فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص

اختصاصی از فایل هلپ نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

سازمان مدیریت صنعتی

نمایندگی شرق

موضوع :

 

استاد ارجمند :

سرکار خانم سبزواری

ارائه دهندگان :

محمود مقدسیان – موسی بردبار

زمستان 85

فهرست مطالب

عنوان صفحه

دیباچه 3

منابع 22

دیباچه

درارتباط با اشعار شاملومی توان گفت که او توانسته اندیشه ها و دانش خود را در قالب اشعارش ارائه دهد.

شاملو که شعر را ابزاری برای برپایی آزادی می داند در شعرهایش بی پرده سخن می گوید که باعث محو شدن ابهام هنری از اشعارش شده و جنبه شعاری به آن داده است .

نکته ی قابل توجه شعر شاملو آنست که اشعار وی هیچ گاه خالی از تعهد به انسان نبوده است و این در شعر های آخر او زیباتر و عاشقانه تر منعکس می شود . معمولاً اشعاراحمد شاملو مخیل در قالب نثر است و از وقتی سرودن شعر بی وزن را آغاز می کند و شاعری تأثیر گذارمی شود . در واقع شاملو به زبانی می رسد و آن را تا آخرین شعر خود حفظ می کند .

احمد شاملو عاشق نویسندگی بود و ترجمه « دن آرام » عطش نویسندگی شاملو را ارضا کرد.

« دن آرام » کتابی است که تقریبا دارای تصویری حماسی است و شاملو با ترجمه ی دوباره ی « دن آرام » ضرورت این کار را احساس کرده بود.

شاملو در خصوص ترجمه ی « دن آرام » نظر خاصی داشت که : (« دن آرام » یک اثر حماسی است و در این اثر حماس زبان کوچه بازار قابلیت های زیادی را به متن می دهد و « دن آرام » مرحله ی تکوینی زبان کوچه بازار است ) . شاملو با استفاده کردن زبان کوچه در ترجمه ی دوباره ی دن آرام زبان کوچه را رواج داد که پس از آن زبان کوچه مورد توجه شاعران و محققین ایرانی قرار گرفت.

محمود دولت آبادی که خود از نقادان آثار شاملو است درباره « دن آرام » شاملو افزود که این اثر مهر تا یید بر زبان کوچه بازار


دانلود با لینک مستقیم


نقدی بر آثار احمد شاملو 23 ص

مقاله درباره زندگی نامه جلال آل احمد

اختصاصی از فایل هلپ مقاله درباره زندگی نامه جلال آل احمد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره زندگی نامه جلال آل احمد


مقاله درباره زندگی نامه جلال آل احمد

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:56

مقدمه

نزدیک به چهار دهه از خاموشی جلال آل احمد نویسنده و روشنفکر مبرز ما می گذرد. با گذشت هر چه بیشتر زمان حضور اندیشه های وی در عرصه فکر و نقد مسایل اجتماعی بویژه رابطه ما با غرب، روشنفکران و وظایف آن، آزادی قلم و … بیشتر و بحث انگیزتر مطرح می‎شود. از فردای تشکیل جمهوری اسلامی که تحقق برخی از نظریه های آل احمد را به نوعی دربرداشت جنبة سیاسی و اجتماعی دکترین وی مورد توجه قرار گرفت و شاید بتوان گفت که جنبة ادبی شخصیت و آثار وی در حاشیه قرار گرفت.

حضور جلال آل احمد در جریانات روشنفکری دهه های سی و چهل نمودار شرف و حیثیت جامعه روشنفکران بود. مردی که تمامی حجم درد و عظمت رهبری روشنفکران زمان خودش را بر دوش کشید و در چهل و شش سالگی دیگر تاب نیاورد و خاموش گشت.

چهل و شش سال زندگی کرد و در این میان نزدیک به سی سال نوشت و حدود پنجاه اثر از خود باقی گذاشت. این بخشی از کارنامة زندگی جلال است.

جلال آل احمد روشنفکری بود که حتی مخالفانش در وطن پرستی و عشق او به فرهنگ ملی ایران تردید ندارند. نوشتن برای او عبادت بود. زبان و قلبش صریح بود و صراحتی که در کمتر کسی می‎توان سراغ گرفت.

زنده یاد جلال آل احمد با عشق به حقیقت زیست. زندگی ادبی و اجتماعیش سراسر است از این شیفتگی به حق و تا آخر عمر خویش اینچنین زیست. آثار جلال آل احمد و زندگی پرفراز و نشیبش آنچنان گسترده و گوناگونند که پرداختن به تمامی جنبه ها، در حوصلة این صفحات نمی گنجد.


چکیده

« جلال آل احمد» متفکری است که مهمترین دغدغة‌ او در دوران حیاتش ، « بررسی مسائل اجتماعی ایران» بوده است  انجام  این مهم را قالب داستانها ، مقالات وگزارشهای او می توان به وضوح مشاهده نمود. هر چند رشتة‌ تحصیلی آل احمد « ادبیات فارسی » بوده ، تعریف او از « ادبیات» با دیگران متفاوت است.

آل احمد به جدال «سنت» و «مدرنیسم» در ایران توجه دارد،‌ جامعة ایران را دچار به هم ریختگی و «آنومی» می داند وبه دنبال ارائة‌ راه حلی برای این جدال است.

آل احمد به نوعی « بومی – جهانی » می اندیشد وهویتی برای ایرانی قائل است  و خواهان آن  می باشد  که ایرانی بتواند حرفش را به تمام جهان بزند.

آل احمد با « غربی شدن» به شدت مخالف است،‌ اما با « نوسازی » از این باب که  برنامه ریزی نشده وبرون تدبیر در ایران در حال پیاده شدن است، مخالف می ورزد،‌ نه بانوسازی به فضای مطلق آن .

اهمیت خاص غربزدگی از حیث دوران رژیم پهلوی،‌ در این است که جلال، دو واقعیت مهم را که به عقیدة‌ او تحصیل کردگان ایرانی از آن غافل بوده اند ، فهمیده بود .

در مقولة «زنان» آل احمد در آثار داستانی خود ،‌ به دو تیپ از زنان توجه دارد. زن خرافی سنت زده ،‌ و زن غربزده که به نقد هر دو تیپ می پردازد .


زندگی نامة جلال (مثلاً شرح احوالات)

در خانواده ای روحانی (مسلمان- شیعه) برآمده ام. پدر و برادر بزرگ و یکی از شوهر خواهرهایم در مسند روحانیت مردند. و حالا برادرزاده ای و یک شوهر خواهر دیگر روحانی اند. و این تازه اول عشق است. که الباقی خانواده همه مذهبی اند. با تک و توک استثنایی. برگردان این محیط مذهبی را در «دید و بازدید» می‎شود دید و در «سه تار» و گله به گله در پرت و پلاهای دیگر.

نزول اجلالم به باغ وحش این عالم در سال 1302 بی اغراق سرهفت تا دختر آمده ام. که البته هیچکدامشان کور نبودند. اما جز چهار تاشان زنده نمانده اند. دو تاشان در همان کودکی سر هفت خان آبله مرغان و اسهال مردند و یکی دیگر در سی و پنج سالگی به سرطان رفت.

کودکیم در نوعی رفاه اشرافی روحانیت گذشت. تا وقتیکه وزارت عدلیة «داور» دست گذاشت روی محضرها و پدرم زیر بار انگ و تمبر و نظارت دولت نرفت و در دکانش را بست و قناعت کرد به اینکه فقط آقای محل باشد. دبستان را که تمام کردم دیگر نگذاشت درس بخوانم که: «برو بازار کار کن» تا بعد ازم جانشینی بسازد. و من بازار را رفتم. اما دارالفنون هم کلاسهای شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت سازی؛ بعد سیم کشی برق، بعد چرم فروشی و ازین قبیل … و شبها درس. و با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاهگذاری سیم کشی های متفرق. بر دست «جواد» ؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهایم که اینکاره بود. همین جوریها دبیرستان تمام شد. و توشیح «دیپلمه» آمد زیر برگه وجودم- در سال 1322- یعنی که زمان جنگ. به این ترتیب است که جوانکی با انگشتری عقیق به دست و سر تراشیده و نزدیک به یک متر و هشتاد، از آن محیط مذهبی تحویل داده می‎شود به بلبشوی زمان جنگ دوم بین الملل. که برای ما کشتار را نداشتو خرابی و بمباران را. اما قحطی را داشت و تیفوس را و هرج و مرج را و حضور آزار دهندة قوای اشغال کننده را.

جنگ که تمام شد دانشکدة ادبیات (دانشسرای عالی) را تمام کرده بودم. 1325 و معلم شدم. 1326 در حالیکه از خانواده بریده بودم و با یک کراوات و یکدست لباس نیمدار امریکایی که خدا عالم است از تن کدام سرباز به جبهه رونده ای کنده بودند تا من بتوانم پای شمس العماره به 80 تومان بخرمش. سه سالی بود که عضو حزب توده بودم. سالهای آخر دبیرستان با حرف و سخنهای احمد کسروی آشنا شدم و مجله «پیمان» و بعد «مرد امروز» و «تفریحات شب» و بعد مجلة «دنیا» و مطبوعات حزب توده … و با این مایه دست فکری چیزی درست کرده بودیم به اسم «انجمن اصلاح». کوچه انتظام، امیریه. و شبها در کلاسهای مجانی فنارسه درس می دادیم و عربی و آداب سخنرانی. و روزنامة دیواری داشتیم و به قصد وارسی کار احزابی که همچو قارچ روییده بودند هر کدام مامور یکیشان بودیم و سرکشی می کردیم به حوزه ها و میتینگهاشان … و من مامور حزب توده بودم و جمعه ها بالای پسقلعه و کلک چال مناظره و مجادله داشتیم که کدامشان خادمند و کدام خائن و چه باید کرد و ازین قبیل … تا عاقبت تصمیم گرفتیم که دسته جمعی به حزب توده بپیوندیم. جز یکی دو تا که نیامدند. و این اوایل سال 1323. دیگر اعضای آن انجمن «امیرحسین جهانبگلو» بود و رضای زنجانی و هوشیدر و عباسی و دارابزند و علینقی منزوی و یکی دو تای دیگر که یادم نیست. پیش از پیوستن به حزب، جزوه ای ترجمه کرده بودم از عربی به اسم «عزاداریهای نامشروع» که سال 22 چاپ شد و یکی دو قران فروختیم و دو روزه تمام شد و خوش و خوشحال بودیم که انجمن یک کار انتفاعی هم کرده. نگو که بازاریهای مذهبی همه اش را چکی خریده اند و سوزانده. اینرا بعدها فهمیدیم. پیش از آن هم پرت و پلاهای دیگری نوشته بودم در حوزة تجدیدنظرهای مذهبی که چاپ نشده ماند و رها شد.

در حزب توده در عرض چهار سال از صورت یک عضو ساده به عضویت کمیتة حزبی تهران رسیدم و نمایندگی کنگره. و ازین مدت دو سالش را مدام قلم زدم. در «بشر برای دانشجویان» که گرداننده اش بودم و در مجله ماهانة «مردم» که مدیر داخلیش بودم. و گاهی هم در «رهبر» اولین قصه ام در «سخن» درآمد. شمارة نوروز 24. که آنوقتها زیر سایة صادق هدایت منتشر می‎شود و ناچار همة جماعت ایشان گرایش به چپ داشتند. و در اسفند همین سال «دید و بازدید» را منتشر کردم؛ مجموعة آنچه در «سخن» و «مردم برای روشنفکران» هفتگی درآمده بود. به اعتبار همین پرت و پلاها بود که از اوایل 25 مامور دشم که زیر نظر طبری «ماهانة مردم» را راه بیندازم. که تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآورم. حتی ششماهی مدیر چاپخانه حزب بودم. چاپخانة «شعله ور» . که پس از شکست «دموکرات فرقه سی» و لطمه ای که به حزب زد و فرار رهبران، از پشت عمارت مخروبة «اپرا» منتقلش کرده بودند به داخل حزب. و به اعتبار همین چاپخانه ای در اختیار داشتن بود که «از رنجی که می بریم» درآمد. اواسط 1326. حاوی قصه های شکست در آن مبارزات و به سبک رئالیسم سوسیالیستی! و انشعاب در آذر 1326 اتفاق افتاد. بدنبال اختلاف نظر جماعتی که ما بودیم- به رهبری خلیل ملکی- و رهبران حزب که به علت شکست قضیة آذربایجان زمینة افکار عمومی حزب دیگر زیر پایشان نبود. و به همین علت سخت دنباله روی سیاست استالینی بودند که می دیدیم که به چه بواری می‎انجامید. پس از انشعاب، یک حزب سوسیالیست ساختیم که زیر بار اتهامات مطبوعاتی حزبی که حتی کمک رادیو مسکو را در پس پشت داشتند، تاب چندانی نیاورد و منحل شد و ما ناچار شدیم به سکوت.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره زندگی نامه جلال آل احمد

تحقیق درمورد نگاهی کوتاه به تربت شیخ احمد جام 13 ص

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درمورد نگاهی کوتاه به تربت شیخ احمد جام 13 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

نگاهی کوتاه به تربت شیخ احمد جام

 

تربت جامی ها، مردمی خون گرم، مهمان نواز، متدین، سخت کوش، وطن دوست و مرز دارند. تبار آنان آریایی و زبانشان فارسی با گویش شیرین محلی تربتی است. بیش‌تر مردم این شهر مسلمان و پیرو مذاهب شیعه جعفری و سنی هستند. شهرستان تربت جام در سرشماری عمومی نفوس و مسکن 1375 هـ . ش، 210.349 نفر جمعیت داشته است. صنایع دستی شهرستان تربت جام را قالی و قالیچه بافی، کرباس بافی، پلاس بافی، جوال و خورجین بافی، بافتن دستمال و چادرشب و ظروف سفالین تشکیل می دهد. از روزگار کهن صنعت فرش بافی در این شهرستان رواج داشته است و جنبه صادراتی دارد. دار قالی ها معمولا در خانه ها برپا می شود و کارگاه‌های قالی بافی نیز در این شهرستان به فراوانی وجود دارند. قالی‌ها با طرح قالی مشهد در رنگ های لاکی، قرمز دانه و قهوه ای نیز به بازار عرضه می‌شود. آرامگاه شیخ جام، پل خاتون، تپه جهانگیر آباد، تپه سراب، تپه شور قلعه، تپه صدر آباد، تپه طلایی، تپه قشه توت، تپه گرماب، تپه گلارچه، تپه گنج آباد، خواجه حسام، قلعه استای، قلعه زور آباد، قلعه فیض آباد، قلعه گبری، قلعه گوش لاغر، قنقر، کاریز دیوان، گلار صارم و مسجد خواجه عزیزالله مکان های دیدنی و تاریخی این منطقه را تشکیل می‌دهند.

 

مشخصات جغرافیاییشهرستان تربت جام، با پهنه ای حدود 8362 کیلومتر مربع، در شمال خاوری استان خراسان رضوی، در کنار مرز ایران و افغانستان، در مسیر راه مشهد – اسلام قلعه، از نظر جغرافیایی در 35 درجه و 14 دقیقه پهنای شمالی و 60 درجه و 38 دقیقه درازای خاوری و بلندی 928 متر از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستان سرخس، از باختر به شهرستان های مشهد، فریمان و تربت حیدریه، از جنوب به شهرستان تایباد و از خاور به افغانستان محدود است. هوای تربت جام معتدل است و بیش ترین درجه حرارت در تابستان ها به 40 درجه بالای صفر و کم‌ترین آن در زمستان ها به 13 درجه زیر صفر می رسد. میانگین باران سالیانه آن، حدود 254 میلی‌متر است. تربت جام در مسیر راه آسفالته مشهد – تایباد قرار گرفته و به درازای 162 کیلومتر به سوی شمال باختری به مشهد و به درازای 62 کیلومتر به سوی جنوب به شهر تایباد می‌پیوندد. دو راه شنی نیز از این شهر به سوی شمال خاوری، به درازای 171 کیلومتر به صالح آباد و دیگری به سوی جنوب خاوری، به درازای 35 کیلومتر به قلعه حمام کشیده شده است.وجه تسمیه و پیشینه تاریخی تربت جام از روزگار باستان تاکنون به نام های گوناگونی چون «بوزگان»، «بوزیگان»، «بوزجان»، «پوچکان»، «زام»، «سام»، «جام»، «تربت شیخ جام» و «تربت جام» خوانده شده است. شهری باستانی به نام «بوزیگان» و یا « بوزگان» از سده 3 پ. م تا سده 2 هـ . ق، در کنار شهر کنونی وجود داشته که ظاهرا در اثر زلزله از بین رفته است. شهر کنونی از حدود سده 3 هـ . ق، ایجاد و اندک اندک گسترش یافته است. این شهر پس از باز سازی و آبادی دوباره، «بوزجان» یا «پوچکان» نامیده شده و کرسی ناحیه جام، (به گویش شمالی قهستان «زام» یا «سام») گردیده است. شهر تربت جام نیز مانند شهر تربت حیدریه به نام شیخ بزرگی که در آن به خاک سپرده شده سرشناس است. شیخ احمد جام، مقلب به ژنده پیل، از عارفان نامی سده 5 هـ . ق، بود و نام کنونی شهر به مناسبت تربت یا آرامگاه وی «تربت شیخ جام» و «تربت جام» نامیده شده است. تربت جام از روزگاران کهن از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. اهمیت تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و بازرگانی آن، از سده 3-4 هـ . ق، نمایان گشته، و در زمان زندگی شیخ احمد جام (44- 536 هـ . ق) یعنی سده های 5 و 6 هـ . ق، شکوفا شده است.تربت جام در سده های 7 و 8 هـ . ق، هم زمان با یورش مغول و تیمور لنگ آسیب زیادی دید. تربت جام در دوران صفوی به ویژه شاه عباس بزرگ، اهمیت نظامی یافته و در آن، امنیت و آرامش برقرار بوده است. اما در اواخر این دوران و در زمان شاه ساطان حسین صفوی (1105- 1135 هـ . ق) اوزبک ها و افغان ها به مرزهای خاوری ایران، از جمله ناحیه تربت جام، دست اندازی کردند. سرانجام سرداری از خاور ایران، به نام نادر قلی افشار برخاست و افغان ها را از ایران راند و خود در 1148 هـ . ق، پادشاه ایران شد. در زمان نادر شاه افشار، ایران بار دیگر توانمند شد و نه تنها مرزهای خاوری آن، از یورش اوزبک ها، افغان ها و ترکمانان در امان ماند، بلکه به سال 1153 هـ . ق / 1740 م، آن سوی رود جیحون یا آمودریا و قلمرو اوزبک ها، یعنی خوارزم و بخارا هم مطیع نادر شاه و حکومت ایران شد. با درگذشت نادر شاه در سال 1160 هـ . ق، بار دیگر نا آرامی در خراسان آغاز گشت و تا اوایل سده 13 هـ . ق، ادامه یافت.کریم خان زند، که در شیراز بر ایران حکومت می کرد، به احترام نادر شاه افشار، خراسان را هم چنان در دست فرزندان نادرشاه باقی گذاشت. بعدها آقا محمد خان قاجار خراسان، از جمله تربت جام را، در 1210 هـ . ق گشود. فتحعلی شاه قاجار (1212- 1250 هـ . ق) حقوق متحدان نخستین خویش، یعنی ترکمانان که برای دستیابی به حکومت ایران، به قاجاریه کمک کرده بودند، نادیده گرفت و در نتیجه سرکشی ترکمانان آغاز شد و در دوران ناصرالدین شاه (1264 – 1313 هـ . ق) شدت یافت و یکی از شوم ترین دوران های تاریخی را برای مردم خراسان، از جمله ناحیه تربت جام و دیگر شهرهای خراسان خاوری، پدید آورد.

مساجد در شهرستان تربت جام

مسجد مولانا تربت جامدر تایباد تربت جام ، نزدیکی مرز کنونی ایران و افغانستان ، بنایی زیبایی از دوره تیموری به نام مسجد و مزار مولانا شیخ زین الدین واقع شده است . بانی این مسجد پیر احمد خوافی وزیر شاهرخ بهادر تیموری می‌باشد و مسجد در سال 848 هجری قمری به دستور وی ساخته شده است. اهمیت این بنا بیش‌تر از لحاظ دارا بودن کتیبه‌های زیبای سر در ، کاشی کاری معرق و حواشی آن است که از هر جهت ، شامل نکات ظریف هنری و ویژگی‌های دوره تیموری است . در کتیبه کاشی معرق تاریخی مسجد ، نام شاهرخ و پیر احمد خوافی خوانده می‌شود.گذشته از کتیبه تاریخی ایوان و حواشی آن ، کتیبه‌ای بر روی سنگ نقر شده است و در بالای سر قبر قرار دارد . این کتیبه منظوم که به خط نستعلیق نوشته شده ، حاکی از این است که معجر مشبکی از سنگ رخام در سال 1030 هجری قمری از طرف خواجه درویش نامی برای قبر شیخ زین الدین علی ساخته شده است . این معجر هم اینک در خارج مسجد و جلو ایوان نصب شده است . بنا تحت شماره 309، در زمره آثار تاریخی به ثبت رسیده است.مسجد خواجه عزیز الله تربت جامدر شهر تربت جام و در شمال آرامگاه شیخ جام قرار دارد . در حال حاضر به صورت نیمه ویران درآمده است و از سده 5 هـ.ق. بر جای مانده است.مسجد عتیق تربت جام این بنا در جنوب غربی گنبدخانه قرار دارد و مسجد جامعی به سبک شبستانی گنبددار شامل پنج رواق است که رواق‌های محوری آن ، عریض‌تر از رواق‌های کناری است . در مرکز بنا ،‌ گنبدی بر روی چهار تویزه زده شده بوده که بعداً ویران شده است . ابعاد کل بنا 50/25 * 19 متر است.گچ‌بری‌ها ، نقش اندازی آجری روی بدنه گچی و نوع کاشی بنبا ،‌از نقطه نظر سبک ، متعلق به قرن هشتم هجری است و از نظر مطالعه تطبیقی ،


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد نگاهی کوتاه به تربت شیخ احمد جام 13 ص

تحقیق درمورد سید احمد خمینی 8ص

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درمورد سید احمد خمینی 8ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

مقدمه:

حاج احمدآقا در طول مبارزات ملت ایران دربرابر نظام ستم شاهی به سرحلقه اصلی پیوند امام و یاران آن بزرگ مرد و امت وفا دار تبدیل شد، نقشی که تا آخرین لحظات حیات پدر آن را ادامه داد.

مرحوم حجت‌الاسلام سید احمد خمینی در24 اسفند 1324 دومین فرزند ذکور امام خمینی (ره) درشهر مقدس قم پا به عرصه وجود نهاد،‌ دوره‌های تحصیل ابتدایی و متوسطه را در قم به پایان رساند، در دوره جوانی نیز به دلیل علاقه خاص به ورزش حتی در تیم های دسته دوم فوتبال آن زمان هم به بازی حرفه ای پرداخت.

پس از طی دوره مقدماتی و متوسطه حوزه، ‌سطوح عالی را نزد استاتید بزرگی همچون آیت‌الله سلطانی (‌پدر همسر مکرشان)،‌ آیت‌الله حاج مرتضی حائری و ایت‌الله شبیری زنجانی سپری کرد.

سالهای پایانی دوره دبیرستان سید احمد خمینی مصادف با قیام تاریخی 15 خرداد شد و همین قیام، مسیر زندگی وی را تغییر داد، پس از تبعید امام (ره) به ترکیه و عراق در سال 1343، حاج احمد آقا دوسال مخفیانه در ایران زندگی کرد و در سال 1345 مخفیانه برای دیدار پدر عازم نجف شد و در همان جا به دست امام راحل، به لباس روحانیت درآمد.

سید احمد خمینی گره گشای مشکلات انقلاب و حلقه وصل امام و امت

حاج احمد خمینی(ره) از بدو خروج از ایران به سرحلقه اصلی پیوند امام و یاران امام و امت تبدیل شد، نقشی که تا آخرین لحظات حیات پدر آن را ادامه داد، در سال 1356،‌ برخی از همرزمان ایشان توسط ساواک دستگیر شده و ارتباط آنان با وی آشکار شد، فاجعه رحلت برادر بزرگوار ایشان آیت‌الله سید مصطفی خمینی در همین سال به وقوع پیوست که باعث شد نقش حاج احمد آقا در تحولات سیاسی بعدی پررنگ تر شود.

پیام تاریخی رهبر معزز انقلاب

حفظ سلامت امام و مراقبت همه جانبه از جان بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی وظیفه ای بود که فقط از مرحوم حاج احمد آقا برمی آمد؛ سرانجام پس از تحمل چند سال غم جانکاه دوری پدر که مهلک‌ترین خبر به جسم و روح ایشان بود،‌ در شامگاه 25 اسفند 1373 ندای حق را لبیک گفت، رهبر معظم انقلاب پیامی را به مناسبت ارتحال یادگار امام (ره) صادر کردند که خود گویای نقش بارز مرحوم سیداحمد خمینی است، متن این پیام تاریخی بدین شرح است :

" سرانجام پس از هفته‏اى اندوهبار و سرشار از اضطراب و نگرانى، بار سنگین مصیبت فرود آمد و دل‏ امت وفادار دستخوش طوفان غم و محنت‏ شد، یادگار امام و فرزند دلبند و عزیزترین کس او دنیاى فانى راوداع گفت و چهره محبوب و آشناى مردم و غمخوار کشور و انقلاب و خدمتگزارى صدیق براى هدفهاى‏امام عظیم راحل و اندیشه‏اى روشن و چشمى تیزبین در خدمت نظام اسلامى، کشور و ملت و دوستان ودوستداران خود را ترک کرد و ایران اسلامى را به عزاى خویش نشانید.

در دوران پر حادثه انقلاب مرحوم حجة‏الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینى یکى از مؤثرترین‏عناصر در جریانات کلى کشور و انقلاب بود، او براى رهبر کبیر انقلاب فرزندى مهربان و در عین حال ‏مشاورى امین و یارى دیرین و سربازى فداکار و مریدى گوش بفرمان و کارگزارى لایق و کارآمد بود.

امام بزرگ ما بارها محبت پرشور و اعتماد عمیق و تحسین قلبى خود نسبت‏به این فرزند خاضع و مطیع‏ خود را بر زبان آورده بود و نزدیکترین‏ها گواهى صادق آن چنان پدرى را در حق پسر یگانه‏اش ازآن زبان پرهیزگار شنیده بودند.

در طول سالهاى انقلاب چه بسیار گره‏ها که به دست او گشوده شد و چه بسیار کارهاى بزرگ که به تدبیراو انجام گشت از اینها برتر نقش این عنصر پرتلاش و پرتوان در حراست عاشقانه از سلامتى جسمى وآرامش خاطر امام بزرگوار بود، بى‏شک سلامت‏و توان جسمى و قدرت کارى آن قائد عظیم‏الشان دردوران پر مخاطره ده ساله با وجود کهولت‏سنى و بیمارى قلبى در میان عوامل و اسباب عادى از همه بیشتر به ابتکار و مراقبت و پى‏گیرى دلسوزانه این فرزند مهربان وابسته بود، ملت ایران از این بابت ‏بسى مدیون ‏این عزیز فقید است.

تاریخچه خدمات ارزنده آن مرحوم به دوران پس از پیروزى منحصر نمى‏شود، نقش ایشان در دوران‏مبارزات ملت ایران نیز برجسته و فراموش نشدنى است و هر چه زمان به مقطع پیروزى انقلاب اسلامى‏نزدیکتر مى‏شود این نقش و سهم، صاحب آن بزرگتر و روشن‏تر مى‏گردد و چون فاصله زمانى میان فقدان ‏فاجعه‏آمیز مرحوم آیت‏الله حاج سید مصطفى خمینى فرزند بزرگ و نام‏آور امام و روزهاى بازگشت رهبرکبیر انقلاب به کشور فرا مى‏رسد نقش مرحوم حاج سید احمد خمینى در قضایاى انقلاب وضعى استثنایى ومنحصر بفرد مى‏یابد.

بى‏شک در آخرین ماههاى دوران نهضت هیچکس در رابطه با امام بزرگوار نقشى تا بدین حد بزرگ ومؤثر از خود بروز نداده است. تلاش بى‏وقفه و پروانه‏وار ایشان در کنار مشعل فروزان وجود امام عزیز(رضوان‏الله علیه) بسى برکات را منشا گشته و بسى دشوارها را آسان نموده است.

اکنون این یادگار امام از میان ما رفته و ما را در فقدان خود مهموم و مغموم برجا گذاشته است. شکوه این غم جانکاه را به پیشگاه صاحب و مولاى خود حضرت بقیة‏الله الاعظم مى‏بریم و از او دعا براى صبر و تسلى مى‏طلبیم و در عین حال نخستین تسلیت را هم به او مى‏گوییم.

تسلیت‏بعدى به مادر داغدار و محنت کشیده‏اى است که بار سنگین مصائب بزرگ بر دل او سنگینى‏مى‏کند و نیز همسر گرامى و فداکار ایشان و نیز به خانواده معظم و بیت معزز حضرت امام راحل بویژه‏ فرزندان گرامى این عزیز و بالاخص به یادگار برومندش جناب حجة‏الاسلام حاج سید حسن خمینى و نیز به‏عموى بزرگوارشان جناب حجة‏الاسلام والمسلمین آقاى پسندیده و دیگر خاندانهاى وابسته و به همه ملت‏بزرگ ایران و به همه مسلمانان جهان تسلیت مى‏گویم. "

وصیت نامه حاج سید احمد خمینی

مرحوم حاج سید احمد خمینی در سالهای پایانی عمر به ریاضت و سیر و سلوک عرفانی روی آورده بود و با چله نشینی های مدام سعی در تزکیه نفس داشت، وصیت نامه ای که ایشان دوسال قبل از ارتحال آن را نوشته اند حاکی از همین حالات معنوی است:

با امید به رحمت واسعه حضرت حق جل جلاله و ایمان به حقانیت آنچه حضرت خاتم الانبیاء محمدمصطفى(‏صلى الله علیه وآله) آورده است و با اقرار به تبعیت محض از معصومین بزرگوار بخصوص مولاى متقیان‏ امیرمؤمنان و خلیفه بلافصل رسول اکرم(‏صلى الله علیه وآله).

اینجانب احمد خمینى فرزند حضرت امام خمینى‏قدس سره در تاریخ 30 شهریور 71 هجرى شمسى مطابق‏با 23 ربیع‏الاول 1413 قمرى چند سطرى به عنوان وصیت مى‏نویسم تا به این اصل اسلامى عمل کرده‏باشم.

1- وصى خود فرزندم حسن خمینى را قرار دادم تا در صورت امکان به آنچه مورد نظرم است عمل ‏نماید انشاءالله خداوند به ایشان پاداش خیر دهد.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد سید احمد خمینی 8ص

تحقیق درمورد زندگی نامه شیخ احمد جامی 12 ص

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درمورد زندگی نامه شیخ احمد جامی 12 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

شیخ احمد جام ( ژنده پیل )

در میان جمعی از مردانی که در تاریخ ایران نامی دارند خواه از شاعران و دانشمندان و هنرمندان و علمای دین و خواه از سلسله های نامی و وزیران بزرگ شاید کمتر کسی را نظر شیخ الاسلام ژنده پیل احمد جام بتوان یافت که از او خاندانی به وسعت پایداری خاندان این صوفی بلند آوازه بر جای مانده باشد اندکی کمتر از 9 قرن از مرگ این مرد بزرگوار می گذارد و در تمام این مدت طولانی در شمال شرقی خراسان و نقاطی از افغانستان و گاه گاه درباره ای از نواحی هندوستان گروهی از اخلاف او می زیسته اند که مدار افتخار و مایة مباهات عرتشان انتساب بدان شیخ سخت گیر و پرخاشگری خم شکن هول انگیز بوده و هست خاکش در طول قرون همواره مزار خلق بوده و حتی شاهان و مهاجمان جهانگیری چون سنجر و تیمور و شاهرخ و شاه عباس به زیارتش رفته و در بنای گنبد و بارگاهش از بذل مال و کوشش فروگذار نکرده اند امروز هم خاندان شیخ احمد جام متفذترین خاندان ولایت جام است و خاصه در تربت جام دارای نفوذ فوق العاده اند و امامت جمعه و زعامت تسنن را در دست دارند.

ما در همایون پادشاه هندوستان از نسل احمد جام بوده و بنابراین سلاطین تیموری هند که همه به طوراثی به سلطنت رسیده اند از طرف مادر نوة شیخ احمد جام و از سوی پدر به امیر تیموری گورکان انتساب دارند.

زندگانی شیخ احمد جامی

شیخ الاسلام ابونصر احمد بن ابی الحسن بن الحمد بن محمد نامقی جامی ملقب و مشهور به ژنده پیل احمد جام صوفی بزرگی است که نژاد او عرب و جد اعلای وی جریر بن عبدالله بجلی از صحابة پیغمر (ص) بود احمد بلند قامت و نیرومند دلیر بوده و درد نامق بر همه همسالان خود برتری داشته است.

جوانی احمد تا هنگام توبه به می خواری و عیش و ظرب گذشت وی با گروهی از همسالان فاسد و تبهکار خود حلقه ای داشت که به نوبت گرد هم می آمدند و باده گساری می کردند این یاران در سالهای پس از توبه نیز گاه مزاحم شیخ بودند وی را منغّض عیش خود می دانستند توّبه احمد و توّبه او به عبادت و ریاضت و ترک می گساری هنگامی آغاز شد که کرامتی مشاهده کرد و شبی در حلقة یاران شراب مبّدل به شربت گردید شیخ بیدار و هوشیار شد و از گروه دوستان گذشت کناره گرفته و زهد و خلوت پیشه کرد و روی به دینداری و عبادت نهاد وی بیست و دو سه ساله بود که به گوشه نشینی و تزکیة نفس پرداخت و به کوهها رفت ابتدا 12 سال در کوه نامق و سپس شش سال در کوه بزد جام یعنی روی هم رفته مدت 18 سال در خلوت و انزوا به سر برد پس از آن ترک عزلت گفت و برای ارشاد مردم و توبه دادن میخواران و گناهکاران به میان مردم بازگشت شهر جام به تربت شیخ جام مدفن شیخ الاسلام احمد جام نامّقی زنده پیل است جام تا اوایل قرن هفتم هجری یکی از توابع شهر نیشابور بزرگ قدیم بوده است محتمل است اسم اصلی آن ژام بوده که بهرور حرف ( ژ ) جای خود را به ج داده است.

مصنفات شیخ الاسلام

احمد جام مصنفات بسیار دارد و از آن جمله است سراج السائدین در سه جلد انیس التائبین راسلة سمرقنّد به مفتاح النجاة و روفته المذبنین که تصنیف این کتاب را در سال 52 هـ به اسم سلطان سنجر سلجوقی نموده کتاب بهار الحقیقه کنوز الحکمه، فتوح الروح، الاعتقادت، التذکیرات، الزهدیات و دیوان اشعار این مجموعه بنا قسمتی از خانقاه شیخ الاسلام احمد جامی قدس سره عبارف شهیر قرن پنجم هجری قمری است که از قرن هشتم هجری قمری باقی مانده است لیکن الحاقات آن متعلق به قرن نهم تا یازدهم هجری قمری می باشد.

اولاد شیخ الاسلام

احمد جام مردی پر فرزند از او چهل و دو مولود بهم رسیده سی و نه پسر و سه دختر که چهارده تن از پسران شیخ پس از درگذشت وی در حیات بودند فرزندان شیخ از هشت منک.حه متولد شده اند.

پیر و مرشد احمد جام

شیخ احمد جام پس از توبه در سن 22 سالگی شیخ احمد جام اصرار زیادی به شکستن خمرهای شراب داشته و تا آخر عمر هر جا خمره سراغ می کرده به شکستن و از بین بردن آن می پرداخته و این کار یکی از سجایان شیخ احمد جام بوده است.

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی مدّتها بعد از شیخ احمد جام به دنیا آمده و در پایان غزلی از شکستن خمرهای شراب به دست شیخ اظهار تأسف کرده و سروده است :

حافظ مرید جام می است این صبا برد

و ز بنده بندکی برسان شیخ جام را

و خواجه شیراز با بیان لطیف از خم شکنی شیخ تاسف خود را بیان کرده است با فغانی شیرازی که در مشهد مقدس به دار باقی شناخته درباره خم شکنی شیخ جام بیت زیر را سروده است:

مستان اگر کنند فغانی به توبه میل

پیری به اعتقاد به از شیخ جام نیست

شکستن خم های باده در زمانهای گذشته هم متداول بوده چنانکه در اواخر عهد فتحعلی شاه قاجار یکی


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درمورد زندگی نامه شیخ احمد جامی 12 ص