فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

فایل هلپ

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق درباره اطلاعات مالی حسابرسی شده

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درباره اطلاعات مالی حسابرسی شده دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 3

 

اطلاعات مالی حسابرسی شده مهمترین نیاز بازار سرمایه است

از جمله توقعات سازمان بورس و اوراق بهادار از این حرفه شفافیت اطلاعات است که این موضوع با کارایی بازار سرمایه ارتباط تنگاتنگی دارد و کارایی بدون اطلاعات محقق نمی شود. علاوه بر اطلاعات تاریخی ،‌ اطلاعات آتی شرکت هاکه مهمترین بخش است در قیمت سهام بسیار مؤثر است و باتوجه به امکان دستکاری این نوع اطلاعات باید استاندارد 330 مورد توجه ویژه ای قرار گیرد.

در بحث الزامات صورت‌های آتی باید توسعه و ارتقا شفافیت حرفه حسابداری و حسابرسی مدنظر قرار گیرد تا همزمان با توسعه بازار و راه اندازی محصولات جدید مانند صندوق های سرمایه گذاری این حرفه نیز همگام با بازار سرمایه حرکت کند.

نقش اطلاعات شفاف در ارزش جاری و حباب قیمت ها سهام شرکت‌های سرمایه گذاری محسوس است. این نوع از شرکت ها در دوران رونق با اقدام به تجدید ارزیابی ، سود بیشتری شناسایی و تقسیم می کنند که همین مسئله در دوران رکود مشکلات متعددی را برای این دسته از شرکت ها ایجاد می کند.

هدف سازمان بورس از ایجاد بازار شفاف بدون منصفانه و با کارآیی بالا استباید در دو حوزه معاملات و اطلاعات شفافیت به وجود آید که این مهم ازطریق دریافت اطلاعات مالی شرکتها به دست می آید.

مهمترین نیاز بازار سرمایه اطلاعات مالی حسابرسی شده و بررسی و اظهارنظر و اعتباردهی حسابرسان و حسابداران است.

از دیگر توقعات سازمان بورس از این حرفه دقت و رعایت آیین رفتار حرفه ای است تا مواردی چون دستکاری گزارش های مالی و تزلزل و کاهش کیفیت صورت های مالی به وجود نیاید.

در گزارش های مالی شرکت های بورسی بسیارمهم هستند. ‌به دلیل اینکه اطلاعات لازمه قیمت گذاری سهام شرکت‌های بورسی است و بازار فرابورس هم راه اندازی خواهد شد صراحت در گزارش های مالی از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

نحوه گزارشگری مالی در صنایع خاصی چون بانکها ، بیمه ها ، لیزینگ ها شرکت های و سرمایه گذاری‌ متفاوت است به همین منظور کمیته استانداردسازی در حال اصلاح و تهیه گزارشگری‌های خاص است.

از جمله اقدامات مهم برای جهانی شدن بورس ایران رعایت و تطابق حرفه حسابداری حسابرسی با استانداردهای جهانی است و برای ارتباط بورس کشور با دیگر بورسها باید به سمت استانداردسازی و کسب اعتبار جهانی حرکت کنیم.

اساس قیمت گذاری سهام شرکت برپایه سودآوری شرکتها است که محصول فرایند گزارشگری مالی استوی به ورود ابزارهای جدید به بورس اشاره کرد و گفت: باتوجه به اتمام طراحی قراردادهای آتی (فیوچر) و آ‌ماده بودن این ابراز جدید برای حضور در بورس باید چگونگی ثبت و گزارشگری این محصول و دیگر ابزار مالی به نام صکوک که در 8 نوع در کمیته فقهی طراحی شده مشخص شود.

  راه اندازی شبکه اطلاع رسانی ناشران (کدال) :با راه‌اندازی این شبکه کاغذ حذف و نحوه اطلاع رسانی متحول خواهد شد و به همین منظور حرفه حسابداری و حسابرسی باید استانداردهای مورد نیاز این شبکه را تهیه کند.

ترازنامه

ترازنامه یا بیلان عبارتست از صورتی که وضع مالی یک موسسه را در یک تاریخ معین ( غالبا آخرین روز ماه یا سال ) نشان می دهد و به همین دلیل به آن صورت وضعیت مالی نیز گفته می شود . ترازنامه در واقع همان معادله حسابداری است که در آن ارقام مربوط به هریک از دو طرف معادله تفکیک و با طبقه بندی جزییات نمایش داده شده است . به عبارتی ترازنامه صورتی از مایملک و بدهیهای یک موسسه می باشد . عنوان ترازنامه شامل سه سطر است که سطر اول نام موسسه ای می باشد که ترازنامه جهت نشان دادن وضعیت مالی آن تهیه می گردد در سطر دوم نام صورت مالی تهیه شده که همان ترازنامه است ذکر می شود . در سطر سوم تاریخ تنظیم ترازنامه که معمولا یک روز معین است نوشته می شود و این بدان معنی است که ترازنامه نشاندهنده وضع مالی موسسه در یک روز معین است و نه در یک دوره مالی . ضمنا ترازنامه وضعیت مالی یک موسسه را نشان می دهد و نه وضعیت مالی شخصی صاحب یا صاحبان موسسه را چرا که ممکن است ایشان منابع ایجاد درآمد دیگری نیز داشته باشند.


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره اطلاعات مالی حسابرسی شده

تحقیق درباره شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن 40ص

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درباره شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن 40ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 44

 

شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن

«شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن» عنوان مقاله ای است که در شماره 55 فصلنامه مشکوة

به قلم «ابراهیم زنگنه» به رشته تحریر درآمده است، با این مقاله مروری جامع، اما فشرده بر آنچه که در طول تاریخ بر «نیشابور» گذشته است، خواهیم داشت.

شهرستان نیشابور به مرکزیت ‏شهر نیشابور، 9308 (1) کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن طبق سرشمارى سال 1370 هـ . ش، ‏287/399 نفر است. تراکم نسبى جمعیت این شهرستان حدود 42 نفر در کیلومتر مربع مى‏باشد. 632 آبادى مسکون دارد و در قسمت مرکزى استان خراسان واقع شده است. (2)

این شهرستان با مختصات ریاضى طبق نقشه زیر با طول جغرافیایى بین 58 تا 59 درجه و عرض جغرافیایى بین 35 تا 37 درجه، محدود است از شمال به شهرستانهاى چناران و قوچان، از جنوب به شهرستانهاى کاشمر و تربت‏حیدریه، از مشرق به شهرستان مشهد و از مغرب به شهرستانهاى اسفراین و سبزوار. (3)

این شهرستان داراى پنج ‏بخش است‏ به نامهای:

تحت جلگه به مرکزیت ‏بزغان و دهستانهاى تحت‏جلگه، طاغنکوه، فیروزه.

زبرخان به مرکزیت قدمگاه و دهستانهاى اردوغش، اسحاق‏آباد، زبرخان.

سرولایت‏به مرکزیت چکنه و دهستانهاى بینالود، سرولایت.

میان جلگه به مرکزیت عشق‏آباد و دهستانهاى غزالى، عشق‏آباد، بلهیرات.

مرکزى به مرکزیت‏شهر نیشابور و دهستانهاى دربقاضى، ریوند، فضل، مازول. (4)

دشت نیشابور در دامنه کوه بینالود قرار دارد، این رشته کوه در دنباله رشته کوه البرز در جهت ‏شمال‏غربى و جنوب‏شرقى کشیده شده است. مرتفع‏ترین قله این رشته کوه با 3400 متر در شمال نیشابور قرار دارد که در همان حال بلندترین قله خراسان به‏شمار مى‏آید.

دشت مرتفع نیشابور محصور بین کوههاى بینالود و کوه‏سرخ، فلات ایران را به دشتهاى آسیاى مرکزى مرتبط مى‏سازد و این مسیر در طى قرنهاى متمادى همواره یکى از مهمترین شاهراه ها بوده و جهت مسافرت و حمل و نقل و نیز لشکرکشى‏ها مورد استفاده بوده است. متاسفانه طوایف مهاجم نیز از این شاهراه به منظور یورشهاى ددمنشانه خود بهره برده‏اند.

در حال حاضر، این دشت، مشهد را به وسیله جاده آسفالته درجه یک و راه‏آهن به تهران مربوط مى‏سازد. در طول زمان چنین موقعیت استثنایى برحسب اقتضا به نفع و یا به ضرر شهر نیشابور بوده است. در دوره‏هاى صلح و آرامش، آبادى، جمعیت و بازرگانى نیشابور به سبب داشتن منابع طبیعى مرغوب از قبیل معادن فیروزه و خاکهاى زراعتى وسیع، رو به گسترش نهاده و برعکس در زمان جنگ چون مورد طمع مهاجمان قرار داشته مورد حملات متعدد واقع شده و رو به ویرانى نهاده است. نشانه‏ها و شواهد امروزى که عبارت از خرابه‏هاى متعدد در اطراف شهر است گستردگى این شهر را در زمانهاى قدیم بخوبى نشان مى‏دهد. (5)

وجه تسمیه نیشابور

قدیمترین سندى که از نیشابور یاد مى‏کند اوستا است که با واژه «رئونت‏» به معنى جلال و شکوه از آن نام مى‏برد. احتمالا این واژه بعدها به کلمه ریوند تبدیل شده که اکنون نام دهستانى از توابع نیشابور است. (6) در برخى از متون دوره اسلامى نام دیگر نیشابور «ابرشهر» آمده است که مسلما این لفظ در دوره‏هاى قبل از اسلام به کار مى‏رفته است. سکه‏هاى مکشوفه، این موضوع را مدلل مى‏سازد. براى نمونه در سکه‏اى که تصویر قباد ساسانى را نشان مى‏دهد کلمه ابرشهر دیده مى‏شود. (7)

بحث درباره کلمه ابرشهر زیاد است از آن جمله برخى «ابرشهر» را از ریشه «اپرناک» گرفته‏اند که مربوط به قوم «پرنى‏» است که اسلاف پارتیان مى‏باشند. (8) بعضى ابرشهر (با سکون ب) گویند که مراد شهرى ابرى یا شهرى مرتفع که به ابرها نزدیک است. این هر دو قول بدون مبنا و اصولا مردود است اگر چه براى سند اول هنوز جاى تامل باقى است اما اگر ابر را فارسى قدیم «بر» به معنى بلند جایگاه و رفیع و بزرگ بدانیم کلمه ابرشهر مقبولتر مى‏نماید. (9)

مسکوکاتى که از دوران باکتریان در افغانستان به جاى مانده از پادشاهى به نام «نیکه‏فور» یاد مى‏کند که دامنه فرمانروایى او تا نیشابور گسترش داشته و به روایتى این شهر را وى بنا نهاده است که بعدها به «نیسه‏فور» و «نیسافور» و نهایتا به «نیشابور» تبدیل شده است. «نیسافور» در گویش عرب به معنى شى‏ء سایه‏دار است و شاید در آن جا درختهایى وجود داشته که سایه‏گستر تارک خستگان بوده است. (10)

واژه نیشابور در دوره ساسانى همه جا به شکل «نیوشاپور» آمده است که آن را به معنى کار خوب شاپور یا جاى خوب شاپور گرفته‏اند زیرا شاپور دوم این شهر را تجدید بنا کرد ولى به روایت اغلب مورخان شاپور اول بانى آن بوده است. اگر مطلب بالا را در مورد نوسازى این شهر قرین صحت ‏بدانیم، کلمه «نیو» مى‏توان به شکل امروزى آن «نو» تعبیر کرد و معنى نیشابور چیزى جز شهر نوسازى شده شاپور نخواهد بود و دیگر دلیلى براى بحث در مورد شاپور اول و دوم وجود نخواهد داشت. زیرا که بعضى از مورخان در انتخاب هر یک از آن دو دچار شک شده‏اند ولى قدر مسلم بانى اولیه باید شاپور اول باشد و پس از وقوع زلزله‏اى شاپور دوم امر به ترمیم و بازسازى آن کرده است و این به هر حال کار نیک شاپور دوم بوده است که به لفظ «نیوشاپور» از آن یاد کرده‏اند. (11)

نیشابور در اوایل اسلام به «ابرشهر» معروف بود که در سکه‏هاى دوره‏هاى اموى و عباسى به همین نام آمده است. «ایران‏شهر» هم گفته‏اند که شاید عنوانى افتخارى براى این شهر بوده است. البته چون یکى از چهار شهر کرسى‏نشین خراسان بود لقب «ام‏البلاد» هم براى خود کسب کرده است. (12)


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره شهرستان نیشابور و مهمترین وقایع تاریخ آن 40ص

تحقیق درباره بلاغت قرآن

اختصاصی از فایل هلپ تحقیق درباره بلاغت قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

بلاغت قرآن: از مهمترین ویژگی‌های قرآن کریم و زمینه‌ای میان‌رشته‌ای در مطالعات قرآنی و ادبی

بلاغت در لغت مصدر "ب – ل – غ‌" به معنای رسیدن است و بلاغت در سخن نیز به معنای رسیدن به هدف مورد نظر در گفتار است. گاه نیز بلاغت به ابلاغ مصدر باب افعال به معنای رساندن تفسیر شده و بلاغت در سخن به رساندن معنا در بهترین ساختار زبانی به نحوی روشن و آشکار تعریف می‌شود. بلاغت در مفهوم اصطلاحی آن، گاه عنوان یک دانش از شاخه‌های علوم ادبی زبان عربی است و گاه بسان اصطلاح بلیغ به عنوان صفت گونه خاصی از سخن یا گوینده آن بکار می‌رود. دانش بلاغت از زمره دانش‌های کاربردی به شمار می‌رود که هدف از آن مزیت بخشیدن به سخن و یا مصونیت آن از اشتباهات غیر دستوری است که گاه به شیوه بیان معانی و گاه به شیوه هماهنگی سخن با موقعیت بیان آن و گاه به شیوه گزینش کلمات مربوط می‌شود؛ این سه شاخه به ترتیب در دانش‌های بیان، معانی و بدیع بحث می‌شوند. سخن بلیغ آن است که افزون بر ویژگی فصاحت، ساختارهای گوناگون زبان در موقعیت‌های مناسب آن بکار رفته باشد؛ برای مثال در مکان مناسب از تاکید، تکرار، گزیده‌گویی و زیاده‌گویی و... استفاده شده باشد. بنابراین ویژگی بلاغت به واژگان مفرد نسبت داده نمی‌شود و تنها ترکیب‌ها و عبارات را شامل می‌شود؛ در حالی که ویژگی فصاحت به کلمه نیز نسبت داده می‌شود. کلمه فصیح آن است که حروف آن تناسب آوایی داشته و استعمال آن در معنای مورد نظر نامأنوس نباشد و ساختار صرفی آن مطابق با قواعد ساخت کلمات در زبان عربی باشد و سخن فصیح آن است که افزون بر برخورداری تک‌تک واژگان از ویژگی فصاحت، مجموع سخن نیز ساختار نحوی درست و استواری داشته باشد و کنار هم نشستن واژگان، ناسازگاری آوایی پدید نیاورد و دلالت سخن بر معنای مورد نظر دشوار و پیچیده نباشد.

قرآن خود را "کتاب مبین" که زبانش عربی است، معرفی می‌کند "والکتاب المبین*انا جعلناه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون" زخرف/ ، 2-3. منظور از این تعبیر، اشاره به ویژگی فصاحت در قرآن دانسته شده است. تعبیر "بلسان عربی مبین" در شعراء/ ، نیز به فصاحت و اعجاز بیانی قرآن تفسیر شده است. تاکید قرآن بر تعبیر "عربی مبین" از نظر برخی مفسران، نشان از برتری زبان عربی از جهت گویایی و رسایی دارد و وجه انتخاب آن به عنوان زبان قرآن از همین روی است؛ گرچه خداوند در بیانی عام زبان هر پیامبر و کتاب را زبان قوم وی معرفی نموده (ابراهیم/14، 4) که می‌تواند دلیلی بر نبود ویژگی خاصی در زبان عربی برای انتخاب آن به عنوان زبان قرآن باشد. ویژگی "مبین" در دسته‌ای دیگر از آیات در سیاق نفی برخی اتهامات کافران آمده است. برای نمونه در پاسخ به اتهام اخذ قرآن از برخی آشنایان به کتاب‌ها و ادیان گذشته، زبان این افراد را اعجمی معرفی کرده و با توصیف قرآن به "عربی مبین" آن را دلیلی بر نادرستی این ادعا شمرده است " ولقد نعلم أنهم یقولون إنما یعلمه بشر لسان الذی یلحدون إلیه أعجمی وهذا لسان عربی مبین" نحل/16، 103. اعجمی به نارسا و عربی مبین به زبان شیوا و رسا تفسیر شده است. تاکید بر ویژگی "مبین" در نفی اتهام شاعری از پیامبر نیز تکرار شده است "وما علمناه الشعر وما ینبغی له إن هو إلا ذکر وقرآن مبین" یس/ ، . در آیه 28 زمر نیز قرآن متنی عربی بدون کژی و ناراستی توصیف شده "قرآنا عربیا غیر ذی عوج" که از نظر مفسران، اشاره به فصاحت قرآن دارد. ویژگی فصاحت و بلاغت در قران، عنصری اساسی در این متن شمرده می‌شود و لذا ترجمه قرآن و یا بازخوانی معانی آن به بیانی دیگر از نظر مفسران و فقیهان، قرآن نامیده نمی‌شود. گویاترین آیه در ارتباط با بلاغت قرآن، آیه 23 زمر/ است که قرآن را سخنی نیکو و همسان در راستی و درستی معانی و تناسب و استواری نظم و تالیف، معرفی می‌کند: "اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَاباً مُتَشَابِهاً مَثَانِیَ ...". افزون بر این تعبیرهای عام در برخی آیات نیز به جلوه‌های هنری بخش‌های از قرآن چون داستان‌های آن توجه شده است "نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القرآن" یوسف/12، 3. برخی مفسران نیز منظور از "احسن القصص" را نه تنها داستان‌ها که شامل همه قرآن دانسته و وجه نام‌گذاری قرآن به قصه را برخورداری آن از نهایت فصاحت و زیبایی و سازگاری الفاظ و معانی آن دانسته‌اند. افزون بر برخورداری قرآن از برخی ویژگی‌های بلاغی که بر زیبایی آن افزوده، برخی مفسران به وجود پاره‌ای ویژگی‌های در قرآن توجه نموده‌اند که معمولا از سطح هنری هر سخنی می‌کاهند، اما قرآن با وجود این ویژگی‌ها از جمله: پرهیز از شعر و مبالغات و تشبیهات خلاف واقع و وجود مضامین حقوقی و اخلاقی و تکلیف و بیم و پرهیز، در بالاترین سطح بلاغی و هنری قرار دارد.

قرآن و ادبیات عرب قبل از اسلام

بلاغت قرآن از نگاه تاریخی به جایگاه ادب و سخنوری در بین مردم عرب ارتباط دارد. منطقه شبه جزیره عربی در دوره نزدیک به ظهور اسلام، تحولات بنیادین اجتماعی، فرهنگی و زبانی را به خود دیده است. گشایش مرزهای شبه جزیره به روی مردمان و دولتهای همسایه، زمینه مناسبی برای شکوفایی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی پدید آورده بود. شکوفایی بازرگانی داخلی و خارجی در کنار پیدایش امیرنشین‌های عربی در پیرامون شبه جزیره از جمله: دولت کنده، حیره و غسان، بر تحولات اجتماعی و فرهنگی شبه جزیره افزوده بود. این امیرنشین‌ها غالبا مورد توجه شاعران و ادیبان عرب بودند که برای مدح آنان به آن سو عزیمت می‌کردند. ورود واژگان متنوع و نو نیز از سوی حوزه‌های فرهنگی و زبانی همسایه، گویش‌های قبایل عرب را با تحولی بنیادین مواجه ساخته بود. نمونه‌های بسیاری از واژگان بیگانه در آثار شاعران و ادیبان عرب قبل از اسلام از جمله: امیة بن ابی الصلت و اعشی به چشم می‌خورد. این واژگان دخیل در کنار تنوع گویش‌های قبایل، امتیازاتی چون وجود مترادفات بسیار و متنوع در زبان عربی را موجب شده است. از سوی دیگر سرعت و گسترش نقل و انتقال بازرگانی در سرتاسر شبه جزیره، روابط عمیق و نسبتا محکمی بین قبایل عرب پدید آورده بود. نقش کاهنان و حکیمان عرب نیز که با سخنان شیوا و فصیح، نقش دینی و اجتماعی خود را ایفا می‌نمودند در تحولات فرهنگی و زبانی شبه جزیره حایز اهمیت است. برخی قبایل عرب چون: تمیم، بنی‌اسد و هذیل در سخن‌وری و چکامه‌سرایی شهرت یافته و بازارهای موسمی، محل مناسبی برای هماوردی شاعران و سخن‌سرایان بود تا آن جا که در وجه نام‌گذاری بازار "عکاظ" گفته شده که شاعران در آن بازار به تعاکظ: مفاخره می‌پرداختند. افزون بر آن، رسم شاعران آن بود که از جایی به جای دیگر در سفر و گردش باشند تا محصولات ادبی خود را در هر جای مناسب عرضه نمایند. چنین محیطی به تدریج گویش‌های گوناگون قبایل مرکزی شبه جزیره به ویژه در منطقه حجاز و تهامه رو به نزدیکی و تعامل نهاده، گویشی مشترک موسوم به عربی فصیح، ویژه تولید محصولات ادبی چون: شعر و خطابه و... و نگارش متون رسمی و اداری چون: قراردادهای بین قبایل پدید می‌آید. عربی فصیح به "العربیة العالیة" و "العربیة المبینة" نیز شهرت داشته است. این زبان مشترک در متن مقدس قرآن نیز بکار رفته و لذا برای همه قبایل نسبتا به طور یکسان قابل فهم بوده است. ادب‌پژوهان زبان عربی در این که عربی فصیح غلبه گویشی مشخص چون گویش قریشی بوده و یا آن که برآمده از تعامل گویش‌های گوناگون بوده، اختلاف نظر دارند. عموم مفسران و مورخان اسلامی و به تبع آنها برخی محققان معاصر چون طه حسین به نظر نخست گراییده‌اند و به اموری چون سلطه بازرگانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی قریش در دوره پیش از اسلام استدلال نموده‌اند؛ لیکن گروهی دیگر از محققان، غلبه این نظر را متاثر از تلاش سلطه‌جویانه جناح قریشی در دوره پس از اسلام دانسته، نفوذ همه جانبه قریش در دوره قبل از اسلام را مورد تردید قرار داده‌، عربی فصحی را نتیجه تعاملات تاریخی گویش‌های گوناگونی در شبه جزیره شمرده‌اند.

زبان عربی در اثر فضای جدید تمدنی و فرهنگی که در آن قرار گرفته بود، محیط بسیار مناسبی برای پرورش و گسترش صناعت‌های ادبی گشت و زبان به ابزاری مهم در ساختار اجتماعی و فرهنگی و دینی و مذهبی شبه جزیره بدل شد. جامعه عربی در حالی با متن قرآنی روبرو شد که جملات مسجع کاهنان، سروده‌های شاعران بزرگ به ویژه معلقات هفتگانه، رجزهاى موزون جنگاوران دلیر، خطابه‌های سخنوران چیره‌دست و داستان‌های افسانه‌وار گذشته‌های کهن و ... همگی در همه جا به گوش می‌رسید. کاهنان با جملات آهنگین و قافیه‌دار خود از حوادث گذشته خبر می‌دادند و پیشگویی آینده می‌کردند و به حل اختلافات خانوادگی، حقوقی و دینی و مذهبی مردم پرداخته، مشکلات گوناگون جامعه عربی را تنها با ابزار زبان می‌گشودند. سبک بیان کاهنان به سجع موسوم بود که در تعریفی کوتاه می‌توان آن را نثر قافیه‌دار تهی از وزن معرفی نمود. سجع، کهن‌ترین سبک ادبی زبان عربی است که به نظر برخی ادب‌پژوهان زبان عربی حلقه ارتباطی نثر به شعر بوده است. اسلوب سجع عبارت بود از بیان عباراتی کوتاه، رسا و محکم با فاصله‌هایی منظم و هم‌اندازه بین جملات و برخورداری هر جمله از نظم قافیه و گسترانیدن و پیچیدن معنا در طی عبارات با استفاده فراوان از تلمیحات و استعارات و کنایات و احیانا تعبیرهای معماگونه و رازآلود که امکان فهم چند معنا در آن متصور بود و از مسئولیت کاهن در برابر گفته خویش می‌کاست. محتوای کلام آنها نیز عبارت بود از مجموعه‌ای مثل‌ها و پند و اندرزها و به اصطلاح منطقیان مسلّمات و مشهورات که در قالبی اطمینان بخش و غیر قابل تردید تدوین می‌یافت و به مخاطب چنین وانمود می‌ساخت که مشکلی دیگر وجود ندارد و مسئله به طور کامل حل شده است. از این روی کاهنان، اعتباری بی‌جایگزین در بین مردم عرب یافته بودند و چنین تصور می‌شد که آنان اخبار خویش را از راه ارتباط با غیب به دست می‌آورند. بکار گیری اسلوب سجع در تعداد نسبتا وسیعی از آیات قرآن در کنار وجود برخی شباهت‌های ظاهری همچون ادعای مشترک پیامبر و کاهنان مبنی بر ارتباط با غیب، زمینه مناسبی برای مخالفان پیامبر پدید آورده بود که او را از زمره کاهنان معرفی نموده، اصالت و انحصار پیام او را نفی نمایند. این اتهام به پیوست پاسخ خداوند مبنی بر نفی این اتهام و بیان تفاوت ماهوی کهانت و نبوت در آیات چندی از قران بازتاب یافته است (طور/52، 29؛ احقاف/69، 42). افزون بر آن در تعداد زیادی از روایات نیز کاهنان نکوهش شده، مراجعه به آنها کفر تلقی شده و منبع دانش آنها شیاطین معرفی شده که پس از نزول پیامبر همین راه ارتباطی نیز بر آنها بسته گردید. مساله اختلاف بین کهانت و نبوت از آن چنان اهمیتی برای اندیشمندان مسلمان برخوردار بود که درباره استفاده قرآن از اسلوب سجع نیز بحث‌های اختلاف‌برانگیز فراوانی مطرح نموده‌اند. تعداد نسبتا وسیعی از محققان علوم قرآنی بر این ادعا اصرار ورزیده‌اند که هرگز اسلوب سجع در قرآن بکار گرفته نشده است. آنان در پاسخ به این سوال که تفاوت بین سجع و کلام موزون و قافیه‌دار بسیاری از آیات قرآن چیست، به رابطه لفظ و معنا توجه نموده و سجع را نوعی بازی زبانی شمرده‌اند که معانی تابع الفاظ آن است و از روی تصنع و تکلف و به صورتی ساختگی بیان می‌شود؛ اما در کلام موزون و قافیه‌دار قرآن، الفاظ تابع معانی‌اند و از روی بلاغت و فصاحت و به صورتی طبیعی، آهنگ و قافیه یافته‌اند. پیروان این دیدگاه در تثبیت نظر خویش اصطلاحی جدید و متفاوت بر سبک متناظر با سجع در قرآن ابداع نموده، آن را فاصله نامیده‌اند. پیروان نظریه بکارگیری سجع در قرآن، تفاوت گوهری سجع و فاصله را تنها در منبع و خاستگاه آن می‌شمرند که در سخنان کاهنان از الهامات شیطان و تخیلات بشری برخاسته و در قرآن از خداوند متعال صادر شده است و اما از جهت شکل و اسلوب تفاوتی بین آنها نیست و لذا اطلاق سجع بر اسلوب آیات قرآن درست و بدون مانع است. در واقع سجع، گونه‌ای سبک بیانی زیبا و نیکو است که برخورداری قرآن از آن نه تنها عیب شمرده نمی‌شود که پسندیده نیز است. اسلوب سجع به آیات قرآن به ویژه در دوره مکی این امکان را بخشیده که پندها و پیام‌های متنوع و داستان‌ها و امثال گوناگون را در کوتاه‌ترین عبارات در قالبی منظم به هم دوخته و با برانگیختن پیاپی مجموعه‌ متنوعی از احساسات و عواطف خوانندگان از ترس و شوق و شرم و خشم و... آنها را در فضایی شورانگیز به دام انداخته، ناخودآگاه به ایمان و تسلیم وادارد. این گروه در پاسخ از پاره‌ای روایات نبوی در نکوهش سجع و پرهیز از بکارگیری آن را این گونه توجیه می‌کنند که پیامبر به منظور پاکسازی حافظه مسلمانان از خاطرات دوران جاهلی و برهم‌زدن تداعی ذهنی بین قرآن و سجع کاهنان، چنین دستوراتی داده بود و لذا پس از مدت زمانی دوباره شاهد رواج سجع در بین مسلمانان و حتی صحابه و تابعان هستیم. به عبارت دیگر پیامبر در صدد نکوهش شیوه خاص کاهنان در سجع‌گویی و نه مطلق اسلوب سجع بوده است. شعر نیز در کنار سجع رواج بسیاری داشت. شاعران بسیاری در نقاط مختلف شبه جزیره، ترانه‌های عاشقانه یا حماسه‌های جنگی و یا مداحی و مرثیه می‌سرودند. شعر به دلیل نظم و آهنگ و بعد زیباشناختی آن در فرهنگ شفاهی مردم عرب جایگاهی بی‌جایگزین داشت؛ زیرا بر خلاف متون نثری به راحتی در حافظه‌ها می‌ماند و به سرعت جغرافیا را درمی‌نوردید. با این حال قرآن هرگز از سبک شعر استفاده ننموده و حتی پیامبر نیز بنابر پاره‌ای روایات از خواندن شعر پرهیز می‌نمود. تحلیل سبک شعر در کنار نقش اجتماعی و فرهنگی شاعران در جامعه عرب می‌تواند به حل این پرسش یاری رساند. شعر ابزار بسیار خوبی برای بیان احساسات شخصی و موردی شاعران است؛ اما هرگز نمی‌تواند سبک مناسبی برای بیان گزاره‌های کلی و عمومی در یک متن مرجع با زمینه‌های عقیدتی و دینی باشد. از سوی دیگر پیامبر بی آن که از شعر استفاده کرده باشد به دلیل آهنگین بودن پاره‌ای آیات و نیز ادعای ارتباط با غیب به شاعری متهم بود؛ در ذهنیت مردم عرب هر شاعری با جنی در تماس بود که اشعار را بر او الهام می‌نمود. در واقع سجع شیوه‌ای میانه بین نثر خشک و بی‌روح و شعر به شمار می‌رفت و لذا مناسبترین سبک برای بیان در متنی چون قرآن به شمار می‌رفت. با این حال تداعی بین سجع و کهانت نیز زمینه‌ساز تکذیب پیامبر بود و شاید همین عامل یکی از دلایل آن بود که سبک بیانی قرآن به تدریج و به ویژه در دوره مدنی با بکارگیری جملات بلند و احیانا بدون قافیه در قالب سوره‌هایی بلند و با موضوعاتی نسبتا مشخص‌تر و محدودتر و انسجامی بیشتر، اختلافی محسوس نسبت به دوره مکه یافته، به سبک خطابه و نیز متون نوشتاری نزدیک شود؛ سبکی که امکان بیان تفصیلی را بیشتر در اختیار گوینده می‌نهد. خطابه‌های عرب معمولا در موضوعاتی چون: مفاخره و هماوردی بین افراد و قبایل و.. صورت می‌گرفت؛ گرچه در بین احناف در اثر ارتباط با اهل‌کتاب، بیان خطابه‌های اخلاقی با مضامین پند و اندرز و دعوت به خردگرایی و سنت‌های شایسته گذشته و زدودن آیین‌های ناروا نیز رواج یافته بود. امثال از دیگر گونه‌های ادبی رایج بین عرب قبل از اسلام بود. مثل در تعریف اصطلاحی به عبارتی کوتاه با معنایی رسا گفته می‌شود که از راه تشبیهی گویا و کنایه‌ای نیکو بیان می‌شود. امثال عرب یا از نوع واقعی بوده و به واقعه‌ای حقیقی اشاره داشتند و یا از نوع تخیلی و از زبان حیوانات و ... بیان می‌شدند. مثل در هر دو حالت به تجربه‌ای واقعی و عینی در زندگی


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره بلاغت قرآن

مقاله درباره معنویت مهمترین نیاز بشر است

اختصاصی از فایل هلپ مقاله درباره معنویت مهمترین نیاز بشر است دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره معنویت مهمترین نیاز بشر است


مقاله درباره معنویت مهمترین نیاز بشر است

لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 تعداد صفحات:16

معنویت مهمترین نیاز بشر است

دین آیین نامه زندگی انسان است / اسلام هدایتگر انسان در مسیر سعادت است

خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: عصر ما، عصر بازنگرى و برگشت ‏به دین است. امروزه دین ‏پژوهى به شیوه‏ علمى از پیشرفته ‏ترین تحقیقات و رشته ‏هاى ‏آکادمیک است. به موازات این تغییرات، آثار دینى و دین ‏پژوهى که در غرب منتشر می شوند حجم و تنوع‏ داشته و به زبانهای مختلفی چون انگلیسی و آلمانی سالانه هزاران عنوان کتاب، اعم از مرجع و عادى در این زمینه منتشر مى شود .

به گزارش خبرگزاری مهر به اعتقاد اندیشمندان الهی و روانشناسان دیندار ، سرچشمه‏ دین‏ گرایى انسان، عقل و فطرت او است چرا که انسان در نخستین مراحل آگاهى خویش، از واقعیت خود و اطراف، رابطه خود را با اشیا و رابطه بین اشیا را درک مى‏ کند و این ‏ادراک اندیشه نیازمندى عمومى واقعیتهایى را که شناخته است، ایجاد کرده و همین امر ذهن انسان را متوجه نقطه اتکالی می کند که برآورنده نیاز موجودات  است .

امروزه همواره بحث از تغییر و تحول است. تحولى فراگیر که به عقیده عده ‏اى، در ثابت ‏ترین معیارهاى بشرى رسوخ کرده است معتقدان این گروه بر این باور هستند که هیچکدام از معارف بشرى در برابر این تغییرات، مقاومت نکرده، ارزش ‏هاى مقدس و پایه‏ هاى‏ مذهبى و علمى نیز دستخوش تغییرات عظیم خواهند شد.

در چنین محیطى که همه چیز در برابر فطرت انسان قرار گرفته بود، فطرت خفته بشر، خواستار تعدیل نظامهاى فکرى و اجتماعى حاکم بر محیط خویش ‏شد .

این انقلاب روحى با بازنگرى مبادى فکرى مادیگرایى و بازگشت‏ به عقاید گذشته همراه شد و انسان قرن بیستم دریافت که حرکتى خطرناک را آغاز کرده است، ازاین رو این قرن را باید قرن زنده شدن دوباره معنویت دانست.

دین اسلام هدایتگر انسان در مسیر سعادت است

حجت الاسلام خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران گفت: دین اسلام با ارائه مبانی مشخص به ابعاد مختلف زندگی انسان توجه داشته و پاسخگوی تمامی نیازهای فطری وی است به همین دلیل دین، مسیر اصلی زندگی انسان را مشخص و آن را برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی هدایت و راهنمایی می کند.

وی با اشاره به مسئله اجتهاد اظهار داشت: دین تمام پرسشهای بشر را تا روز قیامت پاسخ می دهد از این رو امام خمینی (ره) فقه را تئوری زندگی از ولادت تا وفات می دانند، اما ممکن است افرادی به عمق اسلام پی نبرند و در این مرحله است که بحث اجتهاد مطرح می شود .

حجت الاسلام خاتمی افزود: مجتهدان شیعه، دین را با زندگی امروز بشر تطبیق و با تکیه بر مبانی  استوار دینی به برآوردن نیاز او می پردازند.

دین بسیاری از ناگفته های انسان و زندگی را مطرح می کند

دکتر قاسم پور حسن استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه دین باطل کننده عقل نیست، افزود: دین، بر عقل خط بطلان نمی کشد تنها تعادل را به انسان می آموزد و این همان چیزی است که اخلاق اسلامی که مبتنی بر دین خاتم است به آن سفارش می کند.

وی بحث در زمینه اخلاق را جزئی از علوم عقلی عنوان کرد و اظهار داشت: سخن پیرامون اخلاق از ارسطو آغاز شده و اخلاقیون بحث خانواده و علم الاجتماع را در برابر اخلاق فردی مطرح کردند و این دو مورد را پیرو فرد و عقل فردی دانستند.

استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به تأثیر بسیاری امور بر معرفت انسان و تکامل شناخت بشر نسبت به مسائل مختلف در طول زمان، ارزش های عقلی را قابل تغییر اعلام کرد و افزود: چون عقل جمعی تحول می یابد پس ارزشهای برخاسته از آن نیز متحول می شوند، اما ارزشهایی که بر مبنای دین استوار هستند تغییر نمی کنند چون با فطرت انسان همخوانی دارند و فطرت تبدیل ناپذیر است.

دین آیین نامه زندگی انسان است

حجت الاسلام دکتر محمد جواد اسکندرلو عضو هیئت علمی مرکز جهانی علوم اسلامی نیز با استناد به گفته شهید مطهری ، دین را آیین نامه زندگی انسانها عنوان کرد و گفت: انسانها موجودات اجتماعی هستند و نمی توانند به صورت انفرادی زندگی کنند به همین دلیل به قواعد و اصولی نیاز دارند که بر اساس آن تصمیم گیری کرده و به ارتباط با یکدیگر بپردازند که بهترین راهنما و دستورالعمل برای آنها، توجه به دین و دستورات آن است.

حجت الاسلام اسکندرلو اسلام را کاملترین آیین و شریعت برای پاسخگویی به نیازهای فردی و اجتماعی انسان معرفی کرد و گفت: اسلام مصالح زندگی فرد را در نظرگرفته، تمام روشهای لازم برای جذب منافع و دور کردن مفاسد را بیان می کند و ازعقل انسان برای رسیدن به این مرحله کمک می گیرد.

وی عقل را مهمترین عامل پس از کتاب و سنت در استنباط احکام دینی عنوان و تأکید کرد: برای بهره گیری صحیح از کتاب و سنت باید به عقل پناه برد که پیامبر درونی انسان است، اگر چه به همه معرفتها از طریق عقل نمی توان دست یافت، برای مثال اینکه انسان چه کند و چه نکند را عقل پاسخ نمی دهد بلکه وحی ، جوابگوی آن است.

دین زندگی انسان را هدفمند می کند

حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم  در گفتگو با خبرنگار مهر ، دین را عاملی برای هدفمند کردن زندگی انسان عنوان کرد و گفت: دین بر سه بخش وجودی انسان یعنی باور، اندیشه و کردار او اثر گذاشته و  زندگی او را تحت تأثیر قرارمی دهد چرا که انسان بدون باور به وجودی برتر، سر در گم و آشفته است و وقتی به باور رسید فکر و اندیشه خود را که دین می تواند به آن جهت دهد به کار خواهد گرفت.

وی عمل انسان را سومین بخش از وجود او معرفی کرد و افزود: وقتی باور انسان بر مبنای عقل و اندیشه وی شکل گیرد، برکردار او تأثیر گذاشته، مسیر زندگی او را تصحیح می کند و انسانی که دیندار است از آرامش بیشتری برخوردار بوده و زندگی  هدفمندی خواهد داشت.

حجت الاسلام نواب با اعتقاد به اینکه دین، همه ابعاد زندگی بشر را در بر می گیرد گفت: دین از پیش از تولد تا پس از فوت، زندگی ما را در برگرفته و برای هر کدام، احکام خاص خود را دارد، حتی دین با حاکمیت هم در ارتباط با لایه های مختلف زندگی انسان عجین شده است.

دین پاسخگوی نیازهای بشری است

حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد:  مباحث فلسفه دین به طور منطقی بر مباحث کلامى مقدم هستند، در بسیارى از موارد رابطه این دو مانند رابطه اصول فقه با فقه است.

وی افزود: موضع اصول فقه، در حقیقت‏ یک موضع بیرون فقهى است و پذیرش مبانى خاص اصولى، در استنباط فقهى فقیه مؤثر است و لذا جاى هر گونه مناقشه ‏اى در باب این مبانى، در علم اصول است، کما اینکه بحثهاى فلسفه دین و انتخاب هر گونه موضعى در حوزه فلسفه دین، در آرای کلامى متکلم نیز مؤثر خواهد بود .

حجت الاسلام خسروپناه در مورد اینکه منشأ گرایش فردى و اجتماعى به دین چیست، گفت: امروزه در این بحث، نظریه ‏هایى مانند نظریه فطرت، نظریه ضمیر ناهوشیار فروید، نظریه فرافکنى بودن دین از فوئرباخ، نظریه اریک فروم و نظریه شلایر ماخر مطرح است و هر فیلسوف دینى با پذیرش یکى از این مبانى، باید موضع خود را در برابر بقیه نظریه ‏ها مشخص کند.

وی با تأکید بر ضرورت نیاز بشر به دین، افزود: چرا على رغم تغییرات اجتماعى و رشد عقلانى بشر، هنوز به دین محتاجیم؟ دین چه نیازهایى از ما انسانها را پاسخ مى ‏گوید که علم یا عقل قادر به پاسخگویى آنها نیستند؟ که این موارد در واقع همان انتظارات ما از دین هستند .

وی یادآور شد: نیازهایى که ما را به سمت دین مى ‏کشانند چند نیاز اساسى است. نیاز به رهایى از ترس و از مرگ، نیاز به رهائى از تنهایى، نیاز درونى ما به اجراى عدالت، نیاز به معنادارى زندگى و نیاز به امیدى که بتوان با آن رنج زندگى را تحمل کرد، از جمله این نیازها هستند


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره معنویت مهمترین نیاز بشر است

مهمترین ارزش های من کدام است

اختصاصی از فایل هلپ مهمترین ارزش های من کدام است دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

مهمترین ارزش های من کدام است

 وقتی که شخصی در جامعه زندگی می‌کند، زندگی کردن به‌صورت هماهنگ و همراه با دیگر افراد جامعه، در نظرش مهم و با‌ ارزش تلقی می‌شود و اگر قرار باشد که زندگی مسالمت‌آمیزی داشته‌باشد، باید قوانین مشخصی باشد که در جای خود مورد‌نیاز است؛ وجود این قوانین کمک می‌کند تا نوع رفتارها و اعمالی که باعث شکل‌گیری یک زندگی صلح‌آمیز می‌شود، مشخص شود. بنابراین افراد خانواده و به‌خصوص فرزندان باید مورد تشویق و دلگرمی قرار گیرند. در این بین این سؤال مطرح می‌شود که ما چگونه می‌توانیم یاد بگیریم رفتارهایی داشته باشیم که مورد پسند و قبول دیگران واقع شود؟ موردی که الان به آن اشاره شد یکی از مهم‌ترین موارد برای زندگی کردن در اجتماع است اما مهم‌تر از آن، آموزش این قبیل از موارد به ما توسط خانواده‌هایمان و از طریق شیوه‌های سنتی است.به‌نظر شما ارزش‌های فردی دقیقا چه چیزهایی است و چه مواردی را شامل می‌شود؟

ارزش‌های فردی مواردی از‌قبیل اجتماع، اخلاق و معنویات و همچنین اعمال و رفتار است که باید به‌صورت منظم و مستمر افراد یک خانواده از میان صحبت‌ها و اعمال و رفتار یکدیگر، از وجود این ارزش‌ها اطلاع پیدا کنند و از آنها بهره‌مند شوند.در این مقاله فهرستی از ارزش‌های فردی را ارائه می‌کنیم و هر یک از موارد ارائه‌شده را به بحث می‌گذاریم. در ادامه، اطلاعات و جزئیات بیشتری از این لیست به دست خواهید آورد.

در ارزش‌های فردی موارد و نمونه‌هایی وجود دارند که بسیاری از آنها از فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف نشأت گرفته و کاملا هم طبیعی است. در فرهنگ‌های مختلف، اهمیت ارزش‌های فردی ه نیز متفاوت است اما ریشه و اساس اغلب این ارزش‌ها حتی در سراسر دنیا یکسان است زیرا مواردی که در بنیاد و اساس‌شان وجود دارد خیلی ابتدایی و شامل مواردی است مانند اینکه چگونه فرد بهتری باشیم و بتوانیم خود را به‌راحتی با جامعه وفق دهیم. در زیر یک فهرست کلی و مهم از ارزش‌های فردی به شما عزیزان ارائه می‌شود که اغلب ارزش‌های مهم و اساسی زندگی را بیان می‌دارد:

عشق و احترام

با محبت کردن و احترام گذاشتن به یکدیگر، بسیاری از موانع و مشکلات موجود در روابط حل می‌شود و این دو ویژگی فقط برای اعضای خانواده نیست بلکه برای سطوح وابسته به اجتماع نیز مفید و کارگر است. عشق و احترام به شما این امکان را می‌دهد که یک انسان واقعی باشید، مردم را بپذیرید و همیشه این احساس را داشته باشید که با اجتماع و افراد جامعه پیوند خورده‌اید و در این صورت است که به معنای واقعی کلمه عضوی از جامعه خواهید شد و به یاد داشته باشید که این مورد یکی از مهم‌ترین ارزش‌های فردی است و باید حتما به دیگران نیز آموزش داده شود.

برقراری ارتباط

ایجاد ارتباط، بسیاری از مشکلات را در هر رابطه‌ای حل خواهد کرد و شما را متوجه روابط سالمی که در اصل وجود ندارد، سوء‌تفاهم‌ها و همچنین بقیه احساسات منفی‌تان می‌کند. بهبود و توسعه توانایی برای صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران، از جمله مشکلاتی است که شما با آنها مواجه‌اید. بنابراین شما می‌توانید هدف‌تان که برقراری یک رابطه بهتر است را در پیش بگیرید و بدانید که برقراری ارتباط با دیگران نیز یکی دیگر از ارزش‌های مهم فردی است.

حساسیت، درک یکدیگر و یکدلی

تا جایی که امکان دارد و برایتان مقدور است، دیگران را درک کنید و نسبت به خواسته‌ها و نیاز‌های آنها حساس باشید و در غم و اندوه دیگران شریک و باعث دلگرمی آنها شوید زیرا انجام کارهایی ازاین قبیل باعث می‌شود که شما به یک انسان خوب و نمونه تبدیل شوید. شخصی که طبیعتا در خانواده چشم به جهان گشوده و در جامعه نیز رشد یافته است نمی‌تواند به‌عنوان یک موجود تنها در جامعه زندگی کند، زیرا لذت زندگی با افراد جامعه را چشیده و همراه با آنها زندگی خوبی داشته و نمی‌تواند بدون وجود آنها و تنهایی زندگی کند زیرا آن شخص نیز نسبت به احتیاجات و خواسته‌های دیگران حساس خواهد شد و نیازهای دیگران در نظرش مهم جلوه خواهند کرد. بنابراین وجود این ویژگی‌ها و خصایص برای زندگی در اجتماع، جزو ارزش‌های مهم به حساب می‌‌آید.

سهیم و شریک

خودخواهی و خودشیفته بودن از ویژگی‌ها و خصوصیات اخلاقی بدی هستند که خواه‌ناخواه شما را از اینکه یک انسان خوب باشید، دور نگه‌می‌دارند. امکانات و تجهیزاتی را که در اختیار دارید حتی‌الامکان با دیگران سهیم شوید زیرا این خصیصه فقط برای اینکه انسان‌خوبی باشید، نیست بلکه به یک شخص این اجازه و امکان را می‌دهد تا به خوبی جای خود را در اجتماع و در میان مردم باز کند و این مورد نیز از ارزش‌های مهم فردیست است

تحمل و بردباری

درست است که همه ما انسان هستیم و خلقت‌مان با دیگران تفاوتی ندارد اما از جنبه‌های مختلفی مانند افکار و اعمال با یکدیگر متفاوتیم و در بسیاری از موارد نیز تفاوت‌های فاحشی با هم داریم. در‌واقع هر شخصی برای خودش افکار و عقاید خاصی دارد که ممکن است از نظر ما یا دیگران قابل قبول نباشد اما در حقیقت این موارد کاملا شخصی است و ما نمی‌توانیم دخالتی در آنها داشته باشیم یا عقیده شخصی‌مان را در آنها دخیل کنیم. علاوه بر این، هر فرهنگ و تمدنی روی رفتارهای هر فردی تأثیر‌گذار است و هر فرهنگی می‌تواند یک شخص با خصایص، عادات و ارزش‌های مختلفی به‌وجود آورد. فردی که به‌عنوان عضوی از جامعه است و در اجتماع زندگی می‌کند، نیاز دارد که با استفاده از فرهنگ و تمدنی که در جامعه و کشورش وجود دارد، کیفیت اعمال و رفتارش را بالاتر ببرد؛ نه به این معنا که همه افراد با فرهنگ‌های گوناگون را تحمل کند بلکه فرهنگ آنها را بپذیرد و موارد مفید و خوب آنها را در زندگی‌‌اش به‌کار بندد. تحمل و بردباری نیز یکی از مظاهر مهم و تأثیر‌گذار روی زندگی و جامعه است و از ارزش‌های مهم فردی به شمار می‌رود و در برقراری ارتباط با دیگران در جامعه نیز بسیار نقش کلیدی و مهمی را ایفا می‌کند.

صداقت و امانت

با خودتان و به‌خصوص با دیگران صادق و روراست باشید زیرا وجود این ویژگی به شما این امکان را می‌دهد که به‌عنوان یک شخص بااعتبار و بی‌نقص در خانواده و جامعه حضور داشته باشید و آثار و نتایج این خصیصه را در کار و عادت‌هایتان خواهید دید و مطمئن باشید که در زندگی و شخصیت‌تان اثر بسزایی دارد. وجود این ویژگی به‌صورت اتوماتیک و خودکار به شما این امکان را می‌دهد که در اجتماع قابل احترام و تقدیر و سپاسگزاری باشید و در این صورت است که شما در وجود‌تان احساس غرور و سربلندی خواهید کرد.

سخت کار کردن


دانلود با لینک مستقیم


مهمترین ارزش های من کدام است