
سلام این مجموعه ی زیبا دارای 30 تصویر با کیفیت با نام مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد.
تصاویری با کیفیت با موضوع حضرت زهرا سلام الله علیها ــ بخش اول
سلام این مجموعه ی زیبا دارای 30 تصویر با کیفیت با نام مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد.
فهرست مطالب مقدمه
فصل اول: نظریه اسلام در باب حکومت: انتصاب یا انتخاب؟
گفتاراول: نصب خاص و نص عام در حاکم
گفتار دوم: چگونه می توان فقیه جامع الشرایط و مبسوط الید را از میان فقها تشخیص داد؟
فصل دوم: ضرورت ولایت مطلقه فقیه
گفتار اول: معانی ولایت (تکوینی،تشریعی، مطلقه)
گفتار دوم: حدود اختیارات ولی فقیه
گفتارسوم: تشکیک در ولایت مطلقه از سوی بداندیشان
الف: آیا کاربرد صحیح حجر در امور عمومی صحیح است؟
ب : آیا لازمه محجوریت، ناتوانی از تصدی است؟
ج: مردم در نظام ولایت فقیه ، ناتوان و محجور فرض نمی شوند.
د: آیا ولی فقیه بر فقها نیز ولایت دارد؟
بخش سوم:رابطه مرجعیت و ولایت فقیه گفتار اول: منشأ تییر حکم در مقام ‹‹ثبوت››
گفتار دوم: تغییر حکم، تابع تغییر زمان
گفتار سوم:تغییر حکم، تابع تغییر قید موضوع
-فصل پنجم: تزاحم دو حکم و اهمیت ملاک
بخش چهارم: پرسشها و پاسخها (استاد مصباح)
منابع و مأخذ
بخش اول: ولایت مطلقه فقیه
ولایت مطلقه فقیه از مطلوبترین مفاهیم حقوقی- سیاسی است که در ایران مطرح شده است، هم بدان جهت که دشمنان مغرض و سرسختی دارد و هم از آن رو که بسیاری از دوستان و طرفدارانش تنیین های صحیح و استواری ارائه نداده، بیشتر به تمجید می پردازند.
تحقیق حاضر متکفل آن است که حدود و اختیارات ولی فقیه را بیان کند و لازم اسـت که ولایت مطلقه فقیه را تبیین کرده اما قبـل از آن بـاید به انتصاب یا انتخابـی بودن ولایت فقیه بپردازیم، زیرا انتصاب و انتخاب هر کدام به تنهـایی ،مـعانی مـتفاوتی از ولایت مطلقه ارائه می دهند. به عبارت دیگر فقهایی که طرفدار انتخاب فقیه، از سوی مردمند فقط فقیه منتخب مردم را دارای ولایت می دانند.
در واقع فقهای جامع الشرایط متعددی که در یک جامعه حاضرند، مطابق نظریه نصب، خود به خود و به صورت قهری دارای ولایتند. اما بر اساس نظریه انتخاب، آن فقها فقط کاندیداهای کسب قدرتند و تنها آن فقیهی حق ولایت دارد که از سوی مردم برگزیده شود[1] .
پس لازم می آید قبل از پرداختن به مسأله ولایت مطلقه ابتدا منشاء آن را معین کنیم، که آیا ولایت فقیه انتصابی است یا انتخابی؟
فصل اول: نظریه اسلام در باب حکومت : انتصاب یا انتخاب؟
دلایل متعددی وجود دارد مبنی بر این که حاکم اسلامی باید از جانب خداوند تعیین گردد وبه عبارت دیگر،حاکم اسلامی در هر زمان باید به نوعی از ناحیه خداوند ‹‹ نصب ›› شود و هیچ کس چنین انتصابی از جانب خودش نمی تواند داشته باشد این ضابطه حتی در مورد شخص پیامبر نیز ساری و جاری است و در این زمان نیز ضابطه همین است و تغییری نکرده است[2].
[1]- محمد تقی مصباح، ‹‹ مفهوم منصوب بودن ولی فقیه چیست›› ،به نقل از نشریه ارزشها- 83، ص1 .
[2] - سخنرانی آقای مصباح، 24/12/84 www. Mesbahyazdi . org با عنوان ‹‹ ولایت فقیه و خبرگان ›› ص13 .
بسم الله الرحمن الرحیم
قطره اى از دریاى مناقب شیر نوشیده از منبع وحى و تنزیل
بازگرفته شده از شیر دانش و شرف جلیل،
مام پاکیزگان از پیشوایان، بزرگِ بانوان جهانیان
حضرت فاطمهٔ زهرا علیها صلوات المصلّین
--------------------------------------------------------------
در کتاب «عیون المعجزات» از سلمان رحمه الله نقل کرده است که گفت :
عمّار به من خبر داد و گفت: آیا مطلب جالب و شگفتى را برایت نقل کنم؟ گفتم: بلى .
گفت: علىّ بن ابى طالب علیه السلام را مشاهده کردم که بر حضرت فاطمه علیها السلام وارد شد ،
همینکه فاطمه علیها السلام آن حضرت را دید عرض کرد :
اُدنُ لاُحدّثک بما کان وبما هو کائن وبما لم یکن إلى یوم القیامة حین تقوم الساعة.
نزدیک من بیا تا از آنچه در گذشته واقع شده ، و از آنچه در آینده واقع خواهد شد و
از آنچه تا روز قیامت هرگز واقع نمى شود برایت خبر دهم .
عمّار گفت: امیرالمؤمنین علیه السلام را دیدم که با شنیدن این سخن به عقب برگشت ، من هم با او به عقب برگشتم و به همراه او رفتم تا اینکه به محضر پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم وارد شد .
رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم فرمود: اى اباالحسن ! نزدیک بیا .
على علیه السلام نزدیک پیامبر آمد و نشست ، وقتى آرام گرفت رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم به او فرمود:
من قضیّه را بگویم یا خودت مىگوئى ؟ على علیه السلام عرض کرد: سخن گفتن شما اى رسول خدا نیکوتر است .
فرمود : گویا تو را دیدم که بر فاطمه علیها السلام وارد شدى و او برایت چنین و چنان گفت و تو برگشتى .
على علیه السلام بعد از شنیدن آن عرض کرد : آیا نور فاطمه علیها السلام از نور ما است؟
فرمود: مگر تو نمیدانى ؟
على علیه السلام خداوند را براى شکر این نعمت سجده کرد.
عمّار گوید: على علیه السلام از نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله وسلم خارج شد و به طرف خانه فاطمه علیها السلام روان گردید ، و من به همراه آن حضرت بودم تا به خانه حضرت زهرا علیها السلام وارد شدیم.
فاطمه علیها السلام شروع به سخن کرد و گفت:
گویا خدمت پدرم رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم رفتى و آنچه به تو گفته بودم براى او نقل کردى؟
على علیه السلام فرمود: بلى همینطور است که مى گوئى.
فاطمه علیها السلام عرض کرد: بدان اى اباالحسن!
خداوند تبارک و تعالى نور مرا آفرید و آن همواره تسبیح خدا مى کرد سپس آن را به درختى از درختهاى بهشت ودیعه نهاد و آن روشن گردید .
هنگامى که پدرم داخل بهشت گردید ، خداوند به او الهام نمود که از میوه آن درخت بچیند و آن را در دهان خود بچرخاند ، او چنین کرد و خداوند نور مرابه صلب پدرم ، سپس از او به مادرم خدیجه منتقل کرد ، تا اینکه از او به دنیا آمدم ، و من از همان نور هستم.
أعلم ما کان وما یکون وما لم یکن یا أباالحسن، المؤمن ینظر بنور اللَّه تعالى.
آنچه در گذشته به وقوع پیوسته و در آینده واقع مى شود و آنچه را که واقع نخواهد شد میدانم، مؤمن با نور خداوندى به حقیقت هر چیز نگاه میکند.