد و دستمال را به دست یکی از ریش سفیدان می دهد و همراه با چند چراغ زنبوری به سمت خانه دختر می روند.
خانواده دختر نیز چندین چراغ زنبوری در قسمتهای مختلف خانه روشن می کنند و به اتفاق چندتن از بزرگان فامیل به استقبال آنها می روند و خانواده پسر و همراهان را با احترام در بالای مجلس جای می دهند.
بعد از خوردن چای و شیرینی و سلام و احوالپرسی، ریش سفید خانواده پسر، دستمال پول را به ریش سفید خانواده دختر می دهد. او نیز پول را تحویل می گیرد و می شمرد و سپس مقداری از آن را در داخل دستمال قرار می دهد و به خانواده پسر بر می گرداند.
چند روز بعد از بردن شیربها، دو خانواده مشغول پختن نان عروسی می شوند و همزمان گوسفندانی را برای ذبح مهیا می کنند.
از هر خانواده پسر و دختر، دو زن و مرد مسئول دعوت میهمانان برای جشن عروسی می شوند. از طرف خانواده پسر میگویند که امشب تشریف بیاورید چای و شیرینی بخورید و حنا ببرید، و فردا بیایید نهار بخورید و عروسی بیارید. از طرف خانواده دختر چنین دعوت می کنند: امشب بیایید چای و شیرینی بخورید و حنا ببندید، و فردا نهار بخورید و عروس ببرید.
قدمت تعزیه در وفس
تعزیه، نمایشی آیینی است که در دوره قاجاریه به اوج خود می رسد. این نمایش که پرده های بسیاری دارد و علاوه بر به اجرا درآوردن مصایب امام حسین (ع) و دشت کربلا، زندگی سایر معصومان را نیز روایت می کند، در سراسر ایران رواج دارد. بازیگران نقشهای این نمایش آیینی در طول سال حرفه¬ای دیگر دارند اما در ایام محرم نقشهای اولیا و اشقیا را اجرا می کنند.
تعزیه خوانی در وفس از سابقه¬ای دیرینه برخوردار است. قدیمی ترین نسخه های تعزیه که در حال حاضر در اختیار است به حدود 230 سال قبل مربوط می شود. ا ین نسخه های متعلق به «آقاخان بیگ» بوده است و در خانواده¬ی او نسل به نسل گشته و در حال حاضر در اختیار نسل پنجم از فرزندان اوست که خوشبختانه این فرزندان از آن زمان تا کنون راه پدران خود را ادامه داده و در حال حاضر نیز به اجرای تعزیه در وفس اقدام می نمایند.
با توجه به روحیه مذهبی مردم وفس و عشق و علاقه فراوان آنها به امامان معصوم و شهیدان دشت کربلا خصوصاً حضرت عباس (ع)، به طور کلی برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) و اجرای تعزیه با شور و حرارت خاصی دنبال می شود و همه¬ی ساکنان سعی می کنند به نحوی در این امور مشارکت نمایند. در گروه های تعزیه وفس نیز افراد بسیاری از همه¬ی محله های وفس از گذشته تا به حال فعالیت داشته¬اند و ا ین هنر در وفس محدود به خانواده یا محله¬ی خاصی نبوده است.
باورهای مردم وفس
روشهای ریختن (از بین بردن) ترس کودکان
این روشها را به طور کلی «ترس ریتن tars rattan» می نامند. گاهی کودک ترسیده را بالای ظرفی پر از آب می نشانند و از او می خواهند که به دقت داخل آب را نگاه کند. آنگاه به طور ناگهانی تکه¬ای قلع یا سرب ذوب شده را داخل آب می ریزند و با صدای بلند می گویند: «اَو...» کودک که بی خبر از همه جاست و انتظار این چنین واقعه¬ای را ندارد ناگهان تکانی می خورد و به اصطلاح شوکه می شود و در باور مردم وفس ترس از وی خارج می گردد. سپس تکه¬ای فلز را از داخل آب خارج می کنند و بر اساس شکلی که فلز هنگام سرد شدن در آب به خود گرفته، تعابیری ارائه می کنند: مثلاً شخص یا از مار ترسیده و ... .
از دیگر روشهای خنثی کردن ترس در کودکان و حتی در نوجوانان این بودکه گوشواره¬ای حیدری را در یک کاسه¬ی آب می انداختند و آب را به کودک می دادند که بیاشامد و به این عمل به اصطلاح آب طلا دادن می گفتند و اگر گوشواره¬ی حیدری در دسترس نبود از قطعه طلای دیگری که در دسترس بود استفاده می کردند.

 

دفع چشم زخم:
مردم وفس به چشم کردن (به وفسی، چمه کردن – camma kardan) اعتقاد زیادی دارند. برای جلوگیری از چشم زخم، مهره¬هایی آبی رنگ به نام «ک زه» آویزان می کنند و نیز آیه¬ی «وان یکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانه¬ی چپ افراد نصب می کنند. ریختن اسپند یا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دودکردن نیز همچون سایر مناطق ایران برای رفع چشم زخم مرسوم است.
در وفس برای خنثی کردن اثر چشم زخم اشعاری را به زبان وفسی می خوانند، در گذشته برای اسفند دودکردن در روز جمعه از سیدها اجازه می گرفتند.
جغد بر بام خانه
در باور مردم وفس آوای جغد (به وفسی: بیغوش biaqus) شوم است و هرگاه – بخصوص غروب آفتاب – جغد بر بام خانه¬ای بخواند اهالی آن خانه را به پیشامد خرابی خانه و مرگ و فقر و تنگدستی در آینده در آینده¬ای نه چندان دور تعبیر می کنند و آب و آینه و نمک و نیز قرآن را در سینی گذاشته، بر بام خانه رفته، آینه را در مقابل جغد قرار می دهند و با صدای بلند جغد را به قرآن سوگند می دهند که دیگر آوا ندهد و از بام خانه برخیزد.
ترغیب به تسریع در امور
اگر کودک یا جوانی را برای رسانیدن پیغام و یا انجام کاری فوری می فرستادند به زمین تف (آب دهان) کرده و می گفتند: «اگر دیر بیایی و این تف خشک شود، کچل خواهی شد!» و معمولاً کودک برای کچل نشدن و نشان دادن سرعت عمل، بر شتاب خود می افزود و زودتر باز می گشت.
آیین چهارشنبه سوری در وفس
چهارشنبه سوری نام واپسین چهارشنبه¬ی تقویم خورشیدی ایرانی است، که شب آن را با رسوم و آیین هایی ویژه خصوصاً پرش از روی آتش مشخص می شود. این مراسم که دارای قدمتی بس دراز است در تمام شهرها و روستاهای ایران و تقریباً بهشکل مشابهی برگزار می شود.
وفسی ها به آخرین چهارشنبه سال، «چارشمبه کُل – charshamba kola» می گویند و آیین یکسانی با سایر نقاط ایران را در غروب و شب این روز انجام می دهند. آیین های وفس عبارتند از: جمع آوری بوته و آتش زدن آن، پریدن از روی آتش، قاشق زنی و ... .
طی روز چهارشنبه، دسته¬هایی از بوته های گوناگون که قبلاً از دشت و صحرا چیده شده¬اند. روی پشت بام خانه و در چند نقطه، مخصوصاً جلوی ناودان، قرار داده می شود. بیشتر از بوته های ورک، یوشان و یون استفاده می گردد.
بعد از اینکه خورشید غروب کرده و به پشت کوههای وفس می رود، همه¬ی اعضای خانواده از بزرگ و کوچک و زن و مرد در پشت بام جمع شده و مراسم را آغاز می کنند. همچنین تعداد کمتری از خانواده ها نیز دسته های بوته را در کوچه قرار داده و دور آن جمع می شوند. با تاریک شدن هوا، بوته های آتش زده می شود و افراد به نوبت از روی دسته¬های آتش می پرند. در وفس نیز جمله معروف «زردی من از تو سرخی تو از من» در هنگام پرش از روی آتش تکرار می شود . منتها این جمله با گویش وفسی و به این صورت تلفظ می گردد: «تمن زردی د است است سوری د تمن».
مردم وفس درباره علت انجام این مراسمها و به طور کلی بزرگداشت این روز بر این باورند که:
زمانی که حضرت مسلم در شهر کوفه پنهان شده بود، دشمن به جاسوس های خود دستور می دهد که هر کس او را مشاهده کرد، در پشت بام خانه آتش روشن کند تا نیرویهای دشمن محل اختفای او را فهمیده و حضرت مسلم را دستگیر کنند. مردم از این اتفاق آگاه شده و وقتی یکی از جاسوسها اقدام به روشن کردن آتش نمود. همه¬ی مردم نیز این کار را در بام خانه ها انجام دادند و به این ترتیب دشمنان نتوانستند نقشه خود را عملی سازند (دست نوشته های آقای محمد نظری).
یکی از اعتقادات مردم وفس این است که در روز چهارشنبه سوری نباید هیچ جنس و کالایی و هیچ چیز با ارزشی چه

دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله منطقه وفس

دانلود مقاله قتل در فراش

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله قتل در فراش دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 


- مقدمه
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اصلاح قوانین و مقررات براساس موازین شرعی، بسیاری از قوانین حاکم بر جرائم و مجازاتها بازنگری شدند که در حوزه حقوق جزا، این امر منجر به تصویب قانون راجع به مجازات اسلامی گردید. بنابراین فرض، قانون مذکور از مقررات فقهی اقتباس گردیده، لکن در اکثر این مقررات به دلیل عدم وجود سابقه پیروی شده است. از جمله کتاب پنجم آن با عنوان «تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده» در دویستوسیودو ماده وچهل و چهار تبصره دردوم خردادماه 1375 به تصویب نهایی مجلس شورای اسلامی رسیده وشورای نگهبان نیز در ششم خرداد ماه همان سال آن را تأیید کرده است.
ماده 630 قانون مزبور راجع به قتل در فراش است که هم دارای حکم فقهی است وهم قضایی وموضوع آن در ماده 179 قانون مجازات عمومی سابق نیز مورد حکم قرار گرفته بود، هرچند قانون مجازات اسلامی سال 62 و 70 به این موضوع اشارهای نداشت.
به موجب ماده 630قانون مجازات اسلامی «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد میتواند درهمان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکّره باشد، فقط مرد را میتواند به قتل برساند. حکم ضرب وجرح نیز در این مورد مانند قتل است.»
نخستین متن قانونی که در مورد موضوع و حکم ماده 630 قانون مجازات عمومی در قوانین ایران وضع شده ماده 179 قانون مجازات عمومی مصوب دی ماه 1304 است. به موجب این ماده: «هرگاه شوهری زن خود را با مرد اجنبی در یک فراش یا درحالی که به منزله وجود در یک فراش است، مشاهده کند و مرتکب قتل یا جرح یا ضرب یکی از آنها یا هردو شود از مجازات معاف است. هرگاه به طریق مزبور دختر یا خواهر خود را با مرد اجنبی ببیند و درحقیقت هم علاقه زوجیت بین آنها نباشد و مرتکب قتل شود به یک ماه تا شش ماه حبس جنحهای محکوم خواهد شد واگر در مورد قسمت اخیر این ماده مرتکب جرح یا ضرب شود به حبس جنحه ای از یازده روز تا دوماه محکوم میشود.»
تصویب ماده 179 قانون مجازات عمومی بیشتر با اقتباس از قانون جزای فرانسه صورت گرفته بود و به این علت، حکم این ماده در حقوق ایران سابقه تاریخی مدون ندارد.
قانگذار فرانسه در شق دوم ماده 324 قانون جزا مصوب 1810پس از آنکه میگوید:«علیالاصول قتل زن به وسیله شوهریا قتل شوهر به وسیله زن از مجازات معاف نیست، مگر آنکه زندگی مرتکب قتل در خطرافتاده باشد» مقرر میدارد: «مع ذلک در صورتی که مردی همسر خود را درخانه مشترک زوجیت درحال زنا(به گونهای که در ماده 336 همین قانون پیش بینی شده است) مشاهده کند و مرتکب قتل همسر خود ومرد اجنبی شود، از معافیت قانونی برخوردار خواهد شد.» همانطور که مشاهده میشوددر مقرره مذکور فقط خانهای که شوهر به اتفاق همسرش در آن سکونت دارد فراش محسوب شده است ولذا ورود مرد به خانه و مشاهده زن با مرد اجنبی باید ناگهانی باشد با تبانی شوهر وهمسر باشد مشمول معافیت نیست. مطابق ماده 326 قانون اخیرالذکر مجازات چنین قتلی به یک تا پنج سال حبس تقلیل پیدا کرده است البته شق دوّم ماده 324 و نیز ماده 336 و 339 قانون مذکور به موجب قانون 11ژوئیه سال 1992 به تصویب رسید و در تاریخ اول مارس 1994 به اجرا گذاشته شد، اثری از آن دیده نمیشود. به موجب قانون جدید ارتکاب زنا توسط زن شوهردار یامرد زن دار صرفاً موجبات درخواست طلاق است.
از طرف دیگر باید اذعان داشت که موضوع«قتل در فراش» و تجویز ارتکاب قتل زنی که به همسر خود خیانت کرده و در فراش مرد بیگانه حاضر شده، از موضوعاتی است که بحث از آن حتی در قدیمیترین تمدنها نیز وجود داشته است. از نظر آشوریها، قتل زن در حال زنا توسط شونر به دلیل خیانت وی، حق مسلم مرد به شمار میرفت. در امپراتوری ژاپن اگر شوهری ، همسر خود را درحال خیانت و ارتکاب زنا با مرد بیگانه مشاهده میکرد، میتوانست هر دو آنها را بی درنگ بکشد{15}. دریونان باستان ودر قرن پنجم، قصاص مستقیم در شرایط خاص مجاز بود و به همین دلیل اگر مردی مشاهده میکردکه بین زن یا مرد یا رفیقه یا خواهر یا دخترش با مرد بیگانه رابطه نامشروع برقرار است، قتل آنها بر وی مجاز بود{15}. البته در حقوق رم قدیم علاوه بر شوهر به پدرنیز چنین حقی داده شده بود که اگر همسر یا دختر خود را در حالتی که با مرد بیگانه رابطه نامشروع برقرار کرده است، ببیند، اقدام به قتل آنان کند. این امر ریشه در مفاهیم قدیمی و اولیه اقتدار و سلطه شوهر و پدر در رابطه با زن ودختر خود درشؤون زندگی داشت{19}. به دلیل وجود چنین حکمی درتمدنهای قدیمی در طول قرنهای متمادی، این حکم در قوانین بسیاری از کشورها پیش بینی گردید. ازجمله ماده 37 قانون جزای پرتغال و ماده 428 قانون جزای موناکو و ماده 413 قانون جزای بلژیک مصوب 1867 و ماده 587 قانون جزای ایتالیا مصوب 1930 به بیان حکم این موضوع پرداختهاند{15}. همچنین در قوانین پارهای از کشورهای عربی نیز در این مورد احکامی وجود دارد. از جمله به موجب ماده 153 قانون جزای کویت مصوب 960 و ماده 409 قانون مجازات عراق مصوب سال 1969 مجازات چنین قتلی حداکثر سه سال حبس تعیین شده{13} و در واقع مرتکب از معافیت نسبی برخوردار شده است. طبق ماده 237 قانون مجازات مصر مصوب سال 1937، مجازات قتل مزبور به مدت متناسبی حبس بدل از مجازات اعدام و حبس با اعمال شاقه – مقرر در ماده 234و- 236 تقلیل یافته است{18}
2ـ بحث و بررسی
سؤالی که در عمل مطرح میشود این است که اثبات موجه بودن قتل مرد اجنبی و زن شوهردار در فراش به عهده کیست، قاتل یا اولیای مقتول؟ به عبارت دیگر آیا ماده مذکور بر برائت قاتل دلالت دارد و بار دلیل اثبات خلاف موضوع،یعنی خلاف آن چه مورد ادعای اوست بر عهده اولیای دم مقتول است یا اصل بر برائت مقتول است و قاتل باید اتهام مورد ادعا را به اثبات برساند؟
از نظر تعریف حق، بین مرحله ثبوت آن تفاوت وجود دارد. مرحله ثبوت حق یا واقعه حقوقی، تحقق امر درمرحله واقعی است و مرحله اثبات تحقق آن در مرحله استدلال است . به عبارت دیگر صاحب حق باید بتواند در مرحله اثبات، «حق ثبوتی» خود را با دلیل به اثبات برساند، یعنی مرحله ثبوت حق، مرحله وجود واقعی حق بدون توجه به ظهور خارجی آن است و مرحله اثبات، ظهور خارجی آن و قطعی کردنش در نزد محکمه است که در هر حال بین دو مرحله مذکور تلازم وجود دراد وبه استناد قاعده «البینة علی المدعی» هر کس که مدعی حق ثبوتی باشد باید برای اثبات آن دلیل رایه دهد.
به این لحاظ موضوع ماده قانون مجازات اسلامی نیز مانند هر پدیده حقوقی دیگر دارای دو مرحله ثبوتی و اثباتی است. لذا بررسی موضوع مذکور در دو مرحله به عمل میآید:
یکی مرحلهای که مربوط به شرایطی است که درصورت جمع آنها مصداق منطبق یا ماده مذکور در مرحله ثبوتی تحقق پیدا میکند. اینکه چه کسی باید برائت خود را ثابت کند یا اتهام طرف مقابل را به اثبات برساند مربوط به چه مرحله اثباتی است.

الف) مرحله ثبوتی
قانونگذار درماده 630 قانون مجازات اسلامی قتل مرد اجنبی در حال ارتکاب زنا با زن شوهردار وهمچنین قتل زن در صورت تمکین به این عمل را بتوسط شوهر مجاز دانسته است وبه شوهر اجازه داده که به قتل یا ضرب وجرح آنان اقدام کند. اما باید توجه داشت که مجاز بودن ارتکاب قتل در این مورد مشروط به وجود شرایطی است و فقط در صورت اجتماع این شرایط، شوهر معاف از مجازات خواهد بود که مرحله ثبوتی واقعه است. شرایط مذکور به شرح زیر است:
اول) وجود علقه زوجیت
مقنن جمهوری اسلامی حکم این ماده را ناظر به مواردی دانسته است که شخص شاهد ارتکاب زنا توسط همسر خود باشد، بنابراین اگر مردی شاهد زنای زن دیگری ولو خواهر، دختر یا مادر خود با مرد اجنبی باشد، مجاز به ارتکاب قتل و حتی ضرب وجرح نیست ودر صورت ارتکاب قتیل یا ضرب وجرج، حسب مورد مجازات خواهد شد، در حالی که ماده 179قانون مجازات عمومی سابق، درمورد پدر و برادری که دختر یا خواهر خود را بامرد اجنبی در یک فراش مشاهده میکرد و مرتکب قتل آنها میشد معافیت نسبی از مجازات قائل بود که در حال حاضر این معافیت منتفی است. احراز وجود رابطه زوجیت با توجه به مقررات مندرج در کتاب هفتم قانون مدنی صورت میگیرد که در این مورد با توجه به اطلاق کلام، منظور از نکاح، نکاح دایم و منقطع است. اگر چه بعضی از حقوقدانان این حکم را فقط ناظر به عقد دائم میدانند{4} اما در اقوال و گفتار فقها تفاوتی بین دائم یا موقت بودن نکاح وجود ندارد

 

{12}. حتی به نظر بعی از حقوقدانان، طلاق رجعی رابطه زوجیت را قطع نمیکند و لذا اگر شوهر درمدت عده طلاق رجعی وضعیت مذکور را مشاهده کند و مرتکب قتل شود ازمعافیت مذکور استفاده میکند{18}. هرچند مطابق ماده 1149ق.م.لفظ یا فعلی که دلالت بر رجوع دارد، باید مقرون به قصد رجوع باشد، وحال آنکه در چنین موردی شوهر قصد رجوع ندارد، بلکه قصد وی ایراد ضرب وجرح یا قتل بوده اس، به علاوه شوهربا طلاق زن علقه زوجیت خود راگسیخته است. لذا دیوان عالی کشور در رأی شماره 1094-12/4/19 گفته است:«انحلال نکاح، شوهر نمیتواند از عذر برانگیختگی استفاده کرده و حتی نمیتواند زانی وزانیه را تحت تعقیب جزایی قرار دهد»{19}. به علاوه ممکن است همان طور که ماده 179ق.م.ع پیش بینی کرده بود صرف همبستری را برای محق بودن مرد در اقدام مذکور کافی بدانیم، در حالی که مقنن به عنوان مضیق ومحدود«زنا» توجه خاص داشته است. لذا به استناد مقررات موجود صرف قرارگرفتن مرد اجنبی و همسر در یک فراش کافی برای مجاز بودن قتل آنها نیست، زیرا عرفاً فراش مکانی است که عادتاً فراش مکانی است که عادتاً هیچ زنی بدون شوهر خود به آنجا نمیرود وحسب رویه قضایی سابق هم مفهوم «حالت در یک فراش یا به منزله یک فراش» بسیار موسع تلقی میشد و فقط عنصرمواقعه و هتک ناموس در نظر گرفته نمیشد. ازجمله شعبه دوم دیوان عالی کشور در رأی شماره 2471/10644 مورخ 10/11/1316 چنین نظر داده است: «اعتراض مدعیالعموم استیناف برمحکمه جنایی بر آنکه «اظهارات متهم نزد مأمور امنیه حاکی است که مشارالیه عیال خود را در حال ارتکاب و یا حالتی که منزله یک فراش با شد ندیده و اگر مشارالیه عیالش را در حالت مواقعه مشاهده نموده بود در همان محل به قتل او اقدام میکرد»، نقض حکم مورد درخواست را ایجاب نمیکند، زیرا به طوری که از حکم مزبور مستفاد است درنتیجه تحقیقات و به موجب دلایل و نشانیهای استنادیه، اقدام متهم را به قتل زن خود در حالتی که به منزله وجود در یک فراش و مقاون با مشاهده وضعیت مزبور بوده احراز کرده وبا این کییفیت اعتراض مدعی العموم استیناف در حقیقت رجع به ماهیت امر وایراد به نظر و تشخیص محکمه حاکمه است و برحسب استنباط از دلایل و تحقیقات که اصولاًاین اعتراضات را نمیتوان مورد نظر تمیزی قرار داد، چون از لحاظ اصول و قانون اشکال مؤثر موجب نقض به نظر نمیرسد حکم مورد درخواست تمیز به اتفاق آرا ابرام میگردد». تعمیم مصداق فراش به صورتی که در رأی آمده با امنیت قضایی مغایر است.
دوم) مشاهده زن و مرد اجنبی در حال زنا توسط شوهر
تاکید ماده 630 قانون مجازات اسلامی بر مشاهده زن و مرد اجنبی درحال زنا توسط شوهر، دادگاه را مکلف به بررسی این ادعا میکند، یعنی باید آنها درحال عمل زنا بوده باشند تا قتل انجام شده توسط شوهر مجاز شمرده شود. لذا دیدن فیلم و عکس از واقعه مورد بحث مجوز مشروعیت قتل نیست و رؤیت فیزیکی همسر ملاک است، نه دیگران. در این صورت، اثبات وقوع عمل زنا برعهده قاتل (شوهر) است. فقها نیز برشرط اینکه مرد باید همسر خود را درحال زنا با اجنبی مشاهده کند اتفاق نظر دارند{7} اما باید توجه داشت که از نظر ایشان اباحه ارتکاب قتل توسط شوهر را از مجازات معاف دارد، او باید بتواند وقوع عمل زنا را اثبات کند. لذا اگر انجام یافتن عمل زنا قطعی نباشد وبراساس شبهه مرد باشد، ارتکاب قتل جایز نیست. مثلاً اگر زن و مرد اجنبی داری پوشش متعارف بوده، مشغول انجام اعمال دیگری غیر از زنا مانند مضاجعه و تقبیل و امثالهم باشند به دلیل عدم تحقق شرط (در حال زنا بودن) قتل آنها مجاز نیست. به رغم نظر مذکور ماده 179قانون مجازات عمومی مورد را تعمیم داده بود و با آوردن عبارت«یا در حالتی که به منزله وجود یک فراش است» دایره شمول حکم معافیت را به غیر مورد زنا هم توسعه داده بود که به لحاظ فقهی صحیح نبود. از نظر اثبات وقوع زنا نیز چون اقرار به دلیل کشته شدن زانی و زانیه منتفی است، شهادت چهار مرد عادل یا سه مرد عادل و دو زن عادل که شاهد زنا بودهاند، لازم است که در این صورت، موضوع نزد حاکم شرع باید ثابت شود(ماده 74 قانون مجازات اسلامی ) یا طبق ماده 105 قانون مذکور با علم قاضی اثبات گردد. به هرحال بدون اثبات زنا، قتل مذکور مباح نبوده وچنانچه این امر در دادگاه ثابت نشود، مرتکب از مجازات معاف نخواهد بود و قصاص میشود. به علاوه شرط مشاهده زنای زن و مرد اجنبی مقید به مشاهده شوهر است و چنانچه افراد دیگری وی را از وقوع زنا توسط همسرش با مرد اجنبی مطلع کنند یا واقعه را از طریق فیلم و عکس مشاهده کند و بعد از ارتکاب زنا توسط آن دو اقدام به قتل کند، از معافیت مزبور برخوردار نخواهد شد.
در تعریف زنا دادگاه باید به ماده 63 قانون مجازات اسلامی که مقرر میدارد: «زنا عبارت است از جماع مرد با زنی که بر او ذاتاً حرام است گرچه دردبر باشد، در غیر موارد و طی به شبهه» توجه داشته باشد. برای تحقق زنا واثبات آن براساس ادله شرعی که مقنن نیز در قانون مجازات اسلامی به آن توجه کرده، شرایطی لازم است که در عمل اثبات آن تعلیق به محال یا لااقل بعید است و به این لحاظ در بسیاری ازموارد احراز شرایط تحقق ماده 630 قانون مجازات اسلامی مشکل است ولذا پیشنهاد این است که به جای در نظر گرفتن مقرره مستقلی در این موضوع، از سایر مقررات معاف کننده مانند ماده 226 قانون مجازات اسلامی استفاده شود تا پیشبینی این ماده در قانون، شبهه مجوز«زن کشی» را که ممکن است مورد ادعای بعضی قرار گیرد، ایجاد نکند.
سوم) ارتکاب قتل در حین مشاهده عمل زنا
به موجب ماده مذکور شوهر صرفاً بلافاصله بعد از مشاهده جرم ارتکابی، حق کشتن داردو چنانچه فیالمجلس اقدام نکند، بعد از جدا شدن زن ومرد اجنبی از هم چنین مجوزی برای او نیست.

 

مفهوم این ماده دلالت براین امر دراد که فقط زمانی مرد از قصاص معاف است که بلافاصله بعد از دیدن عمل زنا توسط همسر خود با مرد اجنبی، اقدام به قتل کند و چنانچه بعد از اتمام عمل و خارج از وقت و محلی که عمل مزبور در حال انجام است مرتکب قتل شود، چنین بعد از اتمام عمل و خارج از وقت و محلی که عمل مزبور درحال انجام است مرتکب قتل شود، چنین قتلی جنبه انتقام دراد ومقنن ارتکاب چنین قتلی را ممنوع میداند، اگرچه ممکن است که بتوان چنین موردی را از مصادیق ماده 226 قانون مجازات اسلامی مهدورالدم بودن زن و مرد اجنبی دانست که البته اثبات آن هم محتاج دلیل است و قاتل باید استحقاق قتل آن دو را براساس موازین شرعی و قانونی در درادگاه ثابت کند{8}
چهارم) علم به تمکین
برای مجاز بودن مرد در قتل همسر خود علاوه بر شرایط بالا، او باید عالم به تمکین و رضایت زن به عمل زنا توسط مرد اجنبی باشد. این شرط ناشی از آن است که در مباحث فقهی زنا، فقها وجود قصد و اراده را در مرد مفروض میدانند، لکن در مورد زن به احتمال وجوه اکراه از طرف مردنسبت به زن تفاوت قائلند و لذا در این فرض نیز قائل به لزوم یقین شوهر به تمکین همسر خود برای مجاز قتل او شدهاند. احراز این شرط در عالم اثبات دشوار است وبرای جلوگیری از معاف بودن قتلهایی که به صرف ظن وگمان واقع میشوند بسیار مهم است. همچنین در صورت یقین شوهر به مکره بودن زن خود قطعاً کشتن او مجاز نیست و شوهر فقط حق کشتن مرد بیگانه را دارد.

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   26 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله قتل در فراش

دانلود مقاله آیین کار نگهداری انگور در سردخانه

اختصاصی از فایل هلپ دانلود مقاله آیین کار نگهداری انگور در سردخانه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 مقدمه
هدف
دامنه کاربرد
اصول روش نگهداری انگور
وسایل و مواد لازم
برداشت ـ درجه‏بندی و بسته‏بندی
طرز عمل در سردخانه
جلوگیری از فعالیت قارچ‏ها
پیوست شماره 1


بسمه‏تعالی
پیشگفتار
آیین کار نگهداری انگور در سردخانه که به وسیله فنی نگهداری میوه و سبزی در سردخاانه تهیه و تدوین شده و در شصت و ششمین کمیته ملی استاندارد فرآورده‏های کشاورزی و غذایی مورخ 66/10/13 مورد تایید قرار گرفته , اینک به استناد ماده یک قانون مواد الحاقی به قانون تأسیس مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مصوب آذرماه 1349 به عنوان استاندارد رسمی ایران منتشر می‏گردد .
برای حفظ همگامی و همآهنگی با پیشرفت‏های ملی و جهانی در زمینه صنایع و علوم , استانداردهای ایران در مواقع لزوم مورد تجدیدنظر قرار خواهند گرفت و هرگونه پیشنهادی که برای اصلاح یا تکمیل این استانداردها برسد در هنگام تجدیدنظر در کمیسیون فنی مربوط مورد توجه واقع خواهد شد .
بنابراین برای مراجعه به استانداردهای ایران باید همواره از آخرین چاپ و تجدیدنظر آنها استفاده نمود .
در تهیه و تدوین این استاندارد سعی شده است که ضمن توجه به شرایط موجود و نیازهای جامعه حتی‏المقدور بین این استاندارد و استاندارد کشورهای صنعتی و پیشرفته همآهنگی ایجاد شود .
لذا با بررسی امکانات و مهارت‏های موجود و اجرای آزمایش‏های لازم این استاندارد با استفاده از منابع زیر تهیه گردیده است :
1 ـ آمار نامه کشاورزی سال 64 از انتشارات وزارت کشاورزی
2 ـ نتایج حاصله از آزمایشات بررسی ویژگی‏های کیفی و انباری ارقام انگور ایران ـ داریوش شرافتیان ـ مؤسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر از سال 1358 لغایت 1363
3 ـ مسائل پس از برداشت انگور چکیده بررسیهای انجام شده بر روی ویژگی‏های کیفی و انباری و روش‏های افزایش عمر انباری این محصول ـ داریوش شرافتیان ـ مؤسسه اصلاح و تهیه نهال و بذر سال .1364
4 ـ استاندارد نگهداری میوه و سبزی در سردخانه شماره 830 ایران .
5- 5- Table grapes – guide to cold storage (ISO 2168 – 1974)
6- 6- Guide for cold storage of table grapes (IS: 9303 – 1979)
7- 7- The cold storage of vinifera table grapes by A.Lloydryall and John M. Harvey united states department of agriculture Washington D.C June 1967
8- 8- General viticulture
by A. J. Winkler – James A. Cook
W. M. Kliewer Lloyd, A. Lider
university of California press 1974
9- 9- Recommended conditions for cold storage of perishable published by international institute refrigeration 1979






آیین کار نگهداری انگور در سردخانه
0 ـ مقدمه
انگور یکی از میوه‏هایی است که بشر آن را از دیرباز شناخته و در طول قرون به روش‏های مختلف از آن بهره‏گیری نموده است . درخت انگور که در ایران آن را تاک , رز یا مو نیز می‏نامند از نظر گیاه‏شناسی دارای 60 گونه است که مهم‏ترین آنها گونه Vitis vinifera از جنس Vitis و از خانواده Vitaceae می‏باشد . ارقام تاک قابلیت تطابق با اکثر اقلیم‏های آب و هوایی را داشته و به همین لحاظ کاشت آن در مناطق مختلف جهان متداول گشته است . در ایران حدود 400 رقم تاک وجود دارد که تقریبأ 50 رقم آن در سطح تجاری در مساحتی برابر 160 هزار هکتار اعم از آبی و دیمی مورد کشت و بهره‏برداری است . استفاده از " مو " محدود به میوه رسیده آن یعنی انگور نبوده بلکه برگ و میوه نارس آن هم ( غوره , آب غوره و غوره خشک ) مصرف غذایی دارد . خود انگور نیز فقط به شکل تازه آن به مصرف نمی‏رسد , بلکه عصاره آن به صورت آب انگور یا شیره و خشک شده آن به صورت کشمش و محصولات تخمیری آن به صورت خمر , الکل و سرکه مصارف طبی و غذایی دارند . بعضی از ارقام انگور دارای خصوصیات ژنتیکی از قبیل ضخامت پوست حبه و استحکام پیوند دم به خوشه در اکثر موارد درشتی حبه و غیره هستند که موجب می‏شود در مقایسه با سایر ارقام در شرایط مساوی مدت بیشتری تازه بمانند . این ارقام در مناطقی که دارای تابستان ملایم و طولانی هستند , قابلت نگهداری بهتری دارند و اگر در زیرزمین خانه که دارای رطوبت بیشتری و حرارت و نور کمتری است نگاه‏داری شوند , ممکن است دو یا سه ماه با تبعیت متوسط تازه بمانند . معمولا در روش سنتی خوشه‏ها را از سقف زیرزمین می‏آویزند تا هوا به تمام حبه‏ها برسد و فعالیت قارچ‏ها , ( کپک‏ها و مخمرها ) را که باعث سیاه شدن , گندیدن و تخمیر حبه‏ها می‏شوند کاهش دهد . در بعضی از کشورها خوشه‏های انگور را در داخل ظروف متخلخل چوبی , مقوایی یا پلاستیکی گذاشته , و بین حبه‏ها و خوشه‏ها را با چوب پنبه خرد شده یا خاک اره حاوی متابی سولفیت پتاسیم که مولد گاز So2 است پر می‏کنند و ظروف را در زیرزمین یا سردخانه قرار می‏دهند . با شناخت هرچه بیشتر ویژگی‏های ارقام انگور قابل نگاه‏داری تولید شده در کشور و با استفاده از تکنولوژی جدید به منظور کنترل درجه حرارت و رطوبت نسبی و جلوگیری از نشو و نمای میکرو ارگانیسم‏ها می‏توان عمر تازه ماندن ارقام مناسب انگور را تا حدود شش ماه حتی بیشتر نیز افزایش داده و در خارج از فصل آن را به بازار مصرف عرضه نمود . از آنجا که طی ده سال گذشته به دلیل استقبال مصرف کنندگان انگور تازه در خارج از فصل مقدار نگاه‏داری این میوه مفید و مقوی در سردخانه‏های ایران به ده‏ها برابر افزایش یافته است و درصورتی که این روند کماکان ادامه یابد توسعه صدور آن به کشورهای مجاور نیز محتمل خواهد بود . ضرورت آشنا کردن علاقمندان و دست‏اندرکاران ذیربط به تکنیک نگهداری انگور در سردخانه با استفاده از تجربیات حاصله در ایران و سایر کشورها احساس و به تدوین این آیین کار اقدام شد .
1 ـ هدف
هدف از تدوین این آیین کار ارائه اصول نگاه‏داشتن انگور در سردخانه است که رعایت آنها در مرحله برداشت1 و در طول مدت نگهداری و هنگام خروج انگور از سردخانه موجب حفظ هر چه بیشتر تازگی و ویژگی‏های خاص رقم انگور مورد عمل خواهد شد .
2 ـ دامنه کاربرد
این آیین کار در مورد ارقامی از انگور که در داخل کشور تولید شده و دارای قابلیت نگهداری خوب یا متوسط هستند قابل اجرا است .
2 ـ 1 ـ ارقامی که دارای قابلیت نگهداری خوب هستند و می‏توان آنها را تا شش ماه تازه نگهداشت به شرح جدول شماره (1) می‏باشد .


1) رقم دیوانه در بجنورد به " بدرانلو " موسوم است و احتمال دارد که ارقام دیگر نیز در مناطق مختلف دارای اسامی متفاوتی باشند .
2 ـ 2 ـ ارقامی که دارای قابلیت نگهداری متوسط هستند و می‏توان آنها را تا سه ماه تازه نگهداشت به شرح جدول شماره 2 می‏باشند .


یادآوری ـ ارقام مندرج در جداول 1 و 2 ارقام شناخته شده‏ای هستند که روی آنها کارهای عملی انجام گرفته است ولی ممکن است ارقام دیگری نیز در مناطق انگور خیز کشور باشند که هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته‏اند .

3 ـ اصول روش نگهداری انگور
نگهداری انگور در سردخانه 2 به صورت تازه بر اصول زیر متکی است :
3 ـ 1 ـ نگهداری در حرارت 3 کم به منظور :
3 ـ 1 ـ 1 ـ به کند کردن تغییرات فیزیولوژیک حبه‏ها
3 ـ 1 ـ 2 ـ جلوگیری از تبخیر شدید و خشک شدن خوشه و حبه‏ها
3 ـ 2 ـ نگهداری در رطوبت نسبی4 بالا به منظور جلوگیری از تبخیر شدید و حفظ طراوت خوشه و حبه‏ها .
3 ـ 3 ـ استفاده از مواد شیمیایی ( نظیر So2 ) به منظور جلوگیری از فعالیت قارچ‏هایی که به نحوی موجب فساد می‏شوند .
4 ـ وسایل و مواد لازم
4 ـ 1 ـ قیچی باغبانی تمیز برای چیدن خوشه‏ها و احیانأ تنک کردن آنها .
4 ـ 2 ـ ظروف5 مناسب برای قرار دادن خوشه‏های چیده و احیانأ " تنگ شده " در آنها به منظور نگاه‏داری در سردخانه .
یادآوری ـ ظروف مندرج در بند فوق ممکن است چوبی , پلاستیکی محکم , پلاستیکی نرم و یا مقوایی باشند که بر حسب روش فومیگاسیون6 مورد نظر انواع متخلخل یا غیر آن مورد استفاده قرار می‏گیرد و ممکن است بسته‏های مقوایی یا پلاستیکی نرم را درون جعبه‏های چوبی یا پلاستیکی سخت قرار داد .
4 ـ 3 ـ وسیله حمل و نقل مناسب برای حمل ظروف حاوی انگور به سردخانه که بر حسب حجم کار و طول راه می‏توان از کامیون , وانت , تریلر , گاری , فرقان و نظایر آن استفاده کرد . 7
4 ـ 4 ـ گوگرد یا کپسول‏های حاوی دود گوگرد و یا مواد شیمیایی که مولد دود گوگرد هستند نظیر متابی سولفیت پتاسیم و یا بسته‏های پلاستیکی حاوی محلول ماده اخیر بر حسب چگونگی فومیگاسیون مورد نظر .
5 ـ برداشت ـ درجه‏بندی و بسته‏بندی
5 ـ 1 ـ برداشت انگور
برای برداشت انگور باید ابتدا خوشه‏هایی را که دارای حبه‏های رسیده , سالم و یکسان هستند وسیله قیچی باغبانی از ساقه درخت قطع نمود پس از قطع خوشه آن را از تمام جهات معاینه کرد و حتی‏المقدور فقط خوشه‏های سالم را برای نگهداری انتخاب نمود . و درصورتی‏که تراکم حبه‏ها روی بعضی از خوشه‏ها زیاد باشد و به دلایلی بخواهند این قبیل خوشه‏ها را نیز نگهداری نمایند باید ابتدا آن را به نحوی تنک کرد , که از یک طرف هوا بتواند به راحتی به تمام حبه‏های باقی‏مانده روی خوشه برسد و از طرف دیگر خوشه‏ها لخت و بد منظره نشود . همچنین درصورتی که خوشه دارای حبه‏های نارس , لهیده , گندیده , ترکیده و یا خشک باشد باید آنها را با دقت و به طوری‏که به سایر حبه‏ها صدمه نخورد , قطع و حذف نمود .
یادآوری ـ عمل برداشت نباید در هوای بارانی یا هنگامی که شبنم روی خوشه و حبه‏ها است انجام پذیرد و با توجه به این که انگور پس از برداشت پیشرفتی در جهت رسیدن بیشتر نخواهد داشت و از طرفی تأخیر در برداشت به موقع موجب کوتاه شدن عمر آن در سردخانه می‏شود . بهتر است برداشت , بلافاصله پس از رسیدن کامل بیش از نیمی از حبه‏های خوشه انجام پذیرد . رسیدن ارقام مختلف انگور همزمان صورت نمی‏گیرد و برای تشخیص رسیدگی حبه‏ها می‏توان به یکی از طرق زیر اقدام نمود .
الف ـ با ملاحظه رنگ , و مزه خاص هر رقم نسبت به رسیده بودن آن اطمینان حاصل کرد .
ب ـ با اندازه‏گیری ضریب انکسار " عصاره حاصل از فشردن انگور , رسیده بودن آن را مورد تایید قرار داد . این ضریب برای ارقام مختلف متفاوت است و دامنه نوسان آن بین 13 تا 20 می‏باشد . با اندازه‏گیری ضریب انکسار عصاره یک رقم در مراحل مختلف رسیدن , می‏توان عدد معرف رسیدگی آن رقم را مشخص نمود .
پ ـ با اندازه‏گیری نسبت قند به اسید موجود در عصاره انگور , رسیده بودن آن را مورد تشخیص قرار داد . 8 برای این منظور باید قند موجود در عصاره انگور را بر حسب گرم گلوکز در لیتر و اسید آن را بر حسب گرم اسید تارتاریک خشک در لیتر اندازه گرفته و نسبت مورد نظر را به شرح زیر بدست آورد .

6 ـ 2 ـ سرد کردن قبل از حمل :
درصورتی که انتقال انگور به سردخانه در همان روز برداشت میسر نباشد ولی امکان خنک کردن و خنک نگهداشتن آن در محل برداشت موجود باشد باید از این امکانات برای سرد کردن انگور قبل از انتقال به سردخانه استفاده نمود .
6 ـ 2 ـ 1 ـ درصورتی که حمل فوری انگور به سردخانه میسر نبوده و تسهیلاتی هم برای سرد کردن آن در اختیار نباشد باید ظروف حاوی انگور را در زیرزمین یا محل مسقف و یا زیر سایبان نگهداری و در اسرع وقت حداکثر ظرف 24 ساعت نسبت به انتقال آن به سردخانه اقدام نمود .
یادآوری 1 ـ استفاده از وسائط نقلیه مجهز به تجهیزات سرد کننده برای انتقال انگور به سردخانه به خصوص اگر فاصله سرد خانه تا مبداء حمل زیاد باشد , مرجح خواهد بود .
یادآوری 2 ـ در مواردی که معابر منتهی به سردخانه ناهموار باشد باید به راننده وسیله نقلیه سفارش شود طوری وسیله نقلیه را براند که موجب ایجاد لرزش‏ها و حرکات شدیدی که سبب خسارت به انگور می‏شود نگردد .
7 ـ طرز عمل در سردخانه
7 ـ 1 ـ سرد کردن اولیه
به محض رسیدن انگور به سردخانه و قبل از چیدن ظروف آن در محل اصلی نگهداری باید حرارت آن را به فوریت پایین آورد . این عمل با قرار دادن ظروف حاوی انگور در سالن پیش سرد کردن و تقلیل دمای آن تا حدود 4 درجه سلسیوس در مدت 6 تا 24 ساعت بسته به دمای اولیه انگور با گردش هوای سرد انجام می‏پذیرد . برای سرعت عمل بیشتر باید ظروف را کنار هم یا روی هم طوری چید که هوای سرد در حین گردش به راحتی به تمام انگورها برسد .
7 ـ 2 ـ چیدن ظروف در محل اصلی
پس از پایین آمدن دمای انگور , ظروف حاوی آن را به محل اصلی نگهداری در سردخانه منتقل نموده و صرف‏نظر از نوع تسهیلاتی که برای چیدن ظروف در آن محل موجود باشد , باید ظروف را طوری در کنار هم یا روی هم قرار داد که هوای سردخانه در حین گردش به راحتی به تمام ظروف و محتوای آن برسد .
7 ـ 3 ـ دما
اگرچه ممکن است مناسب‏ترین دما برای نگهداری انگور در سردخانه در مورد ارقام مختلف آن کمی با هم تفاوت داشته باشد ولی تا آنجا که تجربه نشان داده است بهترین دمای نگهداری انگورهایی که در هوای آزاد پرورش یافته‏اند بین صفر تا 1/5 ـ درجه سلسیوس و انگورهایی که در گلخانه پرورش یافته‏اند بین صفر تا به علاوه 1+ درجه سلسیوس می‏باشد . نکته مهم در این مورد حفظ دماهای فوق‏الذکر به طور ثابت و یکنواخت در تمام طول مدت نگهداری است .
7 ـ 4 ـ رطوبت نسبی
رطوبت نسبی هوای سرد خانه باید بین 90 تا 95 درصد در تمام طول مدت نگهداری حفظ شود . درصورتی که رطوبت نسبی از 90 درصد کمتر شود چوب خوشه و دم حبه خشک شده و سپس پلاسیدگی و خشک شدن حبه‏های انگور را به دنبال خواهد داشت .
7 ـ 5 ـ گردش هوا
گردش هوا در سردخانه باید به گونه‏ای باشد که حرارت و رطوبت در تمام نقاط و زوایای محل نگهداری انگورها یکسان باشد . حجم مطلوب گردش هوا برای هر تن انگور حداقل 14 متر مکعب در دقیقه باشد . همچنین باید امکان تعویض و تجدید هوای داخل سردخانه فراهم باشد و با وارد کردن هوای خارج بتوان گهگاه آن را تازه نمود .
7 ـ 6 ـ بررسی وضع انگورها در طول مدت نگهداری
هر سه یا چهار روز یک بار باید نمونه انگورهای موجود در سردخانه را به طور تصادفی از جعبه‏هایی که در نقاط مختلف سردخانه قرار دارند مورد معاینه و بررسی قرار داد و در صورت مشاهده هرگونه پدیده نامطلوب از قبیل : سیاه شدن , تخمیر حبه‏ها , خشک شدن و یا تغییر رنگ دم و ساقه , با کنترل و تنظیم دما و درصد رطوبت و استفاده از فومیگاسیون از توسعه آن جلوگیری نمود .
7 ـ 7 ـ تمیز کردن انگور قبل از عرضه
قبل از عرضه انگور نگهداری شده در سردخانه به بازار مصرف باید خوشه‏ها را معاینه و حبه‏های پوسیده , ترکیده و یا خشک شده را از آن جدا نمود و هنگام بیرون بردن انگور از سردخانه ممکن است رطوبت هوا روی حبه‏ها متراکم شده و به صورت شبنم آن را خیس نماید در چنین حالتی باید تا خشک شدن انگورها از هرگونه دستکاری و جابه‏جایی آن خودداری نموده و در صورت امکان با وسایل مقتضی ( از قبیل استفاده از پنکه و نظایر آن ) خشک شدن آن را قبل از جابه‏جایی تسریع نمود .
همچنین می‏توان امکان وقوع یا عدم وقوع شبنم را با استفاده از نمودار پیوست شماره 1 و دستورالعمل آن پیش‏بینی نمود و درصورتی که خطر بروز شبنم وجود داشته باشد از جابه‏جایی انگور خودداری کرد .
8 ـ جلوگیری از فعالیت قارچ‏ها

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   24 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله آیین کار نگهداری انگور در سردخانه